بررسی عوامل اجتماعی - اقتصادی موثر بر میزان گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جمعیت شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه جمعیت شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران) نویسنده مسئول( E-mail: Skazemipour@gmail.com

3 دانشیار، جامعه شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

مقاله حاضر براساس اطلاعات به دست آمده از مطالعه «عوامل اجتماعی- اقتصادی موثر بر میزان گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور» تدوین شده ‌است. روش تحقیق، ترکیبی (کیفی- کمی) است. در بخش کیفی، 22 مصاحبه‌ نیمه‌ساختار یافته با نمونه‌گیری هدفمند با نخبگان تحت پوشش بنیاد ملی نخبگان در سال 1397 انجام شد. مصاحبه ها با روش استقرایی، کد گذاری باز شد و کدهای باز براساس معانی مشترک ظاهری و مقایسه‌ مداوم در قالب زیر طبقه و طبقه‌های فرعی و اصلی دسته‌بندی گردیدند. نتایج این مرحله نشان داد عمده ترین  عوامل و مشکلات برشمرده توسط پاسخگویان در مورد تمایل نخبگان به مهاجرت خارج از کشور، عبارت اند از: مشکلات مراکز علمی- پژوهشی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، مدیریتی، برنامه ریزی ، قانونی و زیر ساخت های ارتباطی و فناوری. در بخش کمی، با استفاده از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه، اطلاعات لازم گردآوری شد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران 183 نفر برآورد شد و از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده 200 نفر مورد نظرسنجی قرار گرفتند. در این تحقیق براساس نظریه های «جاذبه دافعه» اورت لی و پرتز، «الگوی جهان گرای» جانسون و نظریه های «دوگانگی ساختاری»، «بحران منزلتی» و «سرمایه انسانی»، عوامل موثر بر مهاجرت نخبگان مورد کندوکاو قرار گرفت. بعد از تجزیه و تحلیل‌های رگرسیونی مشاهده‌ شد که عوامل اجتماعی و علمی (موانع) در مبدا، عوامل علمی و اجتماعی در مقصد و عوامل مداخله‌گر در مقصد بر تمایل نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تاثیر دارند.

کلیدواژه‌ها


بررسی عوامل اجتماعی- اقتصادی موثر بر میزان گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور

1.         سعیده بزرگ زاد[1]

2.          شهلا کاظمی پور[2]

3.         رضا علی محسنی[3]

تاریخ دریافت مقاله: 10/9/1398

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:30/2/1399

 

 

 

مقدمه

یکی از مباحث اساسی در زمینه توسعه، بهره‌گیری درست و منطقی از توانایی‌ها و استعدادهای نیروی انسانی بخصوص نیروهای انسانی متخصص و تحصیل‌کرده در جامعه است. به عبارت دیگر، میزان بهر‌ه‌گیری منابع انسانی از فرصت‌های مناسب توسعه، همواره به عنوان یکی از شاخص‌های اساسی توسعه انسانی مطرح بوده و هست. بسیاری از جوامع بشری متوجه شده‌اند که رشد و پیشرفت افراد نخبه و سرآمد می‌تواند یکی از جنبه‌های اساسی توسعه و تحول در هر کشوری باشد.

نخبه، فردی باهوش، مستعد، خلاق، کارآفرین و با نبوغ فکری می‌باشد که با فعالیت ذهنی خود و ایجاد نوآوری، به رشد و توسعه کشور سرعت می‌بخشد. نخبگان می‌توانند امور را بهتر انجام دهند و قدم‌های مؤثری در رفع مشکلات محیط، جامعه و کشور بردارند ( اساسنامه بنیاد ملی نخبگان).

   دانش‌آموختگان  و نخبگان دارای ظرفیت‌های بالقوه‌ای هستند که در صورت وجود فضاهای مناسب، قادرند توانمندی‌های خود را بروز دهند و به سرمایه‌های انسانی تبدیل نمایند. بی تردید، بهره‌گیری از ظرفیت‌های نخبگان و دانش‌آموختگان سهم منابع انسانی را در تولید علم افزایش می دهد و توسعة مبتنی بر دانایی را با محوریت رشد انسان اگاه، خلاق و آزاد محقق خواهد کرد.

نیروی انسانی متخصص و با انگیزه، مهمترین سرمایه بشریت در حفظ و توسعه حیات است و پیشرفت و ترقی کشورها در گرو جذب، پرورش، نگهداری و بهره‌برداری صحیح از نخبگان و منابع انسانی فرهیخته می‌باشد. این نوع سرمایه‌گذاری‌ها که طی سال‌‌ها و با صرف منابع مادی و معنوی نامحدود میسر می‌شود، متخصصان را به سرمایه ملی مبدل می‌کند.

   علیرغم تحمل هزینه و سرمایه‌گذاری زیاد کشورهای در حال توسعه برای تربیت این منابع، این کشورها با پدیده‌ای به نام «مهاجرت نخبگان» یا «فرار مغزها» روبه‌رو هستند. این امر لطمات جبران‌ناپذیری را از لحاظ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به این کشورها وارد می‌سازد و عملاً فرصت بهره‌برداری از این سرمایه‌گذاری را از آنها سلب می‌نماید ( کاظمی پور، 1383 : 2).

اصطلاح «فرار مغزها» که معادلی برای مهاجرت نخبگان می باشد، به نوعی اجبار در مهاجرت نیروی کار، متخصص و ماهر از سرزمین مبدأ اشاره دارد. این مفهوم عملا ناظر به وضعیتی است که در آن نیروهایی از کشور مهاجرت می کنند که اولا کشور مبدأ به آنان نیاز دارد، ثانیا کشور توان حفظ و نگهداری آنان را در مرزهای خود ندارد.

   مسئله مهاجرت نخبگان یک مسئله چند بعدی است که از ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و در نهایت جمعیتی می توان به آن توجه کرد. پدیده مهاجرت نخبگان از حادترین مسائل و مشکلات کشورهای در حال توسعه به ویژه ایران می باشد.

طبق آخرین آمار رسمی ارئه شده از سوی سازمان ملل متحد، کشور ایران در بین 72 کشور در حال توسعه جهان، رتبه سوم فرار مغزها را با توجه به جمعیت خود داراست و همچنین مقصد بیش از نیمی از این نیروهای متخصص کشور آمریکا می باشد (دفتر جمعیت سازمان ملل، 2013).

   بنا بر گزارش موسسه آموزش بین المللی ( یونسکو)، تخمین زده می شود دانشجویان ایرانی در سال 2015 بیش از 320 میلیون دلار وارد چرخه اقتصاد آمریکا کرده باشند.  این میزان سرمایه ای که از کشور خارج شده تقریبا نزدیک به 5 هزار میلیارد تومان  است و در رده بندی ایران از بین 15 کشور اول دنیا از نظر تعداد دانشجو در آمریکا طی سال های 15-2014 ، با تعداد 10 هزار و 194 دانشجو بعد از مکزیک رتبه یازدهم را به خود اختصاص داده است.

   براساس گزارش بنیاد ملی نخبگان[4] ،  طی 18 سال ( 1396-1378) 2 درصد از کل دانشجویان ایرانی از کشور خارج و تا سال 2016 بیش از 5 هزار دانشجوی ایرانی در خارج از کشور مشغول تحصیل و کار بوده اند. مطالعات این بنیاد  حاکی از آن است که به طور متوسط 15 درصد از رتبه های برتر آزمون های سراسری بین سال های 1385 تا 1394 به خارج مهاجرت کرده اند.

   شاخص جریان بالقوه مهاجرت و جذب استعداد ها (نخبگانی که تمایل به ورود به کشور دارند، منهای نخبگانی که میل به خروج از کشور دارند نسبت به کل جمعیت)، برابر  27/0 – درصد است ؛ یعنی اگر محدویت ها حذف شود، تعداد افراد با استعداد و نخبه ای که از کشور خارج می شوند، بیش از آنهایی است که وارد  کشور می شوند( پرونده مهاجرت ایران گیت، 1398: 78).

 بر اساس گزارش موسسه اروپایی مدیریت کسب و کار، در سال 2019 ، ایران از نظر شاخص جهانی رقابت پذیری استعداد ها (شاخصی برای اندازه گیری توان کشورها در رقابت بر سر استعداد ها)، رتبه 97 را در بین 125 کشور جهان کسب کرده است ( پرونده مهاجرت ایران گیت، 1398: 79).

    با توجه به ارقام فوق می توان گفت که مهاجرت نخبگان در ایران به عنوان یکی از مهمترین مسائل عمده کشور است و  اگر سیاستگذاری و برنامه ریزی در این زمینه انجام نشود، شاهد افزایش روز افزون این نوع مهاجرت ها خواهیم بود. همان طور که گفته شد مهمترین رسالت بنیاد امور نخبگان، شناسایی، هدایت، حمایت مادی و معنوی نخبگان، جذب، حفظ و به ‌کارگیری وپشتیبانی از آنان است. برای پاسخگویی به این اهداف باید تحقیقاتی در مورد میزان تمایل نخبگان تحت پوشش این بنیاد به مهاجرت خارج از کشور و عوامل اجتماعی، اقتصادی، علمی و پژوهشی موثر بر آن صورت گیرد تا این بنیاد بتواند در جذب و نگهداشت آنها موثر تر عمل نماید. این تحقیق با هدف پاسخگویی به همین سوالات اجرا شده است.

    در این مطالعه  ابتدا  با استفاده از روش کیفی و انجام مصاحبه های عمیق با 22 نفر از افرد نخبه تحت پوشش بنیاد ملی نخبگان  عوامل عمده اجتماعی- اقتصادی  جاذبه و دافعه مبداء و مقصد مهاجرت نخبگان  از طریق مصاحبه های عمیق مورد نظرسنجی قرار گرفت و بر اساس جمعبندی یافته های به دست آمده از این مرحله، پرسشنامه بخش کمی تنظیم گردید. در مرحله دوم با استفاده از روش پیمایش، میزان گرایش نخبگان تحت پوشش بنیاد نخبگان  به مهاجرت خارج کشور مورد سنجش قرار گرفت و  عوامل جاذبه و دافعه اجتماعی – اقتصادی موثر بر آن شناسایی و با آزمون های آماری سنجیده شدند.

 مروری بر تحقیقات پیشین

مطالعات بسیاری در ایران و جهان پیرامون عوامل موثر بر مهاجرت نخبگان انجام شده است و هرکدام از زاویه ای خاص به موضوع نگریسته اند. از میان آنها، نمونه های زیر قرابت بیشتری با موضوع این مطالعه دارند:

مطالعات داخلی

جواهری و سراج زاده(1384) در پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل موثر بر گرایش دانشجویان به مهاجرت به خارج از کشور»،  از روش تحلیل ثانویه استفاده کردند. نتایج نشان داد که 59 درصد از دانشجویان در حد متوسط و 17 درصد در حد زیاد گرایش به مهاجرت به خارج از کشور دارند و فقط 23 درصد در اندیشه مهاجرت نیستند. نقش دو متغیر پایبندی به جامعه ملی و دینداری به عنوان عوامل بازدارنده و نگرش انتقادی نسبت به شرایط کنونی و آتی جامعه به عنوان عوامل ترغیب‌کننده گرایش به مهاجرت، از نظر آماری مورد تایید قرار گرفت.

صالحی عمران (1385) در تحقیقی به «بررسی نگرش اعضای هیئت علمی دانشگاه مازندران نسبت به علل مهاجرت نخبگان به خارج از کشور» پرداخت و به دو دسته از عوامل رانشی(دافعه های داخلی) و عوامل کششی (جاذبه های خارجی) توجه کرد. این تحقیق از نوع توصیفی بود. نتایج حاصل از این نظرسنجی نشان داد که عواملی نظیر عدم توجه اجتماعی به ارزش فعالیت های علمی، نبود تسهیلات لازم برای پژوهش، پایین بودن حقوق و دستمزد و احساس وجود تبعیض و نابرابری به طور  «زیاد» و «خیلی زیاد» به عنوان عوامل رانشی در مهاجرت نخبگان علمی به خارج از کشور مؤثر هستند. همچنین امکانات مادی و رفاهی بهتر برای زندگی، ارتقا و رشد علمی و حرفه ای، وجود فرصت های شغلی بهتر، دسترسی به دستمزد بیشتر، آسایش روانی و اجتماعی بهتر برای خود و خانواده، علاقه به زندگی در یک جامعه بدون احساس تبعیض و نهایتاً ارتباط بهتر تخصص با نیاز های جامعه خارجی به ترتیب در دیدگاه اعضای هیئت علمی به عنوان عوامل کششی قلمداد شدند.

   ارشاد و حمایت خواه جهرمی(1386) در مقاله‌ای با عنوان «بررسی عوامل موثر بر تمایل به برون کوچی نخبگان علمی ایران»، به این نتیجه رسیدند که حدود 5/92 درصد از نخبگان علمی تمایل به برون کوچی از کشور دارند و مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار برتمایل آنها به مهاجرت، شرایط داخلی حاکم بر جامعه ایران(دافعه) و نقطه مقابل آن، تصور اجتماعی مطلوب از شرایط حاکم در کشورهای پیشرفته (جاذبه) است.

فلاحی (1392) پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل مهاجرت نخبگان (سرمایه های انسانی) و ارائه راهبردهای مناسب برای پیشگیری از این پدیده» انجام داد. در این پژوهش به منظور یافتن راهبردهای مناسب برای کاهش و پیشگیری از پدیده مهاجرت نخبگان (نیروی انسانی)، نظرات مهاجران بالفعل و مهاجران بالقوه در مورد عوامل کششی و رانشی مقصد و مبدا مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت. داده­های به دست آمده از هر دو گروه، طبقه بندی و با یکدیگر مقایسه شد. نتایج نشان داد عوامل 1- علمی، آموزشی و پژوهشی، 2- اقتصادی، 3- فرهنگی، اجتماعی، 4-سیاسی- مدیریتی در مهاجرت نخبگان هر دو جامعه مورد مطالعه، دخیل بوده اند. با توجه به یافته های این بررسی و زیر مجموعه های چهار عامل یاد شده، نقاط قوت و ضعف محیط مبدا و فرصت ها و تهدیدهای محیط مقصد مشخص و مورد کنکاش قرار گرفت و در نهایت هفت راهبرد ارائه گردید. نتیجه پژوهش نشان می دهد عوامل سیاسی- مدیریتی، بیش از عوامل دیگر در گریز نخبگان در جامعه مورد بررسی نقش داشته اند. از نوآوری های این تحقیق بررسی دیدگاه های مهاجران بالقوه و مقایسه این دیدگاه ها با نظر مهاجران بالفعل در مورد عوامل مهاجرت نخبگان و استفاده از ماتریس SWOT  برای تعیین راهکارهای مناسب است.

رقیه پناهی (2012) در مقاله ای با عنوان «عوامل مؤثر بر مهاجرت نخبگان از ایران»، به بررسی موضوع از منظر اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز پرداخته است. از تحلیل یافته های به دست آمده از 80 نفر از پاسخ دهندگان به پرسش این محقق، عوامل مؤثر بر مهاجرت مغزها در دو دسته عوامل دافعه و جاذبه طبقه بندی شد. مهمترین عوامل دافعه عبارت بودند از: فقدان آزادی های مدنی، نارضایتی از وضعیت موجود، نادیده گرفتن یا کم توجهی به متخصصان، فقدان تسهیلات پژوهشی، محیط سیاسی، ارزش قائل نشدن برای دانش، بیکاری، فقدان امنیت شغلی و امیدهای پایین به آینده. همچنین،  مهمترین عوامل جاذبه عبارت بودند از: حقوق بالاتر، احساس آزادی بیشتر، محترم شمردن علم و دانش توسط حاکمان و مسئولان ، داشتن زندگی ذهنی و روحی توأم با صلح و آرامش، امیدواری بیشتر به آینده، اهمیت قائل شدن برای نخبگان در کشورهای توسعه یافته، امنیت شغلی، آزادی اجتماعی و فرهنگی و منزلت اجتماعی بالاتر.

پدرام جواد زاده ( 1394) در تحقیق خود با عنوان  «علل اجتماعی مهاجرت نخبگان ایرانی به دانشگاه های آمریکا»، با استفاده از روش پیمایش در میان دو جامعه آماری ( یکی، 100 نفر از دانشجویان فوق لیسانس و دکترای رشته های فنی که برای ادامه تحصیل و کار به کشور آمریکا مهاجرت نموده بودند و دومی، 150 نفر از دانشجویان دانشگاه های تهران، امیرکبیر و صنعتی شریف) به این نتیجه رسید که متغیر های سبک زندگی حاکم بر جامعه ایران، ساختار روابط اداری مراکز علمی و اجرایی کشور و قوانین اجرایی کشور  به عنوان عوامل دافعه در مبداء و دستیابی به امکانات رفاهی و خدمات شهروندی عرضه شده در خارج و شغل مناسب  به عنوان عوامل جاذبه در مقصد بر مهاجرت نخبگان اثر داشته است.

کیانی و همکاران (1397) با هدف «ارائه مدل ساختاری از عوامل مؤثر بر گرایش به مهاجرت دانشجویان نخبه در دانشگاه سمنان» تلاش داشته­اند تا با استفاده از روش پژوهش توصیفی- همبستگی و مبتنی بر معادلات ساختاری و در جامعه و نمونه آماری شامل دانشجویان (دختر و پسر) استعداد درخشان دانشگاه سمنان (114 نفر) در نیمسال دوم تحصیلی 96-1395 این موضوع را مورد واکاوی قرار دهند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل پرسشنامه محقق‌ساخته و پرسشنامه گرایش به مهاجرت بوده ­است. یافته‌های پژوهش، 7 عامل اصلی را به‌عنوان عوامل مؤثر بر گرایش به مهاجرت دانشجویان نخبه از دانشگاه سمنان نشان داده اند که عوامل علمی- آموزشی و روان‌شناختی به ترتیب بالاترین میانگین را به خود اختصاص داده­اند.

سید خلیل حسینی ( 1398)، در تحقیق خود با عنوان «عوامل موثر بر گرایش نخبگان فرهنگی به مهاجرت به کشورهای توسعه یافته»، با استفاده از روش ترکیبی ( کمی و کیفی)  با محوریت روش کمی و انتخاب 405 نفر از دانشجویان نخبه دانشگاه های دولتی و آزاد در شهر تهران و در روش کیفی انجام مصاحبه های عمیق با 30 نفر از نخبگان مهاجر ساکن آمریکا  و تأکید بر نظریه های جاذبه و دافعه، جهانی شدن، چرخش مغزها و مهاجرت بین المللی نیروی انسانی  و نهایتاً چارچوب نظری پارسونز در چهار بعد نظام اجتماعی ( ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی)، به نتایج زیر دست یافت:

نتایج به دست آمده از مصاحبه های عمیق در بخش کیفی: عدم امنیت شغلی، ناکامی، عدم رفاه اجتماعی، بی توجهی به استعدا د نخبگان، عدم برخورداری از حقوق شهروندی، عدم امنیت اقتصادی و عدم انگیزه تحصیلی به عنوان عوامل دافعه مبداء و سبک زندگی مدرن، امکان پیشرفت تحصیلی، فضای جذب نخبگان و فضای درون خانواده به عنوان عوامل جاذبه مقصد.

نتایج بخش کمی: گرایش نخبگان فرهنگی به مهاجرت به کشورهای توسعه یافته، 56 درصد زیاد، 29 درصد متوسط و 15 درصد کم بوده است. در ضمن گرایش نخبگان به مهاجرت با ابعاد چهار گانه ( اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) جوامع مبداء و مقصد همبستگی دارد و در آزمون رگرسیون این متغیر ها 23 درصد از تغییرات متغیر تابع را تبیین می کنند.

مطالعات خارجی

موراکامی[5] (2010) در پژوهشی با عنوان «فرار مغزها در ژاپن؛ تحلیلی از محققان ژاپنی ساکن در آمریکا» در مورد انگیزه‌‌های مهاجرت با استفاده از نتایج به‌دست آمده از یک نظر سنجی در بین محققان علمی در شانزده دانشگاه و هفت موسسه تحقیقاتی وابسته به موسسات برجسته تحقیقاتی ایالات متحده بررسی کرد. نمونه تحقیق وی شامل افرادی بود که برای انجام دادن تحقیقات در دوره دکتری به آمریکا رفته بودند. نتایج پژوهش نشان داد که مهم‌ترین عامل ایجاد انگیزه در مهاجرت در میان محققان ژاپنی در دسترس بودن محیط تحقیقاتی عالی است که به وسیله سطح پیشرفته توسعه علم و فناوری، بودجه فراوان، کیفیت بالای امکانات و کارکنان، تنوع منابع انسانی، وجود داشتن فرصت بحث آزاد و کاهش مسئولیت برای انجام دادن کارهای گوناگون اندازه‌‌‌گیری شد. همچنین، محیط تحقیقاتی در تصمیم‌گیری به بازگشت به وطن مؤثر بوده است و محققانی که از محیط پژوهش مطلوب لذت برده‌‌اند و سطح رضایت بالایی دارند، به احتمال زیاد به میهن خود بر نمی‌گردند.

 بنگ و میترا[6] (2011)، تحقیقی را با عنوان «فرار مغزها و نهاد‌‌های حکمرانی» انجام دادند و به بررســی اثر نهاد‌‌های کشور مبدأ بر ســطح مهار مهاجران در آمریکا طی دوره زمانی 1988 – 1998 پرداختند. در این مطالعه از 15 متغیر نهادی (شــامل ثبات سیاسی دولت، شــورش‌‌های داخلی و خارجی، کشــمکش‌‌های نژادی، شاخص حمایت از حقوق مالکیت، شاخص عدم فساد، کیفیت بوروکراسی، شکل سرمایه گذاری، دموکراسی، شاخص سیاست و...) برای بررسی اثر کیفیت و ثبات نهادها بر سطح مهارت مهاجران و همچنین تعداد مهاجران در آمریکا اســتفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که متغیر‌‌های ثبات سیاســی دولت، شکل سرمایه‌‌گذاری و کیفیت بوروکراسی در کشور‌‌های مبدأ به‌طور قابل توجهی بر جریان مهاجــرت به آمریکا تأثیر دارد و موجب کاهش این جریان در طول دوره مورد مطالعه شده است. علاوه بر این، تأثیر متغیرهایی نظیر حمایت از حقوق مالکیت و شفافیت به‌طور معناداری موجب کاهش تعداد کل مهاجران و مهاجران دارای مهارت بالا به آمریکا شــده است. لذا عدم حمایت از حقوق مالکیت، یکی از عوامل اصلی مهاجرت نیروی کار ماهر به ایالات متحده محسوب می‌شود.

آکمن[7] (2011) در مقاله‌ای با عنوان «عوامل مؤثر بر مهاجرت بین‌المللی دانشجویان: بررسی و ارزیابی موردی ترکیه» نشان داد که عوامل جاذبه در قصد دانشجویان دانشگاه به مهاجرت، در جنسیت متفاوت و تعداد عوامل جاذبه در دانشجویان مرد از نظر آماری بالاتر از تعداد عوامل جاذبه در زنان دانشجو بوده است. تعداد عوامل جاذبه در قصد دانشجویان برای مهاجرت به‌طور معناداری با تصمیم به کار کردن در خارج، تصمیم به زندگی در خارج و تصمیم به اقامت در خارج رابطه داشت، اما بین عوامل جاذبه در قصد دانشجویان برای مهاجرت با قصد بازگشت به ترکیه، حمایت خانواده، سطح تحصیلات والدین و عملکرد موسسات مطالعاتی تحقیق و توسعه در خارج ارتباطی وجود نداشت.

ریبیارو و همکاران[8] (2013) وضعیت مهاجرت متخصصان حوزه بهداشت و پزشکی را در کشور پرتغال مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها اشاره نمودند که از اوایل دهه 1990 کشور پرتغال مقصد مهاجرت متخصصان حوزه مراقبت‌‌های بهداشتی از دیگر نقاط جهان شده بود، اما این وضعیت در حال حاضر تغییر کرده‌ و به جای اینکه این متخصصان به کشــور پرتغال عزیمت کنند، متخصصان پرتغالی از این کشور مهاجرت می‌ نمایند. آن‌ها علت این امر را عمدتاً به عواملی چون جســتجو برای فرصت‌‌های اشــتغال بهتر و کسب فرصت‌‌های توسعه حرفه‌ای نسبت می‌دهند. آن‌ها اضافه می‌کنند که برخی از مهاجرت‌‌های حوزه پزشکی کشور پرتغال مثل دانش آموختگان رشته پرستاری و دندانپزشکان به دلیل یافتن شــغل، دســتمزد‌‌های پایین در حوزه‌‌های دولتی و خصوصی، سنگینی حجم کار، پاداش غیرمتناسب با عملکرد و دورنمای شغلی ضعیف صورت می‌گیرد.

 لی و مون[9] (2013)، تمایل، دلایل و ترجیجات 717 دانشجوی رشته پرستاری را درکشور کره برای مهاجرت به خارج از کشــور مورد مطالعه قرار دادند. یافته‌‌های تحقیقاتی آن‌ها نشان می‌دهد که حدود 70 درصد پاسخ دهندگان، احتمالاً یا قطعاً به خارج از کشور مهاجرت می‌کنند. تعداد خانم‌‌ها در مقایسه با آقایان، به‌طور معناداری بیشتر بود. 64 درصد پاسخ دهندگان ابراز کردنــد که احتمالاً به کره برمی‌گردند. دو دلیل عمده مهاجرت این مشــارکت کنندگان عبارت بود از: دلیل اقتصادی (حقوق با 7/29 درصد) و توسعه حرفه‌ای (2/28 درصد). بیش از نیمی از این پاسخ دهندگان ترجیح دادند که به ایالات متحده مهاجرت نمایند.

هرکوگ[10]و ون دو لار[11](2017) در مطالعه­ای با عنوان «انگیزه‌‌ها و محدودیت‌‌های رفتن به خارج از کشور برای دانشجویان هندی» با ترکیب داده­های پرسش‌نامه­ای روش کمّی و مصاحبه­ عمیق روش کیفی در پنج دانشگاه هند، به بررسی نقش سوابق و پیشینه­های خانوادگی و فردی دانشجویان، عوامل آکادمیک از نظر علمی و پژوهشی، شبکه­ اجتماعی حضور دانشجویان در فضای آکادمی و اولویت­ و انگیزه­های آنان در انتخاب مکان زندگی در خارج از کشور پرداخته­اند. نوع دانشگاه و رشته تحصیلی، یکی از عوامل قوی پیش‌بینی کننده علت رفتن دانشجویان به خارج از کشور بوده‌ است. افرادی که اهمیت زیادی به عوامل شغلی و کار می‌دهند، فعال­تر می‌باشند. از سوی دیگر، افرادی که تمرکز زیادی بر روی خانواده و روابط دوستی و نیز بر روی امنیت اجتماعی دارند، ترجیح می‌دهند در هند بمانند.

با توجه به پیشینه تحقیق، به نظر می‌رسد از مهم­ترین نقاط قوت تحقیقات انجام شده، تحلیل و کنکاش در تبیین عوامل تأثیرگذار رانشی و کششی بر مهاجرت نخبگان بوده است؛ به طوری که طیف وسیعی از عوامل مؤثر بر پدیده مهاجرت نخبگان، از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و آموزشی و علمی را شامل می شود.

مبانی نظری پژوهش

در زمینه تبیین عوامل موثر بر مهاجرت نخبگان، نظریه های متفاوتی ارائه شده که هریک از آن‌ها به جنبه خاصی از آن پرداخته‌اند. در این بخش مهمترین نظریه های مرتبط با مهاجرت نخبگان ارائه می گردد:

نظریه اورت. اس. لی[12]

اورت. اس. لی اقتصاددانی است که در سال 1966 نظریه­ کلاسیک «جاذبه-دافعه» را مطرح نموده است. وی عوامل مهم و مؤثر در تصمیم­گیری برای مهاجرت بین­المللی را بدین شرح طبقه­بندی کرده است:

  • عوامل مرتبط با حوزه مبدأ مهاجرت (برانگیزنده و بازدارنده)
  • عوامل مرتبط با حوزه مقصد مهاجرت (برانگیزنده و بازدارنده)
  • موانع موجود در جریان مهاجرت از مبدأ به مقصد
  • عوامل شخصی

سه مورد اول به‌صورت شماتیک در نمودار پایین مشخص‌شده است

 

 

 

 

شکل 1: عوامل موجود در محل اولیه و مقصد و موانع مهاجرت از نظر لی (ماخذ: لی، 1996: 50)

نظریه لی به تئوری دافعه و جاذبه معروف است و بر این اساس، در صورت مثبت بودن برآیند عوامل برانگیزنده و بازدارنده،  تمایل به مهاجرت در فرد ایجاد می شود و اگر شخص نتواند این تمایل را از بین ببرد و موانع موجود در جریان مهاجرت نیز تأثیر بازدارنده اعمال نکنند، مهاجرت عینیت می یابد و فرد حرکت خود را از مبدأ به مقصد آغاز می کند. (صادقی­نژاد و مظلوم­خراسانی،  1397: 11).

نظریه پرداز دیگری، به نام  پرتز[13]  سه عامل تعیین کننده فرار مغزها را از هم متمایز کرده است. این عوامل عبارت اند از: عوامل جذب کشور پذیرنده، عوامل دفع کشور مبدأ و عوامل فردی که دو عامل اول در سطح کلان و عامل سوم در سطح خرد می باشد (بندیکت[14] و اکپیر[15] ، 2012: 2425).

الگوی جهان­گرا یا بین­المللی در برابر الگوی ملی­گرا

این الگو توسط جانسون[16]  مطرح شد و از دیگر طرفداران آن می‌توان به گروبل و اسکات[17] اشاره کرد. در این الگو سرمایه انسانی همانند سرمایه فیزیکی، از مناطق یا مشاغلی که دارای بازده پایین‌تری است خارج می‌شود و به سمت مناطق یا مشاغل دارای بازده بیش­تر جریان می‌یابد.

در الگوی جهان‌گرا، پدیده‌ فرار مغزها، نتیجه تأثیر  و عمل بازار جهانی روی سرمایه انسانی و نیروی فکری است. بر این اساس، «سرمایه انسانی از موقعیت  تحصیلی وشغلی ضعیف یا از مناطق جغرافیایی دارای توانمندی پایین به سمت نقطه مقابل آن، یعنی امکانات تحصیلی بالا و مشاغل پردرآمد در مناطق جغرافیایی مناسب‌تر انتقال می‌یابد. چنین جریانی دارای سود دوجانبه برای کشور فرستنده و گیرنده است و بدین ترتیب، در افزایش منابع جهانی تأثیر مثبت می‌گذارد(سیدمیرزایی، 1383: 85-84).

نظریه دوگانگی ساختار

استفاده از نظریه دوگانگی ساختار جهت بررسی مهاجرت نخبگان، تبیین تازه ای است که گروهی از صاحب نظران به پیروی از نظریه دوگانگی ساختار آنتونی گیدنز[18] و استفاده از آن در تبیین مهاجرت بین المللی و فرار مغزها ارائه داده اند (گیدنز 1371 ، به نقل از ارشاد،386:1380). با استنتاج از تبیین گیدنز، کارگزاری انسانی، مجموعه­ای از شبکه پیچیده­ای است که عملی به نام مهاجرت یا به طور کلی فرار مغزها را به ­وجود می آورد و کارگزاران انسانی، کنشگرانی هستند که در اثر شرایط تاریخی- اجتماعی موجود کشور و با گزینش خود، عامل اصلی موضوعی به نام فرار مغزها می شوند. وی چنین می اندیشد که ساختارهای کلان اجتماعی در شکل دادن عمل کارگزاری انسانی تأثیر دارد و کارگزار انسانی در ساختن جامعه به عنوان گسترده ترین ساختار اجتماعی مؤثر است (ارشاد، 1380: 368).

نظریه بحران منزلتی

این رویکرد یک رویکرد فرهنگی– اجتماعی به مقوله مهاجرت نخبگان است. تصمیم به مهاجرت در این رویکرد محصول نوع نگاه نخبگان به شأن و منزلت اجتماعی خود در جامعه است. منزلت اجتماعی نیز دارای دو جنبه است:

الف) جنبه عینی که به رفاه و معیشت و سبک زندگی و میزان برخورداری آن­ها از مواهب و مزایای اجتماعی مربوط می شود.

ب) جنبه ذهنی و ادراکی که به برداشت نخبگان و جامعه از شأن و منزلت و جایگاه آنان برمی گردد و به این مقوله حالت نسبی می دهد.

چنانچه از نظر شاخص های عینی، این گروه واقعا در رفاه نباشند و منزلت و جایگاه در خور شأن نداشته باشند و نگرش و برداشت عمومی نیز اینچنین باشد، فرد نخبه ممکن است تصمیم به مهاجرت به مکانی بگیرد که فضای عمومی اجتماعی در آن، جایگاه و منزلت بالاتری برای فرهیختگان و متخصصان قائل است(گلد اسمیت[19]، 1996، به نقل از سلمانی و شریعت:164 :1397).

نظریه سرمایه انسانی

   این نگرش با تلقی مهارت و تخصص انسان به عنوان کالایی در بازار عرضه و تقاضای کار، به تحلیل مهاجرت می پردازد. منظور آن است که نیروی انسانی متخصص برای دستاوردهای بهتر، از جایی به جای دیگر می رود تا بیشترین بازدهی را داشته باشد. بنابراین تصمیم گیری افراد متخصص به کوچ به مثابه نوعی تصمیم گیری برای سرمایه گذاری و بهره برداری از آن تلقی می شود. این نگرش چون مهارت انسانی را صرفا به عنوان کالایی اقتصادی می انگارد، در تبیین جنبه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جذب و به کارگیری نخبگان و جابجایی نیروی انسانی نخبه باز می ماند، بویژه اینکه مهاجرت را تنها در سطح جامعه شناسی خرد می نگرد و جنبه های کلان جامعه شناختی را مورد توجه قرار نمی دهد (ارشاد،1380 : 372).

چارچوب نظری پژوهش

تقریباً تمام نظریه پردازان، عوامل مؤثر بر مهاجرت سرمایه انسانی را به دو بخش تقسیم می کنند: عوامل رانش در مبدأ و عوامل مؤثر کشش در مقصد.کسانی که به این عوامل توجه می کنند، لزوماً در چارچوب نظریه جذب و دفع که اولین بار « لی» آن را ارائه داد، قرار نمی گیرند. برخی از نظریات علل مهاجرت را عوامل اقتصادی مانند پایین بودن سطح درآمد می دانند و برخی دیگر علت این امر را در قوی بودن کشش و جذب در کشور مقصد و دافعه در کشور مبدأ در نظر می گیرند. برخی دیگر از نظریات بر عوامل خارجی تأکید بیشتری دارند. این دسته از نظریه پردازان بیشتر بر عوامل کششی در کشورهای مهاجرپذیر تأکید دارند. در این تحقیق برای تنظیم چارچوب نظری و فرضیات تحقیق، از نظریات «جاذبه دافعه» اورت لی و پرتز، «الگوی جهان گرای» جانسون مبنی بر مهاجرت سرمایه انسانی و نیروهای فکری از مناطق جغرافیایی دارای توانمندی پایین به سمت مناطق با امکانات تحصیلی و شغلی بالاتر،  نظریه «دوگانگی ساختاری» آنتونی گیدنز در مورد عملکرد ساختارهای کلان اجتماعی در شکل دادن به عمل کارگزار انسانی در تصمیم گیری برای مهاجرت،  نظریه «بحران منزلتی» گلد اسمیت و تأکید او بر نوع نگاه نخبگان به شأن و منزلت عینی و ذهنی اجتماعی خود در جامعه-  به این معنا که چنانچه از نظر شاخص های عینی، این گروه واقعا در رفاه نباشند و منزلت و جایگاه در خور شأن نداشته باشند و نگرش و برداشت عمومی نیز اینچنین باشد، فرد نخبه ممکن است تصمیم به مهاجرت به مکانی بگیرد که فضای عمومی اجتماعی در آن، جایگاه و منزلت بالاتری برای فرهیختگان و متخصصان قائل است- و بالاخره نظریه «سرمایه انسانی» که معتقد است نیروی انسانی متخصص برای دستاوردهای بهتر، از جایی به جای دیگر می رود تا بیشترین بازدهی را داشته باشد، استفاده کرده ایم.

سن– جنس- محل تولد-وضعیت تاهل – رشته تحصیلی- گروه تحصیلی- آخرین مدرک تحصیلی -محل اخذ آخرین مدرک تحصیلی -سابقه اشتغال-وضعیت اشتغال- طول مدت اقامت در خارج

عوامل فردی و جمعیتی

توجه به حقوق شهروندی،

امکانات زندگی- فضای آزاد فکری، سیاسی و فردی،  امنیت اجتماعی - سیاسی، فرصت های پیشرفت - شایسته سالاری، وجود فرصت های اجتماعی، آزادی های اجتماعی فرهنگی

عوامل اجتماعی در مبدا و مقصد

گرایش به مهاجرت

عوامل مداخله‌گر در مبدا و مقصد

 

عوامل زیر ساختی- عوامل مدیریتی- عوامل قانونی

عوامل اقتصادی در مبدا و مقصد

امکانات شغلی، فرصت های پیشرفت، وضع درآمد، امنیت شغلی، وجود یا عدم فرصت های ارتقاء شغلی ، توسعه مهارت های حرفه ای تخصصی، ، امنیت اقتصادی

عوامل علمی در مبدا و مقصد

 

 

مقصد

مشکلات علمی در ارتباط با بازار کار- مشکلات علمی مرتبط با دانشگاه ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2: مدل نظری تحقیق

 

فرضیه های پژوهش

فرضیه های پژوهش که در پرتو چارچوب و مدل نظری تحقیق فرموله شده‌اند، عبارت اند از:

  • عوامل اقتصادی در مبدأ و مقصد در گرایش (تمایل) نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد.
  • عوامل اجتماعی در مبدأ و مقصد در گرایش (تمایل) نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد.
  • عوامل علمی- پژوهشی در مبدأ و مقصد در گرایش (تمایل) نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد.
  • عوامل ‌مداخله‌گر در مبدأ و مقصد در گرایش (تمایل) نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد.
  • عوامل فردی و جمعیتی (جنسیت، سن، وضعیت تاهل، محل تولد، رشته تحصیلی، مقطع تحصیلی، محل اخذ مدرک تحصیلی، وضعیت اشتغال و سابقه اشتغال، اقامت در خارج از کشور) در گرایش (تمایل) نخبگان به مهاجرت از کشور تأثیر دارد.

روش شناسی پژوهش

 به لحاظ روش‌شناختی، این مطالعه ترکیبی از روش کیفی و کمی است. جامعه آماری تحقیق را اعضای «بنیاد ملی نخبگان» در سال 1397 تشکیل می‌دهند، شامل سه دسته: 1- دانشجویان، 2- فارغ‌التحصیلان، 3- برگزیدگان رویدادهای نخبگانی که تعداد آنها بنا به اعلام «بنیاد  ملی نخبگان» تقریباً 3000 نفر (2000 نفر مرد و 1000 نفر زن) است.

 در بخش کیفی تحقیق با رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی سعی شده ‌است از طریق فنون مصاحبه نیمه ساختار یافته، داده‌ها گردآوری و سپس با استفاده از استراتژی نظریه‌ زمینه‌ای تحلیل شوند. روش انتخاب شرکت­کنندگان، نمونه­گیری هدفمند[20]است. در این بخش 22 مصاحبه‌ نیمه ساختار یافته با جامعه هدف انجام شد. سوالات اصلی و محوری برای مصاحبه شامل موارد زیر بود:

به ‌نظر شما چرا نخبگان مهاجرت می کنند؟ چه عوامل اقتصادی- اجتماعی و علمی- پژوهشی در مبداء و مقصد سبب مهاجرت نخبگان می شود؟

نتایج به دست آمده از مصاحبه‌های عمیق، با روش استقرایی کد گذاری باز شد (تحلیل محتوایی متعارف) و کدهای باز براساس معانی مشترک ظاهری و مقایسه‌ مداوم در قالب زیر طبقه و طبقه های فرعی و اصلی دسته‌بندی گردیدند. سپس بر اساس نتایج به دست آمده از این مرحله پرسشنامه بخش کمی تنظیم گردید.

در بخش کمی روش مورد استفاده، پیمایش[21] بود. برای جمع‌آوری اطلاعات لازم، از تکنیک پرسشنامه استفاده شد. در این بخش از تحقیق با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 183 نفر محاسبه شد. از آن جا که قصد بر آن بود که با اعتبار بالایی این تحقیق صورت گیرد، حجم نمونه مورد مطالعه 200 نفر در نظر گرقته شد. برای گزینش نمونه های تحقیق، از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شده است. روایی  سوالات پرسشنامه  از نوع روایی سازه می باشد و پایایی[22] آن از طریق محاسبه‌ ضریب آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرارگرفت. آلفای کرونباخ برای متغیرهای تمایل به مهاجرت، عوامل اقتصادی در مبدا و مقصد،  عوامل اجتماعی در مبدا و مقصد، عوامل علمی- پژوهشی در مبدا و مقصد و عوامل مداخله گر در مبدا و مقصد به ترتیب برابر 79/0، 76/0، 78/0، 72/0، 75/0، 84/0، 82/0، 74/0 و 70/0 به‌دست آمد که چون همه آنها بیش از 70/0 می باشند، لذا گویه های  مربوط به هریک از شاخص‌ها از پایایی لازم برخودار هستند. پس از گردآوری داده‌های مورد نیاز، تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه ها با استفاده از نرم افزار Spss  انجام شد.

تعریف متغیرهای پژوهش

تمایل به مهاجرت

 تمایل، نوعی گرایش یا آمادگی زمینه ای و سازمان یافته برای اندیشیدن، احساس، ادراک و رفتار کردن نسبت به یک موضوع شناختی است و می توان گفت آن ساختار پایداری از باورهاست که افراد را برای رفتار انتخابی مانند مهاجرت آماده می سازد. به منظور سنجش این متغیر از 9 گویه که بر اساس طیف لیکرت طراحی شده، استفاده گردید.

عوامل اقتصادی در مبدا

 شاخص هایی که برای بررسی این متغیر به کار رفته اند عبارت اند از: عدم تعادل هزینه و درآمد در ایران و وجود فسادهای مالی در کشور که با 15 گویه مورد سنجش قرار گرفته اند.

عوامل اقتصادی در مقصد

شاخص های مورد سنجش عبارت اند از: امکانات زندگی، احساس امنیت اقتصادی وفرصت های رشد و پیشرفت، بالا بودن درآمد نخبگان در کشورهای پیشرفته و وجود امکانات رفاهی بیشتر در این کشورها  که با 12 گویه مورد سنجش قرار گرفته اند.  

عوامل اجتماعی در مبدأ

 شاخص های این مقوله عبارت اند از: عدم امنیت، احساس امنیت فردی و اجتماعی، فرصت های رشد و پیشرفت و شایسته سالاری  که با 10 گویه مورد سنجش قرار گرفته اند.

عوامل اجتماعی در مقصد

با شاخص احساس آزادی تفکر و اندیشه که توسط 4 گویه سنجش شده است.

عوامل علمی- پژوهشی در مبدا

 شاخص های سنجش این عوامل کارا نبودن سیستم آموزشی، ضعف مدیریت دولتی در فعالیت های تحقیقاتی، نظام آموزشی و اداری ناکارآمد و نگرش نسبت به جایگاه علم و پژوهش در ایران هستند که توسط 9 گویه مورد سنجش قرار گرفته اند.

عوامل علمی- پژوهشی در مقصد

 با شاخص تسهیلات تحقیق در مقصد که با 3 گویه سنجیده شده است.

 میزان استفاده از رسانه، تعهد(ملی، سیاسی، ارزشی)، کاهش عرق ملی به وطن و احساس نا امیدی نسبت به آینده خود، شاخص های انتخابی برای سنجش عوامل مداخله گر در مبداء هستند که با 9 گویه سنجیده شده اند.

عوامل مداخله گر در مقصد

 شاخص انتخابی میزان ارتباط با خارج می باشد که با 2 گویه مورد سنجش قرار گرفته است.

 

یافته های پژوهش

یافته های بخش کیفی

با استفاده از نظریه‌ زمینه‌ای(GT) و انجام مصاحبه‌های عمیق با 22 نفر از اعضای جامعه هدف، اطلاعات لازم جمع‌آوری و طی مراحل کدگذاری باز، محوری وگزینشی مورد کدگذاری و دسته بندی قرارگرفتند. در بخش کد گذاری باز 107 مفهوم استخراج شد. در مرحله کد گذاری محوری با مقایسه مفاهیم مختلف، زمینه‌های مشترک بیشتری میان آن‌ها کشف شد که امکان طبقه‌بندی مفاهیم مشابه در قالب طبقه‌بندی‌های یکسان را فراهم‌کرد. با استفاده از تکنیک مقایسه پایدار، زمینه ظهور ابعاد مشترک مفاهیم که همان کدگذاری محوری است امکان پذیر گردید. حاصل این مرحله از فرایند پژوهش، شکل‌گیری "مولفه ها" است. در آخرین مرحله کد گذاری، وجوه مشترک مولفه‌های به دست‌آمده از مراحل قبلی، شناسایی شدند و با توجه به اشتراکات آن‌ها، در دسته بندی کلی‌تری سامان‌دهی شدند که نتیجه آن را می‌توان در جدول زیر مشاهده کرد.  با مراجعه به این جدول مشاهده می‌شود که عوامل اقتصادی شامل: (مشکلات کاری، مالی و رفاهی، سرمایه گذاری و بودجه های پژوهشی)، عوامل اجتماعی – فرهنگی شامل: (مشکلات اجتماعی فرهنگی در سه بعد : برخورد با نخبگان، فضای عمومی و ارتباط نخبگان در برخورد با جامعه)،  عوامل علمی – پژوهشی شامل: (مشکلات علمی در ارتباط با بازار کار و در ارتباط با دانشگاه ها)،  عوامل مدیریتی شامل: (مشکلات ساختاری، اداری، انتصاب مدیران ، برنامه ریزی و مدیریت علمی پژوهشی)،  عوامل قانونی شامل: (مشکلات موجود در وضع و اجرای قوانین)و عوامل زیرساختی شامل: (مشکلات موجود در پژوهش و تحقیقات، زیرساخت‌های ارتباطی، اطلاعات، تکنولوژی و مشکلات مربوط به نگرش مدیران ) درگرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور موثر هستند. چنانکه ملاحظه می شود نخبگان مورد مطالعه در بخش کیفی یعنی مصاحبه های عمیق با پاسخهای تشریحی خود، بیشتر به عوامل و مشکلات موجود در کشور ( یعنی عوامل دافعه) در ابعاد مختلف برای گرایش و انگیزه نخبگان به مهاجرت خارج از کشور اشاره کرده اند.

جدول 1: مقوله ها و مولفه ها مربوط به تمایل نخبگان به مهاجرت خارج از کشور بر اساس نتایج مطالعه کیفی

مقوله ها

مولفه ها

عوامل اقتصادی

مشکلات کاری نخبگان در ایران

مشکلات مالی و رفاهی نخبگان در ایران

مشکلات وضعیت سرمایه گذاری در ایران

مشکلات مربوط به بودجه پژوهشی در ایران

عوامل اجتماعی و فرهنگی

مشکلات اجتماعی و فرهنگی در برخورد با نخبگان در ایران

مشکلات اجتماعی و فرهنگی عمومی در ایران

مشکلات اجتماعی و فرهنگی نخبگان در برخورد با جامعه در ایران

عوامل علمی- پژوهشی

مشکلات علمی در ارتباط با بازار کار در ایران

مشکلات علمی در ارتباط با دانشگاه ها در ایران

عوامل مدیریتی

مشکل ساختاری

مشکلات در ادارات

مشکل در انتصاب مدیران

مشکلات در برنامه ریزی

مشکلات در مدیریت علمی پژوهشی

عوامل قانونی

مشکلات در وضع قوانین در ایران

مشکلات در اجرای قوانین در ایران

عوامل زیر ساختی

مشکلات در پژوهش و تحقیقات در ایران

مشکلات در زیر ساخت های ارتباطی در ایران

مشکل در زیر ساخت اطلاعات در ایران

مشکلات در زیر ساخت فناوری در ایران

مشکلات مربوط به نگرش مدیران در ایران

یافته های بخش کمی

در بخش کمی تحقیق، عوامل مؤثر بر گرایش نخبگان به مهاجرت در 5 بعد، عوامل فردی و جمعیتی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل علمی- پژوهشی و عوامل مداخله‌گر در مبدا و مقصد مورد ارزیابی قرارگرفته‌اند. در ابتدا سیمایی از وضعیت جمعیت‌شناختی پاسخگویان در جدول زیر ارائه می‌گردد:

جدول 2: ویژگی های جمعیتی پاسخگویان

متغیر

گزینه

درصد

جنس

زن

46

مرد

54

سن

کمتر از 20 سال

8

20-24

5/51

25-30

5/18

بالاتر از 30 سال

22

وضع تأهل

مجرد

5/82

متأهل

17

بدون همسر ( طلاق یا فوت)

5/0

رشته تحصیلی

علوم پزشکی

5/28

فنی مهندسی

23

علوم پایه

27

علوم انسانی

16

هنر

5/5

مقطع تحصیلی

کارشناسی

5/19

کارشناسی ارشد

5/33

دکتری

27

دکتری تخصصی و بالاتر

20

وضعیت فعالیت

شاغل

14

دانشجو

71

دانشجو و شاغل

10

بیکار

4

بیکار قبلا شاغل

1

نتایج به‌دست آمده از وضعیت جمعیت‌شناختی پاسخ‌گویان نشان داد که 46 درصد آن ها زن و 54 درصد مرد بودند که در این میان 8 درصد کمتر از 20 سال، 5/51 درصد 20 تا 25 سال، 5/18 درصد 25 تا 30 سال و 22 درصد از آن‌ها بالاتر از 30 سال سن داشتند. همچنین، 5/82 درصد آنان مجرد، 17 درصد متاهل و 5/0 درصد آن‌ها بدون همسر در اثر طلاق یا فوت بوده‌اند و 5/28 درصد نخبگان در رشته علوم پزشکی، 23 درصد فنی مهندسی، 27 درصد علوم پایه، 16 درصد علوم انسانی و 5/5 درصد در رشته هنر تحصیل کرده‌اند. همچنین از نظرمقطع تحصیلی،  5/19 درصد کارشناسی، 5/33 درصد کارشناسی ارشد، 27 درصد دکتری و 20 درصد دکتری تخصصی و بالاتر بودند. از نظر وضع فعالیت، 14 درصد شاغل، 71 درصد دانشجو، 10 درصد دانشجو و شاغل، 4 درصد بیکار و 1 درصد بیکار قبلا شاغل بودند.

در ادامه نتایج مربوط به متغیر تابع یعنی گرایش به مهاجرت و متغیر های مستقل  ارائه می گردند. برای سنجش هر یک از متغیرها (متغیر تابع و متغیر های مستقل) تعدادی عبارت (گویه) در سطح سنجش ترتیبی و در قالب طیف ۵ قسمتی از  خیلی زیاد تا  خیلی کم  مورد سنجش قرارگرفتند. برای سنجش تمام این ابعاد ، 73 گویه طراحی شده ‌است.

پس از جمع آوری اطلاعات، برای ساختن شاخص تمایل به مهاجرت و 8 شاخص مربوط به مبداء و مقصد، نتایج مربوط به گویه های  هر یک از عوامل با یکدیگر ترکیب شد و سپس دامنه به دست آمده به پنج دسته خیلی زیاد، زیاد، متوسط،  کم و خیلی کم تقسیم گردید. از تلفیق نتایج مربوط به گویه ها شاخص عوامل  فوق ساخته شد که نتایج آن در جدول زیر ارائه شده است:

جدول3:  توزیع درصد نظر پاسخگویان در مورد میزان تمایل به مهاجرت و عوامل مربوط به مبداء و مقصد

ردیف

متغیر ها

خیلی زیاد

زیاد

متوسط

کم

خیلی کم

میانگین

  1.  

گرایش به مهاجرت نخبگان از کشور

15

22

41

15

7

23/3

  1.  

عوامل اقتصادی در مبدا

5/14

9

5/51

17

8

05/3

  1.  

عوامل اقتصادی در مقصد

3

5/8

5/23

5/10

5/54

95/1

  1.  

عوامل اجتماعی در مبدا

9

21

48

5/14

5/7

09/3

  1.  

عوامل اجتماعی در مقصد

12

20

5/50

5/12

5

16/3

  1.  

عوامل علمی پژوهشی در مبدا

5/9

16

5/46

25

3

04/3

  1.  

عوامل علمی پژوهشی در مقصد

38

5/21

5/29

45

5/6

8/3

  1.  

عوامل مداخله‌گردر مبدا

13

5/34

22

5/16

14

16/3

  1.  

عوامل مداخله‌گردر مقصد

14

5/19

5/51

5/9

5/5

27/3

چنان که ملاحظه می‌شود میانگین میزان تمایل نخبگان پاسخگو به مهاجرت خارج از کشور برابر 23/3 بوده،  یعنی در حد بالاتر از حد متوسط است (حدود 40 درصد از پاسخگویان در حد زیاد ، 41 درصد در حد متوسط و 22 درصد در حد کم تمایل به مهاجرت خارج از کشور داشتند). میانگین نمره  8 شاخص، عوامل اقتصادی در مبدا و مقصد، عوامل اجتماعی در مبدا و مقصد، عوامل علمی پژوهشی در مبدا و  مفصد  و عوامل مداخله‌گر در مبدا  و مقصد به ترتیب برابر است با 05/3، 95/1، 09/3، 16/3، 04/3، 80/3، 16/3 و 27/3. با توجه به این ارقام می‌توان گفت که عوامل علمی- پژوهشی و عوامل مداخله‌گر در مقصد دارای بیشترین نمره میانگین هستند و در عوض عوامل اقتصادی در مقصد و عوامل علمی- پژوهشی در مبداء دارای کمترین نمره میانگین می‌باشند.

نتایج کلی آزمون فرضیات پژوهش

در این مطالعه چون متغیر تابع در سطح متغیر کمی و متغیر های مستقل در سطح  متغیر های رتبه ای هستند، برای آزمون فرضیات تحقیق،  از آزمون آنالیز واریانس( آزمون F) استفاده  شده که نتایج آن به شرح جدول زیر است.

 ملاک رد یا قبول فرضیه ها در این آزمون، سطح معناداری (sig)  در جدول خروجی است. اگر 05/0 >sig باشد، فرض صفر را رد و  فرض یک تأیید می گردد. در صورت رد شدن فرض صفر نتیجه می گیریم که تفاوت بین میانگین های گروه در سطح 5 درصد (با 95درصد اطمینان) معنادار است.

جدول4: نتایج آزمون فرضیه های تحقیق

ردیف

فرضیات

F

Sig

  1.  

عوامل اقتصادی در مبداء در گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد

13/1

34/0

  1.  

عوامل اقتصادی در مقصد در گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد

31/1

27/0

  1.  

عوامل اجتماعی در مبداء در گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد

1/7

00/0

  1.  

عوامل اجتماعی در مقصد در گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد

08/7

00/0

  1.  

عوامل علمی پژوهشی در مبداء در گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد

29/0

88/0

  1.  

عوامل علمی پژوهشی در مقصد در گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد

24/9

00/0

  1.  

عوامل مداخله گر در مبداء در گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد

48/1

21/0

  1.  

عوامل مداخله گر در مقصد در گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تأثیر دارد

11/3

01/0

با توجه به جدول فوق می‌توان نتیجه گرفت چهار فرضیه تأثیر عوامل اجتماعی در مبدا و مقصد، عوامل علمی در مقصد و عوامل مداخله‌گر در مقصد بر تمایل نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تایید و سایر فرضیه‌ها رد می‌شوند.

آزمون رگرسیون و تحلیل مسیر

 در این بخش به منظور  تعیین ضرایب تأثیر متغیر های مستقل بر متغیر تابع  (گرایش به مهاجرت) و معادله خط همبستگی از آزمون رگرسیون استفاده شده که نتایج تحلیل رگرسیونی در زیر ارائه می گردد:

جدول 5: خلاصه مدل رگرسیونی

مدل

ضریب همبستگی

ضریب تعیین

ضریب تعیین استاندارد شده

ضریب خطا

1

534/0

286/0

245/0

62694/0

 طبق جدول فوق می توان گفت متغیرهای مستقل در تغییرات تمایل به مهاجرت نخبگان مورد مطالعه با 534/0= R  ، تاثیر معنادار (044/0= sig) دارند و ضریب تعیین یا R2  برابر است با  286/0= R2  یعنی این متغیرها می توانند حدود 29 درصد از تغییرات متغیر تابع یعنی تمایل به مهاجرت را تبیین نمایند.

طبق نتایج جدول رگرسیون مشاهده می گردد که  عوامل  اجتماعی در مبداء به صورت معکوس و عوامل اجتماعی  و علمی در مقصد به طور مستقیم بر تغییرات میزان گرایش نخبگان به مهاجرت تأثیر دارند و شکل عمومی معادله خط رگرسیون به صورت زیر می باشد:

Y 61/2 =–  436/0( عوامل اجتماعی در مبداء) +270/0 (عوامل اجتماعی در مقصد) +234/0(عوامل علمی در مقصد )

در ادامه برای سنجش تأثیرات غیر مستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر تابع، از روش تحلیل مسیر استفاده نموده و براساس آن مدل تجربی تحقیق رسم شده ‌است.

جدول 6: ضرایب رگرسیونهای مداخله گر در تغییرات میزان گرایش  نخبگان به مهاجرت

متغیر های پیش بین

ضریب استاندارد نشده بتا

معیار خطا

ضریب استاندارد شده بتا

t

Sig

ضریب ثابت

61/2

995/0

 

623/2

01/0

عوامل اقتصادی در مبداء

191/0

26/0

065/0

735/0

463/0

عوامل اقتصادی در مقصد

019/0-

077/0

021/0-

24/0-

81/0

 عوامل اجتماعی در مبداء

436/0-

156/0

234/0-

791/2-

006/0

 عوامل اجتماعی در مقصد

27/0

097/0

226/0

787/2

006/0

عوامل علمی پژوهشی در مبداء

029/0

14/0

017/0

06/2

837/0

 عوامل علمی پژوهشی در مقصد

234/0

082/0

246/0

864/2

005/0

 عوامل مداخله گر در مبداء

183/0-

162/0

083/0-

1132/1-

26/0

عوامل مداخله گر در مقصد

047/0-

077/0

05/0

602/0

548/0

 

 

شکل 3: مدل تجربی تأثیر متغیرهای مستقل بر میزان تمایل نخبگان به مهاجرت خارج از کشور

طبق نمودار فوق، عوامل علمی در مقصد با بیشترین ضریب تاثیر(246/0) به صورت مستقیم بر میزان تمایل نخبگان به مهاجرت تاثیر دارد. پس از آن دو عامل اجتماعی در مبداء و اجتماعی در مقصد با ضرایب تاثیر (234/0-) و (226/0)  به  ترتیب به  صورت معکوس و مستقیم بر میزان تمایل نخبگان به مهاجرت خارج از کشور تاثیر دارند؛ به طوری که هرچه نمره عوامل اجتماعی در مبداء کاهش می یابد، میزان تمایل نخبگان به مهاجرت بیشتر می شود و بالعکس هر چه نمره عوامل اجتماعی در مقصد بیشتر باشد، تمایل به مهاجرت نیز افزایش می‌یابد. در ضمن عوامل مداخله‌گر در مقصد و عوامل علمی در مبدا به طور غیرمستقیم بر میزان تمایل نخبگان به مهاجرت تأثیر دارند.

 

جدول 7: ضرایب تاثیر مستقیم، غیرمستقیم  و کل متغیرهای مداخله گر در تغییرات تمایل به مهاجرت

نام متغیر

ضریب تأثیر مستقیم

ضریب تأثیر غیر مستقیم

ضریب تأثیر کل

عوامل علمی در مقصد

246/0

 

246/0

عوامل اجتماعی در مبداء

234/0

 

234/0

عوامل اجتماعی در مقصد

226/0

 

226/0

عوامل مداخله گر در مقصد

 

16/0

16/0

عوامل علمی در مبداء

 

058/0

058/0

کل

706/0

218/0

924/0

طبق یافته‌های جدول بالا که ضرایب تأثیر مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای مستقل بر میزان تمایل نخبگان به مهاجرت را نشان می‌دهد، سه متغیر، عوامل علمی در مقصد، عوامل اجتماعی در مبداء و مقصد به ترتیب با ضرایب تأثیر 246/0 ، 234/0 و 226/0، به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر تغییرات میزان تمایل  نخبگان به مهاجرت تأثیر دارند. در ضمن عوامل مداخله‌گر در مقصد و عوامل علمی در مبدا به طور غیر مستقیم بر میزان تمایل بر مهاجرت تأثیرگذارند و ضریب تاثیر کل متغیر های مستقل بر متغیر تابع برابر 924/0 می‌باشد.

 بحث و نتیجه گیری

   نخبگان، سرمایه‌ها و عامل حیاتی در فرایند توسعه جامعه محسوب می‌شوند. مهاجرت آن‌ها از کشورهای کمتر توسعه‌یافته به کشورهای توسعه‌یافته برای کشورهای مبدا بسیار زیان آفرین است. از این جهت بررسی عوامل اجتماعی- اقتصادی موثر بر میزان گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور از مسائل اصلی جامعه امروز ایران است. در این تحقیق، پاسخ نخبگانی مورد تحلیل قرار گرفته که دارای عنوان نخبگی و تحت حمایت «بنیاد ملی نخبگان» در سال 1397 هستند. روش تحقیق، ترکیبی(کیفی و کمی) است. در بخش کیفی تحقیق 22 مصاحبه‌ نیمه ساختار یافته از جامعه هدف، حول محورهای چارچوب نظری تحقیق انجام شد. حجم نمونه به اشباع نظری سوال‌های مورد بررسی بستگی داشت و روش انتخاب شرکت­کنندگان چه در مصاحبه­های گروه کانونی و چه مصاحبه­های فردی، روش نمونه­گیری هدفمند بود. در بخش داده‌های کیفی، با استفاده از نظریه‌ زمینه‌ای(GT) و با اجرای مراحل کد گذاری باز، محوری و گزینشی نتایج به دست آمده مقوله بندی شدند. عمده ترین  عوامل و مشکلات برشمرده توسط پاسخگویان در مورد تمایل نخبگان به مهاجرت خارج از کشور عبارت اند از: مشکلات اقتصادی  در زمینه کاری، مالی و رفاهی، سرمایه گذاری و بودجه های پژوهشی، مشکلات اجتماعی و فرهنگی در برخورد با نخبگان و فرهنگ عمومی، مشکلات علمی- پژوهشی در دستیابی به بازار کار مطلوب و مراکز علمی- پژوهشی در دانشگاه ها، مشکلات مدیریتی در ساختار ادارات، انتصاب مدیران و مشکلات برنامه ریزی، مشکلات قانونی در وضع و اجرای قوا نین، مشکلات زیرساختی در پژوهش و تحقیقات و زیر ساخت های ارتباطی، اطلاعاتی و فناوری .

در بخش کمی تحقیق، نتایج  نشان داد که حدود 40 درصد از پاسخگویان در حد زیاد، 41 درصد در حد متوسط و 22 درصد در حد کم تمایل به مهاجرت خارج از کشور داشتند. مقایسه این یافته ها با نتیجه تحقیق ارشاد و حمایت خواه ( 1386) که 5/92 درصد پاسخگویان تمایل به مهاجرت داشتند، تا حدودی مشابه است و علت تفاوت ارقام ناشی از  درجه بندی نکردن میزان تمایل در تحقیق ارشاد و حمایت خواه می باشد.

   بررسی روابط چند متغیری میان تک تک متغیرهای اصلی و متغیر وابسته نشان داد که 4 متغیر(عوامل اجتماعی در مبدا و مقصد، عوامل علمی در مقصد و عوامل مداخله گر در مقصد) بر متغیر گرایش به مهاجرت تأثیر دارند. نتایج حاصل از بررسی روابط چند متغیری میان متغیرها از طریق تحلیل رگرسیونی، نشان داد که عوامل علمی در مقصد (شامل  وجود فضای مناسب برای بروز لیاقت ها و شایستگی های تحصیلی، رشد کیفی آموزشی و وسعت گرایش های علمی در دانشگاه های خارج) با بیشترین ضریب تاثیر (246/0) به صورت مستقیم بر میزان تمایل به مهاجرت تاثیر دارد. این یافته با نظریه الگوی جهان گرای جانسون و نظریه سرمایه انسانی انطباق دارد. همچنین با نتایج یافته های حسینی( 1398) و مورکامی ( 2010) هم خوانی دارد.  پس از آن عوامل اجتماعی در مبداء (شامل پرتنش بودن فضای سیاسی، فقدان آزادی بیان، مساوی نبودن فرصت های ارتقا، در حاشیه قرار داشتن افراد تحصیل کرده و نخبه، عدم دخالت مهارت و شایستگی در جذب و استخدام ها، عدم امنیت اجتماعی و عدم امکان بروز شایستگی ها) با ضریب تاثیر 234/0 بر میزان تمایل به مهاجرت نخبگان تأثیر داشته است. این یافته با نظریه های دوگانگی ساختاری و بحران منزلتی هماهنگی دارد. در ضمن با نتایج یافته های جواهری و سراج زاده (1384)، صالحی عمران ( 1385)، ارشاد و حمایت خواه ( 1386)، پناهی( 2012)، حسینی (1398) و مورکامی( 2010)  مشابه است. عوامل اجتماعی در مقصد (شامل قابل احترام بودن عقاید افراد، منزلت بالای اجتماعی تحصیل کردگان و امکان ابراز عقاید سیاسی) با ضریب تأثیر  226/0 به صورت مستقیم بر میزان تمایل به مهاجرت نخبگان تاثیر داشته است. این یافته، نظریات دوگانگی ساختاری و بحران منزلتی را تأیید می نماید. همچنین موٌید یافته های ارشاد و حمایت خواه ( 1386)، فلاحی (1392)، پناهی (2012) و مورکامی (2010) است.  در ضمن عوامل مداخله گر در مقصد (شامل ترغیب اقوام و دوستان و شرکت در کنفرانس ها) و عوامل علمی در مبدا (شامل کمبود امکانات آموزشی، وجود مشکلات پژوهشی و فقدان فضای علمی) به طور غیر مستقیم بر تمایل به مهاجرت پاسخگویان تاثیر دارند. این یافته با نتایج صالحی عمران ( 1385) و پناهی( 2012)  مبنی بر نبود تسهیلات لازم برای پژوهش همخوان است.

در جمع بندی کلی می توان گفت که عمده ترین عامل موثر بر تمایل نخبگان به مهاجرت خارج کشور، ضعف فضاهای علمی و پژوهشی در کشور در مقایسه با امکانات و فضاهای علمی و پژوهشی در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی کشورهای توسعه یافته  و عدم توجه به تخصص و شایستگی افراد در مشاغل و به کار گیری افراد است.  اساساً افراد نخبه به دلیل فقدان فضاهای کافی برای رشد و شکوفایی استعداد های خود و همچنین بها ندادن به پتانسیل های فعلی آنها در کشور تمایل به مهاجرت دارند.

پیشنهادها

   با توجه به نتایج به دست آمده می توان، راهکارهای زیر را جهت جلوگیری از مهاجرت نخبگان برشمرد:

  • تقویت و توسعه همه جانبه فضاهای علمی و پژوهشی کشور؛
  • اصلاح ساختار و رویه های اداری مراکز علمی و اجرایی و همچنین بازنگری در قوانین جاری در کشور به نحوی که مسیر برای انجام فعالیت های علمی و تحقیقاتی مورد نیاز نخبگان هموار گردد؛
  • ایجاد بستر رشد و پیشرفت برای نخبگان کشور مبتنی بر نظامی شایسته سالاری؛
  • عموم نخبگان پاسخگو به اهمیت دستیابی به امکانات رفاهی و خدمات شهروندی عرضه شده در خارج از ایران تاکید کرده اند. بدون شک برای نگهداری این سرمایه های ارزشمند باید امکانات رفاهی، امنیت شغلی و طرح های حمایتی ویژه نخبگان تقویت گردد؛
  • هدایت نخبگان به مشاغل هماهنگ با تخصص آنها.

 

 

  • منابع

    • ارشاد، فرهنگ. (1380). «مبانی نظری فرار مغزها بر حسب شکل های مختلف آن در شرایط کنونی».نامه انجمن جامعه شناسی ایران. شماره3: 43-60.
    • ارشاد، فرهنگ و حمایت خواه، مجتبی. (1386). «بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به برون کوچی نخبگان علمی ایران (نظر سنجی از دانشجویان دوره تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران)». فصلنامه توسعه انسانی. دوره اول، شماره 3.
    • استاکلر، پیتر. (1380). کار در غربت. فرهنگ ارشاد. تهران: مؤسسه کار و تامین اجتماعی
    • جواد زاده، پدرام. (1394). «علل اجتماعی مهاجرت نخبگان ایرانی به دانشگاه های آمریکا». مجله مدیریت فرهنگی. سال نهم، شماره 28، صص 110-.94
    • حسینی، سید خلیل. (1398). «عوامل موثر بر گرایش نخبگان فرهنگی به مهاجرت به کشورهای توسعه یافته». پایان نامه دکتری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی.
    • دانش بنیان فناور. (1398). پرونده مهاجرت گیت ( حقایق و مغالطه ها پیرامون موضوع مهاجرت ایرانیان  به خارج از کشور). ستاد فرهنگ سازی اقتصاد دانش بنیان، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری
    • سراج زاده، حسین و جواهری، فاطمه. (1384). «جلای وطن: بررسی عوامل مؤثر بر گرایش دانشجویان به مهاجرت به خارج از کشور». مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی (تربیت معلم).
    • سیدمیرزایی، سیدمحمد. (1383). «نگاهی به پدیده فرار مغزها». نامه پژوهش فرهنگی. سال هشتم، دوره جدید، شماره 90، 81-97.
    • صادقی نژاد، مهسا و مظلوم خراسانی، محمد. (1397). «نگرش نخبگان علمی به آینده شغلی در ایران و تأثیر آن بر تمایل به مهاجرت». فصلنامه توسعه اجتماعی (توسعه انسانی سابق). دوره 12، شماره 3، 7-28.
    • صالحی عمران، ابراهیم. (1385). «بررسی نگرش اعضای هیأت علمی نسبت به علل مهاجرتنخبگان به خارج از کشور (مورد مطالعه: دانشگاه مازندران)».، نامه علوم اجتماعی. شماره 28: 80-56.
    • سلمانی، وحید و شریعت، محمدعلی. (1397). «بررسی تاثیر تسهیلات و حمایت های بنیاد ملی نخبگان بر تمایل دانشجویان و دانش آموختگان صاحب استعدادهای برتر و نخبه به مهاجرت». پنجمین کنفرانس ملی پژوهش های کاربردی در مدیریت و حسابداری، تهران، انجمن مدیریت ایران.
    • فلاحی، کیومرث و منوریان، عباس. (1392). «بررسی عوامل مهاجرت نخبگان (سرمایه های انسانی) و ارائه راهبردهای مناسب برای پیشگیری از این پدیده». نشریه  دانش و توسعه. پاییز 1392، دوره  15،شماره  24 : 103-132 .
    • کاظمی پور، شهلا. (1383). «زمینه ها و بسترهای علمی و اجتماعی فرار مغزها». مجموعه مقالات همایش مسائل، مشکلات و چشم اندازهای اشتغال دانش آموختگان آموزش عالی در ایران. تهران، جهاد دانشگاهی.
    • کیانی، کوشا؛ شهریاری پور، رضا؛ فرشید، مرادی و صدر، حسین. (1397). «مدل سازی ساختاری عوامل مؤثر بر گرایش به مهاجرت دانشجویان نخبه از کشور در دانشگاه سمنان». نامه آموزش عالی. دوره 11، شماره 44: 121-151.
    • گیدنز، آنتونی. (1371). نظریات جامعه شناسی معاصر. منوچهر صبوری. تهران: نشر نی

     

    • Akman, V. (2011). Factors in flouncing international student migration: A survey and evaluators of Turkeys case”. Interdisciplinary Journal of Contemporary Research in Business, 13(3).
    • Bang, J. T & M. (2011). “Brain Drain Institutions of Governmence : Educational Attainment of Immigrants to the US 1988-1998”. Economic Systems, Vol. 35. NO. 3. PP. 335-354.
    • Benedict, O. H. & W.I. Ukpere. (2012). “Brain Drain and Development: Any Possible Gain from the Drain?”. African Journal of Business Management, VOL. 6. No. &. PP. 2421- 2428
    • Goldsmith. R. (1996). “Studying Temperament Via Construction of the Toddler Behavior”. SRCD (Society for Research in Child Development), volume 67.
    • Hercog, Metka & van de Laar, Mindel. (2017). “Motivations and Constraints of Moving Abroad for Indian Students”. Migration & Integration, DOI 10.1007/s12134-016-0499-4, pp. 749-770.
    • Lee, Everett, S. (1996). “A Theory of Migration”. Demography, University of Pennsylvania.Vol.3, No.1. pp47-57.
    • Murakami, Y. (2010). “Japans brain drain an analjsis of Japanese researches living in the United States”. The Japanese Economy, 37(2), 23-57.
    • Panahi, R. (2012). “Factors Affecting Bran Drain from Iran”. Journal of Basic and Applied Scientific Research. Vol. 2. No. 3. pp. 3003-3015.
    • Ribeiro, J. S; C. Conceicao; J. Pereira; C. Leone; P. Mendonca: M. Temido ; C. P. Vieira & G. Dussault. (2013). Health Professional Moving to … and from Portugal. Health Policy, In Press.
    • United Nations. (2013).  “International Migration Report”. Department of Economy and Social Affairs, Population Division.