عوامل اجتماعی- فرهنگی موثر بر مسئولیت پذیری جوانان شهر تهران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

2 دانشیار گروه جامعه شناسی، واحد دهاقان، دانشگاه آزاداسلامی، اصفهان، ایران( نویسنده مسئول) E-mail:mansourhaghighatian@yahoo.com

3 استادیار گروه جامعه شناسی، واحد دهاقان، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

چکیده

مسئولیت پذیری به عنوان یک فرآیند مهم اجتماعی شدن در هر جامعه ای سهم بسزایی در توسعه پایدار جامعه دارد و تقویت و رشد آن جز با شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار مسئولانه امکان‏پذیر نخواهد بود. پژوهش حاضر با هدف بررسی مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان و عوامل اجتماعی فرهنگی  موثر بر آن در شهر تهران انجام شده است. مبانی نظری متغیرها و پارامترهای این پژوهش برمبنای نظریات  ﺟﻴﻤﺴﻮﻥ، ﺑﺎﻭﻣﻦ، ﺑﻮﺩﺭﻳﺎﺭ، گیدنز، دورکیم، بوردیو، اینگلهارت و پاتنام تدوین شده است. روش تحقیق، پیمایش و ابزار گردآوری داده ­ها، پرسشنامه­ دارای قابلیت اعتبار و اعتماد می باشد. جامعه آماریتحقیق،  جوانان 18 تا 29ساله شهر تهران می باشند. نمونه ­آماری با استفاده از روش نمونه ­گیری خوشه ­ای چند مرحله­ای گرد آوری گردیده است و حجم نمونۀ مورد مطالعه 384 نفر می باشد. روش اصلی در تحلیل داده ها رگرسیون و مدل سازی معادلات ساختاری است. نتایج حاصل از نرم ‌افزارهای Spss  و Amos نشان می دهد که چهار مولفه نگرش دینی(49/0)، فرانوگرایی(215/0)، رسانه(217/0) و اعتماد اجتماعی (329/0) بر مسئولیت پذیری تاثیر گذارند. بعد دینداری با مقدار (45/3) دارای بیشترین میانگین است. به این ترتیب، رگرسیون خطی فوق به میزان 35 درصد واریانس مسئولیت پذیری را تبیین می کند و 65 درصد به عوامل دیگر بستگی دارد.

کلیدواژه‌ها


عوامل اجتماعی- فرهنگی موثر بر مسئولیت پذیری جوانان شهر تهران

 

منیر سادات میرمحمدی[1]

منصور حقیقتیان[2]

اسماعیل جهانبخش[3]

 

تاریخ دریافت مقاله: 10/11/1395

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:22/12/1395

 

 

 

مقدمه

امروزه، ﺑﺮﺧـﻲ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻـﺮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍﻳﻲ که ﺑﻴﺸـﺘﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻳـﻖ ﻧﻔـﻮﺫ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺟﻤﻌﻲ ﻭ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺟﻬﺎﻧﻲﺷﺪﻥ ﻭﺍﺭﺩ شده اند، در ﺟﺎﻣﻌﺔ ﻣﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﻟﻤﺲ هستند و به نوبه خود، تغییر ارزش های جامعه از طریق نسل جوان را در پی دارند. با توجه به اینکه جامعه در حال پیشرفت، نیازمند افرادی مسئول و خودکفاست و جوان، ‌آینده‌ ساز ‌کشور ‌و ‌مهم‌ترین قشر‌ اجتماع است، ‌کم‌رنگ ‌شدن ‌عواطف، افزایش ‌رفتارهای ‌ضد انسانی و ‌اجتماعی ‌در ‌روابط ‌انسان‌ها، ‌دور ‌شدن ‌از ‌آداب ‌و ‌ارزش های ‌ناب ‌اسلامی ‌و ‌انسانی ‌نشان ‌دهنده‌ ‌افزایش ‌بی ‌مسئولیتی ‌و ‌مسئولیت‌گریزی جوانان ‌در ‌جامعه‌ ‌اسلامی ماست.  نظر به آرای پست مدرن هایی چون ﻫﺎﺭﻭﻱ، ﭘﺴﺎﻣﺪﺭﻧﻴﺘﺔ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑﭘﺬﻳﺮ، ﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺴﺎﻣﺪﺭﻥ ﺧﻠﻖ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺟﺴﺖ ﻭﺟﻮﻱ ﺑﻲﭘﺎﻳﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻱ ﺟﺪﻳﺪ، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺳﺮﻳﻊ ﻛﺎﻻﻫﺎ ﻭ ﺩﺳﺘﻜﺎﺭﻱ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﺳﻠﻴﻘﻪ ﻭ ﻋﻘﻴﺪﺓ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺴﺎﻣﺪﺭﻧﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺍﻳﻦ ﻧـﻮﻉ ﻓﺮﻫﻨـﮓ، ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺎﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎﻱ ﺳﻄﺤﻲ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻋﻤﻴﻖ، ﻛﺜﺮﺕ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﻫﺮﺝ ﻭ ﻣﺮﺝ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻓﺮﺍﺭﻭﺍﻳﺖ ﻫﺎﻱ ﻋﻘﻞ ﻭ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺍﺳﺖ (ﭼﻴﻨﻲ ﭼﻴﺎﻥ،1389: 50) همچنین، از آنجا که ‌نسل‌جوان ‌بیش‌ترین ‌روحیه ‌تأثیرپذیری ‌را ‌داراست و ‌آسیب‌پذیرترین ‌قشر ‌جامعه ‌نیز به شمار می آید، کاهش مسئولیت پذیری جوانان آسیب های اجتماعی فراوانی را با خود به همراه داشته است. بالارفتن سن ازدواج و افزایش طلاق، افزایش آمار کودکان بی سرپرست و افزایش جرم و جنایت و... نمونه ای از آنهاست.  

در ‌سال‌های ‌اخیر، ‌شیوه‌ ‌خطرناکی ‌از ‌مسئولیت‌گریزی ‌در ‌جوانان‌ جامعه‌ ‌ما ‌دیده ‌می‌شود. ‌در ‌واقع، این ‌ایده در اذهان جوانان ایرانی ‌شکل ‌گرفته است ‌که ‌با ‌شانه ‌خالی ‌کردن ‌از ‌زیر ‌بار ‌مسئولیت، ‌راحت‌ تر ‌می‌توان ‌زندگی ‌کرد. ‌پذیرش ‌مسئولیت‌ از دیدگاه  جوانان امروزی،‌ اسیر ‌قید و بند ‌شدن ‌است؛ ‌قید ‌و ‌بندهایی ‌که ‌به ‌نظر‌ آن‌ها ‌دست ‌و ‌پا ‌گیرند‌ و ‌باعث  ‌هدر رفتن انرژی ‌آنان ‌می‌شوند-  مشکلاتی که به نظر می رسد محصول مدرنیته و فرانوگرایی حاصل از پسا مدرنیته باشد.  

لذا با توجه به تعریف مسئولیت پذیری- که عبارت است از: احساس تعهد و رفتار مسئولانه ای که افراد به عنوان کنشگران اجتماعی در قالب کنش ها و نقش های خود در حوزه های گوناگون بروز می دهند- به بررسی عوامل اجتماعی- فرهنگی موثر بر مسئولیت پذیری جوانان در شهر تهران با متغیرهای گرایش مذهبی با ابعاد  "اعتقادی، پیامدی، مناسکی"، رسانه های جمعی با ابعاد "اینترنت، ماهواره و تلویزیون"، فرانوگرایی فرهنگی با ابعاد "سیالیت روابط، بازاندیشی، زوال عاطفه و مصرف محوری" بر مسئولیت پذیری با ابعاد "فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی" پرداخته می شود.  

پژوهش حاضر با رویکرد و بینش تلفیقی و با ایمان به گفتگوی نابرابر عوامل و پیچیدگی و در هم تنیدگی ابعاد پدیده های اجتماعی به تبیین مسولیت پذیری اجتماعی جوانان  در چارچوب نظری شامل مدل ترکیبی از  طیف نظریه های فرانوگرایی (ﺟﻴﻤﺴﻮﻥ، ﺑﺎﻭﻣﻦ، ﺑﻮﺩﺭﻳﺎﺭ، گیدنز، بوردیو و اینگلهارت) می پردازد. هدف پژوهش، شناخت موانع مسئولیت پذیری جوانان می باشد. لذا برمبنای تحقیق میدانی در اجتماع مورد مطالعه به دنبال پاسخ به این سوال است:

مسئولیت پذیری جوانان در دوران معاصر از چه عواملی تاثیر پذیراست؟

پیشینه پژوهش

در ایران مطالعات متعددی در حوزه مسئولیت پذیری صورت گرفته است. خوشبین و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان "مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان و عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر آن" که جامعه آماری آن جوانان 20-29 ساله شهر همدان بود و چارچوب نظری آن مبتنی بر رویکرد تلفیقی و با استفاده از نظریه های وبر، دورکیم، پارسونز و بوردیو تدوین شده بود، دریافتند که مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان همدان در حد متوسط بوده است. نتایج میزان مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان را در ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی متفاوت نشان می دهد. همچنین، بین سطوح احساسی و رفتاری مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان نیز تفاوت و شکاف وجود دارد. نتایج حاصله از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که متغیر های مستقل اصلی در این پژوهش، عام گرایی، اعتماد اجتماعی، دینداری و قومیت مورد تایید واقع شده اند. نتایج تفسیری و تحلیلی رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر نیز بر وجود رابطه معنادار بین این متغیرها دلالت دارد. در این بین، متغیر عام گرایی، بیشترین قدرت تبیین و اثرگذاری را بر متغیر وابسته داشته است.

 بحری‌پور و همکاران (1392) در پژوهشی با عنوان "میزان جمع‌گرایی در مسئولیت‌ پذیری اجتماعی شهروندان شهر کاشان" به بررسی تأثیر متغیر‌های سرمایۀ اقتصادی، سرمایۀ اجتماعی، سرمایۀ فرهنگی و دینداری بر میزان جمع‌گرایی در مسئولیت‌پذیری اجتماعی شهروندان پرداخته اند. یافته های تحقیق نشان داده است که در مجموع، جمع‌گرایی غالب شهروندان کاشان در مسئولیت‌ پذیری اجتماعی ضعیف می‌باشد. معناداری رابطۀ بین متغیر‌های سرمایۀ فرهنگی، سرمایۀ اجتماعی و دینداری با میزان تأیید و رابطۀ بین متغیر سرمایۀ اقتصادی با میزان جمع‌گرایی در مسئولیت پذیری اجتماعی رد شده است.

نتایج پژوهش برزو و همکاران (1392) با عنوان" فرزند‌ پروری و مسئولیت پذیری در نوجوانان: نقش واسطه‌گری سبک‌های پردازش هویت" حاکی از روایی و پایایی قابل قبول آزمون­ها بود. همچنین، نتایج تحلیل مسیر نشان داد که سبک­ پردازش هویت هنجاری در رابطه­ بین بعد فرزند پروری کنترل و   مسئولیت­پذیری نقش واسطه­گری کامل ایفا می­کند و سبک­های پردازش هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم اجتنابی نقش واسطه­ای مهمی در ارتباط دارد.

  هدایتی (1390) در پژوهشی با عنوان "تاثیر شیوه‏های فرزندپروری (سبک‏های والدینی) بر میزان مسئولیت‏پذیری" دریافته است که شیوه‏های فرزندپروری بر میزان مسئولیت ‏پذیری نوجوان مؤثر است.

دان وﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻥ (2012) ﺩﺭ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ "ﺟﺎﻣﻌﺔ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍ ﻭ ﻓﺮﺩ: ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻱ ﺟﺎﻣﻌﺔ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍ"، ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠـﻪ ﺩﺳﺖ ﻳﺎﻓﺘﻪﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﻓﻨﺎﻭﺭﻱ ﻭ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻣﺎﺩﻱ ﺑﺎ ﺗﻜﺜﺮ ﻭ ﺗﻌﺪﺩ ﺧﻮﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺍﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، ﺗﺠﺎﺭﺏ ﺭﻭﺯﻣﺮﺓ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺭ ﺗﺼﻮﺭ ﺍﺯ ﻫﻮﻳﺖ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺪﺭﻥ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳـﺖ. 

پیک و پان (2004) ﺩﺭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﺍﻱ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ "ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﺼﺮﻑ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﺟﻬﺎﻧﻲ، ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﻭ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﺑﺮ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻱ ﻣﺼﺮﻑﮔﺮﺍﻳﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﭼﻴﻦ"،  ﻧﺘﻴﺠـﻪ ﮔﺮﻓﺘند ﻛﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﻣﺤﺘﻮﺍﻱ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﻏﺮﺑﻲ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﺣﺎﻭﻱ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺼﺮﻑﮔﺮﺍﻳﺎﻧﻪ،  ﻣﻮﺟﺐ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺍﺭﺯﺵ ﻣﺼﺮﻑﮔﺮﺍﻳﺎﻧﻪ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﺔ ﻧﮕﺮﺵﻫﺎﻱ ﻣﺜﺒﺖ ﺗﺮ ﺑﻪ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺼﺮﻑ  ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻨﺠﺮ ﻣﻲﮔﺮﺩﺩ.

اکاس (2001) ﺩﺭ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺩﺳﺖ ﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﺯﻧﺎﻥ جوان ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﺔ ﺧﺮﻳﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻣﺼﺮﻓﻲ ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﻳﻦﻣﻮﺿـﻮﻉ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺯ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻴـﺎﻥ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﭼﻪ ﻛﺴﻲﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﭼﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﭘﺮﺳﺘﻴﮋ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻣﺼﺮﻑ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﻣـﺮﺩﺍﻥ ﺍﺳــﺖ.

 ﺍﻳﻨﮕﻠﻬﺎﺭﺕ (2001) به ﺟﻬﺎﻧﻲﺷدن ﻭ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻱ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍ و ﻧﻘﺶﺩﻳﻦ ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﺟﻬﺎﻥﮔﺮﺍﻳﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳـﺖ ﻭ ﺑـﻪ ﺍﻳـﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻴﻨـﻲ ﻓﺮﺍﻧـﻮﮔﺮﺍﻳﻲ ﺑﺎ ﺗﻘﻠﻴـﻞ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫـﺎﻱ ﺳﻔﺖ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺩﻳﻨﻲ ﻧﺎﻇﺮ ﺑﺮ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻨﺴﻲ، ﺯﺍﺩ ﻭ ﻭﻟﺪ ﻭ ﻧﻴﺎﺯ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺯﻭﺍﻝ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻣﻄﻠﻖ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﻱ ﺩﻳﻨﻲ ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﻼﺋﻖ ﻣﻌﻨﻮﻱ ﺯﻭﺍﻝ ﻭ ﻛﺎﻫﺸﻲ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻋﻤﺪﻩ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﻭ ﺳﻮﻱ ﮔﺮﺍﻳﺶﻫﺎﻱ  ﻣﻌﻨﻮﻱ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﺍﺯ ﻳﺎﻓﺘﻪ های ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﭘﻴﺸﻴﻦ می توان ﺍﺳﺘﻨﺒﺎﻁ ﻛﺮﺩ که ﺟﺎﻣﻌﺔ ﻣﺎ ﻧﻴﺰ تحت ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﭘﺮﺷﺘﺎﺏ ﻓﻨﺎﻭﺭﻱ ﻫﺎﻱ ﻧﻮﻳﻦ ﻭ ﺟﻬﺎﻧﻲﺷﺪﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺍﻳـﻦ  ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭﻱ، ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲﻫﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ، ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﻛﻨﺶﻫﺎﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﺼـﻮﺹ ﺟﻮﺍﻧـﺎﻥ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﭘﻴﺸﻴﻨﺔ ﺗﺤﻘﻴـﻖ ﻧﺸـﺎﻥ ﻣـﻲﺩﻫـﺪ ﻛـﻪ ﺑﺮﺧـﻲ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻـﺮ ﺩﻭﺭﺍﻥ  ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍﻳﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﺔ ﻣﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﻟﻤﺲ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻭ ﻣﺆﻟﻔﻪﻫـﺎ ﺑﻴﺸـﺘﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻳـﻖ ﻧﻔـﻮﺫ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺟﻤﻌﻲ ﻭ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺟﻬﺎﻧﻲﺷﺪﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. ﻋﻤﺪﺓ ﻣﺒﺎﺣﺜﻲ ﻛـﻪ ﺩﺭ ﺑـﺎﺏ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍﻳﻲ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻣﺎﻫﻴﺖ ﻧﻈﺮﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺗﺤﻘﻴـﻖ ﺗﺠﺮﺑـﻲ ﻛـﻪ ﺑـﻪ ﺑﺮﺭﺳـﻲ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍﻳﻲ ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ، ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻧﻴﺴﺖ.

مبانی نظری پژوهش

در مبانی نظری این پژوهش از نظریات دورکیم، تالکوت پارسونز، بوردیو، اینگلهارت، گلاک و استارک، مک لوگین، هانس پیر هورف، وبلن و پاتنام (1999) و آرای پست مدرن ها (ﻓﺮﺩﺭﻳﻚ ﺟﻴﻤﺴﻮﻥ، رابرتسون، ﺯﻳﮕﻤﻮﻧﺖ ﺑﺎﻭﻣﻦ، ﺑﻮﺩﺭﻳﺎﺭ و گیدنز) و نظریات ارتباط جمعی استفاده گردید. با توجه به هدف تحقیق در راستای بررسی مسئولیت پذیری جوانان و عوامل اجتماعی فرهنگی موثر برآن در عصر کنونی، تغییرات فرهنگی فرانوگرایانه جوانان نسبت به عصر سنتی در دو سطح خرد وکلان مطالعه گردید؛ خرد نگرها شکل گیری مسئولیت پذیری اجتماعی رابه عوامل فردی و موقعیت کنشگر نسبت می دهند، ولی کل نگرها مسئولیت پذیری اجتماعی را ناشی ازعملکرد ساختارها می بینند. تغییر در کنش های جوانان با توجه به ﻧﻈﺮﻳﺔ ﺍﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍ در قالب چهار ﻣﺆﻟﻔﻪ: ﻣﺼﺮﻑگرایی، ﺑﺎﺯﺍﻧﺪﻳﺸﻲ، ﺳﻴﺎﻟﻴﺖ ﺭﻭﺍﺑﻂ وﺯﻭﺍﻝ ﻋﺎﻃﻔﻪ بررسی و ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻤﺎﻳﺰ ﺟﺎﻣﻌـﺔ ﻓﺮﺍﻧـﻮﮔﺮﺍ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌـﺔ ﺳﻨﺘﻲ ﻭ ﻣﺪﺭﻥ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻲﺷﻮﺩ.

دیوید ﻫﺎﺭﻭﻱ از نظریه پردازان پست مدرن، ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍﻳﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻧﻲﺷﺪﻥ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﻣﻲﺩﺍﻧﺪ و ﻛﻮﭼک ﺷﺪﻥ ﻭ ﻗﺒﺾ ﻓﻀﺎ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺍﺑﻌاد ﻓﺮﻫﻨــﮓ، ﺳﻴﺎﻟﻴﺖ ﺭﻭﺍﺑﻂ، ﺟﻬﺎﻧﻲﺷﺪﻥ و ﻓﺮﺍﻧــﻮﮔﺮﺍیی را مطرح نموده است (ﮔﻞﻣﺤﻤـﺪﻱ:1381:97) ﺑﻪ ﻋﻘﻴـﺪﺓ ﻫـﺎﺭﻭﻱ، ﺟﻬﺎﻧﻲﺷﺪﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﭘﺪﻳﺪﺓ ﺟﺪﻳﺪﻱ ﻧﻴﺴﺖ. از نظر او زوال عاطفه در پست مدرن، زوال تعهد واخلاقیات محسوب می شود ( ﭼﻴﻨﻲﭼﻴﺎﻥ،4:1389).                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         

یان رابرتسون جامعه شناس، معتقد است که از اوایل قرن بیستم رشد و گسترش تدریجی رسانه های جمعی و وسایل ارتباطی چنان بر زندگی بشر سایه افکند که اثرات مثبت و منفی فراوانی بر زندگی بشر گذاشته است. از همه مهم تر اینکه در عصر کنونی با ظهور اینترنت و تکنولوژی های ارتباطات و اطلاعات  به ویژه اینترنت فضای ارتباطات و تأثیر گذاری آنها، توسعه زیادی یافته است (رابرتسون،  1992 : 46).

ﺑﺎﻭﻣﻦ به ﺳﻴﺎﻟﻴﺖ ﺭﻭﺍﺑﻂ پرداخته است. از نظر او در دوران فرانوگرایی ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺳﻮﺩ ﻭ ﻣﻨﻔﻌﺖﻃﻠﺒﻲ ﻣﺎﺩﻱ است ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﻤﺪﺭﺩﻱ ﻛـﻪ ﺑﺎﻋـﺚ ﺁﺭﺍﻣـﺶ ﺩﺭﻭﻧـﻲ  ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ بین می رود. این دوران را دوران بازاندیشی می داند (ﺑﺎﻭﻣﻦ:1384،10). ﻫﻮﻳﺖﻫﺎ ﻭ ﺳﺒﻚﻫﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ مصرفی ﻧﺎﭘﺎﻳـﺪﺍﺭﻱ ﺧـﺎﺭﻕﺍﻟﻌـﺎﺩﺓ ای به ﭘﻴﻮﻧـﺪﻫﺎﻱ ﺍﻧﺴـﺎﻧﻲمی دهد و ﺍﺣﺴـﺎﺱ ﻧـﺎﺍﻣﻨﻲ ﺍﺯ ﺍﻳـﻦ ﻧﺎﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱ بوجود می آید. ﺑﺎﻭﻣﻦ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﻳﺔ ﺧﻮﺩ ﺍﺧﻼﻕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﭘﺴﺖﻣﺪﺭﻥ ﺭﺍ ﺍﺧﻼﻕ ﻧﺴﺒﻲ ﻣـﻲﺩﺍﻧـﺪ ﻭ ﺍﺻﻮﻝ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻋﺎﻡ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﻭ ﻛﻠﻴﺖ ﺑﺨﺶ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻗـﺮﺍﺭ ﻣـﻲ ﺩهد (ﺳﻴﺪﻣﻦ،257:1391 -252 ). باید افزود انسان پست مدرن اندیشه های گذشته اش را طبق آموزه های عصر پست مدرن و منافعش مورد بازبینی قرارداده و این منافع در بسیاری از مواقع باز اندیشی منافع و فرار از تعهد است. اخلاق نسبی نیز اخلاقی سوداگر است که حق افراد، طبیعت و محیط زیست و اجتماع  را که فرد در قبالش  تعهد دارد، تضییع می کند.

 گیدنز به هویت بازاندیشانه ( بازتابی)  و هویت مدرن ناشی از آن می پردازد. او معتقد است که ﺑﺎﺯﺍﻧﺪﻳﺸﻲ، ﺧﻮﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺮﺣﻠﺔ ﺑﺪﻥ ﻧﻴﺰ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑـﺎ ﺍﻳـﻦ ﺭﻭﻳﻜـﺮﺩ، ﺑـﺪﻥ ﺩﻳﮕـﺮ ﺷـﻲء ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻳﻚ ﻧﻈﺎﻡ ﻛﻨﺸﻲ ﺍﺳﺖ؛ ﻓﺎﻋﻞ ﻭ ﺳـﻮژﻩ، ﺑـﻪﻃـﻮﺭ ﻣﺮﺗـﺐ ﺑـﺮﻓﺮﺍﻳﻨﺪﻫﺎﻱ ﺟﺴﻤﻲ ﺧﻮﺩ ﻧﻈـﺎﺭﺕ ﺩﺍﺭﺩ ( گیدنز، 114:1378)  و تغییر سبک زندگی و اعتماد به افراد یا نظام های انتزاعی را مطرح می کند (ﮔﻴﺪﻧﺰ، 1377: 47-44) لذا در دوران پست مدرن توجه جوانان به بدن، مد، عمل های جراحی زیبایی و... جایگزین تعهدات اصلی زندگی آنها در مقایسه با دوران سنتی شده است.

 ژﺍﻥ ﺑﻮﺩﺭﻳﺎﺭ فرانوگرایی را با ﺭﺍﻳﺎﻧﻪﺍﻱ ﺷﺪﻥ، ﭘﺮﺩﺍﺯﺵ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ، ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎ ﻭ ﺳﻴﺴـﺘﻢ ﻫـﺎﻱ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﺳﻴﺒﺮﻧﺘﻴﻜﻲ شبیه سازی، ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎ، ﺭﻣﺰﮔﺎﻥ ﻭ ﺳﻴﺒﺮﻧﺘﻴﻚ ﺑﺎﺯﺍﻧﺪﻳﺸﻲﻧﺴﺒﻲﮔﺮﺍﻳﻲ ﺳﻴﺎﻟﻴﺖ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺯﻭﺍﻝ ﻋﺎﻃﻔﻪ مصرف گرایی توضیح می دهد. ﺑﻮﺩﺭﻳﺎﺭ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﻳﺔ ﺧﻮﺩ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﻧﻈﺮ ﻣﺎﺭﻛﺴﻴﺴﺖﻫﺎ ﻛـﻪ ﻣـﺪﻋﻲ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻫﻤﺎﻥ ﻓﺮﺍﮔﺮﺩ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺍﺳﺖ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑـﺮ ﭘﺎﻳـﺔ ﺍﺻـﻞ ﻣﺼـﺮﻑ ﺷﻜﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ. باید افزود انسان پست مدرن وقت انرژی و هزینه اش  را به سمت مصرف گرایی که  سمت و سویی متضاد با الزامات وتعهداتش است می برد(ﺑﻮﺩﺭﻳﺎﺭ،1389: 180)

ﻓﺮﺩﺭﻳﻚ ﺟﻴﻤﺴﻮﻥ ﺯﻭﺍﻝ ﻋﺎﻃﻔﻪ وﻓﺎﺟﻌﺔ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ را مطرح می کند. ﻳﻜﻲ ﺩﻳﮕـﺮ ﺍﺯ ﻣﺆﻟﻔـﻪﻫـﺎﻳﻲ ﻛـﻪ جیمسون نیز همانند دیگر ﻣﺘﻔﻜـﺮﺍﻥ ﭘﺴﺖ ﻣﺪﺭﻥ اشاره می کند، ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻓﺮﺍﻧـﻮﮔﺮﺍ ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﻭ ﺍﻧﺴـﺎﻧﻲ ﺍﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﺤﻮﺭﻱ ﺷﺪﻳﺪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺩﺓ ﻛﺎﻻﻫـﺎﻱ ﺗﺠـﺎﺭﻱ ﻭ ﻟـﻮﻛﺲ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ (ﺭﻳﺘﺰﺭ :1389، 771).

  بوردیو به تغییر سبک زندگی- عادت واره ها، منش خاص و وبلن به تغییر الگوهای رفتار جمعی و سبک زندگی خود نمایانه و نمایشی و اینگلهارت به دگرگونی ارزش های بین نسلی و تغییر سبک زندگی       می پردازد.  لذا سبک زندگی مسئولانه سنتی در دوران پست مدرن تغییر می یابد و از نظر بوردیو، افراد درون طبقه و پایگاه اقتصادی اجتماعی خود به تدریج عادت واره هایی به دست می آورند که هر یک از آنها بر سبک زندگی و نوع خوراک، پوشاک، علایق و سلایق بر نحوه نگرش، تصمیم گیری و عملکرد آنها تاثیر می گذارد (بوردیو، 1986). به نظر می رسد میزان مسئولیت پذیری اجتماعی در طبقات گوناگون و طبق سرمایه متفاوت باشد.

پارسونز با تاکید بر جمع گرایی و عام گرایی، آن را یکی از عوامل اجتماعی موثر در افزایش مسئولیت پذیری اجتماعی کنشگران می داند. عام گرایی یکی از عناصر ساختاری نظام کنش در فرایند انتخاب های دوتایی است که کنشگران در موقعیت انجام عمل باید بر اساس استانداردهای عام نقش با دیگران بر خورد کنند. این نوع عمل و تصمیم گیری نقطه مقابل خاص گرایی و فرد گرایی خواهد بود که در ان دامنه قضاوت و عمل محدود به کنشگران  آشنا می باشد (استونز ،۱۳88: ۱۵۷، روشه 1366 :۷۰).  به نظر پارسونز در صورتی که افراد دامنه تصمیم گیری و قضاوت اجتماعی را به کل نظام گسترش دهند، شاهد افزایش توجه به منافع جمعی و ارزش ها و نوع دوستی و به طور کلی مسئولیت پذیری اجتماعی در جامعه خواهیم بود-  این عامل در جوامعی که دارای تنوع قومی می باشند بسیار دارای اهمیت است.

به عقیده دورکیم (1369) آن­ چه که افراد یک جامعه را گرد هم می­آورد و موجب پیوند میان آن­ها می­شود یک اخلاق مشترک نیرومند و قوی یا همان وجدان جمعی است که شیرازه جوامع ابتدایی تا نوین است (ریتزر­، 1374: 57­). دورکیم بر عوامل ساختاری و لزوم کنترل و الزام های درونی نیز تأکید داشت. او این مهم را از طریق بسط نظام های اعتقادی و دینی در جامعه ممکن می دانست. هر چند بر نیروهای حرفه ای و تخصصی برای جذب افراد در خود در دوران مدرن نیز تأکید داشت. به زعم دورکیم، کاهش در اعتقادات و دینداری افراد، زمینه بی هنجاری اجتماعی را فراهم می سازد (توسلی­، 1385: 66).

گلاک واستارک در تلاش برای فهم و تبیین دین در امریکا بودند. بحث ابعاد التزام دینی را در این کشور زنده کردند و به شرح و بسط الگوی جدیدی از دینداری پرداختند. هدف اصلی آنها، عموماً درک شیوه‌های گوناگونی بود که مردم با توسل به آن، خود را مذهبی تلقی می‌کردند. گلاک و استارک بر این عقیده بودند که به رغم آنکه ادیان جهانی در جزئیات بسیار متفاوت اند، اما دارای حوزه‌های کلی هستند که دینداری در آن حوزه‌ها و یا ابعاد دیگر جلوه‌گر می‌شود. الگوهای دینداری با ابعاد رفتاری، مناسکی و پیامدی را ارائه داده اند که از نخستین الگو‌هایی است که بسیاری از الگوهای دینداری بعدی، ابعاد خود را از آن وام گرفته اند(گلاک واستارک،1965).

اینگلهارت معتقد است که اشاعه رسانه های جمعی منجر به تغییر ارزش ها شده است؛ به طوری که در عصر کنونی، جهانی شدن ارتباطات و رسانه ها بر شکاف ارزش های نسلی تأثیر گذاشته است (اینگلهارت: 1373، 40).  لباس های متحدالشکل جوانان، موسیقی پاپ و... از نمودهای تأثیر رسانه بر تغییر رفتارها و ارزش های نسل کنونی و عدم پای بندی به سنت های فرهنگی خود است (یوسفی، ۱۳۸۳: ۴۲).

پژو هش حاضر با رویکرد و بینش دیالکتیکی و با  ایمان به گفتگوی نابرابر عوامل و پیچیدگی و در هم تنیدگی ابعاد پدیده های اجتماعی به تبیین مسولیت پذیری اجتماعی جوانان می پردازد. لذا چارچوب نظری شامل مدل ترکیبی از طیف نظریه های فرانوگرایی (ﺟﻴﻤﺴﻮﻥ، ﺑﺎﻭﻣﻦ ، ﺑﻮﺩﺭﻳﺎﺭ ،گیدنز بوردیو و اینگلهارت ) همچنین نظریه های ارتباط جمعی (جورج گربنر با بیان تئوری کاشت، مک کامبز و شاو با نظریه برجسته سازی، ملوین دیفلور با نظریه وابستگی مخاطب رسانه و نظریه میمی‌‌های کاپلا و دیوید رایزمن و لرنر) می باشد  که همگی به قدرت رسانه و تغییرات ارزشی ناشی از آن در عصر مدرن  می پردازد. می توان گفت بسیاری از ارزش های سنتی تعهد و التزام با القا از سوی رسانه، جای خود را به ارزش های مصرف گرای دوران پست مدرن داده است.

مدل نظری پژوهش

 

 

 

فرضیه های پژوهش

فرضیه های تحقیق که از مبانی نظری و تجربی و مطالعات میدانی شکل گرفته اند، به قرار زیر اند:

1-    میزان استفاده از رسانه (وسایل ارتباط جمعی نوپدید مانند ماهواره، اینترنت وشبکه های مجازی) بر  مسئولیت پذیری جوانان موثر است. (طیف  نظریه های ارتباط جمعی)

2-    میزان گرایش مذهبی بر مسئولیت پذیری جوانان موثر است. (دورکیم و... )

3-    فرانوگرایی فرهنگی بر مسئولیت پذیری جوانان موثر است. (طیف نظریه فرانوگرایی)

4-    میزان اعتماد اجتماعی بر مسئولیت پذیری جوانان موثر است. (گیدنز، زتومکا و پاتنام)

 روش شناسی پژوهش

 روش تحقیق در این پژوهش، پیمایشی[4] است و اطلاعات آن بر اساس پرسشنامه جمع‌آوری گردیده است. ابتدا پرسشنامه اولیه تنظیم و پس از آزمون آن (pre-test)، پرسشنامه نهایی تدوین شد. سپس با بکارگیری پرسشگران مجرب از طریق مراجعه به شهروندان واقع در جمعیت نمونه، پرسشنامه‌های مربوطه با تکنیک مصاحبه حضوری، تکمیل و اطلاعات به دست آمده با استفاده از برنامه نرم‌افزارهای Spss و Amos در قالب جداول توصیفی بررسی شدند. لذا در روش گردآوری اطلاعات از دو روش اسنادی (کتابخانه‌ای) و روش میدانی(پیمایشی و مصاحبه) سود برده شده است. در روش اسنادی جهت تدوین چارچوب نظری تحقیق، از پیشینه و مطالعات انجام گرفته قبلی و نظریه‌های جامعه‌شناسی و روان‌شناسی جهت تحلیل موضوع استفاده خواهد شد و پس از ارزیابی تحقیقات پیشین و نظریه‌های مرتبط با موضوع و شناخت وضعیت فعلی جامعه، تدوین شاخص ها و متغیرهای تحقیق انجام خواهد پذیرفت. در نهایت، با استفاده از گویه سازی پرسشنامه تحقیق ساخته می‌شود.

تعریف نظری وعملیاتی مفاهیم

 مسئولیت پذیری

الف) تعریف مفهومی: "مسئولیت پذیری اجتماعی به احساس تعهد و رفتار مسئولانه ای که افراد به عنوان کنشگران اجتماعی (جوانان) در قالب نقش های خود (شهروندان) نسبت به جامعه و ارزش های جمعی آن در ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی، فرهنگی و اجتماعی داشته یا دارند، دلالت می کند.."(طالبی، ۱۳90: ۲23).

ب) تعریف عملیاتی: برای سنجش متغیر مسئولیت پذیری از پنج بعد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی، سوالات محقق ساخته  طراحی و هر مولفه بر اساس طیف لیکرت نمره گذاری شد.

گرایش مذهبی(دینداری) 

الف) تعریف مفهومی: ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﻲ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺸﺘﺮک ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﻣﺮﺑﻮط به دﻳﻦ، ﻣﻲ ﺗﻮان دﻳﻦ را ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای از اﻋﺘﻘﺎدات، اﺣﺴﺎﺳﺎت و اﻋﻤﺎل ﻓﺮدی و ﺟﻤﻌﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ (ﺧﺪا) ﻣﺮﺗﺒﻂ است تعریف نمود. دﻳﻨﺪاری  ﻳﺎ اﻟﺘﺰام دینی ﻧﻴﺰ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭘﺬﻳﺮش اﻳﻦ اﻋﺘﻘﺎدات و اﻧﺠﺎم اﻋﻤﺎل ﺧﺎص و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﻠﻲ ﺗﺒﻌﻴﺖ از دﺳﺘﻮرﻫﺎی دﻳﻦ وﻣﺠﺮی آﻧﻬﺎ ﺑﻮدن اشاره دارد. در واﻗﻊ، اﻃﻼق ﻟﻔﻆ دﻳﻨﺪاری ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﺻﻮرت      ﻣﻲﮔﻴﺮد ﻛﻪ ﻣﺮدم ﻳﺎ ﮔﺮوﻫﻲ از اﻓﺮاد، ﺗﻤﺎم ﻳﺎ ﺑﺨﺸﻲ از ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ و دﺳﺘﻮرﻫﺎی دﻳﻨﻲ را ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﻲ ﺗﻮان ﮔﻔﺖ ﻛﻪ دﻳﻨﺪاری ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از: اﻟﺘﺰام ﻓﺮد ﺑﻪ دﻳﻦ ﻣﻮرد ﭘﺬﻳﺮش ﺧﻮﻳﺶ. اﻳﻦ اﻟﺘﺰام در ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای از اعتقادات،  اﺣﺴﺎﺳﺎت و اﻋﻤﺎل ﻓﺮدی و ﺟﻤﻌﻲ ﻛﻪ ﺣﻮل ﺧﺪاوﻧﺪ و راﺑﻄﻪ اﻳﻤﺎﻧﻲ ﺑﺎ او دور ﻣﻲ زﻧﺪ سازمان می پذیرد(شایسته، 136 :1386).

ب)تعریف عملیاتی: برای سنجش متغیر دینداری از سه بعد اعتقادی، مناسکی و پیامدی با سوالات محقق ساخته و استاندارد استفاده شد. دﻳﻨﺪاری در اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﻣﻘﻴﺎس ﮔﻼک و اﺳﺘﺎرک ﻣﻮرد ﺳﻨﺠﺶ ﻗﺮار ﮔﺮﻓته است.

اعتماد اجتماعی 

الف) تعریف مفهومی: اعتماد اجتماعی دلالت بر انتظارات و تعهدهای اکتسابی و تایید شده به لحاظ اجتماعی دارد که افراد نسبت به یکدیگر و نسبت به سازمان ها و نهادهای مربوط به زندگی اجتماعی شان دارند و قرین با روابط متقابل تعمیم یافته است. آنتونی گیدنز، اعتماد را عامل احساس امنیت وجودی می‌داند که موجود انسانی منفرد را در نقل و انتقال ها در بحران ها و در حال و هوایی آکنده از خطرهای احتمالی قوت قلب می بخشد(گیدنز،1378: 63).

ب) تعریف عملیاتی: برای سنجش اعتماد اجتماعی از سه مولفه اعتماد بین شخصی، اعتماد تعمیم یافته یا اعتماد  به غریبه ها، اعتماد به نهادها یا سازمان های دولتی) استفاده شده است.

رسانه های جمعی

الف) تعریف مفهومی: رسانه‌های جمعی یا گروهی عبارت اند از: شکل‌های ارتباط مانند روزنامه ها، مجلات، رادیو یا تلویزیون که به منظور رساندن پیام به پیام گیرندگان انبوه طرح ریزی شده اند.  (گیدنز، 1376: 805) رسانه‌های جمعی یا وسایل ارتباط جمعی 1 به مجموعه ای از وسایل غیرشخصی اطلاق می‌شود که انتقال پیام سمعی، بصری و یا هر دو را به سوی مردمی بسیار و در مناطق دور دست موجب می‌شوند. شاخص این وسایل، ارتباط با جمع است. بدین سان رسانه‌های همگانی، وسایل و ابزاری هستند که بین جمع و جمع، یا فرد و جمع ایجاد ارتباط می‌کنند (ساروخانی، 1370، 29-428). به نظر بیرو، رسانه‌های جمعی "مجموع فنون، ابزار و وسایلی را می‌رساند که از توانایی انتقال پیام های ارتباط حسی و یا اندیشه‌ای در یک زمان به شماری بسیار از افراد  به خصوص در فواصل زیاد برخوردار باشد". (بیرو، 1366: 218).

ب) تعریف عملیاتی: مبنای سنجش متغیر وسایل ارتباط جمعی در این تحقیق، روزنامه و مجلات (مطبوعات) رادیوی ایران، تلویزیون ایران، رایوهای خارجی، تلویزیون خارجی، ماهواره و اینترنت می‌باشند که میزان استفاده از آنها شامل شش متغیر با سطح سنجش رتبه‌ای بود.

فرانوگرایی فرهنگی

الف) تعریف مفهومی: فرانوگرایی را می توان با حرکت به سمت مصرف گرایی، دگرگونی سریع و بی وقفه، تأکید بر ظواهر و تصاویر، عدم قطعیت، پیش بینی ناپذیری، تردید در واقعیت و حتی پایان امر اجتماعی تعریف کرد (کراک و دیگران، ۱۹۹۸؛ الش و اوری، ۱۹۹۹؛ لایون ، ۱۹۹۹ و اسمارت، ۱۹۹۳).

ب) تعریف عملیاتی: برای سنجش فرانوگرایی فرهنگی، از ترکیب پنج بعد مورد تأکید در تعاریف و نظریه های مختلف (سیالیت روابط، بازاندیشی، نسبی گرایی فرهنگی و زوال عاطفه) استفاده شد که سؤالات در قالب طیف لیکرت نمره گذاری گردید.

بازاندیشی

الف) تعریف مفهومی: فرایندی مداوم و فراگیر که طی آن، فرد در فواصل زمانی منظم، برحسب اتفاقی که افتاده است به نوعی بازپرسی از خود می پردازد (گیدنز، ۱۳۷۸: ۱۱۳).

ب) تعریف عملیاتی: برای عملیاتی کردن این متغیر با توجه به نظریات گیدنز و بک، گویه هایی در مورد آزادی افراد در تغییر ظاهر خود، نگرش افراد به تعیین سرنوشت به دست خود، تجربه شخصی و کم اهمیت دادن به سنت در کنش های روزمره فرد طراحی شد.

سیالیت روابط

   الف) تعریف مفهومی: "بر اساس تعریف میلبراث و گوئل، آن دسته از اعمال شهروندان است که سعی دارند سیاست و حکومت را تحت تاثیر یا پشتیبانی قرار دهند"( وان دث ، 2001: 4). مایکل راش "مسئولیت پذیری سیاسی را درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی تعریف می کند"( راش ،1377: 123).

ب) تعریف عملیاتی: برای سنجشی این متغیر گویه هایی در مورد دوستی های زودگذر، اعتقاد به تکراری شدن دوستان و آشنایان، اعتقاد نداشتن به ازدواج های دائم و روابط سرد در نظر گرفته شد.

مصرف محوری

   الف) تعریف مفهومی: "مصرف محوری عبارت است از اصالت دادن به مصرف و هدف قرار دادن رفاه و با خرید دارایی های مادی و مصرف گرایانه" (همان منبع).

ب) تعریف عملیاتی: برای عملیاتی کردن این متغیر گویه هایی با این مضمون تهیه شد.

زوال عاطفه

   الف) تعریف مفهومی: "زوال عاطفه به معنای بی تفاوتی به مشکلات، رنج ها و نیازهای دیگران است".

ب) تعریف عملیاتی: برای عملیاتی کردن این متغیر گویه هایی در قالب طیف لیکرت (کاملاً مخالف، کاملاً موافق) طراحی شد. تعداد گویه های این بعد نیز شش گویه و سطح سنجش آن فاصله ای است.

اعتبار و روایی ابزار اندازه گیری

در این پژوهش به جهت برآورد اعتبار سوالات پرسشنامه از اعتبار محتوایی استفاده شده است. اعتبار محتوایی به معنی شناسایی اعتبار شاخص ها با معرف های پژوهش از طریق مراجعه به داوران می باشد. بدین ترتیب، در پژوهش حاضر پژوهشگران از طریق بررسی ادبیات موضوع و نظر خبرگان این حوزه به این نتیجه رسیدند که شاخص گنجانده شده در سوالات، معرف حوزه معنایی مفاهیم مورد مطالعه هستند. همچنین، برای حصول اطمینان از پایایی ابزار سنجش، پرسشنامه مورد پیش آزمون قرار گرفت؛ به این صورت که تعداد 30 نفر از پاسخگویان پرسشنامه را تکمیل نمودند. پس از تکمیل، پرسشنامه مذکور کدگذاری و درنرم افزار spss پایایی آنها به وسیله آلفای کرونباخ ارزیابی گردید. مقدار آلفای کرونباخ بالاتر از 70/0 شده و گویای این واقعیت می باشد که سوالات پرسشنامه از انسجام درونی مناسبی برخوردار هستند.

جدول1: ضریب آلفای کرونباخ مقیاس‌های تحقیق

 

 

 

متغیرهای پنهان

تعداد

ضریب آلفای کرونباخ

مقیاس

خرده مقیاس

خرده مقیاس

مقیاس

مسئولیت پذیری اجتماعی

جامعه ایی

3

67/0

76/0

سیاسی

3

73/0

فرهنگی

4

79/0

اقتصادی

3

69/0

زیست محیطی

3

65/0

‏اعتماداجتماعی

اعتماد بین شخصی

4

84/0

89/0

اعتماد تعمیم یافته

7

76/0

اعتماد نهادی

10

87/0

رسانه های جمعی

داخلی

4

77/0

83/0

خارجی

4

68/0

فرانوگرای فرهنگی

بازاندیشی

5

69/0

78/0

زوال عاطفه

4

71/0

مصرف محوری

4

69/0

سیالیت روابط

5

85/0

دینداری

اعتقادی

7

89/0

86/0

مناسکی

9

78/0

تجربی

3

81/0

پیامدی

5

75/0

 

جامعه ، نمونه آماری ، استراتژی نمونه گیری وتعیین حجم نمونه

در این پژوهش با توجه به حجم جامعه آماری(گروه سنی18-29 سال) از فرمول زیر استفاده شد:

 

که در آن حد مطلوب اطمینان 95/0 در نظر گرفته شد. در نتیجه، سطح احتمال مورد نظر (d) برابر با 05/0 و اندازة متغیّر در توزیع طبیعی یا ضریب اطمینان (t‌) برابر با 96/1 است. برای تعیین واریانس،  از       پیش ­برآورد استفاده گردید. بزرگ­ترین نمونه لازم برای پاسخ‌گویی به سوالات یک تحقیق وقتی به دست می­آید که احتمال دارا بودن صفت یا قرار گرفتن در نمونه (p) برابر 5/0 باشد. در این صورت، اشتباه استاندارد کم­ترین مقدار را به خود می­گیرد. همچنین، بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 جامعه آماری (N) افراد 18-29  سال ساکن در شهر تهران بزرگ برابر با 2219653 است.  با توجه به داده­های بالا و فرمول کوکران حجم نمونه (n) برابر با 384 نفر خواهد بود که این مقدار برای کاهش خطای ناشی از نمونه گیری و احتمال ناقص بودن برخی از پرسشنامه ها به 400 نفر افزایش داده شد.

روش وتجزیه وتحلیل داده ها

تجزیه و تحلیل داده ها در چند مرحله و با استفاده از نرم افزار اس پی اس[5] انجام شد و به تناسب سئوالات و فرضیات تحقیق از روش توصیفی یا تبیینی استفاده گردید. در بخش آمار توصیفی با توجه به سطوح سنجش متغیرها، از آماره های میانگین و انحراف استاندارد استفاده شد و برای ایجاد مفاهیم مورد نظر-  زمانی که سطوح سنجش گویه ها و سئوالات با هم متفاوت بودند- از طریق استاندارد سازی امکان جمع آوری آنها فراهم آمد. در تحلیل دو متغیری نیز بنا به سطح سنجش متغیرها از آزمون های مقایسه میانگین ها[6]، تحلیل واریانس[7] و آزمون پیرسون استفاده گردید. به منظور انجام تحلیل چند متغیری و مشخص کردن سهم هر یک از متغیرها در تبیین تغییرات متغیر وابسته، تحلیل رگرسیون چند متغیری انجام شد.

یافته های توصیفی متغیرهای پژوهش

جدول 2: آماره های پراکندگی مرتبط با ابعاد و مولفه های مسئولیت پذیری

 

متغیرها

 

میانگین

 

 

انحراف معیار

 

 

ماکسیمم

 

مینیمم

 

دامنه تغییرات

 

تعداد

مسئولیت پذیری جامعه ای

35/3

463%

5

1

4

390

مسئولیت پذیری فرهنگی

17/3

740%

5

1

4

390

مسئولیت پذیری سیاسی

87/2

507%

5

1

4

390

مسئولیت پذیری اقتصادی

24/3

607%

5

1

4

390

مسئولیت پذیری زیست محیطی

45/2

621%

5

1

4

390

شاخص  مسئولیت پذیری

16/3

574%

5

1

4

390

               

 

داده های جدول فوق نشان می دهد که میزان احساس مسئولیت پذیری در ابعاد گوناگون آن متفاوت است؛ به طوری که میانگین احساس مسئولیت پذیری جوانان شهر تهران در بعد سیاسی 87/2 و بعد زیست محیطی آن برابر با 45/2 در مقایسه با سایر ابعاد پایین تر بوده است. بیشترین درصد مسئولیت پذیری مربوط به بعد اجتماعی با میانگین 35/3 ، بعد اقتصادی با میانگین 24/3 و بعد فرهنگی با میانگین 17/3 بوده است. با توجه به داده های حاصله می توان اظهار داشت که جوانان شهر تهران از نظر احساس مسئولیت در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از وضعیت مطلوب و بالایی برخوردار می باشند، اما در بعد سیاسی و زیست محیطی مسئولیت پذیری آنها در حد پایینی قرار دارد. در کل میانگین احساس مسئولیت پذیری در جامعه مورد مطالعه16/3 بوده که با توجه به اینکه حداقل و حداکثر نمره به ترتیب 1 و 5 می باشد نشان می دهد که میزان احساس  مسئولیت پذیری در بین جوانان تقریبا در حد متوسط         می باشد.

 

جدول3: آماره های توصیفی متغیرهای موثر بر مسئولیت پذیری

متغیرها

میانگین

 

انحراف معیار

 

ماکسیمم

 

مینیمم

 

دامنه تغییرات

تعداد

شاخص دینداری

3.45

798%

5

1

4

390

شاخص فرانوگرایی فرهنگی

2.93

671%

5

1

4

390

اعتماد اجتماعی

3.21

0.623

5

1

4

390

شاخص رسانه های داخلی و خارجی در کل

2.71

0.783

5

1

4

390

               

 

نتایج حاصل از جدول نشان می دهد که شاخص دینداری با میانگین 45/3 بالاترین میانگین و شاخص تاثیر رسانه با میانگین 71/2 کمترین میانگین را داراست، ولی همه متغیرهای مستقل دارای تاثیری در حدود متوسط بر متغیر وابسته می باشند.

به منظور بررسی فرضیه های پژوهش در ابتدا به بررسی نرمال بودن توزیع نمرات می پردازیم. بدین ترتیب از آزمون کالموگروف –اسمیرنوف  استفاده شده که نتایج آن در جدول زیر ارائه شده است.

جدول4:  نتایج آزمون کالموگروف – اسمیرنوف جهت بررسی نرمال بودن توزیع نمرات

متغیر های پژوهش

آماره کالموگروف اسمیرنوف

سطح معنی داری

شاخص دینداری

746/0

63/0

شاخص فرانوگرایی فرهنگی

04/1

22/0

اعتماد اجتماعی

931/0

35/0

شاخص رسانه های داخلی و خارجی در کل

85/0

45/0

مسولیت پذیری

746/0

63/0

بر اساس نتایج مندرج، سطح معناداری آماره محاسبه شده برای تمامی متغیرها بزرگتر از 05/0 می باشد. بنابر این فرض نرمال بودن توزیع نمرات متغیرهای پژوهش پذیرفته می شود.

آزمون فرضیه چند متغیره: آزمون رگرسیون چندگانه

جدول5: ضرایب آزمون تحلیل رگرسیون برای عوامل موثر بر مسئولیت پذیری

 

عنوان متغیر

ضرایب غیر استاندارد

ضرایب استاندارد

مقدارT

سطح معناداری

B

اشتباه استاندارد

Beta

عدد ثابت (Constant)

096/2

355/1

-

548/1

124/0

اعتماد اجتماعی

520/0

138/0

329/0

76/3

000/0

فرانوگرایی فرهنگی

335/0

130/0

215/0

58/2

012/0

دینداری

623/0

109/0

490/0

69/5

000/0

رسانه های جمعی

457/0

149/0

217/0

42/3

000/0

 

همانطور که در جدول فوق مشاهده می شود مقدار ضریب تعیین برابر است با : 35/0 = 2R به این معنی که متغیرهای موجود در این تحقیق می توانند تا 35 درصد میزان مسئولیت پذیری جوانان را توضیح دهند یا تبیین کنند و 65 درصد نیز به عوامل دیگری وابسته است که در این تحقیق نیامده است. همچنین جدول فوق بیانگر مقادیر ضریب رگرسیون و باقیمانده است و از آنجایی که مقدار رگرسیون معنادار شده است  می توان به بررسی تاثیر هر یک از متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته پرداخت. در معادله رگرسیونی به شیوه Enter ، نخست کلیه متغیرهای مستقل تاثیرگذار بر متغیر وابسته وارد معادله رگرسیونی می شوند. سپس آن دسته از متغیرهایی که با متغیر وابسته رابطه معنادار ندارند و سطح معناداری شان بیش از 05/0 است، از معادله خارج می شوند. در این پژوهش نیز پس از ورود کلیه متغیرهای مستقل به معادله رگرسیونی، متغیرهای اعتماد اجتماعی، فرانوگرایی فرهنگی، دینداری و رسانه بر مسئولیت پذیری جوانان تاثیر داشتند و سایر متغیرها از معادله خارج شدند.  به این ترتیب معادله رگرسیونی پژوهش عبارت است از :

Y = a + b1x1 + b2x2 + b3x3 + b4x4 + b5x5

دینداری623% + فرانوگرایی فرهنگی335% + اعتماد اجتماعی520%+ مقدار ثابت (2.097)  = مسئولیت پذیری جوانان

پایگاه اقتصادی – اجتماعی029%+ میزان استفاده از رسانه های جمعی 457% +

به این ترتیب، رگرسیون خطی فوق به میزان 35 درصد می تواند مقدار y (میزان مسئولیت پذیری جوانان) را پیش بینی کند.

مدلسازی معادلات ساختاری (کاربرد آموس[8])

مدل های معادله ساختاری از  جمله روش های آماری محسوب می شوند که براساس آنها می توان به طور همزمان مجموعه ای از متغیرهای آشکار و پنهان، درونی و بیرونی، مستقل و وابسته را در ارتباط یکسویه و دو سویه با یکدیگر ملاحظه کرد و مدل های تدوین شده بر مبنای چارچوب نظری را آزمود، نقاط ضعف و قوت آنها را یافت، اصلاحشان کرد و با تکرار مطالعات در جهت پایدار کردن مدل های نظری و یافته های علمی گام بر داشت. همچنین این امکان را به پژوهشگر می دهد که ساخت ذهنی خود را در ارتباط با یک مسئله پژوهشی به آزمون گذارد؛ ساختی که بر گرفته از نظریه های علمی، مطالعات پیشین تجربی و ایده ها و باورهای خود در مورد یک مسئله پژوهشی را شکل داده و در قالب فرضیه یا فرضیه ها بیان شده است. بنابراین می توان چنین گفت که مدلسازی معادله ساختاری به منزله روشی برای برآورد پارامترهای تعریف شده در این مدل ها، مسیر را برای آزمون، اصلاح و در نهایت باز تدوین آنها هموارتر از گذشته کرده است. در این قسمت به آزمون اعتبار سازه ای  وسیله اندازه گیری و آزمون نیکویی برازش ساختار مورد نظر با استفاده از نرم افزار آموس با در اختیار داشتن داده های مربوط به متغیرهای برگرفته شده از فرضیه ها      می پردازیم.

شکل زیر تصویر کلی آزمون مدل نظری تحقیق را نشان می دهد. در این شکل یافته ها حاکی از آن است که بین ماتریس واریانس نمونه ای و مشاهده شده تفاوتی وجود ندارد و شاخص های برازش مدل

58 df= ، 8/185= chi –   square،  97/0= NFI،98/0= CFI ،97/0= TLI، 93/0 =GFI  نشان دهنده برازش به نسبت مناسب مدل هستند. همچنین مقدار 05/0= RMSEA می باشد که برازش به نسبت خوبی را نشان می دهد. شاخص های مدل آزمون نیکویی برازش ساختار نظری مطرح شده با داده های مشاهده شده و اعتبار سازه ای وسیله اندازه گیری وسیله مورد بحث را نشان می دهد. کلیه شاخص های تطبیقی مدل، نیز مقادیری نزدیک به محدوده پذیرش را نشان می دهند که به معنای توان نسبی مدل برای فاصله گرفتن از یک مدل استقلال و نزدیک شدن به یک مدل اشباع شده بر مبنای معیارهای تعریف شده برای آنها است. با توجه به درجه آزادی مدل، مدل فرا مشخص می باشد.

 

شاخص های برازندگی مدل معادلات ساختاری

 

Chi-square = 68/298, df = 73, NFI=91/0, CFI=95/0,GFI=92/0 , RMSEA=038/0

مدل نهایی برازش شده بر اساس تکنیک تجزیه و تحلیل معادلات ساختاری برای پیش بینی عوامل موثر بر تغییرات خانواده

 

بحث و نتیجه گیری

ﺩﺭ بررسی مسئولیت پذیری جوانان ایرانی و عوامل اجتماعی فرهنگی موثر بر آن باید گفت در ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﻱ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺪﺭﻧﻴﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﺎﻣﻞ ﺗﺠﺮﺑـﻪ ﻧﻜـﺮﺩﻩ ﺍﺳـﺖ، ﺳـﺨﻦﮔﻔﺘﻦ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﺔ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍ ﮔﻴﺞ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ. ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻳـﻦ ﻧﻤـﻲ ﺗـﻮﺍﻥ ﺍﻧﻜـﺎﺭ ﻛـﺮﺩ ﻛـﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎﻱ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍﻳﻲ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﺔ ﺍﻳـﺮﺍﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺷـﺪﻩ ﻭ ﺟﺎﻣﻌـﺔ ﻣـﺎ ﻋﻨﺎﺻـﺮﻱ ﺍﺯ ﺳـﻨﺖ، ﻧﻮﮔﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍﻳﻲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺟﺎﻱ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ و این عوامل در تعهدات جوانان ایرانی دینداری، میزان اعتماد و میزان مسئولیت پذیری آنها تاثیر گذاشته است. ﻋﻨﺎﺻـﺮ ﻓﺮﺍﻧـﻮﮔﺮﺍﻳﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻧﻴﺮﻭﻫـﺎﻱ ﺟﻬﺎﻧﻲﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺑﺨﺶﻫﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳـﺖ. ﺍﻳـﻦ ﻋﻨﺎﺻـﺮ ﺩﺭ ﻣﻌﻤﺎﺭﻱ ﻭ ﻧﻮﻉ ﭘﻮﺷﺶ ﻭ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ و نوع رفتار و افکار جوانان ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺧـﻲ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫـﺎ ﻭ ﺭﻭﻧﺪﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﻴﮕﻴﺮﻱ ﺍﺳﺖ. پژوهش حاضر اثبات کرد یکی ازمواردی که در کاهش مسئولیت پذیری جوانان نقش دارد، ﻭﺯﻳﺪﻥ ﻧﺴﻴﻢ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍﻳﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻳﺮﺍﻥ و رسوخ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻱ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﺍﻳﻲ در آنهاست. ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ مسئولیت پذیری ناشی از ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻓﺮﺍﻧﻮﮔﺮﺍﻳﻲ، میانگین مصرف گرایی عدد بالایی رانشان می دهد که حاصل ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷـﺪﻥ ﻭ ﻛﻢﺭﻧﮓ ﺷﺪﻥ ﻣﺮﺯﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ است. این به نوبه خود ﺑﺎﻋﺚ ﻧﻔﻮﺫ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﺩﺍﺭﻱ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﺔ ﻣﺎ شده است و ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻱ ﺟﻬﺎﻧﻲﺷﺪﻥ، ﺑﻪ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﻣﺼﺮﻓﻲ ﻛﻨﺸﮕﺮﺍن ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺍﻣﻦ ﻣﻲﺯﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻲکنند. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺷـﺪن ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻱ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻭ ﻧﻔﻮﺫ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻗﻠﻤﺮﻭ ﻛﺸﻮﺭ ایران، ﺑـﺎ ﺗﺒﻠﻴﻐـﺎﺕ ﺯﻳـﺎﺩ ﻭ ﭘﺮ ﻫﺰﻳﻨـﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻳجاد موجی از تغییرات فرهنگی ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﺑﻪ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﻲشود. ﻋﻮﺍﻣﻞﺩﻳﮕﺮﻱ ﻛﻪ ﺩر ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﻧﻘﺶﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﻭ ﺷﺒﻜﻪﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﺷﺒﻜﻪﻫـا، ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺤﺚ ﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻈﺮ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﺑﺎﺯﺧﻮﺭﺩ ﺍﻳﻦ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻈﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲﻛﻨﻨـﺪ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧند ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺎﻭﻱ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻣﻜـﺎﻥ ﺑﺮﺍﺑـﺮ ﺩﺭ ﺍﻳـﻦ ﺑﺤﺚﻫﺎ ﺷﺮﻛﺖ  ﻛﻨﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﻭﺣﻴﺔ ﺗﺴﺎﻫﻞ ﺩرجوانان را ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﻲﺩﻫﺪ.

ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ بعد ﺑﺎﺯﺍﻧﺪﻳﺸﻲ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻧﺘﻈﺎر ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﭘﺲ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﻛﻨﺸﮕﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﻭﺯﻣﺮﺓ ﺧﻮﺩ، ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖﻫـﺎ ﺧـﻮﺩ ﺭﺍ ﻣـﻮﺭﺩ ﺑﺎﺯﺍﻧﺪﻳﺸـﻲ ﻗـﺮﺍﺭ ﻣﻲﺩﻫﻨﺪ. ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻋﻤﺪﺓ ﺟﻬﺎﻧﻲﺷﺪﻥ، ﻋﻨﺼﺮ ﺫﻫﻨﻲ ﺁﻥ اﺳـﺖ. ﻋﻨﺼـﺮ ﺫﻫﻨـﻲ ﻫﻤـﺎن ﺑﺎﺯ ﺍﻧﺪﻳﺸﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻫﻮﻳﺖ ﻭ ﺁﮔـﺎﻫﻲ ﺍﻓـﺮﺍﺩ ﺍﺳـﺖ. ﺁﻥ ﮔﻮﻧـﻪ ﻛـﻪ ﺑﺮﺧـﻲ ﺍز ﺍﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻓﻨﺎﻭﺭﻱﻫـﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﻗﺒﻴـﻞ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧـﺖ ﻭ ﺷـﺒﻜﻪﻫـﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﻣﺠـﺎﺯﻱ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺳﻮﭘﺮ ﻣﺎﺭﻛﺘﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ ﻋﻤﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨـﺪ ﻭ ﺩر ﺍﻳـﻦ ﻓﻀـﺎ، ﻛﻨﺸـﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻌـﺮﺽ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺳﺎﻳﺮ ﻧﻘﺎﻁ ﺟﻬﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺗﻌﻤﻖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻓﻨﺎﻭﺭﻱﻫﺎﻱ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷـﻮﺩ ﻛـﻪ ﺟﻮﺍﻧـﺎﻥ ﺑﻴﺸـﺘﺮ ﺩﺭ ﻫﻮﻳـﺖ ﺧـﻮﻳﺶ ﺑﺎﺯ ﺍﻧﺪﻳﺸﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻫﻮﻳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑـﺎ باز اندیشی بهﺷـﻜﻞ ﺟﺪﻳـﺪﻱ ﺩﺭﺁﻭﺭﻧـﺪ. ﮔﻴـﺪﻧﺰ ﻧﻴـز با تاکید بر نقش ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ، ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﺍﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺩﺭ ﺗﺠﺪﻳﺪ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﺎﺳـﻲ ﺩﺭ ﻋـﺮﻑ ﻭ ﺳـﻨﺖﻫـﺎ ﺍﺷـﺎﺭﻩ ﺩﺍﺭﺩ.

نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که استفاده از رسانه بر مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان موثر است (000/0 = P). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که با اطمینان 99 درصد و سطح خطای کوچک تر از 05/0 استفاده از رسانه بر مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان موثر می باشد. از طرفی ضریب تاثیر رگرسیونی معادل 217/0 است که نشان دهنده میزان تاثیر گذاری رسانه بر متغیر وابسته می باشد. این فرض تایید نظریه گربنر یا نظریه کاشت و تحقیق پیک و پان (2004)  مبنی بر تاثیر رسانه های جمعی در جامعه پذیری و افزایش مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان می باشد.

همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که اعتماد اجتماعی بر مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان موثر   می باشد (000/0 = P) . با توجه به نتایج به دست آمده از جدول، می توان گفت که با اطمینان 99 درصد و سطح خطای کوچک تر از 05/0 استفاده از رسانه بر مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان موثر است. از طرف دیگر، ضریب تاثیر رگرسیونی معادل 329/0 می باشد که نشان دهنده میزان تاثیر گذاری اعتماد اجتماعی بر متغیر وابسته می باشد. فرض حاضر تایید نظریه دورکیم و تایید تحقیق خوشبین و همکاران (1390)  است مبنی بر اینکه پیوند اجتماعی افراد و دارا بودن اعتماد اجتماعی عمیقا در مناسبات اجتماعی به خصوص مسئولیت پذیری اجتماعی موثر می باشد.

نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل حاکی از آن است که فرانوگرایی فرهنگی بر مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان موثر است (001/0 = P). با توجه به نتایج به دست آمده از جدول، می توان گفت که با اطمینان 99 درصد و سطح خطای کوچک تر از 05/0 فرانوگرایی فرهنگی بر مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان موثر  می باشد. از طرفی ضریب تاثیر رگرسیونی معادل 215/0 می باشد که نشان دهنده میزان تاثیر گذاری فرانوگرایی فرهنگی بر متغیر وابسته می باشد. فرض حاضر در جهت تایید نظریات طیف  فرانوگرایی  و تحقیق دان وﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻥ (2012) گام برداشته است.

نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل حاکی از آن است که میزان دینداری بر مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان موثر می باشد (000/0 = P). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که با اطمینان 99 درصد و سطح خطای کوچک تر از 05/0 بین دینداری و مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان رابطه وجود دارد. از طرف دیگر، ضریب تاثیر رگرسیونی معادل 490/0 می باشد که بیشترین تاثیر را بر مسئولیت پذری اجتماعی جوانان شهر تهران داشته است. بنابراین این عدد نشان دهنده میزان تاثیر گذاری دینداری بر متغیر وابسته   می باشد. این فرض تایید نظریه دورکیم وگلارک واستارک و تحقیق ﺍﻳﻨﮕﻠﻬﺎﺭﺕ (2001) می باشد که معتقد بودند دینداری و اعتقادات مذهبی در بالا بردن مسئولیت پذیری اجتماعی تاثیر مثبت دارد.

 

  • منابع

    • استونز، راب. (1388). متفکران بزرگ جامعه‌شناسی. مهرداد میردامادی. تهران: نشر مرکز
    • اینگلهارت، رونالد. (1373). تحول فرهنگی در جامعۀ پیشرفتۀ صنعتی. مریم وتر. تهران: انتشارات کویر
    • بودریار،ژان. (1389). جامعه مصرفی. پیروز ایزدی. تهران: نشرثالث
    • باومن،زیگمونت. (1384). عشق سیال(درباب پیوندهای انسانی). عرفان ثابتی. تهران: نشرققنوس
    • گلاک واستارک. (1965). پرسشنامه دینداری.
    • توسلی، غلامعباس. (1385). نظریه‏های جامعه‏شناسی. تهران: انتشارات‏ سمت
    • خوشبین، یوسف. (1390). "بررسی مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان و عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر آن".  پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات.
    • ساروخانی، باقر. (1378). روش های تحقیق در علوم اجتماعی. جلددوم، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی 
    • سیدمن، استیون. (1391). کشاکش آرا در جامعه شناسی. هادی جلیلی. تهران: نشرنی
    • دورکیم، امیل. (1369). تقسیم کار اجتماعی. باقر پرهام. بابل: انتشارات نقش جهان
    • رابرتسون، یان. (۱۳۷۴). درآمدی بر جامعه (با تاکید بر نظریه های کارکرد گرایی، ستیز و کنش متقابل نمادی). حسین بهروان. چاپ دوم، مشهد: نشر آستان قدس رضوی
    • روشه، ‌گی. (۱۳۶۶). تغییرات اجتماعی. منصور وثوقی. تهران: نشر نی
    • طالبی، ابوتراب و خوشبین، یوسف. (1391).  "مسئولیت‌پذیری اجتماعی جوانان". فصلنامۀ علوم اجتماعی. شمارۀ 59.
    • ریتزر، جورج. (1389). مبانی نظریه های جامعه شناختی. محسن ثلاثی. تهران: انتشارات علمی
    • ریتزر، ج. (1374). نظریه­ جامعه­شناسی دوران معاصر. م، ثلاثی. نشر علمی
    • کریمی ، یوسف. (1385). روانشناسی اجتماعی. تهران: انتشارات ارسباران
    • گیدنز، آنتونی. (1378). تجدد و تشخص، جامعه و هویت شخص در عصر جدید. ناصر موفیان. تهران: نی 
      • Giddens, Anthony. (1995). Politics, Sociology and Social Theory: Encounters with Classical and Contemporary Social Thought. Cambridge: Polity 
      • Inglehart, Ronald. (1999). "World Values Survey". Institute for Social Research. The University of Michigan. 
      • Bourdieu, P. (1986). "The forms of capital". In Richardson, ed. Handbook of theory and research for the sociology.  
      • Dunn, T. & Castro, A. (2012). "Postmodern society and the individual: The structural characteristics of postmodern society and How they Shape who we Think we Are". Social Science Journal. 5, 298.
      • O’Cass, A. (2001). "Consumer self-monitoring, materialism and involvement in fashion clothing". Australasian Marketing Journal. 9 (1), 46–60.
      •  Adams, M. (2006). "Hybridizing habitus and reflexivity: Towards an understanding of contemporary identity?". Sociology, 40 (3), 511-528. Hebdige,
      • Dick. (1988). Light the in hiding: Things and images.  Routledge. London
      • Robertson, R. (1992). Globalization, social theory and global culture. London: sage
      • Lyon, D. (1994). Postmodernism. London: Open University Press. 
      • West, D. & Heath, D. (2011). "Theoretical pathways to the future: globalization, ICT and social work theory and practice". Journal of Social Work. 11 (2), 209- 221.
      • Fitz, P. T. (2001). Welfare theory: An introduction. London: Palgrave.  Lash, S. & Urry, J. (1994). Economies of sings and space. London: Sage.
      • Smart, B. (1993). Postmodernity. London: Routledge.
      • Kroker, A. & David C. (1998). The Postmodern scene: Excremental culture and hyper-aesthetics. London: Macmillan.
      • Beuman, Z. (1992). Legislators and interpreters: On modernity and intellectuals. Cambridge: Polity Press
      • Inglehart, R. (2001). "Globalization and Postmodern Values". The Washington Quarterly. The Center for Strategic and International Studies and the Massachusetts institute of technology. 23(1), 215- 228.
      • Paek, H. & Pan, Z. (2004). "Spreading global consumerism: effects of mass media and advertising on consumerist values in China. Mass Communication and Society". 7: 42-60.  
      • Ross, K & Nightingale, V. (2008). Media and Audiences. London: McGraw Hill.
      • Walsh, F. (2006). Strengthening family resilience. New York: Guilford Press
      • Baker, Anna. (2010). Factor which influence pro-social behavior. www.myfreearticle.com.
      • Putnam, Robert, D. (1999). "The Prosperous Community: Social Capital and Public Life". The American Prospect, Inc.