شناسایی گونه‌‌های هویتِ اجتماعی و نقش رسانه‌های نوین( اینترنت) بر این هویت‌ها (مطالعۀ موردی: جوانان شهر تهران)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه علوم اجتماعی و جامعه شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استاد، گروه علوم اجتماعی و جامعه شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

3 دانشیار، گروه علوم اجتماعی و جامعه شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

هدف از پژوهش حاضر، شناسایی گونه­­های هویتِ اجتماعی و  نقش اینترنت بر شکل­گیری این هویت­ها می­باشد. برای تحقق این هدف، از روش ترکیبی کمی- کیفی استفاده شد و بر روی جوانان 18-30 سال ساکن شهر تهران در سال 1397 تمرکز گردید. در واقع، ابتدا برای شناسایی گونه­های هویتی در بین جوانان تهرانی، از روش کیفی اکتشافی استفاده شد و با نمونه­گیری نظری، 42 نفر انتخاب و پرسشنامه هویتی «من کیستم» به آنان داده شد. بعد از کدگذاری باز، محوری و گزینشی، در نهایت 6 گونۀ هویتی از جمله هویت ملی، هویت قومی، هویت ارتباطی، هویت عقیدتی، هویت دینی و هویت مدرن شناسایی گردید. در واقع، بعد از شناسایی این گونه­های هویتی، روش کمی پیمایشی در جهت تأثیر اینترنت بر آنها به کار گرفته شد و با استفاده از فرمول کوکران، 524 جوان تهرانی 18-30 سال انتخاب و بر مبنای نمونه­گیری خوشه­ای پرسشنامه استاندارد در بین آنان توزیع گردید. بعد از جمع آوری داده­ها، تجزیه و تحلیل بر مبنای spss و lisrel صورت گرفت. یافته­ها بیانگر آن است که تنها 12 درصد از جوانان یا به طور کامل از اینترنت استفاده نمی کنند و یا اگر استفاده می کنند، کمتر از یکساعت در شبانه روز می­باشد. تنها 16 درصد در وبلاگ­ها سایت­های اینترنتی جستجو می کنند، در حالی که 83 درصد در تلگرام عضویت دارند. همچنین یافته­ها بیانگر آن است که میزان مصرف اینترنت، تأثیر معناداری بر هویت ملی، قومی ، مدرن و هویت ارتباطی داشته، ولی میزان مصرف اینترنت بر هویت دینی و هویت عقیدتی تأثیری نداشته است.

کلیدواژه‌ها


شناسایی گونه­­های هویتِ اجتماعی و  نقش رسانه­های نوین( اینترنت) بر این هویت­ها (مطالعۀ موردی: جوانان شهر تهران)

گلاله آهنگری[1]

باقرساروخانی     [2]

محمد سلطانی فر[3]

 تاریخ دریافت مقاله: 12/12/1397

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:8/3/1398

 

 

مقدمه

هویت نوعی احساس تعلق و تعهد است، هویت ترجمۀ واژۀ انگلیسی identity به معنای اصلیت و شناسایی می­باشد. ­در عصر جدید، هگل طلیعه دار این مفهوم بوده هر چند که نباید فراموش کنیم که هویت مفهومی انسانی و فلسفی است که از دیر باز با انسان متولّد شده و همراه با او بوده است (بیرو، 1385: 349). در گذشته، مکان نقش کلیدی در خلق هویت اجتماعی افراد  داشت، چرا که آنان در محیط های کوچک و بسته زندگی می کردند و هویت اجتماعی هر یک، در ارتباط رو در رو با اطرافیان، در یک محیط ثابت شکل می گرفت. افراد کمتر با دنیای خارج ارتباط داشتند و سنت های بومی– محلی بخش اعظم هویت آنان را شکل می داد؛ اما به دنبال مدرنیته، ظهور فنّاوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی می توانند فرد را از مکان خود او جدا کنند و به جهان پیوند بزنند. در نتیجه، افراد با منابع هویت یابی متکثری رو به رو هستند و هویت یابی شکلی غیر محلی و جهانی پیدا کرده است. با این حال، امروزه ظهور اشکال جدید ارتباطی از جمله اینترنت این امکان را فراهم آورده است که ارائه اطلاعات در بیان خود، به شیوه انتخابی تری صورت گیرد(جنکینز، 1381 : 47). بنابراین بررسی هویت در جوامع جدید از دو لحاظ حائز اهمیت است:

اول آنکه افراد یک جامعه با انتخاب خود و مبتنی بر اکتساب، به چیزی احساس تعلق و تعهد دارند که این انتخاب به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه مبنای یک جامعه را شکل می­دهد که این احساس تعلق و تعهد در قالب گونه­های هویتی می­باشد و شناخت آن حائز اهمیت است.

دوم آنکه شکل و شیوۀ رابطه تغییر کرده است. دیگر تعلق و تعهد فرد به یک مکان خاصی نیست، چنانچه مک­لوهان معتقد است وارد دهکدۀ جهانی شده­ایم.

بنابراین همچنان که هلد معتقد است ما در آغاز جهان دو فضایی شده قرار داریم (Held, 2009: 45). یک فضا، فضای واقعی و زندگی روزمرۀ ماست که افراد به صورت مستقیم با هم سروکار دارند و فضای مجازی، فضای جدیدی است که وارد عرصۀ زندگی اغلب جامعۀ جهانی شده است. جامعه ایران نیز چندی است که علاوه بر گسترش فراگیر رسانه های همگانی (تلویزیون، رادیو و مطبوعات) ارتباطات برون مرزی را از طریق اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی تجربه می­کند. این فنّاوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، با دارا بودن توأمان ویژگی های رسانه های سرد و گرم، امکان همزمان ارتباط دیداری، شنیداری، گفتاری و نوشتاری را به کاربران می دهند. اینترنت و شبکه های مجازی با برخورداری از قابلیت ارتباط دو سویه، امکان برقراری ارتباط آزاد، ایمن و گمنام با افراد مختلف از هر قشر، نژاد، قومیت، ملّیت و مذهب را برای کاربران فراهم می کنند(عدلی پور و همکاران: 1392).

  • پژوهش­ها نشان می­دهند که بالای 90 درصد از جوانان شهری حده­اقل یکبار از اینترنت استفاده کرده­اند(عبداللهی کاظمی نژاد، 1397).
  • همچنین  آمارهای مختلف حاکی از آن است که 8/93 درصد از جوانان شهر تهران درشبکه­های مجازی عضویت دارند. 79 درصد از نمونه های پژوهش در تلگرام عضویت دارند- که بیشترین عضویت در بین سایر شبکه­هاست- و میزان استفاده از آن از سایر شبکه­های مجازی بیشتر بوده است- پژوهش­های پیشین بیانگر آن هستند که 4/6 درصد از جوانان تهرانی بیشتر از 3 ساعت در شبانه­روز از تلگرام استفاده می کنند(جعفری، 1395: 198-99).

بنابراین مطابق آمارهای موجود، فضای مجازی زندگی غالب ایرانی­ها به ویژه جوانان را در برگرفته است، امّا نکتۀ مهمتر آن است که این فضای مجازی پیوند عمیق و پیچیده­ای با فضای واقعی زندگی اجتماعی دارد که بررسی آن حائز اهمیت است. پژوهش حاضر در همین راستا در پی پاسخ به این سؤال است که «چه گونه­های هویت اجتماعی در بین جوانان تهرانی وجود دارد و تأثیر اینترنت بر این هویت­ها چگونه است؟»

ادبیات پژوهش

تعاریف مفاهیم

اینترنت

اینترنت[4] (مخفف شبکه‌های به هم پیوسته[5]) را باید بزرگ‌ترین سامانه‌ای دانست که تاکنون به دست انسان طرّاحی، مهندسی و اجرا شده است. ریشه این شبکه عظیم جهانی به دهۀ ۱۹۶۰ باز می‌گردد که سازمان‌های نظامی ایالات متّحده آمریکا برای انجام پروژه‌های تحقیقاتی برای ساخت شبکه‌ای مستحکم، توزیع شده و باتحمل خطا سرمایه‌گذاری نمودند.  اینترنت، سامانه‌ای جهانی از شبکه‌های رایانه‌ای به هم پیوسته است که از پروتکلِ «مجموعه پروتکل اینترنت» برای ارتباط با یکدیگر استفاده می کنند. به عبارت دیگر، اینترنت، شبکه‌ای از شبکه‌هاست که از میلیون‌ها شبکه خصوصی، عمومی، دانشگاهی، تجاری و دولتی در اندازه‌های محلی و کوچک تا جهانی و بسیار بزرگ تشکیل شده است که با آرایه وسیعی از فناوری‌های الکترونیکی و نوری به هم متصل شده‌اند. اینترنت، در برگیرنده منابع اطلاعاتی و خدمات گسترده‌ای است که برجسته‌ترین آنها وب جهان‌گستر و رایانامه هستند. در واقع، اینترنت در قالب مختلفی همچون: وبلاگ ها، وب­سایت­ها، شبکه­های اجتماعی مجازی و ...می­باشد.

 هویت

 هویت به لحاظ معنوی از ریشه لاتین (idem) به معنای شباهت و پیوستگی گرفته شده است.(marshal, 2008: 294) ساروخانی در دایرةالمعارف علوم اجتماعی از زبان گافمن هویت را چنین تعریف نموده است: «کوشش فرد به منظور تحقق یکتایی خویشتن است در شرایطی که در حال شکل دادن به رفتار خویش می باشد. در این صورت فرد بین من در «شرایط موجود» و «من واقعی» قرار می گیرد. در حالی که من، در شرایط موجود به پایگاه اجتماعی و نقش های محول فرد اشاره دارد، من واقعی به توانایی های او بیرون از شرایطی که در آن جای یافته است، بر می گردد» (ساروخانی، 1385: 82 ).

هویت جمعی، معرف احساس تعلق فرد به گروه های اجتماعی یا واحدهای جمعی نظیر خانواده، طبقه اجتماعی، قوم، ملّت  و ... و احساس تعهد و وفاداری در برابر آنهاست. این نوع هویت که معمولاً با ضمیر جمع ما بیان می شود، رابطه فرد را با گروه های اجتماعی تنظیم می کند؛ ما کیستیم و دیگران کسیت اند(عبداللهی و حسین­بر، 1381 : 107).

پیشینۀ تجربی

با تفحص و بررسی پژوهش­های داخلی و خارجی موجود،  هویدا گردید که با وجود پژوهش­های بسیار پیرامون اینترنت، شبکه های اجتماعی مجازی و هویت های قومی، زبانی، فرهنگی، سیاسی و ...، تاکنون هیچ پژوهش جامع و منسجمی پیرامون تأثیر اینترنت بر گونه­شناسی هویت انجام نشده است. در واقع اغلب پژوهش­ها به نقش اینترنت به طور عام و شبکه­های اجتماعی مجازی به طور خاص(به ویژه فیسبوک و تلگرام) بر هویت­های قومی و ملی پرداخته­­اند. به عنوان مثال، حمادی(1395) نشان می­دهد که دانش آموزان  پسر نسبت به دانش­آموزان دختر از هویت قومی بالاتری برخوردارند. همچنین این پژوهش نشان می­دهد به میزانی که استفاده از سایت­های علمی- آموزشی افزایش می­یابد، هویت قومی ضعیف می­شود، ولی سایر هویت­ها مورد بحث و مداقه قرار نگرفته است. محراب بیگی(1393) به دو هویت ملی و فراملی توجه می­کند و در پژوهشی نشان می­دهد که فنّاوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی، زمینه تقویت هویت فراملی و تضعیف هویت­ ملی را فراهم می کنند. همچنین علاوه بر هویت ملی، فراملی و قومی، یافته­های فلاحی و خلج(1393) نیز نشان می­دهند که اینترنت عامل تضعیف هویت دینی می­باشد. عدلی پور و همکارانش(1392) نیز در پژوهشی به همین نتیجه می­رسد که افزایش مدت زمان عضویت، میزان استفاده، میزان مشارکت و فعالیت و واقعی تلقی کردن محتوای مطالب ارائه شده در شبکۀ اجتماعی فیسبوک عامل تضعیف هویت ملی و دینی کاربران است. نکتۀ جالب توجه آن که پیافته های پژوهش­هایی دقیقاً در مقابل این نتایج قرار می­گیرند. به عنوان مثال، لیم و چو[6] (2014) به این نتیجه می­رسند که اینترنت باعث تقویت هویت ملی و دینی شده است و همچنین الیاس و لمیش (2009)  به نقش اینترنت بر شکل گیری هویت نوجوانان مهاجر از شوروی سابق پرداختند که نتایج نشان داد که اینترنت باعث رشد هویت اجتماعی آنان می­شود.

در واقع، یافته­های پژوهشی کیانپور و همکاران(1393) نشان می­دهد که بین مدت زمان عضویت، میزان استفاده، میزان مشارکت و فعالیت کاربران و واقعی تلقی کردن محتوای فیس بوک از سوی کاربران و هویت مدرن رابطه معنادار مثبتی وجود دارد.

تبریزی نژاد(1390) نیز به این نتیجه رسیده است که اینترنت عامل تقویت هویت بازاندیشانه شده است. به عبارتی بین زمان مصرف، میزان مصرف، نوع مصرف و امکانات اینترنت و هویت بازاندیشانه رابطه مستقیم وجود دارد.

بنابراین به طور کلی در زمینه یافته­های پژوهشی پیشین پیرامون هویت­های ملی، دینی و قومی به نتایج متناقضی می توان دست یافت؛ برخی از آنان به تأثیر مثبت و مستقیم آن و برخی نیز به تأثیر معکوس و منفی اینترنت پایبند هستند، ولی در مورد هویت مدرن، هویت بازاندیشی و هویت فراملی همگی توافق دارند که اینترنت تأثیر مثبت و مستقیمی بر آن دارد.

نظریه­های پژوهش

کاستلز

 کاستلز معتقد است زندگی امروز ما در عمده‌ترین وجوه خود با دو جریان متضاد جهانی‌شدن و هویت شکل می‌گیرد و در دهه‌های پایانی قرن بیستم همراه با انقلاب فنّاوری، تغییر شکل سرمایه‌داری و فروپاشی شوروی این موج‌های نیرومند هویت‌های جمعی است که جهان ما را به لرزه درآورده است (کاستلز، 1385: 432). برداشت وی از هویت عبارت است از: فرایند معناسازی بر اساس یک ویژگی فرهنگی که بر منابع معنایی دیگر الویت داده می‌شوند. به اعتقاد وی شبکه اینترنت، ستون فقرات ارتباطات جهانی ازدهه1990به بعد است، چراکه به ‌تدریج بیشتر شبکه‌های اجتماعی را به یکدیگر پیوند خواهد داد. مسئله بدین جا ختم نمی شود، بلکه انتشار اینترنت وشبکه­های ارتباطیِ کامپیوتری به‌تدریج فرهنگ کاربران شبکه و حتی الگوهای ارتباطی آینده را نیز شکل می‌دهد. ازنظرکاستلز، جامعۀ شبکه‌ای (که محصول اصلی اینترنت است) در برساخته شدن هویت افراد مؤثرخواهد افتاد. به‌ نظر وی، فرآیندجهانی ‌شدن و به دنبال آن جامعه شبکه‌ای باتولید و رشد آگاهی درمردم به تضعیف مسائلی چون هویت ملی و سیاسی مرتبط با آن منجرمی‌شود؛  بدین صورت که با برجسته شدن بسیاری از هویت‌های خاص‌گرایانه‌ (همانند هویت‌های قومی و مذهبی) درداخل کشورها، سلطه دولت و نقش آن در تعریف هویت ملی و سیاسی به چالش کشیده خواهد شد. بنابراین وی بر این  باور است که فنّاوری‌های نوین با تضعیف پدیده دولت- ملت و ایجاد شکاف درهویت ملی باعث تقویت هویت‌های فروملی (هویت مقاومت) می‌شوند (کاستلز، 1389: ‌52). هویت مقاومت در نگاه کاستلز یک نوع هویت ویژه است وغالبا ًبه ‌دست آن کنشگرانی ایجاد می‌شود که در اوضاع و شرایطی قراردارند که از طرف منطق سلطه بی‌ارزش دانسته شده و یا داغ ننگ به آن‌ها زده می‌شود (کاستلز، 1389: ‌52). بنابراین طبق ‌نظر کاستلز، مشارکت در فضای مجازی می‌تواند زمینه تضعیف هویت‌های ملی، دینی، عقیدتی، ملی و قومی را فراهم کند و در مجموع می­توان گفت « مشارکت فعال در اینترنت بر هویت اجتماعی تأثیر معنی داری دارد».

هابرماس

 در محیط‌های تعاملی اینترنتی (ایمیل، وبلاگ، چت‌روم‌ها، شبکه‌های اجتماعی مجازی و غیره) درواقع شرایط آرمانی مورد نظر هابرماس به خوبی تحقق می‌یابد. دراین محیط‌ها افراد معمولاً راحت‌تر می‌توانند نیازهای خود را مطرح کنند واین طرح کردن نیازها باعث شکل‌گیری یک فضای گفتگو و مباحثه می‌شود. کاربران در آن  فضا به گفتگو می‌پردازند، احساسات خود را ابراز می‌کنند و از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند و در پاسخ به سوال من کیستم؟ خود را در ارتباط با دیگری(دوستان، قهرمانان و ...) تعریف می­کند(زنجانی‌زاده و محمدجوادی، 1384: ‌126). با توجه به این‌ که در فضای اینترنتی به ویژه در شبکه­های مجازی نوعی اعتماد و صمیمیت درمیان کاربران شکل می‌گیرد، بنابراین آن‌ها ممکن است الگوهای هویت‌یابی خود را نیز در این محیط‌ها بازاندیشی، تولید و بازتولید می کنند و این دریافت‌ها احتمالاً براحساس تعلق فرد به هویت خود نیز می‌تواند مؤثر واقع شود. بنابراین می­توان گفت که «میزان استفاده از اینترنت و شبکه­های مجازی بر هویت­های اجتماعی(روابط، دینی، ملی و ...) تأثیر معنی­داری دارد».

گیدنز

 براساس نظریه ساخت‌یابی گیدنز می‌توان استنباط کرد که شبکه‌های اجتماعی مجازی محصول و مخلوق کنش معنادار آدمیان است و افراد چنین محیطی را خلق کرده‌‌اند، اما این محیط پس از شکل گرفتن محدودیت‌هایی را بر عاملان اعمال می‌کند. ساختار شبکه‌های اجتماعی اینترنتی براساس بازتولید یا تکرار همان رفتار مداوم آدم‌ها دوام می‌یابد. افراد در رویارویی با شبکه‌های اجتماعی مجازی بر خلاف سایر رسانه‌های متعارف، صرفا در رده تولیدکننده یا مصرف‌کننده قرار نمی‌گیرند، بلکه می‌توانند در صورت تمایل به‌طور همزمان این دو نقش را داشته باشند و در آن به تولید و بازتولید بپردازند، اما افراد در برخورد با این ساختار، میزان فعالیت و مشارکت متفاوتی دارند(Levi, 2008: 97). در واقع، با استفاده از نظریه ساخت‌یابی می‌توان استنباط کرد که هر چه کاربران با فعالیت مشارکت‌جویانه در اینترنت و شبکه­های اجتماعی حضور یابند، بیشتر در تولید معنا سهیم هستند و لذا احتمال تأثیرپذیری هویت فرهنگی آن‌ها بیشتر است؛ ولی هر چه کاربران منفعل و غیرمشارکت‌جویانه در اینترنت حضور یابند،کمتر در تولید معنا سهیم هستند و هویت­های رایج را در جامعه می­پذیرند. بنابراین مشارکت فعال یا غیرفعال بر هویت اجتماعی تأثیر مثبتی دارد.

گربنر

 نظریه کاشت یا پرورش گربنر[7]، بر کنش متقابل میان رسانه و مخاطبانی که از آن رسانه استفاده می‌کنند و نیز بر چگونگی تأثیرگذاری رسانه‌ها بر مخاطبان تأکید دارد. فرض اساسی این نظریه این است که بین میزان مواجهه و استفاده از رسانه و واقعیت پنداری در محتوا و برنامه‌های آن رسانه ارتباط مستقیم وجود دارد؛ به این صورت که ساعت‌های متمادی مواجهه با رسانه‌ای خاص باعث ایجاد تغییر نگرش و دیدگاه‌های موافق با محتوای رسانه می‌شود. در واقع، نظریه پرورش با تعیین میزان و نوع برنامه‌‌های مورد استفاده از رسانه‌ها، میزان تأثیر را مطالعه می‌کند تا به سازوکار و نحوه تأثیر دست پیدا کند (عباسی‌قادی و خلیلی‌کاشانی،1390: 81). نظریه کاشت یکی از اشکال اثر رسانه‌ها در سطح شناختی بوده و مربوط به این موضوع است که قرار گرفتن در معرض رسانه‌ها، تا چه حد می‌تواند به باورها و تلقی عموم از واقعیت خارجی، شکل دهد. نظریه کاشت با اشاعه برای ارائه الگویی از تحلیل، تبیین شده است تا نشان دهنده‌ تأثیر بلندمدت رسانه‌هایی باشد که اساسا در سطح برداشت اجتماعی عمل می‌کنند (احمدزاده‌کرمانی، 1390: 336). محور بحث گربنر این است که اهمیت تاریخی رسانه‌ها بیشتر در ایجاد شیوه‌های مشترک در انتخاب مسائل و موضوعات و چگونگی نگریستن به رخدادها و وقایع است. این شیوه‌های مشترک، محصول استفاده از تکنولوژی و نظام ارائه پیام است که نقش واسطه را به عهده ‌دارند و به دیدی مشترک و درک مشترک از جهان اطراف منجر می‌شود. گربنر محصول چنین فرایندی را «کاشت الگوهای مسلط ذهنی» می‌نامد. از نظر وی، رسانه‌ها متمایل به ارائه دیدگاه‌های هم‌شکل و کم و بیش یکسان از واقعیت اجتماعی هستند و مخاطبان آن‌ها براساس این چنین مکانیسمی فرهنگ‌پذیر می‌شوند. گربنر تا آن‌جا پیش می‌رود که می‌گوید رسانه‌ها به دلیل نظم و هماهنگی که در ارائه پیام در طول زمان دارند قدرت تأثیرگذاری فراوانی دارند؛ به‌طوری که باید آن‌ها را شکل‌دهنده جامعه دانست.

گربنر بعدها در پاسخ به انتقادات وارده بر نظریه کاشت مبنی بر لحاظ نکردن سایر متغیرهای متداخل بر کاربران، این نظریه را مورد تجدید قرار داد. وی دو مفهوم «جریان اصلی»[8] و «تشدید»[9] را به این نظریه اضافه کرد. با این مفاهیم این واقعیت‌ها در نظر گرفته می‌شود که میزان مواجهه با رسانه‌ای خاص، نتایج متفاوتی را برای گروه های اجتماعی مختلف در بردارد. جریان اصلی هنگامی رخ می‌دهد که میزان مواجهه با رسانه، به تقارن دیدگاه‌ها در گروه ها منجر شود و تشدید، زمانی روی می‌دهد که اثر کاشت در گروه خاصی از جمعیت بیشتر شود (سورین و تانکارد، 1384: 392). بنابراین فرض اساسی این نظریه این است که بین میزان مواجهه و استفاده از رسانه و محتوای برنامه‌های رسانه بر هویت­های اجتماعی تأثیر معناداری دارد.

روش ­شناسی پژوهش

در این پژوهش از روش­های ترکیبی کمی- کیفی استفاده شد که ار لحاظ کمی مبتنی بر پیمایش و از لحاظ کیفی مبتنی بر روش اکتشافی می­باشد.

روش پژوهش اکتشافی نه رسیدگی کردن به فرضیه های تحقیق است و نه جمع آوری اطلاعات در مورد مساله تحقیق، بلکه ایجاد زمینه مناسب بـرای درک بـهـتـر پـدیـده های مختلف یا مساله خاصی است که پژوهش فاقد اطلاعات کافی درآن مورد است. بر این اساس با توجه به اینکه این پژوهش در زمینه گونه­شناسی هویتی جوانان 15-30 ساله می­باشد، لذا می تواند کمک بسزایی به شناخت گونه­ها داشته باشد. بعد از شناخت این گونه­های هویتی، با روش کمی پیمایشی تأثیر اینترنت بر هر کدام از این هویت­ها مورد بحث و بررسی قرار می­گیرد.

ابتدا سعی می­شود بر مبنای پژوهش اکتشافی به شناسایی گونه­های هویتی پرداخته شود:

الف) شناسایی گونه­های هویتی بر مبنای روش اکتشافی

با توجه به اینکه جامعۀ مورد مطالعۀ این پژوهش جوانان 18- 30 سال در شهر تهران در سال 1397      می­باشد، بر مبنای نمونه­گیری نظری تا مرحله اشباع نظری که 42 نفر می­باشد، تعداد مشارکت­کنندگان انتخاب شده­اند. محقق پس از ورود به میدان پژوهش(شهر تهران)، با جلب اعتماد جوانان(18-30 سال)، سعی کرد که پرسشنامۀ باز(هویت) را به آنها بدهد. بعد از استخراج یافته­ها، کدگذاری باز و محوری برای استخراج کدها انجام شد و در مرحلۀ کدگذاری گزینشی هویت­ها بازشناخته شدند که به شرح جدول 1 می­باشد:

جدول1: نتایج واحدهای معنایی، مقولات اصلی و هسته­های مرکزی گونه­شناسی هویت

هسته­ی مرکزی

(کدگذاری گزینشی)

مقولات اصلی (کدگذاری محوری)

واحدهای معنایی (کدگذاری باز)

هویت ارتباطی

آگاهی

من را با دایره المعارف یا منبع اطلاعات دربارۀ فلان بازیگر، نویسنده، فوتبالیست و ... می­شناسند.

تعلق

دوست یا فامیل فلان بازیکن، بازیگر، نویسنده و ... بودن

تعهد

طرفدار فلان بازیگر، بازیکن، نویسنده و ... می شناسند.

هویت عقیدتی

-

لیبرالیسم، سکولاریسم، مارکسیسم، فمینیسم، جوان سالاری

هویت ملی

آگاهی

آگاهی از تاریخ، پادشاهان، مناطق جغرافیایی، فرهنگ

تعلق

متعلق به ایران، به تاریخ ایران، به فرهنگ ایران، به زبان ایرانی، به همۀ ایرانی

تعهد

وفاداری نسبت به خاک ایران، دفاع از خاک ایران، دفاع از فرهنگ ایرانی

هویت دینی

فرهنگ دینی

عاشورای حسینی، ماه محرم، ماه رمضان، نماز

سیاست دینی

ولایت فقیه، امر به معروف، نهی از منکر، حجاب اجباری، امام جماعت، ولی امر

جوامع دینی

تعلق به جوامع شیعی، تعلق به جوامع اسلامی

هویت قومی

فرهنگی

آگاهی به رسم و سوم قومی، لباس قومی، مهمان پذیری قومی

اجتماعی

تعلق به زبان قومی، اتحاد و همبستگی قومی، حس تعلق به شهرهای هم زبان،

سرزمینی(خاک)

سرزمین ما فراتر از من ایران است، خاک قومیتی جدا از خاک ملی است، قومیت ما پراکنده شده است.

نژادی

ما از نژاد قدیمی قومی جداگانه هستیم. ما قومی قدیمی ایرانی هستیم. ایران متعلق به قوم... است. نژاد قومی ما دارای استعداد زیادی است

هویت مدرن

فرهنگ مدرن

آزادی انتخاب، باور به برابری، عدم دخالت در مسائل خصوصی، شایسته سالاری

سیاست مدرن

حقوق بشر، آزادی، حق رأی

جوامع مدرن

وابسته به جهان مدرن، تعلق به نهادهای مدرن

 

بنابراین در این پژوهش 6 نوع هویت بازشناسی شده است که شامل هویت ملی، هویت قومی، هویت ارتباطی، هویت عقیدتی، هویت دینی و هویت مدرن می­باشد.

ب) مدل مفهومی پژوهش

با توجه به آنچه که از نظریه­ها و پیشینه­های پژوهش و مهمتر از آنان گونه­های شناسایی شده در بین جوانان تهرانی به دست آمد، مدل پژوهش به شیوۀ شکل1 استخراج گردید.

 

 

 

شکل1: مدل مفهومی پژوهش

ج) فرضیه­های پژوهش

  • میزان مصرف اینترنت بر هویت ملی جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.
  • میزان مصرف اینترنت بر هویت دینی جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.
  • میزان مصرف اینترنت بر هویت قومی جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.
  • میزان مصرف اینترنت بر هویت مدرن جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.
  • میزان مصرف اینترنت بر هویت بین فردی(ارتباطی) جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.
  • میزان مصرف اینترنت بر هویت عقیدتی(ایدئولوژیکی) جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.

د) روش پیمایشی

با توجه به اینکه مبتنی بر روش اکتشافی گونه­های هویتی در بین جوانان تهرانی استخراج شد، با شناسایی هویت­های موجود در بین جوانان تهرانی، با استفاده از روش کمی- پیمایشی در ادامه سعی می­شود تأثیر اینترنت بر این هویت­ها سنجیده شود. بنابراین با کمک روش پیمایشی و مبتنی بر ابزار پرسشنامه استاندارد تأثیر اینترنت بر گونه­های هویتی سنجش می­شوند و از طریق نرم افزار  spss و lisrel  محاسبات آماری در جهت تجزیه و تحلیل یافته­ها صورت می گیرد:

جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیه جوانان 18- 30 سال ساکن در شهر تهران در سال 1397 می­باشد که مطابق آمار تعداد آنان 287345 نفر می­باشند.

حجم، شیوه و نوع نمونه­گیری

با توجه به تمرکز پژوهش بر روی جوانان 18- 30 سال ساکن در شهر تهران، سعی گردید بر اساس جمعیت کلی جوانان ساکن در تهران، اطلاعات جمع­آوری گردد. لذا با استفاده از فرمول کوکران،  516 نفر به دست آمده است.

حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به شرح زیر محاسبه شده است: (5/0= q= p)

 

در این محاسبه خطای موردنظر 05/0 درصد و ضریب اطمینان 95/0 درنظر گرفته شده است.

با توجه به رابطه فوق تعداد حجم نمونه 516 نفر محاسبه گردید و برای اعتبار و پایایی بیشتر 524 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب کرده است. در واقع شیوۀ نمونه­گیری بر حسب نمونه گیری تصادفی خوشه ای بوده است. ابتدا  6 منطقه شهرداری شهر تهران(مناطق 2، 6، 10، 14، 18 و 22) جهت نمونه­گیری انتخاب شدند. از هر منطقه به یک محله و از محله منتخب شده، به یک فضای تفریحی مانند پارک ها مراجعه شده است. سپس شرایط سنی آنان پرسیده شده و با کسب رضایت و اعتماد آنان، پرسشنامه در بین آنها توزیع گردیده است.

تعاریف عملیاتی

الف) مصرف اینترنت

این متغیر در 4 بعد مورد سنجش قرار گرفته است:

  • میزان استفاده از اینترنت: این سؤال مطرح شده که «چه میزان در شبانه­روز از اینترنت استفاده می­کنید؟». طیف سنجش این متغیر فاصله ای بوده است.
  • نوع محتوای مطالب جستجو در اینترنت:  منظور محتوای مطالب جستجو شده عبارت است از اینکه فرد چه مطالبی را جستجو می­کند و در چی چه موضوعاتی می­باشد. بنابراین یک سوال کلی به صورت «چه موضوع و مطالبی در اینترنت جستجو می کنید و به ترتیب آن را علامتگذاری کنید؟» می­باشد. محتوای برنامه ها به صورت 4 طیف با سطح سنجش اسمی مسائل شخصی، طنز و سرگرمی، مذهبی و فرهنگی و در نهایت اقتصادی و ...بوده است.
  • میزان استفاده از شبکه­های مجازی اینترنتی: در پژوهش حاضر برای سنجش این متغیر، یک سؤال مطرح شده است:« تا چه حدودی در شبکه­های مجازی عضویت دارید؟».
  • مشارکت در اینترنت: این امر به میزان درگیری و تعامل کاربران در اینترنت اطلاق می شود. در پژوهش حاضر در قالب 9 گویه به صورت استاندارد برگرفته از پژوهش جعفری(1395) مورد سنجش قرار گرفته است.

ب‌)  گونه­های هویت

برای سنجش گونه­شناسی هویت، این شش هویت(هویت ملی، هویت قومی، هویت ارتباطی، هویت عقیدتی، هویت دینی و هویت مدرن) به تفکیک تعریف عملیاتی می­شوند. در واقع گویه­های این متغیر در قالب طیف لیکرت 5 پاسخی به صورت: کاملاً مخالف(کد 1)، مخالف(کد 2)، بی­نظر(کد 3)، موافقم(کد 4)، کاملاً موافقم(کد 5) می­باشد.

  • هویت ملی: برگرفته از پرسشنامه استاندارد حاجیانی (1387) که تعداد گویه­های آن  36 می­باشد.
  • هویت مذهبی: برگرفته از پرسشنامه استاندارد پانتون(1979) ترجمۀ حاجیانی (1387) که تعداد گویه­های آن  36 می­باشد.
  • هویت قومی: برگرفته از پرسشنامه استاندارد ابوالحسنی (1386) که تعداد گویه­های آن  34 می­باشد.
  • هویت مدرن: برگرفته از پرسشنامه استاندارد قلی پور (1384)که تعداد گویه­های آن  26 می­باشد.
  • هویت ارتباطی: این متغیر در قالب 32 گویه برگرفته از پرسشنامۀ استاندارد آدامز و همکاران(1979) با ترجمۀ رحیمی­نژاد(1379) می­باشد.
  • هویت عقیدتی: این متغیر در قالب 32 گویه برگرفته از پرسشنامۀ استاندارد آدامز و همکاران(1979) با ترجمۀ رحیمی­نژاد(1379) می­باشد.

اعتبار و پایایی پرسشنامه

باید اذعان داشت هر چند که پرسشنامه استاندارد بوده است و قبلاً روایی و پایایی آن مورد تأیید بوده است، ولی جهت اطمینان بیشتر از اعتبار و پایایی، از اعتبار صوری و اعتبار محتوا در مرحله‌ی پیش­آزمون استفاده گردید. سپس با مراجعه به اساتید و متخصصان، اصلاحات و تغییرات مورد نظر اعمال و پرسشنامه نهایی تدوین شده است. روش کار به این صورت بوده است که پرسشنامه طراحی شده به 10 نفر از متخصصان داده شد تا در خصوص «مناسب بودن» گویه‌ها برای متغیر مورد نظر داوری نمایند و پس از اصلاحات انجام شده، اعتبار صوری و اعتبار محتوا مبتنی بر روش لاوشه، ابزار مورد تأیید قرار گرفت. پس از دو دوره اصلاحات پیشنهادی کارشناسان، برای آزمون پایایی نیز بر اساس آلفای کرونباخ اقدام گردید که در جدول  2 قابل ملاحظه است:

جدول2: میزان آلفای کرونباخ استفاده از اینترنت و گونه­های هویت­ اجتماعی

متغیرها

میزان آلفای کرونباخ

مصرف اینترنتی

78/0

هویت بین فردی

84/0

هویت عقیدتی(ایدئولوژیکی)

73/0

هویت ملی

81/0

هویت دینی

79/0

هویت قومی

75/0

هویت مدرن

86/0

 

یافته­های پژوهش

الف) یافته‌های توصیفی پژوهش

توصیف متغیرهای جمعیت­شناختی به شرح جدول3 می­باشد.

جدول3: توصیف متغیرهای جمعیت­شناختی

متغیر

طبقات و گروه ها

فراوانی

درصد فراوانی

درصد فراوانی تجمعی

جنسیت

مرد

269

6/48

-

زن

255

4/51

-

سن

18-19 سال

33

6

6

20-21 سال

160

30

36

22-23 سال

155

29

66

24-25 سال

130

24

91

26-27 سال

37

7

98

28-30 سال

9

2

100

وضعیت تأهل

مجرد

412

78

-

متأهل

112

21

-

وضعیت تحصیلی

ابتدایی و پایینتر

11

2.1

2.1

راهنمایی و دبیرستان

167

31

33

دیپلم

151

28

62

فوق دیپلم

38

7

70

کارشناسی

118

22

92

کارشناسی ارشد و بالاتر

39

7

100

مجموع

524

100

-

 

نمونه­های پژوهش از نظر جنسیت، 6/48 درصد(255 نفر) از زنان و 4/51  درصد( 269 نفر) مرد بوده­اند. این یافته  بیانگر آن است که زنان و مردان به طور تقریباً برابری در این عرصه­ها وارد شده­اند. لذا ورود به عرصه­های رسانه های نوین از جمله اینترنت جنسیتی نیست. البته می­توان این وضعیت را به نفع مردان مصادره و بیان کرد زنان هنوز درون خانه­ای هستند و در درون خانه بیشتر از رسانه­ استفاده می کنند- دلیل آن ورود کمتر زنان به حوزه های اقتصادی و فرهنگی نسبت به مردان می­باشد. بسیاری با صحّه گذاری بر چنین آماری بیان می دارند که رسانه­های نوین تا حدودی باعث اضمحلال رویکرد مردسالاری شده اند.

یافته های حاصل از توزیع نمونه­ها بر حسب سن، بیانگر آن است که میانگین سنی 24 سال، بیشترین نمونه­های پژوهش(30 درصد) را 20-21 ساله ها و  29 درصد را 22-23 ساله ها تشکیل داده اند. حال با این دامۀ سنی حدود 78 درصد(412 نفر) از نمونه­های پژوهش مجرد و 21  درصد( 112 نفر) متأهل بوده­اند- این به معنای افزایش سن ازدواج است.

یافته های حاصل از توزیع نمونه­ها بر حسب سطح تحصیلات بیانگر آن است که بیشترین درصد فراوانی(31 درصد) مربوط به تحصیلات دبیرستان و 28 درصد دیپلم بوده است و کمترین درصد فراوانی مربوط به تحصیلات ابتدایی و بیسواد (2 درصد) می­باشد و 7 درصد از آنان دوران کارشناسی ارشد و دکتری بوده­اند. در سال­های اخیر شاهد رشد دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های کشور هستیم؛ چنانچه با یافته­های پژوهشی آملیان( 1375) مقایسه گردد، این افزایش محسوس است. 

یافته­های حاصل از توزیع نمونه­ها بر حسب مدت زمان استفاده از اینترنت، بیانگر آن است که تنها 12 درصد از جوانان یا به طور کامل از اینترنت استفاده نمی کنند و یا اگر استفاده می کنند کمتر از یکساعت در شبانه روز می­باشد. غالباً بین 1-4 ساعت در شبانه­روز استفاده می کنند، این در حالی است که 91 درصد(474 نفر) از نمونه­های پژوهش در شبکه­های اجتماعی عضویت دارند و تنها  9  درصد(50 نفر) عضویت ندارند.

در جهت شناسایی استفاده از نوع اینترنت مورد استفاده، از نمونه های پژوهش پرسیده شده است در صورتی که در هر یک از شبکه های مجازی و یا از سایت های اینترنتی استفاده می کنید و عضویت دارید، علامت بزنید. در واقع پاسخ نمونه ها به این صورت بوده است که تنها 16 درصد در سایت­های اینترنتی جستجو می کنند، در حالی که در تلگرام 83 درصد عضویت دارند. میزان استفاده از سایر شبکه های مجازی به صورت فراوانی و درصد فراوانی آن در جدول4 آمده است:

جدول 4 :توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب نوع استفاده از اینترنت

درصد فراوانی

فراوانی

اینترنت

16

87

وبلاگ­ها و سایت های اینترنتی

5

30

تانگو

83

436

تلگرام

10

55

لینکدین

32

169

ایمو

45

240

فیسبوک

60

314

واتساب

6

33

بیتاک

8

45

سروش

3

18

گوگل پلاس

46

237

اینستاگرام

12

67

توئیتر

 

  • یافته­ها بیانگر آن است که از میان کاربران اینترنت که از سایت های اینترنتی استفاده می کنند، 58  درصد از آنها کمتر از یک ساعت استفاده می کنند، 38  درصد بین 1 الی 2 ساعت و 3  درصد بین 2 الی سه ساعت به این شبکه اجتماعی مشغول هستند. اما با توجه به اینکه تلگرام در بین نمونه ها بیشترین کاربرد را داشته است 7/43 درصد از آنان کمتر از یک ساعت در این شبکه مشغول هستند، 6/27 درصد در بین یک ساعت و دو ساعت، 4/22 درصد در بین 2 الی 3 ساعت و 4/6 درصد بیشتر از سه ساعت در این شبکه اجتماعی مشغول هستند. توزیع دیگر شبکه های اجتماعی در جدول 5 آمده است:

 

جدول 5 :توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان استفاده از اینترنت

میانگین

4 ساعت و بیشتر

3 الی 59/3دقیقه

2 الی 59/2دقیقه

1 الی 59/1دقیقه

کمتر از 1 ساعت

نوع شبکه

35 دقیقه

0

3/0

8/2

8/37

3/58

وبلاگ­ها و سایت­های اینترنتی

20 دقیقه

0

5/0

4/8

2/24

8/66

تانگو

70 دقیقه

2/3

2/3

4/22

6/27

7/43

تلگرام

2 دقیقه

0

0

4/2

6/16

1/81

لینکدین

10 دقیقه

0

3/0

3/0

5/15

9/83

ایمو

25 دقیقه

8/0

8/0

2/13

7/44

5/40

فیسبوک

35 دقیقه

0

8/0

1/2

3/16

8/80

واتساب

10 دقیقه

5/0

3/0

5/20

3/41

4/37

بیتاک

3 دقیقه

0

3/1

8/5

6/16

3/76

سروش

2 دقیقه

0

1/1

6/6

3/22

70

گوگل پلاس

45 دقیقه

3/0

8/1

1/7

6/26

2/64

اینستاگرام

10 دقیقه

-

0

0

7/13

3/86

توئیتر

 

در مجموع نمونه های پژوهش از نظر میزان استفاده از اینترنت در بین 5 دقیقه تا 14 ساعت در شبانه روز توزیع شده­اند. میانگین استفاده در بین نمونه های پژوهش در حدود 4 ساعت و  میانه و مد آن 5 ساعت  می­باشد.

نمرات متغیرهای پژوهش

برای متغیرهایی که از طریق چندین گویه (در جدول 6) مورد سنجش قرار گرفته اند، با استفاده از طیف لیکرت، برای هر گویه 5 پاسخ پیشنهاد شده است. آزمودنی باید پاسخ­های پیشنهادی را از نمرۀ 1 تا نمرۀ 5 رتبه­بندی کند. با جمع امتیاز هر یک از این پنج گزینه نمره هر یک از متغیرها مشخص گردید که در جدول 6 تعداد گویه­ها، میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر نمره­های هر یک از متغیرهای هویت بین فردی، هویت عقیدتی(ایدئولوژیکی)، هویت ملی، هویت دینی، هویت قومی و هویت مدرن مشخص شده است.

 

جدول6: میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر نمره­های نمونه­های پژوهش در متغیرهای اصلی پژوهش

متغیرهای پژوهش

تعداد

میانگین

میانه

مد

انحراف استاندارد

حداقل

حد­اکثر

مصرف اینترنت

میزان استفاده از اینترنت

524

01/4

4

4

7/1

1

5

محتوای مطالب

524

2/3

3

3

4/1

1

5

میزان استفاده از شبکه­های مجازی

524

9/3

5

5

77/2

5 دقیقه

15 ساعت

مشارکت در اینترنت

524

4/3

3/4

5/4

79/0

4/1

5

هویت بین فردی

524

38/3

4

4

58/0

5/2

3

هویت عقیدتی(ایدئولوژیکی)

524

9/3

8/3

4/3

49/0

3

5

هویت ملی

524

1/4

4

4

63/0

2

5

هویت دینی

524

6/3

7/3

4

83/0

2

5

هویت قومی

524

3

98/2

1/3

41/0

2

5

هویت مدرن

524

4

4

5/4

65/0

3

5

 

ب) نتایج تبیینی یافته­ها (آزمون فرضیه­های پژوهش)

برای آزمون فرضیه‌های پژوهش در ابتدا به بررسی نرمال بودن متغیرها و آزمون کفایت نمونه­ها پرداخته می‌شود.

آزمون نرمال برای متغیرهای پژوهش

 برای بررسی توزیع متغیرهای مشاهده شده، 7 متغیر با آزمون کولموگروف - اسمپرنف سنجش شده است. طبق نتایج آزمون، سطح معنی­داری(sig) محاسبه شده برای همه شاخص­ها بزرگتر از 05/0 است که از نرمال بودن توزیع هیچ یک از متغیرهای مشاهده حمایت شده است. نتایج آزمون نرمال بودن توزیع متغیرهای مشاهده شده در جدول7 ارائه شده است.

جدول7: نتایج توزیع شاخص­های سنجش شده با استفاده از آزمون گولموگروف- اسمیرنوف

شاخص ها

تعداد

انحراف معیار

Z کولموگروف-اسمیرنوف

P-value

مصرف اینترنت

524

68/0

561/1

429/0

هویت بین فردی

524

76/0

198/1

101/ 0

هویت عقیدتی(ایدئولوژیکی)

524

71/0

461/1

301/0

هویت ملی

524

78/0

204/1

324/0

هویت دینی

524

81/0

302/ 1

265/ 0

هویت قومی

524

73/0

115/1

564/0

هویت مدرن

524

77/0

334/ 1

342/0

 آزمون بارتلت و شاخص KMO

از پیش نیازهای استفاده از معادلات ساختاری، بررسی کفایت نمونه مورد بررسی می‌باشد که برای بررسی این مهم، از آزمون کفایت نمونه­برداری KMO استفاده شده است. جدول 8 آزمون کفایت نمونه­ها متغیرهای پژوهش را نشان می دهد.

شاخص kmo بیش از 7/0 است که بیانگر کفایت حجم نمونه است، زیرا مقدار کفایت نمونه­گیری معادل با 956/0 است. بنابراین میزان نمونه برای استفاده از معادلات ساختاری مناسب می‌باشد.

با توجه به اینکه مقدار sig کوچکتر از 05/0 است، نمونه برای تحلیل عاملی مناسب ارزیابی می­شود.     

جدول8: آزمون بارتلت و شاخص KMO برای متغیرهای پژوهش

956 / 0

آزمون کفایت نمونه برداری

147/7982

شاخص کرویت بارتلت

آزمون کرویت بارتلت

561

درجه آزادی

001/0

سطح معنی داری

آزمون فرضیه­های پژوهش

پژوهش حاضر دارای 6 فرضیه بوده است که برای آزمون فرضیه­ها بر مبنای معادلات ساختاری ابتدا آزمون کولموگروف-اسمیرنوف برای توزیع نرمال گرفته شد. البته یافته­های آن با توجه به حجم زیاد قابل بیان نیست، ولی در مجموع بیانگر توزیع نرمال هستند. بنابراین با استفاده از نرم­افزار lisrel ، فرضیه­ها بر مبنای مدل ساختاری آزمون شدند.

 

شکل2: روابط بین متغیرها در حالت استاندارد

 

شکل3: روابط معناداری بین متغیرهای پژوهش در حالت valueT

 

جدول9: آزمون فرضیه­های پژوهش

هویت- مصرف اینترنتی

مصرف اینترنتی

میزان استفاده از اینترنت

محتوای مطالب

میزان استفاده از شبکه­های مجازی

میزان مشارکت در شبکه ها

مجموع

 

مقدار استاندارد و

(t value )

مقدار استاندارد و

(t value )

مقدار استاندارد

و

(t value )

مقدار استاندارد

و

(t value )

مقدار استاندارد

و

(t value )

هویت بین فردی

36/0-

92/3-

18/0-

04/2-

49/0-

14/6-

53/0-

88/6-

48/0-

01/6-

هویت عقیدتی (ایدئولوژیکی)

11/0-

54/1-

13/0-

80/1

07/0-

97/0-

19/0-

15/2-

14/0-

89/1-

هویت ملی

23/0

51/2

42/0

23/5

35/0

68/3

30/0

95/3

38/0

30/4

هویت دینی

10/0-

25/1-

22/0-

21/2

06/0-

83/0-

13/0-

88/1-

12/0-

73/1-

هویت قومی

15/0

92/1

18/0

06/2

23/0

44/2

28/0

89/2

23/0

49/2

هویت مدرن

31/0

01/4

25/0

81/2

56/0

64/7

51/0

35/6

42/0

28/5

 

  • ·        فرضیه1: میزان مصرف اینترنت بر هویت ملی جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.

با توجه به برآورد استاندارد متغیر مصرف اینترنت با هویت ملی که 38/0 می‌باشد و مقادیر 3/4T=  می‌توان نتیجه گرفت در سطح معنی‌داری  P

  • ·        فرضیه2: میزان مصرف اینترنت بر هویت دینی جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.

در واقع بر مبنای برآورد استاندارد متغیر میزان مصرف اینترنت بر هویت دینی جوانان که 12/0  می‌باشد و مقادیر 73/1T= ، می‌توان نتیجه گرفت در سطح معنی‌داری  P

  • ·        فرضیه 3: میزان مصرف اینترنت بر هویت قومی جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.

با توجه به برآورد استاندارد متغیر میزان مصرف اینترنت بر هویت قومی که 23/0 و 49/2 T= می‌باشد، می‌توان نتیجه گرفت در سطح معنی‌داری  P

  • ·        فرضیه 4: میزان مصرف اینترنت بر هویت مدرن جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.

با توجه به برآورد استاندارد متغیر مصرف اینترنت بر هویت مدرن جوانان که 42/0  و 28/5T=  می­باشد، می توان نتیجه گرفت در سطح معنی‌داری  P

  • ·        فرضیه 5: میزان مصرف اینترنت بر هویت بین فردی(ارتباطی) جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.

بر مبنای برآورد استاندارد متغیر مصرف اینترنت بر هویت بین فردی(ارتباطی) جوانان ساکنِ شهر تهران که 48/0- می‌باشد و مقادیر 01/6- T=  ، می‌توان نتیجه گرفت در سطح معنی‌داری  P<0.01، مصرف اینترنت بر هویت بین فردی(ارتباطی) جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد، ولی این تأثیر معکوس است؛ یعنی هر چقدر میزان مصرف اینترنت افزایش یابد هویت ارتباطی جوانان تهرانی کاهش می­یابد. در واقع هر یک از شاخص­های مصرف اینترنتی(میزان استفاده از اینترنت، میزان استفاده از شبکه­های مجازی، محتوای مطالب مورد جستجو، میزان مشارکت در شبکه­ها) بر هویت مدرن جوانان تهرانی در سطح اطمینان 99/0 معنادار بوده است.

  • ·        فرضیه 6: میزان مصرف اینترنت بر هویت عقیدتی(ایدئولوژیکی) جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری دارد.

بر مبنای برآورد استاندارد متغیر میزان مصرف اینترنت بر هویت عقیدتی جوانان که 14/0  می‌باشد و مقادیر 89/1T=  و 94 /0 =2R ، می‌توان نتیجه گرفت در سطح معنی‌داری  P

بحث و نتیجه­گیری

استفادۀ ایرانی­ها از اینترنت را می­توان «استفاده ایرانی ها از شبکه­های مجازی» نامید، زیرا  در ایران اینترنت را با شبکه­های مجازی می­توان فهمید؛ به طوری که میانگین استفاده از اینترنت(غیر از شبکه­های مجازی) کمتر از 5 دقیقه می­باشد و در میان این شبکه­های مجازی،  تلگرام بر دیگر شبکه­های مجازی پیشی گرفته و بر انتخاب هویت جوانان ایرانی مسلط شده است. بر این اساس همچنان که کاظمی(1394) معتقد است مردم ایران تلگرامی فکر می کنند، تلگرامی می­بینند و به یک معنا زندگی اجتماعی ایرانی، تلگرامی شده است. با وجود حجم عظیمی از مردم در اینترنت و شبکه­های اجتماعی مجازی، مشارکت فعال در سطح پایین و متوسط به پایینی قرار دارد؛ به این معنا که غالب مطالبی که در این شبکه­ها و اینترنت به اشتراک گذاشته می شود، مطالبی هستند که دست به دست در فضای مجازی می­چرخد و رایج می­شود- مطالبی که خود فرد آن را بنویسد یا از ایده­های فردی ناشی شده باشد، کم است. یافته­ها نشان می­دهد که هر چقدر فرد بیشتر مشارکت فعال داشته باشد یعنی مطالبی را بنویسد، واکاوی و تفحص کند و از ایده­های خود بهره گیرد، هویت قومی او نیز همانند هویت ملی اش تقویت می­شود. لذا بین هویت ملی و هویت قومی     نمی­توان پارادوکسی مشاهده کرد. ممکن است فرد دارای هویت ملی باشد و از سوی دیگر هویت قومی نیز داشته باشد؛ همچنان که صاحبنظرانی همچون سید جواد میری(1396) شعار ایران رنگین را سر می­دهند و بر این باور هستند که ایران دارای قومیت­های مختلف است و باید در حفظ و تقویت فرهنگ، زبان و ویژگی این قومیت­ها در چارچوب ایران واحد کوشید و آنان را غنی ساخت.

 لذا مطالبی که در شبکه­های مجازی رایج می­شود ناشی از ایده­ها و مکتوبات درصد کمی از کاربران هستند که سایر کاربران نیز تحت تأثیر آن هستند. با توجه به وضعیتی که امروزه در قالب اعتراضات، مهاجرت­ها، شکاف­های قومی و حزبی در کشور رایج شده است، این نویسنده­ها اغلب به هویت­های قومی و ملی گرایش بیشتری پیدا کرده­اند؛ به این معنی که قومیت­های مختلف وضعیت بحران­ها را قومیتی می­نگرند و کسانی نیز همواره بر طبل ناسیونالیسم و هویت ایرانی می­کوبند. لذا دور از انتظار نیست که مصرف اینترنت باعث شده باشد که نتایج مخالف با یافته­های عدلی پور استخراج شود که مصرف اینترنت بر هویت قومی و هویت ملی تأثیرگذار است. البته این برخلاف نظریۀ کاستلز می­باشد، زیرا کاستلز(1389: 52) معتقد بود که رسانه­های جدید هویت‌های خاص‌گرایانه‌ (همانند هویت‌های قومی و مذهبی و ملی) را  به چالش خواهد کشید و هویت جهانشمولی را تقویت می­کند. اما بر خلاف کاستلز(1389) باید با گیدنز(1998) همدل بود که کنشگران عصر رسانه­ای، برداشت محلی از یک پدیدۀ جهانی دارند، به عبارتی رسانه یک پدیدۀ جهانی محلی است.

 بر همین اساس، استفادۀ افراد در اینترنت به بازتولید هویت آنها کمک می­کند. آنهایی که مطالب بیشتر هویتی از جمله هویت ملی را جستجو می کنند، هویت ملی آنان تقویت می­شود. اما در شبکه­های مجازی که بیشتر ارتباط دو طرفه است، فرد می­تواند نظر بدهد و قدرت خود را اعمال کند. وجود گروه ها، فالوها و ارتباط دو طرفه در شبکه­های مجازی باعث شده است مطالب خبری- تحلیلی بیشتری در مورد هویت ملی گذاشته شود، زیرا افرادی که در اینترنت مطالب بیشتری منتشر می کنند، بیشتر بر هویت ملی و گرایش ملی تأکید داشته­اند. بنابراین افزایش حجم مطالب در مسابقات، معرفی افتخارات، آثار تاریخی و ... باعث می­شود فرد به هویت ملی بیشتر گرایش پیدا کند. هر چند این شبکه­ها هویت ملی را تقویت می کنند، اما نباید از سایر گونه­های هویتی غافل شد. حتی در مواردی که هویت­هایی متناقض با هویت­های ملی باشند ممکن است افراد به هر دو هویت متناقض گرایش داشته باشند و در این تناقض تعمیق نکنند.

یافته­های پژوهشی برخلاف پژوهش فلاحی و خلج(1393) بیانگر آن است که میزان مصرف اینترنت بر هویت دینی جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری ندارد. در واقع در پژوهش فلاحی و خلج(1393)  بین میزان مصرف اینترنت و هویت دینی رابطۀ معکوس وجود دارد. در واقع این یافته بیانگر آن است با وجود تشویق و سیاست­های تشویقی در راستای مطالعات دینی و آموزه­های دینی این ارتباط دیده نمی­شود. در واقع تنها زمانی می­توان گفت اینترنت و شبکه­های مجازی عامل تقویت هویت دینی می­شوند که محتوای مطالب مورد کنکاش افراد مذهبی و دینی باشند. در همین راستا همسو با یافته­های پژوهشی محکم کار و حلاج(1393) نتایج بیانگر آن است که اینترنت تأثیری بر هویت عقیدتی نداشته است، امّا همسو با یافته­های پژوهشی کیانپور و همکارانش(1393) بر هویت مدرن تأثیرگذار بوده است. از آنجایی که خود اینترنت، شبکه­های مجازی، مسائل درون ایننترنت و شبکه­های مجازی مدرن و بروز هستند، لذا اینترنت و شبکه­های مجازی کسانی را بیشتر جذب می­کند که اولا بیشترین دغدغۀ نو شدن و مدرن بودن دارند، ثانیاً ساختارارتباط در اینترنت و شبکه­های مجازی به شکلی است که فرد را نو و مدرن می­سازد. مطالب خبری، سوگیری­های خبری، نقد به سنت، گرایش بیشتر به سمت کشورهای پیشرو، گرایش به علوم  و ... در آن بیشتر است و فرد را مدرن و جدید می­کند.

یافته­ها همسو با فلاحی و خلج(1393) بیانگر آن بوده است که میزان مصرف اینترنت بر هویت بین فردی(ارتباطی) جوانان ساکنِ شهر تهران تأثیر معناداری معکوسی دارد. به این معنا که با افزایش میزان مصرف اینترنت، هویت بین فردی(ارتباطی) جوانان ساکنِ شهر تهران کاهش می­یابد و با کاهش میزان مصرف اینترنت، هویت بین فردی(ارتباطی) جوانان ساکنِ شهر تهران افزایش می­یابد. در پژوهش فلاحی و خلج(1393) هویت بین فردی یعنی اینکه فرد خود را وابسته به شخص یا دوستی با کس خاصی تعریف می­کند و در جواب اینکه من کیستم، پاسخ وی آن است که من دوست فلانی هستم.  در پژوهش آنان به صورت دقیق به تفاوت بین سایت های اینترنتی و شبکه­های مجازی پرداخته نشده و توجهی به مشارکت نگردیده است. باید گفت در جهان سنت این دوست­ها معمولاً رو در رو، با تعداد معدود و کم و معمولاً اوج صمیمت در بین آنان حاکم بوده است، ولی امروزه معمولاً دوستی­ها زیاد، مجازی و اینترنتی و کمتر صمیمی هستند حتی ممکن است تاکنون همدیگر را ندیده باشند. لذا با استفاده از اینترنت و شبکه­های مجازی دوستی­ها زیاد می­شود، ولی این دوستی­ها به فرد هویت دوستی و ارتباطی نمی­بخشند. بنابراین استفاده از اینترنت و شبکه­های مجازی هویت بین فردی یا ارتباطی را کاهش می­دهد. در واقع این نکته در مورد کسانی که مشارکت فعال در این شبکه­ها و یا اینترنت دارند نیز مصداق دارد. این افراد بیش از سایرین دارای دوستان، مخاطبان و طرفدار(خوانندۀ مطالب آنها) هستند، در مواردی کانال و گروه هایی برای حمایت از آنان ایجاد می­شود و یا فالورهای زیادی دارند، ولی از لحاظ هویت ارتباطی ضعیف هستند، با وجود سخن گفتن همزمان با چندین نفر نمی­توانند به مخاطبان، دوستان و طرفداران شان هویت ارتباطی ببخشند. در واقع، عضویت افراد در گروه ها باعث می­شود با افراد مختلف از لحاظ فرهنگی، مذهبی، قومی، زبانی و غیره آشنا شوند که این آشنایی زمینه­ای را برای بازاندیشی در خود فراهم می­آورد و فرد هویتی مستقل از ارتباط با دیگران می­یابد و خود را در ارتباط با دیگری تعریف نمی­کند. همچنان که هابرماس(1992) معتقد است با صنعت فرهنگی فرد در معیار جهانی قهرمانان خود را می­سازد و از هویت روابطی جدا می­شود. پدر دیگر الگو و قهرمانی نیست که فرد از طریق آن هویت یابد. در همین گروه های تلگرامی، فرد در گروه های محله­ای، ملی و حتی جهانی عضویت دارد که باعث می­شود با افراد مطرح و شناخته شده بیشتر آشنا شود و این آشنایی فرد را در فضای ارتباط رو در رو دور می­کند. در واقع آنچه ذکر شد بیانگر آن است که هر یک از شاخص­های مصرف اینترنتی(میزان استفاده از اینترنت، میزان استفاده از شبکه­های مجازی، محتوای مطالب مورد جستجو، میزان مشارکت در شبکه­ها) بر هویت مدرن جوانان تهرانی معنادار بوده است.

در پایان باید گفت امروزه به دلیل گسترش اینترنت (به ویژه شبکه­های مجازی) در سطح جهانی، نمی­توان به طور جدی از دسترسی کاربران به این شبکه­ها جلوگیری کرد. لذا باید استفاده درست از این شبکه­های مجازی به ویژه تلگرام را آموزش دهیم. در این راستا پیشنهاد می­گردد جلسات آموزشی از سوی مصادر امور فرهنگی در دانشگاه­ها به منظور آشنا نمودن و اطلاع رسانی به مردم در مورد فنّاوری های جدید به ویژه اینترنت، شبکه های اجتماعی مجازی  از جمله (فیسبوک، ایسنتاگرام، تلگرام و ... ) و ... برگزار شود.

با توجه به اینکه میزان استفاده از اینترنت بر هویت­های ملی، قومی، مدرن و هویت ارتباطی جوانان تأثیرگذار است، ولی بر هویت دینی و اعتقادی تأثیری ندارد، برنامه­ریزی و سیاستگذاری حائز اهمیت است. در واقع جوانان تحت تأثیر قهرمانان و شومن­هایی قرار می­گیرند که در وب­سایت­ها و شبکه­های مجازی مختلف در آن عضویت دارند و از طریق شبکه­های مجازی آنان را به عنوان قهرمان و برترین برساخت می کنند. لذا در صورتی که خبرگزاری­های رسمی، ارگان­های فرهنگی، اساتید و متفکران حوزه­های فرهنگی و دینی و ...این شبکه­های مجازی را ترک کنند، مملو از پست­ها، گروه ها و کانال­های انحرافی خواهد شد که جوانان را به سمت نامطلوب و آسیب­زایی رهسپار می­کند. در واقع جامعه­ای که جوانان هویت­های خود را بیشتر با هویت روشنفکران و اساتید متفکر تعریف کنند، جامعه­ای سعادتمند، توسعه­یافته و مترقی خواهد بود و در صورتی که هویت آنان توسط افراد نابهنجار(مزاحمت­های خیابانی، قهرمانان پورنو و ...) تعریف شود، جامعه­ای رو به زوال و سقوط است.

 پیشنهاد می­شود سازمان­های رسمی، خبرگزاری­های رسمی به جای ترک فضای مجازی(همچون تلگرام)، بیشتر اصحاب اندیشه را به این شبکه­ها تشویق کنند تا فضای اینترنتی در تسخیر افراد نابهنجار قرار نگیرد و بتوان با نوشته­های عملی، اخبار دقیق، سخنرانی­ها و ... جوانان را بیشتر مطلع و آگاه کرد.

 

  • منابع

    • احمد زاده کرمانی ، روح الله. (1390).  «در آمدی بر پدیدار شناسی فضای مجازی». سال 6 ، شماره 12 ، صص 74-47 .
    • تبریزی نژاد، زری. (1389). «بررسی تأثیر استفاده از اینترنت بر شکل گیری و رشد هویت بازاندیشانه در میان دانشجویان دختردانشکده روان شناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز». پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران مرکزی، دانشکده روانشناسی وعلوم اجتماعی،گروه علوم وارتباطات .
    • جعفری، ناهید. (1395). «بررسی رابطه میان استفاده از نرم افزارهای جانبی تلفن همراه (همچون تلگرام، وایبر و ...) با سبک زندگی زنان 20 تا 30 سال منطقه 5 تهران». پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شرق، دانشکده علوم انسانی.
    • زنجانی زاده، هما و محمد جوادی، علی. (1384). «بررسی تاثیر اینترنت بر ارزش های خانوادگی در بین دانش آموزان دبیرستانی ناحیه 3 مشهد». مجله جامعه شناسی ایران. سال6 ، شماره 2 ، صص 146-121.
    • عبداللهی کاظمی نژاد، پریسا. (1397). «بررسی میزان استفاده از اینترنت در سبک‌های مختلف زندگی الکترونیکی». پایان نامۀ کارشناسی ارشد، موسسه آموزش عالی الغدیر.
    • ساروخانی، باقر. (1387). «اینترنت، جهانی شدن و هویت فرهنگی دانشجویان دانشگاه تهران». مجلۀ مطالعات فرهنگی و ارتباطات. شماره 13، صص 145-174 .
    • سورین، ورنر و تانکارد، جیمز. (1384). نظریه های ارتباطات. علیرضا دهقان. چاپ دوم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران
    • عبداللهی، محمد و حسین بر، محمد عثمان. (1381). «گرایش دانشجویان بلوچ به هویت ملی درایران». شماره 16 ، صص 126-101.
    • عدلی پور، صمد؛ یزد خواستی، بهجت و خاکسار، فائزه. (1392). «شبکه اجتماعی فیس بوک و شکل گیری هویت باز اندیشانه دربین دانشجویان دانشگاه تبریز». مجلۀ پژوهش های ارتباطی. شماره 3 ، 28 ،صص 128-101 .
    • کاستلز، مانوئل. (1385). عصر اطلاعات: قدرت و هویت. حسن چاوشیان. چاپ دوم، تهران: انتشارات طرح نو
    • کاستلز، مانوئل. (1389). عصراطلاعات: ظهور جامعه شبکه ای. احد علیقلیان و افشین خاکباز. تهران: انتشارات طرح نو
    • کاظمی، حمیدرضا. (1389). «تأثیرات منفی گسترش شبکه های اجتماعی بر حریم خصوصی افراد». فصلنامه ره­آورد نور. شماره 31، 14-19.
    • کیانپور، مسعود؛ عدلی پور، صمد و ملک احمدی، حکیمه. (1393). «تعامل در فیس بوک و تأثیر آن بر هویت مدرن جوانان شهر اصفهان». دورۀ 9 ، شمارۀ 2 ،صص 153-132 .
    • بیرو، آلن. (1385). فرهنگ علوم اجتماعی. باقر ساروخانی. تهران‌: نشر کیهان
    • جنکینز، ریچارد. ( 1381). هویت اجتماعی. تورج یاراحمدی. تهران: نشر شیرازه
    • ساروخانی، باقر.(1385). درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی. جلد 1، تهران: انتشارات کیهان
    • حمادی، عبدالامام. (١٣٩٥). «بررسی رابطه میزان و نحوه استفاده از اینترنت و ماهواره با هویت قومی مورد مطالعه: دانش آموزان متوسطه شهرستان دشت آزادگان». پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته علوم اجتماعی - جامعه شناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی.
    • محراب بیگی، محمد جواد. (١٣٩٣). «نقش اینترنت بر هویت ملی در ایران». پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق، قیام دشت.
    • فلاحی، علی و خلج، نسیم. (١٣٩٣). «تاثیر استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر هویت اجتماعی جوانان شهر تهران». دومین کنفرانس ملی جامعه شناسی و علوم اجتماعی. تهران: موسسه اطلاع رسانی نارکیش.
      • Held, David. (2009). Democracy and globalization”. M, PifG, working paper.
      • Kim, K. J. (2012). Minority and Majority Students P Self Reflexivity in Educational Setting: Korean Born in Japan Student as Critical Participants”. University of Arizona, Ph.D. Dissertation, Department of Language, Reading and Culture
      • Levi, Michael. (2008). The Phantom Capitalists: The Organization and Control of Long-Firm Fraud. 2nd edition, Aldershot: Ashgate.
      • Marshal, Gordon. (1998). Oxford Dictionary of Sociology. second edition, Oxford University Press