بررسی جامعه‌شناختی رابطه مصرف شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی (مورد مطالعه جوانان 15 تا 29 سال شهر تهران)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، دانشگاه علوم انتظامی امین، تهران، ایران

2 دکتری جامعه‌شناسی، گروه علوم اجتماعی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران (نویسنده مسئول) E-mail: m.rahimi5564@gmail.com

چکیده

در این پژوهش با رویکردی جامعه‌شناختی به بررسی رابطه مصرف شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش جوانان شهر تهران به انحرافات اخلاقی پرداخته خواهد شد. در این تحقیق از روش پیمایشی استفاده شده و ابزار تحقیق، پرسشنامه بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه جوانان 15 تا 29 سال شهر تهران بودند که از میان آنها به روش کوکران تعداد 400 نفر به صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شده است. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع‌آوری و با استفاده از نرم افزار (spss) پردازش گردید. با بهره گیری از چارچوب نظری تلفیقی و بر مبنای نظریه آنومی دورکیم، از جا کندگی گیدنز، کنترل اجتماعی هیرشی، جامعه شبکه‌ای کاستلز، وابستگی بال روکیچ و دی ‌فلور، نظریه یادگیری اجتماعی و نظریه انتقال فرهنگی ساترلند به تدوین فرضیه‌ها اقدام شد. نتایج پژوهش مبین آن است که جوانان شهر تهران گرایش شدیدی به انحرافات اخلاقی دارند. بین مصرف شبکه‌های اجتماعی مجازی (متغیر مستقل) و گرایش به انحرافات اخلاقی (متغیر وابسته) با ابعاد اباحه‌گری عملی جوانان، خشونت و پرخاشگری جوانان، تضعیف باورهای دینی و گسترش شبهه‌های فکری، عادی شدن روابط دختر و پسر، گسترش رفتارهای وندالیستی و ترویج همزیستی به جای ازدواج رابطه معناداری وجود دارد. نیکویی برازش مدل نظری بر اساس تحلیل رگرسیون چند گانه و تحلیل مسیر، نشانگر آن است که بر حسب ارزش بتا (β)، در مجموع 48 درصد از گرایش جوانان شهر تهران به انحرافات اخلاقی (R2=0/48) بستگی به مصرف شبکه‌های اجتماعی مجازی و متغیرهای زمینه‌ای دیگری نظیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی، جنسیت، سن و میزان تحصیلات دارد.

کلیدواژه‌ها


بررسی جامعه‌شناختی رابطه مصرف شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی (مورد مطالعه جوانان 15 تا 29 سال شهر تهران)

فریبا شایگان[1]

محمد رحیمی[2]

تاریخ دریافت مقاله: 11/11/1395

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:21/12/1395

 

 

مقدمه

در قرن بیست و یکم، صاحب نظران علوم ارتباطات با اذعان به توانایی شگرف رسانه‏های جمعی در شکل‌دهی افکار، نگرش‏ها و رفتار افراد، مطالعات مختلفی را در مورد سنجش میزان و نوع تأثیرات رسانه‏ها انجام داده اند. آنان بیان می‏دارند که وسائل ارتباط جمعی قادرند با کارکردهای منفی و تخطی از اخلاق رسانه‏ای، سلامت فکری و اخلاقی آحاد جامعه به ویژه جوانان را تهدید کنند و الگوهای نابهنجار رفتاری را در جامعه تثبیت نمایند. از سوی دیگر، می‏توانند با توجه به کارایی و توان رسانه‏ها، نرخ وقوع انحرافات اجتماعی را کاهش دهند که در این نوشتار برخی از کارکردهای فوق تبیین گردیده است.

با ورود فناوری و وسایل ارتباط جمعی به حریم خصوصی افراد، ارزش‌های اجتماعی تحت تأثیر قرار گرفته و موجب شده تا شاهد تغییراتی در رفتار و گفتمان نسل جوان باشیم. از جمله این وسایل، دسترسی آسان به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی[3] است. یافته‌های پژوهش‌های اجتماعی در ایران نشان می‌دهد که جوانان بیشترین و مهم‌ترین کاربران شبکه های اجتماعی در ایران هستند. استفاده از شبکه های اجتماعی نه تنها مهم‌ترین فعالیت آنان در اوقات فراغت به حساب می‌آید، بلکه بیشتر جوانان وقت قابل توجهی را به استفاده از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی اختصاص می‌دهند. آمارهای متعدد موجود از تعداد کاربران اینترنت در ایران و ایرانیانی که در شبکه‌های اجتماعی مجازی مانند فیس‌‌بوک و توییتر و ... عضویت یافته‌اند، نمایانگر گسترة حضور خیره کنندة رسانه‌های اجتماعی در میان جامعه ایرانی است (رحیمی،5:1395).

بر اساس گزارش‌های مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران[4] (1394)، 53 درصد  از کل مردم ایران حداقل عضو یکی از شبکه‌های اجتماعی هستند که در این میان، تلگرام به پرطرفدارترین شبکه اجتماعی در بین مردم ایران تبدیل شده و تعداد کاربران تلگرام در ایران بیش از 20 میلیون نفر است. نتایج نظرسنجی ایسپا نشان داد که 56 درصد شهروندان مراکز استان‌ها، 56 درصد شهروندان شهرهای درجه دو و 42 درصد مردم روستاها حداقل عضو یکی از شبکه‌های اجتماعی هستند. همچنین، 72 درصد جوانان 18 تا 29ساله کشور اعلام کرده‌اند حداقل عضو یکی از شبکه‌های اجتماعی هستند. این میزان برای افراد 30 تا 49 ساله برابر با 53 درصد و برای ا فراد بالای 50 سال برابر با 25 درصد است (فناوران اطلاعات،2:1394). به طور قطع، این ضریب در شهر بزرگی مانند تهران که اغلب خانواده‌ها به اینترنت دسترسی دارند، بسیار بالا و به جرأت می‌توان گفت که حدود دو برابر این رقم است. نکته قابل توجه این است که رشد این ضریب در ده سال گذشته در ایران تصاعدی بوده است و انتظار می‌رود که در سال‌های آینده نیز تشدید خواهد شد و از رشد آن گریزی نیست.

یکی از مسائلی که به دنبال گسترش روزافزون شبکه‌های اجتماعی مجازی در جهان امروز ایجاد شده است، تغییرات رفتاری جوانان می‌باشد. تغییر و تحول در رفتارهای جوانان امروزه دیگر مسئله‌ای منحصر به جامعه یا جوامعی خاص نیست، بلکه مسئله‌ای است که دیر یا زود، همه جوامع با آن رو به رو خواهند شد. همان گونه که گیدنز اشاره می‌کند، مسئله‌ای جهانی[5] است. این واقعیت محض را همه احساس و درک می‌کنند که نهاد خانواده جامعه شهری امروز ایران به ویژه شهر تهران در حال تغییر است. آمارهای رسمی نشان از درگیری بیش از پیش جوانان با تکنولوژی‌های ارتباطی[6] در ایران دارند؛ به طوری که در دور افتاده‌ترین نقاط ایران هم استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی امری بدیهی به حساب می‌آید؛ اما تفاوتی که مصرف رسانه‌ای کلانشهرها با سایر نقاط دارد، در میزان زمانی است که افراد به استفاده از این رسانه‌ها اختصاص می‌دهند و نیز اموری که تنها از طریق تکنولوژی‌های ارتباطی مانند اینترنت یا موبایل میسر می‌گردد. امروزه کمتر خانواده‌ای را می‌توان یافت که اعضای آن ساعتی از وقت خود را صرف استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی نکند و رفتار و افکارشان تحت تأثیر آن قرار نگیرد. شبکه‌های اجتماعی مجازی امروزه بخش اعظم زمان جوانان را به خود اختصاص داده و به دلیل گستردگی و ناشناخته ماندن آن آسیب‌های اجتماعی چندی را بر رفتارهای آنان وارد کرده است (رحیمی،6:1395).

بر این اساس، جوانان را می‌توان به عنوان سرمایه انسانی و یکی از از ارکان توسعه یافتگی جوامع محسوب کرد که اگر به درستی تربیت نشوند، سلامت اجتماعی جامعه در معرض تهدید قرار خواهد گرفت. کنش­های نابهنجار که اغلب در حاشیه شهرها نمایان می گردد، سبب می شود همبستگی اجتماعی با چالش رو به رو شود و موجب هدر رفت سرمایه انسانی گردد. هرجامعه‌ای متناسب با شرایط خود، با انواعی از انحرافات و مشکلات رو به روست که تاثیرات مخربی روی فرآیند ترقی آن جامعه دارد. شناخت چنین عواملی می‌تواند مسیر حرکت جامعه را به سوی ترقی و تعامل هموار سازد. شناسایی عوامل مؤثر بر نابهنجاری­های اجتماعی در کاهش اتلاف هزینه، اتلاف وقت و  نیرویی که دولت‌ها صرف حل آن می‌کنند نیز اهمیت زیادی دارد. اداره کانون‌های اصلاح و تربیت، کانون­های کارآموزی، سازمان زندان‌ها، نیروی انتظامی، دادگستری و هزینه‌های مربوط به آن، باری بر دوش بودجه هرکشوری است. درصورتی که اگر به صورت علمی عوامل دخیل در این معضل شناسایی شود، قسمت اعظم این بودجه را می‌توان صرف توسعه و بالندگی جامعه نمود.

ماده 97 قانون برنامه چهارم و ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به مسئله نابهنجاری اجتماعی اختصاص یافته است که بر اساس آن دولت مکلّف است به منظور پیشگیری و کاهش آسیب­ها و نابهنجاری­های اجتماعی، نسبت به تهیه طرح کنترل کاهش آسیب­های اجتماعی اقدام نماید و برای این کار نیاز به بهره گیری از مطالعات علمی آسیب شناسان اجتماعی از جمله جامعه شناسان دارد تا نابهنجاری­های  اجتماعی را مورد شناسایی و برحسب اهمیت اولویت بندی نمایند. از سوی دیگر، منابع آسیب­ها و پیدایی آنها باید مورد علّت کاوی قرار گیرد تا به قدرت پیش بینی، پیشگیری و کنترل انحرافات اجتماعی دست یافته و با شیوه ای علمی به ترمیمی آسیب­ها و اصلاح کجروان اجتماعی و توانمندسازی افراد در معرض آسیب پرداخته شود. پس برای مدیریت مسئله از طرف برنامه ریزان و سیاستگذاران اجتماعی، انجام تحقیقات و مطالعات علمی توسط پژوهشگران اجتماعی امری ضروری است (محبوبی منش، 1387: 14).

این مطالعه با هدف بررسی جامعه‌شناختی رابطه استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی در بین جوانان 15 تا 29 سال شهر تهران در سال 1395 انجام گرفت و به دنبال پاسخگویی به سوالات زیر بود:

1-    چه میزان از گرایش به اباحه‌گری عملی جوانان مربوط به استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی است؟

2-    چه میزان از تضعیف باورهای دینی جوانان مربوط به استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی است؟

3-    چه میزان از گسترش خشونت و پرخاشگری در میان جوانان مربوط به استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی است؟

4-    چه میزان از عادی شدن رابطه دختر و پسر نزد جوانان مربوط به استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی است؟

5-    چه میزان از رفتارهای وندالیستی جوانان مربوط به استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی است؟

6-    چه میزان از ترویج همزیستی به جای ازدواج در میان جوانان مربوط به استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی است؟

پیشینه تجربی پژوهش

ناظری (1387) در پژوهشی با عنوان "بررسی میزان تفاوت معیارهای دوست‌یابی نوجوانان در فضای مجازی و غیر مجازی" به بررسی تأثیر شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بر سبک زندگی نوجوانان پرداخته است. پژوهش بیانگر این مطلب است که معیارهای دوست‌یابی در فضای مجازی و غیرمجازی دارای تفاوت‌های معناداری با یکدیگر است که می‌تواند نشانگر رابطه میان عضویت و حضور در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و تغییرات سبک زندگی افراد باشد؛ چنان که در بررسی عوامل مختلف مؤثر در انتخاب دوست در دنیای واقعی مشخص شد که از نظر پاسخگویان مهمترین عامل «هم‌سن» بودن است. همچنین «اظهار محبت و مهربانی از جانب طرف مقابل»، «تأیید خانواده»، «مشترکات دینی و عقیدتی» و «هم‌جنس» بودن از دیگر عوامل مهم در انتخاب دوست در دنیای واقعی اظهار شده است، در حالی که در بررسی عوامل مؤثر در انتخاب دوست در دنیای مجازی، مهمترین دلیل «آشنایی تصادفی با وی» عنوان شده است. «اظهار مهربانی و محبت از سوی دیگری» و «قرار داشتن فرد مورد نظر در کانون توجه دیگران»، از دیگر عوامل مهم در انتخاب دوست در شبکه‌های اجتماعی است که خود بیانگر رابطه میان عضویت و حضور در شبکه‌های اجتماعی و تغییر در سبک دوست‌یابی افراد است. علاوه بر این، در مقایسه معیارهای دوست‌یابی در دنیای مجازی و واقعی مشخص شد که بیشتر معیارهای دوست‌یابی در اینترنت و دنیای واقعی با یکدیگر تفاوت معناداری دارند؛ به گونه‌ای که بر این اساس با آزمون‌های آماری با 95 درصد اطمینان می‌توان گفت که به غیر از «عوامل موقعیت اقتصادی و اجتماعی مشابه» و «جذابیت ظاهری» که تفاوت معناداری در دنیای مجازی و واقعی نداشتند، میانگین سایر عوامل برشمرده شده در جدول معیارهای دوست‌یابی، با یکدیگر تفاوت معناداری دارند.

رجبی (1390) در تحقیقی با عنوان "رسانه­ها و ارزش­های اخلاقی خانواده در سریال جستجوی پدر فارسی وان" بیان می­دارد دو روش پیمایش و تحلیل محتوا در این پژوهش به کار گرفته شده است. هدف بخش پیمایش، انجام یک پژوهش مقدماتی پیرامون موضوع مورد مطالعه با استفاده از پرسشنامه برای رسیدن به پربیننده­ترین سریال فارسی وان در شهر کرمانشاه بود.جامعه آماری تحقیق، همه افراد سال ساکن در شهر کرمانشاه است. بر اساس فرمول کوکران و به روش تصادفی منظم، تعداد 600 پرسشنامه توزیع و بر اساس نتایج حاصل، بیش از نیمی از حجم نمونه، برنامه­های شبکه فارسی وان را دنبال می کنند. زنان بیش از مردان  و افراد مجرد بیش از افراد متأهل به دیدن سریال فوق علاقه دارند.

علیزاده اقدم و دیگری (1392­) تحقیقی با عنوان "بررسی عوامل اجتماعی موثر بر ناهنجاری­های رفتاری دانش آموزان" انجام دادند. در این تحقیق به بررسی عوامل اجتماعی موثر بر ناهنجاری­های رفتاری دانش­آموزان شهرستان آران و بیدگل پرداخته شده است. جامعه آماری این تحقیق، دانش آموزان دبیرستانی شهرستان آران و بیدگل هستند که به شیوه نمونه گیری طبقه بندی سیستماتیک، نمونه 543 نفری انتخاب شده است. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار گرد آوری داده­ها، پرسشنامه می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که بین متغیرهای معدل­، پایگاه اجتماعی، عملکرد خانواده، دسترسی به منابع و امکانات، عملکرد جامعه و ناهنجاری­های رفتاری دانش‌آموزان رابطه معناداری وجود دارد، ولی تفاوت معناداری بین جنسیت و ناهنجاری­های رفتاری وجود ندارد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می­دهد بیشترین تأثیر متغیرهای مستقل به ترتیب بر ناهنجاری­های رفتاری دانش آموزان عبارت اند از: دسترسی به منابع و امکانات، عملکرد جامعه، معدل تحصیلی، عملکرد جامعه، پایگاه اجتماعی، عملکرد خانواده. متغیرهای باقی مانده در معادله رگرسیون با همدیگر 9/58 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند .بر همین اساس نمودار تحلیل مسیر ترسیم شده است.

کفاشی و همکاران (1393) تأثیر استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بر هویت اجتماعی جوانان شهر تهران را مورد بررسی قرار داده‌اند. پژوهش به صورت پیمایشی و با ابزار پرسشنامه انجام شده و جامعه آماری تحقیق جوانان 19 تا 36 سال ساکن منطقه 4 تهران می‌باشد. چارچوب نظری پژوهش، نظریه جامعه شبکه‌ای کاستلز و نظریه هویت گیدنز است. محقق برای محاسبه نمره هویت اجتماعی افراد از مجموع نمرات شاخصه‌های هویت خانوادگی، فردی و گروهی استفاده کرده است. یافته‌های پژوهش بر اساس محاسبه رگرسیون نشان می‌دهد بین میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی (همانگونه که گیدنز اشاره به خاصیت بازتابندگی هویت دارد) با هویت اجتماعی پاسخگویان رابطه معنی‌داری وجود ندارد. از یافته‌های دیگر این پژوهش مطابق با دیدگاه کاستلز- مبنی بر تحت تأثیر قرار گرفتن فرهنگ و نظام باورها از دریچه ارتباطات شبکه‌ای- رابطه معکوسی میان میزان استفاده کاربران از شبکه‌های اجتماعی مجازی و هویت دینی افراد وجود دارد. همچنین، بین هویت مذهبی پاسخگویان و هویت اجتماعی آنان همبستگی و رابطه مثبت مشاهده شد.

یکی از پژوهش‌های معروفی که به رابطه میان شبکه‌های اجتماعی و تغییر سبک زندگی پرداخته است، نظرسنجی است که به "نظرسنجی 2000" شهرت دارد. نظرسنجی 2000 توسط انجمن ملی جغرافیا از سپتامبر تا نوامبر 1998 برای اعضای پایگاه اینترنتی این انجمن که خود نوعی شبکه اجتماعی را تشکیل می‌دادند، قابل دسترس بود. نتایج نظرسنجی 2000 بیانگر این مطلب است که افرادی که مدت طولانی‌تری در شبکه‌های اجتماعی عضویت داشته‌اند، به انواع بیشتری از فعالیت‌های اینترنتی پرداخته‌اند و رفته رفته میزان حضورشان در فضای وب بیشتر شده و فعالیت‌های آن‌ها در اجتماع غیرمجازی کمتر گردیده است. در حقیقت، شبکه‌های اجتماعی به موضوعی محوری در ساخت و بازسازی شیوه زندگی و فعالیت‌های مختلف اجتماع کاربران تبدیل می‌شود (ولمن و کوان هاس،2008).

پارک و همکاران (2009) در پژوهشی به بررسی انگیزه‌ها و نیازهای دانش‌آموزانی پرداختند که از بازدیدکنندگان دائمی شبکه فیسبوک هستند. بررسی نشان داد که مشارکت و فعالیت در فیسبوک برای ارضای چهار نیاز اساسی بود: اجتماعی بودن، تفنن و سرگرمی، شناخت خویش و کسب اطلاعات. تنوع این نیازها به ویژگی‌هایی همچون جنس، شهر و زادگاه و مدت تحصیل آنها بستگی داشته و تجزیه و تحلیل بین نیاز کاربران و فعالیت های اجتماعی و سیاسی آنها نشان داد که کسب اطلاعات از طریق استفاده‌های تفریحی و تفننی به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی می‌انجامد. همچنین این تحقیق نشان می‌دهد که پتانسیل شبکه‌های اجتماعی به عنوان یک سرگرمی، ابزار قدرتمندی برای توجیه علاقه جوانان به تجمع‌های دوستانه و درگیر کردن نسل جوان به عنوان مشارکت کنندگان فعال در جامعه است.

دیویس (2012) در مطالعه‌اش با عنوان "تنش‌های هویتی در عصر شبکه‌های اطلاعاتی؛ دیدگاه‌های جوانان درباره خطرات و فرصت‌های خود بیانگری در تجربه آنلاین"، به چگونگی تأثیر فناوری‌های دیجیتال بر مسئله هویت و تصوراتی که جوانان درباره خود بیانگری در تجربه آنلاین دارند، می‌پردازد. او از طریق مصاحبه‌های عمیقی که با 24 جوان 15 تا 25 ساله که به مدت طولانی در زمان مصاحبه با رسانه‌های دیجیتالی فعالیت می‌کردند، پرداخت. شرکت‌کنندگان در این مصاحبه مثل فیلم طراحی شده تصورات خودشان‌ را از هویت در تجربه آنلاین و غیر آنلاین ارائه نمودند. او از طریق مصاحبه‌های سازمان یافته در چهارچوب تصورات ذهنی جوانان به‌طور خلاصه اطلاعاتی پیرامون راهبرد‌های جوانان برای وفق ‌دادن تنش‌های هویتی در میان گوناگونی شناخت‌ها و تجربه خود و همسانی در عرصه شبکه‌‌ای شده دریافت نمود. این چهارچوب تصورات ذهنی شامل تعهد به هویت خود، تعهد به هنجارهای روابط بین شخصی، هنجارهای تجربه آنلاین و ارزش‌های سطح گسترده اجتماعی- که کارکرد ضمنی محدود‌کننده‌ای بر روی تعدد تجربه به خود دارند- می‌باشد. او دریافت که وقتی شرکت‌کنندگان در تجربه آنلاین تصمیم می‌گیرند خودشان را در این عرصه‌های شبکه‌ای شده اطلاعات ابراز کنند، وزن هریک از این حوزه‌ها را تغییر می‌دهند.

همان طور که ملاحظه می‌شود، در بین آثار داخلی نمی‌توان تحقیق مستقلی را درباره رابطه استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به کج رفتاری اجتماعی و ارائه مدلی جهت تبیین انحرافات اخلاقی در ایران مشاهده کرد. در تحقیقات خارجی نیز بیشتر آثار به تقسیم‌بندی کلی از ناهنجاری‌ها و رفتارهای انحرافی و تحلیل کارکردهای مثبت و منفی شبکه‌های اجتماعی مجازی پرداخته‌اند و بیشتر بر مبنای رویکرد مجازی‌سازی[7] به تفکیک الگوها مبادرت کرده‌اند. از مرور این پژوهش‌ها می‌توان نتیجه گرفت که درباره تأثیر شبکه‌های اجتماعی مجازی به مواردی چون: اعتیاد اینترنتی، انزوای اجتماعی، درونگرایی، برقرارنکردن رابطه صحیح در تعامل‌های اجتماعی، اختلالات خانوادگی، فردگرایی، کاهش ارتباط‌های خانوادگی، کمرنگ شدن هویت ملّی و دینی، جذب در فرهنگ بیگانه، بی‌تفاوتی اخلاقی، کاهش فعالیت‌های مشارکتی و ... اشاره شده است. با وجود این، اگرچه بعضی از پژوهش‌ها به نقش مثبت شبکه‌های اجتماعی مجازی نیز اشاره کرده‌اند، بیشتر محققان به ویژه در ایران با نظری منفی و با سوگیری ارزشی به شبکه‌های اجتماعی مجازی نگاه کرده‌اند و به‌عبارتی، نوعی رویکرد آسیب‌شناختی از این فن‌آوری ارائه نموده‌اند.

چارچوب نظری و مدل مفهومی پژوهش

به طور کلی بررسی ادبیات تحقیق، شامل تحقیقاتی که با استناد به دیدگاه‌های نظری مختلف به موضوع رابطه شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی در حوزه جوانان پرداخته‌اند، با وجود نظریه‌های کارآمدی که قدرت تبیینی بالایی در بررسی کجروی اجتماعی دارند، بیانگر خلأ تئوریک در بیشتر این مطالعات هستند؛ خلأیی که در نتیجه نگاه مطلق‌گرایانه[8]و یک سویه به انحرافات اخلاقی در این تحقیقات پدید آمده است. منظور از نگاه مطلق‌گرایانه این است که در اغلب تحقیقات انجام گرفته در این زمینه، محققان ابتدا بر اساس تعلقات نظری‌شان، رویکرد آسیب‌شناختی[9] را مد نظر قرار داده و به دنبال تأیید تأثیرات منفی گرایش به شبکه‌های اجتماعی مجازی در نظریه‌های مطرح در این زمینه هستند و به همین دلیل به نتایجی رسیده‌اند که انحرافات اخلاقی به گرایش به شبکه‌های اجتماعی تقلیل داده شده است. باید توجه کرد که انحرافات اخلاقی، موضوعی چند بعدی و پیچیده است و نیازمند نظریه‌های سطوح مختلف خرد، میانه و کلان برای تبیین درست این پدیده هستیم. در این پژوهش، از نظریه‌ها و رویکردهایی استفاده می‌شود که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با موضوع پژوهش مرتبط است. اگر چه، باید بر این نکته تأکید شود که این پژوهش هرگز مدعی آن نیست که یک مطالعه جامع را پی‌ریزی کرده است و عاری از نقص می‌باشد، ولی سعی نگارنده پژوهش بر این بوده است تا ضعف‌های عمده تحقیقات انجام گرفته در این حوزه را به حداقل برساند.

مطابق نظریه آنومی دورکیم، زندگی بدون وجود الزام‌های اخلاقی یا ضرورت‌های اجتماعی تحمل‌ناپذیر می‌شود و درنهایت نیز به شکل‌گیری پدیده آنومی ‌یعنی نوعی احساس بی‌هنجاری می‌انجامد که اغلب مقدمه‌ای برای دست‌یازیدن این افراد به خودکشی و کج‌روی است. بی‌هنجاری در شرایطی پدید می‌آید که در حوزه‌های معینی از زندگی اجتماعی، معیارهایی روشن برای راهنمایی رفتار وجود نداشته باشد. در نظر دورکیم[10]، پیامدهای آنومی ‌نیز به شکل نوعی نابسامانی روانی و فردی و در قالب تعارض شخصیت فردی و خودخواه انسان با شخصیت اجتماعی و دیگر خواه او متجلی شود. نتیجه این تعارض هم آن است که خواسته‌های وجدان جمعی- که در کنار نفوذ شخصیت اجتماعی و دیگر خواه فرد، نیروهای برانگیزاننده شخصیت فردی و خودخواه او را تحت کنترل دارد- کارایی خود را از دست می‌دهد. تضعیف این الزام‌ها و فشارها نیز سبب می‌شود که افراد به حال خود رها شوند و اینجاست که آرزوهای نامحدود، لجام‌ها را می‌گسلد و فشارهایی را بر فرد وارد می‌آورد تا به رفتارهایی مانند کج‌روی یا خودکشی دست یازد؛ پدیده‌هایی که دورکیم آن را همان نادیده گرفتن مقتضیات وجدان جمعی می‌داند.

از دیدگاه گیدنز، روابط اجتماعی تحت تأثیر مدرنیته قرار دارند و تأثیر مدرنیته بر هر نوع رابطه‌ای، مانند پیوندهای خویشاوندی، روابط شخصی و عناصری از این دست غیر قابل انکار است. به باور وی، در دوران جدید پیوندهای خویشاوندی تحلیل رفته و "اینکه انواع خاصی از پیوندهای خانوادگی در برخی از محیط‌های جوامع مدرن نیرومند باقی مانده‌اند، نمی‌تواند به معنای این باشد که خویشاوندی هنوز همان نقشی را که زمانی در تنظیم زندگی روزانۀ اکثریت مردم بازی می‌کرد، ایفا می‌کند". مکان و پیوندهای خویشاوندی که در شرایط مدرنیته تحلیل رفته‌اند، دیگر نمی‌توانند به میزان گذشته زمینۀ اعتماد و روابط صمیمانه را فراهم کنند (لبیبی به نقل از گیدنز،485:1393).

نظریه کنترل اجتماعی، وقوع کج‌روی را بر حسب وجود ضعف در فرآیند کنترل اجتماعی در جامعه و ناکارآمدی آن در هر دو بعد درونی و بیرونی تبیین می‌کند. تراویس هیرشی(1969) پایه گذار نظریه کنترل اجتماعی بر این باور است که اجزای تعلق و وابستگی به جامعه شامل موارد زیر می باشد:

1. ارتباط با سایر افراد؛

2. پذیرش و مشارکت در نقش­ها و فعالیت­های اجتماعی که ارزش و نتایجی برای آینده دارد؛

3. اعتقاد به ارزش­های اخلاقی، هنجارهای فرهنگی وامثال آن.

وی می گوید: "کیفیت هر کدام از موارد سه گانه فوق در هر مورد خاص می تواند موجد همنوایی و نیز علت ناهمنوایی و کجروی باشد. به عنوان مثال، اگر کسی پیوندهای مختصری با افرادی که طرفدار همنوایی و رفتارهای قانونی و قابل قبول هستند داشته باشد، احتمال کجروی در مورد وی افزایش می یابد.

به اعتقاد کاستلز، رسانه‌های جدید نهاد ارزش‌های جوانان را در معرض تغییرات اجتماعی و فرهنگی قرار داده است. به عقیده وی، جامعه شبکه‌ای تمام دامنه‌های زندگی اجتماعی را در برگرفته و در چنین جامعه‌ای، افراد همواره در حال ارتباط با یکدیگر هستند تا ساختار اجتماعی را بهبود بخشند (کاستلز،2007). به عقیده کاستلز، شبکه‌ای شدن جامعه امروز معنای همه چیز و هر چیزی را مورد بازاندیشی قرار داده و مفاهیم تازه‌ای را ایجاد کرده است. اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و حتی مفاهیم عام‌تری همچون مکان و زمان در این فرآیند دگرگون شده یا همچنان در حال دگرگونی هستند و معانی و تعاریف نو و جدیدی به خود گرفته اند (عاملی،4:1388). نظریه جامعه شبکه‌ای، تأثیر شبکه‌های اجتماعی مجازی را بر همه ابعاد زندگی نشان می دهد و مطرح می‌کند که چگونه شبکه‌های اجتماعی مجازی سبب تغییر سبک زندگی افراد می‌شوند.

تئوری وابستگی بال روکیچ و دی ‌فلور، جامعه شبکه‌ای کاستلز و الگوی رمزگذاری و رمزگشایی استیوارت هال، الگوهایی برای سازش الگوهای اثرهای محدود و الگوی اثرهای قدرتمند در این زمینه می‌باشند. نظریه وابستگی حاکی از آن است که افراد وابستگی‌های متفاوتی به رسانه‌ها دارند و این وابستگی از شخصی به شخص دیگر، از گروهی به گروه دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می‌کند. دی فلور و بال روکیچ استدلال می‌کنند که به‌ طور خاص در جامعه جدید شهری صنعتی، مخاطبان وابستگی‌های زیادی به اطلاعات رسانه‌ها دارند. این نظریه بر رابطه سه‌گانه رسانه‌ها، مخاطبان و جامعه تأکید دارد. در هریک از این سه واحد (جامعه، رسانه‌ها، مخاطبان) عواملی در افزایش یا کاهش میزان وابستگی رسانه‌ها دخالت می‌کنند. آن‌ها استدلال می‌کنند که هرچه ‌‌قدر وابستگی رسانه‌ای در ارتباط با یک پیام ویژه بیشتر باشد، این احتمال که پیام، شناخت‌ها، احساسات و رفتارهای مخاطب را تغییر دهد، بیشتر است. به‌کارگیری نظریه وابستگی کمک می‌کند برخی مطالعات را که اثرهایی برای رسانه‌ها نشان می‌دهند و مطالعاتی را که برای اثر رسانه‌ها اثر اندکی قائل هستند با هم آشتی دهیم. افراد ممکن است برای دریافت اطلاعات خود به رسانه ‌خاصی وابسته شوند و افرادی را که به رسانه‌ خاصی وابستگی دارند به داشتن تصویرهای مختلف از دنیا سوق پیدا می‌کنند. همچنین هرچه فردی بیشتر به رسانه‌ی خاصی وابسته باشد، احتمال اینکه پیامی در آن رسانه اثرهای موردنظر را داشته باشد، بیشتر است (سورین و تانکارد، 1381: 417ـ412).

بر حسب نظریه یادگیری اجتماعی، الگوهای رفتاری از طریق مشاهده رفتار دیگران شکل می‌گیرد. به اعتقاد او، رسانه‌ها مؤثرترین راه برای آموزش شیوه‌های جدید رفتاری هستند و به ویژه بر کودکان و نوجوانان تأثیر عمیق بر جای می‌نهند. فرایند مدل‌سازی در کانون توجه نظریه یادگیری اجتماعی قرار داد که در آن شخص رفتار اجتماعی دیگران را به وسیله مشاهده و تقلید یاد می‌گیرد و آموختنی‌ها از طریق پاداش و تنبیه تقویت می‌شود. با توجه به این نظریه، شبکه‌های اجتماعی اینترنتی مجموعه‌ای از عوامل به‌ ویژه قدرتمندی برای یادگیری اجتماعی هستند و تردیدی نیست که این نوع شبکه‌ها نقش عمده‌ای در اجتماعی ساختن نوجوانان و جوانان ایفا می‌کنند. از سوی دیگر، محتوای این رسانه‌ها حاوی القائات ارزشی بسیاری هستند که در اشکال متنوع و گوناگون و به شکلی دائم تکرار می‌شوند و احتمال دارد با القائات سیاسی، عقیدتی، فرهنگی همراه باشند و به سهم خود بر نظام ارزشی نوجوانان و جوانان مؤثر واقع شوند.

نظریه انتقال فرهنگی ساترلند انحراف را به‌عنوان رفتاری توجیه می‌کند که مانند همنوایی آموخته می‌شود یعنی از طریق ارتباط متقابل با سایر مردم فراگرفته می‌شود. درنتیجه، نظریه‌ مزبور به بینش‌های طرفداران کنش متقابل نمادی نزدیک می‌شود و از آن‌ها برای فرایند جامعه‌پذیری انحراف استفاده می‌کند. جامعه‌شناسان در اوایل قرن حاضر متوجه شدند که میزان جرائم برای سال‌های بسیار در محلات یکسانی ادامه یافته است. این واقعیت چنین فکری را ایجاد کرد که ممکن است انحراف ریشه‌ای در فرهنگ‌های محلی باشد و سپس از آنجا به‌ مرور زمان به اشخاص یا نسل‌های دیگر انتقال ‌یافته باشد. ادوین ساترلند، نظریه‌ای تأثیرگذار برای تبیین دقیق چگونگی وقوع فرآیند انتقال فرهنگی ارائه کرد. طبق نظریه‌ او، رفتار انحرافی از طریق معاشرت[11] با اغیار یعنی داشتن روابط اجتماعی با انواع خاصی از مردم مانند جنایتکاران، آموخته می‌شود. این مفهوم درواقع بیان دقیق‌تری از فرمول قدیمی ‌«معاشران بد» است؛ چنان‌که گفته می‌شد «تا وقتی‌که با آن دسته معاشرت نداشت، آدم خوبی بود».

نظریه انتقال فرهنگی بر این نکته تأکید دارد که رفتار انحرافی از طریق معاشرت با دوستان ناباب آموخته می‌شود. این نظریه بیشتر بر فراگرد یادگیری فرهنگی تأکید می کند که در جریان آن کژ رفتاری و نابهنجاری آموخته می شود. این نظریه وضعیت رفتار را بیشتر از نظر زمینه‌های رشد و پرورش شخصیت فرد در نظر می‌آورد. همچنین بر اساس تبیین‌های خرده‌ فرهنگی، بخش مهمی از رفتار انحراف‌آمیز معمولاً در چهارچوب یک گروه منحرف انجام می‌گیرد. اغلب مردمی که در انحرافی خاص با همدیگر اشتراک دارند، به‌منظور دوگانه‌ حمایت متقابل و فراهم آوردن تسهیلاتی برای ارتکاب اعمال خلافشان، گرد هم می‌آیند (رابرتسون،170:1385).

مدلنظری رابطه استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی

 

فرضیه‌های پژوهش

فرضیه اصلی

بین میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی جوانان رابطه معنی‌داری وجود دارد.

فرضیه‌های فرعی

- بین میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و اباحه‌گری عملی جوانان رابطه معنی‌داری وجود دارد.

- بین میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و خشونت و پرخاشگری جوانان رابطه معنی‌داری وجود دارد.

- بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و تضعیف باورهای دینی و کسترش شبهه‌های فکری جوانان رابطه معنی داری وجود دارد.

- بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و عادی شدن روابط دختر و پسر در نزد جوانان رابطه معنی داری وجود دارد.

 - بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و گسترش رفتارهای وندالیستی جوانان رابطه معنی داری وجود دارد.

- بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و ترویج همزیستی به جای ازدواج نزد جوانان رابطه معنی داری وجود دارد.

- انحرافات اخلاقی جوانانی که استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده می‌کنند بیشتر از جوانانی است که که از شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده نمی‌کنند.

روش‌شناسی پژوهش

در این پژوهش برای مطالعه و بررسی رابطه استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی در بین جوانان از روش همبستگی یا همخوانی مبتنی بر روش تحقیق پیمایشی- به دلیل کارآمدی و قدرت توصیف مناسب ویژگی‌های واحدهای تحلیل و مقایسه دقیق خصوصیات آن‌ها- به کمک استنباط علّی استفاده شد. لذا به دلیل نوع روش مطالعه و تنوع و تعدد متغیرهای پژوهش و نیز به عنوان مهم‌ترین تکنیک در گردآوری داده‌ها، از تکنیک مصاحبه کتبی یا پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت در قالب روش میدانی یعنی مشاهده مستقیم پهنانگر استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه جوانان 15 تا 29 سال شهر تهران می‌باشند که بر اساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1395 تعدادشان 3634761 نفر برآورد شده است. به منظور تعیین حجم نمونه مناسب و با عنایت به جمعیت آماری تحقیق  و نیز برآورد حجم نمونه به روش دبیلیو. جی. کوکران نمونه‌ای (383 نفر) با کمتر از 5% خطا و 95 درصد اطمینان مورد تخمین قرار گرفت. روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای است. بر این اساس، در این تحقیق با 106 نفر در خوشه جنوب شرقی (53 دختر و 53 پسر)، 84 نفر در خوشه جنوب غربی (48 دختر و 36 پسر)، 122 نفر در خوشه شمال شرقی (55 دختر و 67 پسر)، 72 نفر در خوشه شمال غربی (36 دختر و 36 پسر) و در نهایت با 400 نفر (200 دختر و 200 پسر) در شهر تهران مصاحبه انجام شد.

در این پژوهش جهت برآورد اعتبار سوالات پرسشنامه، از اعتبار محتوایی صوری و سازه‌ای استفاده شد. همچنین برای حصول اطمینان از پایایی ابزار سنجش، پرسشنامه مورد پیش آزمون قرار گرفت؛ به این صورت که تعداد 50 نفر از پاسخگویان پرسشنامه تنظیم شده را تکمیل کردند. روایی سازه‌ها نیز با استفاده از نرم‌افزار Lisrel عاملی انجام خواهد شد و سپس با اطمینان از اعتبار آن به تحلیل داده‌ها اقدام گردید. داده‌ها با نرم‌افزار spss در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد پردازش قرار گرفت و برای تحلیل داده‌ها از رگرسیون چند متغیره و مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شد.

جدول 1: ضریب آلفای کرونباخ متغیرهای اصلی پژوهش

شاخص

مقدار آلفا

تعداد گویه‌های حذف شده

تعداد گویه‌های تصحیح شده

میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی

76/0

----

----

اباحه‌گری عملی

70/0

----

1 مورد

تضعیف باورهای دینی و گسترش شبهه‌های فکری

83/0

----

----

گسترش خشونت و پرخاشگری

69/0

----

2 مورد

عادی شدن روابط دختر و پسر

85/0

1 مورد

----

رفتارهای وندالیستی

68/0

1 مورد

----

ترویج همزیستی به جای ازدواج

71/0

----

----

آلفای کلی

78/0

2 مورد

3 مورد

 

به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های حاصل از پرسشنامه، از آزمون‌های آماری مناسب با هر یک استفاده گردید؛ به این ترتیب که جهت بررسی رابطه بین متغیرهای اسمی- فاصله‌ای در دو گروه مجزا از آزمون آماری t مستقل و در بیش از دو گروه مجزا از آزمون آماری f مستقل و برای بررسی رابطه بین متغیرهای فاصله‌ای- فاصله‌ای از آزمون آماری پیرسون بهره گیری شد. از رگرسیون چندگانه نیز برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته (گرایش به انحرافات اخلاقی جوانان شهر تهران) استفاده شد. داده‌ها به وسیله نرم‌افزار spss نسخه 23 مورد پردازش قرار گرفت. همچنین فرضیه‌های اصلی تحقیق با استفاده از مدل‌سازی معادله ساختاری آزمون شدند. آزمون فرضیه‌ها با استفاده از این تکنیک به محقق یاری می‌رساند تا با متغیرهای اصلی درگیر در فرضیه به عنوان متغیرهای پنهان برخورد کند و خطاهای اندازه‌گیری را در برآورد پارامترهای مرتبط با آزمون فرضیه دخالت دهد. به منظور انجام محاسبات از نسخه 23 دو نرم‌افزار spss و Lisrel استفاده گردید.

تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش

متغیر مستقل (شبکه‌های اجتماعی مجازی)

تعریف نظری: یک شبکه اجتماعی، مجموعه‌ای از سرویس‌های مبتنی بر وب[12] است که این امکان را برای اشخاص فراهم می‌آورد که توصیفات عمومی یا خصوصی برای خود ایجاد کنند، با دیگر اعضای شبکه ارتباط برقرار کنند، منابع خود را با آنها به اشتراک بگذارند و در میان توصیفات عمومی دیگر افراد، برای یافتن اتصالات جدید جست وجو کنند (عدلی‌پور و دیگران،6:1393). بر اساس تعریفی دیگر، شبکه‌های اجتماعی مجازی، خدمات آنلاینی هستند که به افراد اجازه می‌دهند در یک سیستم مشخص و معین پروفایل شخصی خود را داشته باشند، خود را به دیگران معرفی کنند، اطلاعا تشان را به اشتراک بگذارند و با دیگران ارتباط برقرار کنند. از این طریق افراد می‌توانند ارتباطشان با دیگران را حفظ کنند و همچنین ارتباط‌های اجتماعی جدیدی را شکل دهند (Boyd & Ellison,2007:12).

تعریف عملیاتی: در این پژوهش از سه شاخص عضویت در شبکه‌های اجتماعی مجازی، متوسط زمانی که در شبانه روز صرف استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی می‌شود و نوع استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی برای سنجش شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده می‌شود.

متغیر وابسته (گرایش به انحرافات اخلاقی)

انحراف اخلاقی به عنوان نمونه‌ای از کژ رفتاری اجتماعی[13] به رفتاری اطلاق می شود که در چهارچوب اصول اخلاقی و قواعد عام عمل جمعی جامعه­ محل فعالیت کنشگر قرار نمی‌گیرد و لذا با منع قانونی و قبح اخلاقی و اجتماعی مواجه می­گردد. (عبداللهی، 1383: 15). انحراف اخلاقی را نیز می‌توان به عنوان عدم پایبندی به اصول اخلاقی و دست زدن به کارهای ناشایست تعریف کرد (معین،370:1387).

این تعریف شامل تمامی رفتارهایی می‌شود که به نقض رفتارهای استاندارد شده منجر شود، در حالی که بسیاری از کجروی‌ها و رفتارهای غیراخلاقی، خلاف، عجیب و بیمارگونه‌اند. برطبق این تعریف، انحراف اخلاقی امری به شدت نسبی محسوب می‎گردد، زیرا محتوای آن از بافت فرهنگی و اجتماعی گروه‌‌هایی به دست می‌آید که انحراف اخلاقی در درون آنها رخ داده است.

در این پژوهش انحرافات اخلاقی در بین جوانان شهر تهران در شش بعد مورد بررسی قرار گرفته که در ادامه به تعریف نظری و عملیاتی آن‌ها پرداخته می‌شود.

اباحه‌گری عملی جوانان

تعریف نظری: اباحت عبارت است از: نداشتن اعتقاد به وجود تکلیف و روا داشتن ارتکاب محرمات. اباحتی، ملحدی است که همه چیز را مباح شمرد و ارتکاب محرمات را روا داند (معین،116:1376). منظور از اباحه گری عملی جوانان در این پژوهش، بی‌توجهی جوانان به اخلاقیات و بی‌اعتنایی عملی به محرمات، منهیات و منکرات است و با شاخص های زیر سنجیده می‌شود.

تعریف عملیاتی: اباحه‌گری عملی جوانان با شاخص‌های زیر مورد سنجش قرار می‌گیرد:

-        عدم اهتمام به اقامه نمازهای واجب، بی‌اعتنایی به روزه‌های ماه مبارک رمضان، عدم اعتقاد به پرداخت خمس و زکات و غیره؛

-        مصرف مشروبات الکلی و استعمال مواد مخدر در مهمانی‌های خانوادگی؛

-        استماع انواع موسیقی‌های زننده؛

-        اختلاط زن و مرد و دختر و پسر در مجالس عروسی؛

-        عدم رعایت شئونات شرعی و اخلاقی در روابط زن و مرد و دختر و پسر نامحرم؛

-        عدم رعایت پوشش لازم در رفت و آمدهای خانوادگی و آمد و شدهای دوستانه.

تضعیف باورهای دینی و گسترش شبهه‌های فکری

تعریف نظری: یکی از سازوکارهای تغییر ارزش‌های دینی، تضعیف اعتقادات و گسترش شبهه‌های فکری است. تضعیف باورهای دینی در این پژوهش، نمود و پدیدار شدن این باورها در رفتار و سبک زندگی جوانان می‌باشد.

تعریف عملیاتی: در این تحقیق شاخص تضعیف باورهای دینی جوانان در 2 بعد اعتقادی و مناسکی و با شاخص‌های پایبندی به فرایض دینی، شرکت در زیارت اماکن مقدس، موافقت با ترویج دین در رسانه‌ها، گرایش به معنویت در دنیای مدرن، شرکت در سخنرانی‌های مذهبی، رعایت حجاب و عمل به گفته‌های روحانیون مورد سنجش قرار می‌گیرد.

گسترش خشونت و پرخاشگری

تعریف نظری: معمولاً خشونت با مفهوم پرخاشگری به کار برده می‌شود که در تعریف پرخاشگری آمده: اعمال خصمانه‌ای که از روی عمد صورت می‌گیرد و به افراد و اشیا آسیب می رساند. اریک فروم، همه اعمالی را که سبب آسیب رساندن به شخص، شی‌ء یا جانور دیگر می‌شود یا با چنین قصدی صورت گیرد پرخاشگری می‌نامد (فروم،1961).

تعریف عملیاتی: خشونت و پرخاشگری به عنوان آسیب اخلاقی در سه بعد زیر مورد سنجش قرار می‌گیرد:

1-    خشونت جسمانی: شامل صدمه وارد کردن به فرد از طریق ضربه زدن، بریدن، لگدزدن، سیلی زدن و موارد مشابه است؛

2-    خشونت عاطفی: خشونت عاطفی یا بدرفتاری روانی به عنوان لفظی که در آن جوانان به خودپنداره شایستگی های اجتماعی دیگران حمله می کنند که در الفاظی مانند اهانت، تهدید یا تحقیر کردن نمود دارد؛

3-    خشونت جنسی: عبارت از اینکه جوانان از جنس مخالف برای ارضای جنسی استفاده کنند که ممکن است همراه با تماس یا بدون تماس باشد.

عادی شدن روابط دختر و پسر

تعریف نظری: منظور از عادی شدن روابط دختر و پسر پیش از ازدواج در این مطالعه، گستره‌ای از روابط میان دو جنس مخالف پیش از ازدواج است (بدون محرمیت) که با انگیزه‌های مختلفی مانند صمیمیت، رفاقت، دل‌بستگی، فعالیت جنسی، تعهد، مراقبت و مبادله‌ طرفین شکل می‌گیرد و در قالب شکل‌های دوستی چون: قرارهای عاشقانه، دوستی به‌منظور ازدواج، دوستی‌های خیابانی، هم خانگی و شکل‌های دیگر تداوم می‌یابد. بیشتر نظریه‌پردازان و محققان در عرصه‌ نگرش‌سنجی، نگرش را دارای سه بعد شناختی، احساسی و تمایل به عمل می‌دانند (کریمی، 1378: 263).

تعریف عملیاتی: در تعریف عملیاتی نگرش نسبت به عادی شدن روابط دختر و پسر در سه نوع شناختی، احساسی و تمایل به عمل با متغیرهایی نظیر نیاز به دوست داشته شدن، نیاز به ارتباط دوستانه داشتن، لذت‌جویی، شناخت جنس مخالف، تنهایی، کسب تجربه و پرکردن اوقات فراغت و پایه‌ریزی ازدواج- که به نظر می‌رسید عامل اصلی در برقراری رابطه باشد- پوشش داده شده است (کریمی، 1378: 264). این متغیرهادر قالب طیف لیکرت و در سطح سنجش ترتیبی (رتبه‌ای) سنجیده می شوند.

رفتارهای وندالیستی

تعریف نظری: در اغلب تعاریف ارائه شده در باب مفهوم وندالیسم در مباحث انحرافات و آسیب‌های اجتماعی، محققان و صاحب‌نظران از آن به عنوان رفتار معطوف به تخریب و خرابکاری اموال، تأسیسات و متعلقات عمومی نام برده‌اند. خرابکاری را می‌‌توان جزو بزه‌ کاری‌های ملایم به حساب آورد که معمولاً از دید مراجع قضایی قابل اغماض و چشم‌پوشی است. نمی‌توان چنین گفت که فقط آسیب‌رساندن به آثار تمدن، جزء وندالیسم است، بلکه هر گونه آسیب ارادی به اموال عمومی و خصوصی، اعم از این که آثار تمدن باشد یا نباشد- مثل آسیب رساندن به درخت- را می‌توان مشمول اعمال وندالیستی دانست (محسنی تبریزی،1383 :22-21).

خرابکاری‌‎هاى شهرى، از جمله انحرافات اخلاقی هستند که در آن افراد سعى دارند نیازها، هیجانات و احساسات درونى خود را به شیوه‌اى بروز دهند و با در دسترس نبودن روش مناسب، به رفتارهاى نابهنجار روى مى‌آورند. در واقع، وندالیسم نوعی انحراف رفتارى است که با انتظارات جامعه منطبق و سازگار نیست و عموماً زمانى رخ مى دهد که فرد یا گروهى معیارهاى جامعه را رعایت نکنند. لذا وندالیسم نه تنها به عنوان انحراف اخلاقی و رفتاری بزهکارانه، بلکه "به مثابه معضل یا مسئله‌ای اجتماعی در بسیاری از جوامع از سوی صاحب نظران و آسیب شناسان مطرح شده است" (محسنی تبریزی،1383:34).

تعریف عملیاتی: برای سنجش رفتارهای وندالیستی جوانان از دو شاخص رفتارهای مربوط به محیط زیست و رفتارهای مربوط به محیط اجتماعی استفاده می شود.

ترویج همزیستی به جای ازدواج

تعریف نظری: یکی از گونه‌های جدید روابط پیش از ازدواج بین دختر و پسر، روابط مبتنی هم خانگی است. این الگو، به زندگی مشترک دو شریک جنسی بدون ازدواج با یک دیگر اشاره دارد (آزاد ارمکی و همکاران،43:1391).

تعریف عملیاتی: در این پژوهش نگارنده نگرش جوانان را نسبت به همزیستی (زندگی مشترک بدون ازدواج) با شاخص‌های ذهنی و عینی مورد سنجش قرار می دهد. بدین ترتیب که ابتدا نگرش جوانان را نسبت به این پدیده جویا می شود و سپس تجربه ای که در این مورد داشته اند مورد پرسش قرار می‌دهد.

یافته‌های پژوهش

توزیع پاسخگویان بر حسب گرایش به انحرافات اخلاقی

متغیر گرایش جوانان شهر تهران به انحرافات اخلاقی از تلفیق ابعاد اباحه‌گری عملی، تضعیف باورهای دینی و گسترش شبهه‌های فکری، خشونت و پرخاشگری، عادی شدن روابط دختر و پسر، رفتارهای وندالیستی و ترویج همزیستی به جای ازدواج ساخته شده است.

 

 

جدول 2: توزیع پاسخگویان بر حسب گرایش به انحرافات اخلاقی

درصد

تعداد

گرایش به انحرافات اخلاقی

2/22%

89

کم

5/44%

178

متوسط

2/33%

133

زیاد

100%

400

جمع

 

جدول 2 نشان می‌دهد که گرایش به انحرافات اخلاقی در بین جوانان شهر تهران چه وضعیتی دارد. بیشترین تعداد پاسخگویان (133 نفر و 2/33 درصد) گرایش زیادی به انحرافات اخلاقی دارند. همچنین، 89 نفر از پاسخگویان (2/22درصد) نیز گرایش کمتری به انحرافات اخلاقی دارند.

 

نمودار 1: توزیع پاسخگویان بر حسب میزان گرایش به انحرافات اخلاقی

 

شاخص‌های آماری متغیر گرایش جوانان شهر تهران به انحرافات اخلاقی و ابعاد آن

 

جدول 3: شاخص‌های آماری متغیر گرایش جوانان شهر تهران به انحرافات اخلاقی و ابعاد آن

ترویج همزیستی به جای ازدواج

رفتارهای وندالیستی

عادی شدن روابط دختر و پسر

خشونت و پرخاشگری

تضعیف باورهای دینی و گسترش شبهه‌های فکری

اباحه‌گری عملی

انحرافات اخلاقی

   

400

400

400

400

400

400

400

واقعی

تعداد

0

0

0

0

0

0

0

گم شده

57/2

82/2

89/2

70/2

61/2

69/2

71/2

میانگین

019/0

022/0

031/0

025/0

022/0

028/0

030/0

انحراف معیار

38/0

43/0

62/0

49/0

44/0

55/0

59/0

جذر واریانس

45/0

189/0

38/0

24/0

19/0

30/0

35/0

واریانس

506/1-

606/0

27/0

98/0

18/0

33/0-

30/0

چولگی

12/0

12/0

12/0

12/0

12/0

12/0

12/0

خطای معیار چولگی

243/0

159/0-

229/0-

74/1

143/0

012/0

189/0

کشیدگی

24/0

24/0

24/0

24/0

24/0

24/0

24/0

خطای معیار کشیدگی

29/3

20/2

11/3

3

46/2

08/3

38/3

بازه داده‌ها (دامنه تغییرات)

12/1

40/1

1

27/1

46/1

1

23/1

کوچکترین داده

76/3

60/3

11/4

27/4

92/3

08/4

62/4

بزرگترین  داده

همانطور که در جدول 3 مشاهده می‌شود، انحرافات اخلاقی در بین جوانان دارای ابعاد اباحه‌گری عملی، تضعیف باورهای دینی و گسترش شبهه‌های فکری، خشونت و پرخاشگری، عادی شدن روابط دختر و پسر، رفتارهای وندالیستی و ترویج همزیستی به جای ازدواج می باشد. میانگین نمره در این متغیرها به ترتیب 69/2، 61/2، 70/2، 89/2، 82/2، 57/2 است. از دیگر نتایج این جدول می‌توان به این نکته اشاره کرد که کمترین میانگین نمره مربوط به بعد ترویج همزیستی به جای ازدواج (57/2) و بیشترین میانگین نمره مربوط به رفتارهای وندالیستی (82/2) است.

آزمون فرضیه‌های پژوهش

فرضیه اصلی: بین میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی جوانان شهر تهران رابطه معنی‌داری وجود دارد.

جدول 4: ضریب همبستگی میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی

متغیرها

ضریب همبستگی

سطح معناداری

تعداد

1- میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی

2-گرایش به انحرافات اخلاقی

617/0

000/0

400

 

با توجه به مقدار sig محاسبه‌شده بین دو دامنه که برابر با 000/0 می‌باشد و چون این عدد کوچک‌تر از 05/0 است، لذا بین دو متغیر میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی همبستگی معناداری وجود دارد. همچنین، با توجه به‌شدت همبستگی به‌دست‌آمده ما که برابر با 617/0 است، لذا همبستگی مثبت، با شدت قوی و با جهت مستقیم بین دو متغیر میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی وجود دارد؛ بدین‌صورت که هرچه میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بیشتر باشد، میزان گرایش جوانان به انحرافات اخلاقی بیشتر می‌شود. بر این اساس، فرضیه اصلی پژوهش حاضر تأیید می‌شود.

فرضیه‌های فرعی: بین میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی جوانان شهر تهران (اباحه‌گری عملی، خشونت و پرخاشگری، تضعیف باورهای دینی و گسترش شبهه‌های فکری، عادی شدن روابط دختر و پسر، رفتارهای وندالیستی و ترویج همزیستی به جای ازدواج) رابطه معناداری وجود دارد.

برای آزمون این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است؛ به این ترتیب که رابطه بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی با شاخص گرایش به انحرافات اخلاقی و ابعاد آن بررسی شده که نتایج آن در جدول زیر آمده است.

جدول 5: رابطه بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازیبا گرایش به انحرافات اخلاقی و ابعاد آن

متغیر

استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی

جمع

اباحه‌گری عملی جوانان

ضریب همبستگی

r= 0/569

400

سطح معنی‌داری

sig= 0/000

خشونت و پرخاشگری جوانان

ضریب همبستگی

r= 0/546

400

سطح معنی‌داری

sig= 0/000

تضعیف باورهای دینیجوانان

ضریب همبستگی

r= 0/606

400

سطح معنی‌داری

sig= 0/000

عادی شدن روابط دختر و پسر

ضریب همبستگی

r= 0/317

400

سطح معنی‌داری

sig= 0/000

گسترش رفتارهای وندالیستی

ضریب همبستگی

r= 0/601

400

سطح معنی‌داری

sig= 0/000

ترویج همزیستی به جای ازدواج

ضریب همبستگی

r= 0/468

400

سطح معنی‌داری

sig= 0/000

همان‌طوری که جدول فوق نشان می‌دهد رابطه بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و اباحه‌گری عملی جوانان در سطح اطمینان 99 درصد (sig= 0/000) و ضریب همبستگی پیرسون (r= 0/56) معنی‌دار است. به این ترتیب همبستگی مثبت، با شدت قوی و با جهت مستقیم بین دو متغیر میزان گرایش به شبکه‌های اجتماعی مجازی و اباحه‌گری عملی جوانان وجود دارد؛ بدین‌صورت که هرچه میزان گرایش به شبکه‌های اجتماعی مجازی بیشتر باشد، میزان اباحه‌گری عملی جوانان نیز بیشتر می‌شود. همچنین، رابطه بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و خشونت و پرخاشگری جوانان در سطح اطمینان 99 درصد (sig= 0/000) و ضریب همبستگی پیرسون (r= 0/54) معنی‌دار است. به این ترتیب که هرچه میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بیشتر باشد میزان خشونت و پرخاشگری جوانان نیز افزایش می‌یابد. ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و تضعیف باورهای دینی جوانان نیز نشان می‌دهد که بین دو متغیر در سطح معنی‌داری 99 درصد (sig= 0/000) با ضریب همبستگی پیرسون (r= 0/60) رابطه مستقیم معنی‌داری وجود دارد؛ به این صورت که هرچه میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بیشتر باشد، باورهای دینی جوانان تضعیف و سبب گسترش شبهه‌های فکری در آنها می‌شود. رابطه بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و عادی شدن روابط دختر و پسر در سطح اطمینان 99 درصد (sig= 0/000) و ضریب همبستگی پیرسون (r= 0/31) معنی‌دار است. به این ترتیب، همبستگی مثبت، با شدت متوسط و با جهت مستقیم بین دو متغیر میزان گرایش به شبکه‌های اجتماعی مجازی و عادی شدن روابط دختر و پسر وجود دارد؛ بدین‌صورت که هرچه میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بیشتر باشد میزان عادی شدن روابط دختر و پسر نزد جوانان بیشتر می‌شود. ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گسترش رفتارهای وندالیستی نیز نشان می‌دهد که بین دو متغیر در سطح معنی‌داری 99 درصد (sig= 0/000) با ضریب همبستگی پیرسون (r= 0/60) رابطه مستقیم معنی‌داری وجود دارد؛ به این صورت که هرچه میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بیشتر باشد، میزان رفتارهای وندالیستی جوانان نیز افزایش می‌یابد. سرانجام اینکه استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی با ترویج همزیستی به جای ازدواج در سطح اطمینان 99 درصد (sig= 0/000) و ضریب همبستگی پیرسون (r= 0/46) رابطه دارد؛ یعنی هرچه میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بیشتر باشد میزان ترویج همزیستی به جای ازدواج نزد جوانان بیشتر می‌شود.

تحلیل رگرسیون چندگانه رابطه بین "استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گرایش به انحرافات اخلاقی"

به‌منظور تحلیل نقش متغیرهای مستقل بر گرایش به انحرافات اخلاقی از روش رگرسیون چندگانه به شیوه توأم استفاده شد. جهت مقایسه نقش متغیرهای مستقل موجود در مدل رگرسیون بر روی متغیر وابسته از ضرایب استاندارد شده (Beta) استفاده شد. جدول 6 یافته‌های حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه توأم را نشان می‌دهد.

جدول 6: یافته‌های حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه توأم

ردیف

متغیر مستقل

B

SEB

Beta

sig

1

شبکه‌های اجتماعی مجازی 1  X

280/0

046/0

226/0

000/0

2

پایگاه اقتصادی- اجتماعی 2  X

480/0-

038/0

431/0

000/0

3

عرض از مبدأ

967/0

386/0

 

013/0

000/0=Sig F           300/96=        F 479/0= AdjR2       487/0=    R2  698/0=    R

ضریب همبستگی به‌دست آمده برابر 698/0 می‌باشد که نشان‌دهنده همبستگی قوی متغیرهای پیش‌بین (متغیرهای مستقل) و متغیر معیار (گرایش به انحرافات اخلاقی) است. با توجه به نتایج به‌دست آمده، میزان ضریب تعیین تعدیل‌شده برای مدل برابر 479/0 است و می‌توان گفت که 9/47 درصد از تغییرات متغیر معیار را می‌توان به‌وسیله رابطه خطی آن با متغیرهای پیش‌بین، تعیین نمود. p- مقدار به‌دست‌آمده جهت آزمون Fبسیار کوچک‌تر از سطح خطای 05/0 می‌باشد. بنابراین فرض H0 مبنی بر ناهمبسته بودن متغیر معیار "گرایش به انحرافات اخلاقی" و متغیرهای پیش‌بین (متغیرهای مستقل) در جامعه رد می‌شود و می‌توان گفت که متغیر معیار و متغیرهای پیش‌بین همبسته می‌باشند. با توجه به ضرایب رگرسیون و مقدار ثابت به‌دست‌آمده از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه توأم معادله رگرسیون تحقیق به شکل زیر است:

2  X480/0+ 1 X 280/0 +967/0= Y

همچنین، نتایج نشان می‌دهد که از میان متغیرهای مستقل که با متغیر وابسته رابطه معناداری داشته‌اند، متغیرهای زیر دارای نقش معناداری بر روی متغیر وابسته هستند و به‌طور تعاملی 7/48 درصد (487/0= R2)  تغییرات متغیر وابسته (گرایش به انحرافات اخلاقی) را تبیین می‌کنند:

1) شبکه‌های اجتماعی مجازی، 2) پایگاه اقتصادی- اجتماعی.

بحث و نتیجه‌گیری

مطالعه­ گرایش به انحراف اخلاقی از دیرباز مورد توجه پژوهشگران حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی بوده است؛ چرا که سرمایه انسانی یکی از مؤلفه­های توسعه یافتگی جوامع محسوب می‌شود که اگر به درستی تربیت نشود، سلامت اجتماعی جامعه در معرض تهدید قرار خواهد گرفت. این واقعیتی مشهود است که عوارض و تبعات شیوع انحرافات اخلاقی در جامعه پی آمدهای سوئی بر روی جوانان به عنوان سرمایه‌های اجتماعی جامعه خواهد داشت. رفتارهای غیر اخلاقی که اغلب در کلانشهرها نمایان می گردد، سبب می‌شود همبستگی اجتماعی با چالش رو به رو شود و سرمایه انسانی به هدر رود. لذا هر جامعه‌ای متناسب با شرایط خود، با انواعی از انحرافات و مشکلات رو به روست که تأثیرات مخربی روی فرآیند ترقی آن جامعه دارد. پژوهش‌های انجام گرفته در این حوزه نیز اکیداً نشان می‌دهند که ارزش‌های اخلاقی جوانان دچار تغییر شده و گرایش به نابهنجاری‌های اخلاقی به شدت در حال افرایش است. بر همین مبنا در این پژوهش عوامل مرتبط با گرایش جوانان شهر تهران به انحرافات اخلاقی با تأکید بر مصرف شبکه‌های اجتماعی مجازی، با توجه به چهارچوب نظری- بر اساس نظریه از جا کندگی گیدنز، آنومی دورکیم، حوزه عمومی و کنش ارتباطی و نظرات هابرماس در زمینه گفت‌و‌گو، تبیین‌های خرده‌فرهنگی انحراف، کنترل اجتماعی هیرشی، تئوری وابستگی بال روکیچ و دی ‌فلور، یادگیری اجتماعی بندورا، نظریه کاشت و نظریه جامعه شبکه‌ای کاستلز) بررسی و متغیرهای مستقل در ارتباط با گرایش به انحرافات اخلاقی مورد تحلیل واقع گردید. یافته‌های پژوهش بیانگر این بودند که گرایش به انحرافات اخلاقی در بین جوانان 15 تا 29 سال شهر تهران در حال افزایش است؛ به طوری که 33 درصد از جوانان شهر تهران گرایش شدیدی به سمت رفتارهای نابهنجار اخلاقی دارند و شبکه‌های اجتماعی مجازی در این گرایش نقش بسیار مهمی دارد که در ادامه به یافته‌های تجربی و نظری پژوهش می پردازیم.

با توجه به نتایج به دست آمده از فرضیه اول مشخص می‌شود که استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی از عوامل اصلی گرایش جوانان به اباحه‌گری عملی می‌باشد. این نتیجه همسو با یافته‌های عرب انصاری و همکاران (1393)، گنجی و همکاران (1394) و چراتی و همکاران (1394) می‌باشد؛ بدین معنا که جوانانی که استفاده بیشتری از شبکه‌های اجتماعی مجازی می‌کنند، نسبت به ارزش‌های اخلاقی و آموزه‌های دینی بی‌تفاوت می‌شوند. این یافته تحقیق در راستای تئوری کاشت می‌باشد، چرا که بر مبنای تئوری کاشت، به هر میزان که افراد ساعات بیشتری را در معرض پیام‌های رسانه‌ای باشند، این رسانه‌ها تأثیر عمیق‌تری را در نگرش‌ها و باورهای آن‌ها خواهند گذاشت. آنچه سبب می‌شود اباحه‌گری عملی به عنوان یک آسیب اجتماعی در حوزه جوانان شناخته شود، مشکلات و موانعی است که در دنیای بیرون بر سر راه جوانان به وجود آمده است. از جمله این موانع، فضای بی‌پایان شبکه‌های اجتماعی مجازی است که وابستگی شدید به این فضا، اباحی‌گری عملی در رفتارهای جوانان را به همراه دارد. در واقع، از بین رفتن قبح روابط غیراخلاقی، از پیامدهای ناشی از آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی مجازی است، زیرا با مشاهده روابط جنسی در اینترنت و از بین رفتن قبح چنین روابطی، سطوح نازل‌تر این روابط مهم تلقی نمی‌شود و نسبت به آن ها بی‌تفاوتی ایجاد می شود.

رابطه بین گرایش به شبکه‌های اجتماعی مجازی و تضعیف باورهای دینی و گسترش شبهه‌های فکری جوانان نیز معنادار بوده است؛ یعنی فرضیه دوم پژوهش نیز تأیید می‌شود. با توجه به مثبت بودن علامت ضریب همبستگی پیرسون (Pearson Correlation= 0/54) بین دو متغیر رابطه مستقیم برقرار است؛ به طوری که با افزایش یکی، دیگری نیز افزایش می یابد. همچنین مقدار آزمون T نشان می‌دهد که تضعیف باورهای دینی و گسترش شبهه‌های فکری جوانانی که از شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده می‌کنند (40/3) از جوانانی که از شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده نمی‌کنند (26/2) بیشتر است. بنابراین شبکه‌های اجتماعی مجازی نقش بسیار مهمی در تضیف باورهای دینی و گسترش شبهات فکری جوانان دارند. بر این اساس مطابق با نظریه جامعه شبکه‌ای کاستلز، دگرگونی‌های عظیمی در حوزه‌های هویت و فرهنگ پدیدار شده یا در حال ظهور است و این مسئله ارزش‌های نسل جوان را آماج تغییر قرار داده است؛ به طوری که از یک طرف، فرهنگ مدرن غالباً غربی در حال گسترش به سراسر جهان و بسط هژمونی خود است و از سوی دیگر، در برابر هژمونی این فرهنگ مدرن، در حوزه‌های دینی، فرهنگی، ملی، قومی و محلی مقاومت‌هایی در سراسر جهان حتی در بخش‌هایی از جهان توسعه ‌یافته پدیدار شده است. در این فرآیند جوانان که از ارزش‌های دینی خود کنده شده‌اند، در جستجوی باورهای دینی و فکری جدید، دچار شبهات فکری شده و در نتیجه در دام فرقه‌ها و عرفان‌های نوظهور می‌افتند. پس در صورتی که نتوانیم هویت دینی و اسلامی جوانان را حفظ نماییم و آنها را رها کنیم، دیری نخواهد پایید که عواملی هم چون از خودبیگانگی جایگزین هویت­های فوق خواهد شد.

بر اساس نتایج تحقیق حاصل از فرضیه سوم پژوهش، ارتباط بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و گسترش خشونت و پرخاشگری جوانان نیز مورد تأیید قرار گرفته است. به نظر می‌رسد گرایش به شبکه‌های اجتماعی مجازی و درگیری بیش از حد جوانان در فضای مجازی سبب غفلت آنان از رفتارهای بهنجار اجتماعی می‌شود. یافته‌های پژوهشی (مرادی،1394) نیز حاکی از این امر است که حضور و تعامل در شبکه‌های اجتماعی مجازی باعث گسترش خشونت و پرخاشگری جوانان می‌شود؛ به طوری که در این شبکه‌ها جملات رکیک، خشم، خشونت و ناهنجاری بیشتری اشاعه داده می‌شود که منجر می‌گردد سلامت روانی‌ جوانانی که بخش زیادی از زمان خود را در این شبکه‌ها سپری می‌کنند، دچار آسیب گردد. همچنین با توجه به نظریه وابستگی بال روکیچ و دی فلور می‌توان استدلال کرد که هرچه وابستگی به شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بیشتر باشد، احتمال این که شناخت‌ها، احساسات و رفتارهای مخاطبان تغییر یابد، بیشتر می شود.

نتایج حاصل از فرضیه چهارم بیانگر این است که بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و عادی شدن روابط دختر و پسر نزد جوانان رابطه معنادار وجود دارد. ضرایب همبستگی پیرسون بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و عادی شدن روابط دختر و پسر نزد جوانان برابر با (Pearson Correlation= 0/73) و سطح معناداری آن صفر است. بدین ترتیب در تجزیه و تحلیل آماری این فرضیه رابطه معناداری تأیید گردید و مشخص شد که عادی شدن روابط دختر و پسر نزد جوانانی که از شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده می‌کنند، بیشتر از جوانانی است که هیچ استفاده‌ای از شبکه‌های اجتماعی مجازی نمی‌کنند. در همین زمینه نیز تحقیقاتی که در مورد شبکه‌های اجتماعی مجازی و عادی شدن روابط دختر و پسر نزد جوانان انجام شده است (شاکریان و همکاران،2014؛ چراتی و همکاران،1394 و نوغانی و محمدی،1395) ثابت کرده جوانانی که از شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده می‌کنند، میزان عادی شدن روابط دختر و پسر نزد آن‌ها بیشتر است. به نظر می‌رسد در دهه‌های اخیر به دلیل تحولات فرهنگی و اجتماعی ناشی از فرآیندهای نوسازی اجتماعی، رابطه با جنس مخالف خارج از چهارچوب قواعد پذیرفته فرهنگی شکل گرفته است. همچنین مطابق با نظریه جامعه شبکه‌ای کاستلز می‌توان گفت، شبکه‌های اجتماعی مجازی بر همه ابعاد زندگی جوانان تأثیر گذاشته و سبب تغییر سبک زندگی آنان شده است. به اعتقاد کاستلز، در نهایت نتیجه گسترش جوامع مجازی، دگرگون شدن زندگی بشری به گونه‌ای است که مناطق از معنای فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی خود تهی می‌شوند.

نتایج حاصل از پژوهش برای فرضیه پنجم نشان داد بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و رفتارهای وندالیستی جوانان رابطه معناداری وجود دارد؛ بدین معنا که گرایش به رفتارهای وندالیستی جوانانی که از شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده می‌کنند و جوانانی که از شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده نمی‌کنند دارای تفاوت معناداری می‌باشد. در این راستا مطابق با نظریه ساترلند، کوهن وگربنر می‌توان گفت که رفتار انحرافی از طریق انتقال فرهنگی آموخته می‌شود. بر این اساس اگر افراد جامعه با گروه­های نابهنجار و تحت تأثیر پیام­های نابهنجار رسانه­ها در زمان طولانی و با فراوانی بیشتر قرار گیرند، احتمال هنجارشکنی تشدید خواهد شد. پس می‌توان ادعا کرد که بین یافته­های میدانی با چارچوب نظری پژوهش (ساترلند، کوهن و گربنر) و همچنین نتایج پژوهش حسنی (1379)، صیادی و همکاران (1393) و بگ‌رضایی و پیری (1394) هم فراخوانی وجود دارد.

نتایج به دست آمده از فرضیه ششم نیز نشان داد بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی و ترویج همزیستی به جای ازدواج در بین جوانان رابطه معنا‌داری وجود دارد. با توجه به مثبت بودن علامت ضریب همبستگی پیرسون (Pearson Correlation= 0/46) بین دو متغیر رابطه مستقیم برقرار است؛ یعنی با افزایش یکی، دیگری نیز افزایش می یابد. همچنین مقدار آزمون T نشان می‌دهد که ترویج همزیستی به جای ازدواج در بین جوانانی که از شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده می‌کنند (13/3) از جوانانی که از شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده نمی‌کنند (89/1) بیشتر است. این یافته با نتایج پژوهش‌های گرمارودی و همکاران (1388)، خلج آبادی فراهانی و مهریار (1389) و آزادارمکی و همکاران (1391) همخوانی دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که رابطه جنسی پیش از ازدواج در ایران در حال افزایش است و یکی از این گونه‌های رابطه جنسی پیش از ازدواج جوانان، همزیستی (هم خانگی) است. در تحلیل این فرضیه می‌توان گفت ورود و گسترش رسانه‌های ارتباط جهانی مانند شبکه‌های اجتماعی مجازی، در کلانشهر تهران سبک‌های زندگی متفاوتی را آفریده و ارزش‌های گوناگونی را شکل داده است. با ورود ارزش‌های جهانی از طریق ابزارهای جدید ارتباطی، به تدریج رفتارهای جدیدی نیز در میان جوانان شهر تهران شکل گرفته که از مهم ترین آن‌ها، گسترش همزیستی به جای ازدواج است.

بدین ترتیب، یافته‌های پژوهش منطبق با استدلال های نظری بیانگر این است که ارزش‌های جوانان تحت فرآیندهای مدرنیته قرار گرفته است و فن‌آوری‌های جدید و مدرن وارداتی هم که با خود ارزش‌های جدید و ناهماهنگ با نظام اجتماعی موجود را به همراه آورده‌اند، سبب بروز تحولات سریع در ارزش‌ها و هنجارهای جوانان شده‌اند. به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد که ارزش‌های اخلاقی جوانان شهر تهران با چالش‌های اساسی رو به روست و ضرورت مدیریت تغییرات اجتماعی و فرهنگی در جامعه مورد مطالعه به شدت احساس می‌شود. از سوی دیگر، با توجه به گسترش گرایش به انحرافات اخلاقی در بین جوانان شهر تهران که دارای کارکردهای چندگانه منفی است، لازم است مطالعات بیشتری بر روی این پدیده صورت گیرد تا با تدابیر واقع‌بینانه و کارشناسانه از پیامدهای منفی این پدیده اجتماعی جلوگیری شود.

پیشنهادهای پژوهش

با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می گردد:

-        هماهنگ کردن بخش های عمومی و خصوصی که در زمینه پیش گیری از وقوع جرم فعالیت دارند مانند نیروی انتظامی، کار و امور اجتماعی، آموزش و پرورش، شهرداری ها، شوراها، امور ورزش و جوانان، بهزیستی و... به منظور اجرای برنامه های عملی پیش‌گیرانه و هماهنگی بیشتر؛

-        آگاهی دادن به خانواده‌ها برای نظارت و کنترل بیشتر بر فرزندان و گوشزد کردن میزان مجازات جرایم اخلاقی در صورت ارتکاب جرم توسط آنان؛

-        اتخاذ تدابیر امنیتی بیشتر توسط دولت در محل‌های آسیب خیز و اقداماتی به منظور کمک به خانواده‌ها، بخصوص نوجوانان و جوانانی که در معرض آسیب قرار دارند؛

-        شناخت نیازهای روانی جوانان و اهتمام به آنها، زیرا به همان اندازه که کیفیت ارضای این نیازها در شادابی و نشاط آنان مؤثر است، ارضا نشدن و یا ارضای ناقص آنها، اثرات نامطلوب به همراه دارد و علاوه بر تلخی  زندگی به کام جوانان، آنان را به انحراف می کشاند؛

-        توجه به مشکلات اخلاقی و رفتاری جوانان همچون: تماس تلفنی و نامه نگاری با جنس مخالف، معاشرت با جنس مخالف، شرکت در مجالس مختلط، خود ارضایی، چشم چرانی، فرار از منزل، غیبت از مدرسه، اقدام به خودکشی، سرقت، دروغگویی، اعتیاد، ولگردی و ...؛

-        تقویت نظارت های اجتماعی رسمی و دولتی و نیز نظارت های مردمی و محلی از جمله امر به معروف و نهی از منکر برای پاکسازی فضای جامعه و تعدیل آزادی های اجتماعی؛

-        استفاده از توان شبکه‌های اجتماعی مجازی با توجه به استقبال نوجوانان و جوانان برای گسترش روحیه دینی و تشویق آنان جهت حضور گسترده در نهادهای دینی؛

-        حمایت دولت‌مردان از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بومی و جایگزین‌ ایرانی دارای گرایش‌های ارزشی و در عین حال دارای جذابیت‌های لازم که اقدام مهمی برای ترویج شعائر اسلامی از دریچه شبکه‌های اجتماعی اینترنتی به شمار می آید. در همین راستا لازم است شبکه‌های اجتماعی اینترنتی با محوریت دوست‌یابی سالم، دانش‌افزایی، اطلاع از اخبار، کاریابی، سرگرمی‌های مفید و رشد دینی افراد مورد حمایت جدی قرار گیرند. در چنین شرایطی شاهد گسترش ارزش‌های دینی و بومی از بستر شبکه‌های اجتماعی اینترنتی در جامعه حقیقی خواهیم بود؛

-        با توجه به مبانی نظری و تجربی پژوهش ‌که مهم‌ترین راه‌حل‌های رابطه با جنس مخالف در قالب آزاد گذاشتن اصولی و معقول جوانان، آموزش برای داشتن رابطه سالم و شناخت جنس مخالف، فرهنگ‌سازی، وجود رابطه تحت نظارت والدین، افراط ‌و تفریط نکردن در رابطه، تغییر در طرز تفکر نظام حاکم، مشخص کردن هدف دوستی، کاهش تعصبات و سخت‌گیری‌های خانواده‌ها و گسترش محیط‌های سالم برای ایجاد رابطه بیان شده اند، پیشنهاد می‌شود ایجاد حساسیت در مورد رابطه با جنس مخالف از کودکی با تمهیداتی در راستای عملیاتی و هدایت کردن آن‌ها صورت گیرد.

 

  • منابع

    • آزاد ارمکی، تقی، محمد حسین، شریفی‌زاده، ایثاری، مریم و طالبی، سحر. (1391). "همخانگی؛پیدایششکل‌هایجدیدخانوادهدرتهران". جامعه‌پژوهی فرهنگی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. سال سوم. شماره اول.
    • بگ ‌رضایی، پرویز و پیری، روضان. (1394). "بررسی جامعه‌شناختی علل نابهنجاری‌های رفتاری دانش‌آموزان شهرستان ایلام". فصلنامه دانش انتظامی. سال چهارم. شماره چهاردهم.
    • چراتی، عیسی؛ نیمروزی ناوخی،  نوروز؛ کاظمی، خاور و چراتی، مهدی. (1394). "بررسیجامعه‌شناختیتأثیرشبکه‌هایاجتماعیمجازیبرسبکزندگیکاربرانمتأهل". اولین کنفرانس بین المللی نقش مدیریت انقلاب اسلامی در هندسه قدرت نظام جهانی (مدیریت، سیاست، اقتصاد، فرهنگ، امنیت، حسابداری). تهران: دبیرخانه دائمی کنفرانس بین المللی حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی. http://www.civilica.com/Paper-ICPEEE02-ICPEEE02_285.html                
    • خلج آبادی فراهانی، فریده و مهریار Tامیرهوشنگ. (1389). "بررسینقشخانوادهدرارتباطاتباجنسمخالف قبلازازدواجدردختراندانشجودرتهران".فصلنامه خانواده پژوهی. سال ششم، شماره 24.
    • رجبی، محمد. (1390). "رسانه­ها و ارزش­های اخلاقی خانواده در سریال جستجوی پدر فارسی "1.
    • رحیمی، محمد. (1395). "بررسی جامعه‌شناختی رابطه شبکه‌های اجتماعی مجازی و تغییرات جاری در خانواده‌های شهر تهران". پایان نامه دکتری جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی.
    • سورین، ورنر جوزف و تانکارد، جیمز دبلیو. (1381). نظریه‌های ارتباطات. علیرضا دهقان. تهران
    • صیادی، محمد امین؛ فتحی، فریبرز و محمدی، میترا. (1393). "استفادهبیرویهازاینترنت وشبکه‌هایاجتماعیو ارتباطآنباسلامتروانی". نشریه سلامت و تندرستی در مدارس. شماره دوم. بهار و تابستان.
    • عاملی، سعید رضا. (1388). شبکه های علمی مجازی. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
    • عبداللهی، محمد. (1383). آسیب‌شناسی اجتماعی و روند تحول آن در ایران. تهران: نشر آگه
    • عرب انصاری، مهدی؛ رمضانی، حسن و صالحی، مهدی. (1393). "بررسی نقش شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ای در فروپاشی بنیان خانواده". فصلنامة مطالعات حفاظت و امنیت انتظامی. سال نهم. شماره سی و یکم.
    • علیزاده اقدم، محمدباقر و محمدامینی، حمیده. (1392).  "بررسیعواملاجتماعیموثربرناهنجاری­هایرفتاریدانشآموزان".  فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی. دوره اول، شماره 2، تابستان.
    • کریمی، یوسف. (1378). روان‌شناسی اجتماعی؛ نظریه‌ها مفاهیم و کاربردها. تهران: نشر ارسباران
    • کفاشی، مجید و فلاحی، علی. (1393). "تاثیر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر هویت اجتماعی جوانان شهر تهران". دو فصلنامه علمی- پژوهشی دین و ارتباطات. سال بیست و یکم. شماره دوم.
    • گرمارودی، غلامرضا؛ مکارم، جلیل؛ علوی، سیده شهره و عباسی، زینب. (1388). "عاداتپرخطربهداشتیدر دانش‌آموزان شهر تهران". فصلنامه پژوهشکده علوم بهداشتی جهاد دانشگاهی (پایش). سال نهم. شماره اول.
    • لبیبی، محمد مهدی. (1393). خانواده در قرن بیست و یکم. تهران: نشر علم
    • محبوبی منش، حسین. (1387). "تاملی کوتاه بر آسیب­های اجتماعی به عنوان مسئله امنیت ملی". فصلنامه دانش انتظامی. سال هشتم، شماره سوم.
    • محسنی تبریزی، علیرضا. (1383). وندالیسم: مبانی روان شناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی وندالیستی در مباحث آسیب شناسی و کژرفتاری اجتماعی. تهران: انتشارات آن
    • مرادی، مریم. (1394). "بررسینقشرسانه‌هاینوینارتباطیدرایجادنابهنجاری‌هایاجتماعیدرمیانجوانانگروهسنی 15 تا 29 سالمنطقه 4استانتهران(بررسیموردیلاینووایبر)". کنفرانس بین المللی رویکردهای نوین در علوم انسانی.
    • معین، محمد. (1376). فرهنگمعین. تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر
    • محسنی، منوچهر. (1386). جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی. تهران: طهوری
    • گنجی، محمد؛ نیازی، محسن و ملک‌پور، علیرضا. (1394). "بررسیتأثیراعتیادبهفناوری‌هاینوینارتباطی (اینترنتوماهواره) برازهمگسیختگیخانوادگیدرشهرکرد". فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران. دوره چهارم شماره 1.
    • ناظری، خدیجه. (1387). "بررسی میزان تفاوت معیارهای دوست‌یابی نوجوانان در فضای مجازی و غیرمجازی". پایانامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی.
    • نوغانی، دخت؛ بهمنی، محسن و محمدی، فردین. (1395). "گرایشبهارتباطباجنسمخالف: مطالعه‌ایدر بابنوجوانانپسرمشهد". فصلنامه مسائل اجتماعی ایران. سال هفتم، شماره اول.
    • ولمن، بری و کوان هاس، آنتونی. (1385). شبکه‌های اجتماعی، مشارکت و تعهد اجتماعی. شیرزاد فلاح آزاد. تهران: فرهنگ و فناوری
      • Devis, K. (2012). "Tensioof identity in a networks era: young people's perspectives on the rike and rewards of online self-expression". Journal new media and society. 14 (4).
      • Park, Namsu, Kerk F. kee and Sebastian, Valenzuela. (2009). "Being Immersed in Social Networking Environment: Face book Grups, Uses and Gratifications and Social Outcomes". Cyber Psychology and Behacior. 12 (6).
      • Shakerian, Ata, Nazari, Ali-Mohammad, Massomi, Mohsen, Ebrahimi, Painaz. (2014). "Investigating Personality and Pre-Marital Affair whit Opposite Sex among University Student of Sannadaj City". Procedia – Social and Behaviaorial Sciences. 114: 327-333.