طراحی الگوی تبیین مولفه‌های سبک ازدواج در ایران با روش فراترکیب

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جامعه شناسی، دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی، بروجرد، ایران(نویسنده مسئول) E- mail: Tajbakhsh@abru.ac.ir

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

چکیده

هدف از انجام این پژوهش، ارائه مدل جامع و نظام مند مؤلفه­های سبک ازدواج در کشور می­باشد. انتخاب همسر در هر جامعه­ای، بنابر فضا و موقعیت اجتماعی، هنجارها، معیارها و شرایط خاص آن جامعه صورت می­گیرد. روش پژوهش در این مطالعه، کیفی و نوعی از فرا مطالعه به نام «فراترکیب» است که برای گردآوری داده­ها از روش کتابخانه­ای استفاده شده است. جمعیت مورد مطالعه­ پژوهش را تمامی مقاله­های مرتبط با موضوع پژوهش شامل می­شود. برای انجام این پژوهش، پس از طراحی سوالات تحقیق، جستجویی نظام مند بر اساس کلیدواژه­های مرتبط نظیر سبک ازدواج، ازدواج سنتی و ازدواج مدرن در پایگاه­های داده تمامی نشریات علمی ـ پژوهشی معتبر داخلی طی سال­های 1388 تا سال 1396 صورت گرفت. نتایج حاصل از بررسی 22 مقاله از 44 مقاله­ اولیه پژوهشگران، 8 بعد و 35 مؤلفه را به عنوان ابعاد سبک ازدواج که در پژوهش­های مختلف داخلی در سال­های 1388 تا اواخر 1396 به آن اشاره شده، شناسایی کردند و بر اساس همین ابعاد، مدل یکپارچه نهایی ارائه و اعتبار سنجی شد.
نتیجه آن که این مقاله با شناسایی تمامی ابعاد سبک ازدواج در منابع موجود در سال­های 1388 تا اواخر 1396 می­تواند به عنوان مبنایی برای شناسایی سبک ازدواج در ایران برای محققان و سایر گروه­ها همچون برنامه­ریزان و مدیران دولتی جهت آموزش جامعه و مشاوره­های قبل از ازدواج قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها


طراحی الگوی تبیین مولفه­ های سبک ازدواج در ایران با روش فراترکیب

 

غلامرضا تاجبخش[1]

 امین گودرزی[2]

تاریخ دریافت مقاله: 25/5/1399

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:12/7/1399

 

 

مقدمه

خانواده، گسترده­ترین و مهم­ترین نهاد اجتماعی است؛ به طوری که می­توان گفت در تجربه زیسته و زندگی روزمره انسان­ها، نقشی اساسی دارد. آنچه موضوع خانواده را مسئله­مند می­نماید، تغییراتی است که در حیطه تداوم ازدواج و تعهدات زوجین صورت گرفته است. تعهد در ازدواج به عنوان یک مورد خاص از تعهد است که شامل پیچیدگی­های فردی، اجتماعی و حقوقی است و در انواع روابط دیگر یافت نمی­شود (آدامز و جونز[3]، 1997 و ناک[4]، 1995).  با شتاب گرفتن روند تحولات اقتصادی و اجتماعی در کشور، الگوی سنتی خانواده نیز به تدریج دچار تغییر شده است. افزایش سطح تحصیلات و آگاهی­های عمومی، حق انتخاب سبک زندگی را به افراد داده و باعث شده ذهنیت­ها و ایده­آل­های افراد در مورد ازدواج، طول دوران تجرد، سن مناسب برای ازدواج، نحوه­ انتخاب همسر و همسر گزینی از میان خویشاوندان و دوام ازدواج تغییر کند (سرایی، 1385: 50-53)؛ به طوری که ازدواج­های امروزی در سنین بالاتر رخ می­دهد، روابط جنسیتی زوجین در خانواده نیز با استقلال­طلبی زنان دگرگون گردیده و وقوع طلاق­ها نیز ضمن تغییر ماهوی بیشتر شده است (عباسی شوازی و عسکری ندوشن،1384: 35). سیر صعودی افزایش سن ازدواج و همچنین کاهش سرعت ازدواج نسبت به طلاق طی سال­های اخیر حکایت از این دارد که نهاد خانواده در ایران یکی از نهادهایی است که هم در ساختار و هم در کارکردهای خود از این تغییرات تأثیر شگرفی پذیرفته است (سرایی، 1387: 133-138). در حقیقت، به موازات تحولات رفتار در خانواده، هنجارها، ارزش­ها، باورها و عقاید افراد درباره­ ازدواج و خانواده نیز تغییر می­یابد و مجموعه­ای از ارزش­های نوین خانوادگی شکل می­گیرد. بحث تغییر ارزش­ها و نگرش­های مربوط به ازدواج در چارچوب تئوری تحولات ارزشی اینگلهارت و گذار دوم جمعیتی و در فضای مدرنیته قابل بحث است (اینگلهارت، 1373: 76). در چارچوب تئوری دوم گذار جمعیتی، مشخصه­ ذاتی در حوزه­ خانواده، تغییر ارزش­ها و رفتارها در حوزه­ ازدواج و فرزندآوری است (وان دی کا[5]، 1996: 432-389). از این رو، انجام دادن مطالعاتی که به تشریح فرایند ازدواج به منزلۀ پدیده­ای اجتماعی که جهت تشکیل خانواده رخ می­دهد، حایز اهمیت است. بر این اساس، در تحقیق حاضر محقق به دنبال واکاوی الگوی سبک ازدواج و ارائه مدل برای آن در جامعه ایران می­باشد. بنابراین سوال اصلی پژوهش حاضر این است: مؤلفه­های اصلی ازدواج در ایران کدام­اند؟

پیشینه  پژوهش

در مورد مقوله ازدواج، تحقیقات متعددی هم در حوزه کمی و هم کیفی انجام گرفته است و دامنه این تحقیقات به خصوص در علوم اجتماعی بسیار زیاد می­باشد؛ به نحوی که مخاطبانی که قصد درک این مقوله را دارند، برای رسیدن به یک جمع­بندی در زمینه ازدواج به دلیل تعدد این نوع از پژوهش­ها گاهی با نوعی سردرگمی روبه­رو می­شوند. لذا در پژوهش حاضر با بررسی تحقیقات انجام گرفته در مورد ازدواج، محقق در صدد ارائه یک مدل تبیینی پیرامون مقوله ازدواج برآمده است. در این بخش، تمامی تحقیقات مورد بررسی در این پژوهش به عنوان پیشینه پژوهشی مطرح گردیده اند.

جدول 1: تلخیص مطالعات انجام شده در رابطه با سبک ازدواج

ردیف

محقق و سال انجام تحقیق

روش پژوهش

یافته­های پژوهش

1

فرامرزی، مهدوی و ترکمان (1396)

کیفی

هم­باشی در حقیقت خوانشی نو از مفهوم ازدواج در عصر حاضر است. خوانشی نو در جامعه­ای که در حال تجربه کردن اشکال و صورت­های جدید از واقعیت­های اجتماعی دنیای مدرن است که هر چند در فضای فردی افراد به وقوع می­پیوندد، ولی حاصل شرایط جدید اجتماعی و اقتصادی جامعه است.

2

اصغرپور ماسوله، کرمانی و برادران کاشانی (1396)

کیفی

سه الگوی قالب برای گزینش همسر وجود دارد: سبک مبتنی بر الگوهای سنتی، سبک مبتنی بر تعاملات دوستانه، سبک بینابینی.

3

بی­بی رازقی نصرآباد و فلاح­نژاد (1396)

کمی

تفاوت معناداری در ارزش ازدواج در نسل­های مختلف وجود دارد. ترکیبی از ارزش­های سنتی و مدرن در ازدواج در سه نسل مشهود است. بیشترین تفاوت نسلی مربوط به گویه­های معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج و سپس ازدواج با اقوام نزدیک است.

4

قادر زاده، محمدی و محمدی (1396)

کیفی

جوانان پیش از ازدواج  به دلایل مشکلات عاطفی، شدت یافتن امیال جنسی و عضویت و تسهیل پذیرش در گروه دوستان به رابطه با جنس مخالف به مثابه زمینه ای تسهیل­گر نگاه می کنند و فناوری­های نوین ارتباطی و اطلاعاتی به منزله شرایط مداخله­گر در این فرایند عمل می نمایند.

5

گلچین و صفری (1396)

کیفی

در این پژوهش مقولات تقلیل کارکرد و اهمیت خانواده، مهاجرت و تهران، شهر بی­نظارت به عناون شرایط زمینه­ای، دید منفی به ازدواج مرسوم، باورهای فمنیستی و اعتقاد نداشتن و پایبند نبودن به ارزش­های دینی جامعه به عناون شرایط علی، درگیری در فرآیند عاشقانه و آشنایی با هم­خانگی به عناون شرایط میانجی، هم خانگی، رابطه برابر و همخانگی، رابطه با پایان باز تجربه رضایت بخش از این سبک زندگی، موانع داخلی رابطه و محدودیت­های خارجی رابطه به عنوان تعاملات، تحمل ضرر و زیان ناشی از پایان رابطه و اقدام به ازدواج و یا قول به ازدواج جهت بر طرف کردن موانع خارجی به عناون پیامدهای این سبک زندگی تعیین شدند.

6

زرندی، هاشمیان فر و کیانپور (1396)

کیفی

گروهی از زنان با ارزیابی مثبت از موقعیت ازدواج خود و با استفاده از آموزش صحیح و تقویت مهارت­های زندگی موجب می­شوند تا ازدواج و دوام تعهد محور به موقعیتی بهنجار تبدیل گردد، اما درمقابل گروهی دیگر با ارزیابی منفی از ازدواج خویش و جدایی پنهان از همسر با پیامدهای منفی چون: عهدشکنی، گسترش روابط چندگانه عاطفی و جنسی، طلاق و عدم سلامت روحی مواجه می­شوند.

7

سهراب­زاده و پرنیان (1396)

کیفی

هفت سنخ گرایش به ازدواج وجود دارد که شامل گرایش محاط شده، گرایش سلسله مراتبی، گرایش خود پیروی عقلانی، گرایش خود پیروی عاطفی، گرایش برابرنگر، گرایش سیال و گرایش ضد ازدواج می شود.

8

فتحی، اسماعیلی، فرحبخش و دانش­پور (1395)

کیفی

در این پژوهش همسر گزینی متناسب مبتنی بر شناخت به عنوان شرایط علی و شرایط میانجی در چهار سطح فردی، زوجی، خانوادگی و والدینی طبقه بندی گردیده است.

9

حسینی و ایزدی (1395)

کیفی

بیشتر سوژه­ها احساسات دوگانه­ای به تجرد دارند؛ آنها از یک سو از استقلال و آزادی ناشی از تجرد راضی و خشنود هستند و از سوی دیگر، احساس تنهایی می کنند و دیگران را به ازدواج توصیه می­ نمایند.

10

خجسته مهر، دانیالی و شیرالی­نیا (1395)

کیفی

عواملی مانند آمادگی اخلاقی، عاطفی و روانی برای ازدواج، کسب استقلال عاطفی و مالی از خانواده اصلی، آمادگی فداکاری، گذشت و متعهد بودن در قبال همسر، پذیرش مسئولیت­ها و چالش­های زندگی مشترک، کسب مهارت­های لازم برای زندگی مشترک، آمادگی سنی، الزام آور بودن نیازها و حمایت اطرافیان نقش مهمی در آمادگی افراد برای ازدواج ایفا می­کنند.

11

خجسته مهر و محمدی (1395)

کیفی

خوشبختی در ازدواج، داشتن معنایی از احساس آرامش و رضایت است که زوجین با دیدگاه معنوی و اخلاقی و با انجام رفتارهای مولد خوشبختی در حضور دیگران با ازدواج سازنده خود، آن را تشکیل می­دهند.

12

خسروان، مشکی، مسلم و آرمان مهر (1394)

کیفی

از دیدگاه این پژوهش، مسائل به وجود آمده در ازدواج ناشی از تعجیل، شناخت ناکافی و اجبار است.

13

کریمیان، سالاری و ملکاری (1394)

کیفی

شش مقوله اصلی  با عناوین آمادگی برای ازدواج و نگرانی از پیامدهای آن، مزایای اقتصادی، نیازهای عاطفی و جنسی، نگرانی از پیامدهای طلاق، کم رنگ شدن نقش نظارتی و حمایتی خانواده، آزمودن سازگاری و ازدواج آزمایشی به عناون دلایل افراد به روابط هم­خانگی استخراج گردیده است.

14

فراهانی خلج­آبادی، کاظمی­پور و رحیمی (1391)

کمی

تجربه معاشرت پیشرفته قبل از ازدواج، یکی از عواملی است که تعیین کننده افزایش سن ازدواج در بین دانشجویان است.

15

محبی، سیاح و حسینی (1388)

کیفی

علل تأخیر در ازدواج تنگنای ازدواج، ریسک ازدواج، زاویه­گیری خانواده از ازدواج، آنومی در ازدواج، تغییر فضا و ترجیحات نوین همسر گزینی، محاسبه هزینه ـ فایده ازدواج، سپر روانی تجرد، بی اخلاقی­های اجتماعی و بازاندیشی در هویت زنانه را به عنوان مهم­ترین مقولات در نظر گرفته است.

16

هولمن و لی[6] (1997)

کمی

با استفاده از پرسشنامه آمادگی ازدواج[7] دریافتند که ویژگی­های جمعیت­شناختی مانند میزان درآمد، تحصیلات و سن، ارتباط زیادی با آمادگی ازدواج افراد داشت. آن­ها همچنین دریافتند که عوامل زمینه­ای، صفات و نگرش­های فردی و حمایت افراد مهم زندگی فرد بر ادراک آمادگی ازدواج افراد تأثیر می­گذارد. بنابراین، افرادی که در سنین بالاتر ازدواج می­کنند، تجربه تحصیلی بیشتری دارند، از لحاظ مالی احساس امنیت بیشتری می­کنند، از حمایت و تأیید خانواده و دوستان برخوردارند، گزارش خوبی از رابطه خود با کسی که به عنوان همسر انتخاب کرده­اند، ارائه می­نمایند و نسبت به افراد دیگر احساس آمادگی ازدواج  بیشتری دارند. هولمن و لی با استفاده از مدل فرایند بین فردی[8] کیت و لوید[9] مشخص ساختند که شاخص­های فرایندهای تعاملی[10] در درک آمادگی ازدواج افراد مهم است و این فرایندها، واسطه رابطه صفات شخصیتی[11]، عوامل خانواده اصلی، عوامل محیطی ـ اجتماعی و آمادگی ازدواج هستند.

17

شافر و بازینی [12] (1997)

کیفی

در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که معیارهای زنان و مردان در بسیاری از جوامع به هم شبیه است و تفاهم میان آنها در مورد خصوصیات ارائه شده بسیار چشمگیر است. هم مردان و هم زنان تلاش می­کنند تا بهترین­ها را از نظر جذابیت، اندام، شخصیت و خصوصیات اخلاقی انتخاب کنند.

18

لوبنکویک و آرکنیک[13](2007)

کمی

نشان می­دهند که خصوصیاتی همچون: هوش، پختگی، عطوفت، ایمان، صمیمیت و صداقت از نظر زنان و مردان مورد مطالعه، در اولویت اول و خصوصیاتی مانند شجاعت، وقار، آراستگی، استیل خوب بدنی، قدرت و قناعت در اولویت دوم قرار دارند. خصوصیاتی از قبیل غرور، خودخواهی، تندمزاجی، ترس و سست عنصری نیز کمترین اهمیت را داشته­اند.

 

مبانی نظری پژوهش

تقسیم­بندی­های متفاوتی از معیارهای ازدواج با توجه به نظریه­ها و دیدگاه­های مختلف انجام شده است که در کنار تفاوت­ها، شباهت­های زیادی نیز با یکدیگر دارند (اسکانزونی[14] و همکاران، 1989، به نقل از اسپرچر و رگان[15]، 2002: 10ـ11). بر اساس دیدگاه­های «شبکه اجتماعی» و «تبادل اجتماعی»، معیارهای انتخاب همسر و ازدواج به چهار دسته جنسی مانند فعالیت جنسی (هوس)، درونی مانند خود ـ افشاگری[16] و حمایت عاطفی (صمیمیت)، بیرونی مانند پول و یا شغل (موقعیت اقتصادی) و رسمی (پایگاه قانونی مشترک) دسته­بندی  شده است. از نظر آنها، شبکه­های اجتماعی افراد از انواع رابطه­های نزدیک (درونی) تشکیل شده است که می­توان آنها را بر حسب نوع وابستگی متقابلی تعریف کرد که تبادل در رابطه­ها مشخص می­سازد. وابستگی­های متقابل  عبارت است از: فعالیت­های مشترک با پایگاه­های مرتبط و تبادلات الگو یافته بین دو نفر (کنعانی و همکاران، 1395: 245).

«نظریه­ تبادل اجتماعی» فرض می­کند که انسان­ها در تبادل روابط با یکدیگر در پی دریافت «سود» هستند و مایل اند رفتارشان از جمله روابط دوستانه، صمیمی و عاشقانه­ آنان به نوعی سود و بازده برابر منجر شود (مهرابی­زاده هنرمند و داودی، 1385: 3). اینان نگاهی اقتصادمآبانه به عشق، صمیمیت و ازدواج دارند و گزینش همسر را ناشی از سودی می­دانند که برای فرد دارد. این سود می­تواند تأمین نیازهای مالی، احساسی، جنسی و ... را شامل شود و با توجه به هر دوره زمانی و مکانی متفاوت باشد؛ به شکلی که در گذشته، انتخاب همسر از جانب والدین و بنا بر مصلحت خانوادگی با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی فرد انجام می­گرفت، در حالی که امروزه این انتخاب همسر بیشتر بر اساس تصمیم خود فرد و با توجه به ملاک­هایی چون: پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی صورت می­گیرد (کنعانی و همکاران، 1395: 237).

«نظریه تکاملی» بر این باور است که مردان و زنان از زمان­های قدیم توسط مکانیسم­های جنسی به خصوصی رشد یافته­اند که باعث می­شود آنها از لحاظ روانشناختی متفاوت باشند. بنابراین از آنها انتظار می­رود که در رفتار کردن و هنگام تصمیم­گیری از لحاظ جنسی رفتار متفاوتی داشته باشند (شومک[17]، 2007: 35). طبق این نظریه، مردان به صورت بالقوه توانایی تولید مثل بالایی دارند، اما زنان با توجه به طول مدت بارداری و سنین باروری مشخص، توانایی داشتن معدودی فرزند را دارند. از آن­جا که ارزیابی و تشخیص نشانه­های توانایی تولید مثل (مانند سن و سلامت) به طور مستقیم دشوار است، مردان از نشانه­های جذابیت جسمانی به جای آن استفاده می­کنند (باس، 1994؛ باس و اسمیت، 1993و خالد،2005: 156).

یکی از مهم­ترین معیارها که سابقه­ای بس طولانی در بین ارزش­های مرتبط با ازدواج و همسرگزینی دارد و در اغلب نظریه­ها نیز مورد توجه قرار گرفته است، وجود عشق بین دو طرف است. همان­طور که دو هزار سال قبل لوکان[18] به آن اشاره کرد و قرن­ها بعد فرانسیس بیکن [19]حرف او را تکرار کرد: «این جزئی از طبیعت عشق است که تنها معنی آن عبارت است از دل را به دریا زدن و خود را به دست تقدیر سپردن» (باومن[20]، 1392: 27). در برخی از موارد، عشق را معادل هوس دانسته­اند و آن را ضامنی برای بقای نسل آدمی تلقی کرده اند (همان، 27)، اما گروهی دیگر بر این  باور هستند که عشق به معنای صمیمیت بین دو نفر است؛ صمیمیت به معنای توانایی همدلی و برقراری رابطه عمیق با دیگران به­خصوص جنس مخالف و توانایی ایجاد حس نزدیکی و شناساندن خود به دیگران (کوزه­گران، 1387: 11ـ12).

روش­شناسی پژوهش

روش پژوهش این مطالعه، کیفی و نوعی از فرامطالعه به نام «فراترکیب» است. استفاده از روش فراترکیب برای شناسایی سبک ازدواج بدین صورت است که مشابه فراتحلیل و فراترکیب برای یک­پارچه­سازی چندین مطالعه به منظور ایجاد یافته­های جامع و تفسیری استفاده می­شود. از آن جا که بیش­تر مقالات در زمینه­ ازدواج مطالعه­های کیفی و بدون داده­های کمی هستند، از روش فراترکیب به عنوان روشی مناسب برای به دست آوردن ترکیب جامعی از این موضوع بر پایه مطالعه­های کیفی محدود شده است. همان­طور که بیان شد، فراترکیب نوعی مطالعه ثانویه است که با هدف مرور ساختاریافته مطالعات کیفی که متمرکز بر مطالعه­ کیفی یافته­های استخراج شده از مطالعه­های با موضوع مرتبط و مشابه می­باشد. البته باید در نظر داشت که فراترکیب، مرور یکپارچه­ ادبیات کیفی موضوع مورد نظر نیست و لزوماً ادبیات موضوعی زیادی را درگیر نمی­کند. هم­چنین، عصاره­ای از تفسیرهای مطالعه­های مشابه نیز نیست، بلکه یک­پارچه­سازی تفسیر یافته­های اصلی مطالعات منتخب به منظور ایجاد یافته­های جامع و تفسیری است (زیمر[21]، 2006: 311-318) که حاکی از فهم عمیق پژوهشگر در این باب است (بک[22]، 2002). از طریق بررسی یافته­های مقاله­های اصلی پژوهش، پژوهشگران واژه­هایی را آشکار و ایجاد می­کنند که نمایش جامع­تری از پدیده­ مورد بررسی را نشان می­دهد (زیمر، 2006: 311-318). نوبلت و هیر[23] سه فاز اصلی انتخاب مطالعات، ترکیب ترجمه­ها و ارائه ترکیب را برای فراترکیب و باروسو و ساندلوسکی[24] روشی هفت گامی را معرفی می­کنند. در این جا محقق پژوهش­های گذشته در حوزه ازدواج را در ایران مورد کنکاش قرار داده و در این راه از روش هفت مرحله­ای باروسو و ساندلوسکی استفاده کرده است که خلاصه این مراحل در شکل 1 آمده است:

 

شکل 1: مراحل پیاده­سازی روش فراترکیب

بر اساس شکل 1، مراحل مبسوط پیاده سازی روش فراترکیب به شرح زیر می­باشد:

گام اول: تنظیم سوال تحقیق

برای تنظیم سوال پژوهش از پارامترهای مختلفی مانند جامعه مورد مطالعه[25]، چه­چیزی[26]، چه­ موقع[27] و چگونگی روش[28] استفاده می­شود. در این پژوهش، سوال زیر مورد کنکاش قرار گرفت: مؤلفه­های اصلی ازدواج کدام اند و گروه­بندی آن­ها چگونه است؟

گام دوم: مروری بر ادبیات به شکل نظام­مند

در این مرحله، محقق جستجوی نظام­مند خود را بر مقالات منتشر شده در نشریه­های مختلف متمرکز کرد و واژگان کلیدی مرتبط را انتخاب نمود. در واقع، محققان برای پاسخ­گویی به سوال مطرح شده در مرحله اول اجرای فراترکیب، با استفاده از کلید واژه­های سبک ازدواج، ازدواج سنتی، ازدواج مدرن و ازدواج سفید در پایگاه­های داده­ Google search، در سال­های مختلف مقالات مرتبط را بررسی کردند.

گام سوم: جستجو و انتخاب متون مناسب

 در این گام، محقق در هر بازبینی تعدادی از مقالات را رد می­کند و این مقاله­ها در فرایند فراترکیب مورد بررسی قرار نمی­گیرند. به محض این­که مقالات برای تناسب با پارامترهای مطالعه بررسی شد، در قدم بعدی پژوهشگر باید کیفیت روش­شناختی مطالعه­ها را ارزیابی کند. هدف از این گام، حذف مقاله­هایی است که پژوهشگر به یافته­های ارائه شده اعتمادی نداشته باشد. بنابراین ممکن است مقاله­ای که باید در ترکیب وجود داشته باشد را هم رد کند. ابزاری که معمولاً برای ارزیابی کیفیت مطالعات اولیه تحقیق کیفی استفاده می‌شود، «برنامه مهارت‌های ارزیابی حیاتی[29] (CASP)» 10 سؤالی است که به محقق کمک می‌کند تا مفهوم تحقیق کیفی را دریابد و دقت، اعتبار، و اهمیت مطالعات کیفی تحقیق را مشخص نماید. این سؤالات بر موارد زیر تمرکز دارد: (1)اهداف تحقیق (2)منطق روش (3)طرح تحقیق (4)روش نمونه‌برداری (5)جمع‌آوری داده‌ها (6)انعکاس‌پذیری که شامل رابطه بین محقق و شرکت‌کنندگان می‌باشد (7)ملاحظات اخلاقی (8)دقت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها (9)بیان واضح و روشن یافته‌ها (10) ارزش تحقیق. در این مرحله، محقق به هرکدام از این سؤالات یک امتیاز کمی می‌دهد و سپس یک فرم را ایجاد می‌کند. بنابراین او می‌تواند امتیازاتی را که به هر مقاله می‌دهد جمع کند و به‌آسانی و به‌اجمال مجموعه مقالات را بررسی کند و نتایج ارزیابی را ببیند. برنامه مهارت‌های ارزیابی حیاتی برای ارزیابی مطالعات مورداستفاده قرار می‌گیرد (گریبلر و نوواک، 2012).

هنگام استفاده از این ابزار، محقق مقاله را به‌صورت کامل می‌خواند تا از محتوا آگاهی دوباره پیدا کند. سپس بر یک معیار CASP در یک‌زمان تمرکز می‌نماید (مانندهدف تحقیق) و تلاش می‌کند تا مدرک و دلیل مستقیمی به شکل منتخب از مقاله مربوط به معیار اصلی (مانند هدف) و معیارهای فرعی آن (مانند آیا نویسنده ارتباط هدف را برقرار کرده است؟) به دست آورد. به‌منظور ایجاد یک رد ممیزی، محقق به‌طور الکترونیکی نقل‌قول‌های نمونه را از مقاله به‌عنوان مدرک و دلیل عملکرد نویسنده حذف می‌کند، سپس منتخب‌ها را در سطر مناسب در ستون توضیحات CASP  روبریک کپی می نماید و شماره‌های صفحه را از مقاله- جایی که مدرک و دلیل قرار داشت- اضافه می‌کند. اگر محقق دریابد که عملکرد نویسنده در هر زمینه‌ای ناکارا می‌باشد در ستون توضیحات CASP روبریک یادداشتی را قرار می‌دهد و در آن، مسئله موردنظر را شرح می‌دهد. محقق امتیاز معیار ویژه را بر اساس اندازه و وسعت نقایص یادداشت شده خود پایین می‌آورد. او با تمام 11 معیار CASP ادامه می دهد و سپس امتیاز کلی را جمع‌بندی می‌کند. بر اساس امتیاز کلی و ماهیت مدرک پشتیبانی‌کننده در محتوا با هر نوع نواقص یادداشت شده، محقق تصمیم بر پذیرش یا عدم پذیرش مقاله را می‌گیرد.

محقق بر اساس مقیاس 50 امتیازی CASP روبریک، سیستم امتیازبندی زیر را مطرح می‌کند و هر مقاله‌ای را که پایین‌تر از امتیاز خوب (پایین‌تر از 30) است، حذف می‌کند:

  • عالی: 41 – 50  (E)
  • خیلی خوب: 31 – 40 (VG)
  • خوب: 21 – 30 (G)
  • متوسط: 11 – 20 (F)
  • ضعیف: 0 – 10 (P)

در این پژوهش نیز بر مبنای «برنامه مهارت‌های ارزیابی حیاتی» به بررسی کیفیت مقالات بر اساس 10 معیار زیر پرداخته شد (هر معیار حداکثر 5 امتیاز):

هدف پژوهش، اصول و روش­ها، ساختار پژوهش، نمونه، مرتب­سازی داده­ها، انعکاس­پذیری، مبانی اخلاق حرفه­ای، دقت تحقیق، تبیین روشن نتایج، نتیجه­گیری کلی تحقیق.

نتایج نهایی بیست و دو مقاله نهایی به این شرح است:

جدول :2 امتیازات داده ‌شده به بیست و دو مقاله منتخب

مقاله

1

2

3

4

5

6

7

8

9

نمره نهایی

38

40

34

38

35

44

48

40

39

مقاله

10

11

12

13

14

15

16

17

18

نمره نهایی

37

39

42

45

37

43

44

48

44

مقاله

19

20

21

22

 

نمره نهایی

40

39

38

44

 

در این مرحله، از بین 44 مقاله ابتدا 10 مقاله بر اساس معیارهایی مانند عنوان، چکیده و محتوا حذف گردید و سپس 32 مقاله باقیمانده بر اساس ده معیار یاد شده از لحاظ کیفیت مورد بررسی نهایی قرار گرفت که در نهایت 22 مقاله جهت بررسی تایید نهایی شد. با توجه به نتایج حاصل شده حداکثر امتیاز داده ‌شده به مقالات 48 و حداقل امتیاز داده ‌شده 34 بوده است.

جدول 3: نتایج گزینش مقالات نهایی

تعداد کل مقالات و منابع اولیه:44

تعداد مقالات پذیرش نشده بر اساس عنوان تحیق: 10

تعداد مقالات پذیرش نشده بر اساس چکیده تحقیق: 10

تعداد مقالات پذیرش نشده بر اساس محتوای کلی تحقیق: 2

تعداد مقالات پذیرش نشده بر اساس کیفیت تحقیق: 0

تعداد مقالات پذیرفته شده نهایی: 22

گام چهارم: تبیین و استخراج نتایج

در سراسر فراترکیب، پژوهشگر به طور پیوسته مقالات منتخب و نهایی شده را به منظور دستیابی به یافته­های درون محتوایی مجزایی که در آن­ها مطالعه­های اصلی و اولیه انجام می­شوند، چندبار مرور می­کند. در پژوهش حاضر، اطلاعات مقالات بدین صورت دسته­بندی شد: مرجع مربوط به هر مقاله ثبت گردید (نام و نام خانوادگی نویسنده، سالی که مقاله منتشر شده و عوامل حیاتی موفقیتی که هر مقاله به آن­ها اشاره کرده است) و اطلاعات روش­شناختی کلیدی مانند هدف پژوهش، روش، رویه و وسایل سنجش یادداشت  شد و در نهایت صفحاتی که به مولفه­ها کرده است، درج گردید.

جدول 4: ابعاد و مؤلفه­های ازدواج در ایران

ردیف

ابعاد

مؤلفه

منابع

1

شناختی

همسرگزینی متناسب مبتنی بر شناخت، شناخت کافی، آگاهی و شناخت یکدیگر

(فتحی و همکاران، 1395)،(خسروان و همکاران، 1394) و(خجسته و همکاران،1395)

2

جنسی

تأمین نیازهای جنسی، اصالت نیازها (عاطفی، جنسی) و رضایت جنسی

(خسروان و همکاران،1394)،(فرامرزی و همکاران، 1396)، (اصغرپور و همکاران، 1396)، (قادرزاده و همکاران، 1396)، (کریمیان و همکاران، 1394)، (سهراب زاده و پرنیان، 1395) و (محسن­زاده و همکاران، 1393)

3

اقتصادی

تمکن و تلاش اقتصادی، امنیت اقتصادی، مادی­گرایی و تغییر نگاه به ازدواج، ناامنی شغلی، مزایای اقتصادی و مدیریت مالی و اقتصادی

(خسروان و همکاران،1394)، (فرامرزی و همکاران، 1396)، (محبی و همکاران، 1395)، (عباسی شوازی و همکاران، 1395)، (کریمیان و همکاران، 1394)، (محسن­زاده و همکاران، 1393) و (خجسته و همکاران،1395)

4

جمعیتی

فاصله سنی، آمادگی سنی، نسل جوان، نسل میان سال و بزرگ­سال و سن ازدواج

(محبی­منش، 1388)، (خجسته­مهر، 1394)، (رازقی نصرآباد و همکاران، 1396) و (کریمیان و همکاران، 1394)

5

خانوادگی

حریم سازی زوجین با خانواده، حمایت خانواده از زوجین و برعکس، سلطه کامل خانواده، کنترل والدین و دخالت والدین

(فتحی و همکاران، 1395)، (محبی­منش، 1388) و (کریمیان و همکاران، 1394)

6

تجانس

مذهبی، خانوادگی، اقتصادی و منزلت اجتماعی

(خلج­آبادی و همکاران،1392)، (خجسته­مهر و همکاران، 1395)، (محسن­زاده و همکاران، 1393)، (گلچین و صفری، 1396)، (زرندی و همکاران، 1396)، (محبی­منش، 1388) و (فتحی و همکاران، 1395)

7

شخصیتی

صداقت، انعطاف پذیری، مهربانی و دلسوزی

(فتحی و همکاران، 1395)، (خلج­آبادی، 1392)، (حسینی و ایزدی، 1395)، (زرندی و همکاران، 1396) و (گلچین و صفری، 1396)

8

اخلاقی

تناسب، پایبندی به اعتقادات مذهبی، وفاداری، الگوهای عقیدتی، تعهدات پایدار و صمیمیت عاطفی

(صادقی فسایی و عرفان منش، 1391)، (خلج­آبادی فراهانی و شجاعی 1392)، (محسن­زاده و همکاران، 1393)، (عباس زاده و نیکدل، 1395)، (گلچین و صفری، 1396) و (خجسته­مهر و محمدی، 1395)

گام پنجم: بررسی و ادغام نتایج

با توجه به اینکه هدف فرا ترکیب ایجاد تفسیر یکپارچه و جدیدی از یافته‌ها می‌باشد، این روش جهت شفاف‌سازی مفاهیم و الگوها و نتایج در پالایش حالت‌های موجود دانش و ظهور مدل‌های عملیاتی و تئوری‌ها پذیرفته ‌شده است (فینفگلد[30]،2003). بدین منظور محقق موضوعات یا تم‌هایی[31]را جستجو می‌کند که در میان مطالعات موجود در فرا ترکیب پدیدار شده‌اند. سندلوسکی و باروسو  (2007) به این مورد به‌عنوان «بررسی موضوعی» اشاره می‌کنند که طی آن، محقق تم‌ها یا موضوعاتی را مشخص می‌کند. به‌محض اینکه موضوعات شناسایی و مشخص شدند، بررسی‌کننده یک طبقه‌بندی[32] را شکل می‌دهد و طبقه‌بندی‌های مشابه و مربوطه را در موضوعی قرار می‌دهد که آن را به بهترین نحو توصیف می‌کند. تم‌ها، اساس و پایه‌ای را برای ایجاد «توضیحات و مدل‌ها، تئوری‌ها یا فرضیات کاری» ارائه می‌دهند (سندلوسکی و باروسو، 2007).

در پژوهش حاضر، ابتدا تمام عوامل استخراج‌شده از مطالعات به‌عنوان کد در نظر گرفته شد. سپس با در نظر گرفتن مفهوم هر یک از این کدها، آن‌ها در قالب یک مفهوم مشابه دسته‌بندی شدند. به‌این‌ترتیب مفاهیم (تم‌ها) تحقیق شکل گرفتند.

گام ششم: تعیین کیفیت نتایج

درروش فرا ترکیب، محقق رویه‌های زیر را برای حفظ کیفیت در مطالعه خود در نظر می‌گیرد:

  • محقق هر دو راهبرد جستجوی الکترونیک و دستی را به کار می‌برد تا مقالات مربوطه را پیدا کند.
  • محقق، روش‌های کنترل کیفیت استفاده ‌شده در مطالعات تحقیق کیفی اصلی را به کار می‌برد.
  • در ارزیابی کیفیت تلفیق تحقیق مطالعات تحقیق کیفی اصلی، محقق از ابزار  CASP(2006) جهت ارزیابی فرا مطالعات استفاده می‌کند؛ 10 سؤالی که به وی کمک می‌کند تا بررسی‌ها معقول به نظر برسد.
  • در سرتاسر تحقیق، محقق تلاش می‌کند تا با فراهم کردن توضیحات و توصیف روشن و واضح برای گزینه‌های موجود در تحقیق گام‌های اتخاذ شده را بردارد.
  • در زمان مناسب، محقق رویکردها و نگرش‌های مستقر را جهت تلفیق مطالعات اصلی در تحقیق کیفی استفاده می‌کند.
  • در زمان مناسب، محقق از برنامه‌های مستقر و محرز (مانند  CASP، 2006) جهت ارزیابی کیفیت مطالعات اصلی تحقیق کیفی استفاده می‌کند.

گام هفتم: اعلام نتایج

در این مرحله از روش فرا ترکیب، یافته‌های حاصل از مراحل قبل ارائه می‌شوند. 22 مقالۀ انتخاب شده از سوی پژوهشگران در مدت یک ماه به دقت مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات مورد نیاز بر اساس هدف اصلی این مقاله که طراحی الگوی تبیین مؤلفه­های سبک ازدواج در ایران می­باشد، شناسایی شد. ترکییب یافته­ها پس از اعمال نظر خبرگان دانشگاهی (4 تن از استادان علوم اجتماعی و مدیریت) در 8 بعد و 35 شاخص دسته­بندی شده که در جدول 2 آمده است.

 روایی و پایایی مدل

 مدل طراحی شده شامل 8 بعد و 35 مؤلفه می­باشد. پس از تکمیل مراحل روش­شناسی فراترکیب، مدل طراحی شده طی جلسه­هایی با شرکت خبرگان علوم اجتماعی و مدیریت ارائه شد. روایی مدل حاضر، از طریق روایی محتوا به دو شکل حاصل شده است: اول، استفاده از اجزا و عوامل مدل­های ارائه شده پیشین که خود به روایی مدل منجر می­گردد و دوم، تشکیل جلسه­های گروه کانونی و ارائه مدل در این جلسه­ها به متولیان علوم اجتماعی ومدیریت. بنابراین به منظور سنجش پایایی مدل طراحی شده از شاخص کاپا استفاده شده است؛ بدین طریق که شخص دیگری (از نخبگان علوم اجتماعی) بدون اطلاع از نحوه ادغام کدها و مفاهیم ایجاد شده توسط پژوهشگران، اقدام به دسته­بندی کدها در مفاهیم کرده است. سپس مفاهیم ارائه شده توسط این فرد مقایسه شده است. در نهایت با توجه به تعداد مفاهیم ایجاد شده مشابه و مفاهیم ایجاد شده متفاوت، شاخص کاپا محاسبه شده است. همان­طور که در جدول 5 مشاهده می­گردد، پژوهشگران 8 مفهوم و فرد خبره دیگر 7 مفهوم ایجاد کرده­اند که از این تعداد 6 مفهوم مشترک هستند. مقدار شاخص کاپا نیز برابر با 666/0 محاسبه شد که با توجه به جدول 6 در سطح توافق معتبر قرار گرفته است (جنیس و آلن[33]، 1996).

 

 

جدول 5: وضعیت تبدیل کدها به مفاهیم توسط پژوهشگر و فرد دیگر

نظر محقق

 

مجموع

خیر

بله

7

B=1

A=6

بله

نظر خبره دیگر

2

D=0

C=2

خیر

9

1

8

مجموع


 = توافقات مشاهده شده

جدول 6: وضعیت شاخص کاپا

مقدار عددی شاخص کاپا

وضعیت توافق

0

ضعیف

2/0- 0

بی اهمیت

4/0-21/0

متوسط

6/0-41/0

مناسب

61/0-8/0

معتبر

1-81/0

عالی

                                                         
 = توافقات مشاهده شده

الگوی نهایی مولفه­های سبک ازدواج

الگوی مستخرج از یافته­های پژوهش پیرامون مولفه­های ازدواج شامل 8 بعد اصلی و 36 مولفه

فرعی است.

 

 

 

 

 

سبک ازدواج

بعد اقتصادی

بعد جنسی

بعد جمعیتی

بعد شناختی

بعد خانوادگی

بعد تجانس

بعد شخصیتی

بعد اخلاقی

تأمین نیازهای جنسی، اصالت نیازها (عاطفی، جنسی)، رضایت جنسی

تمکن و تلاش اقتصادی، امنیت اقتصادی، مادی­گرایی و تغییر نگاه به ازدواج، ناامنی شغلی، مزایای اقتصادی، مدیریت مالی و اقتصادی

فاصلة سنی، آمادگی سنی، نسل جوان، نسل میان سال و بزرگ­سال، سن ازدواج

حریم سازی زوجین با خانواده، حمایت خانواده از زوجین و بلعکس، سلطه کامل خانواده،  کنترل والدین، دخالت والدین

مذهبی، خانوادگی، اقتصادی، منزلت اجتماعی

صداقت، انعطاف پذیری، مهربانی و دلسوزی

تناسب، پایبندی به اعتقادات مذهبی، وفاداری، الگوهای عقیدتی، تعهدات پایدار، صمیمیت عاطفی

همسرگزینی متناسب مبتنی بر شناخت، شناخت کافی، آگاهی و شناخت یکدیگر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1: طراحی الگوی تبیین مولفه­های ازدواج

بحث و نتیجه­گیری

انتخاب همسر امری اتفاقی نیست، بلکه پدیده­ای است که تحت تأثیر عوامل مختلف و در فرایندی مشخص صورت می­گیرد. هر جامعه و فرهنگی، بنا به شرایط و مقتضیات خود، معیارها، هنجارها و محدودیت­هایی را برای انتخاب همسر در نظر می­گیرد. هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی الگوی سبک ازدواج در ایران بوده است. در این مطالعه تلاش شد که با بررسی مقالات و پژوهش­های به عمل آمده در زمینه سبک ازدواج در ایران- که بیشتر با روش کیفی انجام گرفته بودند- به ارائه یک مدل تبیینی در این مورد بپردازیم. این پژوهش  در راستای دستیابی به هدف که همانا فراترکیب پژوهش­های انجام گرفته در زمینه سبک ازدواج در ایران بوده است، هفت مرحله را پشت سر گذاشت: در مرحله نخست که مرحله ایجاد سوال پژوهش است، محقق با توجه به هدف پژوهش از پارامترهای مختلفی مانند جامعه مورد مطالعه[34]، چه­چیزی[35]، چه­ موقع[36] و چگونگی روش [37] استفاده کرد؛ در مرحله دوم، به مرور نظام مند ادبیات، یعنی تمامی مقالات و پژوهش­هایی که در زمینه مورد نظر در نشریات علمیی- پژوهشی معتبر داخلی از سال 1388 تا 1396 چاپ شده­اند پرداخت. تعداد 44 مقاله که از نظر عنوان و محتوا با موضوع پژوهش همخوانی داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند؛ در مرحله سوم، جستجو و انتخاب متون مناسب انجام گرفت که محقق در هر بازبینی تعدادی از مقالات را رد کرد. ابزار ارزیابی مقالات، معیار CASP  بود که در نهایت تعداد 22 مقاله از بین آن­ها انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت؛ در مرحله چهارم، به منظور دستیابی به یافته­های درون محتوایی مجزایی که در آن­ها مطالعه­های اصلی و اولیه انجام می­شوند، مقالات منتخب چندبار مرور و نتایج استخرج گردید. در مرحله پنجم با عنوان «بررسی و ادغام نتایج»، ابتدا تمام عوامل استخراج‌شده از مطالعات به ‌عنوان کد در نظر گرفته شدند. سپس با در نظر گرفتن مفهوم هر یک از این کدها، آن‌ها در قالب یک مفهوم مشابه دسته‌بندی گردیدند. در مرحله ششم با عنوان «تعیین کیفیت نتایج»، محقق رویه­های ده­گانه را برای سنجش کیفیت نتایج به کار برد. سرانجام، در مرحله هفتم با عنوان «اعلام نتایج»، یافته‌های حاصل از مراحل قبل ارائه گردیدند. 22 مقاله انتخاب شده از سوی پژوهشگران در مدت یک ماه به دقت مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات مورد نیاز بر اساس هدف اصلی این مقاله که طراحی الگوی تبیین مؤلفه­های سبک ازدواج در ایران می­باشد، شناسایی شد. ترکییب یافته­ها پس از اعمال نظر خبرگان دانشگاهی (4 تن از استادان علوم اجتماعی و مدیریت) در 8 بعد (35 شاخص) دسته­بندی شد: بعد شناختی، جنسی، اقتصادی، جمعیتی، خانوادگی، تجانس، شخصیتی و بعد اخلاقی.

به طور کلی آنچه که از یافته­های این پژوهش قابل نتیجه گیری است اینکه در زمینه بعد شناختی انتخاب همسر نیازمند شناخت کافی از مقوله ازدواج و ملازمات آن است؛ به شکلی که این شناخت باید همراه  با آگاهی از زندگی مشترک و مسائل مرتبط با آن باشد. در پژوهش های انجام گرفته اغلب زوجینی که همراه با شناخت و آگاهی کافی اقدام به تشکیل خانواده کرده­اند، زندگی موفق تری را تجربه کرده­اند. این نتایج به دست آمده با یافته های تحقیقات نیازی (1398) و خسروان و همکاران (1394) همخوانی دارد.

سبک های ازدواج در ایران به طور کلی به سه دسته قابل تقسیم است: سبک ازدواج سنتی که بر اساس قواعد و معیارهای سنتی به شکلی انجام می­شود و از قبل و طی سالیان متوالی مرسوم بوده است. این نوع از ازدواج که فراوانی زیادی نیز برخوردار است، از بین هشت بعد یاد شده تقریباً بیشترین همخوانی را با الگوی طراحی شده دارا می­باشد. با این وجود در برخی از ابعاد نظیر بعد تجانس و شخصیتی ممکن است با معایبی همراه باشد. نتایج به دست آمده با پژوهش­های خجسته مهر و محمدی (1395) و بی  بی رازقی نصر آباد (1396) همخوانی دارد. سبک دوم ازدواج در ایران سبکی است که تا حدی معیارهای سنتی ازدواج را کنار گذاشته و به معیارهای مدرن روی آورده است. این سبک از ازدواج که با عنوان «ازدواج مدرن» از آن نام برده می­شود، در نقطه مقابل «سبک سنتی» قرار گرفته است و تمامی معیارهای آن را به چالش می­کشد. در این سبک از ازدواج که الزاماً مبتنی بر ثبت رسمی نمی­باشد، زوجین به شکل غیر رسمی با یکدیگر به شکلی هم بالین زندگی می­کنند. این سبک از ازدواج که گاهی با عناوین دیگری همچون «هم­خانگی»، «هم­بالینی» و «ازدواج سفید» نیز خوانده می­­شود، از نظر ابعاد و مولفه­های بعد شناختی در حین و بعد از رابطه ایجاد می­­شود. همچنین زوجین از نظر جنسی صرفاً بر طرف کردن نیازهای جنسیشان را مد نظر دارند و قائل به ارتباطی صحیح در قالب تعهد به شریک جنسیشان نیستند. در زمینه بعد خانوادگی، در این سبک از ازدواج مفهومی با عنوان خانواده هسته­ای شامل پدر، مادر و فرزند شکل نخواهد گرفت. در زمینه سایر ابعاد شخصیتی، اخلاقی و جمعیتی هم قاعده بر همین منوال است. شاید بتوان گفت که این سبک از ازدواج تمامی قواعد سنتی جامعه در حوزه ازدواج را به چالشی اساسی فرا خوانده است. سومین سبک از ازدواج که جامعه ایرانی نیز در حال حرکت به سمت آن است، «سبک ازدواج تلفیقی» است؛ بدین معنا که این سبک از ازدواج با کنار گذاشتن نقاط ضعف دو سبک پیشین در صدد تلفیق نقاط قوت هر دو سبک ازدواج است- به شکلی که زوجین قادر باشند در انتخاب همسر نقشی کلیدی داشته باشند و در عین حال تحت نظارت محیط خانوادگی شناختی عمیق همراه با آگاهی کسب کنند. با توجه به نتایج به دست آمده از یافته­های پژوهش می­توان گفت که فرآیند انتخاب همسر در بین مردان و زنان به شکلی متفاوت و با معیارهایی جداگانه با توجه به ویژگی­های فرهنگی و وضعیت اجتماعی حاکم بر جامعه استصورت می گیرد. در فرآیند انتخاب همسر ویژگی­هایی در نظر گرفته می­شوند که در سبک­های نام برده در بالا این ویژگی­ها (معیارها) وضعیتی متفاوت به خود می­گیرند؛ از جمله این معیارها می­توان به وضعیت تحصیلی، ارزش­های اجتماعی، موقعیت اجتماعی متناسب، ارتباطات اجتماعی و معاشرتی، پایگاه اجتماعی اقتصادی و مواردی از این قبیل اشاره کرد. به هر میزان که تفاوت در این معیارها بیشتر باشد، زوجینی که اقدام به ازدواج کرده­اند با مشکلات بیشتری در زندگی زناشویی روبه­رو خواهند شد. بنابراین پیشنهاد حاصل از یافته­های پژوهشی این است که بیشترین انطباق و همسانی در معیارهای انتخاب همسر بین زوجین وجود داشته باشد. در واقع ناپایداری ازدواج در بین جوانان ایرانی تا حد زیادی ناشی از ناهمخوانی در معیارهای گزینشی همسر است. جوانان معمولاً در انتخاب همسر با نگاهی مدرن و بدون درکی عمیق، عشق و علاقه­ای را که در اولین تجربه آشنایی خود داشته­اند، به عنوان اصل و پاشنه آشیل زندگی مشترک قرار می­دهند که این دیدگاه، معیارهای سبک سنتی ازدواج را که در آن نگاه والدین و نظر آنها مهم تلقی می­گردد، به حاشیه می راند و ارزش­های انفرادی را جایگزین آن می­کند.این در حالی است که ازدواج زوجین در هر زمان و به هر سبکی که باشد در یک بستر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی رخ می­دهد که به شدت در ارزش­های اجتماعی و به خصوص ارزش­های خانوادگی ریشه دارد. همچنین، این جوانان که استقلال اقتصادی بیرون از خانواده را تجربه نکرده­اند، در صورت پافشاری بر سبک مدرن ازدواج با نوعی تعارض ارزشی با جامعه و خانواده سنتی روبه­رو خواهند شد.

  • منابع

    • اصغرپور ماسوله، احمدرضا؛ کرمانی، مهدی و برادران کاشانی، زهرا. (1396). «پدیدارشناسی همسرگزینی دختران جوان در شهر مشهد». زن در فرهنگ و هنر. دورۀ 9، شمارۀ 1.
    • اعزاری، شهلا. (1382). جامعه شناسی خانواده. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
    • اینگلهارت، رونالد. (1373). تحول فرهنگی در جوامع صنعتی. مریم وتر. تهران: کویر
    • بام، روزن. (1363). «خانواده به منزله ساختاری در مقابل جامعه». محمد صادق مهدی. نشر دانشگاهی
    • بی­بی رازقی نصرآباد، حجیه و فلاح­نژاد، لیلا. (1396). «تفاوت­های نسلی ارزش ازدواج (مورد مطالعه­ی شهر هشتگرد)».  فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده. دوره 19، شماره 75.
    • پارسونز، تالکوت. (1363). «ساختار اجتماعی خانواده در مبانی و رشد جامعه شناسی. حسن پویان. انتشارات چاپخش
    • حسینی، سید حسن و ایزدی، زینب. (1395). «پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مجرد جمعیت مورد مطالعه: زنان مجرد بالای 35 سال شهر تهران». مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان. سال14، شمارۀ 1.
    • خجسته­مهر، رضا؛ دانیالی، زینب و شیرالی­نیا، خدیجه. (1394). «تجارب دانشجویان متأهل از آمادگی ازدواج: یک پژوهش کیفی».  روانشناسی خانواده. دورۀ 2، شمارۀ 2.
    • خجسته­مهر، رضا و محمدی، رزگار. (1395). «تجربه خوشبختی در ازدواج­های پایدار: یک مطالعه کیفی».  روانشناسی خانواده. دورۀ 3، شمارۀ 2.
    • خجسته­مهر، رضا؛ محمدی، علی و عباس­پور، ذبیح­اله. (1395). «نظریه زمینه­ای فرایند شکل­گیری نگرش به ازدواج: یک مطالعه کیفی». مجله تحقیقات کیفی در علوم سلامت. سال 6، شمارۀ 3.
    • خسروان، شهلا؛ مشکی، مهدی؛ مسلم، علیرضا و وجیهه، آرمان­مهر. (1394). «ازدواج مسأله­دار زوج­های مطلقه: یک مطالعه کیفی». مجله تحقیقات کیفی در علوم سلامت. سال 4، شماره 2.
    • خلج­آبادی فراهانی، فریده و شجاعی، جواد. (1392). «نگرش دانشجویان دانشگاه­های تهران نسبت به تأثیر معاشرت با جنس مخالف قبل از ازدواج در رضایت زناشویی».  فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده. سال 16، شمارۀ 6.
    • دفتر پژوهش های فرهنگی وابسته به مراکز فرهنگی- سینمایی. (1369). حیات اجتماعی زن در تاریخ، دفتر اول: قبل از اسلام. تهران: انتشارات امیرکبیر
    • زرندی، مرجان؛ هاشمیان­فر، سیدعلی و کیانپور، مسعود. (1396). «زنان و تعهد زناشویی مورد مطالعه: شهر اصفهان». راهبرد فرهنگ. شمارۀ 38.
    • سرایی، حسن. (1387). «گذار جمعیتی دوم، با نیم نگاهی به ایران». نامه انجمن جمعیت­شناسی ایران. سال 3، ش 6.
    • سفیری، خدیجه و میرزامحمدی، مومنه. (1393). اعتماد به همسر. مجله مطالعات اجتماعی. شماره 12.
    • سهراب­زاده، مهران و پرنیان، لیلا. (1395). «سنخ­بندی گرایش به ازدواج در بین دختران، مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه شیراز». فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران. دورۀ 9، شمارۀ 1.
    • شکرکن، حسین؛ خجسته مهر، غلامرضا وشهنی ییلاق، منیژه. (1385). «بررسی ویژگی­های شخصیتی، مهارت­های اجتماعی، سبک­های دلبستگی و ویژگی­های جمعیت­شناسی به عنوان پیش بین­های موفقیت و شکست رابطه زناشویی در زوج­های متقاضی طلاق و عادی در اهواز». مجله علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز. 1، صص 1ـ30.
    • صادقی فسایی، سهیلا و عرفان­منش، ایمان. (1391). «وضع­شناسی و تحلیل گفتمان نظریه­پردازی­های اجتماعی از الگوی خانواده­ی مطلوب در ایران». فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده. سال 15، شمارۀ 58.
    • عباس­زاده، محمد و نیکدل، نرمین. (1395). «مطالعۀ بسترهای زمینه­ساز تأخیر در ازدواج دختران با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی». زن در فرهنگ و هنر. دورۀ 8، شمارۀ 4.
    • عباسی شوازی، محمدجلال و عسکری ندوشن، عباس. (1384). «تغییرات خانواده و کاهش باروری در ایران، مطالعه موردی یزد». نامه علوم اجتماعی. ش 25.
    • عباسی شوازی، محمدجلال و خانی، سعید. (1395). «ناامنی اقتصادی و ایده­آل­های ازدواج و باروری: مطالعه دو نسل مادران و فرزندان در شهرستان سنندج». دوفصلنامه مطالعات جمعیتی. دورۀ 1، شمارۀ 2.
    • فتحی، الهام؛ اسمعیلی، معصومه؛ فرحبخش، کیومرث و دانش­پور، منیژه. (1395). «ارائه مدل ازدواج رضایتمند در فرهنگ ایرانی: مطالعه نظریه داده بنیاد». پژوهش در سلامت روانشناسی. دوره دهم، شماره دوم.
    • فرامرزی، فرزانه؛ مهدوی، محمدصادق و ترکمان، فرح. (1396). «برساخت اجتماعی هم­باشی بر اساس تجربه زیسته نمونه­ای از هم­باشان». مجله مطالعات اجتماعی ایران. دورۀ یازدهم، شماره 1.
    • فراهانی خلج­آبادی فراهانی، فریده؛ کاظمی­پور، شهلا و رحیمی، علی. (1391). «بررسی تأثیر معاشرت با جنس مخالف قبل از ازدواج بر سن ازدواج و تمایل به ازدواج در بین دانشجویان دانشگاه­های تهران». خانواده پژوهی. سال نهم، شماره 33.
    • قادرزاده، امید؛ محمدی، فردین و محمدی، حسین. (1396). «جوانان و روابط پیش از ازدواج، مطالعه کیفی زمینه­ها، تعاملات و پیامدهای آن». راهبرد فرهنگ. شمارۀ 38.
    • کرایی، امین؛ خجسته مهر، رضا،؛ سودانی، منصور و  اصلانی، خالد. (1395). «شناسایی عوامل مؤثر در ازدواج­های پایدار رضایتمند در زنان».  مجله مشاوره و روان­درمانی خانواده. 6، صص 129ـ164.
    • کریمیان، نادر؛ سالاری، سمانه و ملکاری، بختیار. (1394). «رابطه هم­خانگی در ایران: بررسی کیفی علل و انگیزه­های گرایش به آن». فصلنامه مطالعات روان­شناسی. شمارۀ 21.
    • کنعانی، محمدامین و همکاران. (1395). «انتخاب همسر و معیارهای آن : مطالعه­ای در بین مردان و زنان ازدواج کرده شهر رشت». دوفصلنامه جامعه­شناسی نهادهای اجتماعی. شماره 3.
    • کوزه­گران، مریم. (1387). صمیمیت: سطوح و ابعاد صمیمیت و چگونگی راهیابی به آن. تهران: قطره
    • گلچین، مسعود و صفری، سعید. (1396). «کلان­شهر تهران و ظهور نشانه­های الگوی تازه­­ای از روابط زن و مرد، مطالعه زمینه­ها، فرایند و پیامدهای هم­خانگی». فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران. دوره دهم، شماره 1.
    • محبی، سیده فاطمه؛ سیاح، مونس و حسینی، شیما سادات. (1395). «دلالت­های معنایی تأخیر در ازدواج دختران دانشجو». فرهنگ در دانشگاه اسلامی. سال6، شمارۀ 2.
    • محبی­منش، حسینی. (1388). «تغییرات اجتماعی ازدواج». مجله کتاب زنان. شماره 26.
    • محسن­زاده، فرشاد؛ مرادی کوچی، سمیرا و خدادادی سگنده، جواد. (    ). «مطالعه­ پدیدارشناختی دلایل رضایت از ازدواج از دیدگاه زنان راضی از ازدواج». فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده. سال هفدهم، شماره 65.
      • Adams J. & Jones, W. (1997). “The Conceptualization of marital Commitment: An Integrative Analysis”. J Pers Soc Psychol. 72 (5): 1177-1196.
      • Beck, j. (2002).  “Mothering multiples:  A meta-synthesis of the qualitative research. MCN”.  The American Journal of Maternal/child Nursing, 2002; 93.
      • Buss, D. M. (1994). “The strategies of human mating”. American Scientist, 82, 238–249.
      • Jensen, L.   Allen A. (1996). “Meta-synthesis of qualitative findings”. Qualitative Health Research, 1996; 6: 553–60.
      • Khallad, Y. (2005). “Mate selection in Jordan: Effects of sex, socio-economic status, and culture”. Journal of Social and Personal Relationships, 22(2), 168-155
      • Rosen-Grandon, J.  R, Myers, J.  E. & Hattie, J.  A. (2004).  “The relationship between marital characteristics, marital interaction processes and marital satisfaction”.  Journal of Counseling and Development, 55 (2)
      • Shaffer, R.D. & Bazzini B.G. (1997). “What do you look for a prospective date? Reexamining the preferences of men and women who differ in self-monitoring propensities”. Personality and Social Psychology Bulletin, N.23, P.605-616.
      • Sprecher, S., & Regan, P. C. (2002). “Liking some things (in some people) more than others: Partner preferences in romantic relationships and friendships”.  Journal of Social and Personal Relationships, 19.
      • Shoemaker, E, G. (2007). “Human mate selection theory: An integrated evolutionary and social approach”. Journal of Scientific Psychology, 35-41. www.psyencelab.com
      • Todosijevic, B., Ljubinković, S. &Arančić, A. (2003). “Mate selection criteria: A trait desirability assessment study of sex differences in Serbia”. Evolutionary Psychology, 1, 116-126.
      • Van de Kaa, D. J. “Anchored Narratives: The Story & Findings of Half a Century of Research into the Determinants of Fertility”. Population Studies, 50 (3), (1996)
      • Zimmer, L. (2006). “Qualitative meta-synthesis:  a question of dialoguing with texts”. Journal of Advanced Nursing, 2006;53: 311–318