عوامل اجتماعی مؤثر بر امید به آینده دانشجویان دانشگاه تهران (ورودی سال 1393)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران (نویسنده مسئول

2 کارشناس ارشد، پژوهش علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

چکیده

امیدواری و خوش­بینی نسبت به آینده زندگی، از جمله نشانه­های پویایی و نشاط در جامعه و انگاره­ای برای پیشرفت اجتماعی است. تحقیق حاضر، حاصل پیمایشی است که با هدف شناسایی میزان امید به آینده در بین دانشجویان و بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل 17551 نفر دانشجویان ورودی در سال 1393 به دانشگاه تهران بوده است که با استفاده از روش نمونه­گیری چند مرحله­ای، نمونه­ای با حجم 260 نفر تعیین گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان می­دهد که میزان امید به آینده دانشجویان پایین­تر از حد متوسط است. میانگین نمره کل امیدواری در مقیاس 1 تا 5، 74/2 است که بیانگر وجود نگرش نسبتاً منفی درباره آینده است. متغیرهای اصلی در بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر امید به آینده شامل دینداری، احساس آنومی، احساس محرومیت و پایگاه اجتماعی-اقتصادی است. در سنجش احساس آنومی در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، آنومی اقتصادی بالاترین میزان را به خود اختصاص داده است که نشان می­دهد مهمترین انتظار و اساسی­ترین گفتمان میان ذهنی جوانان، نابسامانی­های اقتصادی مانند بیکاری، نابرابری در کسب درآمد و.... است. پس از آن، آنومی اجتماعی قرار دارد که شامل ناهنجارهای­های اجتماعی، عدم رعایت حقوق متقابل، بی­قانونی و ... است. آنومی رابطه منفی و دین­داری رابطه مستقیم و مثبت با امید به آینده داشتند. نتایج رگرسیونی نشان داد که متغیرهای وارد شده بر مدل، 41 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می­کنند که در این میان، سهم متغیر احساس آنومی در تبیین متغیر وابسته بیشتر است.

کلیدواژه‌ها


عوامل اجتماعی مؤثر بر امید به آینده دانشجویان دانشگاه تهران (ورودی سال 1393)

شراره مهدیزاده[1]

سیما قاری قرآنی[2]

 

 

تاریخ دریافت مقاله: 10/8/1397

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:20/9/1397

 

مقدمه

امید به آینده به عنوان یکی از شاخص­های توسعه اجتماعی و سلامت­روان، از متغیرهای تأثیرگذار بر کیفیت زندگی و شادابی افراد جامعه به ویژه نسل جوان است. اهمیت بررسی امید به آینده در میان دانشجویان به عنوان یکی از مهمترین منابع انسانی هر جامعه­ای دو برابر می­گردد. جوانان در اوج سازندگی، شکوفایی، تحرک و پویایی قرار دارند که آینده جامعه به دست آنها رقم می­خورد.

برخی آمارها بیانگر وجود انواعی از آسیب­های اجتماعی مانند افسردگی، اعتیاد، طلاق و خشونت­های اجتماعی بین جوانان کشور است؛ چنان که نتایج تحقیقی با سؤالات مجزا بر روی 75 هزار جوان 15 تا 29 ساله نشان داد که 36 درصد جوانان از نظر قدرت و امید به زندگی دچار مشکل هستند، 42 درصد آنان اعتماد و عزت نفس کافی ندارند و 54 درصد دچار سطوحی از افسردگی هستند (سازمان ملی جوانان، 1382). چنانچه در تحقیقی معلوم گشت که هر چه میزان امید به آینده بیشتر باشد، احساس اعتماد و در نهایت، رضایت از زندگی بیشتر می­شود و برعکس (هزار جریبی، 1388: 133). این شواهد نگران کننده است و می­تواند در جوانان، روحیه عدم اطمینان به آینده را رشد دهد و به احساس بی­قدرتی بینجامد.

نامطمئن بودن نسبت به آینده این نتیجه را به دنبال دارد که همه تصمیمات با ریسک و خطر همراه گردد و آنان ترجیح ­دهند روش­های زود بازده­تر را انتخاب کنند. نسل جوان در اثر وابستگی طولانی مدت به والدین، بیکاری و ناتوانی مالی برای تشکیل خانواده ناچار است بدون نقشه­ای قابل اتکا به سوی بزرگسالی حرکت کند. امید، باور به آینده­ای بهتر است و بر تعاملات و روابط بین افراد تأثیر می­گذارد و باعث جلوگیری از انفعال جوانان و جهت بخشی به زندگی آنان می­شود. امید عاملی برانگیزاننده است و باعث می­شود جوانان مسیری را انتخاب کنند که در نهایت به تکامل آنان و جامعه بینجامد. اسنایدر معتقد است می­توان امیدواری را به دو مفهوم مهم «تعیین جهت­گری هدفمند موفق» و «برنامه­ریزی موفقیت­آمیز» که دسترسی به اهداف را امکان پذیر می­کند، تقسیم کرد. (اسنایدر، 2007: 61).

توقعات نسل کنونی متأثر از پیش­بینی­ها و انتظارات آنان از آینده­ و شکاف مضاعف بین این انتظارات با امکانات دسترسی و تحقق آن باعث شکل­گیری نگرش بدبینانه و این احساس در میان بخشی از جوانان شده است که آن­ها کنترلی بر زندگی، سرنوشت و آینده خود ندارند. جوانان در چنین شرایطی، آینده را نامطمئن­تر از آن چیزی که هست می­بینند و لذا خود را در پیش­بینی و برنامه­ریزی برای آن ناتوان می­یابند.

امید به آینده می­تواند به رشد و شکوفایی شخصیت، خلاقیت، شادی و نشاط، تحرک و پویایی در نسل جوان بینجامد و ناامیدی می­تواند انواع آسیب­های اجتماعی از جمله رفتارهای خشونت­آمیز، افسردگی، سوء مصرف مواد مخدر و رفتارهای پرخطر را در پی داشته باشد. عوامل متعددی در ایجاد امید به آینده مؤثرند؛ برخی از این عوامل مانند پایگاه اقتصادی- اجتماعی، بیشترین رابطه را با امید به آینده دارند (عبداللهی، 1389). احساس ناامیدی منجر به احساسات منفی دیگری مانند عصبانیت، نارضایتی و انفعال در رسیدن به اهداف می­شود که نتیجه آن می­تواند احساس آنومی و محرومیت باشد.  این تحقیق در صدد شناسایی و ترسیم نگرش و احساس دانشجوبان نسبت به آینده خود و جامعه است.

اهداف پژوهش

 هدف اصلی

 شناسایی میزان امید به آینده در بین دانشجویان و بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن.

هدف جزئی

 توصیف و تبیین رابطه عوامل اجتماعی مؤثر بر میزان امید به آینده مانند پایگاه اقتصادی- اجتماعی، احساس محرومیت، احساس آنومی و میزان دین­داری.

سؤالات کلی

  1. میزان امید به آینده در بین جوانان چقدر است؟
  2. عوامل مؤثر بر امید به آینده در میان جوانان کدام­اند؟

سؤالات جزئی

  1. ارزیابی جوانان از اوضاع آینده کشور چگونه است؟
  2. جوانان تا چه حد به برآورده شدن اهداف و خواسته­هایشان در آینده امیدوارند؟

پیشینه تجربی پژوهش

تحقیقات داخلی

مردای و صفاریان (1379) در تحقیقی با عنوان «مطالعه رابطه بین سرمایه اجتماعی و امید به آینده با بی­تفاوتی اجتماعی در شهر کرمانشاه»- با نمونه 400 نفری از میان 42017 نفر جامعه آماری- نشان دادند که سرمایه اجتماعی و امید به آینده و میزان درآمد، تأثیر معناداری بر بی­تفاوتی اجتماعی (متغیر وابسته) دارند. با افزایش امید به آینده، میزان بی­تفاوتی جوانان کاهش می­یابد و بالتبع آن، منجر به کاهش آسیب­های اجتماعی خواهد شد.

افراسیابی و همکاران (1395) در مطالعه عوامل اجتماعی مرتبط با امید جوانان به آینده در میان دانشجویان دانشگاه­های شهر یزد دریافتند که میانگین امید به آینده در سطح بالاتر از متوسط است. در این تحقیق 450 دانشجو به شیوه نمونه­گیری طبقه­ای انتخاب شدند و نتایج حاکی از آن بود که محدودیت­های اجتماعی، نابرابری­های جنسیتی و سرخوردگی­های ایجاد شده از سوی جامعه برای دانشجویان مقاطع تحصیلی بالاتر باعث کاهش سطح امید آنها به زندگی شده است.

حسین دهقان در تحقیقی با عنوان «تحلیل جامعه­شناسی عوامل مؤثر بر شادمانی اجتماعی جوانان شهر تهران (1396)»- با نمونه آماری شامل 380 نفر از جوانان شهر تهران با روش نمونه­گیری خوشه­ای چند     مرحله­ای- به این نتیجه رسید که بین امید به آینده، احساس امنیت اجتماعی، احساس مقبولیت اجتماعی، احساس اعتماد اجتماعی، عدالت توزیعی و شادمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.  

علیزاده اقدم (1391) پژوهشی را با عنوان «بررسی میزان امید به آینده در بین دانشجویان و عوامل مؤثر بر آن» انجام داده است. این تحقیق نشان داده که میزان امید به آینده در بین دانشجویان زیاد بوده است (67 تا 100 درصد). همچنین دو بعد از سه بعد سرمایه اجتماعی (انسجام اجتماعی و اعتماد اجتماعی) در امیدبخشی به افراد تأثیرگذار هستند.

تحقیقات خارجی

آدنانز (2007) در تحقیقی با عنوان «تحولات اجتماعی و آنومی در بین جوانان بلغارستان پس از کمونیسم» متغیر آنومی را تحلیل عامل نمود و سه بعد را در آن تشخیص داد. یک بعد واکنش­های روان­شناختی را نشان می­داد که ناامیدی نسبت به تحولات بود و دو بعد دیگر احساس نوستالوژی (احساس دال بر غم و شادی توأمان را شامل می شود و زمانی به وجود می­آید که به روزهای خوش گذشته فکر کنیم) و         بی­هنجاری در مواجهه با تحولات را در برمی­گرفتند. داده­ها از 560 دانشجوی دانشگاه­های بزرگ بلغارستان حاصل شدند. روش جمع­آوری داده­ها، پرسشنامه بود. تحلیل رگرسیون نشان داد که آنومی راون­شناختی (بعد اول) جاصل موقعیت­های فشارزاست از جمله: درآمد پایین، طبقه اجتماعی پایین، ناامیدی از اصلاحات و احساس درماندگی شدید نسبت به آینده. در مقابل، نگرش­های آنومیک که به نوستالوژی و احساس بی­هنجاری مربوط می­شدند، موقعیت خاص اقتصادی- اجتماعی یا موقعیت فشارزا را نشان     نمی­دادند. نوستالوژی بیشتر محصول مخالفت و مقاومت در مقابل اصلاحات بود و رابطه بین بی­هنجاری و آرزوی شغل آینده مثبت بود.   

بولاند و همکاران (2001) در مطالعه­ا­ی به بررسی ناامیدی و خشونت در میان جوانان امریکا پرداخته­اند. نتایج این بررسی نشان می­دهد که ناامیدی نسبت به آینده نسبتاً نادر است و تعداد نسبتاً کمی از جوانان نسبت به آینده ناامیدند (20 الی 30 درصد). بین ناامیدی و عدم اطمینان به آینده رابطه­ای وجود ندارد. حدود 80 درصد از جوانانی که عدم اطمینان به آینده را بیان کرده­اند، نسبت به آینده ناامید نیستند. عدم قطعیت درباره­ آینده با رفتارهای خشونت­بار همراه نیست، در حالی که ناامیدی با رفتارهای خشونت­بار همراه است البته در سطح متفاوتی برای زنان و مردان.

مولوک (2006) که تحقیقی را با عنوان «ارتباط بین مقابله مذهبی و رفتارهای خودکشی در نوجوانان آمریکایی- آفریقایی تبار» انجام داده­ است، دریافت که ناامیدی و افسردگی عواملی خطرساز برای افکار و اقدام به خودکشی هستند و سبک مقابله مذهبی به طور قابل توجهی با رفتارهای خودکشی ارتباط دارد. نوجوانانی که از سبک مقابله مشارکتی استفاده می­کنند به طور قابل توجهی بیشتر در کلیساها حضور دارند و تمایل کمتری به احساس ناامیدی و یأس دارند. زنان بیشتر از مردان از سبک مقابله مشارکتی استفاده می­کنند و این یافته­ها می­تواند توضیح دهنده آسیب­پذیری بیشتر مردان در مقابل خودکشی باشد.

ام سی کیب و بارنت (2000) به بررسی جهت­گیری آینده جوانان آفریقایی- آمریکایی پرداخته­اند. داده­های به دست آمده بیانگر آن است که دختران در مقایسه با پسران نسبت به آینده خوش­بین­تر، واقع­بین­تر و کمتر بدبین هستند و احساس کنترل بیشتری بر روی نتایج آینده روابط خانوادگی و عاشقانه دارند، اما تفاوت­های جنسیتی در مورد جهت­گیری نسبت به آینده زندگی شغلی وجود ندارد.

یافته­های فردریکسون (2009) و فولر و کریستاکیز(2008) نشان داده است افرادی که هیجان­های مثبت و خوش­بینی بیشتری را تجربه کرده باشند، عمر طولانی­تری را خواهند داشت. همچنین، افراد امیدوار و شادمان، روابط اجتماعی قوی­تری با دوستان، همسر، همسایگان و بستگان خود دارند.

استودارد و همکاران (2011) در مطالعه­ای دریافتند که عوامل محلی مانند فقر و خشونت ممکن است محدود کننده توانایی نوجوان برای فکر کردن درباره آینده باشد و توسعه و رشد امید را مهار کند. یافته­ها نشان می­دهد که حتی در چنین محیط­های پرتنشی، ارتباطات مثبت اجتماعی بخصوص ارتباط با مادر در اوایل نوجوانی همچون سد محافظی عمل می­کند و باعث کاهش ناامیدی و رشد امید و در نتیجه باعث کاهش پیامدهای اجتماعی منفی ناشی از ناامیدی یعنی شرکت در خشونت می­شود.

پیشینه نظری پژوهش

رویکردهای روان­شناختی

استوتلند با طرح نظریه امید معتقد است که ارزیابی مثبت از حوادث گذشته بر نوع ارزیابی از آینده تأثیر داشته است و این نیز به نوبه خود رضایت فردی را مشروط می­نماید. امید تنها از طریق تجارب فردی و از طریق تکرار نمونه­های مشابه به دست نمی­آید، بلکه تعامل و ارتباط با دیگران در بروز روحیه یأس یا امید در زمینه­های متعدد اجتماعی عامل تعیین­کننده­ای می­باشد. از نظر استوتلند، اضطراب و نگرانی به علت احتمال اندک در دست­یابی به اهداف باارزش می­باشد. همچنین، او به تأثیر حوادث و وقایع گذشته در شکل­گیری نمونه ذهنی فرد توجه دارد (صفدری، 1374: 13-12). از نظر اسنایدر، امید به عنوان انتظار فرد برای موفقیت در دست­یابی به هدف تعریف شده است (اسنایدر، 2000: 7). توانایی طراحی گذرگاه­هایی به سوی هدف­های مطلوب به­رغم موانع موجود و توانایی ایجاد انگیزه برای شروع و تداوم حرکت در این گذرگاه­ها، امید مجموع این دو مؤلفه است (کار، 1384: 23). امید فرآیندی شناختی است که افراد به وسیله آن، فعالانه اهداف خود را دنبال می­کنند (اسنایدر، 1994: 11).

مؤلفه­های امید در نظریه اسنایدر عبارت اند از:

1-    تفکر هدف: اساس نظریه امید بر مبنای اهمیت و ضرورت اهداف بنا شده است (ولز، 2005).

2-  تفکر عامل: افکاری است که افراد در مورد توانایی خود برای شروع و تداوم حرکت در مسیر انتخاب شده به سمت هدف دارند (اسنایدر و همکاران، 2007).

3-  تفکر گذرگاه: توانایی ادراک شده فرد برای شناسایی و ایجاد مسیرهایی به سمت هدف است (اسنایدر، 1994). از آنجا که برخی از طرح­ها و نقشه­ها ممکن است با شکست مواجه شوند، افراد دارای امید بالا، به منظور مقابله با موانع احتمالی، چندین گذرگاه را در نظر می­گیرند (اسنایدر و همکاران، 1991: 45). 

رویکردهای جامعه­شناختی

دورکیم در نظریه آنومی به طرح علل وقوع ناامیدی، انزوا، انفعال و از خودبیگانگی در افراد می­پردازد و دو نوع آنومی را تمیز می­دهد: یکی در سطح فردی و دیگری در سطح اجتماعی. بی­هنجاری یا آنومی در سطح فردی، به نوعی حالت ذهنی[3] اطلاق می­گردد که در آن، به واسطه اختلالات اجتماعی، فرد در انتخاب هنجارها و تبعیت از قواعد رفتاری دچار نوعی سردرگمی، احساس بی­قدرتی و احساس پوچی می­شود. آنومی در سطح اجتماعی نشانگر نوعی اختلال و بی­هنجاری جمعی است که در آن، احساسات فرد با توجه به نظام اجتماعی سنجیده می­شود. زمانی که توان اجتماعی وجود ندارد، فرد فاقد وسیله­ لازم جهت تنظیم رفتار خود و تطبیق آن با معیارهای اجتماعی و نیز فاقد احساس حمایت جمعی و پشتیبانی اجتماعی است. بدین ترتیب ممکن است فرد دست به رفتاری نابهنجار بزند و در نهایت خود را از عضویت جامعه خلع نماید و یا به صورت فردی از خودبیگانه، بی­قدرت و ناامید، به زندگی منزوی و منفعل خود ادامه دهد (دورکیم، 1933: 209). به نظر دورکیم، زمانی که تحول نیازها و خواسته­ها با وسایل تطبیق نمی­کنند و امکانات موجود، پاسخگوی آنها نیست باید در صدد محدود نمودن هیجانات برآمد، در غیر این صورت شرایط موجود، وضعیتی آنومیک به خود می­گیرد (توسلی، 1382: 37).

آنومی در جامعه­ای به وجود می­آید که: 1- رشد سریع اقتصادی و اجتماعی در آن روی می­دهد؛ 2- در آن عده­ای ثروتمند می­شوند؛ 3- این ثروت به روش های گوناگون برای قشر فقیر به نمایش گذاشته می­شود؛ 4- دست آخر اینکه، سیستم و ساختار پایدار نیازهای آنان را بر هم می­زند (رفیع­پور، 1378: 19).

به طور کلی در ادبیات جامعه­شناسی دو مفهوم پردازی کلی از آنومی وجود دارد: یکی فقدان وفاق با درجه توافق پایین در مورد هنجارهای مسلط جامعه، در این حالت ما در مورد جامعه با فرهنگ بی­هنجار صحبت می­کنیم و با سطح کلانی از تحلیل سر و کار داریم. رویکرد دیگر بر نگرش­های فردی تأکید دارد. از این منظر اشخاصی که به لحاظ روان­شناختی از نظم هنجاری بیگانه شده­اند (یا آن را رد می­کنند) به عنوان    بی­هنجار دیده می­شوند (مورسیون و سولیسیستور، 1995: 85).

مرتون تلقی دورکیم از آنومی را در قالب «نظریه استیصال»[4] بسط داده است و به تحلیل چگونگی گسستگی و عدم ارتباط بین فرد و ساخت اجتماعی می­پردازد. مرتون در ابتدا دو بعد از سیستم اجتماعی و فرهنگی را مشخص می­کند: الف) اهداف، آرزوها، انتظارات و ارزش­های فرهنگی؛ ب) روش­ها، شیوه­ها، وسایل و اسباب دست­یابی به این اهداف.

در سطح خرد، زمانی که فرد شیوه تأیید شده برای دستیابی به اهداف خود نداشته باشد، مستأصل شده و به وسایل نامشروع متوسل می­شود. در سطح کلان هم وقتی جامعه توان ارائه ابزار و وسایل قابل قبول برای دستیابی به اهداف مطرح در سطح خرد را ندارد، خود باعث ایجاد آنومی می­شود. البته جوامع از لحاظ درجه اهمیتی که برای اهداف و وسایل قائل می­شوند، با یکدیگر تفاوت دارند (محسنی تبریزی، 1370).

غایت هر جامعه­ای، هم­شکلی و هم­نوایی است و آن در صورتی میسر است که بین اهداف و آرزوها با امکانات، هماهنگی و همسویی وجود داشته باشد. مرتون می­نویسد که وقتی بین اهداف فرهنگی و وسایل تشکیلاتی جهت دستیابی به این اهداف تناسب وجود نداشته باشد، در آن صورت افرادی که در یک ساختار اجتماعی تحت فشار قرار گرفته­اند احتمالاً بیشتر از دیگران رفتار انحرافی خواهند داشت. طبق نظر مرتون، هنگامی که جامعه هدف محور باشد، ثروت و امکانات مادی، بیش از همه مورد توجه قرار می­گیرد. افرادی که دارای آموزش رسمی محدود و منابع اقتصادی کم هستند، به زودی درمی­یابند که راهی برای کسب ثروت و دیگر راه­های موفقیت به طور قانونی برای آن­ها میسر نیست. اهداف موفقیت مقبول اجتماع در سراسر جامعه یکسان است، اما دستیابی به روش­های مشروع به پایگاه و طبقه اجتماعی بستگی دارد. افرادی که از ساختار فرصت­های مشروع، خارج مانده­اند دچار احساس خشم، سرخوردگی، بی­هنجاری و هنجار گسیختگی می­شوند. مرتون برای سنجش آنومی و انحرافات در یک گونه شناسی کلی، رفتارهای اجتماعی را در پنج سنخ قرار می­دهد (توسلی، 1382: 402).

هر جامعه تلاش دارد تا اهداف و آروزهای مردم خود را محدود کند. اگر جامعه­ای آنومیک شود، نمی­تواند برخواسته ها و آرزوهای جامعه خود اعمال کنترل کند. در این جامعه مطالبات افراد پایان ندارد و اطاعت از قوانین با دشواری صورت می­گیرد و بروز رفتارهای جایگزین در بین افراد مانند جرم و انحراف اجتناب­ ناپذیر است (سیگل، 1998: 175).

میکالوس معتقد است که احساس خشنودی از زندگی، حاصل و برآیند شش نوع مقایسه است: 1- آنچه فرد می­خواهد و آنچه دارد. 2- شرایط واقعی موجود و بهترین شرایط گذشته. 3- آنچه فرد دارد و آنچه دیگران دارند. 4- شرایط واقعی و شرایط ایده­آل. 5- شرایط واقعی و انتظارات. 6- اسناد شخصی و اسناد محیطی.  میکالوس در مطالعه­ای پی برد که سه نظریه اول شکاف، نزدیک به نیمی از رضایت و شادکامی را در افراد مورد بررسی توجیه می­کنند (براتی، 1381: 60).

از منظر تئوری مقایسه اجتماعی، افراد درهمه جا در فرآیند مقایسه اجتماعی شرکت می­کنند. راجع به خود و سایرین به قضاوت می­پردازند و به این نتیجه می­رسند که آیا در اعمالشان برابری رعایت می­شود و یا خیر.

به عقیده فستینگر، مردم از طریق مقایسه ابعاد مختلف زندگی خود با دیگران به وضعیت خود پی می­برند و متوجه جایگاه خود در نظام اجتماعی می­شوند.

مقایسه اجتماعی، خود شروطی دارد و هر کس خود را با هر کسی مقایسه نمی­کند، بلکه خود را با افراد مشابه و کسانی که وضعیتشان کمی بهتر است، مقایسه می­کند. اگر فرد در نتیجه مقایسه با دیگران به نتایج نامطلوبی برسد- یعنی احساس عقب­ماندگی کند- دچار نارضایتی خواهد شد. مقایسه اجتماعی مهم­ترین شرط پیدایش احساس نارضایتی و احساس نیاز در انسان­هاست (رفیع­پور، 1378: 31).

می­توان بر این امر تأکید کرد که مقایسه اجتماعی خود فرآیندی نیست که مستقیماً به نارضایتی بینجامد، بلکه افراد در نتیجه مقایسه با دیگران به ارزیابی از نتایج مقایسه می­پردازند و چنانچه سهم خود را بر حسب میزان سرمایه­گذاری انجام شده غیرمنصفانه ارزیابی نمایند، دچار احساس محرومیت نسبی می­گردند و این احساس، مقدمه نارضایتی و ناراحتی روانی است. در تعریف محرومیت نسبی آمده است: «تفاوت درک شده بین انتظارات ارزشی افراد (مطالبات و وسایل و شرایط زندگی­ای که افراد معتقدند به راستی حق و شایسته آنهاست) و توانایی­های ارزشی آن­ها (امکانات و وسایل و شرایطی که فکر می­کنند استعداد به دست آوردن و نگه­داری آن­ها را دارند). (تد رابرت گر، 1377: 32) توانایی­های ارزشی، اشاره به اموری دارند که عمدتاً در محیط اجتماعی و فیزیکی باید آنها را یافت؛ آن­ها شرایطی هستند که تصوری از شانس را در زمینه تحصیل یا حفظ ارزش­هایی معین می­کنند که افراد به نحو مشروعی انتظار به دست آوردن آن­ها را دارند و انتظارات ارزشی، کالاها و شرایط زندگی است که فرد خود را به طور موجهی مستحق و شایسته به دست آوردن یا حفظ آن­ها می­داند (همان: 24).

ایجاد احساس محرومیت نسبی منوط به برقراری دو شرط است:

الف) ادراک نابرابری: وجود نابرابری واقعی و عینی در جامعه برای پیدایش احساس محرومیت نسبی اهمیت کمتری از ادراک ذهنی و ارزیابی ذهنی نابرابری دارد. اداراک نابرابری بیش از هر چیز تابع دو عامل است:

1-  قدرت ادراک: قدرت ادراک نابرابری می­تواند توسط مکانیسم­های آموزشی و آگاهی­دهنده مانند مدرسه، مسافرت، مذهب و وسایل ارتباط جمعی تقویت شوند. اما قدرت ادراک به تنهایی برای درک نابرابری کافی نیست و انسان باید نابرابری را ببیند. به عبارت دیگر، امکان دیدن آن را داشته باشد. هم قدرت ادراک و هم امکان دیدن نابرابری از طریق مدرنیزاسیون یا توسعه فراهم می­گردد.

2-  امکان ادراک و مشاهده: ادراک نابرابری همراه با ایجاد شرایطی برای آن تقویت می­گردد. مثل افزایش تماس انسان­های فقیر با انسان­های ثروتمند و ملاحظه امکانات رفاهی آن­ها.

ب) ارزیابی نابرابری: احساس محرومیت نسبی وقتی به وجود آید که انسان­ها خود را با دیگران مقایسه کنند- البته انسان خود را با وضعیتی که به وضعیت او نزدیک است مقایسه می­کند (رفیع­پور، 1377: 83). احساس محرومیت می­تواند در اغلب موارد به تزاید میزان انحرافات نظیر انواع بزهکاری، اعتیاد، فحشا و غیره بینجامد (رفیع­پور، 1377: 83). 

عامل دیگری که همواره مورد توجه جامعه­شناسان کلاسیک بوده است، تحلیل تأثیر دین در تبیین نظم اجتماعی است. دین در رویکرد کارکردگرا به نظر دورکیم، در افراد حس وظیفه­ای اخلاقی ایجاد می­کند که از طریق آن فشار اجتماعی محترمانه­ای را احساس کنند که آنان را به تبعیت از خواسته­های اجتماعی وا می­دارد (کوزر، 1380: 197؛ همیلتون، 1381: 175). یینگر می­گوید برای حل مسائلی مثل ناکامی، رنج، عدم اطمینان و به خصوص مرگ، مردم به ارزش­های متعالی نیاز دارند. ایده­ فلاح و رستگاری که به وسیله­ ادیان مطرح شده، راه­حلی برای «مسائل غایی» است.

در این رویکرد، دین جامعه را متحد، همبستگی اجتماعی را تقویت و انسجام اجتماعی را حفظ می­کند. دین همچنین به نظم اجتماعی رسمیت و اعتبار می­بخشد و با تقویت یکپارچگی فرد و جامعه، درونی کردن ارزش­های اخلاقی زندگی اجتماعی به برقراری نظم اجتماعی کمک می­کند (تایتل و ولش، 1983: 566). در مجموع، اگر چه نظریات روان­شناسی استوتلند و اسنایدر متغیرهای قابل توجهی را در ایجاد امید مورد تأکید قرار می­دهند، اما به نظر می­رسد حلقه­های پیوند متغیرهایی که در نهایت باعث امید به آینده در حوزه اجتماعی می­گردد، کامل نیست. لذا از تئوری­های آنومی دورکیم و نیز مرتون که تأکید بر عدم تعادل میان نیازها و اهداف با امکانات موجود در جوامع شتاب آلود مدرن دارد، استفاده شد. بخش دیگری با استناد به نظریه­های مقایسه اجتماعی و محرومیت نسبی که بر آگاهی فرد از جایگاهش در نظام اجتماعی توسط ارزیابی از عقاید و توانایی­های خویش در مقایسه با دیگران و نیز رضایت از شرایط و عملکرد واقعی در مقایسه با شرایط استاندارد تاکید دارد، انجام شد. در کنار این بحث­ها، نظریه کارکردگرایی دین که ناظر بر مقوله امید و رضایت از زندگی بود، به درک موضوع و تبیین آن کمک نمود.

فرضیه های پژوهش

1-    با افزایش پایگاه اجتماعی- اقتصادی، میزان امید به آینده افزایش پیدا می­کند.

2-    با افزایش پایگاه اجتماعی- اقتصادی، میزان احساس محرومیت کمتر می­شود.

3-    با کاهش احساس محرومیت، میزان امید به آینده افزایش پیدا می­کند.

4-    با کاهش احساس محرومیت، میزان احساس آنومی کاهش می­یابد.

5-    با افزایش دین­داری، میزان امید به آینده بیشتر می­شود.

6-    با افزایش دین­داری، احساس آنومی کاهش می­یابد.

7-    با کاهش احساس آنومی میزان امید به آینده افزایش می­یابد.

8-    بین ویژگیهای افراد و امید به آینده رابطه معنی­داری وجود دارد.

مدل نظری پژوهش

 

 

 

 

روش شناسی پژوهش

در این تحقیق، از روش پیمایش[5] و تکنیک پرسشنامه استفاده شده است. جامعه ﺁمارﯼ، کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تهران در سال تحصیلی 93-1392 است که شامل 17551 نفر در تمامی مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری می­گردد. بر این اساس، حجم نمونه مورد بررسی با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران تعیین گردید و در سال 1394 مورد پرسش قرار گرفتند. در تعیین حجم نمونه بر حسب دقت مورد نظر و میزان همگنی پیش آزمون انجام شده و بر اساس متغیر امید به آینده 80 به 20 درصد به دست آمد. با استفاده از فرمول، حجم نمونه در پیش آزمون 257 نفر تعیین شد و در نهایت 260 پرسشنامه تکمیل شد. توزیع پرسشنامه در میان نمونه آماری مورد مطالعه، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه­ای چند مرحله­ای صورت گرفته است؛ بدین صورت که ابتدا با مراجعه به دانشکده­های دانشگاه تهران، 8 دانشکده (پزشکی، ادبیات و علوم انسانی، داروسازی، دندان­پزشکی، دانشکده فنی و مهندسی، دانشکده هنر، دانشکده شیمی و دانشکده حقوق و علوم سیاسی) به صورت خوشه­ای انتخاب شدند. سپس در داخل هر دانشکده، تعدادی از گروه­های آموزشی به طور تصادفی گزینش و از بین گروه­ها چند کلاس درس انتخاب و در نهایت افراد نمونه از داخل کلاس­ها و از بین دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری به صورت تصادفی انتخاب گردیدند.

تعریف مفاهیم

1-   متغیر وابسته

امید به آینده: یک انتظار خوب برای آینده است، ارزیابی مثبت از آنچه فرد متمایل است و می­خواهد که به وقوع بپیوندد (هزار جریبی، 1388: 122) که از طریق 62 گویه و 11 بعد، آینده کلی کشور، آینده مسائل اجتماعی، آینده اقتصادی، آینده سیاسی، آینده وضعیت آموزشی، آینده اشتغال، آینده جوانان، آینده ارزش­های اخلاقی- مذهبی، آینده روابط خانوادگی، آینده زنان و آینده خود بر اساس طیف لیکرت مورد بررسی قرار گرفته است.

2-   متغیرهای مستقل

پایگاه اجتماعی- اقتصادی: موقعیت و اعتبار فرد در جامعه و در سلسله مراتب اجتماعی با توجه به موقعیت مالی و اجتماعی­ای که کسب می­کند، می­باشد (بیرو، 1375: 381). با استفاده از شاخص اجتماعی- اقتصادی (SEC) دانکن محاسبه گردیده است. این مقیاس شامل درآمد، تحصیلات و وجهه شغلی می­گردد.

دین­داری: شناخت و باور به پروردگار یکتا، انبیا، آخرت و جهان هستی در جهت قرب به خدا و التزام و عمل به وظایف دینی (خدایاری فرد، 1385: 13). در این مطالعه با استفاده از الگوی اصلاح شده گلاک و استارک، میزان دین­داری در چهار بعد اعتقادی، تجربی، پیامدی و مناسکی مورد سنجش قرار گرفته است.

3-   متغیرهای واسط

احساس محرومیت: اختلاف بین سطحی از زندگی که فرد در آن به سر می­برد و آنچه فکر می­کند در عمل از آن برخودار باشد (گیدنز، 1376: 622) که با استفاده از 13 گویه بر اساس طیف لیکرت سنجیده شده است.

احساس آنومی (بی­هنجاری): یک وضعیت بی­قاعدگی یا بی­هنجاری است که در آن افراد قادر نیستند با قواعد مشترک ارتباط برقرار کنند و نیازهای خود را ارضا نمایند. در نتیجه نظم فرهنگی و اجتماعی از هم پاشیده می­شود (رفیع­پور، 1378: 13). در این پژوهش نگرش دانشجویان نسبت به میزان وجود نابسامانی اجتماعی با استفاده از 18 گویه، در سه بعد احساس آنومی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بررسی شده است.

جدول 1: میزان پایایی متغیرهای تحقیق

متغیر

مفهوم

ضریبآلفایکرونباخ

وابسته

امید به آینده

95/0

واسط

احساس آنومی

89/0

واسط

احساس محرومیت

83/0

مستقل

دین­داری

94/0

یافته­های پژوهش

میانگین سنی افراد برابر با 24 سال بوده و کمترین سن، 19 سال و بیش­ترین سن، 35 سال گزارش شده است. حدود 58 درصد پاسخگویان زن و 42 درصد آنان مرد هستند. 50 درصد این افراد در مقطع کارشناسی، 41 درصد کارشناسی ارشد و 9 درصد در مقطع دکتری مشغول به تحصیل می­باشند. پایگاه اجتماعی- اقتصادی حدود 3/22 درصد از افراد پاسخگو در طبقه بالا، 2/54 درصد از افراد در طبقه متوسط و 5/23 درصد از افراد در طبقه پایین می­باشند.

میانگین نمره کل دین­داری 24/3 می­باشد (در محدوده 1تا 5) که این میزان با توجه به ابعاد دین­داری عبارت است از: بعد اعتقادی با میانگین 27/3، بعد مناسکی با میانگین 55/2، بعد تجربی با میانگین 76/3 و بعد پیامدی با میانگین 83/2.

نتایج نشان داد که احساس محرومیت 47 درصد از پاسخگویان کم و خیلی کم، 39 درصد متوسط و 14 درصد بالا و خیلی بالا می­باشد.

میانگین نمره کل احساس آنومی 68/3 می­باشد (در محدوده 1تا 5) که این میزان در سه بعد آن به این قرار است: آنومی اقتصادی با میانگین 74/3، آنومی اجتماعی با میانگین 69/3 و آنومی سیاسی با میانگین 61/3.

همچنین نتایج نشان داد امید به آینده کلی کشور با میانگین 98/2، امید به آینده مسائل اجتماعی با میانگین 54/2، امید به آینده اقتصادی با میانگین 69/2، امید به آینده سیاسی با میانگین 85/2، امید به آینده وضعیت آموزشی با میانگین 92/2، امید به آینده اشتغال با میانگین 65/2، امید به آینده جوانان با میانگین 34/2، امید به آینده ارزش­های اخلاقی- مذهبی با میانگین 25/2، امید به آینده روابط خانوادگی با میانگین 35/2، امید به آینده زنان با میانگین 96/2 و امید به آینده خود با میانگین 45/3 می­باشد که میانگین نمره کل امیدواری 74/2 محاسبه گردید. 

آزمون فرضیات

جدول زیر رابطه بین متغیرهای مستقل و واسط را نشان می­دهد:

جدول 2: بررسی رابطه متغیرهای مستقل با متغیرهای واسط

نام متغیر مستقل

نام متغیر واسط

نوع آزمون

مقدار آزمون

معنی­داری

پایگاه اجتماعی- اقتصادی

احساس محرومیت

پیرسون

26/0-

00/0

احساس محرومیت

احساس آنومی

پیرسون

44/0

00/0

دین­داری

احساس آنومی

پیرسون

47/0-

00/0

طبق جدول بالا، افراد دارای پایگاه اجتماعی- اقتصادی پایین، بیش از دیگران دچار احساس محرومیت  می­شوند. مطابق دیدگاه مرتون، دست­یابی به روش­های مشروع جهت نیل به اهداف موفقیت­آمیز به پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد بستگی دارد. افراد پایگاه اجتماعی- اقتصادی پایین، از امکانات و فرصت کمتری برای تحقق اهداف خود در جامعه بهره­مند می­باشند. این افراد از طریق مقایسه خود با دیگران به ادراک و ارزیابی نابرابری می­پردازند و در نتیجه محرومیت بیشتری را احساس می­کنند که این احساس مقدمه نارضایتی و ناراحتی روانی است.

همچنین، با افزایش احساس محرومیت، احساس آنومی افراد به میزان معنی­داری افزایش می­یابد. براساس مدل و چارچوب نظری، درک و ارزیابی وجود نابرابری و درنتیجه ایجاد احساس محرومیت باعث می­شود افراد شکاف بیشتری بین اهداف و وسایل احساس کنند و بیشتر مستعد احساس آنومی گردند.

نتایج نشان داد احساس آنومی در افراد دین­دار کاهش قابل توجهی داشته است. بر طبق رویکرد کارکردگرا به دین، دین جامعه را متحد، همبستگی اجتماعی را تقویت و انسجام اجتماعی را حفظ می­کند. دین با تقویت یکپارچگی فرد و جامعه، درونی کردن ارزش­های اجتماعی و تقویت الزام­های اخلاقی درونی شده به برقراری نظم اجتماعی کمک می­کند.

جدول زیر رابطه عوامل اجتماعی و امید به آینده دانشجویان دانشگاه تهران را نشان می­دهد:

جدول 3: بررسی رابطه متغیرهای مستقل و امید به آینده در میان دانشجویان

نام متغیر

نوع آزمون

مقدار آزمون

معنی­داری

سن

پیرسون

05/0-

34/0

جنسیت

آزمون t

24/1

21/0

وضعیت اشتغال

آزمون t

44/0-

66/0

وضع مسکن

تحلیل واریانس

57/1

18/0

قومیت

تحلیل واریانس

95/0

46/0

مقطع تحصیلی

تحلیل واریانس

32/0

72/0

رشته تحصیلی

تحلیل واریانس

43/0

78/0

پایگاه اجتماعی- اقتصادی

پیرسون

029/0

64/0

احساس محرومیت

پیرسون

38/0-

00/0

دین­داری

پیرسون

43/0

00/0

احساس آنومی

پیرسون

70/0-

00/0

 

در این جدول، متغیرهایی که در سطح اسمی قرار دارند مانند وضعیت مسکن، قومیت و ... پس از بردارسازی به متغیر تصنعی تبدیل شدند تا با استفاده از تحلیل واریانس، آزمون شوند. با توجه به نتایج به دست آمده، کسانی که احساس محرومیت کمتری دارند به آینده امیدوارترند و افراد ناامید بیشتر احساس محرومیت می­کنند. این مطلب تأییدی بر نظریه محرومیت نسبی است. طبق این نظریه هرگاه افراد به درک وجود نابرابری بین خود و دیگران برسند، دچار احساس محرومیت، ناکامی و سرخوردگی می شوند و در نهایت نسبت به اجرای عدالت و آینده اجتماع بدبین می گردند.

نتایج نشان می­دهد با افزایش دین­داری دانشجویان، میزان امید به آینده آن­ها نیز بیشتر می­شود. همچنین، رابطه معنی­داری میان احساس آنومی و امید به آینده وجود دارد؛ یعنی با کاهش احساس آنومی در افراد، امیدواریشان به آینده افزایش چشمگیری می­یابد. مطابق نظریه بی­هنجاری اجتماعی،  در شرایط اجتماعی آنومیک، شکست و ناکامی جوانان در دسترسی به اهداف اجتماعی بر اساس امکانات موجود باعث منزوی شدن و غلبه روحیه افسردگی، یأس و ناامیدی در بین آن­ها می­شود.

در مدل رگرسیونی، رابطه بین میزان دین­داری، احساس محرومیت و احساس آنومی با امید به آینده معنادار بوده است. بین مجموعه متغیرهای مستقل و واسط این مدل و متغیر وابسته (امید به آینده) همبستگی قوی وجود دارد (64/0= R) و 41 درصد از کل تغییرات میزان امید به آینده، مربوط به این متغیرهاست.

طبق معادله بالا، متغیر احساس آنومی بالاترین تأثیر را روی متغیر وابسته دارد؛ بدین صورت که به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر احساس آنومی، میزان امید به آینده به میزان 52/0 انحراف استاندارد کاهش خواهد یافت. همچنین افرادی که احساس محرومیت بیشتری می­کنند، امید به آینده آنها به میزان 11/0 کاهش می­یابد. با افزایش میزان دین­داری افراد، میزان امید به آینده آن­ها به میزان 13/0 افزایش پیدا می­کند.

جدول 4: ضرایب رگرسیون امید به آینده با متغیرهای مستقل

متغیرها

ضرایب

مقدار آزمون t

معنی­داری

B غیراستاندارد

Beta استاندارد

پایگاه اجتماعی- اقتصادی

008/0

006/0

011/0

90/0

دین­داری

102/0

13/0

45/2

015/0

احساس محرومیت

12/0-

11/0-

06/2-

040/0

احساس آنومی

42/0-

52/0-

52/9-

000/0

احساس آنومی) 52/0 – (دین­داری) 13/0 + (احساس محرومیت) 11/0 = امید به آینده)

تحلیل مسیر زیر نشان می­دهد متغیر احساس آنومی، قوی­ترین و مهم­ترین تأثیر مستقیم را بر روی امید به آینده دارد. بعد از احساس آنومی، متغیر دین­داری بیشترین تأثیر غیر مستقیم و از طریق متغیر احساس آنومی بر متغیر امید به آینده دار- البته متغیر دین­داری به­طور مستقیم و ضعیفی میزان امید به آینده را تحت تأثیر قرار می­دهد. پس از دین­داری، متغیر احساس محرومیت، سومین تبیین­کننده متغیر وابسته است که طبق مدل نظری از طریق احساس آنومی، میزان امید به آینده را تحت تأثیر قرار می­دهد. چهارمین تبیین­کننده متغیر وابسته، پایگاه جتماعی- اقتصادی افراد است که به طور غیرمستقیم و از طریق احساس محرومیت تأثیر معنی­داری را بر میزان امید به آینده ایفا می­کند.

 

 

بحث و نتیجه گیری

در چارچوب اطلاعات حاصل، از میان جمعیت 260 نفری نمونه، 58 درصد از پاسخگویان زن و 42 درصد دیگر را مردان تشکیل داده­اند. همچنین از نظر سطح تحصیلات، نیمی از افراد نمونه دانشجویان مقطع کارشناسی، 2/41 درصد در مقطع کارشناسی ارشد و 2/9 درصد در مقطع دکتری مشغول به تحصیل هستند.

طبق یافته­های تحقیق، احساس محرومیت جوانان تقریباً در سطح متوسطی قرار دارد. می­توان گفت جوانان در سطح فردی از زندگی خود راضی هستند، اما فاصله و شکاف زیادی بین زندگی فعلی و زندگی ایده­آل خود احساس می­کنند. براساس تئوری محرومیت نسبی، حاصل این شکاف­ها شکل­گیری انتظارات فزاینده است که گهگاه به شکل ناآرامی­ها، رفتارهای خشونت­آمیز و انواع انحرافات اجتماعی مانند بزهکاری، خودکشی، اعتیاد، بحران هویت و از خودبیگانگی قابل مشاهده است.

یافته­ها نشان داد که میزان آنومی دانشجویان در سطح بالایی قرار دارد و نشانگر وضعیتی است که جوانان در آن، حالتی از گسستگی میان خود و جامعه را تجربه می­کنند که می­تواند بسیار نگران کننده و خطرساز باشد. از نظر دورکیم، تغییرات شتاب­زده­ اجتماعی اقتصادی در جوامع در حال توسعه موجب از هم­پاشیدگی هنجارهای سنتی و از بین رفتن کنترل آرزوها یا بروز وضعیت آرزوهای بی­حد و حصر می­شود.  از آنجا که تحول نیازها و خواسته­ها با وسایل تطبیق نمی­کند و امکانات موجود پاسخگوی آن­ها نیست باید درصدد محدود نمودن هیجانات برآمد. در غیر این صورت شرایط موجود وضعیت آنومیک به خود می­گیرد و ناامیدی نسبت به خواسته­ها و آرزوها پوچی را به دنبال می­آورد که نتیجه آن تمایل به اقدامات منفی از جمله خودکشی است. این تمایل نه از گرایش­های درونی، بلکه از سیستم متزلزل اجتماعی نشأت می­گیرد. طبق یافته­های این پژوهش از میان ابعاد سه­گانه آنومی، آنومی اقتصادی بالاترین میزان را به خود اختصاص داده است. مشخص­ترین پیام این یافته­ها این است که مهم­ترین رنج و مشکلی که جوانان با آن دست به گریبان هستند و احساس می­کنند جامعه نیز در آن بخش دچار التهاب، آسیب و نابسامانی جدی است، در درجه اول شرایط اقتصادی جامعه است.

از دیگر یافته­های پژوهش اینکه به طور کلی التزام و پایبندی دانشجویان به آموزه­های دینی در سطح متوسط به بالایی قرار دارد. با وجود این، نگاهی به میزان پایبندی دینی در ابعاد مختلف دین­داری حاکی از آن است که این پایبندی عمدتاً در ابعاد به اصطلاح نرم دین­داری (باورها و عواطف) است. در حالی که در دو بعد اعتقادی و تجربی بیش از نیمی از دانشجویان دارای پایبندی در حد بالایی بودند، در دو بعد مناسکی و پیامدی که ناظر به انجام مناسک فردی و جمعی و نیز کاربرد هنجارهای دینی در زندگی روزمره و اجتماعی است، تعداد کمتری از پاسخگویان در حد بالای پایبندی قرار داشتند.

یافته­های توصیفی درباره امید به آینده نشان داد که میانگین نمره کل امیدواری در مقیاس 1 تا 5، 74/2 است که نشان می­دهد نگرش غالب دانشجویان مورد بررسی پایین­تر از میانگین (3 در مقیاس پنج درجه­ای) است. این امر بیانگر نگرش نسبتاً منفی پاسخگویان درباره آینده می­باشد. به طور کلی یافته­های این پژوهش نشان­دهنده میزانی از یأس اجتماعی است، چرا که اکثر پاسخگویان ارزیابی مثبتی از آینده کشور نداشتند و در زمینه­های مختلف (اقتصادی، شغلی، دینی و ...) اوضاع کشور را در آینده بدتر ارزیابی می­کنند. چنین احساسی می­تواند زمینه شکل­گیری روحیه «خودگرایی» و پیگیری منافع شخصی شود. عمده­ترین نگرانی پاسخگویان نسبت به آینده مربوط به ارزش­های اخلاقی و مذهبی، آینده جوانان، مسائل خانوادگی و اجتماعی، آینده شغلی و مسائل مالی و اقتصادی است. قضاوت جوانان درباره جامعه این است که درچند سال آینده نقش دین و مذهب کمتر می شود و ارزش­های مادی و غربی رواج می­یابد. مشکلات اجتماعی، ناامنی، ناهنجاری­های اجتماعی، بیماری­های روانی، جرم و بزهکاری، نرخ بیکاری، طلاق و جدایی و فرار مغزها افزایش می­یابد و شکاف و فاصله طبقاتی در جامعه بیشتر خواهد شد. نیمی از جوانان بر این تصورند که پیدا کردن شغل در آینده مشکل­تر و نظام شایسته­سالاری در استخدام افراد جایی نخواهد داشت و توزیع فرصت­ها بر اساس روابط و عواملی غیر از توانایی همچون پول و پارتی خواهد بود. احساس بی­عدالتی را می­توان در سهم اندک تخصص و شایستگی مشاهده کرد که تنها 13 درصد پاسخگویان بر این باورند که در آینده افراد متخصص و شایسته در کارها استخدام خواهند شد. اما در وضعیتی به ظاهر متناقض، جوانان در این پژوهش با وجود شرایط نامطلوب جامعه، از زندگی فردی خود رضایت دارند و شرایط فردی خود را رو به بهبود می­دانند. این نتایج منطبق بر یافته­های سازمان جوانان در سال 1382 می­باشد. یافته­های حاضر متضمن این معناست که امیدواری­های فردی که بیشتر متکی به تلاش و موفقیت شخصی هستند در جامعه بالا و در مقابل، امیدواری جمعی که بیشتر به تلاش و اراده جمعی متکی است، در جامعه پایین است. وقتی جوان احساس کند جهان اجتماعی او جهان مطلوبی نیست و در آینده نیز به سمت مطلوب پیش نخواهد رفت، ممکن است سه نوع واکنش را نشان دهد: 1- خود را از چنین جهانی دور کند (مثل مهاجرت)؛ 2- از این جهان فاصله بگیرد و مثلاً به مواد مخدر پناه ببرد؛ 3- به گذشته پناه ببرد و یا به آیین­های فردی معنویت توسل جوید.

در این تحقیق هشت فرضیه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمون این فرضیات نشان داد:

  1. فرضیه اول: با افزایش پایگاه اجتماعی- اقتصادی، میزان امید به آینده افزایش پیدا می­کند. نتایج نشان داد که پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد به تنهایی، میزان امید به آینده افراد را تحت تأثیر قرار نمی­دهد.
  2. فرضیه دوم: با افزایش پایگاه اجتماعی- اقتصادی، میزان احساس محرومیت کمتر می­شود. در این فرضیه، رابطه پایگاه اجتماعی- اقتصادی و احساس محرومیت منفی بوده است؛ یعنی با بالا رفتن پایگاه اجتماعی- اقتصادی، احساس محرومیت کمتر می­گردد.
  3. فرضیه سوم: با کاهش احساس محرومیت، میزان امید به آینده افزایش پیدا می­کند. در واقع و با توجه به فرضیه اول معلوم گشت که میزان امید به آینده تحت تأثیر پایگاه اجتماعی نیست، بلکه از طریق مکانیزم احساس محرومیت و تحت تأثیر آن قرار دارد.
  4. فرضیه چهارم: با کاهش احساس محرومیت، میزان احساس آنومی کاهش می­یابد. در این فرضیه معلوم گشت که بین احساس محرومیت و احساس آنومی رابطه معناداری وجود دارد. مطابق نظریات مرتون، طبقات پایین­تر جامعه به واسطه­ دسترسی کمتر به امکانات و فرصت­ها، شانس کمتری برای تحقق اهداف توفیق­آمیز دارند. لذا احساس محرومیت بیشتری دارند. به عبارت دیگر، شکاف بیشتری بین اهداف و وسایل احساس می­کنند و بیشتر مستعد احساس آنومی اجتماعی هستند؛ بدین معنی که احساس محرومیت در فرد، امیدواری به آینده را رقم می­زند که خود این میزان تحت تأثیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی فرد است.
  5. فرضیه پنجم: با افزایش دین­داری، میزان امید به آینده بیشتر می­شود. عامل مهم دیگر در امید به آینده، دین­داری است. از نظر دیویس، دین و مناسک دینی از طریق یک نیروی اخلاقی فرد را وادار می­کند براساس ارزش­های اجتماعی رفتار نماید. به علاوه، معمولاً اهداف اجتماعی بعضی از مردم را خشنود نمی­سازد یا آنان قادر نیستند به صورت برابری بدان­ها دست یابند. از این رو، جامعه اهداف متعالی را که برای همه افراد- با هر منزلت اجتماعی- دست یافتنی کرده است تا ناکامی­های این جهان آنان را جبران کند و ناخشنودی و افسردگی آنان را کاهش دهد. بر این اساس، هر چه افراد دین­دارتر باشند، میزان امید به آینده آنها افزایش می­یابد.
  6. فرضیه ششم: با افزایش دین­داری، احساس آنومی کاهش می­یابد.
  7. فرضیه هفتم: با کاهش احساس آنومی، میزان امید به آینده افزایش می­یابد. این دو فرضیه در ارتباط با یکدیگر معنا می­یابند. یکی از کارکردهای مهم دین این است که از طریق برساختن جهانی مقدس، نابه­سامانی­ها و آشفتگی­های جهان را منظم و معنادار کند و به جهان زیسته افراد معنی بخشد. در این نظام معنایی، بی­عدالتی­ها و ناکامی­های این جهانی در افقی از زندگی که به فراسوی این جهان نظر دارد، معنادار و قابل تحمل می­شود. بنابراین، دین­داری از طریق احساس آنومی بر امید به آینده تأثیر می­گذارد.
  8. فرضیه هشتم: بین ویژگی­های افراد و امید به آینده رابطه معنی­داری وجود دارد. از میان تمام متغیرهای زمینه­ای، امید به آینده با هیچ کدام رابطه معناداری نداشت که نشان می­دهد امید به آینده جوانان کمتر تحت تأثیر عوامل کلیشه­ای و بیشتر متأثر از عوامل ساختاری است.

 

به طور کلی نتایج آزمون رابطه بین متغیرها نشان داد متغیرهای پایگاه اجتماعی- اقتصادی، دین­داری، احساس محرومیت و آنومی، 41 درصد از تغییرات متغیر امید به آینده را تبیین می­کنند که طبق نتایج تحلیل مسیر، متغیر احساس آنومی با ضریب 52/0- مهم­ترین و قوی­ترین پیش­بینی کننده تغییرات امید به آینده در میان جوانان می­باشد.

 

در خاتمه براساس یافته­های حاصل از پژوهش، پیشنهادهایی در مورد موضوع مورد بررسی ارائه می­گردد. سؤال اصلی این است که چه راهبردهایی جهت افزایش امید به آینده جوانان، می­توان در پیش گرفت؟

  • ایجاد زمینه برای ترسیم چشم­انداز آینده با جوانان نه برای جوانان؛
  • تغییر نگاه برنامه­ریزان و تصمیم­گیران به جوانان از موضوع یا مؤلفه تابع، به همراهان و ناقدان خیرخواه؛
  • گسترش حوزه آزادی­های فردی به منظور روشن­شدن خواسته­ها و مطالبات جوانان همراه با استقرار عدالت اجتماعی و فرصت­های برابر.

 

  • منابع

    • افراسیابی، حسین؛ خوبیاری، فهیمه؛ قدرتی، شفیعه و دشتی­زاده، سعید.  (1395). «عوامل اجتماعی مرتبط با امید جوانان به آینده (مطالعه دانشجویان دانشگاه­های شهر یزد)». فصلنامه علمی- پژوهشی، مطالعات راهبردی ورزش و جوانان.
    • براتی­سده، فریده. (1381). روان­شناسی شادی و هیجان­های مثبت. سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران: دفتر مطالعات و پژوهش­های کاربردی
    • بیرو، آلن. (1375). فرهنگ علوم اجتماعی. باقرساروخانی. تهران: نشر کیهان
    • توسلی، غلامعباس. (1382). مشارکت اجتماعی در شرایط جامعه آنومیک. تهران: نشرنی
    • خدایاری­فر، محمد. (1385). «آماده­سازی و هنجاریابی مقیاس سنجش دین­داری دانشجویان». طرح پژوهشی، دانشکده روان­شناسی، دانشگاه تهران.
    • دهقان، حسین؛ پوررضا کریم سرا، ناصر و مروت، برزو. (1396). «تحلیل جامعه­شناسی عوامل مؤثر بر شادمانی اجتماعی جوانان شهر تهران». فصلنامه علمی- پژوهشی مطالعات راهبردی ورزش و جوانان. شماره 36.
    • رفیع­پور، فرامرز. (1378). آنومی یا آشفتگی اجتماعی؛ پژوهشی در زمینه پتانسیل آنومی در شهر تهران. تهران: نشر سروش
    • سازمان ملی جوانان. (1382). پیمایش ملی «جوانان و نگاه به آینده».
    • عبداللهی، مهرناز. (1389). «تبیین جامعه­شناختی امید به آینده». مجله رشد علوم اجتماعی. دوره 14، شماره 2.
    • علیزاده ­اقدم، محمدباقر. (1391). «بررسی میزان امید به آینده در بین دانشجویان و عوامل مؤثر بر آن». جامعه­شناسی کاربردی. سال بیست و سوم، شماره 48.
    • کار، آلن. (1384). روانشناسی مثبت. مهرداد کلانتری. دانشگاه اصفهان
    • کوزر، لوئیس. (1380). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه­شناسی. محسن ثلاثی. تهران: انتشارات علمی
    • گر، تدرابرت. (1377). چرا انسان ها شورش می­کنند. علی مرشدی­زاد. تهران و پژوهشکده مطالعات راهبردی
    • گیدنز، آنتونی. (1376). جامعه­شناسی. منوچهر صبوری. چاپ سوم، تهران: نشر نی
    • محسنی تبریزی، علیرضا. (1370). «بیگانگی». نامه علوم اجتماعی. شماره 5.
    • مرادی، علی و صفاریان، محسن. (1397). «مطالعه رابطه بین سرمایه­اجتماعی و امید به آینده با بی­تفاوتی جوانان (مورد مطالعه: شهر کرمانشاه)». مدیریت سرمایه اجتماعی. دوره پنجم، شماره 3.
    • هزار جریبی، جعفر و آستین افشان، پروانه. (1388). «بررسی عوامل مؤثر بر نشاط اجتماعی (با تأکید بر استان تهران)». جامعه­شناسی کاربردی. سال بیستم، شماره اول.
    • همیلتون، ملکم. (1381). جامعه­شناسی دین. محسن ثلاثی. تهران: مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی تبیان      
      • Adnans, Martin. (2007). “Social transitions and anomie among post, Communist Bulgarian Youth, Young”.  Nordic Journal of youth research, Vol. 15 No. 1.
      • Bolland, J. M., McCallum, D. M., Lian, B., Bailey. C. J., & Rowan. P. (2001). “Hopelessness and violence among inner- city youth”. Maternal and Child Health Journal, 5, 237-244.
      • Durkheim, E. (1933). Division of labor in society. N.Y.
      • Fowler, J. H, Christakis. N.A. (2008). “Dynamic spread of happiness in a large social Network: Longitudinal analysis over 20 year in the Framingham heart study”. British medical Jornal.
      • Fredrichson, B. L. (2009). Positivity: Groundbreaking  research  reveals how to embrace the hidden strength of Positive emotions, overcome negativity and thrive. New York: Grown publishing.
      • Mc Cabe, K., & Barnett, D. (2000). “First comes work, then comes marriage: Future orientation among African American young adolescents”. Family Relations, 49 (1), 63-70.
      • Molock, S.D., Puri, R., Matlin, S., Barksdale, C. (2006). “Relationship Between Religious Coping and Suicidal Behaviors Among African American Adolescents”. Journal of Black Psychology, Vol. 32 No. 3.
      • Morrison, wayne: Solicitor, barri sterand. (1995). Theoretical criminology from modernity to post modernism. London Cavendish publishiry.
      • Siegel, Larry. S. (1998). Criminology. West wads worth pablishiny  company.
      • Snyder, C.R. (2000). Hand book of hope. Sandiego: American Press.
      • Snyder, C. R., Harris, C., Anderson, J. R., Holleran, S. A., Irving, L. M., Sigmon, S. T., Yoshinobu, L.,Gibb, J., Langelle, C., Harmey, P. (1991). “The will and the ways: development and validation of an individual- differences measure of hope”. Journal of Personality and Social Psychology, 19, 155-160.
      • Snyder, C. R., Cheavens, J., and Micheal, S. T. (2007). Coping: The Psychology of what works. New York: Oxford University Press.
      • Snyder, C. R. (1994). The Psychology of Hope:You Can Get There from here. Free Press. USA.
      • Stoddard, S. A., Henly, S. J., Sieving, R. E., & Bolland, J. (2011). “Social connections, trajectories of hopelessness, and serious violence in impoverished urban youth”. Journal of Youth and Adolescence, 40, 278-295.
      • Tittle, Charles R. and Micheal R. Welch. (1983). “Religiosity and Deviance: Toward a Contingency Theory of Constraining Effects”. Social Forces, 61 (3). 653-680.
      • Wells, M. (2005). “The effects of gender, age and enxiety on hope differences in the expression of pathway and agency thought”. A dissertation presented for the doctorate of philosophy, the University of Texas A and B.