ارتباط احساس خودسودمندی و توانایی تصویرسازی با عملکرد بازیکنان زن نخبة تنیس روی میز کشور

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکده علوم انسانی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران

2 استادیار، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکده علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ایران

3 دکترای مدیریت راهبردی سازمان‌ها و رویدادهای ورزشی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران E-mail: Morteza.toosi@gmail.com

4 دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی سازمان‌ها و رویدادهای ورزشی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط احساس خودسودمندی و توانایی تصویرسازی با عملکرد بازیکنان زن نخبه تنیس روی میز کشوربود. روش نمونه‌گیری شامل انتخاب 32 نفر از بازیکنان راه یافته به دور پایانی مسابقات انفرادی برای تعیین مقام اول تا سی و دوم از میان 57 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس و روش پژوهش این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی بود. ابزار اندازه‌گیری شامل پرسشنامه «خودسودمندی» ریزز «تحلیل جسمانی» بندورا (2009)(PSE) (87/0 =α)، پرسشنامه «توانایی تصویرسازی درونی و بیرونی» گلدووینسبرگ (2010) (8/0 =α)، و از تعیین مقام اول تا سی و دوم برای بررسی عملکرد ورزشکاران مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی و استنباطی همبستگی می باشد.
طبق یافته های تحقیق، بین احساس خودسودمندی و اجرا و نیز بین توانایی تصویرسازی درونی و اجرا ارتباط معنی‌داری وجود دارد، ولی بین تصویرسازی بیرونی و اجرا ارتباط معنی‌داری مشهود نیست و احساس خودسودمندی برآوردکننده نتیجه اجرای مسابقه می‌باشد.
 سرانجام می‌توان نتیجه گرفت سنجش مهارت های روانی، خود سودمندی و توانایی تصویرسازی درونی و بیرونی در جهت پیش‌بینی موفقیت ورزشکاران در رشته تنیس روی میز از اهمیت خاصی برخوردار است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Relationship between Self-efficacy and Imagery Ability with the Performance of Elite Women Table Tennis Players in Iran

نویسندگان [English]

  • Mona Rezaei 1
  • Keyvan Molla Norouzi 2
  • Ahmad Hassan Zadeh 3
  • Behrooz Montaghemi 4
1 Ph.D., Assistant Professor, Physical Education and Sport Sciences Department, Faculty of Humanities, Saveh Branch, Islamic Azad University, Saveh, Iran
2 Ph.D., Assistant professor, Physical Education and Sport Sciences Department, Faculty of Humanities, Science and research Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran
3 Ph.D. Student in Strategic Management of Organizations & Sport Events, Central Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran
4 Ph.D. Student in Strategic Management of Organizations & Sport Events, Central Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran
چکیده [English]

The study is to examine the relationship between the self-efficacy and imagery ability with the performance of elite table tennis players.  The statistical population included 57 elite table tennis players under the age of 21 years who managed to attend the national final tournament of single player to determine the rank of players from 1 to 32. Thirty-two of these players were randomly selected through the accessible sampling method. The research method was a descriptive-correlational one by which Bandura Personal Self-Efficacy (2009) (PSE) (α = 0/87(questionnaire was used as the tool for measuring data. Gold and Weisberg questionnaire was employed to measure internal-external mental imagery ability (2010) (α = 0/8 (.  Data analysis was performed by using descriptive statistics as well as Spearman correlation coefficient to test the association between the self-efficacy and internal-external mental imagery ability and performance.
  The results indicated that there was a significant association between the external mental-imagery ability and performance, but no such relationship between the internal mental-imagery ability and performance.  It was concluded that self-efficacy is a good predictor of performance in competition. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Key Words: Self-efficacy
  • Mental Imagery and Women Table Tennis

ارتباط احساس خودسودمندی و توانایی تصویرسازی با عملکرد بازیکنان زن نخبة تنیس روی میز کشور

مونا رضایی[1]

کیوان ملانوروزی[2]

مرتضی قالیباف طوسی نژاد[3]

احمد حسن زاده[4]

بهروز منتقمی[5]

تاریخ دریافت مقاله: 4/6/1396

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:15/7/1396

 

هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط احساس خودسودمندی و توانایی تصویرسازی با عملکرد بازیکنان زن نخبه تنیس روی میز کشوربود. روش نمونه‌گیری شامل انتخاب 32 نفر از بازیکنان راه یافته به دور پایانی مسابقات انفرادی برای تعیین مقام اول تا سی و دوم از میان 57 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس و روش پژوهش این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی بود. ابزار اندازه‌گیری شامل پرسشنامه «خودسودمندی» ریزز «تحلیل جسمانی» بندورا (2009)(PSE) (87/0 =α)، پرسشنامه «توانایی تصویرسازی درونی و بیرونی» گلدووینسبرگ (2010) (8/0 =α)، و از تعیین مقام اول تا سی و دوم برای بررسی عملکرد ورزشکاران مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی و استنباطی همبستگی می باشد.

طبق یافته های تحقیق، بین احساس خودسودمندی و اجرا و نیز بین توانایی تصویرسازی درونی و اجرا ارتباط معنی‌داری وجود دارد، ولی بین تصویرسازی بیرونی و اجرا ارتباط معنی‌داری مشهود نیست و احساس خودسودمندی برآوردکننده نتیجه اجرای مسابقه می‌باشد.

 سرانجام می‌توان نتیجه گرفت سنجش مهارت های روانی، خود سودمندی و توانایی تصویرسازی درونی و بیرونی در جهت پیش‌بینی موفقیت ورزشکاران در رشته تنیس روی میز از اهمیت خاصی برخوردار است.

 

واژگان کلیدی: احساس خود سودمندی، تصویر پردازی و تنیس روی میز زنان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

روان‌شناسی از ابعاد مهم ورزش است که با وجود جوان و نوپا بودن امروزه برای محققان، مربیان، معلمان و ورزشکاران از اهمیت و جاذبه خاصی برخوردار است(Balagour and Duda, 2004)، زیرا بدون آگاهی و شناخت خصوصیات روانی افراد، امکان دسترسی به موفقیت غیرممکن است(Beaucamp, Bray and Albinson, 2003). آمادگی روانی نه تنها ورزشکار را در عرصه ورزش تجهیز می‌کند، بلکه او را در زمینه فعالیت های قوه تجسم و تصویرسازی و افزایش احساس خودسودمندی، مجهز می‌سازد (Dulin, 2008). به عبارتی، می‌توان یکی از تفاوت های مهم بین قهرمانان با ورزشکاران سطوح پایین‌تر را به بالا بودن مهارت های روانی قهرمانان نسبت داد. مهارت های روانی، اجزای اصلی و اثبات شده اجرای پیوسته در سطوح بالای رقابت به شمار می‌روند(Woodman, Akehurst, Hardy, and Beattie, 2010). برای مثال، اورلیک و پارتینگتون[6] (1988) نشان دادند که عناصر مهم موفقیت که توسط بهترین ورزشکاران جهان گزارش شدند عبارت اند از: التزام، کیفیت تمرین (شامل تعیین هدف روزانه و تمرین ذهنی و کیفیت آمادگی ذهنی و روانی برای رقابت که مستلزم تکامل طرح‌ریزی قبل از مسابقه می‌باشند) تمرکز و تمرکز مجدد قبل از رقابت می‌باشد. دو مورد از مهارت های مهم روانی، احساس خودسودمندی و توانایی تصویرسازی درونی و بیرونی می‌باشد که به شرح زیر بیان می‌گردد:

«تئوری خودسودمندی» بندورا[7] بحث جدیدی است که کشف آن تحول عظیمی در روانشناسی به وجود آورده و موضوع آن در حقیقت به قضاوت انسان‌ها از ظرفیت و توانشان در عمل تعبیر شده است. خودسودمندی حاصل روند پیچیده‌ای از باورهای شخصی می‌باشد که متکی به منابع مختلف اطلاعات همچون تجربیات گذشته، باورها، ترغیب و تشویق کلامی و شرایط روانی و برانگیختگی است(Hemayattalab and Movahedi, 2010, Wei and Luo, 2010).

تصویرسازی ذهنی[8]بحث جدیدی است که موضوع آن پیرامون چگونگی تجسم و تجزیه اطلاعات افراد در حوزه ورزش و تربیت در ذهن می‌باشد. روانشناسی عملکردی با کارکرد ذهنی و استفاده آن در سازگاری انسان با محیط اطرافش سروکار دارد. همچنین ریچاردسون تصویرسازی ذهنی را به عنوان یک آگاهی شبه حسی و تجربة شبه ادراکی در شرایطی که محرک ایجادکنندة تجربة حسی و ادراکی واقعی وجود ندارد، تعریف کرد Guillot, Genevois, Desliens, Saieb, and Rogowski, 2012, Hemayattalab and Movahedi, 2010).

جاکوبسن و شاو[9]برای اولین بار ایده تشخیص افتراقی بین تصویرسازی درونی و بیرونی[10]را در تمرین ذهنی مطرح کردند. آنها با استفاده از فرآیند الکتومیوگرافی، در بررسی خود متوجه شدند که تصویرسازی درونی در مقایسه با تصویرسازی بیرونی به فعالیت عضلانی بیشتری منجر می‌شود(Maurizio, Beatrice and Claudio, 2009).

با توجه به بررسی تحقیقات پیشین و مزیت‌های تصویرسازی درونی و بیرونی و تفاوت های کاربردی این متغیرها در رشته‌های ورزشی گوناگون و همچنین مزیت‌های کاربرد احساس خودسودمندی در سطوح مختلف قهرمانی این سؤال مطرح می شود:

 آیا از متغیرهای توانایی تصویرسازی ذهنی درونی و بیرونی و احساس خودسودمندی می‌توان به عنوان متغیرهای پیشگو برای برآورد نتیجة اجراهای حرکتی ورزشکاران استفاده نمود؟

در این پژوهش محقق در پی آن است که ارتباط احساس خودسودمندی، توانایی تصویرسازی درونی و بیرونی با رتبه‌های کسب شده توسط بازیکنان زن نخبه تنیس روی میز زیر 21 سال کشور را بررسی کند و همبستگی بین آنها را بیابد.

مبانی نظری پژوهش

اعتماد به نفس[11]

اعتماد به نفس، یک اصطلاح عام است که اشاره به اعتقاد فرد نسبت به خودش دارد (Everett, Salamonson and   Davidson, 2009). روبین ویلی[12] معتد است: «اعتماد به نفس ورزشی مطلوب به میزان اعتقاد شخص نسبت به تواناییش در اجرا و انجام فعالیت بستگی دارد و به نحوی با احساس چیره‌دستی یا خودسودمندی شخص مرتبط است. اعتماد به نفس در ورزش تابع سه بعد اساسی است : 1- مهارت یا وظیفه 2- موقعیت و شرایط 3- خود شخص».( Krista, Munroe, Chandler, Craig, Hall, Graham, Fishburne and Nathan, 2012).

اعتماد به نفس امید به انجام کار نیست، بلکه انتظار واقع‌گرایانه انجام آن عمل می باشد. آن چیزی نیست که ورزشکاران همیشه به دیگران می‌گویند که انجام خواهند داد، بلکه افکار درونی آنهاست درباره اینکه توانایی انجام دادن آن کار را دارند. این حالت غرور پس از انجام کار نیست، بلکه قضاوتی است از آنچه که قادرند انجام بدهند(Kleitman and Stankov, 2007).

خودسودمندی[13]

خودسودمندی عبارت است از : قدرت اطمینان شخص به دادن پاسخی موفقیت‌آمیز که برای گرفتن نتیجه معین لازم می‌باشد(Ursiny, 2005). طبق «تئوری خودسودمندی» بندورا وقتی مهارت های ضروری و محرک‌های کافی (انگیزش) موجود باشند، خودسودمندی اجرای طبیعی را پیش‌بینی می‌کند. به عبارت دیگر، تئوری خودسودمندی در حقیقت به قضاوت انسان ها از ظرفیت و توانشان درعمل تعبیر شده است و حاصل روند پیچیده‌ای از باورهای شخصی می‌باشد که متکی به منابع مختلف اطلاعات همچون تجربیات گذشته، باورها، ترغیب و تشویق کلامی و شرایط روانی و برانگیختگی می‌باشد(Hemayattalab and Movahedi, 2010, Wei and Luo, 2010).

اعتماد به نفس ورزشی[14]

درجه‌ای از اطمینان در لحظه‌ای خاص درباره توانایی خود در موفق شدن در موقعیت‌های ورزشی است. به عبارت دیگر، اعتمادی است که فرد با آن به طور موفقیت‌آمیزی قادر به ارائه رفتار دلخواه خود باشد(Stankov, Lee, Luo and Hogan, 2012).

عموماً اعتماد به نفس به صورت یک صفت کلی مشاهده می‌شود، در حالی که خودسودمندی یک موقعیت ویژه از اعتماد به نفس می‌باشد و در این صورت افراد عقیده دارند که هر چیزی را که در یک موقعیت ویژه لازم باشد، انجام می دهند(Morris, Spittler  and Watt, 2005).

تصویرسازی ذهنی

تصویرسازی ذهنی به مفهوم تجسم نمودن اجرای موفقیت‌آمیز یک مهارت حرکتی و یا تصویری آرام بخش در ذهن بدون هیچ گونه تمرین بدنی و تجربه خارجی است(Ursiny, 2005). فرد با تمرین ذهنی اجرای ناموفق یک مهارت، می‌تواند برای انجام حرکات مشکل و خطرناک تلاش کند و از طریق تصویرسازی تصاویر و خاطرات آرامش بخش بر اضطراب همراه با مسابقه غلبه کند و چگونگی متمرکز ساختن حواس را بر جنبه‌های خاصی از مهارت بیاموزد(Gallagher, 2012, Kleitman, and Stankov, 2007, Marjorie, Jean and Fournier, 2010 ).

تحقیقات زیادی درباره تصویرسازی ذهنی صورت گرفته که بیشتر آنها تأثیر مثبت آن را در فراگیری مهارت های حرکتی به اثبات رسانده‌اند(Melanie, Gregg and Terry,  2007). شواهد نشان می‌دهد که توانایی تصویرسازی، یکی از متغیرهای تفاوت بین افراد است. این یافته از پژوهش روی پرسشنامه تصویرسازی حرکتی (MIQ)[15] حاصل شده است. هال[16] (1985) اظهار می دارد که چون توانایی تصویرسازی یک متغیر فردی است، موفقیت‌ تمرین ذهنی را تحت الشعاع قرار می‌دهد؛ یعنی افرادی که توانایی تصویرسازی ذهنی زیادی دارند، نسبت به کسانی که توانایی تصویرسازی کمی دارند، از تمرین ذهنی مهارت حرکتی، سود بیشتری می‌برند(Bar-Eli. and Blumenstein, 2004). از تصویرسازی می‌توان در زمین ورزش یا خارج از آن، برای یک مدت کوتاه (چند ثانیه‌ای) یا طولانی، در حالت نشسته درازکش، در محیط کاملاً ساکت با استفاده از یک نوار ضبط صوت یا بدون آن، با چشم بسته یا باز استفاده کرد. یک روش تصویرسازی کوتاه و متداول، استفاده در طی بازی است. به عنوان مثال، بازیکن تنیس ممکن است چند ثانیه ضربات خود را تجسم کند و سرویس را در محلی که می‌خواهد فرود آورد، یا بازیکن فوتبال پیش از ورود به زمین، بازی را در ذهنش تجسم نماید(Pearson, Deeprose, Wallace-Hadrill, Burnett Heyes and Holmes, 2013). شیوه طولانی تصویرسازی ذهنی‌های هدایت شده، خاص است که معمولاً پیش از مسابقه در یک اتاق ساکت طراحی می‌شوند. در این موقع، به منظور تصویرسازی عمیق در ذهن، بازیکن باید در یک وضعیت راحت و آرامی قرار بگیرد. برخی از محققان توصیه می‌کنند که دو یا سه بار در هفته، تجسم انجام شود.

اما چگونه تصویرسازی ذهنی باعث بهبود و توسعه مهارت های روانی می‌شود؟

پاسخ این است که تصویرسازی ذهنی ممکن است به فرد کمک کند تا دستور مغزی مربوط به اعمال را توسعه بخشد و تأثیرش بر روی سیستم عصبی تقریباً به اندازه تجارب واقعی است. به همین دلیل جوزف کاتلا و لیپ مک کالو[17](1978) گمان می‌کنند که تصویرسازی باید مثل رفتارهای واقعی از قوانین یادگیری پیروی کند. تحقیقات آنها نظریه خودشان را تأیید می‌کند(Morony, Kleitman, Lee and Stankov, 2013).

به کارگیری تعداد بیشتر حواس در تصویرسازی موجب واقعی‌تر شدن تصاویر ایجاد شده و فوائد بیشتر تمرین ذهنی برای ورزشکاران می‌گردد. با توجه به اینکه دو حس بینایی و حرکتی در استفاده موثر از تصویرسازی اهمیت بیشتری نسبت به سایر حس ها دارند، ماهونی و آونر[18](1977) به جای اصطلاح بینایی (بصری) از تصویرسازی بیرونی و به جای اصطلاح حرکتی (جنبشی) از تصویرسازی درونی استفاده کرده‌اند. آنها با استفاده از سیستم طبقه‌بندی پی برده‌اند که ژیمناست‌های شرکت کننده در المپیک 1976 اغلب از تصورات درونی (حرکتی) در مقایسه با تصورات بیرونی (بینایی) استفاده کرده‌اند(Maurizio, Beatrice and Claudio, 2009).

در تصویرسازی ذهنی براساس نحوه ایجاد تصاویر دو نوع تصویرسازی دیگر وجود دارد که عبارت اند از :

  • ·        تصویرسازی درونی[19]

تقریبی از موقعیت‌ واقعی زندگی فرد است. شخص تصور می‌کند که واقعاً درون بدن خویش قرار دارد و خود صحنه عمل یا انجام مهارت را بدون مشاهده خویش تجسم و حس‌هایی را تجربه می‌کند که در موقعیت‌های واقعی انتظار می‌رود. طبق بررسی‌های انجام گرفته، ورزشکاران در مهارت های بسته از این نوع تصویرسازی بیشتر استفاده می‌کنند(Krista, Munroe-Chandler, Craig, Hall, Graham, Fishburne, Murphy, Nathan, Hall, 2012, Melanie, Gregg and Terry, 2007).

  • ·        تصویرسازی بیرونی[20]

در این نوع تصویرسازی، شخص از درون خود بیرون می‌آید و به عنوان یک نظاره‌گر بیرونی و مانند تماشای فیلم سینمایی مهارت خود را تصور و نظاره می‌کند. به عنوان مثال، اگر یک پرتاب کننده بیس‌بال حرکت خود را از یک چشم‌‌انداز خارجی تصویرسازی کند، نه تنها حرکت پرتاب و گیرنده توب را می‌بیند، بلکه تمام افراد زمین را مشاهده می‌کند. دراین نوع تصویرسازی چون پرتاب کننده به طور ساده اجرای حرکت خود را نظاره‌گر است، تأکید کمتری بر حس حرکت می‌شود. همچنین ورزشکاران در مهارت های باز از این تصویرسازی بیشتر استفاده می‌کنند(Dridiger, Hall and Callow, 2006, Beaucamp, Bray and Albinson, 2003).

پژوهشگران با مقایسه این دو نوع تصویرسازی به این نتیجه رسیده‌اند که تصویرسازی درونی در بسیاری از موارد کارآمدتر است و انتخاب هر یک از این دو شیوه بستگی به نوع رشته ورزشی، شخصیت ورزشکار و هدف از تصویرسازی ذهنی دارد(Taylor, 2005).

«نظریه خود سودمندی» بندورا و این که احساس خودسودمندی می‌تواند یکی از عوامل پیشگویی کننده اجرا باشد، با تحقیقات تجاری (1377)، شعبانیان (1385) نوربخش و ملکی (1383)، بیوکمپ، بری و آلبینسون (2003)و بالاگور، بری و دودا (2004) همخوانی دارد، اما با  یافته های پژوهش شریفی‌فر (1379) تطابق ندارد و این محققان نتوانستند ارتباط معنی‌داری بین خودسودمندی و اجرا بیابند.

در زمینه تصویرسازی ذهنی درونی و این موضوع که تصویرسازی ذهنی درونی بالاتر به عنوان یکی از عوامل پیشگویی کننده اجرا و یادگیری می‌تواند باشد تحقیقات شهریان (1373)، اصلانخانی و شهیدی (1377)، اورلیک و پاتینگتون (1988)، جاکوبسن و شاو (1980)، گولدینگ و جاکولین (1988)، فری (2003)، تایلور و فرانسیس (2005) و ولودر و همکاران (2006) مطابقت دارد.

در زمینة تصویرسازی بیرونی و این موضوع که تصویرسازی ذهنی بیرونی بالاتر به عنوان یکی ازعوامل پیشگویی کننده اجرا و یادگیری می‌تواند باشد در تحقیقات، اصلانخانی و شهیدی (1377)، علیزاده و فارسی (1385) و لندرز، بوچر و ونگ (1998) نیز مطابقت وجود دارد.

یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که خودسودمندی، توانایی تصویرسازی درونی و بیرونی بالا می‌توانند به عنوان یک مکانیسم شناختی و روانی مهم در بیان حرکت و رقابت های ورزشی به شمار آیند.

روش شناسی پژوهشی

تحقیق حاضر از لحاظ روش، میدانی و از لحاظ نوع، توصیفی- همبستگی است و از پرسشنامه جهت گردآوری داده‌ها استفاده شده است. جامعه آماری شامل 57 ورزشکار زن تنیس روی میز زیر 21 سال شرکت کننده در مسابقات قهرمانی جوانان کشور (پاییز 1385- گرگان) و نمونه آماری شامل 32 نفر از آن ها بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت اندازه‌گیری احساس خودسودمندی از پرسشنامه خودسودمندی جسمانی ریزز تحلیل بندورا (PSE)[21] (2009) استفاده گردید. این پرسشنامه شامل 10 تکنیک پایه تنیس روی میز می‌باشد که آزمودنی ها بر اساس میزان توانایی و اعتماد به نفس ویژه خود، در هر یک از مهارت ها نمره‌ای بین 0-10 را به خود دادند و در نهایت نمره خودسودمندی هر فرد با تقسیم حاصل جمع نمرات بر تعداد تکنیک ها به دست آمد. اعتبار این پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ با اعتبار 95 درصد اندازه‌گیری شد. روایی این پرسشنامه نیز توسط مربیان و متخصصان این رشته مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. دومین پرسشنامه شامل 24 فعالیت تصویرسازی درونی بود. آزمودنی ها در هر مورد ابتدا خودشان را در حال اجرای آن فعالیت از درون خود تصور کردند و سعی کردند تا تمام حس‌های فیزیکی و هیجانی که در حالت اجرای حقیقی آن فعالیت تجربه می‌کنند را تصور نمایند و بار دیگر تصورشان از اجرای فعالیت به گونه‌ای بود که همانند یک شخص ثالث اجرای آن فعالیت را توسط خودشان مشاهده گردد. ارزیابی آن نیز براساس وضوح تصاویر تجسمی بر مبنای رتبه‌بندی 1-5 محاسبه شد. اعتبار این پرسشنامه در رسالة دکترای حمایت‌طلب، 82 درصد گزارش شد و روایی آن نیز توسط اساتید تربیت بدنی تأیید گردید. سومین پرسشنامه شامل 16 فعالیت تصویرسازی بیرونی بود که آزمودنی ها در تصور هر مورد ابتدا یک بار با چشم باز و بار دیگر با چشم بسته تصویرسازی کردند. سپس در هر حالت براساس اینکه تصورشان چقدر شفاف و واضح بود بر مبنای رتبه‌بندی از 1-5 نمره‌ای برای خودشان در نظر گرفتند. پس از تدوین و تعیین اعتبار و پایایی پرسشنامه‌ها توسط اساتید تربیت بدنی و کسب اجازه از فدراسیون تنیس روی میز، پرسشنامه‌ها توسط ورزشکاران تکمیل شد. در این تحقیق ابتدا با استفاده از آمار توصیفی (میانگین دامنه تغییرات و انحراف معیار) به منظور خلاصه کردن و طبقه‌بندی اطلاعات استفاده گردید. با توجه به نرمال بودن از آزمون آماری همبستگی پیرسون بهره گیری شد. کلیه محاسبات با استفاده از نرم‌افزار SPSS18 صورت گرفته است.

یافته هایپژوهش

فرض صفریک: بین توانایی تصویرسازی و نتیجه مسابقه ارتباط معنی‌داری وجود ندارد.

یافته های جدول 1 نشان داد میانگین رتبه خودسودمندی ورزشکاران حدود 71، امتیاز توانایی تصویرسازی درونی 87/45 و امتیاز توانایی تصویرسازی بیرونی 14/27 بوده است. همچنین میانگین سن ورزشکاران حدود 15 سال و میانگین سابقه شرکت در مسابقات قهرمانی کشور حدود 4 سال بوده است.

جدول 1: شاخص‌های آماری مربوط به متغیرها

شاخص‌ها

میانگین

انحراف استانداد

خودسودمندی

03/71

35/16

تصویرسازی درونی

87/45

13/18

تصویرسازی بیرونی

14/27

14/9

سن

31/15

97/1

سابقه ورزشی

28/4

19/2

 

یافته های شکل 1  و جدول 2 نشان داد ارتباط معکوس و معنی‌داری بین احساس خود سودمندی و مقام کسب شده وجود دارد. بنابراین هر چه رتبه ورزشکاران بالاتر باشد، احساس خود سودمندی آنان نیز بالاتر می شود) 014/0 = P ، 432/0 r=).

       
       
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقام

شکل1: همبستگی میان خود سودمندی و عملکرد ورزشکاران

 

جدول 2: نتایج تجزیه و تحلیل احساس خودسودمندی و نتیجه مسابقات

تعداد

ضریب همبستگی

سطح احتمال

نتیجه

32

432/0-

0.14

معنی‌دار است

فرض صفر دو: بین توانایی تصویرسازی درونی و نتیجه مسابقه ارتباط معنی‌داری وجود ندارد.

 

       
     
   
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقام

نمودار 2: همبستگی میان تصویرسازی درونی و عملکرد ورزشکاران

نمودار 2 نشان می‌دهد که ارتباط معکوس کمی بین احساس خودسودمندی و مقام کسب شده وجود دارد. بنابراین هر چه رتبه ورزشکاران بالاتر باشد، تصویرسازی درونی آنان نیز کمتر می‌باشد.

جدول 3: نتایج تجزیه و تحلیل تصویرسازی درونی و نتیجه مسابقات

تعداد

ضریب همبستگی

سطح احتمال

نتیجه

32

38/0

32%

معنی دار است

 

یافته‌های جدول3 حاکی از ارتباطی معکوس به میزان نسبتاً متوسط (38/0) میان توانایی تصویرسازی ذهنی درونی و نتیجه مسابقات است. البته مشاهده می‌شود که با افزایش مقام، توانایی تصویرسازی ذهنی درونی کاهش یافته است. معنی دار بودن این ارتباط از مقایسه 05/0 = a > 014/0 = P نتیجه می‌شود. بنابراین فرض صفر رد می شود و نتیجه می‌گیریم بین توانایی تصویرسازی درونی و نتیجه مسابقات از نظر آماری ارتباط ضعیف معنی‌داری وجود دارد.

فرض صفر سه: بین توانایی تصویرسازی ذهنی بیرونی و نتیجه مسابقه ارتباط معنی‌داری وجود ندارد.

 

 

       
     
   
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقام

نمودار 3: همبستگی میان تصویرسازی بیرونی و عملکرد ورزشکاران

نمودار 3 نشان می‌دهد که ارتباطی بین تصویرسازی بیرونی و مقام کسب شده وجود ندارد.

جدول4 : نتایج تجزیه و تحلیل تصویرسازی بیرونی و نتیجه مسابقات

تعداد

ضریب همبستگی

سطح احتمال

نتیجه

32

257/0

156/0

معنی دار نمی‌باشد

 

یافته‌های جدول 4 نشان می‌دهد میان توانایی تصویرسازی بیرونی و نتیجه مسابقه با توجه به 05/0 = a < 156/0 = P ارتباط معنی‌داری وجود ندارد. بنابراین فرض صفر پذیرفته می شود و نتیجه می‌گیریم که ارتباط میان دو متغیر از نظر آماری معنی‌دار نیست.

بحث و نتیجه‌گیری

هدف کلی پژوهش حاضر، بررسی ارتباط احساس خودسودمندی و توانایی تصویرسازی با عملکرد بازیکنان زن نخبه تنیس روی میز کشور بود.  روش نمونه‌گیری شامل انتخاب 32 نفر از بازیکنان راه یافته به دور پایانی مسابقات انفرادی برای تعیین مقام اول تا سی و دوم از میان 57 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس و روش پژوهش این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی بود. ابزار اندازه‌گیری شامل پرسشنامه «خودسودمندی» ریزز «تحلیل جسمانی» بندورا  (2009)(PSE) (87/0 =α)، پرسشنامه «توانایی تصویرسازی درونی و بیرونی» گلدووینسبرگ (2010) (8/0 =α)، و از تعیین مقام اول تا سی و دوم برای بررسی عملکرد ورزشکاران مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی و استنباطی همبستگی انجام شد.

نتایج حاصل از فرضیه اول در بخش خودسودمندی و نتیجه اجرا با برخی یافته‌ها نظیر بالاگور، بری و دودا (2004)، آلبینسون (2002)، موریتز و همکاران (2002)، بیوکمپ، برای و آلبینسون (2003) مطابقت دارد. این شباهت‌ها شاید به دلیل کسب امتیازات بالا در توانایی‌های پایه رشته‌های تخصصی ورزشکاران و آزمودنی های با تجربه و اعتماد به نفس بالا باشد.

با توجه به اینکه بین احساس خودسودمندی و نتیجه اجرای مسابقه همبستگی کم، ولی معنی‌داری وجود دارد، شاید به دلیل سن کم آزمون شوندگان و یا تجربه آنان در مسابقات مربوط باشد؛ ولی با توجه به اینکه یافته‌های این تحقیق با تحقیقات دیگر هم خوانی دارد، می‌توان نتیجه گرفت که با افزایش احساس خودسودمندی، نتیجه مسابقه نیز بهبود می یابد. یافته‌های محققان دیگر نظیر بیوکمپ، بری و آلبینسون (2003) و بالاگوری، بر و دودا، (2004) نیز همبستگی مثبت بین احساس خودسودمندی و نتیجه اجرای مسابقه را مورد تأیید قرار داده و از احساس خودسودمندی به عنوان یک متغیر پیشگو برای برآورد نتایج اجرا نام برده شده است.

یافته‌های فرضیه دوم با تحقیقات سیبورن و وینبرگ (1983)، فیش برن و هال (1985) و اورلیک و پارتینگتون (1988) مطابقت ندارد. شاید عدم تطابق این پژوهش با یافته‌های دیگر پژوهشگران به دلیل سن کم آزمودنی ها و تجربه کم آنان باشد.

نتایج فرضیه سوم به نوعی با یافته‌های پژوهشگران در فرضیه دوم مطابقت دارد، زیرا آنان نیز بیان کردند که تصویرسازی درونی بهتر از تصویرسازی بیرونی می‌باشد و به عملکرد عضلانی بیشتر منجر می‌گردد مانند جاکوبسن و شاو (1980). پس این فرضیه نیز با یافته‌های ماهونی، گابریل و پرکینز (1987)، بلایر و هال (1993) و مورفی (1996) مطابقت دارد. در بررسی کلی توانایی تصویرسازی درونی و بیرونی، تحقیقات بیانگر استفاده بسیار زیاد ورزشکاران از مهارت تصویرسازی به صورت کلی می‌باشد که با یافته‌های فیش برن و هال (1985)، گرو و همکاران (1988)، مورفی، دادلی و کالستینز (1990)، اسیاک (1992) و کرایج و هال (1995) همخوانی دارد. آنان در پژوهش های خود  به ارتباط تمرین ذهنی با توانایی تصویرسازی ذهنی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که توانایی تصویرسازی ذهنی عامل موثری در میزان یادگیری، موفقیت در مسابقه از طریق تمرین ذهنی می‌باشد. همچنین، بررسی‌های انجام گرفته نشان داده است افرادی که دارای توانایی تصویرسازی پایین هستند، تمرین ذهنی بر آنان تأثیر کمی دارد و افرادی که توانایی تصویرسازی بالایی دارند از تمرین ذهنی برای تمرین و آمادگی روانی بهتر، بیشتر بهره‌مند می‌شوند. در این تحقیق عامل توانایی تصویرسازی نقش مهمی در به کارگیری تمرین ذهنی موفق دارد. پس چه بهتر که مربیان قبل از ارائه تمرینات ذهنی به وزشکاران ابتدا توانایی تصویرسازی ورزشکاران را بسنجند و پس از بررسی‌های لازم به تدوین تمرین ذهنی متناسب با ورزشکارانشان بپردازند.

همان طور که بیان شد ارتباط تصویرسازی درونی کم ولی معنی‌دار آزمون‌شوندگان با اجرا و توانایی تصویرسازی بیرونی و عدم ارتباط آن با اجرا شاید به دلیل سن کم و تجربه پایین آنان قابل توجیه باشد.

اورلیک و همکاران (1992) تحقیقی با عنوان «اثر تمرین تصویرسازی ذهنی بر تقویت اجرای کودکان» را بر روی بازیکنان 7-10 ساله تنیس روی میز انجام دادند. نتایج بیانگر این موضوع بود که تمرین تصویرسازی ذهنی برای کودکان می‌تواند مفید باشد و برای آنها فرصتی برای کنترل بیشتر روی عملکردشان به شمار می آید.

با توجه به نتایج پژوهش حاضر می‌توان نتیجه گرفت که با تمرین، مهارت های روانی تصویرسازی و احساس خودسودمندی را می توان افزایش داد و از این متغیرها می توان به عنوان عوامل پیش‌گویی کننده اجرا استفاده نمود.

در این تحقیقات اثرات مفید توانایی تصویرسازی به خوبی نمایان است. بلایر و هال (1993) تحقیقی را بر روی قایقرانان دبیرستانی و باشگاهی انجام دادند. نتیجه به دست آمده حاکی از این بود که از نظر این ورزشکاران، تصورات درونی از تصورات بیرونی موثرترند. دلیل تفاوت بین تصویرسازی درونی و بیرونی در این تحقیق شاید ماهیت این رشته، نوع رشته قایقرانی، (کایا، دراگون بوت و...) تفاوت های فردی، تجربیات فردی و هدف‌های متفاوت از تصویرسازی باشد.

ثلول و گرینلیس (2001) طی مطالعه‌ای که بر روی تمرین تعدادی از مهارت های روانی شامل تعیین هدف، آرام‌سازی روانی، تصویرسازی ذهنی و... انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که با تمرین کردن این مهارت های روانی می‌توان سطح اجرا را به طور چشمگیری افزایش داد. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که اگر تفاوتی در تحقیقات ملاحظه می‌شود ناشی از تجربیات فردی افراد، تجربیات موفقیت و شکست آنان، تفاوت های فردی و... می‌باشد. همچنین تنوتی (2001) تحقیقی با عنوان «شناسایی ارتباط بین خودسودمندی با تصویرسازی ذهنی و مهارت های تصویرسازی و خودگفتاری» انجام داد. نتایج نشان داد که ارتباط مثبت و مشخصی بین توانایی تصویرسازی و میزان تصویرسازی ذهنی و اعتماد به نفس در ورزشکاران وجود دارد، ورزشکاران حرفه‌ای کارایی تصویرسازی بهتری را نسبت به ورزشکاران مبتدی دارند و ورزشکاران با تجربه توانایی تصویرسازی بیشتری را نسبت به ورزشکاران کم تجربه نشان می دهند. شاید این نتایج بتواند یافته‌های تحقیق حاضر را توجیه کند.

در پایان، به تحقیق فری (2003) اشاره می‌گردد که در پژوهش خود پیرامون مقایسه تصویرسازی درونی و بیرونی نشان داد که تصویرسازی بیرونی یا دیداری در تکالیفی که بر الگوی حرکت تأکید دارند بیشترین تأثیر را داشته است و در تکالیفی که بر زمان‌بندی و هماهنگی متکی هستند، تصویرسازی درونی مؤثرتر است و از آنجایی که مهارت تنیس روی میز بر زمانبندی و هماهنگی متکی می‌باشد پس تصویرسازی درونی در آن موثرتر خواهد بود.

بدین ترتیب، می‌توان نتیجه گرفت که سنجش مهارت های روانی، خودسودمندی و توانایی تصویرسازی درونی و بیرونی در جهت پیش‌بینی موفقیت ورزشکاران در رشته تنیس روی میز از اهمیت خاصی برخوردار است.