الگوی پارادایمی توسعه ورزش قهرمانی و حرفه‎‌ای ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، مدیریت ورزشی، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران (نویسنده مسئول) Email: Sh.Rezaei@Ilam.ac.ir

2 استاد تمام، فیزیولوژی ورزشی، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری، مدیریت ورزشی، گروه مدیریت ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

امروزه ورزش قهرمانی و حرفه‌ای در جهان، بخش عمده‌ای از صنعت ورزش می باشد که به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تأثیرات زیادی بر توسعة کشورها گذاشته است. بنابراین هدف از انجام این پژوهش، طراحی الگوی پارادایمی توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران است. این پژوهش دارای رویکردی کیفی بوده و از روش نظریه داده بنیاد به‌عنوان روش تحقیق استفاده شده است. روش گردآوری داد‌ه‌ها، مطالعة اسناد بالادستی و مصاحبه‌های عمیق و باز با 19 نفر از نخبگان آگاه از موضوع مورد بحث است. روایی این پژوهش توسط مصاحبه‌شوندگان و سپس اساتید متخصص مورد بررسی قرار گرفت و تأیید گردید. پایایی نیز با استفاده از روش توافق درون‌موضوعی نتایج 82 درصد به‌دست آمد. برای تحلیل داده‌ها از روش مقایسة مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است.
بر اساس نتایج به‌دست آمده از مطالعة اسناد بالادستی و مصاحبه‌های عمیق، عوامل تعهد اجرایی مدیران، اصلاح ساختار دولت‌محور، تجاری‌سازی، خصوصی‌سازی، ارتقای زیرساخت و توسعة فضاهای ورزشی استاندارد، طراحی نظام استعدادیابی، بسترسازی حرفه‌ای، عوامل اقتصادی، تکنولوژیکی، فرهنگی و سیاسی(حاکمیت، دولت و مجلس) و استقرار مدل توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای به‌عنوان نه مؤلفة مؤثّر در توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران شناسایی و استخراج گردید.
نتایج این پژوهش نشان داد که تشکیل کمیتة چانه‌زنی با دولت، مجلس و سازمان صداوسیما برای اخذ حق ‌پخش تلویزیونی به‌عنوان مهمترین مؤلفة درآمدزایی ورزش قهرمانی و حرفه‌ای، ضرورتی انکارناپذیر است. همچنین به نظر می‌رسد که مدیریت ورزش قهرمانی و حرفه‌ای در ایران بسیار پیچیده است و نیازمند الگویی جامع است که همة عوامل از جمله عوامل اقتصادی و سیاسی (عامل کلان)، ارتقای زیرساخت‌ها و نظام استعدادیابی (عامل میانی) و تعهد اجرایی (عامل فردی) را مدنظر قرار دهد.

کلیدواژه‌ها


الگوی پارادایمی توسعه ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران

 

شمس‌الدین رضایی[1]

رضا قرا‌خانلو[2]

رضا سلیمانی مقدم[3]

 

تاریخ دریافت مقاله: 31/6/1397

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:19/8/1397

 

 

 

مقدمه  

در هر کشوری افراد با زبان خاص آن کشور صحبت می‌کنند و نیازهای خود را برطرف و با هم ارتباط برقرار می‌نمایند. امروزه علاوه بر تقسیمات جغرافیایی برای تعیین مرزهای سرزمین‌ها، از تعاریف دیگری برای بیان فرهنگ‌های مشترک استفاده می‌شود. ورزش نیز به‌عنوان یک کشور دارای زبان و فرهنگ واحد بوده، که لازم است برای برقراری ارتباطات ورزشی بر آن آگاهی داشته باشیم(رضایی، 1396). امروزه فراگیر شدن ورزش به‌عنوان ابزاری برای توسعه در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره مطرح است. لذا تبیین عوامل مؤثر در رشد و توسعة این ابزار می‌تواند در نیل به اهداف و سیاست‌های استراتژیک کشورها مؤثر واقع شود. سیر تحوّل ورزش در زندگی، با بازی کردن که لازمة رشد و تکامل کودک است، شروع می‌شود و سپس به ورزشی که رقابت در آن مطرح است، می‌پیوندد. این رقابت ابتدا به‌صورت غیررسمی است و در تکامل خود به ورزشِ رقابتیِ سازمان‌یافته که همان ورزش قهرمانی و حرفه‌ای است، منتهی می‌گردد. به‌صورت کلّی تقسیم‌بندی‌های متنوعی از ساختار ورزش در دنیا وجود دارد(پورکیانی و همکاران، 1396). مدل مول[4] و همکاران (2005) یکی از مدل‌های شناخته شده در رویکرد سلسله مراتبی به ورزش است. آنها برای ساختار ورزش به‌ترتیب چهار بخش ورزش آموزشی(تربیتی)[5]، ورزش همگانی و تفریحی[6]، ورزش قهرمانی[7] و ورزش حرفه‌ای[8] متصور شده‌اند. در هریک از این بخش‌ها شاخص‌های متعددی برای توسعه‌یافتگی وجود دارد. در قاعدة هرم، ورزش آموزشی و تربیتی و در رأس آن ورزش حرفه‌ای قرار دارد. بیشترین سطح شرکت کردن مربوط به قاعدة هرم است و هرچه به رأس هرم نزدیک‌تر می‌شویم، از تعداد شرکت‌کنندگان در ورزش کاسته می‌شود. در مدلی دیگر که شیبوری[9] و همکاران (2009) ارائه دادند، در قاعدة هرم و در سطح گسترده ورزش آموزشی و مقدماتی وجود دارد و در سطح بعدی آن همگانی و قهرمانی در یک سطح قرار دارند و در سطح بالا و رأس هرم، ورزش حرفه‌ای وجود دارد. در مدل مشارکت ورزش گرین[10] (2007) در قاعدة هرم ورزش‌های همگانی و در سطوح بالاتر به‌ترتیب ورزش با سطح عملکرد بالا(قهرمانی) و در نهایت در رأس هرم ورزش حرفه‌ای قرار دارد. هرچند فعالیت‌های ورزشی در ایران در هریک از این بخش‌ها وجود داشته و پیگیری می‌شود، اما مسئله‌ای که وجود دارد، عدم اولویت‌بندی دقیق در برنامه‌ها و فعالیت‌های ورزشی کشور با نگاه توسعۀ ورزش قهرمانی و حرفه‌ای می‌باشد(شعبانی، 1396). کشورهای توسعه‌یافته برای دست‌یابی مؤثر به اهداف خود، سلامت نیروی انسانی و در نتیجه فعالیت‌های ورزشی را در اولویت سیاست‌ها و برنامه‌های خود قرار داده‌اند تا از این رهگذر بتوانند جایگاه بالاتری را در مناسبات بین‌المللی کسب کنند. در این بین ورزش قهرمانی به ایجاد انگیزه، خودباوری و شور و نشاط، بروز استعدادها، کنترل هیجانات، جامعه‌پذیری، هویت‌بخشی و باور و غرور ملی منجر شده و اهمیت ویژه‌ای دارد(سجادی و همکارن، 1396). ورزش قهرمانی را ورزش‌های رقابتی و سازمان‌یافته‌ای می‌دانند که ورزشکاران ماهر متناسب با استانداردهای تعیین شده از سوی سازمان‌های ورزشی و برای کسب رتبه‌های قهرمانی و مدال در آن شرکت می‌کنند. افراد شرکت‌کنندة فعال در سطح ورزش قهرمانی به‌دنبال عالی شدن و به اوج رساندن عملکرد جسمانی و ورزشی خود هستند که اوج عملکرد نیز با شاخص پیروزی شناخته می‌شود. افرادی که در این سطح فعال هستند، باید به‌طور طبیعی از مجرا یا کانال ورزش تربیتی و آموزشی بگذرند؛ در صورتی که حضور این افراد در ورزش همگانی، موضوعی کاملاً فردی و ذوقی است(قالیباف، 1389). در چند دهة گذشته رقابت بین کشورها برای کسب مدال‌ها در رقابت‌های بین‌المللی شدت بالایی گرفته است که این امر منجر به این شده که دولت‌ها و سازمان‌های ورزشی کشورها در سراسر جهان میزان بودجة اختصاصی به ورزش قهرمانی را افزایش دهند. بر این اساس در بسیاری از کشورها ثابت شده است که افزایش بودجة ورزش قهرمانی می‌تواند منجر به افزایش کسب مدال‌ها در بازی‌های المپیک و جهانی شود(فراهانی و همکاران، 1395). در بیشتر کشورهای جهان، امر ورزش قهرمانی از طریق کمیتة ملی المپیک(NOC)[11]و سازمان‌های وابسته به آن مدیریت و راهبریِ تخصصی می‌شود. از نظر کشاورز و همکاران (1397) مسیر قهرمان‌پروری در ورزش قهرمانی کشورها از نظام آموزش‌وپرورش آن می‌گذرد. نتایج تحقیق شعبانی (1396) نشان داد که وضعیت ورزش قهرمانی نیروهای مسلح ایران در راهبرد محافظه‌کارانه(ثبات) قرار دارد. پورکیانی و همکاران(1396) بر توسعة نظام استعدادیابی و پرورش ورزشکاران مستعد برای توسعة ورزش قهرمانی کشور تأکید کردند. نتایج تحقیق فراهانی و همکاران (1395) نشان داد که موقعیت راهبردی توسعه ورزش قهرمانی ایران در وضعیت تدافعی قرار دارد و فقدان نظام کارآمد استعدادیابی، عدم تعادل بین کمیت ورزشکاران در بخش‌های مختلف ورزش و عدم توزیع مناسب امکانات را از مهمترین موانع توسعه ورزش قهرمانی کشور بیان کردند. ادیب(1394) در تحقیق خود دو عامل حمایت حامیان مالی و شناسایی و پرورش استعدادها را به‌عنوان عوامل کلیدی ورزش قهرمانی استان خراسان رضوی معرفی کرده است. مظفری و همکاران (1391) بیان می‌کنند امروزه دولت‌ها در جهان منابع بسیاری را هزینه می‌کنند تا بتوانند مجوز میزبانی رقابت‌های بزرگ ورزشی را به‌دست آورند، چون معتقدند میزبانی یک رویداد ورزشی، سرمایه‌گذاری مناسبی برای رشد و توسعه ورزش قهرمانی یک کشور محسوب می‌شود. امیرتاش(1387) در تحقیق خود، توسعه ورزش قهرمانی را منوط به ارتقای سطح تحصیلات و درجه مربیگری مربیان دانسته است. فرکینز[12] (2017) بر عوامل نقش حمایتی دولت‌ها، برقراری روابط بین‌المللی، مدیریت دانش، مدیریت استراتژیک و فراهم کردن تسهیلات و تجهیزات مدرن برای توسعة ورزش قهرمانی تأکید دارد. دی بوچر[13]و همکاران (2015) در تحقیق خود مقایسه‌ای بین 15 کشور از قاره‌های اروپا، آسیا، اقیانوسیه و آمریکا از نظر تعداد مدال‌های کسب شده در ورزش قهرمانی انجام دادند. نتایج نشان داد بیش از پنجاه درصد موفقیت‌های بین‌المللی در این کشورها به دلیل سه متغیر تولید ناخالص داخلی (ثروت)، جمعیت و مشارکت در ورزش می‌باشد(به نقل از کشاورز، 1397). نتایج پژوهش کریشنا و هاگلند [14](2008) نشان می‌دهد که اندازه جمعیت و ثروت یک کشور از دیگر عوامل اصلی در کسب موفقیت و مدال هستند. سیدباقری و همکاران (1396) مهمترین موانع توسعه ورزش قهرمانی را در چهار گروهِ موانع سیاسی، حقوقی- قانونی، علمی، تخصصی و پژوهشی و مدیریتی و سازمانی معرفی می‌کنند. نتایج پژوهش جوادی‌پور (1394) نشان داد که فقدان برنامه استراتژیک، روشن نبودن سیاست‌ها، فقدان منابع انسانی مناسب و جابجایی سریع مدیران از مهمترین چالش‌های مدیریت ورزش قهرمانی کشور است.

      مول و همکاران (2005) حاصل طبیعی ورزش قهرمانی را سطحی از ورزش می‌نامند که با نام «ورزش حرفه‌ای» شناخته شده و در رأس هرم سلسله مراتبی ورزش قرار می‌گیرد که در آن افراد نخبه در بالاترین سطح به رقابت می‌پردازند. ورزش حرفه‌ای به فعالیت‌های ورزشی و سازمان یافته‌ای گفته می‌شود که به‌صورت رتبه‌مند و هدفمند، به‌منظور کسب درآمد و کسب‌وکار برای توسعة ارزش‌های اقتصادی و اجتماعی انجام می‌شود. این نوع از ورزش به‌علت تأثیر زیاد در ارتقا و پیشرفت ورزش قهرمانی و کسب مقام و موفقیت‌های بین‌المللی ،از یک طرف و کسب درآمد و اشتغال‌زایی، از طرف دیگر، مورد توجه دولت‌ها قرار گرفته است. ورزش حرفه‌ای نوعی تجارت است و ورزشکاران حرفه‌ای سهم عمده‌ای در آن دارند. بازاریابی ورزشی، تدارک تسهیلات و پاداش‌های مالی، پیروی از امور حقوقی و قانونی، درآمدزایی و غیره از ویژگی‌های ورزش حرفه‌ای است. روابط بین ورزشکاران حرفه‌ای، باشگاه‌های حرفه‌ای، سهامداران، حامیان مالی، تبلیغات، پخش رسانه‌ای و شرط‌بندی از پیچیدگی‌های خاصی برخوردار است و منشأ بروز اختلافات در این حیطه می‌باشد(قالیباف، 1389). در حال حاضر، جهت‌گیری به‌سوی حرفه‌ای‌گری (ورزش حرفه‌ای)، هم به مفهوم پولی و هم به‌معنای تمرینات تمام وقت است. در کشور ما، این نوع از ورزش هنوز جایگاه خاص خود را نیافته و قوانین ویژه برای حمایت و توسعة آن تدوین نشده است؛ اما با تلاش وزارت ورزش و جوانان، سازمان‌ لیگ حرفه‌ای ایران تأسیس و نسبت به تدوین آیین‌نامه و مقررات خاص این ورزش اقدام نموده است. بیشترین فعالیت این لیگ در رشتة فوتبال بوده، اما اجرای آزمایشی آیین‌نامة مربوطه پس از دوره‌ای یک‌ساله به‌دلیل مغایرت‌های اساسی با شرح وظایف و اختیارات برخی دستگاه‌ها معلّق مانده است(رضایی، 1395). شعبانی (1396) اعتقاد دارد که ورزش حرفه‌ای نیروهای مسلح ایران در راهبرد تهاجمی (توسعه)  قرار دارد. پورکیانی و همکاران (1396) بر ایجاد زیرساخت‌های ورزشی استاندارد برای توسعة ورزش حرفه‌ای تأکید دارند. نتایج تحقیق رضایی‌صوفی (1396) نشان داد که ورزش حرفه‌ای ایران در وضعیت محافظه‌کارانه قرار دارد و مهمترین نقطة ضعف آن فقدان تیم‌های پایه در باشگاه‌ها می‌باشد. مظفری (1393) فرآیند ورزش حرفه‌ای را شامل شناسایی و جذب استعدادهای ویژه، بهره‌گیری از دستاوردها و شیوه‌های علمی جهت پرورش ورزشکاران حرفه‌ای، آماده‌سازی برای حضور در لیگ‌های حرفه‌ای، اجرای مسابقات حرفه‌ای، ارزیابی اقتصادی ورزشی با هدف نهادینه‌سازی و رونق صنعت ورزش و اصلاح و بهبود مستمر آن می‌داند. نتایج پژوهش احسانی و همکاران (1393) نشان داد ورزش حرفه‌ای در بیشتر مؤلفه‌های سیستم‌های پشتیبانی نرم و سخت در وضعیت بحرانی قرار دارد و نقاط ضعف و تهدیدات فراوانی پیش روی این بخش از ورزش قرار دارد. موریس[15](2018) تشکیل انجمن‌ بازیکنان حرفه‌ای را برای پیشبرد اهداف ورزش حرفه‌ای لازم می‌داند. کریستینسن[16] (2017) دخالت‌های دولت در بخش ورزش حرفه‌ای را نکوهش می کند و بر خصوصی‌سازی این بخش تأکید می نماید. اُروس[17] (2016) معتقد است عوامل انگیزشی بیرونی، شرایط زندگی بهتر و حمایت‌های اجتماعی باعث افزایش تلاش حرفه‌ای ورزشکاران می‌شود. نتایج پژوهش دنیز و ینل[18] (2014) نشان داد که برای توسعة ورزش در جمهوری قبرس شمالی، فدراسیون‌های ورزشی مختلف و باشگاه‌ها باید با مدارس ارتباط تنگاتنگ و همکاری مستمر داشته باشند. ساتریادو و شیلبوری[19](2009) در پژوهشی روی 35 سازمان مرتبط با ورزش در استرالیا در مورد چگونگی پرورش ورزشکار نخبه، بیان کردند که عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، کشف افراد با استعداد، تدوین راهبردهای بلندمدت و روش‌های علمی می‌توانند در تربیت ورزشکاران نخبه موثر باشند. بالک و رابینسون[20](2009) بیان کردند که خدمات سیستم ورزش حرفه‌ای شامل استعدادیابی، مسیرهای پیشرفت ورزش، حمایت ورزش علمی، سیستم آموزش مربیان، دسترسی به تسهیلات و تجهیزات، رویکردهای ضد دارویی، حمایت از زندگی غیر ورزشی و ساختارهای رقابتی می‌باشد.  شعبانی و همکاران (1393) مهمترین ضعف‌های ورزش حرفه‌ای ایران را به ترتیب فقدان تیم‌های پایه، عدم مشارکت بخش خصوصی، وجود مشکلات مالی و وجود خلأ قانونی در اخذ حق پخش تلویزیونی عنوان می‌کنند. رضایی‌صوفی و همکاران (1396) بیان می‌کنند که جوان بودن جمعیت کشور و وجود علاقه و پتانسیل در ورزش از مهمترین فرصت‌های ورزش حرفه‌ای کشور است.

     به‌طور کلّی در بیشتر کشورها و نیز در نظام جامع ورزش ایران قوانین و آیین‌نامه‌ها، اهداف، تحلیل‌ها و استراتژی‌های ورزش حرفه‌ای به همراه ورزش قهرمانی آمده است و از نگاه سیاست‌گذاران ورزش قهرمانی و ورزش حرفه‌ای یکی هستند. مطالعه و مقایسة نتایج تحقیقات مختلف نشان می‌دهد که بیشتر نقاط قوت‌ها‌، ضعف‌ها‌، فرصت‌ها، تهدیدها، موانع، شرایط و بستر حاکم، استراتژی‌ها، خلأهای قانونی و غیره در بخش ورزش قهرمانی و حرفه‌ای یکسان و مشترک می‌باشند و همپوشانی بسیار زیادی باهم دارند(قالیباف، 1389؛ مهدوی و همکاران، 1393؛ شعبانی و همکاران، 1393؛ فراهانی و همکاران، 1395؛ رضایی، 1395؛ شعبانی، 1396؛ پورکیانی و همکاران، 1396؛ جوادی‌پور، 1396). در این راستا دی‌بوسچر و همکاران (2013) عوامل مؤثر در توسعۀ ورزش قهرمانی و حرفه‌ای را در سه گروه و نه مؤلفه تقسیم‌بندی نمودند: گروه اول شامل ورودی‌هاست که دربرگیرندۀ منابع انسانی و منابع مالی می‌باشد؛ گروه دوم شامل پذیرش است که درحقیقت، استراتژی‌ها و سیاست‌هایی هستند که توسعۀ ورزش قهرمانی و ورزش حرفه‌ای را تسهیل می‌کنند و دربرگیرندۀ تسهیلات تمرین، مربی، رقابت و مسابقه و تحقیقات علمی می‌باشد؛ گروه سوم خروجی‌هاست که نتیجۀ توسعۀ ورزش قهرمانی و حرفه‌ای بوده و به‌وسیلۀ مدال‌های المپیک، تعداد ورزشکاران و رسیدن به جایگاه ششم تا هشتم مشخص می‌گردد(به نقل از شعبانی و همکاران، 1393). هاتچیسون[21] (2017) بر نقش عوامل حاکمیت سیاسی کارآمد، تعهد اجرایی مدیران، تسهیلات و تجهیزات استاندارد، گروه‌های ذی‌نفع و بودجه و حمایت مالی در موفقیت‌های ورزش قهرمانی و حرفه‌ای تأکید دارد. بروورس[22] و همکاران(2014) حمایت مالی، سازمان و ساختار منسجم، میزان مشارکت‌کنندگان در ورزش، کشف و پرورش استعدادها، حمایت از ورزشکاران در زمان فعالیت و بازنشستگی، برگزاری کلاس‌های آموزشی و مربیگری، فراهم کردن فرصت‌های رقابت، تسهیلات تمرینی و پژوهش‌های علمی را در موفقیت‌های ورزشی بین‌المللی مؤثر می‌دانند. پسوما[23] (2018) بر هماهنگی بین سازمان‌های ورزشی متولی ورزش قهرمانی و حرفه‌ای تأکید دارد و قویاٌ دخالت‌های دولت و سیاسیون را در این دو بخش‌ مورد نکوهش قرار می‌دهد. رضایی و نصیرزاده (1397) بیان می‌کنند که پیشرفت و توسعة اقتصادی ورزش قهرمانی و حرفه‌ای کشور وابسته به اخذ مؤلفه‌های درآمدزایی بخصوص حق پخش تلویزیونی می‌باشد. شعبانی (1396) وجود امکانات و تجهیزات استاندارد، توسعه نظام استعدادیابی، توسعه نظام باشگاه‌داری و افزایش کمی و کیفی مربیان را برای موفقیت ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ضروری می‌داند.

      علی‌رغم اینکه بخش‌های مختلف ورزش ایران تغییرات تشکیلاتی و ساختاری متعددی را تجربه کرده است، امّا در واقع نتوانسته نقش شایستة خود را در رسیدن به اهداف ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایفا نماید و جایگاه بایسته‌ای به‌دست آورد. سجادی و همکاران(1396) و رضایی (1396) عقیده دارند که ایران به لحاظ قانون‌گذاری در صنعت ورزش به‌ویژه سیاست‌های توسعه و ساختار ورزش با ضعف‌های بسیاری روبه‌روست. نتایج تحقیقات مختلف نشان می‌دهد که در زمینة امور مالی نیز در صنعت ورزش ایران شفافیت وجود ندارد و تأمین مالی همة بخش‌های ورزش (همگانی، پرورشی، قهرمانی و حرفه‌ای) بیشتر از طریق منابع مالی دولتی صورت می‌گیرد(رضایی و نصیرزاده ، 1397؛ سجادی و همکاران، 1396؛ پورکیانی و همکاران، 1396؛ رضایی، 1396 و سیف‌پناهی، 1396). فقدان نظام مدیریتی یکپارچه(شعبانی، 1392)، وجود سازمان‌های متعدد و بعضاً موازی و مشخص نبودن متولی امور ورزش پرورشی، همگانی، قهرمانی و حرفه‌ای(سجادی و همکاران، 1396) و همچنین توأمان بودن سیاست‌گذاری و اجرا در وزارت ورزش و جوانان(قالیباف، 1389: 168-129) از دیگر دلایل و مشکلات ناکارآمدی ورزش ایران است. رضایی و نصیرزاده (1397)،  قره‌خانی(1394 و 1390)، فراهانی (1394)، خسروی‌زاده(1393) و پاداش(1390) بر این باورند که خصوصی‌سازی بخش‌های مختلف ورزش به‌خصوص ورزش قهرمانی و حرفه‌ای یکی از راه‌های برون رفت از بن‌بست کنونی است، اما به دلیل عدم تعریف مؤلفه‌های درآمدزایی از جمله حق و پخش تلویزیونی و کپی رایت، واگذاری‌ها در صنعت ورزش ایران محکوم به شکست می‌باشند(رضایی، 1397 و 1396 و قره‌خانی، 1393). همچنین ساختار سازمان‌های ورزش ایران با هم مرتبط نبوده و با چالش عدم سازگاری ساختار و تشکیلات اجرایی با اهداف و مأموریت‌ها، مشکلات و نارسایی‌های مربوط به عدم هماهنگی این بخش‌ها به وضوح قابل رؤیت است. به‌عنوان نمونه بسیاری از ارگان‌های مرتبط با صنعت ورزش مانند وزارتخانه‌های ورزش و جوانان، آموزش و پرورش، علوم، بهداشت و درمان، تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نیروهای نظامی و انتظامی و همچنین نهادهای عمومی غیردولتی مانند کمیتة ملی المپیک، فدراسیون‌ها و هیأت‌های ورزشی و همچنین شهرداری‌ها برنامه‌هایی در زمینة ورزش پرورشی، ورزش همگانی، ورزش قهرمانی و ورزش حرفه‌ای تدوین و اجرا می‌نمایند که هرچند در جای خود مناسب و اثربخش است، اما در مرجع خاصی مورد هماهنگی قرار نمی‌گیرد تا اثربخشی آن بیشتر و از دوباره‌کاری و اتلاف سرمایه‌گذاری جلوگیری شود(دفتر مطالعات فرهنگی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، 1394؛ سجادی و همکاران، 1396 و قالیباف، 1389). این ناسازگاری و عدم انسجام باعث شده تا در سایه شرایط موجود، از هماهنگی بین بخش‌های مختلف ورزش کاسته شود و در نتیجه زمینه ضعف در استفاده بهینه از امکانات، کمبود بهره‌وری، تکراری بودن برنامه‌ها، دور افتادن از اهداف، عدم تطابق با تغییرات محیطی، عدم پیشرفت ورزش کشور در حد مورد انتظار در همة سطوح، کسب نتایج ضعیف در بازی‌های آسیایی، جهانی و المپیک در رشته‌های مختلف فراهم آید. مدل توسعة بخش‌های مختلف ورزش در هر کشوری متناسب با نظام‌های سیاسی، حکومتی و ساختار تشکیلات دولتی، شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن کشور طراحی می‌گردد. لذا الگوبرداری کامل از یک مدل برای سایر کشورها به دلیل تفاوت شرایط مختلف، اثربخشی لازم را نخواهد داشت. بررسی‌ها نشان داد که هنوز مدلی جامع برای توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران ارائه نشده است و معدود تحقیقات انجام شده صرفاً به بررسی محیطی ورزش کشور پرداخته‌اند. ازاین‌رو، با توجه به اهمیت ورزش قهرمانی و حرفه‌ای و ارتباط آنها با هویت ملی و توسعة اجتماعی و اقتصادی، مسئلة اصلی این پژوهش طراحی  الگوی توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران می‌باشد.       

 

روش‌شناسی پژوهش

رویکرد تحقیق حاضر از نوع کیفی است که با روش گراندد تئوری[24] انجام شده است. روش گراندد تئوری یا نظریه داده بنیاد معمولاً به سه شیوه اجرا می‌شود: شیوة سیستماتیک، شیوة نوخاسته و شیوة سازاگرا. در این تحقیق از روش سیستماتیک که به استراوس و کوربین[25] نسبت داده می‌شود، برای تجزیه و تحلیل داده­ها استفاده شده است. روش سیستماتیک خود دارای سه مرحله اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی(گزینشی) است. جامعة آماری این پژوهش شامل کلیّة افراد متخصص در زمینة توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای- مدیران ادارات ورزش و جوانان، اساتید مدیریت ورزشی، رؤسای هیأت‌ها و مربیان و قهرمانان ورزشی- است که به روش گلوله برفی(ارجاع زنجیره­ای)[26] انتخاب شده‌اند. روش جمع‌آوری اطّلاعات، مطالعات کتابخانه‌ای، مطالعة اسناد بالادستی(قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، برنامة چهارم و پنجم توسعه، سند راهبردی ورزش کشور، اساسنامه‌ها و آیین‌نامه‌های مصوب سازمان‌های ورزشی و سند چشم‌انداز بیست ساله کشور) و مصاحبة عمیق و باز است. در این مطالعه با 19 نفر مصاحبه انجام شد که از مصاحبه دهم به بعد، تکرار در اطّلاعات دریافتی مشاهده گردید و از مصاحبه شانزدهم به بعد داده‌ها کاملاً تکراری و به اشباع نظری رسیده بود؛ امّا برای اطمینان تا مصاحبه 19 ادامه یافت. مصاحبه‌ها با طرح سؤالاتی در مورد «راه‌های توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای» آغاز و باقی پرسش‌ها بر اساس پاسخ‌های مصاحبه شونده طرح می‌شد. مراحل کدگذاری در گراندد تئوری شامل کدگذاری باز[27]، کدگذاری محوری[28] و کدگذاری انتخابی[29] است(استراوس، 2008):

روایی و پایایی داده­ها(قابلیت اعتماد[30] تحقیق)

در این پژوهش برای بررسی روایی، یافته­های پژوهش را برای مشارکت­کنندگان ارائه و متن نظریه توسط آنها مطالعه و نقطه نظرات آنها اعمال شده است. در پایان، این پژوهش توسط اساتید مورد مطالعه و بازبینی قرار گرفته و مواردی جهت اصلاح یا تغییر نظریة نهایی بیان شده است. همچنین در تحقیق حاضر از روش توافق درون موضوعی برای محاسبه پایایی مصاحبه‌های انجام گرفته استفاده شد. برای محاسبة پایایی مصاحبه‌ها با روش توافق درون‌موضوعی، از یک دانشجوی مقطع دکتری آمار درخواست شد تا به‌عنوان همکار پژوهش(کدگذار) در پژوهش مشارکت کند و آموزش­ها و تکنیک‌های لازم جهت کدگذاری مصاحبه‌ها به ایشان انتقال داده شد. در هر کدام از مصاحبه‌ها، کدهایی که در نظر دو نفر مشابه هستند با عنوان «توافق» و کدهای غیر مشابه با عنوان «عدم توافق» مشخص می­شوند. سپس محقق به همراه این همکار پژوهش، تعداد سه مصاحبه را کدگذاری و درصد توافق درون‌موضوعی که به‌عنوان شاخص پایایی تحلیل به‌کار می‌رود، با استفاده از فرمول زیر محاسبه شد:

 

      نتایج حاصل از این کُدگذاری‌ها در جدول زیر آمده است:

 جدول 1: نتایج  بررسی پایایی بین دو کدگذار

 ردیف

شمارة مصاحبه

تعداد کل داده‌ها

تعداد توافقات

تعداد عدم توافقات

پایایی باز آزمون(درصد)

1

پنجم

73

32

7

87%

2

دهم

71

29

6

82%

3

پانزدهم

77

30

8

78%

کل

221

91

21

82%

      

     همان‌طور که جدول 1 نشان می‌دهد تعداد کل کدهای ثبت شده توسط هر دو نفر(محقق و فرد همکاری کننده) برابر 221، تعداد کل توافقات بین این کدها 91، و تعداد کل عدم توافقات بین این کدها 21 می‌باشد. پایایی بین دو کدگذار با استفاده از فرمول ذکر شده 82 درصد است که از 60 درصد بالاتر بوده بنابراین قابلیت اعتماد کدگذاری‌ها مورد تأیید است.

 

یافته‌های پژوهش

عوامل فردی مصاحبه­شوندگان

یافته‌های توصیفی نشان می‌دهد که اکثریت مصاحبه‌شوندگان مربیان و قهرمانان ورزشی (10/42 درصد)، رؤسای هیأت‌های ورزشی (05/21 درصد)  و مدیران ادارات ورزش و جوانان (05/21 درصد) می‌باشند.

 

 

 

جدول 2: توزیع فراوانی وضعیت تخصص مصاحبه­شوندگان

تخصص

فراوانی

درصد فراوانی

مدیران ادارات ورزش و جوانان

4

05/21

اساتید مدیریت ورزشی

3

78/15

روسای هیأت‌های ورزشی

4

05/21

مربیان و قهرمانان ورزشی

8

10/42

جمع

19

100

 

      در این پژوهش، منبع اصلی داده­ها مطالعه اسناد بالادستی و مصاحبه بوده است؛ به طوری که مصاحبه­های ابتدایی به صورت اکتشافی و توصیفی بوده‌اند و به‌تدریج پس از انجام هر مصاحبه، کدگذاری داده­های حاصل از مصاحبه­ها انجام می­گردید و به وسیله روش مقایسه دائمی داده­ها کدهای نظری از طریق کدگذاری باز پدیدار می‌گردید .به همین منوال کدگذاری­های 19 مصاحبه و اسناد بالادستی انجام گردید. به‌دلیل محدودیت انتشار و تعداد صفحه، فقط متن قسمتی از یک مصاحبه، نحوه کدگذاری باز آنها، طبقات محوری و مدل را به ترتیب و تفصیل به معرض نمایش گذاشته شده است:

گام اول: کدگذاری باز

الف) کدگذاری اولیه یک نمونه از مصاحبه­ها:

جدول 3: نمونه‌ای از کدگذاری اولیه مصاحبه­‌ها

بخشی از مصاحبه C1: ذبیح‌الله پورشیب؛ عضو تیم ملی کاراته ج.‌ا‌.ا و قهرمان جهان و آسیا

متن مصاحبه

استخراج کدهای اولیه(خام)

«ورزش قهرمانی و حرفه‌ای در ایران هنوز وجاهت لازم را ندارند، زیرا حتی در سطح تیم‌های ملی موانعی همچون: کمبود منابع مالی، کمبود فضاهای تمرینی، فقدان امکانات و تجهیزات ورزشی استاندارد، ترس از آینده، عدم حمایت مادی و معنوی از ورزشکاران و قهرمان و غیره وجود دارد». «ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران برای رهایی از وضع موجود نیاز به سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، انجام تحقیقات علمی کاربردی، کسب میزبانی رقابت‌های بین‌المللی، خصوصی‌سازی، استعدادیابی، بازاریابی، توسعة ورزش زنان، توسعة نظام مربیگری و شایسته‌سالاری دارد». «توجّه به ورزش مدارس، دانشگاه‌ها و باشگاه‌ها به‌عنوان زیربناهای ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ضروری است و باید فعالیت تمام بخش‌های ورزش کشور به نحوی در ارتباط با فعالیت‌های ورزشی مدارس، دانشگاه‌ها و باشگاه‌ها باشد». «در ورزش‌های قهرمانی و حرفه‌ای کشور مراکز تصمیم­گیری متعددی وجود دارد و مدیران ورزشی، سرپرستان و رؤسای فدراسیون‌ها استقلال لازم را در تصمیم‌گیری‌های ورزشی ندارند». « در حال حاضر، با توجه به وضعیتی که بر ورزش کشور حاکم است، شرکت‌ها و کارخانه‌های مشهور و پرسرمایه از سرمایه‌گذاری در ورزش خودداری می‌کنند؛ به‌طوری که بیشتر تیم‌های ورزشی برخی از استان‌ها و شهرها به‌دلیل فقدان حامی مالی از شرکت در مسابقات داخلی، ملی و بین‌االمللی بازمانده‌اند». «پیشنهاد می‌شود که برای ورزش قهرمانی و حرفه‌ای چشم‌اندازی واقع‌بینانه و نظام آمایش سرزمینی طراحی شود».

- کمبود فضاهای ورزشی

- فقدان تجهیزات ورزشی استاندارد

- عدم حمایت‌های مادی و معنوی

- سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی

- کسب میزبانی رقابت‌های بین‌المللی

- استعدادیابی و توسعة ورزش زنان

- توسعة نظام مربیگری

- توجه به ورزش مدارس و باشگاه‌ها

- تعدد مراکز تصمیم­گیری و عدم استقلال در تصمیم­گیری مدیران ورزشی

- توسعه چشمن‌انداز و نظام آمایش سرزمینی

- جذب حامیان مالی

 

 

 قسمتی از کدگذاری اولیه مصاحبه (C1)

  1. کمبود فضاهای ورزشی
  2. فقدان تجهیزات و تسهیلات ورزشی استاندارد
  3. طراحی مدل توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای کشور
  4. حمایت‌های مادی و معنوی از ورزشکاران و قهرمانان ورزشی
  5. طرح جامع نظام باشگاه‌داری در ورزش قهرمانی و حرفه‌ای کشور
  6. تشکیل نظام استعدادیابی در صنعت ورزش کشور
  7. توجه به ورزش پایه در مدارس و دانشگاه‌ها
  8. کسب میزبانی رقابت‌های بین‌المللی
  9. جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی
  10. هم‌افزایی و هماهنگی در بالاترین سطوح ورزش قهرمانی و حرفه‌ای
  11. واگذاری ورزش قهرمانی و حرفه‌ای به بخش خصوصی
  12. توجه و تأکید بر توسعة ورزش زنان
  13. انجام مطالعات کاربردی در راستی توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای
  14. تعدد مراکز تصمیم­گیری و عدم استقلال  مدیران ورزشی در تصمیم‌گیری
  15. وجود شبه­دولتی­ها در ورزش و سلب رقابت سایر بخش­های غیردولتی
  16. توسعه چشم‌اندازی واقع‌بینانه و نظام آمایش سرزمینی در ورزش قهرمانی و حرفه‌ای
  17. توسعة نظام مربیگری
  18. ...

ب) کدگذاری ثانویه و شکل دهی مقولات(ادامه گراندد تئوری)

در مرحله بعد، کدهای اولیه(به علت تعداد فراوان آنها) به کدهای ثانویه تبدیل می‌شوند و چند کد ثانویه تبدیل به یک کد مفهومی می­شود. در جداول زیر قسمت کوچکی از نتایج کدگذاری باز براساس کدهای ثانویه، کدهای مفهومی و مقولات ارائه شده است.

 

جدول 4: کدگذاری ثانویه و شکل دهی مقولات

 

فراوانی

کدهای ثانویه

کدهای مفهومی

مقولات

 

 

14

- تسهیم و انتقال تجارب مدیران ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

- مدیریت منابع(درآمدها و هزینه‌ها) و حاکمیت بخشیدن به تفکر استراتژیک

- تغییر و تحول و جابجایی سریع مدیران(ثبات اندک مدیران)

- مدیریت مدرن و تدوین مشارکتی(MBO)

 

 

مدیریت علمی و توسعه‌پذیری مبتنی بر دانایی

 

 

 

 

 

 

مدیریت مافیایی ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

 

 

 

10

 

- آینده‌نگری و بینش‌مندی مدیران

- تخصص‌گرایی در مدیریت ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

- پایبندی به قانون و اخلاق

- افزایش اعتماد و تعهد اجرایی مدیران

- مدیریت مستقل، شفاف و عدالت‌محور(حذف انحصارهای پنهان)

 

شایسته‌سالاری در انتصاب مدیران

 

 

 

 

11

 

- استقلال فدراسیون‌ها، کمیته ملی المپیک و نهادهای ورزشی کشور

- بی‌توجهی مدیران سیاسی به اساسنامه‌های داخلی فدراسیون‌ها و سازمان‍‌ها

- رانت‌های سیاسی در انتخاب مدیران و در نتیجه تزلزل اطمینان عمومی

- رواج رشوه و تبانی در بدنة مدیریت ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

- دخالت‌های غیرتخصصی شخصیت‌ها و جریانات سیاسی در حوزه ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

 

مدیریت سیاسی ورزش کشور

 

 

7

 

- تشکیل شورای همیاری و هیأت امنا

- توسعة نظام فنآوری اطلاعات و ارتباطات(ICT)

- توجه به توریسم ورزشی (Sport tourism)

- انجام مطالعات تطبیقی متناسب با شرایط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و غیره ورزش کشور

 

توسعة لایه‌های مجازی

 

 

 

 

 

 

عوامل محیط بیرونی و فضای سازمانی

 

 

­10

- پاسداشت قانون و رفتار علمی

- برنامه‌ریزی متمرکز و اجرای غیرمتمرکز

- تقویت وجدان و اخلاق کاری

- ایجاد انگیزه و تقویت عزم و اقتدار ملی(بندهای 4 و 20 سیاست‌های کلی)

- الزامات منابع انسانی و پاسخگویی مناسب و سیستماتیک

 

توسعه و تعهدمحوری منابع انسانی

 

 

7

- نامشخص بودن وضعیت حقوقی و مالکیتی باشگاه‌های حرفه‌ای

- فراهم کردن حضور شهرداری‌ها(بند 6، مادة 55)

- تمرکززدایی نظام اداری و طراحی مکانیزم پرداخت‌های عادلانه

- محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی بانوان

 

قوانین و مقررات دولتی محدودکننده

 

 

9

- دستیابی به جامعه‌ای برخوردار از سلامت(بند 4 چشم‌انداز)

- ایجاد نظام مسأله‌یابی در ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

- توسعه نظام حکمیت در ورزش

- تعداد بالای پروژه‌های نیمه تمام

- قانون سرباز قهرمان

تأسیس مدارس ورزش، تقویت ICT و سامانه حقوقی

 

 

برگزاری لیگ‌های مختلف رده‌های سنی

 

 

 

12

- استقرار پایگاه‌های قهرمانی و نظام بیمه و جلوگیری از فرار ماهیچه‌ها

- ایجاد بنیاد ملی مربی‌گری در صنعت ورزش(NGO)

- توسعه و تقویت نظام باشگاه‌داری حرفه‌ای

- نیل به جایگاه اول منطقه آسیای جنوب غربی و سوم بازی‌های آسیایی (بند 6 و 8 چشم‌انداز)

- تجربه برگزاری و میزبانی مسابقات بین‌المللی

 

افزایش تعداد کانون‌های استعدادیابی

 

6

- ساخت ورزشگاه‌های بزرگ و برگزاری مسابقات مختلف ورزشی در همة شهرها

- توجّه خاص به ورزش روستایی، عشایری، کارگری و اقشار خاص

- گسترش عدالت ورزشی(بندهای ب د ه م، مادة 104)

- افزایش سرانه فضاهای ورزشی همة اقشار جامعه

 

توزیع عادلانه فضاهای ورزشی

آمایش سرزمین

 

 

10

- اصلاح نظام آموزش و  حمایت از پژوهش‌های کاربردی

- اعطای بورسیه و کمک هزینه به ورزشکاران قهرمان

- ایجاد پارک علمی، تحقیقاتی و فنآوری در ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

- برگزاری همایش‌ها و کارگاه‌های علمی

توجه به ورزش دانشجویی و دانش‌آموزی (ماده 170)

 

ج) شکل­دهی طبقات اصلی

 پس از تعیین مقولات، مرحله ساخت طبقات کلی نظریه است که در جدول زیر (جدول 5) ارائه شده است:

جدول 5: شکل دهی طبقات اصلی نظریه

طبقات اصلی

مقولات

 

 

تعهد اجرایی مدیران ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

- بهره‌گیری از مدیران متخصص در تجاری‌سازی و درآمدزایی

- تخصص‌گرایی در مدیریت ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

- مدیریت بازاریابی و تبلیغات

- نقش پررنگ مدیریت منابع انسانی و باشگاه‌داری حرفه‌ای

- تعهدمحوری نیروی انسانی و شایسته‌سالاری در انتخاب مدیران

 

عوامل ‌اقتصادی، تکنولوژیکی، فرهنگی و سیاسی (حاکمیت، دولت و مجلس)

- تغییرات جمعیتی و عدم اطمینان محیطی

- برگزاری و میزبانی مسابقات و رویدادهای بزرگ بین‌المللی

-  ناهمسو بودن ضوابط بین‌المللی با ارزش‌های ملی

- ضعف اقتصادی و معیشتی خانواده‌های دارای استعداد

- تحریم‌های اقتصادی و سیاسی و در نتیجه کاهش ارزش پول ملی

 

 

بسترسازی حرفه‌ای

- طراحی مکانیزم‌های مؤثر حقوقی- قانونی و مالی- اداری

- برگزاری همایش‌ها، کارگاه‌ها و جشنواره‌های دانش‌افزایی حرفه‌ای

- ایجاد فرآیند تسهیل در اخذ قانونی مولفه‌های درآمدزایی(حق‌پخش تلویزیونی، کپی‌رایت و...)

- تقویت جایگاه زن در صحنه‌های ورزشی(بند 5 سیاست‌های کلی)

- طراحی نظام تربیت مربیان حرفه‌ای و کارآفرین

 

ارتقاء زیرساخت‌ها(بند 12 امور اجتماعی) و توسعة فضاهای ورزشی استاندارد(نظر ستاد تلفیق برنامه)

- دسترسی ارزان و رایگان به فضاها و تسهیلات ورزشی

- توسعة سیستم‌های اطلاعاتی(MIS) و سامانه‌های پشتیبان تصمیم ورزش(DSS)

- توسعه عدالت اجتماعی فضاهای ورزشی(بندهای «ب»، «د»، «ه» و «م» مادة 104)

- توسعة زیرساخت‌های هواداری و نظام باشگاه‌داری حرفه‌ای

- تشکیل نهاد خیرین ورزشگاه‌ساز، ایجاد انستیتو و بانک ورزش کشور(نهادی مالی)

 

طراحی نظام استعدادیابی

- توجّه به تیم‌های پایه در رده‌های سنی مختلف

- افزایش تعداد کانون‌های استعدادیابی

- ایجاد نهاد ملی ورزش دانش‌آموزی و دانشجویی(بند الف، ماده 117)

- تهیه طرح آمایش سرزمینی ورزش کشور

 

اصلاح ساختار دولت‌محورِ ورزش قهرمانی و حرفه‌ای(ماده 117 و170)

- ارتقاء نظام ارزشیابی و کنترل

- اصلاح نظام بودجه‌ریزی ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

- بازنگری اساسنامه‌های کمیته ملی المپیک و فدراسیون‌های ورزشی

- موازی‌کاری، تداخل وظایف و ناهماهنگی میان نهادها و سازمان‌های ورزشی کشور

- تقویت نظام باشگاه‌داری حرفه‌ای و قهرمانی و توسعة کارآفرینی در ورزش کشور

 

 

تجاری سازی ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

- باور دولت به تجاری سازی ورزش قهرمانی و حرفه‌ای

- تدوین قانون حق‌مالکیت معنوی  و حق پخش تلویزیونی

- ثبت باشگاه‌ها به‌عنوان بنگاه‌های تجاری و حمایت از سرمایه‌گذاری خارجی(FDI)

-  تأمین منابع مالی و توزیع عادلانه آن(بند الف، ماده 117)

- ایجاد نیاز در بازار و  فروش  محصولات و خدمات به آنها

 

خصوصی‌سازی ورزش قهرمانی و حرفه‌ای(بند «ز» ماده 117، 135، 136 و 145)

- حمایت‌های مالیاتی از اشخاص حقیقی و حقوقی(ماده 169، تنفیذی در ماده 118)

- توانمندسازی بخش خصوصی و کاهش تصدی‌گری دولت(بند 47 سیاست‌های کلی)

- اقدام قانونی لازم برای تأمین صندوق‌های غیردولتی ضمانت(بند ب، ماده 104)

- دخالت نهادها و تشکل‌های مختلف در واگذاری‌ها

 

طراحی مدل توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران

- توسعة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ورزش قهرمانی و حرفه‌ای(مادة 104)

- افزایش حضور رسانه و متعاقب آن گسترش مؤلفه‌های درآمدزایی و تولید ثروت

- کاهش و جلوگیری از رواج رشوه و تبانی

 

گام دوم: کدگذاری محوری( شکل2)

هدف از این مرحله، برقراری رابطة بین طبقه‌های تولید شده(در مرحله کدگذاری باز) است. این کار بر اساس مدل پارادایم انجام می‌شود و به نظریه‌پرداز کمک می‌کند تا فرآیند نظریه را به سهولت انجام دهد. بر اساس داده‌های به‌دست آمده از مطالعة اسناد بالادستی و مصاحبه‌های عمیق و مقوله‌بندی آنها، عوامل تعهد اجرایی مدیران، اصلاح ساختار دولت‌محور، تجاری‌سازی، خصوصی‌سازی، ارتقای زیرساخت و توسعة فضاهای ورزشی استاندارد، طراحی نظام استعدادیابی، بسترسازی حرفه‌ای، عوامل اقتصادی، تکنولوژیکی، فرهنگی و سیاسی(حاکمیت، دولت و مجلس) و استقرار مدل توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای به‌عنوان نه مؤلفة مؤثّر در توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران شناسایی و استخراج گردید(شکل 2).

گام سوم: تشریح مرحله نظریه‌پردازی(کدگذاری انتخابی)

 همان گونه که گفته شد، هدف نظریه‌پردازی بنیادی، تولید نظریه است نه توصیف صرف پدیده. برای تبدیل تحلیل‌ها به نظریه، طبقه‌ها باید به طور منظم به یکدیگر مربوط شوند. کدگذاری انتخابی(براساس نتایج دو مرحله قبلی کدگذاری) مرحله اصلی نظریه‌پردازی است. به این ترتیب که طبقه محوری را به شکل نظام‌مند به دیگر طبقه‌ها ربط می دهد و آن روابط را در چارچوب یک روایت ارائه می کند و طبقه‌هایی را که به بهبود و توسعه بیشتری نیاز دارند اصلاح می‌نماید.(دانایی فرد و اسلامی، 1389). در ادامه ارتباط گام‌های دوم و سوم کدگذاری آمده است:

 

پیامد(P9):

طراحی مدل توسعه

توسعة زیرساخت‌ها و فضاها (P7)

توسعة نظام استعدادیابی(P8)

شرایط مداخله‌گر:

شرایط علی (P1):

تعهد اجرایی مدیران

پدیدة  اصلی (P2):

اصلاح ساختار دولت‌محور

بسترسازی حرفه‌ای (P5)

بستر حاکم:

عوامل اقتصادی، تکنولوژیکی، فرهنگی و سیاسی(حاکمیت، دولت و مجلس) (P6)

کنش‌ها و تعاملات(راهبردها):

 

 

 

 

خصوصی‌سازی(P4)

تجاری‌سازی(P3)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 2: کدگذاری محوری بر اساس مدل پارادایم(مدل پارادایمی توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای)


بحث و نتیجه‌گیری

پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران انجام شد. بر اساس نتایج به‌دست آمده از مطالعة اسناد بالادستی و مصاحبه‌های عمیق و مقوله‌بندی آنها، عوامل تعهد اجرایی مدیران(P1)، اصلاح ساختار دولت‌محور(P2)، تجاری‌سازی(P3)، خصوصی‌سازی(P4)، بسترسازی حرفه‌ای(P5)، عوامل اقتصادی، تکنولوژیکی، فرهنگی و سیاسی(حاکمیت، دولت و مجلس)(P6)، ارتقای زیرساخت‌ها و توسعة فضاهای ورزشی استاندارد(P7)، طراحی نظام استعدادیابی(P8) و استقرار مدل توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای(P9) به‌عنوان نه مؤلفة مؤثّر در توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران شناسایی و استخراج گردید(شکل 2).

     به‌طور کلّی شرایط علّی باعث ایجاد و توسعة طبقة اصلی(محوری) می‌شود. در این پژوهش طبقة «تعهد اجرایی مدیران(P1)» که متشکل از چندین مقوله است، به‌عنوان شرایط علّی انتخاب گردید. رضایی(1396)، احسانی(1393)، سمیع‌نیا(1392) و قالیباف(1389) معتقدند که ادارة ورزش کشور غیرتخصصی و براساس روابط سیاسی است. آهنگری(1396)، سوادی(1396) و رضایی(1395) عدم شایسته‌سالاری در انتخاب مدیران ورزشی را یکی از مهمترین موانع توسعة ورزش کشور بیان کردند. فراهانی(1395) استفاده از مدیران متخصص را برای توسعه ورزش لازم می‌داند. رضایی(1392) و الهی(1388) فعالیت‌های افراد شبه‌دولتی در امر مدیریت باشگاه‌ها و نیز رقابت سازمان‌های شبه‌دولتی با بخش خصوصی را از مهمترین دلایل شکست واگذاری باشگاه‌های فوتبال بیان کردند. آلونسو(2017) بر نقش عوامل مدیریتی در توسعه ورزش حرفه‌ای تأکید دارد. رامون(2017) مدیران خلاق و کارآفرین را موتور توسعة صنعت ورزش ذکر می‌کند.

     طبقة محوری یا اصلی اساس و محور فرآیند پژوهش است. با توجّه به مطالعات اسنادی و تأکید مصاحبه‌شوندگان و تکرار آن در کدهای مصاحبه‌ها، مبحث «اصلاح ساختار دولت‌محور(P2)» در نهادها و سازمان‌های ورزشی به‌عنوان پدیدة اصلی این پژوهش انتخاب گردید. طبقة شرایط علّی باعث اهمیت، ایجاد و توسعة طبقه اصلی می‌شود. در واقع تعهد اجرایی مدیران ورزش قهرمانی و حرفه‌ای باعث ایجاد ساختاری منعطف، پویا و چابک که وابستگی کمتری به دولت دارد، می‌گردد. رضایی و نصیرزاده (1397) و قره‌خانی(1393) دخالت نهادها و تشکل‌های سیاسی را یکی از مهمترین موانع خصوصی‌سازی بیانکردند. رضایی صوفی(1396) و پیمان‌فر(1391) معتقدند که سیاسیون از بخش‌های مختلف ورزش بهره‌بردای سیاسی می‌کنند. رضایی(1396)، قالیباف(1389) و کریمادیس(1997) بیان کردند که قوانین و مقررات دولتی محدود کنندة توسعة ورزش هستند. پاداش(1388) تصدی‌گری بالای دولت در ورزش کشور را مورد نکوهش قرار می‌دهد. قره‌خانی(1389)، عدم تجاری‌سازی باشگاه‌های فوتبال را مهمترین مانع ساختاری در خصوصی‌سازی باشگاه‌های فوتبال دانست.

      طبقة کنش‌ها و تعاملات(راهبردها) بیانگر فعّالیت‌ها و تعاملات هدفداری است که در پاسخ به طبقة محوری(اصلاح ساختار دولت‌محور) و تحت تأثیر بستر حاکم(بسترسازی حرفه‌ای، عوامل اقتصادی، تکنولوژیکی، فرهنگی و سیاسی(حاکمیت، دولت و مجلس)) و شرایط مداخله‌گر(توسعة زیرساخت‌ها و فضاهای ورزشی استاندارد و توسعة نظام استعدادیابی) ایجاد می‌شود. در نظریة طراحی مدل توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران، طبقة کنش‌ها و تعاملات(راهبردها) منجر به طبقة پیامد و یا نتیجه که همان اجرای راهبردهاست، می‌شود. با انجام تجاری‌سازی(P3) و سپس خصوصی‌سازی(P4) که به‌صورت یک فرآیند است(به این صورت که تجاری‌سازی لازمة خصوصی‌سازی می‌باشد) می‌توان در ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران، تحولات اساسی ایجاد کرد. رضایی و نصیرزاده (1397) اعتقاد دارند که در شرایط موجود خصوصی‌سازی ورزش ایران به دلیل عدم برخورداری از مؤلفه‌های تجاری‌سازی محکوم به شکست است. دوستی(1395)، ترابی(1394)، رضایی(1395) و عسکریان(1391) امتناع صدا و سیما از پرداخت حق و پخش تلویزیونی لیگ برتر را مهمترین دلیل عدم توسعه مالی باشگاه‌های فوتبال کشور معرفی نمودند. رضایی و همکارن(1394) بیان کردند که مقدمة خصوصی‌سازی در ایران، اصلاح ساختار و سپس تجاری‌سازی می‌باشد. قره‌خانی(1390) مهمترین موانع خصوصی‌سازی باشگاه‌های فوتبال را در چهار دستة حقوقی، ساختاری، اقتصادی و مدیریتی دسته‌بندی کرد. ناتن و همکاران(2018) عقیده دارند که تأکید بیش از حد بر مؤلفه‌های تجاری صنعت ورزش آن را از فلسفة وجودی المپیک‌های عهد باستان دور می‌سازد. نتایج تحقیق ناریان(2016) نشان داد که در شهر بمبئی ورزش کریکت بر بازده سهام تأثیر مستقیم دارد که البته بیشتر به مسائل روان‌شناسی برمی‌گردد.

      یکی دیگر از طبقه‌های مدل پارادایم، بستر می‌باشد. به شرایط خاصی که بر کنش‌ها و تعاملات تأثیر می‌گذارند، «بستر» گفته می‌شود. این شرایط را مجموعه‌ای از مفاهیم، مقوله‌ها و متغیرهای زمینه‌ای تشکیل می‌دهند. در این پژوهش، عوامل بسترسازی حرفه‌ای(P5) و عوامل اقتصادی، تکنولوژیکی، فرهنگی و سیاسی(حاکمیت، دولت و مجلس)(P6) بستر حاکم بر این نظریه و مدل هستند و بر تجاری‌سازی و خصوصی‌سازی به عنوان کنش‌ها و تعاملات تأثیر می‌گذارند. رضایی و نصیرزاده (1397) تقویت زیرساخت‌های هواداری را یکی از عوامل مؤثر در توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ذکرکردند. بیک‌زاد(1393) بر ارزیابی عواملی محیط داخلی و بیرونی و شفاف‌سازی وظایف قبل از برنامه‌ریزی راهبردی و اجرا تأکید دارد. ریچارد (2018) و رامون(2017) معتقدند که برای پیشرفت سریع‌تر صنعت ورزش می‌توان مطالعات تطبیقی انجام داد. جوانی(2012) بیان کرد که نام تجاری یکی از شاخص‌های مهم در وفاداری هواداران می‌باشد و سلینا(2010) اظهار داشت که در صنعت ورزش بلغارستان قوانین دولتی تعیین‌کننده همة مسائل صنعت ورزش است. شعبانی(1396) ضعف فرهنگی در ورزش قهرمانی را یکی از ضعف‌های مهم توسعة ورزش قهرمانی می‌داند. سیدباقری(1396) عامل قانونی- دولتی را مانعی بزرگ در مبحث توسعة ورزش قهرمانی عنوان می‌کند. جونز(2017) و گارنر(2016) توسعة منابع انسانی را برای ورزش حرفه‌ای لازم می‌داند. کوالتر(2008) اصلاح فرهنگ را از عوامل مهم و موثّر در موفقیت‌ باشگاه‌های ورزشی ذکر می‌کند. ساپتارشی(2017)، لارا(2018)، بیک‌زاد(1393) و رضایی(1396) بر نقش منابع انسانی کارآمد و کارکنان دانشی در پیاده‌سازی برنامه‌های راهبردی تأکید کردند. الیگانی(2011) معتقد است که توسعة ورزش به توسعة اقتصادی و فرهنگی بستگی دارد.

      شرایط مداخله‌گر متشکل از مجموعه‌ای از متغیرهای میانجی و واسط هستند که برکنش‌ها و تعاملات (تجاری‌سازی و خصوصی‌سازی) تأثیر می‌گذارند. این شرایط در طراحی مدل توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران شامل طبقه‌های توسعة زیرساخت‌ها و فضاهای ورزشی(P7) و توسعة نظام استعدادیابی(P8) است. رضایی(1396) و احسانی(1393) معتقدند که وضعیت سیستم‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری صنعت ورزش ایران در حالت بحران قرار دارد. نتایج تحقیق شعبانی(1392) نشان داد که در تدوین قانون پنج سالة پنجم توسعة کشور به صنعت ورزش توجه زیادی نشده است. مهدی‌زاده(1393) بر توسعة فضاهای کمی استاندارد تأکید دارند. کتی(2018) توسعة ورزشگاه‌ها را برای پیشرفت صنعت ورزش لازم می‌داند. رضایی‌صوفی(1396) و سمیع‌نیا(1392) توجه به تیم‌های پایه و استعدادیابی را لازمة توسعه ورزش می دانند. دنیز و ینل(2013) اعتقاد دارند که برای توسعة ورزش بایستی بین صنعت ورزش و مدارس ارتباط تنگاتنگی وجود داشته باشد. پورکیانی(1396) و قالیباف(1389) توسعة نظام استعدادیابی را برای پیشرفت ورزش کشور لازم می‌دانند. رضایی(1395) آمایش سرزمینی در ورزش را برای کشف استعدادها ضروری می‌داند. نتایج تحقیقی لطفی یامچی(1396) نشان داد که مدیریت استعداد و ابعاد آن بر بهره‌وری نیروی انسانی و همچنین نوآوری در سازمان ورزشی اثرگذار است.

     مقوله‌هایی که بیانگر پیامدهایی هستند که در اثر اتخاذ کنش‌ها و تعاملات به وجود می‌آیند را «پیامد» می‌نامند. در این نظریه، پیامد طراحی مدل ورزش قهرمانی و حرفه‌ای ایران شامل چندین مقوله است(P9). کشاورز(1397) و جوادی‌پور(1394) داشتن برنامة جامع و استراتژیک را لازمة توسعة ورزش بیان می‌کنند. سیدباقری(1396) طراحی مدل مناسب جذب حامیان مالی را برای ورزش کشور ضروری می داند. نتایج تحقیق هونگ(2011) نشان داد که المپیک پکن به ارتقای توسعة اقتصادی کشور چین کمک شایانی کرده است. رضایی(1396) بر داشتن الگویی راه‌گشا برای توسعة ورزش قهرمانی و حرفه‌ای تأکید داشت.

 

  • منابع

    • احسانی، محمد؛ امیری، مجتبی و قره خانی، حسن. (1393). «طراحی و تدوین نظام جامع ورزش حرفه‌ای کشور». مطالعات مدیریت  ورزشی. 17، صص 136-125.
    • پورکیانی، محمد؛ حمیدی، مهرزاد؛ گودرزی، محمود و خبیری، محمد. (1396). «تحلیل اثرگذاری ورزش حرفهای و قهرمانی بر توسعۀ ورزش». مطالعات مدیریت ورزشی. 42، صص 72-55.
    • جوادی‌پور، محمد. (1394). «چالش‌های مدیریت ورزش قهرمانی در ایران». مطالعات مدیریت ورزشی. 30، صص 34-13.
    • دانایی فرد، حسن و اسلامی، آذر. (1389). کاربرد نظریه داده بنیاد در عمل: ساخت نظریه بی تفاوتی سازمانی. چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق
    • دفتر مطالعات فرهنگی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی. (1394). «بررسی و تحلیل وضعیت تربیت بدنی و ورزش با تأکید  بر احکام برنامه های پنجگانه توسعه». کد موضوعی 270، شماره مسلسل 14519، ص 24.
    • رضایی، شمس‌الدین و نصیرزاده، عبدالمهدی. (1397). «ضرورت تجزیه و تحلیل محیطی (SWOT)  واگذاری باشگاه‌های فوتبال ایران(مطالعه موردی: باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس)». پژوهش‌های کاربردی در مدیریت ورزشی، 7(1)، صص 115-105.
    • رضایی، شمس‌الدین؛ آقایی، فائزه؛ تراوش، منیژه؛ شریفیان، زهرا؛ ملکی، زهرا و زینوند، محمد. (1396). مبانی مدیریت سازمان‌های ورزشی. چاپ اول، ایلام: انتشارات دانشگاه ایلام
    • رضایی، شمس الدین. (1396). «طراحی مدل درآمدزایی باشگاه‌های فوتبال ایران: با رویکرد گراندد تئوری». پژوهش‌های کاربردی در مدیریت ورزشی. سال ششم، شماره 3، صص101-116.
    • رضایی، شمس‌الدین. (1395). اقتصاد ورزش، اوقات فراغت و گردشگری. چاپ اول، ایلام: انتشارات دانشگاه ایلام
    • رضایی، شمس الدین؛ امیری، مجتبی و کوزه‌چیان، هاشم. (1395). «بررسی موانع توسعه روابط متقابل باشگاه‌های فوتبال و سازمان صدا و سیما در ایران»‌. مدیریت ورزشی. 8(2)، صص 206-189.
    • رضایی صوفی، مرتضی؛ فراهانی، ابوالفضل و شعبانی، عباس. (1396). «تحلیل محیطی ورزش حرفه‌ای ایران». پژوهش‌های کاربردی در مدیریت ورزشی. 6(1)، صص 119-109.
    • سجادی، سیداحمد؛ راسخ، نازنین؛ رضوی، سیدمحمدحسین و دوستی، مرتضی. (1396). «مطالعه تطبیقی ساختار ورزش ایران و کشورهای منتخب اروپا». مطالعات راهبردی ورزش و جوانان. شمارة 36، صص 42-23.
    • سیدباقری، سیدمهدی و شریفیان، اسماعیل. (1396). «شناسایی و اولویت‌بندی موانع حمایت مالی شرکت‌های بخش خصوصی از بخش ورزش قهرمانی». مدیریت ورزشی و رفتار حرکتی. 7(13)، صص 66-55.
    • سیف‌پناهی، جبار و خطیبی، امین. (1396). «تبیینوتحلیلعواملموثربرپیشرفتوالیبالایراندرسطحقهرمانی». مدیریت و توسعه ورزش. 6(2)، 30-17.
    • شعبانی، عباس. (1396). «مطالعۀتحلیلمحیطیورزشقهرمانیوحرفهاینیروهایمسلحکشور». فصلنامۀ مدیریت نظامی. 17(2)، صص 114-93.
    • شعبانی، عباس؛ رضایی‌صوفی، مرتضی و فراهانی، ابوالفضل. (1393). «مطالعة مدل ساختار ورزش ایران (مطالعة دلفی)». رویکردهای نوین در مدیریت ورزشی. 1(3)، صص 31-21.
    • فراهانی، ابوالفضل؛ کشاورز، لقمان و صادقی، علی. (1395). «تدوین راهبردهای توسعه ورزش قهرمانی ایران». پژوهش های کاربردی در مدیریت ورزشی. 5(3)، صص 140-125.
    • قالیباف، محمدباقر. (1389). نگاه راهبردی به نظام ورزش در کشور از برنامه پیشرفت و عدالت. چاپ اول، تهران: نشر نگارستان
    • قره‌خانی، حسن؛ احسانی، محمد؛ کوزه‌چیان، هاشم و خبیری، محمد. (1390). «بررسی مهمترین موانع خصوصی‌سازی باشگاه‌های فوتبال ایران». پژوهش در علوم ورزشی. شماره 9، صص 138-125.
    • قره‌خانی، حسن؛سیف پناهی، جبار و  فولادی، شهرام. (1394). «طرحی و تبیین مدل موانع خصوصی سازی باشگاه های فوتبال کشور». مطالعات راهبردی وزارت ورزش و جوانان. 14(28)، صص 66-55.
    • کشاورز، لقمان؛ فراهانی، ابوالفضل و محمدخانی، جواد. (1397). «تحلیلعواملموثربررفتارمدیرانورزشقهرمانیایرانبارویکردبرنامه‌ریزیسناریو». مطالعات مدیریت رفتار سازمانی در ورزش. 5(1)، 108-99.
    • مظفری، احمد. (1393). «چالش‌های آینده مدیریت ورزش کشور در ارتباط با طرح نظام ورزش کشور». سومین همایش ملی ورزش برای همه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زنجان.
    • مهدوی، مهدیه‌السادات. (1394). «فراتحلیلتوسعهورزشهمگانی،قهرمانی،حرفه‌ای، تربیتیوپیشبینیمسیرآیندهآن». اولین همایش ملی تربیت‌بدنی، آموزشکده فنی و حرفه‌ای سما واحد ورامین.
      • Alonso D., Santos M. (2018). “Engagement in sports virtual brand communities”.   Journal of Business Research, https://doi.org/10.1016/j.jbusres.2017.12.053.
      • Bohlke K., Robinson L. (2009). “Benchmarking of elite sport systems”.Management Decision,47 (1): 67-84.
      • Brouwers J., Sotiriadou Popi., De Bosscher, V. (2014). Sport-specific policies and factors that influence international success: The case of tennis. Sport Management Review.http://dx.doi.org/10.1016/j.smr.2014.10.003.
      • De Bosscher V., De Knop P., Van Bottenburg M., Shibli S. (2013). A conceptual framework for 78omparati sport policy factors leading to international success. European Sport Management Quartery, (6): 185-215.
      • De Bosscher V., De Knop P., Van Bottenburg M., Shibli S., Bingham Je. (2009). explaining international sporting success: An international comparison of elite sport systems and policies in six countries. Sport Management Review, 12(3): 113–136.
      • Deniz S., Yenel F. (2014). “The Structural Analysis of Physical Education and Sports System in the Turkish Republic Of Northern Cyprus”, Procedia-Social and Behavioral Sciences, 772 – 780.
        • Ferkins L., Shilbury D., Ian O. (2017). Leadership in governance: Exploring collective board leadership in sport governance systems, Sport Management Review, http://dx.doi.org/10.1016/j.smr.2017.07.007.
        • Green M. (2007). “Policy transfer, lesson drawing and perspectives on elite sport development system”. International Journal of Sport Management and Marketing, (2): 426-441.
        • Hutchinson M. (2017). Political activity in escalation of commitment: Sport facility funding and government decision making in the United States, Sport Management Review, http://dx.doi.org/10.1016/j. smr.2017.07.005.
        • KristIansene E., HouIihan B. (2017). Developing young athletes: the role of private sport schools in the Norwegian sport system. In- ternational Review of the Sociology of Sport, 52(4): 447-469.
        • Morris L., Cherry M. (2018). Career Planning and Development in Elite Sport: An AFL perspective. Bowater School of Management and Marketing, Deakin University, Geelong, Australia, pp: 1-15.
        •   Mull Richard F., Kathryn G., Bayless, Craig M., Ross Lynn M. Jamieson. (2005). Recreational Sport management, Human Kinetics, 4th edition, pp: 123.
        • Nathan K., Joseph P., Darin W. (2018). “Sport business and marketing collaboration in higher education”. Journal of Hospitality, Leisure, Sport & Tourism Education 22: 7–13.
        • Oros S., Iacob H. (2016).Dual career: case study in elite sports. STUDIA UBB EDUCATIO ARTIS GYMN., LXI, (3): 65-72.
        • Posthuma R.A., Gabriela L.F., Matthew A.B., James B.D. (2018). Social signaling and interorganizational relationships: Lessons learned from the professional sports industry. Business Horizons, https://doi.org/10.1016/j.bushor.2018.03.001.
        • Ramon S. (2017). “Participatory research in sport-for-development: Complexities, experiences and (missed) opportunities”, Sport Management Review, http://dx.doi.org/10.1016/j.smr.2017.05.003.
        • Straus A. & Corbin J. (2008). Basic of Qualitative Research: Techniques and Procedures for developing Grounded Theory, Third Edition, Los Angeles: stage publication, (12): 156.
        • Shilbury S., Sotiriadou K. B., Green C. (2009). Sport development systems, policies and pathways: An introduction to the special issue. Sport Management Review, (11): 217-223.
        • Svensson P.G., Hambrick M.E. (2018). “Exploring how external stakeholders shape social innovation in sport for development and peace”, Sport Management Review, https://doi.org/10.1016/j.smr.2018.07.002.
        • Tavakolli M. (2013). Studying role of mass media in sport development, Advances in Applied Science Research. 4(4): 49-54.