اولویت بندی مولفه های سرمایه گذاری بخش خصوصی با تاکید بررویدادهای ورزشی ملی و بین المللی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری مدیریت ورزشی، گروه مدیریت ورزشی، واحد قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران

2 استادیار،گروه مدیریت ورزشی، واحد قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران (نویسنده مسئول) E-mail: Savadi.mehdi@gmail.com

3 استادیار،گروه مدیریت ورزشی، واحد قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران

چکیده

با توجه به اهمیت سرمایه گذاری بخش های خصوصی در صنعت ورزش، هدف اصلی این پژوهش تدوین مدل عوامل سرمایه گذاری بخش خصوصی با تاکید بررویدادهای ورزشی ملی و بین المللی است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری داده‌ها، از نوع توصیفی- تحلیلی است. در بخش کیفی پژوهش، 30 تن به‌طور هدفمند و در بخش کمی، بر اساس فرمول کوکران 200 نفر متشکل از رؤسای قبلی و کنونی فدراسیون های ورزشی، مدیران باشگاه‌های خصوصی و دولتی ورزشی، مدیران شرکت‌های حامی مالی، مسئولان قبلی و کنونی سازمان تربیت بدنی و وزارت ورزش و جوانان، برخی اقتصاددانان و حقوقدانان آگاه از موضوع اقتصاد ورزش، اساتید و متخصصان تربیت بدنی و سایر کارشناسان و کلیه اعضای اتاق فکر وزارت ورزش و جوانان ایران به ‌عنوان نمونه تحقیق برگزیده شدند.
برای دست‌یابی به اهداف پژوهش از پرسشنامه 53 سؤالی محقق ساخته استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تایید 15 نفر از متخصصان رسید و روایی سازه پرسشنامه با تحلیل عاملی تأییدی مورد تایید قرار گرفت. آلفای کرونباخ برای تمامی سازه‌ها و کل پرسشنامه بالاتر از 7/0 بود. برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از روش دلفی در سه مرحله استفاده شد. در بخش کمی نیز از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی ازجمله کلموگروف– اسمیرنف، تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر با کمک نرم‌افزار  SPSS 22 استفاده شد.
 نتایج نشان داد عوامل اقتصادی به عنوان مهمترین و اولین دسته (325/0)، عوامل مدیریتی (278/0) در رتبه دوم، عوامل فرهنگی(267/0) در رتبه سوم، عوامل حقوقی و قانونی (213/0) در رتبه چهارم و عوامل ساختاری (193/0) در سرمایه گذاری و مشارکت بخش خصوصی در رویدادهای ورزشی ملی و بین المللی موثر اند. ارائه راهکارهای اقتصادی، مدیریتی و فرهنگی به عنوان مهمترین مولفه ها می تواند موجب سرمایه گذاری و مشارکت بخش خصوصی در صنعت ورزش ایران گردد.

کلیدواژه‌ها


اولویت بندی مولفه های سرمایه گذاری بخش خصوصی با تاکید بررویدادهای ورزشی ملی و بین المللی

مصطفی علی یاری[1]

مهدی سوادی[2]

حمیدرضا سایبانی[3]

 

تاریخ دریافت مقاله: 18/9/1398

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:27/12/1398

 

 

مقدمه

به دلیل نقش و اهمیت تربیت بدنی و ورزش در جوامع و تأثیر روزافزون آن در بهبود و ارتقای سطح سلامتی و نشاط عمومی و کسب موفقیت های بین المللی، جنبش ها، سازمان و نهادهای مختلفی به وجود آمده که موجب شکل گیری صنعت ورزش شده است. در این صنعت انواع سازمان های عمومی و خصوصی به فعالیت مشغول اند که برخی ماهیت ورزشی دارند و برخی دیگر بیرون از حوزۀ ورزش به آن وارد شده اند. از سوی دیگر، به دلیل جذابیت ورزش و همچنین مشکلات مالی بسیار زیاد از جمله محدودیت منابع مالی دولتی در ورزش، فرآیندی به وجود آمده است که ورزش با سایر حوزه ها برای کسب سود دوطرفه، رابطه برد-  برد ایجاد کند که یک از این حوزه ها اقتصاد می باشد؛ به طوری که ورزش و اقتصاد با یکدیگر در تعامل اند و دولت ها و شرکت های خصوصی با سرمایه گذاری در ورزش می توانند از منابع بسیار بهره مند شوند (احسانی، 1387). بازاریابی و جذب سرمایه گذاری، از منابع مهم درآمد اقتصادی محسوب می شود و کشورهای جهان سعی دارند تا با سرمایه گذاری های کلان در بخش بازاریابی برای جذب هر چه بیشتر سرمایه به عنوان منبع درآمد مناسب اقدام کنند. بازاریابی ورزشی نیز در حال حاضر از پرطرفدارترین و پردرآمدترین انوا ع بازاریابی در جهان، به ویژه در کشورهای توسعه یافته به شمار می رود که در زمینه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تأثیر انکارناپذیری بر کشورها دارد(اتقیا، 1384). بازاریابی، مجموعه ای از فعالیت های تولیدی، توزیعی و تجاری است که کالاها را سریع تر و ساده تر به دست مصرف کنندة نهایی می رساند. در آغاز هزاره سوم، جهان ورزش دوران جدیدی را تجربه کرده و تحولات سریع و گسترده‌ای را در تمامی ابعاد ورزشی فراروی خود دارد. ازآنجا که روزانه میلیون­ها دلار در سرتاسر جهان صرف انجام امور مربوط به ورزش می­شود، بیشتر کشورهای جهان می­کوشند تا از طریق ورزش تعامل بیشتری ایجاد و برخی از مشکلات خود را حل کنند. ازجمله معضلاتی که ورزش کشور ما همچون دیگر عرصه­ها در زمینه جذب سرمایه گذاری در ورزش و نگرش اقتصادی به ورزش با آن مواجه است، بزرگ بودن حجم دولت و گستردگی سطح دخالت و فعالیت آن در بسیاری از فعالیت­های مرتبط با ورزش است. وظایف وزارت ورزش در ایران نیز بسیار بیشتر از آن چیزی است که در کشورهای پیشرفته مشاهده می­شود، زیرا در ایران این وزارتخانه باید به امور جوانان رسیدگی کند، بحث مالی و بودجه­ای را حل کند، به ‌تمامی فدراسیون­های ورزشی رسیدگی کند، به ادارات تربیت‌بدنی استان­ها کمک کند و تمامی مشکلات ورزش را حل کند. با توجه به گستردگی عرصه ورزش، تنوع آن، پراکندگی جغرافیایی کشورمان، مخاطبان و علاقه‌مندان بسیار زیادی که ورزش دارد و همچنین بررسی وضعیت ورزش کشور در ابعاد چهارگانه آن، حضور بخش­های خصوصی و تعاونی جهت برون‌رفت از این بحران و رشد و توسعه روزافزون آن را ضروری می‌نماید. ازاین‌رو، بررسی و تجدیدنظر در وضعیت تصدی­گری دولت در امر ورزش با توجه به ظرفیت­هایی که در بخش خصوصی و تعاونی وجود دارد، اجتناب‌ناپذیر و انکار نشدنی به نظر می­رسد و چنین می­نماید که اگر امروز به آن نپردازیم، فردا ناگزیر باتحمل هزینه­های بیشتر به آن خواهیم پرداخت. به‌طورکلی می‌توان گفت تمامی عرصه­های ورزش (همگانی، پرورشی، قهرمانی و حرفه­ای) در اختیار بخش­های دولتی است و دخالت حداکثری دولت در این عرصه­ها موجب بالا رفتن هزینه­ها، تشکیل نهادهای موازی و عدم توازن مدیریت صحیح شده و عرصه را بر فعالیت­های بخش‌های خصوصی تنگ کرده، کار آیی و بهره­وری را به‌شدت کاهش داده و تعادل و ثبات ورزش را نیز بر هم زده است (کشاورز، 1394). امروزه در میان صاحب‌نظران، دیگر بحث اهمیت و ضرورت ورزش و توجیه آن برای مردم مطرح نیست، بلکه برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری در این امر به‌منظور ارضای نیازهای اجتماعی به‌عنوان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر درآمده است. حمایت مالی به عنوان یکی از عناصر ارتباطات بازاریابی عبارت است از: فراهم نمودن منابع (مالی، انسانی و تجهیزاتی) به وسیله یک سازمان یا شرکت (حامی مالی) به طور مستقیم برای یک حمایت شده (مانند یک تیم ورزشی، شخصیت ورزشی، رویداد ورزشی و... ) تا از طریق فعالیت های حمایت شده، بازگشت سرمایه و منافع مورد نظر برای سازمان یا شرکت انجام پذیرد. سرمایه گذاری نقش مهم و کلیدی در رشد و توسعه اقتصادی ایفا می کند. تجربه کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که سرمایه گذاری یکی از عوامل اصلی رشد و توسعه اقتصادی آنها بوده است (پوپی[4]،2015). حمایت مالی از ورزش را می توان به عنوان سرمایه گذاری در فعالیت های ورزشی، افراد و رویدادها برای دسترسی به بهره برداری از مسائل تجاری، فرهنگی و اجتماعی مربوط به ورزش تعریف کرد (ون هردن[5] ،2015). به زعم اسکریبر[6]، مشاوره در مورد درخواست حمایت و تضمین از سوی شرکت ها برای حمایت مالی از ورزش (رویداد، لیگ، تیم و بازیکن) از مهمترین وظایف بخش بازاریابی سازمان ها و باشگاه های ورزشی است (اسکریبر ،2015). حمایت مالی ورزشی می تواند یک روش ارزشمند برای رسیدن به بازار جدید، افزایش فروش، تغییر گرایش ها، افزایش آگاهی، حفظ موجودی مشتریان و ایجاد روابط دائمی با مشتریان  باشد(گلعلی پور و همکاران،1394). حمایت مالی ورزشی می تواند پدیده فرآیند فروش را افزایش دهد، گرایش ها را تغییر دهد،  آگاهی ها را بالا برد و روابط با مشتریان را دائمی سازد. در دنیای امروز شرکت ها ترجیح می دهند که از حمایت مالی ورزشی به عنوان یک زبان بین المللی استفاده کنند، به خصوص در ورزش های پر طرفدار که بینندگان جهانی و ملی دارد و فراتر از سد زبان و فرهنگ حرکت می کند. با توجه به مطالب و تعاریفی که ارائه شد و نقش و اهمیت منابع مالی در رشد و توسعه انواع ورزش ها هم در سطح همگانی و هم قهرمانی و هم حرفه ای و نیز با توجه به اینکه باشگاه های ورزشی در ایران از حق پخش تلویزیونی درآمد قابل توجهی کسب      نمی کنند، حامیان مالی از منابع حمایتی برای تامین منابع مالی باشگاه ها  محسوب می شوند (کشاورز و همکاران،1394).

در حال حاضر، ورزش و تفریحات سالم در کشورهای توسعه‌یافته به‌عنوان یک صنعت مهم و عامل اثرگذار در رشد اقتصاد ملی مورد توجه است و یکی از پردرآمدترین صنایع در قرن بیست و یکم به شمار می­رود. صنعت ورزش با در اختیار داشتن عامل محرکی همچون مسابقات بزرگ ورزشی، امکان بهره‌گیری از فرصت‌های تبلیغاتی و رسانه‌ها را فراهم نموده است که این موضوع خود موجب ایجاد بستر لازم برای تعامل مابین صنعت، تجارت و ورزش گردیده است (آقازاده، 1387). عمده‌ترین منابع درآمدی صنعت ورزش به ترتیب شامل حق پخش تلویزیونی، حامیان مالی و درآمد روز مسابقه است. با توجه به رسمیت نیافتن حق پخش تلویزیونی به‌عنوان یک منبع درآمدی در صنعت فوتبال ایران، لازم است که باشگاه‌ها به‌عنوان بنگاه‌های اقتصادی و نیز سایر نهادهای ذی‌ربط صنعت ورزش در وضعیت کنونی به موضوع حمایت مالی دید ویژه‌ای داشته باشند.گراتون و تیلور برای رقابت توسط یک شخص یا شرکت جهت کسب منافع یا سود دوجانبه از رویداد ورزشی، سازمان ورزشی را به‌ کار برده و آن را دو طرف قرارداد می‌دانند. از سوی دیگر، هرناندز شناساندن محصول، نام یا آرم شرکت با استفاده از وجهه و تصویر بخش‌های مختلف مرتبط با ورزش را تعریف می­کند (الهی، 1387). مرکز تحقیقاتی دلوت و تاچ در گزارش سالانه خود درآمد باشگاه‌های حرفه‌ای دنیا را از محل حامیان مالی، پیراهن باشگاه گزارش نموده است. موضوع حامیان مالی به دلیل تأثیرات بسزایی که در توسعه اقتصادی صنعت ورزش به همراه داشته، همواره مورد توجه محققان بوده است. جی یونگ کو به شرایط و نظام اقتصادی کشورها به‌عنوان عاملی مهم در جذب حامیان مالی اشاره می­کند. به‌عنوان ‌مثال، وی وجود ساختار رقابتی در اقتصاد کشورها را به‌عنوان یک عامل محرک برای توسعه حمایت مالی از ورزش می­داند. از سوی دیگر، یافته­های پژوهشی بیانگر آن است که «اصل انتظار سود حاصل از سرمایه‌گذاری» مهم‌ترین عامل جذب سرمایه‌گذاری حامیان مالی در ورزش است (الهی، 1383). نرایان[7] و همکاران (2016) در تحقیقی با عنوان «ارزش حمایت مالی شرکت ها در ورزش چیست؟» به این نتایج رسیدند که استراتژی تجاری و آماری نشان می دهد که اوراق بهادار شرکت هایی که کریکت را در هند حمایت می کنند، کارآمد هستند. یافته ها در مقایسه با شواهدی که در ادبیات ورزشی گسترده تر می توان یافت، نشان می دهد که ورزش به طور واقعی بر بازده سهام بیشتر به دلیل عوامل روان شناختی تأثیر می گذارد. بسکایا[8] و همکاران(2014) در تحقیقی با عنوان «اثر حمایت مالی در ورزش حرفه­ای» که تمرکزش بیشتر بر تماشاچیان بود، به این نتیجه رسیدند که که هواداران تیم­های ورزشی استقبال گسترده­ای از اجناس تبلیغی که در پیراهن بازیکنان بود، کردند. استریلایز در سال 2012، جذب حامیان مالی را بسیار مهم می‌داند و بیان می‌کند هر چه نمایش مسابقات ورزشی در سطوح ملی و بین‌المللی وسیع‌تر باشد، میزان جذب حامیان مالی بیشتر خواهد بود و اهداف و حمایت‌های مالی شرکت‌های بزرگ از ورزش بیان ‌شده است (کشاورز، 1394). هیون و وایت هیل[9] (2016) در پژوهشی دیگر در مورد سرمایه گذاری حامیان مالی در ورزش حرفه ای، بیان کردند که در صورتی که اطمینان کافی در سرمایه گذاری حامیان مالی وجود نداشته باشد، حمایت های مالی با مشکل مواجه خواهد شد. آنها همچنین نتیجه گرفتند در صورتی که حمایت های مالی برای شرکت حامی محبوبیت ایجاد نکند، حامیان مالی از ادامه فعالیت صرف نظر خواهند کرد. البته در تحقیقات دیگری که در کشورهای آسیایی ازجمله ژاپن انجام ‌شده، در مورد مسائل مدیریتی مرتبط با پشتیبان‌ها که منجر به درآمدزایی در ورزش شده است نکات قابل‌تأملی بیان‌ شده که حاکی از تأثیر شگرف اطلاعات مدیریتی در ارتباط با بازاریابی ورزشی است (کشاورز، 1393). همچنان که از نتایج تحقیقات ذکرشده استنباط می­شود مشارکت بخش‌های خصوصی صنعت کشور در ورزش جنبه­های مختلفی ازجمله فرهنگی و اجتماعی، مدیریتی و اجرایی، حقوقی و قانونی، اقتصادی و مالی، ساختاری دارد. به همین دلیل بررسی وضعیت هر یک از جنبه­های یاد شده منجر به ارائه راه‌کارهای توسعه آن­ها می گردد و درنتیجه موجبات کمک به مدیران و متصدیان ورزش جهت مشکلات موجود را فراهم می‌آورد.

بدین ترتیب، در تحقیق حاضر به‌عنوان یک پژوهش جدید، موضوع مشارکت بخش‌های خصوصی و جذب حامی به‌عنوان یک مبحث مهم و کاربردی در ورزش کشور مطرح‌ گردیده وسعی خواهد شد با طراحی و تدوین یک مدل مشخص گردد که که اولویت بندی مولفه های سرمایه گذاری بخش خصوصی با تاکید بررویدادهای ورزشی ملی و بین المللی چگونه است.

روش‌شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری داده‌ها از نوع توصیفی- تحلیلی است. در بخش کیفی پژوهش، 30 تن به‌طور هدفمند و در بخش کمی، بر اساس فرمول کوکران 200 تن به ‌عنوان نمونه تحقیق برگزیده شدند. برای دست‌یابی به اهداف پژوهش، از پرسشنامه 53 سؤالی در پنج مقوله (مدیریتی، ساختاری، فرهنگی و اجتماعی، حقوقی و قانونی و اقتصادی) استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تایید 15 نفر از متخصصان رسید و روایی سازه پرسشنامه با تحلیل عاملی تأییدی مورد تایید قرار گرفت. آلفای کرونباخ برای تمامی سازه‌ها و کل پرسشنامه بالاتر از 7/0 بود. برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از روش دلفی استفاده گردید. در بخش کمی نیز از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی ازجمله کلموگروف– اسمیرنف، تحلیل عاملی تأییدی و رتبه بندی فریدمن و تحلیل مسیر با کمک نرم‌افزار  SPSS 22 استفاده شد.

 

یافته های پژوهش

جدول 1: میانگین، انحراف معیار و ضریب آلفای کرونباخ عوامل موثر بر سرمایه گذاری بخش خصوصی

عوامل

تعداد گویه ها

انحراف استاندارد

ضریب آلفا کرونباخ

عوامل اقتصادی

11

63/0

91/0

عوامل مدیریتی

11

48/0

88/0

عوامل فرهنگی

9

41/0

87/0

عوامل قانونی

11

37/0

83/0

عوامل ساختاری

11

32/0

81/0

 

جدول 2: اولویت بندی عوامل اقتصادی موثر بر سرمایه گذاری بخش خصوصی

اولویت

گویه ها

میانگین رتبه ای

Chi-square

df

sig

1

حاکمیت منطق هزینه– فایده در حمایت رویدادهای ورزشی برای بخش­های خصوصی

91/6

 

 

 

 

 

 

 

 

19/25

 

 

 

 

 

 

 

 

10

 

 

 

 

 

 

 

 

001/0

2

ارائه تسهیلات کم بهره به حامیان مالی در ورزش

72/6

3

ثبات اقتصادی کشور در زمینه سرمایه­گذاری در صنعت ورزش

68/6

4

اعطای معافیت­های مالیاتی به بخش های خصوصی سرمایه­گذار در صنعت ورزش

59/6

5

ارتقای امنیت سرمایه­گذاری در کشور

51/6

6

ارائه مشوق­های مالی و مالیاتی برای تشویق بخش خصوصی به سرمایه­گذاری در ورزش

42/6

7

بهبود و توسعه امنیت اقتصادی و امنیت سرمایه­گذاری در صنعت ورزش

29/6

8

شفاف­سازی نظام مالی فدراسیون­ها و کمیته ملی المپیک در رویدادهای بین­المللی

01/6

9

رویه­های مناسب و منطقی قیمت­گذاری (هزینه حامی) در زمینه حمایت مالی بخش­های خصوصی

81/5

10

ارتقای منابع درآمدی فدراسیون­ها در رویدادهای ورزشی

65/5

11

تجاری­سازی صنعت ورزش و ایجاد بازار رقابتی برای حامیان جهت سرمایه­گذاری در ورزش

45/5

             

 

همان گونه که در جدول فوق (2) ملاحظه می‌شود و با توجه به میانگین رتبه‌ای مؤلفه‌های درونی عامل اقتصادی، حاکمیت منطق هزینه– فایده در حمایت از رویدادهای ورزشی برای بخش­های خصوصی با میانگین 91/6 مهمترین عامل و تجاری­سازی صنعت ورزش و ایجاد بازار رقابتی برای حامیان جهت سرمایه­گذاری در ورزش با میانگین 10/5 کم اهمیت‌ترین عامل می باشد.

 

جدول 3: اولویت بندی عوامل مدیریتی موثر بر سرمایه گذاری بخش خصوصی

اولویت

گویه ها

میانگین رتبه ای

Chi-square

df

sig

1

تدوین خط مشی­های مدیریتی جهت تأمین امنیت سرمایه­گذاران در صنعت ورزش

61/5

 

 

 

 

 

8/18

 

 

 

 

 

10

 

 

 

 

 

001/0

2

عدم دخالت انحصار گرایانه دولت در صنعت ورزش به ویژه رویدادهای بین­المللی

45/5

3

عدم رقابت دولت با بخش خصوصی در زمینه سرمایه­گذاری در صنعت ورزش

32/5

4

بهره­گیری مناسب از آژانس­های بازاریابی و متخصصان بازاریابی ورزشی در صنعت ورزش کشور

18/5

5

ایجاد نهادهای تصمیم گیرنده جهت حل و فصل مشکلات مراحل اجرایی سیاست خصوصی­سازی ورزش

10/5

6

استفاده از نیروهای متخصص بازاریابی در امر مدیریت بازاریابی رویدادهای ورزشی بین­المللی

02/5

7

تعامل لازم بین دستگاه­های متولی ورزش و عدم موازی کاری­ها در زمینه رویدادهای ورزشی

89/4

8

ایجاد انگیزه­های بیرونی و درونی در بخش خصوصی جهت سرمایه­گذاری در ورزش

67/4

9

بهره­گیری از مدیران با تفکر و تخصص تجاری و بازاریابی در ورزش کشور

54/4

10

برقراری ارتباط مطلوب انگیزشی با حامیان بالقوه توسط بازاریابان فدراسیون­های ورزشی و کمیته ملی المپیک

31/4

11

تدوین طرح­های راهبردی و عملیاتی بازاریابی در سطوح مختلف ورزش کشور

02/4

             

 

همان گونه که در جدول فوق (3) ملاحظه می‌شود و با توجه به میانگین رتبه‌ای مؤلفه‌های درونی عامل مدیریتی، تدوین خط‌مشی­های مدیریتی جهت تأمین امنیت سرمایه­گذاران در صنعت ورزش با میانگین 61/5 مهمترین عامل و تدوین طرح‌های راهبردی و عملیاتی بازاریابی در سطوح مختلف ورزش کشور با میانگین 02/4 کم اهمیت ترین عامل می‌باشد.

 

جدول 4: اولویت بندی عوامل فرهنگی اجتماعی موثر بر سرمایه گذاری بخش خصوصی

اولویت

گویه ها

میانگین رتبه ای

Chi-square

df

sig

1

توجه یکسان به رشته­های ورزش حرفه­ای در رویدادهای بین المللی توسط مردم

54/4

 

25/21

 

8

 

002/0

2

تمایل جامعه به تجاری شدن ورزش

35/4

3

توسعه شناخت مدیران ورزشی از اهمیت برون سپاری در ورزش

22/4

4

عدم مقاومت مدیران در برابر کاهش تصدی دولت به سبب وابستگی آنان به بخش دولتی

03/4

5

عدم توجه بیش از حد به فوتبال و غفلت از خصوصی­سازی سایر رشته­های ورزشی

84/3

6

توسعه تبلیغات در زمینه خصوصی­سازی ورزش در سطح جامعه

72/3

7

محبوبیت یکسان تمامی رشته­های ورزشی در بین مردم

42/3

8

نقش یکسان رسانه­های اجتماعی در حمایت از رویدادهای ورزشی در تمامی رشته­ها

03/3

9

نقش مطبوعات و نشریات در انعکاس خبری رویدادهای ورزشی و اشاره به حامیان مالی

00/3

             

 

همان گونه که در جدول فوق (4) ملاحظه می­شود و با توجه به میانگین رتبه­ای مؤلفه­های درونی عامل فرهنگی اجتماعی، توجه یکسان به رشته­های ورزش حرفه­ای در رویدادهای بین­المللی توسط مردم با میانگین 54/4 مهمترین عامل و نقش مطبوعات و نشریات در انعکاس خبری رویدادهای ورزشی و اشاره به حامی ها (حامیان مالی) با میانگین 00/3 کم اهمیت ترین عامل می­باشد.

 

جدول 5: اولویت بندی عوامل حقوقی و قانونی موثر بر سرمایه گذاری بخش خصوصی

اولویت

گویه ها

میانگین رتبه ای

Chi-square

df

sig

1

ارتقای امنیت اقتصادی در زمینه حمایت مالی

86/3

 

 

 

 

02/30

 

 

 

 

10

 

 

 

 

003/0

2

حذف قوانین و مقررات دست و پاگیر در امر سرمایه­گذاری بخش خصوصی

75/3

3

تسهیل قوانین مالیاتی و استفاده از بخشودگی­های مالیاتی جهت ترغیب سرمایه­گذاری

46/3

4

تصویب آیین­نامه­ها پیرامون موضوع خصوصی­سازی و سرمایه­گذاری بخش­های خصوصی در ورزش

12/3

5

دستورالعمل اجرایی برای فرایند خصوصی­سازی

94/2

6

همسو شدن مقررات و سیاست­های اجرایی ارگان­های قانونی کشور با سیاست خصوصی­سازی

87/2

7

اعتماد به پایداری سیاست­های دولت در زمینه حمایت از بخش­های خصوصی

83/2

8

تدوین چارچوب قانونی منسجم با ضمانت اجرایی لازم برای تأمین امنیت سرمایه­گذاران درصنعت ورزش

81/2

9

ایجاد بازارهای مالی و منابع تأمین سرمایه برای حامیان ورزشی

79/2

10

تقویت قانون کار جهت توسعه سرمایه­گذاری در بخش­های خصوصی

69/2

11

تقویت قوانین مالیاتی جهت توسعه سرمایه­گذاری در بخش­های خصوصی

64/2

             

 

همان گونه که در جدول فوق (5) ملاحظه می­شود و با توجه به میانگین رتبه­ای مؤلفه­های درونی عامل حقوقی قانونی، ارتقای امنیت اقتصادی در زمینه حمایت مالی با میانگین 86/3 مهمترین عامل و تقویت قوانین مالیاتی جهت توسعه سرمایه­گذاری در بخش­های خصوصی با میانگین 64/2کم اهمیت ترین عامل می­باشد.

 

جدول 6: اولویت بندی عوامل ساختاری موثر بر سرمایه گذاری بخش خصوصی

اولویت

گویه ها

میانگین رتبه ای

Chi-square

df

sig

1

اصلاح ساختار خصوصی شدن صنعت ورزش  

62/4

 

 

 

 

 

43/19

 

 

 

 

 

10

 

 

 

 

 

001/0

2

حمایت دولت در تأمین نیازهای بخش خصوصی در ورزش با اعطای یارانه (ارز دولتی)

41/4

3

پرهیز از اقتصاد دولتی و ایجاد بستر لازم برای حضور بخش خصوصی

32/4

4

ایجاد یک نهاد مستقل و متمرکز با مدیریت کارآمد جهت اجرای فرآیند خصوصی­سازی در ورزش

11/4

5

توسعه و بهبود نهادهای تخصصی در حوزه خصوصی­سازی صنعت ورزش

10/4

6

عدم رقابت و سرمایه‌گذاری عظیم دولت با بخش های خصوصی در ورزش

08/4

7

توزیع عادلانه اعتبارات و سرانه زیرساخت‌های فیزیکی بین رشته‌های ورزشی

06/4

8

حمایت از کارآفرینان و سرمایه­گذاران بخش خصوصی

03/4

9

تسهیل فرآیند واگذاری اماکن دولتی ورزشی به بخش خصوصی

56/3

10

ایجاد نظام باز اقتصادی و رقابتی در آن، برون‌گرایی و آزادسازی بازار (پرهیز از انحصار طلبی)

31/3

11

فراهم نمودن زیرساخت­های سرمایه­گذاری و سرمایه­داری درورزش

26/3

             

همان گونه که در جدول فوق (6) ملاحظه می­شود و با توجه به میانگین رتبه­ای مؤلفه­های درونی عامل ساختاری، اصلاح ساختار خصوصی شدن صنعت ورزش با میانگین 62/4 مهمترین عامل و تدوین فراهم نمودن زیرساخت­های سرمایه­گذاری و سرمایه­داری در ورزش با میانگین 26/3 کم اهمیت­ترین عامل می­باشد.

 

مدل تحقیق بر گرفته از نتایج تحلیل عامل اکتشافی

 

 

 

 

جدول 8: رتبه بندی مولفه های موثر بر سرمایه گذاری بخش خصوصی در ورزش

 

کل تاثیرات

تاثیر غیر مستقیم

تاثیر مستقیم

تاثیرات

متغیرها

325/0

---

325/0

عوامل اقتصادی

278/0

---

278/0

عوامل مدیریتی

267/0

---

267/0

عوامل فرهنگی

213/0

---

213/0

عوامل قانونی

193/0

---

193/0

عوامل ساختاری

 

بنا بر داده های جدول بالا، کل مدل تحقیق با توجه به شاخص های سنجش برازش نیکویی مدل مناسبی را نشان می دهد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که عوامل اقتصادی با تاثیر 325/0 مهمترین عامل در خصوصی سازی و عوامل ساختاری  با تاثیر 193/0 کم اهمیت ترین عامل در سرمایه گذاری بخش خصوصی در رویدادهای ورزش ملی و بین المللی هستند.

بحث و نتیجه‌گیری

تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش درباره مهم ترین عوامل مؤثر بر سرمایه گذاری بخش خصوصی در رویدادهای ملی و بین المللی به ترتیب عبارت بود از: 1- عامل اقتصادی؛ 2- عامل مدیریتی؛ 3-  عامل فرهنگی؛  4- عامل حقوقی قانونی؛ 5- عامل ساختاری. عامل اقتصادی به عنوان مهمترین عامل مؤثر در تحقیقات قره خانی (1390)، چالشتری (1390)، قره خانی (1389) و سلیمی (2012) و همچنین این عامل بدون در نظر گرفتن اولویت در تحقیقات امیری (1390)، یزدانی (1390)، رهام (1390)، سلطان حسینی (1389)، رجبی (1388)، بنویت سگاین (2007)، توماس (2005)، روی (2000) و کیالدینی (2000) گزارش شده است و با نتایج تحقیق حاضر همخوانی دارد. این موضوع نشان دهنده اهمیت این عامل در جذب سرمایه است، هرچند از نظر اولویت و ترتیب تفاوت هایی بین تحقیقات مشاهده می شود. احتمالا دلیل این تفاوت­ها با تحقیق حاضر، توجه خاص تحقیقات قبلی به یک بخش از ورزش مثل حرفه­ای یا قهرمانی یا توجه روی ورزشی خاص مثل فوتبال یا به صورت تمرکز روی منطقه یا استانی خاص با شرایط متفاوت باشد، در حالی که تحقیق حاضر به صورت جامع روی ورزش و در سطح کشور انجام شد.

بحث عوامل اقتصادی و تأمین هزینه‌های رویدادهای ورزشی اعم از سرمایه گذاری در بعد تجهیزات و تاسیسات ورزشی، اساس سرپا ماندن آن‌هاست و ادامه حیات شان با وجود مشکلات مالی و اقتصادی امکان پذیر نیست. از آنجا که درآمد زایی و سودآوری، اصلی‌ترین عامل حضور بخش خصوصی، شرکت‌ها، کارخانجات و صنایع در تمامی عرصه‌ها از جمله ورزش است، با وجود موانع مالی و اقتصادی امیدی به حضور این بخش‌ها در ورزش نمی‌رود. این یافته با یافته­های هادی خلیلی (1391) که در تحقیق خود با عنوان «بررسی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر اجرای ماده 88 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت در ورزش کشور» که عوامل نهادی و سازمانی را در رتبه اول اهمیت معرفی کرد و عوامل اقتصادی را در رتبه سوم قرار داد، مغایرت دارد. به نظر می‌رسد علت مغایرت این نتیجه تحقیق حاضر با یافته تحقیق خلیلی در این باشد که اجرای این قانون بیش از آن که به عوامل اقتصادی و مالی وابسته باشد، بیشتر به بستر فرهنگی اجتماعی و ساختار مناسب نهادی و سازمانی نیازمند است، در حالی که مشارکت بخش خصوصی در تمام عرصه‌ها از جمله ورزش تابع شرایط اقتصادی و مالی است.

دنیا پاداش (1388) در تحقیقی با عنوان «مقایسه و اولویت بندی موانع حقوقی و قانونی و اجتماعی و فرهنگی تأثیر گذار بر خصوصی سازی باشگاه‌های ورزشی با روش AHP» نشان داد که موانع حقوقی و قانونی از اولویت بالاتری برخوردار است و هادی خلیلی (1391) در پژوهشی با عنوان «بررسی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر اجرای ماده 88 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت»، عوامل فرهنگی را در رتبه آخر معرفی کرد که با یافته های این پژوهش مغایرت دارد. همچنین با یافته‌های حسنعلی آقاجانی (1391) که در تحقیق خود با عنوان «تبیین عوامل مؤثر بر فرایند کارآفرینی مستقل باشگاه‌های ورزشی خصوصی استان مازندران» که نتیجه گرفت بیشترین اثرگذاری مستقیم مربوط به عوامل مدیریتی و پس از آن حمایت‌های محیطی، روان شناختی و در رتبه آخر عوامل فرهنگی است، مغایر است. نتایج تحقیق حاکی از این بود که عوامل ساختاری در رتبه پنجم اهمیت قرار دارند. این نتیجه با یافته‌های هادی خلیلی (1391) که در تحقیق خود با عنوان «بررسی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر اجرای ماده 88 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت» عوامل نهادی و سازمانی را در رتبه اول اهمیت معرفی کرد و نتایج باروس (2006) که مالکیت غیر انتفاعی باشگاه‌های فوتبال پرتغال را از موانع توسعه اقتصادی آن‌ها معرفی کرد (احسانی، 1382) و استفان مورو[10](2004) که ساختارهای مالکیت فوق العاده متمرکز باشگاه­های فوتبال اسکاتلند را از مهم‌ترین موانع توسعه فوتبال این کشور بیان کرد، همسو می‌باشد؛ زیرا در تحقیق حاضر نیز ساختار       غیر تجاری ورزش به عنوان مهم‌ترین عامل بازدارنده ساختاری مشارکت بخش خارجی در ورزش معرفی شد. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل حقوقی و قانونی در رتبه چهارم قرار دارند. این نتایج با یافته­های کرد زنگنه (1386) که بیان کرده است عوامل قانونی می‌تواند به عنوان عامل پیش برنده یا بازدارنده مشارکت بخش غیر دولتی در نظر گرفته شود، هماهنگی دارد؛ ولی با نتایج طالب نیا و محمدزاده (1384) که فقدان بسترهای قانونی لازم را به عنوان عامل بازدارنده مشارکت صنعت و بخش خصوصی عنوان کرده‌اند، جودیو و فیلیپ[11] (2003) که فقدان قوانین اختصاصی برای حق پخش تلویزیونی، حامیان مالی و مدیریت امور مالی را از مهم‌ترین عوامل ناکارامدی حمایت از باشگاه­های اسپانیا معرفی کرد (احسانی، و همکاران، 1387) و دنیا پاداش(1388) که عوامل حقوقی و قانونی را در رتبه دوم مهم‌ترین عومل تأثیر گذار بر خصوصی سازی باشگاه‌های ورزشی بیان کرد، مغایرت دارد. در توجیه این یافته می‌توان گفت با توجه به ماهیت درآمدزا بودن ورزش حرفه ای، قوانین و مقررات اختصاصی خصوصی سازی ورزش برای هر یک از رشته‌های مختلف ورزشی اهمیت فراوانی در فراهم سازی بستر و شرایط لازم برای مشارکت بخش خصوصی در آن حوزه دارد، اما از آنجا که ورزش همگانی ماهیت تجاری و درآمدزایی ندارد و بیشتر هدف تندرستی و سلامتی را دنبال می‌کند، تدوین قوانین اختصاصی برای مشارکت و حمایت بخش خصوصی به ویژه صنایع اهمیت زیادی ندارد. با این حال، شکی نیست که بدون توسعه حقوقی و قانونی لازم، پیشرفت در عرصه ورزش همگانی مقدور نیست. یکی از نتایج جالب این تحقیق این بود که برخلاف پیش فرض‌ها و پیش بینی‌های محقق، عوامل مدیریتی در رتبه دوم قرار گرفت. این یافته با نتایج تحقیقات بسیاری از جمله الهی (1388) و دنیا پاداش (1388) که عوامل مدیریتی را مهم تلقی کردند، مغایرت دارد. همچنان نتایج این تحقیق با یافته‌های حسنعلی آقاجانی (1391) که در تحقیق خود با عنوان «تبیین عوامل مؤثر بر فرایند کارآفرینی مستقل باشگاه‌های ورزشی خصوصی استان مازندران» که نتیجه گرفت بیشترین اثرگذاری مستقیم مربوط به عوامل مدیریتی است و پس از آن حمایت‌های محیطی، روان شناختی و فرهنگی قرار دارند مغایرت دارد که لزوم بررسی و اجرای تحقیق ویژه تر را می‌طلبد. بررسی وتحلیل نتایج تحقیق حاضر در حوزه مدیریتی و مقایسه آن با تحقیقات دیگر نشان داد که نتایج ما با یافته های تحقیقات هودا الخواجه (ضعف تخصصی مدیران ورزشی و نبود تخصص در نزد مدیر عاملان تیم‌ها)، هلموت دیتل، اگون فرانک (ناتوانی مدیریتی به عنوان عامل اصلی ناتوانی باشگاه‌ها)، الموعز (فقدان اطلاعات مالی شفاف در نزد مدیران ورزشی) همخوانی دارد.

 

پیشنهادها

  • با توجه به اتفاق نظر مشارکت کنندگان پیرامون ضرورت سرمایه گذاری بخش های خصوصی در ورزش، مدیران عالی ورزش کشور و مدیران اجرایی باید اقدامات مقتضی را جهت اجرایی نمودن خصوصی سازی عملی گردانند.
  • یافته­های تحقیق حاضر، عوامل مؤثر بر جذب سرمایه بخش خصوصی را در 5 عامل اقتصادی، قانونی، فرهنگی، مدیریتی و ساختاری خلاصه کرد. لذا پیشنهاد می شود مدیران و عوامل اجرایی و برنامه ریز به این عوامل توجه ویژه مبذول نمایند.
  • با در نظر گرفتن رابطه مثبت شرایط اقتصادی با جذب سرمایه­گذاری در رویدادهای ورزشی پیشنهاد می­شود از بخش خصوصی در ورزش جهت ایجاد درآمد ناخالص ملی حمایت شود.
  • با توجه به عوامل فرهنگی و عدم درک صحیح از واژه خصوصی سازی و جذب سرمایه، ضرورت ایجاد بخش بازاریابی ورزشی در درون حوزه­ طرح و برنامه تربیت بدنی وزارت علوم، تحقیقات وفناوری و به تبع آن در درون دانشگاه­ها، اجتناب نا پذیر است- این بخش حتی در سطح معاونت در بسیاری از دانشگاه­های دنیا وجود دارد. لذا پیشنهاد می­شود بخش بازاریابی ورزشی در وزارت، سازمان ها و ادارات تربیت­بدنی ایجاد کنند.
  • با توجه به تأثیر عوامل قانونی در روند جذب سرمایه پیشنهاد می شود اصلاح قوانین و مقررات در جهت خصوصی سازی ورزش کشور در راس کار دستگاه­های قانونی و اجرایی ورزشی به ویژه وزارت ورزش و جوانان قرار گیرد.
  • پیشنهاد می­شود با استفاده از تبلیغات رسانه های جمعی و اطلاع رسانی از فوائد و مزایای سرمایه گذاری، فرهنگ سازی و زمینه پذیرش و مقبولیت فرهنگ سرمایه گذاری در اجتماع فراهم آورده شود.
  • منابع

    • آقازاده، سید احسان. (1387) «بررسی جذب سرمایه گذاری در ورزش حرفه ای ایران». پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته تربیت بدنی، دانشگاه اصفهان.
    • اتقیا، ناهید. (1384). «تعامل بازاریابی و مدیریت ورزشی». نشریه پژوهش. سال اول، پیش شماره 1.
    • احسانی، محمد. (1387). مدیریت معاصر در ورزش. چاپ اول، تهران: دفتر نشر آثار علمی دانشگاه تربیت مدرس
    • الهی، علی رضا؛ سجادی، سید نصراله؛ خبیری، محمد و ابریشمی، حمید. (1387). «موانع توسعه جذب درامد حاصل از حمایت مالی در صنعت فوتبال جمهوری اسلامی ایران».
    • پاداش، دنیا؛ سلطان حسینی، محمد؛ فتحی، سعید و خبیری، محمد. (1388). «تعیین و اولویت بندی عوامل مدیریتی و اجرایی موثر بر خصوصی سازی باشگاه های ورزشی با روش AHP ».
    • جماعت، خاطره و احسانی، محمد. (1388). «اهداف مستقیم وغیر مستقیم حمایت مالی از ورزش در ایران».
    • جمالی قره خانلو، علی. (1384). «بررسی میزان بهره برداری از تأسیسات و اماکن ورزشی استان آذربایجان شرقی». نشریه دانشگاه پیام نور تهران.
    • رضوی، محمد حسین. (1384). «خصوصی سازی و اصلاح ساختار ورزش قهرمانی در کشور». حرکت. شماره 27.
    • رضوی، سید محمد حسین. (1383). «خصوصی سازی در ورزش با تأکید بر ورزش قهرمانی».  فصلنامه المپیک. پیاپی 28، صص 68- 75.
    • رضوی، سید محمد حسین. (1383). «افزایش کارایی با سیاست خصوصی سازی در ورزش». حرکت. شماره 23.
    • رضوی، سید محمد حسین. (1383). تحلیل سیاست خصوصی سازی در ورزش کشور با تأکید بر ورزش قهرمانی. تهران: دانشگاه تهران
    • رهام، مهدیه؛ صابونچی، رضا و سلیمانی، مجید. (1390). «عوامل اقتصادی- سیاسی تعیین کننده جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در صنعت ورزش کشور». ششمین همایش ملی دانشجویان تربیت بدنی و علوم ورزشی ایران.
    • سجادی، سید نصراله؛ امیدی، علیرضا و زارع، قاسم. (1386). «رابطه بین استفاده از تصاویر ورزشی در تبلیغات  و رفتار مصرفی تماشاچیان مسابقات ورزشی». نشریه حرکت. شماره 34، صص83-93.
    • طیبی، بهنام. (1388). «بررسی عوامل بازدارنده حضور بخش خصوصی در تأسیس اماکن ورزشی». پایان نامه دوره کارشناسی ارشد، رشته تربیت بدنی، دانشگاه مازندران.
    • عارفیان، یداللّه. (1384). «بررسی سیاست خصوصی سازی و موانع و مشکلات آن در تربیت بدنی از دیدگاه  مدیران ورزشی استان مازندران». نشریه دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه مازندران.
    • عسکرزاده، مریم. (1388). «بررسی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه گذاری در ورزش استان خوزستان از دیدگاه مسئولان ادارات تربیت بدنی». پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید چمران اهواز.
    • علیزاده، محمد حسین و تجاری، فرشاد. (1385). «ررسی شیوه های افزایش بهره وری اماکن و تجهیزات ورزشی». پژوهش در علوم ورزشی، شماره 11، صص29-43.
    • قره خانی، حسن؛ احسانی، محمد؛ کوزه چیان، هاشم؛ خبیری، محمد؛ امیری، مجتبی و فولادی حیدرلو، سودابه. (1388). «رتبه بندی مهم ترین موانع خصوصی سازی باشگاه های فوتبال ایران».
    • قیامی راد، امیر و محرم زاده، مهرداد. (1388). «بررسی راهکار های بازاریابی برای ترویج و توسعه رشته های ورزشی در ایران». نشریه حرکت. شماره 39.
    • کارگر، غلامعلی؛ ظریفی، مجتبی و علیزاده، نورالله. (1390). «مشارکت بخش خصوصی در توسعه باشگاه-ها و تفریحات ورزشی با تاکید بر اشتغال زایی». مجموعه مقالات همایش ملی تفریحات ورزشی.
    • کاشف، محمد؛ جعفری، علی محمد و احمدی، اژدر. (1386). «بررسی موانع و مشکلات موجود در رابطه با اصل 44 قانون اساسی در ورزش از دیدگاه صاحبان باشگاه های خصوصی شهرستان اصفهان».
    • کریمیان، جهانگیر و تند نویس، فریدون. (1383). «روابط بین نیروی انسانی، بودجه هزینه شده، مساحت اماکن و تأسیسات بر افزایش فعالیت های فوق برنامه ورزشی دانشگاه». نشریه علوم حرکتی و ورزش. جلد اول، شماره3، صص 6-79.
    • کلانتری، خلیل. (1387). پردازش و تحلیل داده ها در تحقیقات اجتماعی اقتصادی. تهران: انتشارات فرهنگ صبا
    • کیانی، فاطمه و فاضلیان، محسن. (1388). «ابزارها و نهادهای مالی در خصوصی سازی بنگاه ها و باشگاه های ورزشی». چکیده مقالات هفتمین همایش بین المللی تربیت بدنی و علوم ورزشی.
    • متوسلی، محمود. (1373). خصوصی سازی یا ترکیب مطلوب دولت و بازار در توسعه اقتصادی. تهران: انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی
    • محرم زاده، مهرداد. (2006). «بررسی شیوه های بازاریابی ورزشی دانشگاهی». فرصت مطالعاتی، گروه تربیت بدنی، دانشگاه ارومیه.
    • محرم زاده، مهرداد. (1385). مدیریت بازاریابی ورزشی.  ارومیه: جهاد دانشگاهی ارومیه
    • مرادی چالشتری، جواد؛ مرادی چالشتری، محمدرضا؛ صابونچی، رضا و فروغی پور، حمید. (1390). «بررسی موانع حقوقی- قانونی اثر گذار بر جذب سرمایه گذاریهای خارجی در صنعت فوتبال جمهوری اسلامی ایران». مجموعه مقالات دومین همایش ملی تخصصی مدیریت ورزشی.
    • مرادی چالشتری، جواد و مرادی چالشتری، محمد رضا. (1390). «بررسی موانع ساختاری اثرگذار بر جذب سرمایه گذارهای خارجی در صنعت فوتبال جمهوری اسلامی ایران». ششمین همایش ملی دانشجویان تربیت بدنی و علوم ورزشی ایران.
    • مهدوی عادلی، محمدحسین و رافعی، حسین. (1385). «بررسی جریان خصوصی سازی و تأثیر آن بر تقویت کارآفرینی در ایران». مجله دانش و توسعه. شماره 18، صص 32-54.
    • نیری، شهرزاد؛ امیری، مجتبی و صفاری، مرجان. (1390). «بررسی تجارب، اقدامات، الزامات و ملاحظات کشورهای منتخب در زمینه خصوصی سازی و توسعه مشارکت بخش خصوصی در حوزه ورزش». ششمین همایش ملی دانشجویان تربیت بدنی و علوم ورزشی.
    • یزدانی، علی اصغر؛ ریحانی، محمد؛ اسماعیلی، محسن؛ شبانی، محمد و داورزنی، ابولقاسم. (1390). «تحلیل عاملی موانع حمایت ورزشی شرکتها (خصوصی و دولتی) در استان خراسان شمالی». ششمین همایش ملی دانشجویان تربیت بدنی و علوم ورزشی ایران.
    • یوسفی، بهرام؛ طاهری، حمید رضا و شجاعی، وحید. (1386). «بررسی وضعیت بازاریابی ورزشی از طریق اینترنت در ایران با تاکید بر عناصر p4».نشریه پژوهش.
      • Almoez, W. N. W., Baharumshah, A. Z., & Law, S. H. (2010). Foreign direct investment, economic freedom and economic growth: International evidence”. Economic Modelling, 27(5), 1079-1089.
      • Aseidu, kofi fred & at all. (    ). “Does prevatization impact job satisfaction? the case of ghana”. world dev, vol. 35, No 10.
      • Bai,chong-en,. lu, jiangyong,and tao,zhiang. (2009). “How does rivatization work in china?”. Jornal of comparative economic,volume 37, lssue 3, p 453-470.
      • Benoit, seguin. (2007). “sponsorship in the trenches: case study evidence of its legitimate place in the promotional mix”. sport journal, vol(10), No. 1.
      • Biscaia, M. (2014). “Evaluation of privatization in sports with the approach of assessing the strengths and weaknesses”. European Journal of Experimental Biology, 3(1):631-6
      • Cialdini, R. B. Borden, R. J. Thomas, Walker, M. P & Freeman. (2000). “Basking in reflected glory: Three field studies”. Journal of personality and social psychology, p. 366- 375.
      • Clark, John, M. Cornwell. Bet na. Prui. Stephen, W. (2008). “The impact of title event. Sponsorship announcements on shareholder wealth”. Market let,doi:10/1007/s11002-008-9004 –z.
      • Davis, chuk. (2000). “privatization: common themes, similar outcome”. available at umn. edu.
      • Funk, Daniel. & Tennille J. Bruun. (2006). “The role of socio-psychological an culture – education motive in marketing international sport Tourism: A cross – cultural perspective, Tourism management”. Article in press.
      • Garland. Ron, Charbonneau. Jan, Macpherson. Terry. (2008). “Measuring sport sponsorship effectiveness: links to existing behavior”. Innovative Marketing, Managing Leisure, 19(4): 263-282.
      • Gibbon, honry. (2001). “Guide bar directing government owned enterprises”. available at privatization. org.
      • Hamakos. A. (2004). “Sport business in the next decide: A general over view of expectd trends”. Journal of Sport management, 15. 275-206.
      •  Jones, C.P. (2007).  Investments: analysis and management. John Wiley & Sons
      • Kang, chao-chung. (2009). “privatization and production efficiency in taiwan's telecommunication industry”. science direct.
      • Liu. M. T, Huang. Y. Y, Minghua. J. (2007). “Relations among attractiveness of endorsers , match-up , and purchase intention in sport marketing in china”. Journal of consumer marketing, 24. 6,358-365, Emerald Group Publishing Limited.
      • Mason, K. (2006). “How corporate sport sponsorship impacts consumer behaviour”. Journal of American Academy of Business, Cambridge, 7, 1, ABI/INFORM Golbal,pg 32-35.
      • Mathur, ike & et al. (    ). “the effects of privatization on the performance of newly privatized firms in emerging markets, emerging markets review”. The international journal of the history of sport, 24(7): 921-953.
      • Narayan, Baek T, Whitehill King, K. (2016). “Exploring the consequences of brand credibility in services”. Journal of Services Marketing. International Journal of Advertising, 17(1): 29-49.
      • Okten, cagla & peren arin, k. (2006). “The effect of privatization on eficiency: how does privatization work?”. world development, vol 24(7): 921-953.
      • Oriani, Raffaele. (2001). “The import of privatization on the economic returns to r&d activities, emperical evidence forma sample of european firms”. Available at tm. tue. nl.
      • Philipsen, Stotlar D.K. (2018). Privatization of water sports and recreational fishing facilities.
      • Philipsen, J. F. B. ; Bakker, J. G.  (2011). “Privatization of water sports and leisure fishing facilities: a study of processes and effects”.
      • Puppy B, Green M. (2015). Comparitive Elite Sport Development. Systems, structures and public policy. Amsterdam et al.: Butterworth-Heinemann
      • Roger Bennett , Rehnuma, Ali-Choudhury and Wendy, Mousley. (2007). “Television viewers’ motivatons to follow the 2005 Ashes Test series:implications for the rebranding of English Cricket”. Journal of product & brand management, 10/1(2007) , 23-37.
      • Roy, Donald. (2000). “manager use of sponsorship in building brands: service and product firm contrasted”. International journal of sport marketing & sponsorship The Asian journal on quality, 9(1): 103.114.
      • Salimi, Mahdi, Soltanhosseini, Mohammad, Padash, Donia, Khalili, Ebrahim. (2012). “Prioritization of the Factors Effecting Privatization in Sport Clubs: With AHP & TOPSIS Methods - Emphasis in Football”. International Journal of Academic Research in Business and Social Sciences.
      • Skriber, J.L. (2015). “Proximate development: an alternate justification for publicinvestment in major sport facilities?”. Managing Leisure. 19(4):263-82.
      • Schwarz, eric C., stacy A. hall and simon, shibli. (2010). “financing sport facilities”. sport facility operation management, p 31-49.
      • Stotlar D. K. (2001). “Developing successfull sport sponsorship plans”. Sport marketing quarterly, No. 4 , PP:15-21.
      • Strelize, Benadie. (2005). “Relationships in Sport Sponsorship: a Marketing Perspective”. unpublished doctoral degree dissertation, Faculty of Management, University of Johannesburg.
      • Thomas, hickman, ward, lawrence & james. (2005). “A social identities perspective on the effect of corporate sport sponsorship on employees”. sport marketing quarterly, vol(12), No. 3.
      • Van herden M. (2015). “Olympic glory or grassroots development? Sport policy priorities in Australia, Canada and the United Kingdom, 1960–2006”. The international journal of the history of sport. 24(7):921-53.
      • Yotahino G, Hatch ME. (2019). “Market reactions to sport support leaflets”. Urban Affairs Review. Nov Economic Modelling, 27(5): 1079-1089
      • Wilson. B, Stavros. C, Westberg. K. (2008). “Player transgressions and themanagement of the sport sponsor relationship”. Public Relations Review. 34. 99-107.