ارائه مدل ساختاری تأثیر تبلیغات رسانه ای بر سبک زندگی ورزش- محور با تبیین نقش میانجی گری بازهویت مدیریت بدن (از دیدگاه کارکنان نیروی انتظامی شهر تهران)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری جامعه‌شناسی ورزش، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه جامعه‌شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 کارشناس ارشد پژوهش اجتماعی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامى، زنجان، ایران

4 دانش آموخته دکتری جامعه شناسی ورزش، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل ساختاری تأثیر تبلیغات رسانه ای بر سبک زندگی ورزش- محور با تبیین نقش میانجی گری بازهویت مدیریت بدن در بین کارکنان نیروی انتظامی شهر تهران در سال 1398-1399 بوده است. روش پژوهش حاضر، همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بوده است. 400  نفر از کارکنان نیروی انتظامی شهر تهران با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. شیوه گردآوری داده‌ها، میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه بود. داده ها با کمک نرم افزار spss25   و AMOS24  بررسی شدند. یافته های تحقیق نشان داد اثر مستقیم و استاندارد شده تبلیغ رسانه ای (017/0p=، 49/0=β) بر روی باز هویت بدن معنادار است. همچنین اثر مستقیم و استانداردشده باز هویت بدن (012/0p=، 37/0=β) و تبلیغ رسانه ای (00/0p=، 61/0=β) بر سبک زندگی ورزش- محور  معنادار است. اثر مستقیم تاهل و تحصیلات  بر سبک زندگی ورزش محور به ترتیب 11/0 و 26/0 به دست آمد که رابطه معناداری را نشان داد، اما رابطه سن و سبک زندگی ورزش- محور معنادار نبود (p>0.05). همچنین براساس نتایج به دست آمده به این نتیجه رسیدیم که سبک زندگی ورزش- محور می تواند از طریق باز هویت بدن از  تبلیغ رسانه ای اثرپذیر باشد.

کلیدواژه‌ها


ارائه مدل ساختاری تأثیر تبلیغات رسانه ای بر سبک زندگی ورزش- محور با تبیین نقش میانجی گری بازهویت مدیریت بدن (از دیدگاه کارکنان نیروی انتظامی شهر تهران)


علیرضا جهانگیری[1]

بهرام قدیمی[2]

مهرداد نوابخش[3]

چنور ظهرابی[4]

سهیلا عبدی نعمت آباد[5]

 

تاریخ دریافت مقاله: 7/2/1400

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:1/3/1400

 

مقدمه

سبک زندگی، مفهومی عام و کلی است که علاوه بر شغل و مصرف، شامل انتخاب های گسترده، رفتارها و نگرش ها و باورها می شود. سبک زندگی، بخشی از زندگی است که عملاً در حال تحقق یافتن است و در بردارنده طیف کامل فعالیت هایی است که افراد در زندگی روزمره انجام می دهند. طیف فعالیت های افراد در هر عرصه از زندگی می تواند سازنده سبک زندگی آن ها در آن عرصه باشد. به همین دلیل می توانیم  از سبک زندگی ورزش- محور سخن بگوییم (روشن دل اربطانی، 1386: 168). مفهوم سبک زندگی ورزش محور، رابطه تنگاتنگی با مفهوم طرح شده بلوخ[6] با عنوان «سبک زندگی سلامت- محور» دارد. بلوخ سبک زندگی سلامت- محور را به عنوان یک راهنما برای جلوگیری از مشکلات بهداشتی و تضمین کننده حد اعلای سلامتی برای افراد می داند و در این زمینه به رژیم غذایی و ورزش اشاره دارد(پارسامهر و رسولی نژاد، 1394: 56). حال گنجاندن ورزش در سبک زندگی افراد می تواند تا حد بالایی به سلامت افراد جامعه کمک کند و در فرایند توسعه فرهنگی و انسانی گام بردارد (آقاجانی و همکاران، 1390: 141). مفهوم سبک زندگی ورزش- محور، در تعریفی که مورد توجه ماست، از ورزش حرفه ای فاصله می گیرد و به شیوه هایی اشاره دارد که کارکنان نیروی انتظامی درباره حفظ سلامت خود، به ورزش متمایل می شوند. لذا ورزش به عنوان یک حرفه محسوب نمی شود، بلکه به عنوان یک نیاز و ضرورت زندگی به منظور بالا بردن سلامت کارکنان نیروی انتظامی مطرح می گردد. در ضمن فعالیت های ورزشی می تواند تغییرات جدیدی را در سبک زندگی به وجود آورد. این پدیده را می توان «بیداری جسم» و در مواردی «بیداری روح» نامید. پلیس از جمله نیروهای اجتماعی است که وظایف متعددی در سطح جامعه دارد و به نظر می رسد اگر شایستگی های اخلاقی، اجتماعی، انسانی و بدنی را یک جا در خود پرورش دهد، می تواند در صحنه انجام وظایف با قدرت زیاد، با فراست منحصر به فرد و و تحمل شرایط دشوار فیزیکی و روانی حاضر شود (همان: 139). پلیس با تحرک و ورزش بدن خود را در حوزه توان رزمی و آمادگی جسمانی آنقدر قدرت و پالایش می دهد که در رویارویی های اجتماعی با اقتدار و روحیه مثال زدنی و شهامت انسانی با ناهنجاری ها به مقابله بر خیزد (جعفری نیکو و همکاران، 1392: 101). پلیس اسلامی می آموزند که جدای از همه ایثارگری ها در صحنه های گوناگون باید به ساختار و فیزیولوژی جسم خود به طور جدی توجه کنند و در اوقات فراغت، با بهره گیری از امکانات ورزشی به روحی بزرگوار دست یابند تا در پیچیده ترین مسائل زندگی و از جمله مأموریت های روزانه، با ابتکار عمل وارد میدان شوند. هدف باید آمادگی همه جانبه پلیس در همه لحظات زندگی وی باشد. داشتن نگرشی درست از آمادگی جسمی برای همه نیروهای فعال در صحنه های اجتماع و از جمله پلیس امری ضروری و مهم است. بر خلاف گذشته که افزایش قابلیت های جسمانی به منظور افزایش توان رزمی پلیس در نظر گرفته می شود (همان: 101 )، توسعه سبک زندگی ورزش محور در نیروی انتظامی، راهی مطمئن به منظور حفظ سلامتی و نشاط کارکنان نیروی انتظامی به شمار می آید. باورهای عقل سلیم معتقدند مشارکت ورزشی تأثیرات پیش بینی پذیر بر جامعه دارد. مهم ترین منافع ورزش عبارت اند از: سلامت عمومی با فعالیت بدنی، تقویت سرمایۀ انسانی به لطف توسعه شناخت ورزش، انگیزش ها، مهارت ها و آمادگی برای فعالیت های شخصی، شهروندی فعال، انسجام و شمولیت اجتماعی. به نظر می رسد ورزش برای ارتقای هر دو بعد فردی و اجتماعی مفید است (جعفری نیکو و همکاران، 1392: 101). با وجود سفارش هایی که در مورد حفظ سلامتی و تندرستی می شود، بشر قرن حاضر، به دلیل پیشرفت های تکنولوژی و گسترش پدیده شهرنشینی، ناظر تغییرات محسوسی در جهت کاهش تحرک و فعالیت بدنی و در نتیجه بروز انواع بیماری های روحی و جسمی ناشی از آن می باشد. این در حالی است که ورزش می تواند به عنوان وسیله ای مطلوب و کارآمد در راستای حفظ بقا، سلامت روحی- جسمی و عامل پیش گیری کننده از بیماری مطرح شود (گلنبی، 1397: 74)  تا جایی که «سازمان بهداشت جهانی» عدم فعالیت فیزیکی را چهارمین عامل پیش رو در مرگ و میر در سطح  جهان می داند؛ به طوری که 6 درصد مرگ و میر در سراسر جهان به این دلیل اتفاق می افتد (حمدی، 1381: 183). امروزه ورزش از آنجا که موجب افزایش امید به زندگی از طریق ارتقای سلامت افراد جامعه      می شود، یکی از زیر شاخص های توسعۀ انسانی در جوامع قلمداد می گردد. همچنین به واسطۀ افزایش سلامت و نشاط در جامعه سبب کاهش هزینه های درمانی و بهداشتی می شود و بهره وری نیروی کار جامعه را بالا می برد و از این راه به توسعۀ همه جانبۀ آن جامعه کمک می کند (روشن دل اربطانی، 1386: 168). پیشگامان پرشور ورزش آن را «وجدان جمعی بشر»، «شکل مدرن پیکارهای اقتصادی و سیاسی»، «تجلی و تعالی شخصیت انسان برتر» یا به گفته پیردو کوبرتن[7] «فروزان ترین شعله مشتعل قلب انسان ها» می نامند (چرکزی و همکاران، 1389: 522).  انجام فعالیت های ورزشی در سطح ملی نیز به اندازه ای مهم بوده که در اصل سوم قانون اساسی بر انجام فعالیت های بدنی و ورزشی برای عموم تأکید شده است (کشاورز و فراهانی، 1393: 127). بدون ترید سلامتی، رکن اساسی و خیلی مهم در زندگی هر فرد است و ورزش عامل اساسی و غیر قابل انکار در حفظ آن به شمار می رود. ورزش یک عنصر فرهنگی و وسیله ای تأثیرگذار در خدمت تعالی اخلاق و عامل سازنده برای سعادت و پیشرفت جامعه است. جامعه ای می تواند درست فکر کند که سالم، تندرست و شاداب باشد و این همه بستگی کامل به گسترش سبک زندگی ورزش- محور دارد (نصری، 1393: 66).  در این پژوهش، تأثیر تبلیغات رسانه ای بر سبک زندگی ورزش- محور، با تبیین نقش میانجی گری بازهویت مدیریت بدن بررسی شده است. تاکنون هیچ تحقیقی، تأثیر تبلیغات رسانه ای را به واسطه بازهویت مدیریت بدن بر سبک زندگی ورزش- محور در بین کارکنان نیروی انتظامی بررسی نکرده است. بنابراین، در این پژوهش سعی شده است تا روابط این متغیرها برای ارائه یک مدل ساختاری مقبول بررسی شود.

تبلیغات رسانه ای[8]نقش محوری و غیر قابل انکار در توسعه آگاهی و انتقال اطلاعات به شنوندگان و تغییر افکار آنها دارد. تبلیغات رسانه ای می تواند نقش مؤثری در بالا بردن آگاهی عمومی و گسترش ایده های جدید داشته باشد (سیانفرون و همکاران، 2006).  با این حال به نظر می رسد رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی، می توانند نقش مهمی در روشنگری مردم داشته باشند و در صورت عملکرد صحیح، مانع سوگیری مردم به سوی تفریحات ناسالم شوند. رسانه ها عامل بسیار مؤثری در شکل گیری ارزش های اجتماعی به شمار می روند که در بخش ورزشی، محتوای برنامه ها و مطالب درج شده در آن می تواند تأثیر بسزایی در پیشرفت و بهبود وضعیت کشور داشته باشد (صیادی و همکاران، 1395: 22). تأکید مسئولان ورزشی بر این است که ورزش تا جایی توسعه پیدا کند که در کنار فعالیت های روزمره، به عنوان بخشی از سبد زندگی مردم قرار بگیرد (عرب نرمی و همکاران، 1395: 25).  در حال حاضر فعالیت های ورزشی تأثیر روزافزونی بر بخش های گوناگون زندگی انسان از جمله بخش های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد؛ به طوری که ورزش حتی تا عمق نهادهای گوناگون اعم از خانواده، مدرسه، مؤسسات و بخش های دولتی و خصوصی رسوخ کرده و با نفوذ در قلب رسانه های بزرگ و همگانی، یکی از بزرگ ترین پدیده های قرن بیستم شده است  (نوابی نژاد، 1373: 56). یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر توسعۀ ورزش در دهۀ 1990 میلادی، رسانه ها بوده است (سینفرون و ژانگ ، 2006). جکسون[9] (1991) اثر تبلیغات رسانه ای بر افزایش آگاهی مردم در مورد فعالیت بدنی را 87 درصد و روی تغییر رفتار و گرایش به فعالیت بدنی 30 درصد اعلام کرد (جکسون، 1991: 27). در پژوهشی در کشور استرالیا بین تبلیغات رسانه ای و تغییر نگرش نسبت به سبک زندگی ورزش- محور رابطۀ معنی داری به دست آمد (روشن دل رباتنی ، 2007: 171). بنابراین تبلیغات و پیام‌های رسانه‌ای به عنوان امری حیاتی و اجتناب ناپذیر برای مبلغین و تلاشی جهت برقراری یک ارتباط متقاعد کننده برای تغییر یا ثبات فرایند نگرش و گزینش مخاطبان در رفتار آینده آنان به عنوان یک کنش هدفمند (اعم از: اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی) محسوب می گردد (صدفی، 1398: 10).

بازهویت مدیریت بدن[10] به معنای دستکاری در صورت ظاهری بدن است. با ظهور عصر جدید و جامعۀ مصرفی، نما و صورت ظاهری بدن برای افراد جامعه اهمیت بسیار زیادی یافته است. از نگاه گیدنز[11] واقعیت این است که ما بیش از پیش مسئول طراحی بدن خویش می شویم و هر چه محیط فعالیت های اجتماعی ما از جامعۀ سنتی فاصله بگیرد، فشار این مسئولیت را بیشتر احساس می کنیم. بنابراین، امروزه بدن افراد نمایانگر هویت متمایز بین آنان شده است که اشخاص از خود به نمایش می گذارند؛ یعنی افراد با نوع مدیریتی که بر بدن خود دارند هویت شخصی متمایزی را نیز در معرض دید دیگران قرار می دهند. در واقع، بدن افراد در مدرنیتۀ متأخر مولد هویت متمایز بین آنان شده است  (گیدنز، 1382: 125) تا جایی که فوکو[12]معتقد است انسان مدرن کسی است که می کوشد هویت خود را بازآفریند. از این رو، کنترل منظم بدن از جمله ابزارهای اساسی است که شخص به وسیلۀ آن روایت معینی از هویت شخصی خود بروز می دهد و در عین حال خود نیز به طرز کم و بیش ثابتی از ورای همین روایت در معرض تماشا و ارزیابی دیگران قرار می گیرد (ایناتلو، 1395: 59). دیدگاه های جامعه شناختی دربارۀ بدن نشان می دهند که به طور همزمان به دو بعد فیزیکی و فرهنگی اشاره دارند. براساس این دیدگاه، فرایندهای آموزشی در ورزش و تربیت بدنی در شکل گیری ساختاراجتماعی بدن اهمیت ویژه ای دارند. ورزش نمونه ای خوب از ساختار اجتماعی بدن است که آشکارا از طریق تسلط بر مهارت های فیزیکی به افراد اجازه       می دهد رفتار خود را اصلاح کنند (لیکرت ، 2002: 82). بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ساختاری تأثیر تبلیغات رسانه ای بر سبک زندگی ورزش- محور با تبیین نقش میانجی گری بازهویت مدیریت بدن انجام گرفته است. بنابراین دو سؤال اصلی پژوهش حاضر به قرار زیر است:

  • روابط متغیرهای تحقیق چگونه است؟
  • مدل ساختاری مؤلفه های موثر بر سبک زندگی ورزش محور چگونه است؟

پیشینه تجربی پژوهش

رستمی و راد (1398) در پژوهشی با عنوان «سبک زندگی و مدیریت بدن (مورد مطالعه: جوانان 15-29 سال در شهر مرند) » به این نتیجه رسیدند که میانگین مدیریت بدن در افراد مورد مطالعه، 89 (حداقل نمره 46 و حداکثر نمره 134) برآورده شده است. بر این اساس، میزان مدیریت بدن در 80/0 پاسخگویان، متوسط به بالاست. نتایج حاصل از تحلیل های دو متغیره نیز حاکی از این است که میزان مدیریت بدن بر حسب برخی متغیرهای زمینه ای همچون: سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، وضعیت شغلی و درآمد پاسخگویان متفاوت است. همچنین بین متغیرهای نقش پذیری جنسیتی و دینداری با مدیریت بدن، رابطۀ معکوس و بین متغیر احساس فشار هنجاری و مدیریت بدن، رابطۀ مستقیم و معنی دار برقرار است. براساس تحلیل مسیر، متغیرهای دینداری و احساس فشار هنجاری، هم به طور مستقیم و هم از طریق تحت تأثیرقرار دادن متغیر نقش پذیری جنسیتی، بر میزان مدیریت بدن تأثیر گذاشته اند. این متغیرها در مجموع قادرند 35/2 درصد از تغییرات مدیریت بدن را پیش بینی کنند. قادری و همکاران (1397) در پژوهشی با عنوان «شناسایی عوامل تأثیرگذار در توسعه ورزش ناجا» به این نتیجه رسیدند که شاخص kmo برابر با 746/0 بود که نشان دهندۀ کفایت حجم نمونه است. با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی 7 مؤلفه اصلی- منابع انسانی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری، عوامل اقتصادی، امکانات و زیرساخت ها، عوامل فرهنگی و اجتماعی و عوامل فردی- و 38 گویه مؤثر بر توسعه ورزش ناجا شناسایی شد که بعد از تحلیل عاملی تأییدی تعداد گویه ها به 37 تقلیل پیدا کرد. در مجموع، توان پیشگویی مدل توسعه ناجا براساس مجموع درصد واریانس تجمعی عامل ها برابر با ( 28/70 درصد) بود. رضایی و همکاران (1394) در پژوهشی دیگر به این نتیجه رسیدند که مدیریت بدن در بین جوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان می دهند که سبک زندگی، سبک فراغت، مصرف فرهنگی و سبک تغذیه با مدیریت بدن جوانان رابطۀ مثبت و معنی دار دارند. این رابطه بین سبک زندگی مذهبی و مدیریت بدن معکوس و معنی دار است. میزان مدیریت بدن جوانان بر حسب پایگاه اقتصادی- اجتماعی آنان دارای تفاوت معنی داری است. میزان مدیریت بدن جوانان بر حسب پایگاه اقتصادی- اجتماعی آنان دارای تفاوت معنی داری است. همچنین بین سن افراد با مدیریت بدن رابطۀ معنی داری وجود ندارد. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای سبک فراغت، مصرف فرهنگی و سبک تغذیه توانسته اند 3/41 درصد از تغییرات متغیر مدیریت بدن را تبیین کنند. شعبانی و رضایی صوفی (1394) در پژوهشی با عنوان «بررسی تأثیر رسانه ها بر ورزش همگانی و تفریحی» به این نتیجه رسیدند اختصاص ورزش صبحگاهی به عنوان یکی از برنامه های رادیو و تلویزیون و وجود برنامه های رادیویی و تلویزیونی برای آموزش و ترویج ورزش همگانی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر فرهنگ مردم برای بالا بردن میزان فعالیت بدنی مؤثر می باشد و از طرفی عدم تبلیغات مؤثر در رسانه ها و ضعف در بهره گیری از فناوری روزآمد برای آموزش مربوط به ورزش همگانی می توانند اثر منفی بر توسعه ورزش همگانی و تفریحی داشته باشد. خالدیان و همکاران (1392) در پژوهشی با عنوان «نقش رسانه های جمعی در توسعه ورزش» به این نتیجه رسیدند که رسانه های جمعی به مثابه بزرگراه های اطلاعاتی و پل ارتباطی تأثیرگذار بر افکار عمومی نقش مهمی در فرایند اطلاع رسانی، گفتمان سازی، آموزش، مشارکت اجتماعی و فرهنگ سازی ورزشی در جامعه و اعتلای ورزش کشور و توسعه و فراگیر نمودن آن بر عهده دارند. معینی الدینی و صنعت خواه (1391) در پژوهشی با عنوان «عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر گرایش شهروندان به ورزش همگانی (مطالعه موردی: شهر کرمان)» به این نتیجه رسیدند که متغیرهای تصور شخص از بدن، مصرف رسانه ای و سرمایۀ فرهنگی ورزش- محور تأثیر مستقیم و به ترتیب حدود 13/0، 20/0 و 16/0 بر گرایش شهروندان به ورزش همگانی دارند. همچنین متغیرهای سرمایۀ اقتصادی ورزش- محور و سرمایۀ اجتماعی ورزش- محور، تنها از راه سرمایۀ فرهنگی ورزش- محور تأثیری غیر مستقیم بر گرایش شهروندان به ورزش دارند. پیلار و همکاران[13] (2019) پژوهشی با عنوان «تاثیر رسانه های ورزشی جمعی بر سلامت و رفتار جامعه» انجام دادند. آنها استدلال می کنند که رسانه ها بر مفهوم فعالیت بدنی در جامعه و ارزش های جمعی و فردی تاثیر بسزایی دارند.  رسانه های جمعی تمایل دارند هنگام بازنمایی ورزش از الگوی خاصی پیروی کنند و این شامل پخش مسابقات ورزشی و معرفی ورزشکاران نخبه به عنوان افسانه های معاصر می باشد.  رسانه های جمعی ورزشی با الگو سازی ورشکاران بر عواملی مانند رقابت، هویت سازی، کلیشه های زیبایی، مراقبت های بهداشت نیز تاثیر می گذارد. مارین هوهما [14](2013) معتقد است کمپین های رسانه ای بعد از یک سال موفقیت بالایی در دستیابی به آگاهی از فوائد فعالیت بدنی و اثربخش کردن اوقات فراغت کودکان 9 تا 13 سال داشتند. دایدین وپاتیل[15] (2013) نشان داد که رسانه های جمعی تأثیر مثبتی بر پیشرفت تربیت بدنی و ورزش دارند. میتو[16] (2012)، در مطالعه ای که بر روی بازیکنان تنیس انجام داد بیان کرد که هر چقدر آگاهی فرد از بازی تنیس بیشتر باشد، انگیزه او برای مشارکت بیشتر، تعهد بالاتر و تلاش بیشتر برای رسیدن به هدف خواهد بود که می توان از طریق به کارگیری ابزارهای مختلف ترویجی، آگاهی مصرف کنندگان ورزشی را در جهت هدایت به سمت ایجاد تعهد به مشارکت بیشتر در ورزش بالا برد. اسلیتر و تیگمان[17] (2011) «تفاوت های جنسیتی در مشارکت نوجوانان در ورزش و فعالیت های بدنی» را بررسی کردند. آنها همچنین به مطالعه رابطۀ بین تصور از بدن و فعالیت ورزشی و نیز آزار و اذیت ها در حوزۀ ورزش پرداختند. نتایج نشان دادند دختران به نسبت پسران در ورزش های سازمان یافته کمتر مشارکت می کنند، اما تجارب آنها از آزار و اذیت شدن در سطح بالاتری قرار دارد. با این اوصاف مشارکت دختران در ورزش ارتباط مستقیمی با تصور از بدن و نیز تجارب آزار و اذیت در حوزۀ فعالیت های ورزشی دارد. گرین وود[18] (1996) در پژوهشی به وجود رابطه معنادار بین تبلیغات رسانه ای و تغییر نگرش به فعالیت بدنی پی برد.

عموم تحقیقات پیشین در زمینه تأثیر رسانه بر گرایش به ورزش و یا ارتباط بین نگرش به خود و بازهویت خود با سبک زندگی به طور عام بوده است. پژوهش حاضر با تحلیل ساختاری تبلیغ رسانه ای و سبک زندگی ورزش- محور و لحاظ نمودن نقش واسط و میانجی باز هویت بدن به ترسیم ساختاری این فرض پرداخته است که رسانه با تأثیرگذاری بر بازهویت بدن می­تواند بر گسترش سبک زندگی ورزش- محور تأثیرگذار باشد.

مبانی نظری پژوهش

برمبنای هدف پژوهش یعنی ارائه مدل ساختاری تأثیر تبلیغات رسانه ای بر سبک زندگی ورزش- محور با تبیین نقش میانجی گری بازهویت مدیریت بدن، به مبانی نظری پژوهش اشاره می‌گردد:

تئوری های متغیر سبک زندگی

نظریه گئورگ زیمل[19](1886)

 زیمل، در فلسفه و مکتب جامعه شناسی خود، تعبیر سبک زندگی را بیشتر در قالب بحث در مورد صورت و سبک و تقابل آن با محتوا و زندگی ارائه می کند. وی در جایی می گوید که سبک زندگی، تجسم تلاش انسان است؛ به گونه ای که انسان برای یافتن ارزش های بنیادی یا به تعبیری فردیت برتر خود در فرهنگ عینی اش و شناساندن آن به دیگران از این مفهوم استفاده می کند. زیمل، توان چنین گزینشی را سلیقه و این اشکال به هم مرتبط را «سبک زندگی» می نامد (مهدوی کنی، 1387: 51).

نظریه ماکس وبر[20]

 او بیش از هر جامعه شناس کلاسیک دیگر به بحث های مربوط به سبک زندگی  ورود پیدا کرده است. به نظر وبر«سلوک زندگی» و «فرصت های زندگی»، دو مؤلفه اساسی سبک زندگی به حساب می آیند. سلوک زندگی مشخصاً به انتخاب هایی که افراد در گزینش سبک زندگیشان بر می گزینند اشاره دارد. از سوی دیگر، وی فرصت های زندگی را به عنوان «فرصت مطلق»  مورد توجه قرار نمی دهد، بلکه آنها را فرصت هایی می داند که افراد به دلیل موقعیت اجتماعی شان از آنها برخوردار می شوند (قاسمی و همکاران، 1388: 26).

نظریه آلفرد آدلر[21](1928)

 او در میان اندیشه پردازان سبک زندگی بر محققان علوم اجتماعی پس از خود بیشترین تأثیر را داشته است. آدلر شناخت فرد را مستلزم شناخت سازمان ادراکی و همچنین شناخت شیوه زندگی او می داند. از دیدگاه آدلر«سبک زندگی» به معنای کلیت بی همتا و فردی زندگی شخص است که همه فرآیندهای عمومی زندگی وی، در ذیل آن قرار می گیرد (مهدوی کنی، 1386: 206).

تئوری های متغیر بازهویت مدیریت بدن

نظریه میشل فوکو[22]

 یکی از حوزه های مطرح در جامعه شناسی بدن، برساخت اجتماعی بدن و عواطف است؛ یعنی اینکه چگونه جامعه، بدن و عواطف را می سازد و پردازش می کند. رویکرد برساخت اجتماعی در جامعه شناسی پزشکی با افکار میشل فوکو پیوند خورده است. او بدن را به منزلۀ فراوردۀ قدرت و دانش تجزیه و تحلیل می کند و بر شیوه هایی تأکید دارد که انسان ها بدن هایشان را تغییر شکل  می دهند، تزیین، عرضه و مدیریت می کنند و از نظر اجتماعی ارزیابی می نمایند (نوروزی و همکاران، 1397: 104) تا جایی که  معتقد است انسان مدرن کسی است که می کوشد هویت خود را بازآفریند. از این رو، کنترل منظم بدن از جمله ابزارهای اساسی است که شخص به وسیلۀ آن روایت معینی از هویت شخصی خود بروز می دهد و در عین حال خود نیز به طرز کم و بیش ثابتی از ورای همین روایت در معرض تماشا و ارزیابی دیگران قرار می گیرد (ایناتلو، 1395: 59).

نظریه اروینگ گافمن

 مکتب کنش متقابل نمادی، از جمله مکاتبی است که بدن را به عنوان یکی از مباحث خود قرار داده است. گافمن از سرشناس ترین اعضای این مکتب بر این نکته تأکید می کند که بین خود اجتماعی و یا هویت اجتماعی با خود واقعی فاصله وجود دارد. وی برداشت از «خود» را با رهیافت نمایشی تشریح می کند. گافمن با رویکرد نمایشی خود نقش های اجتماعی و موقعیت های اجتماعی را تنها نمایش هایی می بیند که در زندگی روزمره اجرا می شوند. به عقیده ی او، خود افراد به وسیله نقش هایی که در این موقعیت ها اجرا می کنند، شکل می گیرد و معنا می یابد. گافمن ضمن استفاده از مفهوم خود تا اندازه زیادی به بدن اشاره دارد. از دید او، عاملان بدنی یا جسمی نیز رأی جمع کن هایی هستند که با توسل به همه روش های علامت دهی اجتماعی، سعی دارند نظر دیگران را به خود جلب کنند. این عاملان بدنی معرف های تجسدیافته منش و منزلت اند که می توانند توسط دیگر کنش گران تفسیر شوند (لوپز و اسکات، 1385: 155).

تئوری های متغیر اثربخشی تبلیغات رسانه‌ای

نظریه یانگ[23]

  یانگ نیز که تأکید بیشتری بر رفتار و تغییر رفتار دارد و به گونه ای دیگر تبلیغات را تعریف        می کند، آن را بهره گیری کم و بیش عمدی، نظام مند و طراحی شده از علائمی می داند که به طور عمده توسط تلقین و تکنیک های روانی مناسب انجام می شود و با هدف تغییر و کنترل افکار، عقاید و ارزش ها و در نهایت تغییر رفتار آشکار افراد به سوی مسیر تعیین شده همراه است(ستوده، 1376: 165).

نظریه هارولد لاسول [24](1927)

 نظریه هارولد لاسول از نخستین مطالعات دقیق تبلیغات و تعریف تبلیغات است. مطابق تعریف او، تبلیغات منحصراً به کنترل عقیده با نمادهای مهم یا به عبارت روشن تر به گزارش ها، شایعه ها، تصاویر و دیگر اشکال ارتباط اجتماعی اشاره دارد. لاسول تعریف دیگری از تبلیغات در سال 1937 ارائه داد: تبلیغات در کلی ترین معنی، فن اثرگذاری بر عمل انسانی از راه دستگاری نمودگارهاست. این نمودگارها ممکن است شکل گفتاری، نوشتاری، تصویری یا موسیقایی بگیرد (سورین و تانکارد، 1381: 289).

چارچوب نظری پژوهش

چارچوب نظری پژوهش براساس نظریه «پیر بوردیو»، «میشل فوکو» و «جرج گالوپ» و «کلود رابینسون» تنظیم شده است.

بوردیو در اولین اثر خود، ورزش را به عنوان محور اصلی تحلیل جامعه شناختی و مفهومی کردن اهمیت جامعه شناسی ورزش را هم به عنوان یک نهاد و یک تمرین، تصدیق و مورد تأیید قرار داد.   از نظر بوردیو درباره مفهوم سرمایه می توان بدین نکته اشاره کرد که افراد جامعه ظرفیت ها و سرمایه های گوناگونی را در اختیار دارند. با توجه به دیدگاه بوردیو، سه مفهوم جدید مطرح شده است:

  1. سرمایه اجتماعی ورزش- محور با چارچوب های اجتماعی در فرد و همچنین در خانواده، دوستان، همکاران و دیگر افراد نزدیک به فرد همراه است که علاقه و اشتیاق فرد را برای مدیریت درست بر بدنش و گرایش او به ورزش را برانگیخته می سازد. در واقع این نوع سرمایه به مؤلفه هایی در زندگی فرد اشاره دارند و مشوق او در انتخاب سبک زندگی ورزش- محور هستند. در سبک زندگی ورزش محور، انجام فعالیت های ورزشی به عنوان یک نیاز برای فرد مطرح می شوند. این نیاز او را به انجام حرکات ورزشی در طول روز وادار می کند.
  2. سرمایه فرهنگی ورزش- محور به چارچوب های فرهنگی اشاره دارد که از راه وسایل ارتباطی جمعی (از قبیل ماهواره، اینترنت، تلویزیون و...) علاقه و اشتیاق را در فرد برای مدیریت صحیح بر بدن برانگیخته و گرایش او را به ورزش افزایش می دهند.
  3. سرمایه اقتصادی ورزش- محور به چارچوب های اقتصادی اشاره دارد که فرصتی را در اختیار فرد قرار می دهند تا او بتواند زمانی را در طول روز به ورزش اختصاص دهد، از قبیل مسئولیت های شغلی و به طور کلی وضعیت درآمدی و.... .

میشل فوکو، بدن را به منزلۀ فراوردۀ قدرت و دانش تجزیه و تحلیل می کند و بر شیوه هایی تأکید دارد که انسان ها بدن هایشان را تغییر شکل می دهند، تزیین، عرضه و مدیریت می کنند و از نظر اجتماعی ارزیابی می کنند تا جایی که  معتقد است انسان مدرن کسی است که می کوشد هویت خود را بازآفریند. از این رو، کنترل منظم بدن از جمله ابزارهای اساسی است که شخص به وسیلۀ آن روایت معینی از هویت شخصی خود بروز می دهد و در عین حال خود نیز به طرز کم و بیش ثابتی از ورای همین روایت در معرض تماشا و ارزیابی دیگران قرار می گیرد.

 براساس نظریه جرج گالوپ و کلود رابینسون در مورد اثربخشی تبلیغات رسانه‌ای می توان استنباط کرد که برای سنجش اثرگذاری تبلیغات، شیوه ای چهار منظوره وجود دارد: جلب توجه، ایجاد علاقه، تحریک تمایل و سوق دادن به عمل. سنجش این تکنیک براساس مدل آیدا[25] است که جورج گالوپ و کلود رابینسن آن را ارائه کرده اند. معیار سنجش این تکنیک براساس مدل فوق، یادآوری (به خاطر آوری) و تشخیص (شناسایی) می باشد. به همین دلیل به این روش، «روش سنجش یادآوری و شناسای» نیز می گویند. کاربرد این مدل در فرآیند اثرگذاری تبلیغات است (چنسال، 1994: 124). تکنیک آیدا، یکی از تکنیک های مهم برای سنجش تأثیر تبلیغات بازرگانی می باشد  و بر اساس آن، تبلیغات عبارت است از تلاش برای نفوذ در دیگران به منظور نیل به مقاصد خاص با دست انداختن به افکار و احساسات آنان. به عبارت دیگر، تبلیغ را روش یا روش های به هم پیوسته (در قالب یک مجموعه) برای بسیج و جهت دادن نیروهای اجتماعی و فردی از طریق نفوذ در شخصیت، افکار و عقاید و احساسات آنها جهت رسیدن به یک هدف مشخص می دانند.

مدل نظری پژوهش

انسان ها از طریق ورزش، ارزش ها و مهارت هایی را یاد می گیرد که به خوبی می توانند آن ها را برای بقیه زندگی شان آماده کند. به عبارت دیگر، ورزش شخصیت افراد را می سازد. بدین ترتیب، توجه به سبک زندگی و رفتارهای ارتقا دهنده سلامت، ضرورت چشمگیری یافته است. بر این مبنا در این پژوهش که به تحلیل معادلات ساختاری بازهویت بدن و سبک زندگی ورزش- محور با در نظر گرفتن نقش اثرگذاری تبلیغات رسانه­ای می پردازد، مدل تحقیق به صورت شکل زیر ترسیم شد.

تبلیغات رسانه­ای

بازهویت بدن

سبک زندگی ورزش محور

سن

تحصیلات

تأهل

 

 

 

 

 

 

نمودار 1: مدل نظری پژوهش

فرضیه های پژوهش

فرضیه های پژوهش حاضر به قرار زیر است:

  • بین تبلیغات رسانه­ای و بازهویت بدن همبستگی معنادار وجود دارد.
  • بین بازهویت بدن و سبک زندگی ورزش محور همبستگی معنادار وجود دارد.
  • بین تبلیغات رسانه­ای و سبک زندگی ورزش محور همبستگی معنادار وجود دارد.

روش‌شناسی پژوهش

این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع کاربردی و از نظر شیوه تجزیه و تحلیل داده‌ها، توصیفی و همبستگی از طریق مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کارکنان نیروی انتظامی شهر تهران در سال 1398 با تعداد 14000 نفر می باشد که با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه  375 نفر محاسبه و به دست آمده است- برای پایایی بیشتر تحقیق، افراد نمونه 400 نفر در نظر گرفته شد. برای انتخاب نمونه از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای استفاده شد. در مرحله اول، شهر تهران به چهار خوشه تفکیک شد: خوشه اول (تجریش  56 نفر، ونک 56 نفر)، از خوشۀ دوم (شهرک چشمه 48 نفر، جنت آباد 40 نفر)، خوشه سوم (شهرک طالقانی 40 نفر، راه آهن 70 نفر) و خوشۀ چهارم (جاده خاوران 48 نفر ، میدان خراسان 42  نفر). بعد از هر خوشه، دو منطقه به صورت تصادفی انتخاب گردید. سپس، خیابان‌ها و میدان‌های اصلی هر منطقه از شهر، در حکم بلوک برای خوشه‌ها در نظر گرفته شدند. در مرحله آخر، پاسخگویان به روش تصادفی- به نحوی که هر یک از افراد جامعه آماری دارای شانس مساوی برای انتخاب شدن به عنوان جمعیت نمونه بودند- مطالعه شدند. شیوه گردآوری داده‌ها، میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه بود. روایی و پایایی پژوهش و سنجش توزیع نرمالیته داده‌ها ازطریق آزمون آلفای کرونباخ (بالای هفتاد درصد[26]) و آزمون اسمیرنوف کلموگروف (توزیع نرمال داده‌ها[27]) و نیز ابزار پژوهش مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها در چند مرحله و با استفاده از نرم افزار آماریSPSS[28] و  AMOS برای بررسی مدل ساختاری انجام شد.

یافته‌های پژوهش

الف) توصیف ویژگی‌های جامعه مورد مطالعه

میانگین سن افراد مورد مطالعه 30 سال بود و از نظر وضعیت تأهل بیش از 74 درصد اعلام کرد­ند که متأهل هستند و عموما تحصیلات  دیپلم تا لیسانس داشتند.  تنها 29 درصد دارای تحصیلاتی در سطح فوق لیسانس و بالاتر بودند.

ب) بررسی مدل ساختاری تحقیق

در بررسی مدل ساختاری تحقیق از ابتدا از طریق آزمون کلموگراف- اسمیرنوف به بررسی نرمالیتی متغیرهای آشکار پرداخته شد. همچنین میزان چولگی و کشیدگی در محدوده 96/1± قرار داشت که حاکی از نرمال بودن متغیرهای مورد بررسی است. یکی از پیش فرض های انجام تحلیل ساختاری، همبستگی متوسط به بالا بین متغیرهای تحقیق است که همان طور که در جدول زیر ملاحظه می­شود همبستگی بین همه متغیرها در سطح 01/0 معنادار است. لذا این فرض نیز برقرار است.

جدول1: ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای مستقل اصلی و متغیر وابسته

ضریبهمبستگیپیرسون

(Y)

(V1)

(V2)

(Y)

میزان برخورداری از سبک زندگی ورزش محور

 

790/0**

643/0**

(V1)

نگرش به بازهویت مدیریت بدن

790/0**

 

707/0**

(V2)

میزان اثربخشی تبلیغات رسانه ای

643/0**

707/0**

 

 **P< 0.01

 

با توجه به جدول فوق، همبستگی بین همه متغیرها در سطح متوسط و بالاتر قرار دارد. لذا می­توان گفت نگرش به بازهویت بدن (r=0.79) و میزان اثربخشی تبلیغات رسانه ای (r=0.643) همبستگی معناداری با میزان برخورداری از سبک زندگی ورزش- محور دارند. همچنین همبستگی بین نگرش به بازهویت مدیریت بدن و تبلیغات رسانه­ای (r=707) در سطح اطمینان 99درصد معنادار است. لذا فرضیات تحقیق مبنی بر وجود همبستگی معنادار بین متغیرهای مستقل، میانجی و وابسته تأیید می­شود.

بررسی مدل ساختاری

نمودار زیر نتایج بررسی مدل معادلات ساختاری را نشان می­دهد:

 

نمودار 2: مدل معادلات ساختاری  پژوهش در حالت استاندارد

 

جدول2: ضرایب استاندارد و غیر استاندارد در مدل پژوهش

متغیر ملاک

برآورد غیر استاندارد

خطای معیار براورد

برآورد استاندارد

معناداری

تبلیغ رسانه ای çسبک زندگی ورزش محور

69/0

367/0

61/0

000/0

باز هویت بدن ç سبک زندگی ورزش محور

45/0

731/0

37/0

012/0

تبلیغ رسانه ای ç باز هویت بدن

51/0

457/0

49/0

017/0

تاهل ç سبک زندگی ورزش محور

05/0

468/0

11/0

023/0

سن ç سبک زندگی ورزش محور

01/0-

434/0

03/0-

256/0

تحصیلات ç سبک زندگی ورزش محور

10/0

361/0

26/0

003/0

تبلیغ رسانه ای ç باز هویت بدن ç سبک زندگی ورزش محور

43/0

637/0

42/0

024/0

 

نتایج به دست آمده از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که اثر مستقیم و استاندارد شده تبلیغ رسانه ای (017/0p=، 49/0=β)، بر روی باز هویت بدن معنادار است؛ به طوری که تبلیغ رسانه­ای و بازهویت بدن  ارتباط معناداری با هم دارند. همچنین، اثر مستقیم و استانداردشده باز هویت بدن (012/0p=، 37/0=β) و تبلیغ رسانه ای (00/0p=، 61/0=β)، بر سبک زندگی ورزش- محور مشهود است؛ بدین معنی که باز هویت بدن و تبلیغ رسانه ای ارتباط معناداری با سبک زندگی ورزش- محور نشان می دهد.  همچنین اثر مستقیم تاهل و تحصیلات  بر سبک زندگی ورزش- محور به ترتیب 11/0 و 26/0 به­دست آمد که گویای رابطه معناداری است، اما رابطه سن و سبک زندگی ورزش- محور معنادار نبود (p>0.05) . در بررسی نهایی رابطه بین تبلیغ رسانه­ای و سبک زندگی ورزش- محور با در نظر گرفتن نقش میانجی بازهویت بدن، به این نتیجه رسیدیم که سبک زندگی ورزش- محور می­تواند از طریق باز هویت بدن از  تبلیغ رسانه­ای اثرپذیر باشد.

به منظور بررسی برازش مدل به دست آمده از شاخص های استانداردی استفاده شد که نتایج آن در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول 3:  شاخص های برازش مدل

شاخص برازش مدل

مقدار به دست آمده

مقدار مناسب شاخص

مجذور کای

46/14

 

درجه آزادی مدل

6

+

x2/df

41/2

کمتر از 3

سطح معناداری مجذور کای

001/0

<05/0

GFI

95/0

< 95/0

AGFI

889/0

< 90/0

CFI

942/0

< 95/0

RMSEA

077/0

>08/0

         

 

شاخص کای اسکوئر برای ارزیابی برازش کلی مدل و تعیین میزان شدت اختلاف بین ماتریس­های کواریانس برآورد و تعریف می­شود. با توجه به مقدار به دست آمده برای مدل مفهومی این پژوهش (411/2=X2) می توان گفت که این شاخص مناسب می­باشد. شاخص دیگری که برای مدل مورد بررسی قرار گرفت شاخص RMSEA بود. با توجه به مقدار 077/0 به دست آمده می­توان گفت این مدل از برازش خوبی برخوردار است. مقدار GFI برای مدل این پژوهش 95/0 و مقدار AGFI برابر با 889/0 بود که نشان دهنده برازش خوب مدل با داده­هاست. با توجه به دامنه شاخص CFI و مقدار 942/0 آن برای مدل مفهومی پژوهش می­توان گفت که مدل برازش خوبی را نشان داده و با داده­ها برازش پیدا کرده است (جدول 3).

بحث و نتیجه‌گیری

سبک زندگی را می توان به مجموعه ای از رفتارها تعبیر کرد که فرد آنها را به کار می گیرد تا نه فقط نیازهای جاری او را برآورند، بلکه روایت خاصی را که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است در برابر دیگران مجسم سازد. به عبارت دیگر، سبک زندگی، کلیت بی همتا و منحصر به فرد زندگی است که همه فرآیند های عمومی زندگی، ذیل آن قرار دارند؛ به طوری که با ارزیابی سبک زندگی افراد می توان میزان موفقیت های فردی و اجتماعی آنان را در زندگی مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. امروزه ورزش از آنجا که موجب افزایش امید به زندگی از طریق ارتقای سلامت افراد جامعه می شود، یکی از زیر شاخص های توسعۀ انسانی در جوامع قلمداد می گردد. همچنین به واسطۀ افزایش سلامت و نشاط در جامعه سبب کاهش هزینه های درمانی و بهداشتی می گردد و بهره وری نیروی کار جامعه را بالا می برد و از این راه به توسعۀ همه جانبۀ آن جامعه کمک می کند. حال گنجاندن ورزش در سبک زندگی افراد می تواند تا حد بالایی به سلامت افراد جامعه کمک کند و در فرایند توسعه فرهنگی و انسانی گام بردارد. توسعه سبک زندگی ورزش- محور در نیروی انتظامی، راهی مطمئن به منظور حفظ سلامتی و نشاط کارکنان نیروی انتظامی به شمار می آید. تبلیغات رسانه ای،  نقش محوری و غیر قابل انکار در توسعه آگاهی و انتقال اطلاعات به شنوندگان و تغییر افکار آنها دارد. تبلیغات و پیام‌های رسانه‌ای به عنوان امری حیاتی و اجتناب ناپذیر برای مبلغین و تلاشی جهت برقراری یک ارتباط متقاعد کننده برای تغییر یا ثبات فرایند نگرش و گزینش مخاطبان در رفتار آینده آنان به عنوان یک کنش هدفمند (اعم از: اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی) محسوب می گردد. انسان مدرن کسی است که می کوشد هویت خود را بازآفریند. از این رو، کنترل منظم بدن، از جمله ابزارهای اساسی است که شخص به وسیلۀ آن روایت معینی از هویت شخصی خود بروز می دهد و در عین حال خود نیز به طرز کم و بیش ثابتی از ورای همین روایت در معرض تماشا و ارزیابی دیگران قرار می گیرد؛  به طوری که افراد جامعه دوباره به ساخت هویت و بازآفرینی هویت خویش مبادرت ورزند. هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل ساختاری تأثیر تبلیغات رسانه ای بر سبک زندگی ورزش- محور با تبیین نقش میانجی گری بازهویت مدیریت بدن می‌باشد. روش این مطالعه بر اساس هدف آن، کاربردی و از نوع پیمایشی بود. 400 نفر از کارکنان نیروی انتظامی شهر تهران با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. شیوه گردآوری داده‌ها میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه بود. داده ها با کمک نرم افزار spss25   و AMOS24  بررسی شدند. نتایج آزمون همبستگی بین متغیرهای تحقیق نشان دهنده همبستگی بالای متغیرهاست؛ به طوری که همبستگی دو به دوی همه متغیرها در سطح اطمینان 99 درصد و بالاتر از 60 درصد است که به معنی وجود همبستگی بالا می باشد. نتایج به دست آمده از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که اثر مستقیم و استاندارد شده تبلیغ رسانه ای (017/0p=، 49/0=β) بر روی باز هویت بدن معنادار است؛ به طوری که تبلیغ رسانه­ای و بازهویت بدن  ارتباط معناداری با هم دارند. همچنین اثر مستقیم و استانداردشده باز هویت بدن (012/0p=، 37/0=β) و تبلیغ رسانه ای (00/0p=، 61/0=β) بر سبک زندگی ورزش- محور معنادار است؛ بدین معنی که باز هویت بدن و تبلیغ رسانه ای ارتباط معناداری با سبک زندگی ورزش- محور نشان داد.  همچنین اثر مستقیم تاهل و تحصیلات بر سبک زندگی ورزش محور به ترتیب 11/0 و 26/0 به­دست آمد که رابطه معناداری را نشان داد- اما رابطه سن و سبک زندگی ورزش محور معنادار نبود (p>0.05) .بنابراین تبلیغات رسانه ای در فضاهای مختلف مجازی و...، پرداختن و توجه به ورزش را نزد افراد جامعه تشدید و ایشان را بیشتر راغب می کند تا ورزش در زندگی شان، جایگاه بالاتری داشته باشد. به نظر می رسد کارکنان نیروی انتظامی، با سبک زندگی ورزش- محور از خویش راضی هستند و احساس می کنند کیفیت زندگی شان ارتقا یافته است. با توجه به مطالب یاد شده و براساس دیدگاه کارکنان نیروی انتظامی، ورزش در جامعه فقط نقش تفریحی و سرگرمی را ندارد و اگر با زندگی مردم آمیخته شود، در تقویت هویت آنها نقشی موثر خواهد داشت. به اعتقاد کارکنان نیروی انتظامی، سبک زندگی ورزش- محور منجر به شور و نشاط در زندگی آنها شده، خوشحال تر هستند، به آینده امیدوارتر می باشند، احساس تعلق بیشتری به جامعه و خانواده دارند، تعامل اجتماعی آنها با دیگران بهبود یافته و در نهایت برای خود هویتی جدید طراحی و تدوین کرده اند تا به واسطه آن به لذت و کیفیت بیشتری در زندگی دست یازند.

رستمی و راد (1398)، خالدیان و همکاران (1392) و جکسون[29] (1991) اثر تبلیغات رسانه ای بر افزایش آگاهی مردم در مورد فعالیت بدنی را 87 درصد و روی تغییر رفتار و گرایش به فعالیت بدنی 30 درصد اعلام کرد. بنابراین تبلیغات و پیام‌های رسانه‌ای به عنوان امری حیاتی و اجتناب ناپذیر برای مبلغین و تلاشی جهت برقراری یک ارتباط متقاعد کننده برای تغییر یا ثبات فرایند نگرش و گزینش مخاطبان در رفتار آینده آنان به عنوان یک کنش هدفمند محسوب می گردد. حال گنجاندن ورزش در سبک زندگی افراد می تواند تا حد بالایی به سلامت افراد جامعه کمک کند و در فرایند توسعه فرهنگی و انسانی گام بردارد. بدون ترید سلامتی رکن اساسی و خیلی مهم در زندگی هر فرد است و ورزش عامل اساسی و غیر قابل انکار در حفظ آن به شمار می آید. ورزش یک عنصر فرهنگی و وسیله ای تأثیرگذار در خدمت تعالی اخلاق و عاملی سازنده برای سعادت و پیشرفت جامعه است. جامعه ای می تواند درست فکر کند که سالم، تندرست و شاداب باشد و این همه بستگی کامل به گسترش سبک زندگی ورزش- محور دارد.

 تأکید مسئولان ورزشی بر این است که ورزش تا جایی توسعه پیدا کند که در کنار فعالیت های روزمره، به عنوان بخشی از سبد زندگی مردم قرار بگیرد.  از این رو، پیشنهاد می گردد:

  • ورزش در تمام سنین ترویج شود و به بازتعریفی متقن دست یافت مانند کودکان ورزشکار، کارمندان ورزشکار، زنان خانه دار ورزشکار و....
  • زندگی نامه پهلوانان ورزشی در عرصه های مختلف در کتاب های دوره ابتدایی گنجانیده شود تا کودکان از همان اوایل کودکی با این افراد و موفقیت های آنان آشنا گردند.
  • برای بازهویت مدیریت بدن سعی شود تا نگرش مردم به مدیریت بدن، از مدیریت زیبایی بدن به مدیریت سلامتی بدن تغییر یابد.
  • از هنرمندان محبوب با لباس نیروی انتظامی در فیلم ها استفاده شود.
  • صدا و سیما از پخش زنده مسابقات بانوان ناجا- مسابقاتی که امکان پخش آن وجود دارد- برای جذب بهتر حامیان مالی حمایت نماید.
  • منابع

    • ایناتلو، مینا. (1395). برساخت بدن؛ جامعه شناسی سبک های مدیریت بدن جوانان. تهران: جامعه شناسان
    • رفیع‌پور، فرامرز. (1372). سنجش گرایش روستاییان به جهاد سازندگی. تهران: جهاد سازندگی
    • روشن دل اربطانی، طاهر. (1386). «تبیین جایگاه رسانه های همگانی در نهادینه کردن ورزش همگانی در کشور». نشریه حرکت. شماره 33، صص 165-178.
    • سورین، ورنر جوزف و تانکارد، جیمز. (1381). نظریه هار ارتباطات. علیرضا دهقان. چاپ اول، تهران
    • صدفی، ذبیح اله. (1398). جامعه‌شناسی اقناع (با تکیه بر تئوری‌های جامعه‌شناختی اقناع تبلیغات و پیام‌های رسانه‌ای). جلد اول،زنجان: جهاد دانشگاهی
    • صیادی، علی؛ حیدری نژاد، صدیقه و بزگ امید، مهدی. (1395). «بررسی نقش چهارگانه رسانه ها در ترویج ورزش دانشجویی». مدیریت ارتباطات در رسانه های ورزشی. سال 4، شماره پیاپی 14، صص 21-29.
    • عرب نرمی، بتول؛ گودرزی، محمود؛ سجادی، سید نصراله و خبیری، محمد. (1395). «تلویزیون و توسعۀ ورزش همگانی: یک نظریه برخاسته از داده ها». مطالعات مدیریت ورزشی. شماره 40، صص 17-38.
    • قاسمی پیر بلوطی، عبدالله؛ مؤمنی، مریم و خانکه، حمید رضا. (1388). «مقایسه تصویر بدنی معلولین ورزشکار با معلولین و غیر معلولین». فصلنامۀ توانبخشی. سال اول، ش4.
    • قدیمی، بهرام؛ شکاری، شیوا؛ تجرد، ابوالفضل و امیری مقدم، مرجان. (1397). نظریه های کلاسیک و مدرن در جامعه شناسی ورزش. چاپ اول، تهران: انتشارات جامعه شناسان
    • گلنبی، مونا؛ حسینی، معصومه و رضایی صوفی، مرتضی. (1397). «مقایسه دیدگاه مسوولان ورزش با مسوولان رسانه های جمعی در خصوص پوشش رسانه ای ورزش بانوان». پژوهش کاربردی در مدیریت ورزشی، سال ششم، شماره 4 (24 پیاپی)، صص 73-82.
    • گیدنز، آنتونی. (1382). تجدد و تشخص. ناصر موفقیان. تهران: نشر نی
    • لوپز، خوزه و جان اسکات. (1385). ساخت نظریه اجتماعی. حسین قاضیان. تهران: نی
    • معین الدینی، جواد و صنعت خواه، علیرضا. (1391). «عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر گرایش شهروندان به ورزش همگانی».فصلنامه مطالعات شهری. سال 2، شماره 3: صص 178-149
    • مهدوی کنی، سعید. (1386). دین و سبک زندگی. چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)
    • نوروزی، علی؛ ملکی، امیر؛ پارسامهر، مهربان و قاسمی، حمید. (1397). «بررسی تأثیر تصویر بدن و مدیریت بدن بر مشارکت ورزشی زنان استان ایلام». جامعه شناسی کاربردی. سال بیست و نهم، شماره پیاپی (72)، شماره چهارم، صص 99-122.
    • Cianfrone, B.A. and Zhang, James J., (2006). “Differential Effects of Television Commercialls, Athlete Effects of Television Commercials, A thlete Endorsements and Venue signage During a Televised action Sports events”. Journal of sport management, 20.322-344. Human kinetics, Inc.
    • Dhonde, B.M. & Patil, V.N. (2013). “Role of Mass Media in Progress of Physical”. Indian Streams Research Journal, 2, PP 1-4
    • Greenwood, R, & Hinnigs, R. (1996). “Understanding radical organizational change, bringing together the old and new insritutionalism”. Academy of Management Review, Vol. 21, No.4.
    • Jackson. J. (1991). “Mass participation in physical recreation”. Journal of recreation, Vol. 49. No.3, p 33.
    • Laker, A. (2002). The sociology of sport and physical Education. London and New York: Routledge Falmer
    • Marian Huhman, L., Potter, F., Wong, S. & Banspach, J. (2013). “Effects of a Mass Media campaign to Increase Physical Activity among children: Year-1 Results of the Verb Campaign”. Pediatrics Journal, 7, pp 277-288.
    • Matthew, N. (2012). “Sport commitment in Tennis Player in colligate athletes”. Journal of sport and Exercise Psychology, 7 (36). 36-45.
    • Pilar, P.M., Rafael, M.C., Félix, Z.O., Gabriel, G.V. (2019). “Impact of Sports Mass Media on the Behavior and Health of Society. A Systematic Review”. Int J Environ Res Public Health. 16(3):486. Published 2019 Feb 8. doi:10.3390/ijerph16030486
    • Roshandelarbatani, T. (2007). “Explain therole ofmass mediain theinstitutionalization of Publicsportin thecountry”. Movement Journal, 33: 165-177.
    • Slater, A. & Tiggemann, M. (2011). “Gender Disadvantaged communities”. Sport Management, 11: 253-275.