ارتباط هوش هیجانی و سلامت روانی با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه مدیریت آموزشی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران (نویسنده مسئول)

2 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران

3 دکترای مدیریت ورزشی، پژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تهران، ایران

چکیده

 پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط هوش هیجانی و سلامت روانی با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه صورت پذیرفت. روش پژوهش توصیفی– همبستگی  بود. جامعه آماری شامل کل دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه به تعداد150 نفر بود که با توجه به محدود بودن جامعه آماری به  روش سرشماری، تعداد 60 نفر از ورزشکاران رشته های انفرادی و 90 نفر ورزشکار رشته های گروهی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، از پرسشنامه های  هوش هیجانی ویزینگر( 1998 )، پرسشنامه سلامت عمومی گلدیبرک و هیلر (1979) و پرسشنامه سازگاری اجتماعی کراون و مارلو (2000) استفاده شد. جهت تجزیه  و تحلیل یافته ­ها، از آمار توصیفی (جداول، میانگین و انحراف استاندارد) و در سطح آمار استنباطی از آزمون­هایی همچون  آزمون کولموگراف اسمیرنوف، آزمون همبستگی پیرسون، آزمون رگرسیون و نرم‌افزار   SPSS نسخه21 استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین هوش هیجانی و  ابعاد آن با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی ارتباط مثبت و معناداری  وجود دارد(p≥0/05) وجود دارد. همچنین بین سلامت روانی و  ابعاد آن با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه ارتباط معناداری و معکوسی وجود دارد (p≥0/05). به منظور پیش بینی سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار از طریق هوش هیجانی و سلامت روانی از ضریب رگرسیون استفاده گردید که ضریب رگرسیون چندگانه بین هوش هیجانی وسلامت روانی با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار معادل (327/0=R2 )می باشد. این مقدار نشان دهنده­ این واقعیت است که هوش هیجانی و سلامت روانی توانسته اند حدود 327/0 درصد از واریانس تغییرات سازگاری اجتماعی را پیش بینی کنند. میزان تعیین تاثیر متغیر های هوش هیجانی و سلامت روان به عنوان متغیر پیش بین و سازگاری اجتماعی به عنوان متغیر ملاک در معادله رگرسیون تحلیل شدند (001/0 p<،56/59F=  ). با توجه به نتایج این تحقیق مشارکت در فعالیت های ورزشی، راهی مؤثر برای کاهش اضطراب و افسردگی و تنظیم هیجانات و بالا بردن سازگاری اجتماعی است. از این رو، هوش هیجانی با تقویت سلامت روان، زمینه بهزیستی عاطفی و بهبود روابط بین فردی و سازگاری اجتماعی را فراهم می کند و به دانشجویان کمک می نماید تا در زمینه های مختلف زندگی موفق تر عمل کنند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Relationship between Emotional Intelligence and Mental Health with Social Adjustment of Athlete Students of Islamic Azad University- Kermanshah Branch

نویسندگان [English]

  • Faranak Moosavi 1
  • Farhad Haydari 2
  • Shahram Azimi 3
1 Ph.D., Assistant Professor, Educational Management Department, Faculty of Humanities, Kermanshah Branch, Islamic Azad University, Kermanshah, Iran
2 Ph.D. Student, Educational Management Department, Faculty of Humanities, Kermanshah Branch, Islamic Azad University, Kermanshah, Iran
3 Ph.D. in Sport Management, Sport Sciences Research Institute, Ministry of Science, Research and Technolog,Tehran, Iran
چکیده [English]

The study is to investigate the relationship between emotional intelligence and mental health with social compatibility of students from the Islamic Azad University- Kermanshah province. The research method was descriptive - correlation. The statistical population consisted of the total number of students from the Islamic Azad University- Kermanshah branch (150 persons) with limited attention to statistical population, 90 athletes were selected as the statistical samples according to the census method. To collect data from emotional intelligence inventories (1998), Gladberk and Hillier's public health questionnaire (1979) and a social compliance questionnaire of Crown Crown and Marlow (2000) were used. To analyze the findings, descriptive statistics (standard, mean and standard deviation) and at the level of inferential statistics such as smirnov test, pearson correlation test, regression test and SPSS version 21 were used. The results showed that there is a positive and significant correlation between emotional intelligence and its dimensions with the social compatibility of students from the Islamic Azad University (P0 / 05). There is also significant and inverse relationship between mental health and its dimensions with the social compatibility of the students (p / 05). In order to predict social compatibility of athlete students through emotional intelligence and mental health, the regression coefficient was used, which is the multiple regression coefficient between emotional and psychological intelligence with the social compatibility of the athlete students (327 = 0). This represents the fact that emotional intelligence and mental health have been able to predict around 327 per cent of the variance of social compliance changes. The determination of the influence of mental intelligence variables and mental health as a predictor variable and social compatibility was analyzed as a criterion variable in the regression equation (001 / 0 p <, 56 / 59 F =). According to the results of this research, participation in sports activities is an effective way to reduce anxiety and depression, and to regulate emotions and promote social harmony. Thus, emotional intelligence provides mental well- being with mental well- being, improving interpersonal relationships and social harmony, helping students to be more successful in the different contexts of life.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Key Words: Emotional Intelligence
  • Mental Health
  • Social Adjustment and Athlete Students

ارتباط هوش هیجانی و سلامت روانی با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

فرانک موسوی[1]

فرهاد حیدری[2]

 شهرام عظیمی[3]

 

 

تاریخ دریافت مقاله: 24/12/1395

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:9/4/1397

‎‎

 

 

مقدمه

سلامت روان یکی از مهم­ترین عومل مؤثر در ارتقا و تکامل انسان­ها محسوب می­شود. این امر به ویژه در دانشجویان ورزشکار از اهمیت بسیاری برخوردار است(چو، هسلام[4]،2010). ازآنجا که ورزشکاران از اقشار مستعد و برگزیده جامعه و سازندگان فردای هر کشور می­باشند، بنابراین سلامت روانی آنان از اهمیت  ویژه­ای برخوردار است(کاپلان، سادوک[5]،2008). درباره مفهوم سلامت روان در میان روانشناسان اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد. بنابر تعریف سازمان جهانی بهداشت، سلامت روان عبارت است از: قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب. در واقع، سلامت روانی چیزی بیش از عدم وجود بیماری روحی است؛ بدین معنا که صرفأ به لحاظ نداشتن بیماری روحی نمی توان سلامت روانی را در فرد صد در صد تأیید کرد (خلعتبری و همکاران، 1390). سلامت روانی، مفهومی است که چگونگی تفکر، احساس و عملکرد ما را در مواجهه با موقعیت استرس زا نشان می دهد، به عبارت دیگر، به میزان برخورداری از سلامت روانی، عملکرد افراد در کنترل استرس، برقراری ارتباط با دیگران، ارزیابی و انتخاب راهبردهای مقابله متفاوت است( جوهانسن و همکاران[6]،2009). بر اساس نظر روانشناسان، یکی از عواملی که باعث ارتقای سلامت روان افراد می شود و نقش پیش بینی کننده ای در این زمینه دارد، هوش هیجانی  می باشد (قادری، شمسی،1394). هوش هیجانی امروزه از جایگاهی رفیع، مطمئن و غیر قابل انکاری در عرصه ورزش برخوردار است و دیدگاه جدیدی را درباره پیش بینی عوامل مؤثر برموفقیت فراهم می­کند. از این رو، هوش هیجانی بزرگترین عامل برای پیش بینی عملکرد فرد در محیط کار و قوی ترین نیرو برای رهبری و موفقیت است و بهترین امتیاز هوش هیجانی این است  که به عنوان یک مهارت بسیار انعطاف پذیر، افراد می­توانند با تمرین، آن را بهبود بخشند (صبحی قراملکی،1391). هوش هیجانی نوعی استعداد عاطفی است که تعیین می‌کند از مهارت‌های خود چگونه به بهترین نحو ممکن استفاده کرد- حتی کمک می‌کند فکر در مسیری درست به کار‌گرفته شود( لی ، هاوانگ[7]،2016). هوش هیجانی بیانگر آن است که در روابط اجتماعی و در بده بستان‌های روانی و عاطفی در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است( پون مالی و الکس، نگپال، موسیل[8] ،2018). یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف بتواند امید را در خود زنده نگه دارد، با دیگران همدلی نماید، احساسات دیگران را بشنود، برای به دست آوردن پاداش بزرگ‌تر، پاداش‌های کوچک را نادیده انگارد، در برابر مشکلات پایداری نماید و در همه حال انگیزه خود را حفظ نماید( ولکان و همکاران[9]،2018). از نظر مایر و سالوی[10] (1997)، هوش هیجانی با ابعاد چهارگانه خود( شناسایی عواطف در خود و دیگران، کاربرد عواطف، توانایی درک و فهم عواطف دیگران و مدیریت عواطف) تنها یک ویژگی مثبت نیست؛ بلکه مجموعه­ای از توانایی­های استدلالی و هیجانی متمایز است(مایر و سالوی،1997).

 به زعم دیگینز[11] (2004) هوش هیجانی به افراد، در زمینه آگاهی بیشتر از روش های بین فردی، شناسایی و مدیریت تأثیر عواطف بر تفکر و رفتار، توسعه توانایی تشخیص تحرکات اجتماعی در محیط کار و درک چگونگی مدیریت روابط و بهبود آن ها کمک می نماید. گاهی هیجانات نابجا منجر به شناخت و دانش غلط می شود. در نتیجه سازگاری، زندگی اجتماعی، تحصیلی، شغلی و خانوادگی افراد را در معرض خطر قرار می دهد(ناوی[12]،2011). هر چند که در اثر مطالعات مختلف روشن شده است که موفقیت و کامیابی افراد در زندگی تنها هوش شناختی نیست، چرا که بسیاری از افراد، در زندگی با هوش شناختی بالا توانسته اند به روابط اجتماعی بالا دست پیدا کنند،  درحالی که افراد با هوش شناختی پایین تر هم به موفقیت و مهارت­های اجتماعی لازم دست یافته اند(ژو و همکاران[13]،2003). سازگاری، تمایل ارگانیزم برای تغییر فعالیت خود در راستای انطباق با محیط است که در واقع پاسخی به تغییرات محیط پیرامون می‌باشد. این ویژگی تعامل و سازگاری فرد با دیگر افراد و ساختارهای ارزشی در واقع مهارت اجتماعی است که تعامل پیوندها و مناسبات او را با دیگران و جنبه های ارزشی جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند را تأمین می‌کند. با توجه به این تعریف باید تمایزی بین سازگاری فیزیولوژیکی و سازگاری اجتماعی قائل شد، زیرا اگر ارضای نیازهای فیزیولوژیک زندگی برای موجود غیرممکن شود، بقای موجود زنده به خطر می‌افتد. ولی سازگاری اجتماعی برعکس نیازهای فیزیولوژیک در صورت برآورده نشدن آسیبی به بقای موجود زنده از نظر زیستی نمی رساند، اما رفتارهای او را غیرانطباقی می کند( پارسا مهر،1395). سازگاری اجتماعی یکی از ابعاد شناخت اجتماعی می باشد. در روانشناسی، سازگاری فرایندی کم و بیش آگاهانه است که بر پایه آن موجودی با محیط اجتماعی و طبیعی یا فرهنگی انطباق می یابد. این انطباق مستلزم آن است که تغییراتی در رفتار شخص پدید آید تا به توافق و ایجاد روابطی هماهنگ با آن محیط نایل شود.  بنابراین سازگاری اجتماعی عبارت است از: مکانیزم هایی که توسط آن، یک فرد توانایی تعلق به یک گروه را پیدا می کند. بنابراین لازمه سازگاری اجتماعی، بروز تغییراتی در فرد و لازمه آن یکپارچگی و مکانیسم هایی است که توسط آن­ها، گروه یک عضو جدید را می پذیرد (رجبی،1390). توماس[14](2006) معتقد است که سازگاری اجتماعی در محیط ورزشی خیلی متفاوت از سایر محیط های اجتماعی نیست. براساس نظریة سازگاری اجتماعی  عمومی، افراد  در هنگام تعاملات اجتماع ، بسته به شرایط و همکاری، تفاهم، رقابت، گریز یا موقعیتی که در آن قرار می گیرند، یک یا مجموعه ای از پنج سازوکار را در پیش می گیرند. سازگاری اجتماعی بر این ضرورت متکی است که نیاز­ها و خواسته های افراد با منابع و خواسته های گروهی که در آن زندگی می کنند، هماهنگ و متعادل شود و تا حد امکان از برخورد و اصطکاک مستقیم و شدید با منابع و ضوابط گروهی جلوگیری به عمل آید( یانگر و همکاران[15]،2013). با توجه به این نظر، پیاژه که هوش را توانایی سازگاری و انطباق با محیط می‌داند و وکسلر آن را مجموعه شایستگی‌های فرد در تفکر عاقلانه، رفتار منطقی و سودمند و اقدام مؤثر در سازش با محیط می‌داند، یکی از عوامل مؤثر در سازگاری اجتماعی، هوش است؛ اما چون در اینجا منظور از سازگاری اجتماعی، سازگاری در جمع است، بنابراین، هوش هیجانی به عنوان عامل مهمی در قدرت سازگاری و پذیرش اجتماعی می‌تواند نقش ایفا کند.

 اهمیت و ضرورت توجه به این مسئله در این است که توانایی شخص برای سازگاری و چالش در زندگی و عملکرد منسجم به قابلیت‌های هیجانی و منطقی بستگی دارد. توانش‌های هیجانی نه تنها برای تجربه‌های اجتماعی، بلکه برای تجربه‌های فردی نیز کارآیی دارند. در واقع، برخی از محققان اذعان می‌کنند که خودآگاهی و زندگی درونی فرد به گونه‌ چشمگیری توسط تجربه‌های هیجانی مشخص می شود (یارمحمدیان، شرفی راد،1390). اینگلبرگ[16] (2004) در پژوهشی با عنوان «هوش هیجانی، عاطفه و سازگاری اجتماعی» نشان داد که بین سازگاری اجتماعی موفقیت آمیز و هیجان­ها ارتباط مستقیمی وجود دارد. مطالعات پانمال و همکاران (2018) حاکی از این بوده که دانشجویان موفق و سازگار از لحاظ هوش هیجانی در قیاس با دانشجویان ناموفق و ناسازگار به شکل معنادارتری برترند. میزان سازگاری افرادی که به سئوالات هوش هیجانی پاسخهای مثبت با درجه بالا داده بودند، بیشتر از دیگر پاسخگویان گزارش شده است. همچنین ادیمو، ترای،لامبرت[17]  (2017)  در مطالعه ای در دانشگاه های نیجریه  بیان کردند که وجود میزان بالایی از هوش هیجانی در گروه های سنی مختلف میزان متفاوتی از سازگاری را به بار خواهد آورد و به عبارتی تفاوت معناداری بین سازگاری افراد با هوش هیجانی یکسان در گروه های سنی مختلف به چشم می خورد. پارسامهر و حدت(1395) پژوهشی ‏با ‏هدف ‏سنجش ‏رابطه­ ‏بین ‏هوش ‏هیجانی ‏و ‏سازگاری ‏اجتماعی ‏دانشجویان ‏با ‏روش ‏پیمایشی ‏انجام دادند‏. ‏نتایج ‏آزمون ‏پیرسون ‏رابطه­ ‏بین ‏متغیر ‏هوش ‏هیجانی ‏و ‏تمام ‏متغیرهای ‏هوش ‏هیجانی ‏با ‏سازگاری ‏اجتماعی ‏را ‏تأیید ‏کرده ‏و ‏تحلیل ‏رگرسیون ‏گام ‏به ‏گام ‏نیز ‏تا ‏چهار ‏گام ‏پیش ‏رفته ‏است. ‏متغیرهای ‏تأثیرگذار ‏مجموعاً ‏35 ‏درصد ‏از ‏واریانس ‏سازگاری ‏اجتماعی ‏دانشجویان ‏را ‏تببین ‏نمودند. ‏با ‏توجه ‏به ‏نظریات ‏بار ‏ـ اُن، ‏دیدگاه ‏پدیدارشناسی ‏و ‏نظریات ‏راجرز، ‏رابطه­ ‏مستقیم ‏بین ‏هوش ‏هیجانی ‏و ‏سازگاری ‏اجتماعی ‏دانشجویان ‏دیده ‏شد ‏و ‏مشخص ‏گردید ‏تقویت ‏هوش ‏هیجانی ‏در ‏مقاطع ‏مختلف، ‏باعث ‏سازگاری ‏بیشتر ‏با ‏محیط ‏و ‏اطرافیان ‏می‏شود. یارمحمدیان و شرفی راد(1390) در مطالعه ای با عنوان «تحلیل رابطه بین هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی در نوجوانان» نشان دادند که بین عوامل هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان گروه سنی 10-12 سال و گروه سنی  13-15 سال رابطه‌ معناداری وجود دارد، اما این رابطه در گروه سنی 16-18 سال معنادار نبود. نتایج همچنین نشان داد که بین هوش هیجانی کلی و سازگاری اجتماعی رابطه معنادار است. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که بین میانگین نمره‌های سازگاری اجتماعی و میانگین نمره‌های هوش هیجانی در سه گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که تربیت و تقویت هوش هیجانی می‌تواند در تربیت مهارت‌های اجتماعی و سازگاری اجتماعی نوجوانان مؤثر واقع شود.  زهری انبوهی، موسویان، محتشمی، نصیری(1390) مطالعه‌ای با هدف تعیین ارتباط هوش هیجانی با ابعاد سلامت در دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام دادند. هوش هیجانی رابطه معکوس معنادار با هریک از حیطه­های سلامت روانی داشت؛ بدین معنا که افرادی که از هوش هیجانی بالاتری بهره­مند بودند، به میزان کمتری دچار اختلالات اضطراب، عملکرد اجتماعی، افسردگی و وجود نشانه­های جسمانی بوده­اند. بخشی سورشجانی(1387) به بررسی رابطه بین هوش هیجانی با سلامت روانی و عملکرد تحصیلی و مقایسه متغیرهای اخیر به تفکیک جنسیت در دانشجویان پرداخت. یافته های پژوهش نشان داد که بین متغیر هوش هیجانی و تمامی مولفه های آن با متغیرهای عملکرد تحصیلی و سلامت روانی کل دانشجویان همبستگی معنادار و مثبت وجود دارد. در مورد متغیر هوش هیجانی و مولفه های آن- جز مولفه های خوشبختی، خودشکوفایی و روابط بین فردی- و همچنین عملکرد تحصیلی بین دو جنس تفاوت معنادار وجود داشت و میانگین نمره کلی هوش هیجانی دانشجویان دختر بیش از دانشجویان پسر بود. یافته ها نشان داد که هوش هیجانی، سلامت روانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان را به طور معنادار و مثبت پیش بینی می کند. حسن طهرانی و همکاران(1391) به  تعیین ارتباط هوش هیجانی، سلامت روان و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان پرستاری پرداختند. نتایج نشان داد میانگین هوش هیجانی دانشجویان  و میانگین سلامت روان آنها بالا بود. همچنین ارتباط معنادار­آماری بین هوش هیجانی، سلامت روان و پیشرفت تحصیلی وجود داشت. سایر یافته ها نشان داد ارتباط معنادارآماری بین بعضی اطلاعات دموگرافیک با هوش هیجانی(ترم تحصیلی)، سلامت روان(محل سکونت) و پیشرفت تحصیلی وجود دارد. حدادی کوهسار و همکاران(1386) به بررسی مقایسه‌ای رابطه هوش هیجانی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان شاهد و غیرشاهد پرداختند. نتایج بیانگر عدم همبستگی بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی، همبستگی معنادار با سلامت روان و همبستگی معنادار بین سلامت روان و پیشرفت تحصیلی است. از سوی دیگر، مقایسه میانگین های دو گروه شاهد و غیرشاهد نشان دهنده تفاوت معنادار در هوش هیجانی کل و عدم تفاوت معنادار در دو جنس، عدم تفاوت معنادار دو گروه شاهد و غیرشاهد در سلامت روان کل و تفاوت معنادار در دو جنس است. اویسی(1396) در پژوهش خود نشان داد که  میانگین نمره های سازگاری اجتماعی دختران بیشتر از پسران است و میزان سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر بیشتر از پسر است و  از میان مولفه های هوش هیجانی، مولفه مدیریت بیشترین مقدار پیش بینی کنندگی را دارا بوده است. در پژوهش پارسامهرو همکاران(1395) با توجه به نظریات بار آ، دیدگاه پدیدارشناسی و نظریات راجرز، رابطه مستقیم بین هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی دانشجویان دیده شد و مشخص گردید تقویت هوش هیجانی در مقاطع مختلف، باعث سازگاری بیشتر با محیط و اطرافیان می­شود. پیرهادی و همکاران(1394) در پژوهش خود نشان دادند که بین هوش هیجانی وسازگاری فردی و اجتماعی ارتباط معنادار وجود دارد.  نتایج پژوهش دادگر(1395) نیز بیانگر این بود که  بین سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی سازگاری اجتماعی باهوش معنوی و همچنین بین هوش هیجانی و هوش معنوی دربین دانش ارتباط وجود دارد. اویسی(1396) در تحلیل نتایج پژوهش خود  نشان داد که رابطه معناداری بین هوش هیجانی و مولفه های آن با سازگاری اجتماعی وجود دارد. بنابراین از میان عوامل دخیل در کسب موفقیت حرفه­ای، توجه به هوش هیجانی، سلامت روان و سازگاری اجتماعی و بررسی آن در ورزشکاران ضرورتی اساسی دارد.  با وجود اهمیت ارزیابی روانشناختی و ویژگی­های فردی خاصی که در موفقیت قهرمانان مؤثر است، در کشور ما کمتر به آن توجه شده است و اغلب، افراد بر اساس قضاوت های ذهنی و فردی، برای شرکت در رقابت های مختلف ورزشی گزینش می­شوند، در حالی که موضوعی با این اهمیت، مستلزم شناخت علمی، عینی و دقیقتری است. باتوجه به نتایج ضد و نقیض، ضعف برخی تحقیقات، ابهامات موجود در میان مربیان و علاقمندی محققان، لازم است خلق و خوی هیجانی ورزشکاران در جهت سازگاری اجتماعی توسط مربیان مورد توجه و آموزش قرار گیرد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط هوش هیجانی و سلامت روانی  با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه می باشد. بنابراین برای رسیدن به این هدف فرضیه های زیر مطرح گردید:

  • بین هوش هیجانی با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه رابطه معنادار وجود دارد.
  • بین سلامت روانی با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه رابطه معنادار وجود دارد.

روش شناسی پژوهش

روش پژوهش حاضر توصیفی– همبستگی و به لحاظ هدف کاربردی بود که به صورت میدانی به مرحله اجرا درآمد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه به تعداد150 نفر بود که به  روش نمونه گیری در دسترس تعداد 60 نفر از ورزشکاران رشته های انفرادی و 90 نفر ورزشکار رشته های گروهی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده از سه نوع پرسشنامه استفاده شد:

الف: پرسشنامه هوش هیجانی

یک پرسشنامه 25 سوالی که توسط ویزینگر( 1998 ) طراحی شده است و  پنج بعد خودکنترلی (5 سوال)، خودآگاهی(5 سوال)، انگیزش(5 سوال)، مهارتهای اجتماعی(5 سوال) و همدلی(5 سوال) را می سنجد. نمره هوش هیجانی افراد بین 25 تا 125 خواهد بود که بر این اساس، نمره کمتر از 50 به منزله هوش هیجانی پایین، نمره بین 50 تا 100 متوسط و نمره بالاتر از 100 نشان دهنده هوش هیجانی بالای افراد است. همچنین برای سنجش هر یک از ابعاد پنج گانه هوش هیجانی، 5 سؤال پیش بینی شده که در مجموع نمرات این سؤالات وضعیت افراد را می سنجد. در پژوهش یزدانی و همکاران(1389) پایایی آن 97/0 و در پژوهش ساحقی(2015) 89/0 به دست آمد. در این پژوهش میزان پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ 81/0 به دست آمد.

ب: پرسشنامه سلامت عمومی 

این پرسشنامه توسط گلدیبرک و هیلر در سال (1979) ساخته شد و با 28 سوال  پنج  خرده مقیاس سلامت روانی (علائم جسمانی، اضطراب، افسردگی و اختلال در عملکرد و واکنش اجتماعی) را مورد سنجش قرار می دهد. این پرسشنامه در سال 1376 توسط هومن در دانشگاه تربیت معلم تهران مورد بررسی قرار گرفت. ضریب همسانی درونی مربوط به نمرات خام و نمرات استاندارد شده این مقیاس بر مبنای فرمول کرونباخ به ترتیب برابر با 84/0 و 83/0 به دست آمد ( هومن، 1376) و در این پژوهش برابر با 80/0 می باشد.

ج: پرسشنامه سازگاری اجتماعی

 برای سنجش سازگاری اجتماعی دانشجویان از پرسشنامه 25 سوالی کراون و مارلو (2000) استفاده شد. مقیاس­­های مورد نظر در سازگاری اجتماعی عبارت اند از: سازگاری با اعضای خانواده، سازگاری با همسالان و دوستان، سازگاری با جنس مخالف و سازگاری شغلی.  که هر سوال سازگاری آزمودنی را در زمینه های یاد شده می سنجد. در تهیه سوالات این پرسشنامه، از پرسشنامه شخصیتی کالیفرنیا، تست سازگاری بل و نیز مقیاس اندازه گیری وایلند به طور غیر مستقیم اقتباس شده است. میزان پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برابر با 83/ می باشد. در پژوهش حاضر جهت تجزیه  و تحلیل یافته ­ها، از آمار توصیفی (جداول ،میانگین و انحراف استاندارد) و در سطح آمار استنباطی از آزمون­هایی همچون  آزمون کولموگراف اسمیرنوف بری تعیین نوع توزیع داده ها ( نرمال یا غیر نرمال)، آزمون همبستگی پیرسون برای تعیین رابطه بین متغیرها ، آزمون رگرسیون و نرم‌افزار   SPSS نسخه 21 استفاده شد.

یافته‌های پژوهش

براساس شاخص های آمار توصیفی،  60 درصد ورزشکاران را دانشجویان مرد و 40 درصد  را ورزشکاران  زن  تشکیل می دادند. در جدول 1 سایر ویژگی های جمعیت شناختی قابل مشاهده می باشد.

جدول 1: ویژگی های جمعیت شناختی نمونه های آماری

متغیر

فراوانی

درصد فراوانی

جنسیت

مرد

90

60/0

زن

60

40/0

جمع

150

100

تأهل

مجرد

121

80/0

متأهل

29

20/0

جمع

150

100

مقطع تحصیلی

کارشناسی

75

50/

ارشد

47

31/0

دکتری

28

19/0

جمع

150

100

سن

20 - 30

87

58/0

31-40

44

3/29

41- 50

19

7/12

جمع

150

100

         

به منظور بررسی ارتباط بین هوش هیجانی و ابعاد آن با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید که نتایج حاصل در جدول 2 قابل مشاهده می باشد.

جدول 2: ضریب همبستگی بین هوش هیجانی و ابعاد آن با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار

متغیر مستقل

 

سازگاری اجتماعی

تعداد

ضریب همبستگی

سطح معنی داری

خود کنترلی

150

316/0

001/0

خودآگاهی

150

320/0

000/0

انگیزش

150

278/0

003/0

مهارت های اجتماعی

150

349/0

002/0

همدلی

150

444/0

000/0

هوش هیجانی

150

398/0

001/0

 

همان گونه که در جدول 2 مشاهده می شود بین هوش هیجانی و  ابعاد آن با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی ارتباط مثبت و معناداری  در سطح(p≥0/05) وجود دارد و در این میان بعد همدلی با ضریب 444/0 بیشترین میزان همبستگی را با سازگاری اجتماعی دارد.

 

جدول 3: ضریب همبستگی بین سلامت روانی و ابعاد آن با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار

متغیر مستقل

سازگاری اجتماعی

N

R

SIG

علائم جسمانی

150

299/0

002/0

اضطراب

150

245/0

000/0

افسردگی

150

248/0-

000/0

اختلال عملکرد اجتماعی

150

432/0-

001/0

سلامت روانی

150

387/0-

002/0

با توجه به یافته های جدول 3 مشخص می گردد که بین سلامت روانی و  ابعاد آن با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه ارتباط معنادار و معکوسی در سطح(p≥0/05) وجود دارد. در این میان،  بعد اختلال در عملکرد اجتماعی با ضریب 4327/0 بیشترین میزان همبستگی را با سازگاری اجتماعی دارد.

همچنین در این پژوهش به منظور پیش بینی سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار از طریق هوش هیجانی و سلامت روانی از ضریب رگرسیون استفاده گردید که نتایج حاصل در جدول 4 قابل مشاهده است:

جدول 4: خلاصه الگوی رگرسیون

شاخص

R

R2

خطای استاندارد برآورد

مقدار

519/0

327/0

398/0

با توجه به جدول 4 مشخص می شود که ضریب رگرسیون چندگانه بین هوش هیجانی وسلامت روانی با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار معادل (327/0=R2 )می باشد. این مقدار نشان دهنده­ این واقعیت است که هوش هیجانی و سلامت روانی توانسته اند حدود 327/0 درصد از واریانس تغییرات سازگاری اجتماعی را پیش بینی کنند. جهت بررسی معناداری این مقدار به جدول 5 مراجعه می شود.

جدول 5: رگرسیون چند متغیره

منبع تغییرات

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

sig

اثر رگرسیونی

293/141

2

710/54

56/59

0.001

باقیمانده

523/98

84

496/80

_

_

جمع کل

816/239

86

_

_

_

 

بر اساس جدول 5 برای تعیین تاثیر متغیر های هوش هیجانی و سلامت روان به عنوان متغیر پیش بین و سازگاری اجتماعی به عنوان متغیر ملاک، آنها در معادله رگرسیون تحلیل شدند. طبق جدول بالا مدل معنی دار به دست آمد(001/0 p<،56/59F=  ).

جدول 6:آماره­های متغیر وارده در مدل برازش رگرسیون هوش هیجانی و سلامت روانی

نام متغیر

B

ضرایب غیراستاندارد

ضریب استاندارد

T

سطح معنی داری

عرض از مبدا

69/48

430/5

_

81/12

0.001

هوش هیجانی

775/0

319/0

501/0

169/3

001/0

سلامت روانی

641/0

575/0

340/0

275/2

002/0

             

همانطور که در جدول 5 ملاحظه می­شود، با توجه به مقدار 56/84=F  و سطح معناداری (p≤0/005)   می­توان گفت مدل تبیینی براساس نتایج تحلیل واریانس معنادار است و به وسیله متغیرهای هوش هیجانی و سلامت روانی، سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار پیش­بینی می­شود. با توجه به مقدار  501/0B=  می­توان گفت بین این دو متغیر، بعد هوش هیجانی بیشترین تاثیر را در پیش­بینی میزان سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه  دارد.

سلامت روانی

علائم جسمانی اضطراب افسردگی

اختلال در عملکرد  واکنش اجتماعی

 

 

سازگاری اجتماعی

 هوش هیجانی

اخودکنترلی

خودآگاهی

انگیزش

مهارت های اجتماعی

 همدلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل1: مدل مفهومی پژوهش

بحث و نتیجه گیری

هدف از مطالعه‌ حاضر، بررسی ارتباط هوش هیجانی و سلامت روانی با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه بود. نتایج  فرضیه اول پژوهش نشان داد که  بین هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی دانشجویان ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد. لذا فرضیه تایید شد؛ یعنی هر چقدر میزان هوش هیجانی آنان بالاتر باشد، میزان سازگاری آنان بیشتر می‌شود. نتایج پژوهش حاضر با نتایج یارمحمدیان، شرفی راد(1390)، سخندان (1387) ، نادری (1388) ، پارسامهر، حدت(1395) و زهری و همکاران(1390) همسو می باشد. همچنین نتایج این تحقیق با یافته‌های تحقیق ادیمو، ترای،لامبرت (2017)، پنکراتوا (2010)، استرلا و جوزفینا (2009)،  اینگلبرگ (2004)، کانگلوسی و پیترسون (1998)، فورگاس (2000)، الیوت و همکاران (2001)، کاپلس (2005) و سیورز (2008) همسوست. بدین ترتیب، تحلیل آماری داده‌ها نیز نشان داد که هوش هیجانی و چند مؤلفه‌ آن، توان پیش بینی سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار را دارد؛ یعنی با افزایش هوش هیجانی، کارکرد اجتماعی افراد بهبود یافته، زمینه‌ پذیرش اجتماعی و سازگاری اجتماعی فراهم می‌شود و به طور متقابل، با کاهش هوش هیجانی، میزان ارتباط و پذیرش اجتماعی کاهش می‌یابد و در نتیجه، مشکلات سازگاری اجتماعی بیشتر می‌شود. در تبیین نتایج حاصل می­توان گفت که هوش هیجانی به عنوان یک وسیله خودکنترلی در موقعیت­های هیجانی با افراد دیگر است که به رفتار و واکنش مناسب فرد کمک می­کند- بر خلاف هوش اجتماعی که فقط مسئول سازگاری اجتماعی است. ورزشکارانی که هوش هیجانی بالایی دارند، سبک زندگی خود را به گونه­ای ترتیب می­دهند که پیامد کمتری را تجربه کنند و در ایجاد و حفظ روابط کیفی بالا مهارت دارند و بهتر    می­توانند خود را با شرایط متغیر سازگار کنند. از سوی دیگر، افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند در مواجهه با شرایط استرس زا، سازگاری و انطباق کمتری دارند و در نتیجه، بیشتر با افسردگی، ناامیدی و دیگر پیامدهای منفی در زندگی شخصی و ورزشی مبتلا می­شوند(پارسا مهر، حدت،1395).  لذا می‌توان گفت که ظرفیت هیجانی بالا به فرد این امکان را می‌دهد تا در برخورد با دیگران، از خلق و خوی مثبت و سطح تحمل مورد نیاز استفاده کند تا بتواند با آنها به بهترین واکنش و رفتار دست بزند و به سازگاری مطلوبی دست یابد، زیرا می‌داند که افراد از ظرفیت‌های هیجانی متفاوتی برخوردارند و تمایلات و خواسته‌های گوناگونی دارند که ممکن است با تمایلات و خواسته‌های فرد بسیار متفاوت باشد. همچنین، هوش هیجانی با به‌کارگیری مهارت‌های اجتماعی می‌تواند به سازگاری اجتماعی فرد کمک کند و در این رابطه از رفتارهایی نظیر همکاری، مسؤولیت‌پذیری، همدلی، خویشتن‌داری و خوداتکایی استفاده کند(تاکسیک،2009). در کل، افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند، در مواجهه با استرس‌های زندگی و سازگاری، انطباق ضعیف‌تری خواهند داشت و در نتیجه، بیشتر به افسردگی و ناامیدی و دیگر پیامدهای منفی زندگی مبتلا می‌شوند. بر عکس، افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، سبک زندگی خود را به گونه‌ای ترتیب می‌دهند که پیامدهای منفی کمتری را تجربه می‌کنند (کانگلوسی و پیترسون، 1998). از این رو، آموزش مؤلفه­های هوش هیجانی به منظور افزایش ظرفیت روبرو شدن با مشکلات و سازگاری مؤثر با دیگران برای دانشجویان و بخصوص برای ورزشکاران به منظور عملکرد موفق در عرصه رقابت بسیار ضروری به نظر می­رسد. بکارگیری برنامه­های آموزشی هوش هیجانی و مهارت­های اجتماعی رویکردی مؤثر برای کاهش مشکلات رفتاری، پریشانی و رفتاری می­تواند مفید واقع شود و  فرصت مناسبی برای افزایش سازگاری اجتماعی فراهم کند. لذا با توجه به روابط مثبت هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی، تربیت مولفه­های هوش هیجانی به منظور افزایش ظرفیت روبرو شدن با مشکلات و سازگاری موثر با دیگران برای ورزشکاران امری کلیدی به نظر می رسد.

همچنین در تأیید فرضیه دوم پژوهش که  بین سلامت روانی و سازگاری اجتماعی دانشجویان رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد، می توان چنین استنباط نمود که سلامت روانی و ابعاد آن دارای ارتباط معنادار و معکوس با سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار است. در تبیین نتایج حاصل می توان گفت ورزشکاری که دارای سلامت روان می باشد، نسبت به نیازهای دیگران حساس است و در جهت ارضای خواسته ها و ایجاد آسایش آنان می کوشد. همچنان که کلونینگر[18](2011)،  در پژوهش خود بیان می دارد سلامت روانی داشتن سازگاری کافی و احساس خوب بودن (از دیدگاه روانشناختی) متناسب با معیارهای قابل قبول روابط انسانی و جامعه می باشد. محمود فخه و همکاران(1393) در بررسی رابطه بین سلامت روانی و سازگاری اجتماعی  دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور مهاباد، به این نتایج دست یافتند که بین سلامت روانی و سازگاری اجتماعی دانشجویان رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد؛ یعنی هر چه سلامت روانی افراد بیشتر باشد، سازگاری اجتماعی وی بیشتر خواهد بود. بنابراین  ورزشکارانی که از سلامت روانی بالایی برخوردار هستند در مقابل فشارهای  مسابقات که اغلب اجتناب ناپذیرند، تحمل بیشتری دارند و لزومی به استفاده از روش های غیر منطقی جهت کنترل هیجان ها و رفتارهای خود نمی بینند.  بنابراین سلامت روانی بالا، ورزشکار را در شرایط سخت پیش می­برد و او را یاری می­دهد تا وقایع تهدید آمیز را با موفقیت بیشتری پشت سر بگذارد. این ورزشکاران با جستجو در محیط اطراف خود به دنبال یافتن منابعی برای کمک به کاهش استرس در میدان رقابت هستند و با تکیه بر انعطاف پذیری موجود در این نظام باور شخصیتی موجب کاهش احساس ترس های درونی در موقعیت های جدید  می شوند. لذا ورزشکارانی که از سلامت روانی مطلوبی برخوردار هستند، حوادث زندگی شخصی و ورزشی خود  را کمتر استرس زا   می دانند و با این حوادث بهتر سازگار می شوند.

نتایج پژوهش حاضر همچنین نشان داد که هوش هیجانی و سلامت روانی توانسته اند حدود 327/0 درصد از واریانس تغییرات سازگاری اجتماعی را پیش بینی کنند و بین این دو متغیر، بعد هوش هیجانی بیشترین تاثیر را در پیش­بینی میزان سازگاری اجتماعی دانشجویان ورزشکار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه  دارد.  در این راستا مطالعات پانسر و همکاران (2016) حاکی از این بوده که دانشجویان موفق و سازگار از لحاظ هوش هیجانی در قیاس با دانشجویان ناموفق و ناسازگار به شکل معنادارتری برترند. میزان سازگاری افرادی که به سئوالات هوش هیجانی پاسخ های مثبت با درجه بالا داده بودند، بیشتر از دیگر پاسخگویان گزارش شده، اما در این میان تفاوتی بین میزان سازگاری و هوش هیجانی در بین افراد مجرد یا متأهل یافت نشده است. همچنین ادیمو (2017)  در مطالعه ای در دانشگاه های نیجریه  بیان کرد وجود میزان بالایی از هوش هیجانی در گروه های سنی مختلف میزان متفاوتی از سازگاری را به بار خواهد آورد و به عبارتی تفاوت معناداری بین سازگاری افراد با هوش هیجانی یکسان در گروه های سنی مختلف به چشم می‌خورد. همچنین، پژوهش‌های انجام شده در زمینه‌ رابطه‌ی هوش هیجانی با مؤلفه‌های سلامت روانی نشان داده‌اند که این سازه با سلامت روانی (بشارت، رضازاده، فیروزی و حبیبی، 1384؛ لین و شوارتز، 1987)، شناسایی محتوای هیجان‌ها و توان همدلی با دیگران (مایر و دیپائولو و سالوی، 1990؛ مایر و سالوی، 1993)، خود- هشیاری (قربانی، بینگ، واتسون، دیویسن و مک، 2002)، سازش اجتماعی و هیجانی (سالوی و مایر و کاروسو، 2002)، بهزیستی هیجانی (مایر و گهر، 1996) و رضایت از زندگی (پالمر، دونالدسون و استاف، 2002) همبستگی مثبت دارند. بر اساس یافته‌های پژوهش آنگر، کاراگزگی (2013) درباره‌ هوش هیجانی و عملکرد اجتماعی در افراد شیزوفرن، این افراد در هوش هیجانی و دو مؤلفه‌ آن (توانایی دریافت هیجان‌ها و توانایی مدیریت این هیجان‌ها) بسیار آسیب‌پذیرند. همچنین، این افراد در سه جنبه‌ عملکرد اجتماعی (ارتباط با همسالان، روابط خانوادگی و کارکردهای تحصیلی) آسیب‌پذیرند که این یافته خود نشان‌دهنده میزان رابطه‌ این دو سازه با همدیگر است. یافته‌های این پژوهش نشان داد که از میان مؤلفه‌های هوش هیجانی، دو عامل خوش‌بینی و کنترل و تنظیم هیجان‌ها بیشتر با سازگاری اجتماعی در ارتباط هستند. در حقیقت، بدبینی و ناتوانی در مدیریت هیجان‌های خود و بدخلقی بیشتر به روابط اجتماعی و سازگاری نوجوانان با دیگران لطمه می‌زند.  نتایج پژوهش استرلا و جوزفینا (2009) پیرامون‌ رابطه بین توانمندی‌های هوش هیجانی و رفتارهای نامربوط نشان داد که رابطه‌ معناداری بین این دو متغیر وجود دارد. همچنین، بین مدیریت استرس و روابط بین فردی بیشترین رابطه وجود داشت.      

در جمع بندی کلی می توان گفت که سازگاری اجتماعی ورزشکاران نتیجه رشد و پرورش مهارت­های اجتماعی و توانایی ارتباط آنان با دیگران و متأثر از خلق و خوی فرد و توان تبادل عاطفی و هیجانی سالم و خوب با دیگران است. به این ترتیب، فرد درصورت موفق شدن در برقراری ارتباط با دیگران مورد پذیرش اجتماعی قرار می­گیرد بنابراین لازم است خلق و خوی هیجانی ورزشکاران در جهت سازگاری اجتماعی توسط مربیان مورد توجه و آموزش قرار گیرد. همچنین پژوهش حاضر، مانند دیگر پژوهش های علوم انسانی که مربوط به انسان می باشد، با محدودیت ها ومشکلاتی روبرو بوده که به برخی از  آنها نظیر محدودیت های ذاتی پرسشنامه کتبی شامل برداشت های متفاوت از سئوالات، عدم همکاری کامل بعضی از آزمودنی ها با افشای بعضی از خصوصیات فردی حتی در راستای اهداف تحقیق می توان اشاره کرد. از دیگر محدودیت های پژوهش حاضر، محدود بودن جامعه و نمونه بود که بر این اساس، در تعمیم یافته ها به سایر شهرها و نمونه ها باید احتیاط به عمل آورد.

در پایان، بر مبنای نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد می گردد:

  • با توجه به ارتباط معنی دار بین هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی، تربیت مؤلفه های هوش هیجانی به منظور افزایش ظرفیت روبرو شدن با مشکلات و سازگاری مؤثر در ورزشکاران  در رأس آموزش قرار گیرد.
  • به منظور افزایش سلامت روانی دانشجویان ورزشکار، دانشگاه ها به تقویت و گسترش دفاتر خدمات مشاوره و روان درمانی به ویژه برای دانشجویان دختر اهتمام ورزند.

 

  • منابع

    • اویسی، عاطفه. (1396). «نقش هوش هیجانی در ارتقای سازگاری اجتماعی دانشجویان». هشتمین کنفرانس بین المللی روانشناسی و علوم اجتماعی، تهران.
    • بخشی سورشجانی، لیلا. (1387). «رابطه هوش هیجانی با سلامت روانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد بهبهان». فصلنامه پژوهش در برنامه ریزی درسی (دانش و پژوهش در علوم تربیتی برنامه ریزی درسی).  دوره22، شماره19، صص116-97.
    • بشارت، محمد علی؛ رضازاده، سید محمد رضا؛ فیروزی، منیژه و حبیبی، مجتبی. (1384). «بررسی تأثیر هوش هیجانی بر سلامت روانی و موفقیت تحصیلی در مرحله‌ انتقال از دبیرستان به دانشگاه». مجله علوم روان‌شناختی. 13، صص26-41.
    • پارسامهر، مهربان و وحدت، الهه. (1395). «بررسیرابطهبینهوش هیجانیوسازگاریاجتماعیدانشجویان». فصلنامه توسعه اجتماعی (توسعه انسانی سابق). دوره 11 ، شماره 2، زمستان 95 ، صفحه94-65.
    • پیرهادی، زهره. (1385). کنفرانس ملی پژوهش های کاربردی در علوم تربیتی و روانشناسی و آسیب های اجتماعی ایران
    • سخندان، توماچ. (1387). «بررسی اثربخشی آموزش گروهی مهارت‌های اجتماعی بر مشکلات رفتاری و عاطفی کودکان دبستانی شهرستان گنبد کاووس». پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، دانشگاه اصفهان.
    • حدادی کوهسار، عادل؛ روشن، رسول و اصغرنژاد، فرید. (1386). «بررسی مقایسه ای هوش هیجانی با سلامت روان». دوره37، شماره1، صص97-86.
    • حسن طهرانی، طیبه؛  کرمی کبیر، ناهید؛ چراغی، فاطمه؛ بکائیان، مهدی و یعقوبی، یاسمن. (1391). «بررسی ارتباط هوش هیجانی با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان پرستاری دانشکده نیشابور». مجله علمی دانشکده پرستاری و مامایی همدان. دوره20، شماره3; صص45-35.
    • خلعتبری، جواد و عزیززاده حقیقی، فرشته. (1390). «تأثیر آموزش های مهارت های زندگی و راهبردهای مقابله با فشار روانی بر سلامت روانی دانشجویان دختر». دانش و پژوهش در روانشناسی کاربردی. سال دوازدهم. شماره 2، پیاپی44،صص37-29.
    • رجبی، فهیمه. (1390). «بررسی رابطه هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی دانشجویان پیام نور». طرح پژوهشی دانشگاه پیام نور فارس.
    • زهری انبوهی، سیما؛ موسویان، سید جواد؛ محتشمی، جمیله و نصیری، ملیحه. (1395). «ارتباط هوش هیجانی با سلامت روانی دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی». فصلنامه پرستاری، مامایی و پیراپزشکی. سال2، شماره2، پیاپی2، صص21-9.
    • صبحی قراملکی، ناصر. (1391). «پیش بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی بر اساس هوش هیجانی دانش آموزان». فصلنامه روانشناسی مدرسه. دوره1، شماره3، صص62-49.
    • قادری، مصعب و شمسی، افضل. (1394). «همبستگی بین هوش هیجانی و سلامت روان در دانشجویان شهر جیرفت». فصلنامه مدیریت ارتقای سلامت. شماره; ۵ ، پیاپی(۱) ، صص72-62.
    • محمود فخه، هیمن؛ عبدی، مراد و عنایتی، صغری. (1393). «بررسی رابطه بین سلامت روانی و سازگاری اجتماعی  دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور مهاباد». دومین کنگره روانشناسی اجتماعی ایران. تهران. ایران. صص 13-1.
    • نادری، فرید. (1388). «بررسی تأثیر آموزش مهار‌ت‌های اجتماعی بر سازگاری اجتماعی دختران تیزهوش مقطع راهنمایی شهرکرد». پایان نامه‌ کارشناسی ارشد روان‌شناسی، دانشگاه اصفهان.
    • یارمحمدیان، احمد و شرفی راد، حیدر. (1390). «تحلیل رابطه بین هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی در نوجوانان». مجله جامعه شناسی کاربردی. مقاله3، دوره22، شماره4، صص50-35.
      • Adeyemo, D. A., Terry, D. L., & Lambert, N. J. (2017). Organizational Climate, Leadership Style and Emotional Intelligence as Predictors of Quality of Work Life among Bank Employees in Ibadan, Nigeria”. European Scientific Journal, 11(4), 110– 30.
      • Aquirre, F., Sergi, M. and Levy, C. A. (2010). Emotional intelligence and social     functioning in persons with schizotypy”.  Schizotypy Research, Volume 104, Issue 1, P. 255-264. 
      • Cangelosi, B. R. & Peterson, M. L. (1998). Peer teaching assertive communication strategies for the work place.
      • Caples, R. (2005). Effects of social skills training on the interpersonal behaviors of elementary school students in an after school program. University of south Florida.
      • Cherniss, C. (2008). What is emotional intelligence?
      • Cho YB, Haslam N. (2010). Suicidal ideation and distress among immigrant adolescents: the role of acculturation, life stress, and social support. New School University, New York, New York, USA.
      • Elliot, S. & Gersham, F. (2003). Social skills interventions for children”. Behavior modification. N. 16, P. 287-309.
      • Estrella Esturgo-Deu, M. & Josefina, S. (2009). Disruptive behavior of students in primary education and emotional intelligence. Teaching and teacher education, Volu Forgas, J.P., & Gunawardena, A. (2000). Affective influences on spontaneous interpersonal behaviors. Unpublished manuscript, university of New South Wales, Sydney. Australia.me 26, Issue 4, P. 830-837.
      • Ghorbani, N., Bing, M. N., Watson, P. J., Davison, H. K. & Mack, D. A. (2002). Self-reported emotional intelligence: construct similarity and functional dissimilarity of higher-order processing in Iran and the United States”.International psychology, 37, 297-308.
      • Johnson,S . Batey,M. Holdsworth, L. (2009). Personality and health: The mediating role of Trait Emotional Intelligence and Work Locus of Control”. Personality and Individual Differences 47. 470–475.
      • Ingelberg, E. (2004). Examining the effect of organization culture and leadership behaviors on organizational commitment”. Journal of American Academy of business. 5(1/2),432-439.
      • Kaplan, H., & sadock, B. J. (2008) Synopsis of psychiatry: Bahavioural sciences, clinical psychiatry. Ninth edition. Philadelphia: Lippincott Williams & Willkins Psychiatry, 34: 65-9.
      • Lee, J. J., Ok, C. M., & Hwang, J. (2016). An emotional laborperspective on the relationship between customer orientation and job satisfaction”. International Journal of Hospitality Management, 54, 139–150.
      • Kord Tamini, B. Narendra K. Chadha, Senior (2018). Emotional Intelligence and Quality of Work Life between Iranian and Indian University Employees: A Cross–Cultural Study”. International Journal of Psychology, Vol. 12, No. 1.
      • Lane, R. D. & Schwartz, G. E. (1987). Levels of emotional awareness: a cognitive-developmental theory and its application to psychopathology”. American Journal of Psychiatry, 144, 133-143.
      • Mayer, j. D. & Salovey, p. (1997). What is Emotional Intelligence?”.Emotional development and Emotional intelligence,(pp.3-31).
      • Mayer, J. D., Dipaolo, M. & Salovey, P. (1990). Perceiveing affective content in ambiguous visual stimuli: a component of emotional intelligence”. Journal of personality assessment, 54, 772-781.
      • Mayer, J. D.; Salovey, P.  Caruso, D. R. & Sitarnios, G. (2001). Emotional Intelligence as a Standard Intelligence”.Emotion, 1, 232-242.
      • Mayer, J. D.; Salovey, P. & Caruso, D. R. (2002). Selecting a measure of emotional intelligence”. In Bar-on et al. (eds). Handbook of emotional intelligence, (PP 320-342). Callifornia, Bass Inc.
      • Nawi .M. Redzuan .M. (2011). Emotional Intelligence, Personality and Self Esteem: A Comparison of the Characteristics among Two Categories of Subjects”.International Journal of Humanities and Social Science, Vol. 1 No. 8.
      • Palmer, B., Donaldson, C. & Stough, C. (2002).Emotional intelligence and life satisfaction”.Personality and individual differences, 3, 1091-100.
      • Poonamallee, L. Alex M. Nagpal, M. Musial, A. (2018) Improving Emotional Intelligencethrough Personality Development: The Effect of the Smart PhoneApplication based Dharma LifeProgram on E Seevers.
      •  R. & Jones- Blank, M. (2008). The effects of social skills training on social skill development and on student behavior”. National forum of special educational journal, V. 19. N1.motional IntelligencHand. Clin. Neurol. 110, 3–12.
      • Taksic, V. (2009). Programmes for enhancing emotional and social competencies in children and adolescents”.Suvremena Psihologija, Volume 12, Issue 2, P. 355-371.
      • Thomas, S., Linda. A. (2006). Relation of employee and manager emotional intelligence to job satisfaction and performance”. Journal of Vocational Behavior, Orlando: Jun006. Vol. 68, Iss. 3; p461
      • Volkan Genc.  V. Gulertekin Genc, S. (2018)Can hotel managers with social intelligence affect the emotions of employees”.Genc & Gulertekin Genc, Cogent Business & Management (2018), 5: 1432157.
      • Zhou, J. George, J. M. (2003). A waking Employee Creativity: The Role of leader emotional Intelligence”. The Leadership quarterly, 14, 45, 545-568.
      • Üngür, G. Karagözoğlu, C. (2013). The Relationship between Emotional Intelligence, Social Physique Anxiety and Life Satisfaction in Physical Education and Sports Students”. International Journal of Humanities and Social Science, Vol. 3 No. 1pp115-119.