شناسایی عوامل ازدواج موفق: یک پژوهش کیفی ، مطالعه نظریه داده بنیاد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مشاوره، گروه مشاوره، پردیس علوم و تحقیقات خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

2 دانشیار، گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شهید چمران اهوار، اهواز، ایران(نویسنده مسئول)

3 استادیار،گروه مشاوره، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

چکیده

ازدواج سالم و موفق، نقشی بنیادین در تشکیل خانواده سالم ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل ازدواج موفق است. این پژوهش با شیوه کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوج های ساکن شهر یاسوج بود که دارای حداقل 5 سال سابقه زندگی مشترک بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، آزمودنی ها انتخاب شدند و تا رسیدن به اشباع نظری، درنهایت 26نفر(13زوج) دارای ازدواج موفق مورد مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته قرار گرفتند و پاسخ ها با استفاده از روش مقایسه ای مداوم استراوس وکوربین تحلیل شد.
یافته های پژوهش نشان داد که عوامل ازدواج موفق طیف گسترده ای را در برمی گیرد. عوامل شناسایی شده عبارت بودند از: عوامل فردی، عوامل مربوط به رابطه زوجی، عوامل مربوط به خانواده اصلی زوجین، عوامل فرهنگی– اجتماعی و عوامل والدینی. هریک از عوامل به دست آمده، مقوله های مختلفی را در بر می گیرد. درک و شناسایی عوامل مؤثر بر ازدواج های موفق در زوج های موفق می تواند به عنوان الگو و مسیری برای زوج ها قلمداد شود و برای روانشناسان و مشاوران ازدواج مثمر ثمر واقع گردد وسرانجام به سلامت جامعه کمک کند.

کلیدواژه‌ها


شناسایی عوامل ازدواج موفق: یک پزوهش کیفی، مطالعه نظریه داده بنیاد

علی درخش[1], [2]

خالد اصلانی[3] *

امین کرایی [4]

 

مقدمه

ازدواج[5] یک نهاد اجتماعی است که در آن، یک مرد و زن از طریق تعهدی قانونی، مذهبی و اخلاقی تصمیم می گیرند به عنوان زن و شوهر باهم زندگی کنند. ازدواج نقش مهمی درعملکرد جامعه از طریق فراهم آوردن بستری برای ارضای نیازهای عاطفی، اقتصادی و روانی اعضای آن دارد(دیکسون[6]،76:2013).

 مرحله تشکیل خانواده وازدواج اولین و مهمترین مرحله در سیکل زندگی خانوادگی می باشد و در آن انتخاب همسر صورت می گیرد و موفقیت در دیگر مراحل زندگی به موفقیت در این مرحله بستگی دارد(کارو، فریدمن، کورتمن، اسکوارز[7] ،2003: 76 ).

ازدواج مهم ترین پیوندی است که بین دوفرد رخ می دهد. این پیوند، سرآغاز شکل گیری یک کانون حمایتی و عاطفی در زندگی انسان ها بوده که با تربیت نسَل های بعدی و بقای زندگی بشر در ارتباط است(مایرز وتینگل[8] ، 2005:183). ازدواج، یک نهاد چالش بر انگیز است. علیرغم اینکه اکثر ازدواج ها شروع خوبی دارند اما، در نهایت زوج ها از رابطه ی خود راضی نیستند. به نظر می رسد که شادی، ثبات و رضایت از ازدواج بستگی به خود زوجین دارد(ماناپ ،چی کاسیم، هسنی، ایدریس وغزالی[9]، 112:2013).

درکشور ما ازدواج به عنوان بنیان خانواده، عبارت است از یک رابطه قانونی، عرفی و یا دینی که یک مرد را با یک زن به طور دایم یا موقت پیوند می دهد. این پیوند هرچقدر استحکام بیشتری داشته باشد سلامت جامعه رابیشتر تامین می کند.(ساروخانی، 1386). هیچ فردی دراین دنیا وجود ندارد مگر اینکه اورا متعلق به یک خانواده بدانیم. ازآنجا که ازدواج را مبنای تشکیل خانواده می دانیم پس هر فردی نتیجه یک ازدواج است که می توان آنرا موفق یا ناموفق نامید.(سگرین وفلوریا [10]،123:2005). کیفیت رابطه ی زوج ها، زیر بنایی راشکل می دهد که کارکرد آتی کل خانواده وسلامت جسمانی وروانی اعضاء روی آن بنا می شود بنابر این مهمترین ملاک تعیین کننده خانواده سالم رضایت زوج از ازدواج است(گریف وملهرب [11]، 248:2001). روابط زن وشوهری پایدار ورضایتبخش، ویژگی های مثبت بسیاری نظیر سلامت روانی، سلامت جسمانی ورشد را برای اعضای خانواده فراهم می آورد. این روابط زن وشوهری محیطی مساعد را برای کودکان فراهم می آورد وهمچنین رشد وسلامت اعضای خانواده را ارتقاء می بخشد.میخالیت سیانوف[12](2014، به نقل از حاتمی ورزنه وهمکاران ،1395).

مفهوم ازدواج موفق[13]، معمولاً با سازگاری و رضایت زناشویی باهم به کار می روند. ازدواجی را می توان موفق نامید که در آن رضایت زناشویی زوجین بالا بوده و از سازگاری و تفاهم برخوردارباشند(برادباری وات ال[14]، 2000).رضایتمندی زن و شوهری، مفهومی است که اغلب برای اشاره به کیفیت، شادکامی و یا این واقعیت به کار می رود که نیازهای اساسی بین زوجین در ازدواجشان برآورده می شود. اگرچه مطالعات بسیاری در ارتباط با ازدواج انجام شده، کمتر پژوهشی دربارۀ ازدواجهای موفق و پایدار تمرکز کرده است و بیشتر پژوهشگران برعوامل ازهم پاشیدن ازدواجها متمرکز شده اند(نیمتز ،2011). نتایج پژوهشهاومطالعات نشان می دهد که افراد با رضامندی زناشویی بالا و روابط صمیمانه در سنجش با کسانی که زندگی زناشویی ناسازگارانه ای دارند، بیشتر عمر می کنند(کپلر[15]، 2015، به نقل از کرایی،130:1395).از سلامت بدنی بالاتری برخوردارند(اسلاچر و شوبی[16]، 2017، به نقل از کرایی،130:1395) و برای فرزندانشان پدر و مادر بهتری هستند(گریچ و فینچام[17]،1990به نقل از کرایی ،131:1395).گاتمن و لونسون[18](2002) که 20 سال زندگی زوجها را مورد بررسی قرارداده بودند، عامل اصلی موفقیت یا شکست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل تعارضات می دانند. مطالعات متعدد ویژگی های متفاوتی را به عنوان مولفه های مرتبط با رضایتمندی زناشویی مطرح کرده اند. مطالعه کیفی اینگرام[19](2010)روی زوجهای موفق آمریکایی که حداقل 15 سال از ازدواج آنها می گذشت، نشان داد این زوجها در فرایند زندگی انعطاف پذیرند، به هویت فردی و زوجی خود اهمیت می دهند، به تفاوت و شباهتهای یکدیگر توجه دارند، روابط جنسی رضایت بخشی دارند، به مدیریت مسائل مالی و حل تعارض اهمیت می دهند و ارزشهای همخوانی دارند. همچنین لهرر[20](2006) معتقد است، پایبندی به ارزش های مذهبی، رعایت اصول  اخلاقی و کسب فضیلت های انسانی می تواند رضایت زناشویی را افزایش داده و احتمال طلاق را به طور چشم گیر، کاهش دهد.

    در پژوهش باچاند و کارون[21](23:2001) در مورد 15زوج با ازدواج پایدار، عوامل زیر شناسایی شده است که به نظر زوجین، عوامل کمک کننده به دیرپایی و رضایتمندی در ازدواج بود: دوستی و عشق، احترام و احساس قدردانی، اعتماد و وفاداری، ارتباط خوب، ارتباط جنسی خوب، ارزشهای مشترک، همکاری و حمایت متقابل، لذت بردن از زمان مشترک، توانایی انعطاف پذیری هنگام رویارویی با تغییر  و حسی از معنویت، باور به نهاد ازدواج و فرض بقا ازدواجهای پایدار را توصیف می کند. . بروکز[22](2006) در پژوهش خود به بررسی عوامل کمک کننده به رضایت وتاب آوری در ازدواج های پایدار آفریقایی آمریکایی پرداخت. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل زیر در ازدواج های موفق نقش داشتند: تعهد، اعتماد، تشابه مذهب، ارتباطات، گذراندن زمان بایکدیگر، عشق وتعلق خاطر، درک همدیگر، لذت جنسی. فنل[23](446:1993) نیز نشان داد ده مؤلفه تأثیرگذار بر پایداری ازدواجهای موفق عبارت اند از: تعهد به روابط زناشویی در طول زندگی، وفادار ماندن به همسر، ارزشهای اخلاقی محکم، احترام به همسر، وفاداری و تعهد جنسی، والد خوب بودن، داشتن ارزشهای مذهبی، حمایت و لذت دوطرفه، هماهنگی و همدمی با همسر، توانایی عفو و گذشت و مورد گذشت واقع شدن. کرایی و همکاران(1395) در پژوهشی کمی عواملی نظیر شیوه ارتباط، حل تعارض مناسب، حمایت، توجه، احترام، قدردانی از یکدیگر، ویژگیهای شخصیتی، مسئولیت پذیری، صمیمیت و کیفیت رابطه جنسی، کیفیت زندگی مشترک، گذراندن وقت و تفریحات، همخوانی زوجین، انعطاف پذیر بودن، تعهد و وفاداری، داشتن ارزشها، فرهنگ و تجارب معنوی مشترک و مسائل مالی و شغلی را در ازدواجهای پایدار رضایتمند مؤثر دانسته اند.

 با توجه به اهمیت روزافزون پدیده ازدواج و نقش آن در سلامت و پویایی نسل آینده و همچنین گستردگی و تنوع در معیارهای انتخاب همسر، به نظر می رسد، دراین حوزه کمبودهای پژوهشی زیادی وجود داشته و انجام تحقیقات نظام دار و قابل اطمینان، بیش از پیش لازم است. بیشتر پژوهش های انجام شده در حوزه خانواده و ازدواج، به بررسی دلایل شکست، ناکامی و زمینه های شکل گیری نارضایتی و طلاق محدود شده اند(محسن زاده،2042:2010). در حالی که، تعیین معیارها و شاخصه های موفقیت در ازدواج کمتر مورد توجه بوده است. از طرفی، پژوهش های صورت گرفته در حوزه ازدواج سالم، اغلب در ساختار فرهنگی و اجتماعی متفاوت از فرهنگ ایران صورت گرفته است(اولسون،2000به نقل از صاحبدل،34:1394). پژوهش های داخل نیز اغلب، به بررسی مسائلی از قبیل، سازگاری زناشویی و رضایت زناشویی پرداخته اند، درحالیکه ازدواج موفق، مفهومی فراتر از سازگاری و رضایت زناشویی است، همچنین، این پژوهش ها، از نظر روش شناسی، به بررسی های تک متغیره،وکاربرد روش های کمی، محدود شده اند(عبداله زاده،2002). پژوهش های صورت گرفته با روش های کیفی نیز، بیشتر به بررسی شرایط پیش بینی کننده ازدواج موفق پرداخته(کریمی ثانی،124:2010)ویا از توان تبیین کنندگی و تعمیم ضعیف برخوردارند(آسوده وهمکاران،2042:2010).

از آنجا که تعمیم نتایج یک پژوهش از یک بافت فرهنگی به بافت فرهنگی دیگر مشکل است و عوامل ازدواج موفق و خوشبخت نیز در فرهنگهای مختلف متفاوت است(فاطیما واجمل، 37:2012) ؛ همچنین با توجه به بافت نگری تحقیقات کیفی(کرسول[24]، 2013، به نقل از خجسته مهر و محمدی،1395) توجه پژوهشگران به ملاحظات فرهنگی در ساختار ازدواج ضرورت دارد. لذا آنچه در پژوهش حاضر اهمیت دارد پاسخ دادن به این سوال می باشدکه عوامل موثر در ازدواج های موفق کدامند؟

روش پژوهش

پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و به منظور جمع آوری داده ها از نظریه داده بنیاد استفاده شده است. دراین پژوهش محقق علاقه مند به تولید نظریه، مدل و یا چار چوب مفهومی است، به خصوص زمانی که در زمینه پدیده مورد مطالعه اطلاع کافی وجود ندارد (استراس وکوربین،1990). علت انتخاب این روش این است که در رابطه با هدف پژوهش حاضر، داده های اندکی در دسترس است و با توجه به نبود ابزار در این زمینه، پژوهشگر به یک رویکرد جامع جهت جمع آوری اطلاعاتی که شناخته شده نیست نیازمند است. روش داده بنیاد روشی ایده آل برای پژوهش در حوزه هایی است که دانش اندکی درباره آنها در دسترس است (محسن زاده،2010).

به طور کلی مراحل انجام نظریه داده بنیاد عبارتند از: تدوین پرسشنامه های پژوهش، گرد آوری داده­ها، کد گذاری داده ها در سه مرحله شامل کدگذاری باز، کد گذاری محوری وکد گذاری انتخابی. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از کلیه زوج های شهر یاسوج که رضایت بالایی از ازدواج خود داشتند و معیارهای  ورود به پژوهش را دارا بودند. این معیارها در پژوهش حاضر عبارت بودند از حداقل5 سال و حداکثر بیست سال از مدت زمان ازدواج شان سپری شده باشد. و رضایت بالایی از زندگی شان داشته باشند و داوطلب شرکت در تحقیق بودند. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. ابزار جمع آوری داده ها دراین پژوهش استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. به منظور رعایت اصول اخلاقی، از زوج ها برای شرکت در مطالعه وضبط صدا رضایت گرفته شد و راجع به اهداف پژوهش حاضر، علت ضبط جلسه مصاحبه، محرمانه ماندن اطلاعات مطرح شده در جلسات و هویت آنها توضیحات لازم ارائه شد. بدین ترتیب مصاحبه شونده از آزادی نسبی برای آنچه در زندگی او و همسرش وجود داشت برخوردار بود. پژوهشگر سعی می کرد موارد مهم را با دقت بیشتری دنبال نماید. پس از انجام هر مصاحبه فایل ضبط شده آن مصاحبه روی کاغذ پیاده می­شد و با استفاده از فنون ذکر شده توسط استراس وکوربین، تحلیل سطر به سطر انجام شده وکدهای به دست آمده ثبت می شد. پس از تحلیل مجدد و دسته بندی کدهای بدست آمده مقوله های کلی در ذهن پژوهشگر شکل گرفته و در ادامه مصاحبه ها، هدف پژوهشگر کامل کردن و اشباع آن مقوله ها بود. در واقع تحلیل مصاحبه اول تمام شده، پژوهشگر با سوالات تازه ای که در ذهن داشت به سراغ زوج های بعدی رفته و مصاحبه را با آن سوالات شروع می کرد، سپس به زوج اجازه داده می شد تا عمیقاً در مورد سؤالات فکر کرده و پاسخ های مناسبی ارائه دهند. همچنین مصاحبه شونده علاوه بر پاسخ گویی به سوالات اطلاعات جدیدی نیز ارائه داده و بدین ترتیب پژوهشگر را وادار به وارسی بیشتر می کردند. مصاحبه­ها تا جایی که در جریان مصاحبه هیچ اطلاعات جدیدی به دست نیامد ادامه پیدا کرد که در نهایت 26نفر(13زوج)که دارای ازدواج موفق بودند مورد بررسی قرار گرفتند. جهت تعیین قابلیت اطمینان وکفایت دادها از سه روش استفاده شد.

1-کنترل و اعتبار یابی توسط گروه نمونه: در این روش مصاحبه های ضبط و ثبت شده برای اطمینان بیشتر به مصاحبه شونده ها بازگشت داده می شد تا از صحت اطلاعات ارائه شده، پژوهشگر را مطلع سازند.

2- استفاده از نظارت همکاران متخصص: در این روش، دو نفر از متخصصان به عنوان داور، بخشی از مصاحبه ها را  مورد تحلیل قرار داده و تحلیل های آنها با تحلیل های پژوهشگر، مقایسه شده و در نهایت توافق کلی حاصل گردید.

3- مقایسه های تحلیلی: در این روش به داده های خام رجوع شد تا ساخت بندی نظریه با داده های خام مقایسه و ارزیابی شود.

یافته ها

مجموعاً 26 نفر،13زوج مورد مصاحبه اکتشافی نیمه ساختارمند قرار گرفتند که ویژگی فردی مصاحبه شوندگان در جدول 1 نشان داده شده است.

جدول 1- اطلاعات جمعیت شناختی شرکت کنندگان در تحقیق

نام مستعار

سن

مدت ازدواج

تعداد فرزند

تحصیلات

شغل

آقای شماره 1

42

20

4

زیر دیپلم

کارمند

خانم شماره 1

40

زیر دیپلم

خانه دار

آقای شماره 2

42

12

3

فوق لیسانس

کارمند

خانم شماره 2

38

فوق لیسانس

کارمند

آقای شماره 3

42

17

3

دیپلم

کارمند

خانم شماره 3

40

دیپلم

خانه دار

آقای شماره 4

41

17

2

دکتری

مدرس دانشگاه

خانم شماره 4

39

دیپلم

خانه دار

آقای شماره 5

41

17

3

لیسانس

پاسدار

خانم شماره 5

38

دیپلم

خانه دار

آقای شماره 6

31

8

1

دیپلم

راننده

خانم شماره 6

26

لیسانس

خانه دار

آقای شماره 7

40

7

1

لیسانس

کارمند

خانم شماره 7

27

زیر دیپلم

خانه دار

آقای شماره 8

40

15

2

لیسانس

کارمند

خانم شماره 8

38

زیر دیپلم

خانه دار

آقای شماره 9

36

13

2

لیسانس

کارمند

خانم شماره 9

35

زیر دیپلم

خانه دار

آقای شماره 10

34

5

1

لیسانس

کارمند

خانم شماره 10

33

لیسانس

خانه دار

آقای شماره 11

44

18

4

لیسانس

کارمند

خانم شماره 11

38

زیر دیپلم

خانه دار

آقای شماره 12

32

6

2

لیسانس

کارمند

خانم شماره 12

28

لیسانس

خانه دار

آقای شماره 13

41

17

2

دکتری

کارمند

خانم شماره 13

40

فوق لیسانس

کارمند

 

همانطور که در جدول1- مشاهده می شود، از میان13زوج  شرکت کننده، 5 نفر دارای تحصیلات در مقطع زیر دیپلم،6 نفر دارای تحصیلات دیپلم،10نفر دارای تحصیلات لیسانس،3 نفر دارای تحصیلات فوق لیسانس،2 نفر دارای تحصیلات در مقطع دکتری بودند. در زمینه شغل11نفر از خانمها خانه دار بودند 2نفر کارمند و شغل مردان10 نفر دارای شغل کارمندی، 1نفر راننده، 2 نفر مدرس دانشگاه  بودند. و دو زوج دارای 4فرزند، سه زوج دارای یک فرزند، پنج زوج دارای دو فرزند، سه زوج دارای سه فرزند، بودند. همان طور که جدول نشان می دهد طول مدت ازدواج  زوجین از 5سال تا 20سال در نوسان بود.که میانگین مدت ازدواج زوجین 13سال می باشد. میانگین سنی افراد شرکت کننده در مصاحبه36سال می باشد. انتخاب نمونه، جمع آوری اطلاعات و تحلیل اطلاعات تا زمان اشباع نظری یعنی تا جایی که اطلاعات جدیدی به دست نیامد، ادامه پیدا کرد. که در نهایت 26نفر (13زوج )مورد مصاحبه قرار گرفتند. 

همان گونه که در روش شناسی تحقیق بیان شد در رویکر نظریه داده بنیاد استراوس وکوربین به منظورتبیین بهتر یافته های پژوهش، به ارائه شرایط میانجی، راهبردهای حل تعارض میان زوجین و پیامد تحقیق می پردازیم.

شرایط میانجی تاثیر گذار در ازدواج موفق

شرایط میانجی در این تحقیق در 5سطح(ویژگی های شخصی زوجین، عوامل تعاملی زوجین، عوامل مربوط به خانواده اصلی، عوامل فرهنگی– اجتماعی و عوامل والدینی) طبقه بندی شده اند.

1-ویژگی های شخصی زوجین: زوجین شرکت کننده در این تحقیق برخی ویژگی های شخصی خود را که در نگهداری وحفظ رابطه شان مؤثر می دانستند بیان نمودند که عبارتند از خودآگاهی(آگاهی از نیازهای شخصی، آگاهی از اهداف زندگی، آگاهی از توانمندیها ومحدودیت های خود،) دلسوز بودن ومهربانی(مهربان بودن با همدیگر، چشم پوشی ازخطا های همدیگر، از خود گذشتگی) مسئولیت پذیری(انجام درست وظایف خود و خانواده، احساس مسئولیت در برابر همسر، احساس مسئولیت در برابر خانواده، به وظایف خود عمل کردن، آگاهی داشتن از وظایف و مسئولیتهای خود در زندگی) انعطاف پذیری(ایجاد تغییرات رفتاری در خود متناسب با مراحل زندگی، دوری از تعصبات بی مورد، تلاش برای رشد و تغییر، آمادگی برای تغییر در مواقع ضروری) صداقت(دروغ نگفتن به یکدیگر، روراست بودن در امور مختلف زندگی و مشکلات روزمره، صداقت در مسائل مالی) خوش بینی(داشتن نگرش مثبت نسبت به زندگی، داشتن انگیزه و امید نسبت به زندگی، امیدواری، اعتقاد به اینکه مشکلات حل می شوند)پختگی هیجانی(آگاهی از عواطف وتوانایی کنترل احساسات، ثبات هیجانی، توانایی ابراز عواطف، تسلط کافی برهیجانات).

در این زمینه، خانم  شماره 13 می گوید:" من آدم مسئولیت پذیری هستم. چون من شاغل هستم هم در قبال شغلم و هم درقبال همسرم وهم در قبال فرزندانم مسئولیت دارم. خدارا شکر الان که 17سال از ازدواج مان می گذرد تونستم مسئولیت های خودرا به نحو احسن ایفا کنم وشوهرم که استاد دانشگاه هم هست بیشتر مواقع بهم کمک می کنه."آقای شماره 13:" ما توی زندگی سختی های زیادی کشیدیم اما تحمل کردیم".خانم شماره2: "شوهرم بیشتر مواقع در کارهام بهم کمک می کنه. هم در زمینه شغلی ام وهم در امورات خانه داری، آخه ما سه تا دختر داریم که پشت سرهم هستند و رسیدن به اونها سخته. در ازدواجهای موفق، زوجها مسئولیت رفتار خود را می پذیرند و انتظار ندارند که شریک زندگیشان مسئول شادی و خرسند نگه داشتن آن ها باشد. "

2- سیستم زوجی کارآمد

رابطه زوجی، قراردادی است که به موجب آن زن و مرد در زندگی با یکدیگر شریک و متحد شده و نهاد خانواده راپایه گذاری می کنند. آنچه که از خود این پایه گذاری مهمتر است، چگونه عمل کردن و شکل دهی یک ازدواج موفق است، وضعیتی که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس رضایت از باهم بودن دارند. در رابطه زوجی، هریک از دوعضو زوج می توانند عمیق ترین احساس صمیمیت را تجربه کنند. این رابطه در عین حال که می تواند صمیمانه ترین وراحت ترین رابطه ممکن باشد، می تواند شدیدترین صدمات ممکن رابه اعضاء وارد کند. درصورتی که ازدواج ناموفق باشد می تواند به توقف رشد شخصی وسر گردانی منجر گردد.در این تحقیق، سیستم زوجی کار آمد بوده است و در ازدواج موفق تأثیر داشته است و شامل موارد زیر می باشد.1- عشق وتعلق خاطر(دوست داشتن همسر، ابراز عشق کلامی و غیرکلامی، علایق مشترک، گذراندن اوقات فراغت با یکدیگر، استفاده از جملات عاشقانه، اختصاص دادن زمان بیشتر برای باهم بودن، دوستی باهم، صمیمیت)2- اطمینان بخشی(وفادار بودن نسبت به همدیگر، اعتماد به یکدیگر، شک نداشتن به همدیگر، بیزاری ودوری از افکار خیانت آمیز، تعهد واحترام به رابطه زناشویی).آقای شماره6 :" من شغلم رانندگی است ماشین سنگین دارم تا حالا نشده که به همسرم خیانت بکنم، حتی فکر داشتن چنین رابطه ای راهم نمی کنم." خانم شماره 5: "تا حالا نشده که به همسرم شک داشته باشم که بهم خیانت کنه، شغلش پاسداراست، گاهی مواقع تا یک ماه هم میره ماموریت وخونه نیست، مطمئنم که بهم خیانت نمی کنه."3 -درک متقابل(احساس درک شدن، تلاش برای درک همسر، تفاهم در تربیت فرزندان، گذراندن اوقات فراغت با مشورت یکدیگر، تفاهم در مورد محل زندگی، تصمیم گیری مشترک، اتفاق نظردر مورد مسائل مالی). اکثر زوج ها بیان کردند که در مقابل خوبی یکدیگر سعی بر خوبی و جبران محبت دارند. آقای شماره4:" همسرم به خانواده ام خیلی محبت کرده در بین خانواده من احترام خاصی دارد. من هم به خاطر محبت­هایش سعی می کنم همیشه بهش احترام بگذارم و رضایت ایشان را جلب کنم به خانواده اش احترام می گذارم، معمولاً پایان هفته به پدر و مادرش سر می زنیم و الان هم مثل همان سال اول زندگیمان از هم راضی هستیم". اکثر مصاحبه شوندگان در مصاحبه شان بیان نمودند که همان طوری که انتخابشان انتخابی درست بوده وسالهای اول ازدواج شان از همدیگر راضی بودند، الان هم که مدت زیادی از ازدواج شان گذشته، رضایت زناشویی خوبی دارند.به عنوان مثال خانم شماره 8 :" خدارا شکر توی این 15سال زندگی مشترک، همیشه باهم خوب بودیم الان دوتا بچه داریم، از زندگی مون راضی هستیم".4-رضایت جنسی(روابط جنسی رضایت بخش، تلاش برای جلب رضایت جنسی همسر، احترام به خواسته های جنسی همدیگر، اهمیت دادن به مسائل جنسی، صحبت کردن درمورد این رابطه، اشتراک نظر درزمینه روابط جنسی). رضایت داشتن طرفین از رابطه جنسی شاخصی مناسب برای ثبات ازدواج و خرسندی از آن محسوب می شود. رضایت جنسی، افزایش کیفیت زندگی و در نتیجه آن افزایش ثبات زندگی را به دنبال دارد. 5 - مشارکت و همکاری(کمک کردن به همدیگر درکارهای منزل، کمک به همسر در­زمینه شغلی، کمک به همسر در انجام وظایف زندگی، کمک به همسر در مسائل اقتصادی)6- ارتباط مؤثر(گفتگوی لذت بخش، همدلی، توجه به حرف های طرف مقابل، پرهیز از کنترل­کردن همدیگر،­ تحقیر وسرزنش نکردن همدیگر، توی حرف همدیگر نپریدن، گفتگوی منطقی، گفتگوی باز، توان ابراز عواطف وخواسته ها، رک بودن در ابراز خواسته ها، مقایسه نکردن، احترام در حضور جمع).

خانم شماره 11: "به حرف های هم دیگر گوش می دهیم، می توانم بگویم گفت و گو هایمان خیلی لذت بخش است، موقع صحبت کردن با هم دیگر کاملاً حواسمان به همدگیر است، تماس چشمی برقرار می کنیم. خلاصه راحت می توانیم با هم حرف بزنیم".7- تصمیم گیری درست(مشورت گرفتن از هم دیگر، توجه به توصیه های یکدیگر) خانم شماره6:" شوهرم بدون اجازة من و مشورت من کاری را انجام نمی دهد. من هم همیشه قبل از اینکه کاری انجام دهم نظر شوهرم را می پرسم. اگر ایشان موافق بود آن کار را انجام می دهم". 8- ایفای نقش کارآمد(انعطاف پذیری در انجام کارها، مشارکت در نقش، وظیفه محور نبودن نقشها). خانم شماره 5:"کارها را با هم انجام می دهیم، هرکس هر کاری که از دستش بر بیاید انجام می دهد مثلا من رانندگی بلد هستم و بچه ها را خودم می برم مدرسه، سرویس آنها می باشم،کارهای خانه را انجام می دهم. چون همسرم اکثر اوقات سر کار هست و مشغله کاری زیادی دارد کارهای ایشان را من انجام می­دهم. قسط وام را خودم پرداخت می کنم خرید خانه و وسایل مورد نیاز بچه ها را خودم انجام می دهم. وقتی ایشان خانه است در کارهای خانه هم به من کمک می کند".

9- مدیریت مالی(خسیس نبودن، توافق در مورد خرج کردن،توقعات مالی متناسب  با توانایی همسر، قناعت مالی، وحدت مالی، داشتن برنامه مالی مناسب). آقای شماره 3: "من راننده هستم، حقوق و مزایای من کم است اما خدا را شکر همسرم کم توقع است، نسبت به خواهرای دیگرش خیلی کم خرج است، با نداری من خوب ساخته و خوب برنامه ریزی کرده است. ".10-رشد خود و همسر(تشویق همسر به برنامه ریزی، تشویق همسر به رشد وپیشرفت، استقبال از رشد و موفقیت همسر، تلاش برای موفقیت ورشد خود در زمینه تحصیلات و شغل، تقویت نقاط قوت همدیگر، قدردانی وسپاس گزاری). آقای شماره 2:" اون موقع که ما ازدواج کردیم من فوق دیپلم بودم و همسرم دیپلم داشت. دوست داشتم که خودم تحصیلاتم را ادامه دهم، الان فوق لیسانس دارم و خانمم هم در حال حاضر فوق لیسانس دارد. بهش کمک کردم؛ از بچه ها مراقبت کردم و سختی های زیادی کشیدم تا خانمم ادامه تحصیل بدهد."

 3- عوامل مربوط به خانوده اصلی: سیستم زوج مرزهای خودش را دارد: زوج هایی که حول رابطه خود مرز ایجاد نمی کنند، درون خانواده اصلی و یا روابط دوستی گیر می افتند. این مسئله گاهی در رابطه آن ها با همسرشان مشکل ایجاد می کند.خانواده زمانی سالم تلقی می شود که همه اعضای آن فرصتی برای پرداختن به مسائل خاص خود در اختیار داشته باشند. گاهی اوقات خانواده ها این موضوع را نادیده می گیرند و فراموش می کنند که زوج ها نیاز دارند فرصتی داشته باشند تا مدیریت خود را بیابند به همین دلیل به میزان  زیادی مرزهای آنان را نادیده می گیرند. نادیده گرفتن مرز ها اینگونه اتفاق می افتد که خانواده تلاش می کند به گونه ای در فرزند خود نفوذ کند تا به جای عمل کردن طبق خواسته های همسر، طبق خواسته های خانواده عمل کند. در این تحقیق زوجین موفق با اجازه ندادن به دیگران در دخالت کردن در زندگی آن ها و عدم انتقال مسائل و مشکلات درون خانواده خود به خانواده های اصلی و عدم انتقال مسائل به فرزندان و حساب ویژه ای از قدرت مرد در تصمیم گیری های درون خانواده، خود را در این زمینه موفق می دانستند.1- حریم سازی و مرز سازی زوجی: خانم شماره 3: "ما اصلا مسائل شخصی و خانوادگی خود را با پدر و مادرمان در میان نمی گذاریم چون ما می توانیم آن ها را حل کنیم ولی اگر این مسائل را با پدر و مادرمان در میان بگذاریم روی آن ها تاثیر منفی می گذارد".2- حمایت خانواده ها از زوجین: خانم شماره 6: "خانواده شوهرم و همچنین خواهر شوهرم در نگهداری و مراقبت از پسرم خیلی به من کمک می کنند. سال های اول ازدواج مان از لحاظ مالی در مظیقه بودیم اما خانواده هامون ما را حمایت می کردند. مجبور شدم یه کار نیمه وقت داشته باشم. وقتی سرکار می­رفتم پسرم پیش خانواده شوهرم بود.‌ پدرم هم مقداری از حقوق خود را ماهانه به ما کمک می­کرد. استفاده از حمایت خانواده ها زوجین را درارتباط با فشارهای مالی، عاطفی و امور مربوط به فرزند کمک می کند".3- حمایت زوجین ازخانواده ها: خانم شماره 5: "پدرم بازنشسته است. توانایی تأمین امرار معاش خود و خانواده اش را ندارد. من و همسرم ماهانه درحد توانمان مقداری حمایت مالی به آن ها می کنیم. البته همسرم خودش خواهان این است که ما به آن ها کمک بکنیم و این در رضایت مندی از زندگی ما مؤثر می باشد.".

4-عوامل اجتماعی وفرهنگی

یکی دیگر از عوامل تأثیر گذار در ازدواج موفق که از مصاحبه با زوجین موفق در این پژوهش به دست آمد نقش عوامل فرهنگی– اجتماعی بود. ارزشها، باورها، رسوم و هنجارهای حاکم بر یک بافت علاوه بر دیدگاههای فردی بر سبک روابط زوجی نیز اثر گذار است. در این مطالعه، فضائل اخلاقی ومعنوی شامل، همسانی باور­های دینی، پایبندی به اخلاقیات، پرهیزاز حسادت به دیگران، پرهیز از کینه وانتقام جویی، توکل به خدا، نوع دوستی، عدم مد گرایی، همسانی فرهنگی، کمک به دیگران، نقش مثبت خدا در زندگی، رعایت فرهنگ عفاف وحجاب، مقدس دانستن ازدواج، پیروی از احکام دینی دلایل فرهنگی- اجتماعی موثر بر ازدواج موفق است. خانم شماره 8 :" احترام خاصی برای بزرگترها قایل هستم، پدر و مادر شوهرم را خیلی احترام می­کنم، لباس آنان را می شویم، روی حرف آنان حرف نمی زنم، و شوهرم نیز برای پدر و مادر من خیلی ارزش قایل است انگار که پدر و مادر خودش است. در ایام عید ما به بزرگان و اقوام خود سرمی زنیم و برای نزدیکان خود و همسرم معمولاً کادو می­بریم".

آقای شماره 13:" ما هرسال روز ازدواج خود را جشن می گیریم و ازدواج خود را محترم می شماریم و به بچه هایمان سفارش می کنیم که به محض اینکه شرایط ازدواج رو پیدا کردند، ازدواج بکنند".

5-عوامل والدینی: پنجمین عامل زمینه ای در این تحقیق شاخصهای مربوط به عوامل والدینی  بوده است که در ازدواج موفق تأثیر داشته است. زمانی که زوج ها تصمیم می گیرند که بچه دار شوند، باید فضای روانشناختی رابطه را برای پرورش فرزند آماده کنند. این فضا باید به گونه ای در زوج آمادگی ایجاد کند که بتواند ضمن پرورش فرزند از ایجاد لطمه به رابطه خود جلوگیری کنند. در این شرایط انعطاف پذیری نقش زوج ها ضروری است زیرا رابطه زوج با به دنیا آمدن فرزند تغییر کرده و شکل جدیدی به خود می گیرد. در این سیستم فرزند عامل مثبتی در بهبود رابطه است که منجر به افزایش مسئولیت، شیرینی زندگی، بهبود رابطه با خانواده همسر، کاهش وابستگی زوجین به خانواده ها، کاهش دعوا و هدف مند شدن زندگی می شود. از طرفی والدین هم در مقابل تربیت فرزندان احساس مسئولیت می کنند.

خانم شماره 12:" با تولد دخترم زندگی ما بهتر شد. وقت زیادی را من و همسرم با بازی کردن و لذت بردن از زندگی با ایشان سپری می کنیم. رابطه خانواده همسرم هم با ما بهتر شده است. روزهای جمعه و تعطیلات مادرشوهرم زنگ میزند که بچه ها را بردارید بیایید خانه ما. دلم براشون  تنگ شده است."

          خانم شماره11می­گوید:" داشتن بچه، زندگی ما را هدفمند کرده است. من و شوهرم با تولد فرزندانمان تلاش کردیم تا آنها را به خوبی تربیت کنیم تا آنها نیز مثمر ثمر باشند، آنها ثمره زندگی ما هستند."

          راهبردهای مؤثر حل تعارض میان زوجین: زوجین موفق بیان داشتند در مواقعی که دچار تعارض می­شدند از روشهایی مانند گفتگوی باز، مدیریت خشم، حل مساله، استفاده از منابع حمایتی از قبیل(کمک اطرافیان، مطالعه کتب روانشناسی، کمک خواستن از خدا و ائمه)، کاهش حساسیتها، عذر خواهی، چشم پوشی از خطاهای همدیگر، شوخ طبعی و خنده، آسان گیری وکوتاه آمدن، کم کردن توقعات، سعی در اصلاح وتغییر خود، تحمل سختی ها، پاسداری از حریم زوجی، عدم انتقال مسائل به خانواده مبداء و فامیل استفاده کرده اند. به عنوان نمونه به چند مورد از تعارضات زوجین و راهکارهای مواجهه با آنها اشاره می شود:  

1- بی اعتنایی نکردن، قهر نکردن: آقای شماره 10:" وقتی در رابطه زن و شوهری ما مشکل ایجاد می شود ما با همدیگر قهر نمی کنیم، منتظر نمی مانم تا او با من صحبت کند من پیش قدم می شوم و با ایشان صحبت می کنم. در این مواقع همسرم احساس می کند که کمتر مورد بی اعتنایی واقع می شود. قهر در زندگی ما مفهومی ندارد یعنی در واقع نمی توانیم با همدیگر قهر داشته باشیم".

2- برنامه ریزی برای مبارزه با مشکلات احتمالی: خانم شماره 2:" یکبارماشین مان دست برادرشوهرم بود ایشان در حین آمدن به خانه تصادف کرد وخودش هم مقصربود، شوهرم خیلی ناراحت شد وخواست با ایشان دعوا کند، حتی برسرمن دادکشیدکه تقصیر شما بود که گفتی ماشین را به محمد بدهم، اما من با شوهرم صحبت کردم که اتفاق پیش می آید، خدا رو شکر که خودش آسیب ندید، اگرنگران خسارت ماشین هستی مقداری از طلاهام می فروشم درستش کنید."

3- بی اعتنایی به اختلافات جزئی: خانم شماره 10: "من و همسرم به کسی اجازه دخالت درمسایل خصوصی زندگی مان را نمی دهیم، وقتی برسرموضوعاتی باهم بحث می کنیم خودمان باهم کنار می آییم."

خانم شماره 10: "ایشان خیلی سر به هوا بود. انگار اصلا ازدواج نکرده بود. بیشتر وقتش را با رفیقاش بیرون بود. من رفتار غیرعقلانی انجام ندادم، صبر کردم، با ایشان ساختم و حمایتش کردم، خوب شد و الان رابطه خوبی داریم و قید رفیقانش را زده است." خانم شماره3: "با شوهرم بعضی اوقات روی برخی از مسائل اختلاف داشتیم، ولی آن را بزرگ نمی کردیم که روی رابطه مون تاثیر منفی بگذارد ورابطه مون بد بشه." آقای شماره 7: "وقتی بحثی پیش بیاد بیشتر مواقع من کوتاه میام واصلاً برایم سخت نیست."  

4- حفظ تعادل عاطفی درمواقع بروز مشکلات: خانم شماره 3:" دراوایل ازدواج مان وقتی که فرزند اولمان به دنیا آمد ازلحاظ مالی وضع خوبی نداشتیم، وقتی که بیمار می شد من و همسرم خونسردی خود را حفظ می کردیم وبرخدا توکل داشتیم وهیچ وقت برسر همدیگر داد نمی کشیدیم."

5-گفتن خواسته های خود به همسر به طورمستقیم: خانم شماره 11: "من همیشه مسایل و اتفاقاتی که در زندگی روزمره مان می افتد با شوهرم در میان می گذاشتم، هیچ وقت نشد که من خواسته های خود را با واسطه شخص دیگری به شوهرم انتقال دهم و همسرم هم با من خیلی صادق است."

          6-کوچک شمردن مشکلات: زوجین موفق که در این تحقیق شرکت داشتند بیان می کردند که مشکلات هیچگاه در رابطه زوجی ما خللی ایجاد نکردواعتقاد داریم که مشکلات حل می شوند.آقای شماره 10: "اکثر خانواده ها مشکلات زیادی دارند، مهم این است که چطور با مشکلات مقابله کنیم. "

7-کنار آمدن و سازگار شدن(پذیرفتن کاستی ها و تفاوت ها، مسائل را بیش از حد بزرگ نکردن، کوتاه آمدن از برخی خواست ها): بعضی از زن و شوهر ها وقتی با هم قهر هستند حالت دفاعی می گیرند. در این مواقع هر دو نفر مسئولیت خود را نادیده گرفته و خود را تبرئه می­کنند و همچنین ممکن است از روش­هایی مثل شکایت دو طرفه استفاده کنند. در این حالت زوج روزگار سختی را می گذراند.

خانم شماره 12:" خیلی از خانم ها حساس هستند که اول باید بریم خانه پدر من بعد بریم خانه پدر شما من اصلا اینطور نیستم، روی چنین مسائلی اصلاً حساس نیستم و رعایت کردن چنین  مواردی هم به رابطه زوجی ما خیلی کمک کرده است."

8- اطمینان دادن(اعتقاد به این که قصد و نیت همسر خوب است، شوخی کردن، نادیده گرفتن اشتباهات همسر): خانم شماره7:" گاهی وقتا رفتارهای مخالف خواست یکدیگر داشتیم، به ایشان احترام می­گذاشتم و هرگز حس نمی کردم که همسرم دشمن من و خانواده ام است و اطمینان داشتم که ایشان قصد آزار دادن من را ندارد." زوجین اگر به نیت انجام عمل از طرف همسر توجه داشته باشند، رفتارهای او آزار دهنده نخواهد بود.

9- حمایت های اجتماعی: خانم شماره8 :" اوایل که فرزند بزرگترم به دنیا آمد دچار استرس بچه داری شده بودم از مادرم کمک می‌گرفتم و کتاب های فرزند پروری مطالعه می کردم. خدا را شکر توانستم بر این مشکل غلبه پیدا کنم. الان هم با همسرم در تربیت فرزند دومم مشکلی نداریم."

راهبردهای کارآمد حل تعارض میان زوجین وخانواده های اصلی:

زوجین موفق بیان داشتند در مواقعی که با خانواده خود دچار تعارض می شدند از برخی راهبردها برای حل تعارض میان خود و خانواده ها استفاده می نمودند که عبارتند از: پذیرش نواقص خانواده همسر، قهر نکردن با خانواده های خود، حمایت از همسر در مقابل خانواده خود، چشم پوشی از خطاها و اشتباهات خانواده همسر.

1- حمایت از همسر در مقابل خانواده:

زوجین حاضر در تحقیق بیان داشتند که زمانی که خانواده ها با یکی از آنها رفتار بدی داشته اند از همدیگر حمایت می کردند.خانم شماره 1:" اوایل ازدواجمان مادر شوهرم خیلی بامن دعوی می کرد به خاطر مشکلات مالی که داشتیم کلاس خیاطی می رفتم. مادرشوهرم می گفت خونه خودشون خیاط نشد، اینجا می­خواد خیاط بشه اما شوهرم از من حمایت می کرد و می گفت من دوست دارم که همسرم خیاطی را یاد بگیرد و تازه باید یک مغازه برایش اجاره کنم." آقای شماره 7: "ماهمیشه اعتقاد داریم که مشکلات قابل حل هستند، و برای حل کردن آنها تلاش می کنیم. هنگامی که حالتهای مانند خشم و عدم توافق در رابطه ما ایجاد می شود انتظار نداریم که رابطه خوب که با همسرمان داریم مشکلات را حل خواهد کرد بلکه برای حفظ این رابطه و حل مشکلات تلاش می­کنیم."

2-رعایت کردن حریم ومرزها: زوجین شرکت کننده در تحقیق بیان نمودند که گاهی وقت­ها فضای بین خود وخانواده ها را تنظیم می کردند تا منظومه زوجی آسیب نبیند. آقای شماره 5:" خانواده همسرم رابطه خیلی خوبی با ما دارند اصلا با ما مشکلی ندارند، حتی هفته ای یکبار به خانه ما می آیند و ما نیزبه خانه آنها می­رویم، اما چون ما در یک جامعه سنتی زندگی می کنیم و بعضی ازخانواده ها اعتقاد دارند که کمک کردن به خانم وانجام کارهای زنانه مثل ظرف شستن یا عوض کردن لباس بچه کار خانم ها است و مرد نباید به زن در انجام چنین کارهایی کمک کند سعی می کنم که خانمم با آنها بحث نکند وخودم با خانواده ام صحبت می کنم ومشکل را حل می کنم." 

3- پذیرش نواقص خانواده همسر: شرکت کنندگان بیان داشتند که از زمان ازدواج شان تاکنون، نقائص وکمبود هایی از طرف خانواده های خود داشته اند که آنها را پذیرفته بودند و با آنها کنار آمده بودند.

خانم شماره 5:" خانواده همسرم شیوه برخورد مناسبی با من نداشتند، از لحاظ سطح سواد و پایگاه اجتماعی پایین بودند. ولی خدا را شکر همسرم فهمیده و با شخصیت است و به من می گفت که چه برخوردی با آنها داشته باشم."

          4-چشم پوشی از خطاها واشتباهات خانواده همسر

خانم شماره6 :"وقتی با خانواده همسرم یه کم دلخوری پیش می آمد، همسرم به من می گفت که این بحث ها در همه خانواده ها پیش می آید. خودتو ناراحت نکن ومن هم زیاد حساسیت نشان نمی دادم ومساله رابزرگ نمی کردم وخودم را درگیر چنین مسائلی نمی کردم." آقای شماره 8: "گاهی مواقع باخانواده همسرم، بیشتر پدر خانمم، مسائل ومشکلاتی داشتم، خودم سعی می کردم که ادامه ندم وکوتاه می آمدم، آخه بعضی مواقع ادامه دادن چنین بحث هایی عاقبت خوبی نداره وبه ضرر خانواده است."

5- قهر نکردن با خانواده های خود: زوجین شرکت کننده در تحقیق بیان داشتند که مواردی که با خانواده همسر خود اختلافی پیش می آمد با آنها قهر نمی کردیم و ارتباط خود را قطع نمی کردیم.

خانم شماره3:" در اوایل ازدواج مان با خانواده همسر خود اختلافات زیادی داشتم، درروستا زندگی می کردیم، به بهانه های مختلف از من بهانه می گرفتند ولی من مثل آنها رفتار نمی کردم و با آنها قهر نمی­کردم، اعتقاد داشتم اگر با آنها قهر کنم مشکلات جدی تر و وخیم تر می شود. همسرم در کنارم بود و بالاخره با رفتارهای خوبی که من با آنها داشتم، آنها هم بهتر شدند." 

رضایتمندی وتداوم زندگی: این مولفه شامل احساس­رضایت از خود، رضایت از همسر، رضایت از فرزند است. خانم شماره 1:"خدارا شکر الان20سال ازازدواج مان گذشته است از زندگی ام راضی هستم از همسرم واز فرزندانم راضی هستم." آقای شماره 12:" علاقه مون روز به روز داره بیشتر میشه ومطمئنم که مسیر خوبی را در پیش روداریم وتا الان ازندگی مون رضایت داریم." نتیجه نهایی انتخاب همسر متناسب و مبتنی برشناخت،وبا کارکرد مناسب در سطح فردی، زوجی، خانوادگی، والدینی، و اجتماعی- فرهنگی و استفاده از راهبردهای مؤثر، پیامد رضایت از خود، همسر و فرزند رابرای زوجین به ارمغان آورد. در ادامه یافته های پژوهش، براساس تحلیل های صورت گرفته، کدهای باز، محوری و انتخابی تعیین شدند که در جدول2 آمده است. همچنین حرکت درجهت نگهداری رابطه و تداوم زندگی به عنوان مقوله مرکزی انتخاب شد.

جدول2 : کدهایحاصلازمصاحبههاومراحلتحلیلآن

کدمحوری

کدهای انتخابی

کدهای باز

حرکت در جهت نگهداری رابطه وتداوم زندگی

ویژگی های شخصی

خودآگاهی(آگاهی از نیازهای شخصی، آگاهی از توانمندیها ومحدودیت های خود، آگاهی نسبت به اهداف وخواسته های خود) دلسوز بودن ومهربانی(مهربان بودن با همدیگر، چشم پوشی ازخطا های همدیگر، از خود گذشتگی) مسئولیت پذیری(انجام درست وظایف خود و خانواده، احساس مسئولیت در برابر همسر، احساس مسئولیت در برابر خانواده، به وظایف خود عمل کردن، آگاهی داشتن از وظایف و مسئولیتهای خود در زندگی) انعطاف پذیری(ایجاد تغییر در خود متناسب با مراحل زندگی، آمادگی برای تغییر در مواقع ضروری، تغییر و تعدیل دیدگاههای شخصی به نفع زندگی زناشویی) صداقت(دروغ نگفتن به یکدیگر، روراست بودن در امور مختلف زندگی و مشکلات روزمره، صداقت در مسائل مالی، عدم تلاش برای فریب همسر) خوش بینی(داشتن نگرش مثبت نسبت به زندگی داشتن انگیزه و امید نسبت به زندگی، امیدواری، اعتقاد به اینکه مشکلات حل می شوند)پختگی هیجانی(آگاهی از عواطف وتوانایی کنترل احساسات، ثبات هیجانی، توانایی ابراز عواطف، تسلط کافی برهیجانات).

-

 

 

عوامل زوجی

1- عشق وتعلق خاطر(دوست داشتن همسر، ابراز عشق کلامی و غیرکلامی، علایق مشترک، گذراندن اوقات فراغت با یکدیگر، اختصاص دادن زمان بیشتر برای باهم بودن، دوستی باهم، صمیمیت)2- اطمینان بخشی(وفادار بودن نسبت به همدیگر، شک نداشتن به همدیگر، بیزاری ودوری از افکار خیانت آمیز، تعهد واحترام به رابطه زناشویی) 3-درک متقابل(تلاش برای درک همسر، تفاهم در تربیت فرزندان، تصمیم گیری مشترک، احترام به نقطه نظرات یکدیگر، تفاهم در مورد مسائل مالی)4-رضایت جنسی(تلاش برای جلب رضایت جنسی همسر، احترام به خواسته های جنسی همدیگر، اهمیت دادن به مسائل جنسی، صحبت کردن درمورد این رابطه، اشتراک نظر درزمینه روابط جنسی). 5- مشارکت و همکاری(کمک کردن به همدیگر درکارهای منزل، کمک به همسر در­زمینه شغلی، کمک به همسر در انجام وظایف زندگی، کمک به همسر در مسائل اقتصادی)6- ارتباط مؤثر(گفتگوی لذت بخش، همدلی، توجه به حرف های طرف مقابل، پرهیز از کنترل­کردن همدیگر،­ تحقیر وسرزنش نکردن همدیگر، توی حرف همدیگر نپریدن، گفتگوی منطقی، گفتگوی باز، توان ابراز عواطف وخواسته ها، رک بودن در ابراز خواسته ها، مقایسه نکردن، احترام در حضور جمع) 7- تصمیم گیری درست(مشورت گرفتن از هم دیگر، توجه به توصیه های یکدیگر) 8- ایفای نقش کارآمد(انعطاف پذیری در انجام کارها، مشارکت در نقش، وظیفه محور نبودن نقشها) 9-مدیریت مالی(خسیس نبودن، توافق در مورد خرج کردن،توقعات مالی متناسب  با توانایی همسر، قناعت مالی، وحدت مالی، داشتن برنامه مالی مناسب) 10-رشد خود و همسر(تشویق همسر به برنامه ریزی، تشویق همسر به رشد وپیشرفت، استقبال از رشد و موفقیت همسر، تلاش برای موفقیت ورشد خود در زمینه تحصیلات و شغل، تقویت نقاط قوت همدیگر، قدردانی وسپاس گزاری).

-

عوامل مربوط به خانواده اصلی

حریم سازی ومرز سازی زوجی اجازه ندادن به دخالتهای بی مورد دیگران، استحکام مرز های خانواده، استقلال در تصمیمات دوتایی، حفظ اسرار زوجی از دیگران، ابراز نکردن مشکلات به بیرون، بی توجهی به دخالت های بی مورد خانواده ها، ایجاد سیستم مستقل زوجی،عدم انتقال مسائل به فرزندان) حمایت خانواده ها از زوجین(حمایت مالی، حمایت عاطفی، حمایت درکارهای منزل، حمایت در نگهداری از فرزندان) حمایت خانواده ها از زوجین (حمایت مالی، حمایت عاطفی، روابط صمیمی وحمایتی با خانوادها واعضای فامیل، احترام به جایگاه والدین، احترام به دیدگاههای خانواده های خود وهمسر)

-

عوامل فرهنگی  اجتماعی

فضائل اخلاقی ومعنوی(همسانی باورهای دینی، تقیدات دینی، پایبندی به اخلاقیات، پرهیز از حسادت به دیگران، پرهیز ازکینه وانتقام جویی، توکل به خدا، نوع دوستی، عدم مدگرایی، همسانی فرهنگی، کمک به دیگران، نقش مثبت خدا درزندگی)

پایبندی به هنجارها(احترام به هنجارها وارزش های فرهنگی، رعایت فرهنگ عفاف وحجاب، مقدس دانستن ازدواج، پیروی از احکام دینی)

-

 

عوامل والدینی

 

 

 

 

نقش مثبت فرزند(به هم نزدیک شدن زوجین،احساس مسئولیت زوجین، شیرینی زندگی، بهبود رابطه با خانواده همسر، کاهش وابستگی زوجین به خانواده ها، کاهش دعوا، هدفمندی زندگی) کمک فرزندان به والدین(کمک به والدین در کارهای منزل، کمک به والدین درزمینه مسائل اقتصادی، تعدیل خواسته ونیازهای خود، عدم مدگرایی، تلاش درزمینه تحصیلی) کمک والدین به فرزندان(کمک به فرزندان درزمینه تحصیلی ومدرسه، پاسخ دادن  به نیاز ها وخواسته های فرزندان، استفاده از نظرات فرزندان در امور خانواده، مسئولیت دادن به فرزندان، آموزش به فرزندان)

-

راهبردهای مؤثر حل تعارض میان زوجین

 

جبران(عذرخواهی کردن، قهر نکردن)، برنامه ریزی برای مبارزه با مشکلات احتمالی، بی اعتنایی به اختلافات جزئی، حفظ تعادل عاطفی درمواقع بروز مشکلات، گفتن خواسته های خود به همسر به طورمستقیم، کوچک شمردن مشکلات، کنار آمدن و سازگار شدن(پذیرفتن کاستی ها و تفاوت ها، مسائل را بیش از حد بزرگ نکردن، کوتاه آمدن از برخی خواست ها)، اطمینان دادن(اعتقاد به این که قصد و نیت همسر خوب است، شوخی کردن، نادیده گرفتن اشتباهات همسر)، حمایت های اجتماعی(کمک خواهی از مشاور، مطالعه منابع، یاری جستن از خدواند، عمل کردن به راهنمایی بزرگترها ) 

-

راهبردهای مؤثر حل تعارض زوجین با خانواده اصلی

پذیرش نواقص وکاستی های خانواده همسر، قهر نکردن با خانواده های خود، حمایت از همسر در مقابل خانواده خود، چشم پوشی از خطاها واشتباهات خانواده همسر، رعایت کردن فاصله با توجه به شرایط

-

رضایتمندی از زندگی

رضایت از همسر، رضایت ازخود، رضایت از فرزند

 

شرایط علی

چگونگی شکل گیری ازدواج

- عشق و علاقه اولیه

-آمادگی نسبی برای ازدواج

- آشنایی پیش از ازدواج

- انتخاب همرا با میل

- استقلال نسبی

بحث و نتیجه گیری

پژوهشکیفی حاضر به شناسایی عوامل موثر بر شکل گیری ازدواج موفق پرداخت..تحلیل داده ها نشان دادکه برای رسیدن به ازدواج موفق و رضایتمند، عوامل گوناگونی دخالت دارند ازجمله: عوامل فردی، عوامل زوجی، عوامل فرهنگی- اجتماعی و عوامل خانواده اصلی و عوامل والدینی.راهبردهای حل تعارض، در دو دسته راهبردهای حل تعارض میان زوجین و راهبردهای حل تعارض میان زوجین وخانواده اصلی بررسی شد. پیامد نهایی پژوهش رضایت از همسر، رضایت از فرزند و رضایت ازخود بود که درنهایت رضایتمندی از زندگی را به دنبال داشت. 

درادامه به تبیین یافته های این پژوهش پرداخته می شود. یافته های این پژوهش با یافته های اکثر پژوهشهای دیگر، مخصوصاً پژوهشهای داخل که در زمینه ازدواج موفق صورت گرفته همسو و همخوان است. همان گونه که یافته های این پژوهش نشان داد، شرایط میانجی تاثیرگذار در ازدواج موفق، دراین پژوهش عبارت بودند ازعوامل فردی، عوامل زوجی، عوامل فرهنگی- اجتماعی و عوامل خانواده اصلی و عوامل والدینی. واضح است که عوامل متعددی می توانند در شکل گیری یک ازدواج موفق مؤثر باشند. وقتی ازدواج رضایتمند و سالم باشد، عملکردها و نقش ها به خوبی ایفا می شوند، طرفین می توانند با مسائل و مشکلات احتمالی به شیوه ی صحیح برخورد کنند، در جهت ارتقای سلامت و بهزیستی فردی و اجتماعی حرکت کنند و از انواع آسیب ها دور باشند(کار،2006به نقل از حاتمی ورزنه همکاران،1395). درسطح فردی همان گونه که یافته های این پژوهش نشان داد، زوجین موفق، ویژگی های شخصی رامطرح کردند که در رضایت از ازدواج شان موثر بود. ازجمله این ویژگی ها می توان به خودآگاهی، دلسوز بودن ومهربانی، مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری، صداقت، پختگی هیجانی اشاره کرد. نتایج این بخش از پژوهش با یافته های پژوهش های انجام شده در داخل وخارج همسو همخوان است از جمله: در ویژگی مسئولیت پذیری(کرایی وهمکاران،1395،فنل، 1993)خودآگاهی(فتحی وهمکاران،1395)، انعطاف پذیری (اینگرام،2010،کرایی وهمکاران،1395، باچندوکارون،2001)، صداقت(کرایی وهمکاران،1395، فتحی وهمکاران،1395،فنل،1993)، پختگی هیجانی(خدادادی سنگده وهمکاران،1395)، دلسوزی و مهربان بودن (حاتمی ورزنه وهمکاران ،1395) همسو وهمخوان است.

در سطح زوجی، زوجین موفق بیان داشتند که از ویژگی های خاصی برخوردار بودند که در رضایت از ازدواج شان تاثیر زیادی داشته است از جمله، عشق و تعلق خاطر نسبت به همدیگر(باچند وکارون 2001، دیکسون،2013، بروکز،2006) اطمینان داشتن نسبت به همدیگر(شریسا،2014)، درک متقابل(گاتمن وسیلور1999،کرایی وهمکاران،1395، باچند وکارون،2001) رضایت جنسی،(اینگرام،2010بروکز،2006کرایی وهمکاران،1395فتحی وهمکاران،1395) مشارکت و همکاری، مدیریت تعارض(گاتمن ولونسون،2002،کرایی وهمکاران،1395،اینگرام،2010)، ارتباط مؤثر(باچند وکارون،2001، کرایی وهمکاران ،1395،فتحی وهمکاران،،1395) تصمیم گیری کارآمد، ایفای نقش کارآمد، مدیریت مالی(اینگرام،2010،کرایی وهمکاران،1395، فتحی وهمکاران،1395)رشد خود و همسر(فتحی وهمکاران ،1395). این یافته ها نیز با نتایج مطالعات ­مختلفی مانند­ بروکز(2006) گاتمن ولونسون(2002) فتحی و همکاران(1395) با چند­­وکارون(2001) خدادادی سنگده وهمکاران(1393) صاحبدل و همکاران(1394)، اعتمادی و همکاران(1392)، همسو و همخوان است.

در سطح خانوادگی یعنی تعاملات بین زوج ها وخانواده ها، زوجین موفق با حفظ حریم و ابراز نکردن مسائل و مشکلات به خانواده ها تجربه رابطه موفقی داشتند. همچنین حمایت خانواده ها از زوجین در زمینه­های مالی، عاطفی، فرزند پروری، امور منزل، از عوامل موفقیت آنها در ازدواج بود. همچنین زوجین موفق بیان کردند که آن ها نیز گاهی مواقع به خانواده های خود در ابعاد مالی و عاطفی کمک می نمودند. برخورداری زوجین از این شبکه حمایتی می تواند در مواقع لزوم در کمک به آنها در حل مسائل مختلف سودمند واقع شود و فرصت حضور بیشتر درکنار دیگران وبهره بردن از مزایای روابط اجتماعی سالم را ایجاد کند، بویر(2006). براین اساس هرچه زوج روابط گرم وصمیمانه ای باخانواده اصلی خود و همسرشان داشته باشد با اقوام خود رفت وآمد کنند وشبکه های حمایتی دوستان وهمکاران بیشتری داشته باشند و یا ادراک حمایتی بیشتری از سوی همسر، خانواده، آشنایان وهمکاران خود داشته باشند، رضایت بالاتری از ازدواج را تجربه می کنند. نتایج این قسمت از پژوهش با یافته های پژوهش فاطیما واجمل(2012)، گاتمن ولونسون (2002) بویر(2006)، حاتمی ورزنه و همکاران(1395) فتحی و همکاران(1395) همسو و همخوان است. و با پژوهش دانگ وشیائو(2010) مطابقت وهمخوانی ندارد. آنچه دراین مطالعه تازگی دارد و قابل توجه است نقش معنی دار کیفیت ارتباط زوج با خانواده های اصلی و اهمیت داشتن رضایت مندی آنها در  ازدواج است. از مصاحبه با شرکت کنندگان مشخص شدکه هرچه قدرخانواده اصلی از همسر و فرزند خود راضی تر باشد و ارتباط گرمی بین آنها وجود داشته باشد، به همان میزان رضایت از ازدواج نیز بالاتر است. این یافته نیز به روشنی بیانگر فرهنگ خانواده محور کشورمان است که اهمیت خانواده اصلی را درسراسر فرایند ازدواج نشان می­دهد.

در سطح چهارم یعنی عوامل اجتماعی– فرهنگی، با توجه به اینکه کشور ما دارای خصوصیاتی از جمله فرهنگ جمع گرایی بوده وساختار اجتماعی و فرهنگی کشور ما، بیش از پیش، فضائل اخلاقی، معنویت و قناعت را مورد تاکید قرار داده و از فرد گرایی وصفات خودخواهانه دوری می جوید. ارزشها باورها، رسوم و هنجارهای حاکم بر یک بافت، علاوه بردیدگاههای فردی برسبک روابط زوجی نیز اثر گذار است. به نظر می­رسد توافق در زمینه فرهنگ، ارش­ها و باورها موجب تشکیل یک شبکه­ی اجتماعی جدید بین زوج­ها می­گردد که باعث می شود آنها مدت زمان بیشتری را با هم سپری کرده و حمایت­هایی برای یکدیگر فراهم آفرند که در نهایت باعث افزایش رضایت­مندی زناشویی گردد. داشتن اعتقادات و باورهای مشترک باعث می­شود که نقاط اشتراک رابطه­ی آنها افزایش یافته و حمایت معنوی بیشتری از یکدیگر در طول زمان داشته باشند. حتی گاهی اوقات، توافق در این زمینه ها بر افزایش صمیمیت نیز اثرگذار خواهد بود. طی مصاحبه با زوجین، باور مشترک باعث نزدیکی آن­ها یا باعث تقویت پیوند ازدواج می­شود.

 

. آنچه در این پژوهش تازگی دارد احترام به هنجار وارزش های فرهنگی از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. زوجین موفق بیان داشتند که احترام خاصی برای بزرگترها داشتندواحترام به همسایه را از واجبات می دانستند.همچنین زوجین موفق بیان داشتند که در مراسمات شادی وغم فامیل وهمسایه شرکت می کردند که اینها نشان دهنده فرهنگ خاص کشورمان است. یافته های این بخش از پژوهش با یافته های پژوهش کاسلو و ­رابینسون(1996)، (لهرر،2006)، فاطیما و اجمل(2012)، صاحبدل و همکاران(1393)، خدادادی و همکاران(1393) مطابقت و همخوانی دارد.

یکی دیگر از عوامل زمینه ساز ازدواج موفق براساس نمونه مورد مطالعه در پژوهش حاضر عوامل والدینی بودند.در این پژوهش در ازدواجهای موفق، فرزند دارای نقش مثبتی بود و ازسوی دیگر والدین متناسب با سن به فرزندان خود آموزشهایی می دادند که به شکل گیری مهارتهایی در فرزندان منجر می شد و می توان گفت که سیستم والدینی در این ازدواجها کارآمد بود. زوجین موفق بیان کردند که داشتن فرزند به رضایت مندی بیشتر در رابطه زناشویی آنها منجر شده است. فرزندان احترام خاصی برای والدین داشتند.  نتایج این قسمت از پژوهش با نتایج پژوهش باچند وکارون(2001)، نیمتز(2011)، فنل(1993)، فاطیما واجمل(2012)، فتحی وهمکاران (1395 )، حاتمی ورزنه و همکاران(1395) مطابقت وهمخوانی دارد. همچنین زوج های موفق شرکت کننده دراین تحقیق بیان داشتند که گاهی مواقع در زندگی زناشویی خود تعارضاتی پیش می آمد که در مواجهه با این تعارضات وحفظ رابطه از روشهایی استفاده می کردند. شیوه ها و راهبر دهای حل تعارض در دوسطح راهبردهای حل تعارض میان زوجین و راهبردهای حل تعارض زوجین با خانواده اصلی بررسی شد. تحقیقات دیگر اغلب روی حل تعارض میان زوجین تاکید می کردند و تعارضات مربوط به خانوده اصلی یافت نشد. این موضوع بیانگر تفاوت فرهنگی میان جامعه ایرانی وبه طور کلی، جوامع جمع گرا با جوامع فردگرا است که به علت ارتباط با خانواده های مبداء می تواند منبع حمایتی در رابطه زوجین تلقی شود وهم اینکه به عنوان عامل تعارض و تنش باشد. یافته های این قسمت از پژوهش با یافته های فتحی وهمکاران (1395)، حاتمی ورزنه وهمکاران(1395)، استفورد وکانری(1991) همسو وهمخوان است. 

 

 

 

 

 

در پایان می توان نتیجه گرفت که ازدواج موفق پدیده ای چند بعدی بوده که با روش های کمی محدود نمی توان به خوبی در مورد آن قضاوت کرد. همچنین رسیدن به ازدواج موفق، اتفاقی ناگهانی نیست بلکه فرایندی است که با گذر از فراز و نشیب های زندگی، زوجین می توانند به آن برسند. و افرادی که از ویژگیهای شخصیتی کارآمد، ویژگی های زوجی کار آمد، سیستم زوج– خانواده کارآمد، سیستم والدینی کارآمد، راهبردهای مقابله با سختی و اختلاف کارآمد برخوردارند، می توانند در این سفر پرفراز و نشیب به مقصد پایداری رضایتمند برسند. این پژوهش به نو به خود با محدودیتهایی نیز رو به رو بود. نمونه مورد مطالعه از طبقات مختلف اجتماعی- اقتصادی شهر یاسوج بودند، لذا تعمیم این نتایج به همه خانواده های ایرانی مستلزم رعایت احتیاط است. از سوی دیگر، ازدواج موفق می تواند از عوامل و متغیرهای بی شمار دیگری متأثر باشد که در این پژوهش به دلیل عدم شناسایی به آنها پرداخته نشده است. پیشنهاد می شود این پژوهش در بافتهای دیگر وفرهنگهای دیگر کشورمان و با نمونه های دیگر تکرار شود. این پژوهش  مضامین مهمی برای متخصصان حوزه ازدواج وخانواده و زوجین دارد. با توجه به عوامل شناسایی شده، نتایج پژوهش حاضر به صورت راهنما و موارد بااهمیت درکارگاههای آموزش زوجها یا مراکز پیش از ازدواج ترویج داده شود.



1- دانشجوی دکتری، گروه مشاوره، پردیس علوم و تحقیقات خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

 

2-دانشجوی دکتری، گروه مشاوره، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران. 

3- مدرس مدعو، گروه مشاوره، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران./ دانشیارگروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، شهید چمران اهواز (نویسنده مسؤول) Email:kh.aslani@scu.ac.ir

4- استادیارگروه مشاوره، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران 

                                                                                                                                                                                              

 

  • منابع

    • بهشتیان، محمد. (1395). «بررسی مقایسه ای ملاک های ازدواج(اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، ظاهری و دموگرافیک)زوج های در شرف ازدواج دوم با ملاک های آنها در ازدواج اول». جامعه پژوهی فرهنگی. سال هفتم، شماره دوم، تابستان،1395ص 21-1.
    • حاتمی ورزنه، ابوالفضل؛ اسمعیلی، معصومه؛ فرحبخش، کیومرث و برجعلی، احمد. (1394). «ارائه الگوی ازدواج: پایدار رضایتمند: یک پژوهش گراندد تئوری». مجله مشاوره وروان درمانی خانواده. 1395. شماره 6، 149-120.
    • حاتمی ورزنه، ابوالفضل؛ اسمعیلی، معصومه؛ فرحبخش، کیومرث و برجعلی، احمد. (1395). «بررسی مقایسه ای ازدواج های پایدار رضایتمند و ازدواج های در حال جدایی( مطالعه کیفی)». فصلنامه فرهنگی  تربیتی زنان و خانواده. شماره 35،39- 7.
    • خان محمدی، فاطمه و پرتوی، لطیف. (1396). «بررسیرضایتاززندگیزناشوییدرمیانزوجیندارایسبکهایسنتیو مدرنوعواملاجتماعیفرهنگیمرتبطباآندرشهرمیاندوآب». مطالعات جامعه شناسی. سال نهم، شماره سی و چهارم، بهار1396. ص 126-109
    • خجسته مهر،رضا و محمدی، زرنگار. (1395). «تجربه خوشبختی در ازدواج های پایدار: یک مطالعه کیفی». مجله روانشناسی خانواده. دوره3، 59-27
    • خدادادی سنگده، جواد؛ نظری، علی محمد؛ احمدی، خدابخش و حسنی، جعفر. (1393). «شناسایی شاخص های ازدواج موفق: مطالعه ای کیفی واکتشافی». فصلنامه مطالعات راهبردی ورزش وجوانان. شماره 25، 28-9.
    • دیباجی فروشانی، فاطمه سادات؛ امامی پور، سوزان و محمودی، غلامرضا. (1388). «رابطه سبک های دلبستگی و راهبردهای حل تعارض بر رضایت مندی زناشویی زنان». مجله اندیشه و رفتار. دوره سوم شماره 11بهار 1388.
    • فتحی، الهام و همکاران. (1395). «ارائه مدل ازدواج رضایتمند در فرهنگ ایرانی: مطالعه نظریه داده بنیاد». فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناسی. دوره دوازدهم، شماره دوم، تابستان 1395.
    • فتحی، الهام و همکاران. (1394). «حیطه های تعارض و استراتژی های حل آن در زوجین رضایتمند». فصلنامه فرهنگ مشاوره و روان درمانی. سال ششم، شماره 24.
    • کارگر، مونا و اصغری ابراهیم آباد، محمد جواد. (1394). «مقایسه سبک حل مسئله وسازگاری زناشویی در مادران کودک استثنایی وعادی». سال پانزدهم، اردیبهشت 1394، شماره2 ، 130
    • صاحبدل، حسین؛ زهراکار، کیانوش و دلاور، علی. (1394). «شناسایی شاخص های ازدواج موفق ،یک مطالعه کیفی». پژوهش های روانشناسی بالینی و مشاوره. 5(2)، 46– 32.
    • کرایی، امین؛ خجسته مهر، رضا؛ سودانی، منصور و اصلانی، خالد. (1395). «شناسایی عوامل مؤثر در ازدواج های پایدار رضایتمند در زنان». مجله مشاوره وروان درمانی خانواده. 6، 164- 129.
      • Abdollahzadeh, H. (2002). Marital satisfaction and equivalence couples. Congress of Students Marriage”. Isfahan: industrial university
      • Asoodeh, M.H. Khalili, S., Daneshpour, M., &Lavasani, M.GH. (2010). Factors of successful marriage: accounts from self described happy couples”. Social and behavioral sciences. 5. 2042-2046.
      • Bachand, L. & Caron, S. (2001). Ties that bind: A qualitative study of happy long-term marriages”.Contemporary Family Therapy. 23(1).
      • Brooks, Pruedence. (2006). A qualitative study of factors that contribute to satisfaction and resiliency in long-term African American marriages”. Unpublished doctoral dissertation, our lady of the lake university.
      • Carr, D., Freedman, V. A., Cornman, J. C., & Schwarz, N. (2014). Happy marriage, happy life? Marital quality and subjective well-being in later life”. Journal of Marriage and Family. 76.
      • Dixon, D. C. (2013). Christian spirituality and marital health: Aphenomenological study of long-term marriages”. A doctoral dissertation in counseling. Liberty University.
      • Donovan, S. (2004). Stress and coping techniques in successful marriage. Thesis submitted to the faculty of the Varginia Polytechnic institute and State arriage, happy life?”. University in partial of the requirements for the degree of M.A.
      • Dung Le, T. M.(2008). Vietnamese Couples' Perceptions of the Factors that Contribute to Satisfaction in Long-Term Marriages”. A M.A. Dissertation in social work. University of Manitoba.
      • Esere, M. O., Yeyeodu, A., Oladun, C. (2014). Obstacles and Suggested Solutions to Effective Communication in Marriage as Expressed by Married Adults in Kogi State, Nigeria”.  Journal Procedia - Social and Behavioral Sciences”. 114: 584 – 592.
      • Fatima, M., & Ajmal, M. A. (2012).Happy Marriage: A qualitative study”.Pakistan Journal of Social and Clinical Psychology, 9,37-49.
      • Fenell, D. L. (1993) Charecteristics of long-term first marriage”.Journal of mental health counseling .15,446-460.
      • Gottman, J. M., & Levenson, R. W. (2002). Generating hypotheses after
      • years of marital follow up: Or how should one speculate? A reply to Dekay, Greeno, and Houck”.Family Process. 40, 105-110.
      • Heller, D., Watson, D., & Ilies, R. (2004). ”.The role of person versus situation in life satisfaction: a critical examination”. Psychological Bulletin. 130(4).
      • Ingram, J.R. (2010).  Money stories of successful long-term married couples. Pro Quest Dissertations and Theses. Texas woman’s university.
      • Kaslow, F., & Robison, J. A. (1996).Long-term satisfying marriages: Perceptions of contributing factors”.American Journal of Family Therapy, 24,153-
      • -170.
      • Karimi Sani.P., Smaily. M., Falsafinejad. M.R., Shafiabadi.A. Farahbakhsh. K. Ahiaii. K. (2010). Providing the content of premarital counselling based on identifying spiritual and moral factors that predict successful marriage in tabrizian couples”. Journal of women and family studies,7.121-132.
      • Lehrer, E. (2006). Age at marriage and marital instability: Revisiting the Becker- Lades-Micheel hypothesis. University of Illinois at Chicago and IZABONN
      • Long, L., Yang, M.(NS). Counseling and treatment issues in couple. Translator, Nazari A, Khodadadi J, Asadi.
      • Manap, J., Che Kassim, A., Hoesni, S., Nen, S., Idris, F., & Ghazali, F. (2013).The Purpose of Marriage among Single Malaysian Youth”.journal Procedia - Social and Behavioral Sciences, 82: 112 – 116.
      • Myers, J.E., Madathil, J., & Tingle, L. R. (2005).  Marriage satisfaction and wellness in India and the U.S.: A preliminary comparison ofarranged marriages and marriages of choice”.Journal of Counseling and Development. 83: 183-190
      • Mohsen Zadeh, F., Nazari, A., & Arefi, M. (2010). Father's family Experiences and perceptions of hostile marital conflicts”. Counseling research, 1 (38): 7-24. (Persian).
      • Nazare, B., Fonseca, A., Gameiro, S., & Canavarro, M. C. (2011). Amniocentesis due to advanced maternalage: The role of marital intimacy in couples’ decision-making proces”. Contemporary Family Therapy, 33:128–142.
      • Nimtz, Mark A. (2011). Satisfaction and contributing factors in satisfying long-term marriage: a phenomenological study”. Doctoral dissertation, ProQuest Dissertations and Theses, Liberty University.
      • Peleg, O. (2008). The relation between differentiation of self and marital satisfaction: What can be learned from married people over the course of life”.American Journal of Family Therapy, 36(5).
      • Segrin, C. & Flora, J. (2005). Family communication. London: Lawerence Erlbaum associates publishers.
      • Strauss, A. L, Corbin, J. M. (1990). Basics of Qualitative Research: Techniques and Procedures for Developing Grounded Theory. California: SAGE Publications, Inc.