تبیین‏ تاثیرات فضای مجازی بر هویت اجتماعی جوانان در شهر تهران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه جامعه‏شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار،گروه علوم اجتماعی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول( E-mail:Habibsabouri@hotmail.com

3 استادیار،گروه علوم اجتماعی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

این مطالعه با هدف تبیین تغییرات متغیر هویت اجتماعی جوانان توسط شبکه‏های اجتماعیِ مجازی انجام شد. چارچوب نظری با استفاده از نظریه «کاشت»، نظریه گیدنز و نظریه «جامعه شبکه‏ای» کاستلز تدوین شد و داده‏ها با روش پیمایشی و با بهره گیری از یک پرسشنامه محقق‏ساخته از 384 نفر از جوانان 18 تا 35  ساله شهر تهران گردآوری شد. نمونه‏گیری از طریق فرمول کوکران و به شیوه خوشه‏ای چندمرحله‏ای صورت گرفت.
نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر نشان داد که 5/15 درصد از تغییرات هویت اجتماعی جوانان توسط شبکه‏های اجتماعیِ مجازی تبیین می‏شود که میزان قابل توجهی است. از طرفی، میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعی توئیتر و فیسبوک، علی‏رغم گسترش در میان کاربران توان تبیین متغیر هویت اجتماعی را نداشتند و بیشترین میزان تبیین‏کنندگی متعلق به میزان استفاده از یوتیوپ با 295/0 بود که کل تاثیرات این متغیر شامل رابطه مستقیم و غیرمستقیم بود. دومین شبکه اجتماعی تاثیرگذار در تبیین این متغیر نیز سروش بود که برعکس توئیتر، تاثیر معکوس در تبیین هویت اجتماعی جوانان داشت

کلیدواژه‌ها


تبیین‏ تاثیرات فضای مجازی بر هویت اجتماعی جوانان در شهر تهران

 

سپیده مقصودی[1]

حبیب صبوری خسروشاهی[2]

نوروز هاشم‏زهی[3]

تاریخ دریافت مقاله: 30/1/1399

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:31/3/1399

 

 

مقدمه

هویت اجتماعی به معنای ویژگی هایی است که از طریق دیگران به یک فرد نسبت داده می‏شود. این ویژگی ها را می‏توان نشانه‏هایی تلقی کرد که نشان می دهند هر شخصی معینی، اساسا چه کسی است. در عین حال، این ویژگی ها شخص مذکور را به افراد دیگر مربوط می کند که همین خصوصیات و کیفیات را دارند. همچنین، هویت‏های اجتماعی بعد جمعی دارند. آن‏ها مشخص می‏کنند که افراد چگونه "شبیه" دیگران هستند. اگر هویت‏های اجتماعی نشان دهنده شیوه‏های همسانی افراد با دیگران هستند، هویت شخصی ما را به عنوان افرادی جدا و مجزا از یکدیگر متمایز می کند (گیدنز، 1386: 46). ویژگی‏های افراد که هویت جمعی آنان را نشان می‏دهد، در روابط متقابل اجتماعی مشخص می‏گردند که در سده بیست و یکم بخشی از روابط اجتماعی که در قالب روابط چهره به چهره در جوامع سنتی رواج داشت، به روابط الکترونیک در فضاهای مجازی منتقل شده است و همین تغییر روابط احتمال تاثیرگذاری بر هویت اجتماعی را خواهد داشت.

   جامعه‏ شبکه‏ای، جامعه‏ای است که در آن ترکیبی از شبکه‏های اجتماعی و شبکه‏های رسانه‏ای، مبانی و ساختارهای کلیدی جامعه را در هر سه سطح (فردی، سازمانی و اجتماعی) شکل می‏دهد. زمانی که جامعه به طور فزاینده توسط شبکه‏های اجتماعی و رسانه‏ای سازماندهی می‏شود و ارتباطات خود را تغییر می‏دهد، ارتباطات چهره‏به‏چهره افراد به ارتباطات مجازی از طریق شبکه رسانه‏های اجتماعی تغییر  کرده و فناوری دیجیتالی جایگزین ارتباطات فردی شده است. این بدان معناست که شبکه‏های رسانه‏ای و شبکه‏های اجتماعی مجازی، ماهیت و معنای سازمان‏ها و ساختارهای اجتماعی را تغییر داده‏اند (ون‏دایک، 2012: 29). در این مقاله نیز تبیین تغییرات هویت اجتماعی جوانان بر اساس متغیرهایی که ویژگی‏های فضای مجازی را تعریف می‏کنند، مورد توجه قرار گرفته است.

   نیازهای جوانان که قبلا توسط خانواده برطرف می‏شد، امروزه از سوی رسانه‏های جدید مرتفع می‏گردد. مثلا در گذشته دوست‏یابی تحت نظر والدین صورت می‏گرفت، اما اکنون برخی از جوانان با استفاده از سیاست‏های دوست‏یابی، گفتگوی گپ و امثال آن‏ها، قادرند با افراد گوناگون و با فرهنگ های مختلف آشنا شوند. کاربران اینترنت برخلاف نسل اول که در فضای واقعی و حقیقی فعالیت می‏کردند، امروزه در فضای مجازی مشغول هستند. بر همین اساس، بسیاری از کارکردهای خانواده در جامعه‏پذیری افراد به وسیله این رسانه‏های تعاملی در محیطی مجازی صورت می‏گیرد (بوربور حسین‏بیگی، 1383: 53). بنابراین اینترنت دارای قابلیتی است که به واسطه‏ی آن افراد می‏توانند خودهای جدیدی را در دنیای جدید بسازند. این امور ممکن است در دنیای مادی اصلا وجود خارجی نداشته باشند یا فرد به زعم خویش قادر به دستیابی آن نباشد- این ها استفاده از فضای مجازی را برای کاربران جذاب تر می‏کنند. بدین ترتیب، وب به مکانی برای معرفی و نمایش شخصیت فرد تبدیل می‏شود. البته قضیه به همین جا ختم نمی‏شود،؛ زیرا امکان دارد که تصویر ارائه شده از سوی یک فرد بر روی وب، توسط دیگران به صورت‏های غیر از شکل مورد نظر وی تفسیر شود (اسلوین، 1380: 156). حتی امکان معرفی خود در وب‏گاه‏های مختلف به صورت‏های گوناگون وجود دارد؛ به طوری که افراد بتوانند در جریان ارتباط گیری، «هویت الکترونیک چندگانه»" برای خود بسازند و هر بار خود را به یک صورت نشان دهند. تلویزیون و سایر رسانه‏ها فاقد این ویژگی خاص فضای مجازی اند. دیدگاه های متعارف درباره هویت به دنبال کلیت سازی درباره مفهوم هویت و یکپارچه نشان دادن آن هستند و تاثیر کلی آن را بر فرد در نظر می گیرند (بل، 2017: 12). گسترش شبکه‏های اجتماعی در فضای مجازی و رجوع کمترِ جوانان به رسانه‏های جمعی مانند تلویزیون و رادیو حکایت از شکل جدیدی از ارتباطات دارد که در خلال این روابط جدید ممکن است بسیاری از باورهای زندگی اجتماعی را تحت تاثیر قرار دهد و دچار تغییر نماید. از سوی دیگر، همه‏ این ارتباطات در بستری از امکانات فناورانه و اینترنتی امکان‏پذیر است که در جامعه‏ شبکه‏ای امکان آن برای عموم جوانان فراهم شده است. اما مسئله‏ پژوهش از جایی آغاز می‏گردد که مشارکت در این شبکه‏های اجتماعیِ مجازی، ابعاد گسترده‏ای از گفتگوهای دوستانه و صمیمی برای گذران اوقات فراغت تا تولید محتوای علمی را در بر می‏گیرد و همین گستردگیِ فعالیت‏های در فضای مجازی می‏تواند با تاثیرات هویتی در جوانان همراه باشد که شناخت این تاثیرات از مسائلی است که با همه‏گیر شدن مشارکت‏های اجتماعی در فضای مجازی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. بنابراین پژوهشگر در صدد است تا به این مسئله بپردازد که شبکه‏های اجتماعیِ مجازی چه تاثیراتی در شکل‏گیری هویت جتماعی جوانان که بیشترین تاثیر را از حضور و فعالیت در فضای مجازی می‏گیرند، دارد.

   در جامعه جدیدی که در حال رخ نمودن است، شاهد دگرگونی ساختاری در تولید، قدرت و نیز روابط اجتماعی می‌باشیم. این دگرگونی‌ها به تغییر بنیادین مشابهی در شکل‌های اجتماعی مکان و زمان و ظهور فرهنگ جدید منجر می‌شود. در جامعه شبکه‌ای، ارتباطات رودررو، جای خود را به ارتباطات واسطه‌ای می‌دهد یا به وسیله آن تکمیل می‌شود. اشکال ارتباط بین ارتباطات جمعی و میان فردی یا به عبارتی، ارتباطات کامپیوتری، مجموعه گسترده‌ای از اجتماعات مجازی را به وجود آورده است. در این جامعه نوظهور، قلمرو فرهنگی دستخوش تحولات شگرفی می‌شود و در این قلمرو، الگوهای مشابه شبکه‌ای شدن، انعطاف‌پذیر و ارتباطات نمادین زودگذر، بر محور یک نظام منسجم رسانه‏های الکترونیکی و به طور مشخص اینترنت، به وجود می‌آید. بنابراین می‌توان گفت که جامعه شبکه‌ای، جامعه‌ای است که در آن شبکه‌های رسانه‏های و اجتماعی، شکل‌دهنده شیوه‌های مهم سازمان و ساخت‌های مهم اجتماعی‌اند. در جامعه شبکه‌ای ارتباطات رودررو، جای خود را به ارتباطات واسطه‌ای می‌دهد یا به وسیله آن تکمیل می‌شود (مهدی‌زاده، 1382: 2).

   در دنیای واقعی، کنش‏گران با توجه به نشانه‏های بافت اجتماعی با یکدیگر تعامل می کنند، اما در دنیای مجازی بسیاری از نشانه‏های مزبور حضور ندارد و کنش گران ناچارند در غیاب آن‏ها با یکدیگر تعامل نمایند. فقدان نشانه‏های بافت اجتماعی در ارتباط‏های اینترنتی، تأثیر مهمی بر چگونگی ابراز هویت شخص در فضای مجازی دارد. در اینترنت می‏توان از طریق تغییر سن، جنس، ویژگی‏های فیزیکی، شخصیت و سایر خصوصیات فردی، سبکِ بودن خود را تغییر داد یا به تجربیات بزرگی در زمینه هویت دست زد (کرم الهی، 1390: 2-161). فرد در فضای مجازی برخلاف زندگی واقعی، می‏تواند با بهره‏گیری از ابزارهای اینترنتی، در مورد چگونگی نمایش خود برای دیگران تصمیم بگیرد. به بیان دیگر، این که کاربران صدا یا تصویر او را بشنوند یا ببینند، موضوعی کاملاً گزینشی و اختیاری است. همین امر می‏تواند زمینه‏ساز بروز گسستگی میان هویت کاربر و زندگی واقعی یا هویت او در دنیای سایبر شود. هویت فرد متأثر از انواع نقش‏های اجتماعی مورد انتظار، ابعاد گوناگونی دارد. این ابعاد چندگانه، در شرایط طبیعی زندگی اجتماعی، معمولاً واحد یکپارچگی و تعادل نسبی هستند، اما در فضای مجازی به دلیل سیّالیّت شدید هویت، ممکن است دچار گسستگی و عدم تناسب شوند- گرچه امکان هم آهنگی و ارتقا نیز وجود دارد.

   شبکه‏های اجتماعی مجازی با کارکردهای دوگانه‏ای که دارند و نقش‏های متضادی که در فرایندهای اجتماعی و فرهنگی جامعه بازی می‏کنند، به یکی از پرسش‏های اساسی برای شناخت جایگاه این عامل فرهنگی- اجتماعی تبدیل شده‏اند. شبکه‏های اجتماعیِ مجازی از یک سو، به نظر می‏رسد که کاملا فارغ از هر گونه نظارت دولتی باشند و فضایی آزاد را برای کاربران به وجود آورند که در آن فضا بتوانند تمرین دمکراسی کنند؛ دمکراسی‏ای که در نتیجه گفتگو و بحث ایجاد می‏گردد و منجر به رشد فردی و ذهنیِ افراد برای پذیرش توسعه‏ اجتماعی می‏گردد. در مقابل، ویژگی‏های این فضا که به مالکیت شخصی و کنترل روابط فردیِ افراد به واسطه‏ برخی قابلیت‏ها اهمیت می‏دهد، تمرین دمکراسی را تا اندازه‏ زیادی با ابهاماتی رو به رو می‏سازد. در سوی دیگر، دولت‏ها و حکومت‏ها هستند که اگرچه از این فضا برای قدرت‏نمایی و ارتباط با سایر کشورهای استفاده می‏کنند، اما سعی دارند تا این فضاها را از مالکیت و کنترل شخصیِ افراد خارج و بر آن‏ها نظارت کنند. این روند در همه‏ کشورهای جهان پیگیری می‏شود و دیده شده که حتی بزرگترین شرکت‏های ارائه دهنده خدمات اینترنتی نیز در نظارت و کنترل این فضاهای مجازی ورود پیدا می‏کنند. نظارت بر شبکه‏های مجازی در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته با شدت بیشتری دنبال می‏شود. بر این اساس است که امنیتی که کاربران در فضای مجازی به دنبال آن هستند و برای تاثیرگذاری در مؤلفه‏های اجتماعی و فرهنگی از آن استفاده می‏نمایند، تحت‏الشعاع سیاست‏های کلان در حوزه‏های سیاسی و اجتماعی قرار می‏گیرد. اما این کارکردهای چندبعدی در میان جوانان به دلیل ویژگی‏های سنیِ آنان، بدون توجه به پیامدهای احتمالی نادیده گرفته می‏شود و امکان بروز فردیت در این فضاها را به عنوان اولویتی برای مشارکت در نظر می‏گیرند. از این رو، تاثیرات روابط متقابل در شکل‏گیری هویت اجتماعی بخصوص در میان جوانان که متاثر از این فضا و ارتباطات در شبکه‏های اجتماعی مجازی هستند، ضرورت انجام این پژوهش را نشان می‏دهد که با هدف این تبیین تغییرات هویت اجتماعی توسط شبکه‏های اجتماعی مجازی انجام شده است.

مروری بر مطالعات انجام شده

محکم کار و حلاج (۱۳۹۳) معتقدند شبکه‏های اجتماعی، نسل نوینی از وب‏سایت‏ها می‏باشند که مورد توجه کاربران جهانی عرصه فضای مجازی قرار گرفته است. از سوی دیگر، هویت به مفهوم مجموعه‏ای از تعلقات مادی و معنوی افراد، در کلیه ابعاد و جوانب، بی‏شک متأثر از فضای مجازی و به خصوص شبکه‏های اجتماعی مجازی خواهد بود. آنان آسیب مفروض بر هویت ایرانی– اسلامی را تغییر سبک زندگی خانواده‏ها به شمار آورده‏اند که منجر به افزایش طلاق و نقض حریم خصوصی خانواده‏ها می‏گردد و معتقدند که بسیاری از ایده‏ها و اندیشه هایی که در این گونه شبکه‏ها ترویج می‏شود، چون در تقابل کامل با ارزش‏ها و ایده‏های ایرانی-اسلامی قرار دارد و حتی گاه به صورت متعمدانه از طریق دشمنان ترویج می‏شود، می‏تواند باعث فرسایش این ارزش‏ها شده و در نهایت باعث فروپاشی برخی بنیان‏های هویتی مانند نهاد خانواده شود. اما عدلی‏پور، بهجت و خاکسار (۱۳۹۲) بدون آسیب‏شناسی تاثیر شبکه‏های مجازی در نهادهای اصلیِ اجتماعی، سعی در شناخت نقش این شبکه‏ها در بازتعریف خویشتن داشتند و معتقدند حضور در فضای مجازی شبکه‏های اجتماعی همچون فیس‏بوک، بنابر ویژگی‏ها، امکانات و کارکردهای خاص این فضا و با عنایت به وضعیت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی جوانان در کلان شهرهای در حال گذار، تأثیرات عمیقی بر جنبه های مختلف هویت و به تبع آن، سبک زندگی کاربران ایرانی به ویژه دانشجویان، به مثابه بزرگ‏ترین طیف مخاطبان و فعالان این فضا، می‏گذارد. آنان دریافتند که بین مدت زمان عضویت، میزان استفاده، میزان مشارکت و فعالیت، نوع استفاده و نوع امکانات و قابلیت‏های شبکه اجتماعی فیس بوک رابطه وجود دارد و این عناصر منجر به بازاندیشیِ فرد در هویت خویش می‏گردد.

   در مطالعاتی که در خارج از ایران انجام شده، با اینکه شرایط اجتماعی و فرهنگی متفاوتی با کشور ایران دارند، اما همچنان میزان و چگونگیِ تاثیر شبکه‏های اجتماعی مجازی به عنوان مسئله‏ای اجتماعی مورد بحث است. کلایر (۲۰۱۳) پژوهشی با عنوان «تأثیر رسانه بر شکل‏گیری هویت» انجام داده که مهم‏ترین نتایج آن، این بوده است که تأثیرات رسانه در رفتار و ایدئولوژی انعکاس داده می‏شود که این به نوبه خود هویت اجتماعی افراد را تحت تأثیر قرار می دهد. همچنین در این پژوهش هویت به عنوان یک فرایند پویا در نظر گرفته شده است که تحت تأثیر رسانه‏ها شکل خاصی به خود می گیرد. یافته‏های پژوهش تیلر (۲۰۱۲) نشان می‏دهد که شبکه‏های اجتماعی مجازی در ترکیب با نفوذ قدرت‏های غربی، حرکتی را به سوی همگن‏سازی جهان آغاز کرده‏اند که این حرکت سبب ایجاد تضاد و ستیز در جهان و حرکت برخی ملت‏ها به سوی شکست و تضعیف هویت ملی و سنت‏هایشان شده است. همچنین وی معتقد است که به واسطه این شبکه‏های اجتماعی مجازی، افراد قابل توجهی در سراسر دنیا در تعامل با یکدیگر قرار گرفته‏اند و با فرهنگ و عقاید بیگانه روبه‏رو شده‏اند و در خصوص از دست دادن هویت‏های ملی و دینی‏شان احساس خطر کرده‏اند (به نقل از عدلی‏پور و همکاران، ۱۳۹۳).

   جی هارت (۲۰۱۱) دوران مختلف تحصیل را دارای نقشی تعیین‏کننده در استفاده از این شبکه‏های اجتماعی می‏داند؛ به طوری که دوران مختلف تحصیلی بر روی استفاده یا لذت بردن از سایت‏های شبکه‏های اجتماعی مؤثر است و هر چه سال‏های تحصیل بالاتر می‏رود، رفتار و نگرش نسبت به استفاده از این شبکه‏های اجتماعی آنلاین کاربردی تر و تأثیر کمتری بر هویت افراد خواهد گذاشت. کیت همپتن و بری ولمن (2010) می‏خواستند بدانند برخورداری از نعمت دسترسی به اینترنت مجانی و بسیار پرسرعت، بر انواع روابط بین شخصی افراد با دوستان، بستگان و همسایگان چه اثری می گذارد و به این نتیجه رسیدند که اینترنت از طیفی از پیوندهای اجتماعی قوی و ضعیف، ابزاری، عاطفی، اجتماعی و نسبی حمایت می کند. روابط به ندرت در ارتباط کامپیوتری صرف محفوظ می مانند، بلکه به صورت ترکیبی از تعاملات بر خط و کنار خط وجود دارند. با وجود توان اینترنت برای خدمت به عنوان یک فناوری ارتباط جهانی، عمده فعالیت برخط میان افرادی است که نزدیک یکدیگر زندگی یا کار می‏کنند. 

چارچوب نظری پژوهش

رسانه‏های همگانی به طور معمول، شرط لازم و کافی برای تأثیرگذاری بر مخاطب به شمار نمی‏روند، بلکه آن‏ها تنها از طریق سایر عوامل که نقش واسطه را بازی می‏کنند، می‏توانند دارای تأثیر باشند. عمل عوامل واسطه‏ای چنان است که سبب می‏شود رسانه‏ها تنها به صورت یک عامل کمک کننده در فرایند تأثیرگذاری عمل می کنند و نه به منزله عامل تأثیرگذار. به عبارت دیگر، رسانه‏های همگانی در فرایند تأثیرگذاری بر مخاطب تنها نقش تقویت کننده شرایط موجود را بازی می کنند. این عوامل واسطه‏ای شامل فرایندهای انتخاب (ماندن قدرت انتخابی، ادراک توسط مخاطب، انتخاب مخاطب برای این که خود را در معرض یک رسانه قرار دهد و انتخاب نگهداری)، فرایندهای گروهی، هنجارهای گروهی، افکار رهبری و مانند آن‏هاست. چنین موضعی که بر محدود بودن تأثیر رسانه‏های همگانی دلالت دارد، «قانون حداقل اثر» نامیده می شود (هرمز، 1380: 161).

 نظریه کاشت[4]یا پرورش گربنر[5]، بر کنش متقابل میان رسانه و مخاطبانی که از آن رسانه استفاده می‌کنند و نیز بر چگونگی تأثیرگذاری رسانه‏ها بر مخاطبان تأکید دارد. فرض اساسی این نظریه این است که بین میزان مواجهه و استفاده از رسانه و واقعیت پنداری در محتوا و برنامه های آن رسانه ارتباط مستقیم وجود دارد؛ به این صورت که ساعت های متمادی مواجهه با رسانه ای خاص باعث ایجاد تغییر نگرش و دیدگاه های موافق با محتوای رسانه می شود. درواقع، نظریه پرورش با تعیین میزان و نوع برنامه های مورد استفاده از رسانه‏ها، میزان تأثیر را مطالعه می کند تا به ساز وکار و نحوه تأثیر دست پیدا کند (عباسی قادی و خلیلی کاشانی، 1390: 81). طبق نظر گربنر، «ارتباطات، تعامل از طریق پیام هاست»؛ یک فرایند متمایز انسانی که هم آفریننده‏ محیط نمادینی است که فرهنگ را می‏سازد و هم تحت هدایت آن محیط قرار دارد. بنابراین ارتباط جمعی (تولید انبوه محیط نمادین) بر قدرت سیاسی و فرهنگ و قدرت خلق پیام‏هایی که آگاهی جمعی را کشت می‏کند، دلالت دارد. اما این عمل، خود یک فرایند دوسویه است و حق تولید پیام نیز از قدرت اجتماعی نشأت می‏گیرد، گرچه احتمال دارد که قدرت اجتماعی از طریق حق تولید پیام به دست آید (مورگان و شاناهان، 1997: 4-5).

   گیدنز، حیات اجتماعی را نه مجموعه‏ای از کنش‏های فردی و نه مجموعه‏ای از ساختارهای اجتماعی، بلکه به مثابه فرایندی تعریف می کند که مفهوم کلیدی آن، عمل اجتماعی است و دارای دو جنبه عاملیت و ساخت است به عبارتی، ساختارهای اجتماعی، هم واسطه کنش‏اند یا کنش را ممکن می‏سازند و هم خود به وسیله کنش اجتماعی بازتولید می‏شوند (سیدمن، 1388: 191). طبق نظریه ساخت‏یابی، عامل انسانی و ساخت در ارتباط با یکدیگر قرار می‏گیرند، تکرار رفتارهای افراد، ساختارها را بازتولید می‏کند و به‏واسطه بازتولید ساختارها از سوی کنش انسانی، ساختارها برای کنش انسان ها محدودیت ایجاد می کنند. ساختار اجتماعی عمدتاً ناشی از فعالیت‏های روزمره افراد و تبعیت از قاعده است و ساختار به آن قواعدی بر می‏گردد که در چنین کنشی نهفته است (کرایب، 1388: 144). به عقیده کاستلز، یک ساختار نوین اجتماعی مسلط یعنی جامعه شبکه‌ای و یک اقتصاد نوین؛ یعنی اقتصادی اطلاعاتی- جهانی و یک فرهنگ نوین، فرهنگ مجازِ واقعی را به عرصه وجود آورده است. منطق نهفته در این اقتصاد، جامعه و فرهنگ، زیربنای کنش و نهادهای اجتماعی در سراسر جهانی به هم ‌پیوسته خواهد بود (کاستلز، 1389: 417). در جامعه شبکه‌ای پیش‌رو، افراد و جوامع در درون قالب‌های تازه، هویت‌های تازه‌ای می‌گیرند و در این میان، تعاریف تازه‌ای از انسان عرضه می‌شود و در عین حال خود این شبکه تحت تأثیر قوای محرّکه داخلی دستخوش تغییرات دائمی و در نتیجه، ایجاد الگوهای جدید زیست و حیات در نقاط مختلف می‌شود (سلطانی‌فر، 1389: 71-69). با توجه به نظریه‏های مربوط به هویت اجتماعی در جوامع شبکه‏ای و مدرن که توسط کاستلز و گیدنز مطرح شده و در چارچوب نظری از آن استفاده شده است، ویژگی‏های شبکه‏های اجتماعیِ مجازی که در نظریه‏های ارتباطات مانند نظریه‏ کاشت وجود داشت نیز استخراج شد. از گزاره‏های علمیِ متفاوتی که گافمن در ارتباط رسانه‏ها و تاثیرگذاری آن در تغییر هویت بیان می‏کرد، گیدنز یکی از پیامدهای مدرنیت را در بحران‏های ناشی از تکثر جستجو می‏کرد و مرجع خبری را که از روزنامه به رسانه‏های جمعی تغییر کرده بود را تحلیل می‏نمود. در کنار نظریه‏ کاستلز که هویت را در ابعاد مختلف آن در جامعه‏ شبکه‏ای مورد بررسی قرار می‏داد، مدلی استخراج می‏شود که بین ویژگی‏های مختلف مدل نظری بر اساس چارچوب، روابطی وجود دارد.

   نگرش کاربران به محتوای تولید شده در این شبکه‏ها که می‏تواند انگیزه و هدف کاربران را برای استفاده تحت تاثیر قرار دهد و موجب کاهش استفاده یا افزایش استفاده گردد، از ویژگی‏های مهم شبکه‏های اجتماعی مجازی بود. روشن است که مشارکت در فضای مجازی هم با اهداف آنان در ارتباط است، اما صرفا میزان حضور در شبکه‏های مجازی به فعالیت و مشارکت منجر نمی‏گردد. از این رو، میزان استفاده از شبکه‏های مجازی و مدت زمانی که کاربر در این شبکه‏ها عضویت دارد در کنار هدف از عضویت در شبکه‏های اجتماعی می‏تواند تغییرات مشارکت در فضای مجازی را نشان دهد. نوع شبکه‏هایی که هر فردی از آن استفاده می‏کند در این امر بسیار تاثیرگذار است که چه هدفی را دنبال کند. برای مثال، توئیتر به عنوان شبکه‏ اجتماعی‏ای که بیشتر به مسائل سیاسی می‏پردازد، فعالیت می‏کند و اینستاگرام به عنوان گالری‏هایی از خاطرات افراد که می‏تواند هدف افراد را متاثر سازد. از سوی دیگر، استقبال از شبکه‏های مجازی‏ای که خارجی هستند، پژوهشگر را بر آن داشت تا تاثیر میزان استفاده از شبکه‏های مجازی داخلی را در تغییرات اهداف و انگیزه‏های استفاده از فضای مجازی بررسی کند. همه‏ متغیرهایی که نام برده شد، بر اساس چارچوب نظری می‏توانند در تغییرات هویت اجتماعی نقش مهمی داشته باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل مستخرج از چارچوب نظری

هویت اجتماعی

مشارکت و فعال بودن

مدت زمان عضویت

میزان استفاده

انگیزه و هدف کاربران

نوع شبکه‏های مجازی

نگرش کاربران به محتوا

تلگرام

واتساپ

توئیتر

یوتیوپ

اینستاگرام

فیسبوک

سروش

ایتا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


روش شناسی پژوهش

روش کمی، از تحقیقات تجربی سیستماتیک است که از پدیده‌های قابل مشاهده، روش‌های آماری، ریاضی یا محاسباتی استفاده می‌کند .هدف این روش، توسعه و استخدام مدل‌های ریاضی، نظریه‌ها یا فرضیه‌ مربوط به پدیده‌هاست. داده‌های کمی هرگونه اطلاعات در شکل عددی مانند آمار، درصد و غیره را تبیین و با استفاده از آمار تجزیه و تحلیل می‌کند که روش اصلی کمی در این پژوهش، پیمایش می‌باشد. از ابزار پرسشنامه جهت توصیف و تبیین شایسته فرضیه استفاده شد که به صورت سؤالات چند گزینه‌ای (لیکرت) می‌باشد که هر یک برای پاسخ به شاخص‌هایی تهیه شده اند. جامعه آماری، جوانان 18-35 ساله ساکن در شهر تهران هستند که جمعیت آنها طبق سرشماری 1395 برابر با 1.949.221 نفر است. حجم نمونه در بخش کمی، با اجرای پرسشنامه در یک نمونه 30 نفره و محاسبه p و q و جانمایی در فرمول کوکران به شرح زیر به دست آمده است. فرمول کوکران برای محاسبه تعداد نمونه عبارت است از:

n=

       Nt2 (p.q)

      Nd2+t2(p.q)

 

 

(5/0)×(5/0) ×2(96/1)+2(05/0)×1949221

n=384

    (5/0)×(5/0)×2(69/1)× 1949221

 

 

   نمونه‏گیری بر اساس روش خوشه‏ای چندمرحله‏ای انجام شد. مراحل نمونه‏گیری عبارت اند از:

در مرحله اول، شهر تهران به پنج منطقه شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تقسیم شد. در مرحله دوم، از هر یک از بخش‏های پنج‏گانه یک منطقه به عنوان نمونه بر اساس نمونه‏گیری تصادفی انتخاب گردید. از بخش شمالی شهر تهران، منطقه 1، از بخش جنوبی، منطقه 15، از بخش غربی، منطقه 22، از بخش شرقی، منطقه 8 و از بخش مرکزی، منطقه 12 انتخاب شد. در مرحله سوم، به پارک‏های محلی منطقه مراجعه شد و جوانان 18 تا 35 ساله به صورت تصادفی انتخاب شدند و کسانی که تمایل به پر کردن پرسشنامه داشتند، اقدام به پر کردن پرسشنامه نمودند.

   برای تامین اعتبار صوری ابزار تحقیق به متخصصان مراجعه شد و نظرات اصلاحی آنان اعمال گردید. سپس تعداد 30 پرسشنامه توزیع شد و روایی ابزار توسط آلفای کرونباخ محاسبه شد که برابر با 874/0 به دست آمد. در بخش تحلیل داده‏ها از رگرسیون چندگانه برای تبیین متغیر هویت اجتماعی استفاده شد که این کار با نرم‏افزار آماری spss انجام شد.

یافته‏های پژوهش

ابتدا اعتبار ابزار پرسشنامه که با استفاده از اشتراک نظرات متخصصان و در مرحله بعدی با استفاده از آلفای کرونباخ سنجش شد، بیان می گردد:

جدول 1: ضرایب آلفای کرونباخ متغیرهای پرسشنامه

متغیر

ابعاد

تعداد گویه

آلفای کرونباخ

ابعاد هویت اجتماعی

هویت خانوادگی

10

771/0

هویت دینی

19

829/0

هویت قومی

10

726/0

هویت ملی

7

724/0

هویت اجتماعی

46

892/0

      سپس هویت اجتماعی در چهار بعد شاخص‏سازی شد که نتایج توصیفیِ حاصل از پرسشنامه درباره این متغیر در جدول زیر آمده است:

جدول 2: پراکندگی پاسخگویان بر اساس متغیر هویت اجتماعی

درصد تجمعی

درصد

فراوانی

 

0

0

0

خیلی پایین

2/4

2/4

16

پایین

7/29

5/25

98

متوسط

5/94

8/64

249

بالا

100

5/5

21

خیلی بالا

 

100

384

کل پاسخگویان

 

 نتایج نشان داد که 8/64 درصد از پاسخگویان- بیشترین تعداد - دارای میزان بالایی از هویت اجتماعی هستند.میانه نیز در همین طبقه قرار دارد. 31 درصد از کل پاسخگویان نیز دارای هویت اجتماعی در سطح متوسط و خیلی بالا بودند. در مقابل، میزان خیلی پایین هویت اجتماعی در هیچ یک از پاسخگویان دیده نشد و تنها 2/4 درصد از جوانان میزان هویت اجتماعی خود را در سطح پایین ارزیابی کرده بودند.

   میزان گستردگیِ استفاده از هر یک از شبکه‏های مجازی در جدول زیر آمده است:

جدول 3: پراکندگی پاسخگویان بر اساس گویه‏های متغیر میزان استفاده از شبکه‏های مجازی

خیلی زیاد

زیاد

کم

خیلی کم

اصلا

 

1/21

7/29

8/25

6/15

8/7

تلگرام

1/21

6/21

8/25

5/18

13

واتس‏آپ

7/5

9/2

2/10

8/7

4/73

توئیتر

9/4

6/7

2/11

3/14

62

یوتیوپ

6/32

4/22

8/14

5/13

7/16

اینستاگرام

5/6

7

13

3/13

2/60

فیسبوک

3/1

1

9/8

6/7

3/81

سروش

3/1

3/1

6

7

4/84

ایتا

1/3

3/1

9/4

9/8

8/81

سایر

بیشتر کاربران فضای مجازی در میان جوانان، استفاده از تلگرام، واتس‏آپ و اینستاگرام را در اولویت داشتند و سایر شبکه‏های مجازی، درصد پایینی از استفاده‏ جوانان را به خود اختصاص داده بودند- بخصوص شبکه‏های مجازی داخلی که کمترین استقبال را در میان نوجوانان داشتند.

   در گام بعدی، برازندگی مدل بر اساس تحلیل رگرسیون چندگانه آزمون شد و با محاسبه تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم، کل تاثیرات هر متغیر در تبیین تغییرات متغیر هویت اجتماعی محاسبه گردید. در پایان، مدل بر اساس نتایج به دست آمده اصلاح و مدل نهایی ترسیم شد.

جدول 4: میزان برازندگی مدل

 

ضریب همبستگی

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

میزان برازندگی مدل

433/0

187/0

155/0

ضریب تعیین تعدیل شده نشان می‏دهد که 5/15 درصد از متغیرهای پیش‏بینی و تبیین‏کننده‏ متغیر وابسته، هویت اجتماعی جوانان درون مدل قرار دارند و همان متغیرهای مستقل این تحقیق می‏باشند. سایر متغیرهای تبیین‏کننده که 5/84 درصد از میزان تبیین‏کنندگی را شامل می‏شوند، خارج از مدل قرار دارند.

جدول 5: تحلیل رگرسیون چندمتغیره؛ متغیرهای مستقل و هویت اجتماعی جوانان

متغیرهای مستقل

ضریب B

ضریب بتا

ضریب t

سطح معناداری

مقدار ثابت

198/212

--

577/30

000/0

انگیزه و هدف کابران (میزان هدفمندی)

368/0

086/0

187/1

236/0

مشارکت و فعال بودن

769/0

151/0

227/2

027/0

میزان استفاده

220/1-

145/0-

464/2-

014/0

مدت زمان عضویت

108/0

012/0

207/0-

836/0

 

 

 

نوع شبکه‏های مجازی

تلگرام

104/2

086/0

366/1

173/0

واتساپ

410/0-

018/0-

278/0-

781/0

توئیتر

794/2

110/0

368/1

172/0

یوتیوپ

102/7-

295/0-

615/4-

000/0

اینستاگرام

636/0-

033/0-

543/0-

588/0

فیسبوک

141/2-

096/0-

279/1-

202/0

سروش

318/8

222/0

545/3

000/0

ایتا

641/7-

189/0-

900/2-

004/0

نگرش کاربران به محتوا

253/0

024/0

410/0

682/0

   نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیره نشان می‏دهد که متغیرهای مشارکت و فعال بودن در فضای مجازی، میزان استفاده از فضای مجازی، استفاده از شبکه‏های اجتماعیِ یوتیوپ، سروش و ایتا به طور مستقیم توان پیش‏بینی و تبیین متغیر وابسته را دارند. سایر متغیرها در سطح اطمینان 95 درصد تبیین‏کننده متغیر هویت اجتماعی جوانان نیستند. از آنجا که در مدل تحقیق، متغیر انگیزه و هدف کاربران به عنوان یکی از متغیرهای واسط بر اساس چارچوب نظری در نظر گرفته شده است، تاثیر متغیرهای تاثیرگذار بر متغیر انگیزه و هدف کاربران نیز با استفاده از تحلیل رگرسیون محاسبه می‏گردد تا بتوان روابط غیرمستقیم را نیز محاسبه نمود.

جدول 6: تحلیل رگرسیون چندمتغیره؛ متغیرهای مستقل تاثیرگذار در انگیزه و هدف کاربران

متغیرهای مستقل

ضریب B

ضریب بتا

ضریب t

سطح معناداری

مقدار ثابت

738/3

---

674/3

000/0

نگرش کاربران به محتوا

673/0

320/0

187/7

000/0

نوع شبکه‏های مجازی

تلگرام

969/0

202/0

947/3

000/0

واتساپ

639/0

146/0

892/2

004/0

توئیتر

630/0

125/0

843/1

066/0

یوتیوپ

242/0

050/0

916/0

360/0

اینستاگرام

434/0

111/0

384/2

018/0

فیسبوک

312/0-

068/0-

115/1-

265/0

سروش

375/0-

051/0-

980/0-

328/0

ایتا

585/0

076/0

376/1

170/0

 از میان متغیرهایی که به عنوان متغیر پیش‏بین در تبیین متغیر میزان هدفمندی یا انگیزه و هدف کاربران نقش داشتند، متغیرهای میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعیِ مجازیِ توئیتر، یوتیوپ، فیسبوک، سروش و ایتا در سطح اطمینان 95 درصد، نتوانستند این ویژگی را داشته باشند، ولی رابطه سایر متغیرها با متغیر میزان هدفمندی در استفاده از فضای مجازی و تنوع انگیزه‏ها و اهداف پاسخگویان در مشارکت و فعالیت در این فضا، در سطح اطمینان 95 درصد معنادار بود.

جدول 7: تاثیرات غیرمستقیم در متغیر هویت اجتماعی با متغیر واسط محتوای شبکه های مجازی

متغیرهای مستقل

ضریب B

ضریب بتا

ضریب t

سطح معناداری

مقدار ثابت

486/4

---

772/8

000/0

نوع شبکه‏های مجازی

تلگرام

629/0

275/0

782/4

000/0

واتساپ

006/0

003/0

053/0

958/0

توئیتر

012/0-

005/0-

063/0-

950/0

یوتیوپ

282/0

123/0

946/1

052/0

اینستاگرام

158/0

084/0

572/1

117/0

فیسبوک

048/0-

022/0-

312/0-

755/0

سروش

218/0-

062/0-

033/1-

302/0

ایتا

784/0

213/0

393/3

001/0

 

    متغیرهای تبیین‏کننده‏ متغیر محتوای شبکه‏های اجتماعیِ مجازی عبارت اند از: میزان استفاده از تلگرام، یوتیوپ و ایتا. میزان استفاده از سایر شبکه‏های اجتماعیِ مجازی توان تبیین متغیر محتوای فضای مجازی را در سطح اطمینان 95 درصد نداشتند.

جدول 8: تاثیرات غیرمستقیم در متغیر هویت اجتماعی با متغیر واسط میزان مشارکت و فعال بودن در فضای مجازی

متغیرهای مستقل

ضریب B

ضریب بتا

ضریب t

سطح معناداری

مقدار ثابت

643/9

---

976/9

000/0

میزان هدفمندی

680/0

575/0

292/13

000/0

میزان استفاده

381/0

194/0

513/4

000/0

مدت زمان عضویت

090/0

043/0

965/0

335/0

بر اساس تحلیل رگرسیون انجام شده، میزان هدفمندی در استفاده از شبکه‏های اجتماعیِ مجازی و میزان استفاده کاربران از این شبکه‏های اجتماعی در سطح اطمینان 95 درصد، توان تبیین متغیر میزان مشارکت و فعال بودن در شبکه‏های مجازی اجتماعی را دارند، اما متغیر مدت زمان عضویت در فضاهای مجازی در سطح اطمینان 95 درصد ناتوان از تبیین این متغیر بودند.

جدول 9: تحلیل رگرسیون یک‏متغیره؛ تبیین متغیر میزان استفاده کاربران توسط مدت زمان عضویت

متغیرهای مستقل

ضریب B

ضریب بتا

ضریب t

سطح معناداری

مقدار ثابت

655/2

---

161/7

000/0

مدت زمان عضویت

282/0

262/0

028/5

000/0

 مدت زمان عضویت در سطح اطمینان 95 درصد توان تبیین متغیر میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعیِ مجازی را دارد. پس از تحلیل رگرسیون و آزمون برازندگی مدل، روابط مستقیم که توان تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را داشتند عبارت اند بودند از: رابطه میزان استفاده از فضای مجازی، استفاده از شبکه‏های اجتماعیِ یوتیوپ، سروش و ایتا در متغیر وابسته. روابط غیرمستقیم عبارت اند از:

  • میزان استفاده از یوتیوپ با واسطه نگرش کابران به محتوای شبکه‏های اجتماعی مجازی و میزان هدفمندی و میزان مشارکت کاربران توانایی تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را داشت که برابر با  003/0 بود. این نشان می‏‏دهد شبکه‏های اجتماعی‏ای که گسترش کمتری میان کاربران دارند، تاثیر کمتری در شکل‏گیری هویت اجتماعی جوانان دارند، زیرا یوتیوپ از شبکه‏هایی است که محتوای تولید شده در آن و فعالیت و مشارکت کاربران با گستردگی آن در میان جوانان و وجود نگرش‏های متفاوت در این شبکه‏ها و نمود این دیدگاه‏ها تغییر می‏نماید.
  •  میزان استفاده از تلگرام با واسطه نگرش کاربران به محتوای شبکه‎های مجازی، میزان هدفمندی کاربران و میزان مشارکت کاربران توانایی تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را داشت که برابر با 007/0 بود. این بیانگر آن است که شبکه مجازی‏ای مانند تلگرام که کاربران زیادی در آن حضور دارند، به دلیل عمومیت یافتن در میان کاربران، تبدیل به شبکه‏ای توده‏ای شده که قادر به تاثیرگذاری عمیق در هویت اجتماعی جوانان نیست. به عبارت بهتر، شبکه‏های مجازی در صورتی می توانند تاثیرگذاری خود را گسترش دهند که محتوای تولید شده در آن شبکه‏ها دیدگاه‏های جوانان را تحت تاثیر قرار دهد و مشارکت در شبکه‏ها، صرفا به دلیل گذران اوقات فراغت نباشد- هدفمندی در مشارکت در فضای مجازی مهم است.
  • میزان استفاده از ایتا با واسطه نگرش کاربران به محتوای شبکه‎های مجازی، میزان هدفمندی کاربران و میزان مشارکت کاربران توانایی تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را داشت که برابر با 005/0 بود. نتایج حاصل از این رابطه با رابطه شبکه مجازی یوتیوپ همانند می‏باشد و نبود تناسب در ویژگی‏های گستردگی، محتوای تولید شده و میزان مشارکت در شبکه‏های مجازی، میزان تاثیرگذاری و تبیین متغیر هویت اجتماعی را تحت تاثیر قرار نمی‏دهد. در صورت وجود تناسب در این ویژگی‏ها، تاثیر شبکه‏های مجازی تفاوت بیشتری خواهد کرد.
  • میزان استفاده از تلگرام با واسطه میزان هدفمندی کاربران و میزان مشارکت آنان توان تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را داشت که برابر با 017/0 بود. این رابطه‏ غیرمستقیم نشان می‏دهد که گسترش بیش از حد یک شبکه مجازی می‏تواند به هدفمندی کاربر در استفاده از آن و محتوای تولید شده ضربه بزند.
  • میزان استفاده از اینستاگرام با واسطه میزان هدفمندی کاربران و میزان مشارکت آنان توان تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را داشت که برابر با 009/0 بود. میزان تبیین این شبکه مجازی نشان می‏دهد علاوه بر نبود تناسب در ویژگی‏های گستردگی، محتوا و میزان مشارکت، محدودیت در اشتراک مفاهیم و معانی نیز می‏تواند در تاثیرگذاریِ شبکه‏های مجازی اختلال ایجاد کند و آن را به شدت کاهش دهد.
  • میزان استفاده از واتساپ با واسطه میزان هدفمندی کاربران و میزان مشارکت آنان توان تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را داشت که برابر  با 012/0 بود. این بیانگر آن است که این شبکه‏ مجازی نیز مانند سایر شبکه‏های مجازی دارای نقاط قوت و ضعفی در ویژگی‏های یاد شده است، از جمله گستردگی زیاد که متناسب با تاثیرگذاری نیست. به عبارت دیگر، زمانی که شبکه اجتماعی گسترش زیادی پیدا کند، تبدیل به پدیده‏ای عادی شده و امکان تاثیرگذاری آن کاهش پیدا می‏کند. همین گستردگی به توده‏ای شدنِ محتوای تولید شده در آن دامن می‏زند و میزان مشارکت در میان توده‏ مردم را افزایش می‏دهد. این عوامل در کنار هم موجب می‏شوند تا کارکرد شبکه‏های مجازی با آنچه مورد انتظار است، تفاوت داشته باشد.
  • نگرش کاربران به محتوای شبکه‏های اجتماعی با واسطه میزان هدفمندی کاربران و میزان مشارکت آنان توان تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را داشت که برابر با 027/0 بود. این نشان می‏دهد که نگرش کاربران در هدفمند شدن مشارکت کاربران تاثیرگذار است و این متغیرها در کنار یکدیگر توان تاثیرگذاری بر هویت اجتماعی جوانان را دارند.
  • مدت زمان عضویت در فضای مجازی با واسطه میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعی توان تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را داشت که برابر با 037/0 بود. این بیانگر آن است که مدت عضویت نتوانسته تاثیرگذاری بالایی در شکل گیری هویت اجتماعی جوانان داشته باشد. گرچه این رابطه معنادار است، اما گستردگی فضاهای مجازی، عضویت در این شبکه‏های مجازی را امری عادی و پدیده‏ای عمومیت یافته جلوه می‏دهد.
  • مدت زمان عضویت در فضای مجازی با واسطه میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعی و میزان مشارکت در شبکه‏های اجتماعیِ مجازی توان تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را داشت که برابر با 007/0 بود. این نشان می دهد که صرفا عضویت در شبکه‏های مجازی را نمی‏توان به عنوان متغیر اصلی در تغییرات هویت اجتماعی جوانان به شمار آورد.، زیرا عضویت در شبکه‏های مجازی با واسطه‏های دیگری مانند میزان استفاده، میزان مشارکت، اهداف استفاده و به طور کلی، چگونگی عضویت در شبکه‏های مجازی قابل تعریف است. در میان جوانان، عضویت در شبکه های مجازی، میزان استفاده و مشارکت در فضای مجازی تاثیرگذاری کمی در تغییرات هویت اجتماعی جوانان داشته است.
  • میزان هدفمندی با واسطه میزان مشارکت توان تبیین متغیر هویت اجتماعی را داشت که برابر با 086/0 بود. این نشان می دهد بیشترین میزان تاثیرگذاری و تبیین در روابط غیرمستقیم توسط متغیر هدفمندی کاربران شبکه‏های مجازی بخصوص در مشارکت‏های مجازی آنان شکل گرفته است از این رو، کنشگری اجتماعی حتی در فضای مجازی به شرط آگاهانه و هدف‏دار بودن می‏تواند تاثیرات اجتماعی و فرهنگی داشته باشد. در این صورت است که کنش‏های نمادی در شکل گیری معانی و مفاهیم مشترک میان کاربران مهم خواهد بود.
  • میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعی مجازی با واسطه میزان مشارکت توان تبیین هویت اجتماعی جوانان را داشت که برابر با 029/0بود.  این رابطه نیز به دلیل وارد نکردن اهداف مشارکت و چگونگی مشارکت کاربران نسبت به رابطه هدفمند بودن کنشگران، تغییرات کمی در متغیر وابسته یعنی هویت اجتماعی جوانان ایجاد می‏کند.                   

  مدل پس از اصلاح توسط تحلیل مسیر

هویت اجتماعی

مشارکت و فعال بودن

مدت زمان عضویت

میزان استفاده

انگیزه و هدف کاربران

سروش

نگرش کاربران به محتوا

خانوادگی

دینی

قومی

ملی

مدرن

222/0

295/0-

320/0

189/0-

123/0

اینستاگرام

واتساپ

تلگرام

ایتا

یوتیوپ

202/0

111/0

146/0

213/0

275/0

145/0-

262/0

194/0

575/0

151/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جدول 9: محاسبه تاثیرات مستقیم، غیرمستقیم و کل تاثیرات بر هویت اجتماعی

متغیرهای مستقل

تاثیرات مستقیم

تاثیرات غیرمستقیم

کل تاثیرات

انگیزه و هدف کابران (میزان هدفمندی)

---

086/0

086/0

مشارکت و فعال بودن

151/0

---

151/0

میزان استفاده

145/0

029/0

174/0

مدت زمان عضویت

---

044/0

044/0

 

 

 

نوع شبکه‏های مجازی

تلگرام

---

024/0

024/0

واتساپ

---

012/0

012/0

یوتیوپ

295/0

003/0

298/0

اینستاگرام

---

009/0

009/0

سروش

222/0

---

222/0

ایتا

189/0

005/0

194/0

نگرش کاربران به محتوا

---

027/0

027/0

 

بحث و نتیجه‏گیری

اینترنت از دو راه می‏تواند باعث گسستگی زندگی و هویت کاربران شود:

نخست، ایجاد تمایل در کاربران به جداسازی زندگی آنلاین و آفلاین خویش از یکدیگر؛ به این معنا که آنان در اینترنت، دوستان، همراهان و فعالیت‏هایی دارند که با دوستان و رفتارهای زندگی واقعی‏شان کاملاً متفاوت است. به عبارت دیگر، فرد در فضای مجازی مرتکب کارهایی می‏شود که با انتظارات اجتماعی از او در تقابل کامل قرار دارند و به همین علت حاضر به انجام آن‏ها در حضور آشنایان، دوستان و اعضای خانواده خود نیست.

دوم، وجود گروه‏ها و فعالیت‏های گوناگون در اینترنت و امکان انتخاب برخی از آن‏ها برحسب علایق خود و در نتیجه فراهم کردن فرصت جهت بروز انواع و ابعاد گوناگون هویت.

   برای تبیین تغییرات متغیر هویت اجتماعی جوانان از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد و ضرایب مستقیم نشان دادند که 5/15 درصد از کل تغییرات این متغیر توسط ویژگی‏های مختلف فضاهای مجازی قابل تبیین است. همین امر نشان می‏دهد که شبکه‏های اجتماعیِ مجازی تاثیر چشمگیری در تبیین این متغیر دارند. از میان هشت شبکه اجتماعیِ مجازی، توئیتر و فیسبوک چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم در سطح اطمینان 95 درصد توان تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان را نداشتند. از میان سایر متغیرها، میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعی ایتا، سروش و یوتیوپ در کنار میزان استفاده از شبکه‏های مجازی در روز و میزان مشارکت در فضای مجازی به صورت مستقیم در سطح اطمینان 95 درصد متغیر هویت اجتماعی جوانان را تبیین کردند. روابط غیرمستقیم هم 11 رابطه بودند: میزان استفاده از یوتیوپ، میزان استفاده از تلگرام، میزان استفاده از ایتا با واسطه نگرش کاربران به محتوا، میزان هدفمندی و میزان مشارکت کاربران در تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان نقش داشتند. میزان استفاده از تلگرام، میزان استفاده از اینستاگرام و میزان استفاده از واتساپ با واسطه میزان هدفمندی کاربران و میزان مشارکت آنان در شبکه‏های اجتماعیِ مجازی در سطح اطمینان 95 درصد به تبیین متغیر هویت اجتماعی جوانان پرداختند. نگرش کاربران به محتوای شبکه‏های مجازی با واسطه میزان هدفمندی و میزان مشارکت کاربران، مدت زمان عضویت با واسطه میزان استفاده و میزان مشارکت، میزان هدفمندی با واسطه میزان مشارکت کاربران و میزان استفاده کاربران با واسطه میزان مشارکت آنان از دیگر روابط غیرمستقیمی بودند که پس از تحلیل مسیر، مدل اصلاح شد و تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم محاسبه گشت. نتایج نشان داد بیشترین تاثیر در میان شبکه‏های مجازی متعلق به یوتیوپ و پس از آن متعلق به شبکه اجتماعی سروش است. از میان سایر متغیرها نیز میزان استفاده از شبکه‏های اجتماعیِ مجازی و میزان مشارکت و فعالیت در شبکه‏های مجازی بیشترین تاثیر را در تبیین تغییرات هویت اجتماعی جوانان نشان دادند. البته گفتنی است که تاثیر یوتیوپ مثبت و تاثیر شبکه اجتماعی سروش منفی بود که با اهداف راه‏اندازی شبکه‏های اجتماعیِ ملی در تضاد قرار گرفته است.

   در نظریه‏ کاشت اعتقاد بر این بود که محتوای تولید شده در شبکه‏های مجازی می‏تواند تغییرات ایجاد شده در هویت اجتماعی جوانان را تبیین کند که این فرض از نظریه‏ کاشت تایید نشد، اما سایر ارتباطات مستقیم در تبیین تغییرات هویت اجتماعی که حاصل ترکیبی از گزاره‏های نظریه‏های گیدنز، کاستلز، گافمن و نظریه‏ کاشت بود، مورد تایید قرار گرفت. نتایج این پژوهش با یافته‏های جی هارت (2011) همسو بود و نشان داد که مدت استفاده از شبکه‏های اجتماعی می‏تواند در نگرش افراد تغییر ایجاد کند. همین تغییر نگرش است که تغییرات را در هویت اجتماعی به وجود می‏آورد، اما محکم‏کار و حلاج (1393) محتوای شبکه‏های اجتماعی را در تقابل با ارزش‏های دینی و ملی به شمار آورده و معتقد بودند که استفاده از شبکه‏های مجازی باعث فرسایش ارزش‏های اجتماعی می‏شود و فروپاشیِ بنیان‏های هویتی را به همراه خواهد داشت. یافته های این پژوهش نشان داد که محتوای تولید شده در این شبکه‏های اجتماعی تاثیری در تغییرات هویت اجتماعی ندارند و جوانان اگر نگرشی همسو با محتوای تولید شده نداشته باشند، از پیگیریِ آن اجتناب می‏کنند. عدلی پور و همکاران (1392) استفاده از فضای مجازی را موجب بازاندیشی در هویت اجتماعی می‏دانستند و نتایج این پژوهش نیز هم‏راستا با یافته‏های آنان، نشان داد که فضای مجازی و چگونگی مشارکت در آن می‏تواند تغییرات هویتی را موجب شود که یکی از مهم‏ترین مولفه‏های تغییر، بازاندیشی است.

 

  • منابع

    • اسلوین، جیمز. (۱۳۸۰). اینترنت و جامعه. عباس گیلوری و علی رادباره. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی
    • بوربور حسین و بیگی، مریم. (۱۳۸۳). «بررسی رابطه اینترنت و شکاف ارزش ها در بین دو نسل». رساله کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.
    • سلطانی فر، محمد. (۱۳۸۹). دیپلماسی عمومی نوین و روابط عمومی الکترونیک. تهران: انتشارات سیمای شرق
    • سیدمن، استیون. (۱۳۸۸). کشاکش آرا در جامعه شناسی. هادی جلیلی. تهران: نشر نی
    • عباسی قادی، مجتبی و خلیلی کاشانی، مرتضی. (۱۳۹۰). تاثیر اینترنت بر هویت ملی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی
    • عدلی پور، صمد؛ قاسمی، وحید و میر محمدتبار، سید احمد. (1393). «تأثیر شبکه اجتماعی فیس بوک بر هویت فرهنگی جوانان شهر اصفهان». فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران. سال هفتم،  شماره 1، شماره پیاپی 25.
    • عدلی پور، صمد؛ یزدخواستی، بهجت و خاکسار، فائزه. (1392). «شبکه اجتماعی فیس بوک و شکل گیری هویت باز اندیشانه در بین دانشجویان دانشگاه تبریز». فصلنامه پژوهش‏های ارتباطی. شماره 75، صص 128-101.
    • کاستلز، مانوئل. (۱۳۸۹). عصر اطلاعات: ظهور جامعه شبکه ای. احد علیقلیان و افشین خاکباز. تهران: نشر طرح نو
    • کرایب، یان. (۱۳۸۸). نظریه اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس. عباس مخبر. تهران: نشر آگه
    • کرم الهی، نعمت الله. (۱۳۹۰). اینترنت و دینداری. قم: موسسه بوستان کتاب
    • گیدنز، آنتونی. (۱۳۸۸). تجدد و تشخص. ناصر موفقیان. تهران: نشر نی
    • محکم‏کار، ایمان و حلاج، محمدمهدی. (1393). «فضای مجازی، ابعاد، ویژگی ها و کارکردهای آن در عرصه هویت با محوریت شبکه های اجتماعی مجازی». فصلنامه معرفت. سال بیست و سوم، شماره 201، ویژه نامه اخلاق .
    • مهدی زاده، سید محمد. (۱۳۸۲). «انقلاب ارتباطات، جامعه شبکه ای و ذهنیت و هویت ناپایدار». سمینار ایران و جامعه اطلاعاتی در سال ۱۴۰۰. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.
    • هرمز، مهرداد. (۱۳۸۰). مقدمه ای بر نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی. تهران: انتشارات فاران.
      • Bell, David. (2017). An Introduction to cyberspace. London: Rutledge
      • Hampton., K. and Wellman, B. (2010). “The role of virtual - networks of relationships and conceptual support”. Development Management. 2010. 14(3): 99-102.
      • Michael, j. hart. (2011). A Study on the motives of high school and undergraduate college students for using the social network site facebook, proqust.
      • Shanahan, M. J. (2000). “Pathways to adulthood in changing societies: Variability and Mechanisms in Life Course Perspective”. Annual Review Social, 26, 667-692.
      • Tyler, T. (2012). “Social networking and Globalization”. Mediterranean Journal of Social Sciences, Vol 4, No 6, July 2013
      • Van Dijk, T. A. (2012). “Ideology and discourse analysis”. Journal of Political Ideology, 11(2),115-140.