واکاوی علل گرایش جوانان شهر زنجان به شبکه‌های اجتماعی مجازی: یک مطالعه پدیدارشناسانه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد، روان شناسی عمومی، گروه روان‌شناسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران

2 استادیار، گروه علوم تربیتی و روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران (نویسنده مسئول) E-mail: M-asadi@araku.ac.ir

3 استادیار، گروه روان‌شناسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران

چکیده

رسانه­های اجتماعی مجازی به‌طور فزاینده‌ای برای برقراری ارتباط، یادگیری و همکاری مورداستفاده قرار می­گیرند و برای برخی از افراد به یک عادت بالقوه مشکل‌ساز و اعتیادآور تبدیل شده اند. از این رو، شناسایی علل گرایش افراد به این شبکه­ها ضرورت دارد.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی علل گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی به روش پدیدار شناختی تفسیری انجام شد. جامعه مورد مطالعه، دختران و پسران عضو شبکه­های اجتماعی شهر زنجان بودند. نمونه بررسی شده 15 نفر از جامعه مورد­نظر بودند که بر اساس روش نمونه­گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و مورد مصاحبه نیمه­ساختار یافته قرار گرفتند. داده­های کیفی به دست آمده گردآوری، ثبت، کدگذاری و طبقه­بندی شدند. برای تحلیل داده­ها از روش تحلیل کلایزی استفاده شد.
تحلیل تجارب مشارکت­کنندگان در مصاحبه­ها نشان داد 13 عامل جذابیت و تازگی، احساس تنهایی، هیجان­خواهی، سرکوب مشکلات فردی، حفظ و تداوم روابط صمیمی، تسهیل روابط بین فردی، ابراز وجود، سرگرمی و وقت­گذرانی، آموزش و یادگیری، اطلاع­رسانی و اطلاع­گیری، تجارت الکترونیکی، همنوایی گروهی و صرفه­جویی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی مؤثر بوده اند.
بر اساس نتایج حاصله پیشنهاد می­شود دختران و پسرانی که به شبکه­های اجتماعی مجازی اعتیاد دارند مورد ارزیابی روان­شناختی قرارگیرند، مشکلات آنها از قبیل احساس تنهایی و سرکوب درمان شود و هیجان­خواهی آنها با روش­های دیگری تعدیل گردد.
علاوه بر آن علل گرایش مثبت جوانان مانند حفظ و تداوم روابط صمیمی، تسهیل روابط بین فردی، آموزش و یادگیری، اطلاع­رسانی و اطلاع­گیری، تجارت الکترونیکی و صرفه­جویی از طرف خانواده­ها و نهادهای اجتماعی مورد توجه و تقویت قرار بگیرد.

کلیدواژه‌ها


 واکاوی علل گرایش جوانانشهر زنجان به شبکه­های اجتماعی مجازی: یک مطالعه پدیدارشناسانه

 

سیّده نیکو حسینی[1]

مسعود اسدی[2]

مسعود حجازی[3]

تاریخ دریافت مقاله: 25/5/1399

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:5/7/1399

 

 

 

مقدمه

رشد فن­آوری در قرن بیست و یکم باعث دگرگونی زندگی افراد شده است. فن­آوری اطّلاعات، امکانات زیادی در عرصه­های علمی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد کرده که دسترسی به اینترنت از شاخص­های مهم آن است (سلیمانی، سعدی­پور و اسدزاده، 1395). اینترنت به دلیل دسترسی و استفاده آسان، هزینه کم و گمنامی کاربران مورد توجه قرار گرفته و کاربران از آن برای جستجوی اطّلاعات، ارسال ایمیل، تارنماهای گفتگو، بازی­های آنلاین (برخط)، گوش دادن به موسیقی و تماشای فیلم استفاده می­کنند (یوسف جمال، حمیدی، جلالی فراهانی و رجبی، 1396). در سال­های اخیر اینترنت کاربرد وسیعی یافته و به بخشی از فعالیت­های روزمره افراد تبدیل شده است. دسترسی آسان به اطلاعات مورد نیاز در هر زمینه و مطلع شدن از رویدادهای مهم در هرنقطه از جهان، توسط اینترنت ممکن شده (فنگ و وانگ، وانگ و حسیان[4]، 2019 و مرتضایی و رحیمی­نژاد، 1395) و این امر منجر به افزایش روز افزون استفاده از آن در دنیا گردیده است. بر اساس گزارش موسسه هوت سوئیت[5] در سال 2019، 39/4 میلیارد کاربر اینترنت وجود داشته که این رقم در مقایسه با ماه ژانویه 2018، 366 میلیون (9 درصد)، افزایش داشته است. درایران میزان استفاده از اینترنت در سال 2019 در در مقایسه با سال 2018، 29 درصد افزایش داشته است (موسسه هوت سوئیت، 2019).

امروزه با گسترش اینترنت، نسل جدیدی از روابط که به­ خوبی توانسته در زندگی مردم نفوذ کند، شبکه­های اجتماعی مجازی هستند (افشاری، افشاری، میرزایی و کنگاوری، 1394). مهمترین و موفق­ترین شبکه­های اجتماعی که بیشترین طرفدار­­­­­ را دارند، شبکه­های فیسبوک[6]، توئیتر[7]، لاین[8]، وایبر[9]، واتس آپ[10]، تلگرام[11]، یوتیوب[12] و اینستاگرام[13] هستند که در مدت زمان کوتاهی رشد کرده و روز به روز به محبوبیتشان در بین مردم افزوده می­شود (لی و لی،[14]2010). شبکه­های اجتماعی مجازی، برای تارنماهای اینترنتی به­کار می­روند که افراد با عضویت در آنها، امکان دستیابی به اطلاعات سایر اعضا، به اشتراک­گذاری تولیدهای متنی، صوتی، تصویری، تشکیل گروه­هایی بر­اساس علایق مشترک با برخی از دیگر اعضا را دارند (بشیر و افراسیابی، 1391). این شبکه­ها، شکل نوینی از ارتباط­ هستند که نگرش و رفتارهای جدیدی به­وجود آورده، رشد روزافزون داشته و در زندگی افراد نفوذ کرده­اند (صادق­زاده، 1396). در این شبکه­ها فضاهایی به­وجود می­آید که اشخاص با دوستان جدید آشنا می­شوند و همچنین دوستان قدیمی خود را پیدا می­کنند، عقاید، نظرات، عکس، ویدئو و صدای خود را باهم به اشتراک می­گذارند، از خبرها و رویدادها در هر زمینه­ای اطّلاع می­یابند و بدون توجه به مرز، فرهنگ، زبان و جنس به تبادل اطلاعات و تعامل با همدیگر می­پردازند. به این افراد، «کاربران شبکه­­های اجتماعی» می­گویند (کامرون و ماساکارنس[15]، 2020؛ عقیلی و پوری، 1390).

شبکه­های اجتماعی اینترنتی، با استقبال فراوانی از سوی جوانان مواجه شده­اند؛ به­طوری­که آن­ها بخش قابل توجّهی از اوقات خود را در این شبکه­ها سپری می­کنند (مارنگو، پلتی و سیتانی[16]، 2020؛ کریک، ارسلان، ستینکیا و مهمت،[17] 2015). بر اساس گزارش موسسه هوت سوئیت، در سال 2019، 484/3 میلیارد کاربرفعال رسانه­های اجتماعی مجازی وجود داشته که این رقم در مقایسه با سال 2018، 288 میلیون (9 درصد)، افزایش پیدا کرده است. 24 درصد از کاربران با هدف کسب و کار از شبکه­های اجتماعی استفاده کرده­اند. میزان استفاده از شبکه­های اجتماعی مجازی در سال 2019 در ایران در مقایسه با سال 2018، 18 درصد افزایش داشته است. در سال 2014 متوسط استفاده کاربران شبکه­های اجتماعی مجازی در طول شبانه روز یک ساعت و 37 دقیقه بوده که در سال 2019، به 2 ساعت و 16 دقیقه افزایش یافته است- که برابر با یک هفتم زمان بیداری کاربران است (موسسه هوت سوئیت، 2019).

شبکه­های اجتماعی مجازی دارای مزایایی از جمله قرار گرفتن در معرض رویدادهای جاری، ایجاد روابط اجتماعی و تقویت شبکه­های اجتماعی حامی هستند. همچنین این شبکه­ها برای ارتقای سلامت عمومی مردم با اطلاع رسانی درست درباره کاهش شیوع بیماری­های همه­گیر (ریهم و همکاران[18]، 2019) و اضطراب همراه آن و کمک در ایجاد بینش صحیح در نظرات و برداشت­های مردم از سلامتی مفید هستند. آنها همچنین در مواقع بحران با ایجاد ارتباطات بین فردی سریع از طریق انتشار اطلاعات، هشدارهای اولیه، آگاهی از مشارکت عمومی و واکنش سریع امدادگران را در مناطق آسیب دیده در برابر فاجعه امکان­پذیر می­سازند (هاشیموتو و اوهاما[19]، 2014 و فینچ و همکاران[20]، 2016). شبکه­های اجتماعی برای ارتقای حقوق اجتماعی عموم مردم و یا گروهی خاص نیز مفیدند (یی، زاهو، نگیون و وانگ[21]، 2020). در سوی دیگر شبکه­های اجتماعی چالش­های ناخواسته­ای از جمله انتشار سریع شایعات و انباشت اطلاعات و اخبار نامعتبر و تأیید نشده (یی، شارج-ایلدین، اسپیتزبرگ و وو[22]، 2019)، سوء استفاده از حریم شخصی افراد و کلاهبرداری (یی، زاهو، نگیون و وانگ، 2020)، تأثیر منفی بر سلامت روان است. برخی از مطالعات نشان داده­اند که کودکان، نوجوانان و جوانانی که زمان زیادی را برای شبکه­های اجتماعی مجازی صرف می­کنند، بهزیستی روان شناختی پایین­تری دارند (برای مثال تونگ و مارتین[23]، 2020؛ کلی، زینالاوالا، بوکر و ساکر[24]، 2019؛ تونگ و کمپبل[25]، 2019، تونگ، مارتین و کمپبل، 2018). پژوهش­ها نشان می­دهند که استفاده زیاد از شبکه­های اجتماعی مجازی منجر به افسردگی (پری مارک، سوانیر، گیورگیپولاس، آلاند و فاین[26]، 2009؛ مککرا، گتینگس و پورسل[27] ، 2017؛ ویدال، لاکسمپا، میلر و پلات[28]، 2020) و اضطراب (توسب و اینسکتر[29]، 2015؛ کلس، مککرا و گریلیش،[30] 2020) در کاربران می­شود.

بر طبق نظریه خود تعیین­گری[31]، نیاز به شایسته بودن، اقتدار و ارتباط، در گرایش کاربران به شبکه­های اجتماعی مؤثر هستند، علاوه بر آن ویژگی­های شخصیت (روان­رنجورخویی[32]، خودشیفتگی)، شناخت (افکار خودآیند، عزت نفس)، یادگیری (تقویت، یادگیری اجتماعی)، فرهنگ و خانواده (وایونی و ماکسام[33]، 2020) از عوامل مؤثر دیگر هستند. پژوهش­ها علاوه بر بررسی پیامدهای استفاده از شبکه­های اجتماعی مجازی، به علل گرایش افراد به این شبکه­ها نیز پرداخته­اند. ایجاد و حفظ روابط بین فردی صمیمانه (کامرون و مسکارناس[34]؛ 2020)، روان رنجوری و برونگرایی با واسطه دریافت بازخورد اجتماعی و تعداد دریافت لایک (مارنگو، پولتی و ستانی،[35] 2020)، احساس تنهایی و گشودگی به تجربه (اسکو‏‎یس، ویلیامز و ویس[36]؛2012)، برون­گرایی و احساس تنهایی خانوادگی (رایان، تریسی، زنوس و سوفیا[37]؛2011)، برون گرایی و روان رنجوری (آمچیا-هامبورگر و وینیتزکی[38]، 2010)، کم­رویی و اضطراب اجتماعی بالا (اور، رز، سی­سک، آرسنو و سیمرینگ،[39] 2009)، خود کنترلی پایین، انگیزه سرگرمی و خود ابرازی (خانگ، کیم و کیم[40]؛2013)، نیاز به خود ابرازی و جستجوی حمایت اجتماعی (شن و بردیزکا و لیو[41]، 2015) از علل گرایش کاربران به شبکه­های اجتماعی مجازی بوده است.

در ایران نیز پژوهش فرقانی و مهاجری (1397) نشان داد که تغییر در سبک خرید، تغییر در شیوه گذران اوقات فراغت، تغییر در تعامل و ارتباط­های رو در روی کاربران، تغییر سلیقه در نوع پوشش، تغییر در دکوراسیون و اثاثیه منزل، تغییر در شیوه تغذیه و تغییر در خودآرایی با میزان استفاده از شبکه­های اجتماعی مجازی و تلفن همراه رابطه وجود دارد. پژوهش صادق­زاده (1396) نشان داد احساس تنهایی، فقدان حمایت­اجتماعی و افسردگی از عوامل وابستگی به شبکه­های اجتماعی مجازی هستند. یافته­های پژوهش بشرپور، دشتی و عطادخت (1395) نشان داد که دو ویژگی شخصیّتی خود­شیفتگی و خود­ ابرازگری در وابسته شدن به شبکه­های اجتماعی آنلاین، نسبت به افراد غیروابسته به طور معناداری بالاست. در مطالعه شهابی و قدسی (1391) مشخص شد که تسهیل در روابط بین فردی فعلی، احیای روابط قدیمی، ایجاد و حفظ روابط با دوستان از علل گرایش کاربران جوان شهر تهران به شبکه­های اجتماعی است.. با توجه به تمهیدات یاد شدهT هدف پژوهش حاضر شناسایی علل گرایش جوانان شهر زنجان به شبکه­های اجتماعی مجازی بوده و به دنبال پاسخ به این سؤال است:

علل روان­شناختی گرایش جونان به شبکه­های اجتماعی محازی بر اساس روش کیفی و مصاحبه­های انجام شده با آنها، کدام اند؟

روش شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نظر ماهیت، یک مطالعه کیفی از نوع پدیدار شناسی[42] با رویکرد تفسیری[43] است. تمامی جوانان شهر زنجان در سال 1398 که در یک یا چند شبکه اجتماعی عضویت داشته و روزانه حداقل سه ساعت را به گذراندن اوقات خود در شبکه­های اجتماعی صرف کرده و به اصطلاح مبتلا به اعتیاد مجازی بوده اند، جامعه­ آماری پژوهش حاضر را تشکیل می دادند. نمونه گیری به صورت هدفمند  و گلوله برفی تا رسید به اشباع نظری[44] ادامه پیدا کرد.

مصاحبه­ها از شروع مقدمات تا تحلیل نتایج و کشف مقوله­ها، در طول یک دوره سه ماهه، از اردیبهشت­ تا تیرماه سال 1398 انجام شد. همه­ مصاحبه­ها در زمان مناسب و با اتخاذ تمهیدات لازم جهت ایجاد فضایی آرام و مطلوب صورت گرفت. از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. مصاحبه­ها با یک سؤال در مورد علل و انگیزه­های گرایش به شبکه­های اجتماعی شروع می­شد. به طور ثابت اوّلین سؤال این بود: «توضیح دهید که به چه دلایلی و از کدام شبکه­ها اجتماعی استفاده می­کنید؟». در ادامه سؤال بعدی از مشارکت کننده پرسیده می­شد و این روند تا آخرین سوال ادامه ­داشت. زمانی که مشارکت کننده از موضوع اصلی فاصله می­گرفت، با طرح جمله­های هدایت کننده، سعی می­شد به موضوع اصلی هدایت گردد. جهت کسب اطّلاعات بیشتر و روشن سازی مطالب مطرح شده، در طول مصاحبه از سؤال­های کاوشی مانند «می­توانید در این باره بیشتر توضیح دهید؟»، «می­شود منظورتان را واضح­تر بیان کنید؟»، «می­توانید مثالی بزنید؟» و ... استفاده شد. مدت هرمصاحبه­ بین 40 تا 60 دقیقه بود. ابتدا دو مصاحبه به صورت آزمایشی و سپس پانزده مصاحبه تا زمان رسیدن به اشباع داده­ها انجام شد. برای تحلیل داده­ها از روش تحلیل کلایزی[45]استفاده گردید. فرآینـد هفـت مرحلـه­ای تحلیل کلایزی در این پژوهش به صورت زیـر به کار رفت:

1. توضیحات شرکت کننده، به دقت مطالعــه شــدند. بــرای ایــن منظــور تمــام مصاحبه­ها ضبط و سپس بر روی کاغذ پیاده سازی شـدند. در گام بعـدی برای کسب معانی، آنهـا چنـدین بـار خوانـده شدند.

2. مرحله استخراج جملات مهم: در این مرحلـه، عبـارات یـا جملاتـی کـه بـه طـور مستقیم به پدیده مورد نظـر مربـوط بـود، از مصاحبه­ها استخراج گردید.

 3. مرحله فرموله کردن معـانی شـناخته شده: در این قسمت، معنی هـر جملـه مهـم استخراج و در حاشیه متن مصاحبه، یادداشت گردید. اینها به عنوان معانی مـنظم شـده یـا «کُد» شناخته شدند. در پژوهش حاضر جمله­ها، بندها و کل متن هر مصاحبه به عنوان واحدهای تحلیل، برای شناسایی کدهای اوّلیّه به کار گرفته شدند. نحوه­ رسیدن به کدهای اوّلیّه بدین صورت بود که هر یک از مصاحبه­ها پس از پیاده سازیِ متن آنها، به صورت جمله به جمله مورد بررسی قرار گرفت و سپس پیام اصلی یا مفهوم کلیدی که در هر یک از عبارات مستتر بود، استخراج و ثبت می­شد. این کار برای هر بند و کل متن هر مصاحبه نیز انجام گردید. در برخی از جمله­ها، مصاحبه شوندگان از اصطلاحاتی استفاده می­کردند که مستقیماً قابل استفاده به عنوان یک کُد بود و در برخی از موارد، مفهومی مستتر در جمله­ها، بندها و کل متن وجود داشت که پژوهش­گر با توجه به هدف مصاحبه شونده، مفهومی را به آن نسبت می­داد و به عنوان یک کد اوّلیّه در نظر گرفته می­شد. کدهای اوّلیّه پس از هر مصاحبه پالایش گردید و با توجه به سنخیت و تجانس هر کُد با سایر کُدها، در ذیل یک مفهوم کلان­ قرار گرفت و این فرایند بارها تکرار شد. برای روشن سازی، مقوله­بندی و رفع تناقض­های موجود در تفسیر، فرایند بازگشت مکرّر به متون صورت گرفت. با انجام 15 مصاحبه، داده­ها اشباع شدند و مصاحبه­ها به اتمام رسید.

 4. مرحله دسته بندی داده­ها: مورد قبلی برای هر مصاحبه تکـرار شـد و انبـوه معـانی استخراج شده به صـورت خوشـه موضـوعات (تم­ها)، به دو شیوه سـازماندهـی شدند: الــف) ایــن خوشــه موضــوعات، بــه پروتکل­های اولیه ارجاع داده شدند تـا روایـی آنها مورد بررسی و تأیید قرار گیرند؛ ب) تناقـــضاتی در بـــین و یـــا درون خوشه­ها: در این مرحله، ممکن بود اختلافاتی در داخل و یا بین خوشه­ها دیده شود. بعضی از موضــوعات ممکــن بــود بــا مــوارد دیگــر هم خوشه نباشند یا به طـور کامـل بـا دیگـرمــوارد مربــوط نباشــد. در ایــن مــوارد بــه پروتکل­های اولیه مراجعه و با مطالعـه بیـشتر مصاحبه­ها به ریشه آن معانی پی­برده می­شد و تصمیم لازم برای دسـته بنـدی آنهـا اتخـاذ می­شد.

 5. تلفیق نتـایج در قالـب یـک توصـیف جامع: در این مرحله یـک توصـیف جـامع از خوشه نتایج تهیه گردید.

 6. بیانیــه صــریح و روشــن از ســاختار اساسـی پدیـده مـورد مطالعـه: در نهایـت بـا فرموله کـردن توصـیف جـامع پدیـده مورد مطالعه یک تصویر کلی از ساختار ذاتی پدیده که علل گرایش به شبکه­های اجتماعی مجازی بـود، ارائــه گردید.

 7. اعتبارسنجی نهایی یافته­ها: با رجـوع به چند نفر از شـرکت کننـدگان و پرسـش از آنــان در مــورد نتــایج، از صــحت یافتــه­هــا اطمینان حاصل شد.

به‌منظور رعایت اخلاق در پژوهش ابتدا به تمام شرکت‌کنندگان اطلاع داده شد که در یک کار پژوهشی شرکت دارند و شرکت در آن اختیاری می‌باشد. همچنین اهداف پژوهش، رعایت صداقت و امانت­داری علمی، رضایت آگاهانه برای شرکت در پژوهش، ناشناس ماندن مشارکت کنندگان و محرمانه نگه داشتن اطلاعات، برای آنها تشریح شد.

یافته­های پژوهش

جدول 1: مشخّصات جمعیّت شناختی افراد مشارکت کننده در پژوهش

ردیف

جنسیّت

سن

تحصیلات

شغل

وضعیت تأهل

نام شبکه­هایی که در آن عضویت دارند

مدت زمان عضویت بر حسب سال

میزان استفاده روزانه بر اساس ساعت

1

مؤنث

29

کارشناسی ارشد مامایی

دانشجو

مجرد

تلگرام

3

7 تا 8

2

مؤنث

25

کارشناسی ارشد روان­شناسی

دانشجو

مجرد

تلگرام و اینستاگرام

2

5

3

مؤنث

30

دکتری

استاد دانشگاه

مجرد

تلگرام، واتس­آپ و اینستاگرام

4

3 تا 4

4

مؤنث

18

دیپلم

فاقد­شغل

مجرد

تلگرام، واتس­آپ و اینستاگرام

2

4

5

مؤنث

25

کارشناسی تربیت­بدنی

مربی ورزش

مجرد

اینستاگرام و تلگرام

4

6 تا 7

6

مؤنث

27

کارشناسی ارشد مدیریت

فاقد­شغل

متأهل

تلگرام و اینستاگرام

3

4

7

مؤنث

18

دیپلم

فاقد­شغل

مجرد

تلگرام، اینستاگرام و ایمو

2

3

8

مؤنث

25

کارشناسی ارشد ژنتیک

فاقد­شغل

مجرد

تلگرام، اینستاگرام، ایمو، وایبر

3

5 تا 6

9

مؤنث

27

کارشناسی زبان

مربی­ ورزش

متأهل

اینستاگرام و تلگرام

3

3

10

مذکر

28

کارشناسی کامپیوتر

هنرمند

مجرد

اینستاگرام و تلگرام

2

7

11

مذکر

30

کارشناسی عمران

آرایشگر

مجرد

تلگرام و اینستاگرام

1

5

12

مذکر

30

کارشناسی عمران

آزاد

مجرد

تلگرام

2

8

13

مذکر

30

کارشناسی عمران

آزاد

متأهل

تلگرام و اینستاگرام

3

5

14

مذکر

30

کارشناسی عمران

دانشجو

مجرد

تلگرام

2

4

15

مذکر

25

دکترا

دندانپزشک

مجرد

تلگرام و وی­چت

3

3 تا 6

 

همان­طور که در جدول 1 مشاهده می­شود، از 15 مشارکت کننده در پژوهش، 9 شرکت کننده (60 درصد) مؤنث و 6 شرکت کننده (40 درصد)، مذکر بودند. از نظر سطح تحصیلات، 33/13 درصد دارای دیپلم، 66/46 درصد کارشناسی، 33/33 درصد کارشناسی ارشد و 66/6 درصد دارای مدرک دکتری بودند. 80 درصد از مشارکت کنندگان مجرد و 20 درصد متأهل بودند. مشارکت کنندگان در پژوهش در شبکه­های تلگرام، اینستاگرام، واتس­آپ، ایمو[46]، وایبر و وی چت[47] عضویت داشتند که در این بین عضویت در تلگرام بیشتر از سایر شبکه­ها بود.

تحلیل 15 مصاحبه اخذ شده از مشارکت کنندگان نشان داد که 13 عامل در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی نقش دارند. در ادامه ضمن معرفی هر عامل، شواهدی از مصاحبه­ها ارائه شده است.

جذّابیت و تازگی[48]

اینترنت و فضای مجازی از ابتدا برای کاربرانش جذاب بوده است. تغییراتی که به طور مستمر در سخت افزارها و به تبع آنها نرم افزارها ایجاد می­شود، کاربران را دائماً با قابلیت­های جدیدی همراه می­کند. برخی از این شبکه­ها با امکانات گرافیکی کاربر پسند و فراهم کردن ارتباطات دوسویه وتعاملی و چند سویه توانسته­اند بسیاری از کاربران را به خود جذب کنند (ابوالحسنی و همکاران، 1396). در ادامه شواهدی از مصاحبه شوندگان در این زمینه ارائه شده است:

شاهد 1: «اول به­خاطر اینکه این شبکه­ها جذاب هستند و مطالب سرگرم­کننده و جذابی دارند و راحتی ارتباط با اطرافیانم چون نه هزینه­ای دارد نه زحمت رفتن و آمد».

شاهد 2: «برای برقراری ارتباط صوتی و تصویری با دوستان بخصوص راه دور، چت کردن، ارسال عکس و به­اشتراک گذاشتن تصاویر با دیگران، دیدن عکس­های دیگران حتی بازیگران و دیدن ویدیوهای ارسال شده توسط دوستان و غریبه­ها و همچنین دریافت اخبار روزانه».

شاهد 3: «شبکه­های مثل واتساپ و تلگرام که من عضوشون هستم، به خاطر سهولت در دسترسی به اطلاعات و علاقه مندی­هایم، برای من خیلی جذاب هستن».

 

 

احساس تنهایی[49]

یکی از مهم­ترین دلایل ایجاد روابط بین فردی، احساس تنهایی است. احساس تنهایی تجربه­ ناخوشایندی است که در پاسخ به نارسایی­های کمّی و کیفی در روابط اجتماعی پدیدار می­شود (ویلر، ریس و نزلک[50]، 2018 و تاین[51]، 2019). دو نوع تنهایی وجود دارد: تنهایی عاطفی و تنهایی اجتماعی. تنهایی عاطفی از فقدان دلبستگی صمیمانه و نزدیک به شخص دیگر ناشی می­شود، اما تنهایی اجتماعی از فقدان شبکه­ای از روابط اجتماعی به وجود می­آید (دی توماس و سپینر[52]، 1993). سه ویژگی مشترک این تعاریف عبارت اند از: 1- احساس تنهایی ناشی از کاستی در روابط اجتماعی فرد است؛ 2- تجربه­ای روانی و ذهنی است که با انزوای فیزیکی شناسایی نمی­شود؛ 3- یک وضعیت روانی ناخوشایند و فشارآور است که خود مانند محرکی برای تلاش در جهت فائق آمدن بر آن عمل می­کند (یانگ،[53] 2019). بنابر این فضای مجازی و شبکه­های اجتماعی با توجه به سهولت دسترسی، یکی از منابع غنی جبران احساس تنهایی برای افراد است. در ادامه شواهدی از مصاحبه شوندگان در این زمینه ارائه شده است:

شاهد 1: «با عضویت در شبکه­های اجتماعی از تنهایی و بی­حوصله­گی در می آیم و خودم را با این شبکه­ها سرگرم می کنم و اینجوری حس می­کنم که دیگه تنها نیستم».

شاهد 2: «چون تنها هستم و سرگرمی­های زیادی برای گذران اوقات فراغت نداشتم و همچنین در­گیر مشکلات بودم، برای دوری از آنها عضو این شبکه­ها شدم».

شاهد 3: «احساس تنها بودن و نیاز به اینکه در اجتماع باشم تا بتوانم با دیگران بخصوص دوستانم ارتباط برقرار کنم، به عضویّت شبکه­های اجتماعی مجازی درآمدم».

هیجان خواهی[54]

هیجان­خواهی با عنوان «نیاز به تجارب و احساسات گوناگون، پیچیده، بدیع و بی­سابقه و تمایل به خطر جویی» تعریف شده است (زانگ، کیو، تائو و ژو[55]، 2019). طبق نظر زاکرمن[56](1994)، هیجان خواهی حالتی است که ویژگی آن نیاز به هیجان و تجربه­های متنوع، جدید و پیچیده است. فرد هیجان خواه تحریک بیرونی دائمی مغز را ترجیح می­دهد، از کارهای عادی خسته می­شود و مرتباً در جستجوی راه­هایی برای افزایش انگیختگی از طریق تجربه­های هیجان انگیز است.

 به نظر می­رسد یکی از منابعی که افراد می­توانند به راحتی هیجان­خواهی خودشان را بروز دهند، شبکه­های اجتماعی است. شواهد ارائه شده دالِّ بر این مدعاست:

شاهد 1: «اولش به­خاطر کنجکاوی از اینکه این شبکه­ها به چه منظور استفاده می­شوند، چه خدماتی ارائه می­دهند. وقتی که فهمیدم کاربران شبکه­هایی مثل اینستاگرام، می­توانند از خود عکس و فیلم بین مخاطبان به اشتراک بگذارند، بیشتر کنجکاو شدم تا عکس­ها و فیلم­های آن­ها را ببینم».

شاهد 2: «کنجکاو بودن نسبت به مسائل دیگران مثلاً: زمانی که دوستانم جشن می­گیرند یا به میهمانی میرن و لباس­هایی که می­پوشند و از خود عکس و فیلم می­گیرند و در صفحه­های مجازی به اشتراک می­گذارن، رو دوست دارم ببینم».

 شاهد 3: «وقتی عضو این شبکه­ها شدم هرروز کنجکاو می­شوم که ببینم آشنایان چه عکس­هایی می گذارن؟ کجا می روند؟ چیکار می کنند؟ در زندگیشون چی می­گذره».

سرکوب مشکلات فردی[57]

سرکوب، فرایندی خودآگاه و ارادی است که در آن فرد خواسته‌ها و امیال خود را مهار می‌کند یا به‌طور موقت خاطرات ناراحت‌کننده را کنار می‌گذارد و به آن‌ها فکر نمی­کند (پک و ویتلو،[58] 2019). یکی از ابزارهای در دسترس برای سرکوب مسائل درون فردی، عضویت در شبکه­های مجازی است، زیرا که فرد با گذراندن وقت خود در این شبکه­ها به نوعی وجود استرس یا دیگر مشکلات فردی را در خود سرکوب می­کند. در ادامه شواهدی از مصاحبه شوندگان در این زمینه ارائه شده است:

شاهد 1: «از دیدن مطالب خنده­دار و جوک­ها خوشحال می­شم، می­خندم و برای مدتی از مشکلاتم و فکر کردن به آنها دور می­شوم و استرسی که دارم برطرف می­شود».

شاهد 2: «در کل حسّ خوبی دارم، چون از وقتی که از شبکه­ها استفاده می­کنم، مشکلات و مسائل روزمره­ام را فراموش می­کنم و آرامش پیدا می­کنم».

 شاهد 3: «وقتی با شبکه­های مجازی کار می­کنم، کمتر به مشکلاتم فکر می­کنم و استرسم کمتر می­شود».

 

حفظ و تداوم روابط صمیمی[59]

نیاز به صمیمیت که یک نیاز پیشرفته جهانی و بیولوژیکی در تمامی انسان هاست. موضوع مشترک در تحقیقات مربوط به صمیمیت حاکی از آن است که صمیمیت، یک احساس خود بی­پرده­گویی، نزدیکی و شریک شدن در دنیای خصوصی فرد دیگراست (مک­گرا[60]، 2010). شبکه­های مجازی یکی از ابزارهای مناسب برای حفظ و تدام روابط صمیمی کاربران با دوستان و بستگان است. شواهد ارائه شده دالّ بر این مدعاست:

شاهد 1: «از طریق شبکه­های اجتماعی مجازی، بیشتر و راحت­تر با دوستان و خویشاوندانم که کمتر همدیگر را ملاقات می­کنیم، در ارتباطم و دوستان دوران مدرسه را که همدیگر را گم کرده بودیم، از طریق این شبکه­ها همدیگر را پیدا کردیم و با هم در تماسیم حتی آنهایی که در ایران نیستند».

شاهد 2: «...و اینکه با عضویت در این شبکه­ها میتونم از اخبار و دوستان باخبر شوم و با دوستان و فامیل در ارتباط هستم».

 شاهد 3: «پیدا کردن و جویای حال دوستان و همکلاسی­های قدیمی می­شوم».

تسهیل روابط بین فردی[61]

روابط بین فردی، توانایی برقراری رابطه با دیگران در جهت برآورده نمودن نیازها و خواسته­ها، به شکل مؤثر است و افراد به وسیله آن اطلاعات و احساسات خود را از طریق پیام های کلامی و غیرکلامی با دیگران در میان می­گذارند و تبع آن روابط با دیگران تقویت و سلامت روانی و اجتماعی افراد تأمین می­شود (آدامز و جونز[62]، 1999). به نظر می­رسد امروزه شبکه­های اجتماعی یکی از ابزار در دسترس برای برقراری روابط با دیگران شده است، به طوری که شواهد ارائه شده دالِّ بر این مدعاست:

شاهد 1: «با تلگرام تماس تصویری با فامیل­ها می­گیرم. به­خصوص آنهایی که نمی­تونم هرروز ببینمشان و از هم دور هستیم».

شاهد 2: «نیاز به برقراری ارتباط با دوستان و خویشاوندانم بود، چون هرروز تا شب سرکار هستم و زمان زیادی برای دید و بازدید با آنها را ندارم و مجبورم از طریق شبکه­های مجازی به راحتی با آنها در ارتباط باشم تا بتوانم این نیازم را بر طرف کنم».

شاهد 3: «از طریق تلگرام می­تونم به راحتی با آنها در ارتباط باشم و نیازی نیست وقت زیادی را صرف حاضر شدن و بیرون رفتن از خانه کنم».

ابراز وجود[63]

جرأت­مندی، توانایی افراد جهت برقراری روابط بین فردی مناسب در تعاملات اجتماعی است. مهارت جرأت­مندی فرد را قادر می­سازد تا افکار، احساسات و ارزش­های خود را درباره­ یک موقعیت به طور آزادانه، مستقیم و با احترام به احساسات و ارزش­های اشخاص دیگر بیان کند. این مهارت بر حقوق فرد، ضمن توجّه به حقوق دیگران، تأکید دارد (وارد و هالند[64]، 2018). برخی از افراد برای غلبه بر خجالت در عالم واقعیت و افزایش مهارت­های جرأت­مندی در روابط بین فردی، سعی می­کنند این اجتناب را در شبکه­های مجازی جبران کنند و از این نظر حس خوبی دریافت کنند. شواهد ارائه شده دالِّ بر این مدعاست:

شاهد 1: «از طریق این شبکه­ها دیده می­شوم و از اینکه مورد تعریف و تحسین دیگرانم، لذت می­برم». شاهد 2: «من در گذشته وقتم را با خانواده­ام و دوستانم می­گذراندم و همچنین به تحصیل مشغول بودم. بعد از اتمام دوره دانشگاه، شغلی انتخاب کردم و مشغول به کار شدم، ولی زیاد در جامعه حضور نداشتم با اینکه شغلم در ارتباط با مردم است و تا حدودی کمرو و خجالتی هستم. ولی از وقتی که فهمیدم از طریق فضای مجازی می­توانم ارتباط بیشتری با مردم داشته باشم، این برایم خوب و راحت­تر است که بدون تماس رو در رو، می­توانم با افراد معاشرت کنم و ارتباطم را با آنها به این­گونه حفظ کنم».

شاهد 3: «من با تحصیلات کارشناسی ارشد، فردی گوشه­گیر و منزوی و تا حدی تنها و خجالتی هستم که زیاد در اجتماع حضور فعالی ندارم و کمتر با دوستانم در ارتباط هستم. به­همین دلیل گرایش به این شبکه­ها پیدا کردم».

سرگرمی و وقت گذرانی

اوقات فراغت به عنوان یک پدیده و حتی گاهی اوقات در بعضی جوامع به عنوان یک مسئله‌ فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی، موضوع مشترک بین تمامی قشرهای جامعه است و تحت تأثیر مسائل و موضوعات مختلفی می‌باشد که یکی از آنها شبکه‌های اجتماعی مجازی است. امروزه شبکه­های اجتماعی مجازی به منزله رسانه همیشه و همه جا، با توجه به توانمدی­های باقوه و بالفعل و گسترده­شان، به سرعت در حال گسترش هستند و جوانان از آن برای انگیزه­های مختلف از جمله گذراندن وقت و ایجاد سرگرمی استفاده می­­کنند (کاروانی، آتش افروز، 1395). شواهد ارائه شده دالِّ بر این مدعاست:

شاهد 1: «نیاز به شاد شدن، خندیدن از طریق تماشای فیلم و تصاویر خنده­دار و گذراندن وقتم و نیاز به دیده­شدن، چون علاقه زیادی دارم که عکس­های سلفی بگیرم و در اینستاگرام به اشتراگ بگذارم و نظرات افراد را در مورد خودم بدانم. چون وقتی نظرات مثبت می­شود خیلی انرژی می­گیرم و لذت می­برم».

شاهد 2: «نیاز به سرگرم شدن و گذران وقت به­خصوص زمان­هایی که حوصله کاری را ندارم و یا از انجام کار خسته شده­ام به این شبکه­ها پناه می­برم و وقتم را با آن می­گذرانم».

شاهد 3: «چون در اوقات فراغتم هیچ برنامه و تفریح خاصی ندارم و تلویزیون هم نگاه نمی­کنم، از این شبکه­ها برای سرگرمی و آگاهی از اوضاع و آخرین اخبار ایران و جهان استفاده می­کنم».

آموزش و یادگیری

استفاده از فناوری‌های نوین مجازی در فرآیند یاددهی-یادگیری اجتناب‌ناپذیر است. از جمله این فناوری‌ها، استفاده و به‌کارگیری شبکه‌های اجتماعی مجازی است. این شبکه­ها به واسطه چند زمینه­ای بودن کاربردهایشان، می­توانند با ارائه محتوای آموزشی، زمینه یادگیری در حوزه­های مختلف را برای کاربران فراهم آورند (مالمیر، زارع، فیض آبادی و ساریخانی،  1395و رضایی، زارعی و طهرانی، 1397). استفاده کاربران مورد مصاحبه حاکی از استفاده­ آنها از محتوای ارائه شده برای آموزش در حیطه­های مختلف است.

شاهد 1: «نیاز شغلی که حتماً باید در کلاس­های مربوط به شغلم شرکت کنم که در آن آموزش­های ویژه برای ارتقای مهارت در شغلم ارائه می­شود؛ ولی هم هزینه بالایی دارد و هم وقت کافی برای شرکت در آنها را ندارم که معمولاً این کلاس­ها در شهرهای بزرگ انجام می­گیرد و رفت و آمد برایم سخت است. امّا با وجود این برنامه­ها کارم راحت شده­است و این مشکلات را ندارم».

 شاهد 2: «کسب اطلاعات کاری و علمی، اجتماعی، معرفتی، دینی و باخبر شدن از برگزاری کنگره­های علمی در حیطه شغلم و شرکت در آنهاست. همچنین کسب آگاهی در زمینه سبک زندگی از طریق پیگیری کانال­های روان­شناسی، آرایشی و مد لباس».

شاهد 3: «یادگیری مهارت­های زیادی که برای آموختن آنها باید به کلاس­های متعددی بروم و این امر نیاز به صرف هزینه زیاد و وقت کافی دارد. مهارت­هایی مثل آرایش­کردن، سفره­آرایی و به اقتضای شغلم باید به­روز باشم و چون شغلم آموزش است، باید خودم هم در کلاس­های تخصصی حرفه­ام شرکت کنم که نیازمند زمان کافی و هزینه بالایی است ولی به جای آن، این آموزش­ها را در شبکه­های مجازی و بدون صرف وقت و هزینه زیاد، آموزش می­بینم».

اطلاع رسانی و اطلاع گیری

شبکه­های اجتماعی، نسل جدیدی از پایگاه­هایی هستند که این روزها در کانون توجه کاربران شبکه­های جهانی اینترنت قرار گرفته­اند. این گونه پایگاه­ها آنلاین فعالیت می­کنند و هرکدام دسته­ای از کاربران اینترنتی با ویژگی خاص را گرد هم می­آورند. شبکه­های اجتماعی را گونه­ای از رسانه­های اجتماعی می­دانند که امکان دستیابی به شکل جدیدی از برقراری ارتباط و به اشتراک گذاری محتوا در اینترنت را فراهم آورده­اند (کریمیان، پارسامهر و افشانی، 1396). مشارکت­کنندگان در پژوهش در این مورد شواهدی را ارئه کرده­اند:

شاهد 1: «یکی از اهدافم این بوده که از برنامه­های دانشگاه و کلاس­ها باخبر شوم و با اساتید در زمینه درسی در ارتباط باشم. از تلگرام برای اطلاعات گرفتن مثلاً گروه­های کاری که در آن تشکیل شده و از این طریق در ارتباط با کارم اطلاع­رسانی می­شود».

شاهد 2: «مطالب علمی و درسی ارسال می­کنم. از کنگره­های آموزشی که برگزار می­شود، آگاه می­شوم و به بقیه اطلاع­رسانی می­کنم».

شاهد 3: «ازطریق به اشتراک گذاشتن عکس­های خودم، برقراری ارتباط با همکلاسی­ها و دوستانم و گروه درسی که تشکیل داده­ایم و مطالب درسی در آنجا می­گذاریم».

شاهد 3: «با خواندن اخبار روزمره، نسبت به قبل بیشتر از وقایع رخ داده باخبر می­شوم».

تجارت الکترونیکی[65]

تجارت الکترونیکی به فرآیند خرید، فروش، انتقال یا تبادل محصولات، خدمات و یا اطلاعات از طریق شبکه­های کامپیوتری از جمله اینترنت گفته می­شود. در بین مصاحبه­های انجام شده بیشتر افراد درگیر تجارت الکترونیکی از نوع تجارت (خرید و فروش کالا) بوده­اند که شواهد آن در ادامه ارائه شده است:

شاهد 1: «از طریق کانال­های خرید و فروش در فضای مجازی، اقلام ضروریمان را با قیمت­های مناسب و پایین، خریداری می­کنیم و برخی از وسایل­هامون را در آن به فروش می­گذاریم و این­طوری کمی از نظر مالی مشکل­مان برطرف می­شود».

شاهد 2: «از نظر مالی هم به­دلیل گران بودن اجناس در مغازه­ها، از خرید اینترنتی که ارزان­تر هستند، استفاده می­­کنم؛ در اینستاگرام هم فعالیت اقتصادی دارم، از پیج­هایی که کالا برای فروش می­گذارند، خرید می­کنم که قیمتشان مناسب­تر از قیمت بازار است».

شاهد 3: «در تلگرام کانالی دارم که از طریق آن مطالب آموزشی مربوط به کارم را به اشتراک می­گذارم و افراد را تشویق به شرکت در کلاس­هایی که دارم، می­کنم و از این طریق هم درآمدزایی می­کنم».

همنوایی[66]

همنوایی را تغییر در رفتارها یا باورهای فرد در نتیجه فشار غیرمستقیم افراد گروه یا جامعه و یا تغییر در رفتار و عقاید شخص در نتیجه اعمال فشار واقعی یا خیالی از طرف فرد یا گروهی دیگر از مردم تعریف کرده‌اند (وان­لنگ، کروگلانسکی و هیگینس[67] ، 2011). در ادامه شواهدی از مصاحبه شوندگان در این زمینه ارائه شده است:

شاهد 1: «دوستان این شبکه­ها را معرفی کردند. زمانی که عضو تلگرام نبودم دوستان و فامیل مدام از من سؤال می­کردند که چرا تلگرام را نصب نمی­کنی و اینکه اگر نصب کنی اینجوری بیشتر می­تونیم با­هم در ارتباط باشیم و مطالب مفیدی را با­هم به اشتراک بگذاریم. گروه آشپزی، خبر، طنز و خیلی کانال­های دیگه هست که می­تونی ازشون استفاده کنی و خیلی به­درد می­خوره. آنقدر دوستان و فامیل گفتند که منم بالاخره تلگرام رو نصب کردم».

شاهد 2: «چون شبکه­های اجتماعی مجازی در بین مردم جامعه همه­گیر شده است و به­گونه­ای همه از آن استفاده می­کنند، من هم نسبت به این برنامه­ها کنجکاو شدم و آن را نصب کردم».

شاهد 3: «دوستان و آشنایانم از شبکه­های مجازی خیلی تعریف می­کردند. چون دیدم همه عضو شبکه­های اجتماعی مجازی هستند. منم از روی کنجکاوی و عقب نماندن از جامعه، این برنامه­ها رو نصب کردم».

صرفه جویی

شبکه­های اجتماعی به کاربران خود اجازۀ ساختن پروندۀ شخصی، ارسال و دریافت پیام، به­اشتراک گذاری اطلاعات و تعامل با دیگر کاربران را داده ­اند. شبکه­های اجتماعی به­دلیل تسریع و تسهیل دسترسی به خدمات و امکانات فراهم­شده برای کاربران با طرح­ها، رنگ­ها و امکانات فراوانی ازجمله عرضۀ خدمات تجاری و تبلیغاتی، منجر به صرفه­جویی در زمان و هزینه شده اند (ریانی قیزقاپان، زاهد بابلان، محمدی و معینی کیا، 1396). شواهدی که از مشارکت­کنندگان در ادامه ارائه می­شود، حاکی از انگیزه صرفه جویی در استفاده از شبکه­های اجتماعی است:

شاهد 1: «...و هم اینکه به جای صرف هزینه رفت و آمد به فروشگاه­ها، می­توانم از طریق کانال­های خرید و فروش کالا، لوازم مورد نیازم را خریداری کنم».

شاهد 2: «از این شبکه­ها بیشتر برای خرید کردن و آموزش دیدن بدون صرف هزینه و وقت استفاده می­کنم».

شاهد 3: «در گذشته برای خرید لباس به فروشگاه­های داخل شهر مراجعه می­کردم که هم زمان زیادی و هم هزینه بیشتری صرف می­شد، ولی با آمدن شبکه­های مجازی و خرید اینترنتی می­توانم اقلام مورد نظرم را انتخاب کنم و با پرداخت هزینه آنلاین، آن را سفارش دهم و درب منزل دریافت کنم».

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ششکل 1: مدل استخراجی علل گرایش جوانان شهر زنجان به شبکه­های اجتماعی مجازی

 

بحث و نتیجه گیری

پژوهش حاضر با هدف علل گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی در شهر زنجان در قالب یک طرح کیفی با روش پدیدار شناسی تفسیری انجام شد. نتایح تحلیل مصاحبه­های انجام شده با 15 مشارکت کننده، مشخص کرد که 13عامل جذّابیت و تازگی، احساس تنهایی، هیجان­خواهی، سرکوب مشکلات فردی، حفظ و تداوم روابط صمیمی، تسهیل روابط بین فردی، ابراز وجود، سرگرمی و وقت­گذرانی، آموزش و یادگیری، اطلاع­رسانی و اطلاع­گیری، تجارت الکترونیکی، همنوایی و صرفه­جویی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی مؤثر هستند.

مشخص شدن جذّابیت و تازگی در پژوهش حاضربه­عنوان یکی از انگیزه­های جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی با نتایج مطالعه­ فرقانی و مهاجری (1397)، انگیزه حفظ و تداوم روابط صمیمی با پژوهش­های (کامرون و مسکارناس، 2020 و شهابی و قدسی ،1391) انگیزه احساس تنهایی با مطالعات اسکو‏‎یس، ویلیامز و ویس(2012)، رایان، تریسی، زنوس و سوفیا(2011) و صادق­زاده (1396)، انگیزهای ایجاد و تسهیل در برقراری روابط بین فردی با پژوهش­های مارنگو، پولتی و ستانی(2020)، آمچیا-هامبورگر و وینیتزکی(2010) و شهابی و قدسی (1391)، انگیزه ابراز وجود، سرگرمی و وقت­گذرانی با مطالعه خانگ، کیم و کیم(2013)،  انگیزه سرکوب مشکلات فردی با مطالعه اور، رز، سی­سک، آرسنو و سیمرینگ (2009)، و انگیزه ابراز وجود، با پژوهش­های شن و بردیزکا و لیو(2015)، صادق­زاده (1396) و بشرپور، دشتی و عطادخت (1395) همسویی دارد.

در تبیین انگیزه جذابیّت و تازگی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت در عصر حاضر با پیدایش فضای مجازی (انواع شبکه­های اجتماعی) این فضا برای افراد پدیده­ای نوظهور است. شبکه­های اجتماعی مجازی به­دلیل امکانات کاربردی از قبیل تماس­های صوتی و تصویری در کوتاه­ترین زمان با هرنقطه از جهان، خرید و فروش اینترنتی بدون نیاز به وقت­ اضافی، وجود کانال­های متنوع سرگرمی، آموزشی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی باعث جذب مردم به­سوی خود شده­است(ابوالحسنی و همکاران، 1396). در تبیین عامل احساس تنهایی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی، می­توان گفت احساس تنهایی به نوعی کاستی در روابط انسانی و تعاملات­ بین­فردی ناکافی اشاره دارد که ممکن است از کیفیت نامطلوب و نابسنده در روابط ناشی شود. همچنین تداعی هیجان­های منفی مانند دوست­داشتنی نبودن، افسردگی و اضطراب می­تواند منجر به احساس تنهایی در افراد و در نتیجه گرایش آن­ها به شبکه­های اجتماعی مجازی شود.

در تبیین عامل هیجان­خواهی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت یکی از ابعاد شخصیّتی که افراد به میزان متفاوتی از آن برخوردارند، هیجان­خواهی است. زاکرمن، هیجان­خواهی را این گونه بیان می­کند: «میل به هیجان­ها و تجربیّات متنوّع، تازه، پیچیده، شدید و تمایل به مخاطره­جویی بدنی، اجتماعی، قانونی و مالی به­خاطر چنین تجربه­ای». او چهار مؤلّفه هیجان­خواهی را معرفی کرد: هیجان­زدگی و ماجراجویی (میل به انجام فعّالیّت­هایی که خطر، سرعت وتازگی را دربر دارد مثل چتربازی)، تجربه­جویی (جستجو کردن تجربیات تازه از طریق مسافرت)، بازداری زدایی ( نیاز به آزاد بودن در فعاّلیّت­های اجتماعی که بازداری نشده­اند) و حساسیّت نسبت به یکنواختی ( تنفر از تجربه­های تکراری، کارهای عادی، افراد قابل پیش­بینی) (شولتز و شولتز، 2013، ترجمه سید محمدی، 1398). به نظر می­رشد که ابعاد تجربه­جویی، بازداری زدایی و حساسیّت نسبت به یکنواختی سهم مهمی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی داشته باشد.

در تبیین عامل سرکوب مشکلات فردی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت سرکوب، فرایندی است که در آن فرد خاطرات ناراحت­کننده را برای مدّتی کنار می گذارد و در مورد آنها فکر نمی­کند. این فرایند ارادی است. شبکه­های اجتماعی یکی از بهترین محیط­ها برای سرکوب مشکلات فردی و کنار گذاشتن موّقت آنها از طریق وقت­گذرانی طولانی و روزانه در آن است.

در تبیین عامل تسهیل در روابط بین فردی و حفظ و تداوم روابط صمیمی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت صمیمیّت الگوی رفتاری مهمی که دارای جنبه­های عاطفی، هیجانی و اجتماعی نیرومند است که بر پایه پذیرش (تجربه مثبت، هم­سویی و برابری)، رضایت خاطر (تجربه مثبت، مشارکت و عشق) شکل می­گیرد. صمیمیّت، توانایی برقراری ارتباط با دیگری و بیان عواطف بدون بازداری تعریف شده ­است. به نظر می­­رسد در شبکه­های اجتماعی به دلیل در دسترس بودن، افراد در هر زمان از شبانه روز می­توانند با دوستان و اطرافیان خود تعامل برقرار کنند  و این روابط را مورد پیگیری و تداوم قرار دهند. بنابر این سهولت دسترسی، برقراری ارتباط تصویری و صوتی با هزینه نسبتاً پایین عاملی است که می­تواند افراد را در برقراری  و حفظ روابط صمیمانه با اطرافیان ترغیب نماید.

در تبیین عامل ابراز وجود در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت ابراز وجود عبارت ­است از: بیان احساسات واقعی خود از جمله تحسین و عشق، ایستادگی برای گرفتن حق و حقوق شرعی و خودداری از پذیرش درخواست­های غیر منطقی (نوید و راتوس، 2007، مترجم سیّد­محمّدی، 1393). شبکه­های اجتماعی بستری برای انتشار افکار، عقاید، احساسات و رفتارهایی که افراد قادر به بروز آن در جامعه نیستند و در این فضا با گمنامی ابزار می­کنند. در تبیین عامل سرگرمی و اوقات فراغت در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت اوقات فراغت، عرصه خاصی از تجربه انسان به­حساب می­آید که برای افراد خلاّقیّت، رضامندی، داشتن حق انتخاب، لذّت و شادی را در پی دارد. اوقات فراغت برای مردم معانی مختلفی دارد، ولی در کل، اوقات فراغت شامل سرگرمی­ها، تفریحات و فعاّلیّت­هایی است که مردم در زمان آسودگی از کار عادی با شوق و رغبت زمانی را به­آن اختصاص می­دهند (کاروانی و آتش­افروز، 1394). از امکاناتی که فضای مجازی برای کاربرانش فراهم آورده، سرگرمی­های متعدد و بسیاری است که افراد برای گذراندن اوقات فراغت خود، از آن استفاده می­کنند.

در تبیین عامل آموزش و یادگیری در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت افراد در شبکه­های این فضا کانال­هایی را با عنوان آموزش و یادگیری از جمله: زبان، آشپزی، موسیقی و ایجاد کرده­اند که کاربران با عضویت در آنها می­توانند از مطالب منتشر شده استفاده کنند. از آنجایی که آموزش نیاز به مکان و زمان مشخصی نیست، افراد در شبکه­های اجتماعی به راحتی و در هر زمان می­توانند با تبادل ایده­ها، نظرات، اطلاعات، منابع درسی و غیر درسی (منابع آموزشی) در موضوعات مختلف آموزش ببینند. در تبیین عامل اطلاع­رسانی و اطلاع­گیری در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت، اطلاع رسانی به تولید، گردآوری، سازمان­دهی، ذخیره، بازیابی، ترجمه، انتقال، تبدیل و کاربرد اطلاعات مربوط می­شود. هدف از اطلاع­رسانی، تهیه مجموعه اطلاعاتی است که موجب پیشرفت می­شود و روشی برای جمع­آوری و انتقال دانش است. یکی از اهداف شبکه­های مجازی، اطلاع رسانی است. این فضا محلی برای انتشار خبرهای گوناگون در زمینه­های مختلف اقصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و هنری است که البته درست و غلط بودن خبرهای آن را نمی­توان با اطمینان تأیید کرد و چه­بسا خبرهای کذب و شایعه بسیاری هم در آن توسط کاربران منتشر می­شود.

در تبیین عامل تجارت الکترونیکی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت، ارائه خدمات به مشتریان از طریق مبادله دیجیتالی است که انجام هرگونه کسب و کار در سایت­ها را شامل می­شود (آقازاده و اسفیدانی، 1385). افراد برای فروش محصولات خود کانال­هایی را در فضاهای مجازی ایجاد می­کنند که در آن تصاویر محصولات خود را همراه با توضیحات لازم منتشر می­کنند. کاربران می­توانند از این طریق اقلام مورد نیاز خود را خریداری کنند و حتی وسایل دست­دوم خود را در آن به­فروش بگذارند.

در تبیین عامل همنوایی گروهی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت در همنوایی گروهی، تغییر در رفتار و باورهای فرد در نتیجه فشار غیرمستقیم افراد به گروه یا جامعه رخ ­می­دهد که نتیجه آن همنوا شدن با گروه است و یکی از انواع نفوذ اجتماعی به­شمار می­رود که در آن به­شیوه­های مختلف تلاش می­شود افراد به­خواست آنها رفتار کنند. این عامل متقابل است؛ یعنی افراد هرکدام به­نوبه خود تأثیر­گذار و تأثیر­پذیر هستند. در روان­شناسی اجتماعی دو دلیل عمده همنوایی گروهی بیان شده که عبارت اند از: 1- همنوایی­گروهی اطلاعاتی: در این نوع همنوایی، افراد به­دلیل اینکه رأی جمع بر رأی آنان ترجیح دارد، بنابراین همنوایی­گروهی اطلاعاتی را تشکیل می­دهند؛ 2-هنوایی­گروهی هنجاری: در این نوع همنوایی فرد برای گریز از پیامدهای منفی یا به دست­آوردن پیامد مثبت، با دیگران همنوا می­شوند (عابدی، عریضی، لعلی و اسماعیلی، 1391). به نظر می­رسد در شبکه­های اجتماعی جوانان برای هردو نوع همنوایی راغب باشند.

در تبیین عامل صرفه­جویی در گرایش جوانان به شبکه­های اجتماعی مجازی می­توان گفت که این عامل شامل موارد گوناگون است؛ از جمله: صرفه­جویی در زمان، انرژی و مالی که  صرفه­جویی در زمان یکی از مهم­ترین آنهاست. شبکه­های مجازی با ایجاد امکاناتی از قبیل فروشگاه­های اینترنتی و ارتباط­های صوتی و تصویری با هرنقطه از جهان، این نوع از صرفه­جویی را برای کاربرانش فراهم­ ساخته ­است.

پژوهش حاضر با محدودیت­هایی شامل انتخاب نمونه از یک شهر (زنجان) و یک قومیت (ترک)، فقدان امکان کنترل تمامی متغیرهای مداخله­گر، فقدان اطلاعات روانپزشکی و روان سنجی دقیق در مورد وضعیت روانی  مشاکت کنندگان در پژوهش، اتکای صرف به جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه مواجه بود که پیشنهاد می­شود در پژوهش­های بعدی ضمن رفع آنها، با استفاده و بررسی دقیق پیشینه روانپزشکی مشارکت کنندگان، انتخاب نمونه  از شهر و قومیت­های مختلف با میزان تحصیلات از پایین ترین سطح(ابتدایی) تا بالاترین سطح (دکتری)، تعمیم پذیری نتایج افزایش یابد.

بر اساس نتایج حاصله پیشنهاد می­شود با توجّه به اینکه متغیرهای احساس تنهایی، سرکوب مشکلات فردی، حفظ و تداوم روابط صمیمی و تسهیل روابط بین­فردی که به­عنوان علّت­های گرایش به شبکه­های اجتماعی مجازی در بین کاربران یافت شدند، از مداخلات روان­شناسی در زمینه آموزش مهارت­های اجتماعی برای پیشگیری و بهبود این احساس، روابط اجتماعی و بهبود روابط خانوادگی بهره گیری شود. همچنین برای کاهش احساس تنهای، اشخاص می­توانند در محیط­های خانه با گسترش تعاملات خود با یکدیگر از طریق صحبت­کردن در مورد مشکلات و ناراحتی­های خود، رویدادهای روزمره، آرزوها و اهداف، عوامل خشنود و ناخشنود­­کننده در کمک به یکدیگر بپردازند تا به احساس ارزشمندی برسند. همچنین اعضا خانواده می­توانند با رفتن به تفریح و سرگرمی­های دسته­جمعی خانوادگی نظیر رفتن به گردش­های یک یا چند روزه بیشتر به یکدیگر نزدیک شوند و احساس تنهایی را از خود دور کنند. همچنین به­جای استفاده از شبکه­های اجتماعی مجازی، برای برطرف نمودن نیازهای هیجان­خواهی، سرگرمی و وقت­گذرانی می­توان از گردش­های ماجراجویانه و ورزش سود جست.

 

  • منابع

    • آقازاده، هاشم و اسفیدانی، محمّد رحیم. (1385). «بررسی سطح بلوغ تجارت الکترونیکی صادرکنندگان برترسال 1382 ایران». مجله تحقیقات اقتصادی. 75، 75-109.
    • ابوالحسنی، موسی؛ مهرآور، فاطمه؛ افتخاری، نگین؛ طالبی، میترا؛ صائمی، محسن؛ کریمی، عدنان و شمسی­زاده، مرتضی. (1396).  «ارتباط اعتیاد به اینترنت با سلامت عمومی در دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شاهرود: یک گزارش کوتاه». مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان. 16 (۳)، 275-282.
    • افشاری، مریم؛ افشاری، معصومه؛ میرزایی، مریم و کنگاوری، مهدی. (1394). «تجربیات دانشجویان از پیامدهای شبکه­های اجتماعی: یک مطالعه کیفی». مجله تحقیقاتی کیفی در علوم سلامت. 4(3)، 256-265.
    • بشرپور، سجاد؛ دشتی، نقی و عطادخت، اکبر. (1395). «مقایسه خودتنظیمی، خودبیانگری و خودشیفتگی دانشجویان معتاد و غیرمعتاد به شبکه‌های اجتماعی مجازی». مجله سلامت و مراقبت. ۱۸ (۳)،۲۴۷-۲۵۷.
    • رضایی، راضیه؛ زارعی، فاطمه و طهرانی، هادی. (1397). «واکاوی بکارگیری شبکه­های اجتماعی مجازی در یادگیری و آموزش از منظر استادان و دانشجویان». مجله پژوهش پرستاری. 13 (1)، 10-1.
    • ریانی قیزقاپان، ابراهیم؛ زاهد بابلان، عادل؛ محمدی، پروانه و معینی کیا،، مهدی. (1396). «تبیین نقش میانجی سرمایه اجتماعی در ارتباط بین کاربست شبکه اجتماعی مجازی و رفتارهای اشتراک دانش در فضای مجازی». تعامل انسان و اطلاعات. 4(3)، 86-72.
    • سلیمانی، ­مجید؛ سعدی­پور، اسماعیل؛ اسد­زاده، حسن. (1395). «رابطه بین استفاده از شبکه­های اجتماعی مجازی تلفن­همراه با اهمال­کاری تحصیلی، احساس تنهایی و سلامت روان دانش­آموزان». فصلنامه فن­آوری اطلاعات و ارتباطات در علوم تربیتی. 6(4)، 127-144
    • شهابی، محمود و بیات، قدسی. (1391). «اهداف و انگیزه­های عضویت کاربران در شبکه­های اجتماعی مجازی(مطالعه­ای در­باره جوانان شهر تهران)». مطالعات فرهنگ-ارتباطات. 13(20)، 86-62.
    • شولتز، دوان­پی و شولتز، سیدنی­الن. (1398). نظریه­های شخصیت. یحیی سیّد­محمّدی. تهران: نشر ویرایش
    • صادق­زاده، رقیه. (1396). «وابستگی به شبکه­های اجتماعی مجازی در زنان خانه­دار (مطالعه موردی کیفی)». فصلنامه علمی ترویجی جامعه فرهنگ رسانه. 6(22)، 58-68.  
    • عابدی، احمد؛ عریضی، حمیدرضا؛ لعلی، محسن و اسماعیلی، مریم. (1391). «بررسی رابطه بین همنوایی گروهی دانش­آموزان دختر دوره متوسطه شهر اصفهان با ویژگی­های کم­دامنه شخصیّتی آنان». رویکرد نوین آموزشی(دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی دانشگاه اصفهان). 7(1)، 90-73.
    • عقیلی، سیّد ­وحید و پوری، احسان. (1390). «تأثیر شبکه­های اجتماعی مجازی بر ارتباطات بین­فردی کاربران». نشریه فرهنگ ارتباطات. 1(3)، 42-25.
    • کاروانی، عبدالطیف و آتش­افروز، سمیرا. (1394). «بررسی و شناخت رابطه شبکه­های اجتماعی مجازی و نحوه اوقات فراغت (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه کاشان)». مجله مدیریت فرهنگی. 9(29)، 62-82.
    • کریمیان، کبری؛ پارسامهر، مهربان و افشانی، سید علیرضا. (1396). «بررسی جامعه شناختی عوامل مرتبط با گرایش به شبکه‌های اجتماعی مجازی (مورد مطالعه: دانش‌آموزان دختر شهر شهرکرد)». مطالعات رسانه­های نوین. 3(10)، 211-172.
    • مرتضایی، نسترن و رحیمی­نژاد، عباس. (1395). «نقش سبک­های هویّت و احساس انسجام روانی در پیش­بینی اعتیاد به اینترنت». رویش روان­شناسی. 5(4)، 71-84.
    • نوید، جفری و راتوس، اسپنسر. (1393). بهداشت روانی. یحیی سیّد­محمّدی. تهران: نشر ارسباران
    • یوسف­جمال، فروزان؛ حمیدی، مهرزاد؛ جلالی­فراهانی، مجید و رجبی، حسین. (1397). «تبیین رابطه بین مهارت­های اجتماعی، خودکارآمدی، سبک­زندگی و اعتیاد اینترنتی در دانش­آموزان ورزشکار مقطع متوسطه استان ایلام». مجله علمی دانشگاه علوم­پزشکی ایلام. 26(1)، 1-12.
      • Adams, J. M., & Jones, W. H. (1999). Handbook of interpersonal commitment and relationship stability. Springer Science & Business Media.
      • Amichai-Hamburger, Y., & Vinitzky, G. (2010). “Social network use and personality”. Computers in human behavior, 26(6), 1289-1295.
      • Cameron, C. A., & Mascarenas, A. (2020). “Digital Social Media in Adolescents' Negotiating Real Virtual Romantic Relationships”. In the Psychology and Dynamics Behind Social Media Interactions. IGI Global. pp. 83-106.
      • Feng, S., Wong, Y. K., Wong, L. Y., & Hossain, L. (2019). “The internet and Facebook usage on academic distraction of college students”. Computers & Education, 134, 41-49.
      • Finch, K. C., Snook, K. R., Duke, C. H., Fu, K. W., Tse, Z. T. H., Adhikari, A., & Fung, I. C. H. (2016). “Public health implications of social media use during natural disasters, environmental disasters, and other environmental concerns”. Natural Hazards, 83(1), 729-760.
      • Hashimoto, Y., & Ohama, A. (2014). “The role of social media in emergency response: The case of the Great East Japan Earthquake”. NIDS journal of defense and security, 15, 99-126.
      • Keles, B., McCrae, N., & Grealish, A. (2020). “A systematic review: the influence of social media on depression, anxiety and psychological distress in adolescents”. International Journal of Adolescence and Youth, 25(1), 79-93.
      • Kelly, Y., Zilanawala, A., Booker, C., & Sacker, A. (2019). “Social media use and adolescent mental health”. Findings from the UK Millennium Cohort Study.
      • Kirik, A., Arslan, A., Çetinkaya, A., & Mehmet, G. Ü. L. (2015). “A quantitative research on the level of social media addiction among young people in Turkey”. International Journal of Sport Culture and Science, 3(3), 108-122.
      • Khang, H., Kim, J. K., & Kim, Y. (2013). “Self-traits and motivations as antecedents of digital media flow and addiction: The Internet, mobile phones, and video games”. Computers in Human Behavior, 29(6), 2416-2424.
      • Lee, J, Lee, H. (2010). “The Computer- Mediated Communication Network: Exploring the Linkage between the Online Community and Social Capital”. New Media and So, (5): 12
      • Marengo, D., Poletti, I., & Settanni, M. (2020). “The interplay between neuroticism, extraversion, and social media addiction in young adult Facebook users: Testing the mediating role of online activity using objective data”. Addictive behaviors, 102, 106150.
      • McCrae, N., Gettings, S., & Purssell, E. (2017). “Social media and depressive symptoms in childhood and adolescence: A systematic review”. Adolescent Research Review, 2(4), 315-330.
      • McGraw, J. G. (2010). Intimacy and isolation. Brill Rodopi
      • Orr, E. S., Ross, C., Sisic, M., Arseneault, J. M., Simmering, M. G., & Orr, R. R. (2009). “The influence of shyness on the use of facebook in an undergraduate sample”. CyberPsychology & Behavior, 12(3) 337-340.
      • Peck, D., & Whitlow, D. (2019). Approaches to personality theory. Routledge
      • Primack, B. A., Swanier, B., Georgiopoulos, A. M., Land, S. R., & Fine, M. J. (2009). “Association between media use in adolescence and depression in young adulthood: a longitudinal study”. Archives of general psychiatry, 66(2), 181-188.
      • Riehm, K. E., Feder, K. A., Tormohlen, K. N., Crum, R. M., Young, A. S., Green, K. M., ... & Mojtabai, R. (2019). “Associations between time spent using social media and internalizing and externalizing problems among US youth”. JAMA psychiatry, 76(12), 1266-1273.
      • Ryan, Tracii., & Xenos, Sophia. (2010). Who uses Facebook? An investigation into the relationship between the Big Five, shyness, narcissism, loneliness, and Facebook usage. Computers in Human Behaviour, 27(5), 1658-1664.
      • Shen, J., Brdiczka, O., & Liu, J. (2015). “A study of Facebook behavior: What does it tell about your Neuroticism and Extraversion?”. Computers in Human Behavior, 45, 32-38.
      • Skues, J. L., Williams, B., & Wise, L. (2012). “The effects of personality trains, self-esteem, loneliness, and facebook use among university student”. Computers in Human Behavior, 28(6), 2414-2419.
      • Tian, Y., Chen, P., Meng, W., Zhan, X., Wang, J., Wang, P., & Gao, F. (2019). “Associations among shyness, interpersonal relationships, and loneliness in college freshmen: A longitudinal crosslagged analysis”. Scandinavian journal of psychology, 60(6), 637-645.
      • Toseeb U, Inkster B. (2015). “Online social networkingsites and mental health research”. Front Psychiatry,6:36.
      • Twenge, J. M., & Campbell, W. K. (2019). “Digital media use is linked to lower psychological well-being: Evidence from three datasets”. Psychiatric Quarterly, 90,311–331.
      • Twenge, J. M., & Martin, G. N. (2020). “Gender differences in associations between digital media use and psychological well-being: evidence from three large datasets”. Journal of Adolescence, 79, 91-102
      • Twenge, J. M., Martin, G. N., & Campbell, W. K. (2018). “Decreases in psychological well-being among American adolescents after 2012 and links to screen time during the rise of smartphone technology”. Emotion, 18, 765–780.
      • Van Lange, P. A., Kruglanski, A. W., & Higgins, E. T. (2011). Handbook of theories of social psychology. (Vol. 2). SAGE publications
      • Vidal, C., Lhaksampa, T., Miller, L., & Platt, R. (2020). “Social media use and depression in adolescents: a scoping review”. International Review of Psychiatry, 1-19.
      • Wahyuni, E. N., & Maksum, A. (2020). “Self-Esteem and Social Media Addiction among College Students: Contribution Gender as Moderator”. In Proceeding of International Conference on Engineering, Technology, and Social Sciences (ICONETOS) (Vol. 1, No. 1, pp. 34-38).
      • Ward, C., & Holland, S. (2018). Assertiveness: A Practical Approach. Routledge
      • Wheeler, L., Reis, H. T., & Nezlek, J. (2018). “Loneliness, social interaction, and sex roles”. In Relationships, Well-Being and Behaviour (pp. 300-316). Routledge
      • Yang, K. (2019). Loneliness: A Social Problem. Routledge
      • Ye, X., Sharag-Eldin, A., Spitzberg, B., & Wu, L. (2018). “Analyzing public opinions on death penalty abolishment”. Chinese Sociological Dialogue, 3(1), 53-75
      • Ye, X., Zhao, B., Nguyen, T. H., & Wang, S. (2020). “Social Media and Social Awareness”. In Manual of Digital Earth (pp. 425-440). Springer, Singapore
      • Zhang, X., Qu, X., Tao, D., & Xue, H. (2019). “The association between sensation seeking and driving outcomes: a systematic review and meta-analysis”. Accident Analysis & Prevention, 123, 222-234.
      • Zuckerman, M. (1994). Behavioral expressions and biological bases of sensation seeking. Cambridge University Press, New York