تحلیل وضعیت تولید برنامه‌های ورزشی تلویزیون

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، دانشکده مدیریت، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول) E- mail: p_gelard@yahoo.com

2 دکترای تربیت بدنی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشجوی دکترای مدیریت دولتی، گرایش تصمیم گیری و خط مشی دولتی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

هدف این تحقیق، بررسی وضعیت موجود تأمین محتوای برنامه­های ورزشی تلویزیون و عوامل پیدایش آن و تبیین وضعیت مطلوب بود. روش این پژوهش، کیفی و از نوع نظریه زمینه­ای یا مبنایی بود. جامعه آماری پژوهش برگرفته از دو بخش متخصصان رسانه­ای درون سازمان صدا و سیما و خارج از سازمان بود. متخصصان سازمان صدا و سیما شامل سه گروه تهیه­کنندگان، کارگردانان و نویسندگان برنامه­های ورزشی، مدیران گروه­های ورزش تلویزیون و سیاست­گذاران ورزش سازمان صدا و سیما بودند و در بخش متخصصان رسانه­ای بیرون از سازمان صدا و سیما نیز از نظرات متخصصان رسانه­ای/ورزشی و اساتید دانشگاه استفاده شد. روش‌ نمونه‌گیری نظری و ابزار تحقیق مصاحبه نیمه ساخت­یافته بود. با اینکه پس از انجام 17 مصاحبه به این نتیجه دست یافتیم که اطلاعات جدید همان تکرار اطلاعات قبلی است، به منظور افزایش تنوع و غلظت مفهومی بیشتر نظریه، تا 20 مصاحبه انجام شد.  یافته­ها اذعان داشت که برای تأمین محتوای چندوجهی و مطلوب، باید تلویزیون از انحصار دولت خارج شود تا با تمرکززدایی و ایجاد فضایی مبتنی بر شایسته سالاری بتوان تعامل و همکاری تلویزیون و متولیان ورزش را ایجاد کرد. بنابراین، استفاده از کارشناسان و متخصصان در تولید محتوا، تأمین محتوا بر اساس  نرم­افزارهای آنالیز، تشکیل گروه مطالعاتی پیش از تولید، سهم­بندی عادلانه مؤلفه­های ورزش، دعوت از صاحب­نظران با تخصص­های مختلف در برنامه، شناخت نیازهای واقعی مخاطبان و تعامل دو سویه با آن­ها می­تواند چنین رویکردی را محقق سازد.

کلیدواژه‌ها


تحلیل وضعیت تولید برنامه­های ورزشی تلویزیون

پروانه گلرد[1]

مهدی مرادی[2]     

داوود عزیزی[3]

 

 

تاریخ دریافت مقاله: 29/2/1397

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:10/6/1397

 

مقدمه

ورزش در سطح بین­المللی به صورت بخشی از زندگی روزمره هر فردی در روابط مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، سازمانی، اجتماعی و میان ­فردی درآمده است و  قدرت ورزش فراتر از نقش نمادین آن می­باشد (ایتانگ، 2006، ص 394-386). سازمان تربیت بدنی و ورزش کشور (وزارت ورزش و جوانان کنونی) در راستای توسعه ورزش، مدلی جامع بر اساس مطالعات تطبیقی و کسب نظر از خبرگان و صاحب­نظران طراحی کرده است. این مدل شامل چهار مؤلفه کلان توسعه راهبردها و سیاست­ها، توسعه ورزش و تفریحات سالم، پشتیبانی برای توسعه ورزش و تفریحات سالم، و هماهنگی و نظارت می­باشد. ورزش و تفریحات سالم به عنوان فرآیند اصلی نظام جامع به چهار دسته ورزش همگانی، ورزش آموزشی، ورزش قهرمانی و ورزش حرفه­ای تقسیم شده است (مرادی، 1389، ص 8).

ورزش آموزشی[4] (تربیتی) به ورزش مدارس و دانشگاه­ها می­پردازد. هر یک از مراحل رشد، بازی­های خاص خود را دارد. بازی­ها به کودکان کمک می­کنند تا دنیای خود را کشف و با محیط و جامعه تعامل برقرار کنند. در بازی و دروس تربیت بدنی و ورزش، دانش­آموزان نقش­های گوناگون را تجربه می­کنند (انورالخولی، 1383، ص 184-118). ورزش همگانی[5] به عنوان تربیت بدنی و ورزش برای همه تعریف می­شود و هرگونه فعالیت جسمی با هدف بهبود جسمانی و روانی برای همه اقشار جامعه است (مرادی، 1389، ص 9). فعالیت بدنی، همواره جزء مکملی از زندگی فرد و خانواده بوده است و در ارتباط خانوادگی و فعالیت­های اجتماعی نقش به سزایی داشته است. با فعالیت­های تفریحی در اوقات فراغت، اعضای خانواده به لذت و شادی دست می­یابند و در پی آن امنیت و آسایش روانی و اجتماعی، تأمین بهداشت و زندگی سالم (به عنوان یکی از دستاوردهای تربیت بدنی) فراهم می­شود (انورالخولی، 1383، ص 184-118). ورزش قهرمانی[6] به عنوان تربیت بدنی و ورزش برای کسب جایگاه رتبه­مند تعریف     می­شود و عبارت است از ورزش­های رقابتی و سازمان یافته­ای که با توجه به قوانین و مقررات خاص برای ارتقای رکوردهای ورزشی و کسب رتبه  یا مدال انجام می­شوند. ورزش حرفه­ای[7]فعالیت­های ورزشی و سازمان یافته­ای است که به صورت رتبه­مند و هدفمند، به منظور کسب درآمد و برای توسعه ارزش­های اقتصادی و اجتماعی انجام می­شود. ویژگی این ورزش، «رونق­زایی» است. یکی از منابع مالی ورزش   حرفه­ای در سند نظام جامع توسعه ورزش کشور، پخش تلویزیونی در نظر گرفته شده است (سازمان تربیت بدنی سابق، 1384، ص 81-56).

در عصر کنونی، تلویزیون قدرتمندترین رسانه و یکی از پایه­های اصلی وسایل ارتباط جمعی است که به منزله پلی ارتباطی میان میدان­های ورزشی و افکار عمومی عمل می­کند (عبدلی، 1393، ص 141). تلویزیون از حدود سال­های 1950 به بعد، به کالای مصرفی عمومی تبدیل شد، خانواده­ها آن را به سرعت پذیرفتند و به جمع خانوادگی خود راه دادند (سعدی­پور و علی­پور، 1386، ص 109). برخی از کشورها اقدام به راه­اندازی شبکه­های تخصصی برای این چهار دسته ورزش نموده­اند و در عین حال، رویدادهای این حوزه­ها از اقبال زیادی در بین برنامه­سازان تلویزیونی ورزشی کشورهای پیشرفته برخوردار است (صادقی، 1390، ص 98-54).

صاحب­نظران رسانه، تلویزیون را از سه منظر مطالعه می­کنند. این سه منظر یا به تعبیر دالگرن[8]سه بعد منشور، شامل صنعت (تولید)، مجموعه­ای از متون دیداری- شنیداری و نیز یک تجربه اجتماعی- فرهنگی (مخاطبان) است.

منظر اول، منظری است که در آن به تولید تلویزیون پرداخته می­شود. در تولید به سازمان رسانه­ای به عنوان جایگاه معینی که در آن فرآورده­های رسانه­ای تولید می­شود، توجه می­گردد (دالگرن، 1390، ص 18).

منظر دوم، متن تلویزیونی مد نظر است. مشهورترین و در دسترس­ترین گواه فعالیت رسانه­های جمعی، آثاری است که توسط آن­ها تولید و پخش می­شود. به همین دلیل است که این آثار بیش از سایر جنبه­های دیگر رسانه­ها، توجه پژوهشگران و مفسران را به خود جلب کرده است. این مجموعه مطالب گسترده، متنوع و دگرگون شونده را بر حسب قرارداد «محتوای رسانه­های جمعی» خوانده­اند (مک­کوائل، 1388، ص 82). نتیجه پرداختن به محتوای تلویزیون در طی سالیان متمادی، رسیدن به نوعی طبقه­بندی و مقوله­بندی محتوایی و ژانری برای تولید­کنندگان و برنامه­­سازان تلویزیونی بوده است (بلاک و همکاران، 2001، ص 58-32). مقوله یا گونه را می­توان ابزاری دانست که رسانه جمعی به کمک آن می­تواند به نحوی مستمر و مؤثر تولید کند و تولیدات خود را با توقعات مشتریان هماهنگ سازد (مک­کوائل، 1388، ص 90). این­گونه (ژانر) در تحلیل برنامه به کار می­رود و تمامی روش­های تولید، عناصر صوری برنامه و نیز توقع و سلیقه مخاطبان از اجزای آن به حساب می­آید (دالگرن، 1390، ص 63) و لذا همه ژانرها از قراردادهای معینی پیروی می­کنند (آسابرگر، 1389، ص 27).

منظر سوم، به مخاطبان تلویزیون می پردازد. در واقع بسیار مهم است که بدانیم مخاطبان برنامه­های تلویزیونی چه معنایی را از محتوای تلویزیون دریافته­اند و سپس بدانیم چه تأثیراتی را برای مخاطبان در پی داشته است. بینندگان با آنچه که در صفحه تلویزیون ظاهر می­شود، تماس برقرار و تفسیر می­کنند و لذا، برنامه تلویزیونی از این طریق به واسطه تعامل اجتماعی، در دنیای اجتماعی مخاطبان مشارکت می­کند و در طیف وسیعی از گفتمان­ها حضور می­یابد و در معرض تأویل­های پیاپی قرار می­گیرد (دالگرن، 1390، ص 52). از همین منظر، مک­کوائل مخاطبان را این گونه تعریف می­کند: «مخاطبان هم محصول زمینه اجتماعی هستند که به ایجاد علایق فرهنگی، فهم­ها و نیازهای اطلاعاتی مشترکی می­انجامد و هم واکنشی به الگوهای خاص شرایط رسانه­ای هستند. در بیشتر موارد مخاطبان هر دوی این­ها هستند» (مک­کوائل، 1388، ص 83). ون د دونک[9] و همکاران (2005) شش کارکرد رسانه­ها را شامل نقش خبری، نظرسنجی و گفتگو، فرهنگ، هنر و آموزش، اطلاعات خاص، سرگرمی، تبلیغات تجاری دانستند. از سوی دیگر، وی ویان[10](2008) شش کارکرد خبررسانی و اطلاعات، تحلیل و تفسیر، آموزش و جامعه پذیری، اقناع و روابط عمومی، فروش و تبلیغات و سرانجام سرگرمی را به عنوان کارکردهای رسانه مطرح کرده بود.

حال با توجه به نقش انکارناپذیر تلویزیون در شکل­دهی و جهت­دهی  باورها،  نگرش و افکار جامعه  و همچنین ساخت بستری مناسب در عرصه  ورزش، برآنیم تا ببینیم که محتوای برنامه­های ورزشی تلویزیون تا چه میزان از کیفیت لازم برخوردار می­باشد؟ چه عواملی موجب پیدایش وضعیت موجود شده است؟ وضعیت مطلوب تأمین محتوای برنامه­های ورزشی تلویزیون کدام است؟

بنابراین سؤال اصلی پژوهش عبارت بود از: وضعیت تأمین محتوای برنامه­های ورزشی تلویزیون چگونه است؟

روش­شناسی پژوهش

روش این پژوهش کیفی و از نوع نظریه زمینه­ای[11] یا مبنایی، از نظر هدف بنیادی و از نظر زمان مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش برگرفته از دو بخش متخصصان رسانه­ای درون سازمان صدا و سیما و خارج از سازمان می­باشد. متخصصان سازمان صدا و سیما شامل سه گروه تهیه­کنندگان، کارگردانان و نویسندگان برنامه­های ورزشی، مدیران گروه­های ورزش تلویزیون و سیاست­گذاران ورزش سازمان صدا و سیما می­باشد. در بخش متخصصان رسانه­ای بیرون از سازمان صدا و سیما نیز از نظرات متخصصان رسانه­ای/ورزشی و اساتید دانشگاه استفاده نمودیم.

شیوه‌ نمونه‌گیری در روش نظریه‌ مبنایی متفاوت از شیوه‌های مرسوم در اغلب روش­های دیگر و منطبق با اهداف و ویژگی‌های خاص این روش می‌باشد. عنوان نمونه‌گیری نظری به این دلیل به این شیوه‌ نمونه‌گیری اطلاق می‌گردد که مبتنی است بر مفاهیمی که ارتباط نظری آن­ها با نظریه‌ در حال تکوین به اثبات رسیده است (استراس و کوربین، 1387، ص 127-28). در این تحقیق با اتکا به اصول نمونه­گیری در روش نظریه مبنایی، به عنوان نمونه تهیه­کنندگان، کارگردان­ها، نویسندگان و مدیر گروه­های ورزش تلویزیون را مورد مطالعه قرار دادیم. پس از آن با ورود به میدان تحقیق و انجام مصاحبه­ها با آن­ها، همزمان نمونه­گیری نظری خود را از متن مصاحبه ها آغاز کردیم. کشفیات و اطلاعات جدیدی که پس از هر مصاحبه به دست می­آمد، یاری­گر ما در انتخاب نمونه­های بعدی بود. بر این اساس سعی بر آن شد تا با انجام مصاحبه­های بیشتر، تنوع داده­های خود را بالا ببریم و بر غلظت نظریه مبنایی حاصل از تحقیق -که در نتیجه ­کدگذاری مصاحبه­ها و استخراج مقولات از آن­ها ساخته و پرداخته می­شود- بیفزاییم. در نهایت، با اینکه پس از انجام 17 مصاحبه به این نتیجه دست یافتیم که اطلاعات جدید همان تکرار اطلاعات قبلی است، به منظور افزایش تنوع و غلظت مفهومی بیشتر نظریه، تا 20 مصاحبه را به انجام رساندیم.

یافته­های پژوهش

پس از جمع­آوری داده­ها، اطّلاعات کلّی در مورد سطح تحصیلات، رشته تحصیلی، حوزه فعالیت، سن و سابقه فعالیت در جدول 1 بیان شد.

جدول 1: توصیف آماری برخی از ویژگی­های مصاحبه­شوندگان

مشخصات

فراوانی

درصد فراوانی

سطح تحصیلات

کارشناسی

8

40

کارشناسی ارشد

7

35

دکتری

5

25

رشته تحصیلی

تربیت بدنی و علوم ورزشی

8

40

علوم ارتباطات

4

20

سایر

8

40

حوزه فعالیت

اجرایی ورزش

4

20

اجرایی رسانه

9

45

صدا و سیما

7

35

سن

زیر 40 سال

4

20

40 تا 45 سال

2

10

46 تا 51 سال

1

5

52 تا 57 سال

6

30

بالای 57 سال

7

35

سابقه فعالیت

زیر 5 سال

-

-

5 تا 15 سال

4

20

16 تا 26 سال

7

35

بالای 26 سال

9

45

 

در جدول زیر، انتخاب مقولات و کدگذاری آن­ها در شرایط علی تأمین محتوای نظام تولید برنامه­های ورزشی تلویزیون به عنوان نمونه بیان شده است:

 

جدول 2: کدگذاری مقولات شرایط علی تأمین محتوای نظام تولید برنامه­های ورزشی تلویزیون

بعد

مقولات حاصل از کدگذاری باز مصاحبه­ها

مقولات حاصل از کدگذاری محوری مصاحبه­ها

مقولات حاصل از کدگذاری گزینشی مصاحبه­ها

جایگاه مقولات در مدل پارادایمی

تأمین محتوا

مدیریت ضعیف تلویزیون – مدیران غیرمتخصص - وجود گروه برنامه­ساز غیرمتخصص - نقش تهیه­کننده در تولید برنامه­های ورزشی بسیار  کمرنگ است - برنامه­های ورزشی در اولویت آخر صدا و سیما قرار دارد – کمترین میزان بودجه به برنامه­های ورزشی اختصاص داده می­شود - شناخت سطحی از رسانه - محدودیت فضای کاری در تلویزیون - اولویت نبودن ورزش در سیاست­گذاری کلان کشور و تلویزیون - کمبود بودجه و مشکلات مالی - عدم­ تصمیم­گیری مدیران ورزشی در برنامه­سازی - الزام به تولید برنامه­های کم­هزینه - عدم تخصص دست­اندرکاران تهیه برنامه - انحصاری بودن تلویزیون – عدم امکان ورود افراد خلاق در تلویزیون - اقبال فراوان مخاطب به ورزش قهرمانی و حرفه­ای - دولتی بودن تلویزیون - فقدان برنامه مدون تولید برنامه های ورزشی - عدم هم افزایی و تعامل سازنده تلویزیون و نهادهای ورزشی - نبود نیروهای متخصص در تولید محتوا - در اولویت نبودن تولید برنامه­های ورزشی در تلویزیون - استفاده از ورزش برای درآمدزایی - بها ندادن به مدیران ورزشی - انحصاری بودن تولید برنامه­های ورزشی برای شبکه 3 - برنامه­سازی بدون پژوهش- یکی بودن تهیه­کننده و مجری برنامه - فقدان فضای رقابتی در برنامه­های ورزشی تلویزیونی - فقدان ضرورت برای تهیه محتوای مطلوب - کمبود امکانات فنی و اجرایی

مدیریت برنامه­های ورزشی توسط افراد غیرمتخصص - کمرنگ شدن نقش تهیه­کننده در تولید برنامه­های ورزشی - بودجه حداقلی برنامه­های ورزشی - عدم شناخت برنامه­سازان ورزشی از مقوله ورزش- شناخت سطحی از رسانه - محدودیت فضای کاری در تلویزیون -  فقدان نظام ارزشیابی کیفیت و محتوا - اولویت نبودن ورزش در سیاست­گذاری کلان کشور و تلویزیون - لزام به تولید برنامه­های کم­هزینه - اقبال فراوان مخاطب به ورزش قهرمانی و حرفه­ای - فقدان برنامه مدون تولید برنامه های ورزشی- عدم هم افزایی و تعامل سازنده تلویزیون و نهادهای ورزشی - در اولویت نبودن تولید برنامه­های ورزشی در تلویزیون - استفاده ابزاری از ورزش - حذف گروه­های ورزشی در شبکه­ها - عدم امکان ورود افراد مستعد و متخصص- انحصاری و دولتی بودن تلویزیون- فقدان ضرورت برای تهیه محتوای مطلوب - کمبود امکانات فنی و اجرایی

- مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص

 

- بودجه محدود

 

- اولویت نبودن ورزش در سیاست­گذاری کلان کشور و تلویزیون

 

- فقدان نظام ارزشیابی کیفیت و محتوا

 

- جذابیت بیشتر ورزش قهرمانی و حرفه­ای برای مخاطب

 

- حذف گروه­های ورزش در شبکه­های تلویزیونی

 

- عدم هم­افزایی و تعامل سازنده تلویزیون و نهادهای ورزشی

شرایط علی

 

 

همان طور که در ادامه مشاهده می­شود: شکل 1 به مدل تأمین محتوای موجود نظام تولید برنامه­های ورزشی تلویزیون،  شکل 2 به مدل شرایط علّی  وضعیت موجود تأمین محتوای برنامه­های ورزشی تلویزیون و شکل 3 به مدل تأمین محتوای نظام تولید مطلوب برنامه­های ورزشی تلویزیون اشاره دارد.

 

- تأمین محتوای موجود نظام تولید برنامه­های ورزشی تلویزیون

 

 

 

شکل 1: مدل تأمین محتوای موجود نظام تولید برنامه­های ورزشی تلویزیون

 

 

رویدادمحور، گفتگومحور با کیفیت سطحی و مبتنی بر حاشیه

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که از دیدگاه متخصصان مورد مطالعه، وضعیت تولید برنامه­های ورزشی تلویزیون از حیث تأمین محتوا شامل برنامه­های رویدادمحور و گفتگومحور با کیفیت سطحی و مبتنی بر حاشیه بوده است. در این راستا، اصول، چارچوب و آیین­نامه مشخصی در بین دست­اندرکاران و تهیه­کنندگان برنامه­های ورزشی تلویزیون وجود ندارد که بر اساس آن به برنامه­سازی بپردازند. یافته­ها اذعان دارد که بیشتر رویدادها ورزشی، گزارش­ها و برنامه­های گفتگو محوری که پخش می­شود تک بعدی، ضعیف و سطحی بوده است که می­توان از جمله آن­ها به پخش زنده با گزارش­های ضعیف، برنامه­های تکراری مبتنی بر کپی­برداری ناقص، تمرکز بر اخبار و حواشی ورزش و عدم تناسب فرم و محتوا اشاره کرد. این عبارات را می­توان در موارد زیر مشاهده نمود:

«غالب برنامه­های ورزشی تلویزیون، سطحی و در قالب گزارش­های ورزشی، گفتگومحور و جُنگ­ می­باشد».

«برنامه­های ورزشی تلویزیون بیشتر مبتنی بر رویدادهای ورزشی(پخش زنده و غیرزنده مسابقات)، برنامه­های ترکیبی و گفتگومحور است. این برنامه­ها جنبه آموزشی ندارند و فقط به اطلاع­رسانی می­پردازند و سطحی هستند».

«برنامه­های ورزشی شامل پخش مسابقات و رویدادهای ورزشی، تحلیلی (گفتگومحور) و ترکیبی می­شود که پخش رویدادها و مسابقات را نمی­توان تولید برنامه ورزشی نامید، زیرا برنامه­های تحلیلی عمیق و نه سطحی و کپی­برداری شده، می­تواند برنامه تولیدی قلمداد شود. برنامه­ها حالت عمومی دارند و برای عامه مردم پخش می­شود».

«برنامه­های ورزشی غالباً پخش زنده مسابقات، فوتبال اروپا و برنامه­های گفتگومحور یا ترکیبی است».

«برنامه­های ورزشی بیشتر جنبه سطحی و زرد داشته و مبتنی بر حاشیه­اند. بیشتر برنامه­ها به پخش رویدادها می­پردازند و در کنار آن نیز چند گفتگو و تحلیل نیز پخش می­شود».

«سطحی کیفی برنامه­های ورزشی بسیار پایین و در سطح «ج» و «د» برنامه­سازی تلویزیونی است. عمده­ترین برنامه­های ورزشی تلویزیون، گفتگومحور و رویدادهای ورزشی (به صورت پخش زنده) می­باشد.

«اکثر برنامه­های ورزشی جنبه گفتگومحوری و پس از آن اطلاع­رسانی دارد. ورزش رسانه، ورزش متن نیست و ورزش حاشیه است».

«برنامه­ها به لحاظ کیفی، سطحی و به دنبال حاشیه­های ورزش هستند».

«برنامه­های ورزشی بسیار نازل و سطحی هستند».

«برنامه­های ورزشی به لحاظ کیفی ضعیف و سطحی هستند و برنامه­های گفتگومحور و جُنگ­های تلویزیونی تفاوتی با برنامه­های رادیویی ندارد».

 

 

 

 

 

 

- شرایط علّی وضعیت موجود تأمین محتوا در برنامه­های ورزشی تلویزیون

 

شکل 2: مدل شرایط علّی  وضعیت موجود تأمین محتوای برنامه­های ورزشی تلویزیون

 

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که از دیدگاه متخصصان مورد مطالعه، عوامل مؤثر در شکل­گیری تأمین محتوای موجود برنامه­های ورزشی در تلویزیون (رویدادمحور، گفتگومحور با کیفیت سطحی و مبتنی بر حاشیه)، شامل مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص، بودجه محدود، اولویت نبودن ورزش در سیاست­گذاری کلان کشور و تلویزیون، فقدان نظام ارزشیابی کیفیت و محتوا، جذابیت بیشتر ورزش قهرمانی و حرفه­ای برای مخاطب، حذف گروه­های ورزش در شبکه­های تلویزیونی، عدم هم­افزایی و تعامل سازنده تلویزیون و نهادهای ورزشی می­باشد. این عبارات را می­توان در موارد زیر مشاهده نمود:

«بودجه محدود، مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص، دولتی و انحصاری بودن تلویزیون».

«مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص، عدم هم­افزایی و تعامل سازنده تلویزیون و نهادهای ورزشی موجب پیدایش وضعیت موجود تأمین محتوای برنامه­های ورزشی تلویزیون».

«مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص، فقدان نظام ارزشیابی کیفیت و محتوا».

«دولتی و انحصاری بودن تلویزیون، عدم هم­افزایی و تعامل سازنده تلویزیون و نهادهای ورزشی، مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص».

«مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص و بودجه محدود».

«فقدان نظام ارزشیابی کیفیت و محتوا».

«مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص، اولویت نبودن ورزش در سیاست­گذاری کلان کشور و تلویزیون».

«مدیریت».

«تأمین محتوای برنامه­های ورزشی، بودجه محدود، مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص، دولتی و انحصاری بودن تلویزیون، فقدان نظام ارزشیابی کیفیت و محتوا».

«بودجه محدود».

«بودجه محدود، دولتی و انحصاری بودن تلویزیون، مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص عوامل تأثیرگذاراند».

«مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص، دولتی و انحصاری بودن تلویزیون از عوامل اصلی است».

«عوامل اصلی تأثیرگذار شامل حذف گروه­های ورزش در شبکه­های تلویزیونی، اولویت نبودن ورزش در سیاست­گذاری کلان کشور و تلویزیون دولتی و انحصاری بودن تلویزیون، مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص می­شود».

«دلایل عمده، دولتی و انحصاری بودن تلویزیون، مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص است».

«مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص، اولویت نبودن ورزش در سیاست­گذاری کلان کشور و تلویزیون، بودجه محدود، حذف گروه­های ورزش در شبکه­های تلویزیونی، عوامل اصلی است».

«عدم هم­افزایی و تعامل سازنده تلویزیون و نهادهای ورزشی، دولتی و انحصاری بودن تلویزیون عوامل عمده است».

«بودجه محدود، اولویت نبودن ورزش در سیاست­گذاری کلان کشور و تلویزیون از عوامل اصلی محسوب می­شود».

 

- تأمین محتوای نظام تولید مطلوب برنامه­های ورزشی تلویزیون

 

 

 

شکل 3: مدل تأمین محتوای نظام تولید مطلوب برنامه­های ورزشی تلویزیون

 

- محتوای چندوجهی با بهره­گیری از متخصصان (رسانه­ای/ورزشی)

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که از دیدگاه متخصصان مورد مطالعه، تولید محتوای برنامه­های ورزشی مطلوب تلویزیون شامل محتوای چندوجهی با بهره­گیری از متخصصان (رسانه­ای/ورزشی) است. در این راستا، محتوای برنامه­ها باید غالباً ترکیبی و برآمده از دیدگاه عمیق دانشی و تخصصی باشد. این عبارات را می­توان در موارد زیر مشاهده نمود:

«می­تواند شامل تهیه محتوا قبل از برنامه، آنالیز تخصصی مسابقات یا برنامه­ها با استفاده از نرم افزارهای آنالیز، استفاده از مجری، گزارشگر و تیم تهیه مسلط باشد که با بهره­گیری از متخصصان رسانه­ای و ورزشی این امر میسر می­شود».

«محتوای مطلوب برنامه ورزشی شامل ترکیب سلایق مختلف و متنوع به طوری که ماهیت اصلی برنامه تغییر نکند، مدت زمان متناسب برنامه، استفاده از دکور و عکس و زمینه­های بصری نو، لحاظ کردن جنبه آموزشی و سرگرمی، استفاده از مجری متخصص رسانه و ورزش است که با کمک تیم تهیه متخصص (رسانه­ای/ورزشی) به سرانجام می­رسد».

«محتوای برنامه­ها، چند وجهی با بهره­گیری از مؤلفه­های ورزش و مبتنی بر آموزش به مردم باشد».

«باید از متخصصان ورزش و رسانه­ای استفاده نمود و محتوای برنامه­ها ترکیبی بشود و به همه ورزش­ها به فراخور نیاز بپردازد».

«باید به ابعاد مختلف ورزش از نقش سلامتی گرفته تا مدال­آوری توجه داشت، اتاق فکر برای برنامه ایجاد کرد و از متخصصان ورزشی و رسانه­ای در حوزه­های مختلف بهره­مند شد».

«با توجه به اهداف و سیاست­های تلویزیون تلاش می­کنیم که شرایط به نحوی پیش رود که ورزش­های مختلف را با عدالت توزیعی پوشش دهیم و ورزش همگانی و ورزش بانوان در اولویت باشند».

«تأمین محتوای به لحاظ کمی مشکلی ندارد و مخاطبان خود را دارد، ولی به لحاظ کیفی ضعیف هستیم و برای رسیدن به محتوای مطلوب باید در حوزه ورزش و رسانه عمیق­تر و تخصصی­تر عمل کنیم و دانش خود را افزایش دهیم».

«باید از افراد متخصص در هر حوزه و هم از بعد رسانه­ای و هم ورزشی استفاده نمود».

«باید از شورای تخصصی برنامه­سازی برای تأمین محتوای برنامه­های مطلوب استفاده کرد و تمرکز بر استعدادیابی دقیق، علمی و مبتنی بر برنامه­محوری باشد».

«باید نیازسنجی و مخاطب­شناسی مبتنی بر پژوهش صورت گیرد و بر اساس نیاز جامعه و مخاطب برنامه تهیه کرد و ذائقه مخاطب را پرورش داد که انجام چنین مواردی با بهره­گیری از متخصصان رسانه­ای و ورزشی امکان­پذیر است».

«محتوا باید ترکیبی و چند وجهی باشد و به فراخور شرایط و نیاز جامعه اولویت­ها را تغییر داد».

«زمانی حاصل می­شود که تخصصی نگاه کنیم، یعنی از متخصصان رسانه­ای و ورزشی بهره­مند شویم و محتوای را بر اساس علم واقعی همراه با خلاقیت و ابتکار بیاراییم و به مخاطبان ارائه دهیم».

«باید تهیه­کننده قوی و مسلط به کار داشت و در قدم بعد تیم­سازی کرد و متخصصان رسانه­ای و ورزشی را به کار گرفت و مبنای کار، اعتماد مخاطب، خلاقیت، نوآوری و توجه به پژوهش، استفاده از پشتوانه اطلاعات و  استفاده صحیح از ابزارهای رسانه باشد».

«ابتدا باید زیرساخت مناسب را در تلویزیون و در بین همه شبکه­ها ایجاد کرد و در قدم بعد از شورای تخصصی برنامه­سازی ورزشی در هر شبکه استفاده کرد».

«باید تخصص ورزشی و رسانه­ای در اولویت باشد و به  اجزای دو حوزه ورزش و رسانه، نگاه تخصصی و فنی داشت».

«چندوجهی با بهره­گیری از متخصصان (رسانه­ای/ورزشی) باشد».

بحث و نتیجه­گیری

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که مسئولان و تهیه­کنندگان برنامه­های ورزشی تلویزیون از تخصص لازم برخوردار نیستند. عدم تخصص دست­اندرکاران تهیه برنامه موجب ایجاد شناخت سطحی از رسانه شده که در پی آن ضرورتی برای تهیه محتوای مطلوب نمی­بینند. بنابراین، هرگاه نیروهای متخصص در تولید محتوا نقشی نداشته باشند، برنامه­هایی سطحی و بدون پژوهش تهیه می­شود. از سوی دیگر، چون تلویزیون انحصاری و دولتی است محدودیت فضای کاری وجود دارد، برنامه مدونی برای تولید برنامه­های ورزشی موجود نیست و ورود افراد خلاق در تلویزیون امکان­پذیر نمی­شود. بنابراین فضای رقابتی برای تهیه برنامه­های ورزشی از بین می­رود و برای پر کردن برنامه­ها به پخش رویدادها و مسابقات ورزشی و گفتگوهای سطحی و حاشیه­ای روی می­آورند.

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که بودجه محدودی برای تولید برنامه­های ورزشی وجود دارد، چون­که ورزش، اولویت آخر تلویزیون محسوب می­شود. از سوی دیگر، دولتی بودن تلویزیون و کمبود بودجه و مشکلات مالی موجب شده که تأکید بیشتری روی تولید برنامه­های کم­هزینه باشد. بنابراین بهترین حالت پر کردن آنتن با توجه به این شرایط و همچنین راضی نگه­داشتن حداقلی مخاطبان، پخش زنده و غیر زنده رویدادهای ورزشی و برنامه­های گفتگو محور است که چنین برنامه­هایی نیز بسیار سطحی و مبتنی بر حاشیه هستند، زیرا از گزارشگران ناآشنا و غیرمتخصص به آن رشته استفاده می­شود.

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که در سیاست­گذاری کلان کشور و تلویزیون از ورزش به عنوان اولویت یاد نمی­شود. بنابراین کمترین میزان بودجه به برنامه­های ورزشی اختصاص داده می­شود و با توجه به فضای انحصاری و دولتی تلویزیون، فضای کاری محدود شده و از افراد متخصص و خلاق در تلویزیون بهره­ای نمی­برند. در چنین شرایطی، ضرورتی برای پژوهش و تولید محتوای مطلوب وجود ندارد، زیرا شناخت سطحی در بین دست­اندرکاران وجود دارد. از سوی دیگر، چون ورزش قهرمانی و حرفه­ای در بین مخاطبان از اقبال فراوانی برخوردار است، به پخش رویدادهایی  مختلف ورزشی می­پردازند و جهت سرگرم کردن آن­ها نیز حاشیه­های این ورزش­ها را در قالب برنامه­های گفتگومحور و با کیفیت محدود و سطحی ارائه می­دهند.

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که نظام ارزشیابی جهت بررسی کیفیت و محتوای برنامه­های ورزشی تلویزیون وجود ندارد. هرگاه مسند امور در دستان مدیران غیر متخصص باشد و ورزش نیز به عنوان اولویت آخر تلویزیون قلمداد و نیز کمترین میزان بودجه به برنامه­های ورزشی اختصاص داده شود، برنامه مدونی نمی­توان برای تولید برنامه­های ورزشی ترسیم کرد. بنابراین برای پر کردن و یا تولید برنامه­ها، راهی جز سطحی­نگری و پرداختن به پخش رویدادها و برنامه­های خنثی و کلیشه­ای گفتگومحور ندارند که بیشتر مبتنی بر حاشیه­های ورزش قهرمانی و حرفه­ای است.

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که برای تولید محتوای برنامه­های ورزشی تلویزیون، ورزش قهرمانی و حرفه­ای از جذابیت بیشتری در نزد مخاطبان برخوردار است. به نظر می­رسد مدیریت ضعیف تلویزیون و  عدم­ تصمیم­گیری مدیران ورزشی در برنامه­سازی موجب شده است که از مدیران و تهیه­کنندگان غیرمتخصص در این حوزه استفاده کنند. از سوی دیگر، با توجه به دولتی و انحصاری بودن تلویزیون، در اولویت نبودن تولید برنامه­های ورزشی و اختصاص کمترین بودجه به این برنامه­ها موجب شده محدودیت زیادی جهت برنامه­سازی دقیق و اصولی به وجود بیاید. بنابراین از نیروهای غیرمتخصص و غیرخلاق در تولید محتوا استفاده می­شود که خروجی آن پخش رویداد و رقابت­های ورزشی است که بیشتر خارجی بوده و همچنین تولید برنامه­های گفتگومحور سطحی و بدون محتوای مطلوب که بیشتر آن­ها مبتنی بر حاشیه و جنجال­زایی است.

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که گروه­های ورزش در شبکه­های تلویزیونی وجود ندارد. به نظر می­رسد وجود مدیران غیرمتخصص در تلویزیون و شناخت سطحی آن­ها از رسانه و ورزش موجب شده که ورزش در اولویت آخر قرار گیرد.

 همچنین، با توجه به وضعیت اقتصادی نامساعد تلویزیون و دولتی بودن آن، فضای رقابتی وجود ندارد. بنابراین برای کاهش هزینه­ها، اقدام به حذف گروه­های ورزش در شبکه­های تلویزیونی می­کنند که این تصمیم، تبعاتی را نیز به دنبال دارد. از جمله می­توان به مدیریت برنامه­های ورزشی توسط افراد غیرمتخصص، انحصاری شدن تولید برنامه­های ورزشی برای شبکه 3، محدودیت فضای کاری در تلویزیون، عدم­ تصمیم­گیری مدیران ورزشی در برنامه­سازی، نبود نیروهای متخصص در تولید محتوا، فقدان فضای رقابتی در برنامه­های ورزشی تلویزیونی، فقدان ضرورت برای تهیه محتوای مطلوب و عدم تخصص دست­اندرکاران تهیه برنامه اشاره نمود. محصول چنین رویکردی تولید برنامه­هایی بدون پژوهش، سطحی و حاشیه­ای است که در قالب پخش رویدادهای ورزشی و برنامه­های گفتگومحور نمود پیدا می­کند.

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که بین تلویزیون و نهادهای ورزشی (وزارت ورزش و جوانان، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و ...) تعامل و هم­افزایی وجود ندارد که موجب در اولویت نبودن ورزش در تلویزیون، برنامه­سازی بدون پژوهش، بها ندادن به مدیران ورزشی، وجود گروه برنامه­ساز غیرمتخصص، عدم­ تصمیم­گیری مدیران ورزشی در برنامه­سازی، فقدان برنامه مدون تولید برنامه­های ورزشی، فقدان ضرورت برای تهیه محتوای مطلوب شده است. از سوی دیگر، وضعیت اقتصادی نامساعد تلویزیون، بودجه محدود برنامه­های ورزشی و همچنین دولتی بودن آن باعث شده افراد متخصص و خلاق در امر برنامه­سازی ورزشی استفاده نشود. به نظر می­رسد که خروجی چنین مدیریت غیرمتخصصی در بخش ورزش، فراتر از پخش زنده و غیرزنده رویدادهای ورزشی و برنامه­های گفتگومحور سطحی و مبتنی بر حاشیه نرود.

یافته­های پژوهش نشان می­دهد که تلویزیون دولتی و انحصاری است. از این­رو فضای رقابتی در تولید برنامه­های ورزشی وجود ندارد و این انحصار موجب شده که از مدیران و گروه­های برنامه­ساز غیرمتخصص استفاده شود. از سوی دیگر، چون ورزش و برنامه­های ورزشی اولویتی در تلویزیون نداشته و فضای تلویزیون دولتی و انحصاری است، بنابراین ورود افراد متخصص، مستعد و خلاق امکان­پذیر نیست، مدیران ورزشی در برنامه­سازی تصمیم­گیری نمی­کنند، فضای کاری محدود شده، از ورزش استفاده ابزاری می­شود، مشکلات مالی و کمبود بودجه وجود دارد، الزام به تولید برنامه­های کم­هزینه است،  برنامه مدون تولید برنامه­های ورزشی  و نظام ارزشیابی کیفیت و محتوا وجود ندارد، کمبود امکانات فنی و اجرایی مشهود است، گروه­های ورزشی در شبکه­ها حذف شده است و هم­افزایی و تعامل سازنده تلویزیون و نهادهای ورزشی وجود ندارد.

در چنین فضایی، شناخت سطحی مدیران از تلویزیون و نقش­های آن موجب می­شود بودجه محدودی جهت تولید برنامه­های ورزشی اختصاص دهند و  ضرورتی برای پژوهش و تولید محتوای مطلوب وجود ندارد. از سوی دیگر، چون ورزش قهرمانی و حرفه­ای در بین مخاطبان از اقبال فراوانی برخوردار است، به پخش رویدادهایی  مختلف ورزشی می­پردازند و جهت سرگرم کردن آن­ها نیز حاشیه­های این ورزش­ها را در قالب برنامه­های گفتگومحور و با کیفیت محدود و سطحی ارائه می­دهند.

یافته­ها اذعان دارد که برای تأمین محتوای چندوجهی و مطلوب، باید تلویزیون از انحصار دولت خارج شود، تا با تمرکززدایی و ایجاد فضایی مبتنی بر شایسته سالاری بتوان تعامل و همکاری تلویزیون و متولیان ورزش را ایجاد کرد.

از سوی دیگر، استفاده از کارشناسان و متخصصان در تولید محتوا، تأمین محتوا بر اساس  نرم افزارهای آنالیز، تشکیل گروه مطالعاتی پیش از تولید، سهم­بندی عادلانه مؤلفه­های ورزش، دعوت از صاحب­نظران با تخصص­های مختلف در برنامه، شناخت نیازهای واقعی مخاطبان و تعامل دوسویه با آن­ها می­تواند چنین رویکردی را محقق سازد.

 

  • منابع

    • آسابرگر، آرتور. (1389). روش­های تحلیل رسانه­ها. پرویز اجلالی. چاپ چهارم، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه­ها ص 60-25.
    • استراس، آنسلم و کوربین، جولیت. (1387). اصول روش تحقیق کیفی: نظریه مبنایی، رویه­ها و شیوه­ها. ­ بیوک محمدی. تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ص 127-28
    • انورالخولی، امین. (1383). ورزش و جامعه. حمیدرضا شیخی. مشهد و تهران: بنیاد پژوهش­های اسلامی آستان قدس رضوی و سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها (سمت)  ص 184-118
    • بلیک، رید و هارولدسن، ادوین. (1384). طبقه­بندی مفاهیم در ارتباطات. مسعود اوحدی. تهران: انتشارات سروش  ص 98
    • دالگرن، پیتر. (1390). تلویزیون و گستره عمومی: جامعه مدنی و رسانه­های گروهی. مهدی شفقتی. چاپ سوم، تهران: انتشارات سروش ص 63-18
    • سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران سابق (وزارت ورزش و جوانان کنونی). (1384). سند راهبردی نظام جامع توسعه تربیت بدنی و ورزش کشور. جلد سوم، ص 81-56
    • سعدی­پور، اسماعیل و علی­پور، احمد. (1386). «تحلیل محتوای سریال­های تلویزیونی ایرانی از نظر روش­های تربیتی». فصلنامه پژوهش و سنجش. سال پانزدهم، شماره 51، ص 109.
    • صادقی، فرشاد. (1390). «طراحی و تدوین برنامه راهبردی شبکه تلویزیونی ورزش». پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، ص 98-54.
    • عبدلی، بهروز. (1393). مبانی روانی اجتماعی تربیت بدنی و ورزش. چاپ پنجم، تهران: بامداد کتاب، ص 141
    • عسگری، بهمن؛ قاسمی، حمید و کشکر، سارا. (1390). «مطالعه محتوای کمی برنامه­های ورزشی شبکه 3 سیما». فصلنامه علمی- پژوهشی پژوهش­های ارتباطی. سال هجدهم، شماره 4 (پیایی 68)، ص ص 151-135.
    • قاسمی، حمید. (1386). «بررسی نقش رسانه­های گروهی در توسعه ورزش کشور». رساله دکتری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، ص 64-32.
    • قاسمی، حمید و همکاران.(1387).  فعالیت­های رسانه­ای در ورزش. تهران: انتشارات بامداد کتاب، ص 20-8
    • قنادان، محمود. (1386). کلیات علم اقتصاد. تهران. چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ص103.
    • کردی، محمدرضا. (1386). «بررسی نقش مطبوعات و رسانه­های گروهی در ورزش ایران». طرح پژوهشی، پژوهشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، ص 62.
    • مرادی، مهدی. (1389). «بررسی نقش چهارگانه رسانه­های ورزشی در توسعه فرهنگ ورزش همگانی و قهرمانی». پایان­نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، ص 8.
    • مک­کوائل، دنیس. (1388). درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی. پرویز اجلالی. چاپ دوم، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، ص 82
    • منتظرقائم، مهدی و معتمدی، بشیر. (1390). «بررسی نظام تولید برنامه­های دینی تلویزیون در سازمان صدا و سیما». دو فصلنامه علمی – پژوهشی دین و ارتباطات. سال هجدهم، شماره 1 (پیاپی39)، ص ص: 186-147.
    • میناوند، محمدقلی؛ باقری، سعید و قاسمی، حمید. (1394). «روش­های نهادینه کردن ورزش همگانی از طریق رسانه ملی از دیدگاه کارشناسان». فصلنامه پژوهش­های ارتباطی. سال بیست و دوم، شماره 1 (پیاپی 81): 9-34.
      • Asayesh, L. Karkon, H. (2013). “The Challenges of Athletics in Iran: A Delphi Study”.Europen Journal of Experiment Biology, 3(6) 6672.
      • Ballaard, M & Gray, M & Reilly, J & Noggle, M. (2009). “Correlates of video game screen time among mles: Body, physical activity, and other media use”. Eating Behaviors 10,pp 161-167.
      • Bignel, Jonathan. (2004). AnIntroduction to Television Studies. London: Routledge
      • Block, P. Houseley, W. Nicholls, T. Southwell, R. (2001). Managing in the Media. Oxford: Focal Press, p 32-58.
      • Casey, B.; Casey, N.; Calvert, B.; French, L.; Lewis, J. (2002). Television Studies; The Key concepts. (2nd ed.), London: Routledge
      • Chan-Olmsted, S.M. (2006). Competitive Strategy for Media irms; Strategic and Brand Management in Changing Media Markets. Lawrence Erlbaum Associates
      • Defleur, Melvin L. & Dennis, Everette E. (1998). Understanding Mass Communication: A Liberal Arts Perspective. Boston & New York: ‎Houghton Mifflin Company‎
      • Drayer, J  &  Shapiro, S & Morse, A & White, J. (2009). “The effects of fantasy football participation on NFL consumption: A qualitative analysis”. Sport management review.
      • Etang, J. (2006). “Public relations and sport in sport in promotional culture”. Public Relations Review. Vol 32. PP 386-394.
      • Hallal, P. C., Andersen, L. B., Bull, F. C., Guthold, R., Haskell, W., & Ekelund, U. (2012). “Global physical activity levels: Surveillance progress, pitfalls, and prospects”. The Lancet, Vol. 380, Pp: 247–257.
      • Hassan, Ali. Daniyal, Muhammad. (2013). “Impact of television programs and advertisements on school going adolescents: A case study of Bahawalpur City, Pakistan”.Bulgarian Journal of Science and Education Policy, Vol 7:26-37.
      • Hwang, Y. Lim, J, S. (2015). “The impact of engagement motives for social TV on social presence and sports channel commitment”. Tele matics and Informatics, Volume 32, Issue 4: 755-765.
      • Ward, D. (2008). “Television and Public Policy: Change and Continuity in an Era of Globalization”. Lawrence Erlbaum Association, pp 92-122.
      • Van de Donk, W.B.H.J., Hancher, L., Van Lieshout, P.A.H., Meurs, P.L., Pelkmans, J.L.M., Schoonenboom, I.J., Theeuwes, J.J.M., Winsemius, P. (2005). Media Policy for the Digital Age. The Netherlands Scientific Council for Government Policy, Amsterdam. Amsterdam University Press, pp 118-125.