رابطه جامعه پذیری دانشگاهی و مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان جوان دانشگاه تهران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، مدیریت آموزش عالی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

2 دانشیار، گروه مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

چکیده

گرایش به تحصیلات دانشگاهی در بین جوانان همچنان رو به افزایش بوده و از طرفی در طول سالیان اخیر مشارکت اجتماعی نیز دچار تغییرات بسیار زیادی گردیده است. دانشگاه به عنوان مرکز تولید علم و ارزش، بر فردی ترین تا جمعی ترین رفتار دانشجویان تاثیر می گذارد. هدف این تحقیق، بررسی رابطه جامعه پذیری دانشگاهی و مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه تهران است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان 18 تا 29 سال، دانشگاه تهران در چهار گروه آموزشی علوم انسانی، علوم پایه، فنی و مهندسی و علوم پزشکی تشکیل داده اند که 382 نفر بر اساس فرمول نمونه­گیری کوکران به عنوان نمونه آماری تعیین شدند. پژوهش به روش توصیفی از نوع پیمایشی انجام شده است. در مبانی نظری از نظریه‌های مرتبط استفاده شده و در پایان مدل نظری تحقیق، طراحی گردیده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است که بعد از برآورد اعتبار و پایایی در بین پاسخ‌گویان توزیع گردید. پس از گردآوری داده‌ها، اطلاعات بر‌اساس آمارهای توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند.
با توجه به سطح متغیرها، از آزمون‌ پیرسون استفاده شد و در نهایت طبق میزان بتای مدل رگرسیون تاثیر متغیرهای مستقل به این ترتیب بر میزان مشارکت اجتماعی جوانان دانشجو تأثیر گذارند: اصول و ارزش های اخلاقی با میزان بتای 533/0، سن به میزان 218/0، طبقه اقتصادی- اجتماعی به میزان 274/0،  موفقیت علمی به میزان 433/0 و تعاملات و ارتباطات 382/0. مقدار ضریب تعیین برابر با 41/0 = 2R می باشد.

کلیدواژه‌ها


رابطه جامعه پذیری دانشگاهی و مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان جوان دانشگاه تهران

سهراب رشتیانی[1]

حمید رحیمیان[2]

عباس عباس پور[3]

 

تاریخ دریافت مقاله: 28/12/1396

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:18/2/1397

 

مقدمه                 

انسان ها تحت تاثیر محیط اجتماعی خود قرار دارند؛ این تاثیرگذاری در ابعاد مختلف زندگی فرد است و از فردی ترین جنبه تا اجتماعی ترین آن را در بر می گیرد. افراد تحت تاثیر نوع جامعه پذیری که در آنها شکل گرفته، کنش ها و رفتارهای متفاوتی از خود نشان می دهند و نوع جامعه پذیری آنها بر سرمایه اجتماعی و مشارکت اجتماعی تاثیر می گذارد. دانشجویان به عنوان افرادی که چند سال از عمر خود را صرف آموختن   می کنند، رفتارها و کنش هایی را خودآگاه یا ناخودآگاه تحت تاثیر این محیط از خود نشان می دهند. (قانعی راد و رشتیانی، 1391: 45) دانشگاه به عنوان نظامی اجتماعی، بیش از هرچیز مجموعه ای از مناسبات انسانی بین اعضای این جامعه به ویژه جوانان دانشجو و اساتید (باهمدیگر و با یکدیگر) است. (قانعی راد و حسین ابراهیم آبادی، 1389) و افرادی که وارد این فضای علمی می شوند، از فضای این محیط تاثیر می­پذیرند و این تاثیر در تصمیم گیری ها و اولویت های زندگی اثرگذار می شود. دانشجویان که معمولا در سنین جوانی و زیر سی سال وارد محیط دانشگاه می شوند، بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند و زندگی اجتماعی خود را با قرارگرفتن در گروه های اجتماعی تجربه می کنند و سرمایه اجتماعی خود را تقویت می نمایند. یکی از ابعاد و شاخص های کلیدی سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی است. مشارکت اجتماعی یک پدیده اجتماعی پیچیده، چندبعدی و چندسطحی است که به عوامل مختلفی بستگی دارد و از جامعه ای به جامعه دیگر و از مکانی به مکان دیگر و در زمان های مختلف متفاوت است. (وکیل ها، 1395: 65). ماهیت نظری و عملی مشارکت در بطن هر جامعه و در مفاهیمی چون دلبستگی، اتحاد، همکاری، انجمن و مانند آنها نهفته است و از قدیم شالوده پیدایش اجتماعی ـ انسان شناختی نوع بشر تلقی شده است(موسوی، 1391: 65). از جمله نمودهای رشد اجتماعی افراد، میزان مشارکت آنان در فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و میزان مسئولیت پذیری آنان برای ایفای نقش مثبت در جامعه است. (سرمست، 1395: 13) توجه به مشارکت اجتماعی و روش های ارتقای آن این نقص را برطرف می‌کند. دانشجویان از گروه‌های مرجع در جامعه هستند. با اشاعه فرهنگ مشارکت اجتماعی و مسئولیت پذیری در محیط دانشگاه امکان اشاعه آن در سطح جامعه هم فراهم می شود و اموری مانند تعاون، همیاری و همدردی در جامعه رشد پیدا می‌کند(عنبرسوز، 10: 1388).

دانشگاه به عنوان یکی از متولیان جامعه پذیری دانشگاهی، رسالت تربیت نیروی انسانی متخصص و ماهر و توسعه علم و پژوهش را بر عهده دارد. بنابراین جامعه­پذیری و انتقال ارزش ها و هنجارهای علمی را می توان از جمله مهم ترین کارکردهای دانشگاه ها به شمار آورد. افرادی که وارد دانشگاه می شوند، مجموعه ای از ارزش های متناسب با ویژگی های فردی و خانواده خود و نیز فرهنگ عمومی را به همراه دارند. از سوی دیگر، دانشجو در دانشگاه در درون خرده فرهنگ خاص علمی قرار می گیرد که از بدو ورود تا اتمام دوره زندگی دانشجویی خود در این نهاد به یادگیری و فراگیری ارزش ها و هنجارها می پردازد. بنابراین اگر این نهاد بتواند ارزش ها و هنجارهای خود را به طور موفقیت آمیز درونی کند، فرد قادر خواهد شد که آموخته خود را در نوع مهارت و بکارگیری آن عملی سازد. در محیط دانشگاه، جامعه پذیری به دو صورت رسمی در سرکلاس و غیررسمی که توسط نهادهای مسئول و نیز ارتباطات و تعاملات دانشجو با دانشجو و دانشجو با استاد صورت می گیرد. نتایج پاره ای از تحقیقات نشان می دهد که این مسئله در جامعه دانشگاهی وجود دارد و صورت نگرفتن جامعه پذیری دانشگاهی به طور صحیح بر زندگی اجتماعی تاثیر زیادی داشته است. بر طبق پژوهش های مرتبط، حدود82 درصد از دانشجویان دکتری مورد مطالعه میزان عینیت مسائل و چالش های 26 گانه مورد مطالعه در محیط علمی و آموزشی خود را در حد متوسط به بالا ارزیابی کرده­اند. این موضوع نشان دهنده آن است که به رغم بسیاری از توفیق ها و موفقیت ها، نظام آموزش عالی ایران با مسائل و چالش های اساسی روبروست و این مسائل تاثیر زیادی بر عملکرد و اثر بخشی مجموعه دانشگاه و دانشگاهیان دارد. ضعف محیط علمی در درونی کردن هنجارهای دانشگاهی در دانشجویان دارای هفتمین رتبه در بین مسائل 26 گانه است. یافته های تحقیقات قاضی طباطبایی و مرجائی و دادهیر و فاضلی پیرامون کارایی فضای دانشگاهی ایران در ایجاد و پرورش هنجار دانشگاهی، نشانگر ضعف آن و عینیت ضعیف آن در رفتار و گفتار دانشگاهیان است(محسنی تبریزی و همکاران، 1389). قانعی­راد در پژوهشی  پیرامون تاثیر ساختار اجتماعی آموزش بر عملکرد دانشجویان، نشان می دهد که میزان تعامل دانشجویان با میزان یادگیری تعاملی و احساس خوداثربخشی آنها ارتباط دارد(قانعی راد، 1389). از سویی، ناتوانی دانشگاه ها و مراکز آموزشی و پژوهشی علمی کشور در اجتماعی کردن و انتقال ارزش ها و هنجارهای خویش به دانشجویان و اساتید و پژوهشگران را می توان ناشی از فقر فضای ارتباطی در این محیط های علمی دانست. (قانعی راد و قاضی پور، 1381). همچنان که "فعالیت گروه در گرو مشارکت اعضا آن گروه است و مشارکت اعضا هویت زندگی گروهی را تداوم می بخشد"(من فرد، 2011). یگانگی حاصل از مشارکت اعضا، شرط بقای جامعه است. هر چه این همبستگی بیشتر باشد، نظم اجتماعی بهتری برقرار خواهد شد و هنجارها بیشتر مورد احترام قرار خواهند گرفت. (موسوی، 1391: 65).

طبق آمار وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری،  هرساله هزاران جوان وارد دانشگاه های مختلف کشور می شوند و در طی سالیان دانشجویی، مدیریت جامعه سرمایه­گذاری زیادی برای آنها می کند تا به اهداف خود در انتقال ارزش ها و هنجارها دست یابد. در این میان، بسیاری از ارزش ها و هنجارها نیز ناخواسته به جوانان منتقل    می شوند که کارکرد پنهان دانشگاه است. باید توجه داشت که میزان گرایش به دانشگاه در ایران نیز همچون سایر جوامع رو به افزایش بوده و در طول سالیان اخیر سرمایه اجتماعی بخصوص مشارکت اجتماعی افراد نیز دچار تغییرات بسیار زیادی گردیده است. دانشجویان از جمله گروه های اجتماعی جامعه هستند که به دلیل جوان بودن، تحرک و شور اجتماعی بیشتری دارند که آنها را وا می دارد در امور اجتماعی فعال تر باشند. بنابراین در این جا این سوال مطرح می شود که آیا ارزش ها و هنجارهای علمی به دانشجویان جوان انتقال یافته است؟ و در صورت انتقال، آیا این جوانان توانسته اند مشارکت اجتماعی بیشتری در جامعه داشته باشند؟

 این پژوهش به دنبال تعیین رابطه جامعه پذیری دانشگاهی بر مشارکت جتماعی جوانان بوده  است.

اهداف پژوهش        

  1. بررسی و شناخت وضعیت موجود جامعه پذیری دانشگاهی دانشجویان 18 تا 29 سال دانشگاه تهران؛
  2. بررسی و شناخت وضعیت موجود مشارکت اجتماعی دانشجویان18 تا 29 سال دانشگاه تهران؛
  3. بررسی و شناخت رابطه جامعه پذیری دانشگاهی با مشارکت اجتماعی دانشجویان  18 تا 29 سال دانشگاه تهران.

مبانی و چارچوب نظری پژوهش

جامعه پذیری به عنوان فرآیندی ناآگاهانه که به وسیله آن اشخاص استانداردها و هنجارهای رفتاری را درونی می کنند و به احساس هویت و تعهد برای رشته حرفه ای شکل می دهند، در نظر گرفته                           می شود.(widman020:2001). جان سی ویدمن[4] معتقد است جامعه پذیری در برنامه ها، فرآیند غیرخطی است که در طول آن هویت و تعهد از طریق تجربه ها به دو شکل رسمی و غیر رسمی گسترش می یابد. همانطور که گروه های مرجع شخصی و حرفه ای در بیرون دانشگاه این گونه هستند. تاثیر عناصر متفاوت در فرآیند جامعه پذیری و نتایج قابل پیش بینی آن متفاوت است و پیوسته در حال گسترش است. برون داد(نتایج) جامعه پذیری، وتعهد برای یک نقشی که هنجاری و منحصر به فرد تعریف شده است. ( Widman, 48:2001). جامعه پذیری پویا و مداوم، بدون ابتدا و انتهاست و "جامعه پذیری دانشگاهی، مفهومی چند بعدی، سیال، مرحله ای وتکامل یابنده است. گذر از مراحل جامعه پذیری را به حرکت قطار از ایستگاه های خاص تشبیه کرده اند که شامل حرکت همزمان، متوالی و در مواقعی چرخه ای، از ایستگاه های رسمی، غیررسمی، انتظاری (رفتاری، شناختی، انگیزشی) و شخصی است که شامل مراحل جامعه پذیری ویژگی های مورد انتظار، جامعه پذیری رسمی، جامعه پذیری غیررسمی و جامعه پذیری شخصی است".(( Tierney, W. G , and Rhoads, R. A. ,1994. "این چارچوب توسعه یافته برای درک روندهای موقتی جامعه پذیری دانشجویان، با دو ویژگی  زیر برای درک پویایی برنامه های حرفه ای و فارغ التحصیلی، برجسته و مهم هستند: 1- این که جامعه پذیری یک روند فرایندی است؛ 2- عناصر اصلی و معین(فراگیری دانش، سرمایه گذاری و درگیری) با توسعه و تکوین تعهد و هویت حرفه ای ارتباط دارند. ( Weidman. J. c,Twale. D. J, Stein. E. L,2001).

در حوزه جامعه پذیری دانشگاهی رویکردهای متفاوتی از سوی مکاتب و صاحب نظران این حوزه مطرح شده است که در نگاه کلی می توان بخش اعظم آن را در چند رویکرد تقسیم بندی کرد. در بخش اول سه رویکرد برجسته این حوزه پرداخته می شود سپس دیدگاه های نظریه پردازان تشریح می شود.

الف) رویکرد ساخت هنجاری علم: بنا بر این رویکرد، نهاد علم دارای مجموعه ای از ارزش ها و هنجارهاست که از طریق فرایند جامعه پذیری به دانشجویان انتقال می یابد و توسط پاداش ها و تنبیهات، تقویت و کنترل  می شود. در واقع، «فعالیت علمی» ناشی از نظامی از روابط اجتماعی ای است که خود تحت تاثیر هنجارهای علمی، سازمان یافته، هدایت و کنترل می شوند. بدین ترتیب، کنشگران دانشگاهی در درون یک نظام اجتماعی سازمان می یابند و این نظام باید همانند سایر نظام های اجتماعی به طریقی کارکردگرایانه مورد تحلیل قرار گیرد. مرتن سرشت علم را مرکب از مجموعه ارزش ها، هنجارها و قواعدی می دانست که از جانب نهاد علم به رسمیت شناخته می شود. (ریتزر، 234:1373)

ب) رویکرد سازمان اجتماعی علم: این رویکرد که بن دیوید از بانیان آن به شمار می رود بر سازمان اجتماعی درون نهاد علم و تاثیر این سازمان بر رشد و شکوفایی علم تاکید دارد و فرض بنیادین این رویکرد، "تاثیر تعیین کنندة عامل سازمانی بر رشد و پیشرفت علمی" است. اشکال سازمانی، سیستم های تصمیم گیری، نقش های علمی در سازمان های علم و نحوة ارتباط آنها با یکدیگر، تمرکزگرایی یا تکثرگرایی در نظام دانشگاهی، نحوة ارتباط آموزش با پژوهش در درون سازمان های علمی، میزان تمایز و تخصصی شدن نقش های علمی و نسبت اعضای جامعه علمی با این نقش ها، میزان نهادی شدن نقش های علمی در درون سازمان های علمی، انواع و مقدار حمایت از این نقش ها، رابطه بخش های سازمانی مختلف در درون نظام دانشگاهی یا هر سازمان علمی از جمله محورهای مطالعاتی در این رویکرد به شمار می رود.

ج) رویکرد کارکردگرای برونگرا: به تحلیلی ساختی- کارکردی از نهاد علم می پردازد و در چارچوب بررسی روابط کارکردی بین نهاد علم و سایر نهادها، مفاهیم "تمایز ساختی"، "تمایز فرهنگی" و "ادغام" را به عنوان مفاهیم نظری این رویکرد برجسته می کند.

کاناوو نمونه مندرج در شکل را از نظریه ساختار هنجاری علم مرتن ارائه می دهد. همانطور که شکل نشان    می دهد آداب علم بر اخلاق علمی مبتنی است و اخلاق علمی نیز ریشه در الگوها و نمونه های شناختی دارد. همچنین، الگوها و نمونه های شناختی نیز از تجربیات انسانی و اجتماعی متنوعی ناشی می شوند. این نمونه به همان نسبتی که تفاوت های ممکن در الگوهای شناختی را ناشی از تجربیات اجتماعی متفاوت می داند، در پی تبیین عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی اخلاق، آداب و الگوهای رفتار علمی وهمچنین اقامة ادلّه برای ارزش های متفاوت پژوهش های کاربردی- فنی و بنیادی است.

 

الگوهای رفتاری

هنجارها

ارزش ها

اخلاق

الگوهای شناختی

تجربه

پایه های آداب در علم( Cannavo L ,1997)

هدف جامعه پذیری دانشگاهی، ایجاد بینش بالقوه مفید برای اصلاحات و تلاش برای درونی کردن ویژگی های دانشجویی با مهارت های بالفعل در سطح جهانی است.( Robert and at al, 2017)

وجود فرآیندهای جامعه پذیری در جوامع علمی از شرایط ضروری برای ادغام افراد در اجتماعات و مشارکت اجتماعی است. آموزش عالی نوعی جامعه پذیری جدید برای دانشجویان می باشد و کارکرد اجتماعی کردن در نظام آموزشی عالی از اهمیت زیادی برخوردار است. از دیدگاه جامعه شناختی ورود جوانان دانشجو به محیط دانشگاه به معنای عضویت در یک اجتماع علمی– فرهنگی با مناسبات، روابط، ارزش ها، هنجارها و نمادهای خاص خود است. جوانان با ورود به این محیط دارای ساختار اجتماعی – یا مناسبات و روابط بین دانشجویان از یک سو و دانشجویان و اساتید از سوی دیگر- و فضای فرهنگی ویژه خود، با فرآیند جامعه پذیری رو به رو می شوند و با فرض موثر بودن این فرآیندها به درونی سازی ارزش ها و هنجارهای شناختی و اجتماعی می پردازند. اجتماعی شدن دانشگاهی، فرآیندی است که طی آن جوانان تازه وارد را به دانشجویانی آگاه و آشنا با هنجارهای شناختی و اجتماعی و الگوهای رفتاری مورد انتظار تبدیل می کند. "فرآیندهای جامعه پذیری، باورها، ارزش ها و هنجارهای فرهنگی را به تازه واردان منتقل می کنند. رابطۀ جوان با محتوا از طریق تعامل با کارگزاران جامعه پذیری افرادی پرورش می یابند که نسبت به ارزش ها، نظریات و فنون ویژۀ علم مقید است. بدین ترتیب در دنیای دانش، جامعه و فرهنگ یا اجتماع علمی و الگوهای شناختی از یکدیگر تفکیک ناپذیرند. فرآیندهای جامعه پذیری پیوستگی بین تعاملات اجتماعی و تکوین یا انتقال محتوای شناختی را برقرار می کنند". (قانعی راد و حسین ابراهیم آبادی، 1389)

امروزه، مشارکت جوانان به عنوان مؤلفه اساسی و تفکیک ناپذیر توسعه نگریسته می‌شود و روز به روز بر اهمیت آن تأکید می‌شود. در این میان، برخی صاحب نظران چون مولیناس[5] با بهره گیری از اندیشه کلمن[6]که به طرح سرمایه اجتماعی[7] پرداخته است، معتقدند که با افزایش سرمایه اجتماعی در یک جامعه، مشارکت اجتماعی بسط و گسترش می‌یابد و سرمایه اجتماعی را یک نوع خیر همگانی[8] می‌دانند. به نظر مولیناس، سرمایه اجتماعی محصول فعالیت‌های اجتماعی و شبکه‌های عمیق تعاملی است که اعضای جامعه را به همکاری، تعاون و مشارکت ترغیب می‌کند(Molinas,416: 1998 به نقل از یعقوب زاده، 1386: 64). اینگلهارت[9] معتقد است: "متغیرهای تحصیلات رسمی، موقعیت اجتماعی، اقتصادی، سطوح مهارت و اطلاعات، مهارت‌های ارتباطی، تجربه‌های شغلی، شبکه‌های سازمانی، تقلیل تفاوت‌های جنسی در وظایف اجتماعی و سیاسی بر افزایش مشارکت تأثیر می‌گذارند". هانتینگتون[10]، نیز در پژوهش خود به بررسی رابطه بین متغیرهای همبستگی گروهی، سطح تحصیلات، سن و میزان مشارکت در انواع انجمن‌های داوطلبانه و مشارکت اجتماعی می‌پردازد و به این نتیجه می رسد که دخالت در فعالیت‌های اجتماعی و سازمان‌ها از اهمیت بیشتری برخوردار است (سرمست، 1396: 71). اکسلرد[11] ، کوئن[12]، وربا[13] و نای[14] در مورد تأثیر تحصیلات افراد بر مشارکت اجتماعی آنان معتقدند که معمولا هرچه سطح تحصیلات بالاتر باشد، احتمال مشارکت و درگیریش در فعالیت های اجتماعی بیشتر است (کوئن، 185: 1386). براساس یافته‌های تحقیق اکسلرد، میزان مشارکت در خانواده‌هایی با درآمد بالا و نیز افراد با تحصیلات بالا دو برابر خانواده‌های کم درآمد و افراد با تحصیلات پایین می‌باشد. لیپست از دیگر نظریه پردازان نوسازی نیز در مدل خود می‌کوشد براساس متغیرهای اجتماعی پدیده مشارکت یا عدم مشارکت گروه‌های مختلف را در پویش‌های اجتماعی تبیین کند. مدل لیپست بر آن است که پدیده شرکت یا عدم شرکت اقشار و گروه‌های مختلف اجتماعی را بر اساس چندین عامل کلی اجتماعی در فرآیندهای سیاسی و اجتماعی نظیر انتخابات، انجمن‌ها، سندیکاهای کارگری، شوراهای محلی و نظایر آن تبیین کند. میزان مشارکت در فرآیندهای اجتماعی در میان مردان، گروه‌های تحصیل کرده، متأهلین، شهرنشینان، افراد میانسال و نیز افراد دارای منزلت و همچنین اعضای سازمان‌ها، احزاب، سندیکاها و شوراها بیشتر است (غفاری و نیازی، 54: 1386). همان طور که بیشتر نظریه پردازان نشان داده اند متغیر تحصیلات که جامعه پذیری دانشگاهی در آن فرآیند شکل می گیرد، بر مشارکت اجتماعی افراد تاثیرگذار است. لذا در این پژوهش پس از بررسی نظریه‌های مربوط به جامعه پذیری دانشگاهی، به نظریه های مشارکت اجتماعی پرداخته شده است.  مدل نظری تحقیق نیز به صورتی است که ارتباط بین جامعه پذیری دانشگاهی را به عنوان متغیر مستقل تحقیق و مشارکت اجتماعی متغیرهای وابسته شامل عضویت در سمن ها، حضور فعال در عرصه های اجتماعی، مشارکت در تصمیم گیری و تصمیم سازی ها و تبادل نظر در حوزه اجتماعی را بررسی می نماید.

فعالیت در سمن ها

مدل نظری پژوهش

تبادل نظر در حوزه اجتماعی

مشارکت در تصمیم گیری و تصمیم سازی ها

تعاملات و ارتباطات در حوزه علم

جامعه پذیری دانشگاهی

 

مشارکت اجتماعی جوانان

حضور فعال در عرصه های اجتماعی

علاقه مندی و لذت بردن

موفقیت علمی

اصول و ارزش های اخلاق علمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرضیه های پژوهش

فرضیه اصلی

بین جامعه پذیری دانشگاهی و مشارکت اجتماعی جوانان رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه های فرعی

  1. بین تعاملات و ارتباطات در حوزه علم و مشارکت اجتماعی جوانان رابطه معناداری وجود دارد.
  2. بین علاقه مندی و لذت بردن از محیط علمی و مشارکت اجتماعی جوانان رابطه معناداری وجود دارد.
  3. بین موفقیت علمی و مشارکت اجتماعی جوانان رابطه معناداری وجود دارد.
  4. بین اصول و ارزش های اخلاق علمی و مشارکت اجتماعی جوانان رابطه معناداری وجود دارد.
  5. بین طبقه اقتصادی- اجتماعی و مشارکت اجتماعی جوانان رابطه معناداری وجود دارد.

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

جامعه پذیری دانشگاهی

تعریف نظری: فرآیندی است که طی آن افراد دانش ها، بینش ها، باورها، ارزش ها، الگو ها و معیارهای فرهنگی خاص محیط علمی را طی کنش و واکنش هایی با نهادهای رسمی و غیر رسمی کسب و آن را جزو شخصیت خود می کنند و باعث می شود که کم و بیش به عنوان افرادی موثر در جامعه خویش ایفای نقش کنند. (ویدمن، 2008)

تعریف عملی: در این پژوهش به منظور رسیدن به تحلیل جامعی از جامعه پذیری دانشگاهی از 4 متغیراستفاده شده که به یک شاخص تجمعی تبدیل شده است: 1- تعاملات و ارتباطات در حوزه علم، 2- موفقیت علمی، 3- ارزش های و اصول اخلاق علمی و 4- علاقه مندی و لذت بردن از محیط علمی.

1. تعاملات و ارتباطات در حوزه علم    

در این پژوهش تعاملات و ارتباطات در سه سطح با 1- دانشجویان، 2- اساتید و3-  در  محیط دانشگاه.

2. موفقیت علمی

در این پژوهش موفقیت علمی با سه متغیر نوآوری و تولیدعلمی، خود اثربخشی و پویایی علمی سنجیده       می شود.

3. ارزش های و اصول اخلاقی علمی(رزنیک)

رزنیک[15]، برای معیارها و اصول اخلاقی علم دوازده اصل را توضیح می دهد که در صورت رعایت آنان از سوی فرد دانش پذیر می توان ادعا کرد که وی در جریان فرآیند جامعه پذیری دانشگاهی تا حد زیادی موفق به کسب هنجارها و ارزش هایی علمی شده است. که عبارت اند از: صداقت، دقت، آزادی، اعتبار و پاداش، وسعت نظر، تربیت، مسؤولیت اجتماعی، قانونمندی، فرصت، احترام دوجانبه، کارآیی و احترام به موضوعات. (Resnik DB (1998). به نقل از ودادهیر، 1387)

4- علاقه مندی و لذت بردن از محیط علمی

مشارکت اجتماعی

الف) تعریف مفهومی: مشارکت را نوعی کنش هدفمند در فرآیند تعاملی بین کنشگر و محیط اجتماعی او در جهت نیل به اهداف معین و از پیش تعیین شده تعریف نموده اند. فرآیندی که در آن آحاد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن اهداف معین و مشخص که منجر به سهیم شدن آنها در منابع اجتماعی می شود در آن شرکت می کنند (غفاری، 1384: 429). مشارکت اجتماعی اشاره دارد به انواع گروه ها و انجمن هایی که افراد می توانند در آن ها مشارکت کنند و یا روابط غیر رسمی که افراد می توانند با دیگران مثل خانواده، همسایه و غیره داشته باشند (پوتنام، 1380: 298).

ب) تعریف عملیاتی: در این پژوهش به منظور سنجش میزان مشارکت و عضویت سازمانی افراد به بررسی میزان مشارکت و عضویت آن ها در امور مختلف پرداخته می شود. (فعالیت در سمن ها، حضور فعال در عرصه های اجتماعی، مشارکت در تصمیم گیری و تصمیم سازی ها و تبادل نظر در حوزه اجتماعی)

پایگاه اقتصادی- اجتماعی        

الف) تعریف مغهومی: پایگاه اجتماعی- اقتصادی، پایگاهی است که فرد در میان یک گروه دارد یا به مرتبه اجتماعی- اقتصادی یک گروه در مقایسه با گروه‏های دیگر گفته می‏شود. به بیان دیگر، موقعیتی که یک فرد یا خانواده با ارجاع به استانداردهای میانگین رایج درباره ویژگی‏های فرهنگی، درآمد مؤثر، دارایی‏های مادی و مشارکت در فعالیت‏های گروهی- اجتماعی به دست می‏آورد(کوئن، 1380: 240). به عبارت دیگر، طبقه اجتماعی به مجموعه افرادی گفته می شود که از لحاظ شغل، درآمد و ثروت در موقعیت مشابهی باشند.

ب) تعریف عملیاتی: به منظور سنجش این متغیر، شاخصی براساس منطقه، میزان درآمد خانواده، مرتبه شغلی و میزان تحصیلات والدین پاسخگو ساخته شد که جایگاه خانواده پاسخگویان را در ساختار اقتصادی- اجتماعی جامعه نشان می دهد.

جدول1: ابعاد و مولفه ها و سطح سنجش پایگاه اقتصادی- اجتماعی

متغیر

ابعاد

مولفه ها

شاخص

سطح سنجش

پایگاه اقتصادی- اجتماعی

وضعیت اجتماعی و فرهنگی

منزلت شغلی

منزلت شغلی والدین

ترتیبی

پایگاه تحصیلی

تحصیلات والدین

ترتیبی

وضعیت اقتصادی

درآمد

درآمد خانواده

نسبی

 

روششناسی پژوهش

در این پژوهش از روش پیمایشی و از تکنیک پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه دانشجویان 18 تا 29 سال در گروه های آموزشی علوم انسانی و هنر، علوم پایه، فنی و مهندسی و علوم پزشکی دانشگاه تهران می‌باشد که بر اساس آمار آموزش دانشگاه تهران، ۳۴۰۰۰ نفر در همه رده های سنی بودند، اما در این تحقیق فقط جوانان 18 تا 29 سال به عنوان نمونه آماری قرار گرفتند و حجم نمونه از طریق فرمول کوکران 384 به دست می آمد

 

ضریب اطمینان  95درصد، حجم نمونه را بیشتر خواهد کرد.

روش نمونه گیری در این پژوهش، خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی ساده می باشد؛ به این صورت که از میان گروه های آموزشی دانشگاه تهران، چهار گروه علوم انسانی و هنر، علوم پزشکی، فنی و مهندسی و علوم پایه تعیین گردیدند و بر اساس نمونه گیری تصادفی انتخاب و از میان دانشکده های مرتبط با هر کدام از گروه های آموزشی برای مثال علوم پزشکی(پزشکی و پرستاری و مامایی)، گروه آموزشی علوم اجتماعی و رفتاری(دانشکده های ادبیات، کارآفرینی و جغرافیا)، علوم (دانشکده های فیزیک، بیوتکنولوژی و زمین شناسی )و گروه آموزشی فنی و مهندسی(دانشکده های مهندسی عمران، علوم مهندسی و مهندسی صنایع) را بر اساس نمونه گیری تصادفی انتخاب و سپس در میان دانشجویان به تناسب تعداد و متغیرجنسیت(زن و مرد) آنها پرسشنامه توزیع گردید.

در این کار ابتدا 30 پرسشنامه میان افراد جامعه مورد نظر برای سنجش میزان آلفای کرونباخ پخش شد و پس از محاسبه میزان آلفای کرونباخ، حدود 384 پرسشنامه میان افراد جامعه مورد نظر توزیع گردید.

جدول 2: ضریب آلفای گویه‌های مربوط به هر یک از متغیرها

گویه‌ها

تعاملات و ارتباطات در حوزه علم

علاقه مندی و لذت بردن از محیط علمی

موفقیت علمی

اصول و ارزشهای اخلاق علمی

فعالیت در سمن ها

حضور فعال در عرصه های اجتماعی

مشارکت در تصمیم گیری و تصمیم سازی

تبادل نظر در حوزه اجتماعی

ضریب آلفای کرونباخ

786/0

875/

777/0

937/0

72/0

846/0

796/0

71/0

توصیف ویژگی های جامعه مورد مطالعه

تعداد نمونه آماری در این پژوهش، 382 نفر است که از این تعداد، 50 درصد مرد و50 درصد زن بوده‌اند. بنابراین جامعۀ نمونه دارای تناسب در ترکیب جمعیتی می­باشد.

بیشتر گروه نمونه به لحاظ وضعیت تاهل، مجرد 7(/81 درصد) بوده اند و تنها 2/18 درصد آن را افراد متاهل تشکیل می­دادند- البته 1/1 درصد نیز به این پرسش، پاسخ سایر (مطلقه و همسر فوت شده) داده اند. بیشترین تعداد پاسخ گویان (5/57 درصد) دانشجوی کارشناسی ارشد،  کمترین تعداد (6 درصد) دانشجوی دکتری و 5/36 درصد دانشجوی لیسانس بودند.

میانگین سن دانشجویان نمونه آماری 24 سال است. کم سن ترین 19 ساله و بیشترین سن 29 ساله است.

35 نفر به سوال میزان درآمد خانواده پاسخ نداده اند. میانگین میزان درآمد خانواده یک میلیون و هشتصد هزار تومان، حداقل یک میلیون تومان و حداکثر شش میلیون تومان گزارش گردید.

در مجموع، حدود 1/43 درصد از پاسخگویان در پایگاه اقتصادی– اجتماعی پایین، 36  درصد در طبقه متوسط و  9/20 درصد نیز در پایگاه اقتصادی – اجتماعی بالا قرار داشتند.

مشارکت اجتماعی

در بین ابعاد مورد نظر مربوط به شاخص مشارکت اجتماعی، بیشترین میانگین مربوط به حضور فعال در عرصه های اجتماعی با میانگین 3/63 بوده است. تبادل نظر در حوزه اجتماعی با میانگین 3/46، مشارکت در تصمیم گیری و تصمیم سازی ها در جامعه مورد مطالعه 3/44 و فعالیت در سمن ها 3/21 بوده و میزان حضور فعال در عرضه های اجتماعی در بین دانشجویان تقریبا در حد متوسط رو به بالا می باشد.

یافته های پژوهش

نتایج فرضیات: در مورد رابطه بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته، نتایج حاصل شده از آزمون ها که با توجه به سطح متغیرها از آزمون های پیرسون و اسپیرمن و تی تست استفاده شده است، در جدول زیر به طور خلاصه آمده است:

جدول3: خلاصه آزمون فرضیه ها



قبولی یا ردی

ضریب

سطح معناداری

نوع آزمون

فرضیه

ردیف

رد

667/2

105/0

تی تست

بین جنسیت و مشارکت اجتماعی

1

تایید

381/0-

001/0

پیرسون

بین سن و مشارکت اجتماعی

2

رد

092/0

060/0

اسپیرمن

بین مقطع تحصیلی و مشارکت اجتماعی

3

تایید

387/0

002/0

پیرسون

بین تعاملات و ارتباطات در حوزه علم و مشارکت اجتماعی

4

رد

071/0

166/0

پیرسون

بین علاقه مندی و لذت بردن از محیط علمی و مشارکت اجتماعی

5

تایید

216/0

019/0

پیرسون

بین موفقیت علمی و مشارکت اجتماعی

6

تایید

205/0

001/0

پیرسون

بین اصول و ارزش های اخلاق علمی و مشارکت اجتماعی

7

تایید

375/0

000/0

پیرسون

بین طبقه اقتصادی- اجتماعی و مشارکت اجتماعی

8

تایید

219/0

018/0

پیرسون

بین جامعه پذیری دانشگاهی و مشارکت اجتماعی

9

با مشخص نمودن سطح سنجش هرکدام از متغیرهای مستقل نسبت به متغیر وابسته(فاصله ای) به ذکر نوع آزمون مربوط به هرکدام از فرضیات پرداخته می شود:

بررسی رابطه مشارکت اجتماعی و جنسیت پاسخگویان

فرضیه اول: تفاوت معناداری بین مشارکت اجتماعی دانشجویان بر حسب جنسیت آنان وجود دارد.

 از آنجا که مشارکت اجتماعی دارای سطح سنجش فاصله ای و جنسیت دارای سطح سنجش اسمی و دو وجهی می باشد، برای بررسی مشارکت اجتماعی بر حسب جنسیت از آزمون آماری t مستقل استفاده
می شود. نتایج تست لیون[16] نشان می دهد که سطح معناداری به دست آمده برابر است با : 105/0 ؛ به این معنی که تفاوت معناداری بین مشارکت اجتماعی پاسخگویان در دو گروه زنان و مردان وجود ندارد.

 بررسی رابطه مشارکت اجتماعی و سن پاسخگویان

فرضیه دوم: هر چه سن دانشجویان افزایش یابد، میزان مشارکت اجتماعی آنان نیز افزایش
می یابد.

نتایج به دست آمده از ماتریس آزمون پیرسون نشان می دهد که با 95 درصد اطمینان و ضریب همبستگی 381/0- ، سطح معناداری به دست آمده برابر است با 001/0 = sig . به این ترتیب رابطه معناداری بین سن دانشجویان و میزان مشارکت اجتماعی آنان وجود دارد. همچنین، علامت منفی ضریب همبستگی نشان می دهد که افزایش سن دانشجویان رابطه معکوسی با  میزان مشارکت اجتماعی آنان دارد.

بررسی رابطه مشارکت اجتماعی و تحصیلات پاسخگویان

فرضیه سوم: هرچه سطح تحصیلات دانشجویان افزایش یابد، میزان مشارکت اجتماعی آنان نیز افزایش    می یابد.

از آنجای که تحصیلات دارای سطح سنجش رتبه ای است، برای بررسی رابطه بین مشارکت اجتماعی دانشجویان با سطح تحصیلات آنها، از آزمون اسپیرمن برای بررسی رابطه بین این دو متغیر استفاده می شود.

سطح معناداری به دست آمده برابر با 060/0 و ضریب همبستگی برابر با 092/0 است. از آنجای که سطح معناداری بیشتر از 05/0 است، لذا می توان نتیجه گرفت که بین دو متغیر تحصیلات و مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه معناداری وجود ندارد.

بررسی رابطه مشارکت اجتماعی با متغیرهای مستقل

برای بررسی وضعیت متغیرهای مورد مطالعه از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج حاصل از این آزمون در جدول زیر آورده شده است.

بین تعاملات و ارتباطات در حوزه علم و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.

بین تعاملات و ارتباطات در حوزه علم و مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود دارد      (002/0 = sig) و ضریب همبستگی پیرسون برابر با 0/387 درصد است که رابطه به صورت مثبت و مستقیم   می باشد؛ یعنی بین تعاملات و ارتباطات در حوزه علم و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد و هرچه میزان تعاملات و ارتباطات در حوزه علم افزایش یابد، میزان مشارکت اجتماعی نیز بیشتر می شود.

بین موفقیت علمی و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.

بین موفقیت علمی در حوزه علم و مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود دارد(019/0 = sig) و ضریب همبستگی پیرسون که برابر با 216/0 درصد است که رابطه به صورت مثبت و مستقیم می باشد؛ یعنی بین موفقیت علمی و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد و هرچه موفقیت علمی افزایش یابد میزان مشارکت اجتماعی نیز بیشتر می شود.

بین اصول و ارزش های اخلاق علمی و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.

بین اصول و ارزش های اخلاق علمی در حوزه علم و مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود دارد(001/0 = sig) و ضریب همبستگی پیرسون برابر با 205/0 درصد است که رابطه به صورت مثبت و مستقیم می باشد؛ یعنی بین اصول و ارزش های اخلاق علمی و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد و هرچه اصول و ارزش های اخلاق علمی افزایش یابد، میزان مشارکت اجتماعی نیز بیشتر می شود.

بین علاقه مندی و لذت بردن و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.

بین علاقه مندی و لذت بردن و مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود دارد(166/0 = sig) و ضریب همبستگی پیرسون برابر با 071/0درصد است که رابطه به صورت منفی می باشد؛ یعنی بین علاقه مندی و لذت بردن و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد.

بین طبقه اقتصادی- اجتماعی و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.

بین طبقه اقتصادی- اجتماعی در حوزه علم و مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود دارد (000/0 = sig) و ضریب همبستگی پیرسون برابر با 375/0 درصد است که رابطه به صورت مثبت و مستقیم  می باشد؛ یعنی بین طبقه اقتصادی- اجتماعی و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد و هرچه طبقه اقتصادی- اجتماعی افزایش یابد، میزان مشارکت اجتماعی نیز بیشتر می شود.

بین جامعه پذیری دانشگاهی و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.

بین جامعه پذیری دانشگاهی در حوزه علم و مشارکت اجتماعی دانشجویان رابطه معنی‌داری وجود دارد (018/0 = sig) و ضریب همبستگی پیرسون برابر با 219/0 درصد است که رابطه به صورت مثبت و مستقیم  می باشد؛ یعنی بین جامعه پذیری دانشگاهی و مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد و هرچه جامعه پذیری دانشگاهی افزایش یابد، میزان مشارکت اجتماعی نیز بیشتر می شود.

جدول4: همبستگی پیرسون

همبستگی

جامعه پذیری

مشارکت

تعامل

موفقیت

ارزش

علاقمندی

حضور

سمن

تبادل

تصمیم

همبستگی   مشارکت

معناداری

1

219*

018

738**

000

799**

000

513**

000

717**

000

045-

599

195*

031

428**

000

066

472

همبستگی   جامعه پذیری

معناداری

 

1

185*

045

216*

019

207*

024

166

071

802**

000

756**

000

699**

000

623**

000

همبستگی   تعامل

معناداری

 

1

564

000

299**

001

382**

000

051-

577

195*

031

351**

000

021**

818

همبستگی   موفقیت

معناداری

 

1

305**

000

364**

000

006-

945

267**

003

262**

003

077

399

همبستگی   ارزش

معناداری

 

1

307**

000

098

277

048

355

315**

000

179**

048

همبستگی   علاقمندی

معناداری

 

1

039/-

665

095

292

407**

000

013/-

885

همبستگی   حضور

معناداری

 

1

442**

000

364**

000

330**

000

همبستگی   سمن

معناداری

 

1

417**

000

326**

000

همبستگی   تبادل

معناداری

 

 

1

352**

000

 

*. همبستگی در سطح 0.05 معنی دار است

**. همبستگی در سطح 0.01 معنی دار است

 

آزمون فرضیه چند متغیره: آزمون رگرسیون چندگانه

در تحلیل رگرسیون چندگانه، با استفاده از روش همزمان(در سطح معناداری قابل قبول ) با ترسیم معادلۀ رگرسیون استاندارد می توان گفت که با افزایش یک واحد تغییر در متغیرهای مستقل به اندازۀ ضریب رگرسیون استاندارد واحد در متغیر وابسته افزایش خواهیم داشت. در تحلیل رگرسیون چندگانه، کلیه متغیرهای مستقل و زمینه ای به عنوان متغیر مستقل و مشارکت اجتماعی جوانان به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند.

 

جدول 5: نتایج آزمون تحلیل رگرسیون برای عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی

مدل

R

2R

R تعدیل شده

انحراف استاندارد

1

642/0

412/0

364/0

2143/1

 

جدول 6:  نتایج آزمون تحلیل واریانس برای عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی

ضرایب

مجموع مجذورات

df

میانگین

F

سطح معناداری

رگرسیون

5672. 845

5

1134. 569

3. 322

000/0

باقیمانده

134235. 1

393

341. 565

کل

139907. 9

398

0

 

 

جدول7: ضرایب آزمون تحلیل رگرسیون چند متغیره مشارکت اجتماعی دانشجویان

عنوان متغیر

ضرایب غیر استاندارد

ضرایب استاندارد

مقدارT

سطح معناداری

B

اشتباه استاندارد

Beta

عدد ثابت (Constant)

364/0

364/0

-

001/1

000/0

تعاملات و ارتباطات در حوزه علم

0. 181

0. 454

0. 382

2. 601

010/0

 اصول و ارزش های اخلاق علمی

332/0

049/0

533/0

6. 832

000/0

موفقیت علمی

0. 313

0. 150

0. 433

2. 083

000/0

علاقمندی و لذت بردن از محیط علمی

40/9

000/0

001/0

390/0

969/0

طبقه اقتصادی- اجتماعی

. 127

0. 091

. 147

1. 395

000/0

سن

021/0

073/0

295/0

295/0

008/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مُدل تحلیل مسیر عوامل موثر بر میزان  مشارکت اجتماعی

B=0/382

اصول و ارزش

                 

مشارکت اجتماعی

سن

طبقه اقتصادی-اجتماعی

تعاملات و ارتباطات

موفقیت علمی

B=0/533

B=0/274

B=0/382

B=0/374          

B=0/339

B=0/321

B=0/321

B=0/295

B=0/418

B=0/433

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تفسیر

 برمبنای مُدل تحلیل مسیر عوامل جامعه پذیری دانشگاهی موثر بر میزان مشارکت اجتماعی می‌توان گفت:

  1. میزان مشارکت اجتماعی تحت تأثیر مستقیم اصول و ارزش های اخلاقی(به میزان 533/0) و تعاملات و ارتباطات(به میزان 218/0)، طبقه اقتصادی- اجتماعی (به میزان 274/0)، موفقیت علمی (به میزان 433/0) و سن (به میزان 295/0) می‌باشد.
  2. شاخص اصول و ارزش های اخلاقی تحت تأثیر مستقیم  تعاملات و ارتباطات (به میزان 339/0) و موفقیت علمی (به میزان 418/0) می‌باشد.
  3. شاخص تعاملات و ارتباطات تحت تاثیر مستقیم اصول و ارزش های اخلاقی (به میزان 339/0) و موفقیت علمی (به میزان 321/0) است.
  4. شاخص موفقیت علمی نیز تحت تاثیر مستقیم اصول و ارزش های اخلاقی (به میزان 321/0) قرار دارد.
  5. طبقه اقتصادی- اجتماعی تحت تاثیر مستقیم شاخص  سن(به میزان 113/0) می باشد.

جدول 8: تحلیل مسیرِ تأثیر عوامل مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی

انواع تأثیر ضرایب مسیر (βi) بر میزان مشارکت اجتماعی

 

تاثیرجامعه پذیری دانشگاهی بر مشارکت اجتماعی

 

تأثیر مستقیم

اثرات غیر مستقیم

مجموع اثرات مستقیم و غیرمستقیم

اصول و ارزش های اخلاقی

سن

طبقه اقتصادی-اجتماعی

موفقیت علمی

تعاملات وارتباطات

 

اصول و ارزش های اخلاقی

533/0

-

374/0

-

418/0

-

325/1

سن

218/0

339/0

-

-

321/0

-

878/0

طبقه اقتصادی-اجتماعی

274/0

-

-

-

-

113/0

546/0

موفقیت علمی

433/0

-

321/0

-

 

-

754/0

تعاملات و ارتباطات

382/0

-

-

-

 

-

382/0

مجموع تاثیرات

840/1

339/0

695/0

-

739/0

113/0

-

 

طبق جدول 5  سعی شده درقالب تحلیل مسیر عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی جوانان دانشجو، به ترسیم نیکوئی برازش مُدل نظری پرداخته شود. لذا در بیشترین و قوی‌ترین تأثیرِ بر مشارکت اجتماعی جوانان دانشجو، می‌توان به تاثیر مستقیم متغیر اصول و ارزش های اخلاقی با میزان  533/0، سن به میزان 218/0، طبقه اقتصادی- اجتماعی به میزان 274/0،  موفقیت علمی به میزان 433/0 و تعاملات و ارتباطات 382/0 اشاره کرد.  اثرات غیرمستقیم شاخص های اصول و ارزش های اخلاقی (325/1)، سن (878/0)، طبقه اقتصادی- اجتماعی (546/0) و موفقیت علمی به میزان (754/0) است.

در کل ضریب تعیین تحلیل مسیر (R2  = 1-0/588= 0/412)  عدد412/0 را نشان
می دهد. این بدان معناست که متغیرهای مورد بررسی 2/41 درصد از واریانس میزان  مشارکت اجتماعی (متغیر وابسته نهایی) را تبیین نموده(412/0 = مقدار واریانس تبیین شده) و 2/41 درصد واریانس میزان مشارکت اجتماعی(متغیر وابسته نهایی) مربوط به متغیرهایی است که در تحقیق پیش بینی نشده اند       (=1 -0/588 =0/412  مقدار واریانس تبیین نشده). بنابراین همانطور که در جدول فوق مشاهده        می شود، مقدار ضریب تعیین برابر است با: 41/0 = 2R به این معنی که متغیرهای موجود در این تحقیق  می توانند تا 41 درصد میزان مشارکت اجتماعی را توضیح دهند یا تبیین کنند و 59 درصد نیز به عوامل دیگری وابسته است که در این تحقیق نیامده است. می‌توان نتیجه‌گیری کرد که مهمترین عواملی که برای بالا بردن میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان باید روی آنها تاکید کرد، عبارت اند از: تعاملات و ارتباطات در حوزه علم، میزان تعاملات و ارتباطات در حوزه علم، طبقه اقتصادی- اجتماعی و اصول و ارزش های اخلاق علمی، چرا که اثرگذاری مستقیم این عوامل به طور آشکار بیشتر از اثرگذاری سایر عوامل بر مشارکت اجتماعی دانشجویان است.

نتیجه گیری

جامعه پذیری، فراگردی است که طی آن فرد به کسب هویت نایل و با پذیرفتن ارزش ها، هنجارها، آرمان ها و شیوهای زندگی، تحت شرایط مطلوب قادر به تحقق استعدادهای بالقوه خود می شود. اگر جریان اجتماعی شدن با موانعی رو به رو شود به محدودیت رشد فردی می انجامد. به هر حال، جامعه پذیری برای فرد شرطی اجتناب ناپذیر در امر خود آگاهی و تشکیل هویت محسوب می شود. دانشگاه با پرورش انسان های توانا و فرهیخته و آموزش نخبگان و برگزیدگان یک جامعه، مهمترین نهاد آموزشی در توسعه علمی است.

طبق پژوهش حاضر بر روی دانشجویان مقاطع کارشناسی،کارشناسی ارشد  و دکترای دانشگاه تهران، جامعه پذیری دانشگاهی که در دانشگاه روی می دهد با مشارکت اجتماعی دانشجویان جوان ارتباط مستقیمی دارد. برای بررسی دقیق تر ابعاد جامعه پذیری دانشگاهی و مشارکت اجتماعی و تاثیر عوامل به طور جداگانه، فرضیات مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفتند. نتیجه این تحقیق نشان داد که  بیشترین و قوی‌ترین عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی جوانان دانشجو عبارت اند از: اصول و ارزش های اخلاقی با میزان  533/0، سن به میزان 218/0، طبقه اقتصادی- اجتماعی به میزان 274/0،  موفقیت علمی به میزان 433/0 و تعاملات و ارتباطات به میزان 382/0.  2/41درصد واریانس میزان مشارکت اجتماعی(متغیر وابسته نهایی) مربوط به متغیرهایی است که در تحقیق پیش بینی نشده اند.

هنجارپذیری دانشگاهی از عوامل موثر بر توسعه‌ علمی است؛ یعنی بین چگونگی و مختصات هنجارپذیری دانشگاهی و میزان رشد و توسعه‌ تولیدات علمی رابطه وجود دارد. حرکت در مسیر تحقق دانشگاه تمدن ساز و تربیت دانشجویان توانمند و تقویت کارکردهای دوگانه دانشگاه (تولید علم و تولید فرهنگ) نیازمند تقویت و ارتقای هنجارها و ارزش های جامعه پذیری دانشگاهی است. جوانان دانشجو به عنوان یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین اقشار جامعه باید بتوانند به کسب دانش و بینش علمی بپردازند و آن را در حیطه عمل بکار بگیرند و در عرصه محیط اجتماعی فعال باشد و مشارکت اجتماعی بیشتری داشته باشد. دو ویژگی جوان بودن دانشجویان و قرار گرفتن مستمر در معرض اطلاعات و توجه به جایگاه ویژه دانشجویان در شکل دهی به تحولات و انتقال ایده های علمی در سطح جامعه اهمیت بررسی موضوع را نمایان       می کند. طی فرایند جامعه پذیری دانشگاهی، ارزش ها، هنجارها، نگرش ها و نمادهای اجتماعی توسط جوانان دانشجو فرا گرفته می شوند و آنها را ترغیب به مشارکت بیشتر می نمایند. در این فرایند شیوه های عمل در موقعیت های گوناگون آموخته می شوند و افراد شیوه انطباق با شرایط متنوع زندگی اجتماعی را فرا می گیرند. به واسطه فرایند اجتماعی شدن است که فرهنگ جامعه طی نسل ها دست به دست و متحول می شود. بررسی ارزش های مساعد با توسعه علمی، فرآیند انتقال ارزش ها و هنجار ها به اعضای جامعه و ارزیابی میزان پذیرش و درونی شدن این ارزش ها و انجام کنش های اجتماعی براساس آن ها، ماحصل جامعه پذیری دانشگاهی می باشد.

  • منابع

    • پاتنام، رابرت. (1380). دموکراسی و سنت‌های مدنی. محمدتقی دلفر‌وز. تهران: انتشارات روزنامه سلام
    • سرمست، محمد. (1396). عوامل فرهنگی موثر بر مشارکت کارکنان صدا و سیما در فعالیت‌های فرهنگی. دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خوراسگان.
    • ریتزر، جورج. (1374).  نظریه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر. محسن ثلاثی. تهران: انتشارات علمی
    • عنبرسوز، افسانه. (1388). "تبیین مشارکت اجتماعی دانشجویان در فعالیت های فوق برنامه". پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات.
    • غفاری، غلامرضا و نیازی، محسن. (1386). جامعه شناسی مشارکت. تهران: نشر نزدیک
    • قانعی راد، محمد امین و ابراهیم آبادی، حسین. (1389). "تاثیر ساختار اجتماعی آموزش بر عملکرد دانشجویان".  فصلنامه انجمن آموزش عالی ایران. سال دوم، شماره4.
    • قانعی راد، محمد امین و قاضی پور، فریده. (1381). "عوامل هنجاری و سازمانی موثر بر میزان بهره وری اعضای هیئت علمی".فصلنامه پژوهش فرهنگی. شماره4.
    • قانعی راد، محمدامین. (1385). "وضعیت اجتماع علمی در رشته جامعه شناسی". نامه علوم اجتماعی. شماره27.
    • کوئن، بروس. (1390). مبانی جامعه شناسی. غلامعباس توسلی و رضا فاضل. تهران: انتشارات سمت
    • موسوی، میرطاهر و علی پور، پروین. (1391). تاملی بر نظریه سرمایه اجتماعی در جامعه شناسی. تهران: انتشارات جامعه شناسان
    • ودادهیر، ابوعلی و همکاران. (1387). "تأملی بر جامعه شناسیِ اخلاق در علم، فناوری مرتن و رزنیک". فصلنامه اخلاق در علوم و فنّاوری. سال سوم، جشماره های3و4.
    • وکیل ها، سمیرا. (1395). "موانع و محدودیت های ساختاری در تعهد به اخلاق شهروندی".رساله دکتری جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی.
    • محسنی تبریزی، علیرضا و همکاران. (1389). "تاثیر مسائل و چالش های محیط علمی بر جامعه پذیری دانشگاهی، فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی در آموزش علمی. ش55.
      • Cannavo, L. (1997). "Sociological Models of ScientificKnowledge". International Sociology, 12(4): 475-496.
      • Manfred, Josef. (2011). Contextualization an Approach to Improve Participation in Urban Planning Processes.
      • Robert, A. Rhoad, Mi Zheng and  Xiaoyang, Sun. (2017). The methodological socialization of social science doctoral students in China and the USA, High Educ (2017). 73:335–351  DOI 10.1007/s10734-016-0023-y.
      • Tierney, W. G. , and Rhoads, R. A. (1994). "Faculty socialization as cultural process: A mirror of institutional commitment". ASHE-ERIC Higher Education Report, no. 93–6. Washington,DC: The George Washington University, School of Education and Human Development.
      • Weidman and Elizabeth Stein, L. (2003). "Socialization of doctoral student to academic norms". Research in Higher Education, Vol. 44,No. 6, December.
      • Weidman, J. C. , D. J. Twale and Stein, E. l. (2001). "Socialization of Graduate and Professional Students in Higher Education-A Perilous Passage?". ASHE-ERIC Higher Education Report, No. 28(3), Washington, DC: The George Washington University, School of Education and Human Development.
      • Weidman. J. c,Twale. D. J, Stein. E. L. (2001). "Socialization of graduate and professional student in higher education". ASHE-ERIC higher education report volume 28, Number3,jossey-bass wilery company San Francisco.