بررسی ارتباط بین حمایت های اجتماعی و خودتنظیمی با فعالیت بدنی اوقات فراغت کارگران ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای مدیریت ورزشی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی و مدرس دانشگاه پیام نور و دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 دانشیار، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استاد، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

هدف از مطالعۀ حاضر، بررسی ارتباط حمایت اجتماعی با خودتنظیمی و رابطه آن با فعالیت بدنی اوقات فراغت کارگران ایران می باشد. این پژوهش توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری آن، کارگران ایران و نمونه آماری به روش تصادفی طبقه ای ساده از 15 استان، به تعداد 388 کارگر می باشد. جمع آوری     داده ها از طریق پرسشنامه "مشارکت در فعالیت بدنی اوقات فراغت"، "حمایت اجتماعی" و "خودتنظیمی" (کائی گانگ لی ،2010) انجام شد. برای توصیف داده ها از آمار توصیفی و برای تحلیل روابط از رگرسیون تک متغیره و چند گانه استفاده شد (05/0 p<). برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نرم افزار SPSS استفاده گردیده است. یافته های تحقیق نشان داد بین حمایت اجتماعی وخودتنظیمی، ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد. لذا حمایت های اجتماعی و کمک هایی که از سوی دوستان و به ویژه اعضای خانواده می شود، تاثیر بسزایی در افزایش خودتنظیمی دارد. همچنین، بین خودتنظیمی و فعالیت های بدنی اوقات فراغت رابطه مثبت و معنی دار برقرار است؛ یعنی اگر افراد بخواهند در زمان فراغت شان بیشتر و به طور مداوم به فعالیت های بدنی بپردازند، باید اهدافشان را مدیریت و سازماندهی نمایند. لذا پیشنهاد می گردد که آحاد جامعه به منظور برخورداری از فواید مشارکت در فعالیت های بدنی اوقات فراغت و افزایش سلامت جسمانی، برنامه ریزی را در فرایند روزمره خود مورد تاکید قرار دهند.

کلیدواژه‌ها


بررسی ارتباط بین حمایت های اجتماعی و خودتنظیمی با فعالیت  بدنی اوقات فراغت کارگران ایران

مهدیه آیرم[1]

علی زارعی[2]

فرشاد تجاری[3]

 

تاریخ دریافت مقاله: 28/1/1395

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:12/3/1395

 

 

مقدمه

در دهه اخیر، مقوله سلامت و تندرستی افراد جامعه بخصوص شاخص اضافه وزن و امراض ناشی از آن، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. از این رو، مشارکت در فعالیت های بدنی و اتخاذ سبک زندگی فعال از اهمیتی دوچندان برخوردار گردیده و متعاقبا افرادی که از نظر بدنی فعالترند، از سلامت بیشتری نیز برخوردارند. بسیاری از آثار نامطلوب محیط اجتماعی، اقتصادی، وضع خانوادگی، وراثت و مانند آن از طریق ورزش و فعالیت های بدنی کاهش می یابد یا حتی به طور کامل از بین                                 می رود (پارسامهر و همکاران،1394: 186). متغیرحمایت اجتماعی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته، مفهومی چند بعدی است که به اشکال و طرق مختلفی تعریف شده است. برخی از پژوهشگران حمایت اجتماعی را میزان برخورداری از محبت، همراهی، مراقبت، احترام، توجه و کمک دریافت شده توسط فرد از سوی افراد یا گروه های دیگر نظیر اعضای خانواده، دوستان و دیگران تعریف کرده اند (هریس الکساندرا ،2012: 714)[4]. حمایت های اجتماعی خانواده و دوستان می تواند نقش اساسی در حل مشکلات اجتماعی و به تبع آن در تامین سلامت جسمانی و روانی افراد داشته باشد. متغیرخودتنظیمی نیز یکی از عوامل کلیدی تئوری شناختی اجتماعی است که در انجام فعالیت بدنی، نقش تعیین کننده ای دارد وشامل مهارت هایی چون: تعیین هدف، برنامه ریزی، سازماندهی و مدیریت فعالیت های بدنی است (اندرسون ، 2006: 511، بندورا ، 2004: 150، اولیوریا ، 2011: 120)2[5]. به طور منطقی می توان گفت از محرک های لازمه جهت شروع فعالیت های بدنی، داشتن انگیزه و اعتماد به نفس در اجرای آن می باشد، اما برای حفظ و انجام فعالیت های بدنی در طولانی مدت،کافی نیستند. برای حفظ حرکات در طولانی مدت، فرد باید قادر باشد تا اجرای فعالیت ها را کنترل نماید که می توان کنترل اجرای فعالیت ها را به خود تنظیمی نسبت داد( بندورا ، 2004: 151).

در بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه می توان به تحقیقی اشاره نمود که رابطه بین الگوهای شناختی اجتماعی و ارتقای انگیزه انجام فعالیت بدنی در بین دانشجویان دانشگاه یزد را مورد بررسی قرار داد. یافته های تحقیق نشان داد که حمایت اجتماعی دوستان با ، رابطه مثبت و معنی داری دارد، اما بین حمایت اجتماعی خانواده و انجام فعالیت بدنی به علت اینکه دانشجویان در محیط خوابگاه و به دور از خانواده بودند، ارتباط معنی داری یافت نشد. همچنین، یافته های رگرسیون گام به گام نشان داد که حمایت اجتماعی دوستان در قدم اول از عوامل اصلی در مدل ارائه شده برای شناخت رفتار فعالیت بدنی در این نمونه می باشند (پارسامهر و همکاران ،1394: 191) . مطالعه آقاخانبابایی و همکارانش نیز نشان داد که بین حمایت اجتماعی و ابعاد آن یعنی خانواده و دوستان با مشارکت در فعالیت های بدنی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (آقاخانبابایی و همکاران، 1395: 68). در بررسی ارتباط فعالیت فیزیکی، حمایت اجتماعی و خستگی سالمندان شهر ایلام نیز محققان نشان دادند بین فعالیت فیزیکی، حمایت اجتماعی و خستگی ارتباط آماری معنی داری وجود دارد و با افزایش حمایت اجتماعی درک شده سالمندان، بر میزان فعالیت فیزیکی آنها افزوده و از میزان خستگی آنها کم می‌شد(برجی،متقی،1396: 54). درتحقیقی دیگرکه به بررسی عوامل محیطی و روانشناختی- اجتماعی همبسته با فعالیت جسمانی در اوقات فراغتِ دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر کرمانشاه پرداخته شده بود، یافته ها حاکی از آن بود که همة متغیرهای محیطی و روانی- اجتماعی، به‌طور معنی‌داری با هم همبستگی متقابل داشته و با فعالیت جسمانی رابطة معناداری دارند و عوامل حمایت اجتماعی دوستان، دارای ضریب تأثیر معنادار و پیش‌بینی‌کننده فعالیت جسمانی در اوقات فراغت بود(یوسفی و همکاران،1393: 98). درمطالعه ای دیگر، حمایت اجتماعی از دوستان، خانواده و حریف تمرینی، با سطوح بالایی از فعالیت بدنی ارتباط مستقیم داشت و فاکتورهای اجتماعی منفی، منجر به کاهش یا مانع مشارکت افراد به فعالیت بدنی می گردید ( روگرز و همکاران،2005: 811 )[6]. گزارش های تحقیقی دیگر حاکی از آن بود که سطح کم حمایت اجتماعی خانواده یا دوستان، در میان دانشجویان منجر به کاهش فعالیت بدنی می گردد (اولوریا وهمکاران، 2008: 121). در بررسی مطالعات مرتبط با متغیر خودتنظیمی نیز نتایج تحقیق گروهی از محققان که به بررسی رابطه خودتنظیمی با اعتماد به تعادل در سالمندان مرد فعال و غیر فعال پرداختند، نشان داد خودتنظیمی به افراد فعال این امکان را می‌دهد که خود را با محیط اجتماعی و فیزیکی سازگار کنند و ارتباط بین خودتنظیمی و اعتماد به تعادل در افراد فعال مثبت و معنادار بود(حسینی،حاتم نژاد،1396: 478). همچنین، پژوهشگران خودتنظیمی را به عنوان یک متغیر نهفته در دو مقیاس تعیین هدف و برنامه ریزی مورد ارزیابی قرار دادند که یافته های آنان نشان داد خودتنظیمی تاثیر مهمی بر اجرای فعالیت بدنی بزرگسالان جوان دارد و نشان دهنده این است که مهارت های خودتنظیمی مانند تعیین هدف، خودنظارتی، برنامه ریزی و حل مسئله به شدت به سطوح بالایی از فعالیت بدنی منجر می شود( رونیاک وهمکاران،2010: 152 )[7]. تحقیقی دیگر به ارتباط بالای(52/0 =r ) میان خودتنظیمی و فعالیت بدنی در دانش آموزان یک کالج اشاره می کند ( پتوسا و همکاران ، 2008: 159)[8]. در مطالعه دیگر که متغیرهای جمعیت شناختی، خودکارآمدی وخودتنظیمی در افراد مسن مورد بررسی قرار گرفت،  نشان داده شد که میان استفاده از استراتژی های خودتنظیمی با مشارکت در فعالیت های بدنی ارتباط معنی داری وجود دارد(ویلکاکس وهمکاران،2008: 331)[9].

همچنین، روابط بین مهارت های خود تنظیمی و فعالیت بدنی در افراد چاق مورد بررسی قرار گرفت و نشان داده شد که بین خودتنظیمی و فعالیت بدنی جامعه مورد تحقیق ارتباط معنی دار بود ( آن نسی،2010: 658)[10]. دریک مطالعه طولی نیز که طی مدت دو سال انجام شد، محقق به این نتیجه رسید که والدینی که مهارت های خودتنظیمی را در نظر گرفتند، خطر چاقی را در کودکان خود کاهش دادند (گارسیا و همکاران،2013: 1140)[11]. همچنین، مطالعات محقق دیگری نیز نشان داد که ارتباط مثبت و قوی میان مهارت های خودتنظیمی (تعیین هدف، برنامه ریزی و سازماندهی) و فعالیت بدنی اوقات فراغت وجود دارد(کائی گانگ لی،2010: 806)[12].

با نگاهی چالشی بر آمار منابع علمی موجود در کشور همچون پژوهش ها، پایان نامه ها و مطالعات صورت گرفته در حوزه معلولان و کارگران می توان ضعف و عملکرد نامطلوب بخش علمی و پژوهشی کشور در زمینه بررسی و تحلیل مسائل، مشکلات و چالش های مترتب بر اقشار فوق را احصا نمود . به هر حال، این نکته بسیار تأمل بر انگیز است که با وجود مشکلات و چالش های متعدد جوامع یاد شده در حوزه های مختلف از جمله مسائل اقتصادی، اجتماعی،  فرهنگی، رفاهی، ورزش و سلامتی و... متاسفانه تا کنون خیزش و حرکت بنیادینی در راستای انجام پژوهش ها و مطالعات علمی به ویژه در زمینه ورزش، فعالیت بدنی و رفاه جامعه کارگری صورت نگرفته و وضعیت مباحثی از این قبیل در هاله ای از ابهام قرار دارد. طبق آمار اخذ شده از حوزه آمار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، جمعیت کارگران در ایران بالغ بر یازده میلیون نفر برآورد گردیده است.  اکنون با عنایت به وسعت چشمگیر جامعه آماری موصوف و لزوم رسیدگی و توجه به امر ورزش و سلامت کارگران، پیاده سازی طرح ها و الگوهای پیشرفت در امور ورزش و سلامت جامعه کارگری، امری اجتناب ناپذیر تلقی می گردد. لذا محقق برآن است تا به تحلیل ارتباط حمایت اجتماعی دوستان و خانواده، همچنین رابطه خودتنظیمی از دو بعد برنامه ریزی و تعیین اهداف با فعالیت های بدنی اوقات فراغت کارگران ایران بپردازد و بررسی نماید که آیا این متغیرها بر میزان مشارکت کارگران در فعالیت های بدنی اوقات فراغت اثرگذار است یا خیر؟

روش شناسی پژوهش

با توجه به موضوع پژوهش که بررسی رابطه بین متغیرهای پیش بین مد نظرومشارکت در فعالیت های بدنی اوقات فراغت کارگران می باشد، این پژوهش با رویکرد کمی و به روش توصیفی– پیمایشی انجام شده است. همچنین این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه آماری آن کلیه کارگران ایران بودند و  نمونه آماری تحقیق به صورت تصادفی طبقه ای ساده و بر اساس جدول مورگان، به تعداد 388 نفر انتخاب شدند. تعداد 500  پرسشنامه در 5 منطقه کشور (شمال- جنوب- شرق- غرب- مرکز) و در 15 استان توزیع شد که در نهایت داده های 388 پرسشنامه قابل قبول، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه اطلاعات فردی، مشارکت در فعالیت بدنی اوقات فراغت، حمایت اجتماعی و خودتنظیمی (کائی گانگ لی ، 2010) بوده است. پرسشنامه اطلاعات فردی شامل پرسش در مورد جنسیت، سن، وضعیت شغلی و وضعیت سلامتی(بیماری هایی چون: فشارخون، قلب وعروق، مبتلابودن به بیماری های خاص، دیابت، تیروئید و..) بوده است. در پرسشنامه مشارکت در فعالیت های بدنی سطح شدید نیز از شرکت کنندگان سوال شد که آیا در هفت روز گذشته، فعالیت بدنی شدیدی که حداقل به مدت بیست دقیقه بوده و باعث شده تا میزان تنفس و تعداد ضربان قلب  آنها افزایش یابد- به طوری که صحبت کردن برایشان مشکل شده باشد- انجام داده اند؟ در صورتی که جواب شان بلی بود، بایستی سوال بعد را که پر کردن جدولی بود تا مدت زمان آن فعالیت بر حسب ساعت و دقیقه را مشخص نمایند، را نیز پاسخ می دادند. در سطح متوسط نیز طرح سوال به همان صورت مذکور بود و تنها تفاوت آن در مدت زمانش یعنی سی دقیقه عنوان گردید. در نهایت، با جمع فعالیت های مربوطه در هفت روز گذشته، به طور کلی سه گروه برای این مقادیر در نظر گرفته شد: 

  • کمتر از 150 دقیقه در هفته (داشتن سطح کمی از فعالیت بدنی اوقات فراغت)
  • 150-299 دقیقه در هفته(داشتن سطح متوسطی از فعالیت بدنی اوقات فراغت)
  • بیشتر یا مساوی با 300 دقیقه در هفته (سطح شدیدی از فعالیت بدنی اوقات فراغت).

برای بررسی پایایی مقیاس­ها، از آلفای کرونباخ استفاده گردید که در جدول زیر، تعداد گویه ها و ضرایب آلفای کرونباخ هر مقیاس و خرده مقیاس پرسشنامه بیان شده است و نشان می دهد که پرسشنامه ها از پایایی لازم برخوردار هستند. برای پاسخگویی به سوالات مربوط به هر یک از شاخص ها، از طیف پنج درجه ای لیکرت استفاده گردیده است.

ضریب آلفای کرونباخ

تعداد گویه

خرده مقیاس

مقیاس

71/0

5

دوستان

 

حمایت اجتماعی

86/0

6

خانواده

71/0

4

هدف

خودتنظیمی

 

80/0

4

برنامه

82/0

4

 

مشارکت در فعالیت بدنی اوقات فراغت

جدول 1: اطلاعات مقیاس و خرده مقیاس های پرسشنامه

طبق تعاریف دپارتمان خدمات بهداشتی و انسانی ایالات متحده آمریکا، منظور از فعالیت های بدنی اوقات فراغت دراین پژوهش،  فعالیت هایی همچون: تمرین، ورزش، فعالیت های تفریحی یا سرگرمی است که  با فعالیت های منظم و وظایف شغلی، کارهای خانه یا تردد روزمره، مرتبط نمی باشد(سازمان خدمات بهداشتی آمریکا، 2008)[13]. این فعالیت ها، طی یک هفته  مورد بررسی قرار گرفت. به منظور توصیف داده ها از روش های آمار توصیفی و برای تحلیل روابط از رگرسیون تک متغیره و چند گانه استفاده شد (05/0 p<). برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نرم افزار SPSS استفاده گردیده است.

یافته های پژوهش

در این بررسی از 388 کارگر، بر اساس میزان مشارکت در فعالیت های بدنی،102 نفر زن و 286 نفر مرد بودند که در پنج رده سنی طبقه بندی شدند.

جدول2: متغیرهای جمعیت شناختی کارگران

 

 

فراوانی

درصد

جنسیت

مرد

286

7/73

زن

102

3/26

 

 

 

سن

18 تا 24 سال

31

8

25 تا 34 سال

90

2/23

35 تا 44 سال

168

3/43

45 تا 54 سال

58

9/14

55 تا 64 سال

40

3/10

بالاتر از 65 سال

1

3/0

 

 

وضعیت سلامت

ضعیف

29

5/7

مناسب

118

4/30

خوب

104

8/26

خیلی خوب

117

2/30

عالی

20

1/5

 

 

وضعیت شغلی

استخدام تمام وقت

89

9/22

استخدام پاره وقت

113

1/29

قراردادی

93

24

پیمانی

54

9/13

سایر موارد

39

1/10

 

 

وضعیت مشارکت در فعالیت بدنی

غیر فعال

56

4/14

کمتر از 150 دقیقه

66

17

بین 150 تا 299 دقیقه

157

5/40

بیشتر از 300 دقیقه

109

1/28

 

اطلاعات جدول فوق نشان می دهد اکثر آزمودنی ها در رده سنی 35-44سال (3/43درصد)، با وضعیت شغلی پاره وقت (1/29 درصد)  و از نظر وضعیت سلامتی نیز 4/30 درصد آنها در وضعیت سلامت مناسب و 5/40 درصد آزمودنی ها دارای سطح متوسطی از فعالیت بدنی اوقات فراغت بودند.

با توجه به نتایج حاصله از تحلیل رگرسیون تک متغیری جهت تعیین ارتباط متغیر حمایت اجتماعی با خودتنظیمی (483/0 R=، 234/0R2 =  وضریب تعیین تعدیل شده =232/0) و اطلاعات جدول زیر و با تأکید بر میزان F بدست آمده، می‌توان مطرح نمود که ارتباط معنی‌داری بین «حمایت اجتماعی» و «خودتنظیمی» وجود دارد. همچنین، با توجه به نتایج حاصله از تحلیل رگرسیون جند متغیری جهت تعیین ارتباط حمایت اجتماعی دوستان و خانواده با مولفه خودتنظیمی (495/0 R=، 245/0R2 =  وضریب تعیین تعدیل شده =241/0) ارتباط معنی‌داری بین «مولفه های حمایت اجتماعی» و «خودتنظیمی» در سطح 05/0=α مشاهده می‌شود:

جدول 3: رگرسیون تک متغیری وچند متغیری جهت تعیین ارتباط حمایت اجتماعی و مولفه های آن با خودتنظیمی

 

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

میزان F

سطح معنی داری

حمایت اجتماعی

رگرسیون

291/12607

1

291/12607

394/117

001/0

باقیمانده

151/41346

385

393/107

 

 

کل

442/53953

386

 

 

 

مولفه های آن ( دوستان و خانواده )

رگرسیون

213/13238

2

106/6619

427/62

001/0

باقیمانده

229/40715

384

029/106

 

 

کل

442/53953

386

 

 

 

 

براساس ضریب تعیین تعدیل شده می توان اذعان داشت 2/23 درصد از تغییرات متغیر وابسته (خودتنظیمی) به وسیله متغیر حمایت اجتماعی و 1/24 درصد توسط مولفه های حمایت اجتماعی (دوستان و خانواده ) تبیین می شود. از این رو، جهت شناسایی و تبیین ضرایب رگرسیون، ضروری است تا جدول ضرایب رگرسیون نیز ارائه شود:

جدول 4: ضرایب رگرسیون متغیر حمایت اجتماعی و مولفه های آن

متغیر ملاک

حمایت اجتماعی

ضریب بتا

ضریب استاندارد شده بتا

میزانt

سطح معنی‌داری

خودتنظیمی

حمایت اجتماعی

394/0

483/0

835/10

001/0

حمایت اجتماعی دوستان

191/0

116/0

104/2

036/0

حمایت اجتماعی خانواده

548/0

417/0

536/7

001/0

 

قضاوت در مورد سهم متغیر حمایت اجتماعی و مولفه های آن در تبیین متغیر ملاک بر اساس ضریب بتا- که با توجه به اطلاعات جدول فوق، ضریب بتای حمایت اجتماعی 4/39 درصد و ضریب بتای حمایت اجتماعی خانواده 8/54 درصد است- به مراتب بیشتر از ضریب بتای حمایت اجتماعی دوستان می باشد. لذا سهم و نقش حمایت اجتماعی و مولفه خانواده در تبیین متغیر ملاک بسیار بیشتر است.

نتایج حاصله از تحلیل رگرسیون تک متغیری جهت تعیین ارتباط متغیرخودتنظیمی با فعالیت بدنی اوقات فراغت (383/0 R=، 147/0R2 =  وضریب تعیین تعدیل شده =144/0) واطلاعات جدول 5 نشان داد که ارتباط معنی‌داری بین «خودتنظیمی» و «فعایت بدنی اوقات فراغت» وجود دارد. همچنین، با توجه به نتایج حاصله از تحلیل رگرسیون چند متغیری جهت تعیین ارتباط مولفه های خودتنظیمی با فعالیت بدنی اوقات فراغت(414/0 R=، 171/0R2 =  وضریب تعیین تعدیل شده =167/0) ارتباط معنی‌داری بین «مولفه های خودتنظیمی» و «فعالیت بدنی اوقات فراغت» در سطح 05/0=α مشاهده می‌شود.

جدول 5: رگرسیون تک متغیری وچند متغیری جهت تعیین ارتباط خودتنظیمی و مولفه های آن  با  فعالیت بدنی اوقات فراغت

 

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

میزان F

سطح معنی داری

خودتنظیمی

رگرسیون

477/56

1

477/56

117/66

001/0

باقیمانده

862/328

385

854/0

 

 

کل

339/385

386

 

 

 

مولفه های آن (اهداف و برنامه ها )

رگرسیون

918/765

2

959/32

623/39

001/0

باقیمانده

420/319

384

832/0

 

 

کل

339/385

386

 

 

 

 

براساس ضریب تعیین تعدیل شده می توان اذعان داشت 4/14درصد از تغییرات متغیر وابسته (فعالیت بدنی اوقات فراغت) به وسیله متغیر خودتنظیمی و7/16درصد توسط مولفه های خودتنظیمی (اهداف و برنامه ها) تبیین می شود. از این رو، جهت شناسایی و تبیین ضرایب رگرسیون، ضروری است تا جدول ضرایب رگرسیون نیز ارائه شود:

جدول 6 : ضرایب رگرسیون متغیر خودتنظیمی و مولفه های آن

متغیر ملاک

متغیرخودتنظیمی

ضریب بتا

ضریب استاندارد شده بتا

میزانt

سطح معنی‌داری

 

 

فعالیت بدنی اوقات فراغت

 

خودتنظیمی

032/0

383/0

131/8

001/0

اهداف

005/0

036/0

555/0

579/0

برنامه ها

068/0

388/0

005/6

001/0

با توجه به اطلاعات جدول فوق، در مورد سهم متغیر خودتنظیمی و مولفه های آن در تبیین متغیر ملاک بر اساس ضریب بتا، می توان گفت ضریب بتای خودتنظیمی 2/3 درصد و ضریب بتای مولفه برنامه 8/6 درصد، به مراتب بیشتر از ضریب بتای مولفه اهداف است. لذا سهم و نقش متغیر خودتنظیمی و مولفه برنامه ریزی آن، در تبیین متغیر ملاک بسیار بیشتر است. همچنین، داده های جدول و ضرایب رگرسیون به دست آمده، نشان می دهد که ارتباط معنی‌داری بین «مولفه برنامه» با «فعالیت بدنی اوقات فراغت» مشاهده می‌شود(05/0>p)، ولی ارتباط معنی‌داری بین «مولفه اهداف» با «فعالیت بدنی اوقات فراغت» مشاهده نمی‌گردد(05/0<p) .

بحث و نتیجه گیری

در این پژوهش رابطه میان حمایت اجتماعی و خودتنظیمی با فعالیت های بدنی اوقات فراغت در بین کارگران مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد بین حمایت اجتماعی و مولفه های آن (دوستان و خانواده) با خود تنظیمی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، سهم و نقش حمایت اجتماعی به ویژه مولفه خانواده در تبیین متغیر ملاک(خودتنظیمی) برتر بود. یافته های این پژوهش، تایید مجددی بر یافته های پژوهشی (آقاخانبابایی و همکاران،1395 : 68)، (برجی،متقی،1396 : 54)، (پارسامهر و همکاران،1394: 191)، (یوسفی و همکاران،1393: 98)، (روگرز و همکاران، 2005: 811)، (اولوریا و همکاران،2008 : 121) و (کای گانگ لی ،2010: 806 )که به بررسی رابطه بین متغیرهای نظریه شناختی اجتماعی با متغیر فعالیت بدنی پرداخته اند، بوده است. همچنین، یافته های تحقیق نشان داد بین خودتنظیمی و مولفه برنامه با فعالیت بدنی اوقات فراغت رابطه مثبت و معناداری وجود داردکه این نتایج نیز با نتایج تحقیقات (حسینی ،حاتم نژاد،1396 : 478)، (روونیاک و همکاران ،2010: 152)، (پتوسا و همکاران،2008: 159)، (ویلکاکس و همکاران ، 2008: 331)، (آن نسی و همکاران،2010 : 658)، (گارسیا و همکاران،2013: 1140) و (کای گانگ لی ،2010: 807 ) شباهت داشته است. به طور کلی، بر اساس نتایج تحقیق می توان بیان نمود حمایت های اجتماعی و کمک هایی که از سوی دوستان و به ویژه اعضای خانواده می شود، تاثیر بسزایی در افزایش خودتنظیمی دارد. در واقع، خودتنظیمی می تواند نقش میانجی در انجام فعالیت های بدنی اوقات فراغت داشته باشد. از طرفی اگر افراد بخواهند در زمان فراغت شان بیشتر و به طور مداوم به فعالیت های بدنی بپردازند، باید اهدافشان را مدیریت و سازماندهی نمایند. بدیهی است که توجه افراد به ویژه به برنامه ریزی می تواند در دستیابی به اهداف فعالیت های بدنی اوقات فراغت نقش موثری داشته باشد. لذا پیشنهاد می گردد که آحاد جامعه به منظور برخورداری از مزایا و فواید مشارکت در فعالیت های بدنی اوقات فراغت در فرایند روزمره خود، برنامه ریزی را مورد تاکید قرار دهند.

همچنین، بر اساس یافته های تحقیق پیشنهاد می گردد با رفع موانع و ایجاد شرایط و تسهیلات بهینه جهت مشارکت بیشتر افراد در انجام فعالیت های بدنی در محیط های کاری و بهبود فاکتورهای روانشناختی، به افزایش انجام فعالیت های بدنی اوقات فراغت و ارتقای سلامت آنان اهتمام ورزیده شود . همچنین، ضروری است تا کارفرمایان و نهادهای مسئول در امور رفاهی و ورزشی کارگران نسبت به تدوین و اجرای برنامه های مدون در راستای برگزاری و اجرای فعالیت های ورزشی در محیط کار  بویژه در اوقات فراغت کارگران تصمیمات جدی اتخاذ نمایند.

در انجام این پژوهش محدودیت هایی وجود داشت؛ ازجمله: میزان صحت و دقت پاسخگویی به سوالات توسط کارگران زن و مرد. برخی از شرایط اثرگذار بر نتایج تحقیق (فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و ..) نیز در اختیار محقق نبوده است. همکاری برخی از کارگران در پاسخگویی به پرسشنامه ها هم محدود بود.

 

  • منابع

    • آقاخانبابایی، مریم؛ مظفری، سیداحمد و پورسلطلنی زرندی، حسین. (1395). "نقش میانجی گری خودکارآمدی دررابطه بین حمایت اجتماعی و مشارکت در فعالیت بدنی دانشجویان". نشریه پژوهش های معاصر در مدیریت ورزشی. دوره 6 ، شماره 11 ، ص 71-63 .
    • برجی،میلاد و متقی، مینو. (1396)."بررسی ارتباط فعالیت فیزیکی حمایت اجتماعی و خستگی سالمندان شهر ایلام". نشریه پژوهش توانبخشی در پرستاری. دوره3، شماره4، ص 57-50.
    • پارسامهر، مهربان ، نیک نژاد، محمدرضا ، حدت ،اله .(1394 ) . "بررسیرابطهالگوهایشناختیاجتماعیوارتقایانگیزهانجامفعالیتبدنیدربیندانشجویانعلومانسانیدانشگاهیزد". پژوهش نامه مدیریت ورزشی و رفتار حرکتی ،سال یازدهم شماره 21، ص 185 -93 .
    • حسینی،فاطمه سادات،حاتم نژاد،امید.(1396)."رابطه بین خودتنظیمی با اعتماد به تعادل در سالمندان مرد فعال و غیرفعال". مجله سالمندی ایران. دوره4،شماره12،ص 481-470.
    • یوسفی بهرام ، صابونچی رضا ، سنگ سفیدی بیتا ، عسگری مریم . ( 1393 ) . "عوامل محیطی و روانشناختی- اجتماعی همبسته با فعالیت جسمانی در اوقات فراغتِ دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر کرمانشاه" . نشریه پژوهش های معاصر در مدیریت ورزشی .دوره 4 ، شماره 8 ، ص 101-93 .

    Anderson, E. S., Wojcik, J. R., Winett, R. A., & Williams, D. M. (2006). "Social–cognitive determinants of physical activity: The influence of social support, self-efficacy, outcome expectations, and self-regulation among participants in a church-based health promotion study". Health Psychology, 25(4),510-520.

    Annesi, J. J. (2010). "Relationships between self-regulation skills and physical activity and fruit and vegetable consumption in obese adults: mediation of mood and self-efficacy". International Journal of Obesity, 34, 633–641.

    Bandura, A. (2004). "Health Promotion by Social Cognitive Means". Health Education and Behavior, 31(2),143-164.

    Garcia, Bengoechea Enrique, Ruiz Juan Francisco, and Louise Bush Paula. (2013).  "Delving Into the Social Ecology of Leisure-Time Physical Activity Among Adolescents From South Eastern Spain".  Journal of Physical Activity and Health, No: 10, 1136-1144.

    Harris, Wilson Alexandra. (2012). "The Role of Relational Efficacy Beliefs on Adolescent's leisure time physical activity". Psychology of Sport and Exercise, 13(6):713-720.

    Kaigang, Li. (2010). "An explicative model of leisure-time physical activities among church-goingAfrican Americans in Indianapolis". Am J Health Behav.No :36(6), 797-810.

    Oliveira, Adair, Claudia L., Ponce de Leon A., Rostila2 M ., Griep R. , Werneck G. and Faerstein, E. (2011). "Social support and leisure-time physical activity:longitudinal evidence from the Brazilian" . International Journal of Behavioral Nutrition and Physical Activity, No : 8,77,115-124 .

    Petosa,  R. L., Hortz, B. V., Cardina, C. E. & Suminski, R. R. (2005). "Social cognitivetheory variables associated with physical activity among high school students". International Journal of Sports Medicine,  26,158-163.

    Rogers, L., Shah, P., Dunnington, G., Greive, A., Shanmugham, A., Dawson, B., et al. (2005). "Social cognitive theory and physical activity during breast cancer treatment". Oncol Nurs Forum, 32(4),807-815.

    Rovniak, L. S., Anderson, E. S., Winett, R. A., & Stephens, R. S. (2010). "Social cognitive determinants of physical activity in young adults: A prospective structural equation analysis". Annals of Behavioral Medicine, 24(2),149-156.

    U. S. Department of Health and Human Services.  (2008). Physical activity guidelines for Americans. Hyattsville, MD: US Department of Health and Human Services.

    Wilcox, S., Bopp, M., Oberrech, L., Kammermann, S., & McElmurray, C. T. (2008). "Psychosocial and perceived environmental correlates of physical activity in rural and older African American and White women". Journals of Gerontology Series B: Psychological Sciences and Social Sciences, 58B(6),329-337.