بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در تعاملات اجتماعی همسران (مورد مطالعه:همسران جوان شهر تهران)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

2 استادیار، جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران (نویسنده مسئول) E-mail: Baseridon@yahoo.com

3 استادیار، جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شرق، تهران، ایران

چکیده

شبکه های اجتماعی مجازی، نسل جدیدی از فضای روابط اجتماعی هستند که با اینکه عمر خیلی زیادی ندارند، توانسته اند در زندگی مردم جا باز کنند. این شبکه ها در کنار مزایای خود، معایبی نیز دارند که مهمترین آنها سست شدن بنیاد خانواده ها، طلاق عاطفی زوجین و کمرنگ شدن صمیمیت میان همسران می باشد.این مقاله با توجه به اهمیت موضوع، به بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی بر تعاملات اجتماعی همسران می پردازد. جامعه آماری پژوهش حاضر،2000000 و نمونه آماری آن 410 نفر از زوجین تهرانی می باشد که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. داده ها و اطلاعات با استفاده از روش پیمایشی و کاربرد تکنیک پرسشنامه جمع آوری شده اند. همچنین، برای تحلیل داده ها از رگرسیون چند متغیره و مدل سازی معادلات ساختاری (Smart PLS) استفاده شده است. آزمون فرضیه ها بیانگر آن است که بین متغیرهای تعامل اجتماعی و ابعاد آن" تعهد همسران"(726/0- = P)، "رضایتمندی همسران"(565/0-)، "اعتماد بین همسران"(590/0-)، "بی تفاوتی در بین همسران"(157/0=P)، "انسجام بین همسران"(272/0-)، "سازگاری همسران"(571/0-)، "روابط دموکراتیک همسران"(565/0-)، "رابطه خشک و سخت گیر"(243/0) و "مدارای اجتماعی بین همسران" (213/0-) با میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین به منظور آزمون کلی و جزئی الگوی نظری، از مدل سازی معادلات ساختاری بهره گرفتیم که شاخص های برازش بالا حاکی از حمایت بسیار خوب داده ها از مبانی نظری می باشد.

کلیدواژه‌ها


بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در تعاملات اجتماعی همسران

(مورد مطالعه:همسران جوان شهر تهران)

 

یاسمن فرشادفر[1]

علی باصری[2]

نوروز هاشم زهی[3]

تاریخ دریافت مقاله: 4/6/1396

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:20/7/1396

 

 

 

مقدمه

ورود مدرنیته به ایران، بر شهر و زندگی شهری و پیکره بندی ساختار فضایی، مناسبات و تعاملات اجتماعی به عنوان عرصه ظهور و بروز آن اثرات گسترده ای نهاده است. (دهقان و دیگران، 1395: 94) طی این چند دهه و به ویژه در سال های اخیر، سبک زندگی افراد در سطح جامعه، به خصوص در کلانشهرها تغییر اساسی پیدا کرده و تقریباً در همه طبقات اجتماعی قابل مشاهده است. این تغییرات در سبک زندگی افراد با ورود فن‏آوری‏های جدید به دنیای رسانه و افزایش سرعت بی‏نظیر گسترش فن‏آوری اطلاعاتی- ارتباطی، تغییرات زیادی در ساختار خانواده های شهر‏ی به وجود آورد. فضای مجازی به وجود آمده ناشی از فن‏آوری ها نوین، شهروندان را از یکدیگر جدا کرده و شخصیت جدید فضاهای اجتماعی و سیاسی را تحت کنترل خود در آورده است. در نتیجه، شهر‏ها که روزگاری به سبب اشتیاق بشر برای برقراری ارتباط با همنوعان و تبادل عقاید و افکار شکل گرفته بودند، در حال از دست دادن این خصوصیت برجسته‏ خود هستند. (ضیاء، 1392: 1)

کم شدن ارتباط بین ساکنان محیط های شهری به خصوص کلانشهری تنها در بیرون از خانواده ها مشاهده نمی شود و حتی خانواده های شهری نیز از آسیب های ناشی از فضای مجازی مبرا نیستند و می توان شاهد کم شدن تعامل بین همسران در خانواده ها بود. امروزه در شهرها بسیاری از فعالیت های فردی و اجتماعی از جمله: کار، سرگرمی، تولید، توزیع، خرید، فروش، یادگیری، پژوهش و خود زندگی در حال انتقال به فضاهای مجازی است. برای حضور و فعالیت در فضای مجازی، مکان دیگر محدودیت به شمار نمی رود و در هر جا و در هر زمان این حضور میسر است و حتی بر نحوه گذراندن اوقات فراغت در فضاهای شهری تأثیرگذار است (ذکایی،1393: 25-23).

اما آنچه که توجه به آن مسئله ای اساسی است، نحوه تعامل خانواده ها در فضاهای کلانشهری به عنوان یکی از محیط های اصلی در معرض شبکه های اجتماعی مجازی می باشد. خانواده، پایه‌گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد (نریمانی، 1390: 2) و با وجود اینکه اولین واحد اجتماعی شناخته می‌شود، دارای پیچیدگی‌های فراوانی است؛ به طوری که شناخت آن و تأثیرات و کارکردهایش بسیار مورد توجه صاحب‌نظران مختلف قرار گرفته و بر این اساس کارکردهای متفاوتی نیز برای آن ارائه شده است. این کارکردها، گستره وسیعی دارد و شامل عرصه‌هایی چون: بهداشت روانی، جامعه‌پذیری، کارکرد اقتصادی و جنسیتی می‌شود. (بستان و همکاران، 1385: 25-24)

یکی از مهم ترین عواملی که بر بقا، دوام و رشد خانواده اثر می گذارد، روابط سالم و مبتنی بر سازگاری و تفاهم بین اعضا، به خصوص زن و شوهر است. تعامل اجتماعی بین همسران به عنوان یکی از مهم ترین عوامل اثر گذار بر عملکرد خانواده است (سینها و مکرجی[4]، 1999: 634). نبود تعامل و سازگاری مناسب بین همسران بر کیفیت عملکرد والدینی، طول عمر، میزان سلامت، رضایت از زندگی، میزان احساس تنهایی، رشد و تربیت فرزندان، روابط اجتماعی و گرایش به انحرافات اجتماعی تأثیر دارد. (مهرابی زاده هنرمند و دیگران، 1389: 126)

از جمله عوامل مرتبط بر تعامل بین همسران در شهرها، استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی می باشد. شبکه های اجتماعی مجازی، نسل جدیدی از فضای روابط اجتماعی هستند که با این که عمر خیلی زیادی ندارند، به خوبی توانسته اند جای خود را در زندگی مردم باز کنند. مردم بسیاری در سنین مختلف و از گروه های اجتماعی متفاوت، در شبکه های اجتماعی مجازی کنار هم گرد آمده اند و از فاصله های بسیار دور در دنیای واقعی، از این طریق با هم ارتباط برقرار می کنند.

شبکه های اجتماعی، نقش پررنگی در دنیای امروز دارند که نمی توان آن ها را نادیده گرفت. این سایت ها بر ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی افراد و در سطح کشورها و حتی بین الملل تأثیرگذارند و به همین دلیل، در حال گسترش هستند و در آینده، به مراتب نقش بیشتر و مهم تری را در زندگی بازی خواهند کرد. شبکه ‎های اجتماعی از سویی به عنوان یکی از گونه‎ های رسانه‎ های اجتماعی دارای کارکردهای مثبت زیادی است و امکانات تعاملی قابل توجهی برای کاربران اینترنتی فراهم کرده و در افزایش مشارکت شهروندان در برخی فرآیند‎ها مؤثر بوده اند. از سوی دیگر، این شبکه ‎ها با آسیب های گسترد‎ه ای در حوزه هایی هم چون حریم خصوصی، کپی رایت، اعتیاد مجازی، سوء‎استفاده از کودکان، دزدی اطلاعات و هویت و مواردی این چنینی مواجه بوده اند. (اسلامی، 1391: 5-2)

بنابراین، با ورود تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی در بین خانواده های به ویژه ساکنان در  کلانشهرها، ارزش های اجتماعی خانواده ها تحت تأثیر قرارگرفته و موجب شده تا تغییراتی در رفتار و گفتمان زوجین به وجود بیاید. افزایش استفاده از اینترنت و به ویژه شبکه­های اجتماعی موبایلی این روزها به رغم استفاده ­های مفیدی که دارد، موجبات دوری اعضای خانواده از یکدیگر را فراهم ساخته است؛ به گونه­ ای که به رغم نزدیکی فیزیکی و در زیر یک سقف بودن در داخل خانواده، گاه فاصله عاطفی و معنوی زیادی را از یکدیگر تجربه می­ کنند و افراد خانواده، کمترین مراودات و گفتگوی همدلانه را با هم دارند. با ورود وسایل و تکنولوژی­ های جدید به خانه ­ها، والدین و فرزندان ساعت ­های متمادی در کنار یکدیگر می نشینند بدون آن که حرفی برای گفتن داشته باشند.

امروزه خانواده ایرانی در سبد فرهنگی خود با شبکه‌های ماهواره‌ای، فضای مجازی، رسانه‌های مدرن و ... مواجه است که هر کدام به نوبه خود بخشی از فرآیند تأثیرگذاری در خانواده را هدف گرفته‌اند. عادی سازی خیانت همسران به یکدیگر، عادی جلوه ‌دادن روابط جنسی دختر و پسر پیش از ازدواج، ترویج خانواده‌های بی‌سامان ولجام گسیخته در مقابل ساختار خانواده، ترویج فرهنگ ازدواج سفید و ... پیام‌های مشترک این شبکه‌های اجتماعی می‌باشد. (اسلامی، 1391: 7-5)

این موضوع آسیب­ هایی را نیز در خانواده­ ها به وجود آورده که در کنار سایر عوامل مخرب در روابط خانوادگی، موجبات سست ­شدن بنیاد خانواده ­ها و طلاق عاطفی زوجین و کمرنگ شدن صمیمیت میان اعضای خانواده و همچنین گسترش شکاف نسلی را فراهم کرده است. وسایل ارتباط جمعی، فواصل را ناپدید می سازند. بنابراین چگونه می‌توان تصورکرد که این وسایل بر گروه های اجتماعی، ازجمله گروهی به تمام معنی، یعنی خانواده اثر نگذارند.  از دلایل اهمیت موضوع این است که در کلانشهر بیشتر افراد از طبقات مختلف براحتی به رسانه های جدید دسترسی یافته، میل به تغییر و الگوبرداری در نوع پوشش و نگرش در رفتار آنان کاملأ مشهود است. هر چند که مسائل مالی، برخی از این طبقات را در بروز کنش‌های ناهنجار دچار محدودیت می‌کند، اما روند سریع توسعه و تدارک این شبکه‌ها در همسو کردن مخاطبان همچنان ادامه دارد. استفاده از رسانه های جدید موجب شده است تا زندگی جمعی و روابط صمیمانه اعضای خانواده دچار تحول گردد و اعضای خانواده فاصله عاطفی عمیقی با یکدیگر پیدا کنند. لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سوال اصلی است که استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی چه نقشی در تعاملات اجتماعی همسران در کلانشهر تهران دارد؟

 

پیشینه تجربی پژوهش

اسکافی نوغانی و دیگران (1394) پژوهشی با عنوان "اثر شبکه های اجتماعی بر طلاق عاطفی در شهر مشهد" به انجام رساندند. در این تحقیق، زوجین شهر مشهد با حجم نمونه ۳۰ زوج و اعضای شبکۀ آنها که جمعاً ۶۰۰ نفرند- شامل ۳۰ زوج متأهل، ۱۸۱ دوست صمیمی زوجین که برای هر همسر، ۴ دوست صمیمی و ۳۹۵ عضو شبکه های خانوادۀ زوجین (اعضای خانوادۀ اصلی هر یک از همسران)- به پرسشنامه های محقق پاسخ دادند. نتایج نشان داده است که در بین متغیرهای رابطه ای، اندازه، تأیید، حمایت، انسجام، قوت پیوند، صمیمیت، فعالیت های مشترک، مرکزیت نزدیکی و همپوشانی بر صمیمیت با همسر مؤثر است و صمیمیت با همسر، بیشترین اثر را بر طلاق عاطفی دارد. در بین متغیرهای خصیصه ای، تعداد فرزندان، مدت ازدواج، نسبت قبلی با همسر و شناخت همسر قبل از ازدواج بر صمیمت با همسر و طلاق عاطفی مؤثرند.

خجیر و حسین نظر (1392) تحقیقی را با عنوان "آسیب شناسی خانواده ایرانی درعرصه شبکه های اجتماعی مجازی" به انجام رساندند. نتایج نشان دادند که استفاده از شبکه های مجازی، عاملی در بی اعتمادی، خیانت، سردی روابط، اعتیاد به آن و پرخاشگری افراد، انحراف و ابتذال اخلاقی، ترویج سبک زندگی غربی و ارزش یافتن نیازهای کاذب، شکسته شدن حریم خصوصی افراد و سوء استفاده از آنها می شود.

مرتضوی و دیگران (1392) پژوهشی را با عنوان "کارکرد اجتماعی اینترنت و امنیت روانی خانواده" به انجام رساندند. یافته ها نشان دادند که کارکرد اجتماعی اینترنت دارای ابعاد فردی، گروهی و جمعی است. این کارکرد برحسب اقدام کاربران به عنوان اعضای خانواده وشیوه مدیریت والدین می تواند خطری برای امنیت فردی وجمعی خانواده از بعد روانی باشد یا به ایجاد فرصت های جدید در فعالیت های اجتماعی و کسب تجربه های علمی و آموزشی منجر گردد که به ترتیب الویت، ناامنی در حریم شخصی با 38 درصد، ناامنی اخلاقی 26 درصد، ناامنی اقتصادی 20 درصد و ناامنی درحریم خانواده با   6 درصد قرار دارند- 10درصد پاسخ دهندگان نیز به این سوال جواب ندادند.

نعیمی (1390) پژوهشی را با عنوان "تأثیر تعامل خانواده و ماهواره در بروز پدیده طلاق (مطالعه موردی شهرستان گرگان)" به انجام رساند. نتایج نشان دادند که برای ایجاد توازن در ارزش های مسلط در زوجین و برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و یا تضاد ارزشی در بین آنان باید تعاملی سنجیده بین این دو بال مهم جامعه پذیری صورت گیرد.

نتایج پژوهش مالاموس و بریر[5] (2006) نشان داد که به نمایش گذاشتن خشونت جنسی در رسانه ها به توسعه الگوی تفکری منجر می شود که از خشونت علیه زنان حمایت می کند. همچنین، این نکته را خاطر نشان می سازد که این نوع تفکر به شکل های مختلف به رفتارهای ضداجتماعی و در نتیجه، کاهش سازگاری و تعامل در خانواده ها منجر می شود.

ایریانا شارایواسکا (2014) در مقاله ای با عنوان "خانواده و رضایت زناشویی و استفاده از شبکه های اجتماعی" بیان داشته است که محبوبیت شبکه های اجتماعی مجازی در میان تمام گروه های سنی رو به افزایش است. با توجه به بررسی های صورت گرفته، به نظر می رسد یکی از عوامل کلیدی که در ثبات و کیفیت ازدواج و خانواده و رضایت زناشویی نقش دارد استفاده از شبکه های اجتماعی می باشد. از این رو، فعل و انفعال بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی توسط اعضای خانواده و رضایت زناشویی و خانواده باید مورد بررسی قرار گیرد. نتایج تحقیق نشان داد استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی منجر به افزایش درگیری ها و تنش ها در روابط خانوادگی شده است.

ریانه فاروگیا (2013) در تحقیقی با عنوان "فیس بوک و روابط: بررسی چگونه استفاده از شبکه های اجتماعی بر روابط بلند مدت تاثیر می گذارد" به این نتیجه دست یافتند که بین استفاده از فیس بوک و رضایت در زندگی زناشویی رابطه وجود دارد. نتایج نشان داد استفاده بلند مدت از فیس بوک رابطه ای مثبت با حسادت و کاهش روابط دارد.

مبانی نظری پژوهش

      تاکنون نظریه های متعددی در زمینه تأثیرگذاری رسانه ها بر ابعاد مختلف زندگی انسان ها از جمله تعامل اجتماعی مطرح شده اند. به علت فراوانی این نظریه ها که در این مجال نمی گنجد، در این پژوهش تنها از نظریه هایی استفاده می شود که مبنای استخراج فرضیه ها و چارچوب نظری را تشکیل می دهند.

نظریه استفاده و رضایتمندی

     نظریه استفاده و رضایتمندی، به دنبال علل و انگیزه هایی است که مخاطب را وا می دارد تا به طرق مختلف و اشکال گوناگون، از رسانه استفاده کند و بدان وسیله به ارضای نیازهای خود بپردازد (مهرداد، 1380: 147)؛ نیازهایی مثل نیاز به هدایت، امنیت، کنش متقابل و دوری از تنش و فراغت (مک کوایل، 1382: 73). فرض اصلی نظریه استفاده و رضامندی این است که افراد مخاطب، کم و بیش به صورت فعال، به دنبال محتوایی هستند که بیشترین رضایت را فراهم کند. درجه این رضایت، بستگی به نیازها و علایق فرد دارد. هر قدر افراد بیشتر احساس کنند که محتوای واقعی نیاز آنان را برآورده می کند، احتمال اینکه آن محتوا را انتخاب کنند بیشتر است و به همین دلیل در این شبکه های اجتماعی به ارضای نیازهای خود می پردازند. الگوی این رویکرد را بلومر و کاتز چنین ارائه کرده اند: "ریشه های اجتماعی و روان شناختی باعث نیازهایی می شود که نتیجه آن ها انتظارات از رسانه های جمعی است که سبب گونه گونی الگوهای عرضه رسانه ها می شود و به برآورده شدن نیازها می انجامد. پیامدهای دیگری نیز دارد که اغلب ناخواسته است. قابل ذکر است که بیشتر محققان الگوی استفاده و رضامندی، عنصر فرستنده را از فراگرد ارتباط جمعی کنار می گذارند. این الگوها نوعاً با عواملی آغاز می شوند که بر انتخاب مخاطبان از محتوای رسانه ها تاثیر می گذارند. (مهدی زاده، 1387: 69)

نظریه مکتب شیکاگو

      بر طبق نظریه مکتب شیکاگو[6]، وسایل ارتباط جمعی تأثیرات بسیاری بر روی مخاطبان خود دارند و ویژگی بارز این نظریه آن است که وسایل ارتباط جمعی به عنوان یک ابزار تعیین کننده به توسعه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کمک می کند. شرط این توسعه، لیبرالیسم، آزادی بیان و آزادی مطبوعات است. این مکتب برای وسایل ارتباط جمعی 4 کارکرد اصلی را مطرح می کند:

الف) نظارت بر عملکرد نهادها و سازمان های اجتماعی از طریق خبر و اطلاع رسانی؛

  ب) ایجاد و تقویت تعهد اجتماعی؛

  ج) جامعه پذیری و حفظ و انتقال میراث فرهنگی؛

  د) تفریح و سرگرمی. (دفلور و دنیس، 1387: 693)

نظریه هابرماس

     هابرماس، جامعه اطلاعاتی و جهانی شدن رسانه ای را در قالب حوزه عمومی و همگانی مورد توجه قرار داده است. او اینترنت را محیطی می داند که یک حوزه و فضای عمومی را در جامعه فراهم کرده است. حوزه عمومی هابرماس، عرصه ای است که در آن حضور افراد در مباحث باز و علنی و کنش ارتباطی از طریق بیان و گفت و گو تحقق می یابد (آذرنگ، 1382: 65). این حوزه فقط در جامعه های باز و مردم سالار شکوفا می شود، قدرت در آن دخالتی ندارد و در این فضا گفت و گوها به صورت آزادانه انجام می شود و افراد می توانند مسائل مورد علاقه و حتی خصوصی خود را مطرح کنند. در نگاه هابرماس، شبکه ارتباطی اینترنتی و مجازی که به عنوان یک حوزه عمومی جدید مطرح شده و هر چند به نظر بعضی ها آن فقط یک حوزه عمومی مجازی است، ولی با این حال به شدت در حال رشد است (آذرنگ، 1382: 37). به زعم هابرماس، در تمام انسان های آزاد یکسری نیازهای اساسی و اصیل وجود دارد و این نیازها زمانی که فرد با دیگران صمیمانه وارد گفتگویی شود، کشف خواهد شد. در محیط های تعاملی اینترنتی (ایمیل، وبلاگ، سایت های مختلف، چت روم و...) در واقع "شرایط آرمانی مورد نظر هابرماس" به خوبی تحقق می یابد. در این محیط ها افراد معمولاً راحت تر می توانند نیازهای خود را مطرح کنند و این طرح کردن نیازها باعث شکل گیری یک فضای گفت و گو و مباحثه می شود. کاربران در آن شبکه به گفت و گو می پردازند، احساسات خود را ابراز می کنند و از یکدیگر تاثیر     می پذیرند (زنجانی زاده، 1384: 126). بر اساس نظریه هابرماس[7]، محیط تعاملی اینترنت را می توان فضایی در نظر گرفت که کاربران به راحتی در آن به گفت وگو می پردازند. فضای صمیمیت و ابراز احساسات در محیط های تعاملی اینترنت شکل می گیرد که از یکدیگر تأثیر پذیرفته و کاربران در آن گروه ها نیازها، مسائل و مشکلات خود را مطرح کنند وانرژی عاطفی خود را در این محیط ها مصرف می نمایند که این تخلیه انرژی احتمالاً بر ارزش های خانواده و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر      می تواند مؤثر واقع شود (کفاشی، 1388: 60).

نظریه کنترل اجتماعی تراویس هیرشی

بر اساس نظریه کنترل اجتماعی هیرشی، عاملی که باعث جلوگیری از رفتارهای انحرافی نوجوانان و جوانان می شود، "پیوند اجتماعی" است. به اعتقاد هیرشی، پیوندهای اجتماعی دارای چهار عنصر اصلی دلبستگی، تعهد، مشغولیت و اعتقاد است. ضعف هر یک از این چهار عنصر در فرد می تواند موجب بروز رفتارهای انحرافی او شود.

1-    دلبستگی: کسانی که به دیگران دلبستگی و علاقه ای ندارند، نگران این نیستند که روابط اجتماعی خود را به خطر اندازند و به همین علت بیشتر احتمال دارد که مرتکب رفتار انحرافی شوند.

2-    تعهد: هر چقدر میزان تعهد فرد نسبت به خانواده، شغل، دوستان و غیره کمتر باشد، احتمال ارتکاب رفتار انحرافی بیشتر خواهد بود.

3-    درگیری (مشغولیت): کسانی که مشارکت مداوم در فعالیت های زندگی، کار، خانوادگی و غیره ندارند و بیکارند، فرصت بیشتری برای انحراف دارند.

4-    باور و اعتقاد: اگر فرد اعتقاد قوی به ارزش ها و اصول اخلاقی یک گروه نداشته باشد یا به این ارزش ها وفادار نباشد، احتمال گرایش وی به رفتار انحرافی بیشتر خواهد بود (امیدوار و صارمی،1381: 56).

     نظریه هیرشی می تواند  قسمتی از علت های وابستگی به اینترنت را توضیح دهد. به عنوان مثال،   می توان خانواده ای را در نظر گرفت که به فرزندان خود توجه کافی ندارند یا زمان مشخصی را برای فرزندان خود اختصاص نمی دهند که در این حالت فرزندان می توانند برای پر کردن این خلا ایجاد شده به اینترنت و رایانه روی آورند. افرادی که فرصت بیشتری داشته باشند، بیشتر به سمت رفتار انحرافی کشیده می شوند. از این رو شاید بتوان گفت مجردها بیشتر متاهل ها، جوانان بیش از بزرگسالان و بیکارها بیشتر از شاغلان در معرض اعتیاد اینترنتی هستند. همچنین، افرادی که روابط اجتماعی کمتری دارند، منزوی ترند و صمیمیت کمتری با دیگران احساس می کنند، ممکن است تلاش کنند تا با فضاهای مجازی این کمبودها را جبران نمایند (زالی کاهکش، 1390: 44). به عقیده هیرشی[8] ، مدت زمانی که فرد به اینترنت دسترسی دارد و مداومت استفاده از آن در روابط خانوادگی اثر گذار است. بدین گونه همان طور که قبلاً گفته شد هرچه از اینترنت بیشتر استفاده کنیم، این میزان استفاده احتمالاً باعث کم شدن ارتباط با خانواده می شود و خود منجر به کاهش روابط خانوادگی می گردد (آزادارمکی و امامی، 1383: 41). بنا بر نظر هیرشی، هر اندازه کاربر به اینترنت وابسته شود، فرصت کمتری برای پرداخت به خانواده دارد و این ممکن است باعث کم اهمیت شدن خانواده نزد کاربر اینترنتی و در نتیجه کاهش روابط خانوادگی گردد.

نظریه میلتون روکیج

 دی فلور[9] و بال روکیچ[10] در الگوی خویش دربارة وابستگی به رسانه ها براین باورند که شرط مهم برای بروز اثرات، میزان وابستگی به بعضی رسانه های ارتباطی است. مجرایی که مردم برای به دست آوردن اطلاعات مهم نسبت به آن احساس وابستگی می کنند، توان بیشتری برای ایجاد اثرات دارد تا مجرایی که تفاوتی با مجاری دیگر ندارد و اطلاعاتی که فراهم می کند فاقد اهمیت است. با کمک این نظریه       می توان وابستگی به اینترنت را مطرح کرد؛ بدین صورت که کاربر اینترنتی با وابسته شدن به اینترنت فرصت کمتری برای پرداختن به خانواده دارد و این ممکن است باعث کم اهمیت شدن خانواده نزد کاربر اینترنتی و در نتیجه کاهش ارتباط اعضای خانواده و در نتیجه منزوی شدن آنها شود (تامپسون، 1380: 14).

نظریه کلی و ولخارت

کلی و ولخارت[11] دریافتند افرادی که از انگیزه بالایی برای حفظ عضویت فرد در گروه برخوردارند و بنابراین وابستگی بیشتری به تأیید دارند، بعید به نظر می رسد که ارتباطات و پیام هایی را قبول نمایند که نقطة مقابل هنجارها وارزش های گروه هستند. بنابراین افراد بیشتر فردی و شخصی عمل می کنند. فرد باید موافقت و تأیید را به دست آورد. در اینجا می توان به پذیرش توسط گروه تعبیر کرد، یعنی این که اعضا هرچه بیشتر مورد پذیرش گروه قرار بگیرند، احتمال تأثیر پیام بر گروه بیشتر است. مناظرة گروهی نسبت به سخنرانی ها، از اثر بخشی دراز مدت در تغییر نگرش ها برخوردار است. همچنین اگر این مناظرة گروهی به طور آزادانه برگزار شود، تأثیر بیشتری در اثر بخشی به اعضا گروه خواهد داشت- بحث و مناظره آزاد در افکار وعقاید تغییر بیشتری به وجود می آورد. هرچه کاربر اینترنتی احساس کند که در محیط اینترنت بیشتر مورد پذیرش واقع می شود، احتمالاً باعث خواهد شد که بر ارزش های خانواده و ارتباط اعضای دوستان با یکدیگر مؤثر واقع شود. همچنین، هرچه کاربران بیشتر وارد بحث و مناظره گروهی شوند، احتمالاً باعث مطرح کردن موضوعات خود با محیط های تعاملی اینترنت         می شوند و کمتر مسائل خود را با خانواده و یا دوستان مطرح می کنند- همین باعث کم اهمیت شدن ارزش های خانواده و ارتباط های عمیق دوستی با یکدیگر می شود (امیدوار و صارمی، 1381: 84).

نظریه مالاموس و بریر

مالاموس و بریر (2006) نشان دادند که به نمایش گذاشتن خشونت جنسی در رسانه ها به توسعه الگوی تفکری منجر می شود که از خشونت علیه زنان حمایت می کند. همچنین این نکته را خاطر نشان      می کند که این نوع تفکر به شکل های مختلف به رفتارهای ضداجتماعی  و در نتیجه کاهش سازگاری در خانواده ها منجر می شود.

نظریه ولمن[12]

 از ویژگی های منحصر به فردی که فضای سایبر را از دیگر رسانه ها ممتاز می سازد، جهانی بودن آن است. هر فردی در هر نقطه از جهان می تواند از طریق آن به آسانی، به جدیدترین اطلاعات دست یابد و مرزهای جغرافیایی تا کنون نتوانسته از گسترش روزافزون فضای سایبر جلوگیری کند. تقریباً عقاید ولمن همانند کاستلز می باشد. به نظر او، پارادایم جوامع در حال تغییر می باشد و مهم ترین اثرات فناوری بر شیوه ارتباطات می باشد. در جوامع کنونی برخلاف جوامع صنعتی که روابط بین افراد به صورت سلسله مراتبی است، روابط به صورت افقی می باشد؛ کنش ها به راحتی  با اعضای بیشتر صورت می گیرد و ارتباطات در بین شبکه های چندگانه متغیر هستند و شبکه ها از انسان ها و جوامع و گروه های مختلفی تشکیل شده است که هر کدام از آن ها ساختارهای خرد و کلان اجتماعی را در بر   می گیرد (محسنی، دوران، سهرابی، 1385: 84).

     ارتباطات نوین از نظر ولمن باعث می شود که مردم در مناطق مختلف به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و ارتباطات با رایانه، سرعت مبادلات را افزایش دهد. به وسیله ارتباطات غیر حضوری و روح حساس و ظریف افراد، برخی استرس ها در ایجاد ارتباط از بین خواهد رفت. از آن جا که روابط رو در رو وجود ندارد و به دور از هنجارها می باشد، افراد هیجان بیشتری از خود نشان می دهند و فقدان بازخورد مستقیم شکل های گسترده تری از ارتباط را افزایش می دهد.

     ارتباطات الکترونیکی سبب خواهد شد که افراد این احساس را داشته باشند که به همه دسترسی دارند و این در حالی است که بدون اینترنت به دلیل محدودیت ها، افراد  فقط با افراد نزدیک و خاص ارتباط برقرار می کنند و فناوری های نوین این امکان را می دهد که با محیط های چندگانه اجتماعی در تماس باقی بمانند و حتی روابط سطحی به روابطی قوی و عاطفی تبدیل گردد. در مجموع، به نظر ولمن فضای سایبر، واقعی و مکان آن، جمعی است؛ مکانی برای تبادل ارزش ها و اطلاعات در سطحی جهانی. مردم متعلق به اجتماعات مجازی هستند و متعلق به مکان خاصی نیستند که همه این موارد باعث می شود که گروه های جداگانه تبدیل به شبکه های گسترده ای شوند. در این گونه شبکه ها، اطلاعات به صورت باور نکردنی در حال پخش می باشد؛ به طوری که کنترل تکثیر اطلاعات توسط دولت مانند جوامع صنعتی امکان پذیر نمی باشد و افراد از آزادی عمل بیشتری برخوردارند. (حسنی، 1384: 34)

     در مورد شبکه های اجتماعی مجازی دیدگاه های گوناگونی وجود دارد که با مطالعه و بررسی این دیدگاه ها می توان برخی از عوامل مهم و تاثرگذار را مشخص نمود. با توجه به نظریات ارائه شده محقق سعی نموده تا با تلفیق آن ها، چارچوب نظری خاصی را برای پژوهش حاضر در نظر بگیرد تا بتواند به تبیین موضوع مورد مطالعه بپردازد.

جدول 1: مبنای نظری استخراج فرضیه ها

فرضیه ها

مبنای نظری

بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و تعهد همسران ارتباط وجود دارد.

نظریه مکتب شیکاگو

بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و رضایتمندی همسران ارتباط وجود دارد.

نظریه استفاده و رضایتمندی

بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و اعتماد بین همسران ارتباط وجود دارد.

ولمن

بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و انسجام بین همسران ارتباط وجود دارد.

ولمن

بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و سازگاری همسران ارتباط وجود دارد.

مالاموس و بریر

بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و روابط دموکراتیک در بین همسران ارتباط وجود دارد.

کلی و ولخارت

والدهال کلاپر

بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و بی تفاوتی در بین همسران ارتباط وجود دارد.

هیرشی

دی فلور و بال روکیچ

بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و رابطه خشک و سخت گیر بین همسران ارتباط وجود دارد.

کلی و ولخارت

والدهال کلاپر

بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و مدارای اجتماعی بین همسران ارتباط وجود دارد.

هابرماس

 

مدل نظری پژوهش

 

نمودار 1: مدل نظری تحقیق

فرضیه های پژوهش

  • بین میزان استفاده همسران از شبکه های اجتماعی مجازی و تعاملات اجتماعی و مولفه های آن در شهر تهران رابطه وجود دارد.
  • بین مدت زمان عضویت در شبکه های اجتماعی مجازی و تعاملات اجتماعی همسران رابطه وجود دارد.
  • بین تعداد شبکه های اجتماعی مجازی عضو و تعاملات اجتماعی همسران رابطه وجود دارد.

روش شناسی پژوهش

این تحقیق به لحاظ هدف، از نوع کاربردی و به لحاظ شیوه تجزیه و تحلیل داده ها، از نوع توصیفی و همبستگی می باشد. هدف آن شناخت و توصیف وضعیت موجود تعاملات اجتماعی(متغیر وابسته) در جامعه آماری مورد مطالعه و تعیین رابطه آن با ویژگی های اجتماعی–  فردی و مولفه های شبکه های اجتماعی مجازی (متغیر مستقل) می باشد. بنابراین در گردآوری داده ها از دو روش اسنادی(کتابخانه ای) و میدانی(پیمایش و مصاحبه) استفاده شده است. در روش اسنادی جهت تدوین جامع چارچوب نظری تحقیق، مطالعات انجام گرفته قبلی و نظریه های جامعه شناسی در تحلیل تعاملات اجتماعی همسران بررسی شده است و پس از ارزیابی تحقیقات و نظریه های مرتبط با موضوع، از یک طرف و شناخت وضعیت فعلی جامعه، تدوین شاخص ها و متغیرهای تحقیق صورت گرفته است.

جامعه و نمونه آماری و استراتژی نمونه گیری و تعیین حجم نمونه

   با توجه به ماهیت موضوع پژوهش و  اهداف مورد نظر، جامعه آماری تحقیق حاضر شامل مجموعه همسران جوان گروه سنی 18 سال و بالاتر می‌باشند که در شهر تهران بزرگ سکونت دارند. با توجه به تعریف جامعه آماری، هر یک از افراد این گروه سنی به عنوان واحد آماری محسوب می‌شود که براساس آمار سال 1395 برابر 2000000 نفر است (سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1395). روش نمونه گیری در این تحقیق، از نوع "نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای" است. بر این اساس، در مرحله اول نمونه گیری، مناطق 22 گانه شهرداری تهران به سه قسمت یا خوشه تقسیم شدند؛ به طوری که مناطق 1 تا 5 در گروه 1، مناطق 6 تا 14 در گروه 2 و مناطق 15 تا 22 در گروه 3 طبقه بندی شدند. بر طبق فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر می باشد. لذا از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده است؛ بدین صورت که ابتدا نقشه شهر تهران بر اساس مناطق 22 گانه تهیه گردید. سپس بر طبق اطلاعات به دست آمده از شهرداری به 24 خوشه تقسیم بندی گردید. در ادامه هر کدام از خوشه ها به شهرک ها و محله و در ادامه به بلوک هایی تقسیم بندی گردید. در مرحله بعد با استفاده از نمونه گیری تصادفی از هر خوشه، از بین محله های مشخص شده یک محله که معرف کل خوشه باشد انتخاب شد. در ادامه از داخل هر کدام از نواحی که به بلوک هایی مشخص تقسیم شده اند اطلاعات جمع آوری شد؛ بدین صورت که بین فهرست بلوک های هر قسمت تعیین شده، تعدادی بلوک (به تعداد یک دهم حجم نمونه در هر قسمت) به صورت تصادفی انتخاب و سپس با منظور کردن عدد 10 به عنوان فاصله نمونه، در هر بلوک 10 خانوار به صورت منظم انتخاب شدند. بعلاوه، در هر بلوک نقطه شروع نمونه گیری از بین اعداد 1 تا 10 به صورت تصادفی تعیین شده است. شروع نمونه گیری در هر بلوک از سمت شمال شرقی آن و در جهت حرکت عقربه ساعت صورت گرفته و بلوک هایی که کمتر از 10 خانوار دارند همراه با بلوک سمت غرب یا نزدیکترین بلوک مسکونی به آنها در نظر گرفته شدند. روش تعیین حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به صورت زیر بوده است:

 

 

که در آن حد مطلوب اطمینان در این پژوهش 95/0 در نظر گرفته شده است. در نتیجه سطح احتمال مورد نظر (d) برابر با 05/0 و اندازة متغیّر در توزیع طبیعی یا ضریب اطمینان (t‌) برابر با 96/1 است. برای تعیین واریانس، می­توان از پیش­برآورد استفاده کرد. بزرگ­ترین نمونه لازم برای پاسخ‌گویی به سوالات یک تحقیق وقتی به دست می­آید که احتمال دارا بودن صفت یا قرار گرفتن در نمونه (p) برابر 5/0 باشد. در این صورت، اشتباه استاندارد کم­ترین مقدار را به خود می­گیرد (سرایی، 1384: 124). همچنین، بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 جامعه آماری (N) افراد 18 سال و بالاتر ساکن در شهر تهران بزرگ برابر با 2000000 است. در نهایت، با توجه به داده­های بالا و فرمول کوکران حجم نمونه (n) برابر با 384 نفر خواهد بود- که این مقدار را برای کاهش خطای ناشی از نمونه گیری و احتمال ناقص بودن برخی از پرسشنامه ها، به 410 نفر افزایش داده است. 

تعریف مفهومی و عملیاتی مفاهیم و متغیرها

  شبکه اجتماعی

تعریف مفهومی: "به‌طور کلی در تعریف شبکه­های مجازی می­توان گفت سایت­هایی هستند که از یک سایت ساده مانند موتور جستجوگر با اضافه شدن امکاناتی مانند چت و ایمیل و امکانات دیگر خاصیت اشتراک­گذاری را به کاربران خود ارائه می­دهند. شبکه­های اجتماعی، محل گردهمایی صدها میلیون کاربر اینترنت است که بدون توجه به مرز، زبان، جنس و فرهنگ، به تعامل و تبادل اطلاعات می‏پردازند. در واقع، شبکه­های اجتماعی برای افزایش و تقویت تعاملات اجتماعی در فضای مجازی طراحی شده­اند. به طور کلی، از طریق اطلاعاتی که بر روی پروفایل افراد قرار می­گیرد مانند عکس کاربر، اطلاعات شخصی و علایق (که همه این­ها اطلاعاتی را در مورد هویت فرد فراهم می­آورد) برقراری ارتباط تسهیل می‌گردد. کاربران می‌توانند پروفایل­های دیگران را ببینند و از طریق برنامه­های کاربردی مختلف مانند ایمیل و چت با یکدیگر ارتباط برقرار کنند (پِمپِک[13] و همکاران، 2009: 228).

تعریف عملیاتی: برای سنجش متغیر شبکه های اجتماعی از دو عامل میزان استفاده  و تعداد شبکه های اجتماعی عضو- که سوالات به صورت محقق ساخته می‌باشد- استفاده شده است.

   میزان استفاده از شبکه های اجتماعی

تعریف مفهومی: عبارت است از: مدت زمانی از شبانه روز که فرد از شبکه های اجتماعی استفاده     می کند.

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در شش طبقه شامل کمتر از یک ساعت، بین یک تا دو ساعت، بین دو تا سه ساعت، بیشتر از چهار ساعت، طراحی شده است.

تعداد شبکه های اجتماعی

تعریف مفهومی: عبارت است از: مدت زمانی که فرد به عضویت شبکه های اجتماعی در آمده است.

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر تعداد شبکه های اجتماعی عضو در شش نوع شبکه‌های اجتماعی مجازی (فیسبوک، توییتر، واتس آپ، وایبر، اینستاگرام و مای اسپیس) مدنظر قرار گرفته است و سوالات بر اساس بهتر بودن شبکه‌ها و میزان استفاده بیشتر از آنها طراحی شده است.

تعامل

تعریف مفهومی: به معنای ایجاد رابطه بین دو نفر یا بیشتر باشد که منجر به واکنشی میان آنها می شود و این نوع واکنش برای هر دو طرف شناخته شده است. بنابراین روابط بدون معنا در زمره این تعریف قرار نمی گیرد. تعامل اجتماعی می تواند یک موضوع فیزیکی، یک نگاه، یک مکالمه و ارتباط بین افراد باشد که خود مستلزم تعریف رویدادها و فعالیت های متناسب و در نتیجه نقش پذیری مردم در فضا و عضویت آنها در گروه ها و شبکه های اجتماعی است (دانشپور و چرخیان، 1386: 22).

تعریف عملیاتی: متغیرتعامل اجتماعی از نه بعد تعهد همسران، رضایتمندی همسران، اعتماد بین همسران، انسجام بین همسران، سازگاری همسران، روابط دموکراتیک، بی تفاوتی، رابطه خشک و سخت گیر و مدارا- که سوالات به صورت محقق ساخته و استاندارد می‌باشد و سوالات هر مولفه بر اساس طیف لیکرت به صورت پنج گزینه‌ای طراحی شده-  سنجیده شده است.

روایی و پایایی ابزار اندازه گیری

در این پژوهش به جهت برآورد اعتبار سوالات پرسشنامه، از اعتبار محتوایی استفاده شده است. اعتبار محتوایی به معنی شناسایی اعتبار شاخص‌ها یا معرف‌های پژوهش از طریق مراجعه به داوران می‌باشد. بدین ترتیب، در پژوهش حاضر پژوهشگران از طریق بررسی ادبیات موضوع و نظر خبرگان این حوزه به این نتیجه رسیده‌اند که شاخص گنجانده شده درسوالات پرسشنامه معرف حوزه معنایی مفاهیم مورد مطالعه هستند. همچنین، برای حصول اطمینان از پایایی ابزار سنجش، پرسشنامه مورد پیش آزمون قرار گرفت؛ به این صورت که تعداد 5۰ نفر از پاسخگویان پرسشنامه تنظیم شده را تکمیل نمودند. پس از تکمیل، پرسشنامه‌های مذکور کدگذاری و در نرم افزار SPSS وارد شدند و پایایی آن‌ها به وسیله آلفای کرونباخ ارزیابی گردید. بر این اساس نتایج به دست آمده در غالب موارد بیش از ۷۰ درصد بود که نشان دهنده پایایی و قابلیت اعتماد پرسشنامه می‌باشد (جدول ۱) برای روایی سازه‌ها نیز با استفاده از نرم افزار Amos عاملی انجام گرفت و سپس با اطمینان از اعتبار آن به تحلیل داده‌ها اقدام گردید. داده‌ها با نرم افزار spss نیز در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد پردازش قرار گرفت.  همچنین، برای تحلیل داده‌ها از رگرسیون چند متغیره و مدل‌سازی معادلات ساختاری  Smart PLS استفاده شد.

جدول 1: ضریب آلفای کرونباخ مقیاس‌های تحقیق

متغیرهای پنهان

ضریب آلفای کرونباخ

مقیاس

خرده مقیاس

خرده مقیاس

مقیاس

شبکه اجتماعی

تعداد شبکه های  عضو

82/0

84/0

مدت زمان استفاده

78/0

تعامل اجتماعی همسران

تعهد همسران

85/0

86/0

رضایتمندی همسران

79/0

اعتماد بین همسران

78/0

انسجام بین همسران

80/0

سازگاری همسران

82/0

روابط دموکراتیک همسران

82/0

بی تفاوتی در بین همسران

85/0

رابطه خشک و سخت گیر

73/0

مدارای اجتماعی بین همسران

80/0

 روش و تجزیه و تحلیل داده ها

فرضیه های اصلی تحقیق با استفاده از مدل سازی معادله ساختاری آزمون شده اند.آزمون فرضیه ها با استفاده از این تکنیک به محقق یاری می رساند تا با متغیرهای اصلی درگیر در فرضیه به عنوان متغیرهای پنهان برخورد کند و خطاهای اندازه گیری را در برآورد پارامترهای مرتبط با آزمون فرضیه دخالت دهد. به منظور انجام محاسبات از نسخه 22 دو نرم افزار  spssو Smart PLS استفاده شده است.

یافته های پژوهش

یافته‌های توصیفی متغیر‌های پژوهش

نتایج فراوانی متغیر جنس نشان می دهد که 3/55 درصد افراد مورد مطالعه (332 نفر) مرد و 7/44 درصد دیگر(268 نفر) را زن تشکیل داده­اند. نتایج فراوانی متغیر سطح تحصیلات نشان می دهد که 2 درصد پاسخگویان دارای سطح تحصیلات زیر دیپلم، 14 درصد دارای سطح تحصیلات دیپلم، 25 درصد دارای سطح تحصیلات کاردانی، 2/44 درصد دارای سطح تحصیلات کارشناسی و3/14 درصد دیگر دارای سطح تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر هستند. بر اساس یافته های مربوط به متغیر سن، بیشترین تعداد پاسخگویان در گروه سنی 41 – 49 سال (2/21درصد) و کمترین تعداد پاسخگویان در گروه سنی 18- 21 سال (5/2) می باشند.

تعامل اجتماعی و مولفه های آن

جدول 2: توزیع پاسخگویان بر حسب میزان تعامل اجتماعی

ابعاد تعامل اجتماعی

میزان تعامل

 

خیلی کم

کم

متوسط

زیاد

خیلی زیاد

میانگین

تعهد همسران

15

34/29

33/30

33/15

10

76/2

رضایتمندی همسران

-

5/44

66/30

17/10

67/14

95/2

اعتماد بین همسران

67/2

-

5/38

17/37

66/21

75/3

انسجام بین همسران

66/2

5

38

6/17

67/36

80/3

سازگاری همسران

33/5

66/2

34/33

5/37

17/21

66/3

روابط دموکراتیک همسران

33/2

5/30

73/42

17/12

17/12

01/3

بی تفاوتی در بین همسران

33/7

83/37

28

17/12

67/14

89/2

رابطه خشک و سخت گیر

33/7

17/28

30

83/16

67/17

09/3

مدارای اجتماعی بین همسران

6

67/24

17/39

83/27

33/2

94/2

میانگین کل تعامل اجتماعی

 

 

 

 

 

20/3

یافته­ها نشان می­دهد که در بین مولفه های تعامل اجتماعی، انسجام بین همسران دارای بیشترین میانگین (80/3) و تعهد همسران دارای کمترین میانگین (76/2) می باشد. همچنین، میانگین رضایتمندی همسران (95/2)، اعتماد بین همسران (75/3)، سازگاری همسران (66/3)، روابط دموکراتیک همسران (01/3)، بی تفاوتی در بین همسران (89/2)، رابطه خشک و سخت گیر (09/3) و مدارای اجتماعی بین همسران (94/2) می باشد. در کل، میانگین  تعامل در جامعه مورد مطالعه 20/3 بوده که با توجه به اینکه حداقل و حداکثر نمره به ترتیب 1 و 5 می باشد نشان می دهد که میزان تعامل در بین همسران تقریبا در حد متوسط رو به بالا می باشد.

میزان استفاده از شبکه های اجتماعی  مجازی

جدول 3: توزیع پاسخگویان بر حسب مقیاس های میزان استفاده از شبکه اجتماعی مجازی

نوع استفاده

میزان استفاده

 

زیاد

متوسط

کم

میانگین

تعداد شبکه اجتماعی عضو

3/27

2/48

5/24

43/3

مدت زمان عضویت

2/30

7/42

1/29

34/3

مقیاس کل میزان استفاده از شبکه اجتماعی

7/28

5/45

8/26

38/3

جدول 3، توزیع پاسخگویان را برحسب شاخص یا مقیاس های میزان استفاده ازشبکه های اجتماعی مجازی نشان می دهد که بیشترین میانگین مربوط به مولفه تعداد شبکه های اجتماعی با میانگین 43/3 و کمترین میانگین مربوط به مدت زمان عضویت در شبکه های اجتماعی با میانگین 38/3 می باشد. در کل، میانگین  استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در جامعه مورد مطالعه 38/3  بوده که با توجه به اینکه حداقل و حداکثر نمره به ترتیب 1 و 5 می باشد نشان می دهد که میزان استفاده از شبکه ها در بین همسران تقریبا در حد متوسط رو به بالا می باشد.

آزمون فرضیه ها

رابطه میزان استفاده از شبکه اجتماعی  مجازی و تعامل اجتماعی همسران

اولین فرضیه، بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی  مجازی و تعامل اجتماعی و مولفه های آن در بین همسران رابطه معکوس وجود دارد؛ یعنی هرچه میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی افزایش یابد سطح تعاملات اجتماعی همسران نیز کاهش می یابد. جهت بررسی فرضیه های پژوهش مبنی بر ارتباط بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با شاخص های تعامل اجتماعی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته ها به شرح جدول زیر می باشد.

 

جدول 4: همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق

نام متغیر                          شاخص های

                       تعامل اجتماعی

تعامل اجتماعی

ضریب همبستگی

سطح معناداری

 

 

 

استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی

تعهد همسران

726/0-

000/0

رضایتمندی همسران

565/0-

000/0

اعتماد بین همسران

590/0-

001/0

انسجام بین همسران

272/0-

000/0

سازگاری همسران

571/0-

000/0

روابط دموکراتیک همسران

565/0-

000/0

بی تفاوتی در بین همسران

157/0

001/0

رابطه خشک و سخت گیر

243/0

000/0

مدارای اجتماعی بین همسران

213/0-

001/0

میانگین کل تعامل اجتماعی

666/0-

000/0

 

یافته ها حاکی از آن است که بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با تعامل اجتماعی (666/0-) همسران و ابعاد مختلف آن رابطه وجود دارد. در این میان، رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و تعهد همسران (726/0- P=) دارای بیشترین ضریب همبستگی و رابطه بین بی تفاوتی در بین همسران و میانگین کل تعامل اجتماعی دارای کمترین ضریب همبستگی (157/0=P) می باشد.

همچنین، بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و رضایتمندی همسران (565/0-)، اعتماد بین همسران (590/0-)، انسجام بین همسران (272/0-)، سازگاری همسران (571/0-)، روابط دموکراتیک همسران (565/0-)، رابطه خشک و سخت گیر (243/0) و مدارای اجتماعی بین همسران (213/0-) ارتباط وجود دارد. بنابراین تمامی فرضیه های پژوهش تأیید می شوند.

در این میان، افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی باعث کاهش تعهد همسران، روابط دموکراتیک همسران، اعتماد بین همسران، انسجام بین همسران، سازگاری همسران، رضایتمندی همسران و افزایش بی تفاوتی در بین همسران و رابطه خشک و سخت گیر در بین آنان می شود.

آزمون تحلیل  رگرسیون

متغیر شبکه های اجتماعی مجازی به چه میزان توانایی تبیین تعاملات اجتماعی همسران در شهر تهران را دارد؟

 

H0: ᵦ = 0       شبکه های اجتماعی بر تعامل همسران تاثیر ندارد

                                                                                                               

H1: ᵦ ≠ 0       شبکه های اجتماعی بر تعامل همسران تاثیر دارد

رگرسیون خطی بین «میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی  و تعاملات اجتماعی همسران»

جدول5: نتایج آزمون تحلیل رگرسیون برای تعامل اجتماعی همسران

مدل

مقدار R

مقدار R Square

R Square تعدیل شده

خطای معیار تخمین

1

666/0-

444/0

443/0

334422/0

 

 

ضریب همبستگی به‌دست آمده برابر 666/0- می‌باشد که نشان دهنده همبستگی قوی متغیرهای پیش‌بین (میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی) و متغیر معیار(تعاملات اجتماعی همسران) است. با توجه به نتایج به‌دست آمده، میزان ضریب تعیین تعدیل شده برای مدل برابر 443/0 است و می‌توان گفت که 3/44 درصد از تغییرات متغیر معیار را می‌توان به‌وسیله رابطه خطی آن با متغیر پیش‌بین تعیین نمود.

جدول:6 ضرایب آزمون تحلیل رگرسیون تعامل اجتماعی همسران

عنوان متغیر

ضرایب غیر استاندارد

ضرایب استاندارد

مقدارT

سطح معناداری

B

اشتباه استاندارد

Beta

عدد ثابت (Constant)

518/4

064/0

-

566/70

001/0

میزان استفاده از شبکه های اجتماعی

423/0-

019/0

66/0-

263/22-

001/0

 

با توجه نتایج حاصله در معادله رگرسیونی، تأثیر گذاری متغیر مستقل شبکه های اجتماعی بر متغیر وابسته تعامل  اجتماعی همسران، مورد تأئید می باشند، زیرا سطح معناداری آن  برابر 001/0 بوده و کمتر از 05/0 می باشند. همچنین، ضریب رگرسیون برای متغیر مستقل شبکه های اجتماعی برابر 66/0-    می باشد. ضریب بتا (مقدار استاندارد شده ضرایب که نشان دهنده میزان تغییر در متغیر وابسته تعامل همسران به ازای تغییر به اندازه یک انحراف معیار در متغیر مستقل شبکه های اجتماعی است) برابر 423/0- می باشد.

معادله رگرسیون  نیز به صورت رابطه زیر است که در این معادله که متغیرهای موجود در آن به شرح موارد زیر می‌باشد،  X میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی  و Y نیز  تعاملات اجتماعی همسران می باشد:

 X 423/0-518/4= Y

پس می توان گفت استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی  بر تعاملات اجتماعی همسران تأثیر معکوس و معناداری دارد؛ بدین صورت که هرچه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بیشتر باشد، میزان تعاملات اجتماعی همسران کمتر می شود. بر این اساس، این فرضیه تایید می شود.

الگو سازی معادلات ساختاری با کاربرد (Smart PLS) 

به منظور تعیین شدت و جهت بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر تعامل اجتماعی همسران از یک مدل معادله ساختاری بهره گرفته شده است. در این پژوهش با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری، به آزمون مدل های معادله ساختاری پژوهش پرداخته شده است. رویکرد ما در این بخش، دو مرحله ای است؛ بدین معنی که پس از تدوین مدل نظری پژوهش لازم است تا به بحث برآورد مدل یا به عبارتی دیگر برآورد پارامترهای آزاد در مدل و تحلیل شاخص های جزئی و کلی مدل پرداخت تا مشخص شود که آیا داده های تجربی در مجموع حمایت کننده­ مدل نظری تدوین شده هستند یا خیر.

مدل­سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات (PLS) برخلاف روش کواریانس محور (نرم افزارهایی نظیر AMOS،LISREL  و EQS) فاقد شاخص­های برازش مدل مبتنی بر کای دو  جهت بررسی میزان مطابقت مدل نظری با داده­های گردآوری شده می­باشد- این امر به ماهیت پیش­بین محورPLS  بستگی دارد. بنابراین شاخص­های برازش که به همراه این رویکرد توسعه یافته­اند، مربوط به بررسی کفایت مدل در پیش­بینی متغیرهای وابسته می­شوند؛ مانند شاخص­های افزونگی[14] و حشو[15]یا شاخصGOF . در واقع این شاخص­ها نشان می­دهند که برای مدل اندازه­گیری معرف­ها تا چه حد توانایی پیش­بینی سازه زیربنایی خود را دارند و برای مدل ساختاری، متغیرهای برون­زا تا چه حد و با چه کیفیتی توانایی پیش­بینی متغیرهای درون­زا مدل را دارند. برآوردهای مربوط به شاخص های ارزیابی کلیت مدل ساختاری و پارامترهای اصلی این مدل (اثر متغیر شبکه های اجتماعی مجازی بر تعامل اجتماعی همسران) در شکل و جداول زیر گزارش شده است:

شکل 2: مدل معادله ساختاری اثر شبکه های اجتماعی مجازی بر تعامل همسران

 

جدول 7: برآورد شاخص های ارزیابی کلیت مدل معادله ساختاری

مدل

شاخص

GOF

SRMR

NFI

1

مقدار

81/0

083/0

91/0

شاخص های ارزیابی کلیت مدل معادله ساختاری در مجموع بیانگر این است که داده ها مدل نظری پژوهش را حمایت می کنند. به عبارت دیگر، برازش داده ها به مدل برقرار است و شاخص ها دلالت بر مطلوبیت مدل معادله ساختاری دارند.

جدول 8: برآورداثرمتغیر شبکه های اجتماعی مجازی بر تعامل همسران

متغیر مستقل

مسیر

متغیروابسته

ضریب تعیین

ضریباثر

مقدار بحرانی

سطح معناداری

شبکه های اجتماعی مجازی

<---

تعامل همسران

361/0

601/0-

½

000/0

 

مقادیر برآورد شده در جدول بالا بیانگر آن است:

1) متغیر شبکه های اجتماعی مجازی در مجموع 60/0 از واریانس متغیر تعامل همسران را تبیین می کند. با مدنظر قرار دادن مقادیر مربوط به حجم اثر شاخص ضریب تعیین این مقدار در حد متوسط (36/0) برآورد می شود. به عبارت دیگر، متغیر شبکه های اجتماعی مجازی در حد متوسط توان تبیین واریانس متغیر تعامل همسران شهروندان را دارد.

2) اثر متغیر شبکه های اجتماعی مجازی بر تعامل همسران به لحاظ آماری معنادار است. بنابراین فرضیه کلی پژوهش مبنی بر اینکه متغیر شبکه های اجتماعی مجازی بر تعامل همسران تأثیر دارد، تأیید         می شود. با توجه به مقدار ضریب تأثیر می توان گفت اثر متغیر شبکه های اجتماعی مجازی بر متغیر تعامل همسران منفی، معکوس و در حد نزدیک به بالا برآورد می شود؛ به این معنا که افزایش میزان شبکه های اجتماعی مجازی می تواند منجر به کاهش تعامل همسران گردد.

بحث و نتیجه گیری

همانطور که ذکر شد یکی از عوامل مرتبط با تعامل بین همسران، استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی می باشد. شبکه های اجتماعی مجازی، نسل جدیدی از فضای روابط اجتماعی هستند که با این که عمر خیلی زیادی ندارند، به خوبی توانسته اند جای خود را در زندگی مردم باز کنند. با ورود تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی در خانواده ها، ارزش های اجتماعی خانواده ها تحت تأثیر قرارگرفته و موجب شده تا تغییراتی در رفتار و گفتمان زوجین به وجود بیاید؛ به گونه­ ای که به رغم نزدیکی فیزیکی و در زیر یک سقف بودن در داخل خانواده، گاه فاصله عاطفی و معنوی زیادی را از یکدیگر تجربه می­ کنند و افراد خانواده کمترین مراودات و گفتگوهای همدلانه را با هم دارند.

با توجه به اهمیت و ضرورت بررسی نقش شبکه های مجازی در تعامل بین همسران، در پژوهش حاضر به تحلیل و بررسی ارتباط بین شبکه های اجتماعی مجازی و ابعاد مختلف تعامل اجتماعی در بین همسران در شهر تهران به عنوان متغیر وابسته پرداخته شد.

یافته ها حاکی از آن است که بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با تعامل اجتماعی (666/0-) همسران و ابعاد مختلف آن رابطه وجود دارد. در این میان، رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و تعهد همسران (726/0- P=) دارای بیشترین ضریب همبستگی و رابطه بین بی تفاوتی در بین همسران و میانگین کل تعامل اجتماعی دارای کمترین ضریب همبستگی (157/0=P) می باشد.

همچنین، بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و رضایتمندی همسران (565/0-)، اعتماد بین همسران (590/0-)، انسجام بین همسران (272/0-)، سازگاری همسران (571/0-)، روابط دموکراتیک همسران (565/0-)، رابطه خشک و سخت گیر (243/0) و مدارای اجتماعی بین همسران (213/0-) ارتباط وجود دارد. بنابراین تمامی فرضیه های پژوهش تأیید می شوند.

نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی نشان دادند که 3/44 درصد از تغییرات متغیر معیار را می‌توان به‌وسیله رابطه خطی آن با متغیر پیش‌بین تعیین نمود.

 نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری (Smart PLS) نیز نشان دادند که متغیر شبکه های اجتماعی مجازی در مجموع 60/0 از واریانس متغیر تعامل همسران را تبیین می کند. با مدنظر قرار دادن مقادیر مربوط به حجم اثر شاخص ضریب تعیین این مقدار در حد متوسط (36/0) برآورد می شود. به عبارت دیگر Tمتغیر شبکه های اجتماعی مجازی در حد متوسط توان تبیین واریانس متغیر تعامل اجتماعی همسران را دارد.

یافته های پژوهش حاضر مبنی بر ارتباط بین شبکه های اجتماعی مجازی و تعامل اجتماعی با یافته های پژوهش های اسکانی نوغانی و دیگران (1394)، خجیر و حسین نظر (1392) و مالاموس و بریر  (2006) همخوانی دارد. هرکدام از متفکران فوق در پژوهش های خود به این نتیجه رسیدند که بین شبکه های اجتماعی و تعامل بین همسران ارتباط وجود دارد؛ بدین ترتیب که شبکه های اجتماعی، عاملی در کاهش تعاملات در خانواده در ابعاد مختلف می باشد- نتایجی که با یافته های پژوهش حاضر مطابق است.

بنابراین مشاهده می شود که شبکه های اجتماعی یکی از عوامل مهم کاهش تعاملات در سطح خانواده است و با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی میزان تعاملات اجتماعی کاهش پیدا می کند. تحت تأثیر شبکه های مجازی، آنچه همسران باید از زندگی مشترک انتظار داشته باشد به نوعی تحریف می‌شود و نارضایتی از زندگی طرفین به سردی گراییدن روابط عاطفی و سرانجام خیانت و طلاق می‌انجامد. جذابیت و فریبندگی اینترنت و شبکه‌های مجازی در محیط خانواده باعث از هم گسیختگی ازدواج، روابط زناشویی و روابط بین همسری شده است.

در پایان باید گفت وقتی ما نمی‌توانیم جلوی تولید را بگیریم باید استفاده درست از این نرم‌افزارها را آموزش دهیم.  در این راستا برگزاری جلسات آموزشی از سوی مصادر امور فرهنگی به منظور آشناسازی و اطلاع رسانی به مردم و خانواده ها در مورد فنّاوری های جدید به ویژه اینترنت و نرم‌افزار‌هایی جدید از جمله: وایبر، تانگوم، واتس آپ و لاین و شبکه های اجتماعی مجازی سودمند خواهد بود.

 با توجه به نتایج حاصل از فرضیه اصلی تحقیق پیشنهاد می شود مسئولان با فرهنگ سازی در زمینه استفاده درست و به اندازه از شبکه های اجتماعی و دنیای مجازی، گام های موثری در جهت افزایش رضایت زناشویی بردارند.

 همچنین، پیشنهاد می شود زوجین با استفاده صحیح از شبکه های اجتماعی و توانمندسازی خود در مدیریت هیجانات، به رضایت بیشتری در زندگی مشترک دست پیدا کنند که این امر نیازمند غنی سازی برنامه های  مشاوره ای مراکز مربوطه می باشد.

پیشنهاد می شود زوجین با افزایش صمیمیت و همراهی عاطفی و استفاده صحیح از شبکه های اجتماعی، میزان احساس صمیمیت نسبت به هم را بالا ببرند و موجب رشد احساسات و ارزش ها بین خود و اعضای خانواده گردند.

پیشنهاد می شود زوجین رفتارها و واکنش های مثبت را هنگام گفتگوها و در حین پرسیدن جزئیات گفتگو از خود نشان دهند و موجب حفظ و آرامش نهاد خانواده و پیشگیری از آسیب هایی چون طلاق گردند.

همچنین، پیشنهاد می شود زوج ها نسبت به یکدیگر نگرش توجه آمیز داشته باشند و به گفته های همسر خود اعتبار دهند که این امر افزایش احترام و ارزش دهی به همسر را در پی خواهد داشت و با کاهش مقاومت در زوج ها و بهبود ارتباط آنان همراه خواهد بود.

 

  • منابع

    • آرمانیان، رضا. (1395). "تفاوت آسیب در شبکه های اجتماعی از کلان شهرها تا روستاها". روزنامه امروز خراسان جنوبی، 9 شهریور، شماره 3148.
    • آزاد ارمکی، تقی و امامی، یحیی. (1383). "تکوین حوزه عمومی و گفت و گوی عقلانی". مجله جامعه شناسی ایران. دوره پنجم، شماره 1.
    • اسکافی نوغانی، مریم؛ ترکمان، فرح و ساروخانی، باقر. (1394). "اثر شبکه های اجتماعی بر طلاق عاطفی در شهر مشهد". دوفصلنامه علوم اجتماعی. سال 12، شماره 1 .
    • اسلامی، مروارید. (1391). بررسی شبکه های اجتماعی و تأثیرات آن ها بر ابعاد مختلف زندگی. نخستین کنگره ملی فضای مجازی و آسیب های اجتماعی نوپدید. تهران: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
    • اسلوین، جیمز. (1381). اینترنت و جامعه. عباس گیلوری و علی رادباوه. تهران: نشر کتابدار
    • امیدوار، احمدعلی و صارمی، علی‌اکبر. (1381). اعتیاد به اینترنت: توصیف، سبب‌شناسی، پیشگیری، درمان و مقیاس های سنجش اختلال اعتیاد به اینترنت مرکز مشاوره و خدمات روان‌شناختی پردیس. مشهد: انتشارات تمرین.
    • بستان، حسین و همکاران. (1385). اسلاموجامعهشناسیخانواده. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
    • تامپسون، جان.ب. (1380). رسانه ها و مدرنیته. مسعود اوحدی. تهران: سروش
    • خجیر، یوسف و حسین نظر، فائزه. (1392). "آسیب شناسی خانواده ایرانی درعرصه شبکه های اجتماعی مجازی".همایش تخصصی بررسی ابعاد شبکه های اجتماعی، تهران، جهاد دانشگاهی، پژوهشکده فناوری اطلاعات.
    • دانشپور، سید عبدالهادی و چرخچیان، مریم. (1386). "فضاهای عمومی و عوامل مؤثر بر حیات جمعی".نشریه باغ نظر. شماره 7.
    • دفلور، ملوین و اورت ای. دنیس (1387). شناخت ارتباط جمعی.  سیروس مرادمی. تهران: نشر صدا و سیما
    • دهقان، حسین؛ پوررضا، ناصر و احسان، مونا. (1395). "رابطه فضاهای اقتصادی شهری و شبکه های اجتماعی: بررسی تاثیر میدان های میوه و تره بار و هایپراستار بر تعاملات اجتماعی". مطالعات جامعه شناختی شهری. سال ششم، شماره 18.
    • ذکایی، سعید. (1383). "جوانان و فراغت مجازی". فصلنامه مطالعات جوانان، شماره 6؛
    • صادقی، منصوره السادات؛ مظاهری، محمدعلی و موتابی، فرشته. (1392). "نقش تعامل زوجین در کاربرد مهارت های ارتباطی". فصلنامه خانواده پژوهی. تابستان، دوره  9، شماره  34 .
    • ضیاء، نازنین. (1392). "مدیاتک، فضای شهری هزاره سوم". پایان نامه کارشناسی ارشد معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال.
    • کفاشی، مجید. (1388). "بررسی تاثیر اینترنت بر ارزش های خانواده". فصلنامه پژوهش اجتماعی. سال 2، شماره 3.
    • مرتضوی، محمودرضا؛ مرادی، منصوره و جادری، هادی. (1392). "کارکرد اجتماعی اینترنت و امنیت روانی خانواده".همایش تخصصی بررسی ابعاد شبکه های اجتماعی، تهران: جهاد دانشگاهی، پژوهشکده فناوری اطلاعات.
    • مهرابی زاده هنرمند، مهناز. (1389). "اثر بخشی افزایش مهارت های زندگی در افزایش سازگاری زناشویی زنان متأهل 40 - 20 سال". مجله مطالعات آموزش و یادگیری. دوره دوم. شماره اول. بهار و تابستان.
    • نریمانی، شهلا. (1390). "بررسی آسیب های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی فراروی خانواده". معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد لرستان، دومین همایش سراسری هجوم خاموش.
    • نعیمی، محمدرضا. (1390). "تأثیر تعامل خانواده و ماهواره در بروز پدیده طلاق (مطالعه موردی شهرستان گرگان)". جامعه شناسی مطالعات جوانان. دوره 1، شماره 1 .

     

    • Ahn, T. and Ostrom. E. (2002). "Social capital and the second generation theories of collective action: An analytical approach to the forms of social capital". Workshop in political theory and policy analysis, Indiana University.
    • Christoforou, A. (2005). "On the Determinants of Social Capital in Greece Compared to Countries of the European Union". Fondazione Eni Enrico Mattei, Working Papers, 68.
    • Iryana, S. (2014). "Family and Marital Satisfaction and the Use of Social Network Technologies". Journal of Contemporary Family Therapy, 28(4), 497-504
    • Malamuth, N. M., & Briere, J. (2006). "Sexual violence in the media: Indirect effects on aggression against Women". Journal of Social Issues, 42(3), 75-92.
    • Pempek, T., & et al. (2009). "College students’ social networking experiences on Facebook". Journal of Applied Developmental Psychology, 30: 227–238.
    • Raymond M. Kramer. (2012). Trust and Distrust in Organizations. Annual Review of Psychology.
    • Rianne C. Farrugia. (2013). "Facebook and Relationships: A Study of How Social Media Use is Affecting Long-Term Relationships". Rochester Institute of Technology, 4-9
    • Sinha, S. P. and Mackerjee. N. (1990). "Marital adjustment and space orientation". Journal of Social Psychology, 130: 633-639.
    • Wellman, B. (2001). Network in the Global Village. Boulder, Co: Westwood.