جامعه پذیری علمی و مدیریت بدن در دانشگاه (مورد مطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جامعه شناسی، مرکز تحقیقات سیاست های علمی کشور

2 دانشجوی دکترای جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران(نویسنده مسئول) E-mail:azarrashtiani@gmail.com

چکیده

 افراد تحت تاثیر نوع جامعه پذیری که در آنها شکل گرفته اند، کنش ها و رفتارهای متفاوتی از خود نشان می دهند و نوع جامعه پذیری آنها بر سبک زندگی و ابعاد متفاوت زندگی آنها تاثیر می گذارد. از جمله بنیادی ترین جنبه سبک زندگی نوع مدیریت بدن است که دانشجو پس از این که در روند و فرآیند جامعه‌پذیری علمی قرار گرفت به طور آگاهانه یا ناآگاهانه تغییراتی را در این جنبه از زندگی خود لحاظ می‌کند. پژوهش حاضر که به روش توصیفی از نوع پیمایشی صورت گرفته است، به بررسی تأثیر جامعه پذیری علمی بر مدیریت بدن  می پردازد. در بخش مبانی نظری، نظریه های مرتبط ارائه و پس از چارچوب نظری، مدل تحلیلی طراحی گردیده است. جامعه و نمونه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران در چهار گروه آموزشی علوم انسانی، علوم پایه، فنی و مهندسی و علوم پزشکی تشکیل داده اند که 356 نفر بر اساس فرمول نمونه­گیری کوکران به عنوان نمونه آماری تعیین شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بوده که پس از تأیید سوالات پرسشنامه توسط متخصصان و با استفاده از آزمون کرونباخ که بالای 7/0 به‌ دست آمد، پرسشنامه در بین پاسخگویان توزیع  گردید.  بعد از تکمیل، پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار SPSS17 و ضرایب آماری متناسب با نوع متغیرها محاسبه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج آزمون فرضیه‌ها بیانگر این است که جامعه پذیری علمی  بر توجه به رژیم غذایی، توجه به سلامتی، سبک پوشش و توجه به خودآرایی اثر معنادار و مستقیمی دارد، بر گرایش به ورزش و همچنین انجام جراحی زیبایی  دانشجویان اثرمعناداری نداشته است. 

کلیدواژه‌ها


جامعه پذیری علمی و مدیریت بدن در دانشگاه (مورد مطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران)

محمد امین قانعی راد[1]

 آذر رشتیانی [2]

 تاریخ دریافت مقاله: 9/9/1393

  تاریخ پذیرش مقاله:30/3/1394   

 

مقدمه و بیان مساله

   دانشگاه به عنوان یکی از متولیان جامعه پذیری علمی، رسالت تربیت نیروی انسانی متخصص و ماهر و توسعه علم و پژوهش را بر عهده دارد. بنابراین، جامعه­پذیری و انتقال ارزش ها و هنجارهای علمی را می توان از جمله مهم‌ترین کارکردهای دانشگاه به شمار آورد. افرادی که وارد دانشگاه می شوند، مجموعه ای از ارزش‌های متناسب با ویژگی های فردی و خانواده خود و نیز فرهنگ عمومی را به همراه دارند. از سوی دیگر، دانشجو در دانشگاه در درون خرده فرهنگ خاص علمی قرار می گیرد که از بدو ورود تا اتمام دوره زندگی دانشجویی خود در این نهاد به یادگیری و فراگیری ارزش‌ها و هنجارها می پردازد. بنابراین اگر این نهاد بتواند ارزش‌ها و هنجارهای خود را به طور موفقیت آمیز درونی کند، فرد قادر خواهد شد که آموخته خود را در نوع مهارت و به کارگیری آن عملی سازد. در محیط دانشگاه، جامعه پذیری به دو صورت حضور در کلاس و غیر رسمی که توسط نهادهای مسئول و نیز ارتباطات و تعاملات دانشجو با دانشجو‌یان دیگر و دانشجو با استاد‌ان صورت می گیرد.

   نتایج پاره ای از تحقیقات نشان می دهد که در جامعه دانشگاهی جامعه پذیری علمی به طور صحیح صورت نگرفته است و این امر بر اولویت ها و سبک زندگی دانشجویان تاثیر زیادی داشته است. بر پایه پژوهش های مرتبط، حدود82 درصد از دانشجویان دکتری مورد مطالعه، میزان عینیت مسائل و چالش‌های 26 گانه مورد مطالعه در محیط علمی و آموزشی خود را در حد متوسط به بالا ارزیابی کرده­اند. این موضوع نشان دهنده آن است که به رغم بسیاری از توفیق ها و موفقیت ها، نظام آموزش عالی ایران با مسائل و چالش های اساسی روبه روست و این مسائل، تأثیر زیادی بر عملکرد و اثر بخشی مجموعه دانشگاه و دانشگاهیان دارد- ضعف محیط علمی در درونی کردن هنجارهای دانشگاهی در دانشجویان، دارای هفتمین رتبه در بین مسائل 26 گانه است. یافته های تحقیقات قاضی طباطبایی و مرجائی و دادهیر و فاضلی نشان می دهند که در مورد کارایی فضای دانشگاهی ایران در ایجاد و پرورش هنجار دانشگاهی، ضعف آن و تبلور عینیت ضعیف آن در رفتار و گفتار دانشگاهیان وجود دارد(محسنی تبریزی و همکاران، 1389). قانعی­راد در پژوهشی تاثیر ساختار اجتماعی آموزش بر عملکرد دانشجویان را بررسی کرده آن نشان داده است که میزان تعامل دانشجویان با میزان یادگیری تعاملی و احساس خوداثربخشی آنها ارتباط دارد(قانعی راد، 1389). ناتوانی دانشگاه ها و مراکز آموزشی و پژوهشی علمی کشور در اجتماعی کردن و انتقال ارزش ها و هنجارهای خویش به دانشجویان و اساتید و پژوهشگران را می توان ناشی از فقر فضای ارتباطی در این محیط های علمی است. (قانعی راد و قاضی پور، 1381).

   فرآیندجامعه پذیری دانشجویانی که در این فضا پرورش می یابند، تحت تاثیر چنین محیط علمی قرار می‌گیرد و آنها بر این اساس، بدن خود را مدیریت می کنند. می توان ادعا کرد که این تاثیر گذاری در زمان‌ها و محیط های مختلف متفاوت بوده است. «که بدن ها از طریق ساختارهای اجتماعی و در طی فرآیند جامعه پذیری شکل می گیرند؛ به عبارت دیگر، جامعه پذیری فرآیندی اساسی است که به کودکان یاد می دهد چگونه فردی پذیرفتن برای اجتماع خود باشند و همان طور که والدین چگونگی استفاده از قاشق و چنگال را به کودکان یاد می دهند، ساختارهای اجتماعی نیز در قالب نهادهایی چون: خانواده، آموزش و پرورش، محل کار و رسانه های جمعی به شیوه های خاصی، بدن را در زمان ها و مکان های مختلف تولید می کنند» ( Elliot,2010:105). مطالعه کارن و جری[3](2008) نشان می دهد زنانی که ظاهر خود را بیشتر مورد ارزیابی قرار می دهند، عزت نفس کمتری دارند و بیشتر تحت تاثیر فشارهای لاغری هستند. نتایج پژوهش آنها گویای این بود که زنان با سرمایه گذاری بالا بر تصویر بدن، به تصاویر لاغر شده از رسانه ها بیشتر توجه دارند و به آنها پاسخ می دهند. همچنین مطالعه تیلکا[4](2011) حاکی از آن است که نارضایتی عضلانی و نارضایتی از وزن بدن، دو مولفه ای هستند که مردان را به رفتارهای مدیریت بدن ترغیب می کنند.

در عصر کنونی، زندگی روزمره به موضوع انتخاب شخصی تبدیل شده است؛ بدین معنا که مردم می‌توانند کاری را انجام دهند که می‌‌خواهند و می‌توانند چیزی بشوند که خود خواستار آن هستند- رویه‌ای که حاکی از فردی شدن است. امروزه، مردم به طور فزاینده‌ای بر مبنای علایق و منافع فردی دست به کنش می‌زنند (گیبینز و ریمر، 1381: 110) و بدن نیز در این جریان فردی شدن، اختصاصی‌تر می‌شود و هرکس سعی می‌کند بدن خویش را مدیریت کند. جذابیت جسمانی از جمله موضوعاتی است که در دوران مدرن، استانداردهای جدیدی پیدا کرده و از عوامل شکل‌دهنده‌ روابط افراد محسوب می‌شود؛ به طوری که «مدیریت بدن در دوران مدرن اهمیت بیشتری پیدا کرده است و رفتارهای گوناگون بهداشتی نظیر بدن‌سازی، رژیم‌های غذایی، تجهیرات ورزشی و آرایشی مختلف برای مراقبت از بدن پدیدار شده است». (فاضلی1382: 149 و150) به نظر می‌رسد همراه با تحولات جهانی شدن، بیش از حد به مسئله بدن توجه شده است که پاره‌ای از عوامل آن به قرار زیرند: سیاسی کردن بدن توسط فمینیست‌ها، عوامل جمعیت‌شناختی، رشد فرهنگ مصرفی، پیدایش تکنولوژی‌های جدید و حرکت به سوی مدرنیته (اباذری و حمیدی 1387: 131 و 132).

  در چند دهه‌ اخیر، در ایران نیز تناسب‌ اندام به ‌عنوان معیار زیبایی ‌اندام مورد توجه قرار گرفته ‌است و اقدام برای رعایت رژیم غذایی لاغری جهت دستیابی به تناسب اندام به دغدغه‌ افراد زیادی تبدیل شده است. دختران و پسران جوان در طلب رسیدن به وزن ایده‌آل، خود را در معرض رژیم‌های سخت غذایی قرار می‌دهند و در واقع خود را در حساس‌ترین شرایط رشد بدنی از شرایط تغذیه  سالم و متعادل محروم می‌سازند (احمدنیا، 1385: 25). هرچند که به عنوان مثال، توجه به زیبایی به عنوان یکی از شاخص‌های مدیریت بدن باتوجه به آمار جهانی قابل ملاحظه است:

   تحلیل گران موسسه «گلدمن ساچس[5]» برآورد کرد‌ه‌اند که صنعت زیبایی در جهان، سالانه هفت درصد رشد داشته است، یعنی بیش از دو برابر نرخ تولید ناخالص داخلی[6] کشورهای توسعه یافته. در میان این صنایع، محصولات و خدمات ویژه مراقبت از مو، 38 میلیارد دلار؛ محصولات و خدمات ویژه پوست، 24 میلیارد دلار؛ لوازم آرایش، 18 میلیارد دلار و عطر، 15میلیارد دلار را در سال 2003 به خود اختصاص داده است. این رشد، ناشی از افزایش درآمد شهروندان غربی و رشد طبقات متوسط در کشورهای در حال توسعه است(شهابی، 1389). در ایران نیز از سال 1384 تاکنون علی­رغم اجرای طرح هایی همچون طرح ارتقای امنیت اجتماعی بویژه در خصوص مبارزه با بدحجابی و بدپوششی در شهرهای بزرگ کشور، تغییری ایجاد نشده است. براساس آمار موجود، بازار محصولات و خدمات ظاهرآرایی نیز از سال1383تا 1386 روند رو به رشدی را نشان می دهد. (شهابی: 1389، 69).

طبق آمار و ارقام، هرساله هزاران نفر وارد دانشگاه‌های مختلف کشور می شوند و مدیریت جامعه در طی سالیان دانشجویی، سرمایه­گذاری زیادی برای آنها می کند تا به اهداف خود در انتقال ارزش‌ها و هنجارها دست یابد که البته بسیاری از ارزش‌ها و هنجارها نیز ناخواسته به دانشجو منتقل می شوند که کارکرد پنهان دانشگاه می‌باشد. پژوهش های دیگر نشان داده اند که نظام در عمل برای جامعه پذیر کردن اعضای خود نتوانسته موفق باشد، زیرا اثرات آن برجنبه های مختلف سبک زندگی- و مدیریت بدن به عنوان یکی از شاخص های سبک زندگی- دانشجویان این ضعف را نشان می دهد؛  به طوری که دانشجویان بعد از ورود به دانشگاه، تحت تاثیر محیط قرار می‌گیرند و به گونه ای متفاوت، هنجارها و ضد هنجارها را برای خود درونی می کنند و با انتخاب الگوی خاصی برای رژیم غذایی، نحوه پوشش، ورزش، آرایش و انجام جراحی های زیبایی تاثیر پذیری خود را اعلام می دارند. این جا این سوال مطرح می شود که آیا ارزش‌ها و هنجارهای علمی به دانشجویان انتقال یافته است؟ و در صورت انتقال آیا دانشجویان توانسته اند الگوی صحیحی از مدیریت بدن را برای خود انتخاب کنند؟ این انتقال در مدیریت بدن دانشجویان چگونه نمود پیدا می کند؟ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر جامعه پذیری علمی بر مدیریت بدن دانشجویان صورت گرفته است.

مبانی و چارچوب نظری تحقیق

هر یک از تئوری های مطرح شده درباره جامعه پذیری علمی و مدیریت بدن، به تنهایی نمی توانند پاسخگوی سوالات پژوهش حاضر باشند و تنها یک بعد قضیه را می سنجند. بنابراین، در ابتدا خلاصه ای از نظریه های مرتبط مطرح و سپس چارچوب نظری ارائه می شود.

الف) نظریه های حوزه جامعه پذیری علمی

   فرآیندهای جامعه پذیری، باورها، ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی را به تازه واردان منتقل می کنند. جامعه پذیری علمیف فرآیندی است که طی آن افراد دانش ها، بینش ها، باورها، ارزش ها، الگو ها و معیارهای فرهنگی خاص محیط علمی را طی کنش و واکنش هایی با نهادهای رسمی و غیر رسمی کسب جزو شخصیت خود می کنند. در نتیجه می‌توانند کما بیش به عنوان افرادی موثر در جامعه خویش ایفای نقش کنند، (ویدمن، 2008). در رابطۀ دانشجو با محتوا از طریق تعامل با کارگزاران جامعه پذیری، افرادی پرورش می یابند که نسبت به ارزش ها، نظریات و فنون ویژۀ علم مقید است. بدین ترتیب در دنیای دانش، جامعه و فرهنگ یا اجتماع علمی و الگوهای شناختی از یکدیگر تفکیک ناپذیرند. فرآیندهای جامعه پذیری پیوستگی بین تعاملات اجتماعی و تکوین یا انتقال محتوای شناختی را برقرار می کنند. (قانعی راد و حسین ابراهیم آبادی، 1389)

   رزنیک برای معیارها و اصول اخلاقی علم، دوازده اصل را توضیح می دهد که در صورت رعایت آنان از سوی فرد دانش پذیر می توان ادعا کرد که وی در جریان فرآیند جامعه پذیری علمی تا حد زیادی موفق به کسب هنجارها و ارزش‌هایی علمی شده است: درستکاری، دقت، آزادی، بلندنظری، اعتبار، تعلیم، مسئولیت پذیری اجتماعی، قانون مداری، فرصت، احترام متقابل، کارایی، احترام و رعایت حقوق آزمودنی ‌ها Resnik DB (1998)). به نقل از ودادهیر، 1387). از نظر بوریو، ارزش علم و اهمیت کنش علمی از طریق فرآیند جامعه پذیری به فرد انتقال می یابد و به گونه ای، فعالیت علمی را « کنش متقابل » خوانده است. هاگستروم معتقد است جامعه پذیری در علم نقش زیادی دارد و به پرورش افراد متعهد به ارزش های اساسی علم می انجامد. دانشمندان بدون ارتباط با همکاران خود، یعنی بدون کنترل اجتماعی، ممکن است در مقابل اهداف و معیارهای غیر دانشمندان تسلیم شوند. آموزش علمی، دانشمندانی متعهد را پرورش می دهد و آنها را به فنون و نظریات خاصی مقید می کند. جامعه پذیری دانشمندان با عمل مبادله ای آنان تقویت و تکمیل می‌گردد. در این فرایند، دانشمندان اطلاعات را به صورت مقالات و ایده های خود به اجتماع علمی عرضه می‌کنند و در عوض مورد شناسایی قرار می گیرند. (قانعی راد، 1385: 26).

ب) نظریه هایی در حوزه جامعه شناسی بدن به‌ویژه مدیریت بدن

   هر نوع نظارت و دستکاری مستمر در ویژگی های ظاهری و آشکار بدن که در قالب رویه های آرایشی و اعمال جراحی انجام می پذیرد، مدیریت بدن گفته می شود (حسن چاوشیان، 1387). بدن یک عنصر از فرهنگی است که جنبه درونی و خودمانی پیدا کرده است. در اندیشه انسانی در رویکرد دینی در غالب ادیان و دستورات وحی الهی بدن به عنوان یک جسم کالبدی و مادی در نظر گرفته شده است. دررویکرد فلسفی، بدن را باید در تقابل دوئالیسم دکارتی بنام ذهن و بدن مورد تأمل قرار داد. در رویکرد روانشناختی باید به معیارهای عقلی و ذهن فردی در بدن توجه کرد. در رویکرد فمنیستی به تقابل میان بدن مردانه و زنانه توجه شده است. فمنیست های نسل اول در قالب مباحث پدر سالاری به بدن زن اشاره می کنند. نسل دوم این دیدگاه، رویکرد جدیدی نسبت به بدن زن نداشته‌اند. نسل سوم فمنیست ها که از دیدگاه پست مدرن بدن زن را به عنوان امری ثابت غیر تاریخی تحت جنبه زیستی دو جنس بررسی کرده اند Fedtherston:1991,172 ) ). در واقع امروزه، خرید کالا مصرفی نشانگر هویت فردی و اجتماعی است افراد برای اثبات اینکه به طبقه ای خاص تعلق دارند تحت عنوان مد از پوشش، آرایش، شکل دادن و آرایش، بدن خود را تنظیم می کنند. امروزه در رسانه های جمعی از زنان و مردانی استفاده می شود که بدن‌های خاص دارند، مردان بلند تر، ورزیده تر و عضلانی تر هستند؛ جوانانی که زیبایی و نشاط خود را مدیون مصرف کالاهای بهداشتی و پزشکی معرفی می کنند. زنانی که کالاهای تجاری را تبلیغ می کنند، اغلب لاغر اندام، ظریف با پوست های شاداب هستند که به عنوان افرادی شاد و موفق شناسانده می شوند. در واقع، تبلیغات در جامعه مصرفی از طریق ارائه ابزار های گوناگون چون وسایل آرایش جراحی های زیبایی، کلاس های ورزشی و زیبایی اندام، وسایل لاغری و. .. بیانگر خدماتی هستند که در اختیار کسانی قرار می گیرند که بخواهند بدنی زیبا داشته باشند.

   ترنر بیان می کند که اولا بدن مجموعه ای از اعمال اجتماعی است؛ ثانیاً، بدن به عنوان نظامی از نشانه ها مفهوم پردازی شده است که به عنوان حامل معانی و نمادهای اجتماعی تلقی می شود  Turner,1996:26)).

   از نظر بوردیو، بدن به عنوان شکل جامعی از سرمایه فیزیکی، در بردارنده منزلت اجتماعی و اشکال نمادین متمایز است. تبدیل سرمایه فیزیکی در واقع به معنای ترجمه و تفسیر حضور بدنی بر حسب اشکال گوناگون سرمایه (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) در میدان کار، فراغت و. .. می‌باشد ((Shilling,1993:127 بوردیو، با استفاده از مفهوم «سرمایه فیزیکی» ارتباط ویژگی های جسمانی را با دیگر صورت های سرمایه تشریح می کند. تولید «سرمایه فیزیکی» در گرو توسعه بدن است که طی آن، بدن حامل ارزش در زمینه های اجتماعی می شود(Shilling,2007, 128) . بدن یک «ماهیت ناتمام» حامل «ارزش های نمادین» است و گسترش آن برای نگهداشت نابرابری های اجتماعی ضروری می باشد. ( ibid. 127) بوردیـو با در نظر گرفتن بـدن به عـنوان یک سـرمایه فیزیکی، هویت‌های افـراد را با ارزش‌هـای اجتماعی منطبق با اندازه، شکل و ظاهـر بـدنی مـرتـبط مـی‌سـازد(Ibid: 14). بوردیو هدف مدیریت بدن را اکتساب منزلت تمایز و پایگاه و بدن را حامل نمادین هنجارهای اجتماعی می داند. گیدنز معتقد است که کاهش وابستگی جامعه به مذهب و افزایش وابستگی آن به علم، سبب دستکاری فیزیولوژی بدن شده است. هم‌زمان با سست‌شدن مبانی دینی و هویت اجتماعی، بدن، جایگاه و اهمیت بیشتری در هویت‌سازی افراد پیدا می‌کند (گیدنز، 1385)

رویکرد پساساختارگرایانه، بدن را به عنوان زبان و یک عامل اساسی تلقی می کند. از منظر جامعه شناسانه قدر مسلم آن است که نوع کنترل و نظارتی که بر بدن اعمال می شود، نظمی را دنبال می کند که جامعه درپی آن است. دراندیشه فوکو، بدن به ذات خود می تواند دارای تاریخ باشد. وی بر این عقیده است که بدن را به مثابه محصولی اجتماعی و تاریخی باید دانست. فوکو در بحث تبار شناسی خود تحت تأثیر اندیشه نیچه قرار داشته و در این نظام، بدن و نیروهای آن و نیز فایده مندی و مطیع بودن آن را هدف اصلی دانسته است(اسمارت 1386: 65). از جنبه دیگر، بیشتر آثار فوکو جنبه تحلیلی و تاریخی دارد. فوکو پذیرفته که انسان به صورت یک زندان به کنترل بدن خود می پردازد. در اندیشه داگلاس، بدن یک روایت اجتماعی به خود می گیرد. وی بر این عقیده است که بدن و تصور اجتماعی با تأثیر از دیگران شکل می‌گیرد. از سوی دیگر، بدن به مثابه پدیده‌ای اجتماعی و فرهنگی، در جامعه ای که فرد در آن رشد می کند از همان دوران کودکی شکل می گیرد. اجتماعی شدن در جامعه، یادگیری فرهنگ یک جامعه را به ما می‌آموزد که طی آن اعضای مختلف بدن دارای ارزش های یکسان و مساوی نمی باشد، در واقع از بُعد اندیشه دورکیمی باید بدن را یک واقعیت اجتماعی در زندگی روزمره تلقی نمود. پوشاک و وسایل زینتی برای بدن انسان، ابزاری برای تعامل و ارتباط متقابل و انتقال اطلاعات به دیگران تلقی می گردد. در واقع در عصر حاضر، تغییرات بدنی ناشی از گسترش فرهنگ زیبایی است که تحت تأثیر دنیای مدرنیته قرار گرفته است.

   به اعتقاد گیدنز، امروزه بدن و خود، در قلمرو بازتولید به یکدیگر پیوند خورده اند و باز تولید هم برای تداوم اجتماعی و هم برای زیست شناسی گونه ها به کار می رود؛ به طوری که امکانات تصمیم گیری در زمینه تکنولوژی های باروری و تولید مثل یا گزینه هایی که احتمالا به زودی پدید خواهد آمد، نمونه‌ شاخصی از امکانات و مسائل مرتبط با سیاست زندگی به دست می دهد (گیدنز، 1385: 308). اروینگ گافمن، خود اجتماعی یا همان هویت اجتماعی در زندگی روزمره و در مفهوم مدیریت تأثیرگذاری بر اجرای نقش و نظارت بر بدن اشاره می کند (ریتزر، 1374: 296). برایان ترنر، با توجه به ویژگی‌های جامعه مدرن و روبه توسعه به سمت حوزه جامعه شناسی بدن گرایش پیدا کرده و معتقد است که چنین تفاوتی در بینش و رفتار انسانی در جهت دادن به اندیشه های اندیشمندان علوم اجتماعی باعث شده که بدن را به مثابه امری اجتماعی و فرهنگی در زندگی روزمره در نظر باید گرفت ( Turner,1996:26). تبیین تئوریک هر پدیده اجتماعی نیازمند دستیابی به یک چارچوب نظری مناسب است. بنابراین برای تهیه چارچوب نطری پژوهش، باید به دنبال نطریه ای جامع ترگشت که ابعاد دوحوزه جامعه پذیری علمی و مدیریت بدن را تبیین نماید. با توجه به مطالعات و بررسی های صورت گرفته، تنها ویدمن- برطبق آثار و مدل نظری وی -به رابطه جامعه پذیری علمی و سبک زندگی که یکی از شاخص های آن مدیریت بدن می باشد، پرداخته است.

   طیق دیدگاه ویدمن، جامعه پذیری فرآیندی ناآگاهانه در نظر گرفته می‌شود که به وسیله آن اشخاص استانداردها و هنجارهای رفتاری را درونی می کنند و به احساس هویت و تعهد برای رشته حرفه ای شکل می دهند. بنابراین با تلفیق این نظریات به‌ویژه مدل ویدمن می توان گفت که آنچه از فرآیند جامعه پذیری علمی حاصل می شود در زندگی دانشجویان تاثیرگذار است و نقش مهمی در نهادینه شدن رفتارها و ارزش های دانشگاه به عنوان عالی ترین سمبل علمی هر کشور ایفا می کند. سبک زندگی- و مدیریت بدن به عنوان یکی از شاخص های آن- دانشجویان پس از ورود به دانشگاه معمولا با تغییراتی همراه است که با توجه به مباحث یاد شده و مدل نظری ویدمن الگو قرار گرفته است:

مدل مفهوم سازی جامعهپذیری دانشجویان تحصیلات تکمیلی. ( Weidman. J. c,Twale. D. J, Stein. E. L,2001)

 

 

   در شکل ویدمن، کانون تمرکز برروی یکی از متغیرهای برون داد است. متغیر سبک زندگی(سمت راست شکل) خود دارای مولفه هایی است که از جمله مهمترین آن می توان به مدیریت بدن اشاره کرد. بنابراین، این عامل نیز محصول جامعه پذیری است و درون گروه آموزشی(مربع مرکزی در مدل ویدمن) و فرآیند جامعه پذیری در تجربه های دانشگاهی به دو صورت در دانشگاه و در اجتماع شکل گیرد- که درهر دوی آنها به صورت رسمی و غیر رسمی است.

   در این مدل، ویژگی زمینه ای دانشجو شامل پایگاه اقتصادی- اجتماعی، استعداد، ترجیح شغلی، آرزوها و ارزش‌ها می باشد. علاوه بر عوامل زمینه ای، عواملی که در شکل گیری جامعه پذیری موثرند در گروه های مختلفی طبقه بندی شده اند؛ از جمله: جامعه پذیری والدینی که از طریق سه شاخص 1- پایگاه اقتصادی- اجتماعی2- سبک زندگی3- رابطه فرزند و والدین صورت می پذیرد. گروه های مرجع خارج از دانشگاه که شامل 1- همسالان 2-همکاران3-سازمان های اجتماعی می شود. دانشجو با داشتن ویژگی هایی اکتسابی یا انتسابی که به طور آگاهانه یا ناآگاهانه از این عوامل کسب کرده، در محیط علمی قرار می گیرد و در این محیط نیز با توجه به مهمترین ویژگی آن یعنی یادگیری، متأثر می‌شود. تجربه های دانشگاهی فرد در قالب زمینه های هنجاری به دو بخش تقسیم شده است:

الف) دانشگاهی 1- رسمی (کیفیت نهادی، ماموریت نهادی)2- غیررسمی(مخفی، برنامه آموزشی)

ب) اجتماعی 1- رسمی(وسعت نهادی، محل اقامت، سازمان) 2- غیررسمی(گروه همسالان).

از زمان ورود به دانشگاه طی فرآیندی موسوم به جامعه پذیری علمی، تغییراتی در فرد دانشجو ایجاد می‌شود، که منتج به یک خروجی می شود و بر طبق مدل ویدمن می توان آن را در قالب برون داد های جامعه پذیری در چهار گروه قرار داد:  1- انتخاب شغل 2- اولویت سبک زندگی 3- آرزوها 4- ارزش‌ها.

   همان طور که در این مدل نشان داده شد، یکی از برون دادهای جامعه پذیری علمی سبک زندگی است که جامعه پذیری علمی بر سبک زندگی تاثیر می گذارد و از جمله مولفه های مهم سبک زندگی می توان به مدیریت بدن اشاره کرد. بنابراین فردی که وارد این فرآیند می شود، خودآگاه یا نا خودآگاه تاثیراتی از این فضای علمی می گیرد که از جمله تاثیر اولیه آن توجه به مدیریت بدن است؛ به طوری که دانشجو برای فردیت خود ارزش خاصی قایل می‌شود و برای آن هزینه می کند، چرا  که طی فرآیند جامعه پذیری در دانشگاه  افراد به طور مستقیم و غیر مستقیم یاد می گیرند که به ارزش بدن به عنوان عنصر پایه ای برای رشد بیشتر، به طور آگاهانه توجه ویژه‌‌ای نشان دهند. آنها می کنتد با توجه و صرف هزینه های بیشتر برای رژیم غذایی، ورزش، نوع پوشش و سلامتی خود، بدن‌شان را به عنوان یکی از شاخص های سبک زندگی در چارچوب رضایت از زیبایی و سلامت، مدیریت می کنند.

مدل تحلیلی پژوهش

   بر مبنای چارچوب نظری که ارائه شد، مدل تحلیلی مقاله حاضر چنین ترسیم شده است.

همانطور که در مدل زیر نمایان است، دو متغیر اصلی جامعه پذیری علمی و مدیریت بدن با شاخص هایی تعریف شده اند. همچنین و متغیر جامعه پذیری علمی به عنوان متغیر مستقل و مدیریت بدن به عنوان متغیر وابسته مورد سنجش قرار گرفته است.

 

بدین‌ ترتیب، مهمترین فرضیه های پژوهش به شرح زیر می باشند:

1. جامعه پذیری علمی دانشجویان بر توجه به سبک پوشش آنها اثر معناداری دارد.

2. جامعه پذیری علمی دانشجویان بر گرایش به ورزش آنها اثر معناداری دارد.

3. جامعه پذیری علمی دانشجویان بر توجه به رژیم غذایی آنها اثر معناداری دارد.

4. جامعه پذیری علمی دانشجویان بر توجه به سلامتی آنها اثر معناداری دارد.

5. جامعه پذیری علمی دانشجویان بر توجه به خودآرایی آنها اثر معناداری دارد.

6. جامعه پذیری علمی دانشجویان بر گرایش به انجام جراحی زیبایی آنها اثر منفی معنادار دارد.

7.  جامعه پذیری علمی دانشجویان بر مدیریت بدن آنها اثر معنادار دارد.

روش شناسی پژوهش

مهمترین مفاهیم مطرح در این پژوهش، دو مفهوم جامعه پذیری علمی و مدیریت بدن است که به تعریف عملیاتی این دو مفهوم می‌پردازیم:

جامعه پذیری علمی

 در این پژوهش به منظور رسیدن به تحلیل جامعی از جامعه پذیری علمی، از 4 متغیراستفاده شده که به یک شاخص تجمعی تبدیل گردیده است:

1- تعاملات و ارتباطات در حوزه علم که در سه سطح با الف: با دانشجویان، ب: با اساتید و ج: با دانشکده سنجیده می شود.

 2- موفقیت علمی که با سه متغیر نوآوری و تولیدعلمی، خود اثربخشی و پویایی علمی سنجیده می شود.

 3- ارزش های و اصول اخلاق علمی(12 اصل رزنیک).

 4- علاقه مندی و لذت بردن از محیط علمی.

مدیریت بدن

در این پژوهش به منظور رسیدن به تحلیل جامعی از مدیریت بدن، از 6 متغیراستفاده شده که به یک شاخص تجمعی تبدیل گردیده است: 1-توجه به سلامتی؛ 2- توجه به رژیم غذایی؛ 3- گرایش به ورزش؛ 4- مراقبت بهداشتی و آرایشی؛ 5- سبک پوشش؛ 6- انجام جراحی زیبایی.

با توجه به موضوع پژوهش و ویژگی ها و پیچیدگی مربوط به آن، جامعه پذیری امری است پویا و متاثر از شرایط و عناصر گوناگون اجتماعی که به همراه تغییر و تحولات در رویکرد و نگرش فردی حاصل می‌گردد و در زمان و مکان های متفاوت، متغیر است، انتخاب دانشجویان تحصیلات تکمیلی در این پژوهش به این دلیل است که جامعه پذیری علمی اگر چه فرآیندی است که با ورود به دانشگاه آغاز می‌شود و دوره کاردانی وکارشناسی از مراحل اولیه آن است اما دوره تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) را می توان مراحل کامل تری از جامعه پذیری علمی دانست که از بالندگی بیشتری برخوردار است. توضیح بیشتر آن که با تحصیل در دوره تحصیلات تکمیلی، ویژگی رفتاری و علمی دانشجویان از پختگی بیشتری برخوردار می‌گردد و از احساسات و هیجانات زود گذر و هیجانی فاصله بیشتری می‌گیرد. جامعه مورد بررسی این پژوهش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران می باشند.

روش انجام این پژوهش، نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی ساده می باشد؛ به این صورت که آزمودنی‌ها از میان چهار گروه آموزشی دانشگاه تهران، علوم انسانی و هنر، علوم پزشکی، فنی و مهندسی، علوم پایه تعیین و بر اساس نمونه گیری تصادفی انتخاب و از میان دانشکده های مرتبط با هر کدام از گروه های آموزشی- برای مثال، علوم پزشکی(دانشکده های بهداشت، پزشکی و پرستاری و مامایی)، گروه آموزشی علوم انسانی( دانشکده های ادبیات، زبان های خارجه و حقوق)، علوم پایه (دانشکده های شیمی، زیست شناسی و دانشکده ریاضی، آمار و علوم کامپیوتر)و گروه آموزشی فنی و مهندسی(دانشکده های مهندسی برق و کامپیوتر، مهندسی معدن ومهندسی صنایع) - بر اساس نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. سپس پرسشنامه‌ها در میان دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری به تناسب تعداد و متغیرجنسیت (زن و مرد) توزیع گردید. با استفاده از فرمول کوکران حجم کل نمونه آماری برابر 356 می باشد.

در این پژوهش از روش اسنادی و پیمایشی استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات و مباحث نظری و پژوهش های قبلی انجام شده در این زمینه علاوه بر کتاب ها، پایان نامه ها و نشریات منتشر شده در این باب از اینترنت جهت جستجوی منابع مرتبط با این پژوهش به شیوه فیش برداری و تحلیل محتوا استفاده شده است.

از آنجا که موضوع مورد بررسی، دارای ابعاد پیچیده ای بود و استفاده صرف از تکنیک های پرسشنامه و فیش برداری با احتمال خطای بیشتری روبه‌رو بود، از شیوه مصاحبه نیز به منظور مشاهده حالت های گوناگون پاسخگویان در حین پاسخ به سوالات و بررسی این پاسخ ها و آگاهی به نقطه نظرات اساتید و دانشجویان آنها استفاده گردید. در روش اسنادی از تکنیک فیش برداری و تحلیل محتوا و در روش پیمایش از تکنیک پرسشنامه استفاده شد. در این پژوهش،  پرسشنامه محقق ساخته مورد نقد و بررسی متخصصان و اساتید قرار گرفت و پس از اعمال نظرات کارشناسانه آنها، ابتدا 30 پرسشنامه میان افراد جامعه مورد نظر برای سنجش میزان آلفای کرونباخ پخش شد و پس از محاسبه میزان آلفای کرونباخ، حدود 360پرسشنامه میان افراد جامعه مورد نظر توزیع گردید.  

جدول 1: ضریب آلفای گویه‌های مربوط به هر یک از متغیرها

گویه‌ها

تعاملات و ارتباطات در حوزه علم

علاقه مندی و لذت بردن از محیط علمی

موفقیت علمی

اصول و ارزشهای اخلاق علمی

گرایش به ورزش

توجه به رژیم غذایی

توجه به سلامتی

گرایش به انجام جراحی زیبایی

توجه به سبک پوشش

توجه به خودآرایی

ضریب آلفای کرونباخ

786/0

875/

777/0

937/0

-

846/0

796/0

-

913/0

859/0

تعدا گویه ها

9

6

10

24

1

4

12

1

6

6

 

یافته های پژوهشی

الف)یافته های توصیفی

پس از ورود و تجزیه و تحلیل داده‌های خام نتایجی به‌دست آمد که به طور خلاصه در این قسمت مرور می‌شود.

بیشتر پاسخگویان در رشته علوم انسانی تحصیل می‌کردند و 6/37 درصد از پاسخگویان را تشکیل می‌دادند. بعد از علوم انسانی، گروه آموزشی فنی و مهندسی (3/24 درصد). و در مرتبه سوم، گروه آموزشی علوم پزشکی (3/19درصد) و در نهایت، گروه آموزشی علوم پایه (8/18 درصد) قرار داشتند. از این میان، 5/63 در صد از پاسخگویان را مرد و 5/36 درصد را زن تشکیل می‌دادند. این نتیجه نشانگر این است که بیشتر دانشجویان تحصیلات تکمیلی را مردان تشکیل داده اند. بیشتر دانشجویان پاسخگو (4/72 درصد) مجرد بودند و 6/ 27درصد را متاهلان تشکیل می دادند. 

2/68 در صد از دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد و 8/31 درصد از دانشجویان در مقطع دکتری تحصیل می‌کردند. 5/39 درصد از پاسخگویان مورد مطالعه دارای درآمد خیلی کم، 5/44 درصد درآمد کم، 5 درصد درآمد متوسط 8 درصد درآمد زیاد 3 درصد درآمد در حد خیلی زیاد بودند. بنابراین درآمد بیشتر پاسخگویان در حد کم قرار داشت.

 

 

ب)یافته های استنباطی

 با توجه به سطح متغیرها، هر فرضیه با آزمون آماری ویژه ای سنجیده شده است. نتیجه آزمون فرضیه ها به قرار زیر است:

  • جامعه پذیری علمی بر سبک پوشش اثر معناداری دارد. بر خلاف آن چه در گذشته عرف بود، افرادی که به معنای امروزی جامعه پذیری بالاتری داشتند معمولا به وضعیت ظاهری خود بخصوص سبک پوشش خود توجه اندکی داشتند، اما امروزه بنابر مشاهدات و به استناد همین پژوهش، شواهدی دال بر تغییر این رویه را می‌توان نظاره‌گر بود؛ چنان که دانشجویان با وجود جامعه پذیری بالاتر معمولا به سبک پوشش خود توجه بیشتری دارند.
  • جامعه پذیری علمی بر توجه به رژیم غذایی اثر معناداری دارد. افرادی که جامعه پذیری آنها در سطح بالاتری قرار دارد، به ارزش توجه به رژیم غذایی پی برده اند و برای آن توجه ویژه تری قایل‌اند.
  • جامعه پذیری علمی بر توجه به سلامتی اثر معناداری دارد. دانشجویانی که روح علمی را در خود پرورانده اند، به درک این نکته نیز رسیده اند که روح سالم در بدن سالم است. بنابراین برای سلامتی خود ارزش بیشتری قایل هستند.
  • جامعه پذیری علمی بر خودآرایی اثرمعناداری دارد. رسیدگی به امور ظاهری و بخصوص اهمیت دادن به خودآرایی سر و صورت در دانشجویانی که جامعه پذیری بالاتری دارند بیشتر است.
  • جامعه پذیری علمی بر انجام جراحی زیبایی اثر منفی معناداری دارد. برطبق یافته های مرتبط با این فرضیه، همبستگی منفی آنها تایید شد. بنابراین افرادی که جامعه پذیری بالاتری دارند، کمتر به انجام عمل جراحی زیبایی گرایش نشان می‌دهند.
  • جامعه پذیری علمی بر گرایش به ورزش اثر معناداری دارد. این فرضیه رد شد؛ به این معنا که افرادی که جامعه پذیری علمی بالاتری دارند، کمتر به انجام ورزش گرایش دارند.

فرضیه اصلی اینکه جامعه پذیری علمی بر مدیریت بدن اثر معناداری دارد. با آزمودن مولفه های مربوط به هریک از این دو متغیر به طور جداگانه و برقراری رابطه بین آنها نتیجه پژهش نشان دهنده وجود رابطه بین جامعه پذیری علمی و مدیریت بدن دانشجویان بود.

همانطور که در بخش های قبلی شرح داده شد، در این پژوهش 7 فرضیه با استفاده از آزمون های آماری در نرم افزار spss  سنجیده شدند که در جدول زیر به طور خلاصه فرضیه ها، نوع آزمون، سطح معناداری و نتیجه آزمون که به صورت قبولی یا ردی نشان داده شده، نمایان است.

جدول 2: آزمون فرضیه ها

قبولی یا ردی

سطح معناداری

نوع آزمون

                                            فرضیه                              

ردیف

تایید

000/0

آزمون اسپیرمن

جامعه پذیری علمی بر انجام جراحی زیبایی اثر منفی معناداری وجود دارد

1

تایید

000/0

آزمون پیرسون

جامعه پذیری علمی بر توجه به سبک پوشش اثر معنادار دارد

2

تایید

005/0

آزمون پیرسون

 جامعه پذیری علمی بر توجه به رژیم غذایی اثر معناداری دارد

3

تایید

000/0

آزمون پیرسون

جامعه پذیری علمی بر توجه به سلامتی اثرمعنادار دارد

4

تایید

000/0

آزمون پیرسون

 جامعه پذیری علمی بر توجه به خودآرایی اثرمعناداری دارد

5

رد

702/0

آزمون اسپیرمن

جامعه پذیری علمی بر گرایش به ورزش اثر معناداری دارد

6

تایید

000/0

آزمون پیرسون

 جامعه پذیری علمی بر مدیریت بدن اثر معنادار دارد

7

 

دراین بخش، پس از آزمون فرضیه ها، از تحلیل رگرسیونی به منظور مشخص کردن سهم تأثیر هر یک از متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته بدون لحاظ کردن تقدم و تأخر در بین آنها استفاده شد. متغیر مستقل جامعه پذیری علمی و متغیر وابسته مدیریت بدن می باشد که هر یک از این دو متغیر با شاخص هایی سنجیده شده اند.

 

 

 

جدول 3 : جدول مشخص کننده های کلی تحلیل رگرسیونی تاثیر تعاملات و ارتباطات درحوزه علم، علاقمندی و لذت بردن از محیط علمی، موفقیت علمی و رعایت اصول و ارزش های اخلاق علمی بر جامعه پذیری علمی

سطحمعناداری

F

R2تعدیل شده

R2

ضریب همبستگی

شاخص آماری

مدل

000/0

989/183

373/0

375/0

613/0

موفقیت علمی

000/0

834/79

204/0

207/0

455/0

لذت بردن از محیط علمی

000/0

658/136

276/0

278/0

527/0

رعایت اصول و ارزش های اخلاق علمی

000/0

606/79

179/0

182/0

426/0

تعاملات و ارتباطات درحوزه علم

جدول 4 : جدول ضریب رگرسیونی تعاملات و ارتباطات درحوزه علم، علاقمندی و لذت بردن از محیط علمی، موفقیت علمی و رعایت اصول و ارزش های اخلاق علمی بر جامعه پذیری علمی

بتای استاندارد

سطحمعناداری

T

خطای استاندارد

ضریب رگرسیون

شاخص آماری

مدل

-

613/0

000/0

000/0

024/18

564/13

950/4

182/0

219/89

472/2

ضریب ثابت

موفقیت علمی

-

455/0

000/0

000/0

411/9

935/8

 

463/1

065/0

771/13

584/0

ضریب ثابت

لذت بردن از محیط علمی

-

527/0

000/0

000/0

123/5

775/11

302/1

014/0

670/6

169/0

ضریب ثابت

رعایت اصول و ارزش های اخلاق علمی

-

426/0

000/0

000/0

040/33

922/8

164/2

131/0

484/71

166/1

ضریب ثابت

تعاملات و ارتباطات درحوزه علم

جدول 5 : جدول مشخص کننده های کلی تحلیل رگرسیونی تاثیر توجه خودآرایی، گرایش به ورزش، توجه به رژیم غذایی، گرایش به جراحی زیبایی، توجه به سلامت وتوجه به نوع پوشش بر مدیریت بدن

سطحمعناداری

F

R2تعدیل شده

R2

ضریب همبستگی

شاخص آماری

مدل

000/0

938/682

654/0

655/0

809/0

توجه به سبک پوشش

000/0

733/398

524/0

526/0

725/0

توجه به خودآرایی

000/0

437/85

190/0

192/0

438/0

توجه به سلامتی

000/0

364/38

940/0

960/0

310

توجه به رژیم غدایی

 

جدول 6 : جدول ضریب رگرسیونی تعاملات و ارتباطات درحوزه علم، علاقمندی و لذت بردن از محیط علمی، موفقیت علمی و رعایت اصول و ارزش های اخلاق علمی بر جامعه پذیری علمی

بتای استاندارد

سطحمعناداری

T

خطای استاندارد

ضریب رگرسیون

شاخص آماری

مدل         

 -

809/0

000/0

000/0

719/23

133/26

485/1

095/0

366/20

480/2

ضریب ثابت

توجه به سبک پوشش

-

725/0

000/0

000/0

505/13

968/19

466/0

042/0

290/6

840/0

ضریب ثابت

توجه به خودآرایی

-

438/0

000/0

000/0

482/9

243/9

576/0

013/0

458/5

284/0

ضریب ثابت

توجه به سلامتی

-

310/0

000/0

000/0

198/15

194/6

853/0

087/0

965/12

536/0

ضریب ثابت

توجه به رژیم غدایی


روش تحلیل مسیر، تعمیمی از رگرسیون معمولی است که علاوه بر بیان آثار مستقیم، آثار غیرمستقیم و اثر کل هر یک از متغیرهای مستقل را برای متغیرهای وابسته نشان می‌دهد و با بیان منطقی، روابط و همبستگی مشاهده شده بین آن ها را تفسیر می‌کند. با وارد کردن عوامل زمینه ای و متغیر مستقل جامعه‌پذیری علمی- با شاخص های تعاملات و ارتباطات درحوزه علم، علاقمندی و لذت بردن از محیط علمی، موفقیت علمی و اصول و ارزش های اخلاق علمی- و سنجش تأثیر آنها بر متغیرهای مدیریت بدن- توجه خودآرایی، گرایش به ورزش، توجه به رژیم غذایی، گرایش به جراحی زیبایی، توجه به سلامت و توجه به نوع پوشش- در معادله رگرسیون، مدل نهایی تحلیل مسیر بعد از انجام مراحل آن، به صورت زیر بدست آمده که درصد اثر مستقیم و غیر مستقیم هر یک از عوامل نیز در آن مشخص شده است. به طور کلی، این مدل بیانگر این است که متغیر جامعه پذیری علمی به میزان39/3 درصد توانایی پیش بینی متغیر وابسته مدیریت بدن را داراست.

 

 

بحث و نتیجه گیری

فرآیند جامعه پذیری علمی در این پژوهش مبتنی به آموخته ها و اندوخته های دانشگاه بوده است که بخش اعظم آن از طریق ارتباطات و تعاملات فرد و نهاد دانشگاه حاصل می شود. فرض بر این است که این فرآیند به درک عمیق مهم ترین کمال مطلوب های اخلاقی بیانجامد که از فردی ترین تا اجتماعی ترین جنبه انسانی را در برگیرد. از جمله بعد فردی آن را می توان در توجه و نحوه مدیریت فرد از بدن خود مورد ارزیابی قرار داد. این در حالی است که در جوامع مدرن، نگاه به بدن و جسم انسان دگرگون شده است و بدنی که همواره و در همه دوران‏ها مورد نظارت و کنترل بوده، ‏کانونی برای قدرت شده و به ابزاری تبدیل گردیده که فرد توسط آن هویت خویش را مطرح و نمایان می‏سازد. بدن، نحوه لباس پوشیدن و خودآرایی و ژست‏ها همگی نشان دهنده هویت افراد تلقی می‌شود. همانطور که  «ترنر»، نه تنها بدن را مجموعه ای از اعمال اجتماعی می داند، بلکه آن را به عنوان نظامی از نشانه‌های مفهوم پردازی شده برمی‌شمارد  که حامل معانی و نمادهای اجتماعی است.

افرادی که وارد محیط دانشگاه می شوند، از بدو ورود تا انتهای دوره دانشجویی در معرض ارزش ها و هنجارهایی هستند که بخشی از آنها آگاهانه یا ناآگاهانه درونی می شود و حتی فرد به ترویج آن نیز می‌پردازد. دانشجو با قرار گرفتن در این محیط و از طریق ارتباطات و تعاملات با دیگر دانشجویان، اساتید و نهادهای موجود در دانشگاه، تغییراتی در وضع ظاهری، رژیم غذایی و توجه به ورزش ایجاد می کند. طبق این پژوهش صورت گرفته بر روی دانشجویان دو مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، جامعه پذیری علمی که در دانشگاه روی می دهد، بر نحوه مدیریت بدن دانشجویان  اثر مستقیمی دارد. برای بررسی دقیق تر ابعاد جامعه پذیری علمی و مدیریت بدن و تاثیر عوامل به طور جداگانه فرضیات مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفتند.

بر اساس نظریه ویدمن که فرآیند جامعه پذیری علمی را فرآیندی پویا می داند، جامعه‌پذیری علمی به عنوان متغیر مستقل و حاصل جمع شاخص هایی مثل تعاملات و ارتباطات درحوزه علم، علاقمندی و لذت بردن از محیط علمی، موفقیت علمی و اصول و ارزش های اخلاق علمی(12 اصل رزنیک)در نظر گرفته شد وبا تک تک شاخص های سنجش مدیریت بدن آزموده شد. فرضیه پژوهشگر در آزمون های سنجش رابطه جامعه پذیری علمی با عدم گرایش به جراحی زیبایی، توجه خودآرایی، توجه به رژیم غذایی، گرایش به جراحی زیبایی، توجه به سلامت وتوجه به نوع پوشش تایید شد و در مجموع می‌توان گفت مورد رابطه جامعه پذیری با گرایش به ورزش رد گردید. که بین جامعه پذیری علمی و مدیریت بدن رابطه معناداری وجود دارد؛ یعنی، با آزمودن مولفه های مربوط به هریک از این دو متغیر به طور جداگانه و برقراری رابطه بین آنها، نتیجه پژهش نشان دهنده وجود تاثیر جامعه پذیری علمی بر مدیریت بدن دانشجویان بود.  البته باید توجه داشت که امروزه، در توجه به بدن از سوی افراد علمی و دانشگاهی تغییراتی زیادی روی داده است و برخلاف گذشته که چنین افرادی معمولا به بعدی فردی از جمله مدیریت بدن خود توجه چندانی نداشتند، اینک نگاه به بدن تغییر یافته است؛ به طوری که افراد بدن خود را به نحو مطلوب تری نسبت به گذشته مدیریت می کنند. به تعبیر بوردیـو، با در نظر گرفتن بـدن به عـنوان یک سـرمایه فیزیکی، هویت‌های افـراد با ارزش‌هـای اجتماعی منطبق با اندازه، شکل و ظاهـر بـدنی مـرتـبط شده و با هرچه مدرن‌تر شدن جوامع، روز به روز بر توجه به مدیریت بدن افزوده می‌گردد.

  • منابع

    • اباذری، یوسف و نفیسه حمیدی (1387)"جامعهشناسی بدن و پاره‌ای مناقشات". پژوهش زنان. دوره 6، ش4.  
    • احمدنیا، شیرین (1385)"جامعه شناسی بدن و بدن زنان". فصلنامه زنان. ش5.
    • اسمارت، بری (1386) میشل فوکو. لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان. تهران: اختران
    • توسلی، افسانه و حبیبی، الهام (1389) "بررسی تاثیر فشارهای هنجاری بر مدیریت بدن زنان". فصلنامه جامعه شناسی معاصر دانشگاه علوم و تحقیقات. سال سوم، شماره اول.
    • چاوشیان، حسن (1381) "بدن به مثابه رسانه هویت". مجله جامعه‌شناسی ایران. ش 4.
    • ریتزر، جورج (1374) نظریه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر. محسن ثلاثی. تهران: علمی
    • دواس، دی.ای(1376) پیمایش در تحقیقات اجتماعی. هوشنگ نایبی. تهران: نشرنی. چاپ اول
    • ساروخانی، باقر (1375) روشهای پژوهش در علوم اجتماعی. تهران :پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. جلد اول
    • ساروخانی، باقر (1377) روشهای پژوهش در علوم اجتماعی. تهران :انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. جلد دوم
    • شهابی محمود (1389) صنعت ـ فرهنگ ظاهرآرایی و زیباسازی بدن در ایران. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
    • فاضلی، محمد( 1382) مصرف و سبک زندگی. قم: صبح صادق
    • قانعی راد، محمدامین و ابراهیم آبادی حسین (1389) "تاثیر ساختار اجتماعی آموزش بر عملکرد دانشجویان". فصلنامه انجمن آموزش عالی ایران. سال دوم، شماره4.
    • قانعی راد، محمد امین و قاضی پور (1381) "عوامل هنجاری و سازمانی موثر بر میزان بهرهوری اعضای هیئت علمی". فصلنامه پژوهش فرهنگی. شماره4.
    • قانعی راد، محمدامین (1381) "شیوۀ جدید تولید دانش". مجله جامعه شناسی ایران. دورۀ چهارم، شماره3.
    • قانعی راد، محمدامین و مرشدی، ابوالفضل ( 1383 ) "پیمایش فهم عمومی از علم و فناوری: مطالعه موردی شهروندان تهرانی". فصلنامه علمی-پژوهشی سیاست علم و فن آوری. سال سوم، شماره 3.
    • قانعی راد، محمدامین ( 1383 ) ناهمزمانی دانش -روابط علم و نظامهای اجتماعی اقتصادی درایران. تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
    • گیبینز، جان‌آر و بو ریمر(1381) سیاست پست‌مدرنیته. منصور انصاری. تهران: گام‌نو
    • گیدنز، آنتونی (1385) تجدد و تشخص؛ جامعه و هویت شخصی در عصر جدید. ناصر موفقیان. تهران: نشر نی
    • لطف آبادی، حسین (1378) روانشناسی رشد 2 نوجوانی، جوانی، بزرگسالی. تهران: سمت
    • محسنی تبریزی علیرضا و همکاران(1389) "تاثیر مسایل و چالشهای محیط علمی بر جامعه پذیری دانشگاهی" فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی درآموزش علمی. ش55.
    • ودادهیر، ابوعلی و همکاران (1387) "تأملی بر جامعه شناسیِ اخلاق در علم، فناوری مرتن و رزنیک". فصلنامه اخلاق در علوم و فنّاوری. سال سوم، شماره های3و4.
      • Elliot,Anthony(2010) “Social Theory” Published By ROUYLEDGE. USA.
      • Featherstone,M. (1991) “Consumer Culture and Postmodernism”. London Journal of Sociology, vol 85, No 9
      • Karen I, & Jarry, J.L. (2008) "Investment in body image for self-definition results in greater vulnerability to the thin media than does investment in appearance management". Body Image. 5. 59–69
      • Shilling,Chris (1993) “Body and Social Theory” London, Sage Publication
      • Shilling, Chris. ( 2007) The Body in Culture, Technology & Society. London, Newbury Park and New Delhi. Sage Press. Theory, Culture & Society.
      • Turner,B. s. (1996) ”The body and sociology(Exploration in social theory). stage population : London.
      • Tylka, T.L. (2011) "Refinement of the tripartite influence model for men: Dual body image pathways to body change behaviors". Body Image, 8, 199– 207
      • Sissem,priscilla, and Maria Heckert, Druann (2003) "The stigmatization of women of size". GPS(The Great Plains Sociologist). Official Journal of the Great Plains Sociological AssociationUSA.
      • The Economist(2003)Pots of promise: The beauty business.
      • Weidman and Elizabeth L. Stein ,)2003(,"Socialization of doctoral student to academic norms". Research in Higher Education, Vol. 44,No.
      • Weidman, J. C(2008) Socialization in Higher Education. University of Pittsburgh, USA, Chian National University, Taiwan,20.
      • Weidman, J. C. , D. J. Twale and E. l. Stein (2001); "Socialization of Graduate and Professional Students in Higher Education-A Perilous Passage."ASHE-ERIC Higher Education Report. No. 28(3), Washington, DC: The George Washington University, School of Education and Human Development