بررسی عوامل موثر بر انواع مخاطرات اجتماعی زندگی جوانان شهر تهران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، جامعه‌شناسی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد، جامعه‌شناسی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران (نویسنده مسئول) E-mail:zeinababbasi85@yahoo.com

چکیده

تحقیق حاضر به انواع مخاطراتی که جوانان در عصرکنونی با آن مواجه هستند، پرداخته است. مخاطره به تصمیماتی که در لحظات ‏سرنوشت­ساز گرفته می­شود، اطلاق می­شود. مخاطرات اجتماعی از منظرهای مختلف مورد بررسی ‏قرار گرفت و از آن میان، دیدگاه آنتونی گیدنز و آلریش بک به­عنوان نظریه محوری انتخاب شد. مخاطره ‏اجتماعی، پیامد ناخواسته تصمیمات افراد است که در شرایط آگاهی و یا عدم آگاهی صورت می­گیرد. انواع مخاطراتی که جوانان در این دوران با آن رو به رو هستند، عبارت اند از: رفتارهای پرخطر، رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون، مخاطرات اجتماعی و اقتصادی و مخاطرات مثبت. برخی از این مخاطرات، آثار سویی بر زندگی آنان دارند و برخی دیگر می­توانند زندگی آنان را متحول کنند. بدین­ترتیب، افراد با آگاهی ازانواع مخاطرات می­توانند واکنش مناسبی از خود نشان دهند. جمعیت نمونه پژوهش، 330 نفر از جوانان (18-30 ساله) دو منطقه شهر تهران بودند که اطلاعات لازم با استفاده از فن پیمایش و تکمیل پرسشنامه گردآوری شد و داده ها نیز بوسیله نرم افزار SPSS تحلیل گردیدند. نتایج نشان می­دهد متغیرهای بازاندیشی هویت ‏شخصی، جهانی­شدن و فردی شدن از ‏عوامل تاثیرگذار بر انواع مخاطرات اجتماعی هستند که تصمیم افراد تحت تاثیر این عوامل ممکن است به پیامدهای نامطلوبی منتهی می­گردد. بین متغیر بحران­های جهانی و انواع مخاطرات اجتماعی رابطه­ای مشاهده نشد. در مقابل مخاطرات منفی، مخاطراتی نیز وجود دارند که دارای پیامدهای مطلوب بر افراد هستند و می­توانند به­عنوان موتور پیشرفت و توسعه هر جامعه و کشوری درنظر گرفته شود. نتایج تحقیق بیانگر آن است که رابطه بین مخاطرات مثبت و جهانی­شدن معنادار می­باشد. همچنین، بین بازاندیشی هویت شخصی با مخاطرات مثبت رابطه معکوس وجود دارد. 

کلیدواژه‌ها


بررسی عوامل موثر بر انواع مخاطرات اجتماعی زندگی جوانان شهر تهران

افسانه کمالی[1]

مرضیه موسوی خامنه[2]

 زینب عباسی[3]

تاریخ دریافت مقاله: 5/11/1394

  تاریخ پذیرش مقاله:4/2/1395

 

مقدمه

قدمت مخاطره[4] به تاریخ عمر آدمی برمی­گردد. در تاریخ و تقویم عمر بشر، روزهایی تلخ با ­نام حوادث و فاجعه­های طبیعی مانند زلزله، سیل، طوفان و برخی حوادث دست ساخته بشر نظیر جنگ­های مصیبت­بار و خونین به ثیت رسیده­اند. این وقایع که با ویرانگری­ها و آسیب­های مختلف انسانی، فیزیکی و اجتماعی همراه بوده­اند، به انسان یادآوری می­کنند که حوادث، جزئی از زندگی وی محسوب می­شوند. علل حوادث طبیعی در عقاید خرافی و مذهبی جستجو می­شد‏. به­گمان گذشتگان، خدایان و عوامل ماورایی برای آنان تصمیم می­گرفتند. خطرات ‏براساس شانس و اراده افراد تعبیر می­شد. به­دلیل ضعف علم، فقدان ابزارهای اندازه­گیری و تفکر ماورای طبیعی، انسان­ها قادر به کنترل و محاسبه نبودند و تسلیم محض طبیعت بودند. نیاز عامل استفاده از قابلیت­هاست. در واقع، نیازها موجب شده­اند که از قابلیت­های خود استفاده کنیم و دانش و فنون مختلفی را برای پاسخ مستمر به خواسته­هایمان کشف و خلق کنیم. با پیشرفت­هایی که حاصل شد، انسان­ها توانستند بر طبیعت غلبه کنند و تاحدی آن را به استخدام خود درآورند. در دوران مدرن، پیشرفت در عرصه­ علم و فناوری به سایر حوزه­های زندگی انسان نیز تسری پیدا کرد.

دنیای متجدد کنونی دارای دو روی سکه است. وجهی از آن، نشان از جنبه­های مثبت و سازنده مدرنیته دارد؛ پیشرفت، امنیت، رفاه و آزادی از ویژگی­های مثبت آن است. چهره­ منفی مدرنیته، آکنده از تهدیدها و مخاطرات هول­انگیز است.(گیدنز،1379 به نقل ازعنبری1390) گاه مخاطرات در دل آنچه مثبت تلقی    می­شود، پنهان گشته ­است. مدرنیته با گسترش فناوری و افزایش سطح رفاه بر دامنه انتخاب ما درحوزه­های مختلف افزوده ­است، اما درعین­حال خطرهای احتمالی بی­سابقه­ای را وارد میدان زندگی ما کرده ­است که نسل­های پیشین به­هیچ­وجه با آن­ها سروکار نداشتند. مخاطرات اجتماعی، پیامد­های نامطلوب تصمیماتی است که در لحظات سرنوشت ­ساز زندگی گرفته می­شود. از مشخصه­های دوران مدرن، فردی­شدن امور است. به دنبال روند رو به رشد فردی ­شدن، هنجارها و رسوم سنتی که مبنای تصمیم­گیری ما بود، از هم فرو  پاشیده، ولی ارزش­ها و هنجارهای جدیدی ابداع نگشته است. درنتیجه، افراد در شرایط عدم­قطعیت­ها قرار گرفته اند و ناگزیر به انتخاب هستند که تصمیم­گیری آنان ممکن است به نتایج ناخواسته ای منتهی ­گردد. مخاطرات ازتصمیمات ما ناشی می­شوند. این تصمیمات، لزوما" در فضای ناآگاهانه گرفته نمی­شوند. علم و فناوری چنان بر بخش­های مختلف زندگی ما سیطره یافته­اند که انسان­ها علی­رغم آگاهی از آثار سوء آن، میل بر بهره­مندی از آن دارند- نمونه­­هایی از این تصمیم­گیری­های آگاهانه را در عمل­های جراحی زیبایی می توان دید. بنابراین در بسیاری موارد، افراد به­عنوان کنشگران آگاهی که مرتکب اشتباه شده­اند، مقصر شناخته می شوند و مورد سرزنش قرار می­گیرند. در هر صورت، افراد در مقابل عمل خود مسئول هستند. پیوند مدرنیته با جهانی­شدن منجر به جهانی­شدن مخاطرات شده است، چرا که تصمیماتی که در گذشته با اتکا به داده­هایی محدود گرفته می­شد، اکنون با گسترش ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی دامنه وسیع­تری یافته و افراد گزینه­های بیشتری برای انتخاب دارند، اما از طرف دیگر، عدم قطعیت­ها مسائل و مشکلاتی را برای آنان ایجاد می­کند. بنابراین، در دوران مدرنیته، ما با مخاطرات بزرگتری در فضای متفاوتی رو به رو هستیم. بشر بیش از گذشته ناامنی، اضطراب و ترس را تجربه می­کند. انسان امروز با بحران­های جهانی نظیر مسائل زیست­- محیطی، تروریسم و بحران­های اقتصادی رو به روست. بدین­ترتیب، پیامدهای نامطلوب تصمیمات اشتباه انسان­ها، در سطح خرد و یا سطح کلان(سیاستمداران) ابعاد جهانی پیدا کرده است. اضطراب، همبسته­ طبیعی ‏هر نوع خطر است. هر نوع تصمیمی در لحظات سرنوشت­ساز با ترس و دلهره ازپیامدهای آن همراه ­است. در عصر تجدد، مخاطرات اجتماعی بیش از هر زمان دیگری زندگی ما را به تسخیر خود درآورده­ است. برخی از مخاطرات، پیامدهای بد و نامطلوبی در زندگی ما دارند. بنابراین یک گرایش تدافعی ‏نسبت به مخاطره حکمفرما شده­ است، آنچه فرهنگ ایمنی یا فرهنگ امنیت نامیده می­شود، مخاطراتی است که همواره به­ وسیله ‏اصول پیشگیرانه امنیت که بهتر از تاسف است، شکل داده می­شود. این حالت عجیب مخاطره با مسئولیت فردی فزاینده ‏در برابر مخاطره ­شدت می یابد،(کمشال،1391) این درحالی است که از اثرات مثبت برخی از مخاطرات نمی­توان چشم پوشید و اصل احتیاط­گرایی و نظارت و خود مراقبتی رفتار در برخورد با این نوع مخاطرات، عاملی بازدارنده­ در جهت دستیابی به کمال خود و ترقی جامعه محسوب خواهد شد. در این شرایط افراد مخاطره­پذیر می­توانند به توانمندی و شکوفایی جامعه کمک کنند. خودانتقادی و نظارت در برخی حوزه­ها تقویت کننده است و افراد را در مقابل برخی از مخاطرات حفظ می­کند، اما افراد محتاط در هنگام تصمیم­گیری­های بزرگ و سرنوشت ساز زندگی که نیاز به برخورداری از اعتماد به نفس بالا، خودباوری و توانمندی دارد، توان خطر کردن ندارند. بنابراین در جهت حفظ موقعیت فعلی گام برمی­دارند و فرصت­های پیشرفت را از دست می­دهند. عدم توان رویارویی درست و منطقی و مقابله با مخاطرات متاخر سبب شده که همچون گذشته فال­بینی، رمالی و اعتقاد به سحر و جادو در جامعه اشاعه یابد. این علوم کاذب، راه را برای دستیابی به معرفت حقیقی می­بندند و تلاش و پشتکار، ایمان و صبر جای خود را به سحر و جادو می­دهند. بدین ترتیب، در شرایط فعلی جامعه ما نیاز به بازنگری و اصلاح و تغییر دارد. در غیر این صورت، این شرایط نمی­تواند جامعه را به ­سوی پیشرفت، خودکفایی و توسعه هدایت نماید.

دوران جوانى، حساس­ترین و پرمخاطره­ترین دوران زندگى انسان است. دوران جوانی، زمان تصمیم­گیری های اساسی است که عموماً تأثیر بسزایی بر تمام ابعاد زندگی فردی بر جای می گذارند. در شرایط پر تحول و تغییرات پرشتاب و پرآشوب جامعه ما و عدم وجود دانش قطعی، اغلب تصمیمات جوانان در فضایی سرشار از آشفتگی و سردرگمی صورت می­بندد. در چنین نظامی، سرنوشت و تقدیر نقشی برعهده ندارند و جوانان خود مسئول تصمیم­گیری­ها و پیامدهای ناشی ازآن به شمار می آیند. علی­رغم اینکه ما با پدیده تورم جوانی جمعیت رو به رو هستیم، اما با پیچیده شدن حیات اجتماعی، جوانان که مهم­ترین نقش را در سازندگی و آبادانی این مرز­ و بوم دارند، به بزرگترین چالش و دغدغه­ مسئولان و خانواده­ها تبدیل گشته­اند. آمارهای رسمی و غیررسمی، وجود مخاطراتی که جوانان امروزی با آن رو به رو هستند، تایید می­کند. این تحقیق به منظور ارزیابی انواع مخاطرات زندگی جوانان صورت می­گیرد و به­دلیل پیوند مدرنیته با مخاطرات اجتماعی در پی آنیم که دریابیم آیا مولفه­های گره خورده با مدرنیته، مانند جهانی­شدن، فردی شدن و بحران­های جهانی، در ایجاد مخاطرات اجتماعی نیز تاثیرگذار هستند؟

پیشینه پژوهش

اصطلاح مخاطره­ اجتماعی، یکی از اصطلاحات جدید در حوزه جامعه­شناسی است. به دلیل تازگی و جدید بودن این اصطلاح، تحقیقات چندانی در این حوزه انجام نشده ­است. در اینجا به برخی از جدیدترین آنها اشاره می­شود.

مهدی امیرکافی در مقاله­ای با عنوان "بررسی احساس امنیت و عوامل موثر برآن (مطالعه موردی شهر تهران)» در مجله تحقیقات علوم اجتماعی ایران(1387) مخاطره را به­عنوان احتمال حوادث نامطلوب و زیانبار تعریف می­کند که با درجاتی از اعتماد، پذیرش مسئولیت و تعهد و یا اشتراک در منافع، تشدید و یا تخفیف می­یابد. او به این نتیجه دست می­یابد که یک چرخه معیوب میان بی­نظمی اجتماعی، مخاطره و احساس نا­امنی و ترس وجود دارد که می­توانند یکدیگر را تولید و باز­تولید نمایند. اما اعتماد  به عنوان ابزاری برای مهار مخاطره و مقابله با عدم قطعیت­هاست که ازسوی کنشگران به ­کار گرفته می­شود.

 

میکاییل سیگریست[5] و جورج سودکویچ[6](2000) در مقاله­ای با عنوان "ادراک مخاطره: با تاکید بر نقش اعتماد اجتماعی و دانش" نشان می­دهند که اعتماد اجتماعی به کارشناسان (کسانی که مخاطرات را مدیریت      می­کنند) به طور قوی با قضاوت درباره مخاطره و سودها همبستگی دارد. بررسی مطالعات حاضر در راستای این پرسش می­باشد که برای چه این­ها مخاطره هستند؟ فرض مسلمی وجود دارد که افراد درهنگام فقدان دانش درباره مخاطره، ناگزیر هستند به کارشناسان اعتماد کنند که آنان در ادراک سودها و مخاطرات نقش تعیین کنند­ه ­ای خواهند داشت. از طرف دیگر، هنگامی­که یک فرد درباره مخاطره دانشی دارد، نیازی به اعتماد براقتدار مدیران وکارشناسان ندارد. در 25 زمینه مخاطره آمیز فناوری و فعالیت­های بشری، پیوند قوی بین اعتماد اجتماعی، قضاوت سودها و مخاطرات و عدم آگاهی وجود دارد. هیچ رابطه معناداری بین اعتماد اجتماعی و قضاوت سودها و مخاطرات وآگاهی مردم از مخاطرات یافته نشد. درنتیجه، پیشنهاد   می­شود عامه مردم غیرمتخصص که درباره مخاطرات دانشی ندارند، درقضاوت سودها و مخاطرات بر اعتماد اجتماعی تکیه کنند. 

ادبیات نظری

تا آنجا که به مخاطره مربوط است، زندگی همیشه امری مخاطره­آمیز بوده است. از گذشته­های دور تاکنون، دیدگاه­های متفاوتی نسبت به مخاطره وجود داشته است. در این بخش، ما تنها به مخاطرات اجتماعی و فرهنگی می­پردازیم.

 مخاطرات روان­شناختی[7]

در این رویکرد، ادراک افراد از محیط پیرامون و این که تا چه اندازه شرایط را نا مطلوب می­بینند، بر ارزیابی کارشناسان و غیرمتخصصان تاثیر می­گذارد. رویکرد روان­شناختی بر روش­های علمی در شناسایی و محاسبه مخاطره تکیه دارد.  با این روش، مخاطرات به شکل آماری قابل محاسبه هستند. واکنش افراد و گروه­های اجتماعی نسبت به مخاطرات واقعی که در هر موقعیتی وجود دارند، براساس قضاوت­های شخصی و ذهنی است. مشکل چنین رویکرد­هایی  آن است که تمایل دارند معانی و رفتار­های مرتبط با مخاطره را تا حد ادراک از مخاطره کاهش دهند و ارزیابی­ها در سطح فردی است. دوگلاس و بک هر دو ضعف ارزیابی مخاطرات فردی شده را در ناکامی آنان در محاسبه و ارزیابی عینیت­های علمی در بستر سیاسی و فرهنگی می­دانند.(دنی[8]،12:2005)

مخاطرات فرهنگی[9]

ماری دوگلاس، از برجسته­ترین چهره­های رویکرد فرهنگی است. او و تعدادی از پیروانش نگاه­شان به مخاطره از منظر ساختارگرایی کارکردی است. دوگلاس(1996) خودش را از تفاسیر فردی شده جدا     می­کند. او اصرار دارد که مخاطره، مفهومی عینی و قابل اندازه­گیری نیست، اما دارای ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. مخاطره را باید در متن و بستر اجتماعی و فرهنگی مورد بررسی قرار داد.(لاپتن[10]،31:1999)

مخاطرات اجتماعی[11]

شامل رویکردهای پدیدار­شناختی[12]، رویکرد حکومت­گرایی[13] و رویکرد جامعه مخاطره­آمیز[14]است.

شارحان پدیدار­شناختی یا هرمونتیک بررسی می کنند که افراد چگونه جهان­شان را به­عنوان یک واقعیت تفسیری و با استفاده از معانی و دانش عرفی تجربه می­کنند. آنان با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق در پی فهم تجربه افراد از مخاطره در جریان زندگی روزمره هستند. ادراک ما از مخاطرات جهان پیرامونی بواسطه کنش متقابل اجتماعی شکل می­گیرد. در واقع، ادراک ما به طوراجتماعی ساخت می­یابد. آن­ها استدلال   می­کنند که این رویکرد بر شکلی از تحلیل که همان موقعیت­های بلاواسطه، جایی که کنش ­اجتماعی اتفاق می­افتد، متمرکز است.(همان،27:1999)

نظریه حکومت­گرایی، بیان می دارد که دولت­­ها به طور فزاینده­ای نگران آن اند که  انجمن­های مردمی، پایانی بر تثیبت قدرت­های دولتی باشند. دولت­ها به حاکمیت بر رفتار افراد تمایل دارند. دولت در پیمایش، بررسی و آموزش افراد نقش دارد تا آن­ها را با هنجارهایی مطابقت دهد. دولت­ها در رشد و پروش عادت هایی برای هدایت کنش و عمل نقش دارند و تفکر درباره روش­های مخاطره و رفاه (فوکو،1972) بخش جدایی­ناپذیر حکومت­گرایی را تشکیل می­دهد. به­کارگیری این شیوه­ها از سوی دولت نوعی همکاری برای حمایت جمعی از مخاطره است.(دنی،34:2005)

چارچوب نظری

عدم توفیق رویکردهای فوق در تحلیل مخاطره کاملا" روشن بود، چرا که در بیشتر موارد نگاهی تک بعدی به مسئله مخاطره داشتند و ابعاد این مسئله را به ­درستی مورد واکاوی قرار نداده بودند. آنچه مسلم است جامعه­ مخاطره­آ­میز بک و گیدنز، بیش از سایر رویکردها، مخاطرات دوران مدرن را تشریح می­کنند. بک و گیدنز تلاش کردند تا با نگاهی تاریخی- انتقادی، مخاطرات جامعه مدرنیته را تبیین و تفسیر کنند که در ادامه به اختصار شرح خواهیم داد.

ما برای توصیف جامعه و شرایط حاضر جهانی، مفهوم "عصر بحران­های توسعه" را با تاکید بر اصطلاح آلریش بک از جامعه­ معاصر با عنوان "جامعه مخاطره" یا "جامعه­ مخاطره­آمیز" به کار می­بریم؛ یعنی، ما در عصری هستیم که عمده­ توجه­مان به مخاطرات، مسائل و بحران­ها ناشی از توسعه و رشد شتابان است. مخاطره عبارت از احتمال خطر یا اثرات زیانبار در یک عمل یا شیء است. مخاطره، منشا درونی و انسانی دارد، اما منشا خطر بیرونی است. گفته می­شود که مخاطره، نتیجه­ آگاهی و انتخاب است، ولی خطر، تحمیل بدون پیش­بینی و آگاهی می باشد. آنتونی گیدنز در تعریف مخاطره، آن را با آگاهی و انتخاب همراه می­بیند، اما آلریش بک با ظرافتی تحسین­آمیز و کاملا" جامعه­شناسانه مخاطره را "پیامد ناخواسته و ناآشنای کنش انسانی" می­خواند. از این رو، با بحث انتخاب و آگاهی همراه با مخاطرات عصر جدید چندان موفق نیست.(عنبری،150:1387-151) در این تحقیق، ما برای بررسی مخاطرات اجتماعی هر دو تعریف را مبنای عمل قرار می­دهیم.

بوین[15](2003) نشان می­دهد که بک دو نوع مخاطره را تعریف می­کند. اول، مخاطرات فیزیکی که می­توانند زندگی را نابود کنند و رادیو اکتیو و سموم را شامل می­شوند. دوم، مخاطرات اجتماعی و فرهنگی مرتبط با ازدواج و دوران کودکی که علوم با بازاندیشی در این دو مورد، هم مشکلات را حل و هم تولید می کنند.(دنی،31:2005)

بک استدلال می کند که افراد در جوامع معاصر غربی در دوره­ای در حال گذار زندگی می­کنند که درآن جامعه صنعتی در حال تبدیل به جامعه ای مخاطره­آمیز است. در این دو رهگذار، تولید ثروت، ملازم مخاطرات است؛ مخاطراتی که به منزله پیامد مدرنیزاسیون در حال گسترش­اند. بنابراین، مشکل اساسی جوامع غربی تولید و توزیع کالاهایی مانند ثروت و اشتغال در وضعیت­های کمیابی- همچنان که در اوایل مدرنیته وجود داشت و هنوز هم در کشورهای در حال توسعه باقیمانده است-نیست، بلکه ممانعت یا به حداقل رساندن زیان­ها یا به عبارت دیگر، مخاطرات است. البته جامعه ما تفاوت­های عمده­ای با جوامع غربی دارد. اگر برای جوامع غربی، فقر و اشتغال پایین مخاطره تلقی نمی­گردد و تنها درصدد کاهش زیان­های ناشی از تولید ثروت به شمار می آیند، در جامعه ما، نبود امکانات، فقر، بیکاری و... برای افراد به ویژه جوانان مخاطراتی را ایجاد کرده ­است. جامعه ما به دلیل عدم توسعه یافتگی هنوز وارد فاز دومی که بک در رابطه با مخاطرات مدرنیته متاخر مطرح می­کند، نشده­ است. امروزه، مناقشات و درگیری­های مربوط به مخاطره بر عرصه­های عمومی و سیاسی و خصوصی در حال سیطره یافتن است. از این رو، افراد ی که در این جوامع زندگی می­کنند، آگاهی بیشتری از مخاطره پیدا می­کنند و مجبور می شوند که در زمینه های روزمره و عادی با مخاطرات رو به رو شوند: "هرکس به نوعی گرفتار پیکارهای تدافعی گوناگون و در انتظار ظهور نوعی خصومت در شیوه زندگی و تغذیه خود است."(بک، 1994 : 45 به نقل از رفعت جاه،1389) علی رغم تفاوت در نوع مخاطراتی که جوامع توسعه­یافته و درحال­توسعه با آن رو به رو هستند، افراد همه جوامع در زندگی روزمره خود با مخاطرات رو به رو هستند و به دنبال چاره­اندیشی برای مقابله و یا کاهش آثار زیان­بار آن می باشند.

بک و گیدنز معتقدند که بین مدرنیته اول و دوم فاصله­ای وجود دارد. به گفته آنان، مدرنیته اولیه بر پایه جوامع دولت- ملت[16] است؛ جایی که روابط، شبکه­های اجتماعی و اجتماعات به طور ضروری در معنای محله­ای و منطقه­ای قابل فهم هستند. الگوهای جمعی زندگی، پیشرفت و کنترل­پذیری، اشتغال کامل و استثمار طبیعت از ویژگی­های مدرنیته اولیه است که حالا با پنج فرایند بهم ­پیوسته تضعیف شده­است: جهانی­شدن، فردی­شدن، انقلاب جنسیتی، بیکاری و بحران­های جهانی. در تئوری واقعی و چالش­های سیاسی مدرنیته دوم، این حقیقت مطرح می­شود که جامعه باید به طور همزمان به این چالش­ها پاسخ دهد.(بک[17]،2:1999) بک در بررسی علل مخاطرات متاخر، فاکتورهایی را مطرح می­کند که بنا به بسترهای متفاوت فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و اقتصادی، برخی از این فرایندها قابل تعمیم به جامعه ما نیستند. آنچه مشهود است، جامعه­ ما نیز تحت تاثیر فرایند جهانی­شدن، فردی­شدن و بحران­های جهانی قرار گرفته ­است. بدین ترتیب، ما از دیدگاه­ بک موارد فوق را برای تبیین مخاطرات اجتماعی اتخاذ می­کنیم. جهانی­شدن فرایندی اجتماعی است که باعث می­شود هر روز تعداد بیشتری از مردم در شرایطی زندگی کنند که در آن نهادهای جدید و از جا کنده شده، جنبه­های اساسی زندگی روزمره را انتظام می­بخشند. ویژگی این نهادهای جدید این است که جریان­های بومی را با روابط اجتماعی جهان یپیوند می­دهند.(گیدنز،38:1384-37) فردی­شدن مورد نظر بک به معنای تجزیه شدن، انزوا، تنهایی یا پایان هر نوع جامعه یا ارتباط نیست. از دیدگاه بک، فرایند آزادبخشی از محدودیت­ها، تنها رهاکردن افراد درون تلاطم جامعه در معرض مخاطره است. فردی­شدن با مخاطرات فردی بیشتری همراه است. فردی­شدن به معنی فروپاشی یقین و سنت در جامعه صنعتی و اجبار برای یافتن و ابداع یقین­های جدید برای خود است.(جارویس[18]،27:2007) بحران­های جهانی مورد نظر او بیانگر آن است که خطرات در گرداب مدرنیته تبدیل به فرهنگ محلی در شکل­های جدید می­شوند. مخاطرات غیر قابل کنترل را نمی­توان به عامل و مکان خاصی نسبت دهیم و به سختی در سطح دولت- ملت کنترل می­شوند.(بک،42:2002) مخاطرات زیست­- محیطی، بحران­های اقتصادی و تروریسم از جمله مخاطراتی هستند که تمامی جوامع با آنها رو به رو هستند. رخدادهایی از این دست، تمامی جوامع را در هر نقطه از این کره­ خاکی تهدید می­کند و تمامی مردمان از پیامدهای ناگوار این مخاطرات در امان نیستند و در ترس و دلهره به ­سر می­برند. پس مسئله یا فرض مرکزی پنهان در جامعه مخاطره­آمیز این است که چگونه می­توان مخاطرات در حوزه سیاست، قانون، علم، فناوری، اقتصاد و زندگی روزمره را کنترل کرد، در حالی که غیر قابل کنترل هستند.

برخلاف مخاطرات شخصی که در اوایل صنعتی شدن ایجاد می­شد، حد و مرز چنین تهدیدهایی را، نه به لحاظ فضایی و نه زمانی و نه اجتماعی، نمیتوان معین کرد. عظمت و ماهیت جهانی مخاطرات چنان­اند که تعیین کمیت و ممانعت و اجتناب از آنها روز به روز دشوارتر می­شود. مخاطرات معاصر، بیشتر رویدادهایی بی­انتها هستند تا وقایعی که فرجام آنها قابل پیش بینی باشد. بک درباره اینکه "سطوح بالاتر و بالاتری از مخاطره ها تبدیل به هنجار می شود" سخن می­گوید.(بک، 13:1995به نقل از رفعت جاه،1389) مخاطره، از ازیاد و تکثیر حضور همه جانبه فناوری مشتق شده­ است. در جوامع مخاطره­آمیز، افراد در انتظار آخرین فناوری­های توسعه­یافته هستند تا از این طریق پیامدهای منفی اختراعات قبلی را جبران کنند. به­ عقیده بک، نهادهای علمی که پیشرفت نمادین دارند، کره­ زمین را بیشتر به نقطه فاجعه نزدیک کرده­اند. از نظر بک، مخاطره و فناوری با هم درارتباط هستند. (دنی،30:2005) مخاطرات در این عصر، در مکان و زمان محبوس نیستند و شکلی جهانی دارند. درنتیجه، مخاطرات این عصر سه خصیصه دارند: محاسبه­ناپذیر، کنترل­ناپذیر و جبرا­ن­ناپذیر. آثار مخرب آن­ها ممکن است چندین نسل را در بر گیرد، زیرا رشد و پیچدگی دانش در نهایت، مخاطراتی تولید می­کند که به دلیل ورود آن­ها در قلمرو الگوها و فرمول­های علمی، فیزیکی و شیمیایی هر روزه فراتر از درک و فهم انسان می­شوند- درصورتی­که در عصر ماقبل مدرن و جامعه صنعتی اولیه، مخاطرات، برتر از فهم آدمی نبودند و به تعبیر خود بک، در معرض درک حواس بودند؛ یعنی، قابل لمس و مشاهده بودند و کمتر در دانش علمی پیچیده جای داشتند. در مدرنیته متاخر، مخاطرات پدیده­ای سیاسی، علمی و عمومی (مردمی)شده­اند؛ یعنی، سیاستمداران، متخصصان و عامه مردم به آن فکر می­کنند، چون راه­ حل یگانه، قطعی و علمی برای مقابله با آن­ها وجود ندارد. (عنبری،1390)

بک به گونه­ای کما­بیش ضد و نقیض، مخاطره را به طور همزمان هم تقویت کننده وضعیت­های غیرعادلانه و هم عامل دموکراتیزه کردن و خلق نوعی شهروندی جهانی می­داند.(بک،35:1992به نقل از رفعت­جاه،1389) برخی از مخاطرات به صورت یکسان همه فراد را در بر می­گیرد- مثل آلودگی هوا- و برخی از مخاطرات به گونه ای نابرابر برخی از طبقات را بیشتر متاثر می سازد- مانند این که فقرا بیشتر از سایر گروه­های اجتماعی در برابر مخاطرات آسیب­پذیر هستند. او با قبول این ایده که مخاطرات واقعی وجود دارند، رویکرد "عینی گرای علمی – طبیعی" را نگه می­دارد، اما با دست زدن به این استدلال که در جوامع غربی در مقایسه با دوره های قبلی مفهوم­پردازی و پرداختن به سرشت و علل مخاطرات متفاوت است، دیدگاه "نسبی گرایی فرهنگی"- یا  به عبارتی، موضع ساختارگرایی اجتماعی ضعیف- را وارد نظریه خود می کند. (رفعت­جاه،1389) ما از دیدگاه نسبی­گرایی فرهنگی بک برای بررسی متغیرهای زمینه­ای و تفاوت های گروهی استفاده کرده­ایم.

بک و گیدنز هر دو به بازاندیشی در مدرنیته متاخر معتقدند، اما تفاوت نگرش این دو نظریه­پرداز اینجا مشخص می­گردد؛ بر اساس نظر گیدنز، مدرنیته دوم بازتاب خواسته­ها و باورها و انتخاب­های افراد در مدرنیته صنعتی است، اما بک معتقد است بازاندیشی نشان ­دهنده وضوح ناخواسته­ها و فرایند ناآگاهانه انتخاب افراد می باشد. از دیدگاه بک، پیامدهای ناخواسته مدرنیته بیش از آن­ که ناشی از دانش وآگاهی باشد، بازنمای ناآگاهی جامعه است. بک، تضاد دانش­ها را سبب عدم قطعیت­ها در جامعه می­داند که تصمیم­گیری را برای افراد مشکل می­کند، در حالی که گیدنز معتقد است در شرایط مخاطره باید به کارشناسان و نظام­های انتزاعی اعتماد کرد و بدین وسیله است که انتخاب­ها از روی آگاهی صورت خواهد­گرفت به خصوص در حوزه بدن و خود.[19](عنبری،256:1390) ما در اینجا در پی آنیم که از این دو نظریه متناقض در تبیین مخاطرات مدرنیته  استفاده کنیم. ما دیدگاه بک را در مورد فرایندهایی که موجب تضعیف مدرنیته اولیه و تولید مخاطره در مدرنیته متاخرگشته، می­پذیریم. برخی از فرآیندها که با شرایط جامعه ما منطبق است، مانند جهانی­شدن، فردی­شدن و بحران­های جهانی به عنوان عوامل موثر بر مخاطره از نظرات بک اتخاذ می­شود. این عوامل سبب پیامدهای ناخواسته کنش می­شوند، در حالی که گیدنز بازاندیشی هویت شخصی را از عوامل تاثیرگذار بر مخاطرات مدرنیته می­داند و معتقد است که خود به منزله تصویری بازتابی از خویشتن است که فرد مسئولیت آن را بر عهده دارد. در مدرنیته متاخر، حقیقت وجود ما همانی نیست که که هستیم، بلکه چیزی است که از خویشتن می­سازیم.(گیدنز،111:1391-112) بازتابندگی خود تا محدوده­ بدن ما نیز امتداد می­یابد؛ بدن جزئی از یک نظام کنشی است و نه صرفا" یک شی منفعل. بازاندیشی هویت شخصی در جامعه ما نمود فراوان دارد؛ به طوری که آمارهای جهانی نیز گرایش افراد جامعه ما بدین سو را تایید می­کنند. بنابراین، ما این عامل را از نظرات گیدنز به عنوان عاملی تاثیرگذار بر مخاطرات مدرنیته لحاظ می­کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل تحلیلی

سن

 

ریسک­های اجتماعی

 

جهانی شدن

 

فردی­شدن

 

بازاندیشی هویت شخصی

 

وضعیت

تاهل

 

پایگاه اجتماعی و اقتصادی

 

وضعت فعالیت

 

بحران­های جهانی

 

جنسیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرضیه های پژوهش

  • بین بازاندیشی هویت شخصی و میزان مخاطرات اجتماعی رابطه وجود دارد.
  • بین جهانی شدن و میزان مخاطرات اجتماعی رابطه وجود دارد.
  • بین فردی­شدن و میزان مخاطرات اجتماعی رابطه وجود دارد.‏
  • بین بحران­های جهانی و میزان مخاطرات اجتماعی رابطه وجود دارد.
  • بین متغیرهای زمینه­ای(سن، جنسیت، وضعیت تاهل، وضعیت فعالیت و پایگاه اجتماعی و اقتصادی) و میزان مخاطرات اجتماعی رابطه وجود دارد.

 

روش­شناسی پژوهش

روش تحقیق

این تحقیق با روش پیمایش انجام شده ­است و از نوع کاربردی و در سطح خرد می­باشد.

جامعه و نمونه آماری

جامعه آماری این پژوهش، زنان و مردان 18تا 30 ساله شهر تهران می­باشد که نمونه های موردن نظر از دو منطقه 3 (بالای شهر) و منطقه17 (پایین شهر) به طور تصادفی انتخاب گردیدند.

روش نمونه­گیری

واحد مشاهده و سطح تحلیل در این تحقیق، فرد می­باشد. از آنجا که جامعه آماری بسیار وسیع بود، نمونه­گیری با استفاده از روش خوشه­ای چند مرحله­ای انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 330 نفر تعیین گردید.

ابزار جمع­آوری اطلاعات

داده­های این تحقیق از طریق پرسشنامه جمع­آوری شد. برای تعیین اعتبار صوری، نظر داوران متخصص در مورد پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. همچنین، برای تعیین روایی، پرسشنامه اولیه در بین 30 نمونه توزیع شد و با حذف برخی سوالات که همبستگی درونی پایینی با کل شاخص مورد نطر داشتند، پرسشنامه نهایی تعیین گردید.

روش تجزیه و تحلیل داده­ها

بعد از جمع­آوری پرسشنامه، داده­ها از طریق نرم­افزارspss  مورد تحلیل قرار گرفت. برای توصیف متغیرها از آماره فراوانی استفاده گردید و برای آزمون فرضیات نیز با توجه به سطح سنجش متغیرها، از مقایسه میانگین­ها، آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره بهره گیری شد.

تعریف مفاهیم

 بازاندیشی هویت شخصی

گیدنز معتقد است در نظم پساسنتی، هویت شخصی پروژه­ای بازاندیشانه می­شود. منظور این است که در جامعه مدرن، انسان­ها دائما" هویت خود را خلق و تصحیح می­کنند و این که که هستند و چگونه این گونه شده اند را مدام مرور می­نمایند. البته هویت شخصی نمی­تواند به راحتی به ­طور ارادی تغییر کند و پیوستگی دارد. ولی نکته­ مهم اینجاست که این پیوستگی ناشی از باورهای بازاندیشانه­ فرد درباره­ زندگی خود است.(گیدنز،25:1384) برای عملیاتی کردن متغیر بازاندیشی هویت شخصی از مولفه­­هایی چون مدیریت بدن و مدیریت افکار و عقاید استفاده شد. با استفاده از مولفه مدیریت بدن، نگرش افراد نسبت به جراحی­های زیبایی، رژیم غذایی، پوشش و آرایش مورد سنجش قرار ­گرفت و به واسطه مولفه مدیریت افکار و عقاید، نگرش افراد نسبت به تغییر ذهنیت­های گذشته ارزیابی گردید.

فردی شدن

فردی شدن بر بیگانگی یا تنهایی دلالت ندارد، بلکه به معنای این الزام در مدرنیته متاخراست که افراد در غیاب یقین­ها و هنجارهای سنتی ثابت و الزام آور و ظهور شیوه های جدید زندگی که به طور مداوم درمعرض تغییرند، باید خود زندگینامه شان را خلق کنند. (بک، 1994 : 13به نقل از رفعت­جاه،1389)بک فردی شدن را فرایند کمک به شکستن الگوهای قبیله­ای-خانوادگی و نهادهای اجتماعی و فرهنگی ازدواج و مکانیسم حمایت خانوادگی می­داند.(جارویس،27:2007) فردی­شدن با مولفه­هایی همچون آزادی جنسی در قالب سوالاتی حول محور تغییر در الگوهای­ سنتی ازدواج؛ حقوق مساوی با شاخص­های نگرش سنجی درحوزه ‏نقش ها و روابط خانوادگی؛ خودباوری(اعتقاد به توانایی خود) و رقابت با پرسش­هایی پیرامون نگرش فرد در مورد ‏مسئولیت فردی در کسب صلاحیت­ها مورد سنجش قرار گرفت.

بحران­های جهانی

به نظر می­رسد که جامعه مخاطره­آمیز نه یک فرایند درون­زا که  فرایندی بیرونی باشد که تصمیم­گیری کشورهای دیگر به ویژه کشورهای مرکز در پدیدآمدن آن نقش دارد. بدین ترتیب، اصلاحات در سطح ملی تقریبا" غیرممکن است. مناطق مختلف جهان تجربیات متفاوتی از بحران­های جهانی دارند. آنچه مشترک است که اثرات ­شان قلمرو زدایی شده­اند.(بک،43:2002) برای عملیاتی کردن متغیر بحران­های جهانی از مولفه­های همچون: مسایل زیست­- محیطی، تروریسم و بحران­های اقتصادی استفاده کردیم و نظرات پاسخگویان را در رابطه با این پدیده­های نوظهور مدرنیته مورد بررسی قرار دادیم. دلیل استفاده از این مولفه­ها و شاخص­ها این است که بحران­های مذکور از مسائل مورد مناقشه و چالش­برانگیز در سطح جهان هستند و تمامی کشورها درگیر یافتن راهی برای برون رفت از آن می باشند.

جهانی­شدن

گیدنز جهانی­شدن را فرایندی اجتماعی می­داند که باعث می­شود هر روز تعداد بیشتری از مردم در شرایطی زندگی کنند که در آن نهادهای جدید و از جا کنده شده، جنبه­های اساسی زندگی روزمره را انتظام می­بخشند. ویژگی این نهادهای جدید این است که جریان­های بومی را با روابط اجتماعی جهانی پیوند  می­دهند.(گیدنز،38:1384) در این تحقیق، جهانی­شدن به واسطه مولفه­هایی مثل میزان استفاده از وسایل ارتباطی همچون: تلویزیون، ماهواره، اینترنت، کتاب، مجله، کلاس­های آموزشی و اعتماد به دانش، مهارت و کارایی کارشناسان مورد سنجش قرار گرفت.

یافته­های پژوهش

با توجه به داده­های حاصل از پیمایش، یافته­های این پژوهش در قالب عناصر استخراج شده الگوهای توصیفی و روابط استنباطی قابل ارائه می­باشد

یافته­های توصیفی از متغیرهای زمینه­ای

پاسخگویان زن در این طرح تحقیقی، 1/56 درصد و مردان 9/43 درصد بوده اند. در متغیر وضعیت تاهل، بیشترین فراوانی متعلق به مجردها (2/59 درصد) بود و متاهل­ها با 9/37 درصد، بدون همسر بر اثر فوت با 3/1 درصد و بدون همسر بر اثر طلاق با 6/1 درصد سایر نمونه های آماری را تشکیل می­دادند. حدود 8/1 درصد از پاسخگویان دارای مدرک زیر دیپلم،22/2 درصد مدرک دیپلم، 6/12درصد مدرک فوق دیپلم، ‏3/40 درصد مدرک لیسانس، 4/19 درصد فوق­لیسانس، 4/3 درصد دکتری و 3/0 درصد تحصیلات حوزوی بودند. ‏آمارها بیانگر آن است که نمونه مطالعاتی ما را افراد تحصیلکرده تشکیل داده­اند. بیشترین افراد شرکت­کننده در تحقیق ما شاغلان با 4/41 درصد بوده­اند و بیکاران حدود 9/23 درصد، افراد خانه­دار 1/12 درصد، محصلان 3/15 درصد و افراد دارای درآمد بدون کار حدود 3/7 درصد از نمونه آماری تحقیق ما را تشکیل می­دادند. میانگین سنی نمونه آماری 25 سال بود.      ‏

متغیر وابسته: انواع مخاطره

بک و گیدنز از مخاطره اجتماعی به صورت کلی و انتزاعی  بحث می­کنند. ما با استفاده از تحلیل عاملی توانستیم آنان را به اجزای کوچکتر، قابل سنجش و قابل فهم تقسیم کنیم. حاصل تحلیل عاملی بدین قرار شد:

جدول 1: تحلیل عاملی متغیر وابسته

متغیرها

kmo

آزمون بارتلت

درجه آزادی

sig

 

 

مخاطره های اجتماعی

831/0

457/527

91

000/0

             

براساس نتیجه آزمونkmo  که مقدار آن برابر با 831/0 است، داده های تحقیق قابل تقلیل به تعدادی عامل­های زیربنایی و بنیادی اند. همچنین، نتیجه آزمون بارتلت (457/527) در سطح خطای کوچکتر از 01/0 معنی­دار می­باشد. بنابراین، تحلیل عاملی از صحت برخورداراست. در مجموع، 4 عامل با مقادیر ویژه بالاتر از یک توانسته­اند 83/63 درصد از واریانس 14 گویه مربوط به مخاطره­ های اجتماعی را تبیین کنند.

جدول 2: تحلیل عاملی میزان مخاطرات اجتماعی

گویه

1

2

3

4

چقدر احتمال می­دهید جراحی­های زیبایی و یا رژیم­های سخت غذایی جان شما را به خطر بیاندازد؟

779/0

 

 

 

چقدر احتمال ­می­دهید بر اثر رفتار پرخطر رانندگان دیگر و یا جاده­های نامناسب دچار سانحه شوید؟

687/0

 

 

 

چقدر احتمال می­دهید در اثر رفتارهای پرخطر خود مانند­سرعت بالا­ در­ سفر دچار مخاطرات رانندگی شوید؟

635/0

 

 

 

چقدر احتمال می­دهید در صورت داشتن رفتار پرخطر به ایدز مبتلا شوید؟

584/0

 

 

 

چقدر احتمال می­دهید درصورت تاهل عدم بلوغ فکری شما منجر به جدایی شود؟

544/0

 

 

 

چقدر احتمال می­دهید در آینده دست به عمل مجرمانه بزنید؟

 

823/0

 

 

چقدر احتمال ­می­دهید دست­ به­ اعمال خشونت­آمیز (اعم از درگیری­های­خیابانی، تجاوزجنسی، خشونت خانگی) بزنید؟

 

777/0

 

 

چقدر احتمال می­دهید به اعتیاد روی بیاورید؟

 

677/0

 

 

چقدر احتمال می­دهید با خشونت(اعم از درگیری­های خیابانی، تجاوزجنسی، خشونت خانگی) مواجه شوید؟

 

638/0

 

 

درصورت متاهل بودن، چقدر احتمال می­دهید ازدواج شما درآینده به طلاق منتتهی شود؟

 

 

720/0

 

در صورت اشتغال، چقدر احتمال می­دهید در آینده شغل خود را از دست بدهید؟

 

 

707/0

 

در صورت مجرد بودن، چقدر احتمال می­دهید ازدواجتان بیش از این به تاخیر بیافتد؟

 

 

703/0

 

فرض­ کنید­ سرمایه­گذاری کرده­اید. چقدر احتمال می­دهید سرمایه­گذاری شما در آینده با ورشکستگی مواجه شود؟

 

 

561/0

 

در صورت بیکار بودن، چقدر احتمال می­دهید شغل مناسب و دلخواهتان را در آینده بیابید؟

 

 

 

905/0

چقدر احتمال  می­دهید کسب و کاری را برای خود راه بیاندازید و به موفقیت­های بزرگی نایل شوید؟

 

 

 

870/0

 

جدول 3: توزیع فراوانی متغیر وابسته و آماره­های آن­ها

متغیرهای مستقل

اصلاً

خیلی  کم

کم

تا حدی

زیاد

خیلی زیاد

میانگین

رفتارهای پرخطر

3/16

1/22

4/26

2/18

4/13

6/3

00/2

رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون

8/68

5/15

1/9

3/3

7/2

6/0

57/0

مخاطره اجتماعی و اقتصادی

7/29

5/35

20

9/10

5/1

4/2

26/1

مخاطره مثبت

3/7

9/15

15

4/26

4/21

1/14

80/2

 

تنها 6/3 درصد از پاسخگویان احتمال زیاد می­دادند تا دست به رفتارهای پرخطر بزنند و بیشتر پاسخگویان احتمال کمی می­دادند که با چنین مخاطراتی رو به رو شوند. پاسخگویان احتمال وقوع این مخاطرات را کم ارزیابی می­کردند و تصور می­نمودند که در برخورد با این مخاطرات در نقطه­ای امن قرار دارند. همچنین، 8/68 درصد از پاسخگویان  احتمال کمتری می­دادند که با رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون رو به رو شوند و یا دست به رفتارهای خشونت­آمیز و مجرمانه بزنند. بیشتر پاسخگویان احتمال رویارویی با مخاطرات اجتماعی و اقتصادی را ضعیف تلقی می­کردند، در حالی که وقوع این نوع مخاطرات در جامعه ما بسیار دور از انتظار نیست. در مقابل، احتمال وقوع مخاطرات مثبت را بیش از سایر مخاطرات ارزیابی می­کردند؛ چنان که در جدول مشاهده می­کنید، گزینه­های تاحدی 4/26 درصد و گزینه زیاد 4/21 درصد جهت­گیری پاسخگویان را مشخص کرده­ است. بنابراین، اگر مخاطره را احتمال وقوع رخدادی در آینده بدانیم، با نتایج به ­دست آمده می­توان گفت که جوانان جامعه ما نسبت به آینده امیدوار هستند یا ترجیح می­دهند برای کاهش فشارهای روانی، زندگی خود را براساس این شعار «هرچه بادا باد» پیش ببرند. امیدواری به آینده به ویژه برای جوانان هر جامعه­ای می­تواند آن اجتماع را در مسیر رشد و پیشرفت قرار دهد و این آمارها گویای آن است که جوانان ایرانی، اراده مخاطره کردن و انجام کارهای خارق العاده چون کسب و کارهای خلاق (کارآفرینی) را دارند. این روحیه مخاطره­پذیری، موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگیری این پدیده می­تواند به تحول و دگرگونی اساسی در اقتصاد ملی منجر شود و عدم توجه به استعدادهای بالقوه و بالندگی آنها مانعی جدی برای پیشرفت تلقی ­گردد. بنابراین، مسئولان و سازمان­هایی که عهده دار مسئولیت سیاست­گذاری در این حوزه­ها می­باشند باید برای بهره­برداری از این استعدادها و بکارگیری روحیه مخاطره­پذیری جوانان، بسترها و امکانات لازم را فراهم آورند.

 

 

جدول 4: توزیع فراوانی متغیرهای مستقل و آماره­های آن­ها

متغیرهای مستقل

اصلاً

خیلی  کم

کم

تا حدی

زیاد

خیلی زیاد

میانگین

بازاندیشی هویت شخصی

3/2

6/2

1/29

4/45

3/17

3/3

97/4

جهانی­شدن

 

0/1

3/6

3/21

5/42

3/21

6/7

00/3

فردی شدن

1

3/2

2/23

1/52

3/20

3/1

86/4

بحران­های جهانی

6/0

4/5

15

2/26

1/36

6/16

41/3

 

از نتایج چنین استنباط می­شود که تنها 3/2 درصد از پاسخگویان تمایلی به بازاندیشی هویت شخصی نداشتند. بیشتر پاسخگویان علی­رغم آگاهی از اثرات زیانبار آن، به­سوی تغییر در افکار و بدن خویش گرایش دارند. در رابطه با متغیر جهانی­شدن، 1 درصد از پاسخگویان از وسایل اطلاعاتی و ارتباطی که مرتبط با جهانی­شدن است، استفاده نمی­کنند و بقیه پاسخگویان تحت تاثیر ابزارها و فناوری­های جدید که نمایانگر جهانی­شدن است، قرار دارند. در مورد متغیر فردی­شدن، نظرات بیش از نیمی از پاسخگویان در میانه قرار گرفته است. در واقع، در برخی حوزه ها موافق و در برخی دیگر با تغییر در سنت­ها مخالف اند. همانطور که در جدول مشاهده می­شود، 1/52 درصد (بیشتر پاسخگویان) تاحدی فرایند فردی­شدن را پذیرفته اند. این آمار نمایانگر آن است که در جامعه ما هنوز الگوها و ارزش­های سنتی به­ طور کلی از بین نرفته است. اینک، در برخی از حوزه­ها به فردی­شدن امور و یا مدرن شدن گرایش داریم و در برخی از حوزه­ها ترجیح می­دهیم به رسوم گذشته وفادار بمانیم. تنها 6/0 درصد از پاسخگویان احتمال رویارویی با مخاطراتی از نوع بحران­های جهانی را نمی­دادند. بقیه پاسخگویان مخاطرات زیست- محیطی، بحران­های اقتصادی و تروریسم جهانی را از بحران­های عصر کنونی می­دانند و وقوع این بحران­ها در هر جای دنیا را تهدیدی برای خویش تلقی می­کردند.

 

جدول 5: آزمون همبستگی بین متغیرهای مخاطرات اجتماعی و متغیرهای مستقل

 

متغیر وابسته

متغیر مستقل

r

sig

 

 

رفتارهای پرخطر

بازاندیشی هویت شخصی

168/0

002/0

جهانی شدن

451/0

001/0

فردی شدن

336/0

017/0

بحران های جهانی

042/0

472/0

رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون

بازاندیشی هویت شخصی

129/0

125/0

جهانی شدن

270/0

000/0

فردی شدن

247/0

000/0

بحران های جهانی

286/0

131/0

مخاطره اجتماعی و اقتصادی

 

بازاندیشی هویت شخصی

307/0

000/0

جهانی شدن

151/0

009/0

فردی شدن

427/0

000/0

بحران های جهانی

137/0

215/0

مخاطره مثبت

بازاندیشی هویت شخصی

269/0-

47/0

جهانی شدن

136/0

006/0

فردی شدن

069/0-

308/0

بحران های جهانی

040/0

563/0

         

 

یافته­های تحقیق نشان می­دهد که بین رفتارهای پرخطر و بازاندیشی هویت شخصی در سطح معناداری 002/0 که کوچکتر از 05/0 می­باشد، رابطه مستقیم و ضعیفی وجود دارد. در نتیجه، بازاندیشی هویت شخصی می­تواند افراد را در معرض مخاطراتی از نوع رفتارهایی پرخطر قرار دهد. بنابر نظر پاسخگویان، می­توان این گونه استنباط کرد که بازاندیشی هویت شخصی، پیامدهای نامطلوبی به­همراه دارد که افراد را در معرض مخاطرات و یا رفتارهای پرخطر قرار می­دهد. با وجود این که افراد جامعه ما می­دانند که بازاندیشی هویت شخصی، مخاطراتی را برای آنها به­همراه دارد، اما به سوی آن می­شتابند. گیدنز معتقد است تصمیمات ما در فضای آگاهانه­ای صورت می­گیرد. مردم خطرهای احتمالی شیوه زندگی مورد نظر و آداب و عادات مربوط به آن را در محدوده امور جایز می­پذیرند و آن را به­عنوان بخشی از مجموعه­ خطرهای اجتناب­ناپذیر در نظر می­گیرند. خطر کردن عامدانه و آگاهانه، نوعی تجربه­ اعتماد است که در نهایت الزام هایی برای هویت شخصی فرد در برخواهد داشت؛ اعتماد به اینکه خطرهایی که عامدانه به استقبال آن­ها می­رویم همه فتح­شدنی و تسلط­پذیر خواهند بود. تسلط بر چنین خطرهایی، نوعی ارضا یا اقناع خویشتن است. همینطور متغیر بازاندیشی هویت شخصی با سطح معناداری 125/0 که بزرگتر از 05/0 می­باشد،  نمی­تواند عاملی تاثیرگذار بر مخاطراتی از نوع رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون باشد. در مقابل، همین متغیر در پدید آمدن مخاطره اجتماعی و اقتصادی تاثیرگذار است. با سطح معناداری کوچکتر از 01/0 با مخاطره اجتماعی و اقتصادی رابطه متوسط و مستقیم دارد. در جامعه­ مدرن، انسان­ها دائما" هویت خود را خلق و تصحیح می کنند و اینکه که هستند و چگونه این­گونه شدند را مدوام مرور می­نمایند که این برای افراد احتمالا" مخاطره اجتماعی و اقتصادی به همراه دارد،­ چرا که هم هزینه­های اقتصادی را به افراد تحمیل می­کند و هم زندگی خصوصی و اجتماعی آن را دچار مشکل می نماید. همچنین، متغیر بازاندیشی هویت شخصی در سطح معناداری کوچکتر از 05/0 با مخاطرات مثبت رابطه معکوس و ضعیفی دارد. در واقع، تغییر مداوم در هویت فردی ناشی از عدم خودباوری و عدم اعتماد به­نفس در افراد است. بدین ترتیب، افراد مزبور روحیه مخاطره کردن و مخاطره­پذیری نخواهند داشت.

همچنین نتایج حاکی از آن است که انواع مخاطرات (رفتارهای پرخطر، رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون، مخاطره اجتماعی و اقتصادی و مخاطرات مثبت) با متغیر جهانی شدن رابطه مستقیم و معناداری دارند. این نتایج بدین معنی است که جهانی­شدن در ظهور مخاطرات مدرنیته عاملی موثر است. آلریش بک هم معتقد است که جامعه­ مدنی "شهروندان کریه" نیز تولید می­کند. شهروندان کریه، کسانی هستند که از حقوق و رویه­های دموکراتیک سوء استفاده می­کنند. رشد جامعه­ مدنی باعث تنوع شهروندان کریه می­شود. به عنوان مثال، می­توان از گروه­های راست افراطی که برای رسیدن به اهداف خود از اینترنت استفاده      می کنند، یاد کرد. (گیدنز،73:1384) براساس آنچه بک بدان معتقد است جهانی­شدن برای بشر مخاطراتی را ایجاد کرده است. او به مخاطرات مثبت هیچ اشاره­ای نمی­کند، اما ما در این طرح تحقیقی بدان پرداختیم. به طور کلی، جهانی­شدن هم می­تواند فرصت تلقی شود و هم تهدیدی برای افراد جوامع باشد.

نتایج تحقیق بیانگر آن است که رابطه بین انواع مخاطرات (رفتارهای پرخطر، رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون و مخاطره اجتماعی و اقتصادی) با متغیر فردی­شدن در سطح خطای کوچکتر از 05/0 معنادار می­باشد. در عصر حاضر، فرایند فردی­شدن می­تواند افراد را به­سوی مخاطراتی با پیامدهای منفی سوق دهد. همانطور که پیش از این نیز اشاره شد، جامعه­ ما بین سنت و مدرنیته قرار گرفته است. ارزش­های سنتی   به ­خصوص ارزش­های دینی هنوز پا برجاست. حقیقت، درستی و اصالت سنت در آیین­ها، مناسک، شعائر و تشریفات مذهبی است. گیدنز معتقد است وقتی آیین­ها و مناسک مذهبی به شکل ‏جمعی تکرار گردند، موجب قدرت گرفتن سنت می­شوند. پایبندی بیشتر مردم موجب می­گردد که آیین­های مذهبی نقش تعیین­ کننده­ای در زندگی افراد ایفا کنند. بنابراین، فردی­شدن در برخی حوزه­ها که در مقابل آموزه های دینی و مذهب قرار می گیرد، مخاطره­آفرین است و در حوزه­های ‏دیگر احتمالا"برای ما رفاه، امنیت و پیشرفت فراهم آورده است. در مقابل، بین مخاطرات مثبت و متغیر فردی­شدن، رابطه­ای وجود ندارد. پس فردی­شدن نمی­تواند افراد جوامع مختلف را در جهت مخاطرات مثبت هدایت کند.

رابطه بین انواع مخاطرات (رفتارهای پرخطر، رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون و مخاطره اجتماعی و اقتصادی و مخاطرات مثبت) با متغیر بحران­های جهانی در سطح خطای بزرگتر از 05/0 معنادار نمی­باشد و رابطه­ای نیز مشاهده نشد. دلایل متفاوتی برای این عدم ارتباط وجود دارد. با توجه به نظرات بک، این نتیجه غیرعقلانی غیر منطقی قابل توجیه می­باشد. بک معتقد است: امروزه بسیاری از مخاطرات مهم از درک و فهم ما می گریزند، زیرا در قلمرو فرمول های فیزیکی و شیمیایی متمرکز شده­اند، مانند ترکیبات سمی در مواد غذایی یا تهدید هسته ای .این مخاطرات به جای آن که در تجربیات روزمره وجود داشته باشند، در دانش علمی جای گرفته­اند.(بک،21:1992 به نقل ازرفعت­جاه:1389) محقق در فرایند پرسشگری با چنین مسئله­ای رو به رو بود که برخی گویه­ها پیرامون بحران­های جهانی از حوزه درک پاسخگویان خارج بود.

 

 

 

جدول6: آزمون همبستگی بین متغیرهای زمینه­ای و انواع مخاطرات اجتماعی

sig

F

T

میانگین

متغیرها

846/0

038/0

155/1

2529/4

مرد

جنسیت

رفتارهای پر خطر

 

9820/3

زن

841/0

174/0

 

9922/3

مناطق شمال شهر

پایگاه اجتماعی و اقتصادی

0758/4

مناطق مرکز شهر

1884/4

مناطق جنوب شهر

721/0

445/0

 

1556/4

مجرد

 

وضعیت تأهل

0461/4

متأهل

2292/3

بدون همسر بر اثر فوت

7500/4

بدون همسر بر اثر طلاق

501/0

840/0

 

2244/4

شاغل

 

وضعیت فعالیت

1389/4

بیکار

9912/3

خانه­دار

6198/3

محصل

8406/3

دارای درآمد بدون کار

005/0

128/8

414/2

1172/2

مرد

جنسیت

رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون

5919/1

زن

165/0

812/1

 

8140/2

مناطق شمال شهر

پایگاه اجتماعی و اقتصادی

5564/3

مناطق مرکز شهر

0522/4

مناطق جنوب شهر

008/0

994/3

 

1058/2

مجرد

 

وضعیت تأهل

4091/1

متأهل

1250/3

بدون همسر بر اثر فوت

2000/1

بدون همسر بر اثر طلاق

131/0

790/1

 

9500/1

شاغل

 

وضعیت فعالیت

1267/2

بیکار

2368/1

خانه دار

5729/1

محصل

6522/1

دارای درآمد بدون کار

224/0

483/1

948/0

4138/3

مرد

جنسیت

مخاطرات اجتماعی و اقتصادی

2135/3

زن

000/0

979/9

 

8837/4

مناطق شمال شهر

پایگاه اجتماعی و اقتصادی

1504/6

مناطق مرکز شهر

5224/7

مناطق جنوب شهر

000/0

853/14

 

8254/3

مجرد

 

وضعیت تأهل

4380/2

متأهل

8750/3

بدون همسر بر اثر فوت

6000/3

بدون همسر بر اثر طلاق

001/0

750/4

 

3000/3

شاغل

 

وضعیت فعالیت

7933/3

بیکار

3158/2

خانه­دار

3646/3

محصل

6957/2

دارای درآمد بدون کار

070/0

313/0

367/2-

0455/5

مرد

جنسیت

مخاطره مثبت

0000/6

زن

167/0

808/1

 

8824/5

مناطق شمال شهر

پایگاه اجتماعی و اقتصادی

0723/6

مناطق مرکز شهر

2692/5

مناطق جنوب شهر

767/0

381/0

 

7714/5

مجرد

 

وضعیت تأهل

3750/5

متأهل

0000/6

بدون همسر بر اثر فوت

6667/4

بدون همسر بر اثر طلاق

414/0

990/0

 

3636/5

شاغل

 

وضعیت فعالیت

4062/5

بیکار

5615/5

خانه­دار

4737/6

محصل

6000/5

دارای درآمد بدون کار

 

جدول 7: آزمون همبستگی بین متغیرهای مخاطرات اجتماعی و متغیرهای مستقل

متغیر وابسته

متغیر مستقل

روابط همبستگی

r

sig

رفتارهای پرخطر

سن

016/0-

032/0

رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون

096/0-

003/0

مخاطره اجتماعی و اقتصادی

114/0-

045/0

مخاطره مثبت

104/0-

021/0

 

 

در این بخش، رابطه متغیرهای زمینه­ای مانند جنس، سن، وضعیت تاهل، قومیت، وضعیت فعالیت و پایگاه اقتصادی و اجتماعی با انواع مخاطره مورد بررسی قرار گرفته است. بک در مورد جنبه­های زمینه­ای، رویکرد نسبی­گرایی فرهنگی را به ­کار می­گیرد و خاطرنشان می سازد که آنچه ممکن است در یک دوره تاریخی برای گروهی مخاطره تلقی شود، برای گروهی دیگر هیچ نگرانی را به­ وجود نیاورد. او معتقد است که فهم افراد از مخاطره متفاوت است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که متغیرهای زمینه­ای(جنس، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، وضعیت تأهل و وضعیت فعالیت) تفاوت معناداری با متغیر رفتارهای پرخطر ندارد. در واقع، تمامی­گروه­ها از منظر جنسیت، پایگاه­های اجتماعی و اقتصادی، وضعیت تاهل و وضعیت فعالیت به گونه ای یکسان در موقعیت آسیب­پذیری قرار دارند.

در مورد متغیر رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون، مردان بیش از زنان در معرض این نوع مخاطره قرار دارند- البته این نوع مخاطرات بیشتر با زندگی مردان مرتبط است. دلایل دیگری نیز وجود دارند؛ چنان که ساختار جامعه ما به گونه­ای است که آزادی­‏های بیشتری برای ‏مردان قائل است و در مقابل، عرف جامعه محدودیت­هایی بر زنان اعمال می­دارد. همین امر برای آقایان نیز مشکلاتی را به وجود آورده ­است. همینطور افرادی که همسر خود را بر اثر فوت از دست داده­اند، بیش از بقیه ممکن است دست به رفتارهای خلاف قانون بزنند. بدین دلیل که عمده ترین مشکل آنان عدم تمکن مالی است  و حضور آن­ها در اجتماع برای برطرف ‏کردن ‏مشکلات مالی با نگاه های آزاردهنده همراه است. علاوه بر ‏این، شرایط نامناسب اجتماعی، مشکلات روحی و تنهایی و ‏فرزندپروری ‏را نیز می­توان افزود‏ که باعث می­شود آنان نسبت به سایر گروه­ها بیشتر در معرض مخاطرات مجرمانه قرار بگیرند.

نتایج نشان می­دهد که زنان و مردان احتمالا"به طور مساوی با مخاطرات اجتماعی و اقتصادی رو به رو می­شوند، اما افرادی که از پایگاه اجتماعی و اقتصادی ضعیف­تری برخوردار هستند و نیز افرادی که همسر خود را بر اثر فوت از دست داده­اند، بیش­ از سایر گروه­ها در مقابل مخاطرات اجتماعی و اقتصادی آسیب­پذیر هستند. بیکاران در میان سایر گروه­های فعالیتی در وضعیت نامناسب تری قرار دارند. مخاطراتی همچون: طلاق، تاخیر در ازدواج و مشکلات اقتصادی این گروه را بیش از بقیه تحت فشار قرار می­دهد.

افراد در گروه­های مختلف جنسیتی، فعالیتی، تاهل و طبقه­ اجتماعی به طور یکسان در معرض مخاطرات مثبت قرار می­گیرند و این تصور که گروه­های خاصی به عنوان نمونه مردان در مقایسه با زنان یا طبقات بالادست در مقایسه با فرودستان از موقعیت مناسب­تری برای مخاطره­پذیری برخوردارند، با این نتایج نقض می­شود. سن نیز عاملی موثر بر انواع مخاطرات می­باشد؛ به گونه ای که افرادی که در دوران آغازین جوانی قرار دارند، احتمالا" با مخاطرات مختلفی رو به رو خواهند بود و با بالا رفتن سن و قرار گرفتن فرد در مرحله عقلانی، میزان مخاطره­پذیری نیز کاهش می­یابد.

بدین ترتیب، برای سنجش انواع مخاطرات اجتماعی عوامل مختلفی تاثیر گذار هستند که در قالب مدل رگرسیونی به آن پرداخته­ایم.

جدول 8:  مقدار ضریب رگرسیون استاندارد شده تاثیر متغیرهای مستقل بر متغیر رفتارهای پرخطر

Model

Standardized Coefficients

Sig.

Beta

4

 

(Constant)

 

000/0

جهانی­شدن

153/0

012/0

سن

137/0-

016/0

بازاندیشی هویت شخصی

113/0

049/0

         

بازاندیشی­هویت شخصی113/0 +سن137/0 - جهانی­شدن153/0=‏Zy

با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر جهانی­شدن، میزان مخاطره اجتماعی 153/0 انحراف استاندارد افزایش می­یابد. همچنین، با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر سن، میزان مخاطره­ اجتماعی 137/0-انحراف استاندارد کاهش می­یابد که در سطح خطای کوچکتر از 05/0 معنادار است. متغیر بعدی که در تبیین تغییرات رفتارهای پرخطر سهم دارد، بازاندیشی هویت شخصی می­باشد که در سطح خطای کوچکتر از 05/0 توانسته به میزان 113/0 در تبیین تغییرات نقش داشته باشد و با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیربازاندیشی هویت شخصی‏، میزان مخاطره اجتماعی113/ 0‏انحراف استاندارد ‏افزایش می­یابد.

 

جدول 9: مقدار ضریب رگرسیون استاندارد شده تاثیر متغیرهای مستقل بر متغیر رفتارهای مجرمانه خلاف قانون

Model

Standardized Coefficients

Sig.

 

Beta

 

5

 

(Constant)

 

003/0

002/0

جهانی­شدن

270/0

فردی­شدن

177/0

004/0

سن

114/0-

045/0

سن114/0-فردی­شدن177/0+جهانی­شدن270/0=‏Zy

با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر جهانی­شدن، میزان مخاطره اجتماعی 270/0 انحراف استاندارد افزایش می­یابد. با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر فردی­شدن، میزان مخاطره اجتماعی 177/0 انحراف استاندارد افزایش می­یابد. با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر سن‏، میزان مخاطره اجتماعی114/0- ‏انحراف استاندارد ‏کاهش می­یابد.

جدول 10: مقدار ضریب رگرسیون استاندارد شده تاثیر متغیرهای مستقل بر متغیر رفتارهای مخاطره اجتماعی و اقتصادی

Model

Standardized Coefficients

Sig.

Beta

4

 

(Constant)

 

000/0

بازاندیشی هویت شخصی

201/0

000/0

فردی­شدن

160/0

003/0

جهانی­شدن

122/0

022/0

جهانی­شدن122/0+ فردی­شدن160/0+ بازاندیشی هویت شخصی201/0=‏Zy‏

با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر بازاندیشی هویت شخصی، میزان مخاطره اجتماعی 201/0 انحراف استاندارد افزایش می­یابد. همچنین با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر فردی­شدن، میزان مخاطره­ اجتماعی 160/0انحراف استاندارد افزایش می­یابد که در سطح خطای کوچکتر از 01/0 معنادار است. و با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیرجهانی­شدنمیزانمخاطرهاجتماعی122/0‏انحرافاستاندارد ‏افزایش می­یابد.

جدول 11: مقدار ضریب رگرسیون استاندارد شده تاثیر متغیرهای مستقل بر متغیر رفتارهای مخاطره مثبت

Model

Standardized Coefficients

Sig.

Beta

4

 

(Constant)

 

 

004/0

جهانی­شدن

270/0

017/0

سن

254/0-

003/0

           

سن‏254/0- جهانی­شدن‏270/0=‏Zy

با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر جهانی­شدن میزان مخاطره اجتماعی مثبت 270/0 انحراف استاندارد افزایش می­یابد. همچنین، با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر سن، میزان مخاطره­ اجتماعی 254/0- انحراف استاندارد کاهش می­یابد که در سطح خطای کوچکتر از 01/0 معنادار است.

بحث و نتیجه­گیری

در این پژوهش، انواع مخاطرات اجتماعی و عوامل موثر بر آن با استفاده از نظریات آلریش بک و گیدنز مورد بررسی قرار گرفت. همانطور که این دو نظریه پرداز مخاطره بیان کرده­اند، این جهان به­ وسیله مخاطراتی ‏مشخص می­شود که بشر خود در ایجاد آن نقش دارد و با خطرات طبیعی در تقابل است. کلمه مخاطره، ‏دربرگیرنده زندگی معاصر است. مخاطره به تصمیماتی که در لحظات سرنوشت­ساز زندگی گرفته می­شود، اطلاق ‏می گردد. این تصمیمات در برخی موارد از روی آگاهی و با اعتماد به دانش کارشناسان مربوطه گرفته می شود و در ‏بسیاری موارد، از روی ناآگاهی است. انواع مخاطراتی که جوانان جامعه­ ما با آن رو به رو هستند، عبارت اند از: رفتارهای پرخطر، رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون، مخاطرات اجتماعی و اقتصادی و مخاطرات مثبت. به گفته­ بک، این مخاطرات ناشی از علم و فناوری جدید می­باشند. گسترش فناوری ‏و علوم جدید، انتخاب­های فراوانی را پیش روی افراد قرار می­دهد. در مقابل، با به وجود آمدن دانش­های ‏متضاد و فروپاشی سنت­ها، افراد در لحظات سرنوشت­ساز زندگی در مسیر سر در گمی و آشفتگی قرار می­گیرند. تصمیم­گیری­های آنان احتمالا" به پیامدهای ناخواسته ­ای منجر می­شود و حوزه وسیعی از حوادث و ‏رفتارهای آینده را که اغلب پیچیده و دور از یکنواختی است، در بر می­گیرد. ما در این تحقیق دریافتیم مخاطرات دارای پیامدهای مثبتی نیز هستند که بک بدان اشاره نکرده بود- چراکه نگاه بک به مخاطره کاملا" منفی است. البته گیدنز در نقد دولت­های رفاه، توجه اندکی به این نوع مخاطره داشته است. او معتقد است عدم حمایت دولت از افراد بیکار و اقشار ضعیف و ... آنان را از تنبلی می­رهاند و منجر به توسعه کارآفرینی می­شود. با تکیه بر آرا و اندیشه­های این دو نظریه پرداز مخاطره دریافتیم که جهانی­شدن، فردی­شدن و بحران­های جهانی از عوامل موثر بر انواع مخاطرات اجتماعی هستند که به افراد جوامع تحمیل می­شوند و بازاندیشی هویت شخصی از عوامل موثر بر مخاطراتی است که ما خود به استقبال این نوع مخاطرات می­شتابیم و مسایل و مشکلات گوناگونی را برای خود و دیگران ایجاد می­کنیم. عوامل فوق بر انواع مخاطرات همچون: رفتارهای پرخطر، رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون، مخاطرات اجتماعی و اقتصادی تاثیر گذار هستند. شناسایی این عوامل به جوانان کمک می­کند تا نسبت به مخاطراتی که دارای پیامد منفی هستند، واکنش مناسبی نشان دهند و رفتارهای محتاطانه­ای را اعمال بدارند تا از تاثیرات منفی آن بکاهند. جهانی­شدن، عاملی موثر بر مخاطرات مثبت بود که احتمال وقوع مخاطرات مثبت را افزایش می­دهد. بنابراین، جهانی­شدن هم می­تواند به­عنوان تهدید و هم فرصت تلقی شود و این به خود افراد هر جامعه­ای بستگی دارد که چه نوع بهره ای از ابزارها و وسایل اطلاعاتی و ارتباطی و فناوری دنیای مدرن ­ببرند. البته فرهنگ­سازی و آموزش می­تواند آنان را در مسیر درست هدایت کند. پیش از این اشاره کردیم که از عوامل موثر برای مخاطره­پذیری، خودباوری و اعتمادبه نفس است. بازاندیشی هویت شخصی، تغییر ذهنیت، افکار و بدن می­باشد. براساس آنچه گیدنز مطرح می­کند، بازاندیشی هویت شخصیتی در راستای بیهودگی شخصیتی روی می­دهد. افراد نسبت به صحت ذهنیات خود احساس تردید می­کنند. با تغییرات سریع جامعه، افکار و ذهنیت در معرض تجدید نظر قرار می­گیرد. اگر به ­روز کردن افکار در جهت دستیابی به کمال باشد، بسیار راهگشا خواهد بود. آنچه ما در پژوهش حاضر به­دنبال آن بودیم، تغییر ذهنیت و افکار برای به­روز کردن خود و در جهت اقناع خویشتن است. این دومی همانطور که نتایج جدول نمایش ماتریس نشان می­دهد، برای جوانان مخاطراتی را در پی دارد. بدین­ترتیب، هر چه افراد در مسیر بازاندیشی هویت شخصی گام بردارند، از مخاطرات مثبت دور می­شوند. نتایج ما نشان­دهنده امیدواری جوانان به آینده نامعلوم و احتمال وقوع مخاطرات مثبت در آینده است- اما بدون تلاش و فراهم کردن زمینه و بسترهای مناسب چگونه می­توان  به آینده امیدوار بود. علی رغم آنکه پاسخگویان موفقیت حاصل از کسب و کارهای بدیع را با احتمالات بالا ارزیابی می­کردند، اما قراین موجود جامعه ما نشانگر آن است که جوان ایرانی با واژه کارآفرینی بیگانه است. کارآفرینی، موتور توسعه و پیشرفت هر کشور و هر جامعه­ای تلقی می­شود. قرار گرفتن تولید در جریان‌های متلاطم بازار، امکان از دست رفتن سرمایه، پایین بودن حمایت‌های دولت از جوانان صاحب ایده و کارآفرین باعث کاهش مخاطره پذیری کارجویان در ورود به مشاغل مولد و گرایش شدید آنها به ورود در مشاغل اداری با درآمد تضمینی، شده ­است. بنابراین باید رویکردی را که گیدنز از آن صحبت می­کند، پذیرفت و آن این است که این امیدواری، نوعی ساز و کار روان­شناختی برای کاهش فشارهای روانی است و افراد در چنین شرایطی زندگی خود را بر اساس شعار آنچه باداباد پیش  می­برند. به دلایل دیگری نیز ما می­توانیم نظر گیدنز را بپذیریم و آن روی­آوری افراد جامعه از جمله جوانان به خرافات و رمالان و.. است. در شرایطی که آنان از روحیه خودباوری و  خوداتکایی برخوردار باشند و به توانمندهای خود تکیه کنند و نیز امکانات و حمایت­های لازم از آنان فراهم شود، دیگر آنان زندگی بهتر را در چنین فضاهای نامعقول و نامطلوب جستجو نمی­کنند. بنابراین، تمامی نتایج حاکی از به کارگیری نوعی ساز و کار روان­شناختی است.

  • منابع

    • ·        امیر کافی، مهدی .(1387). "بررسی احساس امنیت و عوامل موثر بر آن (مطالعه موردی شهر تهران)". فصلنامه تحقیقات علوم اجتماعی ایران. دوره 1، شماره اول.
    • ·        حاجی حیدری، حامد.(1388). آنتونی گیدنز، مدرنیت.زمان. فضا. تهران: نشر اختران
    • ·        عنبری، موسی.(1390). جامعه شناسی توسعه: از اقتصاد تا فرهنگ. تهران: انتشارات سمت
    • ·        عنبری، موسی.(1387). جامعه شناسی فاجعه:کندوکاوی علمی پیرامون حوادث و سوانح ایران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران
    • ·        کمشال، هیزل.(1391). جامعه شناسی مخاطره:مخاطره، سیاست اجتماعی و رفاه. مهرداد نوابخش، علی روشنایی و امرالله امانی. تهران: بهمن برنا
    • ·        گیدنز، آنتونی.(1391). تجدد و تشخص: جامعه و هویت شخصی در عصر جدید. ناصر موفقیان. تهران: نی
    • ·        گیدنز، آنتونی.(1384).چشم­اندازهای جهانی. محمدرضا جلائی­پور.تهران: طرح نو
    • ·        گیدنز، آنتونی.(1386). راه سوم: بازسازی سوسیال دموکراسی. منوچهر صبوری کاشانی. تهران: شیرازه
    • ·        گیدنز، آنتونی.(1388). پیامدهای مدرنیته. محسن ثلاثی. تهران: نشر مرکز
    • ·        لاپتن،دبورا.(1389). "بیم و مدرنیزاسیون تاملی". مریم رفعت­جاه. فصلنامه ارغنون. شماره18.
      • Beck, U. (1999). World Risk Society. Cambridge. Polity press
      • Beck, u.(2002). The Terrorist Threat World Risk Society Revisited. 19,439-455
      • Beck, u.(2002). Beck's Sociology of Risk: A Critical Assessment. 36- 93
      • Denny, D. (2005). Risk and Society. London. Ltd
      • JARVIS, D. (2007). Risk, Globalisation and the State.23-46
      • Lupton, D. (1999). Risk. New York. Routledge
      • Siegrist, Ms, Cvetkovich, G. (2000). Perception of Hazards: The Role of Social Trust and Knowledge. 20,713-719