تدوین مدل حکمرانی ورزش همگانی ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استاد تمام، گروه مدیریت ورزشی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایرانE-mail:Keshavarzlog@yahoo.com

چکیده

هدف از پژوهش حاضر، تدوین مدل حکمرانی ورزش همگانی ایران بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیئت علمی دانشکده­های تربیت بدنی رشته مدیریت ورزشی، مدیران و کارکنان معاونت توسعه ورزش همگانی و فدراسیون­های ورزشی تحت مدیریت، معاونت توسعه ورزش همگانی، مدیران ورزش شهرداری­های استان ها و مدیران ورزش بخش­های مختلف نیروهای مسلح به تعداد 750 نفر بود که بر مبنای جدول مورگان، 254 نفر به طور تصادفی برای نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای دست­یابی به اهداف تحقیق، از پرسشنامه محقق ساخته 55 سئوالی استفاده شد که روایی صوری و محتوایی آن به تایید 20 نفر از متخصصان رسید و روایی سازه آن با تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه نیز در یک مطالعه مقدماتی با 30 آزمودنی و با آلفای کرونباخ 83/0 محاسبه شد. برای تحلیل داده­ها از روش­های آماری توصیفی و استنباطی از جمله کلموگروف اسمیرنف، بارتلت، KMO، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی با چرخش واریمکس با استفاده از دو نرم افزار SPSS.V. 22 و AMOS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد در مدل حکمرانی ورزش همگانی ایران هفت عامل برنامه­ریزی، اقتصاد و مالی، سازماندهی، قانون، آموزشی و علمی، دولت و رسانه وجود دارند که توان پیشگوئی آنها بر اساس مجموع درصد واریانس تجمعی عامل­ها برابر با 4/56 درصد است. همچنین مدل به­دست آمده از برازش مطلوبی برخوردار است.

کلیدواژه‌ها


 

تدوین مدل حکمرانی ورزش همگانی ایران

 

لقمان کشاورز[1]

 

تاریخ دریافت مقاله: 22/4/1397

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:27/5/1397

 

مقدمه

اهمیت ورزش و تاثیر آن در ابعاد مختلف جامعه به اندازه­ای است که بخش بندی­های مختلفی برای آن در کشورهای متعددی انجام شده است. یکی از تقسیم­بندی­هایی که در ورزش انجام شده و در بسیاری از کشورها از جمله ایران مورد توجه قرار گرفته است، تقسیم بندی مول و همکارن[2] است که ورزش را به بخش­های همگانی، تربیتی، قهرمانی و حرفه­ای بخش­بندی کرده است(مول و همکاران، 2005). از سوی دیگر، اهمیت ورزش در قوانین بالادستی از جمله قانون اساسی به اندازه­ای بوده است که تاکید بر ورزش رایگان در کشور شده است(کشاورز و همکاران، 1395). البته با کمی تامل می­توان استنباط کرد که قانون اساسی ورزش همگانی رایگان را مورد تاکید و توجه قرار داده است.

با توجه به موارد یاد شده می­توان انتظار داشت که برای توفیق اهداف ورزش همگانی، ضروری است یک حکمرانی[3] مناسب در ورزش همگانی کشور وجود داشته باشد. حکمرانی یک واژه رایج در دنیای مدرن است و عموما به­عنوان یک مفهوم جدید در مورد دولت و مدیریت دولتی به­کار می­رود و برای بسیاری از حوزه­ها مانند حکمرانی محلی، حکمرانی جهانی، حکمرانی محیطی، توسعه بین­المللی و حکمرانی ورزشی نیز استفاده می­شود(اندرو و هانیتون[4]، 2016). فوکویاما[5] بر این باور است که حکمرانی یعنی آن­چه در حال مدیریت است(فوکویاما[6]، 2013). در حقیقت، حکمرانی به دلیل عدم اعتماد به مدیریت توسط دولت شکل گرفته است، چرا که بسیاری از مردم از توانایی دولت برای رفع مشکل اجتماعی ناامید شده­اند و این امر موجب تجدید نظر در تئوری­های سنتی مدیریت دولتی گشته است. بنابراین مدیریت دولتی که در گذشته به عنوان یک ابزار قوی برای حل مشکلات اجتماعی فرض می­شد، با بحران هویت مواجه شده است(هوگو[7]، 1996). عموما حکمرانی به تغییرات در نقش ساختار و فرآیند عملیات دولت یا روش­های حل مشکلات اجتماعی اشاره دارد، ولی علیرغم جذابیت بسیار، به صورت واضح تعریف نشده است. ابهام در تعاریف از علل بسیای ناشی می­شود به ویژه هنگامی که به کاربرد حکمرانی در فرآیند اصلاحات اداری توجه می­شود. واضح نیست که در مورد ساختارهای اداری و فرآیندهای اداری، قضاوت مدیریتی، سیستم­های پاداش و مقررات، فلسفه اداری یا ترکیب این عناصر صحبت می­کند(هاینرچ و لین[8]، 2000). برخی اوقات نیز حکمرانی به طور کلی به هرگونه تغییرات مطلوب برای اصلاحات اداری اشاره دارد. باید توجه داشت که دولت کارآ، دموکراتیک، پاسخگو و شفاف، هدف نهایی نه تنها تئوری­های جدید مدیریت دولتی است، بلکه هدف تئوری­های سنتی اداره بوروکراتیک نیز بوده است(الوانی، 1388). لذا آنچه تئوری­های جدید را از تئوری­های سنتی متمایز می­کند، ابزارهای دستیابی به آنهاست. به بیان دیگر، حکمرانی مفهومی است مشتمل بر معیارها و استانداردها، رویه­ها و اصول حکومتداری که دولت ها از طریق آن امور عمومی را به انجام می­رسانند، منابع عمومی را اداره می کنند و حقوق افراد را تضمین می­نمایند(شریف زاده و همکاران، 1382).

از ارکان مهم حکمرانی خوب می­توان به شفافیت، مسئولیت، پاسخگویی، مشارکت، حاکمیت قانون و انعطاف پذیری دولت اشاره کرد. از سوی دیگر، حکمرانی خوب نسبت نزدیکی با مردم سالاری و فرآیندهای دمکراتیک دارد و به سخن بهتر، مجموعه­ای از معیارها و شاخص­های کاربردی نظام­های سیاسی دمکراتیک در ابعاد فرآیندی، ساختاری و ماهوی است (کارفراتا[9]، 2004). لذا تحقق این مفهوم و حاکمیت دمکراتیک مستلزم حکومت دمکراتیک و جمهوری است. اصل تفکیک و تعامل قوا به عنوان یک اصل سازمانی در خدمت حقوق افراد و آزادی­ها بوده و با توزیع و سرشکن نمودن اقتدار سیاسی، نظام پاسخگو، شفاف و قانونمند است(الوانی و همکاران، 1386). بدین لحاظ حکمرانی خوب پیوند مناسبی با نوع ساختار حکومت دارد و ساختارهای دمکراتیک از شرایط پیشینی حکمرانی خوب است.

حکمرانی در ورزش نیز به ساختارها و فرآیندهای مورد استفاده توسط یک سازمان ورزشی برای دستیابی به اهداف راهبردی و نظارت بر عملکرد سازمان در برابر اهداف تدوین شده و اطمینان از این که مدیریت سازمان منافع همه اعضا را در نظر گرفته است یا نه اشاره دارد. به بیان دیگر، حکمرانی در ورزش فرایندی است که مدیریت سازمان ورزشی از آن استفاده می­کند تا راهبردها، جهت­گیری­ها و اولویت­ها، سیاست­ها و انتظارات مدیریت عملکرد را تعیین کند، عوامل مختلف سازمانی را ارزیابی نماید، خطرات را مدیریت  و آن چه که سازمان به آن باید می­رسید را کنترل و ارزیابی کند تا به خواسته­های ذینفعان سازمان پاسخ داده شود(کشاورز، 1396).

در زمینه حکمرانی در سازمان­های ورزشی مطالعات زیادی در خارج از کشور انجام شده است، اما در داخل کشور به­ویژه در ورزش همگانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ به طوری که نتایج مطالعات «کمیسیون ورزش استرالیا» (2012) طی پژوهشی نشان داد در مدل حکمرانی ورزش استرالیا عوامل تصمیم­گیری اخلاقی و مسئولانه، عملکرد و گزارش مدیران، سیستم­های حکمرانی، فرآیندهای مدیریتی، ترکیب مدیریتی، مسئولیت­ها و نقش­ها وجود دارد. جرارت[10](2013) در مطالعه­ای دریافت که برای حکمرانی خوب در ورزش باید به چهار عامل شفافیت و ارتباطات عمومی، روند دموکراتیک، ارزیابی و تعادل و همبستگی توجه کرد. نتایج پژوهش هالیهان[11] (2013) بیانگر آن است که برای حکمرانی مطلوب در ورزش علاوه بر مسئولیت پذیری، شفافیت و داشتن سبک مدیریت فراگیر به عواملی دیگری مانند کارایی در دستیابی به اهداف سازمانی، فرهنگ اعتماد، صداقت و حرفه ای بودن و انعطاف پذیری سازمانی باید توجه نمود. یافته­های مرکونجیک[12] (2013) بیانگر این است که برای حکمرانی خوب در ورزش ضروری است سازمان­های ورزشی در عواملی مانند سیاست، قانون، ساختار، وظایف، مذاکره (ارتباطات) استقلال عمل داشته باشند. ادی[13] (2014) نیز در پژوهشی دریافت که برای حکمرانی خوب در ورزش علاوه بر تعریف نقش و مسئولیت­ها، شناسایی همه بازیگران ورزش و تدوین نظام ارزیابی کارآ ضروی است و باید به نقش مدیران، ساختار، مسئولیت پذیری، تعداد مدیران و کارکنان سازمان­های ورزرشی، دموکراسی، نحوه انتخابات و انتصابات، شفافیت و ارتباطات، تصمیم گیری و بازنگری در تصمیمات، همبستگی و شناسایی همه سلیقه­ها توجه شود. نتایج پژوهش هال[14] (2014) موید این است که در مدل حکمرانی مطلوب ورزش کشورهای اسکاتلند، ولز و ایرلند معیارهای استخدام شفاف کارکنان، فرآیند ارتباطات سازمان­های ورزشی محلی و همسطح و نحوه برنامه­ریزی راهبردی وجود دارد. «کمیسیون ورزش استرالیا» (2015) در مطالعه­ای دریافت برای حکمرانی خوب در ورزش استرالیا ضروری است علاوه بر عوامل موجود در مدل حکمرانی ورزش استرالیا، عواملی مانند ترکیب اعضای مدیران و عوامل اجرایی، شفافیت و صداقت در گزارش دهی در ورزش و ساختار ورزش نیز اضافه شود. نتایج پژوهش اندروز، راسل و باریوس[15] (2016) موید این است که برای حکمرانی مطلوب در ورزش نیاز به یک نظام ارزیابی کاراست که در آن عواملی مانند امکانات ورزشی، مشوق­های مالی و یارانه­ای، رویدادهای ویژه، سازماندهی فرصت­های ورزشی، حمایت از صنایع وابسته به ورزش، پشتیبانی گروهی هدفمند، نهضت داوطلبی، دریافت بازخوردهای درخواستی و حمایت­های آموزشی مورد توجه قرار گرفته شود. مطالعات سالر[16] (2016) بیانگر این است که در مدل حکمرانی مطلوب در سازمان­های ورزشی باید عوامل تدوین اهداف سازمان، جمع­آوری اطلاعات مناسب، تغییر موقعیت سازمان، تدوین راهبردهای ارتباطات، اجرای برنامه­های تدوین شده، اجرای مدل حکمرانی تدوین شده، ارزیابی نتایج و انجام اقدامات اصلاحی وجود داشته باشد. نتایج پژوهش کالینز[17] (2017) نشان داد که برای حکمرانی مطلوب در ورزش نیوزلند باید از مدلی استفاده شود که عوامل انتخاب مدیران شایسته، تعیین نقش مدیران، استخدام کارکنان شایسته و حمایت از بدنه اجرایی، استفاده از مدیران راهبردی، برگزاری جلسات منظم شورای راهبری ورزش، قرارگیری در یک موقعیت عالی از حکمرانی، تدوین برنامه و نقشه راه و ارزیابی مستمر عملکرد مدیران در آن وجود داشته باشد. همچنین نتایج پژوهش آناباهاب[18] (2017) موید این است که در مدل حکمرانی ورزش هند عوامل تدوین برنامه­های زمان­بندی شده، نظم و ترتیب و شایسته سالاری در فرآیند انتخابات، شفافیت، همسو سازی منافع ذینفعان، بهره­مندی از نماینده ورزشکاران و بانوان در تصمیم­گیری­ها و برنامه­ریزی­ها، استفاده از پیشنهادات حداکثری در تصمیم­گیری­ها و برنامه­ریزی­ها، اصول اخلاقی، پیش بینی کمیته­ها و کارگروه­های مورد نیاز، پیش بینی روند دادرسی مناسب و تدوین اساسنامه، قوانین و دستورالعمل­های مناسب باید وجود داشته باشد. نتایج پژوهش کشاورز (1396) نشان داد چالش­های حکمرانی در ورزش همگانی ایران عبارت اند از: توجه بیش از حد مدیران به ورزش قهرمانی و حرفه­ای، ساختار ضعیف ورزش همگانی در سطح کشور، عدم استقبال کافی رسانه ها از ورزش همگانی، عدم تعادل بین اعتبارات ورزش قهرمانی و حرفه ای با ورزش همگانی، عدم هماهنگی بین نهادهای فعال در ورزش همگانی، انجام فعالیت های موازی بین نهادهای مختلف، عدم تقسیم کار ملی در ورزش همگانی، انحراف در ماموریت برخی نهادی فعال در ورزش همگانی، عدم شفافیت در تعریف و مفهوم ورزش همگانی، نبود الگوی حکمرانی مناسب در ورزش همگانی و وجود برخی فدراسیون ها و انجمن­های ورزشی فعال در بخش ورزش قهرمانی در زیر مجموعه مدیریت ورزش همگانی وزارت ورزش و جوانان. یافته­های حسینی، آقایی، الهی و صفاری (1396) بیانگر این است که میانگین نظرات نمونه‌ها در مورد تمامی گویه‌های 7 اصل حکمروایی خوب شهری در حوزه ورزش همگانی شامل اصول پایداری، سلسله مراتب تصمیم‌گیری، کارایی، برابری، شفافیت و پاسخگویی، امنیت و مشارکت مدنی و شهروندی نامطلوب است. نتایج پژوهش مهرابی (1396) موید این است که در مدل حکمرانی فدارسیون­های ورزشی عوامل شفافیت و پاسخگویی، مشارکت جویی، قانون مداری، مسئولیت پذیری، مبارزه با فساد، رعایت موزاین اخلاقی، نظارت و کنترل، اثربخشی وجود دارند و مدل طراحی شده از برازش مطلوبی برخوردار است.

همان طوری که مطالعه مبانی نظری و ادبیات پیشینه نشان می­دهد حکمرانی به عنوان یک مقوله مهم در مدیریت بسیاری از سازمان­ها از جمله سازمان­های ورزشی مختلف استفاده شده است. همچنین سازمان­ها و کشورهای مختلف با توجه به شرایط، جایگاه و اهمیت ورزش در آن کشورها برای حکمرانی مطلوب ورزش کشور خود از مدل­های مختلفی استفاده کرده­اند که متشکل از عوامل گوناگونی است (کمیسیون ورزش استرالیا، 2012؛ مرکونجیک،2013؛ ادی، 2014؛ اندروز، 2016؛ آناباهاب، 2018 و هال، 2014).

در زمینه حکمرانی در ورزش ایران پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، در اصل سوم قانون اساسی به صراحت بر ورزش رایگان برای عموم مردم تاکید شده است(مجتبی­اشرفی، 1375). همچنین در سال­های اخیر مقام معظم رهبری ورزش همگانی را در اولویت همه سطوح ورزشی از جمله ورزش قهرمانی و ورزش حرفه­ای مورد توصیه و تاکید قرار داده­اند. برای تحقق این امر، در سال 1393 تفاهم‌نامه­ای میان «سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور» و «وزارت ورزش و جوانان» در قالب دستورالعمل اجرایی ماده (53)‌ قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت در خصوص توسعه ورزش همگانی و قهرمانی و توسعه زیرساخت‌های ورزش و امور جوانان منعقد شد و اعتبارات مناسبی برای توسعه ورزش به ساختار ورزش کشور تخصیص داده شد. اما علیرغم تاکید قانون اساسی، تاکید مقام معظم رهبری و توجه ویژه دولت به توسعه ورزش همگانی، به نظر می­رسد حکمرانی در ورزش همگانی کشور همچنان با چالش­های جدی موجه است(کشاورز، 1396). چالش­هایی که اگر به آنها توجه نشود، به دلیل اثرگذاری آنها بر افراد زیادی از جامعه می­توانند تاثیر منفی بر جامعه داشته باشند. از سوی دیگر، به نظر می­رسد اعتبارات ورزش همگانی در سایر حوزه­های ورزشی از جمله ورزش قهرمانی و ورزش حرفه­ای توسط بسیاری از نهادها و دستگاه ها هزینه می­شود و سهم سازمان­ها و نهادهای دولتی، غیر دولتی و حتی سهم افراد جامعه و بخش خصوصی در حکمرانی ورزش همگانی مشخص نشده است. از این­رو پژوهش حاضر در صدد پاسخگویی به سئوال زیر است:

 مدل حکمرانی ورزش همگانی در ایران چگونه است؟

روش شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیئت علمی رشته مدیریت ورزشی دانشکده­های تربیت بدنی ، مدیران و کارکنان معاونت توسعه ورزش همگانی و فدراسیون­های ورزشی تحت مدیریت، معاونت توسعه ورزش همگانی، مدیران ورزش شهرداری­های استان ها و مدیران ورزش بخش­های مختلف نیروهای مسلح به تعداد 750 نفر بود که بر مبنای جدول مورگان، 254 نفر به طور تصادفی برای نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای دست­یابی به اهداف تحقیق، از پرسشنامه محقق ساخته 55 سئوالی استفاده شد که روایی صوری و محتوایی آن به تایید 20 تن از متخصصان مدیریت ورزشی و ورزش همگانی رسید و روایی سازه آن با تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت. گفتنی است که نتایج تحلیل عاملی موید این بود که بارعاملی همه گویه­ها بیش از 3/0 و برازش هر سه شاخص مطلق، تطبیقی و مقتصد معنادار بودند که جزئیات آن در جدول و شکل 1  گزارش شده است. پایایی پرسشنامه نیز در یک مطالعه مقدماتی با 30 آزمودنی و با آلفای کرونباخ 83/0 محاسبه شد. برای تحلیل داده­ها از روش­های آماری توصیفی مانند جدول توزیع فراوانی، نمودار، فراوانی، درصد و روش­های آماری استنباطی از جمله کلموگروف اسمیرنف، بارتلت، KMO، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی با چرخش واریمکس با استفاده از دو نرم افزار SPSS.V. 22 و AMOS استفاده شد. شایان ذکر است نتایج آزمون کلموگروف – اسمیرنف نشان داد 147/0 = p-value و 129/1 =z است که با توجه به این که سطح معناداری بیشتر از 05/0 می باشد، می­توان نتیجه گرفت که داده­ها دارای توزیع طبیعی هستند.


شکل 1: تحلیل عاملی مرتبه اول برای بررسی روایی سازه پرسشنامه

نتایج شکل 1 نشان دهنده بارعاملی بیش از 3/0 برای همه گویه­هاست. از آنجا حداقل بار عاملی مورد قبول در تحلیل عاملی 3/0 است، بنابراین همه گویه­ها توانایی باقی ماندن در مدل را دارند و با توجه به مطلوب بودن شاخص­های برازش مندرج در جدول 1، هیچ کدام از گویه­ها از تحلیل­های بعدی حذف نمی­شوند.

 

جدول1: شاخص­های برازش برای بررسی روایی سازه پرسشنامه

شاخص برازش

میزان

ملاک

تفسیر

مطلق

x2

296/147 با درجه آزادی 98

503/1= x2/df

بین 1تا 3

برازش مطلوب

شاخص نیکویی برازش

91/0

بیش از90/0

برازش مطلوب

تطبیقی

شاخص توکر- لویس(TLI)

93/0

بیش از90/0

برازش مطلوب

شاخص برازش بنتلر- بونت(BBI)

92/0

بیش از90/0

برازش مطلوب

شاخص برازش تطبیقی(CFI)

92/0

بیش از90/0

برازش مطلوب

مقتصد

ریشه میانگین مربعات خطای برآورد(RMSEA)

045/0

کمتر از08/0

برازش مطلوب

شاخص برازش مقتصد هنجار شده(PNFI)

52/0

بیشتر از05/0

برازش مطلوب

با توجه به نتایج مندرج در شکل و جدول 1 که نشان دهنده بارعاملی بیش از 3/0 برای همه گویه­هاست و معنادار بودن هر سه شاخص برازش مطلق، تطبیقی و مقتصد، لذا می­توان نتیجه گرفت که روایی سازه پرسشنامه مدل حکمرانی ورزش همگانی در ایران تایید شده و همه سئوالات پرسشنامه برای تحلیل­های بعدی مورد استفاده قرار می­گیرند.

یافته­های پژوهش

جدول 2:  اطلاعات جمعیت شناسی نمونه­ها

جنسیت(نفر)

سطح تحصیلات (تعداد نفرات)

وضعیت استخدام

رتبه علمی (تعداد نفرات)

مرد

زن

لیسانس و پایین تر

فوق لیسانس

دکتری

رسمی

پیمانی

قراردادی

استادیار

دانشیار و بالاتر

مربی و سایر

178

76

72

113

69

97

92

65

52

18

184

محل تدریس یا خدمت

شغل

سابقه خدمت

فدراسیون

دولتی

آزاد

هیئت علمی

مدیر فدراسیون و سایر

تا 5 سال

6-10 سال

بیشتر از 10 سال

106 نفر

97 نفر

51 نفر

100 نفر

154 نفر

110 نفر

91 نفر

53 نفر

                               

 

نتایج مندرج در جدول 2 پیرامون اطلاعات جمعیت شناختی نمونه­ها مبین آن است که 178 نفر از نمونه­ها مرد و 76 نفر از آنها زن بودند. 72 نفر از نمونه­ها دارای تحصیلات لیسانس و پایین­تر، 113 نفر فوق لیسانس و 69 نفر دکترا بودند. 97 نفر از نمونه­ها دارای وضعیت استخدامی رسمی، 92 نفر پیمانی و 62 نفر قراردادی بودند. 52 نفر از نمونه­ها دارای مرتبه علمی استادیار، 18 نفر دانشیار یا بالاتر و 184 نفر مربی یا غیره بودند. 106 نفر از نمونه­ها در فدراسیون­های ورزشی، 97 نفر در بخش دولتی و 51 نفر در مشاغل آزاد فعالیت داشتند. 100 نفر از نمونه­ها هیئت علمی و 154 نفر مدیر فدراسیون و سایر موارد بودند. 110 نفر از نمونه­ها سابقه خدمت تا 5 سال، 91 نفر 6-10 سال و 35 نفر بیشتر از 10 سال سابقه خدمت داشتند.

 

جدول3: نتایج آزمون بارتلت و کیسر- می یر و اوکلین

پیش فرض

مقدار

مقدار کیسر – می یر و اوکلین(کفایت حجم نمونه)

83/0

آزمون کرویت بارتلت

مقدار مجذور کای

32/176

درجه آزادی

92

سطح معناداری

001/0

همان گونه که نتایج جدول 3 نشان می­دهد، با توجه به اینکه ضریب KMO  بیشتر از 7/0  است. لذا اندازه نمونه­ها  و داده­های مورد نظر برای تحلیل عاملی مناسب هستند. همچنین با توجه به اینکه میزان آزمون بارتلت از 05/0 کوچکتر است، بنابراین گویه­ها ارتباط معنی داری برای فراهم کردن یک مبنای معقول برای تدوین مدل حکمرانی ورزش همگانی در ایران دارا هستند.

جدول 4: نتایج بررسی سهم واریانس هر یک از مولفه­ها در مدل حکمرانی ورزش همگانی ایران

آلفای کرونباخ

درصد واریانس هر عامل

بارعاملی

گویه

 

عامل

82/0

 

41/12

 

855/0

افزیش و هماهنگی تصمیم گیرندگان ورزش همگانی نهادهای مختلف با محوریت وزارت ورزش و جوانان

S1

برنامه ریزی

841/0

تشکیل اطاق فکر ورزش همگانی

S2

791/0

جلوگیری از فعایت­های موازی در ورزش همگانی

S3

768/0

ایجاد نظام ارزیابی عملکرد در ورزش همگانی با مدل­های نوین ارزیابی

S4

751/0

تصمیم گیری اخلاقی و مسئولانه در ورزش همگانی

S5

683/0

کارآیی و اثربخشی برنامه­های ورزش همگانی

S6

612/0

تقویت ساختار ورزش همگانی در وزارت ورزش و جوانان و دستگاه های مختلف

S7

661/0

تشکیل شورای ورزش همگانی با ریاست رئیس جمهور

S8

572/0

مشارکت بیشتر قوه قضائیه در ورزش همگانی

S9

568/0

مشارکت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در شورای ورزش همگانی

S10

523/0

تغییر نقش دولت در مدیریت ورزش همگانی با رویکرد واگذاری مدیریت ورزش همگانی به سایر دستگاه ها

S11

79/0

41/9

861/0

بهبود وضعیت اقتصادی خانواده­ها

S12

اقتصاد و مالی

842/0

میزان درآمد ماهیانه خانواده­ها

S13

829/0

تعیین سهم سبد ورزش خانواده ها

S14

812/0

کاهش هزینه­های ورزش آموزشی

S15

737/0

شفافیت در اعتبارات ورزش همگانی

S16

731/0

توسعه ورزش خانوادگی

S17

725/0

اعطای وام­های کم بهره برای توسعه ورزش همگانی

S18

638/0

اعطای تخفیف به ورزش کنندگان در بخش ورزش همگانی

S19

652/0

هدفمند سازی تخصیص اعتبارات ورزش همگانی

S20

635/0

ایجاد تعادل در اعتبارات ورزش همگانی و سایر بخش­های ورزش

S21

615/0

اعطای وام­های کم بهره به ایجاد مراکز ورزشی همراستا با توسعه ورزش همگانی

S22

75/0

74/8

869/0

تعیین سهم دستگاه های مختلف در ورزش همگانی

S23

سازماندهی

728/0

تهیه و تدوین وظایف دستگاه های مختلف در ورزش همگانی

S24

17/6

تدوین ساختار تشکیلاتی ورزش همگانی کشور

S25

572/0

شناسایی ذینفعان تاثیر گذار در مدیریت ورزش همگانی

S26

639/0

تدوین شرایط احراز شغل برای تصدی پست­های مدیریتی ورزش همگانی

S27

581/0

تشکیل واحد تقویم ورزشی ورزش همگانی در وزارت ورزش و جوانان

S28

529/0

تشکیل دبیرخانه ورزش همگانی کشور

S29

512/0

مشخص شدن مسئولیت ها و نقش ها در ورزش همگانی

S30

511/0

تقسیم کار ملی در ورزش همگانی

S31

471/0

مشخص شدن میزان قدرت در ورزش همگانی

S32

82/0

92/7

842/0

تدوین قوانین الزام آور و شفاف در ورزش همگانی

S33

قانون

821/0

اجرای حداکثری قوانین مصوب در ورزش همگانی

S34

809/0

نظارت دقیق بر تحقق درآمدهای حاصل از ماده 53 و تخصیص آنها به توسعه ورزش استان ها

S35

772/0

حساسیت نمایندگان سازمان بازرسی کل کشور به هزینه کرد اعتبارات ورزش همگانی دستگاه های دولتی

S36

732/0

شفافیت در پاسخگویی مدیران ورزش نسبت به عملکرد ورزش همگانی

S37

729/0

حمایت قانونی از بخش خصوصی برای مشارکت حداکثری در ورزش همگانی

S38

551/0

نظارت شفاف قوه قضائیه بر عملکرد صدا و سیما در ورزش همگانی

S39

504/0

احترام و الزام به اجرای مصوبات شورای عالی ورزش همگانی

تعیین نحوه پاسخگویی نهادهای مختلف فعال در حوزه ورزش همگانی

S40

79/0

97/6

724/0

تربیت مربی و مدرس ورزش همگانی در رشته­های مختلف ورزشی

S41

آموزشی و علمی

716/0

تربیت مدیران متخصص ورزش همگانی

S42

689/0

تربیت کارشناسان ورزش همگانی

S43

632/0

برگزارهای مستمر همایش­های علمی و حکمرانی در ورزش همگانی

S44

578/0

مطالعه تطبیقی نظام حکمرانی در ورزش سایر کشورها

S45

74/0

82/5

839/0

تقویت ساختار ورزش همگانی در وزارت ورزش و جوانان و دستگاه های مختلف

S46

دولت

792/0

تشکیل شورای ورزش همگانی با ریاست رئیس جمهور

S47

752/0

مشارکت بیشتر قوه قضائیه در ورزش همگانی

S48

747/0

مشارکت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در شورای ورزش همگانی

S49

619/0

تغییر نقش دولت در مدیریت ورزش همگانی با رویکرد واگذاری مدیریت ورزش همگانی به سایر دستگاه ها

S50

72/0

13/5

848/0

شفاف سازی سهم ورزش همگانی در رسانه­ها

S51

رسانه

782/0

تهیه برنامه­های آموزشی ورزش همگانی و پخش منظم از رسانه­های دیداری و شنیداری

S52

734/0

تهیه و تدوین کتاب، کاتولگ، بروشور و ... مرتبط با ورزش همگانی و توزیع در دستگاه ها و جامعه

S53

692/0

راه­اندازی شبکه­های اجتماعی کارآمد نسبت به ترویج ورزش همگانی

S54

528/0

راه اندازی شبکه­های اینترنتی تعاملی برای توسعه ورزش همگانی

S55

 

نتایج جدول 4 در مورد تحلیل عاملی اکتشافی مقادیر ویژه، واریانس عامل­ها را نشان می­دهند. توان پیشگویی این عوامل بر اساس مجموع درصد واریانس تجمعی عامل­ها برابر با 4/56 درصد است. بنابرین برای تدوین مدل حکمرانی ورزش همگانی ایران 7 عامل برنامه­ریزی(41/12 درصد واریانس)، اقتصاد و مالی(41/9 درصد واریانس)، سازماندهی(74/8 درصد واریانس)، قانون(92/7 درصد واریانس)، آموزشی و علمی(97/6 درصد واریانس)، دولت(82/5 درصد واریانس) و رسانه(13/5 درصد واریانس) شناسایی شدند.

 

شکل 2: مدل حکمرانی ورزش همگانی در ایران

 

نتایج مندرج در شکل 2 نشان دهنده این است که همه بارعاملی گویه­ها و عامل­ها بیش از 3/0 است. لذا هیچ کدام از گویه­ها و عامل­ها از مدل حذف نمی­شوند.

 

.

 

جدول 5: شاخص­های برازش مدل حکمرانی ورزش همگانی در ایران

شاخص برازش

میزان

ملاک

تفسیر

مطلق

x2

729/153 با درجه آزادی 85

81/1= x2/df

بین 1تا 3

برازش مطلوب

p value

32/0

بیشتر از05/0

برازش مطلوب

شاخص نیکویی برازش

91/0

بیش از90/0

برازش مطلوب

تطبیقی

شاخص توکر- لویس(TLI)

93/0

بیش از90/0

برازش مطلوب

شاخص برازش بنتلر- بونت(BBI)

92/0

بیش از90/0

برازش مطلوب

شاخص برازش تطبیقی(CFI)

94/0

بیش از90/0

برازش مطلوب

مقتصد

ریشه میانگین مربعات خطای برآورد(RMSEA)

057/0

کمتر از08/0

برازش مطلوب

شاخص برازش مقتصد هنجار شده(PNFI)

52/0

بیشتر از05/0

برازش مطلوب

با توجه به نتایج مندرج در شکل 2 و جدول 5 که نشان دهنده این است که همه بارعاملی گویه­ها و عامل­ها بیش از 3/0 است و معنادار بودن هر سه شاخص برازش مطلق، تطبیقی و مقتصد است، می­توان نتیجه گرفت که مدل حکمرانی ورزش همگانی در ایران تایید شده و مدل مزبور از برازش مطلوبی برخوردار است.

بحث و نتیجه گیری

هدف از پژوهش حاضر، تدوین مدل حکمرانی توسعه ورزش همگانی در ایران بود. یافته­های پژوهش نشان داد اولین عامل موثر در مدل حکمرانی ورزش همگانی در ایران عامل دولت است که نتایج پژوهش حاضر با یافته­های مطالعات «کمیسیون ورزشی استرالیا» (2012)، ادی (2014) و کالینز (2017) که در مدل حکمرانی ترسیم شده برای کشورهای مختلف از عوامل ترکیب مدیریتی، شناسایی همه بازیگران در حمکرانی ورزش استفاده کرده بودند، همخوانی دارد. حکمرانی مناسب برای توسعه ورزش همگانی در کشور مستلزم توجه مسئولان بلند پایه کشور در سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه است. برای تحقق اهداف توسعه ورزش همگانی ضروری است در بخش حکمرانی، بالاترین مقام اجرایی کشور در رأس شورای ورزش همگانی کشور قرار گیرد. در صورت تحقق چنین رویکردی می­توان به منظور استفاده حداکثری از توان نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای تدوین قوانین الزام­آور و همچنین حضور نمایندگان قوه قضائیه به منظور نظارت و پیگری قضائی قوانین مصوب شده در نهادهای ذینفع در ورزش همگانی استفاده حداکثری برد. در چنین شرایطی می­توان انتظار داشت که در شورای ورزش همگانی تصمیمات الزام آور برای ارتقای ساختار تشکیلاتی ورزش همگانی کشور اتخاذ شود. از این­رو توصیه می­شود مدیران وزارت ورزش و جوانان تمهیدات لازم برای تشکیل «شورای ورزش همگانی» را با حضور روسای سه قوه مجریه، مقننه و قضایی فراهم آورند.

نتایج پژوهش نشان داد دومین عامل موثر در مدل حکمرانی ورزش همگانی، عامل برنامه­ریزی است که نتایج این پژوهش باید یافته­های کمیسیون ورزش استرالیا (2012)، ادی (2014)، هال (2014)، اندروز و همکاران (2016)، سارل (2016) و کالنیز (2017) که به عامل برنامه­ریزی، تصمیم­گیری و ایجاد نظام ارزیابی کارا در مدل حکمرانی ورزش کشورهای مختلف اشاره داشتند، همسوست. به طور طبیعی در هر حوزه­ای به طور عام و در حوزه ورزش و ورزش همگانی به­طور خاص ضروری است برنامه­های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تدوین شود. در این راستا حکمرانی مناسب در ورزش همگانی کشور نیازمند تدوین یک برنامه راهبردی علمی با مشارکت حداکثری متخصصان مدیریت ورزشی و ورزش همگانی است که در آن برنامه­ها و جهت­گیری­های بلند مدت ورزش همگانی مشخص باشد. در صورتی که متولیان ورزش همگانی در تدوین برنامه توسعه ورزش همگانی مشارکت داشته باشند، به دلیل مشارکت در تدوین مراحل مختلف برنامه، نسبت به اجرای آن نیز متعهد خواهند شد. همچنین در صورت توافق و تعهد بر برنامه راهبردی ورزش همگانی کشور، برای تحقق اهداف بلند مدت هر نهاد ورزشی ذینفع در ورزش همگانی مانند معاونت فرهنگی و ورزش همگانی وزارت ورزش و جوانان، فدراسیون­های ورزش همگانی و ورزش روستایی و عشایری و سایر فدراسیون­های تحت مدیریت معاونت فرهنگی و ورزش همگانی، مدیران شهرداری­های استان ها، مدیران ورزش بخش­های مختلف نیروهای مسلح و مدیران ورزش وزراتخانه­ها و دستگاه های دولتی به طور طبیعی نسبت به تدوین برنامه­های میان مدت و کوتاه مدت اقدام خواهند کرد. همچنین با چنین رویکردی، تصمیمات اتخاذ شده در حوزه ورزش همگانی به سمت همگرایی برای وفاق ملی در توسعه ورزش همگانی سوق پیدا خواهند کرد. از سوی دیگر، در صورت تدوین برنامه­های کارآمد برای تحقق و میزان اجرای برنامه­ها، نظام ارزیابی کارا شکل خواهد گرفت. از این­رو توصیه می­شود در وزارت ورزش و جوانان «دبیرخانه شورای ورزش و همگانی» و «اداره تقویم ورزشی» در حوزه ورزش همگانی ایجاد شود تا مصوبات مرتبط با تدوین برنامه­ها در حوزه ورزش همگانی را جمع آوری و نظارت دقیق بر اجرای آنها را دنبال نماید.

یافته­های پژوهش مبین این است که سومین عامل موثر در مدل حکمرانی ورزش همگانی، عامل قانون است که با یافته­های مهرابی (1396)، درمرکونجیک (2013) و آناباهاب (2018) که در مدل حکمرانی ورزش کشورهای مختلف به عامل قانون و تدوین اساسنامه، قوانین و دستورالعمل­های مناسب دست یافته بودند، همخوانی دارد. تشکیل «شورای ورزش همگانی» و همچنین تدوین برنامه­های مطلوب در حوزه ورزش همگانی مستلزم الزامات قانونی است. در صورت عدم وجود قوانین شفاف و الزام­آور که به تایید مجلس شورای اسلامی نرسیده باشد، عدم تمکین بر مصوبات شورای ورزش همگانی و همچنین عدم اجرای برنامه­های تدوین شده قابل پیش­بینی است. همچنین توسعه ورزش همگانی علاوه بر قوانین الزام­آور تصویب شده در مجلس شورای اسلامی، نیازمند یکسری آیین نامه­ها، دستورالعمل­ها و بخشنامه­هایی است که سازمان­های ذینفع بتوانند با متکی بر آنها چارچوب کاری خود را اجرایی کنند. از این­رو توصیه می­شود وزارت ورزش و جوانان مصوبات شورای ورزش همگانی را در قالب لایحه ای برای تصویب به مجلس شورای اسلامی ارسال کند تا پس از تصویب به عنوان یک قانون بالادستی به نهادهای زیربط ابلاغ شود و از الزامات مناسب برای اجرا برخوردار باشد. همچنین با تشکیل کار گروه­ها و کمسیون­های مختلف در وزارت ورزش و جوانان که مشارکت حداکثری از متخصصان و نمایندگان همه دستگاه ها در آن وجود داشته باشد، قوانین، آیین نامه­ها و دستورالعمل­های مورد نیاز تهیه و در اختیار همه بخش­های ذینفع در ورزش همگانی قرار گیرد.

یافته­های تحقیق نشان داد چهارمین عامل تاثیرگذار در مدل حکمرانی ورزش همگانی، عامل سازماندهی است که نتایج پژوهش با یافته­های مهرابی (1396)، کمیسیون ورزش استرالیا (2012)، مرکونجیک (2013)، ادی (2014)، اندروز (2016)، آناباهاب (2018) و هال (2014) که به مواردی مانند ساختار و تقسیم کار در مدل حکمرانی ورزش کشورهای مختلف اشاره کرده بودند، همخوانی دارد. یکی از موارد مهمی که در حکمرانی مورد تاکید قرار گرفته است، موضوع ساختار است. وقتی که در ورزش همگانی کشور، ساختار تشکیلاتی منسجم وجود نداشته باشد، تقسیم کار ملی صورت نگرفته باشد و شرح وظایف برای واحدها و نهادها و دستگاه های مختلف ذینفع در ورزش همگانی به­طور علمی و بر مبنای مشارکت همه ذینفعان صورت نگیرد، نمی­توان انتظار توسعه ورزش همگانی را در کشور داشت. در این­راستا توصیه می­شود وزارت ورزش و جوانان به­عنوان متولی اصلی ورزش کشور با سازماندهی مناسب ورزش همگانی، نقش، جایگاه و سهم هر یک از دستگاه های ذینفع در ورزش همگانی را تعیین و شرح شغل و شرایط احراز شغل مدیران، کارکنان و کارشناسان همه دستگاه ها را تعیین و ابلاغ نماید.

نتایج پژوهش نشان داد پنجمین عامل موثر در مدل حکمرانی ورزش همگانی، عامل اقتصاد و مالی است که با یافته های اندروز و همکاران (2016) که در مدل حکمرانی مطلوب ورزش به مشوق­های مالی و یارانه­ای دست یافته بودند، همسویی دارد. با توجه به این که اجرای برنامه­ها و سیاست­های ورزش همگانی به دلیل توجه کمتر رسانه­های دیداری و شنیداری از انگیزه کمتری برای سرمایه­گذاری و حامیان مالی برخوردار است، نظارت بیشتر دولت، مجلس و قوه قضائیه بر هزینه کرد اعتبارت حوزه ورزش همگانی ضروری می نماید. از سوی دیگر، با توجه به این که هزینه ورزش در سبد بسیاری از خانواده­ها به دلیل اهمیت سایر بخش­های زندگی در اولویت قرار ندارد، لازم است که وزارت ورزش و جوانان با ابلاغ بخشنامه­های حمایتی هزینه­های ورزش همگانی را تا حد ممکن کاهش دهد. همچنین با توجه به این که هزینه­های درمان بیماری­های مختلف در کشور تا حد زیادی بالاست، وزارت ورزش و جوانان با همکاری صدا و سیما و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می تواند از طریق فرهنگ سازی مناسب افراد جامعه را برای پیشگیری از هزینه­های درمان نسبت به تخصیص بخشی از درآمد خانواده و  هزینه آن در ورزش هدایت کنند. بی تردید، با گرایش به ورزش و فعالیت­های بدنی، از میزان کم تحرکی و بیماری­های حاصل از آن کاسته می شود و هزینه درمان خانوار­ها کاهش می یابد. توصیه می­شود وزارت ورزش و جوانان نظارت بیشتری بر هزینه کرد اعتبارات بخش ورزش همگانی فدراسیون­های ورزشی اعمال کند تا این اعتبارات دقیقا در حوزه ورزش همگانی هزینه شوند. همچنین شهرداری­ها و وزارت ورزش و جوانان و سایر نهادهای و دستگاه های فعال در حوزه ورزش همگانی با اتخاذ تمهیدات لازم نسبت به کاهش هزینه کلاس­های آموزشی به ویژه در مناطق محروم توجه ویژه داشته باشند تا از این طریق انگیزه مشارکت در فعالیت­های ورزشی افزایش یاید.

در بخش دیگری از پژوهش، نتایج نشان داد که ششمین عامل موثر در مدل حکمرانی ورزش همگانی، عامل آموزشی و علمی است که با یافته­های اندورز و همکاران (2016) که در مدل حکمرانی مطلوب به عامل آموزش دست یافته بودند، همسوست. یکی از رویکردهای مهم در هر سازمانی، نظام آموزشی، یادگیری و به روز بودن سازمان است. از سوی دیگر، لازمه انجام فرآیندهای موثر و متفاوت از گذشته، یادگیری و رشد است که این مورد نیز مستلزم آموزش موثر است. پس برای توسعه ورزش همگانی ضروری است در حوزه مدیریتی، اجرایی و فنی، منابع انسانی بالیده ترتیب شود. چنانچه مدیران، کارکنان و مربیان فعال در حوزه ورزش همگانی از دانش و اطلاعات کافی به روز و کارآمد برخوردار باشند، می­توانند با فرآیندهای نوین نقش خود را به طور موثر در توسعه ورزش همگانی ایفا کنند. بنابراین توصیه می­شود وزارت ورزش و جوانان و سایر دستگاه های ذینفع در توسعه ورزش همگانی با همکاری دانشکده­های تربیت بدنی نسبت به تربیت متخصصان ورزش همگانی اقدام کنند. همچنین ضروری است که فدراسیون­های ورزشی در برنامه­های آموزشی و تربیت مربیان رشته­های ورزشی مختلف نسبت به تربیت و آموزش مربیان همگانی رشته­های ورزشی مربوطه اهتمام لازم را داشته باشند تا آن دسته از ورزشکاران که علاقه­مند به فعالیت در ورزش قهرمانی و حرفه­ای نیستند، از بخش همگانی رشته­های ورزشی مود علاقه خود بهره­مند شوند.

 یافته­های پژوهش مبین این است که هفتمین عامل موثر در مدل حکمرانی ورزش همگانی، عامل رسانه است که نتایج پژوهش با یافته­های جرارت (2013)، مرکونجیک (2013) و ادی(2014) که در مدل حکمرانی ورزش به عامل ارتباطات و رسانه­ها دست یافته بودند، همخوانی دارد. از مهم­ترین عوامل تاثیر گذار در شناسایی، فرهنگ سازی و تغییر فرآیندهای نادرست در هر جامعه، نقش رسانه­های مختلف در آن جامعه است. چنانچه بهترین برنامه­های آموزشی و کاری تدوین شود، اما مورد توجه صدا و سیما قرار نگیرد، به احتمال زیاد خیلی از افراد جامعه از آن بی­اطلاع خواهند ماند. ضروری است وزارت ورزش و جوانان با مشارکت مجلس شورای اسلامی، قوانین حمایت رسانه­ای از ورزش همگانی را با همکاری صدا و سیما وضع کند و نقش صدا و سیما در تهیه و پخش  برنامه­های حمایتی و معرفی جنبه­های مختلف ورزش همگانی از صدا و سیما را تعیین و نسبت به اجرای آن الزامات لازم را به عمل آورند. همچنین توصیه می­شود برای ایجاد ارتباط مناسب بین سازمان­های متولی ورزش همگانی و مطبوعات، هماهنگی و همکاری لازم با وزارت ارشاد اسلامی به­عمل آید تا روزنامه­ها و مجلات نیز بخشی از صفحات خود را به ترویج ورزش همگانی اختصاص دهند.

در آخر نتایج پژوهش نشان داد که مدل حکمرانی توسعه ورزش همگانی از برازش مطلوبی برخوردار است که نتایج پژوهش با یافته­های مهرابی (1396)، حسینی و همکاران (1396)، کالنیز (2017)، آناباهاب (2018) و «کمسیون ورزش استرالیا» (2015) همسوست. چنانچه در یک پژوهش علمی مدلی تدوین می­شود، سهم هر یک از عامل­ها مشخص می­شود که در پژوهش حاضر نیز چنین اقدامی انجام شد و مشخص شد که به ترتیب عوامل دولت، برنامه­ریزی،  قانون، سازماندهی، اقتصاد و مالی، آموزشی و علمی و رسانه­ها و ارتباطات بیشترین سهم را دارند. از این رو، با توجه به این که سهم دولت در حکمرانی ورزش همگانی نسبت به سایر عوامل بیشتر است، ضروری است ابتدا دولت و وزارت ورزش و جوانان به عنوان متولی ورزش کشور برای حکمرانی مناسب ورزش همگانی پیشقدم شوند و با تشکیل «شورای ورزش همگانی» با محوریت رئیس جمهور و مشارکت سایر بخش­ها نسبت به برنامه­ریزی، تدوین قوانین و مقرارت و تصویب آنها در مجلس شورای اسلامی و همچنین نظارت دقیق­تر و مسئولیت پذیرتر قوه قضائیه اقدام کنند. همچنین برای تحقق این امر در جهت سازماندهی و تعریف و تعیین نقش و جایگاه همه دستگاه های ذینفع در حوزه ورزش همگانی اقدام گردد.  به علاوه، برای کاراتر شدن اقدامات قبلی با همکاری دانشگاه­ها و فدراسیون­های ورزشی، آموزش­های لازم از طریق صدا و سیما برای جلب حداکثری افراد جامعه برای مشارکت در ورزش همگانی ارائه شود.

بدین ترتیب، توصیه می­شود که مسئولان ورزش کشور برای حکمرانی مناسب در ورزش همگانی  از مدل به دست آمده در پژوهش حاضر بهره گیری نمایند.

 

  • منابع

    • الوانی، سید مهدی. (1388). «حکمرانیخوبشبکه ایازکنشگرانجامعهمدنی». مجله مدیریت توسعه و تحول. 1: صص 1-5.
    • الوانی، سید مهدی و علیزاده ثانی، محسن. (1386). «تحلیلی بر کیفیت حکمرانی خوب در ایران». فصلنامه مطالعات مدیریت و بهبود و تحول. 14(53): صص 1-24.
    • حسینی، سید مرتضی؛  آقایی، نجف؛ الهی، علیرضا و صفاری، مرجان.  (1396). «مطالعه رفتار شهرداری تهران در حوزه ورزش همگانی بر اساس اصول حکمروایی خوب شهری». مطالعات مدیریت رفتار سازمانی در ورزش. 2(16): صص21-36.
    • شریف­زاده، فتاح و قلی­پور، رحمت­الله. (1382). «حکمرانی خوب و نقش دولت». فرهنگ مدیریت. 1(4): صص 93-109.
    • کشاورز، لقمان. (1396). «چالش­های حکمرانی در توسعه ورزش همگانی». اولین کنفرانس حکمرانی و سیاستگذاری عمومی، 13 و 14 دی ماه، دانشگاه صنعتی شریف.
    • کشاورز، لقمان و فراهانی، ابوالفضل. (1395). مدیریت سازمان­های ورزشی. چاپ اول، تهران: انتشارات حتمی
    • مجتبی اشرفی، غلامرضا. (1375). قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. تهران: گنج دانش
    • مهرابی، قاسم. (1396). «طراحی مدل حکمرانی در فدراسیون های ورزشی». رساله دکتری، مدیریت ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تهران.
      • Andrews, M., Hay, R, & Myers, J. )2010(. “Can Governance Indicators Make Sense? Towards a New Approach to Sector-Specific Measures of Governance”. Oxford Development Studies, Vol. 38 (4), pp: 391-410.
      • Andrews, M., Russell, S., Barrios, D. (2016). “Governance and the Challenge of Development through Sports: A Framework for Action, International Centre for Sports Security”. Harvard college, pp: 1- 38.
      • Anubhab, S. (2017). “In pursuit of good governance in Indian sport”. Journal of world sports law report, pp: 1-4.
      • Cafferata, R. (2004). “Governance and Management in the Business of Sport Symphonia”. Emerging Issues in Management (www.unimib.it/symphonya), n. 2, pp. 5-25.
      • Collins, P. (2017). “Nine steps to effective governance”. Sport New Zealand, third edition, pp: 47-53.
      • Eddie, T. C. L. (2014). “The Roles of Governance in Sport Organizations”. Journal of Power, Politics & Governance, 2(2): 19-31.
      • Fukuyama, F. (2013). “What Is Governance?”. Governance an International Journal of Policy, Administration and Institutions, 26(3): 247-368.
      • Geeraert, A. (2013). “The governance agenda and its relevance for sport: introducing the four dimensions of the AGGIS sports governance observer”. The conference of Action for Good Governance in International Sports Organizations, Danish Institute for Sports Studies, pp: 9-21.
      • Haque, M. S. (1996). “The Intellectual Crisis in Public Administration in the Current of Privatization”. Administration & Society 27(4), pp:  510-536.
      • Heinrich, C., and Lynn, J. (2000). “Governance and Performance: New Perspective, Washington D. C.”. Georgetown University Press, PP: 68–108.
      • Houlihan, B. (2013). “Accountability and good governance, the conference of Action for Good Governance in International Sports Organizations”. Danish Institute for Sports Studies, pp: 22-24.
      • Hull, D. (2014). “Governance models for sport across the UK and Ireland, Northern Ireland Assembly”. Research and Information Service, pp: 1-15
      • Mrkonjic, M. (2013). “Sports organizations, autonomy and good governance the conference of Action for Good Governance in International Sports Organizations”. Danish Institute for Sports Studies, pp: 133-150.
      • Mull, R., Bayless. F., Kathryn. G, Jamieson, L. (2005). “Recreational Sport Management”. 3rd ed, Australia, Human Kinetics.pp:45-46.
      • Sorrell, M. (2016). “Implementing good governance principles in sport organizations a painful obligation, or a platform for growth”. A white paper from, April, Burson-Marsteller / TSE Consulting, pp: 1-18. 
      • The Australian Sports Commission (2012). “Sports Governance Principles”. Available at the website: https://www.ausport.gov.au.pp: 1-15.
      • The Australian Sports Commission (2015). “Mandatory Sports Governance Principles”. Available at the website: http://www.triathlon.org.au., pp; 1-10.