گرایش به‌کالاهای داخلی و خارجی در‌‌جوانان یزدی و پیش‌بین های آن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز E-mail: morteza_omid@scu.ac.ir

چکیده

   موضوع مصرف کالاهای خارجی از دیدگاه های مختلف مورد توجه قرارگرفته و در پژوهش­های مختلف به نقش عواملی چون: ملی­گرایی، گرایش به سفر، ویژگی­های شخصی و تمایل به کالاهای خارجی به دلیل کیفیت بالا اشاره شده است. براین اساس، در پژوهش حاضر، میزان تمایل به کالاهای داخلی و خارجی در گروه های مختلف سنی جوانان و عوامل پیش بینی کننده آن مورد بررسی قرارگرفته است.
   جامعه آماری پژوهش، تمامی جوانان  15تا 29 ساله یزدی در سال 1392بود. روش نمونه گیری، از نوع نمونه گیری خوشه ای بود و حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران، 386 نفر در نظر گرفته شد.
ابزارهای گردآوری اطلاعات، پرسشنامه نگرش به کالاهای خارجی بود که از پرسشنامهNijssen E.D., Douglas, S.P. and Bressers, P.(1999) اقتباس گردید. برای ترجیح کالا بین 12 کشور در 6 نوع کالا از آزمون (Sengiz, ekrem & Kirkbir, Fazel (2007 همراه با تغییرات استفاده شد. هر دو آزمون برای انطباق با جامعه ایرانی تغییر کردند و اعتباریابی مجدد شدند که ضرایب پایایی آنها مناسب بود. به منظور اعتبار یابی هردو آزمون با روش تحلیل عامل تأییدی، از نرم افزار لیزرل استفاده شد. شاخص های به دست آمده، اعتبار را تأیید کرد.
   براساس نتایج به دست آمده، تفاوت گروه های سنی در گرایش به کالاها معنی دار نبود، ولی گرایش به نوع کالاها با توجه به کشور تولید کننده نشان داد که گرایش به کالاهای خارجی به استثنای مواد خوراکی، بیشتر از کالاهای داخلی بود. رابطه بین گرایش به سفرخارجی و مصرف کالاهای خارجی، مثبت و      معنی دار بود.  همچنین،  ملی گرایی به صورت معکوس با گرایش به کالاهای خارجی رابطه داشت. نتایج نشان داد که همانند سایر کشورها، سفر های خارجی گرایش به کالاهای­ خارجی را افزایش می دهد و  ملی­گرایی بیشتر با کاهش گرایش به کالای خارجی ربط دارد.

کلیدواژه‌ها


گرایش به­کالاهای داخلی و خارجی در­­جوانان یزدی و پیش­بین های آن[1]

 

مرتضی امیدیان[2]

 

تاریخ دریافت مقاله: 5/5/1393

                                                                                                                  تاریخ پذیرش مقاله:28/7/1393

 

   

مقدمه

   مصرف کالاهای داخلی و خارجی و عوامل اثرگذار بر آن، موضوعی پیچیده ­است و از عوامل متعددی اثرمی­پذیرد. یکی از این عوامل، برچسب مربوط به کشور سازنده است. این اثرپذیری، حالتی ایستا ندارد و از عوامل مختلف مانند قیمت­کالا، بحران­های­ اقتصادی و خصومت بین کشورها اثر می­پذیرد‌‌‌ (Dmitrovic, T. , Vida, I., 2010). بحران­های اقتصادی موجب می شود که مردم به کالاهای با قیمت کمتر با وجود کیفیت پائین رضایت دهند­­ (Kollmannová,K. D., 2012)؛ چنان که در بحران اقتصادی اروپا بسیاری از مردم از برندهای مشهور به دلیل قیمت بالا صرف نظرکردند و کالاهایی را ترجیح دادند که گاه از کپی بودن آنها با خبربودند‌ ‌‌‌‌‌‌(Fortmann,2011). نقش عامل ملی­گرایی و گرایش­های قومی در تحریم کالاهای خارجی و یا گرایش به کالاهای داخلی نیز باید مورد توجه قرارگیر؛. به گونه ای که در کشورهای با ملی گرایی بیشتر، مصرف کالاهای خارجی کمتر است که می تواند برتجارت آزاد اثرگذار باشد (2010Qianpin Li,).

بر اساس این دیدگاه­ها، پژوهش های مختلفی طراحی  شده ­است. در مطالعه­ای ضمن بررسی نگرش مشتریان در کشورهای ترکیه و قزاقستان، به نقش میهن پرستی، ملی­گرایی و گرایش به روابط بین المللی در پیش بینی رفتار قوم مداری مشتریان پرداختند. نتایج نشان داد که در­ کشور ترکیه، بیشتر قوم­گرایی و در کشور­ قزاقستان، ملی­گرایی رواج داشت و اثرگذاری آنها برخرید محصولات داخلی در این دو کشور از جریان­های متفاوتی برخوردار بود. در هیچ یک از آنها، رفتار خرید محصولات داخلی از رویکرد روابط بین­المللی متاثرنبود­ (Balabanis,et al. 2001)). در پژوهشی دیگر در یکی از مناطق قزاقستان، به نتایج مشابهی رسیدند ( Bandara, W.M.C. & Miloslava, C.,2011). این یافته ها نشان داد که موضوع گرایش به خرید محصولات داخلی، موضوعی پیچیده ­است واز عوامل مختلف فرهنگی و اجتماعی اثر    می پذیرد.

بررسی نگرش به کالاهای خوراکی در کشور کوروواسی نشان داد که مردم در سه گروه متمایل به    خوراکی های خارجی، خوراکی­های داخلی و گروه نامتمایز قرارمی­گیرند (Ivan-Damir Anić,2010). یک پژوهش در ترکیه به بررسی نقش کشور تولیدکننده در انتخاب نوع کالا و علاوه براین ویژگی کالا در انتخاب آن پرداخت. این موضوع تحت تأثیر عوامل چند گانه ای مانند نوع محصول،­ جنسیت و سطح تحصیلات مصرف کنندگان بود. کشورهای آمریکا،­ آلمان، ایتالیا، فرانسه و فلسطین اشغالی از نظر محصولات مشابه ارزیابی شدند و تولیدات الکتریکی آنها قابل اعتماد و دردسترس طبقه بندی شدند. کسانی که محصولات آنها را­ انتخاب کردند، دارای درآمد بالای 1500 دلار، سن بیش از 51 سال، اغلب زن و از نظر شغلی باز نشسته بودند. گروه دوم که محصولات الکترونیکی ژاپن را ترجیح دادند، از سنی میان 18 تا 31 سال، درآمدی بین 1000تا 1500دلار و تحصیلات عالیه برخوردار بودند و به دلیل سطح فناوری، جور بودن و خدمات پس از سرویس و بسته بندی، این محصولات را  ترجیح می دادند. گروه سوم، زنانی بودند که دارای 41 تا50 سال سن، تحصیلاتی در سطح ابتدایی و راهنمایی، درآمد­­­ی بین 500 تا 1000دلار و شغل آزاد بودند. این گروه به تولیدات غذایی کشورهای ایران و سوریه - به دلیل ظاهر و جذابیت و جور بودن آنها با فرهنگ - متمایل بودند.. به­علاوه، محصولات ساختمانی عربستان به دلیل جذابیت در این گروه قرارداشتند. گروه چهارم، جوانانی با درآمد کمتر از 500­­ دلار بودند که کالاهای چینی و کره ای راترجیح  می دادند. آنها در سنین 18 تا 31 سال و دارای تحصیلات پیش دانشگاهی بودند که دلیل ترجیح کالاهای شان، نوآوری و ارزان بودن آنها بود (Ekrem CENGİZ & Fazıl KIRKBIR, 2007).

در پژوهشی دیگر، نقش گرایش مشتریان استرالیایی را به برندهای مشهور برررسی­کردند و به عواملی چون: سن، قیمت و کیفیت در دلایل گرایش افراد به آنها دست یافتند ( Poon, P., Evangelista, F. & Albaum, G., 2010).

در مطالعه ای، رفتار مشتریان ترک نسبت به محصولات خرده فروشی خارجی در کنار گرایش آنها به    قوم­گرایی بررسی گردید. این مطالعه نشان داد که قوم گرایی با مصرف کالای خارجی رابطه معکوس و سطح تحصیلات نیز با قوم گرایی رابطه معکوس داشت­ (Asuk, B., 2011). به­ علاوه، با افزایش سن میزان قوم گرایی افزایش می یافت؛ به طوری که کسانی که سطح تحصیلاتی کمتر از 8 کلاس داشتند، به صورت معنی­داری در مقایسه با افراد دارای تحصیلات بالاتر از سطح قوم گرایی بیشتری برخورداربودند.

در پژوهشی دیگر، نگرش شهروندان چینی به استفاده از پوشش خارجی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که 6 عنصر هزینه مصرف شده برای لباس، ویژگی های جغرافیایی و جمعیت شناسی، ادراک از تولیدات امریکایی، برند امریکایی و تولید امریکا در گرایش آنها اثر داشت. نتایج نشان داد که مقدار همبستگی این رابطه معنی­دار و معکوس بود؛ یعنی، تمایل به خرید کالا با افزایش قوم­گرایی کاهش        می یافت.

در کشور ایران، طی سه دهه اخیر و بعد از انقلاب اسلامی به این موضوع توجه خاصی شده است. سلطانی (1374) در بررسی "علل گرایش شهروندان تهرانی به محصولات خارجی"، از  کاهش کیفیت محصولات داخلی و نقش عوامل فرهنگی و چشم و هم­چشمی (همرنگی) به عنوان اصلی ترین دلایل برای روی آوردن به کالاهای خارجی یاد می کند. حقیقی و حسین زاده (1387) نیز  به این نتیجه دست­یافتند که به استثنای پوشاک، در سایر محصولات، ارزیابی شهروندان تهرانی از محصولات داخلی کمتر از میانگین است؛ یعنی، اتومبیل، لوازم شوینده و برقی را کمتر از میانگین ارزیابی کردند. شهروندان تهرانی تولیدات کشورهای مشابه با فرهنگ ­ایران را برای مصرف محصولات ترجیح می­دادند و به طور کلی، میانگین گرایش به محصولات کشورهای دیگر بیشتر بود. به علاوه کسانی که در مصرف تابع گرایش­ ملی بودند، ارزیابی بهتری از محصولات ایرانی و ارزیابی پایین­تری از محصولات خارجی داشتند. همچنین، مقایسه میزان ملی­گرایی مصرفی مردم تهران با سایر کشورها نشان داد که نمره ملی­گرایی آنها در حد­ متوسط و مشابه با مردم­ امریکا و استونی بود و کشورهایی مثل چین، مالزی و کره بالاترین گرایش را داشتند.

طالبی دلیر و اکبری (1392) به بررسی عوامل اثرگذار برمصرف کالاهای خارجی با تأکید بر اثر رسانه اقدام نمودند. مصرف رسانه­ای، حاکمیت ارزش­های مادی، استفاده از کالاها برای نشان دادن منزلت اجتماعی، سطح درآمد و عدم تناسب قیمت کالاهای ایرانی با کیفیت آنها به صورت مستقیم و میزان پایبندی دینی و نارضایتی از زندگی به صورت معکوس بر میزان گرایش افراد اثر داشتند. به علاوه مردان و مجردها به کالاهای خارجی گرایش بیشتری نشان می دادند.

صادقی و همکاران(1392) در پژوهشی به بررسی "علل گرایش به محصولات ورزشی خارجی از دیدگاه مصرف کنندگان، تولید کنندگان و فروشندگان کالاهای ورزشی" پرداختند. براساس نتایج به دست آمده، بین مصرف کنندگان و تولید کنندگان توافق نظر وجود دارد، ولی بین مصرف کنندگان و فروشندگان توافق نظر مشاهده نمی شود.. از دیدگاه فروشندگان، افزایش قیمت محصولات داخلی به دلیل هزینه بالای تولید و ارزان­تر­ بودن محصولات خارجی و فرهنگ گرایش به محصولات خارجی و استانداردهای بین المللی از دلایل گرایش بود.

    بنابراین، با توجه به سوابق پژوهشی ملاحظه می­شود که در داخل کشور مطالعه­ای منسجم با هدف بررسی نگرش جوانان به کالاهای داخلی و خارجی و نقش عوامل احتمالی در گرایش آنها به کالاهای خارجی و داخلی انجام نشده و یا کمتر مورد توجه قرارگرفته­ است. با توجه به افزایش تحریم های اقتصادی و تأکید بیشتر بر تولیدات ملی، پژوهش و شناخت میزان گرایش به کالاهای داخلی و عوامل مرتبط با آن موضوعی ضروری به نظر می رسد. براین اساس هدف از پژوهش حاضر، بررسی نگرش جوانان به مصرف کالاهای داخلی و خارجی و مقایسه این نگرش در گروه های مختلف سنی است. ازسوی دیگر، شناسایی عوامل احتمالی پیش بینی کننده این گرایش از اهداف پژوهش حاضر است. براین اساس سؤال­های پژوهشی زیر مورد بررسی قرار می گیرد:

  1. آیا میزان گرایش به مصرف کالاهای خارجی درگروه های مختلف سنی جوانان یزدی تفاوت   معنی داری دارد؟
  2. میزان گرایش جوانان یزدی  به مصرف کالاهای خارجی براساس نوع کالا چگونه است؟
  3. چه عواملی مصرف کالای داخلی در جوانان یزدی را پیش بینی می کند؟

روش شناسی پژوهش

   پژوهش حاضر از نوع  پیمایشی و همبستگی است. به عبارت دیگر، در این پژوهش با گردآوی اطلاعات از طریق پرسشنامه، در کنار بررسی خصوصیات جمعیت­شناسی جوانان، میزان گرایش آنها به مصرف کالاهای خارجی، ملی­گرایی، سفر به کشورهای خارجی و تمایل به کالاهای مختلف با توجه به کشور تولید کننده اندازه گیری و روابط بین این متغیرها با میزان گرایش به کالای خارجی تحلیل می شود.

روش جمع­آوری اطلاعات و ابزارهای پژوهش

   تکنیک مورد استفاده  در این پژوهش، پرسشنامه می باشد. به این منظور ابتدا پرسشنامه ای با هدف گردآوری اطلاعات اجتماعی، اقتصادی و فردی آزمودنی ها تهیه شد. سپس برای اندازه گیری گرایش آنها به کالاهای خارجی، دو آزمون تهیه گردید.

   آزمون نگرش نسبت به خرید کالاهای خارجی: آزمون (Nijssen E.D., Douglas, S.P. and Bressers, P.,1999) به منظور اندازه گیری نگرش مردم هلند نسبت به کالاهای خارجی به ویژه آلمانی انتخاب شد. این آزمون 30 ماده دارد که هفت عامل را اندازه گیری می کند. عوامل این آزمون مشتمل بود بر :بی میلی نسبت به محصولات خارجی، قضاوت راجع به کیفیت محصولات، خصومت اقتصادی، خصومت جنگی، دسترسی پذیری محصولات ادراک ­شده داخلی، سفر و قوم­گرایی یا ملی­گرایی مشتری. این آزمون پس از ترجمه و اجرای مقدماتی به دلیل ضرایب پایایی پایین برخی از گویه ها، اصلاح شد. گویه های مربوط به خصومت جنگی و اقتصادی با کشور آلمان که در پرسشنامه اصلی دیده می شد، به دلیل عدم تناسب با شرایط کشور ما حذف گردید و با روش تحلیل عامل تأییدی سه عامل گرایش به کالاهای ایرانی، گرایش به کالاهای خارجی و گرایش به سفر- از مجموع 24 گویه باقیمانده- با برنامه    نرم افزاری لیزرل استخراج گردید. براساس نتایج، روایی آزمون و مقدار ارزش t آزمون برای ماده ها   معنی­دار­ بود و شاخص­های برازش مدل GFI,AGFI به ترتیب 84/0و87/0بود که به 9/0یعنی سطح قابل قبول نزدیک است. ضرایب پایایی با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای عامل گرایش به کالای ایرانی با 8 پرسش برابر با 848/0به دست آمد. گرایش به کالاهای خارجی با 12 ماده برابر با 715/0 و برای گرایش به سفر خارجی با  4 ماده 890/0 به دست آمد.

   آزمون گرایش به کالا: سومین ابزار، پرسشنامه مر بوط به محصولات مختلف تولید شده در 6 بعد محصولات الکتریکی، اتومبیل و لوازم یدکی، تجهیزات خانه، وسایل خانگی، مواد خوراکی و پوشاک در یک طیف 12 تایی از نظر ترجیح کشور تولید کننده بود. این پرسشنامه با تغییر نام برخی از کشورها به دلیل عدم تجارت کشور ما با کشورهایی نظیر فلسطین اشغالی از پرسشنامه ([1] Sengiz, ekrem & Kirkbir, Fazel -,2007) که برای ارزیابی نگرش به کالاهای خارجی در ترکیه تهیه شده بود، اقتباس گردید و با توجه به این تغییرات، اعتبار یابی مجدد شد. آزمودنی ها کشور ترجیحی را دراین شش نوع محصول نمره ای بین 1 تا 12می دهند.12بالاترین نمره و برای بهترین محصول است و 1 برای محصولی که از سایر کشورها ترجیح کمتری دارد، به کار می رود. به منظور ادغام متغیرهای مربوط به کالاهای 6گانه، برای هر کشور به جمع نمره های کالاها اقدام گردید. براین اساس،  با روش آلفای کرونباخ پایایی آزمون بررسی گردید. برای کالای امریکایی به طور کلی 901/0، برای کالای ایرانی، 824/0، کالای آلمانی883/0، کالای ایتالیایی 868/0، کالای انگلستان 916/0، کالای چینی، 894/0، کالای ترکی 811/0، کالای هندی، 863/0، کالای کره ای 850/0، کالای فرانسوی 881/0، کالای ژاپنی، 843/0 و کالای تایوانی 883/0 به دست آمد. با توجه به تحلیل عامل با برنامه لیزرل 4 متغیر مکنون کیفیت کالا با توجه به انتخاب کشورهای صنعتی و پیشرفته، قیمت کالا با توجه به انتخاب کشورهایی چون چین، تایوان و هند، گرایش به ایران با توجه به مجموع نمره گرایش به کالای ایرانی و خرده مقیاس ملی گرایی از پرسشنامه نگرش نسبت به کالاهای خارجی و گرایش به خارج با توجه به مجموع نمره های ترجیح کالاهای خارجی در پرسشنامه نگرش نسبت به کالاهای خارجی و تمایل به سفر خارج استخراج گردید. تحلیل عامل تاییدی از این مدل حمایت کرد. نتایج نشان داد که شاخص GFI برابربا 86/0،  AGFIبرابر با 81/0 و RMSEA برابر با 1/0بود که با توجه به نزدیک بودن شاخص ها به مقدار قابل قبول تناسب مدل تأیید گردید.

    جامعه آماری تحقیق

   جامعه آماری تحقیق حاضر جوانان 15 تا 29 ساله در شهر یزد بودند.  جمعیت این افراد با توجه به آخرین سرشماری شهر یزد برابر با 172009 بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر تعیین گردید. به منظور جلوگیری از افت آزمودنی 400 پرسشنامه توزیع ش. که پس از حذف موارد ناقص، تعداد 391 پرسشنامه مورد تحلیل قرارگرفتند. روش نمونه گیری، روش نمونه گیری خوشه­ای بود. شهر یزد بر اساس نقشه های دریافتی از استانداری یزد به 120 خوشه تقسیم شده بود که 40 خوشه به صورت تصادفی انتخاب و در هر خوشه با مراجعه به درب منازل در صورت وجود جوانان در دامنه سنی 15تا 29 سال پرسشنامه تکمیل می شد..

   به منظور تحلیل نتایج، آمار توصیفی و استنباطی مورد استفاده قرار گرفت. در بخش آمار توصیفی، از فراوانی، درصد، میانگین و ... استفاده گردید. در بخش آمار استنباطی به تناسب نیاز برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضرایب همبستگی پیرسون ، t تک نمونه ای، آنالیز واریانس ( ANOVA) ، رگرسیون و روش آلفای کرونباخ  برای محاسبه پایایی استفاده گردید. برای سنجش اعتبار آزمون های مورد استفاده از تحلیل عوامل استفاده و تحلیل ها با استفاده از برنامه لیزرل5/8 و  SPSS20انجام گردید.

یافته های پژوهش

   وضعیت فراوانی شرکت کنندگان از نظر سنی در جدول 1 آمده است.

 

جدول 1: فراوانی شرکت کنندگان ازنظر سن

متغیرسن

فراوانی

درصد

درصدتراکمی

15-19

74

9/18

9/18

19-24

184

1/47

66

24-29

133

34

100

کل

391

100

 

 

   همان گونه که ملاحظه می شود حدود 19 درصد شرکت کنندگان در گروه اول، یعنی 15تا 19 سال، 47 درصد در گروه دوم، یعنی 19 تا 24 سال و 34 درصد در گروه سوم، یعنی 24 تا 29 سال قرار داشتند.

 

جدول 2: میانگین و انحراف معیار متغیرهای فاصله ای در کل آزمودنی ها

متغیرها

حداکثر

حداقل

میانگین

انحراف معیار

تعداد

ملی گرایی

40

3

20/20

58/6

391

گرایش به کیفیت

412

0

60/234

92/71

391

گرایش به قیمت

320

0

80/121

91/61

391

تمایل به کالای خارجی و سفر خارج

55

16

25/40

50/6

391

تمایل به کالای ایرانی

72

0

26/32

58/18

391

 

   براساس نتایج جدول 2، میانگین ملی گرایی 20/20 با انحراف معیار 58/6 و حداقل نمره 3 و حداکثر نمره 40 به دست آمد. گرایش به کیفیت کالا میانگین 60/234 و انحراف معیار 92/71 با حداقل صفر و حداکثر 412 داشت. میانگین گرایش به قیمت 80/121و انحراف معیار 91/61 با حداقل صفر و حداکثر 80/121 بود. تمایل به کالای خارجی و سفر میانگین 25/40، انحراف معیار 5/6 و حداقل 16 و حداکثر 55­ داشت. میانگین تمایل به کالای ایرانی برابر با 26/32 و انحراف معیار آن 58/18 و حداکثر آن 72 و حداقل آن صفر بود.

   سؤال اول پژوهش به بررسی تفاوت در  میزان گرایش به کالاهای خارجی در گروه های مختلف جوانان یزدی اختصاص داشت که  با استفاده از تحلیل واریانس یکراهه نتایج درجدول 3 آمده است.

جدول 3: نتایج تحلیل واریانس روی نمره گرایش به کالاهای خارجی در گروه های سنی مختلف

منبع تغییرات

میانگین گروه ها

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

مقدارF

سطح معنی داری

بین گروه ها

84/39(1)

810/17

2

905/8

210/0

811/0

درون گروه ها

29/40(2)

 

615/16466

388

440/42

 

 

کل

44/40(3)

 

425/16484

390

 

 

 

 

براساس نتایج به دست آمده با توجه به مقدار210/0 F=، تفاوت بین گروه ها معنی دار نیست. براین اساس در سه گروه سنی 15تا 19سال، 19تا 24و 24 تا 29 سال تفاوت معنی داری به دست نیامد.

درسؤال دوم یعنی میزان گرایش به کالاهای مختلف، این کالاها در 6گروه (تجهیزات و کالای الکترونیکی مثل کامپیوتر، لوازم خانگی مثل یخچال و تلویزیون، لوازم ساختمانی و شیرآلات، اتومبیل و لوازم یدکی، مواد خوراکی و پوشاک) طبقه بندی شدند. در جدول 4 بالاترین میانگین هرگروه از کالاها و کشور تولید کننده آمده است.

جدول 4: میانگین ترجیح انواع کالاها بین 12 کشور و مقایسه با نقطه برش میانه با آزمون t تک نمونه ای

کشور

میانگین

انحراف معیار

نوع کالا

تفاوت با 5/6

T

Df

Sig

امریکا

81/8

25/4

الکترونیکی

31/2

751/10

389

000/0

امریکا

24/8

28/4

کالای خانه

74/1

06/8

390

000/0

آلمان

59/7

33/4

تجهیزات ساختمانی

09/1

99/4

390

000/0

امریکا

50/8

41/4

اتومبیل

2

98/8

390

000/0

ایران

27/8

53/4

مواد خوراکی

77/1

70/7

390

000/0

ترکیه

34/7

33/4

پوشاک

84/0

83/3

390

000/0

 

   در کالاهای الکترونیکی، به منظور بررسی تفاوت معنی دار با نقطه میانه 5/6، آزمون t تک نمونه ای اجرا گردید که نتایج نشان داد که کشورهای امریکا با میانگین 81/8 و (75/10=t)، آلمان با میانگین 62/7 و (20/5=t)و ژاپن با میانگین 52/7 و (98/4=t) به صورت معنی داری برتر بودند و دو کشور انگلستان و کره با نقطه میانه درجه بندی توزیع تفاوت معنی داری نداشتند و سایر کشورها از جمله کشورمان ایران به صورت معنی داری پائین تر از میانه ارزیابی شدند. در مورد کالاهای نوع دوم یعنی کالاهای خانه، کشورمان در رتبه هفتم بود و امریکا با میانگین 24/8 و(06/8=t)، آلمان با میانگین 78/7و (98/5=t) و ژاپن با میانگین 63/7 و (31/5=t) برتری داشتند و سایر کشورها پائین تر از میانه ارزیابی شدند. در کالای سوم یعنی تجهیزات ساختمانی دو کشور آلمان با میانگین 59/7 و (99/4=t) و امریکا با میانگین 39/7 و (88/3=t) به عنوان برتر درجه بندی شدند و سایر کشورها کمتر از میانه بودند. کشور ما در رتبه چهارم از 12 کشور ارزیابی شد. در کالای چهارم، یعنی اتومبیل و لوازم یدکی کشورهای امریکا با میانگین 50/8 و (98/8=t) و آلمان با میانگین 18/8 و (62/7=t) بالاتر از میانه بودند و کشورمان در رده نهم ارزیابی شد. تنها در مورد مواد خوراکی، کشورمان بالاتر ازمیانه قرار گرفت و رتبه اول را به خود اختصاص داد که با میانگین 27/8 و (70/7=t) از سایرین برتر تشخیص داده شد. درمورد پوشاک، جوانان یزدی به ترتیب کشورهای ترکیه با میانگین 34/7 و (83/3=t) و امریکا با میانگین 23/7 و (15/3=t) را برتر از میانه و کشورمان را در رتبه ششم و پائین تر از میانه ارزیابی کردند.

   سومین سؤال پژوهش به عوامل پیش بینی کننده مصرف کالاهای داخلی در جوانان یزدی مربوط می شد. به این منظور ابتدا ضرایب همبستگی ساده بین متغیرها با تمایل به مصرف کالاهای ایرانی با استفاده از روش همبستگی پیرسون محاسبه گردید که نتایج در جدول 5 آمده است.

جدول 5: ضرایب همبستگی پیرسون بین متغیرهای مرتبط با  گرا یش به کالاها ی ایرانی

متغیرها

تمایل به خارج

ملی  گرایی

کالای ایرانی

کیفیت

قیمت

تمایل به خارج

1

 

 

 

 

ملی گرایی

156/0-

002/0

391***

1

 

 

 

کالای ایرانی

205/0-

000/0

391***

261/0

000/0

391***

1

 

 

کیفیت

003/0-

959/0

391

001/0

998/0

391

401/0

000/0

391***

1

 

قیمت

051/0-

318/0

391

125/0

014/0

391***

534/0

000/0

391***

666/0

000/0

391***

1

همان گونه که در جدول 5 ملاحظه می شود، تمایل به خارج با ملی­گرایی، رابطه معکوس و معنی دار(156/0-) و با گرایش به کالای ایرانی رابطه معکوس و معنی دار(205/0-) دارد. به علاوه، روابط قیمت و کیفیت با کالای ایرانی به ترتیب با ضرایب (534/0) و (401/0) معنی دار است. قیمت با ملی­گرایی نیز رابطه مثبت و معنی­داری دارد(125/0). به منظور تعیین عوامل پیش­بینی کننده مصرف کالای داخلی با روش رگرسیون چند متغیره  داده ها تحلیل شدند که نتایج در جدول 6 آمده است.

 

جدول 6: ضرایب همبستگی چندگانه برای گرایش به کالای ایرانی با روش ENTER

متغیرهای پیش بین

همبستگی چندگانه MR

ضریب تعیین

SR

نسبت F

حتمال P

ضرایبβ

مقدارt

P

کیفیت کالا

596/0

355/0

025/53

000/0

124/0

241/2

026/0

قیمت کالا

421/0

56/7

000/0

ملی گرایی

182/0

35/4

000/0

تمایل به خارج

157/0-

79/3

000/0

 

 

همان­گونه که ملاحظه می شود، کیفیت کالا و قیمت و گرایش به ملی­گرایی به صورت مستقیم و گرایش به خارج به صورت معکوس، تمایل به خرید کالای ایرانی را پیش بینی می کند و 35 درصد واریانس گرایش به کالای ایرانی توسط این عوامل تعیین می شود.

بحث و نتیجه گیری

   نتایج مربوط به سؤال اول نشان داد که تفاوت گروه های سنی جوانان در گرایش به کالاهای خارجی معنی دار نیست؛ یعنی، از نظر نگرش به مصرف کالاهای خارجی هر سه گروه سنی مشابه هستند. نتایج این پژوهش با نتایج (Sengiz, ekrem & Kirkbir, Fazel,2007)، (Kollmannová,K. D., 2012) متفاوت بود. درتبیین این تفاوت می توان به استفاده از ابزار نگرش سنج کلی در این پژوهش اشاره کرد. در کشورهای ترکیه و کشورهای اروپایی، در مقایسه بین جوانان بر کالاهای مشخصی تکیه شده بود؛ چنان که در این پژوهش وقتی از کالاهای مشخصی مثل کالاهای الکترونیکی امریکایی استفاده شد، نتایج نشان داد که افراد 24-19 گرایش بیشتری در مقایسه با دو گروه سنی دیگر داشتند.

درمورد سؤال دوم یعنی میزان گرایش در جوانان یزدی به کالاهای خارجی براساس نوع کالا، همان گونه که گزارش شد، دررابطه با کالای الکترونیکی از میان 12 کشور، کالای داخلی در رده دهم قرار داشت و کشورهای امریکا، ژاپن، آلمان، انگلستان، کره جنوبی، فرانسه، ایتالیا، چین، ترکیه، ایران، تایوان و هند به ترتیب توسط جوانان اولویت بندی شدند. در کالاهای گروه دوم، یعنی کالای لوازم خانگی داخلی در رده هشتم اولویت بندی شد و کشورهای امریکا، آلمان، ژاپن، ایتالیا، انگلستان،کره جنوبی، فرانسه، ایران، ترکیه، چین، تایوان، هند به ترتیب اولویت بندی شدند. درمورد کالای نوع سوم، یعنی لوازم ساختمانی، ایران پس از کشورهای آلمان، امریکا، ایتالیا دررده چهارم قرارگرفت و پس از ایران به ترتیب، کشورهای انگلستان، ژاپن، فرانسه، کره جنوبی، ترکیه، چین، تایوان و هند قرار داشتند. در مورد کالای چهارم، یعنی اتومبیل و لوازم یدکی کشورهای امریکا، آلمان، ژاپن، فرانسه، انگلستان، ایتالیا، کره جنوبی، چین، ایران، ترکیه، تایوان و هند به ترتیب توسط جوانان یزدی اولویت بندی شدند. در مورد خوراکی ها، ایران در رده اول ترجیحی قرار گرفت و بعد از آن اولویت با کشورهای امریکا، آلمان، ایتالیا، انگلستان، فرانسه، ترکیه، ژاپن، کره جنوبی، چین، تایوان و هند بود.. در مورد آخرین نوع کالا یعنی پوشاک، کشورهای ترکیه، امریکا، آلمان، ایتالیا، انگلستان، ایران، فرانسه، ژاپن، کره جنوبی، چین، تایوان و هند به ترتیب ترجیح داده شدند. در تمامی این موارد- براساس آزمون t تک نمونه ای- اغلب تفاوت ها معنی دار بود. این نتایج نشان می دهد که ترجیح جوانان بر اساس نوع کالا متفاوت است. این نتایج با پژوهش (Sengiz, ekrem & Kirkbir, Fazel,2007) هماهنگ است که نشان داد در کشور ترکیه تولیدات غذایی ایران و سوریه و سنگ های ساختمانی عربستان و تولیدات الکترونیکی امریکا، آلمان، ایتالیا، فرانسه و فلسطین اشغالی مطلوب و قابل اعتماد ارزیابی شدند. پس عوامل کیفیت و شهرت کالا بر ارزیابی مصرف کنندگان اثرگذار است. به علاوه با نتایج حقیقی و حسین زاده (1387) که نشان داد گرایش به کالاهای خارجی در شهروندان تهرانی بیشتر است، هماهنگ است و از این نظر که در پژوهش آنها گرایش به پوشاک ایرانی بیشتر بود، نتایج متفاوت است. این نتایج نشان می دهد که درمجموع چنان که در پژوهش صادقی و همکاران( 1392) و طالبی دلیرواکبری (1392) اشاره شده است، علل گرایش به کالاهای خارجی به عوامل مختلفی چون: تمایل به پرستیژ، کیفیت کالا، قیمت کالا و تبلیغات رسانه ای برمی گردد و به این دلیل در هرگروه از کالاها شاهد نتایج متفاوتی هستیم. در مورد کالای خوراکی، موضوع گرایش جوانان به خوراکی های ایرانی، نمونه ای از نقش فرهنگ و شیوه زندگی است که در ترجیح خوراک ایرانی خود را نشان داده است. به علاوه، در موضوع پوشاک و گرایش جوانان ایرانی به سمت کشور ترکیه، باید گفت که از نظر فرهنگی بین این دو کشور تا حدودی مشابهت وجود دارد.بدین ترتیب، این دو نتیجه از نقش فرهنگ در انتخاب کالاهای خوراکی و پوشاک حکایت دارد.

نتایج مربوط به سؤال سوم پژوهش که نقش کیفیت کالا، قیمت کالا و ملی­گرایی را در گرایش به کالای داخلی تأیید نمود با نتایج ( Poon, P., Evangelista, F. & Albaum, G., 2010) در استرالیا، (Asuq, B., 2011) در ترکیه و ( Bandara, W.M.C. & Miloslava, C.,2011) در   کشور های اروپای شرقی هم سوست که نشان می دهند قوم مداری و ملی گرایی با گرایش به کالای داخلی رابطه مستقیم و با گرایش به کالای خارجی رابطه معکوس دارد. به علاوه، با پژوهش حقیقی و حسین زاده (1387) که نشان دادند ملی گرایی با ارزیابی مثبت تر از کالای داخلی و ارزیابی منفی از کالای خارجی همراه است، هم جهت می باشد.

   در مجموع، می توان گفت که گرایش به کالاهای خارجی به استثنای کالای خوراکی در جوانان ایرانی بیشتر است. این موضوع ضرورت توجه به کیفیت کالا را که در نتایج پژوهش اثر آن نشان داده شد، بیشتر روشن می سازد. به علاوه، شناسایی سایر متغیرها و پژوهش های بیشتر در این زمینه را مطرح می کند. به نظر می رسد با هدف گذاری بهبود کیفیت و کاهش قیمت می توان در عمل به گرایش بیشتر جوانان نسبت به کالاهای داخلی اقدام کرد.

با توجه به آثار منفی گرایش به سفر های خارجی از نظر فرهنگی و اقتصادی، لازم است نسبت به افزایش جاذبه های سفر داخلی در راستای کاهش تمایل به سفر خارجی اقدام کرد. . با توجه به رابطه معکوس  ملی گرایی و گرایش به  خارج، لازم است این مقوله در عمل با هدف افزایش علائق ملی مورد توجه قرار گیرد. برنامه ریزی فرهنگی و اقتصادی در جهت افزایش تمایلات ملی گرایی و بهبود کیفیت کالای ایرانی و موضوع کاهش قیمت با افزایش تولید و بهره وری باید مورد اهتمام قرارگیرد. انجام پژوهش های بیشتر برای شناخت سایر عوامل احتمالی از دیگر توصیه های این پژوهش است. همچنین، توصیه می شود در پژوهش های بعدی در موقعیت های عملی مانند مراکز خرید، میزان گرایش واقعی به کالای داخلی و خارجی اندازه گیری شود.  

  • منابع

    • حقیقی، محمد و حسین زاده، ماشاءالله (1388) "مقایسه میزان تمایل به مصرف کالاهای داخلی در تهران با سایر مناطق جهان و بررسی پیامدهای آن برارزیابی و ترجیح محصولات". پژوهش های مدیریت در ایران. دوره 13 ، شماره 4، ص103-139.                                                                                          
    • سلطانی، ابراهیم(1374) "تجزیه و تحلیل علل عمده گرایش مصرف کنندگان تهرانی به محصولات خارجی". پایان نامه کارشناسی ارشد، مدیریت بازرگانی، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی.
    • صادقی، رضا، کشکر، سارا، قاسمی، حمید و کارگر، غلامعلی(1392) "تعیین و مقایسه علل تمایل مشتریان به خریدکالاهای ورزشی خارجی از دیدگاه تولید کنندگان، فروشندگان و مصرف کنندگان". پژوهش های کاربردی در مدیریت ورزشی. دوره 2، شماره 2(6پیاپی)، ص21-32.
    • طالبی دلیر، معصومه و اکبری، حسین (1392) "بررسی گرایش به مصرف کالاهای خارجی و عوامل موءثر برآن با تآکید بررسانه". فصلنامه پژوهش ارتباطی. سال بیستم. شماره 1، (پیا پی، 73)، ص105-127.

     

    • Aşuk, B. (2011) "Consumer Attitudes towards Foreign Retailers Products".Izmir University of Economics,   Faculty  of Economics and Administrative Sciences/Business AdministrationSakarya Cad. No:156
    • Balabanis, G., A. Diamantopoulos, et al. (2001) "The Impact of Nationalism, Patriotism and Internationalism on Consumer Ethnocentric Tendencies." Journal of International Business Studies. 32(1): 19.
    • Bandara, W.M.C. & Miloslava, C. (2012) "Consumer Ethnocentrism and Attitudes Towards Foreign Beer Brands: With Evidence from Zlin Region in the Czech Republic". Journal of Competitiveness. Vol. 4, Issue 2, pp. 3-19.
    • Brown, Terrence and Davidsson, Per and Wiklund, Johan (2001) "An operationalization of Stevenson’s conceptualization of entrepreneurship as opportunity-based firm behavior". Strategic Management Journal. 22(10):pp. 953-968.
    • Cengis, E. & Kirkbir ,F. (2007) "Turkish Consumers’ Evaluation of

    Prouducts Made in Foreign Countries: The Country of Origin Effect".Innovative Marketing. Volume 3, Issue 2, pp.73-87.

    • Dickson, Marsha A. , Sharron J. Lennon, Catherine P. Montalto, Dong Shen, Li Zhang (2004) "Chinese consumer market segments for foreign apparel products". Journal of Consumer Marketing. Vol. 21 Iss: 5, pp.301 – 317.
    • Dmitrovic, T. , Vida, I. (2010) "Consumer behavior induced by product nationality, the evolution of the field and its theoretical antecedents". Transformation in Business & Economizes. Vol.9, No. 1(19), pp.145-165.
    • Fortmann, C. (2011) "Counterfeiting Trends and Litigation Shaping the Licensing Industry in Europe". IP Litigator, 17(2): 20-29.
    • Good, L. K. and P. Huddleston (1995) "Ethnocentrism of Polish and Russian consumers: are feelings and intentions related?".  International Marketing Review. 12(5): 35-48.
    • Ivan-Damir Anić (2010) "Attitudes and purchasing behavior of consumers in domestic...". Zb. rad. Ekon. fak. Rij. • vol. 28 • sv. 1 • 113-133.
    • Kollmannová, K. D.(2012) "Fake product? Why not? Attitudes toward the consumption of counterfeit goods in CEE as shown on the example of Slovakia". Central European Business Review. V.1, N,2,P.23-28.
    • Nijssen E.D., Douglas, S.P. and Bressers P.(1999) Attitudes Toward The Purchase Of Foreign Products.
    • Poon, P., Evangelista, F. & Albaum, G. (2010) "Attitudes of migrants towards foreign-made products: an exploratory study of migrants in Australia". Journal of Consumer Marketing. Vol. 27 Iss: 1, pp.35 – 42.
    • Qianpin, Li (2010) "Consumer Attitudes towards Foreign Products: an Integrative Review of its Origins and Consequences". phD candidate, Edith Cowan University, Perth, Australia .