تاثیر آشنایی با میراث فرهنگی بر مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی جوانان شهر تهران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، ایران(نویسنده مسئول) E-mail: Peymanehasgari@gmail.com

2 استاد تمام، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

از آنجا که سرمایه فرهنگی یکی از عوامل توسعه پایدار شناخته شده است، شناخت و آشنایی با میراث فرهنگی که یکی از مولفه های توسعه سرمایه فرهنگی می باشد، می تواند به عنوان عاملی هویت ساز سطح فرهنگی جوانان را ارتقا بخشد و مسیر رسیدن به توسعه پایدار را تسهیل نماید. هدف این مقاله، مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی در جوانان است که در پی تاثیر معنی دار شناخت از تاریخ فرهنگی ایران می باشد. روش پژوهش از ﻧﻈﺮ هدف، کاربردی و روش ﮔﺮدآوری اﻃﻼﻋﺎت، توصیفی- ﭘﻴﻤﺎﻳﺸﻲ است. جامعه نمونه 385 نفر از جوانان شهر تهران است که در بازه سنی 18 تا 35 سال از طریق نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده اند. ابزار اصلی پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است که پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، بالای 7/0 تایید شده است. ﺑﺮای ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ داده ﻫﺎ در ﺳﻄﺢ آﻣﺎر ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ از ﻧﺮم اﻓﺰار 32  Spss و در ﺳﻄﺢ آﻣﺎر استنباطی از ﻧﺮم اﻓﺰار PLS[1] استفاده گردیده است. یافته های پژوهش نشان داد که میان متغیر شناخت میراث فرهنگی و توسعه سرمایه فرهنگی در جوانان همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد و آشنایی با میراث فرهنگی بدرستی می تواند توسعه سرمایه فرهنگی را در جوانان پیش بینی و تبیین نماید.



[1] - Partial Least Squares

کلیدواژه‌ها


تاثیر آشنایی با میراث فرهنگی بر مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی جوانان شهر تهران

 

پیمانه عسگری[1] 

 محمود گودرزی[2]  

 

تاریخ دریافت مقاله: 5/5/1399

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:21/7/1399

 

 

مقدمه

یکی از مهمترین عناصر توسعه پایدار در هر کشور، توسعه سرمایه های فرهنگی افراد آن کشور است. از آنجا که جوانان در هر جامعه، آینده سازان آن جامعه هستند، مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی جوانان می تواند یکی از عناصر تاثیر گذار بر توسعه پایدار باشد. مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی در جوانان می تواند به توسعه پایدار یک کشور کمک کند (یونسکو[4]، 2011). در ﺣﻘﻴﻘﺖ توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ فرهنگی به عنوان ﻧﻴﺮوی ﻣﺤﺮک در ﺗﺠﺪﻳﺪ و تعالی ﺣﻴﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ در ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺣﻮزه ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺳﻴﺎﺳﻲ و اﻗﺘﺼﺎدی تاثیرگذار است و ﺑﺎ ﺗﻜﻴﻪ ﺑﺮ آن      ﻣﻲ ﺗﻮان به مزیت مادی و معنوی جامعه رسید( کالی[5]، 2005). توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ سبب بروز موفقیت هایی در ﺑﻌﺪ اجتماعی می شود و ﺑﺎ ایجاد هویت فرهنگی باعث افزایش سلامت رﻓﺘﺎری و روانی افراد جامعه می گردد. همچنین موجبات ارتقای ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را فراهم می آورد ( بوردیو[6]،2007). «سند چشم انداز بیست ساله نظام جمهوری اسلامی ایران»، سندی جهت تبیین توسعه ایران در زمینه های مختلف است. سال 1404 خورشیدی (2025 میلادی) افق چشم انداز است و بر اساس آن یکی از وظایف مهم فراروی سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگی، توسعه و ارتقای کشور در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی و علمی است تا مسیر رسیدن به توسعه پایدار را طی کند. توسعه سرمایه فرهنگی ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﮔﺬاری های ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی در ﻗﻠﻤﺮو ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ( صالحی امیری، 2007). جامعه همیشه در حال تغییرات اجتماعی است که از درون و برون اتفاق می افتد و این جریان به طور اجتناب ناپذیری صورت        می گیرد ( ساروخانی، 2014). امروزه در جامعه جوانان ایرانی، علاقمندی بیشتری به موضوعات بازتولید فرهنگی و آگاهی از سیر تاریخ فرهنگی ایران دیده می شود. در همین راستا، تبادل اطلاعات در زمینه وقایع تاریخی و فرهنگی ایران در شبکه های اجتماعی رو به افزایش است. عدم آگاهی افراد به خصوص جوانان در شناخت درست و کافی از رخدادهای تاریخی و فرهنگی و میل جوانان به شناخت و آگاهی بیشتر برای یافتن هویت فرهنگی و ملی محسوس است. شناخت صحیح میراث فرهنگی می تواند به آگاهی درست و نهادینه تاریخ و اسطوره های فرهنگی ایران به صورت ملموس کمک کند و هویت فرهنگی جوانان را قوت بخشد. همچنین، از سوء استفاده های ابزاری فرهنگی که جوانان را مورد هدف قرار داده است، جلوگیری نماید. توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ باعث ایجاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ای ﺑﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﺟﺮم و ﺑﺰه ( والدورن[7]، 2009 و جانسون[8]، 1995)، ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻈﻢ و رﻓﺎه اجتماعی ( فانینگ[9]، 2010)، اﻓﺰاﻳﺶ ﺳﻼﻣﺖ ﺟﺴﻤﺎنی و رواﻧﻲ ( آبل[10]، 2012) و اﻓﺰاﻳﺶ اﻣﻨﻴﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ می گردد. اﻣﺮوزه از توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ به عنوان ﻳﻚ عامل ﻣﻬﻢ ﺟﻬﺖ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﻳﺪار (یونسکو[11]، 2011) و ﻫﻮﻳﺖ ﺑﺨﺸﻲ و ارزش آﻓﺮﻳﻨﻲ ( کلارک[12]، 2011) نام برده می شود.

تراسبی[13]، شناخت میراث فرهنگی را توسعه دهنده سرمایه فرهنگی می داند و در کتابش به نام «اقتصاد فرهنگ» به نقش ارزش آفرینی فرهنگی به کمک میراث فرهنگی اشاره می کند ( تراسبی، 2001). هدف شناخت درست از میراث فرهنگی علاوه بر بودن آن به عنوان یک شاهد فیزیکی فرهنگی، استفاده از مفاهیم معنوی هویت بخشی و ایجاد ارزش های اجتماعی و روانی و ایجاد غرور آفرینی ملی در ناخودآگاه جمعی است. به عبارت دیگر، می توان گفت شناخت میراث فرهنگی با ایجاد آگاهی جمعی و هویت بخشی ملی می تواند باعث توسعه سرمایه فرهنگی گردد ( مک کرچر[14]، 2004).

چارچوب نظری این مقاله بر اساس نظریات پیر بوردیو است و بر اساس نظریه وی، مولفه های سرمایه فرهنگی در سه بعد متجسم، عینی و ضابطه ای مطرح می شوند. در مقاله حاضر سعی گردیده است با توجه به ابعاد گوناگون سرمایه فرهنگی بر اساس زیست بوم فرهنگی ایران، تاثیر آشنایی با میراث فرهنگی در جوانان بر مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی آنان مشخص گردد. این مقاله به بررسی شناخت میراث فرهنگی ایران به عنوان یکی از ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎی مدیریت توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮهنگی می پردازد.

مبانی نظری پژوهش

 سرمایه فرهنگی

ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﻜﻠﻲ از ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ارزﺷﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ با وجود  تفاوت با ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ اﻗﺘﺼﺎدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، وﻟﻲ در ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺑﻪ ﻫﺮ دوی اﻳﻦ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ( بوردیو[15]،1990). اﻧﺘﻘﺎل ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ اﻗﺘﺼﺎدی از ﻧﺴﻠﻲ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ دﻳﮕﺮ و از ﻃﺮﻳﻖ ارث و ﻣﻴﺮاث ﺻﻮرت ﻣﻲ ﮔﻴﺮد؛ در ﺣﺎلی  که اﻧﺘﻘﺎل ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﻣﺮی ﭘﻴﭽﻴﺪه ﺗﺮ اﺳﺖ ( تیلور[16]، 1997). در مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی کشور ضروری است تا با نفوذ فرهنگ در رویه های مدیریتی،  بتوان بهترین عملکرد را به دست آورد (جمی و اعتباریان، 1395). محققان  باور دارند افرادی که نسبت به مطرح کردن ایده ها تشویق می شوند، به مدیریت سازمان ها در به دست آوردن دانش در فرآیند تصمیم گیری کمک می کنند ( سیبستوا و ریلکوا[17]، 2011). شناخت فرهنگی از مهمترین عوامل مؤثر بر کارکرد نهادهای کشور است. شناخت عوامل فرهنگی در جامعه، یکی از ضروریات است تا مدیران و مسولان جامعه از این رهگذر بتوانند سرمایه های فرهنگی را به بهترین نحو مدیریت کنند و تصمیم گیری ها و سیاستگذاری های صحیح را انجام دهند( هارگی[18]، 2016؛ رامینگونگ و سانسینگ[19]، 2013 و یوسال و اونر - اوزکان[20]، 2007). از ﻧﻈﺮ ﺑﻮردﻳﻮ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻲ  ﺗﻮاﻧﺪ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ:

  1. ﺣﺎﻟﺖ ﺗﺠﺴﺪ ﻳﺎﻓﺘﻪ[21]: اﻳﻦ ﻧﻮع ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺑﻪ ﺑﺪن و ذﻫﻦ اﻓﺮاد ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﻪ ﺗﻼش ها و شناخت و آگاهی افراد واﺑﺴﺘﻪ است و به وﺳﻴﻠﻪ ﺧﻮد ﻓﺮد به دست ﻣﻲآﻳﺪ. ﻛﺴﺐ ﻋﻠﻢ و شناخت، ﺗﻼش ﺑﺮای ﻛﺴﺐ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺗﺠﺴﺪی است. درونسازی در قالب گرایش های دیرپای انسان که در راستای تداوم تلاش های اولیه فرد بوجود می آید و به مفهوم عادت واره نزدیک است. ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻫﺎ و داﻧﺎﻳﻲ ها ﻛﻪ در اﻓﺮاد ﺗﺠﻠﻲ ﭘﻴﺪا ﻣﻲﻛﻨﺪ ( بوردیو،2008). جوانان با شناخت و آگاهی صحیح از میراث فرهنگی ایران می توانند به این نوع از سرمایه فرهنگی دست یابند.
  2. ﺣﺎﻟﺖ ﻋﻴﻨﻴﺖ ﻳﺎﻓﺘﻪ[22]: اﺷﻴﺎی ﻣﺎدی، ﻛﺎﻻﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ میراث فرهنگی، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ، ﻛﺘﺎب ﻫﺎ، ﻧﻘﺎﺷﻲ ﻫﺎ و اﺑﺰارﻫﺎی ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﺟﺰو ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻋﻴﻨﻴﺖ ﻳﺎﻓﺘﻪ هستند. ﺑﻬﺮه ﮔﻴﺮی از ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻋﻴﻨﻴﺖ ﻳﺎﻓﺘﻪ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺗﺠﺴﺪی ﻓﺮد اﺳﺖ ( بوردیو،2008). سرمایه فرهنگی می تواند عینیت یابد و به شکل دارایی فرهنگی مطرح شود که در واقع، اثر یا حاصل فعالیت های فرهنگی هستند (شامپین[23]، 2012). سرمایه فرهنگی عینی به شکل اشیای مادی مانند نوشته ها، نقاشی ها، بناهای تاریخی، ابزارها و غیره عینیت پیدا می کنند و فقط کسانی که سرمایه فرهنگی تجسم یافته را در اختیار دارند، می توانند سرمایه فرهنگی عینیت یافته را نیز به دست آورند ( تاجبخش، 2005).
  3. ﺣﺎﻟﺖ ﻧﻬﺎدی ﺷﺪه[24]: سرمایه فرهنگی نهادی یا ضابطه ای، ﻋﻴﻨﻴﺖ ﺑﺨﺸﻴﺪن ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ از ﻃﺮﻳﻖ ﻣﺪارک و مستندات رسمی و غیر رسمی می باشد ﻛﻪ ﺧﺎرج از داراﻳﻲ ﻫﺎی ﺗﺠﺴﺪی و ﻋﻴﻨﻲ واﻗﻌﻴﺖ ﭘﻴﺪا ﻣﻲکنند؛ مانند عناوینی ﻛﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ و ﻧﻬﺎدی ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻲﮔﺮدند ( بوردیو،2008). میراث فرهنگی ایران از طرف سازمان های بین المللی فرهنگی مورد توجه بسیاری قرار دارد و این میراث   می تواند هرچه بیشتر به عنوان سرمایه فرهنگی ضابطه ای در شبکه جهانی مطرح گردد. ﺣﺘﻲ ﻣﻲﺗﻮان ﻧﺮخ ﺗﺒﺪﻳﻞ اﻳﻦ ﻧﻮع ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ را ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ارزش ﭘﻮﻟﻲ ﺑﺮآورد ﻛﺮد. ﺗﺒﺪﻳﻞ اﻳﻦ ﻧﻮع ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی، واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻛﻤﻴﺎﺑﻲ آن اﺳﺖ ( جعفری،2008).

توسعه سرمایه فرهنگی[25]

 اﻣﺮوزه در ﺷﺒﻜﻪ ﺟﻬﺎﻧﻲ، ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﻪ در ﻗﺎﻟﺐ ﻓﺮدی، ﺑﻠﻜﻪ در ﺑﻌﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و به عنوان ﺷﺎﺧﺼﻲ ﻣﺆﺛﺮ در توسعه ملی در نظر گرفته شده است ( صالحی امیری، 1386). با ارتقای داﻧﺶ اﻓﺮاد ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﻪ توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ دست یافت ( فیلیپس[26]، 2010). ﺗﻮﺳﻌﻪ در ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑرای رسیدن به ﺗﻮﺳﻌﻪ پایدار فرهنگی در جوامع مورد نظر است. در حوزه علوم اجتماعی، مولفه های متعددی برای توسعه سرمایه فرهنگی ارائه شده است.

مولفه های توسعه سرمایه فرهنگی[27]

 محققان ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮی، اﻧﺘﻘﺎل ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻣﻜﺎﻧﺎت آﻣﻮزﺷﻲ و ﺗﺤﺮک اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را از مولفه های توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ فرهنگی می دانند. شاخص هایی می توانند منجر به توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ گردند که بتوانند ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮی و دروﻧﻲ ﺳﺎزی ارزش ﻫﺎ و ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ و اﻧﺘﻘﺎل ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ را سبب گردند. «اﻧﺘﻘﺎل ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ» ﺣﺘﻲ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺳﻄﻮح دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻣﻜﺎﻧﺎت آﻣﻮزﺷﻲ را تعیین نماید (اسچرگر[28]، 2010).

  1. جامعه پذیری: نوعی کنش اجتماعی است که افراد، هنجارها و ارزش های یک جامعه را درونی و نهادینه می سازند. از نظر بلومر، اجتماعی شدن یا جامعه پذیری همان ذوب شدن، یکی شدن و جا افتادن در فرهنگ یک جامعه است ( هربرت بلومر، 2008).
  2. اﻧﺘﻘﺎل ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ: اﻧﺘﻘﺎل ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻣﻮروﺛﻲ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻮﺟﻮد در یک جامعه ﻛﻪ ﺳﺒﺐ ﺑﺮوز اﻧﮕﻴﺰه و ﺗﺤﺮک رو ﺑﻪ ﺟﻠﻮ در اﻓﺮاد ﻣﻲ ﺷﻮد (اسچرگر، 2010).
  3. اﻓﺰاﻳﺶ دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻣﻜﺎﻧﺎت آﻣﻮزﺷﻲ: امکان دستیابی به آموزش و آگاهی جمعی، رشد و تعالی سطح فرهنگ جامعه را در پی خواهد داشت و این مهم به توسعه سرمایه فرهنگی یک جامعه کمک می کند (اسچرگر، 2010). آموزش در راستای شناخت صحیح تاریخ میراث فرهنگی می تواند منجر به توسعه سرمایه فرهنگی جوانان گردد.
  4. تحرک اجتماعی: توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ به عنوان ﻧﻴﺮوی ﻣﺤﺮک در تغییر طبقه اجتماعی در ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺣﻮزه ﻫﺎی ﺳﻴﺎﺳﻲ، اﻗﺘﺼﺎدی و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ می تواند دیده شود. تحرک اجتماعی نیز می تواند منجر به ﺗﺠﺪﻳﺪ ﺣﻴﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ گردد و ﺑﺎ ﺗﻜﻴﻪ ﺑﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻃﻠﺒﻲ ﻣﺎدی و ﻣﻌﻨﻮی دﺳﺖ یافت (کالی، 2005).

اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻴﺰان ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮی، دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ آﻣﻮزﺷﻲ، اﻧﺘﻘﺎل ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﺗﺤﺮک اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ارتباط آنها با شناخت میراث فرهنگی ﺑﻪ ارزﻳﺎﺑﻲ توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ در جوانان ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ.

میراث فرهنگی

 میراث فرهنگی در هر جامعه، زمانی می تواند هویت بخش باشد و باعث انسجام گردد که افرادِ یک جامعه، شناخت و آگاهی کافی از میراث فرهنگیِ خود داشته باشند و ﻧﻘﺶ ﻣﻴﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ را در هویت بخشیِ خود بدانند. شناخت از تاریخ و میراث فرهنگی، با آموزش رسمی و غیررسمی به نسل بعد انتقال می یابد (تراسبی، 2001). میراث فرهنگی می تواند منتقل‌کننده ارزش‌های فرهنگی از نسلی به نسل دیگر در طول تاریخ باشد. دراین حالت، خوانش و تفسیری که از میراث فرهنگی می‌شود اهمیت دارد. دولت ها وظیفه دارند که در راستای ایجاد هویت جمعی و تقویت فرهنگ عمومی مشترک، برای ایجاد ارزش مشترک که قدرت آفرین است، این ارزش‌ها را در میراث فرهنگی بیابند و به بازشناسی و شناخت آنها کمک ‌کنند. از این منظر، میراث فرهنگی هر کشور می تواند نقش مهمی در تولید سرمایه فرهنگی در آن جامعه داشته باشد، مشروط به اینکه سیاست فرهنگی بتواند میراث فرهنگی را به شیوه‌ای کارآمد به افراد آن جامعه بشناساند و نحوه استفاده از آنها را آموزش دهد. پیر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی با طرح مفهوم سرمایه فرهنگی نشان می دهد که جوامع در کنار سرمایه‌های اقتصادی و انسانی، نیازمند سرمایه فرهنگی می باشند که بتوانند به توسعه پایدار دست یابند (بوردیو، 2008).

جوانان

 قطعنامه عمومی سازمان ملل متحد، واژه‏ «جوان» را برای سن 18 تا 24 سال برگزیده است، اما در جلسه «شورای عالی جوانان» در سال 1397، بازه سنی ۱۸ تا ۳۵ برای تعریف جوان تصویب شده است. این پژوهش با توجه به بازه سنی 18 تا 35 سال برای در نظر گرفتن جامعه نمونه انجام شده است.

رابطه شاخص های توسعه سرمایه فرهنگی با شناخت ﻣﻴﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ[29]

 ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، نوعی ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ارزﺷﻲ از نوع سرمایه فکری یا سرمایه مادی است که ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ اﻧﺘﻘﺎل از ﻧﺴﻞ ﻫﺎی ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﻫﺎی آﺗﻲ را دارد و باعث ایجاد ارزش های فرهنگی و ﻫﻮﻳﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ در افراد ﺟﺎﻣﻌﻪ می شود. ایران از جمله معدود سرزمین هایی با تاریخی کهن در حوزه تمدن و مدنیت است. تمدن در ادوار تاریخی ایران، به شکل میراث فرهنگی بجا مانده است. میراث فرهنگی که نشانه تمدن و تمدن که همانا ظهور و بروز فرهنگ است، نشان از نوع نگرش و اندیشه مردمان این سرزمین دارد و سرمایه فرهنگی عینیت یافته ای است که می تواند با مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی باز تولید گردد. بازتولید این سرمایه فرهنگی می تواند از طریق شناخت صحیح و کامل از پیشینه تاریخ فرهنگی صورت پذیرد و توسعه سرمایه فرهنگی متجسم را در افراد جامعه تجلی دهد (مک کرچر، 2002).

آموزش رسمی توسط نهادهای آموزشی و آموزش غیر رسمی توسط گروه های غیر رسمی در جامعه، خانواده، دوستان و رسانه های مختلف (رادیو، تلوزیون، اینترنت، کتاب و مجلات...) صورت می پذیرد (مکلن توش، 1999). شناخت صحیح و کافی از میراث فرهنگی برای حفظ و نگهداشت از میراث هویت بخشِ فرهنگی     می تواند در مسیر توسعه فرهنگی یک جامعه نقش مهمی ایفا کند، ﺑﺎ اﻧﺴﺠﺎم ﺑﺨﺸﻲ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ارزش آﻓﺮﻳﻨﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، در راﺳﺘﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﺣﻔﻆ اﻣﻨﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﺜﻤﺮ ﺛﻤﺮ واﻗﻊ شود و در ﺗﻮرﻳﺴﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﺟﺬب ﻣﻨﺎﻓﻊ اﻗﺘﺼﺎدی ﻧﻴﺰ در زﻣﻴﻨﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﻳﺪار ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﻘﺶ آﻓﺮﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ (تراسبی[30]، 2001). ﺑه دﻟﻴﻞ ﻧﻘﺶ ﻫﺎی ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ، ﻣﻴﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ هم ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺷﻜﻞ ارﺗﻘﺎ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﺤﺴﻮب ﺷﻮد و ﻫﻢ ﺧﻮد ﻳﻜﻲ از مولفه های توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد. شناخت ﻣﻴﺮاث فرهنگی می تواند ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﻲ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎی زیر میسر گردد (ریچارد[31]، 1996):

  1. اﻳﺠﺎد هویت فردی، ملی و مذهبی
  2. یادگیری صحیح تاریخ فرهنگی
  3. اﻳﺠﺎد ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ و ﻏﺮور ﻣﻠﻲ
  4. ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺰﻳﺖ ﺗﻤﺪﻧﻲ
  5. اﻧﺘﻘﺎل و اﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ
  6. کارآفرینی و ﻛﺴﺐ درآﻣﺪ اﻗﺘﺼﺎدی

 

 

 

 

 

 

 

               

یادگیری صحیح تاریخ فرهنگی

 

مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی

 

 

 

 

اﻳﺠﺎد ﻫﻮﻳﺖ ﻓﺮدی، ملی و مذهبی

تحرک اجتماعی

 

 

 

 

جامعه پذیری

 

 

 

 

امکانات آموزشی

 

 

 

 

انتقال فرهنگ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                 

شاخص های شناخت ­ میراث فرهنگی

کارآفرینی و درآمد اقتصادی

اﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

ایجاد همبستگی و غرور ملی

ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺰﻳﺖ ﺗﻤﺪﻧﻲ

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1: رابطه شناخت میراث فرهنگی و مدیریت توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

روش شناسی پژوهش

این پژوهش به لحاظ استفاده از نتایج، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی می باشد. این تحقیق به شیوه ترکیبی صورت پذیرفته و از روش های کمّی و کیفی جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است. پرسشنامه محقق ساخته، با 60 سوال بین خبرگان توزیع گشت و در نهایت روایی و پایایی 35 سوال تایید شد. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار استنباطی تحلیل عاملی و روش حداقل مربعات جزئی (PLS)[32]و نرم افزار23 spss استفاده شده است. پرسشنامه محقق ساخته، بین 385 نفر از  جوانان شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی توزیع گردید. در جامعه های آماری که تعداد آنها خیلی زیاد است، برای تعیین حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، جامعه نمونه را 385 در نظر می گیرند (385=n). این پرسشنامه با طیف لیکرت سنجیده شده است. پایایی[33]( قابلیت اعتماد) پرسشنامه بعد از تایید روایی صوری، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ اندازه گیری شد و پایایی آن تایید گردید. مقادیر ضریب آلفای کرونباخ در گویه ها بالاتر از معیار قابل قبول 7/0 است. این ﭘﮋوﻫﺶ در شهر تهران انجام شد و جوانان را در پنج منطقه شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکزِ تهران، مورد بررسی قرار داد..

جدول1: مشخصات مناطق تهران

مناطق تهران

شماره مناطق

منطقه شمال

مناطق 1، 2، 3، 4

منطقه جنوب

مناطق 15، 16، 17، 18، 19، 20

منطقه شرق

مناطق 8، 13، 14،

منطقه غرب

مناطق 5، 9، 21، 22،

منطقه مرکز

مناطق 6، 7، 10، 11، 12

کل مناطق

22

 

                                                       شکل 2: مناطق 22 گانه شهر تهران

یافته های پژوهش

با توجه به شاخص های توسعه سرمایه فرهنگی و شاخص های شناخت میراث فرهنگی، نتایج بارهای عاملی در جدول 2 مشخص شده است. روشی که در این تحقیق برای تجزیه وتحلیل داده ها از آن استفاده شد، روش مبتنی بر واریانس است و معادلات با یکی از روش های تحلیل آن با عنوان «حداقل مربعات جزئی» (PLS) بررسی گردید. این روش بر خلاف مدل یابی معادلات ساختاری مبتنی بر کواریانس، بر حداکثر کردن واریانس متغیر های وابسته توسط یک متغیر مستقل تمرکز دارد. یک مدل حداقل مربعات جزئی همانند همه روش های مدل یابی معادلات ساختاری شامل یک جزء ساختاری است که روابط میان متغیر های پنهان و یک جزء اندازه گیری که بیانگر چگونگی ارتباط متغیر های پنهان و مولفه های آن است را منعکس می کند. این روش جزء سومی نیز دارد که عبارت است از روابط وزنی برای برآورد بارهای عاملی متغیر های پنهان. روش حداقل مربعات جزئی، کارش را با محاسبه بارهای عاملی آغاز می کند. به همین منظور متغیر های مشاهده شده را به عنوان ترکیبات خطی دقیق مولفه های تجربی در نظر می گیرد. وزن های استفاده شده برای برآورد این بارهای عاملی به نحوی برآورد می شوند که بارهای عاملی به دست آمده، بیشتر واریانس متغیر های مستقل را به دست آورند- این کار برای پیش بینی متغیر وابسته مفید است. با به کار گیری این وزن ها این امکان بوجود می آید که با محاسبه میانگین موزون مولفه های هر متغیر پنهان، برای آن یک ارزش خاص برآورد شود. در واقع، ایده اصلی روش حداقل مربعات جزئی این است که اول روابط وزنی را که مولفه های یک متغیر پنهان را به آن مربوط می کند، برآورد و سپس بارهای عاملی هر متغیر پنهان را با به کارگیری روابط وزنی و بر اساس میانگین موزون مولفه های آن محاسبه نماید و در نهایت این بارهای عاملی را برای برآورد پارامتر هایی برای روابط ساختاری در مجموعه های معادلات رگرسیون به کار برد.

روش PLS برای ارزیابی مدل های اندازه گیری معادلات ساختاری، سه قسمت را تحت پوشش قرار می دهد:

  1. بخش مربوط به مدل های اندازه گیری
  2. بخش ساختاری
  3. بخش کلی مدل

محققانی که از روش PLS و نرم افزارهای مرتبط با آن مثل Smart PLS استفاده می کنند، باید در ابتدا از صحت روابط موجود در مدل های اندازه گیری با استفاده از معیارهای پایایی و روایی اطمینان حاصل کنند و سپس به بررسی و تفسیر روابط موجود در بخش ساختاری بپردازند. ذکر این نکته ضروری است که تنها در صورتی روابط بخش ساختاری معنادار و قابل تفسیر هستند که روابط بخش های مدل اندازه گیری در حد قابل قبول باشند. اگر پژوهشگر با مقادیر پایین تر از حد قابل قبول در بخش های مدل اندازه گیری روبه رو شود، باید ابتدا به اصلاح بخش مدل های اندازه گیری بپردازد و سپس روابط بخش ساختاری مدل خود را بررسی و تفسیر نماید.

                                                                          جدول 2: نتایج بارهای عاملی مدل تحقیق

 

شاخص

بار عاملی

آماره تی

اعتبار

شاخص های توسعه سرمایه فرهنگی

تحرک پذیری

71/0

12

supported

انتقال فرهنگی

75/0

1/16

supported

دستیابی به امکانات آموزشی

72/0

3/10

supported

جامعه پذیری

53/0

39/4

supported

شاخص های شناخت میراث فرهنگی

ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺰﻳﺖ ﺗﻤﺪﻧﻲ

80/0

7/15

supported

اﻧﺘﻘﺎل و اﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

86/0

8/28

supported

کارآفرینی و ﻛﺴﺐ درآﻣﺪ اﻗﺘﺼﺎدی

89/0

4/45

supported

یادگیری صحیح تاریخ فرهنگی

80/0

3/17

supported

اﻳﺠﺎد ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ و ﻏﺮور ﻣﻠﻲ

87/0

4/35

supported

اﻳﺠﺎد هویت فردی، ملی و مذهبی

80/0

3/18

supported

 

 

جدول 3: ضریب های مسیر آزمون فرضیه ها

مسیر

ضرایب مسیرb

ضرایب معنی داریt

Sig.

نتیجه آزمون

اﻳﺠﺎد هویت فردی، ملی و مذهبی- توسعه سرمایه فرهنگی

11/0

15/2

031/0

رد ﻓﺮض ﺻﻔﺮ

یادگیری صحیح تاریخ فرهنگی- توسعه سرمایه فرهنگی

11/0

13/2

033/0

رد ﻓﺮض ﺻﻔﺮ

اﻳﺠﺎد ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ و ﻏﺮور ﻣﻠﻲ- توسعه سرمایه فرهنگی

15/0

21/3

001/0

رد ﻓﺮض ﺻﻔﺮ

ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺰﻳﺖ ﺗﻤﺪﻧﻲ- توسعه سرمایه فرهنگی

11/0

32/2

021/0

رد ﻓﺮض ﺻﻔﺮ

اﻧﺘﻘﺎل و اﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ- توسعه سرمایه فرهنگی

12/0

07/3

002/0

رد ﻓﺮض ﺻﻔﺮ

کارآفرینی و ﻛﺴﺐ درآﻣﺪ اﻗﺘﺼﺎدی- توسعه سرمایه فرهنگی

20/0

80/3

000/0

رد ﻓﺮض ﺻﻔﺮ

 

بر اساس جدول 3 و تجزیه و تحلیل ضرایب t-values به وجود ارتباط مثبت و معنی دار بین شاخص های شناخت میراث فرهنگی و شاخص های توسعه سرمایه فرهنگی پی می بریم. ضرایب معنی داری t [34] معیار باری سنجش رابطه بین متغیرهاست و برازش ساختاری پژوهش را بعهده دارد. در صورتی که مقدار این اعداد از 96/1 بیشتر شود، نشان از صحت رابطه بین متغیرها و در نتیجه تایید فرضیات پژوهش در سطح اطمینان 95/0 می گردد؛ به این معنی که شاخص های در نظر گرفته شده از متغیر شناخت میراث فرهنگی با شاخص های توسعه سرمایه فرهنگی رابطه مثبت و معنی داری دارند. بر اساس جدول فوق ضرایب مسیر[35]b، همگی مثبت هستند و اعداد وزن رابطه بین متغیرها را توضیح می دهند. بر اساس وزن شاخص های شناخت میراث فرهنگی، به ترتیب کارآفرینی و ﻛﺴﺐ درآﻣﺪ اﻗﺘﺼﺎدی بالاترین وزن، سپس اﻳﺠﺎد ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ و ﻏﺮور ﻣﻠﻲ در رتبه پایین تر و سپس اﻧﺘﻘﺎل و اﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و سه گویه یادگیری صحیح تاریخ فرهنگی، ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺰﻳﺖ ﺗﻤﺪﻧﻲ و اﻳﺠﺎد هویت فردی ملی و مذهبی با یک وزن در یک سطح از اهمیت قرار می گیرند.

 

مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی

 

 

 

 

تحرک اجتماعی

 

 

 

 

جامعه پذیری

 

 

 

 

امکانات آموزشی

 

 

 

 

انتقال فرهنگ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                               

 

کارآفرینی و درآمد اقتصادی

 

 

                                                                               

 

                                                                                                 

ایجاد همبستگی و غرور ملی

شناخت ­ میراث فرهنگی

 

 

                                                                                                                                                      

انتقال و اﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺰﻳﺖ ﺗﻤﺪنی

یادگیری تاریخ فرهنگی

اﻳﺠﺎد ﻫﻮﻳﺖ ﻓﺮدی، ملی و مذهبی

 

 

 

 

شکل 3: مدل پژوهش

                                                  ﺟﺪول4: شاخص های کلی توسعه ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

 

 

شاخص های بعد متجسم توسعه سرمایه فرهنگی

 

آموزش

طراحی آموزش های فرهنگی؛ استفاده از روش های یاددهی موثر در آموزش؛ استفاده از شیوه های جذاب در آموزش؛ تناسب محتوای آموزشی و دانش افراد و انتقال مفاهیم آموزشی توسط متخصصان

دانش سلامتی

میزان خود اظهاریِ سلامت؛ آگاهی از دانشِ بهداشت عمومی و؛ اهمیت وجودِ سلامتی در نسل بعدی

دموکراسی

اعتقاد به گفتگو و تفاهم؛ اعتقاد به حقوق مساوی زن و مرد؛ حق انتخاب روشِ مناسبِ زندگی؛ پیروی از تصمیم گیری های عقلایی وعدم تبعیض اقتصادی

هویت فرهنگی

 

ایجاد هویت ملی با نمادسازی از میراث فرهنگی؛ ایجاد هویت دینی و اهمیتِ ترمیم و بازسازی میراث تمدنی

 

طبقه اجتماعی

میزان مصرف کالاهای فرهنگی(بازدید از موزه ها، خرید کتاب، رفتن به سینما، تئاتر و کنسرت و...)؛ میزان تحصیلات؛ میزان درآمد و سرانه مطالعه

شاخص های بعد عینی توسعه سرمایه فرهنگی

 

 

 

 

 

 

مشارکت فرهنگی

وجودِ دانش فرهنگی؛ عادت واره ها برای شرکت در برنامه های فرهنگی(رفتن به سینما، تئاتر، کنسرت موسیقی، نمایشگاه های هنری؛ کتابخانه ها، موزه ها و...)؛ حضور در مراسم ملی؛ حضور در مراسم مذهبی و عضویت در مراکز فرهنگی

 

امکانات و منابع فرهنگی

میزان امکانات فرهنگی موجود؛ میزانِ دستیابیِ به منابع فرهنگی؛ تخصیص هزینه برای مصارف فرهنگی؛ تناسب درآمد با هزینه های استفاده از امکانات فرهنگی و مقدار بودجه دولتی که برای ایجاد امکانات فرهنگی در نظر گرفته می شود

 

مصرف فرهنگی

 

 

ویژگی های کالاهای فرهنگی مورد نیاز افراد خانواده (ارزانی و فراوانی کالا، کیفیت و تبلیغات، انطباق با فرهنگ بومی)؛ ویژگی های کالاهای فرهنگی در ارتباط با هنجارهای اجتماعیِ خانواده ها و مد؛ اهمیتِ رضایت خانواده در مصرف کالاهای فرهنگی؛ ایجادِ تمایزِ اجتماعیِ خانواده ها با بهره گیری از برندهای تجاری و اهمیتِ تبلیغات برای مصرف کالاهای فرهنگی

 

دسترسی به اطلاعات و شبکه جهانی

 

بالا بردنِ دانش به منظور ارتباط با شبکه های جهانی؛ ایجاد شبکه های اجتماعی جهت تسهیل تبادلات اطلاعات و فرصتهای فرهنگی؛ میزان دسترسی به شبکه های اینترنتی(شبکه های اجتماعی، بانک های اطلاعات داخلی و خارجی و...) ؛ استفاده صحیح از محتوای شبکه های مجازی و تخصیصِ هزینه برای اتصال به شبکه اینترنت جهانی

 

گردشگری

 

شناختِ جاذبه های گردشگری؛ تشویق به گردشگری و معرفی فرهنگ و تمدن کشور؛ بازتولید ارزش های ملی و دینی با استفاده از گردشگری؛ ایجاد کارآفرینی در صنعت گردشگری و تولیدِ ارزشِ اقتصادی و سودآوری از صنعت گردشگری بومی

شاخص های بعد ضابطه ای توسعه سرمایه فرهنگی

مدارک تحصیلی و حرفه ای

مدارک تحصیلی و دانشگاهی؛ گواهی نامه های فنی و حرفه ای؛ تقدیرنامه ها و تشویق نامه ها؛ میزانِ ارزشِ اجتماعیِ مدارک تحصیلی و حرفه ای و میزانِ ارزشِ اقتصادیِ مدارک تحصیلی و حرفه ای

اشتغال

اهمیتِ ارزش اجتماعی مشاغل؛ میزانِ درآمد از اشتغالِ؛ میزان امنیت شغلی؛ وجودِ بیمه های کار و پرداخت مالیات بر درآمد

      

 

 

نمودار 1-3: ﺗﻮزﻳﻊ ﻓﺮاواﻧﻲ آزﻣﻮدﻧﻲﻫﺎ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ جنس، سطح تحصیلات و محل سکونت

 

 

 

 

بحث و ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮی

نتایج پژوهش در بخش آمار توصیفی نشان می دهد که در بررسی نمونه آماری جوانان شهر تهران، متغیر جنسیت زنان را 63/52 درصد و مردان را 36/47 درصد نشان می دهد. در متغیر سطح تحصیلات، سطح کارشناسی با 3/33 درصد، بیشترین سطح تحصیلی را به خود اختصاص داده است. متغیر محل سکونت، 85/42 درصد از شرکت کنندگان را در منطقه غرب تهران نشان می دهد که بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است.

 نتایج پژوهش در بخش آمار استنباطی نشان می دهد بر اساس بارهای عاملی و ضرایب مسیر مولفه های مدل تحقیق، آشنایی و شناخت میراث فرهنگی ایران، می تواند یکی از ابعاد توسعه سرمایه فرهنگی را در جوانان ایرانی ارتقا بخشد. در واقع مولفه شناخت میراث فرهنگی متغیر تاثیرگذاری بر مدیریت توسعه سرمایه فرهنگی جوانان است که در نهایت منجر به توسعه یکی از عناصر مهم توسعه پایدار در کشور خواهد شد.

پیشنهادها

با توجه به یافته های پژوهش پیشنهادهای زیر ارائه می شود:

  • استفاده از شیوه های جذاب در آموزشِ مفاهیم تاریخی و ایجاد علاقه به یادگیری تاریخ فرهنگی ایران؛ چنان که آموزش و یادگیری تاریخ فرهنگی باید به دور از غرض ورزی و جهت گیری های خاص صورت پذیرد؛
  • ایجاد غرور آفرینی ملی در جوانان با علاقمندی به شخصیت های بزرگ تاریخ فرهنگی ایران به شکلی که از سیاه نمایی چهره های تاریخی پرهیز و هر گونه قضاوت به خود افراد واگذار شود؛
  • نمادسازی از میراث فرهنگی ایرانی و اسلامی به منظور هویت سازی در جوانان؛
  • ترمیم و بازسازی میراث تمدنی کشور و تشویق جوانان به شناخت تاریخ فرهنگی و بازدید از آثار باستانی کشور؛
  • اختصاصِ بیشترِ منابع مالی به منظور ارتقای سطح نگهداری از میراث فرهنگی؛
  • افزایشِ سرانه مطالعه در جوانان؛
  • ایجاد تسهیلات برای افزایش بازدید از آثار باستانی کشور و موزه ها؛ 
  • افزایش سطح دسترسی به اطلاعات شبکه های جهانی به همراه فراگیریِ کسب اطلاعاتِ صحیح از دنیای مجازی؛
  • ایجاد عادت واره های فرهنگی برای رسیدن به غرور ملی؛
  • شناختِ جاذبه های گردشگری به تناسب زیست بوم و بوم شناسی فرهنگی؛
  • تشویق جوانان به گردشگری و معرفی فرهنگ و تمدن دست کم ده هزار ساله ایران؛
  • ایجاد کارآفرینی و تولید ثروت از میراث فرهنگی.

                                                                                                                    

  • منابع      

    • ﺗﺎج ﺑﺨﺶ، ﻛﻴﺎن. (1384). ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، اعتماد، دموکراسی و توسعه. افشین خاکباز و حسن پویان. تهران: نشر شیرازه
    • ﺟﻨﻜﻴﻨﺰ، رﻳﭽﺎرد و ﺑﻮردﻳﻮ، ﭘﻲ ﻳﺮ. (1385). ﻟﻴﻼ ﺟﻮ اﻓﺸﺎﻧﻲ و ﺣﺴﻦ ﭼﺎوﺷﻴﺎن. ﺗﻬﺮان: ﻧﺸﺮ نی
    • جمی، مجتبی و اعتباریان، اکبر. (1395). «مدیریتبهاقتضایفرهنگدرسازمان هایایرانی براساسشاخص هایفرهنگیهافستد(موردمطالعه:اداراتمرکزیمخابراتاستان هایاصلیایران)». مدیریت فرهنگ سازمانی. 14(4)، صص 1110-1091.
    • ساروخانی، باقر .(1380). مقدمه‌ای بر جامعه شناسی خانواده. تهران: انتشارات سروش
    • صالحی امیری، سید رضا. (1386). ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ و ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ. ﺗﻬﺮان: ﻧﺸﺮ ﻗﻘﻨﻮس

     

    • Abel, T. (2015a). “Cultural capital and social inequality in health. Journal of Epidemiology & Community Health”. 62, e13–e13. doi:10.1136/jech.2007.066159.
    • Abel, Thomas. (2015b). “Cultural Capital in Health Promotion”. Health and Modernity, pp. 43–73. New York, NY: Springer New York. Retrieved from file:///C:/Users/home/Desktop/springer/2.htm.
    • Al Ariss, A., & Syed, J. (2011). “Capital Mobilization of Skilled Migrants: A Relational Perspective”. British Journal of Management, 22, 286–304. doi:10.1111/j.1467-8551.2010. 00734.x.
    • Abel, Thomas. (n.d.). “Cultural Capital in Health Promotion”. Health and Modernity, New York, pp. 43–73.  
    • Bourdieu, P. (2008). Distinction: A Social Critique of the Judgement of Taste. London: Routledge
    • Bourdieu, P. (2007). “The Forms of Capital. In J. G. Richardson” (Ed.). Handbook of Theory and Research for Sociology of Education. New York: Greenwood Press
    • Bourdieu, P. & Passeron, J. C. (1990). Reproduction in education, society, and culture. Vol. 4. Sage Publications Ltd
    • Clarke, P., & Eastgate, A. (2011). “Cultural capital, Life Course Perspectives and Western Front battlefield tours”. Journal of Tourism and Cultural Change, 9, 31–44. doi:10.1080/14766825.2010.527346.
    • Fanning, B., Haase, T., & O’Boyle, N. (2010). “Well-being, Cultural Capital and Social Inclusion: Immigrants in the Republic of Ireland”. Journal of International Migration and Integration, Revue de l’integration et de la migration internationale, 12, 1–24. doi:10.1007/s12134-010-0166-0.
    • Hargie, O. (2016). “The importance of communication for organisational effectiveness”. Mayıs, 2, 2017.
    • Jaeger, M. M. (2009). “Equal Access but Unequal Outcomes: Cultural Capital and Educational Choice in a Meritocratic Society”. Social Forces, 87, 1943–1971. doi:10.1353/sof.0.0192.
    • Johnson, J. H., Bienenstock, E. J., & Stoloff, J. A. (1995). “An empirical test of the cultural capital hypothesis”. The Review of Black Political Economy, 23, 7–27. doi:10.1007/BF02689909
    • Kuly, Michelle, Stewart, Etoile, & Dudley, Michael. (2005). “Enhancing Cultural Capital: The Arts and Community Development in Winnipeg”. Page 33-38. Article Retrieved November 26, 2011, from http://winnspace.uwinnipeg.ca/handle/10680/314.
    • McKercher, B., Ho, P. S. Y., & du Cros, H. (2004). “Attributes of popular cultural attractions in Hong Kong”. Annals of Tourism Research, 31(2), 393–407.
    • Phillips, R., & Shockley, G. (2010). “Linking Cultural Capital Conceptions to Asset-Based Community Development”. Mobilizing communites: asset building as a community development strategy, 92.
    • Ramingwong, S., & Snansieng, S. (2013). “A survey on mum effect and its influencing factors”. Procedia Technology, 9, 618-626.
    • Richards, G. (1996). “Production and consumption of European cultural tourism”. Annals of tourism research, 23(2), 261–283.
    • -Scherger, S., & Savage, M. (2010). “Cultural transmission, educational attainment and social mobility”. The Sociological Review, 58(3), 406–428. doi:10.1111/j.1467-954X.2010.01927. x.
    • McIntosh, A. J., & C Prentice, R. (1999). “Affirming authenticity: Consuming cultural heritage”. Annals of tourism research, 26(3), 589–612.
    • Šebestová, J., & Rylková, Ž. (2011). “Competencies and innovation within learning organization”. Economics and Management, 16, 954-960.
    • Taylor، P. (1997). “Investigating Culture and Identity”. London: Collins quoted in Communication Studies: The essential Resource: Cultural, Communication and Context، pp. 199-200.
    • Throsby, C. D. (2001). Economics and culture. Cambridge Univ Press.
    • Tramonte, L., & Willms, J. D. (2010). “Cultural capital and its effects on education outcomes”. Economics of Education Review, 29(2), 200–213. doi: 10.1016/j.econedurev.2009.06.003.
    • UNESCO ORG. (2011). Selection Criteria. Retrieved December 9, file:///D:/backup/cultural.
    • Uysal, A., & Öner-Özkan, B. (2007). “A self-presentational approach to transmission of good and bad news”. Social Behavior and Personality: an international journal, 35(1), 63-78.
    • Waldron, L. M. (2009). “Cultural Approaches to Understanding School Violence”. Sociology Compass, 3(4), 595–615. doi:10.1111/j.1751-9020.2009. 00222.x.