بررسی عوامل مرتبط با نارضایتی از تصویر بدن در بین ورزشکاران بدن‌ساز شهر یزد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای جامعه شناسی، دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه یزد، یزد، ایران (نویسنده مسئول) E-mail: parsamehr@yazd.ac.ir

2 دکترا ، کارشناس مسئول امور ورزشی، دانشگاه مازنداران، مازنداران، ایران

3 کارشناس ارشد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

چکیده

در دنیای امروز، جوانان در معرض بدن ایده‌آل لاغر و عضلانی قرار دارند و این مسئله باعث افزایش نارضایتی بدنی و تاثیر آنان نسبت به بدن موجودشان شده است.  بنابراین جوانان سعی می‌کنند بدن خود را با تصویر آرمانی و انتظارات فرهنگی جامعه هماهنگ  و نزدیک سازند. هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر نارضایتی از تصویر بدن در بین ورزشکاران بدن­ساز شهر یزد است. روش انجام پژوهش، پیمایش و جامعه آماری، ورزشکاران بدن­ساز شهر یزد است که 116 نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد شده، استفاده گردید. داده‌های پژوهش با بهره‌گیری از آمارتوصیفی، همبستگی پیرسون و رگرسیون تحلیل شدند. بر اساس یافته‌های پژوهش، میان متغیرهای اختلالات خوردن، آرمان‌گرایی، عضویت در باشگاه و نارضایتی از تصویر بدن رابطه‌ معنادار وجود دارد، اما میان متغیر عملکرد و نارضایتی از تصویر بدن رابطه‌ معناداری وجود ندارد. نتایج تحلیل رگرسیون  نشان می­دهد که در معادله‌ رگرسیون 8/34 درصد از واریانس متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل تبیین می‌شود.

کلیدواژه‌ها


بررسی عوامل مرتبط با نارضایتی از تصویر بدن در بین ورزشکاران بدن‌ساز شهر یزد

مهربان پارسامهر[1]

محمدرضا نیک نژاد[2]

 جواد مداحی[3]

یزدان کریمیمنجرمویی[4]

 

تاریخ دریافت مقاله: 30/2/1394

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:12/8/1394

 

 

مقدمه

از گذشته­های بسیار دور، این عقیده بر باور مردم حاکم بود که افراد چاق، آدم­های خوش­مشرب و شاد و افراد لاغر خجالتی، مضطرب و عصبی هستند و آدم­های ورزشکار، روحی سالم دارند. این نظریه که بین ساختمان بدن و خصوصیات روانی و رفتار ی فرد رابطه وجود دارد، قرن‌ها قبل از پیدایش روان‌شناسی علمی وجود داشته است. با ظهور عصر جدید، توجه به تصویر بدن اهمیت بیشتری یافته است. (سیاسی، 18:1374) تصویر بدنی، اصطلاحی است که به طور وسیعی با عنوان "تصویر درونی از ظاهر شما- درک منحصر به فرد شما از بدنتان" پذیرفته شده است. بن تووین(1992) تصویر بدنی را به عنوان درک افراد از بدن خودشان به کار می‌برد(محمدزاده و همکاران،113:1392) که نه تنها درک جسمانی، عاطفی، اجتماعی و نگرشی، بلکه جنبه‌های گوناگون هویت روانشناختی، اجتماعی، جنسی، خانوادگی و تطابقی فرد را نیز در بر می‌گیرد(دهقانی و همکاران،19:1391). نگاهی به سلسله مراتب ارزش های اجتماعی جوامع مختلف، نشان می‌دهد که زیبایی یکی از ارزش های مهم اجتماعی است و یکی از راه های زیبا شدن، دخل و تصرف آدمی در بدن خویش یا در اصطلاح، مدیریت بدن یا مدیریت ظاهر است. بنابراین فرد می‌کوشد تا جایی که برایش میسر است، شکل طبیعی بدن خود را به شکل پذیرفته‌شده اجتماعی آن نزدیک کند(حیدری چروده و کرمانی،85:1390). در واقع در دنیای امروز، جوانان در معرض بدن ایده‌آل لاغر و عضلانی قرار دارند و این مسئله باعث افزایش نارضایتی بدنی و تاثیر آنان نسبت به بدن موجودشان شده است(محمدزاده و همکاران،31:1392). افراد این امکان و حتی احساس ضرورت را دارند تا به نسبت‌های مختلفی، با روش‌های متنوع و متعددی همچون: کنترل جذب غذا، استفاده از رژیم‌های غذایی، فعالیت‌های فیزیکی و استفاده از مکمل­های شیمیایی [5]یا ساخته‌شده سعی نمایند بدن خود را با تصویر آرمانی و انتظارات فرهنگی جامعه هماهنگ  و نزدیک سازند. بنابراین، دیگر نمی‌توان در قرن بیستم و به خصوص در چند دهه اخیر برای بدن منزلت بیولوژیک قائل شد. اینک، زیبایی به عنوان مجموعه‌ای از مولفه‌هایی چون اندام و آرایش، پوشش و جذابیت تعریف می‌شود و تلفیق دستاوردهای صنعتی و پزشکی باعث شده است که زیبایی دیگر تنها یک مشخصه طبیعی و زیستی نباشد، بلکه یک ویژگی اکتسابی محسوب گردد. در چنین وضعیتی، بدن خود به مثابه موضوعی اجتماعی و فرهنگی مورد توجه جامعه‌شناسان قرار گرفته است(گیلمین، 2006؛ فرانکو، 2008). مدیریت تصویر بدنی نه فقط شامل تفکر درباره چگونگی قیافه شخصی، بلکه شامل تمامی فعالیت‌هایی است که برای شکل‌دادن اندام‌‌ها و ماهیچه‌ها نیز می‌شود. کیسر(1997) اعتقاد دارد هر نوع تفکر و فعالیتی پیرامون خریداری و پوشیدن لباس و به ویژه ورزش و رژیم‌های غذایی همراه آن، به عنوان بخش مهمی از مدیریت بدنی در نظر گرفته می‌شود(رقیبی و میناخانی،76:1390). بنابراین، گرایش رو به رشد نسبت به فعالیت‌های ورزشی و مکمل‌های ورزشی متنوع صنعتی در بین جوامع انسانی به ویژه نوجوانان، از ضروریات گریز ناپذیر دنیای کنونی به شمار می‌رود و یکی از علل اصلی این گرایش، نارضایتی بدنی است که در سه دهه اخیر به طور شگرفی از 15 به 43 درصد افزایش پیدا کرده است (حیرانی و احمدی،46:1390). عمیدی، غفران پور و حسینی (1385) در پژوهشی با عنوان "رابطة نارضایتی از تصویر ذهنی بدنی و نمایة تودة بدنی دختران نوجوان" نشان دادند که رابطه­ معناداری بین شاخص توده­ بدنی و نارضایتی از تصویر ذهنی بدنی وجود دارد؛ بدین گونه که با افزایش میزان نمایه­ توده­ بدنی، رضایت از تصویر بدنی کمتر می­شود. شواهد همسوی تحقیقات مقطعی نشان می‌دهند که ناکامی در هماهنگی میان تصویر آرمانی و انتظارات جامعه (بدن لاغر و عضلانی) در میان افراد می‌تواند به مشکلات جسمی و روحی مانند  اضطراب و استرس، استعمال سیگار و الکل و اختلالات تغذیه‌ای منجر گردد (دهقانی و همکاران،30:1391). یکی از مهمترین عوارض منفی ناشی از نارضایتی از تصویر بدن، اختلال خوردن است که بر طبق راهنمای آماری و تشخیصی اختلال‌های روانی، اختلال‌های خوردن از طریق آشفتگی‌های خوردن و آشتفگی در درک و نارضایتی بدنی مشخص می‌شوند. نارضایتی بدنی از جمله عواملی است که در ایجاد و تداوم اختلال همبستگی بالایی دارد (سروره عظیم‌زاده و همکاران، 1388؛ فورنهام و همکاران و ریس و همکاران، 2002، مانتقورد و همکاران، 2006). عظیم زاده، رضویه و محرری (1388) در پژوهشی با عنوان "بررسی رابطة خوردن­های آشفته با رفتارهای وارسی بدن در بیم دانشجویان" نشان داده­اند که رفتارهای خوردن آشفته با رفتارهای وارسی بدن بیشتر همراه است و به‌طورکلی این رفتارها در زنان نسبت به مردان بیشتر است. فراند و همکاران(2010) در تحقیقی با عنوان "نقش تصویر از بدن در اختلالات خوردن در بین ورزشکاران و غیر ورزشکاران فرانسوی" به این نتیجه رسیدند که ارتباط معناداری بین رضایت از تصویر بدن و اختلالات خوردن وجود دارد؛ به این معنا که هر چه ورزشکاران از تصویر بدن رضایت بیشتری داشته باشند، کمتر دچار اختلالات خوردن می­شوند. اتی بروکزگان( 1989) و لئون و همکاران (1993) و استریگل مور و همکاران (1989) و تامپسون و همکاران (1995) در پژوهش های خود دریافتند از جمله عواملی که در رشد و نگهداری اختلال‌های خوردن مؤثر شناخته ‌شده‌اند، اختلال در تصویر بدن است. اختلال در تصویر بدن همبستگی بالایی با آشفتگی‌های خوردن دارد. فربرن (2003) دریافت که در بیماران مبتلا به اختلال‌های خوردن، رفتارهای وارسی بدن، توجه بیش ‌ازحد به بدن و احساس نگرانی وابسته به تصویر بدنی منفی، نارضایتی از بدن و اختلال خوردن را تقویت می‌کند. همچنین، گیل و همکاران (2005) نشان داده‌اند که یکی از عوامل اصلی اختلال‌های خوردن در افراد نارضایتی از تصویر بدنی است. والر و همکاران (2008) در پژوهش خود دریافتند که شواهد نشان‌دهنده این نکته می‌باشند که تصویر بدن، یکی از اجزای مهم آسیب‌شناسی اختلال‌های خوردن می‌باشد. همچنین تحقیق چانگ و ماسانچ (2015) که با هدف بررسی تأثیر نظرات والدین بر رضایت از تصویر بدن در میان جوانان انجام گردید، نشان داد که نظرات منفی مادر نارضایتی بیشتری از تصویر بدن در فرزندان ایجاد می کند و به تبع آن جوانان را دچار نوعی بدن بینی نسبت به بدن خود می­نماید. تحقیق کاستارلی و استامو (2011) نیز که با هدف شناسایی تفاوت­ها میان دو گروه ورزشکاران رزمی (تکواندو و جدو) با غیر ورزشکاران در زمینه تصویر بدن و اختلالات خوردن انجام شد، نشان داد که ورزشکاران رضایت بیشتری از تصویر بدن خود داشته­اند. به‌طورکلی ما در این تحقیق به دنبال بررسی نارضایتی از تصویر بدن و رفتاری که افراد از خود بروز می­دهند تا به‌ظاهر ایده‌آل خود برسند، هستیم. این رفتار طیف زیادی از فعالیت­ها نظیر ورزش به مدت طولانی در باشگاه­های بدن‌سازی، مصرف داروهای تجویز شده و تجویز نشده توسط پزشکان، مطالعه مجلات زیبایی‌اندام و دریافت الگوهای ایده آل بدن و همچنین نارضایتی از تصویر بدن که یکی از مهم‌ترین آسیب­های آن اختلالات خوردن می­باشد، در بر می گیرد. بررسی مقالات علمی پژوهشی نمایه شده نشان داده است که تحقیقی با این عنوان در ایران انجام‌ نشده است. ما در این تحقیق برآنیم تا نشان دهیم جامعه تا چه حد می­تواند بر نظر افراد در انتخاب ایده آل اثر‌‌گذار باشد. هدف اصلی این تحقیق بررسی عوامل مرتبط با نارضایتی از تصویر بدن در بین ورزشکاران بدن‌ساز شهر یزد می­باشد.

فرضیه های پژوهش

1-­ بین رفتار بهبوددهنده‌ ظاهر بدن و نارضایتی از تصویر بدن رابطه­ وجود دارد.

 2- بین اختلالات خوردن و نارضایتی از تصویر بدن رابطه­ وجود دارد.

 3- بین آرمان‌گرایی (بدن ایده آل) و نارضایتی از تصویر بدن رابطه­ وجود دارد.

 4- بین عضویت در باشگاه ورزشی (تیم ورزشی) و رضایت از بدن رابطه­ وجود دارد.

روش شناسی پژوهش

مطالعه حاضر، به لحاظ اجرا از نوع پیمایشی است. این پژوهش به لحاظ معیار زمان، مقطعی، به لحاظ معیار کاربرد، کاربردی و به لحاظ معیار ژرفایی، پهنانگر است. جمعیت آماری این تحقیق را  کلیه ورزشکاران بدن‌ساز مرد شهر یزد در زمان مطالعه تشکیل می‌دهند. حجم جامعه آماری، 167 نفر بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 116 نفر محاسبه شد. روش نمونه‌گیری در این تحقیق، خوشه‌ای چندمرحله‌ای بوده است؛ به طوری که در مرحله اول، تعداد باشگاه‌های بدن‌سازی شهر یزد مشخص گردید و سپس از بین باشگاه‌ها، پنج باشگاه به صورت تصادفی انتخاب گردید و در آخر محقق با حضور در این باشگاه‌ها به جمع‌آوری نظرات ورزشکاران پرداخت. برای گردآوری داده­ها از تکنیک پرسشنامه استاندارد استفاده‌ شده است. این پرسشنامه متشکل از سوالات زمینه‌ای، سوالات اصلی مربوط به متغیرهای مستقل و وابسته و یک جدول مربوط به تصاویر بدن (چهل تصویر) بود که در این جدول از پاسخگویان درخواست شده بود که از بین تصاویر بدن‌(اندام لاغر، چاق، متوسط، سست و نحیف و ورزیده و خوش اندام) تصویر مربوط به بدن خود، تصویر بدنی که دوست دارند به آن دست یابند، تصویری که برای سنشان مناسب می‌دانستند و تصویری از بدن که در جامعه مورد تایید است را انتخاب نمایند. تجزیه ‌و تحلیل اطلاعات جمع‌آوری‌شده با استفاده از نرم‌افزار spss و آماره‌های توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون) صورت گرفته است. برای تعیین پایایی این تحقیق نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده ‌شده است.

یافته­های پژوهش

 میانگین سنی مشارکت‌کنندگان در بررسی 55/25 با حداقل سن 16 و حداکثر 46 سال با انحراف معیاری برابر با 558/5 = SD بوده است. 9/62 درصد از پاسخگویان مجرد و 1/37 درصد متأهل بودند. از نظر میزان تحصیلات، بی‌سواد 7/1 درصد، ابتدایی 4/3 درصد ، دیپلم 8/ درصد 38، فوق‌دیپلم و لیسانس 8/44 درصد و فوق‌لیسانس و بالاتر 2/11 درصد بوده است.

جدول1: توزیع فراوانی و درصدی پاسخگویان برحسب میزان انتخاب تصویر بدن

رضایت از بدن

بیشترین فراوانی در بین تصاویر

تعداد

درصد

درصد معتبر

 

تصویر مربوط به بدن شما

(1)

 

23

 

8/19

 

8/19

 

تصویر ایده آل شما

(2)

 

60

 

7/51

 

7/51

تصویر بدن مناسب برای سن شما

(3)

 

40

 

5/34

 

5/34

تصویر بدن مورد تأیید جامعه

(4)

 

40

 

5/34

 

5/34

 

جدول1، توزیع فراوانی و درصدی پاسخگویان برحسب میزان انتخاب تصویر بدن می­باشد. اعداد مندرج در جدول فوق حاکی از آن است که بیشتر پاسخگویان برای انتخاب تصویر کنونی بدن خود از بین 10 تصویر، تصویر شماره 1 را انتخاب کرده­اند که تعداد آن­ها 23 نفر (8/19درصد) می­باشد. در تصویر ایده آل انتخابی توسط پاسخگویان، از بین تصاویر مورد نظر، تصویر شماره 2 بیشترین فراوانی را با تعداد 60 نفر و 7/51 درصد به خود اختصاص داده­ است. بیشترین فراوانی برای تصویر مناسب با سن پاسخگویان از بین 10 تصویر، مربوط به تصویر شماره 3 به تعداد 40 نفر و درصد معتبر 5/34 می­باشد. بیشترین فراوانی مربوط به تصویر مورد تأیید جامعه، از بین 10 تصویر، مربوط به تصویر شماره 4 به تعداد 40 نفر و درصد معتبر 5/34  می‌باشد.

 با توجه به داده­های جدول 1 می­توان نتیجه گرفت که بین تصویر انتخابی ایده آل پاسخگویان و تصویر مورد تأیید جامعه ارتباط مستقیمی وجود دارد؛ به این معنا که جامعه به‌صورت مستقیم بر تصویر ایده آل افراد از بدن خود تأثیر می­گذارد. این نتیجه‌گیری نشان­دهنده­ این پیام است که جامعه آرمان­های افراد را حتی در سطح کاملاً شخصی تعیین می­کند.

جدول2: ضریب همبستگی پیرسون برحسب متغیر وابسته نارضایتی از تصویر بدن

نارضایتی از تصویر بدن

R

Sig

عملکرد (رفتار برای بهبود ظاهر بدن)

102/0-

275/0

اختلالات خوردن

210/0

024/0

آرمان‌گرایی

331/0

001/0

عضویت در باشگاه

486/0-

04/0

 

همان‌طور که در جدول فوق مشاهده می‌گردد، ضریب همبستگی محاسبه‌شده مربوط به نارضایتی از تصویر بدن و رفتار برای بهبود ظاهر بدن برابر با 102/0- و سطح معناداری برابر با 275/0 است که نشان‌دهنده‌ آن است که ارتباط معناداری میان تصویر بدن و رفتار بهبوددهنده ظاهر بدن وجود ندارد. ضریب همبستگی محاسبه ‌شده مربوط به نارضایتی از تصویر بدن و اختلالات خوردن برابر با 210/0 و سطح معناداری برابر با 024/0 می باشد که نشان‌دهنده­ آن است که ارتباط معناداری میان تصویر بدن و اختلالات خوردن وجود دارد. با توجه به این‌ که ضریب همبستگی بین این دو متغیر دارای علامت مثبت است، پس نوع ارتباط مستقیم می‌باشد. ضریب همبستگی محاسبه‌شده مربوط به نارضایتی از تصویر بدن و آرمان­گرایی برابر با 331/0 و سطح معناداری برابر با 001/0 است که نشان‌دهنده‌ آن است که ارتباط معناداری میان تصویر بدن و آرمان­گرایی وجود دارد. با توجه به این‌که ضریب همبستگی بین این دو متغیر دارای علامت مثبت است، پس نوع ارتباط مستقیم می‌باشد. همچنین، ضریب همبستگی محاسبه‌شده مربوط به نارضایتی از تصویر بدن و عضویت در باشگاه برابر با 486/0- و سطح معناداری برابر با 04/0 است که نشان‌دهنده‌ آن است که ارتباط معنادار و منفی میان نارضایتی از تصویر بدن و عضویت در باشگاه وجود دارد.

جدول3: نتایج رگرسیون مرتبط با متغیر وابسته نارضایتی از تصویر بدن

Sig

t

ضریب استاندارد

ضریب خام

متغیر پیش‌بینی کننده

 

βeta

B

000/0

6/3

315/0

52/3

آرمان‌گرایی

039/0

1/2

183/0

928/0

اختلالات خوردن

001/0

097/3

264/0

360/1

عملکرد

004/0

13/3

283/0

452/2

عضویت در باشگاه

R= 538/0            F 344/12=

   P=000/0                 R2348/0=

به ‌منظور تبیین نارضایتی از بدن  بر اساس مجموع متغیرهای مستقل معنادار، از رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام استفاده شد. طبق داده‌های جدول 6 ، چهار متغیر در معادله ماندند که ضریب همبستگی چندگانه آن‌ها با نارضایتی از بدن برابر 538/0R=  و ضریب تعیین برابر  348/0 R2=به دست آمد. این ضریب نشانه‌ آن است که با استفاده از پراکنش ترکیب خطی متغیرهای مستقل رگرسیونی، می‌توان 8/34 درصد از پراکنش نارضایتی از بدن را توضیح داد- بقیه‌ تغییرات متغیر وابسته‌ تحقیق، به سایر عوامل نسبت داده می‌شود. مدل رگرسیونی تبیین شده نیز طبق آزمون تحلیل پراکنش انجام شده، خطی و معنادار است، زیرا مقدار F برای تعیین معناداری اثر متغییرهای مستقل بر نارضایتی از بدن برابر 344/12 با سطح معناداری000/0 P= است.

در مجموع، طبق داده‌های این جدول و با توجه به ضرایب بتاهای استاندارد شده به ترتیب آرمان‌گرایی با مقدار315/0 =β، عضویت در باشگاه با مقدار 283/0=β، عملکرد با مقدار 264/0=β و اختلالات خوردن با مقدار 183/0=β بیش‌ترین تاثیر را در تبیین تغییرات نارضایتی از بدن داشته اند.

بحث و نتیجه‌گیری

امروزه با توجه به افزایش اهمیت بدن در شرایط مدرن، چنین به نظر می­رسد که علاقه مردم هم به بدن­های خود بیشتر شده است. بدن، سرمنشأ احساس آسایش و لذت و جایگاه بیماری و درد است. شاید بتوان گفت که توجه افراد به‌ ظاهر بدن در عصر حاضر و تطبیق آن با ایده‌آل‌هایی که توسط رسانه‌ها در سراسر دنیا اشاعه پیدا می­کند، موضوعی بسیار پررنگ و مهم تلقی می­­شود. تصویری که فرد از خود انتظار دارد، به‌نوعی ساخته تمایل و اندیشه درونی او نمی­باشد؛ چنان‌که در تحقیق حاضر تأیید شد که تصویر بدن به‌شدت تحت تأثیر انتظارات جامعه و محیطی است که فرد در آن زندگی می­کند. این تأثیرپذیری از جامعه، از یک‌سو و رسانه‌های ارتباط‌جمعی، از سوی دیگر تصویر ایده آل بدن را با شرایط خاص خود به‌صورت جهانی در جوامع مختلف رواج می­دهند. مردم به‌ویژه جوانان متأثر از این عوامل محیطی و رسانه‌ای سعی در بهبود ظاهر خود و تطبیق تصویر بدن خود با این الگوها دارند. افراد در این مسیر راهکارهای مختلفی را انجام می­دهند، ازجمله: عضویت در باشگاه­های بدن‌سازی، مصرف داروهای نیروزای تجویزشده و تجویز نشده از سوی پزشک که همه­ این عوامل باعث ایجاد بیماری‌های جسمانی و روانی متعددی نظیر اختلالات تغذیه‌ای می­شود که نتیجه‌ای بسیار شایع از نارضایتی افراد از تصویر بدنشان است. بروز حساسیت بیش ‌از حد در مورد بدن و ظاهر آن بیشتر منجر به مشکلاتی در بدن نظیر بی‌نظمی در تغذیه، کاهش اعتمادبه‌نفس، لاغری، آسیب‌های بدنی و ... شده است. فرضیه‌ای که اختلالات خوردن و نارضایتی از تصویر بدن را همبسته می­دانست، مورد تأیید قرار گرفت. بر این اساس، با افزایش نارضایتی از تصویر بدن، اختلالات خوردن تشدید می­شود. برای تبیین این یافته می‌توان گفت که جوانان با توجه به اندامی که دارند(چاق، لاغر و...) تلاش می‌کنند با گرفتن رژیم غذایی یا پرخوری به اندامی مطلوب دست یابند که این اعمال موجب می‌شود تا افراد در طول شبانه روز از برنامه‌های غذایی متفاوتی استفاده کنند- به عنوان مثال، در طول روز بیش از سه یا چهار وعده غذا بخورند و یا اینکه این وعده‌های غذایی را به یک یا دو وعده‌ غذایی کاهش دهند که این امر باعث اختلالات خوردن می‌شود. این نتایج با یافته‌های پژوهش فراند و همکاران(2010)، ویتوسک و همکاران (1990) و فوریت و میخائیل (1997) همسو می­باشد.

فرضیه­ دیگری که توانست از آزمون رد عبور نماید، مبنی بر این است که بین آرمان­گرایی و نارضایتی از تصویر بدن رابطه­ وجود دارد. تایید این فرضیه به این معنی است که هر چه جوانان بیشتر نسبت به اندامی که دوست دارند داشته باشند و به آن دست یابند آرمان‌گرایی یا رویا پردازی کنند، نسبت به بدنی که در حال حاضر دارند ناراضی می‌باشند و هرچه از این تصویر آرمانی دور باشند، نسبت به تصویری که از بدن خود دارند احساس نارضایتی بیشتری می‌کنند. این نتایج با یافته­های آتی بروکزگان(1989) و استریکل مور و همکاران (1989) همسو می­باشد.

 فرضیه‌ای که عضویت در باشگاه ورزشی و رضایت از بدن را همبسته می‌دانست نیز مورد تأیید قرار گرفت، اما این رابطه منفی بود؛ به این معنی که هرچه جوانان در باشگاه‌های بدن‌سازی حضور پیدا کنند، احساس نارضایتی آن‌ها نسبت به بدنشان کمتر می‌شود، چرا که تصور افراد راجع به باشگاه‌های بدن سازی آن است که امکاناتی که این باشگاه‌ها در اختیارشان قرار می‌دهد،  آن‌ها را در رسیدن به بدن مطلوب کمک می کند. بنابراین، افراد با حضور مستمر در باشگاه‌های بدن‌سازی، به رضایت‌مندی بیشتری از تصویر بدن خود دست‌ می یابند و به تصویری ایده آل از بدن موردنظر خود می­رسند. این نتایج با تحقیقات کاستارلی و استامو(2011)، فورنهایم و همکاران(2002) و ریس و همکاران (2005) همسو می­باشد.

فرضیه‌ای که رفتار بهبود دهنده‌ ظاهر بدن و نارضایتی از تصویر بدن را همبسته می‌دانست، تأیید نشد و رابطه معناداری بین این دو متغیر مشاهده نگردید. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که بین تصویر انتخابی ایده‌آل پاسخگویان و تصویر مورد تأیید جامعه ارتباط مستقیمی وجود دارد؛ به این معنا که جامعه به‌صورت مستقیم و پررنگ بر تصویر ایده‌آل افراد از بدن خود تأثیر می‌گذارد. نتایج تجزیه تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام نشان می‌دهد که چهار متغیر آرمان‌گرایی، عضویت در باشگاه، عملکرد و اختلالات خوردن، به ترتیب قدرت پیش‌بینی، قادرند 8/34 درصد از تغییرات نارضایتی از تصویر بدن را در بین ورزشکاران تبیین نمایند. درمجموع  از تحقیق فوق می­توان چنین نتیجه گرفت که ورزشکاران برای رسیدن به ایده‌آل خود به لحاظ تصویر بدنی، عضویت در باشگاه­های بدن‌سازی را انتخاب می­کنند و با حضور در باشگاه، از میزان نارضایتی از بدن خود به‌طور محسوسی می‌کاهند. همچنین، نارضایتی از تصویر بدن باعث ایجاد اختلالات تغذیه­ای و به دنبال آن مشکلات روحی و جسمی می­شوند.

پیشنهادها

بر اساس یافته­های این پژوهش و با توجه به این موضوع که هدف هر تحقیق کمک به بهبود یا رفع مسئله مورد مطالعه است، پیشنهاد می گردد:

  • ­ از آنجا که یکی از علل عدم‌رضایت ورزشکاران از تصور بدنی را می‌توان در الگوهای فرهنگی- اجتماعی جستجو کرد که تبلیغات گسترده رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های تصویری بسیار برجسته    می باشد- چنان که رسانه‌ها  با ارائه و به تصویر کشاندن شخصیت‌هایی که از نظر بدنی لاغر یا درشت‌اندام هستند، استانداردهایی در این زمینه به جامعه و جوانان تحمیل نماید که علت نارضایتی بسیاری از جوانان از تصویر بدنی خود می‌باشد- شناسایی و نظارت بر محتوای تولیدات رسانه‌ای باید مورد توجه کلیه مسئولان رسانه‌ای قرار بگیرد.
  • با توجه به اینکه علت اصلی اختلال تغذیه‌ای ورزشکاران، برنامه تغذیه‌ای آنان می‌باشد و از آنجایی که برنامه‌های تغذیه‌ای ورزشکاران به وسیله اساتید آنان تهیه و ارائه می‌گردد،  از طریق نظارت بر باشگاه‌های بدنسازی می‌توان از ارائه برنامه‌های تغذیه‌ای نامناسب جلوگیری به عمل آورد.
  • از آن جا که این تحقیق تنها در بین ورزشکاران مرد اجرا گردیده است، به محققان دیگر پیشنهاد می‌شود این تحقیق را به صورت تطبیقی در بین زنان نیز به اجرا درآورند.

                                                    

منابع
l        حیدری چروده، مجید و کرمانی، مهدی .(1390). "رابطه باورهای زیباشناختی با تصویر ذهنی از بدن و نحوه مدیریت ظاهر در جوانان مورد مطالعه: جوانان 18 تا 30 ساله ساکن شهر مشهد". مجله مطالعات اجتماعی ایران. سال چهارم، شماره 4.
l        دهقانی، مریم؛ میترا چهرزاد، مینو؛ جعفری اصل، معصومه و سلیمان، ربابه .(1391). "بررسی ارتباط رضایت از تصویر ذهنی بدنی با الگوهای فرهنگی- اجتماعی در دختران نوجوان شهر رشت". مجله علمی دانشکده پرستاری و مامایی همدان. دوره بیستم، شماره 3، صص 26-34.
l        رقیبی، مهوش و میناخانی، غلامرضا .(1390). "ارتباط مدیریت بدن با تصویر بدنی و خودپنداره". دانش و پژوهش در روان‌شناسی کاربردی. سال دوازدهم، شماره 4، صص 81-72.
l        سیاسی، علی‌اکبر .(1374). نظریه‌های شخصیت. تهران: نشر دانشگاه تهران
l        عظیم زاده، سروره؛ رضویه، اصغر و محرری، محمدرضا (1388) "بررسی رابطه­ خوردنی‌های آشفته با رفتارهای وارسی بدن در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان". دانش و پژوهش در روانشناسی کاربردی. دوره: 42، 148-124.
l        عمیدی، مریم؛ غفرانی پور، فضل‌الله و حسینی، رضوان .(1385). "رابطه­ نارضایتی از تصویر ذهنی بدنی و نمایه­ توده­ بدنی در دختران جوان". دو فصلنامه تحقیقات علوم رفتاری. دوره­ 4: ص 65-59.
l        محمدزاده، حسن؛ برهانی، حسین؛ قوامی، اکبر و محمودی، زهرا .(1392). "ارتباط اختلالات خوردن، نارضایتی بدنی با مراحل تغییر رفتار فعالیت بدنی در دانشجویان دختر دانشگاه تبریز". پژوهش در ورزش. شماره 3، صص 122-107
l  Attie, L.Brooks-Gunn,J. (1989). "Development of eating problems in adolescent girls:A longitudinal study". Developmental Psychology, No: 25,70−79.
Chng SC, Fassnacht, D.B. (2015). Parental comments: Relationship with gender, body dissatisfaction, and disordered eating in Asian young adults. NewYork: Guilford.
l  Fairburn, C.G., Harrison, P. (2003). Eating disorders. Lancet, No :361, 407–416.
l  Foreyt, J.P., Mikhail, C. (1997). "Anorexia nervosa and bulimia nervosa". In E. J.Mash & L. G. Terdal (Eds.), Assessment of childhood disorders (pp. 683-716). NewYork: Guilford.
l  Franco, Judith (2008). Extreme Makeover: The Politics of Gender, Class, And Cultural Identity, Television &New Media, Vol :9, No: 6, 471-468.
l  Furnham, A., Badmin, N., Sneade, I. (2002). "Body image dissatisfaction: gender differences in eating attitudes, self-esteem, and reasons for exercise". Journal of Psychology. No :136, 581-596.
l  Ferrand, C., Champely, S., Filaire, E. (2010). "The role of body-esteem in predicting disordered eating symptoms: A comparison of French aesthetic athletes and non-athletic females". Psychology of Sport and Exercise, Volume 10, Issue 3: 373–380.
l  Gill, Ros. (2005). "Body projects and the regulation of normative masculinity". Seminar of Weighty issues: Representation, Identity and Practice in the areas of Eating Disorders, Obesity and Body Management, University of BATH.
l  Gimlin, Debra. (2006). "The Absent Body Project: Cosmetic Surgery as a Response to Bodily Dys Appearance". Sociology, Vol: 40, No: 4, 699-716.
l  Leon, G.R., Fulkerson, J.A., Perry, C.L., & Cudeck, R. (1993). "Personality and behavioral vulnerabilities associated with risk state for eating disorders in adolescent girls". Journal of Abnormal Psychology, No: 102, 438−444.
l  Mountford, V., Haase, A. M., Waller, G. (2006). "Body checking in the eating disorders: Associations between cognitions and behaviours". International Journal of Eating Disorders, No :39, 708−715.
l  Reas, D.L., Whisenhunt, B.L., Netemeyer, R., Williamson, D.A. (2002). "Development of the body checking questionnaire: A self report measure of body checking behaviors". International Journal of Eating Disorders, No :31, 324–333.
l  Striegel-Moore, R.H. Silberstein, L.R. Frensch, P. Rodin, J. (1989). " A prospective study of disordered eating among college students". International Journal of Eating Disorders, No 8, 499−509.
l  Thompson, J.K., Coovert, M.D., Richards, K.J., Johnson, S., Cattarin, J. (1995). "Development of body image, eating disturbance, and general psychological functioning in female adolescents: covariance structure modeling and longitudinal investigations". International Journal of Eating Disorders, No: 18, 221−236.
l  Vassiliki Costarelli, Dimitra Stamou(2011). "Emotional Intelligence, Body Image and Disordered Eating Attitudes in Combat Sport Athlets, Human Ecology Laboratory". Department of Home Economics and Ecology, Harokopio University, Athens, GREECE, Vol :7, No: 2, 104–111.
l  Waller, G. Sines, J. Meyer, C. Mountford,V.(2008). "Body checking in the eating disorders: Association with narcissistic characteristics". Eating Behaviors, No 9;163 –169.