تبیین جامعه شناختی عوامل موثر بر تمایل دختران نوجوان به بزهکاری در شهر کرمان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، عضو هیأت علمی دانشگاه دولتی شیراز

2 دانشجوی دکترای جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز(نویسنده مسئول) E-mail:el.mshirdel@gmail.com

3 کارشناسی ارشد، گروه جامعه شناسی، بخش علوم اجتماعی، دانشگاه باهنر کرمان

4 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت ورزشی، دانشکده تربیت بدنی، دانشگاه علوم و تحقیقات کرمان

چکیده

این پژوهش در صدد است تا تمایل به رفتارهای بزهکارانه دختران نوجوان شهر کرمان را از طریق عوامل اجتماعی تبیین کند. بدین منظور در چهارچوب نظری این پژوهش، از نظریه کنترل اجتماعی هیرشی استفاده شده است. متغیرهای مستقل این پژوهش شبکه اجتماعی، تحصیلات والدین و الگوهای گذران اوقات فراغت هستند. متغیر وابسته این پژوهش نیز متشکل از 24 گویه در قالب تعداد دفعات تمایل به انجام بزهکاری در خود و دوستان نزدیک ارزیابی شده ­است. این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و تکنیک پرسشنامه انجام گرفته است. جامعۀ آماری این پژوهش، دختران نوجوان شهر کرمان در سال 1392 و تعداد نمونه 381 نفر می­باشند. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می‌دهد: الف)‌تمایل به بزهکاری به میزانی قابل ملاحظه در رفتارهای دختران نوجوان وجود دارد. ب)بین‌ متغیرهای مستقل فراغت اینترنتی، ماهواره­ای، فراغت گردشی- تفریحی، استفاده از موسیقی مدرن و فراغت ورزشی با تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه مستقیم و معنی‌داری وجود دارد. ج)متغیرهای شبکه اجتماعی، تحصیلات والدین و فراغت دینی بر تمایل به بزهکاری اثری کاهنده دارند. د) اجرای تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که تنها سه متغیر الگوی فراغتی بر شدت تمایل به بزهکاری اثر دارند و می­توانند 23 درصد آن را تببین کنند. این سه متغیر عبارت بودند از: متغیر فراغت اینترنتی، گردشی- تفریحی و استفاده از ماهواره. ر) متغیر فراغت اینترنتی از بین سایر متغیرها بیشترین تأثیر کل را بر متغیر وابسته نشان داده است. بنابراین، عوامل اجتماعی نظیر سطح تحصیلات پایین والدین، فقدان پیوندهای اجتماعی در شبکه روابط افراد و عدم کنترل اجتماعی درست و صحیح در اوقات فراغت  می­تواند دختران نوجوان را به سوی بزهکاری سوق ­دهد.

کلیدواژه‌ها


تبیین جامعه شناختی عوامل موثر بر تمایل دختران نوجوان به بزهکاری در شهر کرمان

محمد تقی ایمان[1]

الهام شیردل[2]

فاطمه انجم شعاع[3]

حمید شیردل[4]

تاریخ دریافت مقاله: 21/2/1394

 تاریخ پذیرش مقاله:2/3/1394

 

طرح مسأله

بدون تردید، توسعه و پیشرفت جوامع بشری، مرهون نیروی انسانی سالم، متعهد، متخصص و جوان آنهاست. یکی از عواملی که در نابودی نیروی انسانی به ویژه جمعیت جوان و فعال جوامع، سهم بسزایی دارد، پدیده بزهکاری است که امروزه گریبانگیر بسیاری از کشورها، از جمله ایران شده است. هدف این پژوهش، شناخت عوامل اجتماعی مؤثر بر گرایش نوجوانان دختر به بزهکاری است. آمارها و اطلاعات مربوطه به تغییرات جرم زنان در سطح کشور نشان می­دهد که تعداد زنان محکوم شده به زندان در کل کشور از 7076 نفر در سال 1360 به 9646 نفر در سال 1380 افزایش یافته است. این روند افزایشی از سال 1370 به بعد شتاب بیشتری داشته است. بررسی آمار مربوط به جرایم زنان بر اساس استان نیز حاکی از آن است که استان کرمان از سال 1370 تا 1380 به ترتیب با 8/7 و 9/7 درصد یکی از    استان­هایی بوده که دارای بیشترین میزان رشد جرایم ارتکابی در زنان است. بررسی آمار محکومان به زندان نشانگر آن است که تعداد جرایم ثبت شده­ زنان از سال 1360 تا 1380 در کل کشور، افزایشی معادل 2/2 برابر داشته است. در همین مدت، جمعیت زنان بالای پانزده سالT افزایشی حدود 5/1 برابر را نشان می­دهد. بنابراین، رشد جرایم زنان بیش از رشد جمعیت بالای پانزده سال بوده است. همچنین، جرایم اخلاقی، جنسی و مواد مخدر بیشترین نوع جرایم رایج در بین زنان طی این سال­ها شناخته    شده اند(جربانی، 1389: 107).

اوقات فراغت نیز مانند سایر جنبه های زندگی بشر، در طول قرون و اعصار ثابت نمانده و تغییرات زیادی را در روند تاریخی خود شاهد بوده است. مهم­ترین برهه­ای که تغییر و تحولی بنیادین را در اوقات فراغت پدید آورد، انقلاب صنعتی بود. آمیختگی کار با اوقات فراغت، همراه با زندگی در خانوادة گسترده، زندگی سالم و نسبتاً رضایت بخشی را برای مردم جوامع سنتی فراهم کرده بود. در خانوادۀ گسترده، فرزندان با همسالان خود بازی، تفریح و دوستی می کردند و اعضای خانوادۀ گسترده از   حمایت های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، عاطفی و فرهنگی خانواده برخوردار بودند. فعالیت های تفریحی و فراغتی مختلفی نیز د میان آنها رایج بود. به طور مثال، مطالعۀ قرآن، نهج البلاغه، مثنوی معنوی، شاهنامه، گلستان سعدی و دیوان حافظ، و بیان حکایت ها و قصه­گویی های پدربزرگ ها، مادربزرگ ها و بزرگان خانواده از فعالیت هایی بود که اعضای خانواده های گستردة جوامع ایرانی در ساعات فراغت بعد از کار و هنگام دور هم نشینی ها به آنها می­پرداختند. بدیهی است که این فعالیت ها به طور مستقیم و غیرمستقیم، به رشد شناختی، عاطفی و معنوی همۀ اعضای خانواده به خصوص افراد نوجوان و جوان کمک بسیار می­کرد. انقلاب صنعتی در قرن­های هجدهم و نوزدهم، تغییرات و تحولات عمیقی به وجود آورد. کارخانه ها و شهرهای بزرگ به افزایش جمعیت شهری، آپارتمان نشینی، ازدحام، مسکن نامرغوب، فقر، ایجاد حلبی آبادها و افزایش جنایت منجر شد. در این هنگام، خانوادۀ گسترده کم کم جای خود را به خانوادة هسته­ای داد. محل بازی فرزندان به فضاهای گرفته و کوچک اتاق ها محدود شد، زندگی شتاب سرسام آوری به خود گرفت و روابط اجتماعی و فراغت با کیفیت و سازنده به دست فراموشی سپرده شد(اردکانیان،1386 :177 ).

با ایجاد تغییرات اجتماعی، توسعه فناوری­های نوین و بروز نیازهای جدید در خانواده­ها و جوانان،  الگو­های فراغتی رسانه­ای و مجازی پا به عرصه گذاشتند و روابط اجتماعی شکل جدیدی به خود گرفت. گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی که جایگزین نامناسبی برای تخلیه هیجان و وقت گذرانی است و از آن به عنوان" آسیب­های نوپدید" یاد می گردد، نوجوانان و جوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی کشاند، چرا که فرد در دنیای واقعی جایی برای تخلیه این هیجانات ندارد. بدیهی است به همان میزان که افراد وقت خود را برای روابط و بازی­های مجازی صرف می کنند، از تعامل آنان با دیگران در محیط تحصیل و خانواده کاسته می شود(معاونت آموزش دفتر کاهش آسیب­های اجتماعی،1390). همینطور بازی­های کامپیوتری به علت در دسترس بودن آسان و نبود گزینه های مناسب دیگر در اوقات فراغت جوانان، رواج بیش از اندازه­ای یافت. بی تردید، احساس کمبود بر اثر از بین رفتن روابط اجتماعی و حمایت­ های اجتماعی در کنار رواج استفاده از الگو­های فراغتی نامناسب و مخرب از جمله فراغت مجازی و رسانه­ای باعث افزایش آسیب پذیری فرد در برابر انحرافات می شود.

شبکه اجتماعی قوی و اوقات فراغت  سازنده از استفاده های ضد اجتماعی و بزهکارانه از وقت آزاد پیشگیری می­کند. اوقات فراغت با تدارک برنامه های سازنده و لذتبخش برای جوانان از طریق      فرصت های تفریحی مرتبط با سایر خدمات لازم برای آنها، از استفاده ضداجتماعی یا مخرب وقت آزاد مانند بزهکاری یا سوء مصرف مواد پیشگیری می کند یا تأثیرات منفی این نوع استفاده از وقت آزاد را کاهش می دهد. برخی از محققان، نقطۀ آغازین بزهکاری جوانان را در برخی از اشکال ناسالم بازی های دوران نوجوانی و جوانی شناسایی کرده­اند. محرومیت از اوقات فراغت مناسب، زمینه مساعدی را برای ایجاد و گسترش انواع انحرافات اجتماعی که روی ساختار نیز تأثیرات مخربی باقی می­گذارند، فراهم می­نماید. از آن میان می توان به اعتیاد، انحرافات جنسی، بزهکاری(مدرسه­گریزی، پرسه­زنی و ولگردی در خیابان، پرخاشگری و تجاوز به حقوق دیگران، طغیان علیه اولیا، خانواده و جامعه، تشکیل باندهای نابه هنجار، سرقت، تخریب اموال مدرسه یا هر مکان دیگری و...) اشاره کرد(مک­لین و دیگران، 2005: 175 ).

اوقات فراغت، فرصتی طلایی است که می تواند زمینه مناسبی را برای رشد و بالندگی افراد فراهم آورد. استفاده صحیح از اوقات فراغت هم بر زندگی فرد و هم بر جامعه تاثیر مثبت خواهد داشت- همچنان که استفاده نادرست از اوقات فراغت در هر دو سطح یاد شده نیز می تواند باعث بروز مشکلات و خسارات جبران ناپذیری شود. این مسئله به خصوص در مورد جوانان و نوجوانان از حساسیت بیشتری برخوردار است، زیرا این قشر آینده ساز، خود و نسل بعدی اجتماع را خواهند ساخت و سرنوشت آنها با سرنوشت جامعه گره خورده است. همچنین، میزان فراغت این گروه و نیز سهم آنان در فعالیت های فراغتی، بیشتر از سایر اقشار است(معاونت آموزش دفتر کاهش آسیب­های اجتماعی،1390). نداشتن برنامه­ای مفید و راهبردی مشخص برای سپری کردن موثر این اوقات  و همچنین نبود شبکه اجتماعی که بتواند فرد را از لحاظ عاطفی، مالی، اجتماعی و مصاحبتی حمایت کند، بدون شک زمینه را برای بروز بسیاری از مفاسد اجتماعی فراهم می آورد و در نهایت، امنیت و نظم اجتماعی را به مخاطره می­اندازد(احمدی و دیگران،1391: 106). در اثر تعداد و کیفیت روابط اجتماعی و فعالیت­های سالم در اوقات فراغت هم آسایش روحی، روانی و جسمی دختران جوان تأمین می­شود، هم شخصیت آنان رشد و شکوفایی    می­یابد و از هدر رفتن نیروها که در صورت عدم هدایت صحیح ممکن است موجب بزهکاری­های فردی و اجتماعی گردد، جلوگیری به عمل می­آید. همچنین، اشاعه فرهنگ و امنیت عمومی، توسعه فرهنگی و نشاط و سرزندگی در جامعه افزایش می­یابد(مک­لین و دیگران، 2005: 170 ).

تحلیل جنسیتی اوقات فراغت کمک می­کند تا نیازهای خاص فراغتی دختران جوان را براساس مقتضیات روحی، روانی و جسمانی آنان شناخته و آسیب­های بالقوه­ اوقات فراغت در این گروه با دقت بیشتری بررسی شود. از طرف دیگر، دختران جوان به­علت وضعیت خاص بیولوژیکی و شرایط اجتماعی و عرفی جامعه­ ایران به حمایت­های اجتماعی بیشتر و برنامه­های فراغتی متفاوت با پسران نیاز دارند. عدم برخورداری از حمایت­ها و پیوندهای اجتماعی سالم و فعالیت­های فراغتی و تفریحی مطلوب به کاهش کارایی زنان و دختران جوان در محیط تحصیل، خانواده و افزایش افسردگی دامن می­زند و چه بسا باعث تخریب روابط انسانی در حوز اجتماع و خانواده ­شود(رفعت جاه و دیگران، 1389: 33). داشتن روابط اجتماعی سالم و اوقات فراغت سازنده، بر اجتماعی شدن و یادگیری ارزش ها و هنجارها تاثیر دارد و از نظر فرهنگی به حفظ کلیت نظام اجتماعی کمک می کند. اوقات فراغت، یک نهاد اجتماعی است که ارزش ها و هنجارها را به افراد انتقال می دهد و به شکل دادن و ساختن جامعه کمک می کند. نحوه گذران اوقات فراغت، نشان دهندة ارزش های موجود در جامعه است و ممکن است به حفظ الگوهای جامعه کمک کند، از تنش­های جامعه بکاهد و به حس رفاقت، دوستی، تعلق اجتماعی و کاهش گرایشات و اقدامات بزهکارانه  کمک کند(هاشمی،1389 : 2 ).

از اهداف مهم این مطالعه، بررسی انواع الگو­های فراغتی رایج در بین دختران نوجوان شهر کرمان و پاسخگویی به سوالات زیر است:

-        چه میزان و شکل­هایی از تمایل به بزهکاری در دختران نوجوان وجود دارد؟

-        ویژگی­های فردی سن و بعد خانوار با رفتار بزهکارانه دختران نوجوان چه رابطه­ای دارد؟

-        عوامل اجتماعی نظیر میزان تحصیلات والدین، روابط اجتماعی غیر رسمی با خانواده، دوستان و... در تمایل به بزهکاری دختران نوجوان چه تأثیری می­گذارد؟

-        گرایش به اقدامات خلافکارانه دختران نوجوان با الگو­های فراغتی چه رابطه ای دارد؟

-        الگو­های فراغتی چه آثار سوئی بر رفتارهای دختران نوجوان دارد؟  

-        کدام یک از الگو­های فراغتی، این گروه را از گرایشات بزهکارانه دور نگه می­دارد و کدام­ یک بر میزان آن می افزاید؟

ادبیات و پیشینه پژوهش

برخی تحقیقات و مطالعات تجربی اخیر مبین رابطه­ معکوس و برخی دیگر حاکی از وجود رابطه مستقیم بین اوقات فراغت و بزهکاری می باشند. تحقیقات بسیاری نشان داده است که اغلب بزهکاران جوان، از اوقات فراغت خود سوء استفاده می­کنند. مک­لین و دیگران (2005) شکستن شیشة پنجره ها، مردم آزاری، فرار از مدرسه و امثال آن را اشکالی از بازی، ماجراجویی و هیجان می­دانند. ساوینا[5](2008) در پژوهش خود با عنوان "فراغت و خشونت جسمی" بیان می­کند که رابطه بین انحرافات اجتماعی و نحوه گذران اوقات فراغت معنی­دار می­باشد و گرایش به خشونت جسمی نسبت به دیگران در بین جوانانی که اوقات فراغت خود را در کنار یکدیگر می گذرانند (گروه همال) بیشتر از جوانانی است که این اوقات را در کنار گروه همال خود به سر نمی برند. کلی[6](2004) در فراتحلیل خود اعلام می­کند که بین همه­ انواع ورزش­های درون مدرسه و بزهکاری، رابطه مستقیم و معناداری دیده شده است- اما برخی دیگر از مطالعات، وجود رابطه معکوس بین ورزش و بزهکاری را گزارش کرده­اند.

نشریه حقوق جوانان[7](1999) بیان می­کند که بیشتر اوقات فراغت به عنوان فرصتی برای رفتارهای مشکل آفرین جوانان تصور می شود. رابینسون[8] و دیگران(1999) نتیجه می­گیرند جوانان بیشتر تحت تأثیر گروه همسالان و رسانه­های جمعی هستند تا خانواده و ارزش­های جمعی و محلی.

پوریوسفی و همکاران(1388) در تحقیقی که در مورد"بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر الگوپذیری رفتاراجتماعی دختران" روی دانش­آموزان دختر دبیرستانی شهر تهران انجام داده­اند، به این نتیجه دست یافتند که متغیر تحصیلات والدین با نوع الگوهای رفتار اجتماعی دختران رابطه ای معنادار دارد. همچنین، رابطه نوع الگوهای رفتار اجتماعی دختران با گروه دوستان و همالان معنادار بوده و نیز رابطه معناداری بین متغیر وابسته تحقیق با نوع فعالیت­های پرورشی و آموزشی مدارس مشاهده شده است. بالاخره، یکپارچگی با دیگران با الگوهای رفتاری دختران رابطه ای معنادار داشته است.

نتایج تحقیق صادقی فر(1389) در مورد" عوامل اجتماعی مؤثر بر گرایش نوجوانان و جوانان پسر به بزهکاری و راهکارهای پیشگیری از آن" نشان داد در نوجوانان و جوانان بزهکار پسر در زندان بیرجند بین متغیرهای میزان نابسامانی خانواده و نوع همسالان با بزهکاری رابطه مثبت و معنی داری  وجود دارد. همچنین، ردادی (1387) در مطالعه­ای در مورد "رابطه بین سرمایه اجتماعی و امنیت اجتماعی" نشان  می­دهد که با تقویت همیاری، انسجام بخشی و کاهش کنترل رسمی شهروندان در طول زمان می­توان از بسیاری از جرایم پیشگیری کرد.

زاهد و الماسی(1386) در پژوهشی با عنوان"بررسی تطبیقی عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش به رفتار بزهکارانه در میان حاشیه­نشینان و غیر حاشیه­نشینان در مورد دانش­آموزان پسر دبیرستانی شهر ایلام"، رابطه بین متغیرهای صمیمیت بین اعضای خانواده، وابستگی به دوستان و مدرسه، آشفتگی خانواده و استفاده از تولیدات فرهنگی خارجی با رفتارهای بزهکارانه را تأیید کردند.

بنا به نظر افروز(1370) اوقات فراغت، بستر مطلوبی برای جریان نیکوی رشد شخصیت و اعتلای وجود و یا زمینه همواری برای بروز اختلالات رفتاری و انحرافات اخلاقی و بزهکاری های اجتماعی است. کوهستانی و دیگران(1387) نتیجه می­گیرند میزان انحرافات جوانان در ساعات بعد از مدرسه به ویژه ساعات فراغت افزایش می­یابد. نتایج پژوهش های سازمان ملی جوانان(1384) بیان می­کند بسیاری از انحرافات و بزهکاری­های جوانان به واسطه عدم وجود برنامه صحیح در گذران اوقات فراغت جوانان پدید می آید. مهمترین شاهد در این زمینه آن است که در تابستان به دلیل افزایش وقت آزاد و        فرصت های فراغتی، بیشترین بزهکاری ها و اختلالات رفتاری در میان جوانان به وقوع می پیوندد.

نتایج تحقیق خواجه نوری و دیگران(1389) در مورد "رابطه اوقات فراغت و بزهکاری" نشان داده است بین فعالیت­های فراغتی سازمان­نیافته و بزهکاری رابطه معنادار مثبتی وجود دارد و اوقات فراغت سازمان یافته بر روی هم 23 درصد تغییرات متغیر بزهکاری را تبیین کرده است. احمدی و دیگران(1388) در تحقیقی که به روش پیمایش اجتماعی و در نمونه ای شامل 650 پاسخگوی  نوجوان صورت پذیرفت، نشان می دهند که بین محل تولد، جنسیت، وضعیت تحصیلی، استفاده از تولیدات فرهنگی غرب و نحوه گذراندن اوقات فراغت و رفتار بزهکارانه پاسخگویان رابطه معنی داری وجود دارد.

علیوردی­نیا و دیگران(1387) در تحقیق در مورد" فعالیت­های ورزشی و بزهکاری" بین مشغولیت بیشتر در ورزش­های انفرادی و بزهکاری رابطه ای مثبت یافته اند. مشکانی و دیگران(1381) در مقاله"سنجش تاثیر عوامل درونی و بیرونی خانواده بر بزهکاری نوجوانان"، به بررسی میدانی موضوع بزهکاری نوجوانانی که به جرم بزهکاری در تهران بزرگ در سال 1371 دستگیر شده­اند پرداختند. یافته ها نشان می دهند که هر قدر وابستگی نوجوان به خانواده قوی­تر باشد، از شدت عمل بزهکارانه کاسته می شود و نگرش های منفی نسبت به قانون، مجریان قانون و هنجارهای اجتماعی باعث تقویت بزهکاری      می شوند. سرانجام ارتباط با بزهکاران به صورت صمیمی و مستمر، نوجوان را بشدت به سوی بزهکاری سوق می دهد.

تنهایی و عباسی(1387) نشان می­دهند که ‌فعالیت‌های اوقات فراغت معین و هدایت شده، اثری کاهنده بر میزان بزهکاری دارند. نقش عضویت در باشگاه‌های ورزشی و انجمن‌های ادبی، فرهنگی و علمی قوی‌تر از الگو­های فراغتی دیگر است. وی بیان می­کند که میزان مشغولیت فرد به فعالیت‌های فراغتی گوناگون باعث می‌شود که فرد برای کار خلاف وقت نداشته باشد. درگیرشدن در سرگرمی‌های مدرسه و خانه، اشتغال به فعالیت‌های فوق برنامه، سرگرمی‌های خاص، عضویت در باشگاه‌های ورزشی و انجمن‌های ادبی، فرهنگی و علمی قاعدتا فرصت لازم را برای انجام بزهکاری از بین می‌برد.

یافته­های تحقیق رفعت جاه و دیگران(1389) در مورد "تبیین جامعه­شناختی فعالیت­های فراغتی دختران جوان با تأکید بر عوامل آسیب شناختی آن" حاکی از آن است که سایر نهادهای اجتماعی از جمله رسانه­های جمعی بر نگرش و رفتار فرد تاثیر بیشتری می­گذارند. پژوهش­های سلگی(1382)،      رفعت­جاه(1387) و کاظمی(1387) جملگی بسیاری از انحرافات جوانان را نتیجه­ فقدان برنامه­ریزی صحیح در گذران اوقات فراغت می­دانند. مهدوی و دیگران(1387) در تحقیقی در مورد"کج­رفتاری و اوقات فراغت" نتیجه گرفتند که فعالیت­های فراغتی ورزشی بیشترین تاثیر منفی معنی­دار را بر انواع آسیب­های اجتماعی دارند.

مبانی نظری پژوهش

نظریه­ها و مدل­های گوناگونی برای تبیین گسترش رفتارهای بزهکارانه توسط جامعه­شناسان و اندیشمندان مطرح شده است. دورکیم، بنیانگذار اصلی جامعه شناسی بر این باور است که نرخ انحراف در جوامع، متأثر از نوع سازمان اجتماعی و میزان انسجام اجتماعی است. او در مطالعات خود نشان داد که نوع و میزان جرم در جامعه مستقیما با شیوه­های بنیادی که جامعه حول آن سازمان یافته است، مرتبط می­باشد. مرتن همسو با دورکیم بر این باور بود که رفتار انحرافی در هر جامعه، نشانگر نوع خاصی   بی­سازمانی اجتماعی است. در تحلیل مرتن اثرات روانی فشار و تنش­های موجود در جامعه بر انحراف تأثیر گذار است. شاو و مک­کی در مکتب شیکاگو بر سبک­های زندگی تأکید نمودند. آنها سبک­های زندگی به گونه­ انحرافی که نتیجه بی سازمانی و فقدان همبستگی اجتماعی است را عامل بروز بزه و جرم به شمار می­آورند(احمدی،1384).

ساترلند، در نظریه همنشینی افتراقی معتقد است که افراد یک جامعه از طریق فرایند همنشینی، فرهنگ و ارزش­های بزهکارانه و جنایی را فرا می­گیرند. کوهن، خرده فرهنگ نابهنجار را شیوه­ خاص زندگی برخی افراد و گروه­ها در جامعه می­داند که شیوه زندگی­شان تبدیل به نوعی سنت در آن جامعه شده است و همین خرده فرهنگ باعث روی آوردن افراد به رفتارهای بزهکارانه می­شود. اگنیو در نظریه فشار بیان می­کند که از دست دادن روابط و یا روابط منفی و آزار دهنده با والدین، گروه همسالان و اطرافیان و فشارهای ناشی از رویدادهای استرس­زای زندگی می­تواند منجر به ظهور رفتارهای بزهکارانه شود. از نظر گاتفریدسون و هیرشی، خودکنترلی پایین، در کنار فرصت­های موجود، گرایش افراد به ارتکاب جرم را افزایش می­دهد. در متقابل، میزان بالای خودکنترلی، از  احتمال ارتکاب جرم به میزان قابل توجهی   می کاهد. با وجود این، کنترل پایین به تنهایی علت وقوع جرم و بزه نمی­باشد، زیرا در ارتکاب جرم علاوه بر خودکنترلی پایین، وجود فرصت­های ارتکاب جرم نیز ضروری است(پیرز و مسراشمیت،2005: 178-240).

نظریه­ای که در تحقیق حاضر از بین نظریه­های انحرافات اجتماعی به منظور تبیین عوامل جامعه­شناختی تمایل به بزهکاری دختران جوان انتخاب گردیده، "نظریه­ پیوند اجتماعی هیرشی" است. هیرشی بر این باور است که بزهکاری، نتیجه فقدان پیوندهای اجتماعی بین نوجوانان و یک یا چند نهاد متعارف موثر و یا برنامه های اجتماعی به عنوان خطوط متعارف فعالیت­ها می­باشد(احمدی، 1384: 87-86). در جامعه مدرن، نهاد تازه ای که با کارکردهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته، «فراغت» نام دارد. کنترل اجتماعی از طریق کلیه نهادها که نهاد فراغت یکی از آنهاست، انجام می­شود و به نوعی تضمین کننده­ نظم اجتماعی است و نقش عمده­ای در سلامت و رفاه اجتماعی دارد. تاکید اصلی کنترل اجتماعی، چگونگی اجتماعی شدن اعضای گروه می­باشد. الگو­های فراغتی و روابط اجتماعی غیر رسمی نقش مهمی در انتقال ارزش­ها و هنجارها به جوانان بر عهده دارند. براساس این دیدگاه، جرم و بزه هنگامی روی می­دهد که پیوندهای اجتماعی بین فرد و جامعه تضعیف و یا تشدید می­شوند. بعد مخرب و ناسالم الگو­های فراغتی که پیوندهای اجتماعی را بین جوانان با اعضای خانواده، گروه همسالان و جامعه، وابستگی و تعهد نوجوانان به الگوهای مثبت و اهداف مقبول و متعارف جامعه و مشارکت روزمره نوجوانان را تضعیف کند، به تمایلات بزهکارانه در جوانان منجر می­شود. بر اساس این نظریه، چهار عنصر وابستگی، تعهد، مشارکت و اعتقاد مانع رفتار بزهکارانه می­شود. در همین جهت، ضعف هریک از این چهار بعد در پیوندهای اجتماعی و در الگو­های فراغتی سالم دختران جوان می تواند موجب بروز رفتارهای انحرافی در آنها شود. "وابستگی"، میزان عاطفه و احترامی است که فرد برای دیگران مهم قائل است(پیرز و مسراشمیت،2005: 228). به عقیده هیرشی اگر جوان به واسطه فعالیت فراغتی سالم پیوندهای نزدیکی با دیگران برقرار کند، احتمال بیشتری هست که نسبت به آنچه آنها درباره­ رفتار او فکر می­کنند، مراقب باشد(احمدی و دیگران،1391: 110). الگو­های فراغتی که وابستگی و تعلق دختران جوان را به والدین، مدرسه، همسالان و دوستان به­هنجار افزایش دهد، تمایلات و رفتارهای بزهکارانه را کاهش می­دهد(علیوردی­نیا و آرمان­مهر، 1387: 144 ). درحقیقت، دختران نوجوانی که از فراغتی اینترنتی به عنوان ابزاری برای فرار از واقعیت استفاده می کنند، از تماس­های اجتماعی کناره­گیری می­کنند. بنابراین، آسیب­پذیری اجتماعی آنها افزایش می­یابد(فرهمند،1387: 151).

عنصر دوم نظریه­ پیوند اجتماعی هیرشی، "تعهد" است. تعهد مربوط به میزان سرمایه­گذاری است که فرد برای دستیابی به اهداف عرفی انجام می­دهد. هر چه سرمایه­گذاری بیشتر باشد یا انگیزه برای کسب آن بالاتر باشد، دلیل بیشتری برای همنوایی با هنجارهای جامعه وجود دارد. به نظر می­رسد دختران جوانی که آرزوی موفقیت های ورزشی، علمی، هنری و... را در سر می­پرورانند یا برای این منظور هزینه­ مالی می­کنند و در کلاس­های فوق برنامه شرکت و از الگو­های فراغتی سالم استفاده می­کنند، به واسطه­ احساس تعهد حاصل از آن، پیوند قوی­تری با جامعه برقرار می­کنند که می­تواند منجر به کاهش احتمال بزهکار شدن ایشان شود. سومین عنصر، "مشارکت" است. مشارکت براین فرض استوار است که درگیری در فعالیت­های فراغتی مورد قبول جامعه، موجب می­شود وقت و آزادی محدود فرد صرف شود و نتواند به سراغ عمل بزهکارانه برود. بنابراین، هر چقدر دختران جوان در فعالیت­های متعارف آموزشی، درسی و ... مشارکت بیشتری داشته باشند، تمایل آنها نسبت به بزهکاری کمتر می­شود. آخرین عنصر نظریه پیوند اجتماعی هیرشی، عنصر "اعتقاد" می­باشد. باور، وفاداری فرد به ارزش­ها و اصول اخلاقی گروه است. بسیاری اعتقاد دارند که نتیجه مهم فعالیت­های فراغتی سالم نظیر ورزش، فرایند اجتماعی سازی آن است و بر اثر این تأثیر گذاری، جوانان نقش­های اجتماعی را که در آینده با آن رو به رو خواهند شد، می­آموزند. هیرشی استدلال می­کرد که اعتقاد به خوب بودن برخی از ارزش­ها همانند احترام به قانون و پلیس و اعتقاد به نادرستی برخی از رفتارها مانند بزهکاری نوجوانان، عامل موثری در ممانعت از بزهکاری نوجوانان می­باشد(علیوردی­نیا و آرمان­مهر، 1387: 144). چالشی که مربیان و متخصصان اوقات فراغت پیش رو دارند، چیزی بیش از آموزش مهارت ها و تدارک فرصت های بازی است. آنها باید به مردم کمک کنند تا در هر سنی که هستند، به اهمیت تأثیر اوقات فراغت در سلامت فردی و رفاه اجتماعی و تأثیری که تفریح و بازی بر ایجاد و تقویت ارزش های مثبت بشری دارند، ارج نهند )پیچلی،2002: 2).

در نهایت، هیرشی معتقد است که تمامی این چهار عامل(وابستگی، تعهد، مشارکت و اعتقاد) ارتباط زیادی با یکدیگر دارند؛ به طور کلی، هر چقدر فردی از طریق کاربرد یکی از این الگو­های فراغتی، ارتباط بیشتری با اجتماع برقرار نماید، احتمال استفاده از دیگر عناصر در جهت ارتباط با جامعه از سوی وی بیشتر می­گردد. به عنوان مثال، دختر جوانی که به واسطه اوقات فراغت سالم به افراد بهنجار، وابستگی و تعلق دارد، احتمال مشارکت وی در فعالیت­های متعارف و درک بهترش از رفتارهای مطلوب بیشتر می­گردد(پیرز و مسراشمیت،2005: 228).

 به باور هیرشی، جوانانی که اوقات فراغت خود را صرف انجام فعالیت­های عرفی نظیر ورزش، تفریحات سالم و... می­کنند، کمتر احتمال دارد دست به اعمال انحرافی بزنند. به علاوه، کمیت و کیفیت روابط اجتماعی و مشغولیت در فعالیت­های عرفی فراغتی به گونه­ای است که جوان نیازی به انجام بزه در خود احساس نمی­کند. شبکه اجتماعی غیر رسمی و الگو­های فراغتی به عنوان یکی از فعالیت­های مهم اوقات فراغت، از اشکال مهم کنترل اجتماعی به حساب می­آیند و دارای اهداف تربیتی زیادی هستند و باعث می­شوند که مردم ارزش­های مطلوب را یاد بگیرند(علیوردی­نیا و آرمان­مهر، 1387: 144).

فرضیه­های پژوهش

1- بین تحصیلات والدین و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه معنی داری وجود دارد.

2-بین شبکه اجتماعی و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه معنی داری وجود دارد.

3-بین فراغت اینترنتی و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه معنی داری وجود دارد.

4-بین فراغت ورزشی و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه معنی داری وجود دارد.

5-بین فراغت هنری و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه معنی داری وجود دارد.

6-بین فراغت دینی و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه معنی داری وجود دارد.

7-بین استفاده از رسانه­های خارجی و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه معنی داری وجود دارد.

8- بین استفاده از رسانه­های داخلی و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه معنی داری وجود دارد.

9- بین فراغت گردشی- تفریحی و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه معنی داری وجود دارد.

10- بین فراغت علمی و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه معنی داری وجود دارد.

نمودار 1: مدل مفهومی و تجربی تحقیق

 

تعریف مفاهیم

شبکه اجتماعی

شبکه­های اجتماعی، واحد تشکیل­دهندة ساخت جامعه هستند. ساخت اجتماعی به­عنوان یک شبکه، از اعضای شبکه و مجموعه­ای از پیوندها تشکیل شده است که افراد، کنشگران یا گروه­ها را به هم متصل می­سازد. بلوک­های اصلی شبکه، "ارتباط" نام دارد(باستانی و صالحی هیکویی، 1386: 67). اعضای شبکه سعی دارند با تبادل منابع مختلف، حمایت سایر اعضا را جلب نمایند و در مقابل، به­گونه­ای خاص از آنها حمایت کنند. بنابراین، حمایت اجتماعی از اعضای شبکه یکی از کارکردهای شبکۀ روابط اجتماعی محسوب می­شود. حمایت اجتماعی، یکی از پیامدهای اصلی روابط اجتماعی شبکه است که در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است(دیویدسون و دیگران، 2008: 363). حمایت اجتماعی عبارت است از:  تأمین منابع مادی و روانی از سوی شبکۀ اجتماعی، به­گونه­ای که توانایی فرد را برای رویارویی با فشارها افزایش می دهد(کوهن، 2004: 676). باستانی و صالحی هیکویی(1386) از حمایت مصاحبتی، حمایت عاطفی،حمایت خدماتی، حمایت مالی، حمایت اطلاعاتی و حمایت مشورتی به­عنوان مهمترین انواع حمایت اجتماعی یاد می­کنند. حمایت عاطفی و ابزاری، وجه اشتراک سه تعریف فوق هستند و به نظر می­رسد مهمترین انواع حمایت­های موجود در شبکه هم باشند. در این پژوهش، شبکه اجتماعی از طریق در نظر گرفتن کمیت(تعداد) و کیفیت(میزان صمیمیت) ارتباطات، رابطه فرد با اعضای خانواده، دوستان و خویشاوندان و میزان حمایت اجتماعی- در ابعاد مختلف آن، نظیر حمایت مالی، مصاحبتی، عاطفی، اطلاعاتی و خدماتی- را  مورد سنجش قرار داد.

الگو­های فراغتی

 مجموعه فعالیت­هایی را در برمی­گیرد که شخص به میل و انگیزه درونی خود، خواه برای استراحت و سلامتی، خواه برای تفریح و بازی، خواه برای گسترش اعتقادات، دانش و ذوق  یا مشارکت آزاد اجتماعی یا بروز خلاقیت و توانایی ، در زمانی فارغ از تعهدات و الزامات شغلی ، خانوادگی و اجتماعی انجام     می دهد(لس­هی­وود،1380: 9). برای بررسی اعتبار سازه طیف الگوی اوقات فراغت، از تکنیک تحلیل عاملی استفاده شد (جدول 1). بر پایه نتایج این تکنیک، هشت عامل به­دست آمد که به ترتیب:     فعالیت­های دینی، اینترنتی، استفاده از موسیقی مدرن، استفاده از ماهواره، فعالیت­های هنری، فعالیت­های ورزشی، فعالیت گردشی- تفریحی و استفاده از رسانه داخلی نام گذاری شدند. بر اساس نتیجه جدول 1 و با توجه به آماره 85/0=K.M.O  در تمام ابعاد، می­توان نتیجه گرفت که داده­ها برای تحلیل عاملی مناسب بوده و نتیجه آزمون بارتلت نیز معنی­دار است. در واقع، میزان خطا در سطح اطمینان بیش از 99 درصد با 000/0 =Sig معنادار است. به عبارت دیگر، کلیه عناصر به کار رفته برای هر بعد، قدرت تبیین کنندگی مورد نظر را برای متغیر مورد نظر داشته­اند. بنابراین، در این پژوهش برای اندازه­گیری الگو­های فراغتی از فعالیت­های هنری(انجام فعالیت هنری نقاشی، موسیقی و … و حضور در کلاس­های هنری)، ورزشی(انجام ورزش پیاده روی، شنا، شرکت در انجمن­های ورزشی، رفتن به پارک­ها و باشگاه برای ورزش کردن)، اینترنتی(استفاده از اینترنت برای گرفتن اخبار و اطلاعات، چت و وبگردی)، گردشی- تفریحی(رفتن به مراکز خرید و اماکن عمومی نظیر سینما و تئاتر، صرف غذا در رستوران، رفتن به مهمانی و گشت و گذار)، دینی(انجام امور مذهبی و رفتن به مراکز مذهبی)، علمی(رفتن به کلاس­های آموزش مهارت­ها، مطالعه و پژوهش)، استفاده از رسانه­ داخلی(شامل تماشای برنامه­های مختلف تلویزیون داخلی، استفاده از رادیو و روزنامه و مجلات داخلی)، استفاده از موسیقی مدرن(استفاده از سی. دی. و دی. وی. دی. و گوش دادن به آهنگ­های پاپ، جاز، راک) و ماهواره(مشاهده برنامه­های مختلف، تبلیغات و فیلم­های ماهواره ای) در مکان­های مختلف استفاده شد(مهدوی و تمیز، 1387: 12) .

جدول 1: نتایج تحلیل عاملی

اجزای الگوهای فراغتی

عامل های الگوهای فراغتی

 

 

ابعاد الگوهای فراغتی

آزمون KMO

عامل

1

عامل2

عامل

3

عامل4

عامل5

عامل6

عامل7

عامل8

شرکت در جلسات مذهبی

788/0

 

 

 

 

 

 

 

فعالیت­های دینی

85/0K.M.O=

Sig= 0

همکاری با هیئت‌‌های دینی

777/0

 

 

 

 

 

 

 

حضور در نیروی بسیج

703/0

 

 

 

 

 

 

 

تماشای برنامه‌های مذهبی تلویزیون

660/0

 

 

 

 

 

 

 

شرکت در نمازهای جماعت

620/0

 

 

 

 

 

 

 

حضور در مساجد، کلیسا یا کنیسه

599/0

 

 

 

 

 

 

 

انجام فعالیت‌های مذهبی در خانه

505/0

 

 

 

 

 

 

 

چت کردن با اینترنت

 

80/0

 

 

 

 

 

 

فعالیت­های اینترنتی

وبگردی

 

79/0

 

 

 

 

 

 

استفاده از فیس بوک  و تویتر

 

72/0

 

 

 

 

 

 

استفاده از پست الکترونیکی

 

62/0

 

 

 

 

 

 

استفاده از اینترنت جهت به دست آورن خبر و اطلاعات مورد نیاز

 

49/0

 

 

 

 

 

 

گوش دادن به موسیقی جاز، رپ و راک

 

 

813/0

 

 

 

 

 

استفاده از موسیقی مدرن

گوش دادن به موسیقی خارجی کلاسیک

 

 

720/0

 

 

 

 

 

استفاده از DVD، CD موسیقی، MP3 player، Mp4

 

 

559/0

 

 

 

 

 

گوش دادن به موسیقی پاپ ایرانی لوس آنجلسی

 

 

541/0

 

 

 

 

 

مشاهده فیلم یا شوهای تلویزیون های خارجی

 

 

 

736/0

 

 

 

 

استفاده از ماهواره

مشاهده تبلیغات ماهواره­ای در زمینه لباس، مد و ...

 

 

 

666/0

 

 

 

 

مشاهده برنامه­های مختلف ماهواره ای

 

 

 

618/0

 

 

 

 

انجام فعالیت هنری مانند نقاشی و نوازندگی

 

 

 

 

73/0

 

 

 

فعالیت­های هنری

حضور در نمایشگاه‌های مختلف (نقاشی، خطاطی و ...)

 

 

 

 

58/0

 

 

 

کلاس‌ نقاشی، خطاطی و موسیقی

 

 

 

 

49/0

 

 

 

کلاس زبان‌های خارجی یا آموزش رایانه و نرم‌افزارهای آن

 

 

 

 

49/0

 

 

 

فعالیت­های علمی

مطالعه کتاب

 

 

 

 

 

 

 

 

حضور در کتابخانه­ها و پژوهشکده

 

 

 

 

 

 

 

 

ورزش والیبال، بسکتبال، کوهنوردی و شنا

 

 

 

 

 

69/0

 

 

فعالیت­های ورزشی

شرکت در انجمن‌های ورزشی

 

 

 

 

 

49/0

 

 

رقصیدن، انجام حرکات آیروبیک و حرکات یوگا

 

 

 

 

 

48/0

 

 

استفاده از وسایل ورزشی در منزل

 

 

 

 

 

45/0

 

 

حضور در پارک‌ها و امکان تفریحی

 

 

 

 

 

 

688/0

 

فعالیت­های گردشی- تفریحی

گشت و گذار در خیابان‌ها، پاساژها و ...

 

 

 

 

 

 

67/0

 

صرف غذا در رستوران، فست فود

 

 

 

 

 

 

660/0

 

حضور در مهمانی‌های دوستانه (Party)

 

 

 

 

 

 

62/0

 

آرایش صورت، مو، تاتوی موقت

 

 

 

 

 

 

6/0

 

حضور در  سینماها، تئاتر، ...

 

 

 

 

 

 

59/0

 

مطالعه‌ روزنامه‌ها و مجلات داخلی

 

 

 

 

 

 

 

51/0

استفاده از رسانه داخلی

گوش دادن به برنامه‌های رادیو داخلی

 

 

 

 

 

 

 

49/0

 

مشاهده برنامه­های تلویزیون داخلی

 

 

 

 

 

 

 

45/0

 

تماشای برنامه های مذهبی تلویزیون

 

 

 

 

 

 

 

44/0

 

 

تمایل به بزهکاری

بزهکاری جوانان، پدیده­ای جهانی است که جوامع گوناگون بر حسب وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود با انواع متفاوتی از آن روبرو هستند. بزهکاری جوانان، شاخه­ای فرعی از انحراف و جرم است که به طور خلاصه می توان آن را نقض معیارهای قانونی توسط جوانان تعریف کرد. اصطلاح بزهکار در مورد کسانی به کار برده می شود که اعمالی بر خلاف موازین، قوانین و ارزش­ها و هنجارهای فرهنگی مرتکب می شوند(فرجاد،1375: 169).  متغیر وابسته تمایل به بزهکاری بر حسب عمق و شدت عمل انحرافی به دسته­های کوچکتری مانند بزهکاری شدید( حملات شدید، سرقت، استفاده از سلاح گرم در سرقت­ها و ...) و بزهکاری ملایم(تخریب و شکستن اموال مدرسه و عمومی، پاره کردن صندلی و ...) تقسیم     می­شود(اگنیو، 1991: 59). در پژوهش حاضر، منظور از رفتار بزهکارانه، بزهکاری از نوع خفیف است و موارد زیر به عنوان رفتار بزهکارانه شناخته می­شوند: فرار از مدرسه، فرار از خانه، ارتباط تلفنی یا مستقیم با جنس مخالف، دروغ، شرکت در دعواهای گروهی یا فردی، تخریب اموال عمومی( اموال مدرسه، صندلی اتوبوس و..)، تقلب در امتحان، آوردن فیلم و سی. دی. های غیرمجاز به مدرسه، دزدی، نافرمانی نسبت به والدین و توهین به آنها، تأخیر در مدرسه به طوری­ که موجب ناراحتی خانواده و مدرسه شده باشد(زاهد زاهدانی و الماسی، 1386: 44). متغیر تمایل به بزهکاری در این پژوهش در قالب تعداد دفعات تمایل به انجام رفتارهای بزهکارانه خفیف فوق در خود و دوستان نزدیک ارزیابی شده است.

روششناسیپژوهش

روش تحقیق این پژوهش، پیمایشی است و اطلاعات مورد نیاز، با تکنیک پرسشنامه جمع آوری شد. جامعۀ آماری تحقیق دختران 15-18  ساله ساکن در شهر کرمان هستند که جمعیت آن­ها در سال 1392 برابر با 36568 نفر است(مرکز آمار اطلاعات استان کرمان، 1392). با استفاده از فرمول کوکران با ضریب اطمینان 95 درصد،  تعداد 381  نفر حجم نمونه(افراد) تعیین شد. در پژوهش حاضر، به علت محدودیت در دسترسی به آمار جمعیت جوانان ذیربط در خانه­ها، چارچوب نمونه‌گیری تحقیق محدوده‌ مصوب شهر مورد مطالعه بود و از شیوه‌ نمونه‌گیری تصادفی چند مرحله­ای بهره گرفته شد؛ بدین‌ صورت که ‌4 منطقه در شهر کرمان و در هر منطقه تقریبا 700 بلوک قرار دارد. با استفاده از فرمول کوکران 84 بلوک از هر منطقه به طور تصادفی انتخاب شد. سپس از هر 25 خانه در درون هر بلوک، با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی یک خانه و در برخی مناطق پر جمعیت تر، دو خانه انتخاب شدند. در تجزیه و تحلیل داده­های این پژوهش از دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی و از نرم­افزار اس­پی­اس­اس(Spss) استفاده شده است. در فرایند جمع­آوری داده­ها به شرکت­کنندگان توضیح داده شد که مشارکت­ آنها در تحقیق داوطلبانه و اطلاعات آن­ها کاملا محرمانه خواهد بود.

در پژوهش حاضر، از اعتبار صوری برای طیف متغیر شبکه اجتماعی، تحصیلات والدین و تمایل به بزهکاری و نظر کارشناسان و صاحب­ نظران استفاده شده، زیرا در تحقیقات انجام شده اعتبار این    طیف ها مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین، از آزمون تحلیل عامل جهت اعتبارسنجی طیف الگوهای فراغتی نیز بهره گرفته شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.  کلیۀ سؤالات درقالب طیف لیکرت و سطح یا مقیاس فاصله­ای مطرح و بر همین اساس، نمره­دهی انجام شد. نتایج ضریب آلفای کرونباخ برای طیف الگو­های فراغتی بطور کلی82/0 و برای طیف تمایل به بزهکاری 83/0 به دست آمد. در بین ابعاد الگوی فراغت، طیف فعالیت­های گردشی- تفریحی و اینترنتی دارای بیشترین پایایی (80/0) و استفاده از رسانه داخلی دارای کمترین ضریب پایایی( 42/0) می­باشند. ضریب آلفای کرونباخ طیف شبکه اجتماعی، 84/0 به دست آمد.

یافته­های پژوهش

یافته های توصیفی

به منظور شناخت کلی از ویژگی­های فردی پاسخگویان این پژوهش، نتایج توصیفی نشان می­دهد که میانگین سنی پاسخگویان 15 سال بوده است. بیشتر پاسخگویان (8/35 درصد) 16 ساله بوده اند که 9/88 درصد آنها متولد شهر کرمان و 1/11 درصد متولد سایر شهرها -  6/68 درصد متولد شهرستان های کرمان و 4/31 درصد متولد سایر استان های کشور-  بوده اند. بیشتر پاسخگویان در خانواده چهار نفری زندگی می کنند و بیشترین تعداد اعضای خانواده 9 نفر (تنها یک پاسخگو) و کمترین تعداد اعضای خانواده 2 نفر- دارای فراوانی 8 - بوده است. در پاسخ به سوال از معدل سال گذشته، بیشتر پاسخگویان(6/44 درصد) معدل خود را 19 بیان کرده اند. در مورد سطح تحصیلات پدر و مادر، بیشتر پاسخگویان به ترتیب با 9/37 درصد و 9/38 درصد به سطح دیپلم اشاره داشته اند.

نتایج توزیع درصد فراوانی پاسخگویان بر حسب نمره اکتسابی از متغیرهای مستقل نشان می­دهد که  78 درصد در حد کم از رسانه داخلی و 6/31 درصد در حد متوسط از رسانه خارجی استفاده می کنند. حدود 47 درصد در زمان اوقات فراغت در حد متوسط به فعالیت های گردشی- تفریحی می­پردازند و تنها 6/7 درصد از پاسخگویان در حد زیاد از اینترنت استفاده می کنند. همچنین،  41 درصد از پاسخگویان در سطح متوسط به فعالیت دینی و مذهبی می پردازند، اما فعالیت ورزشی بیشتر پاسخگویان(5/75 درصد) در سطح کم بوده است. نتایج توصیفی متغیر تمایل به بزهکاری و برخی گویه­های آن نیز به این شرح است: تقریباً 50 درصد از پاسخگویان تمایل به بزهکاری در سطح متوسط داشته اند. بیشتر پاسخگویان(1/33 درصد) بیان کرده­اند که خیلی کم به دیگران دروغ گفته اند. 8/10 درصد از پاسخگویان اظهار داشته اند که در امتحانات زیاد تقلب می­کنند. در پاسخ به سوال برداشتن وسایل دیگران،  بیشتر پاسخگویان به گزینه خیلی کم و 8/16 درصد به گزینه حد متوسط اشاره      کرده اند.

6/23 درصد از پاسخگویان، ارتباط خود را با جنس مخالف در حد متوسط بیان کرده اند. همچنین، در پاسخ به سوال آسیب رساندن به وسایل مدرسه برای سرگرمی و بدون دلیل خاصی، 8/17 درصد به حد متوسط و 7/3 درصد به حد زیاد اشاره نموده اند. علاوه بر این، در پاسخ به سوال آسیب رساندن به وسایل مدرسه برای انتقام از مدیر و معلم 6/13 درصد در حد متوسط و 9/2 درصد در حد زیاد جواب داده­اند. 5/21 درصد از پاسخگویان دعوا در مدرسه خود را در حد متوسط اظهار داشته اند، اما بیشتر     ( 8/52 درصد) پاسخ اصلاً را بیان کرده اند.

جهت آزمون فرضیات تحقیق پیش فرض نرمال بودن متغیر اصلی تحقیق با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنف مورد بررسی قرار گرفت. نتایج اجرای این آزمون در جدول 2 نشان می­دهد که آماره(K-S Z) با مقدار به دست آمده 81/0 در سطح کوچک­تر از 01/0 معنی­دار نیست؛ یعنی، مقدار آن بین 96/1+ و 96/1- قرار گرفته و با 99/0 درصد اطمینان می توان گفت توزیع متغیر تمایل به بزهکاری در بین نمونه با توزیع آن در جامعه نرمال است و تفاوت معنی­داری بین فراوانی­های مشاهده شده و فراوانی­های مورد انتظار وجود ندارد. در نتیجه، در پژوهش حاضر برای تحلیل داده­ها، از آزمون­های ناپارامتریک مناسب استفاده گردید.

جدول2: آزمون کولموگروف- اسمیرنف تک نمونه­ای

متغیروابسته

میانگین

انحراف استاندارد

آماره K-S Z

سطح معنی­داری

تمایل به بزهکاری

66/88

61/14

82/0

56/0

 

جدول3: آزمون همبستگی پیرسون متغیرهای مستقل و تمایل به بزهکاری دختران نوجوان

متغیر وابسته

تمایل به بزهکاری

متغیر مستقل

همبستگی پیرسون

Sig

متغیر مستقل

همبستگی پیرسون

Sig

سن

005/0

93/0

ماهواره

35/0

000/0

بعد خانوار

052/0-

35/0

موسیقی مدرن

28/0

000/0

شبکه اجتماعی

132/0-

01/0

رسانه داخلی

07/0

17/0

تحصیلات والدین

13/0-

02/0

فعالیت ورزشی

17/0

001/0

فراغت اینترنتی

41/0

000/0

فراغت هنری

05/0

36/0

فراغت گردشی-

35/0

000/0

فراغت علمی

013/0

8/0

فراغت دینی

18/0-

001/0

 

 

با توجه به مندرجات جدول 3 مشاهده می­شود که برای بررسی ارتباط متغیرهای مستقل با تمایل به بزهکاری از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج این آزمون گویای آن است که تمامی روابط به جز روابط متغیرهای مستقل سن، بعد خانوار، استفاده از رسانه داخلی، فراغت علمی و هنری با تمایل به بزهکاری به لحاظ آماری معنی­دار بوده است. جهت رابطه شبکه اجتماعی، تحصیلات والدین، فراغت دینی و تمایل به بزهکاری منفی بوده است، در حالی­که جهت سایر روابط مثبت است.  گفتنی است که بیشترین ضریب همبستگی مربوط به الگوی فراغت اینترنتی می­باشد. ضریب همبستگی مثبت رابطه­ الگو­های فراغتی اینترنتی، استفاده از ماهواره و موسیقی مدرن، فراغت گردشی- تفریحی و فعالیت ورزشی با متغیر وابسته، به این معناست که افزایش این الگو­های فراغتی، موجب افزایش تمایل به بزهکاری دانش­آموزان دختر نوجوان می­ شود، اما در مورد متغیر الگو فراغت دینی، شبکه اجتماعی و تحصیلات والدین رابطه برعکس است و با افزایش این متغیرها در بین پاسخگویان، نمره­ تمایل به بزهکاری دختران نوجوان کاهش می یابد.

جدول4:تبیین جامعه شناختی عوامل موثر برتمایل­ به ­بزهکاری دختران نوجوان براساسنتایجتحلیلرگرسیونچندمتغیره گام به گام

مرحله

متغیروارد شده

R

R2

B

Beta

T

سطح معنی­داری

اول

فراغت اینترنتی

397/0

158/0

86/1

38/0

39/7

000/0

دوم

استفاده از ماهواره

466/0

217/0

439/0

26/0

68/4

000/0

سوم

فراغت گردشی- تفریحی

480/0

231/0

346/0

15/0

28/2

023/0

 

هدف این قسمت، یافتن میزان و سهم اثر متغیرهای مستقل در تبیین میزان تمایل به بزهکاری دختران نوجوان شهر کرمان می­باشد. روش مورد استفاده در اینجا روش گام به گام[9] می باشد که طی آن متغیرها برحسب بیشترین تأثیری که در تعیین متغیر وابسته دارند وارد معادله می­گردند. بر اساس نتایج حاصل از جدول 4 در طی مراحل مختلف تحلیل رگرسیون، 3 مدل شناسایی شد. به طور خلاصه نتایج مربوط به تحلیل رگرسیون نشان می­دهد که 23 درصد از تغییرات تمایل به بزهکاری دختران نوجوان توسط سه متغیر فراغت اینترنتی، استفاده از ماهواره و فراغت گردشی- تفریحی تبیین می­شود؛ چنان که مشاهده  می­شود در این مدل ابتدا متغیر فراغت اینترنتی، سپس متغیر استفاده از ماهواره و فراغت گردشی- تفریحی وارد شده است و متغیرهای شبکه اجتماعی، تحصیلات والدین، فعالیت ورزشی، فراغت دینی و استفاده از موسیقی مدرن از معادله حذف شدند.  متغیر فراغت اینترنتی در دختران نوجوان دارای بیشترین ضریب بتا با تمایل به بزهکاری می­باشد. کلیۀ ضرایب بتا در این جدول مثبت است؛ یعنی، با افزایش نمرة فرد در هریک از این متغیرها، نمرة تمایل به بزهکاری افزایش می­یابد. بنابراین می­توان نتیجه گرفت هر چه میزان استفاده از اینترنت، استفاده از ماهواره و فراغت گردشی- تفریحی در زمان فراغت بیشتر شود، میزان تمایل به بزهکاری دختران نوجوان نیز افزایش می­یابد.

جدول 5 نتایج آزمون تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام برای سنجش رابطه غیر مستقیم بین متغیرهای زمینه ای( سن و بعد خانوار) و متغیرهای مستقل اصلی( شبکه اجتماعی، تحصیلات والدین و الگوهای فراغتی) با متغیر وابسته را نشان می­دهد. بر اساس نتایج این آزمون، متغیرهای شبکه اجتماعی و تحصیلات والدین به عنوان عوامل تعیین کننده بر متغیرهای واسطه­ای فراغت اینترنتی، استفاده از ماهواره، فراغت تفریحی- گردشی وارد معادله شدند و متغیرهای سن و بعد خانوار از مدل تحقیق حذف گردیدند.

جدول 5: محاسبه رگرسیون چند متغیره با روش گام به گام برای بررسی تاثیر متغیرهای مستقل بر متغیرهای    واسطه­ای

سطح معناداری

میزان تی

خطای استاندارد

Beta

B

2R

متغیر مستقل

متغیر واسطه­ای

000/0

27/5

003/0

29/0

016/0

08/0

شبکه اجتماعی

فراغت اینترنتی

000/0

52/3

013/0

19/0

046/0

012/0

تحصیلات والدین

001/0

48/3

004/0

19/0

012/0

04/0

شبکه اجتماعی

استفاده از ماهواره

037/0

09/2

016/0

12/0

032/0

05/0

تحصیلات والدین

000/0

03/6

004/0

32/0

023/0

11/0

شبکه اجتماعی

فراغت تفریحی-گردشی

017/0

41/2

017/0

13/0

04/0

12/0

تحصیلات والدین

مدل تجربی پژوهش، یک مدل علی از نوع تحلیل مسیر است. برای رسم مدل مسیر از ضرایب بتای متغیرهایی استفاده شده است که مقدار T آنها در سطح معنی داری قرار دارد. ضریب بتا در این مدل، نماینده شدت رابطه بین دو متغیر با ثابت نگه­داشتن اثر متغیرهای دیگر موجود در مدل است. در ضمن فلش­های اضافی که از بیرون به متغیرها هدایت شده­اند، به مقداری از واریانس توضیح داده نشده برای هر متغیر برمی­گردد که کنترل آنها از توان ما خارج بوده است.

با توجه به مدل مسیر می­توان گفت در میان متغیرهای گنجانده شده در مدل، بیشترین تاثیر مستقیم و کل بر تمایل به بزهکاری به ترتیب توسط متغیر فراغت اینترنتی و استفاده از ماهواره مشخص شده است. وزن بتا در مرحله ورود مستقیم و تأثیر کل برای متغیر فراغت اینترنتی برابر(38/0 Beta= ) و برای متغیر استفاده از ماهواره (26/0 Beta= ) بوده است که بیشترین درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می­کنند. از متغیرهایی که بصورت غیر مستقیم بیشترین تاثیر بر تمایل به بزهکاری داشته­اند، شبکه اجتماعی(22/0Beta= ) می­باشد.

جدول6: ضریب مسیر متغیرهای مدل

نام متغیر

شبکه اجتماعی

تحصیلات والدین

فراغت اینترنتی

استفاده از ماهواره

فراغت گردشی- تفریحی

تاثیر مستقیم

----

----

38/0

26/0

15/0

تاثیر غیر مستقیم

22/0

12/0

----

----

----

تاثیر کل

22/0

12/0

38/0

26/0

15/0

 

نمودار2:مدل تحلیل مسیر

بحث و نتیجه­گیری

یافته­های تحقیق نشان می­دهد که گذران اوقات فراغت دختران نوجوان در الگو­های گوناگون با کاستی روبه­روست. به طور کلی، مشارکت و فعالیت آنها در الگو­های فراغتی پایین و قابل توجه است. این مسئله در مورد دختران نوجوان و جوان با توجه به این نکته که غالب فضاهای فراغتی مانند مراکز ورزشی و تفریحی تحت نظارت مردان قرار دارد، برجستگی بیشتری به خود می­گیرد. علاوه بر این، دختران برای دسترسی به وسایل حمل و نقل نیز با محدودیت و مشکل روبه­رو هستند. محدودیت­های فضایی- زمانی نیز دامنه­ گزینش فعالیت­های فراغتی دختران را بسیار محدود می­کند که به این عوامل، عامل مادی را هم باید افزود، چرا که بسیاری از دختران معمولا به دلیل درآمد مصرفی به مردان خانواده وابسته­اند(گرین[10]، 1990: 136).

نتایج توزیع فراوانی الگو­های فراغتی حاکی از آن است که تمایل دختران جوان به استفاده از اینترنت و رسانه­های خارجی نظیر فیلم، ماهواره، موسیقی مدرن و... در حال افزایش است. در مقابل، توجه به رسانه داخلی و ورزش در بین آنها کاهش چشمگیری را نشان می­دهد. با توجه به باورهای رایج ناشی از جهانی شدن فرهنگی تمایل دختران به تناسب اندام، لاغری از طریق رژیم­های غذایی افزایش و استفاده از ورزش­های تیمی و حتی انفرادی به خصوص با نبود انگیزه­های موفقیت­ ورزشی، رو به کاهش است. همچنین نتایج حاکی از آن است که فراغت دینی و گردشی- تفریحی در بین دختران نوجوان با اقبالی در حد متوسط رو به رو ست.

نتایج توصیفی متغیر وابسته نیز نشان می­دهد که تقریبا نیمی از دختران نوجوان تمایل به بزهکاری داشتند و به ترتیب مرتکب برقراری رابطه با جنس مخالف، دروغ، تقلب، برداشتن وسایل دیگران، آسیب رساندن به وسایل مدرسه و عمومی و دعوا در مدرسه می شوند. یافته­های استنباطی این پژوهش نشان داد که تحصیلات والدین با گرایش نوجوانان دختر به رفتارهای بزهکارانه رابطه منفی دارد. نوجوانان دختری که والدین آنها از تحصیلات بیشتری برخوردارند، تمایل کمتری به بزهکاری نشان دادند. در واقع، همان گونه که بوردیو(1978) استدلال می­کند نحوه گذران اوقات فراغت به عنوان یک مولفه سبک زندگی بر اساس میزان سرمایه فرهنگی که فرد در اختیار دارد، تعیین می­شود. سرمایه فرهنگی و سبک فراغتی انتخاب شده، به عنوان منبع تفسیر و رفتار فرد عمل می­کنند و جزو عوامل شکل­گیری رفتارهای بزهکارانه در نوجوانان دختر به شمار می آیند. نتیجه آزمون این فرضیه با نتایج تحقیقات احمدی(1388) و پوریوسفی(1388) همسوست.

این پژوهش مطابق با نظریه کنترل اجتماعی هیرشی و یافته­های محققان علمی مک­لین(2005)، ساوینا(2008)، افروز(1370)، خواجه نوری(1389)، احمدی(1388) و تنهایی و عباسی(1387) نشان می­دهد که استفاده از الگوهای فراغتی با گرایش نوجوانان دختر به رفتارهای بزهکارانه رابطه دارد. میزان مشغول بودن فرد به فعالیت‌های فراغتی گوناگون باعث می‌شود که فرد برای کار خلاف وقت نداشته باشد، اما همان طور که هیرشی بیان می­کند الگو­های فراغتی گوناگون، ویژگی­های متفاوتی در زمینه ایجاد وابستگی، مشارکت، تعهد و اعتقاد دارند. بنابراین تأثیر متفاوتی نیز بر رفتارهای دختران نوجوان می­گذارند. به عنوان مثال، فراغت اینترنتی، گردشی- تفریحی و استفاده از رسانه خارجی بیشترین تاثیر مثبت را بر تمایل به بزهکاری دختران نوجوان می­گذارد، زیرا بر طبق نظریه هیرشی، این الگو­ها فاقد چهار عنصر نظریه پیوند اجتماعی(وابستگی، مشارکت، تعهد و اعتقاد) می­باشند. گوش دادن به     موسیقی های مبتذل و بدون پیام­های معنادار، نمایش تصاویر خشونت آمیز و صحنه های قبیح و نامتعارف از رسانه­های خارجی­، شبکه های ماهواره و اینترنت و آشنایی با بعضی ترفندهای مجرمانه که در فیلم ها به تصویر کشیده می شوند، بازی های رایانه ای مهیج و محرک و ارتباط مجازی از طریق اینترنت، در نوع خود تاثیر منفی بر استفاده کنندگان، به ویژه قشر کم سن و سال و دختران جوان        می گذارد  و گرایش آنها به ارتکاب اعمال ناهنجار را افزایش می دهد.

همچنین، رابطه مثبت بین فراغت ورزشی با تمایل به بزهکاری دختران نوجوان با نتیجه تحقیق علیوردی­نیا و کلی همخوانی دارد که تأیید این رابطه، گواهی بر تحریف و بی­محتوا شدن عرصه­های گوناگون زندگی حتی ورزش است. کلاس­های ورزشی موجود فاقد توانایی لازم جهت ایجاد وابستگی، مشارکت دهی دختران نوجوان، درگیرکردن آنها در فعالیت­ها و اهداف مقبول جامعه و نشاط و سرزندگی هستند. از این رو، با توجه به روند جهانی شدن، ورزش­های جدید انفرادی- نظیر آیروبیک، یوگا و ورزش در منزل با دستگاه­های ورزشی و...-  به وجود آمده که نه تنها ارتباط آنها را با دیگران افزایش نمی دهد، بلکه باورها و تعهدات­شان را نیز دستخوش تغییر می­سازد.

در این پژوهش، دختران نوجوان که فراغت ­دینی داشتند، گرایشات بزهکارانه کمتری بروز می دادند. همچنین،  بین فراغت علمی، هنری و استفاده از رسانه داخلی با تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه وجود نداشت. درگیرشدن در فعالیت‌های دینی، فرهنگی، علمی و استفاده از رسانه داخلی قاعدتا مشارکت آنها را در فعالیت­های متعارف افزایش می دهد و فرصت لازم برای انجام بزهکاری را از بین می‌برد. از طرف دیگر، دخترانی که از این الگو­ها استفاده می­کنند، با باورهای به­هنجار و شایسته جلا   می­یابند و به نسبت دخترانی که از رسانه خارجی استفاده می­کنند، تعهد بیشتری نسبت به اهداف جامعه دارند. بنابراین، الگو­های فراغتی که پیوندهای اجتماعی را بین جوانان با اعضای خانواده، گروه همسالان سالم و جامعه، وابستگی و تعهد نوجوانان را به الگوهای مثبت و اهداف مقبول و متعارف جامعه و مشارکت روزمره دختران نوجوان را افزایش دهد، تمایلات بزهکارانه را در آنها تضعیف می­نماید.

نتایج تحقیق، رابطه منفی بین شبکه اجتماعی با متغیر وابسته تمایل به بزهکاری را تأیید نمود که با تحقیقات تجربی پوریوسفی و همکاران(1388)، صادقی فر(1389) و زاهد و الماسی(1386) همسوست. در عصر کنونی، گسترش شهرنشینی و تحرک جغرافیایی مانع شکل­گیری شبکه­های اجتماعی قوی و مستحکم در بین افراد شده است. روابط اجتماعی غیر رسمی در زندگی شهری تغییر کرده است. روابط غیر رسمی و شبکه اجتماعی فرد در مقایسه با گذشته، ویژگی­ها و برخی کارکردهای خود را از دست داده است و از طرف دیگر، شبکه های اجتماعی مجازی و منابع دیگری بوجود آمده­اند که نقش آنها را بر عهده گرفته اند. جوان امروزی در چنین شرایط و وضعیتی برای پر کردن وقت آزاد و خلأ شبکه اجتماعی خود به سمت گزینه ها و منابع دیگری سوق داده می­شود و بر اساس سرمایه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی که در اختیار دارد الگوهای فراغتی مختلفی را بر می­گزیند، اما کیفیت و اهمیت الگوهای فراغتی در رشد و پرورش ارزش­های اخلاقی و هنجاری افراد نادیده گرفته شده است.

در واقع، تغییرات اجتماعی و ورود سریع اطلاعات به جوامع جهان سوم به طور مرتب نیازها و   خواسته های جوانان و نوجوانان را تغییر می­دهد. یکی از این تغییرات اجتماعی، تغییر بعد کمی و کیفی شبکه­های اجتماعی است. شبکه اجتماعی، عامل ایجاد پیوندهای اجتماعی نوجوانان هستند و با پیوند نوجوان به ارزش­ها و هنجارهای جامعه از مشارکت، تعلق، اعتقاد و تعهد نوجوان به ارزش­ها و هنجارهای غیر اخلاقی و رفتارهای نابهنجارنه جلوگیری می­کند. در گذشته، این شبکه های اجتماعی مسئولیت پر کردن اوقات فراغت و انتقال ارزش­ها و هنجارهای اخلاقی بر عهده داشتند، اما امروزه با کاهش ابعاد کمی و کیفی شبکه اجتماعی و گسترش فراغت، این امر مهم را نهاد فراغت برای جامعه انجام می­دهد. در نتیجه، نهاد فراغت به عنوان یک نیروی کمکی می تواند در ایجاد چهار بعد مشارکت، وابستگی، تعهد و اعتقاد به ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی هر جامعه در نوجوانان دختر تأثیرگذار باشد. بنابراین، فقط پر کردن اوقات فراغت جوانان بدون توجه به کیفیت و جنبه­های مخرب فعالیت­های فراغتی می تواند آسیب­زا باشد. همچنین، رشد سریع فناوری های نوین ارتباطی پیام آور این است که فراغت مجازی به الگوی غالب فراغتی در نسل جدید و آینده تبدیل می­شود، زیرا به نظر می­رسد در عصر حاضر نیاز وسیعی در نوجوانان و جوانان به پر کردن اوقات فراغت وجود دارد، اما در دسترس ترین و آسان ترین وسیله برای پر کردن اوقات فراغت همین فناوری های ارتباطی نوین است که منبعی برای پر کردن خلأ شبکه اجتماعی و نبود فراغت های جالب و در دسترس هستند. بنابراین، در     فراغت های نوین و کلاس­های تفریحی جدیدی که برگزار می­شود باید به کیفیت و جنبه­های سالم و ناسالم آنها توجه بیشتری شود.

واقعیت انکارناپذیراین است که با افزایش اوقات فراغت برنامه ریزی نشده و تعطیلات غیرهدفمند، آسیب های اجتماعی در جامعه افزایش می­یابد. این موضوع ، بیانگر اهمیت پرداختن به برنامه ریزی برای افزایش بهره­وری اوقات فراغت به ویژه برای نسل جوان و دختران است. لذا با توجه به نتایج این پژوهش، ضروری است عناصر وابستگی، مشارکت، تعهد و اعتقاد در برنامه­ریزی الگو­های فراغتی مورد توجه قرار گیرد تا ضمن جلوگیری از هدر رفتن اوقات فراغت، بر باروری آن و از این راه بر غنای علمی و فرهنگی جامعه افزوده گردد.

پیشنهادها

با توجه به آنچه گفته شد، پیشنهاد می­شود:

-        ساخت برنامه های متنوع و مطابق با علائق و خواسته های گروه نوجوانان دختر در دستور کار صدا و سیما قرار گیرد.

-        کتاب های علمی و مفید برای گروه نوجوانان تهیه، شناسایی و معرفی شود.

-        کلاس­ها و کتاب­های کاربردی که به رفع مسائل ویژه گروه مدنظر کمک می­کند فراهم شود.

-        موسیقی های مناسب روحیه و علائق دختران نوجوان ساخته و در اکران عمومی معرفی شود.

-        برنامه­های فرهنگی با شور و هیجان برای این گروه سنی و جنسی تدارک دیده شود.

-        اوقات فراغت مطابق با ویژگی­ جامعه امروزی باشد و دسترسی به آنها برای همه اقشار و گروه های سنی به ویژه برای دختران نوجوان طبقات پایین­تر فراهم شود.

-        ایجاد یک گروه متخصص و ایده پرداز که همواره در مورد ارائه برنامه های فراغتی جدید و جذابی که نیاز به بودجه زیادی ندارند و در دسترس باشند، فعالیت کنند.

-        شرکت های تولیدی در زمینه هنرهای تجسمی، صنایع دستی و غیره با رویکرد اقتصاد- محور ایجاد شود تا بتواند از توانایی ها و استعداد این افراد بهره گیری شود.

-        کلاس­های ورزشی با علاقه و توجه بیشتر تشکیل شوند و بر فعالیت های گروهی تأکید بیشتری شود.

-        افراد به فراغت­های خانوادگی ترغیب گردند و امکاناتی ویژه برای این نوع از فراغت در نظر گرفته شود.

 

  • منابع

    • احمدی، حبیب و میترا ابراهیمی(1391)"بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با نگرش دختران به رفتارهای بزهکارانه مطالعه موردی شهر گرگان". فصلنامه تخصصی حقوق. شماره 9، صص 50-26.
    • احمدی، حبیب، بیژن خواجه نوری و سید مجید موسوی(1388) " عوامل مرتبط با بزهکاری دانش­آموزان نوجوان". رفاه اجتماعی. شماره 33، صص122-105.
    • اردکانیان، عباس(1386) "اهمیت آموزش اوقات فراغت در ارتقای سلامت جامعه". برگ فرهنگ. شماره24، صص188-176.
    • افروز، غلامعلی(1370) هنگامههایفراغتزمینهسازبهداشتروانی.  تهران: انتشارات آموزش و پرورش.
    • باستانی، سوسن و مریم صالحی هیکویی(1386 ) "سرمایۀاجتماعیشبکهوجنسیت،بررسی      ویژگی هایساختی،تعاملیو کارکردیشبکۀاجتماعیزنانومرداندرتهران". نامه علوم اجتماعی. شماره 30: 87-63.
    • پور یوسفی، حمید؛ طایفه، اشرف و آقا پور، فرکوش (1388) "بررسیجامعهشناختیعواملموثربرالگوپذیریرفتاراجتماعیدختران".پژوهش نامه علوم اجتماعی.  سال سوم، شماره اول، صص190-160.
    • تنهایی، ابوالحسن و عباسی اسفجیر، علی اصغر (1387)" بررسی تأثیر اشتغال در فعالیت های روزمره بزهکارانه".  جامعه­شناسی. شماره 12،صص28-9.
    • جربانی، حمید(1389) "بررسی آمار جرایم زنان ایران". مجله حقوق دادگستری. شماره 72، صص 117-91.
    • خواجه نوری، بیژن و هاشمی­نیا، فاطمه (1389)"رابطه اوقات فراغت و بزهکاری دانش­آموزان نوجوان شهر شیراز". مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد. سال هفتم، شماره اول، صص5-31.
    • ردادی، محسن(1387) "سرمایه اجتماعی و امنیت اجتماعی". راهبرد یاس. شماره 16.
    • رفعت جاه، مریم(1387)" بررسیالگوهایفراغتیدانشجویانخوابگاهی در دانشگاهتهران".  دانشگاه تهران، معاونت پژوهشی دانشکده علوم اجتماعی.
    • رفعت­جاه، مریم؛ رشوند، مرجان و شهیدی زندی، مریم (1389)"تبیین جامعه­شناسی فعالیت­های فراغتی دختران جوان با تأکید بر عوامل آسیب­شناختی آن". مطالعات راهبردی زنان. سال سیزدهم، شماره 5، صص 80-29.
    • زاهد زاهدانی، سید سعید و الماسی، مسعود (1386) "بررسی تطبیقی عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش به رفتار بزهکارانه در میان حاشیه­نشینان و غیر حاشیه­نشینان". فصلنامه دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر. سال دوم، شماره سوم، صص74-25.
    • سازمان ملی جوانان(1384) بررسیوضعیتفراغتجوانان. تهران: اهل قلم
    • سلگی، محمد و صادق پور،  بهرام و همکاران(1382) " بررسیوضعیتاوقاتفراغت جوانان، پژوهشوتحقیق  سازمانملیجوانان،گزارشملیجوانان".تهران: اهل قلم
    • صادقی فر، مهدی(1389) "عواملاجتماعیمؤثربرگرایشنوجوانانوجوانانپسربهبزهکاریو راهکارهایپیشگیریازآن".  فصلنامه علمی – ترویجی مطالعات پیشگیری از جرم. سال پنجم، شماره شانزدهم، صص116-86.
    • علیوردی­نیا، اکبر و آرمان­مهر، وجیهه (1387) "فعالیت­های ورزشی و بزهکاری:آزمون تجربی نظریه پیوند اجتماعی هیرشی". نشریه علوم حرکتی و ورزش. سال ششم، جلد دوم، شماره 12، صص141-133.
    • فرجاد، محمدحسین(1375) آسیب شناسی اجتماعی، خانواده و طلاق. تهران: انتشارات منصوری
    • فرهمند، مریم (1387) "دختران و کاربرد اینترنت". مطالعات راهبردی زنان. شماره 41،صص169-137.
    • کاظمی، عباس(1387) "بررسیالگوهایفراغتیدرمیاندانشجویانکشوروعواملهمبستهآن". پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی،تهران.
    • کوهستانی، حسینعلی و خلیل زاده، علی اصغر (1387) پژوهشیدراوقاتفراغتوراه­هایبهره­وریازآن.مشهد: تیهو
    • لس هی وود و دیگران(1380)  اوقاتفراغت. محمد احسانی. تهران: نشر امید دانش
    • مشکانی، محمدرضا و مشکانی، زهرا السادات (1381) "سنجش تاثیر عوامل درونی و بیرونی خانواده بر بزهکاری نوجوانان".مجله جامعه­شناسی ایران. دوره چهارم ، شماره ۲، صص25-3.
    • معاونت آموزش دفتر کاهش آسیب های اجتماعی (1390) اوقاتفراغتجوانان،آسیبهایاجتماعیو راهکارهایکاهشآسیبهایاجتماعیناشیازآن. سازمان آموزش فنی و حرفه­ای کشور، وزارت کار و امور اجتماعی. 
    • مهدوی، سید محمدصادق و تمیز، رقیه (1387)"کج­رفتاری و اوقات فراغت". پژوهش­نامه علوم اجتماعی. دوره دوم، شماره اول، صص24-6.
    • هاشمی، سید ضیاء(1389)"الگو­های فراغتی دانشجویان شهر تهران". نامه علوم اجتماعی. شماره 33، 114-95.
      • Agnew,R.(1991)"The interactive effects of peer variables on delinquency". American Journal of Criminology.Vol.29, No.1, Pp:47-72.
      • Bourdieu, P. (1978) "Sport and Social Class, in Social Science Information". Conceptuelle et méthodologique”. Loisir et Société, 9 (2),:239-256.
      • Cohen, S. (2004) "Social Retationship and Health". American Psychologyist. 59: 676-684.
      • Green, E. & S. Hebron, & D. Woodward ) 1990(Women’s Leisure, what leisure. London, Macmillan.
      • Kelley,M., K.J. Sokol, J.H. Broddock & F.L. Bassinger(2004) Control theory,sport and patterns in delinquency for youth. New York: Edwin Mellen Press.
      • Mclean, Daniel D., Amy, R., Hurd and Nancy Brattain, Rogers(2005) Kraus’ Recreation and Leisure in Modern Society. London: Jones and Bartlett Publishers
      • National Report Series N/A.( 1999) "Leisure time". Juvenile Justice Bulletin. P:23.
      • Pichly, Andre (2002) "Individuals can benefit physically, mentality, emotionaly, spiritually and socially from a comprehensive leisure education program implemented in the schools during childhood".
      • Robinson, J. P. & G. Godbey (1999) Time for Life: The Surprising Ways Americans Use Their Time. University Park, PA, Pennsylvania StateUniversity Press.
      • Savina. N. N. (2008) Leisure time and deviances. Russia Education Society.Stated a Finish Adoloescent’s Perceptioms of Social Support: A Cross Cultural Analysis”. International School of Psychology. 29 (3): 363-375

    ·     Piers, B. & James W. Messerschmidt(2005) "Criminology: ASociological Approach" .Oxford University