نقش ورزش در گسترش مناسبات بین‏المللی جمهوری اسلامی ایران (1392-1376)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد روابط بین‏الملل، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، کرج، ایران

2 دکترای علوم سیاسی و عضو هیات علمی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، کرج، ایران (نویسنده مسئول) E-mail: shirzadi2020@yahoo.com

چکیده

در این پژوهش، به بررسی نقش ورزش در گسترش مناسبات بین‏المللی جمهوری اسلامی ایران طی سال‏های 1376-1392 پرداخته شده است. روش تحقیق مورد استفاده، تحلیلی- توصیفی بوده و اطلاعات مورد نیاز، با استفاده از مطالعات کتاب‏خانه‏ای و ابزار پرسش‏نامه محقق ساخته و مصاحبه‏ گردآوری شده است. در بخش پرسش‏نامه، جامعه آماری شامل مدیران ورزشی، صاحبان کرسی‏های بین‏المللی ورزشی، ورزشکاران ملی و قهرمانان و کارشناسان ورزشی و بین‏المللی و در بخش مصاحبه شامل مدیران ورزشی و صاحبان کرسی‏های بین‏المللی ورزشی بوده و روش نمونه‏گیری به صورت هدفمند و غیر احتمالی اعمال گردیده است. روایی صوری و محتوایی پرسش‏نامه‏ محقق ساخته، مورد تایید قرار گرفته و هم‏چنین برای بررسی پایایی پرسش‏نامه، بر اساس داده‌های گردآوری شده از معیار آلفای کرونباخ استفاده شده است، مقدار ضریب آلفای کرونباخ برابر با 89/0 به دست آمده که نشان از پایایی مناسب پرسش‏نامه است. داده‏های گردآوری شده از طریق پرسش‏نامه نیز توسط نرم‏افزار SPSS مورد پردازش قرار گرفت. هم‏چنین از آزمون تی دو نمونه‏ای استفاده شده است. مطالعات اولیه پیرامون مباحث نظری موضوع در حوزه ورزش، سیاست و روابط بین الملل در سطح کلان و نیز سیاست خارجی کشور طی این سال‏ها صورت گرفته و سپس به بررسی نقش ورزش در عرصه روابط و مناسبات بین‏المللی ایران(تفکیک شده در دوره 1376-1384 و 1384-1392) پرداخته شده است. یافته‏های پژوهش نشان‏دهنده تاکید و توجه بیشتر به نقش ورزش در توسعه روابط دوستانه و گسترش همکاری‏ها با سایر کشورها و سازمان‏های بین‏المللی در دوره اول مورد بحث(سال‏های1376-1384) به دلیل نقش عوامل فرهنگی، قدرت نرم و تعامل در سیاست خارجی و توجه به ورزش به ‏عنوان ابزاری در جهت ارتقای پرستیژ بین‏المللی کشور با کسب موفقیت‏ها و افتخارات در صحنه‏های ورزشی بین‏المللی و نمایش قدرت در دوره دوم مورد بحث(سال‏های 1384-1392) است.  

کلیدواژه‌ها


نقش ورزش در گسترش مناسبات بین‏المللی جمهوری اسلامی ایران

(1392-1376)

 

فاطمه شاه‏رضایی[1]

رضا شیرزادی[2]

تاریخ دریافت مقاله: 25/9/1394

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:4/12/1394

 

 

مقدمه

روابط بین‏الملل به عنوان یکی از حوزه‏های مطالعاتی مهم، طی سده گذشته فراز و نشیب بسیاری را پشت سر گذاشته و با دگرگونی‏های محتوایی و شکلی متنوعی روبه‏رو بوده است؛ در این راستا نمی‏توان به ظرفیت‏ها و قابلیت‏های این رشته مطالعاتی در پرداختن به طیف گوناگونی از موضوعات بی‏توجه بود. ورزش یکی از حوزه‏هایی است که کارکردهای آن در عرصه سیاست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ و تاثیرات آن در روابط بازیگران بین‏المللی، امروزه تا حدودی مورد توجه صاحب‏نظران و پژوهشگران این حوزه قرار گرفته است، هرچند در قیاس با سایر مقولات و موضوعات مورد مطالعه در روابط بین‏الملل، با نوعی خلا علمی، غفلت و کم‏توجهی پژوهشگران همراه بوده است. لورمور و بودر در کتاب "ورزش و روابط بین‏الملل" ضمن اشاره به سابقه بی‏اعتنایی روابط بین‏الملل به تحلیل علمی جدی ابعاد بین‏المللی ورزش، بیان می‏دارند ورزش به عنوان بخشی مهم از نظام بین‏الملل، هم‏زمان، از آن تاثیر گرفته و در آن تاثیر می‏گذارد و فهم عمیق پویایی ورزش جهانی، مقوم فهم بیشتر محیط بین‏المللی است(لورمور و بودر،1393: 4-6).

در این راستا مطالعه علمی و شناخت کارکردهای ورزش در عرصه روابط بین‏ دولت‏ها و سایر بازیگران بین‏المللی‏ ضروری می‏نماید. با عنایت به اهمیت موضوع و کمبود مطالعات مربوطه در ایران، "نقش ورزش در گسترش مناسبات بین‏المللی جمهوری اسلامی ایران طی سال‏های 1392- 1376" به عنوان موضوع مورد پژوهش انتخاب گردیده است تا ضمن بررسی علمی موضوع مورد بحث با مطالعه مولفه‏ها و متغیرهای دخیل، بتوان نسبت به شناسایی موانع و چالش‏های موجود، ارایه راه‏کارها و پیشنهادهای علمی و کاربردی در جهت رفع آن‏ها در یک بستر زمانی مشخص، بسترسازی برای انجام مطالعات و پژوهش‏های آتی درجهت تکمیل و غنای بحث و تداوم این حوزه مطالعاتی اقدام نمود.

برای تحقق این مهم، مازاد بر بررسی کلی موضوع در چارچوب تئوریک و نیز بیان مصادیق جهانی آن‏ در گذر تاریخ، سیاست خارجی ایران، رویکردهای حاکم بر آن و روابط بین‏المللی ایران طی سال‏های مورد بحث به تفکیک در دو دوره 1384-1376 و 1392-1384 مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و سپس به بررسی نقش‏‏آفرینی ورزش در عرصه روابط و مناسبات بین‏المللی ایران در هر دوره پرداخته شد.

در خصوص پیشینه تحقیق باید گفت متون بسیار کمی از روابط بین‏الملل به ورزش اختصاص یافته و مطالعات و پژوهش‏ها در ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. از کتاب‏ها و مقالات منتشر شده در این حوزه می‏توان به کتاب"ورزش و روابط بین‏الملل" به قلم راجر لورمور و آدرین بودر(2004) و انتشار ترجمه فارسی آن(1393)، مقاله افشین زرگر(1394) با عنوان"جنبه‏های مختلف ارتباط ورزش و روابط بین‏الملل"، مقاله "نقش تبعی و تسریع‌کننده‌ ورزش در فراهم‏کردن شرایط صلح در بین دولت‌ها" (مهدی محمدی عزیز آبادی و رضا التیامی‏نیا،1394)، مقاله "دیپلماسی ورزشی بین ایران و آمریکا" نوشته هوشنگ شهابی(1383)، مقاله"ورزش و سیاست(1388)" به قلم مصطفی ملکوتیان"، مقاله"ورزش از دیدگاه مکتب فرانکفورت"(1388) به قلم سید شهاب‏الدین ساداتی، کتاب"سیاست و ورزش" نوشته محمود گودرزی، حسن اسدی، محمد خبیری و مرتضی دوستی(1391)، کتاب"فوتبال علیه دشمن"(سایمون‏ کوپر،1389) و تحقیق"ورزش و سیاست بین‏المللی"(مسعود اخوان کاظمی،1378) اشاره نمود. از دیگر تحقیقات انجام شده مواردی چون: ورزش، سیاست و ملت جدید(Kim:2001)، ورزش و سیاست در نروژ(Bergsagard and Rommetvedt:2006)، سیاست دیپلماسی و اتحاد مجدد دو کره: یک ملت، دو کشور و سه پرچم(Merkel:2008)، ملی‏گرایی، سیاست کلان و ورزش(Buckel:2008)، ترکیب ورزش و سیاست: پوشش رسانه‏ای فوتبال جام‏جهانی 1998 فرانسه، رقابت ایران در برابر آمریکا(Delgado:2003)، ورزش‏ و سیاست(Hill:2003)، دیپلماسی پینگ‏پنگ(Griffin,2014) و دیپلماسی ورزشی (Ushkovska and Petrushevska:2015) قابل ذکر است.

روش شناسی پژوهش

در پژوهش حاضر، روش تحقیق مورد استفاده تحلیلی- توصیفی بوده و نسبت به گردآوری اطلاعات مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتاب‏خانه‏ای و هم‏چنین ابزار پرسش‏نامه محقق ساخته و مصاحبه اقدام گردیده است. داده‏های گردآوری شده از روش پرسش‏نامه با استفاده از نرم‌افزارSPSS پردازش شده و جهت تحلیل و بررسی یافته‏ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی بهره گرفته شده است. برای مقایسه نتایج مرتبط با موضوع طی سال مورد بحث در این پژوهش نیز از آزمون تی دو‏ نمونه‏‏ای استفاده شده است. به منظور اطمینان از اعتبار صوری و اعتبار محتوای شاخص‌های پرسش‏نامه این پژوهش، روایی پرسش‏نامه‏ای محقق‏‏ساخته با کسب نظر جمعی از اساتید و متخصصان حوزه مربوطه به‏ویژه مسئولان مرتبط با امر ورزش تایید گردید. بر همین اساس نیز برای بررسی پایایی پرسش‏نامه بر اساس داده‌های گردآوری شده از معیار آلفای کرونباخ استفاده شد و مقدار ضریب آلفای کرونباخ برابر با 89/0 به دست آمد که نشان از پایایی مناسب پرسش‏نامه است.

در گام آخر نیز مصاحبه‏های کیفی با افراد دارای سابقه اجرایی در حوزه مدیریت ورزشی و حضور در مجامع بین‏المللی انجام گردید و دیدگاه‏ها، نظرات و تجربیات ایشان در راستای اهداف پژوهش مورد تحلیل و بهره‏روی قرار گرفت که بی‏تردید مکمل و مقوم سایر مباحث مطروحه، موثر در توصیف و تحلیل موضوع مورد تحقیق و قابل اعتنا در تایید یا رد انگاره‏ها و فرضیات پژوهش بوده است.

با توجه به موضوع مورد مطالعه و شاخص‏های تخصصی آن، برای ارزیابی دقیق‏تر جامعه آماری خاصی مد نظر بوده است؛ به طوری که در بخش «پرسش‏نامه» جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران ورزشی، صاحبان کرسی‏های بین‏المللی ورزشی، ورزشکاران ملی و قهرمانان و کارشناسان ورزشی و بین‏المللی و در بخش «مصاحبه» شامل مدیران ورزشی و صاحبان کرسی‏های بین‏المللی ورزشی بوده است و روش نمونه‏گیری نیز به صورت هدفمند و غیر احتمالی(36 نفر در پرسش‏نامه و 9 نفر در مصاحبه) اعمال گردیده است. هرچند در نمونه‏گیری برخی محدودیت‏های جامعه آماری دخیل بوده، ولی به میزان زیادی به برخورداری حداکثری افراد از تجربه در حوزه ورزشی، سابقه اجرایی در مدیریت ورزش و حضور در عرصه‏های بین‏المللی ورزشی توجه و تاکید شده است. 

چارچوب نظری

در این پژوهش نظر به امکان گسترش همکاری‏ها، برقراری روابط دوستانه، توسعه، ایجاد صلح، کاهش تعارضات و تنش‏ها از طریق ورزش و قابلیت‏های این حوزه میان بازیگران دولتی و غیردولتی نظام بین‏الملل، نظریه لیبرالیسم به دلیل مفاهیم و تاکیدات ماهوی آن بر رویکردهای صلح‏جویانه، همگرایی و گسترش همکاری‏ها در حوزه روابط و مناسبات بین‏المللی، اعتقاد به هماهنگی منافع ملی و بین‏المللی، پررنگ کردن نقش نهادها و سازمان‏های فراملی و رژیم‏های بین‏المللی و تاکید بر عواملی که افراد انسانی را به یکدیگر پیوند می‏دهد(قوام،1393) مورد توجه و استفاده قرار گرفته است.

همبستگی و یکپارچگی ملی، یکی از شاخصه‏های اصلی دولت‏- ملت سازی است و ورزش ابزاری مناسب برای افزایش غرور و تقویت هویت، همبستگی و یکپارچگی می‏باشد. هم‏چنین می‏توان به نقش ورزش در "ایجاد ملی‏گرایی‏های جدید و دولت‏های ملی به‏ویژه در تلاش برای قانونی‏ساختن تشکیل یک دولت با به رسمیت شناختن آن" اشاره نمود(لورمور و بودر،1393: 22). به بیان دیگر، پذیرش ورزش یک کشور از سوی سایر کشورها و سازمان‏ها می‏تواند زمینه‏ساز پذیرش سیاسی آن‏ها به صورت رسمی باشد مانند فوتبال الجزایر(گودرزی و همکاران،1391: 28).

برخی دولت‏ها نیز از رویدادهای ورزشی در کنترل و انحراف افکار عمومی جامعه خود نسبت به شرایط نامناسب داخلی و یا نارضایتی‏های موجود آنان بهره برده‏اند. در این زمینه می‏توان به عراق در دوره صدام و برگزاری لیگ فوتبال این کشور و رقابت‏های «جام مادر همه‏ نبردها» اشاره نمود(کوپر،1393: 410). در عرصه بین‏الملل هم استفاده از ورزش در گسترش ایدئولوژی با هدف جهت‏دهی و ایجاد مقبولیت در افکار عمومی جهانی قابل ذکر است. از جمله این موارد، نسبت‏‏دادن موفقیت‏های ورزشی در عرصه بین‏الملل به امتیازات نظام سیاسی و ایدئولوژی مارکسیستی از سوی شوروری (التیامی‏نیا و محمدی عزیزآبادی،1394: 157)، پیروزی آمریکا در برابر شوروی در فینال قهرمانی شطرنج جهان در سال1972 بعد از 45 سال قهرمانی روس‏ها در شطرنج جهان و تعبیر آمریکا از این موضوع به عنوان پیروزی ایدئولوژی خود در برابر ایدئولوژی شوروی (ساداتی،1388: 60)، المپیک1936 برلین و استفاده هیتلر از این میزبانی در جهت تبلیغ و ترویج نمادها و ایدئولوژی سیاسی خود(گودرزی و همکاران،1391: 49-50) است.

زرگر نیز به نقش ورزش در مدیریت و کنترل تنش‏ها و آشوب‏های قومی قبیله‏ای به دلیل انتقال هیجانات و احساسات ناشی از تضادهای هویتی و منطقه‏ای از حوزه سیاسی به میدان رقابت ورزشی اشاره نموده است و در این زمینه از تیم فوتبال بارسلونا به عنوان نماد خاص مردم جدایی‏طلب کاتولینا و قرار گرفتن آن مقابل تیم فوتبال رئال مادرید به عنوان نماد حکومت مرکزی اسپانیا یاد می‏کند(زرگر،1394: 37). از سوی دیگر، ورزشگاه‏ها در مواردی به مثابه محیط‏هایی برای نمایش اعتراضات سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است. برای مثال، آخرین نشانه‏ نارضایتی و خشم مردم لیبی علیه دولت قذافی طی یک بازی در طرابلس در سال 1996 و بعد از به ثمر رسیدن یک گل بحث‎انگیز توسط تیم مورد حمایت پسران قذافی در قالب شورش، شعار دادن تماشاچیان علیه قذافی و تیراندازی پسران قذافی و کشته‏ شدن تعدادی از مردم صورت گرفت(کوپر،1393: 411).

هم‏چنین، می‏توان از استفاده از ورزش در جهت ایجاد مشروعیت و مقبولیت یک نظام حکومتی نزد مردم مانند اعلام میزبانی جام‏جهانی1978 آرژانتین از سوی فیفا و استفاده نظامیون از این رویداد در سال1974 برای مشروع‏ ساختن قانون خود (لورمور و بودر،1393: 57) و تاثیر پیروزی ورزشی در عرصه بین‏المللی در تثبیت و تحکیم شرایط سیاسی آن کشور یا دولت حاکم مانند نقش پیروزی تیم ملی فوتبال برزیل در مسابقات جام‏جهانی1970 و یا تیم ملی فوتبال آرژانتین در مسابقات جام‏جهانی 1978 در حفظ نظام‏های دیکتاتوری حاکم تا مدتی(ملکوتیان،1388: 31) یاد نمود.  

افزون بر این‏ موارد، تمایل افراد سیاسی برای قرارگرفتن در یک عکس یا دیده شدن در جامعه در کنار ورزشکاران محبوب به خصوص در ایام نزدیک به انتخابات (ملکوتیان،1388: 306)، تمایل ورزشکاران و قهرمانان برای ورود به عرصه سیاست با استفاده از محبوبیت خود مانند چیلاورت در پاراگوئه و پیشرفت او تا مرحله دوم انتخاباتی سال2006 و رقابت انتخاباتی کاسپاروف شطرنج باز روسی با پوتین (گودرزی وهمکاران،1391: 57)، سهم ورزش در توسعه و رشد اقتصادی کشورها به دلایلی چون میزبانی رویداهای بین‏المللی ورزش و توریسم ورزشی(زرگر،1394: 32) قابل ذکر است.

هم چنین باید به نقش پیروزی‏های ورزشی در ارتقای پرستیژ و منزلت بین‏المللی کشورها اشاره نمود."از نظر مورگنتا، پرستیژ از تجلیات معطوف به قدرت در صحنه بین‏الملل محسوب می‏شود و از آن به نام سیاست پرستیژ یاد می‏کنند" (اسماعیلی،1389). او سیاست پرستیژ را نمایش قدرت می‏داند که جنبه ابزاری دارد؛ یعنی می‏تواند در خدمت حفظ یا افزایش قدرت استفاده شود (پایگاه تخصصی سیاست بین‏الملل،1394).

هم‏چنین، رویدادی چون المپیک که با نگاهی به دور از ارزش‏گذاری بر نژاد، زبان، ملیت و جنسیت در سطح جهان برگزار می‏شود، یکی از معدود مراسم جهانی است که در ذات خود مزین به اندیشه صلح و برابری است. "نقش ورزش در ایجاد صلح یکی از بحث‏انگیزترین موضوعات در حوزه ورزش و توسعه است. ورزش و فعالیت‏های ورزشی برای مساعدت به مردم در شرایط جنگ و مناقشه و پس از جنگ، به‎‏ منظور بازسازی ارتباط و اعتماد بین جوامع مورد استفاده قرار گرفته است.".(International Platform on Sport and Development: 2015) در این زمینه می‏توان به ایده‏ احیای مفهوم آتش‏بس المپیکی در خصوص المپیک یونان باستان، در راستای زبان انترناسیونالیسم صلح‏آمیز در نهضت المپیک و اجرای نمادین آن در 24 ژانویه 1994 در بازی‏های زمستانی لیل‏هامر اشاره نمود (لورمور و بودر،1393: 131-132). نقش ورزش در ایجاد صلح مورد توجه سازمان ملل‏متحد نیز قرار گرفته که از مصادیق آن، صدور چندین قطع‏نامه به پاس مشارکت کمیته بین‏المللی المپیک[3] در بهبود وضع انسان و صلح است که به ترویج و ارتقای آرمان المپیک و آتش‏بس المپیک یاری می‏رساند. به علاوه می‏توان از اقدام IOC در انجام فعالیت‏های صلح‏آمیز در کنار ماموریت‎های صلح‏بانی ملل‏‏متحد در کشورهای درگیر(سجادی،1392: 90-89)، فعالیت دفتر ملل‏متحد در زمینه ورزش برای صلح و توسعه[4][5] و سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل‏متحد(یونسکو)[6] که موضوع ورزش برای صلح و توسعه پایدار را دنبال می‏کند یاد کرد (وب‏سایت کمیسیون ملی یونسکو،1394).

باید توجه داشت "با این‏که ورزش به تنهایی نمی‏تواند یک مناقشه و کشمکش بحرانی را رفع یا متوقف نماید، نشان‏گر یک واسطه و وسیله منعطف و مقرون به صرفه برای کار امدادرسانی پس از جنگ و ایجاد صلح به علاوه جلوگیری از درگیری و مناقشه می‏باشد."(United Nations Office on Sport for Development and Peace – UNOSDP: 2015).

دیپلماسی ورزشی، یکی از دیگر وجوه مهمی است که در حوزه رابطه ورزش و روابط بین‏الملل تعریف می‏شود. "اگر دیپلماسی را فن مدیریت تعامل با جهان خارج توسط دولت‏ها بدانیم، ابزارها و ساز و کارهای متعددی برای اعمال این مدیریت می‏توان به کار گرفت"(حسن‏خانی،1384: 136) که ورزش یکی از این ابزارهاست. دیپلماسی"چارچوبی اساسی در اختیار دولت‏ها می‏گذارد تا در هر‏گونه فعالیت غیرقهرآمیز بین‏المللی مشارکت کنند. بدون دیپلماسی آن‏ها گوشه‏نشین خواهند شد یا جز جنگ گزینه خارجی دیگری نخواهند داشت"(گریفیتس،1390: 529-531). ریوردن(2004) نیز بر این باور است که دیپلماسی قرن 21 به شکل فزاینده‏ای به سمت دیپلماسی عمومی در حرکت است(دهقانی فیروزآبادی و فیروزی،1391: 86).

 دیپلماسی ورزشی به عنوان یکی از زیرمجموعه‏های دیپلماسی عمومی می‏تواند در بسیاری از موارد زمینه‏ساز توسعه و گسترش همکاری‏ها و روابط دوستانه، تسهیل و تسریع ایجاد یا ترمیم روابط، کاهش منازعات و تنش‏ها و افزایش سطح و تاثیرگذاری شده و روابط بین‏الملل را به سوی همکاری بیشتر بازیگران دولتی و غیردولتی سوق دهد. هم‏چنین، بهره‏گیری از دیپلماسی ورزشی در شرایط خاص می‏تواند زمینه‏ساز کاهش محدودیت‏ها، موضع‏گیری‏های خصمانه، تهدیدات و انزوای کشورها باشد. "در هر صورت باید توجه داشت که دیپلماسی عمومی از اهداف سیاست خارجی و اهداف دیپلماسی سنتی حمایت می‏کند"(هادیان و احدی،1388: 7). از سوی دیگر، دولت‏ها از دیپلماسی ورزشی به عنوان اهرم فشار بر دیگر کشورها یا برای اعلام مخالفت خود نسبت به آن‏ها استفاده نموده‏اند که نمونه آن تحریم‏های المپیکی است(زرگر،1394: 22-23).

"در صورتی‏‏که دیپلماسی عمومی بتواند افکار عمومی کشورها را به هم نزدیک نماید، بسیاری از این تضادها می‏تواند به صورت مسالمت‏آمیز حل و فصل شود. در حقیقت یکی از پیامدهای دیپلماسی عمومی را می توان کاهش تضادها دانست که یکی از کار‏ویژه‏های سیاست خارجی می‏باشد"(داداندیش و احدی،1390: 152 و 153) که ورزش می‏تواند در این خصوص ایفای نقش کند.

"دیپلماسی ورزشی زیر چتر بسیط دیپلماسی عمومی قرار می‏گیرد و شامل فعالیت‏های نمایندگان و اقدامات دیپلماتیک صورت گرفته توسط افراد ورزشی از طرف دولت‏هایشان و در پیوستگی با آن‏ها می‏باشد. این عمل تهسیل‏گر دیپلماسی سنتی است و از افراد و رویدادهای ورزشی برای معطوف کردن نظرات، اطلاع‏رسانی و ایجاد تصویر مطلوب میان افکار عمومی خارجی و سازمان‏هایشان به منظور شکل دادن به ادراک آنان استفاده می‏کند؛ به طوری که بیشترین سودمندی را برای اهداف سیاست خارجی دولت اعمال کننده دارد"( Murray,2011:8).

دیپلماسی ورزشی با توجه به توانایی خود در افزایش و توسعه گفت‏وگو و تفاهم فرهنگی بین مردم در سراسر جهان، از شور و شوق جهانی در موضوع ورزش به عنوان راهی برای فراتر رفتن و گذشتن از تفاوت‏های زبانی و اجتماعی-فرهنگی و نزدیکی مردم به یکدیگر استفاده می‏کند(The Bureau of Educational and Cultural Affairs,2015). از نمونه‏هایی که ورزش در خدمت دیپلماسی به منظور حل و فصل اختلافات سیاسی قرار گرفته، دیپلماسی پینگ‏پنگ در دوره جنگ سرد بین آمریکا و چین     (Griffin,2014) و دیپلماسی کریکت بین هند و پاکستان(Ahmad Shahid and Perveen,2015) قابل اشاره است.

 قدرت نرم نیز رابطه نزدیکی با مفهوم دیپلماسی دارد (هادیان و احدی،1388: 101) و به عنوان منبع اساسی دیپلماسی عمومی و شیوه ای جدید از اعمال قدرت در مقایسه با شیوه‏های سنتی با توانایی شکل یا تغییر دادن ترجیحات و اولویت‏های دیگران می‏باشد(آشنا و جعفری،1386: 201). "ورزش می‏تواند به عنوان ابزار قدرت نرم در هر دو سطح بین المللی و داخلی به کار رود. صلح و ملت‏سازی می‏تواند از طریق چهار مکانیسم دیپلماسی ورزشی و سیاست حاصل شود: تصویرسازی، ایجاد یک بستر و تریبون برای گفت‏وگو، اعتمادسازی و مصالحه، سازش، یکپارچه‏سازی و ضدیت با نژادپرستی. با این حال، این مکانیسم‏ها به طور قطعی قابل کنترل نیستند و می‏توانند عواقب ناخواسته ای هم داشته باشند." (Nygård and Gates, 2013)

پژوهش مرکل نیز با عنوان "سیاست دیپلماسی ورزشی و اتحاد مجدد دو کره: یک ملت، دو کشور و سه پرچم" بیان‏گر این نتیجه بوده که ورزشکاران، مربیان و مدیران ورزشی در قامت دیپلمات‏های دو کشور می‏توانند در عرصه سیاسی بین دو کشور و پیوند دوباره آن‏ها ایفای نقش نمایند(Merkel, 2008). هم‏چنین، ورزش به عنوان ابزار دیپلماسی بیش از همیشه به عنوان بخشی از استراتژی‏های رسمی برای ترفیع و پیشرفت کشورها و منافع و مصالح سیاسی آن‏ها تبدیل شده است؛ دیپلماسی ورزشی در حال حاضر در دستور کار بزرگ‏ترین اقتصادهای توسعه یافته قرار دارد و قدرت‏های بزرگ از آن استفاده می‏کنند(Ushkovska and Petrushevska,2015: 92). استراتژی دیپلماسی ورزشی استرالیا نیز به ‏عنوان یک رویکرد و رهیافت حکومتی معرفی شده که فرصت‏های ارتباطات مردم با مردم، توسعه، فرهنگ، تجارت، سرمایه‏گذاری، آموزش و توریسم را به حداکثر خواهند رساند .(Australian Sport Diplomacy Strategy, 2015-2018)

از سوی دیگر، "نشانه‏شناسی دیپلماسی ورزشی، متشکل از مجموعه از نشانه‏های پیچیده و تاثیرگذار بر یکدیگر است. یک مسابقه ورزشی می‏تواند این نشانه‏ها را به مخاطبانش انتقال دهد. در مرتبه نخست، برگزاری مسابقه بین دو کشوری که برای مدتی با یکدیگر اختلاف داشتند، می‏تواند علامت ملموسی باشد از این امر که رهبران دو کشور درصدد تعریف مجدد و بازبینی روابط‏شان هستند"(شهابی،1383 :9).

لازم به ذکر است ساختارهای ورزشی هر کشور که بیان‏گر نحوه راهبرد ورزش آن کشور است، میزان دخالت دولت و حکومت را در ورزش آشکار می‏کند(گودرزی،1391: 73).

سیاست خارجی ایران طی سال‏های 1376-1392

نتایج حاصل از مطالعات در خصوص دوره اول مورد بحث این پژوهش(1376-1384) حاکی از آن است که با آغاز به کار دولت وقت، فصل جدیدی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران آغاز گردید؛ به نوعی که سیاست خارجی ضمن تداوم در اصول محوری خود، سیاست تنش‏زدایی و اعتمادسازی را در صدر هرم اولویت‏های خود می‏نشاند و با پذیرش هنجارهای بین‏المللی، در‏صدد عادی‏سازی و بهبود روابط خود با دیگر کشورهای جهان، سازمان‏های بین‏المللی و گسترش و تعمیق همکاری‏های منطقه‏ای و جهانی برمی‏آید. از این‏رو، با تمایل سیاست خارجی به دکترین ائتلاف‏سازی، روابط و مناسبات کشور با سایر بازیگران نظام بین‏الملل نیز دستخوش تغییر و بهبودی می‏گردد (باقری دولت‏آبادی و شفیعی،1393: 157 و 169). در این دوره با تغییر گرایش سیاست خارجی از حالت مقابله به مصالحه، بستری مناسب فراهم گردید تا با طرح و اجرای سیاست تنش‏زدایی، توسعه و ارتقای سطح روابط با سایر بازیگران نظام بین‏الملل حاصل شود. هرچند سیاست عادی‏سازی روابط خارجی از دوره قبل(دولت سازندگی) نیز به تدریج در دستور کار دولت قرار گرفته بود و به نوعی اعمال می‏گردید، اما در این دوره در شکل و ابعاد جدی‏تر، به صورت سازمان‏یافته‏تر، با برخورداری بیشتر از پشتوانه مردمی و برداشتی مصالحه‏جوتر ادامه یافت(ازغندی،1389: 92-88).

مفهوم تنش‏زدایی در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت این است که ایران در سیاست خارجی خود به دنبال رفع سوءتفاهم‏های انباشته شده از گذشته و خاتمه ‏دادن به هر نوع از تنازع و کشمکش بین‏المللی است و برای تامین و حفظ امنیت خود، نه تنها نسبت به واقعیات‏های موجود بین‏المللی بی‏تفاوت نیست، بلکه به آن‏ها توجه لازم را مبذول می‏دارد، چرا که به‏هنگام بودن سیاست خارجی، نیازمند برخورد برنامه‏ریزی شده و به روز با نظام بین‏الملل و بازیگران آن است. از این‏‏ رو، اهداف سیاست تنش‏زدایی ایران «تامین، تقویت، توسعه و تثبیت امنیت و منافع ملی» اعلام می‏شود و تاکید می‏گردد «سیاست تنش‏زدایی به معنی غفلت و ناهوشیاری در برابر تهدیدها نیست، بلکه شناخت مرزهای دشمنی و تلاش برای تقویت دوستی‏ها و جنبه‏های اشتراک و هوشیاری در برابر تهدیدها»ست" (ازغندی، 1378: 1045-1044).

در جمع‏بندی مطالعات می‏توان دکترین سیاست خارجی این دوره را در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت مبتنی بر اصول تنش‏زدایی و اعتمادسازی در روابط منطقه‏ای و جهانی، پذیرش هنجارهای بین‏المللی، تلاش برای مشارکت و ایفای نقش در فرآیندهای هنجارسازی بین‏المللی، تاکید به عوامل فرهنگی و قدرت نرم‏افزاری، تعامل‏گرایی با نگاه به منافع و مصالح ملی، همزیستی مسالمت‏آمیز، "دوری‏گزیدن از دشمن‏تراشی و طرح شعارهای پرخاش‏گرانه و تحریک‏کننده" (ازغندی،1378: 104)، مشارکت فعال و موثر با سازمان‏ها و مجامع‏ بین‏المللی، گشودن ابواب گفت‏وگو و تفاهم به روی جهان، تاکید بر مفاهمه و گفت‏وگوهای دو و چند جانبه به‏جای سیاست انتقادی و قهرآمیز با نظام بین‏الملل، استفاده از فرصت‏های بین‏المللی و کاهش هزینه‏های سیاسی در گستره بین‏الملل، توسعه و ترویج اهداف صلح‏طلبانه، پذیرش کثرت‏گرایی جهانی و نیز اتخاذ رویکرد و مواضع تفاهم‏جویانه در چارچوب منافع مشترک و احترام متقابل برشمرد. از این رو، نظریه گفت‏وگوی تمدن‏ها در سطح جهانی مطرح و ارایه گردید و جلب توجه و واکنش مثبت بازیگران بین‏المللی را در پی داشت.

هم‏چنین به دلیل توجه به عوامل فرهنگی و وجه نرم‏افزاری قدرت، بهره‏گیری از قدرت نرم در سطح بین‏المللی مورد توجه بوده که از موارد قابل اشاره "تغییر از رویکردهای سخت‏افزاری و صدور انقلاب به رویکرد نرم‏افزاری و بین‏الاذهانی" (ازغندی،1389: 114) است. به بیان دیگر، "در گفتمان عمل‏گرایی فرهنگ‏محور این دوره که مبتنی بر عقلانیت و اخلاق ارتباطی است و بر گفت‏وگوی بین‏الاذهانی و مفاهمه و حق انتخاب آزاد و غیراجباری انسان‏ها تاکید می‏ورزد، دال صدور انقلاب مدلول و مفهومی کاملا آزادانه و داوطلبانه می‏یابد... در حقیقت، صدور انقلاب ماهیتی نرم‏افزاری و بین‏الاذهانی دارد، نه سخت‏افزاری و فیزیکی. آرمان‏ها و اندیشه‏های انقلاب اسلامی که در قالب عدالت‏خواهی، آزادی‏طلبی، مردم‏سالاری، صلح‏طلبی و.... تجلی و نمود پیدا می‏کنند، نیازی به صدور فیزیکی ندارند، بلکه این ارزش‏ها اگر در چارچوب مردم‏سالاری دینی در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران غایت و فضیلت یابند، به‏طور طبیعی در عصر گفت‏وگوی تمدن‏ها آزادانه از سوی ملل دیگر مورد پذیرش قرار می‏گیرند. لذا مهم‏ترین وظیفه تصمیم‏گیرندگان و سیاست‏پردازان در ایران برای صدور انقلاب، تلاش برای عملی‏ساختن این آرمان‏ها در داخل است"(دهقانی فیروزآبادی و تاجیک،1382: 75-74).

 از سوی دیگر، برخی معتقدند سیاست تنش‏زدایی و گفت‏وگوی تمدن‏ها توانست به افزایش قدرت ملی و قدرت نرم‏افزاری ایران در عرصه بین‏المللی بینجامد که از نتایج قدرت نرم‏افزاری در این دوره، مواردی چون: ارتقای جایگاه و اعتبار کشور در نظام بین‏الملل، تغییر نگرش نسبت به دولت و ملت ایران، بهبود و تقویت رابطه با کشورهای اروپایی و منطقه و جذب سرمایه‏گذاری خارجی قابل ذکر است(هرسیج و ملایی،1387: 299).

بر اساس نتایج حاصل از مطالعات و بررسی‏های به عمل آمده در موضوع سیاست خارجی دوره دوم مورد بحث این پژوهش (1384-1392)، می‏توان گفت برخی معتقدند گذار از دوره قبل به این دوره دربرگیرنده تغییرات ماهوی و بنیادین در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نبوده، بلکه مجموعه‏ای از تغییر و تحولات بیشتر شکلی در عرصه سیاست خارجی صورت گرفته است(عیوضی،1387: 227-226). برخی دیگر نیز مهم‏ترین تحول را در سیاست خارجی ایران با روی کارآمدن دولت جدید در سال1384، تغییر جهت سیاست‏ خارجی از چارچوب فکری سیاست خارجی اصلاح‏طلبانه- مداراجویانه به رهیافت انقلابی-مهاجم دانستند و بیان داشتند: "بنابراین دور از انتظار نیست که تفکر جهانی و فراملی، با تفکری جایگزین می‏شود که به نظام بین‏الملل بی‏اعتنا، در سخن و عمل با نگاهی جزمی و انعطاف‏ناپذیر، در تلاش برای تغییر هنجارهای حاکم بر روابط بین‏الملل است. در واقع، بازآفرینی اصول‏گرایی از ویژگی‏های بارز سیاست خارجی در این دوره است"(ازغندی،1389: 143).

دهقانی در توضیح و تفسیر گفتمان اصول‏گرایی عدالت‏محور می‏گوید: "عدالت‏ مرکز ثقل گفتمان اصول‏گرایی است... دال متعالی عدالت تنها به گفتمان اصول‏گرایی در سیاست داخلی قوام نمی‏بخشد، بلکه مرکز ثقل و کانون مفصل‏بندی و هویت‏یابی آن در سیاست خارجی نیز است؛ به‏گونه‏ای که محور و مبنای سیاست خارجی اصول‏گرا، عدالت‏طلبی و عدالت‏گستری در عرصه بین‏المللی است"(دهقانی،1386: 70). لذا" گفتمان اصول‏گرایی عدالت‏ محور جای گفتمان عمل‏گرایی فرهنگی یا صلح‏گرایی مردم‏سالار" (صادقی،1388: 307) می‏نشیند. هم‏چنین به تفکر تجدیدنظرخواه و نگاه انقلابی در تنظیم سیاست خارجی غیریت‏ساز، تاثیر اندیشه‏های ارزشی- اسلامی و موعودگرایانه حاکم بر دولت وقت در هدایت سیاست خارجی به اتخاذ رویکرد تجدید نظر‏طلبانه در مقابل نظام بین‏الملل، طرح ایده‏هایی چون حکومت آرمانی و واحد و تنظیم و اصلاح مناسبات و نظام حاکم بر دنیا و معرفی ایران به عنوان منشا و خاستگاه این انقلاب و تحول (باقری دولت‏آبادی و شفیعی،1393: 241-239) اشاره گردیده است.

در این دوره با مورد سوال و حمله قرار دادن ساختار و ماهیت نظام بین‏الملل، از ضرورت اعمال سیاست تهاجمی در قبال غرب سخن گفته شد و به لحاظ تاکتیکی در برجسته‏سازی و پررنگ‏کردن نقاط ضعف و نارسایی‏های سیاست خارجی کشورهای غربی، با هدف دستیابی به دورنمای تغییر جایگاه و موقعیت ایران از یک کشور متهم به شاکی تلاش‏هایی صورت گرفت (ازغندی،1389: 141). صادق خرازی مهم‏ترین عنصر در سیاست خارجی، این دوره را بحران شناخت و معرفت نسبت به نظام بین‏الملل می‏داند و با ذکر این موضوع که"باید با شرق و غرب با هم کار کنیم و به طور کلی نمی توان یک موضوع را ملاک قرار داد و کل هستی و نیستی را به آن گره زد" می‏افزاید: "یک سیاست خارجی فعال و اکتیو که صاحب دکترین ویژه‏ای است و شاهد دستاوردهای بزرگی بوده، باید بداند که امروز در مواجهه با جهانی‏شدن قرار دارد و نرم‏های جهانی تغییر یافته‏اند. مفهوم قدرت از قدرت سخت و نرم تغییر یافته و چالش امروز چالش عظیم قدرت نرم است. ما یک شیفت اساسی و جدی داریم و اولویت‏سازی ما باید با شرایط جدید همراه باشد"(مصاحبه با صادق خرازی،20/5/1392).

با استناد به مطالعات صورت‏گرفته، در آرا و دیدگاه‎‏های محققان و صاحب‏نظران در باب سیاست خارجی این دوره مواردی چون تقبیح و نقد هنجارها و سازمان‏های بین‏المللی به ویژه سازمان ملل ‏متحد و تلقی و انگاشت ناعادلانه و تبعیض‏آمیز از ساختار و ماهیت آن به منزله اهرم فشار قدرت‏های بزرگ و ناکارآمدی و لزوم تغییر و اصلاح آن‏ها مورد اشاره و تاکید مدام قرار گرفته است. هم‏چنین جهت‏گیری سیاست خارجی ایران در حوزه‏هایی چون اعمال سیاست تهاجمی و تقابلی با جهان غرب و آمریکا، اتخاذ و پی‏گیری راهبرد شالوده‏شکن در قبال نظام بین‏الملل، سیاست نگاه به شرق در قالب همکاری و گسترش روابط با روسیه، چین و هند، مقابله با یک‏جانبه‏گرایی در عرصه بین‏الملل، بهره‏گیری از سمبولیسم، تقویت و گسترش همکاری‏های منطقه‏ای و اسلامی، گسترش روابط دوستانه و همکاری با کشورهای آمریکای‏ لاتین، حمایت از جنبش‏های رهایی‏بخش و تلاش برای فعال‏کردن جنبش عدم‏تعهد قابل ذکر است(دهقانی،1386: 89 -94).

با عنایت به مجموع موارد مذکور و نیز با توجه به مفهوم قدرت نرم مبنی بر توانایی تغییر ترجیحات و اولویت‏های دیگران از طریق اقناع و تولید جذابیت، می‏توان گفت اعمال دیپلماسی عمومی در این دوره در برخی از حوزه‏های جغرافیایی و عقیدتی جهان نظیر کشورهای اسلامی و کشورهای آمریکای لاتین موثر بوده است، هرچند به باور بعضی از صاحب‏نظران و اندیشمندان، میزان و سطح نتایج حاصل از آن، قابل تامل و ارزش‏گذاری خواهد بود.

یافته‏های پژوهش

در این پژوهش در بستر حاصل از مطالعات صورت‏ گرفته در خصوص مباحث نظری و کلان در موضوع رابطه ورزش، سیاست و روابط بین‏الملل و هم‏چنین سیاست خارجی ایران طی سال‏های1376-1392، به طور ویژه به نقش ورزش در گسترش مناسبات بین‏المللی ایران طی سال‏های1376-1392 پرداخته شد و این موضوع در چارچوب‏هایی چون روابط با نهادها و سازمان‏های بین‏المللی فعال در حوزه ورزش از سوی نهاد دولتی متولی ورزش کشور، کمیته ملی المپیک و صاحبان کرسی‏های بین‏المللی ورزشی با تاکید بر سطح مشارکت، تاثیرگذاری و نقش‏آفرینی در مجامع بین‏المللی و منطقه‏ای ورزشی، تعاملات و همکاری‏های ورزشی با سایر کشورها در چارچوب سیاست خارجی، حضور و نقش‏آفرینی در عرصه‏های رقابت ورزشی قاره‏ای و بین‏المللی، موفقیت‏ها و توانمندی‏های ورزشی در عرصه بین‏الملل، دیپلماسی ورزشی، کسب و ارتقای منزلت در عرصه جهانی و میزان کامیابی ورزش و دیپلماسی ورزشی در دستیابی به برخی اهداف سیاست خارجی در دوره‏های 1376-1384 و 1384-1392 مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و موارد و مصادیق هر یک با بهره‏گیری از روش‏های کتاب‏خانه‏ای، مصاحبه و پرسش‏نامه گردآوری و به تفکیک طبقه‏بندی گردید.

در مجموع نتایج تحقیق حاکی از آن است که ارتباط، همکاری و تعامل با کشورها و سازمان‏های بین‏المللی فعال در حوزه ورزش طی سال‏های1376-1392 همواره و به صورت مستمر صورت پذیرفته است؛ هرچند در موارد مختلف با تفاوت‏هایی همراه بوده، سطوح بعضاً مختلفی را پشت سر گذاشته و به تناسب آن نتایج متفاوتی حاصل گردیده است. در این زمینه می‏توان به ارتباط و همکاری با کشورها، سازمان‏ها و مجامع بین‏المللی در قالب شرکت در نشست‏ها، اجلاس‏ها و کنفرانس‏های بین‏المللی و منطقه‏ای، ملاقات با مقامات ورزشی دیگر کشورها و سازمان‏های بین‏المللی، اعزام‏ تیم‏ها، داوران و مربیان (مسابقات، اردوهای‏ مشترک و بازی‏های دوستانه) و متخصصان ورزشی و هیات‏های کارشناسی، برگزاری مسابقات و میزبانی‏های ورزشی، کسب کرسی‏های ورزشی در سازمان‏ها و مجامع بین‏المللی، امضای یادداشت ‏تفاهم همکاری‏های ورزشی با دیگر کشورها، تفاهمات ورزشی در قالب اجلاس کمیسیون مشترک همکاری و برنامه مبادلات فرهنگی، علمی و آموزشی با سایر کشورها (امضای سند همکاری) اشاره کرد(وزارت ورزش و جوانان،1394).

از سوی دیگر، در این سال‏ها با توجه به رویکردهای متفاوت حاکم بر سیاست خارجی، شرایطی پدیدار گشت که می‏توان گفت کلیه مناسبات و روابط بین‏المللی ایران در حوزه‏های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... تحت‏الشعاع این سیاست‏ها قرار گرفت و به نوعی در بستر این اصول و سیاست‏های اعلامی از سوی دولت ادامه حیات یافت و جهت‏گیری‏های خاصی به خود گرفت؛ حوزه ورزش و روابط ورزشی کشور در سطح منطقه‏ای و جهانی نیز از این قاعده مستثنی نبود. اگرچه این موضوع در مورد حضور تیم‏های ایران در میادین و مسابقات ورزشی بین‏المللی تاثیر چندانی نداشته است، اما با استناد به دیدگاه‏ها و اظهارات برخی افراد مسئول در ورزش کشور و صاحبان کرسی‏ها در مجامع بین‏المللی ورزشی در این مورد که طی مصاحبه‏ با ایشان مطرح شده، نمی‏توان گفت حوزه ورزش و روابط ورزشی کشور در سطح منطقه‏ای و جهانی کاملاً از این سیاست‏ها به دور و تاثیرناپذیر بوده و روابط و تعاملات ورزشی در سطح بین‏الملل در حوزه ارتباط با کشورها و سازمان‏های بین‏المللی ورزشی، خارج از حیطه نفوذ و تاثیرگذاری سیاست خارجی دولت و به طور کاملاً مستقل صورت می‏گرفته است.

سال‏های1376-1384

در مجموع نتایج تحقیق حاکی از این است که طی سال‏های1376-1384 با توجه به عواملی چون رویکرد دولت مبنی بر گسترش تعاملات و مناسبات با جهان و همین‏طور رویکرد فرهنگی آن، فضای بین‏المللی مساعد نسبت به ایران، تاکید بر مفاهمه، تعامل، تنش‏زدایی و اعتمادسازی، نقش گفت‏وگوی تمدن‏ها، اعمال دیپلماسی ورزشی و گام‏های برداشته شده در این راستا به ویژه در حوزه فوتبال و کشتی و هم‏چنین حمایت‏های دولت، دامنه همکاری‏ها و تعاملات ورزشی ایران در سطح بین‏المللی گسترده و با سهولت بیشتری همراه بوده است.

در این دوره، دیپلماسی ورزشی مورد توجه و استفاده قرار گرفت؛ به نوعی که تلاش گردید از ورزش در حوزه روابط دوستانه و تنش‏زدایی با سایر کشورهای جهان و افزایش همکاری‏های موثر با نهادها و مجامع بین‏المللی استفاده شود. یکی از موارد اعمال دیپلماسی ورزشی در این دوره، دعوت از تیم کشتی آمریکا به منظور شرکت در جام تختی در فوریه۱۹۹۸(بهمن1376) در تهران و مسابقه فوتبال بین دو کشور در 21 ژوئن در لیون فرانسه در دور نخست جام جهانی فوتبال 1998 است که تا حدی به تغییر مثبت و تعدیل افکار عمومی آمریکا به نفع ایران کمک نمود(شهابی،1383: 19-17) و فضای تعاملی بین ملت‏های ایران و آمریکا را به واسطه برقراری ارتباطات ورزشی تلطیف و دوستانه ساخت. رسانه‏های آمریکا نیز در زمان برگزاری این مسابقات نسبت به تبلیغات در مورد برقراری رابطه بین ایران و آمریکا اقدام کردند(Delgado,2003). برخی نیز بر این باورند که"پیروزی تیم فوتبال ایران با نتیجه‌ی 2 بر1 در شبی به‌یادماندنی، تبدیل به خاطره‌ای ماندگار در جامعه‌ی ورزشی ایران شد، اما بر خلاف آنچه به عنوان نتیجه عملی «دیپلماسی ورزشی» مورد توقع بود، تحول قابل ملاحظه‌ای در روابط دو کشور رخ نداد. سفر تیم کشتی آمریکا به تهران برای شرکت در مسابقات جهانی کشتی در شهریور1377، دیدار مجدد دو تیم فوتبال ایران و آمریکا (دی1378) این بار در خاک آن کشور که به نتیجه تساوی رسید و حضور کشتی‌گیران آمریکایی در مسابقات جام تختی سال 1379 در مشهد نیز نتوانست تغییر چندانی در این فرآیند ایجاد کند. بدین ترتیب، این گزاره‌ی معروف که «دیوار بی‌اعتمادی بین دو کشور بلندتر از آنی است که با اقداماتی این‌چنین برداشته شود» خود را بیشتر نمایان می‌ساخت" (پورمحمد،1391). با نگاهی حداکثرگرایانه می‏توان گفت تاثیرات آن چندان از سطح تلطیف افکار عمومی دو طرف و برقراری روابط ورزشی فراتر نرفت. به بیان دیگر، دیپلماسی ورزشی به تمامی در قامت گامی موثر در کمک به برطرف‏کردن چالش‏های سیاسی بین ایران و سایر کشورها و زمینه‏سازی برای رفع محدودیت‏ها و موضع‏گیری‏ها علیه ایران و ایفای نقش میانجیِ موفق در حل و فصل مناقشات و کاهش تنش‏ها به عنوان بازوی کمکی سیاست خارجی ظاهر نشد- آن‏چه با استناد به حوزه مفهومی دیپلماسی عمومی مورد انتظار بود، تماماً شکل نگرفت.

 

نمودار 1: تاثیرگذاری دیپلماسی ورزشی در گسترش مناسبات و روابط بین‏المللی ایران طی سال‏های 1376-1384

 

از سوی دیگر، ارتباط با مجامع و نهادهای بین‏المللی فعال در حوزه ورزش، با حضور موثر و هدفمند در این مجامع بـه واسطه کسب پـست‏ها به ویژه کرسی‏های سطوح عالی و موثر، نقش‏آفرینی و مشارکت در عرصه مدیریت و تصمیم‏گیری جهانی ورزش در کنار سایر کشورها و هم‏چنین الگوسازی با ارایه پیشنهادات و ابتکارات موثر و راهبردی همراه بوده است که با استقبال جهانی نیز روبه‏رو شد.

 

 

نمودار 2: روابط ایران با نهادها و سازمان‏های بین‏المللی ورزشی طی سال‏های 1376-1384

 

جدول1: وضعیت کرسی‏های ایران در نهادها و مجامع بین‏المللی ورزشی طی سال‏های 1376-8476

 

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

تنزل داشته

2

6/5

6/5

کرسی‏ها موثر بوده

19

8/52

4/58

ارتقا داشته

14

9/38

2/97

کرسی‏ها موثر نبوده

1

8/2

100

کل

36

100

 

این موضوعات خود نمایان‏گر نقش ورزش در بهبود و گسترش مناسبات بین‏المللی ایران با سایر بازیگران نظام بین‏الملل اعم از دولت‏ها و سازمان‏های بین‏المللی در این دوره است. در مجموع می‏توان گفت مراد از برقراری روابط و تعاملات ورزشی بین دو کشور در سایه دیپلماسی ورزشی، تسری این نزدیکی و تعامل به حوزه‏های سیاسی است که در این دوره گام‏های موثری در این راستا برداشته شد- هم‏چنین مشارکت و حضور فعال و موثر در سازمان‏ها و مجامع بین‏المللی فعال در حوزه ورزش مد نظر و عمل بوده است. نظرات و دیدگاه‏های مطروحه از سوی برخی از مدیران ورزشی و صاحبان کرسی‏های بین‏المللی ورزشی طی مصاحبه پژوهش‏گر با آنان نیز بیان‏گر این موضوعات بوده و ضمن تایید نقش ورزش در گسترش مناسبات بین‏المللی کشور طی این سال‏ها، از ارتباط مناسب با عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج فارس و استقبال کشورهای توانمند ورزشی و کشورهای اروپایی نسبت به برقراری روابط ورزشی با ایران نیز یاد شده است.

 

نمودار 3: موانع و مشکلات دیپلماسی ورزشی طی سال‏های 1376-1384

از دیگر موارد ذکر شده این است که روابط فدراسیون‏ها و افراد دارای کرسی‏های بین‏المللی از حاشیه امنیت بیشتری برخوردار بوده است. هم‏چنین، علاوه بر حمایت نهاد متولی ورزش کشور در این دوره، به حمایت وزارت امور خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در هدایت، معرفی و کارسازی محیط‏های مناسب برای عرضه و تبلور حضور ورزش در زوایای متناسب با آن محیط بین‏المللی به شکل پررنگ، با خط‏مشی مشخص و هدفمند نیز اشاره شده است. گفت‏وگوی تمدن‎‏ها به عنوان یک سرتیتر، در خیلی مواقع و زوایا در حوزه ورزش خط‏مشی و سیاست مشخصی را در بازتعریف ورزش با توجه به آن محیط بین‏المللی مورد فعالیت به کارگزاران ورزشی ارایه نموده و به عنوان چتر شاملی برای بهره‏گیری از دیپلماسی ورزشی خود به خود هم‏افزایی داشته است. موضوعاتی چون: میزبانی‏های بیشتر ایران و واکنش مثبت کشورها و مجامع بین‏المللی نسبت به این امر، ابتکار عمل و الگوسازی ورزشی ایران برای سایر کشورها به ویژه بانوان کشورهای اسلامی، ارایه برخی پیشنهادهای ورزشی ایران در مجامع بین‏الملل ورزشی و تصویب آن‏ها مانند تاسیس و میزبانی برخی فدراسیون‏های ورزشی بین‏المللی و قاره‏ای، سهولت بیشتر در مبادلات و اعزام‏های ورزشی با توجه به مواردی مانند اخذ ویزا و نیز استفاده فرهنگی از ورزش کشور در عرصه بین‏المللی در این دوره، از دیگر دیدگاه‏ها و اظهارات این افراد بوده است.

 

نمودار 4: نقش‏آفرینی و مشارکت ایران در سازمان‏های ورزشی بین‏المللی طی سال‏های1376- 1384

افزون بر این، به گسترش سطح تعاملات ورزشی از حوزه صرف مجامع بین‏المللی ورزشی به دیگر نهادها و مجامع بین‏المللی مانند سازمان کنفرانس اسلامی با امضای تفاهم‏نامه ورزشی، مجمع جهانی تقریب مذاهب و اتحادیه بین‏المجالس اشاره شده است. شایان ذکر است برخی از این نظرات حاکی از این بوده که مقوله ورزش، سیاست‏های ورزشی و دیپلماسی ورزشی بیش از این می‏تواند در استفاده از همه ظرفیت‏ها و امکانات خود برای گسترش، تقویت روابط و مناسبات بین‏المللی کشور، ترمیم روابط خدشه‏دار پیشین و نیز افزایش حوزه‏های نفوذ و تاثیرگذاری در مجامع بین‏المللی موفق‏ ظاهر شود. به سخن دیگر، بسیاری از قابلیت‏ها و ظرفیت‏های بالقوه این حوزه به دلیل برخی مشکلات و عوامل تا امروز به فعلیت و بهره‏وری منجر نشده است.

هم‏چنین نتایج حاصل از دیدگاه‏ها و اظهارات برخی از صاحب‏نظران دارای سابقه اجرایی در حوزه مدیریت ورزش کشور و حضور در مجامع بین‏المللی ورزشی، ورزشکاران و کارشناسان حوزه ورزش، حاکی از نقش و تاثیر دیپلماسی ورزشی در گسترش مناسبات بین‏المللی کشور و موفقیت در دستیابی به اهداف سیاست خارجی کشور است. از سوی دیگر، ضمن تایید و تاکید بر گسترش و تعمیق ارتباط با مجامع و نهادهای بین‏المللی فعال در حوزه ورزش در این دوره، بیان‏گر مواردی چون: تاثیر مثبت سیاست خارجی دولت وقت در تقویت و گسترش این روابط، افزایش کرسی‏های موثر و مشارکت و نقش‏آفرینی ایران در سازمان‏های بین‏المللی ورزشی است و اعمال حمایت دولت نسبت به صاحبان کرسی‏های بین‏المللی ورزشی در فرآیند کسب کرسی‏ها و فعالیت در این مجامع نیز، بیشتر در طیف متوسط تا خوب عنوان شده است.

نکته‏ای که در برخی از این اظهارات باید به موارد مذکور افزود این است که کسب کرسی IOC به عنوان یکی از مهم‏ترین و بنیادی‏ترین پست‏ها در سطح خانواده المپیک برای اولین بار در این دوره صورت گرفت که در همین دوره نیز به دلایلی چون: ناآگاهی از ابعاد حقوقی موضوع، ناهماهنگی‏های داخلی و تصمیم‏گیری نامتناسب از سوی بعضی مسئولان ورزشی وقت از دست رفت.

سال‏های1384-1392

با استناد به نتایج تحقیق، در دوره دوم مورد بحث این پژوهش یعنی طی سال‏های1392-1384 نقش‏ ورزش در عرصه روابط و مناسبات بین‏المللی و همکاری‏ با برخی کشورهای مورد نظر و نیز تاثیرات آن در حوزه سیاست خارجی مورد توجه قرار داشته، اما بیش از این موضوع، استفاده از ورزش در راستای کسب و ارتقای پرستیژ کشور در عرصه بین‏المللی از طریق کسب مقام و عناوین برتر ورزشی و نمایش قدرت در سطح بین‏المللی بوده است. از این رو، به دلیل تاثیرگذاری این امر بر ارزیابی سایر دولت‏ها و تحت ‏تاثیر قراردادن و جلب افکار عمومی ملت‏های سایر کشورهای جهان، می‏توان گفت دیپلماسی ورزشی در این دوره نیز به نوعی مورد توجه دولت بوده و در راستای استفاده از ورزش برای تحقق بخشی از اهداف سیاست خارجی کشور قابل تعریف در گستره دیپلماسی عمومی، گام برداشته شده است.

 

نمودار 5: طراحی و اعمال دیپلماسی ورزشی طی سال‏های1384-1392

هرچند با نگاهی حداکثرگرایانه می‏توان اظهار داشت با توجه به رویکردهای حاکم بر سیاست خارجی ایران در این دوره و سیاست‏های و مواضع برخی از کشورها به ویژه آمریکا و کشورهای غربی نسبت به ایران، از ورزش و دیپلماسی ورزشی در زمینه‏سازی برای کاهش محدودیت‏ها، تنش‏ها، موضع‏گیری‏های خصمانه و تهدیدات و ایفای نقش میانجی در حل و فصل مناقشات و تعارضات در ارتباط با سایر واحدهای سیاسی و مجامع بین‏المللی استفاده نشد.

 

نمودار 6: تاثیرگذاری دیپلماسی ورزشی در گسترش مناسبات و روابط بین‏المللی ایران طی سال‏های1384-1392

نتایج حاصل از دیدگاه‏ها و اظهارات برخی از صاحب‏نظران دارای سابقه اجرایی در حوزه مدیریت ورزش کشور و حضور در مجامع بین‏المللی ورزشی، ورزشکاران و کارشناسان حوزه ورزش نیز سهم قابل توجهی برای نقش ورزش در این دوره در بهبود و گسترش مناسبات بین‏المللی ایران با سایر بازیگران نظام بین‏الملل اعم از دولت‏ها و سازمان‏های بین‏المللی و میزان نقش‏آفرینی و مشارکت موثر کشور در مجامع و نهادهای ورزشی بین‏المللی رقم نمی‏زند. هم‏چنین این دیدگاه‏ها پیرامون مجامع بین‏المللی فعال در حوزه ورزش بیشتر بر این موضوع دلالت داشته است که به‏رغم تداوم همکاری با این نهادها و کسب کرسی‏ها از سوی ایران، بیشتر پست‏های به دست آمده در سطح کرسی‏های موثر و کلیدی نبوده است و تنها رشد کمی کرسی‏ها حاصل گردید. به عبارت دیگر، رشد و ارتقا به بعد کمی محدود بوده و از لحاظ کیفی و میزان تاثیرگذاری، ارتقایی صورت نگرفته است که این امر نقش‏آفرینی و مشارکت موثر ایران در سازمان‏ها و مجامع بین‏المللی ورزشی در سطوح عالی را کاهش داده است. هم‏چنین اعمال حمایت دولت نسبت به نمایندگان صاحب کرسی‏های بین‏المللی ورزشی در فرآیند کسب کرسی‏ها و فعالیت در این مجامع نیز، بیشتر در طیف ضعیف تا متوسط عنوان شده است.

جدول 2: وضعیت کرسی‏های ایران در نهادها و مجامع بین‏المللی ورزشی طی سال‏های1384-1392

 

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

تنزل داشته

19

8/52

8/52

کرسی‏ها موثر بوده

5

9/13

7/66

ارتقاء داشته

2

6/5

2/72

کرسی‏ها موثر نبوده

10

8/27

100

کل

36

100

 

 

 

 

نمودار 7: نقش‏آفرینی و مشارکت ایران در سازمان‏های ورزشی بین‏المللی طی سال‏های1384-1392

در پاره‏ای از نظرات نیز به افزایش بودجه دولتی به منظور ارتقای توانمندی‏های فنی ورزشی و نتایج مثبت حاصل از آن، اعمال سلایق فردی برخی مدیران و دخالت‏ها از سوی نهاد متولی ورزش کشور مرتبط با حوزه بین‏المللی ورزش و عواقب ناشی از آن نظیر تعلیق فدراسیون‏های ورزشی ایران، وجود نیروی انسانی غیرمتخصص و برخی مدیران ناآشنا با حوزه روابط بین‏الملل ورزشی، از دست‏دادن کرسی‏های مهم و موثر در نهادها و مجامع بین‏المللی ورزشی، فقدان برنامه و هدف مشخص در حوزه دیپلماسی ورزشی و بروز برخی مشکلات و موانع در مراودات بین‏المللی ورزشی با توجه به موج سیاسی در عرصه بین‏الملل نسبت به ایران ناشی از موضع‏گیری‏های دولت در این دوره اشاره گردیده است.

 

نمودار 8: موانع و مشکلات دیپلماسی ورزشی طی سال‏های1384-1392

در مجموع، در برخی از اظهارات و نظرات افراد مصاحبه شونده در موضوع دیپلماسی ورزشی ایران، به فقدان راهبرد و برنامه در هر دوره 1376-1384 و 1384-1392 اشاره شده است. نکته مهم دیگر در حوزه روابط نمایندگان ایرانی صاحب کرسی در سازمان‏های بین‏المللی ورزشی و حضور در این مجامع طی سال‏های1376-1392 که بسیاری از این افراد این موضوع را یادآور شدند که در این مجامع و نهادها مسایل سیاسی کم‏تر مورد توجه است و در بسیاری از موارد کاملاً مستقل عمل می‏کنند و به توانمندی‏های افراد توجه دارند، اما نمی‏توان به تمامی بیان داشت که مواضع و سیاست خارجی کشور در این مناسبات و روابط به هیچ وجه تاثیرگذار نبوده است. به بیان دیگر، در بسیاری موارد رویکردهای تعاملی دولت طی سال‏های 1376-1384 با توجه به سیاست تنش‏زدایی، اعتمادسازی و گفت‏وگوی تمدن‏ها در این روابط تاثیرات مثبت داشته، در صورتی که در مورد سیاست‏ها و رویکردهای بعضاً تقابلی دولت طی سال‏های1384-1392 این گونه نبوده است.  

در خصوص روابط با نهادها و سازمان‏های بین‏المللی فعال در حوزه ورزش، نتایج حاصل از آزمون T بر روی داده‏های گردآوری شده نشان می‏دهد که بر اساس پاسخ جامعه نمونه، طی سال‏های1376-1384 این امر از وضعیت مناسب‏تری برخوردار بوده است؛ به‏گونه‏ای که میانگین مجموع سوالات مرتبط با این موضوع برای دوره (1376-1384) 11/22 و برای دوره (1384-1392) در سطحی بسیار پایین‏تر یعنی 44/16 بوده است.

جدول 3: آزمون T در مورد روابط ایران با نهادها و سازمان‏های بین‏المللی فعال در حوزه ورزش

مقطع زمانی

n

میانگین

انحراف استاندارد

t

درجه آزادی

سطح معنی داری

α (خطای نوع اول)

1384-1376

36

11/22

63/3

124/9

35

00/0

01/0

1392-1384

36

44/16

18/3

چون مقدار سطح معنی داری از α=0/01 کوچکتر است، پس در زمینه روابط بین‏ سازمانی در دو مقطع مورد مطالعه، در سطح اطمینان 99 درصد، تفاوت معناداری وجود دارد. با توجه به میانگین هم مشخص شده که در دوره اول (1384-1376) میانگین نمرات بالاتر است.

مقایسه سوالات مرتبط با موضوع فوق به صورت زوجی نشان می‏دهد که پرسش‏های مطرح شده برای ارزیابی روابط با نهادها و سازمان‏های بین‏المللی ورزشی در مجموع نشان از عملکرد بهتر در سال‏های1376-1384 در این زمینه بوده است. در واقع، میانگین اکثر پاسخ‏ها در دوره 1376-1384 بالاتر از دوره 1384-1392 بوده است. البته دو استثنا در این زمینه وجود دارد: یکی مربوط به میانیگن مساوی آن‏ها در زمینه تاثیرپذیری روابط ایران با نهادها و سازمان‏های بین‏المللی فعال در حوزه ورزش از سیاست خارجی دو دولت مورد مطالعه بوده که این امر حاکی از اهمیت زیاد سیاست خارجی ایران در این زمینه است؛ دیگری هم مربوط به تاثیرپذیری موضوعات مربوط به تصدی پست و کرسی پاسخ دهندگان از سیاست داخلی و خارجی بوده که این امر حاکی از میانگین بالاتر دولت سال‏های1384-1392 نسبت به دولت در سال‏های1376-1384 بوده است- امری که نه به عنوان نکته‏ای مثبت، بلکه امتیازی منفی قابل قلمداد است.

 

جدول 4: آزمون T دو نمونه ای ارزیابی روابط ایران با نهادها و سازمان‏های بین‏المللی فعال در حوزه ورزش

 

سوالات

میانگین

نمونه

انحراف استاندارد

Pair 1

1

7778/2

36

59094/0

16

4444/1

36

55777/0

Pair 2

2

6111/2

36

54719/0

17

3611/1

36

59295/0

Pair 3

3

5278/2

36

69636/0

18

5278/1

36

60880/0

Pair 4

4

2778/3

36

70147/0

19

2778/3

36

97427/0

Pair 5

5

5278/2

36

65405/0

20

1667/2

36

34164/1

Pair 6

6

9722/2

36

65405/0

21

1111/2

36

70823/0

Pair 7

7

8333/2

36

60945/0

22

8333/1

36

69693/0

Pair 8

8

5833/2

36

90633/0

23

7222/2

36

08525/1

در زمینه دیپلماسی ورزشی نیز تحلیل‏های انجام‏ گرفته بر مبنای آزمون T نشان می‏دهد دولت در سال‏های1376-1384 نسبت به دولت سال‏های1384-1392 عملکرد مناسب‏تری داشته است؛ به‏ گونه‏ای که مجموع میانگین سوالات مربوطه برای دوره اول برابر با 13/21 و برای دوره دوم 69/17 بوده است.

جدول 5: آزمون T دیپلماسی ورزشی

مقطع زمانی

n

میانگین

انحراف استاندارد

t

df

sig

α (خطای نوع اول)

1384-1376

36

13/21

01/3

931/4

35

00/0

01/0

1392-1384

36

69/17

10/4

 

چون مقدار سطح معناداری ازα=0/01  کوچکتر است، پس با سطح اطمینان 99 درصد، دولت در سال‏های1376-1384 نسبت به دولت در سال‏های1384-1392 از میانگین و عملکرد بهتری برخوردار بوده است- مقایسه سوال‏های مرتبط با هم در هر رابطه با هر دو دوره به خوبی گویای این واقعیت است.

 

جدول 6: آزمون T دو نمونه ای دیپلماسی ورزشی

 

سوالات

میانگین

نمونه

انحراف استاندارد

Pair 9

9

7500/3

36

5000/0

24

5833/3

36

84092/0

Pair 10

10

7222/2

36

77868/0

25

6667/1

36

75593/0

Pair 11

11

0278/3

36

77408/0

26

0556/2

36

98400/0

Pair 12

12

5833/2

36

62788/1

27

9444/3

36

77191/1

Pair 13

13

0556/3

36

58282/0

28

7778/1

36

63746/0

Pair 14

14

2778/3

36

65949/0

29

3611/3

36

96074/0

Pair 15

15

7222/2

36

65949/0

30

4167/1

36

64918/0

 

بحث و نتیجه‏گیری

در جمع‏بندی و تحلیل نهایی"نقش ورزش در گسترش مناسبات بین‏المللی ایران طی سال‏های 1376-1392" می‏توان گفت ورزش در حوزه روابط و مناسبات بین‏المللی نقش و تاثیرات مثبتی داشته که با توجه به عوامل متنوع داخلی و خارجی، سطوح و رویکردهای متفاوتی را از لحاظ کمی(قلت و کثرت) و کیفی در سایه اهداف تعریف‏‏ شده در آن مقطع زمانی پشت سر گذاشته است.

در دوره اول مورد بحث این پژوهش(1376-1384)، بیش‏تر به نقش ورزش در توسعه روابط دوستانه با دیگر کشورها توجه شد، چون در این دوره بر نقش عوامل فرهنگی و تقارب و تعامل فرهنگ‏ها، قدرت نرم و گفت‏وگو در سیاست خارجی تاکید بیشتری وجود داشت. در واقع، از آن‏جا ‏که در این دوره رویکرد حاکم بر سیاست خارجی تنش‏زدایی، گفت‏وگو و تفاهم بود، ورزش می‏توانست در جهت بسط روابط دوستانه موثر باشد و جایگاه ویژه‏ای را در تحقق این مهم به خود اختصاص دهدو از این‏رو، ورزش به عنوان ابزاری برای توسعه مناسبات و روابط دوستانه و همکاری‏جویانه در سطح جهان مورد توجه و استفاده قرار گرفت و در سایه این امر، بسیاری از روابط و تعاملات ایران در سطح بین‏المللی تعمیق و گسترش یافت. به بیان دیگر، ورزش و مناسبات بین‏المللی در این دوره تعامل و هم‏افزایی داشت و از همافزایی و دیپلماسی ورزشی در عرصه روابط بین‏المللی بهره گرفته شد؛ به نوعی که استفاده موثر و دیپلماتیک از ورزش در پیشبرد و تامین اهداف سیاست خارجی کشور نظیر گسترش همکاری، مفاهمه، تنش‏زدایی و اعتمادسازی در روابط با سایر واحدهای سیاسی و تعامل سازنده با دولت‏ها و سازمان‏های بین‏المللی با توجه به نقش مهم عوامل فرهنگی و بهره‏روی از قدرت نرم در عرصه روابط خارجی صورت گرفت. ‏از این‏رو، به مقوله ورزش تنها به منظور کسب مقام در عرصه جهانی و بالابردن توانمندی‏ها و قابلیت‏های ورزشی نگریسته نشد و برنامه‏ریزی و اجرای سیاست‏های ورزشی تنها بر این اساس رقم نخورد، بلکه بسط همکاری‏ها و روابط دوستانه با جهان با ابزار ورزش مورد توجه دولت قرار داشت. به عبارت دیگر، ورزش در گسترش مناسبات بین‏المللی ایران نقش داشته و موثر بوده و در مسیر تحقق اهداف سیاست خارجی کشور گام برداشته است.

در دوره دوم مورد بحث این پژوهش(1384-1392)، رویکرد سیاست خارجی مواجهه‏جویی با برخی قدرت‏های غربی بود و حوزه‏های تخاصم و تقابل ایران افزایش یافت. پس ورزش نمی‏توانست به تمامی به ‏عنوان ابزاری برای توسعه روابط دوستانه با جهان مورد توجه قرار گیرد. در این دوره، بر سیاست پرستیژ تاکید فراوانی وجود داشت. لذا ورزش نیز بیشتر به‏ عنوان ابزاری در جهت ارتقای پرستیژ مورد استفاده قرار گرفت. رویکرد دولت، سرمایه‏گذاری و هزینه در ورزش بود تا با کسب موفقیت‏ها و افتخارات بزرگ در صحنه‏های ورزشی مانند المپیک، مسابقات جهانی و آسیایی، از این امتیاز در جهت تبلیغ موفقیت‏های خود چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی برخورد باشد. هرچند در ایران کسب موفقیت‏ها و پیروزی‏های ورزشی در عرصه جهانی و منطقه‏ای همواره مورد توجه و حمایت دولت بوده است، اما می‏توان گفت در این دوره، بیش از پیش به این موضوع توجه و تاکید شد و اراده و برنامه نهاد دولتی متولی ورزش کشور بر ارتقای سطح کیفی و کمی توانمندی‏های ورزشی و دستیابی به جایگاهی بالاتر از آن‏چه ورزش کشور پیش از این تجربه کرده بود، قرار گرفت. به سخن دیگر، در این دوره به نقش‏آفرینی ورزش در عرصه بین‏الملل و برقراری مناسبات و روابط دوستانه با برخی کشورهای مورد نظر و نیز تاثیرات آن در حوزه سیاست خارجی و تامین اهداف و منافع تعریف شده در این حیطه توجه می‏شد، اما این امر عمدتاً برای توسعه و گسترش همکاری‏ها و روابط دوستانه نبود، بلکه بیشتر معطوف به کسب و ارتقای پرستیژ کشور در عرصه بین‏المللی به واسطه کسب مقام و عناوین برتر ورزشی، نمایش قدرت در سطح بین‏المللی و هم‏چنین نشان دادن غلبه بر مشکلات ناشی از تحریم‏های بین‏المللی بود؛ به صورتی که موفقیت و پیروزی ایران در صحنه‏های ورزشی بین‏المللی می‏توانست نشان‏دهنده قدرت کشور و عدم تاثیر تحریم‏های بین‏المللی باشد.

از آن‏جا که یکی از دستاوردهای این نمایش قدرت و توانمندی- به غیر از تاثیرگذاری بر ارزیابی و نگاه سایر دولت‏ها- تحت‏تاثیر قرار دادن و جلب افکار عمومی ملت‏های سایر کشورهای جهان خواهد بود، می‏توان گفت دیپلماسی ورزشی در این دوره نیز مورد توجه دولت قرار داشته است. بنابراین در این دوره در جهت استفاده از ورزش برای تحقق بخشی از اهداف سیاست خارجی کشور که در گستره دیپلماسی عمومی قابل تعریف است، گام برداشته شد. از دیدگاه کلان‏تر، با توجه به رویکردهای حاکم بر سیاست خارجی ایران در این دوره، سیاست‏ها و مواضع برخی از کشورها به ویژه آمریکا و کشورهای غربی نسبت به ایران و هم‏چنین تمامی زوایای مفهومی دیپلماسی ورزشی مانند زمینه‏سازی در کاهش محدودیت‏ها، موضع‏گیری‏های خصمانه، تهدیدات و انزوای کشورها، ایفای نقش میانجی در حل و فصل مناقشات و کاهش تنش‏ها و تعارضات به عنوان بازوی کمکی سیاست خارجی در ارتباطات با سایر کشورها و مجامع بین‏المللی، می‏توان اظهار داشت ورزش و دیپلماسی ورزشی در این دوره به طور ویژه و متمرکز در این راستا گام جدی برنداشت و در راستای سیاست خارجی وقت به گسترش همکاری‏ها و تعمیق مناسبات و روابط با برخی کشورها مانند کشورهای آمریکای لاتین، کشورهای اسلامی و مواردی دیگر بسنده نمود.

با عنایت به تمامی مباحث و نتایج پژوهش می‏توان گفت در مجموع طی سال‏های1376-1392 به نقش و کار ویژه ورزش در عرصه بین‏الملل در موارد مختلفی چون: برقراری و تحکیم روابط دوستانه با سایر کشورهای جهان، استفاده از دیپلماسی ورزشی، تعمیق و گسترش همکاری‏ها با سازمان‏های و نهادهای بین‏المللی فعال در حوزه ورزش و مشارکت و نقش‏آفرینی در این مجامع و بهره‏گیری از ورزش برای کسب ارتقا و پرستیژ بین‏المللی توجه شده، اما این موضوع از سوی هر دولت، به صورت همسان اعمال نشده است؛ یعنی در هر دوره برخی از این وجوه مورد استفاده قرار گرفته و به لحاظ کمی و کیفی سطوح متفاوتی داشته است. به عبارت دیگر، طی سال‏های1376-1384 نقش ورزش در برقراری روابط دوستانه، گسترش و تعمیق همکاری‏ها با کشورها و سازمان‏های بین‏المللی فعال در حوزه ورزش و نیز دیپلماسی ورزشی پررنگ‏تر و موثر بوده و نتایج بهتر و قابل توجهی را به همراه داشته است. هم‏چنین حضور در مجامع بین‏المللی فعال در حوزه ورزش با افزایش کسب کرسی‏های موثر و ارتقا مشارکت و نقش‏آفرینی در سطوح عالی و موثر همراه بوده که این موارد به معنای تعامل و هم‏افزایی بیشتر ورزش و روابط بین‏الملل در این دوره است. طی سال‏های1376-1384 نیز نقش ورزش در کسب و ارتقای پرستیژ بین‏المللی کشور به واسطه حمایت‏ها و سرمایه‏گذاری‏های دولتی، ارتقای توامندی‏ها و کسب موفقیت‏های ورزشی ناشی از آن در عرصه بین‏المللی پررنگ‏تر و موثرتر بوده است، ولی دیپلماسی ورزشی در راستای ترمیم روابط، کاهش تنش‏ها و تهدیدات و مواضع خصمانه نسبت به کشور در عرصه بین‏المللی به خدمت گرفته نشد.

با عنایت به کلیه موضوعات مورد مطالعه و نتایج آن، پیشنهاد می‏شود به منظور افزایش هر چه بیشتر نقش مثبت و میزان تاثیرگذاری ورزش در حوزه گسترش مناسبات بین‏المللی ایران، رویکردهای مورد اشاره در هر دو دولت قبلی مورد بحث، به طور توام و با نگاهی جامع و پرهیز از تقلیل‏گرایی مورد بهره قرار گیرد. به بیان دیگر، شایسته است بهره‏گیری از ورزش و دیپلماسی ورزشی در چارچوب اهداف و منافع ملی، در کلیه وجوه ممکن مانند توسعه و تعمیق مناسبات بین‏المللی کشور در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و ورزشی، تحقق برنامه‏های توسعه و پیشرفت کشور، ایجاد اتحادهای سیاسی و راهبردی با کشورها، تقویت حضور در سازمان‏ها و مراجع بین‏المللی از طریق کسب کرسی‏های موثر و مشارکت در فرآیند تصمیم‏گیری‏های جهانی و منطقه‏ای، مشارکت فعال در اجلاس‏ها و همایش‏های بین‏المللی، تقویت همدلی و همبستگی با سایر کشورها، تنظیم مجدد و بهبود روابط با سایر بازیگران نظام بین‏المللی، کاهش و رفع تنش‏ها، ایجاد صلح و دوستی، شکستن محدودیت‏ها، مواضع و برنامه‏های تهدیدآمیز علیه کشور به صورت منفرد یا اجماع برخی کشورها به ویژه قدرت‏های بزرگ، نمایش قدرت ورزشی ایران و کسب و ارتقای پرستیژ بین‏المللی، تقویت روابط دوجانبه با دیگر کشورها متناسب با ظرفیت‏ها و امکانات و فرصت‏های همکاری ورزشی، تقویت توامندی‏ها و ارتقای سطح حضور در میادین رقابتی ورزشی بین‏المللی، افزایش حجم مبادلات و همکاری‏های دوجانبه، ارتقای سطح تعاملات در سطح سران کشور، معرفی و ترویج ارزش‏ها و فرهنگ کشور، تحکیم و توسعه قدرت نرم در عرصه بین‏الملل، ارتباط موثر با افکار عمومی جهان، خنثی نمودن تصویر منفی از کشور در نظام بین‏الملل و افکار عمومی جهان، تسهیل تردد و اعزام‏های ورزشی، بهره‏گیری از توانمندی‏ها و تجارب ورزشی و فرهنگی دیگر کشورها، با برنامه‏ریزی و اقدام اصولی و هدفمند صورت پذیرد تا بتوان از تاثیرات و نقش ورزش در همه حوزه‏های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی در عرصه بین‏الملل منتفع گردید.

هم‏چنین یکی از موضوعات مهم در راستای نقش‏آفرینی ورزش در گسترش مناسبات بین‏المللی کشور، ارتباط با نهادها و سازمان‏های بین‏المللی فعال در حوزه ورزش و کسب کرسی‏ در این مجامع بین‏المللی است. از دلایل این اهمیت می‏توان به فراهم‏شدن امکان حضور و نقش‏آفرینی کشور در مراجع تصمیم‏گیری کلان ورزشی، تاثیرگذاری بر فرآیند تصمیم‏سازی‏ها و مدیریت ورزش جهانی و الگوسازی با ارایه پیشنهادات و ابتکارات موثر و راهبردی اشاره نمود که نه تنها به گسترش دامنه نفوذ و تاثیرگذاری در سطوح عالی بین‏المللی و ارتقای پرستیژ کشور در عرصه جهانی می‏انجامد، بلکه می‏تواند با شناسایی فرصت‏ها و موانع پیش‏رو زمینه‏های لازم را برای اعمال دیپلماسی ورزشی کشور فراهم آورد. هم‏چنین در این مجامع به دلیل لزوم مشارکت، همکاری، هماهنگی و تبادل‏نظر در فرآیند تصمیم‏گیری‏ها و سیاست‏گذاری‏ها، طیفی از ارتباطات اجتناب‏ناپذیر بین کشورها شکل می‏گیرد که بستر مناسبی برای توسعه روابط دوستانه دو کشور در دیگر حوزه‏ها از طریق ورزش قلمداد می‏شود و همواره این امکان وجود دارد تا بین نمایندگان کشورها در این مجامع نوعی هماهنگی و همسویی حاصل شود که در بسیاری موضوعات خود را به شکل اعلام حمایت متقابل از مواضع یکدیگر می‏نمایاند. لذا می‏توان گفت این تعاملات، در صورت برخورداری از یک برنامه و استراتژی مشخص می‏تواند عامل موثری در نزدیکی و هم‏سویی کشورها باشد که نتایج حاصل از آن واجد این توانایی بالقوه است که حوزه روابط و تعاملات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دو کشور را نیز در سطوح متفاوت تحت‏الشعاع قرار دهد. به عبارت دیگر، از شرایط و مناسبات منبعث از کسب کرسی‏ها در راستای تسهیل و تسریع ایجاد شرایط مورد نیاز برای اعمال دیپلماسی ورزشی- در خدمت دیپلماسی سیاسی- سود جست. در این راستا حمایت‏های دولت در موضوع کسب کرسی‏ها در کلیه سطوح حائز اهمیت و تعیین‏کننده خواهد بود؛ چنان‏که با استناد به مصاحبه‏های صورت گرفته با بسیاری از نمایندگان ایران در این مجامع و اظهارات ایشان، این امر از سوی بسیاری از کشورهایی که موفق به کسب کرسی‏های عالی بین‏المللی شده‏اند اعمال شده و عامل تعیین‏کننده و غیرقابل انکاری در موفقیت آن‏ها در این خصوص بوده است. افزون بر این‏ها، موضوع مهم دیگر لزوم شناسایی و معرفی افراد آگاه به مسایل بین‏المللی، با صلاحیت، متعهد، توانمند و متخصص از سوی مراجع ورزشی کشور برای معرفی به مجامع بین‏المللی به منظور کسب کرسی‏ها است تا بتوان از گردونه رقابت با سایر کشورها در این حوزه عقب نماند و امکان حضور ملی در این عرصه مهم و تاثیرگذار بین‏المللی را به آسانی به سایر کشورها واگذار ننمود.

در حوزه دیپلماسی ورزشی نیز ضروری است در صورت عزم و اراده مقامات سیاسی و تصمیم‏گیرنده کشور در اعمال دیپلماسی ورزشی، این امر با سیاست‏گذاری‏های اصولی، کاربردی و طراحی استراتژی‏های مناسب  و راهبردی صورت پذیرد و از پشتوانه استراتژیک و قدرت لازم برای تحقق و عملیاتی شدن برخوردار باشد؛ به طوری که در هماهنگی و تعامل نهاد دولتی ورزش کشور و وزارت امور خارجه به عنوان نهاد متولی سیاست خارجی و دیپلماسی، سیاست‏ها تدوین و تصویب شده و در قالب برنامه‏های کوتاه‏مدت، میان‏مدت و بلندمدت مورد تبعیت و اجرا قرار گیرد. علاوه بر این، با عنایت به حوزه عمل و برخی محدودیت‏های قانونی، تقلیل دادن موضوع در حد یک برنامه عاری از پشتوانه عالی سیاسی و راهبردی راه‏گشا نخواهد بود به ویژه در مقطع کنونی که ورزش ایران به لحاظ فنی و کیفی ارتقای چشم‏گیری نسبت به گذشته داشته است و چشم‏انداز روزهای آتی با افتخارات ورزشی بیش از این نیز، دور و دست‏نیافتنی نمی‏نماید. به عبارت دیگر، برای حصول نتایج مورد انتظار در استفاده دیپلماتیک از ورزش به عنوان یک ابزار غیر سیاسی و قابل تعریف در حوزه فرهنگی و قدرت نرم، لازم است دیپلماسی ورزشی با برخورداری از یک برنامه راهبردی و هدفمند از سوی نهادهای متولی و ذی‏ربط سیاسی و ورزشی طراحی و اعمال شود، فاقد پشتوانه نظری و عملی اصولی نباشد و به صورت غیر هدفمند، نقطه‏ای و صرفاً مبتنی بر سلیقه شخصی یا گروه قلیل عمدتاً غیر تاثیرگذار در ساختار قدرت و تصمیم‏گیری‏های کلان سیاسی مورد توجه قرار نگیرد. افزون بر این نگاه به ورزش و کارکرد دیپلماسی ورزشی باید واقع‏گرایانه باشد و نتایج مورد انتظار متناسب با قابلیت‏های حوزه ورزش برآورد شود، چرا که اعمال دیپلماسی ورزشی و دستاوردهای آن، ارتباط مستقیمی با شرایط داخلی آن کشورها و مشکلات و موانع داخلی در هر دو کشور، شرایط ویژه بین طرف‏های تعامل، سابقه و عمق پیچیدگی‏های اختلافات سیاسی بین دو طرف و ماهیت و عمق اراده و خواست رهبران سیاسی آنان برای گسترش یا تلطیف، ترمیم و احیای روابط دوجانبه دارد.

افزون بر تاثیرات و نقش دیپلماسی ورزشی، نکته مهم دیگری که باید اشاره نمود این است که امروزه ورزش در عرصه جهانی در بازخوانی مفهوم قدرت نقش دارد. هزارتویی که مناسبات ورزشی در عرصه بین‏المللی رقم می‏زند، تنها به ایفای نقش واحدهای سیاسی محدود و محصور نیست و دولت‏ها یکه‏تاز نیستند، بلکه مقوله‏ای به نام شهروندی فرهنگی شکل می‏گیرد که حتی دولت‏ها هم کنار می‏روند و نقش نهادهای بین‏المللی مانند فدراسیون‏های بین‏المللی بیش از پیش خواهد بود. این موضوع لزوم عملکرد ملی در این چارچوب و منطبق با شاکله جهانی آن را هویدا می‏کند- امری که می‏تواند نیازمند بازنگری در طراحی و اعمال سیاست‏های ورزشی ملی باشد.   

با در نظر داشتن جمیع موارد یاد شده می‏توان اظهار داشت، در این صورت است که حوزه ورزش با عنایت به قابلیت‏های نرم‏افزاری خود می‏تواند با برداشتن موانع، در هموار نمودن مسیر روابط ایران با سایر کشورهای جهان بر پایه احترام و منافع متقابل نقش و امتیاز ویژه‏ای را به خود اختصاص دهد، در راستای تحقق اهداف سیاست خارجی و دیپلماسی کشور گام‏های موثر و مقتدرانه‏ای بردارد و در موضوع نقش‏آفرینی موثر در گسترش روابط و مناسبات کشور با بازیگران دولتی و غیردولتی نظام بین‏الملل به منظور تامین و تحقق اهداف و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در گستره نظام بین‏الملل، بیش از پیش و موفق‏تر ظاهر شود.

  • منابع

    • آشنا، حسام‏الدین و جعفری هفت‏خوانی، نادر .(1386). "دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی، پیوندها و اهداف".دوفصلنامه دانش سیاسی. دوره3، شماره5
    • اسماعیلی، محمد .(1389). "نقش دیپلماسی رسانه‏ای در ارتقای پرستیژ ملی". باشگاه اندیشه. 14مهر
    •  ازغندی، علیرضا .(1378). "تنش‏زدایی در سیاست‏ خارجی، مورد جمهوری اسلامی ایران(78-1367)".  فصلنامه سیاست خارجی. سال سیزدهم، شماره4
    • ازغندی، علیرضا .(1389). چارچوب‏ها و جهت‏گیری‏های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. چاپ اول، تهران: نشر قومس
    • التیامی‏نیا، رضا و محمدی عزیزآبادی، مهدی .(1394). "نقش تبعی و تسریع‏کننده ورزش در فراهم‏کردن شرایط صلح در بین دولت‏ها". فصلنامه تحقیقات سیاسی بین‏المللی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرضا، شماره بیست و دوم.
    • باقری دولت‏آبادی، علی و شفیعی، محسن .(1393). از هاشمی تا روحانی(بررسی سیاست خارجی ایران در پرتو نظریه سازه‏انگاری. چاپ اول، تهران: نشر تیسا
    • پایگاه تخصصی سیاست بین‏الملل .(1394). "نظریه‏های روابط بین‏الملل: واقع‏گرایی".
    • پورمحمد، محمد .(1391). "نگاهی به تلاش‌های آمریکا برای رابطه با اصلاح‌طلبان(چرا دیپلماسی فوتبال شکست خورد)". پایگاه تحلیلی- تبینی برهان، 7 بهمن.
    • تاجیک، محمدرضا و دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال .(1382)."الگوهای صدور انقلاب در گفتمان‏های سیاست خارجی ایران". فصلنامه راهبرد. مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، شماره27.
    • حسن‏خانی، محمد .(1384). "دیپلماسی فرهنگی و جایگاه آن در سیاست خارجی کشورها". دو فصلنامه دانش سیاسی. دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق علیه السلام، شماره.2
    • خرازی، صادق(1392). "نتیجه سیاست خارجی دولت احمدی‏نژاد تقابل بود(گفت‏وگو با خبرگزاری فارس)". سایت دیپلماسی ایران،20 مرداد.
    • داداندیش، پروین و احدی، افسانه .(1390). "جایگاه دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران".فصلنامه روابط خارجی. سال سوم، شماره 1
    • دهقانی، سید جلال .(1386). "گفتمان افتمان (بهار انقلاب اسلامی با اصول‏گرایی عدالت‏محور در سیاست خارجی دولت احمدی‏نژاد)". دو فصلنامه دانش سیاسی. شماره5
    • دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال و فیروزی، علیرضا .(1391). "دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در دوران اصول‏گرایی".فصلنامه روابط خارجی. سال چهارم، شماره2
    • زرگر، افشین .(1394). "ورزش و روابط بین‏الملل: جنبه‏های مفهومی و تئوریک". فصلنامه تخصصی علوم سیاسی. سال یازدهم، شماره31
    • ساداتی، سید شهاب‏‏الدین .(1388). "ورزش از دیدگاه مکتب فرانکفورت: رابطه ورزش فرهنگ، تجارت، صنعت، سیاست و ایدئولوژی". ماهنامه گلستانه. شماره.102
    • سجادی، سید نصرالله .(1392). مدیریت روابط بین‏الملل در ورزش. چاپ اول، تهران: انتشارات پیشگامان توسعه
    • شورای المپیک آسیا-OCA .(1394): www.ocasia.org
    • شهابی، هوشنگ .(1383). "دیپلماسی ورزشی بین ایالات متحده و ایران". فصلنامه گفت‏وگو. شماره42.
    • صادقی، زهرا .(1388). "تبیین دو مفهوم صلح و عدالت و جایگاه آن در سیاست خارجی دولت نهم". فصلنامه راهبرد توسعه. شماره17.
    • عیوضی، محمد رحیم .(1387). تحلیلی بر سیاست خارجی آقای دکتر محمود احمدی‏نژاد. فصلنامه راهبرد توسعه. شماره.14
    • قوام، عبدالعلی .(1393). روابط بین‏الملل(نظریه‏ها و رویکردها). چاپ هشتم، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‏ها (سمت)
    • کمیسیون ملی یونسکو(1394): www.irunesco.org
    • کمیته بین‏المللی المپیک- IOC (1394)): www.olympic.org/ioc
    • کمیته ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران(1394):  www.olympic.ir
    • کوپر، سایمون .(1393). فوتبال علیه دشمن. عادل فردوسی‏پور. چاپ پنجم، تهران: نشر چشمه
    • گریفیتس، مارتین .(1390). دانشنامه روابط بین‏الملل و سیاست جهان. علیرضا طیب. چاپ اول، تهران: نشر نی
    • گودرزی، محمود ؛ اسدی، حسن ؛ خبیری، محمد و دوستی، مرتضی .(1391). سیاست و ورزش. چاپ اول، تهران: انتشارات موج قلم
    • لورمور، روگر و بودر، آدرین .(1393). ورزش و روابط بین‏الملل. سید نصرالله سجادی و اکبر حیدری. چاپ اول، تهران: نشر علوم ورزشی(حتمی)
    • مرکز اسناد انقلاب اسلامی .(1394).
    • مشیرزاده، حمیرا .(1390). تحول در نظریه‏های روابط بین‏الملل. چاپ ششم، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‏ها (سمت)
    • ملکوتیان، مصطفی .(1388). "ورزش و سیاست". فصلنامه سیاست. دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره 39، شماره 2.
    • هادیان، ناصر و احدی، افسانه .(1388). "جایگاه مفهمومی دیپلماسی عمومی". فصلنامه روابط خارجی. سال اول، شماره3
    • هرسیج، حسین و ملایی، اعظم .(1387). "قدرت نرم‏افزاری ایران در دوران ریاست‏ جهموری خاتمی(1384-1376)".فصلنامه سیاست. دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره38، شماره4.

    اسناد

    • گزارش عملکرد کمیته ملی المپیک ( 1379- 1375)
    • گزارش عملکرد کمیته ملی المپیک (1383 -1379)
    • گزارش عملکرد کمیته ملی المپیک (آبان1383- آبان1384)
    • گزارش عملکرد کمیته ملی المپیک (اردیبهشت 1385 - آذر1384)
    • گزارش عملکرد کمیته ملی المپیک (1392- 1387)
    • پیام المپیک شماره 5 (بهمن1393)
    • کتاب جامع ورزش(1386) سازمان تربیت بدنی
      • Ahmad Shahid, Shakeel and  Perveen, Kauser .(2015). "Cricket for Politics and Peace; from 1987 to 2007 Cricket World Cup between India and Pakistan". International Journal of Science Culture and Sport (IntJSCS), vol.3, No.4.
      • Australian Sport Diplomacy Strategy .(2015-2018).
      • Bureau of Educational and Cultural Affairs (ECA) of the U.S. Department of State .(2015). "Sport Diplomacy".
      • Delgado, Fernando .(2003). "The fusing of sport and politics: Media Constructions of U.S. Versus Iran at France ’98,". Journal of Sport & Social,  vol.27,  no.3,  293-307.
      • Griffin, Nicholas .(2014). Ping-Pong Diplomacy: the Secret History behind the Game that Changed the World.
      • International Platform on Sport and Development (2015). Sport and Peace-building.
      • Merkel, Udo .(2008). "The politics of sport diplomacy and reunification in divided Korea: one nation, two countries and three flags". International Review for the Sociology of Sport, Vol.43, no.3, 289-311.

     

    • Murray, Stuart .(2011). "Sports -Diplomacy: a hybrid of two halves. Paper presented at the international symposium on cultural Diplomacy". Berlin. papers/2011-symposium/Sports-Diplomacy-a-hybrid-of-two-halves--Dr-Stuart-Murray.pdf 
    •  Nygård, Håvard Mokleiv and Gates, Scott .(2013). "Soft power at home and abroad: Sport diplomacy, politics and peace-building". International Area Studies Review, vol. 16, No. 3, 235-243.
    • United Nations Office on Sport for Development and Peace – UNOSDP. (2015).Sport and Peace.

     

    •  Ushkovska, Mare and Petrushevska, Tatjana .(2015). SPORTS DIPLOMACY: DEVELOPMENT AND PRACTICE. Research in Kinesiology, Vol.43, No.1, pp.89-93.