تجربه زیسته مصرف الکل در بین جوانان شهر کرمان در سال 1398

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران، گروه علوم اجتماعی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران، گروه علوم اجتماعی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان،کرمان، ایران (نویسنده مسئول)E-mail: Mehrangiz240@gmail.com

3 دانشیار،گروه علوم اجتماعی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان،کرمان، ایران

چکیده

ناهنجاری های اجتماعی یکی از پیچیده ترین مسائل و پدیده های انسانی است که از جمله آنها می توان به مصرف مشروبات الکلی اشاره کرد. با توجه به ساختار جمعیتی جوان کشور و رشد فزاینده مصرف مشروبات الکلی در چند سال اخیر و پایین آمدن سن مصرف کنندگان، این پژوهش درصدد بررسی این معضل مهم در کشور ایران بر آمده است. این پژوهش با روش گراندد تئوری و نمونه آماری 21 نفری که از طریق روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری انتخاب شده بودند و مصاحبه عمیق با آنها انجام شده است.
یافته ها نشان داد که تجربه زیسته جوانان مصرف کننده الکل در سه مقوله رویدادهای محرک یا مولد، رویدادهای تقویت کننده و بارورهای تقویت کننده جای می گیرد. همچنین، مقوله هسته که از خلال کد گذاری داده ها استخراج گردید،  نشان داد که «عادت واره مصرف الکل»  هم مبین خصلت و رفتار فردی و هم نوعی فضا یا جو اجتماعی است که در مجموعه ای از رسوم، ارزش ها و نهادهای جمعی عینیت یافته است.

کلیدواژه‌ها


تجربه زیسته مصرف الکل در بین جوانان شهر کرمان در سال 1398


محسن کیانی[1]

مهرانگیز محمدخانی[2]

سوده مقصودی[3]

تاریخ دریافت مقاله: 25/4/1399

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:15/6/1399

 

 

مقدمه

  بشر در دوران معاصر با آسیب ها و چالش های فراوانی رو به رو شده است. افزایش روافزون مصرف موار مخدر از جمله الکل، یکی از منابع کاهش موقتی و مخرب فشارهای متعدد در جامعه است (رستمی و همکاران، 1396: 67). دوره جوانی، دوره ای است که بعضی افراد درگیر رفتارهای پرخطر از قبیل مصرف الکل می شوند(McBride & Barrett,2014: 372 ). مصرف الکل اغلب در سنین نوجوانی دیده می شود (naughty&mohtasgami,2004:251) . در اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن مطالعه ای ﻣﻠـﻲ ﻧﺸﺎن  داد که 89 درﺻﺪ از داﻧﺸﺠﻮﻳﺎن اﻟﻜﻞ ﻣﺼﺮف  می کنند، 15 درﺻـﺪ ﻣـﺼﺮفی در ﺣـﺪ ﺧﻄﺮﻧﺎک و 28 درﺻﺪ در حد می گساری دارند. نتیجه مطالعه ای در کانادا بر روی دانشجویان 16 دانشگاه نیز نشان داد که 7/62 و 8/34 درصد از دانشجویان به ترتیب طی سه ماه گذشته حداقل یکبار مصرف 5 گیلاس و 8 گیلاس داشتند. در استرالیا نیز یکی از شایع ترین مواد مورد سوء مصرف توسط دانشجویان، الکل بوده است. (صرامی و همکاران، 1392: 13). افزایش مصرف الکل در خارج از کشور به ویژه کشورهای غیر اسلامی، دلایل متعددی دارد. سودآوری عظیم صنعت الکل، تبلیغات تجاری تحریک کننده فراوان، پذیرش اجتماعی، نبود منع قانونی و مذهبی به علاوه سهولت دسترسی همگانی به آن، از جمله عوامل افزایش مصرف الکل در خارج از کشور به شمار می روند(کلمن، 1379: 37-35).

یافته ها در ایران گویای شیوع بالای مصرف مشروبات الکلی است(طارمیان و همکاران، 1386: 336-340).  نتایج تحقیقات نشان می دهد میانگین به دست آمده برای سن اولین مصرف مشروبات الکلی به 6/17 و 18 سال  کاهش یافته است و مصرف حداقل یکبار مشروبات الکلی در طول عمر 20 درصد بوده است(سراج زاده و فیضی،1386). تحقیقات نشان داده اند 28 در صد پسران و 8 درصد از دختران، حداقل یکبار مشروبات الکلی مصرف کرده اند(علیوردی نیا و همکاران،1390).

مصرف مشروبات الکلی، یکی از نابهنجاری هایی است که بنیان های جامعه انسانی را تحلیل می برد. در این میان، آسیب پذیرترین گروه در برابر مصرف الکل، جوانان هســـتند که به دلیل بحران هویت، بحران های روانی ناﺷـــی از مشـــکلات اجتماعی، ماجراجویی، لذت جویی و تنوع طلبی، بیش از سایر گروه های اجتماعی در معرض مصرف مشروب های الکلی قرار می گیرند (متولیان و همکاران، 1394: 102). بر خلاف فضای حاکم در خارج از کشور، مصرف مشروبات الکلی در ایران در کنار آسیب های جسمی، روانی و اجتماعی فراوان، به دلیل ساختار فرهنگی- مذهبی و نظام سیاسی و حقوقی کشور، از نظر عرفی رفتاری انحرافی، از لحاظ قانونی، جرم و از نظر شرعی، گناه محسوب می شود. بر اساس تحقیقات انجام شده در ایران، گرایش به مصرف الکل بین سال های 1375 تا 1380 به میزان 130 درصد افزایش یافته است (رستمی و همکاران، 1396: 67). 

در ایران افزایش نرخ ارز و بالا رفتن قیمت مشروبات الکلی قاچاق منجر به افزایش قابل توجه کارگاه های زیرزمینی تهیه مشروبات الکلی دست ساز شده است که در موارد فراوانی بدون مهارت و دانش تولید می شود و به دلیل غلظت بالا، آسیب های جدی به همراه می آورد. این در حالی است که اکثر قریب به اتفاق افرادی که دچار مسمومیت های الکلی می شوند، از تاثیرات، نوع و درصد غلظت نوشیدنی مصرف شده، اطلاعی ندارند. در این میان،عوامل متعددی با شروع مصرف الکل در نوجوانان مرتبط می باشند؛ از جمله مهمترین  آنها، توافق والدین، دوستان و همسالان، الگوبرداری از مصرف الکل و رفتارهای بزهکاری نوجوانان در گذشته می باشد(محمدپور و همکاران،1386: 401). با توجه به رشد فزاینده نرخ مصرف و پایین آمدن سن مصرف کنندگان در بین جوانان و افزایش کارگاه های زیرزمینی تهیه مشروبات الکلی دست ساز در شهر کرمان که که موجب رواج مصرف نسبتا علنی مشروبات الکلی شده، مطالعه تجربه زیسته جوانان به مصرف الکل به عنوان موضوع این تحقیق، انتخاب و با توجه به ساختار جمعیتی جوان ایران و شیوع بالای آن در این رده سنی و پیامدهای  سوء درازمدت روانی- اجتماعی آن، جوانان به عنوان محور مطالعه و شهر کرمان به دلیل موقعیت جغرافیایی (نزدیکی به افغانستان) و فزونی مصرف الکل در آن به عنوان واحد تحلیل انتخاب شد.

این پژوهش در صدد پاسخ به پرسش های زیر می باشد:

  • تجربه زیسته مصرف الکل در بین جوانان شهر کرمان چگونه است؟
  • علل روی آوردن جوانان به مصرف الکل چیست؟

پیشینه پژوهش

اکبری و همکاران(1397) در مقاله ای با عنوان «مطالعه طولی تغییرات مصرف و نگرش نسبت به  مواد و تغییرات مصرف مشروبات الکلی  و سیگار در بین  نمونه هایی از دانشجویان بر اساس یک طرح پانل گذشته نگر» به این نتیجه رسیدند که حدود یک سوم افراد ﻣورد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، ﺗﻐییر نگرش ﻣنفی و تقریبا به همین نسبت تغییر نگرش مثبت داشته اند که این تفاوت ها بر حسب جنس و رشته تحصیلی مختلف و درصد تغییرات مثبت رفتاری نسبت به مشروبات الکلی در حد قابل ﺗوجهی بالاست.

کرمی زاده و بوستانی(1396) در پژوهشی با عنوان «پیامدهای مصرف شیشه: مطالعه کیفی زنان معتاد در شهر کرمان با استفاده از روش گراندد تئوری»، تجربه زیسته 12 زن معتاد را بررسی نمودند که نتایج حاصله حاکی از استخراج چهار مقوله اصلی (چالش های اجتماعی، آسیب دیدگی فرزندان، بیماری های روحی و روانی و استهلاک بدن) و بیست زیر مقوله بود.

جوادی و پیله ور(1396) در تحقیقی با عنوان «بررسی تجربه زیسته مصرف کنندگان بی خانمان: پژوهشی کیفی با استفاده از روش تئوری زمینه ای» به توصیف تجربه زیسته 20 نفر از مصرف کنندگان بی خانمان پرداختند. نتایج حاکی از آن است که درمان این گروه از مصرف کنندگان به تبع پیامدهای زندگی در خیابان برایشان بسیار متفاوت از افرادی است که به رغم اعتیاد همراه با خانواده زندگی می کنند.

صادقی و همکاران (1396) در مقاله ای با عنوان «پیش بینی مصرف الکل در جوانان بر مبنای مولفه های کنترل و حمایت خانوادگی» به این نتیجه رسیدند که میانگین گزارش مصرف الکل در جوانان مورد مطالعه پژوهش 76/20 درصد و میانگین حمایت و کنترل خانواده 14/17 و 14/12 است. همچنین، بین حمایت و کنترل خانوادگی با مصرف الکل رابطه منفی و معنی داری وجود دارد.

عابدینی(1394) در پژوهشی با عنوان «تجربه زیسته دختران و زنان مصرف کننده مواد مخدر صنعتی (مورد مطالعه: موسسه سرزمین خورشید) با استفاده از روش پدیدارشناسی» با 12 نفر مصاحبه عمیق به عمل آورد. یافته ها نشان داد که مشارکت کنندگان تحت شرایط دشوار خانوادگی و اجتماعی مصرف مواد مخدر را به عنوان یک مسکن که می تواند مرهمی بر دردهای آنها باشد، برگزیده اند.

حق دوست و همکاران (1392) در مقاله ای با عنوان «بررسی وضعیت و علل مصرف مشروبات الکلی: مطالعه موردی همه گیری مسمومیت مصرف الکل در رفسنجان» با روش گذشته نگر و تلفیقی در دو مرحله کمی و کیفی نشان دادند که 90 درصد از مصرف کنندگان سابقه مصرف الکل داشتند و دلیل مصرف را بیکاری و نداشتن سرگرمی بیان کردند. نتایج کیفی نشان داد باورها و ارزش ها به سمت مادی گرایی و فردگرایی در حال تغییر است و شبکه های مجازی و ماهواره ها موجب تشدید بیشتر ضعف های اجتماعی شده است.  

گروسی و محمدی دولت آبادی(1390) در تحقیقی باعنوان «تجربه زیسته زنان وابسته به مواد مخدر از پدیده اعتیاد با استفاده از روش پدیدارشناسی»، در مدلی تبیینی به پنج مضمون اصلی (مثلث خانواده، فرد، اجتماع، طیف احساس شادمانی- پریشانی، ورود به روابط اجتماعی درهم شکسته، ناتوانی در برابر اعمال فشار جامعه و عدم وجود توانمندی در زنان برای رویارویی با شرایط) دست یافتند.

در تحقیق های خارجی نیز لویسا مور و همکاران[4] (2014) در مطالعه گروهی از دانشجویان دانشگاه اسپانیا در مورد نوشیدنی های سنگین و الکل از طریق جمع آوری پرسشنامه هایی در میان جوانان 20 تا 24 ساله به این نتیجه رسیدند که میانگین سن شروع به مصرف الکل 16 سالگی بوده و نسبت نوشیدنی های سنگین برای دانش آموزان مرد در هر دوره، به طور قابل‌توجهی بیشتر است. همچنین  این نسبت به میزان قابل‌توجهی در سن ۲۴ سالگی کاهش یافت.

کلینبرگ و همکارن[5] (2013) در تحقیقی پیرامون رابطه شخصیت و مصرف الکل بین زنان جوان سوئدی و روسی که طبق عادت الکل مصرف می کردند نشان دادند که عادات نوشیدن بالای الکل بین زنان با دو فرهنگ متفاوت ارتباط خاصی  دارد و فرهنگ و موقعیت جغرافیایی در آن تاثیرگذار است و در زنان سوئدی با هیجان خواهی، پرخاشگری و اختلالات جسمانی بیشتری همراه بوده است.

لارنته، پرتی واتلف گریفت و گرلت[6] (2013) در پژوهشی با هدف بررسی الگوی مصرف الکل و مستی در دانشجویان علوم ورزشی فرانسوی نشان داد که 4/20 درصد افراد 6 فقره مستی را در سال گزارش کردند و مصرف و مستی دانشجویان مرد به نسبت دانشجویان دختر بیشتر است.

کراگیس و همکاران[7](2012) با پیمایش آنلاین روی  1019 دانشجوی دانشگاه لیدز انگلستان نشان دادند که 70 درصد از دانشجویان حداقل یک بار مصرف الکل داشته اند و 80 درصد از آنان در روزهای آخر هفته به سراغ مشروبات الکلی می روند.

اشتون و کامالی[8] (2009) در تحقیقی مشخصات شخصیتی، سبک زندگی و مصرف الکل را بررسی کردند و به وجود رابطه معناداری بین متغیرهای جمعیتی به ویژه سن، جنسیت و محل زندگی (به ویژه طبقات پایین جامعه) و مصرف الکل وگرایش بالاتر مصرف در بین پسران جوان نسبت به دختران دست یافتند.

نتایج مطالعۀ آسلین[9] (2009) در مورد اینکه چگونه فشارها، متغیرهای وضعیتی و جنسیت با هم ارتباط دارند، نشان دادند که مردان بیشتر از زنان به مصرف مواد و الکل گرایش داشتند و علت این امر،کمبود حمایت اجتماعی بود که در مقابل تاثیر فشارها در میان زنان معنادارتر بود. در مجموع، حدود 60/2 درصد دانشجویان به طور مداوم، 30/3 درصد 4 تا 6 بار در هفته و 17/13 درصد 2 تا 3 بار در هفته مصرف داشته اند.

بروس و همکاران[10] (1998) در مطالعه ای بر روی 370 بیمار که به دلیل اختلال مصرف مواد به مرکز درمانی مراجعه کردند، به ویژگی های همچون: سرخوشی، کم خردی، بی توجهی و ریسک پذیری در این افراد رسیدند. همچنین میزان لذت طلبی و گرایش به مصرف الکل در بین مردان نسبت به زنان بیشتر دیده شده است.

ادبیات نظری پژوهش

نظریه ساخت اجتماعی و آنومی

 دیدگاه مرتن به دنبال کشف این امر است که چگونه برخی از ساخت های اجتماعی بر افراد خاصی از جامعه تاثیر گذاشته و موجب شده آنان مرتکب رفتار ناهمنوا با هنجارهای اجتماعی شوند. به نظر او، ساخت های اجتماعی فعال هستند و تولید کننده الگوهای رفتاری می باشند. بنابراین وی بر نظم اجتماعی تمرکز می نماید و تاثیر ساخت های هنجاری را بر افراد مورد تفحص و تبیین قرار می دهد. در ادامه مرتن به واکنش های زیر از سوی افراد جامعه که ناشی از فشارهای بین اهداف فرهنگی و راه ها و وسایل دستیابی به آن اهداف است، اشاره می کند:

  1. همنوایی: حالتی که جامعه متعادل است و افراد اهداف فرهنگی و راه ها و ابزارهای نهادی شده و قابل قبول برای نیل به آن اهداف را پذیرفته اند و در آن جهت تلاش می کنند.
  2. نوآوری: وضعیتی است که در آن افراد اهداف فرهنگی را پذیرفته اند، اما و راه های مشروع برای رسیدن به آن اهداف را نپذیرفته و راه ها و وسایل غیر مشروع و غیر قانونی را انتخاب کرده اند. این نوع رفتار میان طبقات پایین جامعه یعنی کسانی که اهداف مورد انتظارشان به وسیله ساخت های اجتماعی محدود شده، بیشتر شایع است.
  3. تشریفات پرستی: تشریفات پرستی به این معنی است که افراد ابزارها و وسایل مورد تایید جامعه را پذیرفته اند، اما اهداف فرهنگی در سطحی وسیع انکار می شود.
  4. عقب نشینی: حالتی که در آن افراد جامعه نه اهداف فرهنگی را قبول دارند و نه وسایل و راه های مشروع نیل به آن اهداف را می پذیرند. این رفتار در معتادان و الکلی ها دیده می شود.
  5. طغیان: وضعیتی که افراد هم اهداف فرهنگی و هم راه ها و ابزارهای مشروع نیل به آن اهداف را انکار نموده، اما در جهت ایجاد شرایطی بهتر و اهدافی جدید به منظور تعدیل ساخت های اجتماعی تلاش می کنند (احمدی،1384: 50-52).

نظریه همنشینی افتراقی

نکته اصلی نظریه سادرلند این است که علت اصلی کج رفتاری این است که تعداد ارتباط های انحرافی این افراد بیش از ارتباط های غیر انحرافی شان است و تعامل شان با کسانی که ایده های کج رفتارانه دارند نسبت به افرادی که از ایده های همنوایانه برخوردارند(یعنی ارتباط بیشتر آنان با کج رفتاران یا ایده های کج رفتاری) بیشتر است. به اعتقاد سادرلند، فرایند یادگیری که شامل ارتباط و تعامل است می تواند همه انواع بزهکاری و جرم را تعیین نماید. گزاره های نظریه یادگیری سادرلند عبارت است از:

  1. کج رفتاری یادگرفتنی است؛ نه ارثی است و نه محصول بهره هوشی پایین یا آسیب مغزی و امثال آن.
  2. کج رفتاری در تعامل با دیگران آموخته می شود.
  3. بخش اصلی یادگیری در حلقه درون گروه روی می دهد و رسانه های جمعی و مطبوعات نقش دوم را ایفا می کنند.
  4. یادگیری کج رفتارها شامل آموختن فنون خلاف کاری و سمت وسوی خاص انگیزه ها، کشش ها و گرایش ها می شود.
  5. سمت و سوی خاص انگیزه ها و کشش ها از تعریف های مخالف و موافق هنجارها یاد گرفته می شود.
  6.  فرد به دلیل بیشتر بودن تعریف های موافق تخلف، به نسبت تعریف های موافق با همنوایی با هنجارها کج رفتار می شود.
  7. پیوندهای افتراقی ممکن است از نظر فراوانی، دوام، رجحان و شدت متفاوت باشند.
  8. فرایند یادگیری کج رفتاری از طریق تعامل با کج رفتاران و همنوایان سازوکارهای مشابهی با هر نوع یادگیری دیگر دارد. کج رفتاری را که خود تجلی نیازها و ارزش های کلی است نمی توان با همین نیازها و ارزش های کلی تبیین کرد(صدیق سروستانی،1389: 48-49).

نظریه فرصت افتراقی

این مفهوم را کلووارد و اهلاین ارائه دادند. به نظر آنان رابطه میان ارزش های فرهنگی، از یک سو و فرصت های نامشروع، از سوی دیگر تعیین کننده انواع و فراوانی بزهکاری است. کلووارد و اهلاین بر این باورند که بزهکاری از نظر اجتماعی به صورت خرده فرهنگ نمایان می شود و به همان گونه که در خرده فرهنگ بهنجار، فرصت های مشروع وجود دارد در خرده فرهنگ بزهکار هم فرصت های نامشروع برای نیل به هدف های فرهنگی وجود دارد. از آن مهمتر اینکه این خرده فرهنگ، الگوهای موفقیت بزهکاری و فرصت های مناسب را برای افراد فراهم می کند تا این الگوها را به کار برند(احمدی،1384: 76).

نظریه کنترل اجتماعی هیرشی

 هیرشی مدعی است پیوند میان فرد و جامعه علت همنوایی و عامل اصلی کنترل رفتارهای فرد است و ضعف این پیوند یا نبود آن، دلیل اصلی کج‌رفتاری است و در این میان نهادهایی مثل خانواده، دوستان، همسایه‌ها و مدرسه نقش زیادی دارد (معظمی،1388: 78). وی در نظریه پیوند، پیدایش کجروی را معلول ضعف هم‌بستگی گروه‌ها و نهادهای اجتماعی و تضعیف اعتقادات و باورهای موجود در جامعه می‌داند و چنین نتیجه می‌گیرد که جامعه یا گروهی که در میان اعضای آن وابستگی متقابل و قوی وجود داشته باشد، بیش از جامعه یا گروهی که اعضای آن همبستگی ندارند قادر به اعمال و کنترل بر اعضای خود خواهند بود. همچنین افراد هرچه بیشتر اعتقادات و جهان‌بینی مرسوم و مطلوب محیط اجتماعی را قبول کنند و به آن معتقد باشند، کمتر کجرو می‌شوند. وی چهار عامل را به‌عنوان عناصر پیوند دهنده افراد به یکدیگر ـ چهار عامل کنترل‌کننده رفتار- معرفی می کند:

  1. دلبستگی: به معنای میزان وابستگی فرد به اشخاص دیگر در خانواده، محیط و نهادهای اجتماعی است. به نظر او افراد فاقد این دلبستگی، نگران اند که مبادا روابط اجتماعی آنان به خطر بیفتد. بنابراین احتمال بیشتری دارد که به کجروی روی آورند.
  2.  تعهد: به معنای میزان پذیرش هدف‌های مرسوم جامعه و احساس مسئولیتی است که فرد نسبت به جامعه در خود احساس می‌کند. فرد متعهد دلیل بیشتری دارد تا برای حفاظت از دست‌آوردهای خود با دیگران همنوا باشد.
  3. مشارکت: به معنی میزان درگیری و مشارکت در نقش‌ها و فعالیت‌های اجتماعی است. به نظر هیرشی، کسانی که گرفتار کار و زندگی و سرگرمی هستند، فرصت کمتری برای درگیر‌شدن در فعالیت‌های کجروانه دارند.
  4. باور: یعنی میزان اعتقاد فرد به ارزش ها و هنجارهای اخلاقی جامعه و وفاداری به آن‌هاست؛ افراد بی‌اعتقاد و بی‌وفا، نسبت به هنجارهای جامعه، تمایل کمتری دارند و بیشتر مرتکب کج‌روی می شوند (سلیمی و داوری،1387: 391 ).

نظریه برچسب زنی

 نظریه برچسب زنی در برابر جامعه شناسی کارکردگرایی انحرافات و مکتب بوم شناختی شیکاگو به وجود آمد. پیش فرض اساسی نظریه برچسب زنی این است که اساس و مبنای انحرافات اجتماعی، تعریفی است که جامعه از برخی رفتارهای انسان دارد. لمرت و بکر از صاجبنظران این نظریه معتقدند معانی اجتماعی نظیر ارزش ها و قواعد همیشه از برخی جهات برای اعضای جامعه در موقعیت های واقعی نامعلوم یا غیر مسلم است. پیش فرض های اساسی نظریه برچسب زنی عبارت است از:

  1. واکنش های دستگاه های کنترل و نظارت اجتماعی نظیر پلیس، علت اساسی رفتار انحرافی است.
  2. هر عامل رفتار هنگامی منحرف می شود که واکنش اجتماعی نسبت به نخستین رفتار انحرافی خود را تجربه کند. بنابراین برای فهم رفتار انحرافی، مطالعه واکنش های اجتماعی نسبت به عامل رفتار که به شکل برچسب ها نشان داده می شود، از مطالعه رفتار انحرافی مهم تر است.
  3.  جامعه شناسی انحرافات باید منحرفانی را مطالعه کند که چندین بار مرتکب بزهکاری و جرم شده اند(احمدی،1384: 100-102).

پدیدارشناسی

 پدیدارشناسی در شناخت ماهیت بزهکاری و جرم بر معنی بخشیدن به جامعه، نظم اجتماعی و انحراف اجتماعی از طریق کنش متقابل تاکید می نماید. پدیدارشناسی بر این باور است که در شناخت انحراف نباید آن را به عنوان یک پدیده عینی بررسی کرد، بلکه باید به فهم و تفسیر ذهنی بزهکاران و مجرمان توجه نمود. به علاوه، مخاطبان متفاوت ممکن است فهم و تفسیر متفاوتی از انحراف داشته باشند؛ برای مثال، بخشی از جامعه ممکن است گروهی را تروریست و بخش دیگری از جامعه آنان را مبارزان آزادی بنامند. پدیدارشناسی می کوشد تا پیچیدگی های درونی بزهکاری و جرم را به عنوان پدیده ای اجتماعی درک و فهم نماید. پیش فرض اساسی پدیدارشناسی این است که انحراف اجتماعی، فرآورده روابط و کنش های متقابل اعمال و کردار معنی دار افراد جامعه است.

بنابراین برای شناخت و درک آن باید تصوری را که پدیدآورندگان آن در نظر دارند با درون فهمی و درک تفسیر کرد(همان،105-106).

چارچوب نظری پژوهش

این تحقیق با روش گراند تئوری انجام شده است و داده های کیفی، حاصل مشاهدات، گزارش ها، مصاحبه ها، اسناد،  زندگینامه ها و موارد خاص می باشد تا مفاهیم و تعاریف را تولید و روابط پنهان در میان مفاهیم را آشکار کند. در این روش، هیچ تئوری از قبل وجود ندارد. بنابراین در مقایسه با رویکرد های اثبات گرایانه، وجود چارچوب نظری از قبل در این روش چندان پایه و اساسی ندارد. در واقع، این روش وارد حیطه نظریه سازی می شود. در این رویکرد، پژوهش بدون چارچوب تئوریک به این دلیل که پدیده های اجتماعی از قبل موجود نیستند، انجام می شود و محقق با یک ذهن باز و رویکردی تفهمی و همه جانبه، به مطالعه پدیده می پردازد. آنچه در اینجا اهمیت دارد، بحث حساسیت نظری است. در اینجا باورهای افراد همان تئوری هایی است که محقق باید آنها را کشف و ضبط و به جهان اجتماعی ارائه کند. در این میان، معنا در دیالوگ و ارتباط عمیق افراد به وجود می آید که در آن افق های معناییِ دو طرف، در هم ذوب می شوند و معانی برای یکدیگر کاملا قابل فهم و درک می شوند. از این رو در اینجا کار محقق، درگیر شدن در میدان تحقیق با داشتن ذهنی حساس است. در این روش مجموعه ای از مفاهیم مشابه، یک مقوله را خلق می کنند و مجموعه ای از مقوله ها، تئوری پژوهش را شکل می دهند (اشتراوس و کوربین، 2015).

 

روش شناسی پژوهش

در این پژوهش از روش تحقیق کیفی و روش نظریه زمینه ای استفاده شده است. تحقیق کیفی عموما به هر نوع تحقیقی اطلاق می شود که یافته های آن از طریق فرایندهای آماری و با مقاصد کمی سازی به دست نیامده باشد (,1998 Corbin & Strauss). در روش نظریه زمینه ای، تحلیل داده ها و جمع آوری اطلاعات مرتبط بهم هستند. بعد از اینکه داده های اولیه جمع آوری شدند، محقق داده ها را تحلیل می کند و مفاهیم را استخراج می نماید. همین اساس جمع آوری اطلاعات بعدی را شکل می دهد و جمع آوری اطلاعات و تحلیل داده ها در سرتاسر فرایند تحقیق ادامه دارد (, 2015: 31 Corbin & Strauss). 

روش گردآوری داده ها

روش اصلی گردآوری داده ها در این تحقیق، مصاحبه عمیق بوده است. مصاحبه عمیق، یکی از بهترین تکنیک های شناخت و به مفهوم درآوردن باورها و ارزش های تعیین کننده کنش و رفتار افراد و انجام مصاحبه های عمیق و جامع با مشارکت کنندگان پژوهش است. در مصاحبه عمیق، پژوهشگر برای کشف موضوع مورد مطالعه خود چند مضمون اصلی را محور مصاحبه خود قرار می دهد و بر مبنای آن سوالاتی را از مصاحبه شوندگان می پرسد. این سوالات می توانند چارچوب از پییش تعیین شده ای نداشته باشند و به مقتضای پژوهش و فرد مورد مصاحبه و شرایط مکانی و زمانی انجام مصاحبه متغیر باشند. آنچه اهمیت دارد، گردآوری داده های مرتبط با موضوع به طور مستقیم یا غیر مستقیم از خلال فرایند مصاحبه است(مارشال و راسمن،1377: 112). در این مطالعه جامعه آماری شامل جوانان مصرف کننده الکل می باشد که به علت مصرف زیاد یا غلظت بالای الکل در بیمارستان افضلی پور شهر کرمان بستری شدند. پس از به دست آوردن سطح هوشیاری  با 21 نفر(رسیدن به اشباع نظری) از آنها مصاحبه صورت گرفته است. مدت زمان مصاحبه های انجام شده، با توجه به موقعیت، روند مصاحبه و تمایل مشارکت کنندگان از 30 تا 90 دقیقه متغیر بوده و طی ماه های آذر 97 تا خرداد 98 انجام شده است. گفتنی است که مصاحبه با این افراد در بیمارستان افضلی پور شهر کرمان با هماهنگی های قبلی و دریافت مجوز از رئیس بیمارستان انجام شده است.

تجزیه و تحلیل داده ها

داده های کیفی با داده های کمی تفاوت های اساسی دارند. بنابراین آنها را باید با روش های تحلیل خاص روش شناسی کیفی تحلیل کرد. تحلیل داده های کیفی عبارت است از جستجوی الگوها در داده ها. از آن جا که تحقیق کیفی به مطالعه پیچیدگی ها و معانی و ابعاد وسیع زندگی اجتماعی می پردازد، روش های متعدد و متفاوتی نیز برای تحلیل داده های کیفی پیشنهاد شده است(محمدپور، 1392: 66). به طور کلی، با توجه به ماهیت روش شناسی نظریه زمینه ای، سوالات تحقیق طی چند مرحله استخراج و مجددا جرح و تعدیل شدند؛ چنان که پس از انجام هر مصاحبه و یادداشت برداری میدانی، مصاحبه ها، کدگذاری و مجددا سوالات جدید طراحی و از مشارکت کنندگان پرسیده شد. طی این فرایند خطوط کلی مصاحبه ها به وسیله مفاهیم و مقوله ها شکل گرفتند. این فرایند تا مرحله اشباع نظری ادامه پیدا کرد؛ یعنی زمانی که داده جدیدی در فرایند مصاحبه خلق نگردید. این فرایند تحلیل بر مبنای سه شیوه کدگذاری: 1) کد گذاری باز؛ 2) کدگذاری محوری؛ 3) کد گذاری انتخابی بود(,1998 Corbin & Strauss).

قابلیت اعتماد

در این پژوهش برای کسب قابلیت اطمینان از صحت داده ها از چند روش استفاده شده است:

  1. کنترل و اعتباریابی توسط اعضا: در این قسمت از شرکت کنندگان خواسته شده تا یافته های کلی را ارزیابی کنند و درباره صحت آنها نظر دهند.
  2. فن ممیزی: در این روش دو محقق در حوزه نظریه گراند تئوری بر مراحل مختلف انجام کار از جمله کدگذاری، مفهوم سازی و استخراج مقولات نظارت داشتند.
  3. مقایسه های تحلیلی: در این روش به داده های خام رجوع شد تا ساخت بندی نظریه با داده های خام مقایسه و ارزیابی گردد و از صحت نظریه به دست آمده اطمینان حاصل شود.

یافته های پژوهش

در پژوهش حاضر میانگین سن زنان  06/25 سال و میانگین سن مردان  86/31 می باشد. به لحاظ وضعیت تاهل، اغلب افراد مجرد بودند و تنها 5 نفر(4 نفر مرد و 1 نفر زن) متاهل بودند- یک نفر(زن) نیز مطلقه بوده است. از لحاظ سطح تحصیلی، در بین مردان 1 نفر دارای مدرک فوق لیسانس،  5 نفر لیسانس،  8 نفر دیپلم، 1 نفر کاردانی و 1 نفر زیر دیپلم بودند و در بین زنان 2 نفر دارای تحصیلات لیسانس و 3 نفر مدرک دیپلم بودند. میانگین سن اولین مصرف در بین مشارکت کنندگان این تحقیق 52/17 بوده است. همچنین در جریان تحلیل و کدگذاری داده ها 3 مقوله و 17 زیر مقوله استخراج شد. در ادامه هر یک از مقولات، زیرمقولات و نقل قول های مشارکت کنندگان مطرح و کندوکاو می شوند.

رویدادهای محرک(مولد)

 رویدادهای محرک به عنوان یکی از مقولات پژوهش حاضر می باشد که شامل زیر مقولات ذیل است:

همنشینی با جنس مخالف

حمزه 38 ساله: «اولین باری که مشروب خوردم، یه مهمونی قاطی دعوت شدم که توی اون مهمونی عاشق شدم. دختره اهل آبادان بود. به عشق این دختر مشروب می خوردم و بعدا که با خود دختره رفیق شدم، می خوردیم. سه سال هم با هم بودیم».

مونا 27 ساله:  «اولین بار که مصرف کردم با دوست پسرم رفته بودیم بیرون. همسایه مون و دانشجو بود. ماشین داشت. یه بار که رفتیم بیرون، با خودش آورده بود. نمی دونستم میاره. رفتیم بیرون شهر. تو جاده بودیم، گفت الکل آوردم بزنیم. منم نمی خواستم می ترسیدم اتفاقی بیفته. خیلی پسر امروزی بود، خونواده ش نه زیاد، ولی خودش ازونایی بود که دخترا دوست داشتن باهاش دوست بشند. منم می خواستم امل بازی درنیارم، خوردم  اما کم،  ولی حالم بد شد».

فشار همسالان

  ﮔﺮوه ﻫﻤﺴﺎل ﺑﻪ اشخاصی ﮔﻔﺘﻪ میﺷﻮد ﻛـﻪ از ﺟﻬـﺖ سنی نزدیک به هم باشند. از دﻳﺪﮔﺎه مثبت، گروه همالان عرصه ای ﺑـﺮای افراد، ﻓﻬﻤﻴﺪن ﺧﻮدﺷﺎن، ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺧﻮداﻧﮕﺎره شان و ﻳﺎدﮔﻴﺮی ﻧﺤﻮه ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ دﻳﮕﺮان است و از دﻳـﺪﮔﺎه ﻣﻨﻔـﻲ، ﮔﺮوه ﻫﻤﺎﻻن ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﺑﺮای اﻧﺠﺎم  ﻛﺎرﻫﺎﻳﻲ ﻓﺸﺎر ﺑﻴﺎورد ﻛﻪ در ﻏﻴﺮ اﻳﻦ ﺻﻮرت آﻧﻬـﺎ هرگز ﺗﺼـﻮر  ﻧﻤﻲ کردند آن را اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ   .(Zastrow & Kirst-Ashman, 2007: 171)

احمد 35 ساله: «توی یه مهمونی دعوت شده بودم که دوستم گفت مشروب می خوری؟ یهو دست و پامو گم کردم، ترسیدم. دوستم گف نترس بابا خوشحالت می کنه، بیخیالت می کنه. منم به خاطرجو و غروری که داشتم، قبول کردم. یه ته استکون خوردم و به شدت حالم بد شد؛ طوری که تموم بدنم گرم شده بود و گلوم می سوخت».

رضا 44 ساله: «اولین باری که مشروب خوردم با چند تا دوستام بودم که با خودشون مشروب آورده بودن.  تعارف کردند. اولش جا خوردم و نخواستم بخورم، ولی گفتند سوسول نباش بخور. منم خوردم و خوشم اومد از حالی که بهم دست داد».

مصرف در خانواده

امید 31 ساله: «اولین باری که مشروب خوردم، یادم میاد با پدرم خوردم. سنی نداشتم، 12- 13 ساله بودم. از کوچیکی شاهد خوردن مشروب توو خونواده بودم. پدرم خودش شراب درست می کرد. بلد بود،  شراب همیشه نوشیدنی سر سفره ما بود».

لذت جویی و فراغت

عرصه اوقات فراغت، زندگی روزمره را بازنمایی می کند و قدرت و مقاومت را در زندگی انسان ها به نمایش می گذارد و اختیار و آزادی انسان ها در آن عرصه بیشتر قابل اعمال است. بشر به طور طبیعی برای رفع خستگی از اعمال روزانه و برنامه های ثابت زندگی، اوقاتی را برای تفریح و تفرج و ... اختصاص می دهد. لذا یکی از عوامل مهم در ارتکاب بزهکاری نوجوانان، خالی بودن اوقات فراغت آنهاست، چرا که نمی دانند چگونه با انتخاب سرگرمی ها و تفریحات سالم اوقات فراغت خود را به خوبی سپری کنند و این زمینه انجام رفتارهای انحرافی از جمله نوشیدن مشروبات الکلی و لذت جویی را شکل می دهد(زاهدی، 1374: 1).

علی 29 ساله: «اولین باری که مشروب خوردم، حس شادابی همراه با خنده زیاد بهم دست داد. با دایی م بودیم. گفت بیا بزنیم به دل طبیعت. آتیش درست کردیم و مشروب خوردیم. اون روز خیلی حال داد. بعدِ اون روز دوست داشتم گاهی بخورم».

منصوره 18 ساله: «رفته بودم یه بعدازظهر خونه خاله ام.  با دخترخاله ام تنها بودیم. خالم اینا رفته بودند مسافرت. دخترخاله ام گفت برادرش الکل داره تو اتاقش دیده. گفتم یکم بیار بخوریم ببینیم چجوریه. می ترسید داداشش بفهمه، اما من اصرار کردم رفت آورد، یکم خوردیم. اون خیلی کم، اما من بیشتر.خیلی خوب بود، رفتیم بیرون گشتیم. خیلی خوش گذشت. یکم سرم گیج رفت، چشامم قرمز شده بود. ترسیدم. شب نرفتم خونمون. بعدها دوست داشتم بخورم».

مصرف در مهمانی

مهسا 23 ساله: «دفعه اول رفته بودم پارتی خونه دوستم. سه چهار سال پیش20-19 سالم بود. خیلی آدم اونجا بودند با کلی پذیرایی، الکل و مشروب و ویسکی هم بود. همه می خوردند. با دوست پسرم رفته بودم، ولی ما تا حالا نخورده بودیم هیچکدوم. دوستا گفتند پاشیم بریم یه پیک بزنیم. همه می خوردند. پیمان گفت پاشو مام بریم. منم خواستم جلو اونا زشت نباشه پیمانم خجالت نکشه، رفتم. پیمان ریخت برام منم، دو پیک به زور مزه ها خوردم. خیلی سرحال شده بودم. پیمان خیلی این حال منو دوست داره که خوشحال باشم».

وحید 33 ساله: «اولین بار 17- 18 ساله بودم. هنور خدمت سربازی نرفته بودم که رفتم یه گودبای پارتی. دوستام می خواستند برن خارج از کشور. مهمونی مختلط بود از ساعت 7 شب تا 5 صبح طول کشید. مستی اون شب خیلی لذتبخش بود».

 

نمودار 1 : رویدادهای محرک مصرف الکل

رویدادهای تقویت کننده

رویدادهای تقویت کننده  به عنوان یکی از مقولات پژوهش حاضر می باشد که در زیر به مولفه های آن اشاره می شود:

فراغت هنجاری

محمد علی 25 ساله:  «اولین باری که مشروب خوردم، 17-18 ساله بودم. با دوستام بودیم. رفته بودیم باغ بابای دوستم بیرون شهر بود، ولی بعد از مدتی برای کار رفتم خارج از کشور، اونجا می خوردم مخصوصا وقتایی که دلم هوای پدر و مادرم می کرد».

حمید 29 ساله: «اولین بار 18 ساله بودم مشروب خوردم. بیشتر به خاطر ممنوع بودنش خوردم. وقتایی که با دوستام خارج می ریم، همه ش مشروب می خوریم یا وقتی یکی مون همسرش خونه نیست و دور هم خونه اش جمع می شیم مشروب حتما به راهه».

شکست عشقی

بسیاری از پژوهشگران معتقدند عوامل درونی و بیرونی در سوق دادن افراد به می گساری بیش از عوامل ژنتیکی و بیولوژیکی تاثیر دارند. برخی افراد برای کاهش اضطراب و فشارهای روانی مشروب می خورند. رادو نتیجه می گیرد که مشروب خواری برای برطرف کردن احساس پوچی، محرومیت، یاس و سرخوردگی در زندگی است(فروید زیگموند، شرحی کوتاه درباره روانکاوی پژواک کیوان ، 1379: 78).

امیررضا 26 ساله: «اولین باری که مشروب خوردم، حدودا 18 ساله بودم. دوست دخترم بهم زنگ زد و گفت بیا می خواهم ببینمت. با هم قرار گذاشتیم. نشستیم. گفت می خواهم یه چیزی بگم. گفتم بگو.گفت: برام خواستگار اومده دیگه نمی تونم باشم ... وقتی خدافظی کردیم، دنیا رو سرم خراب شد. از اونجا مستقیم رفتم پیش دوستم که می دونستم داره. باهم رفتیم بیابون».

 میثم 36 ساله: «با یه دختره دوست بودیم چهار سال. همو خیلی می خواستیم. خانواده ش وضع شون خیلی خوب بود، خانواده من معمولی بودند، بهم نمی خوردیم. ولی خیلی منو دوست داشت. منم دوستش داشتم. یه ماهی شد کمتر همدیگه رو می دیدیم و حتی کم حرف می زدیم. من بهش زنگ می زدم، ولی اون بهانه می آورد نمی تونه حرف بزنه. تا اینکه فهمیدم براش خواستگار اومده بود  وخانواده ش بهش گیر دادند. اونم نمی خواستش. گفته بود بهشون منو می خواهد. اونام مخالف بودند که من سنم کمه بهم نمی خوریم. بعد از یه ماه پیام داد ازدواج کردم. تا مدتی با مشروب فکرم که طرفش می رفت، خودمو آروم می کردم».

اختلاف نظر با خانواده

احسان 24 ساله: «اولین بار که مصرف کردم 17 سالم بود فکر کنم. با خانواده دعوام شد. قهرکردم از خونه زدم بیرون. رفتم پیش دوستم اونشب. خیلی حالم خراب بود، خسته شده بودم از جو خونواده ام.، خیلی اختلاف داشتیم با هم. منو درک نمی کردند، اصلا اهمیت نمی دادند، فکر می کردند توجه به بچه، فقط لباس و غذاست. اونجا اون روز الکل رو تجربه کردم».

فرشید 37 ساله: «اولین بار 10 سالم بود. شاگرد اتوبوس بودم. فلاسک الکل رو از راننده دزدیدم و فرار کردم.  ترک تحصیل کرده بودم. توو خونه بین من و بچه های دیگه خیلی فرق می گذاشتند. منم درس خوان نبودم، اذیت می کردم، از خونه فرار کردم».

بیکاری

رضا 22 ساله: «اولین بار که مشروب خوردم، یه مدت بیکار بودم. کارگر ساختمان بودم. دیسک کمرم به خاطر کار زیاد آسیب دیده بود. نمی تونستم کار سنگین بکنم. اعصابم هم خورد شده بود. کلافه بودم. دستم تو جیب خونوادم بود. اونام وضع اون طوری نداشتند. برنامه ای . گاهی آن قدر بی حوصله بودم که گیر می دادم به همه چی. برای این حالتا رفتم سراغ الکل».

خودنمایی و ابراز وجود کردن

حامد 36 ساله: «وقتی مشروب می خوردم، یه فازی می گرفتم که دوست داشتم خودنمایی کنم. تک چرخ می زدم. کسی توو کرمان مثل من نمی تونست. مثلا طرف می دید خوشش می آمد، می گفت به خاطر این کارت، فردا ناهار مهمون من یا با بچه ها شرط می بستیم کی می تونه تا فلان مسافت بدون اینکه بخوابه رانندگی کنه. من می رفتم تخته گاز. اهل دود نبودم، فقط الکل».

همزمانی مصرف

مژگان 35 ساله: «از 21 سالگی شروع کردم به مصرف الکل با ماری‌جوانا و حشیش. بعد از مصرف همزمان یه فازی می گرفتم همش دوس داشتم حرف بزنم. با خودم حرف می‌زدم».

یادآوری گذشته

امیر حسین 26 ساله: «بعد از اینکه ازدواج کردم، چهار سال بعدش خانومم سر زا با سه قلو آمبولی کرد و مرد و من بعد از این اتفاق، مشروب خور شدم. هر وقت به یاد گذشته می افتم، رو به مشروب میارم».

حمزه 38 ساله: «بعد از فوت پدرم که سال سوم دانشگاه بودم، احساس کردم پشتم خالی شد. بعد از فوت پدرم هر روز مشروب می خوردم، انگار یک طوری باید اون جای خالی را پر می کردم».

کنجکاوی

مهدی 20  ساله: «اولین بار که  مشروب خوردم، پنهونی بدون اینکه خونوادم بفهمند خواستم امتحان کنم. اصلا نمی دونستم مزه الکل چطوریه. فقط خواستم بخورم ببینم چطوریه. برام خیلی جالب بود. خواستم تجربه کنم. از روی کنجکاوی خوردم».

 

نمودار 2 : رویدادهای تقویت کننده مصرف الکل

باورهای تقویت کننده

باورهای تقویت کننده به عنوان یکی از مقولات پژوهش حاضر می باشند که در ادامه به آنها اشاره می شود:

افزایش میل جنسی

اکبر 39 ساله: «بعد از تجربه کردن حال هوای مستی با دوستام، بعدش دیگه با دوست دخترم می خورم و طبق عادت بعد از خوردن شروع می کنم به خوندن و مطربی.خیلی فاز میده. چون با دوست دخترم می خورم، آخرشم به سکس ختم میشه».

مریم 25 ساله: «بعد از ازدواج 21 سالم بودکه شروع  به مصرف کردم. شوهرم مصرف می کرد، اما معتادش نبود. میل جنسی ام پایین بود. خیلی اذیت می شدم. شوهرم خیلی گرم بود و خیلی وقتا اونطوری راضی نبود. به خاطر همین هروقت نیاز بود، می خوردم».

گریز از فشار و استرس

هنگامی که فرد در محیط کار یا زندگی با شرایطی رو به رو می شود که این شرایط با ظرفیت ها و امکانات کنونی وی هماهنگی ندارد دچارعدم تعادل و کشمکش های درونی می شود که به آن استرس می گویند(خدایاری، 1380).

محمد جواد 29 ساله: «اون روزا خیلی اوضاع بد بود. برادرم فوت کرده بود؛ اعتیاد داشت، یه زخمی توو بدنش داشت که عود کرد و توو همین بیمارستان تموم کرد. بابام هم سکته کرده بود و زبونشم بند اومده بود. مادرم هم که از چند سال پیشش مریض بود. وضعمون هم خوب نبود. یه مدت خیلی حال روحی ام بد بود. یه روز خودم به یکی از بچه ها گفتم بیاره. اولین بار خوردم، سیاه مست کردم».

علی 29  ساله: «بعضی وقت ها برای فرار از استرس و فشارهای دور و برم مشروب می خورم، چون لحظه مستی غم و غصه آدم یادش میره. خوبه، ولی بعدش همه چیز عادی میشه و زندگی ... اولین بار استرس کنکور بود که به خاطرش الکل خوردم».

مناسک نوشیدن

حمزه 38 ساله: «در جمع دوستان بودم که مشروب می خوردن. وقتی می خوردند، از یه اصطلاحاتی استفاده می کردند؛ مثلا هر کدوم که می خواستن یه پیک بخورن، یه شعری میگفتن یا اصطلاحی به کار می بردن. خوشم اومد. فهمیدم بخواهی توو جمع شون باشی، باید حداقل بگی به سلامتی».

میثم 36 ساله : «از منش مستی خوشم می اومد. باهاش حال می کردم. مشروب به آدم مردانگی و شهامت می ده. به آدم دل و جرات می ده. آدمو راستگو می کنه. اصطلاحی که می گن مستی و راستی».

خاصیت دارویی

وحید: «اولین بار که الکل خوردم 18 ساله بودم. با دوستام بودم. دوستام می گفتن مشروب خاصیت دارویی داره. من خیلی ضعیف و لاغر  بودم  و همیشه تو مدفوعم انگل داشتم. اینو به دوست جینگم گفتم. اونم گفت بیا ودکا بهت بدم. همه انگل ها رو می کشه، تازه چاق و سرحال هم میشی. از اون به بعد دیگه مشروب به هر بهونه ای می خوردم».

مژگان: «به خاطر دیابتم مشروب می خورم. چون مشروب قند داره و نمی گذاره قندم بیفته. برای همین همیشه مصرف می کنم».

                     

نموار 3 : باورهای تقویت کننده مصرف الکل

 

بحث و نتیجه گیری

با توجه به این نکته که یکی از مقولات به دست آمده این پژوهش، مصرف مشروبات الکلی در خانواده می باشد، احتمال اعتیاد به الکل در فرزندانی که والدین معتاد دارند بیشتر از دیگران است. این با نظریه همنشینی افتراقی سادرلند تایید می شود. در این نظریه بخش بزرگی از یادگیری ناشی از همنشینی، معمولا محصول جامعه پذیرشدن فرد در خرده فرهنگ های کجرو از طریق همنشینی و ارتباط با دیگرانی است که حاملان و عاملان کجروانه هستند(wrighstman,1994: 120). اگر شخص نتواند از طریق منابع قانونی، نیازهای خویش را رفع نماید، در این شرایط اغلب از منابع و روش های نامشروع و غیرقانونی استفاده می‎نمایند. این نیز نظریه مرتون پیرامون اعتیاد به مصرف را تایید می کند. با تجزیه و تحلیل مصاحبه ها می توان گفت در پی فرو کاستن از قبح  مصرف الکل،  بتدریج تبدیل به موضوعی عادی و فاقد حساسیت شده و عده ای از آن  برای تفریح یا به عنوان آرامبخش و ایجاد نشاط و خوشحالی استفاده می کنند. همچنین یافته های این پژوهش با نتایج تحقیق کمی و کیفی محققانی همچون سراج زاده، حق دوست و عابدینی همخوانی دارد که از میان دلایل مصرف مواد و مشروبات الکلی به مشکلات، یاس و ناامیدی، لذت جویی و تفریح جویی، تقویت قوای جنسی، معاشرت نزدیک با مصرف کنندگان، بیکاری و نداشتن سرگرمی اشاره کرده اند. همچنین نتایج تحقیق بروس، اشتون و کامالی و آسلین حاکی از آن است که مردان بیشتر از زنان به مصرف مواد و الکل گرایش داشتند و ویژگی هایی همچون: سرخوشی، کم خردی، بی توجهی و ریسک پذیری در این افراد دیده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد بیشتر افرادی که الکل مصرف کردند، اولین بار در اوایل نوجوانی و جوانی آن را تجربه نموده اند. می توان گفت شیوه زیست و پرورش در خانواده، الگوی ارتباط و تعامل خانوادگی و اجتماعی و فضای اجتماعی محیط زندگی، از شرایط زمینه ای و علی نافذ درسبک زندگی و انتخاب ها و اعمال افراد قلمداد می شود. مفهوم گزینشی در انتهای تحلیل گزاره های استخراج شده از 21 مصاحبه به عمل آمده نشان می دهد، «عادت واره» مجموعه ای از ترجیحات یا تمایلات (ارزش ها و نگرش ها) است که فرد به واسطه آن، نسبت به جهان اجتماعی جهت گیری خاصی خواهد داشت. به عبارتی، عادت واره، چارچوب تفسیری درونی شده ای است که افراد از طریق آن، جهان اجتماعی و جایگاهی که در آن قرار دارند را ادراک می کنند. بوردیو معتقد است درک مردم در طبقات اجتماعی مختلف از پیچیدگی ها و نقاط ظریف در زمینه های خاص متمایز است. (ادگرتون2010: 17). در نظریه بوردیو، «عادت واره» ها نوعی آمادگی عملی، نوعی آموختگی ضمنی، نوعی فراست و تربیت یافتگی اجتماعی از نوع ذوق و سلیقه هستند که به عامل اجتماعی این امکان را می دهند روح قواعد، آداب، جهت ها، روندها، ارزش ها و دیگر امور حوزه خاص خود (حوزه علمی، اقتصادی، ورزشی، هنری و سیاسی) را دریابد، درون آن پذیرفته شود، جا بیفتد و منشا اثر شود. اگر فضای اجتماعی را متشکل از سطوح یا نقاط مختلف بدانیم، هر سطح یا نقطه از این فضا دارای سطحی از عادت واره ها (سلیقه ها) است که بر اثر شرایط اجتماعی مناسب با آن به وجود می آید.  پس منظور از عادت واره ها، مجموعه طرح واره هایی است که انسان در طول زندگی خود از ابتدای تولد به بعد براساس برخورد با محیط های مختلف مانند خانواده، رسانه ها، نهاد های آموزش و پرورش و گروه همسالان کسب می کند. بنابراین فضای حاکم بر محیطی که شخص در آن زندگی می کند بسیار مهم است، چرا که عادت واره ها تحت همان محیط ساخته  می شوند. در واقع، هر یک از این محیط های اطراف انسان، فضاهای قالب است که هر یک دارای بار فرهنگی خاصی می باشند. بنابراین می توان گفت که عادت واره هم مبین منش و خصلت و رفتار فردی است و هم مبین شکلی از زندگی و نوعی فضا یا جو اجتماعی که در هیئت مجموعه ای از رسوم و ارزش ها و نهادهای جمعی عینیت یافته است. به عبارت دیگر، عادت واره بیش از آن که قواعدی سفت و سخت تعیین کننده اعمال آدمی باشد، دستورالعمل هایی دارای آزادی عمل است که به افراد اجازه استراتژیزه کردن، انطباق با موقعیت های جدید و ابداع اعمالی نو را می دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل پارادایمی: تجربه زیسته مصرف الکل در بین جوانان شهر کرمان

راهبرد:

کاهش اعتماد به نفس، بی مسولیتی، خشونت و گریز از فشار

 

شرایط علی:

مسائل اجتماعی(افزایش تحصیلات، بی تفاوتی اجتماعی)، درهم شکستن روابط اجتماعی و خانوادگی، همنشینی با جنس مخالف، فشار همسالان، تجربه شادی و لذت جویی و عدم توانایی در مقابل فشار اجتماعی

 

پدیده:

تجربه جوانان مصرف کننده مشروبات الکلی

 

شرایط زمینه ای:

نگرش و باورهای اشتباه، تغییر ارزش نسبت به مصرف الکل، سابقه مصرف، دسترسی آسان، بیکاری، کنجکاوی، یادآوری گذشته خودنمایی و ابراز وجود کردن و اختلاف نظر با خانواده

 

شرایط مداخله گر:

افزایش میل جنسی، گریز از فشار و استرس، خاصیت دارویی، انگیزه مصرف و مناسک نوشیدن

 

پیامد:

عدم نظارت خانواده ها، تمایل به تداوم مصرف مشروبات الکلی،  طرد شدگی، سست شدن باورها و اعتقادات فردی و مذهبی و انزوای اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


با توجه به مطالب فوق و بررسی های انجام شده و پژوهش های داخلی، برای نشان دادن تجربه زیسته افراد به مصرف الکل به ویژه در بین جوانان، مطالعه ای با روش تحقیق کیفی مرتبط یافت نشد، اما بررسی های انجام شده در زمینه روش تحقیق کمی در این زمینه وجود داشت. از آنجا که برای نشان دادن تجارب زیسته افراد در جوامع مختلف تحقیقات کیفی کارآمدی بیشتری نسبت به سایر تحقیقات دارد، امید است که رویکرد کیفی پژوهش حاضر نیز دیدگاه کلی تر و وسیع تری از موضوع مورد مطالعه ارائه داده باشد.

محدودیت های پژوهش

  • پیچیدگی تبیین مصرف الکل به دلیل ارتباط آن با مسائل شرعی و به تبع آن سیاسی: به همین دلیل آمارهای موجود غیرواقعی است و محدودیت در دسترسی به آمار و اطلاعات لازم به دلیل امنیتی تعریف کردنِ این موضوع و عدم همکاری نیروی انتظامی در دادن اطلاعات سبب شد که به  ارائه داده های کلی بسنده شود.
  • محدودیت در دسترسی به مصرف کنندگان، عدم تمایل آنها به گفتگو، رغبت پایین نسبت به مصاحبه  و یا مشکلات جلب اعتماد آزمودنی ها، اعتماد به صداقت در گفتار آنها و یا همراهی در مصاحبه به دلایلی چون: احساس بی اعتمادی نسبت به مصاحبه گر یا احساس فاصله با معیارهای وی، میل به پنهان نگه داشتن مسائل شخصی، بیم از داغ احتمال بی اعتباری، و ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن به ویژه در صحبت از  نگرش، احساس، باور و رغبت خود به مصرف و یا اشاره به پیشینه و تجربه زیسته، مسائل شخصی، خانوادگی ، شغلی و اتفاقات گذشته.

پیشنهادها

با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می گردد:

  • آموزش رسمی و غیر رسمی با هدف دانش افزایی جوانان و توانمندی در زمینه پیشگیری، کاهش و ترک مصرف الکل به ویژه از طریق رسانه ها و شبکه های اجتماعی و اطلاع رسانی پیرامون آسیب های مصرف الکل از نوجوانی و سنین پایین به افراد.
  • ·   استفاده از روش کیفی به ویژه در مطالعه موضوعات حساس: به دلیل ظرافت ها و نکات بسیار پیچیده و در عین حال مهمی که باید به درستی رعایت شود، مصاحبه گر نیازمند تجربه و تخصص فراوان است تا احتمال اعتبار پاسخ ها به حد قابل قبول نزدیک شود. از این رو، تبحر در مطالعات میدانی و بهره گیری از متخصصان باتجربه، پیش نیاز اصلی ورود به این نوع مطالعات است.

 

  • منابع

    • ابادینسکی، هوارد. (1384). موادمخدر. محمد علی زکریایی. تهران: انتشارات جامعه و فرهنگ
    • ادیب حاج باقری، محمود؛ پرویزی، سرور و صلصالی، مهوش. (1386). روش های تحقیق کیفی. تهران: نشر شریف
    • احمدی، حبیب. (1384). جامعه شناسی انحرافات. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها
    • اکبری، یونس و سراج زاده، سید حسین. (1397). «مطالعه طولی تغییرات مصرف و نگرش نسبت به  مواد و تغییرات مصرف مشروبات الکلی  و سیگار در بین  نمونه ای از دانشجویان بر اساس یک طرح پانل گذشته نگر». جامعه شناسی نهادهای اجتماعی. دوره پنجم، شماره 11 .
    • جوادی، سید محمد حسین و پیله ور، اعظم. (1396). «بررسی تجربه زیسته مصرف کنندگان بی خانمان: پژوهشی کیفی». فصلنامه اعتیاد پژوهی سوء مصرف مواد. سال یازدهم، شماره 41.
    • ﺣﻖدوﺳﺖ، علی اکبر؛ امامی، ﻣﮋﮔﺎن؛ اﺳﻤﺎﻋﯿﻠﯽ، مریم؛ ﺻﺎﺑﺮیﻧﯿﺎ، امین؛ نژادﻗﺎدری، محسن و ﻣﻬﺮاﻟﺤﺴﻨﯽ، محمدحسین. (1393). «ﺑﺮرﺳﯽ وﺿﻌﯿﺖ و ﻋﻠﻞ ﻣﺼﺮف ﻣﺸﺮوﺑﺎت اﻟﮑﻠﯽ: ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻮردی ﻫﻤﻪﮔﯿﺮی ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ ﻣﺼﺮف اﻟﮑﻞ در رﻓﺴﻨﺠﺎن». مجله علوم پزشکی دانشگاه رفسنجان. دوره 13. 1006-991.
    • خدایاری فرد، محمد؛ غباری بناب، باقر و شکوهی یکتا، محسن. (1380). «رابطه عوامل تنش زا و نشانگان استرس با راه های مقابله در جوانان». گزارش پژوهشی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران.
    • رحیمی موقر، آفرین و سهیمی ایزدیان، الهه. (1384). «وضعیت مصرف مواد مخدر در دانش اموزان کشور». فصلنامه رفاه اجتماعی. سال پنجم، شماره 19.
    • رستمی، نجیمه و صف آرا، مریم. (1396). «مروری بر اختلالات شخصیتی افراد وابسته به الکل». فصلنامه مطالعات روانشناسی و علوم تربیتی. دوره 3 ، شماره 1 .
    • زاﻫﺪی اﺻﻞ. (1374). ﺟﺎمعه شناسی فراغت. جزوه درسی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه تهران
    • سلیمانی نیا، لیلا. (1386). «تفاوت های جنسیتی نوجوانان درارتکاب انواع رفتارهای پرخطر». مطالعات جوانان. شماره 8 و 9.
    • سلیمی، علی و داوری، محمد. (1385). جامعه‌شناسی کج‌روی. انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
    • شفیعی، نعمت الله؛ افضل، شمسی و قادری، مصعب. (1391). «بررسی همبستگی مصرف مواد مخدر، الکل، سیگار و داروهای اعصاب و روان با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان بم». مدیریت ارتقای سلامت. دوره 2 شماره 1.
    • صادقی، سعید؛ شلانی، بیتا؛ عابدی پریجا، حسین و صادقی، الهه. (1396). «پیش بینی مصرف الکل در جوانان بر مبنای مولفه های کنترل و حمایت خانوادگی». فصلنامه پژوهش های انتظامی. سال نوزدهم.
    • صدیق سروستانی، رحمت الله. (1389). آسیب شناسی جتماعی(جامعه شناسی انحرافات جتماعی). تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها
    • طارمیان، فرهاد؛ بوالهری، جعفر؛ پیروی، حمید و قاضی طباطبایی، محمود. (1386). «شیوع مصرف مواد در میان دانشجویان شهر تهران». مجله روان پزشکی و روان شناسی بالینی ایران. شماره 51: 335-342.
    • عابدینی، ندا. (1394). «تجربه زیسته دختران و زنان مصرف کننده مواد مخدر صنعتی (مورد مطالعه: موسسه سرزمین خورشید)». فصلنامه پژوهش اجتماعی. سال هشتم، شماره سی و دو، پاییز 1395.
    • فلیک، اوه. (1389). درآمدی بر تحقیق کیفی. هادی جلیلی. تهران: نشرنی
    • کرمی زاده، الهام و بوستانی، داریوش. (1396). «پیامدهای مصرف شیشه: مطالعه کیفی زنان معتاد در شهر کرمان، پژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا». دوره 5، شماره 1،صص 34-.7
    • کلمن، ورنان. (1379). اعتیاد چسیت و معتاد کیست. محمدرضا میرفخرایی. تهران: واحدی
    • گروسی، سعیده و محمدی دولت آبادی، خدیجه. (1390). «تجربه زیسته زنان وابسته به مواد مخدر». فصلنامه علمی – پژوهشی جامعه شناسی زنان. سال دوم، شماره اول.
    • گرجی، یوسف و بکرانی، خدیجه. (1385). شیوع شناسی مصرف مواد و عئامل خطر و محافظت کننده در دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان. تهران: دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم تحقیقات فناوری
    • ﻣﺤﻤﺪﺣﺴﯿﻦ. (1392). «ﺑﺮرﺳﯽ وﺿﻌﯿﺖ و ﻋﻠﻞ ﻣﺼﺮف ﻣﺸﺮوﺑﺎت اﻟﮑﻠﯽ: ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻮردی ﻫﻤﻪﮔﯿﺮی 1392 ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ ﻣﺼﺮف اﻟﮑﻞ در رﻓﺴﻨﺠﺎن». مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان دوره 13، 1006- 991.
    • مارشال، ک و راسمن، گ. (1377). روش تحقیق کیفی. علی پارساییان و محمد اعرابی. تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی
    • محمدپور، احمد. (1392). ضد روش؛ روش تحقیق کیفی. جلد دوم، تهران: انتشارات جامعه شناسان
    • محمدپور اصل، اصغر و همکاران. (1386). «بررسی اپیدمیولوژیک مصرف داروهای روان گردان و الکل در دانش آموزان دوم دبیرستان های پسرانه شهر تبریز». مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل. دوره هفتم ، سال چهارم . صص 400 تا 408.
    • متولیان، سیدعباس؛ صاحبی، رویا؛ رحیمی موقر، آفرین و یونسیان، مسعود. (1394). «بررسی روند مصرف الکل و مواد غیرقانونی در دانشجویان دانشگاه علوم پزﺷکی تهران طی سال های ٥٨-٨٨: تحلیل سـن، هـم گـروه تولـد و دوره زمانی». مجلة تخصصی اپیدمیولوژی ایران. 11(2)،99-108.
    • معظمی، شهلا. (1388). بزهکاری کودکان و نوجوانان. چاپ اول، تهران: دادگستر
    • نویدی کاشانی، محمد و لطیفی، حسین.(1377). «بررسی میزان شیوع سوء مصرف مواد در انترن های مذکر دانشگاه علوم پزشکی». پایان نامه دکتری، تهران، دانشگاه علوم پزشکی.
      • Ashton, C H, Kamali, F. (2009). “Personality, lifestyles, alcohol and drug consumption in a sample of British medical students”. Article first published online: 29 JAN 2009.Blackwell Publishing.
      • Asselin, N. (2009). Using general strain theory to understand drug and alcohol use in Canada: An examination of how strain, its conditioning.
      • Barrons MB. Botega NJ. Dalgarrondo p, Marin – Leonel, de oliveria HB. (2007). “Prevalence of alcohol abuse and associated factots in a population-baced stady”. Rev saude publica,41(4):502- 509.
      • Brucej, Kranzler, Henry.R., Ball.Samuel., Tennen, Howard., Poling, James; Triffleman, Elisa. (1998). “Personality Disorders in substance Abusers: Relation to substance Use”. Journal of Nervous & Mental Disease,
      • Corbin, J. and Strauss, A. (2015). Basics of Qualitative Research. Fourth Edition, London: Sage Publications
      • Craigs, C. L., Bewick, B. M., Gill, J. S and OMay, F. (2012). “UK Student Alcohol Consumption: A Cluster Analysis of Drinking Behaviour Typologies”. Health Education Journal, No 71(4): 516-526
      • Flover, nT. (2004). Patterns of alcoohol consumption and alcohol. tehran; Glory pub.
      • Glaser, B. & Stauss, A. L. (1967). The Discovery of Grounded Theory; Strategies for Qualitative Research. New York: aldin.

     

    • Johnston, L.D, omalley, P.m & Bachman, J.G. (1999). National survey results on drug use from the monitoring the future study, 1975 – 1998: secondary school. Rockville, md. National institute on drug abuse.
    • Klinteberg,  J., Granskaya, C. Scheffel-Birath, Beijer, U. (2013). Personality characteristics and perceived health in Russian and Swedish female young adults with alcohol drinking habits. Published by Elsevier Ltd
    • Lorente, F., Peretti-Watel, P., Griffet, J., & Grélot, L. (2013). “Alcohol use and intoxication in sport university students”. Oxford Journals, Medicine, Alcohol and Alcoholism, 38(5), 427-430.
    • Mazur, J., Kowalewska, A., Zawadzka, D., Dzielska, A., & Wais, K. (2016). “External evaluation of the school and academic achievements in relation to alcohol drinking and delinquent behaviour among secondary school students”. Alcoholism and Drug Addiction, 29(4), 183-208.
    • McBride, N. M., Barrett, B., Moore, K. A., Schonfeld, L. (2014). “The role of positive alcohol expectancies in underage binge drinking among college students”. Journal of American College Health, 62(6), 370–379
    • Miller, R. B., Anderson, S., Keala, D. K. (2004). “Is Bowen theory valid? A review of basic research”. Journal of marital and family therapy, 30, 453- 470.
    • Morre AA. Hays RD. Grrendale GA. (2005). “Longitudinal Patterns and predictors of alcohol consumption in the united states”. Am J public Health. (95)(3): 458-65.
    • Nughany, f., mohtashami, j., shahsavand, A. (2004). Mental health2.1 Ed. tehran: salamy pub. p. 251
    • WHO. (2000). Health and Health Behavior among Young People.WHO copenhangen
    • Wiener, J. M. (1997). Textbook of Child Adolescent Psychiatry. Washington DC: American Psychiatric Press.
    • Wrighstman, L. S., Nictzel M. T. & Furtune W. H. (1994). Psychology and the Legal System. Pacific Grove, CA: Brooks/Cole, 1-24.
    • Zastrow, C. and Kirst, A. (2007). Understanding Human Behavior and the Social Environment. USA: THOMSON.
    • Zukerman, M. (2007). Sensation seeking and risky behavior Washington. American Psychological Association