تغییرات نگرشی جوانان به گروه‌های مرجع

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 - معاون پشتیبانی و توسعه پژوهش، مرکز مطالعات و پژوهش‌های راهبردی، وزارت ورزش و جوانان، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

2 رئیس گروه مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی، مرکز مطالعات و پژوهش‌های راهبردی، وزارت ورزش و جوانان، تهران، ایران

چکیده

با توجه به جمعیت جوان کشور، سنجش نگرش و تحولات جوانان در زمینه گروه­های مرجع مورد توجه جدی سیاستگذاران و تصمیم­گیران نظام می­باشد. گروه مرجع، یکی از مهم‌ترین منابع هویت‌بخشی به افراد و شکل‌دهی به ارزش­ها و هنجارها و در نهایت رفتار آنان است. به تبع اهمیتی که گروه مرجع برای جهت‌دهی به رفتار و کردار اعضای یک گروه یا جامعه دارد، در صورتی که گروه مرجع فرد یا افرادی تغییر کند، ارزش­ها و هنجارهایی مورد پذیرش آنان قرار می­گیرد که با ارزش­ها و هنجارهای مورد پذیرش گروه عضویتی او در تضاد و تخاصم قرار می‌گیرد و او را به رویارویی با گروه عضویتی می‌کشاند. برای بررسی روند تغییرات و تحولات صورت گرفته در این تحقیق، با استفاده از پیمایش­های ملی انجام شده در طی سال­های 1386 الی 1395، گویه­هایی که می‌توانستند در بررسی این مفهوم تاثیرگذار باشند، استخراج و سپس با همسان­سازی سنجه‌ها، روند تغییرات نگرشی جوانان در این بازه زمانی مشخص شده است. به این منظور، مفهوم گروه­های مرجع به صورت موضوعی در مقولات مختلف تقسیم و گویه‌هایی که معرف هر کدام از این مقوله‌ها بودند، استخراج شدند و در نهایت روند تغییرات نگرشی جوانان در این زمینه ترسیم گردید. روش تحقیق، تحلیل ثانویه است که به مقایسه نتایج پژوهش­های ملی –با جامعه­ آماری مشابه، شیوه نمونه­گیری یکسان و دارای گویه­های مشابه - می­پردازد. نتایج تحقیق نشان می­دهد که نسل جوان خود را در چهارچوب هنجارهای گذشتگان تعریف نمی‌کند و ارزش­ها و نگرش­هایشان در برخی از حوزه­ها تغییر یافته است؛ با این حال خانواده برای جوانان نقش بنیادین و مهمی داشته و افراد موثر در الگوپذیری جوانان به طور عمده­ای در محدوده اعضای خانواده به ویژه والدین قرار دارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Youth Attitudes Change toward Reference Groups

نویسندگان [English]

  • Hassan Kalashloo 1
  • Farideh Aghili 2
1 Head Assistant for Support and Development of Research, Strategic Studies and Researches Center, Ministry of Sports and Youth, Tehran, Iran
2 Head of Social and Cultural Studies Department, Strategic Studies and Researches Center, Ministry of Sports and Youth, Tehran, Iran
چکیده [English]

Regarding the young population of the country, measuring the attitudes and developments of young people in the reference groups is a matter of serious concern to policymakers and decision-makers in the system. In order to study the changes and developments, using national surveys conducted during the years 1386 to 1395 in this research, the items that could have influenced the study of this concept were extracted. Then, the trend of youth changes during this time interval is set through matching the measures. The concept of reference groups was categorized in a variety of categories, and the terms representing each of these categories were extracted, and the process of youth change was drawn in this direction. The research methodology is a secondary analysis that compares the results of the national researches, which holds the same statistical population of the same sampling method with similar ones. The results of the research showed that the young generation does not define itself in the framework of the norms of the past, and their values ​​and attitudes have changed in some areas; however, the family has a fundamental role for young people, and the influential people in Young people's modeling is mainly within the family, especially the parents.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Key Words: Youth
  • Change Attitude and Reference Groups

تغییرات نگرشی جوانان به گروه­های مرجع

حسن کلاشلو[1]

فریده عقیلی[2]

 

تاریخ دریافت مقاله: 2/2/1398

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:28/3/1398

 

مقدمه

مطالعه و بررسی پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی در دوران حاضر نمی‌تواند بر اساس رویکردهای تک علتی صورت گیرد. افزون اینکه واقعیت­های اجتماعی در ایران خصلت منظومه‌ای و چندوجهی دارند. خرده­نظام­های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هر یک در ساختن حوادث و رخدادهای اجتماعی ایران معاصر نقش­آفرین می‌باشند بدین لحاظ، ضمن توجه و تأکید بر دریافت چندوجهی واقعیت‌ها ارزیابی وضعیت نسلی در تحولات مهم می‌باشد.

وجه تمایز مردم جوامع مختلف نگرش­ها، ارزش­ها، و مهارت­های اصلی و پایدار آنان است. به بیان دیگر، فرهنگ آنان با هم تفاوت دارد. در چند دهه گذشته تغییرات اقتصادی، تکنولوژیکی و اجتماعی- سیاسی، فرهنگ­های جوامع پیشرفته صنعتی را از جنبه‌های بسیار مهم دگرگون ساخته است. انگیزه‌هایی که مردم را به کار وا می‌دارد و مسائلی که سبب بروز برخورد سیاسی می‌شود همه دگرگون شده است تا بدان حد که می‌توان اظهار داشت در تمام کشورهای پیشرفته خواست مردم از زندگی تغییر کرده است.

خانواده، ابتدایی‌ترین و کوچکترین واحد اجتماعی است که در تعیین گروه­های مرجع برای نوجوانان و جوانان نقش محوری دارد. این امر از طریق آموزش و تربیت اعضا عملی می‌شود و سهم زیادی در شکل دادن به شخصیت روانی، اجتماعی و فرهنگی نوجوانان و جوانان و همچنین انتقال ارزش­ها و هنجارهای جامعه دارد (ویولت و گارلند، 1986،تاکانو و سوگون، 2008).

انسان‌ها به دلایل مختلف (نظیر نیاز به احترام، آبرو و فشار هنجاری) به طور عمده خود را در زمینه‌هایی با عده‌ای مقایسه و ارزیابی می‌کنند. در این فرآیند انسان، ارزش­ها و استانداردهای افراد یا گروه‌های دیگر را به عنوان یک قالب مقایسه‌ای و مرجع می‌گیرد. در این صورت آن افراد را «گروه‌های مرجع» می‌نامند. به عبارت دیگر، گروه مرجع گروهی است که افراد، خود را با آن مقایسه و با استانداردهای آن، خود را ارزیابی می‌کنند (رفیع‌پور، 1378).

اثرات مدرنیته در چند دهه‌ اخیر بسیار سریع بوده و جامعه را دستخوش تغییرات عمده و جدی کرده است. این تحولات، تحت تأثیر عوامل مختلف درونی و بیرونی از قبیل رشد جمعیت، مهاجرت‌های گسترده و توسعه‌ شهرنشینی، گسترش ارتباطات اجتماعی و افزایش چشمگیر فعالیت رسانه‌های جمعی داخلی و خارجی و ... شرایط اجتماعی جدیدی برای گروه‌های مختلف، از جمله جمعیت جوان جامعه فراهم آورده است. این تحولات و دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی نیز خود زمینه‌ساز تغییرات مهمی در میان اقشار جوان بوده تا جایی که صحبت از جهانی شدن فرهنگ جوانان شده است.

انسان موجودی اجتماعی است و اعمال و رفتارهای او متأثر از ارزش‌ها، هنجارها و قوانین گروه می باشد. جامعه‌پذیری جوانان تحت تأثیر دو پدیده شکل می‌گیرد: یکی فردیت جوان و دیگری ساخت‌های اجتماعی که بر او تأثیر می‌گذارند که مهمترین آنها عبارت اند از: خانواده، مدرسه، گروه‌های همسال و دین (شفرز، 1383: 137). در فرآیندی با عنوان «جامعه‌پذیری» است که ارزش‌ها و هنجارهای یک جامعه به نوجوانان و جوانان منتقل و آنها به اصطلاح اجتماعی می‌شوند و طی همین فرآیند است که هویت اجتماعی‌شان شکل می‌گیرد.

گروه‌های مرجع، الگوهایی هستند که افراد در هنگام داوری و ارزیابی شیوه‌های اجرای نقش‌هایشان آنها را در نظر دارند. این گروه‌ها، یکی از معیارهایی به شمار می‌آیند که هر فردی هنگام ارزیابی رفتار نقش خود در یک موقعیت معین از آنها استفاده می‌کند. شیوۀ اجرای نقش هر فرد، در مقایسه با دیگرانی که همان نقش را ایفا می‌کنند، سنجیده می‌شود. او از طریق این گونه مقایسه می‌تواند تشخیص دهد که آیا نقش خود را به درستی انجام داده است یا نه. همچنان که نقش فرد در جامعه دگرگون می‌شود، گروه‌های مرجعی که مبنای ارزیابی او هستند، نیز دگرگون خواهند شد (کوئن، 63:1384). در جریان جامعه‌پذیری افراد، گروه‌های مرجع از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند و در شکل‌گیری شخصیت آنها تأثیرات فراوانی دارند. بر این اساس مقاله سوالات اصلی در این مقاله این است که گروه مرجع جوانان چه کسانی هستند؟ آیا گروه­های مرجع در میان جوانان در حال تغییر است؟

پیشینه پژوهش

حاتمی و همکاران در پژوهشی با موضوع «روند تغییرات نگرشی نسل سوم در گروه­های مرجع در دهه 1380» به بررسی سه پیمایش ملی مربوط به سال­های 1382،1381 و 1385 پرداختند. نتایج نشان می­دهند روند تغییرات گروه­های مرجع در بین جوانان در اعتماد این قشر به روحانیون روندی کاهشی داشته و الگوهای رفتاری خود را از معلمان، اساتید و ورزشکاران اقتباس نموده­اند. (حاتمی و همکاران، 1395)

خسروشاهی در پژوهشی با موضوع «بررسی گروه­های مرجع در شهر تهران» نشان داد که گرایش جوانان 15 الی 29 ساله برخی مناطق شهر تهران به گروه­های مرجع غیرخودی در حال افزایش است. همچنین تاثیرگذارترین گروه­ها در زمینه دنبال کردن آرزوها و اهداف به ترتیب اعضای خانواده و دوستان نزدیک و کمترین به ترتیب هنرمندان، ورزشکاران و روحانیون بوده­اند. (خسروشاهی،1390)

هزارجریبی و شالی در فراتحلیلی با موضوع «بررسی چرایی دگرگونی­های گروه مرجع در بین دانشجویان» نتیجه­گیری نموده­اند که الگوپذیری از والدین به عنوان گروه مرجع و موثرترین عامل جامعه­پذیری برای پسران نسبت به دختران تضعیف شده است. همچنین گروه­های مرجع و دیگران مهم اکثریت قابل توجهی از دانشجویان در عرصه­های مختلف، نمایندگان فرهنگ بومی (دینی و ملی) جامعه­ ایران­اند. (هزارجریبی و صفری شالی، 1395)

غیور باغبانی و اصغرپور پژوهشی را با موضوع «عوامل موثر بر اولویت­بندی گروه­های مرجع جوانان» در بین 300 دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد اجرا نموده­اند. تاثیر جنسیت، تحصیلات و درآمد خانواده بر اولویت­بندی گروه­های مرجع میان دختران و پسران دانشجو مورد آزمون قرارگرفته است. یافته­های پژوهش حاکی از آن است که متغیر جنسیت در انتخاب گروه­های مرجع اصلی تاثیر نداشته و انتخاب دانشجویان بیشتر تحت تاثیر متغیرهای تحصیلات و درآمد معنادار بوده­اند. (غیورباغبانی و اصغرپور، 1392)

 جانعلیزاده و همکاران «تحلیل جامعه­شناختی گروه­های مرجع دانشجویان دانشگاه مازندران» را مورد بررسی و مطالعه قرارداده­اند. یافته­های این پژوهش حاکی از آن است که بیش از 90 درصد از پاسخگویان داشتن الگو و سرمشق را در زندگی خود مفید ارزیابی نموده­اند. خانواده، دوستان، اساتید دانشگاه و معلمان دوران مدرسه به ترتیب مهمترین گروه­های مرجع دانشجویان می­باشند. علاقه­مندی به گروه و کسب منزلت اجتماعی دو دلیل اصلی انتخاب این گروه­­ها به عنوان گروه­های مرجع نزد این دانشجویان بوده است. (جانعلیزاده چوب بستی و همکاران، 1392)

تعاریف و مفهوم­پردازی­ها در ادبیات گروه مرجع

جوانی به مثابه مهلت

عقل سلیم به ما می‌گوید که جوانی، مشخصه‌ای طبیعی و غیرقابل اجتناب از سن معین زیستی است؛ طبقه‌بندی ارگانیک افرادی است که در اثر سن خود، مواضع اجتماعی خاصی را اشغال می‌کنند، اما جامعه‌شناسانی چون تالکوت پارسونز این ایده را به چالش کشیده‌اند. جوانی، مقوله‌ای جهانی و زیستی نیست، بلکه برساخته متغیر اجتماعی و فرهنگی است که در برهه‌ای خاص از زمان تحت شرایطی مشخص، ایجاد می‌شود. (کریس بارکر،2009: 677 )

از نظر پارسونز (1942،1963) جوانی یا نوجوانی، مقوله‌ای اجتماعی است که مقارن با تغییر نقش‌های خانوادگی در اثر توسعه سرمایه‌داری، ظهور کرده است. وی معتقد است در جوامع پیشاسرمایه‌داری، خانواده همه کارکردهای اصلی بیولوژیکی، اقتصادی و فرهنگی بازتولید اجتماعی را ایفاد می‌کرد. تغییر از کودکی به بزرگسالی را مناسک گذار مشخص می‌کرد و دوره طولانی جوانی یا نوجوانی وجود نداشت. مقارن با ظهور نقش‌های تخصصی، عمومیت یافته و عقلانی شده و نقش‌های بزرگسالان در جوامع سرمایه‌داری، گسستی میان خانواده و جامعه بزرگتر به وجود آمد. چنین گسستی نیازمند فضای فرهنگی تغییر، آموزش و جامعه‌پذیری برای جوانان بود. این تغییر فقط با مقوله جوانی مشخص نمی‌شود، بلکه همچنین به مثابه مهلتی برای بی‌مسئولیتی ساختاریافته میان کودکی و بزرگسالی نیز هست. در چنین جایی بود که فرهنگ جوانان توانست ظهور کند. معنای جوانی، به منزله برساخته‌ای فرهنگی طی زمان و در مکان‌های مختلف و نیز بر مبنای این که چه کسی به چه فرد دیگری جوان اطلاق کند، تغییر می‌کند. جوانی بر ساخته گفتمانی است که شیوه سازمانی و ساختار یافته‌ای آن را شکل می‌دهد که درباره آن سخن می‌گوییم و آن را به منزله مقوله‌ای از افراد به وجود می‌آوریم. گفتمان‌های سبک، ایماژ، تفاوت و هویت در این زمینه از اهمیتی ویژه برخوردارند. (کریس بارکر،2009: 683)

دردسر و خوش گذرانی

بسیاری از بزرگسالان به جوانی به گونه‌ای می‌نگرند که گویی فقط مرحله‌ای برای گذار است، اما جوانان برای جوانی خود به منزله عرصه‌ای ممتاز سرمایه‌گذاری می‌کنند تا آن را به صورت زمینه‌ای برای احساس تفاوت خود در آورند. این سرمایه‌گذاری شامل امتناع از پذیرش هویت­هایی است که به مثابه تکرار مکررات زندگی روزمره، خسته‌کننده به نظر می‌رسند. جوانی به صورت دال ایدئولوژیکی در آمده است که با ایماژهای یوتوپیایی آینده تغذیه می‌شود. همینطور، اغلب از آن تصویری به منزله تهدیدی بالقوه برای هنجارها و قاعده‌مندی‌های موجود ترسیم می‌شود. بنابراین، «جوانی به صورتی تردیدآمیز ارزش‌گذاری شده است» (گراسبرگ، 1992).

 

 

تغییرات جمعیتی

جمعیت کشور، طی دو دهه به دو برابر افزایش یافته و جامعه به شدت جوان شده است. بدون شک، تمامی عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور از این متغیر جمعیت‌شناختی متأثر شده است. افزایش جمعیت با خود، از یک سو، افزایش و تنوع مطالبات و تقاضاها (بخصوص در زمینۀ فرهنگی- اجتماعی) و از سوی دیگر، کاهش نظارت، کنترل و پاسخگویی به این مطالبات را به همراه داشته است. این شرایط، به نوبۀ خود، زمینه‌ساز رویگردانی از خود و روی‌آوری به غریبه شده است. دقیقاً در بستر همین گسست و پیوست روحی و روانی است که قاچاق کالاهای فرهنگی به مثابه یک حرفۀ بسیار پردرآمد بروز و ظهور می‌کند. (تاجیک،1386: 148)

در ادبیات اجتماعی و تاریخی مربوط به ایران، جامعه ایران به عنوان جامعه‌ای که در گذار تاریخی خود با حوادث و مشکلاتی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مواجه است، تعبیر شده است. کودتا، انقلاب، شورش، جنبش­های اجتماعی، اعتصاب، مهاجرت داخلی و خارجی، بحران‌های اجتماعی، تعارض در حوزه قدرت و تحولات فرهنگی هر کدام در مراحلی از تاریخ تحولات ایران ثبت شده است. وجود تجربه‌های متعدد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در مقیاس‌های داخلی و خارجی موجب شده است تا تحولات این جامعه خصلت چند وجهی پیدا کند. در این صورت داوری در مورد ماهیت حوادث شکل گرفته یا در حال وقوع را نمی‌توان به یک عامل یا متغیر تقلیل داد. تأکید صرف بر اهمیت عوامل اقتصادی یا فرهنگی و سیاسی، در طول سده گذشته در مورد روند و ماهیت تغییرات در ایران در میان سیاستمداران و روشنفکران ایرانی وجود داشته است. این نوع ارزیابی‌ها بیش از اینکه علمی باشد، سیاسی و ایدئولوژیک است و به همین دلیل داوری‌های ارائه شده صرفاً در میان گروه طرفدار و در زمان خاص از اهمیت برخوردار بوده است. (تاجیک،1386: 152)

به نظر بالس، نظریه‌پردازان فرهنگ عامه و نیز تاریخ‌نگاران بر این اعتقادند که ظاهراً در حدود هر ده سال شکل جدیدی از ذهنیت نسلی ظهور می‌کند (بالس، 1380: 6).

ورنون شکاف‌های سیاسی را به چهار دسته شکاف‌های ساختاری- اجتماعی، شکاف‌های خاص، شکاف‌های وضعی و شکاف‌های رفتاری تقسیم نموده است. شکاف‌های ساختاری را شکاف­هایی دانسته‌اند که به مقتضای وجود جامعه وجود دارند و ناشی از طبع جامعه بشری هستند. شکاف‌های طبقاتی، جنسی و نسلی را در زیرمجموعه شکاف­های ساختاری- اجتماعی قرار داده‌اند. (تاجیک، 1381: 268)

به نظر می‌آید که سنخ تحولات دنیای معاصر بیشتر در فرآیند تعاملی/ تقابلی صورت می‌گیرد تا تقابلی یا تعاملی صرف. از طرف دیگر، روند تحولات در دنیای معاصر و ایران بیشتر فرهنگی براساس کارگزاری گروه‌های سنی- جنسی تا طبقاتی و ایدئولوژیکی است. تفکیک جنسی- نسلی در کنار تفکیک گروه‌های حرفه‌ای و منزلتی در خور توجه است.

ایزنشتاد در تحلیلی که از نسل­ها و روابط بین نسل‌ها ارائه نموده، به خوبی نشان داده که درک هر نسل از جامعه، اشیاء و زندگی مبتنی بر شرایطی است که در آن رشد یافته، تجاربی که به دست آورده و مرارت‌هایی که متحمل گردیده است. رفتار نسلی که در شرایط جنگ و محرومیت رشد یافته با نسلی که جز صلح و رفاه به خود ندیده، متفاوت است. در جوامع پیچیده مبتنی بر تحولات سریع، تضاد نسل­ها غیرقابل اجتناب است (روشه، 1368: 136).

برخی از صاحب‌نظران معتقدند که نسل­ها را می‌توان در مقاطع زمانی ده ساله مورد توجه قرار داد و از مفهوم دهه نسلی استفاده نمود؛ آن چنان که بالس بیان می‌نماید حدوداً در هر ده سال، ما از فرهنگ، ارزش‌ها، پندها، علایق هنری، دیدگاه‌های سیاسی و قهرمان‌های اجتماعی خود تعریفی جدید ارائه می‌کنیم. این مجموعه در هر یک دهه به نحوی بارز دگرگون می‌شود و لذا می‌توان عناصر آن را به نحو معنادار مشخص کرد. به نظر می‌رسد که دهه، تقریباً کوچکترین واحد زمانی است که به عنوان شاخص برای تعیین فرهنگ جمعی می‌توان به کار برد (بالس، 1380: 7).

تجربه تحقیق در ایران نشان دهنده تغییرات بی‌معنا و سریع در حوزه اجتماع و فرهنگ نیست. جریان تغییر فرهنگی درگیری مستمر نسلی با فرهنگ را می‌رساند، زیرا نسل جدید در جهت اخذ فرهنگ بیرونی- غربی- یا فرهنگ شهری بدون توجه به فرهنگ خود نیست. از طرف دیگر، فرهنگ بومی نیز در جریان تحول مستمر است. با این توضیح است که می‌توان مدعی شد ورود نسل جدید همراه با تغییر فرهنگی است. (آزاد ارمکی و غفاری، 1383)

به لحاظ روانی و اجتماعی، نسل جدید، نسل ویرانگر نیست، بلکه نسل تحول‌گرا و تغییر طلب است؛ در حالی که رویکرد سوم این نسل را نسل ویرانگر و رویکرد اول نسل جدید را نسل گیج و بلاتکلیف می‌شناسد. تجربه نشان می‌دهد، نسل جدید با امکاناتی که در اختیار دارد (تحصیلات، آشنایی با جهان، آرزوها و آمال جدید، تجربه جنگ و انقلاب، نارسایی اقتصادی-اجتماعی ناشی از تحولات و ...) خواهان و طالب تغییر با توجه به ظرفیت‌ها و واقعیت‌های فرهنگی اجتماعی است. (تاجیک، 1386: 74)

نسل جوان در ایران در فضای فرهنگی در سطوح ملی- جهانی قرار گرفته و عامل تغییر فرهنگی به سوی جهانی نو با ویژگی ملی- جهانی می‌باشد. این نسل با طرح علائق، نیازها و گرایش­هایش تلاش دارد تا فرهنگ را دچار تکاپوی بیشتر نماید و ساختار مدرن‌تر به فرهنگ بدهد. از این رو بهتر است به سهم این نسل در تغییر فرهنگی بر اساس الگوی اینگلهارت از ارزش­های سنتی به مدرن در چارچوب فرهنگ ملی- جهانی اشاره شود. (عبدی و گودرزی، 1378: 95)

براساس مطالعات صورت گرفته، در کل جامعه ایرانی را می‌توان با توجه به نکات زیر توضیح داد:

  1. هرم جمعیتی ایران طی چند دهه اخیر تغییر نموده است؛ به گونه‌ای که آن را تبدیل به یک جمعیت جوان نموده است.
  2. نوسازی فرهنگی و آموزشی در جامعه صورت گرفته است. میزان افراد باسواد در مقایسه با گذشته بیشتر شده است. مؤسسات آموزشی و تحقیقاتی جدید دایر شده و افراد بسیاری در آن موسسات مشغول به کار می‌باشند. به عبارت دیگر، جامعه در جریان و تجربه نمودن تغییرات متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی قرار دارد.
  3. جامعه دچار نوعی دوگانگی ساختاری (بین ساختار سنتی و مدرن) شده است. این دوگانگی در سطوح اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و سازمانی نمودار شده است.
  4. جامعه ایران، جامعه‌ای مصرفی است. میل به مصرف در حوزه‌های مادی (کالاها و مصنوعات تکنولوژیکی) و مصرف فرهنگی (مطبوعات، کتابخوانی، فیلم و ...) افزایش یافته است.
  5. به هم ریختگی ساختار قدرت و یا بلاتکلیفی در تصمیم‌گیری، یکی دیگر از صفات و ویژگی‌های جامعه ایرانی شناخته شده است که ریشه در توزیع نامناسب ‌(و بعضاً نامشخص) قدرت دارد.
  6. نرخ بالای مهاجرت در مقیاس‌های داخلی و خارجی یکی از مشخصات اصلی جمعیتی، اجتماعی و فرهنگی است.
  7. تلاش در جهت برقرار ساختن نسبت خود با جهان و تعریف موقعیت خود در صحنه جهانی مورد توجه است. (آزاد ارمکی و غفاری،1383: 52)

گروه­های مرجع

گروه مرجع یکی از مهم‌ترین منابع هویت‌بخشی به افراد و شکل‌دهی به ارزش­ها و هنجارها و در نهایت رفتار آنان است. از این رو، بحث دربارۀ گروه مرجع، یکی از مهمترین بحث­هایی است که در رشته‌هایی مانند روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و نیز گرایش­های بین رشته‌ای مانند روان‌شناسی اجتماعی مورد توجه بوده است. به تبع اهمیتی که گروه مرجع برای جهت‌دهی به رفتار و کردار اعضای یک گروه یا جامعه دارد، در صورتی که گروه مرجع فرد یا افرادی تغییر کند، ارزش­ها و هنجارهایی مورد پذیرش آنان قرار می­گیرد که با ارزش­ها و هنجارهای مورد پذیرش گروه عضویتی او در تضاد و تخاصم قرار می‌گیرد و او را به رویارویی با گروه عضویتی می‌کشاند. این امر به ویژه از سوی جامعه یا گروه عضویتی فرد و اعضای آن غیرقابل تحمل است، چرا که ارزش­های آن را به چالش می کشد و از دید آنان نوعی کجروی و هنجارشکنی به حساب می‌آید. حالت نامطلوب‌تر برای یک گروه، زمانی است که طیف وسیعی از اعضای آن در این مسیر قدم بگذارند.

در جامعه‌شناسی مبحث مرجع‌ها با عنوان «گروه مرجع» مورد بررسی قرار گرفته است و دلالت بر افراد یا گروه‌هایی دارد که به عنوان الگو و سرمشق قرار گرفته و رفتارها، آگاهی‌ها، ایدئولوژی‌ها و افکار معینی را به افراد القا می‌کنند. تغییر در مرجع‌های افراد به عنوان شاخص برای دگرگونی‌های اجتماعی و فرهنگی لحاظ می‌شود. (آزاد ارمکی و غفاری، 70:1383)

اندیشه مدرنیته در قالب نوگرایی، فردگرایی، مالکیت خصوصی، مشارکت گروه‌های اجتماعی، مشارکت زنان و جوانان، استقلال و آزادی در جامعه نمود یافته است. از این رو، نسلی که بیشتر در جریان مدرنیته قرار گرفته است، به مؤلفه‌های فوق اهمیت بیشتری می دهد و سعی دارد تا جهت دستیابی به آنها اقدام نماید. از این روست که برای نسل جدید در مقایسه با نسل­های گذشته مشارکت، تغییر در شکل، میزان و نوع گذران اوقات فراغت و گروه‌های دوستان و همسالان دارای اهمیت بیشتری است. (آزاد ارمکی و غفاری، 1383: 108)

گروه مرجع در جریان تصمیم‌گیری­ها، کنش­ها و حتی شکل‌گیری نگرش انسان­ها در جامعه نقش بسزایی دارد. گروه مرجع شامل افراد یا گروه‌هایی هستند که مبنا و معیار قضاوت و ارزیابی کنشگران اجتماعی قرار می‌گیرند. گروه‌های مرجع به ویژه برای جوانان از جایگاه خاصی برخوردارند.

گروه‌های مرجع دو کارکرد عمده دارند: اولاً هنجارها، دستورالعمل‌ها، رویه‌ها، ارزش‌ها و باورهایی را به دیگران القا می‌کنند و به اصطلاح کارکرد هنجاری دارند؛ ثانیاً استاندارها و معیارهایی در اختیار کنشگران قرار می‌دهند که کنش و نگرش خود را با آن محک می‌زنند و در اصطلاح کارکرد مقایسه‌ای و تطبیقی دارند. اساساً به دلیل اینکه انسان­ها در جامعه و در ارتباط با دیگران زندگی می‌کنند و نمی‌توانند با ملاک‌های عینی به صحت رفتارها یا باورهای خود یقین پیدا کنند، مقایسه با گروه‌های مرجع و ارجاع به آنها راهی برای برون شدن از این معضل است. این ارجاع حتی اگر خودآگاهانه نباشد، نقش انکارناپذیر و بسزایی در تصمیم‌گیری­ها و رفتارهای اعضای جامعه ایفا می‌کند (صدیق سروستانی و هاشمی، 150:1381).

گروه مرجع، یکی مهمترین منابع هویتی افراد یک گروه و در ابعاد گسترده‌تر، در یک جامعه است و تأثیر بسیار مهمی در شکل‌گیری نگرش‌ها و ارزش‌ها و جهت‌دهی به هنجارها و رفتارهای افراد جامعه دارد. (هزار جریبی و آقابیگی، 1390: 52).

در واقع افراد برای برگزیدن یک رفتار، رضایت و برآوردن خواسته افرادی که برای آنان اهمیت قائل هستند را مورد توجه قرار می‌دهد و بدان گونه عمل می‌کنند که در این مسیر گام بردارند تا نظر آنها را تأمین کرده باشند و این مسئله به عنوان گروه مرجع نام برده می‌شود. دائره‌المعارف فرهنگ جامعه‌شناسی، گروه­های مرجع را این گونه تعریف می‌کند: «مردم در شکل‌دهی به تمایلات و عقاید خودشان و انجام رفتارشان، خودشان را با دیگر مردم یا گروه‌های مردمی دیگر، کسانی که تمایلات­شان، عقایدشان و رفتارشان دارای مقایسه­ی مناسبی است، مقایسه و یا همسان می‌کنند. این گروه­ها گروه‌های مرجع نامیده می‌شوند.» (شرما، 1999: 775).

اصطلاح گروه مرجع به یک وضعیت دسته جمعی اشاره دارد که افراد نه تنها آن را برای ارزیابی موقعیت­شان به کار می‌برند (یک گروه مرجع مقایسه‌ای) بلکه هنجارها و الگوهای رفتاری را از آنها اخذ می‌کنند (گروه‌های مرجع هنجاری) (ترنر، 2006: 288).

چارچوب نظری پژوهش

رویکرد جامعه­شناسی

نظریۀ کولی

اولین جامعه‌شناس صاحب نامی که دربارۀ تعاملات گروه و فرد، به نظریه‌پردازی پرداخته است، چارلر هورتن کولی است. وی در سال 1902 در کتاب معروفش «طبع انسان و نظم اجتماعی» مباحثی ارائه کرد که ارتباط نزدیکی با مفهوم گروه مرجع دارد. کولی معتقد است تصور افراد دربارۀ خودشان بر اساس تعریفی که دیگران از آنها دارند شکل می‌گیرد: «خود اجتماعی بازتابی از خود آیینه‌سان است. ما در آیینۀ تصورات دیگران، حالات و ویژگی‌های خود را می‌یابیم و از آن تأثیر می‌پذیریم. چیزی که ما را به غرور و مباهات یا برعکس شرمندگی و نارضایتی می‌کشاند تصویری ذهنی است که از تصورات دیگران دربارۀ خودمان داریم». (کولی، 1902: 183).

نظریۀ مرتون

در حوزۀ جامعه‌شناسی، رابرت مرتون شاخص‌ترین نظریه‌پردازی است که به شرح و بسط مفهوم «گروه مرجع» پرداخته است. او این مفهوم را در قالب نظریۀ بُرد متوسط ارائه کرده است. وی در مقالات مفصلی که طی سال­های 1950 تا 1957 با همکاری جامعه‌شناسان دیگری از قبیل لازارسفلد، روسی و کیت به رشتۀ تحریر درآورد، تلاش کرد که تئوری کامل و جامعی دربارۀ کارکردها و عوامل انتخاب گروه‌های مرجع ارائه دهد. مرتون در این راه از دستاوردهای جامعه‌شناسانی از قبیل کولی و مید و به ویژه از یافته‌های تحقیق معروف استوفر با عنوان «سرباز آمریکایی» استفاده کرد و در تداوم تلاش‌های علمی آنان «تئوری گروه مرجع» را به عنوان یک تئوری جامعه‌شناختی در عرصۀ این علم ارائه داد. اما مرتون اذعان دارد که خاستگاه اصلی مفهوم «گروه مرجع» در روان‌شناختی اجتماعی است. رابرت مرتون، تغییری اساسی در نظریۀ گروه‌های مرجع داد. از نظر وی گروه‌های مرجع مثبت، گروه‌هایی است که هنجارهای آنها پذیرفته می‌شود و گروه مرجع منفی، گروه‌هایی است که هنجارهای آن طرد می‌شود. یک گروه مرجع ممکن است برای برخی افراد نقش مثبت و همان گروه برای افراد دیگر نقشی منفی داشته باشد (صدیق سروستانی، 1381).

نظریه شیبوتانی

تاموتسو شیبوتانی، صاحب­نظر دیگری است که به بحث دربارۀ مفهوم گروه مرجع پرداخته است. وی سه کاربرد برای این مفهوم بیان کرده است: 1) گروهی که به عنوان مبنای مقایسه و ارزیابی قرار می‌گیرد؛ 2) گروهی که افراد میل به عضویت و مشارکت در آن دارند؛ 3) گروهی که کنشگران رویکردهای آن را می‌پذیرند. شیبوتانی که این موضوع را در چهارچوب نظریۀ کنش متقابل نمادین تحلیل می‌کند، معتقد است که «آنچه یک فرد انجام می‌دهد، به تعریفی که او از موقعیت دارد، وابسته است‌». تعریف فرد از موقعیت نیز ناشی از رویکرد سازمان یافتۀ اوست و این رویکرد در جریان ارتباطات اجتماعی شکل می‌گیرد (صدیق سروستانی و هاشمی، 1372). بنابراین تنوع در دیدگاه‌ها و رویکردها ناشی از تفاوت کانال‌های ارتباطی است و از آنجا که گروه مرجع گروهی است که رویکرد و دیدگاهش چهارچوب مرجع افراد را شکل می‌دهد، انتخاب گروه مرجع نیز تحت تأثیر نوع ارتباطات اجتماعی به ویژه در جامعۀ توده‌‌ای مدرن است و با تغییر شبکۀ ارتباطی، گروه‌های مرجع نیز تغییر می‌کنند و به تبع آن دیدگاه‌ها و نگرش‌های افراد نیز دستخوش تغییر می‌شود.

 

یان رابرتسون

رابرتسون بر این باور است که گروه‌های مرجع مانند شبکه‌ها نقشی حیاتی در زندگی اجتماعی انسان­ها دارند و افراد برای مشورت و اخذ نظرات به شبکۀ روابط خود مراجعه می‌کنند. افراد به طور دائم با سایر مردم و گروه‌ها کنش متقابل دارند. این نوع ارتباط به صورت شبکه‌های اجتماعی سازمان می‌یابند؛ شبکه روابطی که فرد را به طور مستقیم و غیرمستقیم به سایر مردم پیوند می‌زند. به عنوان مثال، می‌توان به شبکۀ خویشان، دوستان، همکلاسی‌ها، هم­کلوپی‌ها و همکاران اشاره کرد. البته لازم به ذکر است که شبکۀ یک شخص دقیقاً یک گروه نیست، زیرا اعضای آن همگی با یکدیگر کنش متقابل ندارند، لیکن شبکه در برگیرندۀ گروه‌هاست و دسترسی غیرمستقیم به سایر گروه‌ها را فراهم می‌سازد. (رابرتسون، 1372: 154).

رویکرد روانشناسی اجتماعی

نظریه هایمن

هایمن مفهوم گروه مرجع را اولین بار در سال 1942 بکار برد. او در مقدمه‌ کتابی که همراه با سینگر با عنوان «مطالعاتی درباره‌ تئوری گروه مرجع» تدوین کرد، آورده است: «انسان­ها در شکل‌دهی به نگرش­های خود بیش از آنکه به خود متکی باشند، به گروه‌هایی که با آنان در ارتباط­اند، تکیه دارند» (هیمن و سینگر، 1968: 4). وی همچنین در مقاله‌ای با عنوان «روانشناسی منزلت» مفهوم منزلت ذهنی را به عنوان یک بُعد از رفتار بشر معرفی کرد و آن را به عنوان تصور فرد از موقعیت خود در مقایسه با سایرین تعریف نمود.

نظریه مید

بحث مید دربارۀ «دیگری تعمیم‌یافته» حوزۀ نظری دیگری است که ارتباط نزدیکی با بحث گروه مرجع دارد. مرتون نیز مید را به عنوان یکی از مهمترین پیشگامان نظریۀ گروه مرجع معرفی کرده است (مرتون، 1975: 238). طبق نظریۀ مید، فرد از منظر دیگر اعضای گروه یا از منظر گروه اجتماعی که به آن تعلق دارد، خودش را تجربه و ارزیابی می‌کند. به اعتقاد او، فرد گروه اجتماعی خودش را به عنوان یک مجموعۀ سازمان‌یافته از گرایش‌ها، هنجارها‌، ارزش‌ها و هدف‌هایی که به رفتار او و دیگری شکل می‌دهد، فرض می‌کند. «فرآیند اجتماعی از راه دیگری تعمیم‌یافته بر رفتار گروه تأثیر می‌گذارد، زیرا از این راه است که فرآیند اجتماعی یا گروه، به عنوان عامل تعیین‌کننده در ذهن فرد نفوذ می‌کند» (دوچ و کراس، 1374: 202).

 

 

نظریۀ فستینگر

نظریه فستینگر خاستگاه مفهوم و تئوری گروه مرجع در روانشناسی اجتماعی است. این نظریه اگرچه با تئوری گروه مرجع متفاوت است، اما مضمون مشابهی دارد و به موضوع واحدی که همان «تأثیر گروه بر فرد» است می‌پردازد. وی تأکید می‌کند که تمایل افراد به مقایسه و ارزیابی استعدادها و افکار خود در گروه، نه تنها بر رفتار گروهی آنان تأثیر می‌گذارد، بلکه در شکل‌گیری گروه و تغییر اعضای آن نیز مؤثر خواهد بود. به اعتقاد وی مردم مایل اند وارد گروه­هایی شوند که افکار و توانایی‌های مشابه و هماهنگ با خودشان دارند. آنها از گروه‌هایی که دارای چنین ویژگی‌هایی نباشند خارج می‌شوند یا افکار و رفتار خود را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که با الگوهای رایج در گروه تطابق پیدا کند.

نظریه شریف

شریف نیز در تحقیقاتش، به بررسی ابعاد هنجاری گروه­های مرجع پرداخته است. او در تعریف گروه­های مرجع چنین می‌گوید: گروه­های مرجع، گروه­هایی هستند که فرد در صدد کسب عضویت آنهاست یا حداقل از حیث ذهنی و روانی پیوستن به آنها را آرزو می‌کند. گروه‌های مرجع از مهمترین منابع هویتی جامعه هستند که افراد رفتار و ارزش‌های خود را از آنها اقتباس می‌کنند. به همین دلیل بررسی روند تغییرات نگرشی نسل جوان در زمینه گروه‌های مرجع از مهمترین دغدغه‌های برنامه‌ریزان اجتماعی محسوب می‌شود. با توجه به تغییرات سریع در جوامع بشری به ویژه در جامعۀ ما، تغییر در گروه­های مرجع نیز اتفاق افتاده است.

نظریه نیوکمب

یکی از افراد دیگری که با نگاه روان‌شناسی اجتماعی به گروه­های مرجع می‌پردازد، نیوکمب است. نیوکمب نقش گروه‌های مرجع را در شکل‌گیری دریافت‌ها و تغییر نگرش‌های افراد، مهم و تعیین‌کننده می‌داند و بر جنبه هنجاری این گروه­ها تاکید می‌کند.

نیوکمب دو مفهوم جدید نیز درباره گروه­های مرجع عرضه کرده است: گروه مرجع مثبت و گروه مرجع منفی. گروه مرجع مثبت، گروهی است که فرد به حضور و عضویت در آن تمایل دارد و نگرش­ها و رفتارهای جاری در آن را مطلوب می‌انگارد. گروه مرجع منفی، در مقابل گروهی است که جاذبه‌ای برای فرد ندارد و او سعی می‌کند که خود را از آن دور نگه دارد و از هنجارها و رویه‌های حاکم در آن تبری جوید (غیور باغبانی، 1392: 329).

نیوکمب معتقد است که گروه‌های مرجع می‌توانند گروه‌های غیرعضویت یا گروه‌های عضویت فرد باشند. به اعتقاد او، گروه‌های عضویت به میزانی می‌توانند برای فرد، گروه مرجع مثبت به شمار روند که رضایت خاطر او از عضویت در آنها حاصل شود و مطلوبیت و جذابیتی برای وی داشته باشند (صدیق سروستانی، 1381).

روش شناسی پژوهش

روش تحقیق در این مقاله، تحلیل ثانویه داده­های استخراج شده از پژوهش­های ملی است. در ابتدا پژوهش­هایی که در سطح ملی اجرا شده و گروه­های مرجع به گونه­ای در آنها بررسی شده است، انتخاب و سپس پژوهش­هایی که جامعه آماری و شیوه نمونه­گیری یکسان و دارای گویه­های مشابه بوده­اند گزینش شدند. در گویه­های مشترک که دارای طیف لیکرت می­باشند، از میانگین وزنی یا رتبه­­دهی جهت مقایسه آن استفاده گردیده است.

جدول 1: خلاصه پژوهش­های استفاده شده در این مقاله

عنوان

سال اجرا

جامعه آماری

حجم نمونه

سازمان مربوطه

سنجش سرمایه اجتماعی جوانان در ایران

1385

جوانان 15 تا 29 سال در مراکز استان­ها، شهرها و روستاها

4500

سازمان ملی جوانان

پیمایش ملی ارزش­ها و نگرش­های جوانان ایران

1386

جوانان 15 تا 29 سال در مراکز استان­ها، شهرها و روستاها

7000

سازمان ملی جوانان

آرمان­ها و الگوهای جوانان

1387

جوانان 15 تا 29 سال در مراکز استان­ها، شهرها و روستاها

4500

سازمان ملی جوانان

پیمایش ملی ارزش­ها و نگرش­های جوانان ایران

1389

جوانان 15 تا 29 سال در مراکز استان­ها، شهرها و روستاها

6500

سازمان ملی جوانان

پیمایش ملی ارزش­ها، نگرش­ها و رفتارهای جوانان ایران

1392

جوانان 15 تا 29 سال در مراکز استان­ها، شهرها و روستاها

15000

وزارت ورزش و جوانان

پیمایش ملی سنجش سرمایه اجتماعی کشور

94-1393

افراد بالای 18 سال خانوارهای شهری و روستایی ساکن در 31 استان کشور

14200 نفر (حجم نمونه جوانان 18 تا 29 سال 4591)

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

پیمایش ملی ارزش­ها و نگرش­های ایرانیان (موج سوم)

95-1394

افراد بالای 15 سال خانوارهای شهری و روستایی ساکن در 31 استان کشور

14906 نفر (حجم نمونه جوانان 15 تا 29 سال 5160)

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

یافته­های پژوهش

تغییرات نگرشی جوانان

جدول 2: بیشترین نگرانی شما در حال حاضر چیست؟

 

اشتغال مناسب

مسائل مالی اقتصادی

مسائل خانوادگی

تحصیل و قبولی در کنکور

ازدواج

ارضاء غریزه جنسی

مشکلات جسمانی و سلامتی

مشکلات روحی و رفتاری

نبودن چشم انداز روشن و ثبات برای برنامه ریزی آینده

مشکل خاصی ندارم

سایر موارد

1386

28

1/22

3/9

17

8/8

-

6/14

6/3

-

3/7

8/1

1389

5/33

1/24

7

1/12

4/9

7/1

1/2

2

-

5/7

5/0

1392

1/29

8/30

8/3

8/10

6/7

 

3/1

6/2

2/6

5/7

4/0

در مورد بیشترین نگرانی جوانان طی سال­های 86 تا 92، اشتغال مناسب و مسائل مالی – اقتصادی در رتبه اول و دوم هستند. تحصیل و قبولی در کنکور در رتبه سوم نگرانی جوانان می­باشد و ازدواج در رتبه بعد از تحصیل قرار دارد. نکته جالب توجه این که 7 تا 5/7 درصد جوانان در طی این سال­ها اذعان داشته­اند که مشکل خاصی ندارند.

جدول 3 : درصد میزان اهمیت هر یک از موارد زیر برای آینده جوانان

 

داشتن شغل مناسب

همسر خوب

والدین حمایت­گر و تشویق کننده

دوستان خوب

درآمد بالا

1386

8/95

6/94

6/90

2/86

6/77

1389

4/95

1/95

9/88

6/84

7/74

 

جدول4: به نظر شما کدام یک از موارد زیر بیانگر یک زندگی موفق است؟

 

داشتن همسر زیبا

و خوش تیپ 

درآمد بالا 

موقعیت اجتماعی و منصب شغلی  بالا 

داشتن خانواده و دوستان

دلسوز و صمیمی 

سایر

1392

8/3

1/24

5/37

2/32

5/2

میزان اهمیت موارد مختلف برای آینده جوانان از نظر آنان در طی سال­های 1386و 1389 به ترتیب داشتن شغل مناسب، سلامتی و همسر خوب می­باشد. داشتن ماشین و رفتن به دانشگاه در کمترین رتبه میزان اهمیت برای آینده جوانان قرار دارد. نکته جالب توجه اینکه اهمیت «والدین حمایت­گر و تشویق­کننده» بیشتر از داشتن «دوستان خوب» و «داشتن مشاوران امین» می­باشد. این نشان­ می­دهد که مرجعیت خانواده در نزد جوانان بیشتر از دوستان و مشاوران است و جوانان همچنان وابستگی خود به خانواده­هایشان را حفظ کرده­اند.

طبق پیمایش سال 1392 یک زندگی موفق از نظر جوانان به ترتیب «موقعیت اجتماعی و منصب شغلی بالا»، «داشتن خانواده و دوستان دلسوز و صمیمی»، «درآمد بالا» و «داشتن همسر زیبا و خوش­تیپ» است.    

جدول 5:تا چه اندازه با دوستی دختر و پسر موافق هستید؟

 

کاملاً

تااندازه‌ای

کم

اصلاً

میانگین وزنی

1386

4/10

4/30

4/18

4/39

09/2

1389

9/11

2/30

8/18

5/35

11/2

1392

3/20

9/33

3/16

6/29

44/2

 

جدول 6: توزیع درصدی پاسخ به سوال

«با معاشرت و دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج چقدر موافق یا مخالفید؟»(سال 1394)

موارد

کاملاً مخالف و مخالف

فرقی ندارد

کاملا موافق و موافق

درصد

6/53

3/15

31

 

جدول 7:توزیع درصدی پاسخ به گویه­های مربوط به برخورد با ناهمنوایی اجتماعی (1394)

موارد

اشکالی ندارد

مخالفم ولی کاری ندارم

تذکر می­دهم

به مراجع ذی­صلاح اطلاع می­دهم

برخورد می­کنم

معاشرت و دوستی غیرشرعی دختر و پسر

17

9/62

7/13

6/2

8/3

 

جدول 8: توزیع درصدی پاسخ به سوال

«با زندگی دختر و پسر بدون ازدواج رسمی (قانونی) چقدر موافق یا مخالفید؟»(سال 1394)

موارد

کاملاً مخالف و مخالف

فرقی ندارد

کاملاً موافق و موافق

درصد

4/91

3/5

2/3

میانگین وزنی در مورد میزان موافقت جوانان با دوستی دختر و پسر نشان می­دهد که طی سال­های 1386 تا 1392 بر میزان موافقت جوانان افزوده شده است و این نشان از تغییر نگرش جوانان نسبت به این موضوع است؛ به گونه­ای که در سال 1394 از نظر 17 درصد جوانان معاشرت و دوستی غیرشرعی دختر و پسر اشکالی ندارد و حتی فراتر از این وقتی در سال 1394 از میزان موافقت جوانان نسبت به زندگی دختر و پسر بدون ازدواج رسمی (قانونی) پرسیده می­شود، با وجود اینکه 4/91 درصد مخالف و کاملاً مخالف این شیوه زندگی هستند، ولی 2/3 درصد موافق و کاملاً موافق بوده و 3/5 درصد نظر صریحی نداده و برایشان فرقی نمی­کند. به عبارتی ارزش­ها و هنجارهای فرهنگی جامعه در طول زمان تغییر کرده و در حال تغییر است. بسیاری از هنجارهایی که اکنون برای جوانان امری بدیهی است، در سال­های پیش – یک دهه قبل- با ارزش­های عموم مردم تناقض داشته است.

الگوهای غیرعضویتی

جدول 9: موارد زیر تا چه اندازه­ای برای شما در زندگی اهمیت دارد؟ (1392)

موارد

خیلی زیاد

زیاد

تا حدودی

کم

خیلی کم

نسبت ارزیابی مثبت

به منفی در تراز عدد 100

رتبه

الگو بودن شخصیت­های مذهبی

9/28

26

1/27

1/9

9/8

67/240

1

الگو بودن شخصیت­های ملی

8/17

4/30

2/34

11

6/6

21/201

2

الگو بودن شخصیت­های هنری

6/12

6/19

1/37

2/19

5/11

28/104

4

الگو بودن شخصیت­های ورزشی

8/17

2/20

6/30

1/17

4/14

18/116

3

طبق نتایج آخرین پیمایش ملی ارزش­ها و نگرش­های جوانان در سال 1392، اهمیت الگو بودن گروه­های مختلف از نظر جوانان به ترتیب مربوط به شخصیت­های مذهبی، شخصیت­های ملی، شخصیت­های ورزشی و شخصیت­های هنری است.

جدول 10: مقایسه نظرات پاسخگویان در اعتماد به گروه­های اجتماعی

موارد

نسبت ارزیابی مثبت به منفی در تراز عدد 100

(سال 1385)

نسبت ارزیابی مثبت به منفی در تراز عدد 100

(سال 1393)

قضات

04/105

35/111

مسئولین و مدیران اداری

07/68

06/69

نظامیان

71/121

54/134

نمایندگان مجلس

20/95

68/73

روحانیون

60/114

47/103

پرستاران و پزشکان

35/246

06/158

مهندسان و صاحبان مشاغل فنی حرفه­ای

18/91

98/78

معلمان

95/336

18/199

اساتید دانشگاه­ها

07/221

08/170

خبرنگاران و روزنامه­نگاران

83/92

32/90

میزان اعتماد جوانان به گروه­های اجتماعی مختلف بیانگر آن است که طی سال­های 1385تا 1393، اعتماد جوانان به نظامیان، قضات، مسئولان و مدیران اداری افزایش یافته و نسبت به نمایندگان مجلس، روحانیون، پرستاران و پزشکان، مهندسان و صاحبان مشاغل فنی حرفه­ای، معلمان و اساتید دانشگاه، خبرنگاران و روزنامه­نگارن اعتمادشان کمتر شده است. نتایج گویای این است که گروه مرجع و الگوهای رفتاری فرد قابل تغییر است. زمانی که مشروعیت گروه مرجع کاهش یابد، موجب تغییر گروه مرجع می­شود. ­

الگوی نوع پوشش

جدول 11:در خصوص انتخاب پوشش خود از کدام یک از افراد زیر الگو می‌گیرید؟

سال

خانواده

دوستان و همسالان

معلمان و اساتید

ورزشکاران

هنرپیشه‌ها

تلویزیون ایران

ماهواره

علاقه شخصی

مشاور

اقوام

سایر

1386

60

7/13

4/5

9/1

3/2

-

-

-

-

-

7/10

1387

7/30

5/6

8/0

5/0

1/1

8/1*

1/55

6/0

3/1

5/1

1389

3/54

5/17

9/3

7/1

2/2

8/1

2/2

-

-

-

10

*- رسانه­ها

در انتخاب نوع پوشش الگوگیری جوانان از خانواده، معلمان و اساتید کاهش یافته و از دوستان افزایش داشته است. از آنجایی که جوانان وقت بیشتری را در معاشرت با همسالان خود می­گذرانند، تأثیرپذیری بیشتری نیز از دوستان خود دارند و بدین ترتیب از میزان تأثیرپذیری از والدین کاهش می­یابد. مطابق با نظریه هایمن، گروه مرجع افراد اغلب از میان نزدیکان آنها هستند. بنابراین افراد در یک جامعه بزرگ اغلب تحت تأثیر کسانی قرار دارند که در قالب گروه­های کوچک ارتباط نزدیکی با آنان دارند. به عنوان نمونه، دوستان و همکلاسی­ها بیشترین تأثیر را در فرایند خودارزیابی بر افراد به جای می­گذارند.

یافته­های پژوهش در سال 1394 نشان از تغییر فرهنگ جوانان در زمینه حجاب دارد. در سال­های 1386 و 1389 مطابق با جداول شماره­های 12 تا 14 اهمیت بالای رعایت حجاب، ارتباط بین پوشش افراد و عفاف را می توان دریافت. در سال 1394 با وجود اینکه 7/48 درصد از جوانان بر این نظرند که همه خانم­ها باید حجاب داشته باشند حتی اگر به آن اعتقاد نداشته باشند، 7/25درصد مخالف این نظر هستند و به همین میزان یعنی 7/25 درصد نیز نظر صریحی در این خصوص نداده و میزان موافقت یا مخالفت خود را اعلام نکرده­اند. حتی از نظر 4/15 درصد از جوانان بدحجابی خانم­ها اشکالی ندارد.

جدول12: رعایت حجاب و عفاف مسأله­ای فردی و سلیقه‌ای است.

 

کاملاً موافق

موافق

بینابین

مخالف

کاملاً مخالف

میانگین وزنی

1386

5/17

33

-

7/32

4/15

12/3

1389

5/14

5/29

3/22

6/23

2/9

14/3

 

جدول 13: قلب پاک مهم است نه رعایت حجاب.

 

کاملاً موافق

موافق

بینابین

مخالف

کاملاً مخالف

میانگین وزنی

1386

8/15

3/21

-

38

9/23

83/2

1389

1/12

6/16

6/21

31

7/17

71/2

 

جدول 14: حفظ عفاف ربطی به نوع پوشش افراد در جامعه ندارد.

 

کاملاً موافق

موافق

بینابین

مخالف

کاملاً مخالف

میانگین وزنی

1386

5/12

5/24

-

8/40

8/19

93/2

1389

5/9

1/21

2/23

4/32

5/12

78/2

 

جدول 15: توزیع درصدی پاسخ نسبت به حجاب خانم­ها (1394)

موارد

کاملاً مخالف

مخالف

نه موافق، نه مخالف

کاملاً موافق و

موافق

تا چه اندازه با این نظر که «همه خانم­ها باید حجاب داشته باشند، حتی اگر به آن اعتقاد نداشته باشند» موافق یا مخالفید؟

7/25

7/25

7/48

 

جدول 16: توزیع درصدی پاسخ به گویه­های مربوط به برخورد با بدحجابی خانم­ها (1394)

موارد

اشکالی ندارد

مخالفم ولی کاری ندارم

تذکر می­دهم

به مراجع ذی­صلاح اطلاع می­دهم

برخورد می­کنم

بدحجابی خانم­ها

4/15

2/67

3/13

2/1

3

 

 

الگوی فراغتی

جدول 17: «اوقات فراغت خود را با چه کسانی یا گروه­هایی می­گذرانید؟»

سال د

با اعضای خانواده

با فامیل و اقوام

با دوستان

با همکاران

با همسایگان

به تنهایی

با شبکه­های مجازی

سایر موارد

1389

2/50

6/3

9/31

21/2

-

6

-

6/0

1392

3/56

-

29

2/2

-

9/11

-

6/0

1394

3/61

10

8/31

9/0

5/1

9/6

4/8

-

در زمینه اوقات فراغت تمایل جوانان به گذراندن اوقات فراغت با خانواده افزایش یافته است و اهمیت گذران فراغت با دوستان در درجه دوم بعد از خانواده قرار دارد. میانگین وزنی جدول شماره 18 نشان از میزان مخالفت جوانان با گویه «دوست دارم وقتم را بیشتر با دوستانم باشم تا با خانواده» دارد. لازم به ذکر است میزان موافقت با این گویه در سال 1389 کاهش یافته است؛ یعنی تمایل جوانان در همراه با خانواده بودن افزایش یافته است. مطابق با نتایج تحقیقات، صاحب­نظرانی همچون پارسونز، رابرتسون و لنسکی بر نقش خانواده به عنوان اولین و مهم­ترین عامل واسط میان فرد و جامعه تأکید دارند و در جامعه­پذیری و مدل­های الگوهای کنش متقابل اجتماعی به درون خانواده اشاره می نمایند.  

جدول 18: دوست دارم وقتم را بیشتر با دوستانم باشم تا با خانواده

 

کاملاً موافق

موافق

بینابین

مخالف

کاملاً مخالف

میانگین وزنی

1386

4/10

7/24

-

3/44

1/19

79/2

1389

3/8

5/15

4/28

7/32

6/14

68/2

 

الگوی انتخاب همسر

جدول 19: در انتخاب همسر نظر کدام یک از اعضای خانواده برایتان مهم است؟

سال

پدر

مادر

پدر و مادر

خواهر

برادر

دوستان

مشاور

هیچ کس

علاقه شخصی

معلم و استاد

اقوام

هنرمندان

ورزشکاران

رسانه­ها

سایر

1386

4/37

36

-

7/2

2/2

-

8/4

1/6

-

-

 

 

 

 

8/0

1387

1/18

7/23

-

2

2/1

9/0

4/2

-

7/47

4/0

2/1

1/0

1/0

03/0

9/0

1389

9/30

5/22

5/14

2/3

9/1

7/1

7/5

5/5

-

1/8

 

 

 

 

6

طی سال­های 1386 تا 1389 در انتخاب همسر نقش پدر و مادر و برادر کاهش یافته و نقش خواهر و مشاور افزایش یافته است. مطابق با نتایج جداول شماره­های 20 تا 22 در سال­های 1386تا 1389 میزان موافقت جوانان در قبول نظر بزرگترها در انتخاب همسر افزایش یافته و نقش فرد در انتخاب همسر طی همین سال­ها افزایش داشته است. افزایش نقش مشاور در الگوگزینی جوانان در مسئله انتخاب همسر را می­توان با مفهوم همانندسازی در مبحث الگوگزینی در روان­شناسی اجتماعی مرتبط دانست. بر این اساس، یکی از متداول­ترین طرق اتخاذ نگرش­های متناسب با وضعیت و شرایط دوره­های زندگی، تقلید از رفتار آنهایی است که به نظر می­رسد آگاهی و تجربه و سایر ویژگی­های مورد نیاز افراد را دارند.

جدول 20: در انتخاب همسر باید نظر بزرگترها را قبول کرد.

 

کاملاً موافق

موافق

بینابین

مخالف

کاملاً مخالف

میانگین وزنی

1386

8/35

8/4848.8

-

11

9/3

94/3

1389

2/31

5/41

8/21

7/3

4/1

4

 

جدول 21: پدر و مادرم همسر آینده‌ام را انتخاب می‌کنند و من هیچ نقشی ندارم.

 

کاملاً موافق

موافق

بینابین

مخالف

کاملاً مخالف

میانگین وزنی

1386

9/4

2/8

-

49

9/36

23/2

1389

7/2

9/5

4/15

4/41

2/34

02/2

 

جدول 22: در خانوادة ما رسم است که والدین برای پسرانشان همسر انتخاب کنند.

 

کاملاً موافق

موافق

بینابین

مخالف

کاملاً مخالف

میانگین وزنی

1386

5/12

2/33

-

36

2/17

98/2

1389

2/9

6/19

8/26

1/27

2/16

75/2

 

رسانه و مسائل سیاسی

جدول : توزیع درصدی پاسخ به «در مسائل و موضوعات مهم سیاسی نظر چه فرد یاگروهی برای شما مهم­تر است؟»

 

خانواده

علاقه شخصی

علما و روحانیون

مراجع تقلید

اساتید دانشگاه

معلمان

مسئولان کشور

گروه­های سیاسی

روزنامه­نگاران

بزرگان و ریش­سفیدها

هنرمندان

ورزشکاران

دوستان

اقوام

مشاور

1387

5/25

47

-

-

7/4

-

-

-

-

8/0

1/1

3/5

3/2

7/2

1394

6/40

-

9/8

1/9

3/8

9/1

1/13

7/7

4/1

1/3

7/0

7/0

6.8

-

-

 

جدول 24:میزان مرجع بودن رسانه­های داخلی و خارجی در بین جوانان

موارد سال

صدا و سیما

تلویزیون­های ماهواره­ای

سایت­های اینترنتی

روزنامه و مجلات

رادیو داخلی

رادیو خارجی

شبکه­های اجتماعی مجازی

هیچکدام

1386

6/60

4/8

9/8

7.2

2/9

2/2

-

-

1389

7/55

9/14

 

2/7

7.8

2/5

3/2

-

-

1392

8/45

4/13

9/10

7.1

-

-

-

9/22

1394

6/50

3/14

4/34*

-

-

4/15**

-

      *- روزنامه­ها و سایت­های خبری داخلی

      **- اینترنت و شبکه­های مجازی

در اعتماد به رسانه­های مختلف، اعتماد به صدا و سیما روندی کاهشی داشته و اعتماد به اخبار ماهواره و سایت­ها اینترنتی افزایش داشته است. لازم به ذکر است با توجه به افزایش میزان استفاده از فضای مجازی در بین جوانان از نظر 14 درصد آنان اخبار و اطلاعات دنیای مجازی در حد زیاد و خیلی زیاد با واقعیات بیرونی سازگاری دارد. 9/9 درصد از جوانان زندگی­شان به میزان زیاد و خیلی زیاد تحت تأثیر شبکه­های اجتماعی و فضای مجازی است و 9/7 درصد با کسانی که در شبکه­های اجتماعی آشنا می­شوند در دنیای واقعی نیز به میزان زیاد و خیلی زیاد رابطه برقرار می­کنند.

جدول 25: توزیع درصدی پاسخ به سوالات دنیای مجازی (1394)

موارد

خیلی کم و کم

متوسط

خیلی زیاد و زیاد

چقدر اطلاعات و اخبار و آگاهی­های کسب شده از دنیای مجازی (اینترنت و شبکه­های مجازی) با واقعیات بیرونی سازگار است؟

8/50

2/35

14

زندگی شما چقدر تحت تأثیر شبکه­های اجتماعی و فضای مجازی است؟

1/68

1/22

9/9

تا چه اندازه به این شبکه­ها اعتماد دارید؟

9/65

2/27

9/6

چقدر با کسانی که در شبکه­های اجتماعی آشنا می­شوید در دنیای واقعی رابطه برقرار می­کنید؟

4/73

7/18

9/7

 

بحث و نتیجه­گیری

دگرگونی فرهنگی تدریجی و بازتاب دگرگونی در تجربه‌های سازنده‌ای است که به نسل­های مختلف شکل داده است. از این رو، ارزش­ها و هنجارهای سنتی در میان نسل­های گذشته کاملاً گسترده‌اند در حالی که گرایش­های جدید تا حد زیادی در میان نسل­های جوان­تر اهمیت داشتهاست. با جانشین شدن نسل­های جوان­تر به جای نسل­های بزرگتر، جهان‌بینی متداول در این جوامع دگرگون شده است.

نسل جوان دیگر چندان خود را در چهارچوب هنجارهای گذشتگان تعریف نمی‌کند و به دنبال گروه­های مرجع جدید و الگوهای جدید زندگی برای خود است، تا جایی که در جامعه میان جوانان و بزرگسالان شاهد کمترین اتفاق نظر در زمینه‌ فرهنگ عمومی نظیر معاشرت قبل از ازدواج، ازدواج با خویشاوندان، نحوه‌ گذران اوقات فراغت و رفتارهای مذهبی هستیم (عبدی گودرزی، 1378: 62)

به اعتقاد تالکوت پارسونز، جوانان در نقطه اوج تنش و فشار بین دو نظام ارزشی جامعۀ سنتی و جامعۀ مدرن قرار دارند، زیرا نقش‌هایی که کودک در خانواده قرار می‌گیرد، دیگر با نقش‌های بزرگسالی که وی در جامعۀ بزرگتر و مدرن باید ایفا نماید تناسب ندارد. از نظر او، خرده­فرهنگ­های جوانان ممکن است حاکی از طرد ارزش‌های سنتی باشد، اما اغلب این خرده­فرهنگ­ها دارای کارکردهای مهم و مثبتی در جهت تسهیل انتقال از امنیت کودکی به امنیت بزرگسالی تمام عیار و کامل در قالب ازدواج و احراز جایگاه شغلی هستند. به هر حال، در فرآیند تأمین پل ارتباطی از کودکی به بزرگسالی، این خرده فرهنگ­ها همچنین ممکن است نظام ارزشی سنتی را در مواردی که کهنه و منسوخ شده است، مورد تغییر و اصلاح قرار دهند. بنابراین، نه تنها این خرده فرهنگ­ها باعث انجام جامعه‌پذیری نسبت به دنیای موجود بزرگسالان می‌شود، بلکه همچنین آیندۀ آن را از طریق فرآیند انطباق و سازگاری تضمین می‌نماید. (تاجیک، 1386: 145)

جوانان مقدار زیادی وقت آزاد و علاقۀ شدیدی به مصرف کردن و سرگرمی دارند. در شرایط کنونی، جامعۀ ما در مسیر تجربه شکافی دیگر در عرصه فرهنگ قرار گرفته است: شکاف میان صنعت فرهنگی قدیم و تقاضاهای فرهنگی جدید. علل بروز این «شکاف» را از یک سو، باید در پوسیدگی و خمودگی صنعت فرهنگی جامعه جست و جو کرد و از جانب دیگر، باید به تحولات سریع و گسترده‌ای که در زمانه ما در عرصه فرهنگ ایجاد شده، توجه کرد. (تاجیک، 1386: 150)

جوانان با توجه به جریان جهانی شدن فرهنگ همواره نسبت به سایر اقشار بیشتر در معرض تغییرات فرهنگی هستند. در تمامی جوامع جوانان پیشگام استقبال از تغییرات‌اند. علاقه به پذیرش افکار جدید، مد و ارزش‌های جدید با خرده فرهنگ‌های جوان همراه هستند تا جایی که این تغییرات زمینه‌هایی برای گسست ایجاد می‌کنند. در سال‌های اخیر به دلیل تحولاتی که در سطح جامعه ایران به وقوع پیوسته است، شاهد تغییر گروه مرجع اعضای جامعه به ویژه نسل جوان به سوی جوامع غربی و توسعه یافته و به تبع آن تغییر ارزش‌ها و هنجارهای آنان و تقلید و شبیه‌سازی رفتارهای غربی هستیم.

نتایج این تحقیق نشان داد که خانواده برای جوانان مهمترین گروه مرجع محسوب می­شود و افراد موثر در الگوپذیری جوانان به طور عمده­ای در محدوده اعضای خانواده به ویژه والدین قرار دارند. نقش خانواده در جامعه­پذیری از دو عامل مهم ناشی می­شود: اول اینکه، خانواده بر زندگی فرد نقش تقریباً انحصاری دارد. گرایش­هایی که فرد در مراحل اولیه رشد کسب می­کند معمولاً گرایش­هایی است که خانواده در رشد و استمرار آنها نقش اساسی را بازی می­کند. این برداشت­ها و شناخت­ها از جانب فرد در سال­های اولیه شکل­گیری خود به مثابه ستونی به شمار می­آید که یادگیری­های بعدی، بر آن بنا می­شود. دومین عامل، پیوند محکمی است که بین اعضای خانواده و روابط بین آنها وجود دارد که آکنده از احساسات و عواطف انسانی است که در سایر نهادهای نخستین دیده نمی­شود. هر اندازه روابط عاطفی بین اعضای خانواده و به ویژه بین والدین و فرزندان عمیق­تر باشد، تأثیر خانواده در مراحل رشد اجتماعی و رفتار او بیشتر خواهد بود. وجود این دو عامل، انحصار خانواده بر فرد در سال­های حساس رشد اجتماعی و وجود پیوندهای محکم عاطفی در سال­های شکل­گیری شخصیت به نقش خانواده در جامعه­پذیری مقام ارزنده­ای می­بخشد. خانواده امروزین برای اینکه بتواند نقش با اهمیت خود را در الگودهی و ارزشگذاری­های جوانان ایفا کند باید با شرایط گوناگون سازگار شود.

سیاستگذاران و تصمیم­گیرانی که در سطوح کلان اجتماعی علاقمند به برنامه­ریزی در مورد جوان­ها هستند، باید در اولین گام، «سن» را به عنوان یک پدیده اجتماعی مد نظر قرار دهند و توجه ویژه­ای از تمامی جوانب و ابعاد به آن داشته باشند و برنامه­ریزان اجتماعی نیز نهادینه کردن و بهنجار نمودن دوره جوانی را مورد توجه قرار دهند.