نگرش جوانان کلان‌شهرهای ایران به تأسیس مراکز همسرگزینی و نحوه اداره آنها

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه روان شناسی و مشاوره، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران (نویسنده مسئول) E-mail: mohammad51r@yahoo.com

2 مدیر گروه برنامه ریزی و مشاوره و خدمات روانشناسی وزارت ورزش و جوانان و دانشجوی دکترای روانشناسی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکترای مشاوره خانواده، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

چکیده

این پژوهش به بررسی نگرش جوانان پنج کلان‌شهر اصفهان، تبریز، مشهد، اهواز و شیراز به تأسیس مراکز همسرگزینی و نحوه اداره این مؤسسات در سال 1391می‌پردازد. روش پژوهش، توصیفی است که 1837 نفر از جوانان که ویژگی مشترک آنها زندگی در کلان شهر های یاد شده و تجرد می باشد، از یک جامعه یک میلیون هشتصد و بیست و هفت هزار و پانصد و سی و شش نفری بر اساس جدول نمونه گیری مورگان و کرجسی به‌صورت خوشه‌ای چندمرحله‌ای از مرکز و چهار جهت جغرافیایی این کلان‌شهرها انتخاب و به پرسشنامه محقق ساخته 55 سؤالی که روایی محتوا و صوری آن به تایید متخصصان رسیده و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 93% محاسبه‌شده بود، پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان داد بیش از پنجاه  درصد جوانان نگرش مثبتی به تأسیس این مراکز دارند. نگرش جوانان شهر تبریز مثبت‌تر از سایر شهرها می‌باشد. جوانان پسر نگرش مثبت‌تری به تأسیس مراکز همسرگزینی داشتند. بیش از نیمی از جوانان معتقدند دولت موظف است مراکز همسرگزینی را جهت تسهیل امر ازدواج تأسیس کند. بیشتر جوانان معتقدند مؤسسات همسریابی می‌توانند در یافتن همسر مناسب کمک کنند و راهنمای خوبی باشند. همچنین، بر این باورند مشکل افرادی که سن ازدواجشان بالا رفته از طریق ایجاد مؤسسات همسرگزینی برطرف می‌شود. هرچند جوانان نگرش مثبتی به تأسیس مراکز همسرگزینی دارند، اما در عمل کمتر از نیمی از آنها حاضرند جهت انتخاب همسر از طریق مؤسسات همسرگزینی اقدام کنند. بیشتر جوانان در مورد نحوه اداره این مراکز در صورت تأسیس معتقدند بهتر است اداره این مؤسسات دولتی باشد. همچنین بیشتر پاسخگویان معتقدند بهتر است این مؤسسات توسط روان‌شناسان اداره شوند.
 به طور کلی، با توجه به مثبت بودن نگرش بیشتر جوانان به نظر می رسد تاسیس چنین مراکزی به شرط نظارت کامل دولت می تواند با اقبال عمومی جوانان رو به رو شود. پیشنهاد می گردد با توجه به مثبت بودن نگرش جوانان و تمایل به دولتی بودن مراکز همسر گزینی، دولت با استفاده از روان شناسان و مشاوران تایید صلاحیت شده اقدام به تاسیس این مراکز نماید. 

کلیدواژه‌ها


نگرش جوانان کلان‌شهرهای ایران به تأسیس مراکز همسرگزینی و نحوه اداره آنها

محمد ربیعی[1]

مریم نجابتیان[2]

ملیحه خبازی[3]

تاریخ دریافت مقاله:2/5/1395

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:6/6/1395

 

 

مقدمه

ازدواج نقش مهمی در سلامت عمومی زوجین ایفا می کند ( لمب[4] و لی[5] و دماریس،3:2003). افراد متاهل از فوائد حمایت های اجتماعی و اقتصادی حاصل از ازدواج لذت می برند (لاکسو[6]و پائونونن-ایلمونن[7]، 2002 و وایت[8]، 2000)، میزان مرگ و میر در آنها پایین‌تر است (کومبز[9]، 1991) و با کنترل عوامل متعدد، بسیار شادمان‌تر از افراد مجرد هستند. (چان[10] و لی[11]، 2001، به نقل از ویلسون[12] و اوسوالد[13]، 2005، گرین[14] و راجرز[15]، 2001) سلامت جسمی و روانی متاهلان بیشتر و طول عمرشان زیادتر است (ویلسون و اوسوالد، 2005).

آماده شدن برای ازدواج رویکرد نسبتا تازه‌ای برای پیشگیری از نارضایتی و شکست در زندگی زناشویی است و مبتنی بر این دیدگاه است که زوج ها می توانند یاد بگیرند که چگونه ازدواج های موفق و پایداری داشته باشند و هدف زیربنایی بسیاری از رویکردهای آماده سازی نیز کمک به قوی‌تر شدن پیوندهای زناشویی است (اولسون[16]، دفرین[17] و اولسون[18]، 2012).

از لحاظ تاریخی، ازدواج و تشکیل خانواده از قدیمی‌ترین نهادهای زندگی بشر است که از دیرباز مورد توجه متفکران علوم اجتماعی، علوم اخلاقی، علمای مذهبی و سایر دانشمندان  قرار گرفته است. در دهه‌های اخیر به علت پیچیدگی‌های امور مربوط به ازدواج، دامنۀ مسائل مربوط به آن به قلمروهای علوم دیگری همچون: اقتصاد، جمعیت‌شناسی و علم سیاست نیز کشیده شده است. هریک از این علوم به فراخور حیطۀ تخصصی‌شان به جنبه‌هایی از مسئلۀ ازدواج پرداخته و در تبیین مسائل مربوط به آن و نیز ارائۀ راه‌حل‌هایی برای زدودن نابهنجاری‌های عارض بر آن با توجه به فرهنگ، مذهب و شرایط اقلیمی گوناگونی که در جوامع مختلف وجود دارد، کوشیده‌اند(حبیب‌پور گتابی و غفاری، 1390).

بدیهی است که ازدواج همچون هر پدیدۀ اجتماعی دیگری دارای هنجارهایی است که این هنجارها نسبت به هر جامعه‌ای و نیز هر مقطع زمانی متفاوت می‌باشند. در کشور ما نیز در دوران کنونی، مسائل ازدواج دارای ویژگی‌های خاص خود می‌باشد (نصیرزاده، رسول زاده طباطبایی، 1388). ارتباط بین تغییرات جامعه، تغییرات خانواده و فرآیند تشکیل خانواده یکی از علایق اصلی دانشمندان علوم اجتماعی می‌باشد، زیرا ازدواج بنیان تشکیل خانواده و جامعه را پایه گذاری می‌کند و امروزه دانشمندان بسیاری درصدد پژوهش در مورد تغییرات مختلف در اشکال و فرآیندهای ازدواج برآمده‌اند (تورنتون[19]، 2013).

نقطه شروع تشکیل خانواده، ازدواج است و بنا به تأیید بسیاری از صاحب نظران برای داشتن یک ازدواج موفق، انتخاب همسر، امری مهم واساسی تلقی می‌شود و افراد می کوشند تا با انتخابی درست به خانواده ای مطلوب و پایدار دست یابند. در گذشته و حتی در جوامع سنتی امروزی، وقتی دختر و پسر به سن بلوغ می رسیدند به انتخاب والدین و خویشاوندان ازدواج می کردند؛ ولی امروزه همگام با تغییرات در همه عرصه های اجتماعی، در ازدواج و همسرگزینی نیز تغییراتی ایجاد شده است (فرهمند و احمدنیا، 1393).

همسرگزینی فرآیندی است شامل بررسی و سنجش ویژگی ها و جایگاه همسر آینده از جنبه های گوناگونی مانند ویژگی های ظاهری، درآمد، جایگاه اقتصادی – اجتماعی، سطح تحصیلات، جایگاه شغلی، جایگاه خانوادگی و مانند آن و مجموعه این ویژگی هاست که رفتار انتخاب همسر را شکل می دهد (چن[20]، 2005؛ به نقل از رجبی، ابراهیمی نوبندگانی و خجسته مهر، 1390).

هرچند بسیاری از انواع خانواده‌ها و شیوه‌های ازدواج و همسرگزینی در کشور ما از بین رفته و یا رواج خود را ازدست‌داده است، اما در جای جای این کشور پهناور می‌توان آثاری از قدیمی‌ترین انواع آن‌ها را پیدا نمود. آنچه مسلم است، همچنان که نهاد خانواده در ایران تغییرات اساسی به خود دیده است، ازدواج و همسرگزینی نیز تحول بنیادی پیدا نموده است (دلخموش، 1386).

در حال حاضر، مهم‌ترین اختلال در مسیر ازدواج در مرحله انتخاب همسر است. فرآیند انتخاب همسر برای هر فرد بالغ و مجرد، مرحله‌ای بسیار مهم و اغلب دشوار محسوب می‌شود. شاید کمتر انتخاب دیگری ممکن است تا این اندازه در طول زندگی زوج‌ها مرکز توجه و بسیار با اهمیت تلقی گردد. نگرش‌ها و عقاید خاصی در جامعه‌ ما رواج یافته است که موجب نا امیدی و نارضایتی در فرآیند انتخاب همسر شده است (ربیعی و رحیمی، 1388). امروزه با افزایش مشارکت فرزندان در فعالیت‌های اجتماعی سازمان یافته خارج از خانه، تغییرات بالقوه‌ای در شیوه‌های انتخاب همسر رخ داده است. در گذشته، والدین نقش پررنگی در انتخاب فرزندان خود داشتند، ولی امروزه فرزندان تمایل بیشتری از خود برای انتخاب همسر نشان می‌دهند. بنابراین، می‌توان گفت که آموزش در مدارس، محل کار غیر خانوادگی، زندگی جدا از خانواده، تعامل با رسانه‌ها، شرکت جوانان در گروه‌های اجتماعی و ... احتمال انتخاب همسر توسط خود فرزندان را افزایش داده است  (قیمیر، آکسین، یابیکو و تامتون[21]، 2006). 

در بخش گسترده ای از پژوهش های مربوط به ازدواج، یافته های تجربی حاکی از تغییر در ارزش های زناشویی هستند. در گستره ارزش های همسرگزینی، نتایج مبین آن است که نظام سنتی انتخاب همسر، نه تنها در کشورهای توسعه یافته صنعتی (باس، شاکلفورد، کریک پاتریک و لارسن[22]، 2001) بلکه در جوامع غیرغربی توسعه یافته مانند چین، ژاپن و در حال توسعه مانند پاکستان، مالزی و غیره نیز دستخوش دگرگونی های اساسی شده است (دلخموش، 1386). جامعه ما در حال‌ گذار از مرحله سنتی به مدرن است و ویژگی چنین جوامعی عدم ‌هماهنگی میان پیشرفت فنّاوری و ایدئولوژی است. به‌رغم پیشرفت سریع فنّاوری و گسترده شدن ارتباطات در جامعه، روابط خانوادگی کمتر شده است و نهادهایی نظیر خانواده، محیط‌های مذهبی و خویشاوندان که در گذشته در بحث همسرگزینی فعال بودند، در حال ضعیف شدن هستند- در حالی که جایگزینی برای آن‌ها به وجود نیامده است. به دلیل تنوع فرهنگی در جامعه ما و کاهش ازدواج‌ها، مشکلات جوانان در مرحله همسرگزینی و برای پیشگیری از معضلات خانوادگی و هدایت خانواده‌ها به‌سوی وضعیت بهینه و سالم در سطح جامعه لازم است که مؤسسات، مراکز، سایت‌ها و ... به کمک خانواده‌ها بشتابند و وضعیت کنونی را ساماندهی نمایند (فرهمند و احمدنیا، 1393).

علت اکثر مسائل و مشکلات خانواده ها در صورت ریشه یابی، به انتخاب نامناسب در یک یا چند عامل اثرگذار در ازدواج برمی گردد. صرف وقت و دقت در انتخاب همسر خوب، سرمایه گذاری برای حصول یک زندگی سعادتمند و لذت بخش است (مارکمن، 2008؛ به نقل از یوسفی و باقریان، 1390). در پژوهش قریشی، شیرمحمدی و برجوند (1393) نیز بسیاری از زوجین معتقد بودند که عدم شناخت کافی از طرف مقابل قبل از ازدواج، علت اصلی شکست در زندگی زناشویی آن‌ها بوده است. بنابراین توجه به انتخاب همسر و انتخاب درست می تواند از مشکلات زناشویی و طلاق و آسیب های بعدی آن جلوگیری نماید.

از دیرباز برخی مردم عهده­دار نقش راوی گری برای امر ازدواج بوده­اند. در غرب به‌خصوص پس از ظهور شبکه­ اینترنت، نقش راوی گری برای معارفه­ دو جنس یکی از منابع درآمد بوده است. این‌گونه مؤسسات     می­کوشند تا خدمات مختلف را با سلایق مختلف تطابق دهند و به این ترتیب بر کار خود رونق بخشند (دلخموش، 1386).

هوگاس[23] (2004) اثر سازمان­های همسریابی در سوءاستفاده‌ جنسی و آزار زنان را بررسی کرده است. به نظر او زنان شوروی سابق، یک گروه آسیب‌پذیر برای این آسیب­ها هستند. فقر، بیکاری و تصویرهای رسانه­ای از سبک زندگی غربی باعث می­گردد آن‌ها خطر این‌گونه ازدواج­ها را به امید زندگی بهتر در غرب بپذیرند. وی گزارش می­کند 219 موسسه­ همسریابی 119649 زن در اختیار داشتند/ او می­گوید تبلیغات مربوط به این زنان دو نکته در مورد آنان می­گوید:

  1. اراده بر خدمت گذاری به مردان
  2. قبول نقش پایین­تر برای زنان.

 به نظر او استفاده از تصویر زنان روی پایگاه­های این مؤسسات و یا ارسال با پست الکترونیکی خود نوعی از استثمار جنسی است.

ادبیات موجود پیرامون این مؤسسات تلویحاً نشان می­دهد این‌گونه مؤسسات در غرب و روسیه بیشتر جنبه­ تجاری دارند، نه جنبه­ فرهنگی- البته یافته­های موجود نه تنها غنی نیستند، بلکه به برخی از ابعاد فرهنگی این مراکز نیز توجهی نداشته­اند، از جمله پایگاه این مؤسسات در بین مردم (هوگاس، 2004).

نوری و همکاران (1388) در پژوهشی به امکان‌سنجی تأسیس مراکز همسرگزینی از دیدگاه دانشجویان دانشگاه‌های اصفهان و شهرکرد پرداختند. نتایج حاصل از پاسخ 509 نفر از دانشجویان دانشگاه‌های آزاد و دولتی این دو شهر نشان داد که به‌طورکلی نگرش به تأسیس این مراکز از نظر دانشجویان منفی است و نوع دانشگاه، وضعیت تأهل، محل سکونت و جنسیت، رابطه معنی‌داری با نگرش آن‌ها ندارد. همچنین از نظر این دانشجویان، مهم‌ترین تخصص‌های موردنیاز در صورت تأسیس این مراکز عبارت اند از: روان‌شناس، مشاور خانواده و آموزشگر مسائل جنسی.

نتایج پژوهش ربیعی و رحیمی (1388) نشان داد که در کل دانشجویان نگرش مثبتی به تأسیس این مراکز ندارند. 32 درصد دانشجویان موافق بودند که مؤسسات همسریابی می‌توانند در یافتن همسر مناسب کمک‌کننده باشند. تنها 25 درصد دانشجویان حاضر بودند برای یافتن همسر مناسب در یک مؤسسه همسریابی ثبت‌نام نمایند. 64 درصد پاسخ‌دهندگان حاضر بودند از طریق سایت همسریابی به جستجوی همسر مناسبی بپردازند.

با توجه به تغییرات سریع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه حاضر می توان گفت یکی از دلایل تأخیر ازدواج ناکارآمدی شیوه‌های قدیم و فقدان شیوه‌های جایگزین می‌باشد(فرهمند و احمدنیا،1393). جایگزینی شیوه‌های جدید و تأسیس مراکزی جهت شناسایی همسر مناسب، قبل از اجرایی شدن نیازمند اطلاع از نگرش افراد جامعه است. نگرش،‌ تمایل به ارزشیابی پدیده‌ای به عنوان خوب یا بد است که شامل باورها، گرایش‌ها و رفتارهای خاصی در ارتباط با موضوع نگرش است. بررسی شکل‌گیری نگرش و تغییر آن یکی از مفاهیم اساسی در روان‌شناسی اجتماعی است. پژوهش در مورد نگرش، منجر به آگاهی از پیچیدگی‌های رفتار اجتماعی انسان می‌شود و اثر متقابل باورها و رفتارها  را بر یکدیگر نشان می‌دهد (کرانو و گاردی کیوتیس[24]، 2015). پژوهشگران نگرش را جزو شناخت اجتماعی می‌دانند و نگرش را متفاوت از قضاوت فرض می‌کنند. نگرش اشخاص به صورت پایدار در حافظه ثبت می‌شود، در حالی که قضاوت برگرفته از اطلاعات در دسترس و موقتی است (بوهنر و دیکل[25]، 2011). از طریق بررسی نگرش مردم می توان تا حدودی رفتار و واکنش آنها را به پدیده ها حدس زد. چنانچه قبل از تاسیس مراکز همسر یابی بتوان این نگرش ها را شناخت، می توان با رویکرد عالمانه تری به تاسیس مراکز همسر یابی همت گمارد. هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین نگرش جوانان کلان شهرهای ایران به تأسیس مراکز همسرگزینی و نحوه اداره آنهاست. همچنین، به دنبال پاسخ به پرسش های زیر است:

-       نگرش جوانان نسبت به تأسیس مراکز همسرگزینی چگونه است؟

-       آیا ویژگی های جمعیت شناختی نظیر جنسیت، سن، شهر، تحصیلات ووضعیت اقتصادی بر نگرش موثر هستند؟

-       از نظر جوانان اداره مراکز همسر گزینی باید چگونه باشد؟

روش شناسی پژوهش

پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی است که از طریق شناخت دیدگاه­های افراد جامعه، به توصیف نظرات آن‌ها می­پردازد. جامعه پژوهش حاضر، جوانان کلان‌شهرهای اصفهان، تبریز، اهواز، مشهد و شیراز     می­باشد که حجم آن در جدول 1 آمده است.

جدول 1: حجم جامعه مورد مطالعه در پنج کلان شهر

استان

جمعیت جوان مجرد

تبریز

303365

اصفهان

348393

مشهد

530376

اهواز

265390

شیراز

380012

نتایج جدول نشان می دهد بیشترین جمعیت جوان در کلان شهر مشهد و کمترین جمعیت جوان در کلان شهر اهواز می باشند. شرایط ورود به مطالعه تجرد بدون تجربه ازدواج قبلی، داشتن سن 18 تا32 سال، عدم حاشیه نشینی، تمایل به شرکت در تحقیق و داشتن تحصیلات سیکل و بالاتر بوده است.

حجم نمونه با توجه به جدول مورگان و کرجسی 396 نفر برای هر شهر در نظر گرفته شد. بر اساس جدول نمونه گیری، چنانچه حجم جامعه از صد هزار نفر بیشتر شود، حجم 396 نفر می تواند معرف باشد. روش نمونه گیری به صورت خوشه ای چند مرحله ای بود. برای رسیدن به خوشه نهایی، از تقسیم بندی افکار سنجی پرسشگران صدا وسیما استفاده گردید. به این شکل که بر اساس تقسیمات شهری هر کلان شهر، از شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز هر شهر به صورت تصادفی یک منطقه انتخاب و از هر منطقه، یک خیابان به صورت تصادفی انتخاب و از هر خیابان، یک کوچه و در هر  کوچه، از همه منازل در صورت داشتن جوان دارای شرایط تحقیق پرسش به عمل می آمد و در صورت تمایل به همکاری پرسشنامه تحویل داده می شد. در صورت عدم وجود جوان در محدوده سنی تحقیق یا عدم تمایل به همکاری، به منزل بعدی مراجعه            می گردید. در مجموع، 1837 نفر به عنوان نمونه پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. در ادامه مختصات جغرافیای نمونه انتخاب شده در هر شهر به تفکیک آمده است:

اصفهان: شمال شرق منطقه 15 خورسگان، شمال غرب منطقه 12 کاوه، جنوب شرق منطقه 4 مشتاق، جنوب غرب منطقه 13امیر حمزه  و مرکز منطقه 1 عباس آباد.

تبریز: شمال شرق منطقه 5جماران، شمال غرب منطقه 6 قراملک، جنوب شرق منطقه 9 فتح آباد، جنوب غرب منطقه 7 آخماقیه ومرکز منطقه 4 ارگ جدید. 

  مشهد: شمال شرق منطقه 3 بلال، شمال غرب منطقه 1 الهیه، جنوب شرق منطقه 6 امیر آیاد، جنوب غرب منطقه 9 رضا شهر و مرکز منطقه 1سجاد.    

شیراز: شمال شرق منطقه 6 کار اندیش، شمال غرب منطقه 6 نسترن، جنوب شرق منطقه 7 سهراب سپهری، جنوب غرب منطقه4 بیست متری امام خمینی و مرکز منطقه 1 مشیر.     

در پژوهش حاضر از پرسش‌نامه محقق ساخته استفاده گردیده است. برای ساخت پرسشنامه ابتدا  پنج پرسش کلی باز پاسخ  در مورد نگرش به تأسیس مراکز همسریابی و همچنین نحوه­ مدیریت آنها از گروهی از دانشجویان پرسیده شد. نمونه ای از  این پرسش ها عبارت بودند از:

  1. نظر شما در مورد تاسیس موسساتی برای معرفی جوانان آماده ازدواج چیست؟
  2. شما چه احساسی به این مراکز خواهید داشت؟ چرا؟3
  3. به نظر شما این موسسات در صورت تاسیس چه معایب و محاسنی می توانند داشته باشند؟
  4.  آیا شما حاضرید از طریق این موسسات همسر مورد نظر خود را بیابید؟ چرا؟5
  5. از نظر شما بهتر است این موسسات توسط چه کسانی اداره شوند؟

سپس با توجه به پاسخ دانشجویان، ساختار اولیه یک پرسش­نامه نگرش سنج بر روی طیف لیکرت تنظیم گردید. تعداد نمونه در مرحله ساخت پرسشنامه، صد دانشجوی دانشگاه اصفهان(50 دختر و 50 پسر) بودند که به صورت تصادفی در دسترس انتخاب گردیدند. ملاک ورود، تجرد و تحصیل در دانشگاه اصفهان و تمایل به بیان نظر خود در مورد تاسیس مراکز همسر گزینی بود. هدف از این مرحله، شناخت نظرات کلی برای طراحی پرسش ها اولیه پرسشنامه نگرش سنج بود.

پرسش­نامه اولیه به متخصصانی در حوزه روان­شناسی، جامعه­شناسی، مشاوره و متخصص مذهبی داده شد و از آن‌ها خواسته شد در مورد روایی صوری و محتوایی آن با توجه به عنوان پژوهش نظر بدهند. بعضی از نظرات متخصصان شامل کاهش شمار پرسش ها، تغییر جمله بندی پرسش ها و ادغام پرسش های مشابه و اضافه کردن برخی پرسش های جدید بود. برای مثال، در مورد این پرسش در پرسشنامه مقدماتی"معتقدم کنترل اطلاعات در مراکز همسر یابی به دقت صورت می گیرد و آبروی خانواده ها نیز حفظ  می شود " اظهار نظر اینگونه بود: هر پرسش باید یک موضوع را بسنجد. یا این جمله در مورد اصلاح یکی از پرسش ها پیشنهاد شد: به جای آموزشگر مسائل جنسی، مشاوره در زمینه ارتباط سالم جنسی. از لحاظ ابعاد نظری از آنجا که مولفه های نگرش عبارت اند از: احساس، رفتار و شناخت، سعی گردید در طراحی پرسشنامه این سه حیطه لحاظ گردند. برای مثال، در حیطه احساسی این پرسش که "احساس خوبی در مورد تأسیس مراکز همسر یابی دارم" یا در حیطه رفتاری پرسش "حاضرم برای یافتن همسر مناسب در یک موسسه همسر یابی ثبت نام کنم" و در حیطه شناختی این پرسش که "در مراکز همسر یابی می توان با صرف وقت کم همسر مناسبی پیدا کرد" طرح گردیدند. در کل اصلاحات مدنظر متخصصان اعمال گردید و پرسش­نامه مجدد جهت اظهار نظر نهایی به آنان ارسال گردید. سپس پرسش­نامه روی 250 دانشجوی دانشگاه آزاد شهرکرد به شکل مقدماتی اجرا گردید. این دانشجویان به صورت خوشه ای تصادفی چند مرحله ای از بین دانشجویان رشته های مختلف انتخاب شدند. پایایی نگرش سنج از طریق آلفای کرونباخ 93/. محاسبه گردید.

پرسش­نامه­ دارای سه قسمت می­باشد: قسمت اول، ویژگی جمعیت شناختی شامل شهر محل سکونت، درآمد، جنسیت، شغل، سن و سایر ویژگی‌های دموگرافیک. قسمت دوم، شامل سؤالات نگرش سنج. قسمت سوم، شامل سوالاتی در مورد نحوه­ مدیریت و همچنین تخصص­های موردنیاز جهت اداره این مراکز. در مجموع پرسش‌نامه­ دارای 55 سؤال بسته پاسخ می­باشند.

یافته‌های پژوهش

در این بخش ابتدا برخی ویژگی های جمعیت شناختی نمونه طرح و سپس یافته های پژوهش با توجه به پرسش ها خواهد آمد.

جدول2: فراوانی و درصد افراد نمونه بر حسب جنسیت، سن و تحصیلات

متغیرها

 

فراوانی

درصد

جنس

دختر

971

7/52

پسر

867

1/47

 

سن

زیر 20 سال

322

5/17

20 تا 24 سال

790

8/42

25 تا 30 سال

489

5/26

بالای 30 سال

88

8/4

تحصیلات

سیکل

141

6/7

دیپلم

629

1/34

فوق دیپلم

231

5/12

لیسانس

608

33

فوق لیسانس

98

3/5

دکتری

3

2

 

جدول نشان می دهد بیشتر حجم نمونه را دختران جوان تشکیل می دهند. همچنین، بیشترین حجم نمونه مربوط به رده سنی 20 تا 24 سال و کمترین رده سنی بالاتر از 30 سال با می باشد. از نظر تحصیلات، بیشترین فراوانی و درصد مربوط به تحصیلات دیپلم و کمترین فراوانی مربوط به تحصیلات دکتری می باشد.

سؤال 1: نگرش جوانان نسبت به تأسیس مراکز همسرگزینی چگونه است؟

 

جدول 3 : درصد و فراوانی پاسخگویان برحسب نمرات نه بخشی

درصد

فراوانی

نگرش

3/3

55

بیش‌ازحد منفی

5/4

74

خیلی منفی

3/8

136

منفی

3/12

200

نسبتاً منفی

8/17

292

بدون نظر

3/21

350

مثبت

4/18

303

خیلی مثبت

7/9

160

بیش‌ازحد مثبت

6/4

75

عالی

100

1645

جمع

نتایج جدول نشان می‌دهد بیشترین فراوانی و درصد مربوط به نگرش مثبت و خیلی مثبت و کمترین فراوانی و درصد مربوط به نگرش بیش‌ازحد منفی می‌باشد. به‌طورکلی جمع‌بندی جدول نشان می‌دهد حدود 54 درصد پاسخگویان نگرششان روی طیف مثبت است و نگرش موافق به تأسیس مراکز همسرگزینی وجود دارد. برای محاسبه نمرات نه بخشی ابتدا پرسش های مرتبط با نگرش به مراکز همسرگزینی جمع بسته شد و سپس نمرات تبدیل به نمرات استاندارد z  گردید. بعد از آن نمرات zتبدیل به نمراتی با میانگین 5 و انحراف معیار 2 گردید. در نهایت با توجه به انحراف معیار و میانگین، در طیفی از نگرش بیش از حد منفی تا نگرش مثبت قرارگرفتند.

 

پرسش 2: آیا نگرش جوانان دختر و پسر نسبت به تأسیس مراکز همسرگزینی متفاوت است؟

جدول 4: یافته‌های توصیفی و خلاصه نتایج آزمون t برای گروه‌های مستقل

سطح معنی‌داری

درجه آزادی

T

میانگین

تعداد

جنسیت

00/0

1638

860

34/100

860

دختر

780

68/104

780

پسر

نتایج جدول نشان می‌دهد تفاوت معناداری بین نگرش دختران و پسران جوان نسبت به تأسیس مراکز همسرگزینی وجود دارد و پسران نگرش مثبت‌تری به تأسیس این مراکز دارند.

 

پرسش 3: آیا ِنگرش جوانان کلان‌شهرهای مختلف نسبت به تأسیس مراکز همسرگزینی متفاوت است؟

جدول5: نتایج تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی مربوط به تفاوت میانگین نگرش جوانان کلان‌شهرها

خلاصه نتایج آزمون تعقیبی

سطح معنی داری

F

میانگین

تعداد

شهر

سایر شهرها > اهواز

 

00/0

 

58/16

4/104

330

اصفهان

9/85

314

اهواز

9/108

370

تبریز

سایر شهرها < تبریز

3/100

361

شیراز

2/101

270

مشهد

4/102

1645

کل

نتایج تحلیل واریانس یک ‌طرفه نشان می‌دهد جوانان شهر تبریز به طور معناداری نگرش مثبت تری نسبت به سایر شهرها دارند و جوانان شهر اهواز به طور معناداری نگرش منفی‌تری به تأسیس مراکز همسر گزینی نشان می دهند.

 

پرسش 4: آیا نگرش جوانان برحسب رده سنی متفاوت است؟

برای ازمون این فرضیه، جوانان به سه رده سنی زیر 20 سال، 20 تا 24 سال، 24 تا 29 سال و بالای 30 سال تقسیم‌بندی شدند که نتایج در جداول بعدی آمده است.

جدول6: نتایج تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی مربوط به تفاوت میانگین نگرش جوانان برحسب سن

رده سنی

تعداد

میانگین

F

سطح معنی داری

خلاصه نتایج آزمون تعقیبی

زیر 20 سال

214

102

13/6

 

00/0

 

زیر 20 سال < بالای 30 سال 25 سال تا 30 سال

20 تا 24 سال

711

100

25 تا 29 سال

433

104

بالاتر از 30 سال

80

109

کل

1508

102

نتایج تحلیل واریانس نشان می‌دهد رده سنی 30 سال به بالا به طور معناداری نگرش مثبت‌تری نسبت به رده‌های سنی زیر 20 سال و 25 تا 29 سال دارند. بدین ترتیب فرض پژوهش تائید می‌گردد.

 

پرسش5:آیا نگرش جوانان برحسب میزان تحصیلات متفاوت است؟

جدول7. نتایج تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی مربوط به تفاوت میانگین نگرش جوانان بر حسب تحصیلات

خلاصه نتایج آزمون تعقیبی

سطح معنی داری

F

میانگین

تعداد

تحصیلات

تحصیلات سیکل>دیپلم>فوق دیپلم>لیسانس

 

00/0

 

بین گروهی:28/4127

108

125

سیکل

104

573

دیپلم

105

207

فوق دیپلم

درون گروهی:7/497

98

540

لیسانس

100

90

فوق لیسانس و بالاتر

102

1529

کل

نتایج تحلیل واریانس نشان می‌دهد حداقل بین دو میانگین تفاوت معنادار وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد جوانان با تحصیلات سیکل به شکل معناداری نگرش مثبتی نسبت به تحصیلات دیپلم و فوق‌لیسانس دارند و تفاوت آن‌ها با تحصیلات دیپلم و فوق‌دیپلم معنادار نمی‌باشد. همچنین، جوانان دارای تحصیلات لیسانس به شکل معناداری نگرش منفی‌تری نسبت به جوانان دارای تحصیلات سیکل و دیپلم و فوق‌دیپلم داشتند.

 

پرسش6: آیا نگرش جوانان برحسب میزان درآمد متفاوت است؟

جدول8: نتایج تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی مربوط به تفاوت میانگین نگرش جوانان بر حسب میزان درآمد

درآمد

تعداد

میانگین

F

سطح معنی داری

خلاصه نتایج آزمون تعقیبی

کمتر از 300 هزار

285

5/97

6/1

00/0

درآمد کمتر از 200 هزار سایر درآمدها >

بین 200 تا 400 هزار

260

106

بیش از 400 هزار

143

108

نتایج تحلیل واریانس نشان می‌دهد نگرش افراد دارای درآمد کمتر از 200 هزار تومان به طور معناداری متفاوت از سایر گروه‌های درآمدی است.

پرسش7: آیا نگرش جوانان برحسب فوت یا در قید حیات بودن پدر متفاوت است؟

جدول9: یافته‌های توصیفی و خلاصه نتایج آزمون t بر حسب در قید حیات بودن پدر

وضعیت پدر

تعداد

میانگین

T

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

در قید حیات

1421

101

33/2

1602

02/0

فوت‌شده

183

105

نتایج آزمون t نشان می‌دهد تفاوت معنی‌داری بین جوانان که پدرشان فوت کرده و کسانی که پدرشان در قید حیات است، وجود دارد و جوانان دارای پدر فوت‌شده، نگرش مثبت‌تری به تأسیس مراکز همسرگزینی دارند.

 

پرسش8: آیانگرش جوانان برحسب فوت یا در قید حیات بودن مادر متفاوت است؟

جدول10: یافته‌های توصیفی و خلاصه نتایج آزمون t بر حسب در قید حیات بودن مادر

وضعیت مادر

تعداد

میانگین

T

درجه آزادی

سطح معنی‌داری

در قید حیات

1553

102

57/0

1602

56/0

فوت‌شده

51

103

با توجه به جدول، تفاوت معناداری بین نگرش جوانان برحسب مادر در قید حیات یا فوت‌شده وجود ندارد.

 

پرسش9: آیا نگرش جوانان برحسب تحصیلات پدر متفاوت است؟

جدول11: نتایج تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی مربوط به تفاوت میانگین نگرش بر حسب تحصیلات پدر

خلاصه نتایج آزمون تعقیبی

سطح معنی داری

F

میانگین

تعداد

تحصیلات پدر

بی‌سواد < دکتری

سیکل، دیپلم > بی‌سواد لیسانس، دکتری

5/0

01/2

105

203

بی‌سواد

102

313

ابتدایی

101

337

سیکل

101

405

دیپلم

104

137

فوق‌دیپلم

98

143

لیسانس

104

34

فوق‌لیسانس

93

15

دکتری

102

1587

کل

نتایج تحلیل نشان می‌دهد حداقل بین دو میانگین تفاوت معنادار وجود دارد. آزمون تعقیبی نشان داد جوانان دارای پدر با تحصیلات دکتری نگرش منفی و معناداری نسبت به جوانان دارای پدر بی‌سواد داشته‌اند.

 

پرسش10: آیا نگرش جوانان برحسب تحصیلات مادر متفاوت است؟

جدول12: نتایج تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی مربوط به تفاوت میانگین نگرش بر حسب تحصیلات مادر

خلاصه نتایج آزمون معنی داری

سطح معنی داری

F

میانگین

تعداد

تحصیلات مادر

 

 

 

 

9/0

7/1

 

104

255

بی‌سواد

103

402

ابتدایی

101

326

سیکل

100

417

دیپلم

98

108

فوق‌دیپلم

103

87

لیسانس

111

100

فوق‌لیسانس

102

1591

کل

با توجه به سطح معنی‌داری بین میانگین نگرش جوانان برحسب تحصیلات مادر تفاوت معناداری مشاهده نشده است.

پرسش11:آیا نگرش جوانان برحسب میزان درآمد خانواده متفاوت است؟

جدول13: نتایج تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی مربوط به تفاوت میانگین بر حسب در آمد خانواده

درآمد

تعداد

میانگین

F

سطح معنی داری

خلاصه نتایج آزمون تعقیبی

زیر 300 هزار تومان

213

106

 

 

12/3

 

 

008/0

درآمد خانواده کمتر از 300>درآمد 500تا700 و1 تا2میلیون

300 تا 500 هزار تومان

408

104

500 تا 700 هزار تومان

385

99

700 هزار تا 1 میلیون

305

103

1 میلیون تا 2 میلیون

152

100

بیش از 2 میلیون

65

104

نتایج جدول نشان می‌دهد حداقل بین دو میانگین تفاوت معنادار وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد جوانانی که درآمد خانواده آنها کمتر از 300 هزار تومان می‌باشد، به شکل معناداری دارای نگرش مثبتی در مقایسه با درآمد 500 تا 700 هزار تومان و 1 تا 2 میلیون بوده اند.

 

سوال 12: نظر جوانان در مورد نحوه اداره موسسات همسرگزینی چیست؟

جدول14: فراونی و درصد پاسخ ها در مورد نحوه اداره موسسات همسریابی

نحوه اداره

فراوانی

درصد فراوانی

دولتی

1024

5/55

خصوصی

400

7/21

خیریه

313

17

جدول نشان می دهد اکثر جوانان که بیش از نیمی از پاسخگویان هستند، معتقدند بهتر است این موسسات دولتی باشند و توسط دولت راه اندازی و مدیریت شوند.

 

سوال 13: نظر جوانان در مورد تامین هزینه های اداره این موسسات چیست؟

جدول15: فراونی و درصد پاسخ ها در مورد نحوه تامین هزینه های اداره موسسات همسر یابی

نحوه تامین هزینه

فراوانی

درصد فراوانی

گرفتن پول از متقاضی

161

7/8

گرفتن پول در صورت معرفی همسر مناسب

308

7/16

گرفتن پول در صورت آشنایی منجر به ازدواج از طریق موسسه

1215

9/65

نتایج مندرج در جدول نشان می دهد بیشتر جوانان معتقدند بهتر است نحوه تامین اعتبار این موسسات، گرفتن پول در صورت آشنایی منجر به ازدواج باشد.

 

سوال 14: نظر جوانان در مورد افراد اداره کننده این موسسات چیست؟

 

جدول16: فراونی و درصد پاسخ ها در مورد افراد اداره کننده موسسات همسر یابی

 

فراوانی

درصد فراوانی

روان شناسان و مشاوران

1236

67

روحانیون

95

2/5

اعضای شورای شهر

24

3/1

معتمدین هر محله

18

1

بزرگان خانواده

41

2/2

وزارت ورزش و جوانان

138

5/7

نتایج جدول نشان بیشتر جوانان تمایل دارند اداره این موسسات توسط روان شناسان و مشاوران صورت گیرد.

بحث و نتیجه‌گیری

نتیجه کلی تحقیق نشان داد نگرش بیشتر جوانان به تاسیس مراکز همسرگزینی مثبت می باشد. جوانان شهر تبریز نگرش مثبت تری نسبت به سایر شهرها داشتند. نگرش پسران مثبت تر از دختران بود. گروه سنی بالای 30 سال دیدگاه مساعد تری داشتند. جوانان با تحصیل کمتر نگرش مثبت تری داشتند. با افزایش در آمد نگرش هم مثبت تر گردید. جوانانی که پدرشان در قید حیات نبود، نگرش مثبت تری داشتند، اما در قید حیات نبودن مادر تاثیری بر نگرش نداشت. تحصیلات پدر بر روی نگرش به تاسیس مراکز همسر گزینی موثر بود و جوانان دارای پدر بی سواد مثبت ترین نگرش و جوانان با تحصیلات دکتری پدر کمترین نگرش مثبت را داشتند. تحصیلات مادر تاثیری بر نگرش نداشت. همچنین، میزان در آمد بر نگرش مثبت گزارش شد. در مورد نحوه اداره مراکز همسر گزینی، بیشتر جوانان اعتقاد داشتند بهتر است این مراکز دولتی اداره شوند، در صورت آشنایی منجر به ازدواج هزینه دریافت شود و اداره آنها به روانشناسان و مشاوران سپرده شود.

مهمترین یافته پژوهش حاضر آن بود که نگرش کلی جوانان به تاسیس مراکز همسر گزینی مثبت است. تبیین های احتمالی این یافته می تواند به این دلیل باشد که یکی از چالش های مهم فرایند همسر گزینی دشواری یافتن همسر مناسب است و چنانچه جوانان در آستانه ازدواج احساس کنند تشکیل مراکز همسر گزینی این امر را آسان می کند، طبیعی است که دیدگاه مساعدی داشته باشند. شواهد پژوهشی مناسبی همسو با این فرض   می باشد. برای مثال، مرادی و صفاریان (1391) در بررسی علت افزایش سن ازدواج گزارش کردند که 64 درصد جوانان مورد مطالعه، نیافتن همسر دلخواه خود را دلیل افزایش سن ازدواج دانسته اند. نداشتن درآمد کافی، نداشتن شغل مناسب، نداشتن مسکن مناسب، ادامه تحصیل، بالا بودن هزینه ازدواج، بالا بودن مهریه، مشکل تهیه جهزیه، سخت گیری والدین و بالا بودن سطح انتظارات، دلایل بعدی بالا رفتن سن ازدواج گزارش شدند. همچنین پژوهش طیبی نیا (1393) با عنوان "میزان تمایل جوانان به ازدواج و شناسایی موانع و مشکلات آن" نشان داد که برای دختران بیکاری خواستگاران و پیدا نکردن فرد  مناسب، مهمترین دلایل و موانع ازدواج بودند. برای پسران بیکاری، نداشتن ثبات شغلی، نداشتن توان مالی و نیافتن فرد مناسب برای ازدواج از مهمترین دلایل و موانع ازدواج بودند. پژوهش حرازی، حسینی مطلق و صدریان(1380) نیز در بررسی دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یزد پیرامون عوامل موثر بر ازدواج نشان داد که 7 درصد پسران و 86 درصد دختران مورد مطالعه، پیدا نکردن فرد مناسب منطبق بر معیارها را مانع اصلی انتخاب همسر دانسته اند. همان گونه که در تحقیقات یاد شده آمده، یکی از دلایل مهم و در برخی تحقیقات مهمترین چالش انتخاب همسر یافتن فرد مناسب است که احتمالا این مسئله زمینه نگرش مثبت را فراهم کرده است. وجود این نگرش مثبت نشان می دهد که زمینه نسبتاً مساعدی برای تأسیس مراکز همسرگزینی وجود دارد. از آنجا که نگرش بر رفتار افراد تأثیر می‌گذارد، احتمالاً تأسیس این مراکز می‌تواند با استقبال جوانان روبه‌رو گردد. حدود 18 درصد جوانان نظر خاصی به تأسیس این مراکز ندارند که این نگرش خنثی، از ظرفیت تبدیل به نگرش منفی یا مثبت برخوردار است؛ در صورت اطلاع‌رسانی و بیان صحیح اهداف تأسیس این مراکز، این افراد می‌توانند به طیف نگرش مثبت ملحق شوند.

بررسی تفاوت نگرش دختران و پسران نشان داد به شکل معناداری، نگرش پسران مثبت‌تر می‌باشد. این یافته را می‌توان به تفاوت جنسیتی و همچنین نقش منفعل دختران در امر ازدواج به خصوص در جوامع سنتی منسوب دانست. از آنجا که سکوت دختران و توصیه به مخفی نگه‌داشتن تمایل به ازدواج در برخی خرده‌فرهنگ‌ها و جوامع نشان‌دهنده حیا و بزرگواری دختران محسوب می‌شود و از سوی دیگر، پسران نقش فعال‌تری در امر همسرگزینی دارند، این مسائل در پژوهش حاضر نیز خود را نشان داده است. همچنین، ممکن است اعلام آمادگی دختران برای ابراز تمایل به ازدواج از دیدگاه خودشان نوعی درماندگی و ضعف محسوب شود و احساس نمایند که این مسئله در آینده، نوعی نقطه ضعف به شمار خواهد آمد. این یافته تا حدودی می تواند با پژوهش صادقی، قدسی و افشارکهن(1386) همسو باشد. این محققان در واکاوی مسئله ازدواج و اعتبار سنجی یک راه حل گزارش کردند که بیکاری، نداشتن شغل دائم و پیدا نکردن همسر مناسب از سوی پسران و دخالت و سخت گیری والدین، بیکاری خواستگاران، پیدا نکردن فرد مناسب و عدم اجازه انتخاب به دختر به عنوان نمادی از تبعیض جنسیتی مهمترین مشکلات جوانان در امر ازدواج هستند.

 از لحاظ میانگین، جوانان تبریز نگرش بسیار مثبت و جوانان اهواز نگرش مثبت کمتری داشتند. عدم وجود مطالعات قبلی، توجیه این یافته را مشکل می‌کند. شاید بتوان گفت مردم تبریز از انسجام قومی بیشتری (آذری) برخوردار می‌باشند، اما جامعه شهر اهواز دارای تنوع اقوام عرب و بختیاری است و حاکم بودن نگرش‌های قومی، قبیله‌ای و سنتی باعث بروز نگرش منفی شده است.

از لحاظ سنی، بیشترین میانگین نگرش مربوط به جوانان مجرد بالای 30 سال می‌باشد. می‌توان گفت با افزایش سن ازدواج‌ها بیشتر به سمت عقلانی شدن پیش می رود و نقش احساسات کمتر می‌شود. از سوی دیگر، با افزایش سن احتمال پیدا کردن فرد مناسب و همچنین وسواس در انتخاب بیشتر می‌گردد. احتمالاً مراکز همسرگزینی امکان افزایش گزینه‌های مورد مطالعه را افزایش می دهد و از این لحاظ ایجاد نگرش مثبت‌تر را رقم زده است. همچنین افزایش سن به خصوص در دختران، امکان ازدواج را کاهش داده و این مسئله نیز زمینه افزایش نگرش مثبت را فراهم کرده است. کمترین نگرش مثبت مربوط به سن 20 تا 24 ساله می‌باشد که می‌توان دلیل آن را وارد شدن در پروسه ازدواج و همچنین داشتن فرصت برای یافتن همسر مناسب بدون مراجعه به مراکز همسرگزینی دانست. این یافته با مطالعات متنوعی که به بررسی علل بالا رفتن سن ازدواج پرداخته اند، همچون: طیبی نیا (1393)، حرازی، حسینی مطلق و صدریان(1380)، صادقی، قدسی و افشارکهن(1386) همسو می باشد. در مطالعات مذکور، یکی از دلایل افزایش سن ازدواج اشکال در یافتن همسر مناسب بوده است.

با توجه به تحصیلات، بالاترین نگرش متعلق به مدرک سیکل و کمترین نگرش متعلق به افراد با تحصیلات لیسانس می‌باشد. از آنجا که تحصیلات عالی یک امتیاز برای ازدواج محسوب می گردد و دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر از جمعیت بیشتری برخوردارند، امکان دارد تحصیلات پایین یافتن همسر دلخواه را برای افراد با تحصیلات پایین به ویژه پسران مجرد مشکل سازتر کرده باشد و از این لحاظ نگرش به مراکز همسریابی را مثبت نماید. افراد با تحصیلات لیسانس احتمالاً به دلیل تجربه محیط دانشگاهی و امکان آشنایی بیشتر بین دختران و پسران، زمینه نگرش کمتر مثبت را یافته اند. این نتیجه با نتایج بعدی که نقش تحصیلات پدر را بررسی کرده نیز هماهنگ می باشد؛ در جوانانی که پدر دارای تحصیلات سیکل بود، بیشترین نگرش مثبت و در جوانان دارای پدر با تحصیلات دکتری کمترین نگرش مثبت مشاهده شد. احتمالا به علت بالا بودن موقعیت اجتماعی جوانان با تحصیلات دکتری پدر چالش کمتری در یافتن همسر مناسب وجود دارد و نیازی به نگرش مثبت مشاهده نمی شود. نتایج حاصل از تفاوت نگرش بر اساس در قید حیات بودن یا نبودن پدر نشان داد جوانانی که پدرشان در قید حیات نمی‌باشد، نگرش مثبت‌تری به تأسیس این مراکز دارند. این مسئله می‌تواند به اهمیت نقش پدر در فرایند همسرگزینی اشاره داشته باشد. در فرهنگ بیشتر شهرهای کشور در خواستگاری‌های رسمی، پدر معمولاً نقش محوری دارد و به خصوص در مورد تعهدات خانواده‌ها پدر به عنوان یک پشتوانه محسوب می‌گردد. در مورد نحوه اداره این سایت ها به خصوص والدین معتقدند اداره این مراکز باید دولتی باشد. این مسئله می تواند نشانگر عدم اعتماد جوانان به بخش خصوصی در این زمینه باشد. در مورد هزینه ها، جوانان معتقدند در صورت معرفی منجر به ازدواج هزینه دریافت شود و چنانچه کمکی به ازدواج نشود، هزینه ای دریافت نشود. این مسئله می تواند به عمل گرایی و نتیجه گرایی این مراکز اشاره داشته باشد. اکثر قریب به اتفاق پاسخگویان معتقدند بهتر است مدیریت این مراکز به روانشناسان و مشاوران سپرده شود که به نظر می رسد تبلیغات گسترده و احتمالا رضایت مردم از خدمات روان شناسی و مشاوره دلیل چنین نظری باشد.

 

  • منابع

    • حبیب‌پور گتابی، کرم و غفاری، غلامرضا .(1390). علل افزایش سن ازدواج دختران. زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان). 9 (1): 34-7.
    • حرازی، محمد علی؛ حسینی مطلق، محمد و صدریان، محمد رضا .(1380). "بررسی دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یزد پیرامون عوامل موثر بر ازدواج". مجله دانشگاه علوم پزشکی یزد.9 (1)37-46.
    • دلخموش، محمدتقی .(1386). "ارزش­های ازدواج در جوانان ایرانی". فصلنامه روان شناسان ایرانی. 3 (12): 299-309.
    • ربیعی، محمد و رحیمی، زهرا .(1388). "بررسی نگرش دانشجویان دانشگاه‌های آزاد اسلامی، دانشگاه شهرکرد و دانشگاه علوم پزشکی نسبت به مراکز همسریابی". پایان‌نامه کارشناسی مشاوره. دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد.
    • رجبی، غلامرضا؛ ابراهیمی نوبندگانی، مریم و خجسته مهر، رضا .(1390). "مقایسه و رتبه بندی ترجیحات همسرگزینی در بین گروهی از دانشجویان دختر و پسر و دانشجویان کرد، عرب و بختیاری دانشگاه شهید چمران اهواز".روان‌شناسی بالینی و شخصیت (دانشور رفتار). 3 (4): 61- 74.
    • طیبی نیا، موسی .(1393). "میزان تمایل جوانان به ازدواج و شناسایی موانع و مشکلات آن". فصلنامه مطالعات جامعه شناختی جوانان. 5(15)63-86.
    • صادقی، رسول؛ قدسی، علی محمد و افشارکهن، جواد .(1386). "واکاوی مسئله ازدواج و اعتبار سنجی یک راه حل". مجله پژوهش زنان.5 (1)83-108
    • فرهمند، زهره و احمدنیا، شیرین .(1393). "مطالعه جنسیتی رابطه شیوه همسرگزینی (سنتی و جدید) با رضایت زناشویی در خانواده های شهر شیراز".مطالعات علوم اجتماعی ایران. 11 (42): 91-105.
    • قریشی،  فردین؛ شیرمحمدی، داود و برجوند، آوات .(1393). "فهم عوامل طلاق از منظر مردان و زنان در معرض طلاق و طلاق گرفته". پژوهش های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی. 3 (1): 19-30.
    • مرادی، گلمراد وصفاریان، محسن .(1391). "عوامل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با افزایش سن ازدواج". فصلنامه مطالعات جامعه شناختی جوانان. سال سوم ،3 (7)81-108.
    • نصیرزاده، راضیه و رسول زاده طباطبایی، کاظم .(1388). "معیارهای فیزیکی انتخاب همسر در دانشجویان دانشگاه های تهران". فصلنامه اصول بهداشت روانی. ش 41: 41-50.
    • نوری، ابوالقاسم و ربیعی، محمد .(1388). "امکان‌سنجی تأسیس مراکز همسریابی از دیدگاه دانشجویان دانشگاه اصفهان و شهرکرد". دانشگاه اصفهان گروه مشاوره (چاپ‌نشده).
    • یوسفی، ناصر و باقریان، مهرنوش .(1390). "بررسی ملاک‌های همسرگزینی و فرسودگی زناشویی به عنوان متغیرهای پیش بین زوجین متقاضی طلاق و مایل به ادامه زندگی مشترک". فصلنامه مشاوره و روان درمانی خانواده. 1 (3): 284-301.
      • Bohner, G., & Dickel, N. (2011)." Attitudes and Attitude Change". Annu. Rev. Psychol. 62, 391-417.
      • Buss, D. M., Shackelford, T. K., Kirkpatrick, L. A., & Larsen, R. J. (2001). "A half century of mate preferences: The cultural evolution of values". Journal of Marriage and Family, 63(2), 491-503.
      • Crano, W. D & Gardikiotis, A. (2015). "Attitude Formation and Change". International Encyclopedia of the Social & Behavioral Sciences, 2(2), 169-174.
      • Coombs, R. (1991). "Marital status and personal well-being: A literature review". Family Relations. 40, 97-102.
      • Darghouth, S., Brody, L., & Alegria, M. (2015). "Does Marriage Matter? Marital Status, Family Processes, and Psychological Distress Among Latino Men and Women". Hispanic Journal of Behavioral Sciences, 37(4), 482-502.
      • Ghimire, D. J., Axinn, W. G., Yabiku, S. T., & Thornton, A. (2006). "Social Change, Premarital Nonfamily Experience, and Spouse Choice in an Arranged Marriage Society1". American Journal of Sociology, 111(4), 1181-1218.
      • Hughes, D.M. (2004). "The Role of marriage Agencies in the sexual Explotion and trafficking of women from the former soviet union".  International Review of Victimology, 11, 49-71
      • Laakso, H., & Paunonen-Illmonen, M. (2002). "Mother’s experience of social support". Journal of Clinical Nursing. 11(2): 176-185.
      • Lamb, K. A., Lee, G. R., & Demarris, A. (2003). "Union formation and deppression:   selection and relationship effects". Journal of Marriage and the Family. 65(4): 953-962.
      • Martin, P.D, Martin, D. & Martin, M. (2003). "Expressed attributes of adolescents toward Marriage and family life". Adoloscence,38(150), 359-367.
      • Olson, D., Dfryn, c., & Olson, A. (2012). Marriage and marital communication skills efficiently. Translation by Nader Fathi. Tehran: Psychology and Art.
      • Thornton, A. (2013). Reading history sideways: The fallacy and enduring impact of the developmental paradigm on family life. University of Chicago Press.
      • Wilson, C. M., & Oswald., A. J. (2005). How does marriage affect physical and psychological health? A survey of the longitudinal evidence. Retrieved March 5, 2007, www. Findarticle.com.