نگرش نسبت به پیامدهای طلاق و تأثیر آن بر تمایل زوجین جوان به طلاق در شهر تهران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار، گروه جمعیت‌شناسی، دانشگاه تهران و محقق موسسه مطالعات جمعیتی کشور

چکیده

پیامدهای طلاق و ارزیابی افراد از زندگی­های بعد از طلاق می­تواند تمایل جوانان به طلاق را تحت تأثیر قرار دهد. هدف مقاله حاضر آزمون این فرضیه است: هرچه نگرش و تصور از پیامدهای طلاق مثبت باشد، تمایل و گرایش جوانان به طلاق افزایش خواهد یافت. برای آزمون این فرضیه از داده­های پیمایش طلاق جوانان که در سال 1393 از 720 جوان متأهل در شهر تهران گردآوری شد، استفاده گردیده است. نتایج بررسی نشان داد حدود یک پنجم جوانان متأهل مورد بررسی تمایل زیادی به گرفتن طلاق دارند. این افراد عمدتاً تصور و ارزیابی مثبتی از پیامدها و زندگی بعد از طلاق دارند. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد که علاوه بر شاخص نگرش نسبت به پیامدهای طلاق، متغیرهایی نظیر میزان دینداری، وضعیت اشتغال، پایگاه اقتصادی و اجتماعی و جنسیت تأثیر معناداری بر میزان تمایل جوانان به طلاق داشته­اند. بطور کلی، این متغیرها حدود یک سوم واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده­اند و در این میان، اثر نگرش و تصور پیامدها و زندگی بعد از طلاق، قوی­تر از سایر متغیرها بوده است. بدین ترتیب، اینکه زوجین جوان چه تصور و نگرشی نسبت به پیامدها و زندگی بعد از طلاق داشته باشند، می­تواند تصمیم­گیری آنها برای طلاق را به شدت تحت­تأثیر قرار دهد. از این رو، آگاه­سازی جوانان نسبت به پیامدهای طلاق و مسائل و مشکلات بعد از طلاق می­تواند در کاهش تمایل آنها به طلاق اثرگذار باشد.

کلیدواژه‌ها


نگرش نسبت به پیامدهای طلاق و تأثیر آن بر تمایل زوجین جوان به طلاق در شهر تهران

 

رسول صادقی[1]

 

تاریخ دریافت مقاله: 5/6/1396

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:25/7/1396

 

 

مقدمه

خانواده به­عنوان یکی از مهم­ترین نهادهای اجتماعی ‏همواره در طول تاریخ و در همه‏ جوامع از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار بوده است. نظام اجتماعی و اخلاق آرمانی همواره در صدد حفظ رویکردی محافظه‏کارانه نسبت به این نهاد بوده است، اما با وجود همه‏ تلاش­ها و رهیافت­های محافظه‏کارانه نسبت به این نهاد، خانواده طی یک قرن اخیر در بسیاری از جوامع، با تفاوت های زمانی، تغییرات ساختاری، کارکردی و معنایی‏ ژرف و گسترده­ای را تجربه کرده است (محمدپور و همکاران، 1388). یکی از ابعاد تغییرات خانواده، افزایش میزان­های طلاق است. امروزه، در ایران پدیده طلاق و افزایش میزان­های آن در میان جوانان تبدیل به یک مسئله اجتماعی شده است. در حال حاضر، نه تنها سن ازدواج بالا رفته و از عمومیت ازدواج کاسته شده، بلکه خانواده هم آسیب پذیر تر شده و ازدواج ها بیشتر در معرض طلاق قرار گرفته است. بر این اساس، درک نگرش جوانان نسبت به پیامدهای اجتماعی طلاق و ارتباط آن با تمایل و گرایش آنها به طلاق می تواند روزنه و زوایای جدیدی از روند افزایشی طلاق و بسترهای آن را در سال های اخیر فرا روی محققان و سیاستگذاران بگشاید. در این راستا، هدف از این مقاله پاسخ به این دو پرسش است:

  • جوانان چه نگرش و تصوری از طلاق و پیامدهای اجتماعی آن در جامعه ایران دارند؟
  • نوع نگرش و تصور آنها از پیامدهای اجتماعی طلاق چگونه و تا چه اندازه تمایل آنها را به طلاق تحت­تأثیر قرار می­دهد؟

افزایش میزان طلاق بُعد جهانی داشته و علاوه بر جوامع غربی، در سایر جوامع نیز از گستره و شتابی چشمگیر برخوردار بوده است (گود 1963؛ گست 1992؛ تورنتون و لین 1994؛ جونز 1997؛ هیتون و همکاران 2001؛ تورنتون 2001 و 2004؛ ریجکن و لیفبرور 2012؛ لیوپلد 2016)- گرچه گاهی به­علت تفاوت های میان­فرهنگی، این تغییرات با شدّت و ضعف همراه بوده است. در جامعه ایران، از دیرباز تشکیل، پایداری و استحکام خانواده به لحاظ اجتماعی و مذهبی همواره مورد تشویق و تأکید بوده و در فرهنگ ایرانیان، بی‏ثباتی کانون خانواده مقبولیت فرهنگی چندانی نداشته است (صادقی و آقاجانیان، 2017). با این حال، نرخ طلاق در سالیان اخیر رو به افزایش بوده است؛ چنان که بررسی داده‏های ثبتی بیانگر روند افزایشی طلاق از سال 1375 به بعد در ایران است. برای مثال، در دو دهه اخیر میزان تعدیل شده طلاق[2]، از 2/3 در هزار در سال 1375 به 7/7 در هزار زن متأهل در سال 1395 افزایش یافته است. همچنین، در سال های اخیر بیشترین درصد طلاق‏ها در دوره جوانی بوده است. علاوه بر این، بررسی ساختار سنی افراد دارای وضعیت طلاق در سرشماری های اخیر جمعیتی نشان می­دهد که حدود یک چهارم جمعیت مطلقه کشور، جوانان هستند (صادقی، 1395).

امروزه طلاق به عنوان یک اپیدمی تهدیدکننده مفهوم بندی می شود که هم دال برآسیب فردی و هم گسیختگی وسیع اجتماعی، خانواده و ارزش های مرتبط با آن می باشد (سندفیلد، 2006). آسیب شناسان اجتماعی بر این باورند که پس از جدایی والدین، مسائل روحی و روانی متعددی برای فرزندان ایجاد      می شود. بدبینی بچه های طلاق به آینده و پیرامون خود،  کاهش اعتماد به نفس و افزایش احتمال خودکشی، اختلالات روانی مانند فقدان ثبات هیجانی و عاطفی، افسردگی، گوشه گیری و انزوا، بروز رفتارهای پرخاشگرانه، اختلال در فرآیند جامعه­پذیری، فشار روانی زیاد، احساس حقارت نسبت به سایر دوستان از جمله این آسیب ها می باشد (کاوه، 1391). بنابراین، پدیده طلاق و اختلافات زناشویی دارای عوارض و پیآمدهایی است که از دیرباز آن را به عنوان یک مسئله اجتماعی مطرح ساخته است. وجود اختلاف در خانواده و نتایجی که گریبانگیر خود همسران، فرزندان آنها و جامعه بزرگتر خواهد شد، بزهکاری نوجوانان، رها کردن تحصیل، اعتیاد، و بسیاری دیگر از آسیب های فردی و اجتماعی را در پی خواهد داشت (سفیری و محرمی، 1388).

بدین ترتیب، طلاق به عنوان یک مسئله اجتماعی می‏تواند زمینه بروز بسیاری از مسائل و پیامدهای متفاوت و حتی زمینه بروز بسیاری از آسیب های اجتماعی دیگر را در سطوح فردی و اجتماعی فراهم آورد. از یک سو، این آثار و پیامدها می‏تواند ناشی از شرایط پیرامونی و ننگ طلاق باشد و از سوی دیگر، پیامدهای طلاق و ارزیابی افراد از زندگی­های بعد از طلاق می­تواند نگرش و گرایش جوانان به طلاق را تحت تأثیر قرار دهد.

پیشینه پژوهش

آماتو (1995) در بررسی تطبیقی زنان و مردان مطلقه هند و آمریکا دریافت که زنان (هندی و آمریکایی) پس از طلاق بیشتر از مردان از مشکلات اقتصادی، عاطفی و حمایت اجتماعی رنج می­برند، اما وضعیت زنان هندی، پس از طلاق در مقایسه با همتایان آمریکایی شان بسیار بدتر است. وی دلیل این تفاوت را وابستگی اقتصادی زنان به مردان، وجود خانواده‏های گسترده و باورهای فرهنگی خاص در مورد ازدواج و زنان در هند بر شمرده است. لورنز[3] و همکاران (2006) با مطالعه آثار کوتاه‎مدت و بلندمدت طلاق بر زنان به این نتیجه رسیدند که زنان مطلقه نسبت به زنان متأهل به طور معناداری در سال های اول بعد از طلاق سطوح بالاتری از فشار و پریشانی روانی و در یک دهه بعد سطوح بالاتری از بیماری را تجربه می­کنند. همچنین، این زنان سطوح بالاتری از حوادث پراسترس زندگی که در نهایت به افسردگی منجر می شود را تجربه می‎کنند.

کالمیجن و یونک[4] (2007) در مطالعه تفاوت های منطقه­ای و پیامدهای اجتماعی طلاق در اروپا به آزمون فرضیه ننگ پرداختند. این مطالعه نشان داد در مناطقی که عدم پذیرش طلاق بیشتر است، زنان بعد از طلاق با محدودیت­های بیشتری در تماس با دوستان و خویشاوندان و همسایگان مواجه هستند. اثرات ننگ طلاق برای افرادی که طلاق گرفته­اند و جابجایی مکانی بعد از طلاق نداشته­اند، بیشتر است. 

ریجکن و لیفبرور[5](2012) در بررسی دیدگاه اروپایی­ها نسبت به طلاق نشان دادند که نگرش موافق با طلاق والدین با فرزندان زیر 12 سال در کشورهایی که فقر خانوارهای تک والد زیاد است، کمتر می باشد. در مقابل، در کشورهایی که فقر در میان خانوارهای تک والد کمتر است و خدمات مراقبت از کودک بیشتر است، نگرش موافق­تری نسبت به طلاق دارند. لیوپلد[6] (2016) در مطالعه تفاوت های جنسیتی پیامدهای طلاق نشان داد که هرچند مردان در کوتاه مدت، کاهشی در شاخص­های ذهنی بهزیستن بعد از طلاق را نشان می­دهند، اما پیامدهای طولانی­مدت طلاق به­ویژه در حوزه مالی و اقتصادی برای زنان بیشتر است. 

اخوان تفتی (1382) در مطالعه پیامدهای طلاق در گذار از مراحل آن نشان داد که آسیب پذیری زنان از پیآمدهای اجتماعی طلاق بیشتر بوده است .مشکلات اقتصادی تأثیرمشابهی بر زنان و مردان داشته، اما نگرانی زنان از آینده اقتصادی خود و در مورد فرزندان و گفته مردم بیش تر از مردان بوده است. صلاحی (1384) در بررسی تبعات فردی و اجتماعی طلاق بیان می کند که طلاق از لحاظ روانی فرد را دچار بحران هایی شدید می کند. زن و مرد هر دو از این پدیده اثر می‏پذیرند، اما زنان در مقابل این پدیده آسیب بیشتری می بینند و این آسیب به خصوص در زنانی که فرزند دارند بیشتر است. بسیاری از خانواده ها زن مطلقه را نمی پذیرند و زمینه ساز به انحراف کشیده شدن او می شوند- فرد در این حالت از حمایت خانواده محروم می شود. وضعیت کار و اشتغال پس از طلاق برای زنان بسیار دشوار می شود؛ باورهای غلط اجتماع و بستگان، مزاحمت در محیط کار و فشارهای بعدی خانواده همسر و خود همسر برای بازگشت و تهدید از سوی همسر سابق جزو موارد ناخوشایندی است که در انتظار فرد می باشد. برای مرد نیز طلاق بحران های فردی و اجتماعی خاصی ایجاد می کند؛ تشکیل زندگی مشترک برایش ساده نخواهد بود و خانواده همسر دوم همواره به طلاق او به عنوان نکته ابهام نگاه می کنند. درصورتی که فرد پس از مدت کوتاهی وارد زندگی جدید شود، فشارهای ناشی از زندگی قبلی را با خود به همراه می برد و کوچکترین مشابهت میان نقاط ضعف همسر فعلی و قبلی زندگی را دچار تنش می کند.

ریاحی و همکاران (1386) در تحلیل جامعه‎شناختی طلاق در شهرستان کرمانشاه نشان می‎دهند که نیمی از پاسخگویان گرایش متوسطی به طلاق داشته‎اند، در حالی‎که نزدیک به 9 درصد از آنها دارای گرایش قوی به طلاق بوده اند. تحلیل داده ها حاکی از آن است که متغیرهایی نظیر میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر (به شکل مستقیم)، میزان تصور مثبت از پیامدهای طلاق و دخالت دیگران در زندگی زوجین (به شکل مستقیم و غیرمستقیم) و متغیرهای تفاوت سنی، تفاوت تحصیلی و تفاوت عقاید همسران (به شکل غیرمستقیم از طریق تأثیر بر میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر) بر میزان گرایش به طلاق تأثیر داشته‎اند. مطالعه فاتحی دهاقانی و نظری (1389) نیز نشان داد که میزان دخالت اطرافیان در زندگی زوجین، تفاوت منزلت بین زوجین، رضایت از زندگی زناشویی و تصور مثبت از پیامدهای طلاق به شکل مستقیم بر میزان گرایش به طلاق تأثیر داشته‏اند.

شیخی و همکاران (1390) در مطالعه­ای کیفی به کندوکاو درک معنایی طلاق و کشف پیامدهای مثبت آن پرداختند. نتایج نشان داد که بازیابی استقلال، رهایی از قید حیات ناجور و گسترش فردگرایی از جنبه­های مثبت طلاق می باشد. کلانتری و همکاران (1390) در مطالعه مرور نظام­مند تحقیقات انجام شده در حوزه آثار و پیامدهای طلاق، نشان دادند که نه تنها طلاق می­تواند باعث صدمه به سرمایه انسانی و اقتصادی افراد شود، بلکه در تحلیلی حساس به جنسیت، می­تواند مانع نقش آفرینی زنان در فرایند توسعه و در نتیجه به حاشیه راندن و استثمار زنان شود. در همین زمینه، زارعی و همکاران (1393) در مطالعه کیفی درک تجارب پس از طلاق در میان زنان در شهر تهران، به مقوله­ای با عنوان "پذیرش اجتماعی" دست یافتند که نشان می­دهد پذیرش زن در جامعه مبتنی بر وضعیت تأهل تفسیر می شود. همچنین، مهمترین دغدغه زنان در این مطالعه، ناپذیرا بودن و به حاشیه رانده شدن زن مطلقه است.

بدین ترتیب، مطالعات مختلف نشان می­دهد که طلاق به معنای پایان مسائل و مشکلات زندگی نیست و بعد از طلاق، آسیب ها و مسائلی فراروی افراد طلاق گرفته به ویژه زنان قرار می­گیرد. این مسائل و آسیب ها در جوامعی که طلاق کمتر مورد پذیرش است و نوعی ننگ طلاق وجود دارد، بیشتر است. نکته­ای که در مطالعات قبلی کمتر مورد توجه بوده، این است که تصور و برداشت افراد از زندگی بعد از طلاق و پیامدهای اجتماعی طلاق چه تأثیری می­تواند بر تمایلات آنها به طلاق داشته باشد- موضوعی که در این مقاله بدان پرداخته می شود.

چارچوب نظری پژوهش

در زمینه پیامدهای اجتماعی طلاق، سه رویکرد تئوریکی وجود دارد:

  • فرض می کند که طلاق فقط منجر به از بین رفتن روابط زناشویی (با همسر قبلی) می شود و تأثیری بر سایر حوزه­های زندگی ندارد؛
  • بر این باور است که طلاق صرفاً پایان ساده یک زندگی متأهلی نیست، بلکه منجر به ایزوله شدن و    کناره­گیری از افرادی می شود که در بستر زندگی متأهلی با آنها در ارتباط بوده است. در این چارچوب، طلاق، طبق فرضیه داغ ننگ[7]، شبکه اجتماعی و ارتباطات اجتماعی افراد را محدود می کند؛
  • بیان می کند که افراد بعد از طلاق فعالانه به­دنبال بازسازی شبکه­هاشان و ساختن زندگی جدید بعد از طلاق می­باشند (کالمیجن و یونک، 2007)

درباره تصورات افراد از پیامدهای طلاق و اثرات آن بر تمایل به طلاق می­توان به نظریه دورکیم اشاره کرد. امیل دورکیم، نظریه­پرداز مشهور جامعه­شناسی، نخستین کسی بود که در مقاله ای با عنوان "تصورات فردی و تصورات جمعی" معتقد است که تصورات فردی باید به عنوان مقوله ای روانی در نظر گرفته شود. انسان در دنیایی که زندگی می کند، با اشیا، قوانین، آیین ها، اصول، افراد و غیره تماس و برخورد دارد. این برخوردها، برداشت هایی را برایش به همراه می آورد و غالباً از چیزهای پیرامونش برداشت هایی یکسان (از نظر کمیت و کیفیت) ندارد. تصور برآمده از این چیزها، از شخصی به شخص دیگر و حتی در یک شخص، از زمانی به زمان دیگر فرق می کند. عوامل تغییر، گوناگون است. این عوامل، فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و در بعضی مواقع نهادی است. چیزی که انسان برداشت می کند، نه یک تصویر ساده، بلکه یک تصور است، زیرا تصویر، بیشتر یک برداشت سریع خود به خودی و تأثری است؛ در حالی که تصور، فرم و حالتی معنادار است که یک فاعل با توجه به ویژگی های روانی و فرهنگی خود از چیزی می‏سازد. به گفته آلن تورن (2000) چیزی که ما می بینیم، نه یک موضوع که نگاه به یک موضوع است؛ یعنی ممکن است که با واقعیت موضوع تطابق نداشته و بخشی از موضوع باشد، چون آن نگاه و برداشت، تصور است. از آنجا که فاعل‏ها یکسان نیست- یعنی افکار و فرهنگ انسان ها یکسان نیست و به عبارتی، سرمایه‏های فرهنگی انسان ها همانند نیست- پس تصور چیزی خاص، از فردی به فرد دیگر فرق می کند. به همین ترتیب، قاعدتاً تصور یک چیز، از یک طبقه به طبقه دیگر فرق می کند. زمانی که ما با محیط اطراف خود ارتباطاتی برقرار کردیم، به دنبال آن، ارتباطات تصورات اجتماعی را می سازد و سپس، تصورات اجتماعی، روابط بین انسان ها را هدایت می کند. در واقع، هر تصویری، رفتاری را در پی خواهد داشت. تصورات، چگونگی ارتباطات ما را نیز کنترل و هدایت می کند. به این ترتیب، تصوراتی که انسان ها از پیامدهای طلاق دارند نیز با یکدیگر متفاوت است. پیامدهای طلاق از نظر برخی بسیار ناگوار و از نظر برخی دیگر چندان هم ناگوار نیست. این تصور گرایش هر فرد را به طلاق، متفاوت از دیگری تعیین می کند (فاتحی دهاقانی و نظری،1389: 29).

از این رو، از این دیدگاه این فرضیه مطرح می شود که هرچه تصور منفی از پیامدهای طلاق وجود داشته باشد، نگرش و گرایش به طلاق کمتر خواهد بود. در مقابل، تصور مثبت از پیامدهای طلاق، تمایل به طلاق را افزایش می­دهد. شکل 1، مدل مفهومی و نظری تحقیق را نشان می­دهد. بر این اساس، نگرش و تصور افراد از پیامدهای طلاق می­تواند بطور مستقیم بر تمایل به طلاق اثرگذار باشد-  هرچند این اثرگذاری می­تواند تاحدودی توسط عوامل اجتماعی و جمعیتی تعدیل شود.

 

 

 

 

 

نگرش منفی به پیامدهای طلاق

  • o       اجتماعی

(عدم امنیت اجتماعی، پیشنهاد و سوء استفاده جنسی، احتمال پایین ازدواج مجدد، گسترش آسیبهای اجتماعی، عدم پذیرش اجتماعی، به مخاطره افتادن آبرو و حیثیت خانوادگی، مسئله فرزندان)

  • o       اقتصادی

(مشکلات اقتصادی، عدم تامین مخارج زندگی، مسئله تهیه و تامین مسکن)

  • o       روانشناختی

(آسیب­پذیری روح و روان، افسردگی، تنهایی و انزوا)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگرش مثبت به پیامدهای طلاق

استقلال عمل و آزادی فردی

رهایی از زندگی غیرقابل تحمل و ناجور

بازسازی زندگی جدید

آرمش و آسایش روان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمایل و گرایش  به طلاق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عوامل جمعیتی و زمینه­ای

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1: مدل مفهومی و نظری نحوه اثرگذاری نگرش و تصور پیامدهای طلاق بر تمایل به طلاق

روش شناسی پژوهش

روش تحقیق این مقاله، کمّی و پیمایشی است. داده‏های مورد نیاز با استفاده از ابزار پرسشنامه و اجرای پیمایش نمونه‏ای در شهر تهران از تعداد 720 جوان دارای همسر 15 تا 30 سال در سال 1393 گردآوری شد. برای انتخاب نمونه از شیوه نمونه­گیری چندمرحله‏ای استفاده شد؛ بدین صورت که ابتدا با استفاده از شیوه نمونه­گیری خوشه­ای، 8 منطقه شهری تهران شامل مناطق 1، 2، 5، 6، 9، 13، 15، و 19 که در    خوشه­های مختلف توسعه­ای قرار دارند انتخاب شدند. سپس، در درون هر منطقه، به­صورت تصادفی دو محلّه و در درون هر محلّه، سه بلوک به­صورت تصادفی انتخاب و در درب منازل با نمونه واجد شرایط، توسط 10 پرسشگر آموزش دیده مصاحبه به عمل آمد و پرسشنامه­ها تکمیل گردید.  از میان 720 نمونه مورد بررسی از جوانان متأهل شهر تهران، حدود 44 درصد را مردان و 56 درصد را زنان تشکیل می­دادند. میانگین سنی پاسخگویان 27 سال و بیشتر آنها (75 درصد) در گروه سنی 25-29 سال قرار داشتند.

متغیر مستقل تحقیق، "نگرش و تصور از پیامدهای طلاق" است که با استفاده از 16 گویه سنجش شده و مقدار آلفای کرونباخ آن 85/0 به دست آمد. این گویه­ها دو بُعد نگرش و تصور مثبت و منفی را شامل    می شود. تصورات منفی از پیامدهای طلاق با استفاده از 12 گویه شامل"مردم نگاه و برخورد منفی و نامناسبی با افراد طلاق گرفته دارند"، "بعد از طلاق، افراد به لحاظ روحی و روانی آسیب پذیر می شوند"، "بعد از طلاق، افراد تنها و منزوی می شوند"، "طلاق باعث لطمه خوردن به آبروی خانوادگی می شود"، "طلاق منجر به افزایش آسیب ها و انحرافات اجتماعی می شود"، "طلاق آینده فرزندان را به مخاطره میاندازد"، "هر چه طلاق بیشتر باشد، جامعه ناسالم تر خواهد بود"، "برای فرد طلاق گرفته تهیه و تأمین مسکن مناسب مشکل است"،"هرکسی به خودش­اجازه می دهد به زن مطلقه پیشنهاد بی شرمانه دهد"، "بعدازطلاق مشکلات اقتصادی درتأمین­هزینه های زندگی بیشترمی شود"، و "بعد از طلاق، امنیت اجتماعی زنان در جامعه به خطر میافتد"، و "بعد از طلاق، احتمال ازدواج مجدد خیلی کم است" می شود. در مقابل، ابعاد مثبت زندگی بعد از طلاق با استفاده از 4 گویه " طلاق باعث رهایی و آزاد شدن می شود"، " طلاق باعث بازگشت آرامش به فرد می شود"، " طلاق باعث ساختن زندگی جدید خوب و شاد        می شود"، و " طلاق باعث آزادی عمل و استقلال فردی می شود" سنجش شده است.

متغیر وابسته تحقیق "تمایل به طلاق" است که بر اساس 10 گویه ساخته شده و مقدار آلفای کرونباخ آن 93/0 است. این گویه­ها شامل"طلاق یک ­مرحله از زندگی است ­که ­برای من هم ممکن روزی رخ­ دهد"، "طلاق را یک امر محتمل در زندگیم می‏دانم"، "حتی اگر شده از حق و حقوقم هم بگذرم، روزی طلاق بگیرم"، "حاضرم طلاق بگیرم، حتی اگر نتوانم دوباره ازدواج کنم "، " حتی اگر والدینم مرا طرد کنند، بازهم طلاق بگیرم"، "می خواهم طلاق بگیرم، حتی اگر شده از بچه‏هایم جدا شوم"، "هیچ امیدی به درست­شدن این زندگی ندارم و به طلاق فکر می کنم"، "احساس می کنم ازدواجم اشتباه بوده و روزی از همسرم جدا می­شوم"، "احساس می کنم که اگر از همسرم جدا شوم، زندگیم بهتر خواهد شد"،  و"اگر مجبورنبودم حتی یک ­لحظه هم حاضرنبودم در این زندگی بمانم" می­باشند.

علاوه بر اینها، متغیرهای جمعیتی سن، جنسیت، تحصیلات، وضعیت اشتغال، وضعیت مالی و اقتصادی خانوار در بررسی تأثیر تصور از پیامدهای طلاق بر تمایل به طلاق به عنوان متغیرهای کنترل استفاده شده است. در تحلیل داده‏ها از آزمون­های آماری توصیفی و تحلیل عاملی و آزمون رگرسیون چندمتغیری استفاده شده است.

یافته­های پژوهش

  • ·        نگرش و تصور نسبت به پیامدهای اجتماعی طلاق

تصور پیامدهای اجتماعی طلاق و زندگی بعد از طلاق، یکی از بسترهای شکل گیری نگرش تمایل افراد به طلاق است.

جدول 1: توزیع درصدی نظرات پاسخگویان پیرامون پیامدهای اجتماعی و زندگی بعد از طلاق

تصور از پیامدها و زندگی بعد از طلاق

کاملاً موافق

موافق

بی‏نظر

مخالف

کاملاً مخالف

تعداد نمونه

مردم نگاه و برخورد منفی و نامناسبی با افراد طلاق گرفته دارند

4/26

9/40

2/18

6/12

0/2

716

بعد از طلاق، افراد به لحاظ روحی و روانی آسیب پذیر می شوند

2/31

3/50

5/12

0/5

01

719

بعد از طلاق، افراد تنها و منزوی می شوند

6/26

9/35

2/26

3/9

9/1

718

طلاق باعث لطمه خوردن به آبروی خانوادگی می شود

5/25

8/25

1/22

7/21

9/4

718

طلاق منجر به افزایش آسیب ها و انحرافات اجتماعی می شود

2/23

3/36

2/27

6/10

8/2

717

طلاق آینده فرزندان را به مخاطره می اندازد

9/46

9/34

0/11

0/5

2/2

719

هر چه طلاق بیشتر باشد، جامعه ناسالم تر خواهد بود

1/43

2/32

9/16

3/6

5/1

720

برای فرد طلاق گرفته تهیه و تامین مسکن مناسب مشکل است

8/27

4/32

9/24

6/12

4/2

716

بعدازطلاق مشکلات اقتصادی درتأمین­هزینه های زندگی بیشتر می شود

3/27

8/30

3/28

0/11

6/2

718

بعد از طلاق، امنیت اجتماعی زنان در جامعه به خطر می افتد

7/33

2/39

3/19

7/5

1/2

719

بعد از طلاق، احتمال ازدواج مجدد خیلی کم است

3/13

0/30

0/31

8/21

9/3

716

هرکسی به خودش­اجازه می دهد به زن مطلقه پیشنهاد بی شرمانه دهد

5/23

0/33

5/23

7/13

4/6

716

طلاق باعث رهایی و آزاد شدن می شود

4/8

6/15

6/25

7/35

8/14

718

طلاق باعث بازگشت آرامش به فرد می شود

7/6

2/13

7/28

4/38

0/13

718

طلاق باعث ساختن زندگی جدید خوب و شاد می شود

5/7

0/9

7/32

9/36

9/13

719

طلاق باعث آزادی عمل و استقلال فردی می شود

9/7

2/12

2/30

7/35

9/13

719

 

بر اساس یافته‏های جدول 1، حدود 67 درصد پاسخگویان معتقدند که مردم نگاه و برخورد منفی با افراد طلاق گرفته دارند. حدود 81 درصد پاسخگویان اظهارکرده­اند که بعد از طلاق افراد نسبت به مسائل روحی و روانی آسیب­پذیرتر می شوند. همچنین، حدود 62 درصد آنان موافق اند که افراد بعد از طلاق تنها و منزوی می شوند. بیش از 51 درصد پاسخگویان اعتقاد دارند که طلاق به آبرو و حیثیت خانوادگی افراد لطمه وارد می‏سازد. حدود 59 درصد جوانان بر این باورند که طلاق موجب افزایش آسیب ها و انحرافات اجتماعی در جامعه می شود. به علاوه، 82 درصد جوانان مورد بررسی معتقدند که طلاق آینده فرزندان را به مخاطره می‏اندازد. حدود سه چهارم پاسخگویان موافق این قضیه بودند که هرچه طلاق در جامعه بیشتر شود، جامعه ناسالم‏تر می گردد. همچنین، حدود 60 درصد پاسخگویان بر این باور بودند که تهیه و تأمین مسکن برای فرد طلاق گرفته مشکل است. 58 درصد زندگی‏های بعد از طلاق را با فشار اقتصادی همراه و تأمین هزینه‏های زندگی را دشوار می‏دانند. به علاوه، 74 درصد جوانان بر این باورند که بعد از طلاق، امنیت اجتماعی زنان در جامعه به خطر می‏افتد و حدود 60 درصد نیز بر این باورند که بعد از طلاق هر کسی به خودش اجازه می‏دهد که به زن مطلقه پیشنهاد بی‏شرمانه دهد.

از دیگر نکات قابل تأمل در جدول 1 این است که حدود 24 درصد پاسخگویان با این گفته که طلاق باعث رهایی و آزادی فرد می شود، موافقت کرده‏اند. به علاوه، یافته‏ها نشان می‏دهد که حدود 20 درصد پاسخگویان اعتقاد دارند که طلاق باعث بازگشت آرامش به فرد می شود. همچنین، تنها 16 درصد موافق این قضیه بوده‏اند که طلاق موجب ساختن زندگی جدید خوب و شاد می شود. همچنین،، حدود 20 درصد پاسخگویان با این موضوع که طلاق باعث آزادی عمل و استقلال فردی می شود موافق هستند.

نتایج تحلیل عاملی 16 گویه بیانگر دو عامل است: یکی، پیامدهای منفی طلاق را نشان می­دهد که 12 گویه روی آن بار شده است و دیگری، پیامدهای مثبت طلاق را نشان می­دهد که 4 گویه روی آن بار شده است. برای ساختن شاخص ترکیبی، نمره گویه­های زیر مقیاس پیامدهای منفی برعکس شد و همانطور که نتایج جدول 2 نشان می­دهد، در مجموع 16 گویه حدود 61 درصد واریانس شاخص نگرش و تصور از پیامدهای طلاق را تبیین می‏کنند.

جدول 2: نتایج تحلیل عاملی گویه‏های تشکیل­دهنده شاخص نگرش و تصور پیامدهای طلاق

شاخص تصور پیامدهای طلاق

بار عاملی (factor loading)

گویه

نمره عاملی (factor score)

بار عاملی (factor loading)

پیامدهای منفی

پیامدهای مثبت

092/0

463/0

 

883/0

طلاق باعث ساختن زندگی جدید خوب و شاد می شود

084/0

426/0

 

860/0

طلاق باعث آزادی عمل و استقلال فردی می شود

083/0

422/0

 

858/0

طلاق باعث بازگشت آرامش به فرد می شود

065/0

330/0

 

788/0

طلاق باعث رهایی و آزاد شدن می شود

142/0

717/0

734/0

 

بعد از طلاق، افراد به لحاظ روحی و روانی آسیب پذیر می شوند

140/0

709/0

715/0

 

طلاق منجر به افزایش آسیب ها و انحرافات اجتماعی می شود

134/0

675/0

701/0

 

برای فرد طلاق گرفته تهیه و تامین مسکن مناسب مشکل است

125/0

633/0

693/0

 

طلاق باعث لطمه خوردن به آبروی خانوادگی می شود

135/0

682/0

681/0

 

بعد از طلاق، امنیت اجتماعی زنان در جامعه به خطر می افتد

127/0

640/0

0674/0

 

بعدازطلاق مشکلات­اقتصادی تأمین هزینه های­زندگی­بیشتر می شود

121/0

611/0

636/0

 

بعد از طلاق، افراد تنها و منزوی می شوند

125/0

634/0

635/0

 

طلاق آینده فرزندان را به مخاطره می اندازد

109/0

551/0

619/0

 

مردم نگاه و برخورد منفی و نامناسبی با افراد طلاق گرفته دارند

085/0

432/0

482/0

 

هر کسی به خودش اجازه می دهد به زن مطلقه پیشنهاد بی شرمانه دهد

075/0

380/0

426/0

 

بعد از طلاق، احتمال ازدواج مجدد خیلی کم است

092/0

468/0

425/0

 

هر چه طلاق بیشتر باشد، جامعه ناسالم تر خواهد بود

2/61

4/49

9/71

مقدار واریانس تبیین شده (%)

0.852

KMO  

 

بدین ترتیب، همانطور که نمودار 1 نشان می­دهد توزیع تصور پاسخگویان از پیامدهای اجتماعی و زندگی بعد از طلاق نشان می‏دهد که 15 درصد تصور و ارزیابی مثبت از پیامدها و زندگی بعد از طلاق دارند. در مقابل، 53 درصد تصور و برداشت منفی از طلاق و پیامدهای آن در جامعه ایران دارند و حدود 32 درصد نیز در وضعیت بینابین قرار دارند.

 

 

نمودار 1: توزیع درصدی ارزیابی و تصور جوانان از پیامدهای اجتماعی و زندگی بعد از طلاق

 

 

  • ·        تمایل و گرایش به طلاق

در این بخش از مقاله، تمایل و گرایش جوانان دارای همسر به طلاق مورد بررسی قرار می­گیرد. همانطور که نتایج جدول 3 نشان می­دهد حدود 41 درصد پاسخگویان طلاق را یکی از مراحل زندگی می‏دانند که ممکن است روزی هم برای آنها اتفاق بیافتد. به علاوه 18 درصد پاسخگویان طلاق را یک امر محتمل در زندگی خود می‏دانند.

 

جدول 3: توزیع درصدی نظرات جوانان پیرامون گویه‏های تمایل و گرایش به طلاق

تمایل و گرایش به طلاق

کاملاً موافق

موافق

بی نظر

مخالف

کاملاً مخالف

تعداد نمونه

طلاق یک ­مرحله از زندگی است ­که­ برای من هم ممکن است روزی رخ ­دهد

8/17

1/23

0/21

9/15

3/22

719

طلاق را یک امر محتمل در زندگیم می‏دانم

0/5

8/12

3/21

9/30

0/30

719

حتی اگر شده از حق و حقوقم هم بگذرم، روزی طلاق بگیرم

4/6

5/10

7/17

5/32

9/32

717

حاضرم طلاق بگیرم، حتی اگر نتوانم دوباره ازدواج کنم

1/4

7/12

2/21

6/3

4/31

716

حتی اگر والدینم مرا طرد کنند، بازهم طلاق بگیرم

4/5

5/8

2/17

0/36

9/32

717

می خواهم طلاق بگیرم، حتی اگر شده از بچه‏هایم جدا شوم

7/2

1/6

5/15

8/33

9/41

716

هیچ امیدی به درست­شدن این زندگی ندارم و به طلاق فکر می کنم

7/6

7/9

0/17

2/31

4/35

718

احساس می کنم ازدواجم اشتباه بوده و روزی ازهمسرم جدا می­شوم

1/5

1/6

3/9

1/21

3/58

720

احساس می کنم که اگر از همسرم جدا شوم، زندگیم بهتر خواهد شد

2/3

5/6

7/10

9/18

6/60

719

اگر مجبور نبودم، حتی یک ­لحظه هم حاضرنبودم در این زندگی بمانم

0/6

6/8

2/20

4/28

9/36

719

 

همچنین، نزدیک 17 درصد پاسخگویان اظهار کرده‏اند که حتی اگر شده از حق و حقوق­شان بگذرند، حاضرند طلاق بگیرند. حدود 17 درصد پاسخگویان نیز گفته‏اند حتی اگر ازدواج مجددی هم در کار نباشد، باز هم حاضرند طلاق بگیرند. حدود 14 درصد نیز گفته‏اند حتی اگر والدینم مرا طرد کنند، حاضرم طلاق بگیرم. همچنین، 16 درصد پاسخگویان گفته‏اند هیچ امیدی به درست شدن این زندگی ندارند و به طلاق دارند فکر می­کنند. نکته قابل تأمل دیگر این است که  حدود 9 درصد پاسخگویان گفته‏اند با وجود جدایی از بچه‏هاشان، حاضرند اقدام به طلاق کنند.

به علاوه، یافته‏های جدول 3 نشان می‏دهد که 11 درصد جوانان متأهل مورد بررسی، ازدواج خود را اشتباه دانسته و بیان کرده‏اند بالاخره روزی از همسرشان جدا می شوند و طلاق می‏گیرند. همچنین، حدود 10 درصد پاسخگویان گفته‏اند احساس می‏کنند اگر از همسرشان جدا شوند، زندگی­شان بهتر خواهد شد. در نهایت، حدود 15 درصد پاسخگویان اجبار را دلیل ماندن با همسر خود و طلاق نگرفتن می‏دانند و بیان کرده‏اند اگر مجبور نبودند حتی یک لحظه هم حاضر نمی‏شدند که با همسرشان زندگی کنند.

علاوه بر اینها، از جوانان مورد بررسی در مورد برنامه زندگی مشترک­شان تا دو سال آینده سوال شد و اینکه در این ازدواج می‏مانند یا طلاق خواهند گرفت. همانطور که نمودار 2 نشان می‏دهد حدود 89 درصد جوانان نمونه مورد بررسی گفته‏اند که در این ازدواج می‏مانند و تنها 11 درصد گفته‏اند که قطعاً طلاق خواهند گرفت. بین زنان و مردان تفاوت معناداری وجود دارد؛ تنها 9 درصد مردان گفته‏اند طلاق می‏گیرند در مقایسه 4/13 درصد زنان پاسخگو گفته‏اند که تا دو سال آینده طلاق خواهند گرفت.

 

 

نمودار 2: برنامه زندگی جوانان متأهل مورد بررسی تا دو سال آینده (%)

بطور کلی، نتایج تحلیل عاملی گویه‏های تشکیل دهنده شاخص گرایش و تمایل به طلاق نشان می­دهد که تعداد 10 گویه مورد نظر روی یک عامل بارگذاری شده‏اند. همچنین، این گویه‏ها 62 درصد واریانس این عامل را تبیین می‏کنند.

جدول 4: نتایج تحلیل عاملی گویه‏های تشکیل­دهنده شاخص گرایش و تمایل به طلاق

نمره عاملی

(factor score)

بار عاملی

(factor loading)

گویه

142/0

880/0

حتی اگر والدینم مرا طرد کنند، بازهم طلاق بگیرم

136/0

844/0

حتی اگر شده از حق و حقوقم هم بگذرم، روزی طلاق بگیرم

133/0

821/0

طلاق را یک امر محتمل در زندگیم می‏دانم

132/0

818/0

حاضرم طلاق بگیرم، حتی اگر نتوانم دوباره ازدواج کنم

129/0

802/0

هیچ امیدی به درست­شدن این زندگی ندارم و به طلاق فکر می کنم

128/0

791/0

می خواهم طلاق بگیرم، حتی اگر شده از بچه‏هایم جدا شوم

124/0

770/0

احساس می کنم ازدواجم اشتباه بوده و روزی ازهمسرم جدا می­شوم

123/0

761/0

احساس می کنم که اگر از همسرم جدا شوم، زندگیم بهتر خواهد شد

122/0

754/0

طلاق یک ­مرحله از زندگی است ­که­ برای من هم ممکن روزی   رخ دهد

102/0

595/0

اگر مجبور نبودم حتی یک ­لحظه هم حاضرنبودم در این زندگی بمانم

9/61

مقدار واریانس تبیین شده (%)

91/0

KMO

 

با توجه به نتایج تحلیل عاملی و نمره عاملی به دست آمده شاخص، میزان تمایل و گرایش به طلاق در سه گروه طبقه­بندی شد که نتایج آن در نمودار 3 ارائه شده است. بر این اساس، 28 درصد تمایل و گرایش کم و حدود 18 درصد تمایل و گرایش زیادی به طلاق داشته‏اند. همچنین، 54 درصد در این باره وضعیت متوسط و بینابینی داشته‏اند.

 

نمودار 3: میزان گرایش و تمایل جوانان مورد بررسی به طلاق (%)

 

  • ·        تأثیر تصور جوانان از پیامدهای طلاق بر تمایل آنها به طلاق

اینکه افراد چه برداشت و تصوری از پیامدهای طلاق دارند- آیا تصوری مثبت با منفی دارند- ممکن است تمایل آنها به طلاق را تحت­تأثیر قرار دهد. این موضوع با استفاده از آزمون­های آماری دو متغیره و چندمتغیره بررسی و نتایج آن در زیر ارائه می شود.

 نتایج تحلیل دومتغیره

نتایج تحلیل دو متغیره (جدول 5) نشان داد افرادی که تصوری مثبت از پیامدها و زندگی بعد از طلاق دارند، گرایش و تمایل زیادی به طلاق نشان می دهند. در مقایسه، آنهایی که تصور منفی نسبت به پیامدهای طلاق دارند، تمایل کمی به طلاق از خود بروز می دهند.           

جدول 5: نتایج تحلیل دو متغیره رابطه تصور از پیامدهای طلاق با تمایل به طلاق

متغیر

مقوله‏ها

میزان گرایش و تمایل به طلاق

نمره شاخص

کم

متوسط

زیاد

تصور پیامدهای طلاق

مثبت

1/55

0/11

6/60

4/28

بینابین

9/52

0/15

9/59

1/25

منفی

8/46

9/40

7/48

4/10

آزمون آماری

F49.45

Sig.=0.001

X2=77.29

Sig.=0.001

ضریب همبستگی نمره شاخص تصور منفی از طلاق با نمره شاخص تمایل به طلاق

r= -0.425

Sig.=0.001

               نکته: نمره بالاتر به معنای تصور منفی‏تر به پیامدهای طلاق است.

به علاوه، رابطه منفی و معناداری بین میزان تصور از پیامدهای منفی طلاق و تمایل به طلاق وجود دارد. از این رو، هر چه افراد تصور منفی از پیامدهای طلاق داشته باشند، تمایل کمتری به طلاق خواهند داشت.

نتایج تحلیل چندمتغیره

نتایج تحلیل دومتغیره بیانگر رابطه منفی و معنادار تصور از پیامدهای منفی طلاق و تمایل به طلاق است. باید توجه داشت که نتایج تحلیل دو متغیره فقط نوعی تحلیل ناخالص، بدون کنترل اثرات سایر متغیرها، ارائه می کند و در نتیجه صرفاً اتکا به نتایج آن‎ها موجب تفسیر نادرست از روابط می شود.  بر این اساس از آزمون تحلیل رگرسیون چندمتغیری به تحلیل اثرات تصور از پیامدهای طلاق بر تمایل به طلاق با کنترل متغیرهای جمعیتی اثرگذار پرداختیم که نتایج آن در قالب دو مدل در جدول 6 مشخص شده است.

جدول 6: نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیری از تأثیر تصور از پیامدهای طلاق بر تمایل به طلاق

متغیرهای مستقل

مدل 1

مدل 2

Beta

Sig.

Beta

Sig.

تصور از پیامدهای منفی طلاق

425/0-

001/0

349/0-

001/0

سن

 

 

005/0-

902/0

جنسیت (زن  به عنوان گروه مرجع)

 

 

102/0-

020/0

طول مدت ازدواج

 

 

016/0

693/0

فرزند (نداشتن فرزند به عنوان گروه مرجع)

 

 

018/0-

647/0

میزان تحصیلات

 

 

013/0-

734/0

وضعیت اشتغال(غیرشاغل به عنوان گروه مرجع)

 

 

175/0-

001/0

نمره شاخص پایگاه اقتصادی- اجتماعی

 

 

107/0-

006/0

نمره شاخص میزان دینداری

 

 

279/0-

001/0

R

425/0

567/0

ضریب تعیین (R2)

1/18 %

1/32 %

    F (Sig.)

            (001/0) 6/158

            (001/0) 76/31

 

 همان طور که در جدول 6 مشخص است، در مدل 1 میزان تصور از پیامدهای منفی، تأثیر منفی و معناداری بر میزان تمایل به طلاق دارد. این تأثیر در مدل 2 هرچند اندکی کاهش داشته، اما همچنان از اثر قوی و معنادار برخوردار است. از این رو، هر چه تصور از پیامدها و زندگی بعد از طلاق منفی­تر باشد، میزان تمایل افراد به طلاق کاهش می­یابد. در مدل 2، علاوه بر شاخص تصور از پیامدهای منفی طلاق، متغیرهایی نظیر میزان دینداری، وضعیت اشتغال، پایگاه اقتصادی و اجتماعی و جنسیت تأثیر معناداری بر میزان تمایل به طلاق داشته­اند. بطور کلی، این متغیرها حدود یک سوم واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده­اند و در این میان، تأثیر میزان تصور از پیامدها و زندگی بعد از طلاق قوی تر از سایر متغیرها بوده است.

بحث و نتیجه­گیری

طلاق پایان همه ماجرا نیستو پس از طلاق، خواه ناخواه و آگاهانه و ناآگاهانه، جوانب و ابعاد مختلف زندگی فرد و اعضای خانواده تحت تأثیر قرار می­گیرد و شرایط زمینه­ای نیز بر این موضوع اثر می­گذارد (کلانتری و همکاران، 1390: 113). طلاق، ابعاد مختلف سلامتی، بهزیستن روانشناختی و همچنین زندگی اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی را تحت تأثیر قرار می­دهد (لیوپلد، 2016). طلاق، دارای آثار و پیامدهای گسترده اقتصادی، اجتماعی، و روانی، بر مردان و زنان مطلقه، فرزندان طلاق، شبکه خویشاوندی، اجتماع محلی و جامعه است. بنابراین، طلاق پایان زندگی مشترک است، نه پایان زندگی. از این رو، در مطالعات طلاق باید زندگی بعد از طلاق و پیامدهای طلاق مورد کندوکاو و بررسی قرار داد.

آثار و پیامدهای طلاق می‏تواند ناشی از شرایط پیرامونی و داغ ننگ طلاق باشد. از سوی دیگر، پیامدهای طلاق و ارزیابی افراد از زندگی­های بعد از طلاق می­تواند نگرش و گرایش جوانان به طلاق را تحت­تأثیر قرار دهد. در این راستا، با استفاده از داده­های گردآوری شده در پیمایش نمونه­ای در میان جوانان متأهل شهر تهران، این فرضیه مطرح و مورد آزمون قرار گرفت: هرچه تصور منفی از پیامدهای طلاق وجود داشته باشد، نگرش و گرایش به طلاق کمتر خواهد بود و در مقابل، تصور مثبت از پیامدهای طلاق، تمایل به طلاق را افزایش می­دهد.

یافته­های توصیفی مقاله نشان داد که 15 درصد جوانان مورد بررسی، تصور و ارزیابی مثبت از پیامدها و زندگی بعد از طلاق دارند. در مقابل 53 درصد تصور و برداشت منفی از طلاق و پیامدهای آن در جامعه ایران دارند و حدود 32 درصد نیز در وضعیت بینابین قرار دارند. همچنین، نتایج نشان داد که 28 درصد تمایل و گرایش کم و در مقابل حدود 18 درصد تمایل و گرایش زیادی به طلاق داشته‏اند. همچنین 54 درصد در این مورد در وضعیت متوسط و بینابینی قرار دارند. نتایج تحلیل دو متغیره بیانگر رابطه منفی و معنادار بین میزان تصور از پیامدهای منفی طلاق و تمایل به طلاق است. از این رو، افرادی که تصوری مثبت از پیامدها و زندگی بعد از طلاق دارند، گرایش و تمایل زیادی به طلاق دارند. در مقایسه، آنهایی که تصور منفی نسبت به پیامدهای طلاق دارند، تمایل کمی به طلاق دارند.

آزمون رگرسیون چندمتغیری در دو مدل اجرا شد و نتایج آن نشان داد که در مدل 1 میزان تصور از پیامدهای منفی تأثیر منفی و معنادار بر میزان تمایل به طلاق دارد. این تأثیر در مدل 2 هرچند اندکی کاهش داشته، اما همچنان اثر آن قوی و معنادار است. از این رو، هر چه تصور از پیامدها و زندگی بعد از طلاق منفی­تر باشد، میزان تمایل افراد به طلاق کاهش می­یابد. در مدل 2، علاوه بر شاخص تصور از پیامدهای منفی طلاق، متغیرهایی نظیر میزان دینداری، وضعیت اشتغال، پایگاه اقتصادی و اجتماعی و جنسیت تأثیر معناداری بر میزان تمایل به طلاق داشته­اند. بطور کلی، این متغیرها حدود یک سوم واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده­اند و در این میان، تأثیر میزان تصور از پیامدها و زندگی بعد از طلاق قویتر از سایر متغیرها بوده است.

از این رو، تصور پیامدهای اجتماعی طلاق و زندگی بعد از طلاق، یکی از بسترهای مهم شکل­گیری نگرش و تمایل افراد به طلاق است. پیامدهای طلاق از نظر برخی بسیار ناگوار و از نظر برخی دیگر چندان هم ناگوار نیست. این تصور گرایش هر فرد را به طلاق، متفاوت از دیگری تعیین می کند (فاتحی دهاقانی و نظری،1389). گسترش نگرش­های منفی به طلاق در جامعه منجر به داغ ننگ و بدنامی مطلقه­ها می شود (کالمیجن و یونک، 2007). بدین ترتیب، پیامدهای طلاق، نگرش افراد به طلاق را تحت تأثیر قرار می­دهد و تمایل افراد به طلاق مرتبط با ارزیابی آنها از پیامدهای طلاق است (آماتو و بوث، 1991؛ ریجکن و لیفبرور، 2012). 

بدین ترتیب، درک ارزیابی جوانان از پیامدهای اجتماعی طلاق و سنجش تمایل و گرایش آنها به طلاق می تواند روزنه و زوایای جدیدی از روند افزایشی طلاق و بسترهای آن را فراروی محققان و سیاستگذاران بگشاید.

بر اساس نتایج پژوهش، پیشنهاد می شود که پیامدهای طلاق به جوانان آموزش داده شود تا در امر ازدواج و حتی طلاق آگاهانه و با درک تمام شرایط تصمیم بگیرند. بی تردید، آگاه­سازی جوانان نسبت به پیامدهای طلاق و مسائل و مشکلات بعد از طلاق می­تواند در کاهش تمایل آنها به طلاق اثرگذار باشد.

  • منابع

    • اخوان تفتی، مهناز. (1382). "پیامدهای طلاق در گذر از مراحل آن". مطالعات زنان. سال اول، شماره 3، صص 151-126.
    • حبیب‏پور گتابی، کرم و نازک تبار، حسین. (1390). "عوامل طلاق در استان مازندران".مطالعات راهبردی زنان. سال چهاردهم، شماره 53، صص 127-87.
    • ریاحی، محمد اسماعیل؛ علیوردی نیا، اکبر و بهرامی کاکاوند، سیاوش. (1386). "تحلیل جامعه شناختی میزان گرایش به طلاق: مطالعه موردی شهر کرمانشاه".فصلنامه پژوهش زنان. دوره 5، شماره 3، صص 140-109. 
    • زارعی، فاطمه؛ صلحی، مهناز؛ تقدیسی، محمدحسین؛ کمالی، محمد؛ شجاعی­زاده، داود؛ نجات، سحرناز و مرقاتی­خویی، عفت­السادات.  (1393). "درک تجارب پس از طلاق در زنان: یک پژوهش کیفی". مجله علوم پزشکی رازی. دوره 21، شماره 124.
    • سفیری، خدیجه و محرمی، معصومه. (1388). "بررسی پیوند ناهم سان همسری فرهنگی با میزان اختلافات زناشویی".فصلنامه مطالعات زنان. شماره 21، صص 31-51 .
    • شیخی، خالد؛ خسروی، جمال؛ غریبی، حسن؛ قلی­زاده، زلیخا و حسین­زاده، میکائیل. (1390). "درک معنایی طلاق و کشف پیامدهای مثبت آن: مطالعه کیفی". فصلنامه مشاوره و روان درمانی خانواده. شماره 1، صص 77-64.
    • صادقی، رسول. (1395). "عوامل اقتصادی‏ـ اجتماعی مؤثر بر طلاق جوانان در ایران". فصلنامه مطالعات راهبردی ورزش و جوانان. شماره 32، صص 205-189.
    • فاتحی دهاقانی، ابوالقاسم و نظری، علی محمد. (1389). "تحلیل جامعه‏شناختی عوامل مؤثر بر گرایش زوجین به طلاق در استان اصفهان".فصلنامه مطالعات امنیت اجتماعی. شماره 25، صص 54-13.
    • کاوه، محمد. (1391). آسیب‏شناسی بیماری‏های اجتماعی. تهران: انتشارات جامعه شناسان
    • کلانتری، عبدالحسین؛ روشنفکر، پیام و جواهری، جلوه. (1390). "آثار و پیامدهای طلاق: مرور نظام مند تحقیقات انجام شده در ایران با تاکید بر ملاحظات جنسیتی".فصلنامه زن در توسعه و سیاست. دوره 9، شماره 3، صص 131-111.
    • محمدپور، احمد؛ رضایی، مهدی؛ پرتوی، لطیف و صادقی، رسول. (1388). "بازسازی معنایی تغییرات خانواده به شیوه نظریه زمینه ای (مطالعه موردی: ایلات منگور و گورک)".فصلنامه خانواده پژوهی. دوره 5، شماره 3، صص 330-309.
      • Amato, P. R. (1994)."The Impact of Divorce on Men and Women in India and the United States". Journal of Comparative Family Studies, 25(2): 207–21.
      • Amato, P.R. and Booth, A. (1991). "The Consequences of Divorce for Attitudes toward Divorce and Gender Roles". Journal of Family Issues, 12(3): 306-322.
      • Good, W. (1963). World Revolution and Family Patterns. London: Free Press of Glencoe.
      • Guest, P. (1992). "Marital Dissolution and Development in Indonesia". Journal of Comparative Family Studies, 23, 95–113.
      • Heaton, T. B., M. Cammack and Young, L. (2001). "Why is the Divorce Rate Declining in Indonesia?"Journal of Marriage and Family, 63: 480–490.
      • Jones, G. W. (1997). "Modernization and Divorce in Islamic Southeast Asia and the West". Population and Development Review, 23: 95–114.
      • Kalmijn, M. and  Uunk, W.  (2007). "Regional Value Differences in Europe and The Social Consequences of Divorce: A Test of The Stigmatization Hypothesis". Social Science Research 36(2): 447-468.
      • Leopold, T. (2016). "Gender Differences in the Consequences of Divorce: A Multiple-Outcome Comparison of Former Spouses". SOEP paper, No. 841.
      • Lorenz, O.F. & Wickrama, S., K A. & Conger, D.R. & Elder, H.G. (2006). "The Short-Term and Decade-Long Effects of Divorce on Women’s Midlife Health". Journal of Health and Social Behavior, 47(2):111.
      • Rijken, A. J., and Liefbroer, A.C.  (2012). "European Views of Divorce among Parents of Young Children: Understanding Cross-National Variation". Demographic Research, 27, Pp. 25-52.
      • Sadeghi, R., and Agadjanian,V. (2017). "Changing Attitudes toward Divorce in Iran: The Effects of Modernization and Ideational Shifts". Presented at the 2017 Annual Meeting of Population Association of America, 27-29 April, Chicago, IL, United States of America.
      • Sandfield, A. (2006). "Talking Divorce: The Role of Divorce in Women Constructions of Relationship Status". Feminism Psychology, 16 (2): 155-173.
      • Thornton, A. (2001). "The Developmental Paradigm, Reading History Sideways and Family Change". Demography, 38(4): 449-465.
      • Thornton, A. (2004). Reading History Sideways: The Fallacy and Enduring Impact of the Developmental Paradigm on Family Life. Chicago, IL: University of Chicago Press.
      • Thornton, A., and Lin, H.S.  (1994). Social Change and the Family in Taiwan. Chicago: University of Chicago Press.