بررسی تأثیر عضویت در شبکه‌اجتماعی پیام رسان تلگرام بر رشد هویت بازاندیشانه جوانان(مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه آزاد تهران شرق)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، علوم اجتماعی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

چکیده

امروزه شبکه­های مجازی به طور عام و تلگرام به طور خاص بر همۀ حوزه­های زندگی اجتماعی از جمله هویت تاثیرگذار شده اند. یکی از مهمترین انواع هویت، هویت بازاندیشانه می باشد که این پژوهش بر آن است تا تأثیر عضویت در یکی از شبکه­های اجتماعی مجازی با نام تلگرام را بر آن مورد بررسی و تفحص قرار دهد. برای تحقق این هدف، پژوهش حاضر بر روی دانشجویان 18-30 ساله دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق در سال تحصیلی 1395 متمرکز گردید. شمار کلی این دانشجویان 11749 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران 372 نفر و جهت اعتبار بیشتر پاسخ­ها 384 نمونه جهت سنجش فرضیه­ها بر مبنای نمونه­گیری غیراحتمالی اتفاقی انتخاب گردید. پس از  توزیع، تکمیل و جمع آوری پرسشنامه ها، تجزیه و تحلیل آنها بر مبنای دو نرم افزارspss و  lisrelصورت گرفت. یافته­ها بیانگر آن است که 3/94 درصد از نمونه های پژوهش در شبکه­های مجازی، 8/88 درصد از آنها در تلگرام، 2/86 درصد در گروه های تلگرام و  7/67 درصد در کانال­های تلگرام عضویت دارند. همچنین، یافته­ها نشان می­دهد ضریب تأثیر میزان استفاده از شبکۀ مجازی تلگرام با مقدار 27/0، میزان گروه های عضو در تلگرام با ضریب تأثیر 21/0، استفاده از کانال های تلگرام با ضریب تأثیر 14/0، مشارکت شبکه­ای تلگرام با ضریب تأثیر 23/0  در سطح اطمینان 99/0 و استفاده از استیکرهای تلگرام با ضریب تأثیر 16/0 در سطح اطمینان 95/0 بر هویت بازاندیشانه دارای تاثیر معنادار بوده­اند. نتایج بیانگر آن است که شرط لازم برای بازاندیشی در هویت، داشتن ارتباط با دیگر افراد در این شبکه­هاست.

کلیدواژه‌ها


بررسی تأثیر عضویت در شبکه­اجتماعی پیام رسان تلگرام بر رشد هویت بازاندیشانه جوانان(مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه آزاد تهران شرق)

 

امر الله امانی کلاریجانی[1]

منیره تافته[2]

تاریخ دریافت مقاله: 20/4/1396

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:4/6/1396

 

مقدمه

هویت، به عنوان یکی از منابع شناخت، از مسائل مهم جوامع بشری است. منابع شکل دهنده هویت درجوامع گذشته، از قبل تولّد مشخص بود و هویت افراد بیشتر جنبه انتسابی داشت. در واقع در گذشته، مکان نقش کلیدی در خلق هویت اجتماعی افراد  داشت، ولی امروزه ظهور اشکال جدید ارتباطی این امکان را فراهم آورده است که هویت افراد به شیوه انتخابی­تری شکل گیرد. اکنون فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی با عرضه انبوه منابع اجتماعی و فرهنگی هویت آفرین و وسعت دادن به روابط اجتماعی و تعلقات گروهی و آزادی و استقلال نسبی افراد در جامعه و رواج ارزش­ها، پیام ها و اندیشه های نوگرایانه، رابطه فرد با هویت خود را دستخوش تغییر کرده و هویت را به موضوعی انتخابی و بازاندیشانه مبدل نموده اند (تامپسون، 1389: 145).

بازاندیشی، یک ظرفیت اجتماعی است که به فرد اجازه می دهد به عقب برگردد و هویت خود را بدون توجه به سنت که دارای مرزهای سفت و سخت می باشد دوباره در نظر آورد و درباره خود تامل و بازاندیشی کند (کرسلی[3]، 2005 : 2). باز اندیشی در زندگی اجتماعی مدرن دربرگیرنده این واقعیت است که عملکردهای اجتماعی پیوسته بازسنجی می شود و در پرتو اطلاعات تازه درباره خود، اصلاح شده و بدین سان خصلتشان را به گونه ای اساسی دگرگون می­سازد (گیدنز، 1384: 46). به نظر می­رسد یکی از منابع این اطلاعات تازه و تشویق به بازاندیشی هویت، شبکه­های مجازی باشند.

جامعه ایران نیز چندی است که علاوه بر گسترش فراگیر رسانه های همگانی نظیرتلویزیون، رادیو و مطبوعات، ارتباطات برون مرزی را از طریق اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی همچون تلگرام تجربه می کند. این فنّاوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، با دارا بودن توأمان و ویژگی های رسانه های سرد و گرم، امکان همزمان ارتباط دیداری، شنیداری، گفتاری و نوشتاری را به کاربران می دهند. اینترنت و شبکه های مجازی با برخورداری از قابلیت ارتباط دو سویه، امکان برقراری ارتباط آزاد، ایمن و گمنام با افراد مختلف از هر قشر، نژاد، قومیت، ملّیت و مذهب را برای کاربران فراهم می­کنند(عدلی پور و همکاران: 1392). بررسی‌های صورت‌گرفته پیرامون استفاده کاربران ایرانی از نرم‌افزارهای کاربردی موبایل نشان می‌دهد بالغ بر ٨٠ درصد کاربران ایرانی سیستم‌عامل‌های اندروید از فروشگاه کافه بازار برای خرید نرم‌افزارهای خود کمک می‌گیرند که در این فروشگاه سهم اپلیکیشن‌های کاربردی مانند وی‌چت، وایبر، واتس آپ، تانگو و اینستاگرام که این روزها در دایره توجّهات قرار دارد، بالغ بر یک میلیون دانلود است(جعفری، 1395: 7). همچنین  آمارهای مختلف حاکی از آن است که 8/93 درصد از جوانان شهر تهران در شبکه­های مجازی عضویت دارند، 79 درصد از نمونه های پژوهش در تلگرام عضویت دارند-  بیشترین عضویت در مقایسه با سایر شبکه­ها- و میزان استفاده از سایر شبکه­های مجازی نیز بیشتر بوده است، زیرا که پژوهش­های پیشین بیانگر آن هستند که 4/6 درصد از جوانان تهرانی بیشتر از 3 ساعت در شبانه­روز از تلگرام استفاده می­کنند(جعفری، 1395: 198-99).

 لذا با افزایش ترویج شبکه­های اجتماعی موبایلی در بین مردم به ویژه نسل جدید و میزان استفاده وافر از آن، باید در پی تأثیرات آتی آن بود. درصورتی که به پژوهش های صورت گرفته، نظری­ بیاندازیم، می­توان گفت شاهد دوست یابی و روابط اجتماعی جدید هستیم(پمپک[4] و همکارن، 2009). با توجه به اقبال روز افزون اقشار مختلف جامعه و به ویژه جوانان و دانشجویان به شبکه های اجتماعی، پژوهش حاضر بر دانشجویان که معمولاً قشر جوان جامعه هستند، متمرکز شده است. انتخاب دانشجویان از دو نظر اهمیّت داشته است:

اولاً، براساس آمارهای موجود، ضریب نفوذ اینترنت در میان کل جمعیت ایران حدود  64درصد است، حال آن که همین نسبت در میان دانشجویان به 79 درصد می رسد.

ثانیاً، بیشتر دانشجویان در گروه سنی 18 تا 30 سال یعنی دوران هویت یابی قرار دارند و به همین دلیل، در برخورد با پیام های رسانه های چند بعدی اینترنت و فضای حاکم بر فضای مجازی شبکه اجتماعی تلگرام، بیشترین تأثیرات را دریافت می کنند(عدلی پور و همکاران، 1392).

لذا با توجّه به فراگیر شدن استفاده از شبکه های اجتماعی در ایران و از آنجا که دانشجویان بخش مهمی از سرمایه انسانی جامعه را شکل می دهند، شناخت این که آنان چگونه از قابلیت های شبکه اجتماعی استفاده می کنند و از آن تأثیر می پذیرند به یک مسأله اجتماعی تبدیل شده است. همچنین با توجه به حجم نامحدود اطلاعات در شبکه­های اجتماعی به خصوص تلگرام و ابزارهای سریع ارتباطی، نوجوانان و جوانان با ابعاد مختلف هویت­یابی مواجه می­شوند که استفاده از این شبکه های اجتماعی نیز به طور تدریجی تأثیرات عمیقی بر هویت­یابی آنان بر جای می گذارد و می­تواند پنداشت ها و نگرش های آن ها را تغییر دهد. از این رو هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش شبکه­های اجتماعی به ویژه تلگرام بر هویت باز اندیشانه در میان دانشجویان  می باشد. لذا سؤال کلی این پژوهش آن است:

عضویت در شبکه اجتماعی تلگرام چه تأثیری بر هویت بازاندیشانه در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق دارد؟

پیشینۀ تجربی پژوهش

با تفحص و بررسی پژوهش­های داخلی و خارجی موجود این نتیجه بر محقق هویدا گردید که با وجود پژوهش­های صورت گرفتۀ فراوان پیرامون شبکه های اجتماعی مجازی و هویت های قومی، زبانی، فرهنگی، سیاسی و ...، تاکنون هیچ پژوهشی به طور خاص درباره شبکۀ تلگرام که حدود 3 سال است زندگی ایرانی­ها را تلگرامی­ کرده، انجام نشده و هیچ پژوهشی در خصوص تأثیر کلی شبکۀ های مجازی بر هویت بازاندیشانه انجام نگرفته است. در مجموع، پژوهش­هایی که به موضوع و متغیرهای پژوهش حاضرارتباط نزدیکتری داشتند، در قالب جدول 1 آورده شده اند.

جدول1: پیشینۀ تجربی پژوهش

عنوان پژوهش

نویسنده(گان)- سال

یافته ها

بررسی تأثیر اینترنت بر شکل و رشد هویت بازاندیشانه در میان دانشجویان دختر دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی

تبریزی نژاد

 (1390)

بین میزان علاقه مندی به اینترنت و نحوه ارائه خود در اینترنت رابطه وجود ندارد، ولی بین متغییرهای زمان مصرف، میزان مصرف، نوع مصرف و امکانات اینترنت و هویت بازاندیشانه رابطه وجود دارد.

تعامل در فیس بوک و تأثیر آن بر هویت مدرن جوانان شهر اصفهان

کیانپور ،عدلی پور و ملک احمدی

(1393)

بین مدت زمان عضویت، میزان استفاده، میزان مشارکت و فعالیت کاربران و واقعی تلقی کردن محتوای فیس بوک از سوی کاربران و هویت مدرن رابطه معنادار مثبتی وجود دارد. همچنین، فیس بوک از طریق بروز خود واقعی و تخلیه عاطفی، کسب توانمندی های روز و احساس جهان وطنی در بین کاربران خود باعث تقویت هویت مدرن آنها می شود.

تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر هویت اجتماعی جوانان شهر تهران

فلاحی و خلج (1393)

رابطه معکوس میان میزان استفاده کاربران از شبکه های اجتماعی مجازی و هویت دینی افراد برقرار بود. همچنین، بین هویت مذهبی پاسخگویان و هویت اجتماعی آنان همبستگی و رابطه مثبت مشاهده شد.

شبکه اجتماعی فیس بوک و شکل گیری هویت باز اندیشانه در بین دانشجویان دانشگاه تبریز

عدلی پور، یزد خواستی و خاکسار

 (1392)

بین مدت زمان عضویت، میزان استفاده، میزان مشارکت و فعالیت، نوع استفاده و نوع امکانات و قابلیت های فیس بوک رابطه معنادار مثبتی وجود دارد.

اینترنت و هویت ملی در میان کاربران

ساروخانی و رضایی‌قادی (1391)

استفاده از اینترنت و شبکه­های اجتماعی تأثیرات عمیقی بر ارزش­های جوانان داشته و موجب شده نیازهایی که قبلاً توسط خانواده بر طرف    می­شد، امروزه از سوی این رسا­نه جدید مرتفع گردد؛ مثلاً در گذشته دوست‏یابی تحت نظر والدین صورت می­گرفت، اما امروزه برخی جوانان با استفاده از سیاست‏های دوستیابی، گفتگو (چت) وامثال آن­ها قادرند با افراد گوناگون و با فرهنگ­های مختلف آشنا شوند. کاربران اینترنت بر خلاف نسل اول که در فضایی واقعی و حقیقی فعالیت می­کردند، امروزه در فضایی مجازی مشغول هستند.

تأثیر اینترنت بر کیفیت ارتباط نوجوانان

گوستا و مش

 (2012)

 

نوجوانانی که معمولاً از اینترنت استفاده می کنند با والدین خود دچار مشکل هستند و این مسئله بر کیفیت ارتباط آن ها اثر می گذارد . دانش آموزان در تمام سنین ممکن است تا حد نزول نمره های درسی و به هم خوردن روابط دوستانه آن ها در اینترنت زمان صرف کنند.

ساخت هویت در فیس بوک

مارتین و همکارانش   (2007)

هویت های ایجاد شده در این محیط با هویت های بر ساخته شده در محیط های آنلاینی که افراد در آن ها ناشناخته می مانند، متفاوت است. کاربران فیس بوک هویت های خود را بیشتر به صورت ضمنی ابراز  می کنند و بیش از آنکه خود را در گفتار معرفی کنند، خود را نشان  می دهند.

نقش اینترنت بر هویت

جان یان کیم

 (2009)

افراد با ویژگی های جمعیتی خاص- برای مثال زنان، مردان، نوجوانان و بزرگسالان- هر کدام پاسخ ها و واکنش های خاص و مرتبط با موقعیت خود را در اینترنت و گروه های مجازی بیان می کنند.

ادبیات نظری پژوهش

تعاریف شبکۀ اجتماعی

یک شبکه اجتماعی، ساختاری اجتماعی است که از گروه های فردی یا سازمانی تشکیل شده است که توسط یک یا چند نوع خاص از وابستگی به‌هم متصل­اند (کاظمی، 1389: 12). این وابستگی­ها می­توانند روابطی مانند دوستی، خویشاوندی، تعاملات تجاری و غیره باشند. به طور کلی، در تعریف شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت شبکه‌های اجتماعی، سایت­هایی هستند که از یک سایت ساده مانند موتور جستجوگر با اضافه شدن امکاناتی مانند چت و ایمیل و امکانات دیگر خاصیت اشتراک­گذاری را به کاربران خود ارائه می­دهند. شبکه­های اجتماعی مجازی، محل گردهمایی صدها میلیون کاربر اینترنت است که بدون توجه به مرز، زبان، جنس و فرهنگ، به تعامل و تبادل اطلاعات می‌پردازند. در واقع، شبکه­های اجتماعی برای افزایش و تقویت تعاملات اجتماعی در فضای مجازی طراحی شده­اند. همچنین، از طریق اطلاعاتی که بر روی پروفایل افراد قرار می­گیرد مانند عکس کاربر، اطلاعات شخصی و علایق- که همه این­ها اطلاعاتی را در مورد هویت فرد فراهم می­آورد- برقراری ارتباط تسهیل می‌گردد. کاربران می­توانند پروفایل­های دیگران را ببینند و از طریق برنامه­های کاربردی مختلف مانند تلگرام و واتس آپ با یکدیگر ارتباط برقرار کنند (پمپک و همکاران، 2009: 227). به نمره­ای که فرد از پرسشنامۀ محقق ساخته 22 گویه­ای شبکه­های اجتماعی(تأکید بر تلگرام) اخذ می­کند، تعریف عملیاتی شبکۀ اجتماعی اطلاق شده است. در این پرسشنامه مؤلفه­هایی چون: استفاده از استیکر، میزان و نوع عضویت در کانال­ها، میزان و نوع عضویت در گروه ها، استفاده از ربات­های تلگرام و ... به کار گرفته شده است.

 

تعاریف هویت بازاندیشانه

هویت به لحاظ معنوی از ریشه لاتین (idem) به معنای شباهت و پیوستگی گرفته شده است(مارشال،294:1998). ساروخانی در دایرةالمعارف علوم اجتماعی از زبان گافمن هویت را چنین تعریف نموده: "کوشش فرد به منظور تحقق یکتایی خویشتن است در شرایطی که در حال شکل دادن به رفتار خویش می باشد. در این صورت فرد بین من در "شرایط موجود" و "من واقعی" قرار می گیرد. در حالی که من در شرایط موجود به پایگاه اجتماعی و نقش های محول فرد اشاره دارد، من واقعی به توانایی های او بیرون از شرایطی که در آن جای یافته است، بر می گردد (ساروخانی،382:1380 ).

هویت جمعی، معرف احساس تعلق فرد به گروه های اجتماعی یا واحدهای جمعی نظیر خانواده، طبقه اجتماعی، قوم، ملّت  و ...  و احساس تعهد و وفاداری در برابر آنهاست. این نوع هویت که معمولاً با ضمیر جمع ما بیان می شود، رابطه فرد را با گروه های اجتماعی تنظیم می کند؛ ما کیستیم و دیگران کیستند (عبداللهی و حسین­بر، 1381 : 107).در پژوهش حاضر این متغیر با الگوبرداری از پرسشنامۀ استاندارد بوستانی(1390) و ابعاد هویت باز اندیشانه عدلی پور(1392) طراحی شده است، ولی با توجه به ویژگی جامعه مورد مطالعه محقق سعی کرده است، تغییرات و اصلاحاتی در آن صورت دهد. در واقع، به نمره­ای که فرد از این پرسشنامۀ 32 گویه­ای  اتخاذ می­نماید، بیان هویت بازاندیشانۀ فرد اطلاق می شود. این گویه­ها در 4 بعد ذائقه موسیقی، بازاندیشی در بدن، مدیریت بدن  و هویت شخصی بازاندیشی مورد سنجش قرار می­گیرد. تفکر بازاندیشانه با معرف های تجدید نظر در رفتار در نتیجه گفتگو با دوستان، توان استدلال در برابر انتقاد، توان دفاع از عقاید و دیدگاه ها مورد سنجش قرار گرفته است. بعد مدیریت بدن با معرف های کنترل وزن، آرایش و بهداشت و رفتارهای تغییر بدن (جراحی های زیبایی) سنجیده شده است. ذائقه موسیقی نیز بر اساس انواع موسیقی رپ، پاپ، جاز و.. سنجیده شده و تصور بدن با بعد رضایت از بدن و ابراز زیبایی و آرایش سنجیده شده و گویه ها بر اساس طیف لیکرت تنظیم شده است.

نظریه­های شبکه­های اجتماعی و هویت بازاندیشانه: فرضیه­های مستخرج از آن

کاستلز

کاستلز معتقد است زندگی امروز ما در عمده‌ترین وجوه خود با دو جریان متضاد جهانی‌شدن و هویت شکل می‌گیرد و در دهه‌های پایانی قرن بیستم همراه با انقلاب فنّاوری، تغییر شکل سرمایه‌داری و فروپاشی شوروی این موج‌های نیرومند هویت‌های جمعی است که جهان ما را به لرزه درآورده است (کاستلز، 1385: 432). برداشت وی از هویت عبارت است از: فرایند معناسازی بر اساس یک ویژگی فرهنگی که بر منابع معنایی دیگر الویت داده می‌شوند. به اعتقاد وی، شبکه ایترنت ستون  فقرات ارتباطات  جهانی ازدهه 1990به بعد است، چراکه به‌تدریج بیشتر شبکه‌ های اجتماعی را به یکدیگر پیوند خواهد  داد. مسئله بدین جا ختم نشده، بلکه انتشار اینترنت وشبکه­های ارتباطیِ کامپیوتری به‌ تدریج فرهنگ کاربران شبکه وحتی الگوهای ارتباطی آینده را نیز شکل می‌دهد. ازنظرکاستلز، جامعۀ شبکه‌ای- که محصول اصل اینترنت است- در برساخته شدن هویت افراد مؤثرخواهد افتاد. به ‌نظر وی، فرآیند جهانی‌شدن و به دنبال آن جامعه شبکه‌ای با تولید و رشدآگاهی در مردم به تضعیف مسائلی چون هویت ملی و سیاسی مرتبط با آن منجرمی‌شود؛ بدین صورت که با برجسته شدن بسیاری هویت‌های خاص‌گرایانه‌ (همانند هویت‌های قومی و مذهبی) درداخل کشورها، سلطه دولت و نقش آن در تعریف هویت ملی و سیاسی به چالش کشیده خواهد شد. بنابراین، وی بر این  باور است که فنّاوری‌های نوین با تضعیف پدیده دولت- ملت و ایجاد شکاف درهویت ملی باعث تقویت هویت‌های فروملی (هویت مقاومت) می‌شوند (کاستلز، 1997: 17). هویت مقاومت در نگاه کاستلز یک نوع هویت ویژه است و اغلب به‌ دست آن کنشگرانی ایجاد می‌شود که در اوضاع و شرایطی قرار دارند که از طرف منطق سلطه بی‌ارزش دانسته شده و یاداغ ننگ به آن‌ها زده می‌شود (کاستلز، 1389: ‌52). بنابراین طبق ‌نظر کاستلز، مشارکت در فضای مجازی می‌تواند زمینه تضعیف هویت‌های ملی، سیاسی و بازاندیشانه رافراهم کند که مطابق این نظریه می­توان این فرضیه را بیان کرد:

" مشارکت شبکه ای کاربران تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد".

 

هابرماس

درمحیط‌های تعاملی اینترنتی- ایمیل، وبلاگ، چت‌روم‌ها، شبکه‌های اجتماعی مجازی و غیره- شرایط آرمانی موردنظر هابرماس به خوبی تحقق می‌یابد. دراین محیط‌ ها افراد معمولاًراحت‌تر می‌توانند نیازهای خود را مطرح کنند و این طرح کردن نیازها باعث شکل‌گیری یک فضای گفتگو و مباحثه می‌شود. کاربران درآن فضا به گفتگو می‌پردازند، احساسات خود را ابراز می‌کنند و از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند (زنجانی‌زاده و محمدجوادی، 1384: ‌126). با توجه به این‌ که در فضای مجازی شبکه‌های اجتماعی اینترنتی نوعی اعتماد وصمیمیت درمیان کاربران شکل می‌گیرد، بنابراین آن‌ها همچنین ممکن است الگوهای هویت‌ یابی خود را نیز در این محیط ‌ها بازاندیشی کنند و این دریافت‌ها احتمالاً براحساس تعلق فرد به هویت خود نیز می‌تواند مؤثر واقع شود. بنابراین این فرضیه از آن استخراج می­شود:

"میزان استفاده از شبکه­های مجازی(تلگرام) بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی­داری دارد".

 

گیدنز

 بر اساس نظریه ساخت‌یابی گیدنز می‌توان استنباط کرد که شبکه‌ های اجتماعی مجازی محصول و مخلوق کنش معنادار آدمیان است و افراد چنین محیطی را خلق کرده‌‌اند، اما این محیط پس از شکل گرفتن محدودیت‌ هایی را بر عاملان اعمال می‌کند. ساختار شبکه‌های اجتماعی اینترنتی براساس بازتولید یا تکرار همان رفتار مداوم آدم‌ها دوام می‌یابد. افراد در رویارویی با شبکه‌های اجتماعی مجازی بر خلاف سایر رسانه‌های متعارف، صرفا در رده تولیدکننده یا مصرف‌کننده قرار نمی‌گیرند، بلکه می‌توانند در صورت تمایل به‌طور همزمان این دو نقش را داشته باشند و در آن به تولید و بازتولید بپردازند، اما افراد در برخورد با این ساختار، میزان فعالیت و مشارکت متفاوتی دارند (لفی، 2007: 97-96). در واقع، با استفاده از نظریه ساخت‌یابی می‌توان استنباط کرد که هر چه کاربران با فعالیت بازاندیشانه و مشارکت‌جویانه در شبکه ‌های اجتماعی حضور  یابند، بیشتر در تولید معنا سهیم هستند و لذا احتمال تأثیرپذیری هویت فرهنگی آن‌ها بیشتر است، ولی هر چه کاربران منفعل و غیرمشارکت‌جویانه در شبکه‌های اجتماعی حضور یابند، کمتر در تولید معنا سهیم هستند و احتمال تأثیرپذیری هویت بازاندیشانه آن‌ها کمتر خواهد بود. مطابق با این نظریه این فرضیه مجدداً طراحی می­شود:

" مشارکت شبکه ای کاربران تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد".

گربنر

 نظریه کاشت یا پرورش گربنر[5]، بر کنش متقابل میان رسانه و مخاطبانی که از آن رسانه استفاده می‌کنند و نیز بر چگونگی تأثیرگذاری رسانه‌ها بر مخاطبان تأکید دارد. فرض اساسی این نظریه این است که بین میزان مواجهه و استفاده از رسانه و واقعیت پنداری در محتوا و برنامه‌های آن رسانه ارتباط مستقیم وجود دارد؛ به این صورت که ساعت‌ های متمادی مواجهه با رسانه‌ای خاص باعث ایجاد تغییر نگرش و دیدگاه‌های موافق با محتوای رسانه می‌شود. در واقع، نظریه پرورش با تعیین میزان و نوع برنامه‌‌های مورد استفاده از رسانه‌ها، میزان تأثیر را مطالعه می‌کند تا به سازوکار و نحوه تأثیر دست پیدا کند (عباسی‌قادی و خلیلی‌کاشانی،1390: 81). نظریه کاشت، یکی از اشکال اثر رسانه‌ها در سطح شناختی بوده و مربوط به این موضوع است که قرار گرفتن در معرض رسانه‌ها، تا چه حد می‌تواند به باورها و تلقی عموم از واقعیت خارجی، شکل دهد. نظریه کاشت با اشاعه برای ارائه الگویی از تحلیل، تبیین شده است؛ تا نشان دهنده‌ تأثیر بلند مدت رسانه ‌هایی باشد، که اساسا در سطح برداشت اجتماعی، عمل می‌کنند (احمدزاده‌کرمانی، 1390: 336).

محور بحث گربنر این است که اهمیت تاریخی رسانه‌ها بیشتر در ایجاد شیوه‌ های مشترک در انتخاب مسائل و موضوعات و چگونگی نگریستن به رخدادها و وقایع است. این شیوه‌ های مشترک، محصول استفاده از تکنولوژی و نظام ارائه پیام است که نقش واسطه را به عهده ‌دارند و به برخورداری از دید و درکی مشترک از جهان اطراف منجر می‌شود. گربنر محصول چنین فرایندی را کاشت الگوهای مسلط ذهنی می‌نامد. از نظر وی، رسانه‌ها متمایل به ارائه دیدگاه‌ های هم‌شکل و کم و بیش یکسان از واقعیت اجتماعی هستند و مخاطبان آن‌ها براساس این چنین مکانیسمی فرهنگ‌پذیر می‌شوند. گربنر تا آن‌جا پیش می‌رود که می‌گویدرسانه‌ها به دلیل نظم و هماهنگی که در ارائه پیام در طول زمان دارند، قدرت تأثیرگذاری فراوانی دارند؛ به‌ طوری که باید آن‌ها را شکل‌دهنده جامعه دانست.

گربنر بعدها در پاسخ به انتقادات وارده بر نظریه کاشت مبنی بر لحاظ نکردن سایر متغیرهای متداخل بر کاربران، این نظریه را مورد تجدید قرار داد. وی دو مفهوم "جریان اصلی"[6] و "تشدید"[7] را به این نظریه اضافه کرد. با این مفاهیم این واقعیت‌ها در نظر گرفته می‌شود که میزان مواجهه با رسانه‌ای خاص، نتایج متفاوتی را برای گروه های اجتماعی مختلف در بردارد. جریان اصلی هنگامی رخ می‌دهد که میزان مواجهه با رسانه، به تقارن دیدگاه‌ها در گروه ها منجر شود و تشدید، زمانی روی می‌دهد که اثر کاشت در گروه خاصی از جمعیت بیشتر شود (سورین و تانکارد، 1384: 392).

فرضیه های پژوهش

چنانکه ذکر شد فرض اساسی این نظریه این است که بین میزان مواجهه و استفاده از رسانه و واقعیت پنداری در محتوا و برنامه‌های آن رسانه ارتباط مستقیم وجود دارد. لذا ابتدا باید گفت میزان استفاده از رسانه­ها بر نوع برنامه­های آن تأثیرگذار است که این برنامه­ها نیز به نوبۀ خود بر هویت افراد تأثیر می گذارند. بر مبنای این نظریه، این فرضیه­ها را می­توان استخراج کرد:

  • گروه های عضو در تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد.
  • استفاده از کانال های تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد.
  • استفاده از استیکرهای تلگرام بر هویت بازاندیشانه تأثیر معنی داری دارد.
  • استفاده از ربات های تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد.

بنابراین در مجموع 6 فرضیه از نظریه­های پژوهش حاضر استخراج شده که به صورت مدل پژوهش زیر قابل ارائه است:

میزان استفاده از تلگرام

 

                                              

هویت باز اندیشانه

 

مشارکت شبکه ای

 

عضویت در گروه ها

 

استفاده از کانال

 

استفاده از استیکر

 

استفاده از ربات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل1: مدل مفهومی پژوهش

 

 

روش ­شناسی پژوهش

روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی و پیمایشی مبتنی بر ابزار پرسشنامه استاندارد بوستانی(1390) وعدلی پور(1392) می­باشد. این پرسشنامه در بین کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق در سال 1395 توزیع شد و از دو نرم افزار  spssو  lisrel برای محاسبات آماری در جهت تجزیه و تحلیل یافته­ها استفتده گردید.

جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان 18-30 سالۀ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق بود که در سال تحصیلی 1395 مشغول به تحصیل در این دانشگاه می­باشند. مطابق آمار دانشگاه، تعداد این دانشجویان 11749 نفر به تفکیک دانشکده­ها می باشد:

-        دانشکدۀ علوم انسانی 4034 نفر

-        دانشکدۀ علوم پایه  1741 نفر

-        دانشکدۀ فنی 4545 نفر

-        دانشکدۀ هنر و معماری 1429 نفر

حجم، شیوه و نوع نمونه­گیری

با توجه به تمرکز پژوهش بر روی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق، سعی گردید بر اساس جمعیت کلی دانشجویان این دانشگاه، اطلاعات جمع­آوری گردد. در واقع با توجه به جدیدترین آمار اخذ شده از این دانشگاه، کلیه دانشجویان آن 11749 نفر می­باشد که با استفاده از فرمول کوکران، شمار نمونه های آماری 372 نفر به دست آمد.

حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به شرح زیر محاسبه شده است: (5/0= q= p)

 

 

 

در این محاسبه خطای موردنظر 05/0 درصد و ضریب اطمینان 95/0 درنظر گرفته شده است.

با توجه به رابطه فوق، تعداد حجم نمونه 372 نفر محاسبه گردید و برای اعتبار و پایایی بیشتر 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردیده است.

محقق جهت اعتبار بیشتر و با توجه به احتمال افت تعداد نمونه ناشی از عدم پاسخگویی به اغلب سؤالات، تعداد 384 نمونه جهت سنجش فرضیه­ها بر مبنای نمونه­گیری غیراحتمالی سهمیه ای انتخاب کرده که تعداد نمونه­های آن متناسب با تعداد دانشجویان هر دانشکده به صورت زیر بوده است:

-        دانشکدۀ علوم انسانی 132 نفر

-        دانشکدۀ علوم پایه  57 نفر

-        دانشکدۀ فنی 148 نفر

-        دانشکدۀ هنر و معماری 47 نفر

سپس به دانشکده­های مذکور مراجعه و مبتنی بر نمونه­گیری غیراحتمالی اتفاقی به تعداد مذکور از هر دانشکده نمونه انتخاب شده و پرسشنامه در بین آنها توزیع شده است.

اعتبار و پایایی پرسشنامه

باید اذعان داشت هر چند که پرسشنامه استاندارد بوده است و قبلاً روایی و پایایی آن مورد تأیید بوده است، ولی جهت اطمینان بیشتر از اعتبار و پایایی، از اعتبار صوری و اعتبار محتوا در مرحله‌ پیش­آزمون استفاده گردید. سپس با مراجعه به اساتید و متخصصان، اصلاحات و تغییرات مورد نظر را اعمال و پرسشنامه نهایی تدوین شده است. روش کار به این صورت بوده است که پرسشنامه طراحی شده به 5 نفر از متخصصان داده شد تا "مناسب بودن" گویه‌ها برای متغیر مورد نظر را داوری نمایند و پس از اصلاحات انجام شده، اعتبار صوری و اعتبار محتوا مبتنی بر روش لاوشه، ابزار مورد تأئید قرار گرفت. پس از دو دوره اصلاحات پیشنهادی کارشناسان، در نهایت برای آزمون پایایی بر اساس آلفای کرونباخ اقدام گردید که در جدول2 قابل ملاحظه می­باشد.

جدول2: میزان آلفای کرونباخ شبکۀ اجتماعی مجازی و تلگرام و هویت بازاندیشانه

متغیر

مؤلفه­ها

 

میزان آلفای کرونباخ مولفه­ها

میزان آلفای کرونباخ مجموع

شبکه مجازی تلگرام

عضویت در گروه ها

1

-

705/0

میزان استفاده از کانال تلگرام

1

-

میزان استفاده از استیکر تلگرام

1

-

میزان استفاده از ربات تلگرام

1

-

مشارکت شبکه ای کاربران در تلگرام

9

710/0

میزان استفاده از تلگرام

1

-

هویت بازاندیشانه

(متغیر وابسته)

ذائقه موسیقی

6

725/0

787/0

بازاندیشی در بدن

7

701/0

مدیریت بدن

14

704/0

هویت شخصی بازاندیشی

5

738/0

 

یافته­های پژوهش

یافته‌های توصیفی پژوهش       

از آنجایی که موضوع پژوهش حاضر بر روی دانشجویان18-30 سالۀ دانشگاه آزمون شده است، لذا دامنۀ سنی محدودی را در برگرفته است؛ چنانکه یافته ­ها بیانگر آن است حداقل سن در بین نمونه­ها 19 و حداکثر 30 سال بوده است. میانگین سنی نمونه­های پژوهش 4/23 سال(24 سال و پنج ماه)، بیشترین فراوانی مربوط به 21 سال و میانه آن 24 سال بوده است. همچنین، نمونه­های پژوهش بیشتر در سنین 23 – 24 سال توزیع شده­اند.

  • 4/48 درصد(186 نفر) از نمونه های پژوهش مرد و 8/51 درصد(198 نفر) زن بوده اند. این یافته  بیانگر آن است که زنان و مردان به طور تقریباً برابری در این عرصه­ها وارد شده­اند. لذا ورود به عرصه­های رسانه های نوین از جمله تلگرام جنسیتی نیست. البته می­توان این وضعیت را به نفع مردان مصادره و بیان کرد که زنان هنوز درون خانه­ای هستند و در درون خانه بیشتر از رسانه­ استفاده می­کنند- دلیل آن ورود کمتر به حوزه های اقتصادی و فرهنگی نسبت به مردان می­باشد. ولی بسیاری بر چنین آماری صحّه می­گذارند که رسانه­های نوین باعث اضمحلال رویکرد مردسالاری تا حدودی بوده است .
  • یافته­ها بیانگر آن است که 1/78 درصد(300 نفر) از نمونه­های پژوهش مجرد و 9/21 درصد(84 نفر) متأهل بوده­اند.
  • یافته­ها بیانگر آن است که بیشترین فراوانی(241 نفر) مربوط به تحصیلات مقطع کارشناسی بوده و کمترین فراوانی مربوط به تحصیلات مقطع دکتری(3 نفر) و کاردانی (38 نفر) می­باشد. در سال­های اخیر شاهد رشد دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های کشور هستیم و چنانچه با یافته­های پژوهشی آملیان( 1375) مقایسه گردد، این افزایش محسوس است.

 

جدول3: توصیف وضعیت عضویت در تلگرام

متغیر

طبقات و گروه ها

فراوانی

درصد فراوانی

درصد فراوانی تجمعی

عضویت یا عدم عضویت در گروه های تلگرام

عدم عضویت درگروه تلگرام

53

8/13

-

عضویت در گروه تلگرام

331

2/86

-

عضویت یا عدم عضویت در کانال­های تلگرام

عدم عضویت در کانال های تلگرام

124

3/32

-

عضویت در کانال های تلگرام

260

7/67

-

اشتراک یا عدم به اشتراک گذاشتن عکس

عدم به اشتراک گذاشتن عکس

227

1/59

-

به اشتراک گذاشتن عکس

157

9/40

-

مدت زمان استفاده از شبکه تلگرام

یک ساعت و کمتر

92

24

24

دو ساعت

109

4/28

3/52

سه ساعت

68

7/17

1/70

چهار ساعت و بیشتر

115

9/29

100

مجموع

384

100

-

 

  • یافته ها نشان می­دهند که 8/13 درصد از نمونه­های پژوهش در گروه های تلگرام عضویت ندارند، ولی 2/86 درصد(331 نفر) در گروه های تلگرام عضویت دارند. میزان گروه هایی که هر فرد در آن عضویت دارد، با میانگین 38/3 گروه، میانه 3 و مد 2 گروه بوده است (جدول 4). همچنین، یافته­ها نشان می­دهند که 7/67 درصد از نمونه های پژوهش در کانال­های تلگرام عضویت دارند و 3/32 در کانال­های تلگرام عضویت ندارند. یافتۀ قابل توجه دیگر آن که 5/31 درصد از نمونه­های پژوهش بیش از چهار ساعت استفاده می­کنند. 2/18 درصد سه ساعت، 3/26 درصد دو ساعت و 24 درصد نیز یک ساعت و کمتر از شبکۀ اجتماعی تلگرام استفاده می­کنند.
  • در واقع متغیرهای مستقل و وابسته به شرح جدول 4 بوده است که در سطح سنجش فاصله­ای سنجیده شده­اند. برای توصیف، این متغیرها با شاخص­های میانگین، میانه، مد و حد­اقل و حداکثر بیان شده­اند.

جدول4: توزیع پارامترهای سنجش فاصله­ای جهت متغیرهای مستقل، وابسته و هر یک از مولفه­های آن

مولفه های متغیر مستقل و وابسته

تعداد گویه

میانگین

میانه

مد

انحراف استاندارد

حداقل

حد­اکثر

عضویت در شبکۀ تلگرام

(متغیر مستقل)

میزان عضویت در گروه ها

1

38/3

3

2

89/1

0

14

میزان استفاده از کانال تلگرام

1

07/3

3

2

001/2

0

13

میزان استفاده از استیکر تلگرام

1

9/3

4

5

21/1

0

5

استفاده از امکانات ربات تلگرام

1

47/2

3

3

01/1

0

5

مشارکت شبکه­ای کاربران در تلگرام

9

6/3

5/3

3

16/5

9

40

میزان استفاده از تلگرام

1

06/4

4

5

02/1

1

5

هویت بازاندیشانه

(متغیر وابسته)

ذائقه موسیقی

6

1/3

3

3

17/4

6

30

تصور از  بدن

7

34/3

6/3

3

5/5

7

35

مدیریت بدن

14

93/2

1/3

3

3/10

14

70

هویت شخصی بازاندیشی

5

28/3

7/3

3

9/4

5

25

مجموع

32

16/3

35/

3

13/21

32

160

 

ب) نتایج تبیینی یافته ­ها (آزمون فرضیه­های پژوهش)

برای آزمون فرضیه‌های پژوهش در ابتدا به بررسی نرمال بودن متغیرها و آزمون کفایت نمونه­ها پرداخته می‌شود.

  • ·        آزمون نرمال برای متغیرهای پژوهش

برای بررسی توزیع متغیرهای مشاهده شده، 10 متغیر با آزمون کولموگروف - اسمپرنف سنجش شده است. طبق نتایج آزمون، سطح معنی­داری(sig) محاسبه شده برای همه شاخص­ها بزرگتر از 05/0 است که از نرمال بودن توزیع همه متغیرهای مشاهده شده حمایت شده است. نتایج آزمون نرمال بودن توزیع متغیرهای مشاهده شده در جدول 5 ارایه شده است.

جدول5: نتایج توزیع شاخص­های سنجش شده با استفاده از آزمون گولموگروف- اسمیرنوف

شاخص ها

تعداد

انحراف معیار

Z کولموگروف-اسمیرنوف

P-value

میزان عضویت در گروه ها

384

68/0

198/1

101/0

میزان استفاده از کانال تلگرام

384

76/0

461/1

301/0

میزان استفاده از استیکر تلگرام

384

71/0

204/1

324/0

استفاده از امکانات ربات تلگرام

384

78/0

302/1

265/0

مشارکت شبکه­ای کاربران در تلگرام

384

81/0

115/1

564/0

میزان استفاده از تلگرام

384

73/0

547/1

315/0

ذائقه موسیقی

384

77/0

367/1

241/0

تصور از  بدن

384

78/0

776/1

087/0

مدیریت بدن

384

76/ 0

325/1

153/0

هویت شخصی بازاندیشی

384

63/0

572/1

281/0

مجموع هویت بازاندیشانه

384

58/0

01/1

355/0

 

  • ·        آزمون بارتلت و شاخص KMO

از پیش نیازهای استفاده از معادلات ساختاری، بررسی کفایت نمونه مورد بررسی می‌باشد که برای بررسی این مهم، از آزمون کفایت نمونه­برداری KMO استفاده شده است. جدول6 آزمون کفایت نمونه­ها متغیرهای پژوهش را نشان می دهد.

شاخص kmo بیش از 7/0 است که بیانگر کفایت حجم نمونه است، زیرا مقدار کفایت نمونه­گیری معادل با 959/0 است. بنابراین میزان نمونه برای استفاده از معادلات ساختاری مناسب می‌باشد.

با توجه به اینکه مقدار sig کوچکتر از 05. است، نمونه برای تحلیل عاملی مناسب ارزیابی می­شود.

جدول6: آزمون بارتلت و شاخص KMOبرای متغیرهای پژوهش

959 / 0

آزمون کفایت نمونه برداری

147/ 7982

شاخص کرویت بارتلت

آزمون کرویت بارتلت

561

درجه آزادی

001/ 0

سطح معنی داری

 

آزمون فرضیه­های پژوهش

پژوهش حاضر دارای 6 فرضیه بوده است که برای آزمون فرضیه­ها بر مبنای معادلات ساختاری ابتدا آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای توزیع نرمال گرفته شد که یافته­های آن با توجه به حجم  قادر به عیان نیست، ولی بیانگر توزیع نرمال است. بنابراین در نرم­افزار lisrel فرضیه­ها بر مبنای مدل ساختاری آزمون شدند.

 

 

 

شکل2: روابط بین متغیرها در حالت استاندارد

 

 

شکل3 : روابط معناداری بین متغیرهای پژوهش در حالت Tvalue

 

 

 

 

  1. میزا ن استفاده از شبکۀ مجازی تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد.

جدول7: نتیجۀ آزمون فرضیه­ اول

آماره  T

ß استاندارد

ضریب تعیین  R2

نتیجه

84 /3

273/0

564/0

تأیید فرضیه

با استناد به پایۀ نظری تحقیق، انتظار این است که در جامعۀ آماری مورد مطالعه، میزان استفاده از شبکۀ مجازی تلگرام بر هویت بازاندیشانه تاثیر داشته باشد. ضریب تأثیر میزان استفاده از شبکۀ مجازی تلگرام بر هویت بازاندیشانه با مقدار 27/0 دارای آمارۀ 8/3 است. با توجه به اینکه آمار محاسبه شده از مقدار 58/2 بزرگتر است، بنابراین شاخص­های آزمون آماری از توان لازم برای تأیید فرضیه در سطح اطمینان 99/0 برخوردار هستند و در نتیجه فرضیۀ تحقیق تأیید شده است. با استناد به شواهد گردآوری شده از جامعۀ آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق باید پذیرفت که میزان استفاده از شبکۀ مجازی تلگرام بر هویت بازاندیشانه تأثیر دارد.

 

  1. میزان گروه های عضو در تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد.

جدول8: نتیجۀ آزمون فرضیه­دوم

آماره  T

ß استاندارد

ضریب تعیین  R2

نتیجه

07/3

21/0

564/0

تأیید فرضیه

با توجه به جدول 8 ، میزان گروه های عضو در تلگرام بر هویت بازاندیشانه دارای ضریب تأثیر 21/0 با آمارۀ 07/3 است. از آن جا که آمار محاسبه شده از مقدار 58/2 بزرگتر و تأیید فرضیه در سطح اطمینان 99/0 می­باشد، فرضیۀ دوم تحقیق نیز تأیید شده است.

  1. استفاده از کانال های تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد.

جدول9: نتیجۀ آزمون فرضیه­ سوم

      آماره  T

ß استاندارد

ضریب تعیین  R2

نتیجه

30/2

142/0

564/0

تأیید فرضیه

با توجه به آنچه که در جدول 9 نشان داده شده است، ضریب تأثیر استفاده از کانال های تلگرام بر هویت باز اندیشانه 14/0 با آمارۀ 3/2 است. با توجه به اینکه آمارۀ معناداری محاسبه شده از مقدار 58/2 کوچکتر و از مقدار 96/1 بزرگتر است، تأیید فرضیه در سطح اطمینان 95/0 می­باشد و در نتیجه فرضیۀ سوم تحقیق هم تأیید شده است.

  1. استفاده از استیکرهای تلگرام بر هویت بازاندیشانه تأثیر معنی داری دارد.

جدول10: نتیجۀ آزمون فرضیه­ چهارم

آماره  T

ß استاندارد

ضریب تعیین  R2

نتیجه

15/2

16/0

564/0

تأیید فرضیه

با توجه به جدول10 ، ضریب تأثیر استفاده از استیکرهای تلگرام بر هویت بازاندیشانه با مقدار 16/0 با آمارۀ 1/2 است. با توجه به اینکه آمار محاسبه شده از مقدار 58/2 کوچکتر و از مقدار 96/1 بزرگتر است، تأیید فرضیه در سطح اطمینان 95/0 می­باشد و در نتیجه فرضیۀ چهارم تحقیق نیز تأیید شده است.

  1. استفاده از ربات های تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد.

جدول11: نتیجۀ آزمون فرضیه­ پنجم

آماره  T

ß استاندارد

ضریب تعیین  R2

نتیجه

62/0

01/0

564/0

رد فرضیه

 

با استناد به پایۀ نظری تحقیق، انتظار این است که در جامعۀ آماری مورد مطالعه، میزان استفاده از ربات های تلگرام بر هویت بازاندیشانه تاثیر داشته باشد که ضریب تأثیر میزان استفاده از ربات های تلگرام بر هویت بازاندیشانه با مقدار 01/0 دارای آمارۀ 62/0 است. با توجه به اینکه آمار محاسبه شده از مقدار 96/1 کوچکتر است، بنابراین شاخص­های آزمون آماری از توان لازم برای تأیید فرضیه در سطح اطمینان 99/0 و 95/0 برخودار نیست و در نتیجه فرضیۀ تحقیق رد شده است. با استناد به شواهد گردآوری شده از جامعۀ آماری دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران شرق باید پذیرفت که میزان استفاده از ربات­های تلگرام بر هویت بازاندیشانه تأثیری ندارد.

  1. مشارکت شبکه ای تلگرام بر هویت بازاندیشانه تأثیر معنی­داری دارد.

جدول12: نتیجۀ آزمون فرضیه­ ششم

آماره  T

ß استاندارد

ضریب تعیین  R2

نتیجه

15/3

23/0

564/0

تأیید فرضیه

با توجه به آنچه که در جدول 12 نشان داده شده است، ضریب تأثیر مشارکت شبکه ای تلگرام بر هویت بازاندیشانه 23/0 با آمارۀ 15/3 است. با توجه به اینکه آمارۀ معناداری محاسبه شده از مقدار 58/2 بزرگتر است . تأیید فرضیه در سطح اطمینان 99/0 می­باشد، فرضیۀ ششم تحقیق هم تأیید شده است.

در واقع، آنچه از مجموع فرضیه­ های پژوهش حاصل می­گردد بیانگر آن است که قدرت تبیین کننده 6 متغیر مستقل برابر با 564/0 است؛ به این معنا که حدود 56/0 درصد از واریانس متغیر هویت بازاندیشانه به وسیله متغیرهای میزان استفاده از کانال تلگرام، میزان استفاده از استیکر تلگرام، استفاده از امکانات ربات تلگرام، عضویت در گروه های تلگرام، میزان مشارکت کاربران در تلگرام ومیزان استفاده از تلگرام تبیین و توجیه شده و 43 درصد باقیمانده متعلّق به متغیرهایی است که در پژوهش لحاظ نشده است.

برازش مدل تحقیق

برازش مدل به این معنی است که ماتریس واریانس- کوواریانس مشاهده شده یا ماتریس واریانس-کوواریانس پیش‌بینی شده توسط مدل باید مقادیری نزدیک به هم داشته باشد یا اصطلاحاً برازش داشته باشند. هر چه مقادیر ما در دو ماتریس به هم نزدیک‌تر باشند، مدل دارای برازش بیشتری است. در مدل یابی معادلات ساختاری هنگامی می‌توان به برآوردهای مدل اعتماد کرد که مدل دارای برازش کافی باشد.

در واقع، شاخص­های نیکویی برازش ناشی از تحلیل عامل تأییدی گویه­های پژوهش به شرح جدول13  است.

جدول 13: شاخص های برازش متغیرهای پژوهش

شاخص­ها

مقدار کسب شده

مقدار قابل قبول

وضعیت

GFI

923/0

بیشتر از 90/0

برازش مطلوب

AGFI

961/0

بیشتر از 90/0

برازش مطلوب

CFI

938/0

بین 90/0 و 1

برازش مطلوب

Chi-Square

 

68/2

مقدارکمتراز 3

برازش مطلوب

 

باتوجه به جدول فوق کلیه شاخص­های مورد بررسی به منظور ارزیابی برازش مدل عاملیت تاییدی مورد پذیرش قرارگرفته اند. باتوجه به این مطلب می­توان گفت که برازش این مدل تایید شده است.

بحث و نتیجه­گیری

یافته ها بیانگر آن است که جامعۀ ایرانی، جامعه­ای مجازی است؛ جامعه ای که روابط رو در رو، جای خود را به روابط مجازی داده اند. این وضعیت بیانگر آن است که ذهنیّت دانشجوی ایرانی مجازی شده و تمرکز بر این شبکه­های مجازی قلب ایرانی را درنوردیده است؛ به طوری که یافته­ ها نشان می­دهد که در میان این شبکه­ ها،  تلگرام بر دیگر شبکه­های مجازی پیشی گرفته و بر بازاندیشی ایرانی مسلط شده است. اما این عضویت فقط مبتنی بر روابط دوستانه شخصی به مانند روابط رو در رو نبوده است، بلکه گروه های عضو در تلگرام را نیز در بر می گیرد. همچنان که کاظمی(1394) معتقد است مردم ایران تلگرامی فکر می­کنند، تلگرامی می­بینند و به یک معنا زندگی اجتماعی ایرانی، تلگرامی شده است. در جوامع گذشته، فرد فقط با آشنایان در ارتباط  قرار می­گرفت و روابط صمیمی بوده است، ولی در این گروه ها که بیشتر اعضای آن برای فرد ناشناخته هستند، فرد در گروه هایی عضو می شود که فقط با لینک وارد می­شود و یا تنها چند نفر از دوستان یا آشنایان در این گروه ها عضویت دارند.

این فرضیه از پژوهش که " میزان گروه های عضو در تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد"  نتایج همسو با کیانپور(1393) این فرضیه را تأیید می­کند؛ یعنی با افزایش گروه های عضویت، هویت بازاندیشانه نیز افزایش می­یابد. در واقع، نتیجۀ پژوهش عدلی­پور و همکاران(1392) که بر روی فیسبوک انجام شده است، نیز همسو با این یافته بوده است. عضویت افراد در گروه ها باعث می­شود با افراد مختلف از لحاظ فرهنگی، مذهبی، قومی، زبانی و غیره آشنا شوند. این برخوردهای متفاوت، نوعی بازاندیشی را ایجاد می­کند که افراد عضو در گفتگو با دوستان تجدید نظر می­کنند، از فرهنگ، دین، قومیت یا زبان خاصی دفاع می­کنند و یا در این گروه ها با سبک فکری متفاوت آشنا می­شوند که نسبت به بدن و موسیقی به احتمال زیاد متفاوت باشند. لذا فرد به سلایق و علایق خود می­اندیشد و ممکن است در آن تردید کند و یا بر آن مصمم شود. این وضعیت در کانال­های تلگرامی نیز مشهود است. در کانال­ها نیز تأثیرگذاری مبتنی بر تنوعی است که در این کانال­ها از لحاظ فکری و رفتاری ایجاد می­شود. بدین سان این فرضیه تأیید شده است که "استفاده از کانال های تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد". البته از آنجایی که این کانال­ها توسط افراد معدودی کنترل و نظارت می­شود، این تنوعات کمتر است. بر این اساس میزان تأثیر گروه ها نسبت به کانال­ها بسیار بیشتر بوده است. این میزان تأثیر نیز به نظر می­رسد بیشتر وابسته به عضویت مخاطبان در کانال­های مختلف باشد.

امروزه غالب افراد استیکرهای خود را می­سازند و استیکرهای مورد علاقه خود را دریافت می­کنند. این استیکرها بسیاری از مواد به شکل مخالفت، نقد، اعتراض، خشم، ناراحتی و غیره بیان می­گردد. افراد از طریق استیکرها احساسات و حتی عقلانیت خود را بروز می­دهند، از گفتار و رفتار دیگران تعمق می­کنند و در مقابل آن در غالب موارد با استیکر هویت خود و طرف مقابل مورد بازاندیشی قرار می­دهند که بدین سان استیکرها یکی از عامل اساسی و قوی در بازندایشی بوده است. لذا این فرضیه از پژوهش تأیید می­شود که "استفاده از استیکرهای تلگرام بر هویت بازاندیشانه تأثیر معنی داری دارد". امّا در مورد ربات ­ها وضعیت متفاوت است. افراد به ندرت با ربات­ ها مواجه بوده­اند، در واقع ربات ­ها منبع اطلاعاتی و آگاهی­بخشی نیست، دارای روابط مستقیم افراد با هم نیستند و بندرت عامل بازاندیشی می­گردد. لذا این فرضیه از پژوهش رد شده است که "استفاده از ربات های تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد".

"مشارکت شبکه ای تلگرام بر هویت باز اندیشانه تأثیر معنی داری دارد" فرضیه­ای است که همسو با پژوهش معمار و همکاران(1391) معنادار شده است. همچنین این آزمون نشان می­دهد که میزان مشارکت در شبکه تلگرام بر هویت بازاندیشانه و همۀ مؤلفه­های آن تأثیر معناداری دارد. همچنان که معمار و همکاران(1391) به این نتیجه رسیدند که مشارکت چه بر مبنای مشارکت مشاهده صِرف، چه بر مبنای مشارکت با انتشار صِرف(کپی مطالب دیگران) و یا مشارکت بر مبنای تولید و انتشار پیام باشد، تأثیری در گرایش به هویت جوانان به ویژه هویت بازاندیشانه داشته­ است. عدلی پور و همکاران(1392: 121) این فرضیه را نه بر روی تلگرام، بلکه بر فیسبوک آزموده اند که این نتیجه همسو با یافتۀ پژوهش حاضر بوده است.

یافته­های پژوهش ذکایی و خطیبی(1385)، شالچی(1384)، دادگران و همکاران(1390)، عدلی پور(1391)، کلی (2007 )و گراسموک (2009 ) نیزحاکی ازاین امراست که حضور در فضای مجازی واستفاده از اینترنت ، باعث شکل­ گیری و تقویت هویت مدرن در بین کاربران به ویژه کاربران جوان می­شود.

به طور کلی می­توان گفت همچنان که برگر معتقد است امروزه افراد مدام در هر امری تأمل و بازاندیشی دارند و طوری تربیت می­شوند که مدام از خود می­پرسند کیستند و چطور باید زندگی کنند، شبکه­های مجازی به ویژه تلگرام یکی از مهمترین عرصۀ هویت بازاندیشی شده است. بنابراین مطابق این نظر شیوه مشارکت و میزان مشارکت در تولید یا انتشار خبر و اطلاعات مهم است، فرد مدام بازاندیشی می­کند ولی در خصوص چگونگی هویت بازاندیشی میزان مشارکت، شیوه مشارکت، ارتباط باافراد خاص، محتوای این مشارکت و ... مؤثر است. با پدید آمدن عصر اطلاعات و شکل گیری فضاهای مجازی، هویت پیچیدگی بیشتری یافته است. در این فضا، هر کاربری می تواند فارغ از الزامات و خصایص طبیعی و وجودی خویشتن، ظاهر شود و خود را آن طور که می خواهد، بنمایاند و در معرض دیگران قرار دهد. این جریان، سبب می شود که فرد از پیله تنگ هویت های گروهی و محلی، به درجات رها شود و فارغ از تاریخ و فرهنگ خویشتن، در فضاهای مجازی سیر کند. ناگفته پیداست که هویت در این فضا، مجازی است. از اینجاست که فرد تمامی مرزهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را پشت سر می گذارد و با حرکت در امتداد بردارهای زمان و مکان، به سادگی این سو و آن سو می­رود.

در پایان باید گفت وقتی ما نمی‌توانیم جلوی تولید را بگیریم باید استفاده درست از این نرم‌افزارها را آموزش دهیم.  از این رو، پیشنهاد می­گردد سیاستگذاری­ها و برنامه­ریزی ­ها  بر شبکۀ تلگرام به دلیل فراگیری این شبکه در بین جوانان متمرکز شود. برای تقویت هویت اخلاقی، سیاسی، ملی و مذهبی هم   می­توان کانال یا گروه هایی توسط کارشناسان و متخصصان این حوزه افتتاح و برنامه­ریزی کرد، زیرا بیش از 70 درصد جوانان در کانال­ها و گروه ها عضویت دارند.

همچنین برای بازاندیشی در خود و برای تشویق به تفکر دربارۀ خود، به تبلیغ گروه ها و کانال­های مفید در این حوزه پرداخت و جوانان را تشویق به عضویت در این کانال ها کرد؛ به عنوان مثال، می­توان برنامه های کوتاه آموزشی درباره مزایا و معایب اینترنت از زبان ورزشکاران و هنرمندان محبوبی که متناسب با سنین 20- 40 سالگی می­باشد، پخش و منتشر گردد تا آنها را الگوی خود قرار دهند یا مسابقاتی برای ساخت بهترین استیکرها در تلویزیون اعلام کرد تا بتوان این استیکرها را در جامعه ترویج داد.

 

  • منابع

    • احمد زاده کرمانی، روح الله. (1390). در آمدی بر پدیدار شناسی فضای مجازی. سال 6 ، شماره 12 ، صص 74-47 .
    • تامپسون، جان بروکشایر. (1389). رسانه ها و نوگرایی: نظریه­ای اجتماعی درباره ی رسانه ها. علی ایثاری کسمایی. تهران: انتشارات موسسه ایران
    • تبریزی نژاد ، زری. (1389). "بررسی تأثیر استفاده از اینترنت بر شکل گیری و رشد هویت بازاندیشانه در میان دانشجویان دختر دانشکده روان شناسی و علوم اجتماعیدانشگاه آزاد واحد تهران مرکز". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشکده  روانشناسی و علوم اجتماعی، گروه اجتماعی .
    • جعفری، فاطمه. (1395). "بررسی رابطه میان استفاده از نرم افزارهای جانبی تلفن همراه (همچون تلگرام، وایبر و ...) با سبک زندگی زنان 20 تا 30 سال منطقه 5 تهران". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شرق، دانشکده علوم انسانی.
    • زنجانی زاده، هما و محمد جوادی، علی. (1384). "بررسی تاثیر اینترنت بر ارزش های خانوادگی در بین دانش آموزان دبیرستانی ناحیه 3 مشهد".مجله جامعه شناسی ایران. سال6 ، شماره 2 ، صص 146-121.
    • ساروخانی ، باقر. (1387). "اینترنت، جهانی شدن و هویت فرهنگی دانشجویان دانشگاه تهران".مجلۀ مطالعات فرهنگی و ارتباطات. شماره 13 علمی –پژوهشی،صص 145-174 .
    • ساروخانی، باقر. (1387). جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی. تهران: اطلاعات
    • ساروخانی ، باقر. (1380). درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی (ج 1). تهران: انتشارات کیهان
    • سورین، ورنر و تانکارد، جیمز. (1384 ). نظریه های ارتباطات. علیرضا دهقان. تهران: دانشگاه
    • عباسی قادی، مجتبی و خلیلی کاشانی، مرتضی. (1390). تأثیر اینترنت بر هویت ملی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی
    • عبداللهی، محمد و حسین بر، محمد عثمان. (1381). "گرایش دانشجویان بلوچ به هویت ملی در ایران". شماره 16 ، صص 126-101.
    • عدلی پور، صمد؛ قاسمی، وحید و کیانپور، مسعود. (1392). "شبکه اجتماعی فیس بوک و هویت ملی جوانان".فصلنامه مطالعات ملی. سال 14 ، شماره 4.
    • عدلی پور، صمد ؛ یزد خواستی، بهجت و خاکسار، فائزه. (1392). "شبکه اجتماعی فیس بوک و شکل گیری هویت باز اندیشانه دربین دانشجویان دانشگاه تبریز".مجلۀ پژوهش های ارتباطی. شماره 3 ،صص 128-101 .
    • کاستلز، مانوئل. (1385). عصر اطلاعات: قدرت و هویت. حسن چاوشیان. جلد دوم، تهران: طرح نو
    • کاستلز، مانوئل. (1389). عصراطلاعات: ظهور جامعه شبکه ای. احد علیقلیان و افشین خاکباز. تهران: انتشارات طرح نو
    • کاظمی، حمیدرضا. (1389). "تأثیرات منفی گسترش شبکه های اجتماعی بر حریم خصوصی افراد". فصلنامه ره­آورد نور. شماره 31، 14-19.
    • کیانپور، مسعود ؛ عدلی پور، صمد  و ملک احمدی، حکیمه. (1393). "تعامل در فیس بوک و تأثیر آن بر هویت مدرن جوانان شهر اصفهان".دورۀ 9 ، شمارۀ 2، صص 153-132 .
    • گیدنز، آنتونی.(1377). پیامدهای مدرنیت. محسن ثلاثی. تهران: نشر مرکز

     

    • Crossly, N. (2005). "Mapping Reflexive Body Technique: on Body Modification and  Maintenance". Body & Society, Vol, 11, No.1, P86-93.
    • Kim, K. J. (2012). Minority and Majority Students P Self Reflexivity in
      Educational Setting: Korean Born in Japan Student as Critical Participants
      . University of Arizona, Ph.D. Dissertation, Department of Language, Reading and Culture.
    • Marshal, Gordon (1998). Oxford Dictionary of Sociology. Oxford University Press, second edition.
    • Martin, J.; Zhao, S. & Grasmuck, S. (2007). "Identity Construction on Face book: Digital Empowerment in Anchored Relationships". Computers in Human Behavior. 24, pp. 1816-1836.
    • Pempek, T., & et al. (2009). "College Students' Social Networking Experiences onFacebook". Journal of Applied Developmental Psychology, 30 : 227–238, PP 18- 30.
    • Valkenburg, Patti; Schouten, A. & Jochen, P. (2005). "Adolescentʼs Identity Experiments on the Internet". Journal of new media & society. Vol. 7, No. 3, pp. 383- 402.