پیامد مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای مدیریت ورزشی، گروه مدیریت ورزشی، پژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه روش ها و برنامه های آموزشی، دانشگاه تهران، تهران، ایران(نویسنده مسئول)E-mail: Javadipour@ut.ac.ir

3 استادیار، گروه مدیریت ورزشی،پژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی، تهران، ایران

چکیده

امروزه یکی از مهم­ترین راه­های توسعة کشورها مشارکت فعال مردم است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی پیامد مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران بود. در این تحقیق از روش پژوهش کیفی و راهبرد نظریه­پردازی برخاسته از داده­ها استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران کل و کارشناسان وزارت ورزش و جوانان و فدراسیون ورزش­های همگانی، پیشکسوتان ورزش همگانی و اعضای هیئت علمی بود. نخست از طریق مطالعات اولیه، فهرست مقدماتی نشان­های مؤثر شناسایی و با استفاده از روش نمونه­گیری هدفمند و نظری از 36 نفر مصاحبه عمیق و نیمه­ساختاریافته به عمل آمد که بعد از مصاحبه با نفر بیست و هفتم اشباع نظری حاصل گردید.
نتایج کدگذاری در مرحله باز نشان داد که 165 نشان اولیه و 28 نشان نهایی پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران را تعیین می­کنند. سپس در مرحله کدگذاری محوری، نشان­های نهایی در 10 مفهوم و 5 مقوله اصلی مدیریت جامع ورزش همگانی، ورزش همگانی مردمی، سبک زندگی فعال، ارتقای سرمایه اجتماعی و توسعه قانون در جامعه طبقه­بندی شدند که پیشنهاد می­شود مدیریت توسعه ورزش همگانی در کشور در راستای دستیابی به پیامدهای یاد شده محقق گردد.

کلیدواژه‌ها


پیامد مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران

 

علی پارساجو[1]

محمد جوادی پور[2]

حسین زارعیان [3]

 

 

تاریخ دریافت مقاله: 25/7/1397

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:8/11/1397

 

مقدمه

مشارکت اجتماعی همواره یکی از مولفه­های اساسی در سازمان­دهی فعالیت­های انسان در حیات اجتماعی بوده است. کنش­های داوطلبانه و پیونددهنده با رویکرد دگرخواهانه، تاثیر زیادی بر همبستگی و انسجام در جامعه داشته و از این رو، در کانون توجه عالمان علوم اجتماعی بوده است. در دهه­های اخیر نیز مشارکت اجتماعی در چارچوب نهادمندسازی فعالیت­های افراد به صورت یکی از شاخص­های توسعه­ای مدنظر قرارگرفته است (شکوری، 1390). مشارکت اجتماعی، وضعیتی است که فرد به طور آگاهانه نسبت به مسائل محیطی، انسانی و هیجانیِ حیات اجتماعی خود، رفتار مشارکت جویانه­ای را بروز می­دهد. در واقع مشارکت نوعی احساس همبستگی و پیوند ذهنی (شناختی) و عینی (کنشی) میان فرد و جامعه است (فتحی و میرزاپوری­ولوکلا، 1395). زندگی انسان نیز از ابتدای تاریخ با مشارکت همراه بوده است؛ به طوری که  بدون آن هیچ گونه فعالیت مفید اجتماعی شکل نمی­گیرد. حضور و شرکت افراد در امور جامعه باعث افزایش احساس یگانگی، سعه صدر و تسامح و تساهل می گردد. در نتیجه، نهادهای مدنی و مردم­سالار تقویت خواهند شد (مظلوم­خراسانی و همکاران، 1391). امروزه یکی از مهم­ترین راه­های توسعة کشورها، مشارکت فعال مردم است و دولت­ها سعی در برطرف کردن­ موانع مشارکت مردم در فعالیت­های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارند (داوری و همکاران، 1389).

ورزش همگانی یک عنوان کلی مورد استفاده برای تشریح دامنه­ای از سیاست­های اتخاذ شده توسط دولت­ها برای ارتقا و توسعة مشارکت فعال در ورزش درون جامعه است (فرولی[4] و همکاران، 2009). خدمات برابر ورزش همگانی، یک اصطلاح عمومی از همه انواع فعالیت­های بدنی و خدماتی است که رضایت عمومی افراد را برای اجرای ورزش­های همگانی ایجاد می­نماید و نیازهای مردم را در همه جنبه­ها رعایت و مبنای آن مردم- محور بوده، برای هر فرد این خدمات به صورت برابر قابل دسترس است و همه شهروندان از فرصت­های خدمات برابر ورزش همگانی برخوردارند (لینا و روکسو[5]، 2012). سیاست ورزش همگانی همانا ایجاد شرایط مطلوب برای جمع بسیاری از مردم است؛ به طوری که بتوانند بر حسب علایق خود به طور منظم در فعالیت­های جسمانی شرکت کنند (رضوی و همکاران، 1393).

با وجود گذشت چند دهه از سیاست ورزش برای همه، هنوز فرصت مشارکت در ورزش به طور نابرابر تقسیم می­شود و برخی از گروه­های اجتماعی محروم، دستیابی کمتری به ورزش دارند (واندرمشوان[6]و همکاران، 2017)؛ چنان که آمارها فاصله بسیار وضعیت همگانی شدن ورزش­های تفریحی بین ایران و دیگر کشورها را نشان می­دهد (صفاری و همکاران، 1394). ورزش همگانی در جهان با اهداف افزایش مشارکت تمام گروه­های اجتماعی و فراهم کردن تکثرگرایی در ورزش، تقویت ورزش قهرمانی، توسعه و ارتقای سلامتی و گسترش تفریحات سالم و ورزش تفریحی پایه گذاری شده است (وندن دریش[7] و همکارن، 2012). تحقیقات صورت گرفته، عوامل اجتماعی، سلامتی، امکانات و تسهیلات، عوامل اقتصادی، عوامل شخصی و زمان را به عنوان موانع مشارکت در فعالیت­های ورزشی تفریحی (روزبهانی و همکاران، 1393) و عواملی چون: کسب نشاط و شادابی، تقویت جسم و روان، کسب اعتماد به نفس و داشتن رفتار و اخلاق نیکو را مهم­ترین علل و انگیزه­های مشارکت در فعالیت­های حرکتی و ورزشی معرفی نموده­اند (نعمتی بیدگلی، 1395). مشارکت در برنامه­های ورزشی اوقات فراغت با سطوح سرمایه اجتماعی افراد در ارتباط است، نه با در دسترس بودن پارک­ها و امکانات ورزشی. علاوه بر این، سرمایه اجتماعی محلی و در دسترس بودن پارک­ها در نوجوانان ساکن در یک منطقه شهری با مشارکت ورزشی اوقات فراغت در تعامل است و در دسترس بودن پارک فقط زمانی برای مشارکت ورزشی اوقات فراغت اهمیت پیدا می­کند که با سطوح بالاتری از سرمایه اجتماعی محلی بالا همراه باشد. (پرنس[8] و همکاران ،2012). عدم مشارکت اجتماعی در بزرگسالان ارتباط مستقیمی با بروز بیمارها در آن­ها دارد و سطح بالای مشارکت اجتماعی افراد بزرگسال به داشتن سلامت در زندگی­شان مربوط می­شود. عوامل مختلفی بر مشارکت در ورزش و فعالیت­بدنی تاثیرگذار است (شین[9] و باربور[10]، 2015) و سطح مشارکت در ورزش و فعالیت بدنی با افزایش وضعیت اجتماعی و اقتصادی افزایش پیدا می کند و با کاهش دسترسی به اماکن ورزشی کاهش می­یابد (ایمی[11] و همکاران، 2015).

تمدن و پیشرفت روزافزون فناوری­های مدرن، پدیده­ای به نام «فقر حرکتی» را با خود به همراه آورده که باعث کم­تحرکی گردیده و جنبه­های مختلف جسمی، روانی و اجتماعی را در بر گرفته است. برون رفت از وضع موجود، نیازمند ابزارهای درخور شایسته­ای از جمله ورزشی همگانی به عنوان ابزاری چند بعدی با تأثیرات گستردة بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی، کمک به اوقات فراغت سالم و ایجاد نشاط و شادابی است (ویکر[12] و همکاران، 2012 و ویکر[13] و همکاران، 2013). همچنین پژوهش­ها نشان می­دهند که پرداختن به سطوح پایة ورزش، با احساس مشارکت و انگیزۀ عمل همراه می­باشد که این امر منجر به توسعة ورزش و افزایش سلامت اجتماع می­گردد و زمینة افزایش حضور مردم در فضاهای ورزشی، آگاهی آنها نسبت به فرایندهای ورزشی، ارتقای سلامت و تداوم رفتارهای فعال­تر را مهیا می­سازد (ویلر[14]و استمتکیز[15]، 2014).

سیاست مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی در راستای توسعه و گسترش ورزش در بین اقشار مختلف جامعه و بهره­گیری از مزایای آن در زمینه جبران کاهش تحرک افراد و کمک به افزایش نشاط و سلامتی جسمانی و روانی شهروندان، از اولویت­های هر جامعه رو به رشدی است. در کشورهای پیشرفته، ارزان بودن و سهولت دسترسی مردم به امکانات و تجهیزات ورزشی، یکی از دستورالعمل­های مدیریتی است و در این میان، تشویق جامعه به ورزش و سرمایه­گذاری به منظور به وجود آوردن امکانات و تجهیزات لازم در سطح گسترده برای تمام مردم ضروری می­باشد (قاسمی و همکاران، 1391). در حال حاضر، به دلیل وجود رویکردهای مختلف در مورد میزان و نحوۀ پرداختن به فعالیت بدنی، آمار دقیق و قطعی از میزان مشارکت در ورزش همگانی در کشور وجود ندارد، اما کلیة آمار و ارقام موجود، میزان مشارکت را ناکافی نشان     می­دهند و تأکید مسئولان ورزشی نیز بر این است که ورزش همگانی تا جایی توسعه پیدا کند که در کنار فعالیت­های روزمره، به عنوان بخشی از سبد زندگی مردم قرار بگیرد (عرب­نرمی و همکاران، 1395).

آمار شرکت­کنندگان در ورزش همگانی نشان می­دهد که وضعیت ورزش همگانی در کشور ایران (19 درصد مشارکت) نسبت به کشورهای پیشرو در ورزش همگانی مانند فنلاند (81 درصد مشارکت)، هلند (77 درصد مشارکت) و آلمان (75 درصد مشارکت) بسیار نامطلوب است (صفاری و همکاران، 1394). همچنین در مطالعات صورت گرفته پیرامون ورزش همگانی در مورد انگیزه شرکت­کنندگان در ورزش همگانی، وضعیت آن در ایران، چالش­ها و موانع توسعه و گسترش آن و دیدگاه­ها و چشم­اندازهای آیندۀ ورزش همگانی از طرف محققان مدل­های مختلفی ارائه شده است و هر کدام از  منظر خویش گرایش مردم به سمت ورزش همگانی را به تصویر کشیده­اند که از این میان می­توان به مدل­ ورزش همگانی صفاری (1391)، مدل توسعۀ ورزش همگانی و تفریحی در ایران (جوادی­پور و همکاران، 1392)، الگوی جذب مردم به ورزش همگانی در استان گیلان (بنار،1392)، الگوی توسعۀ ورزش همگانی استان هرمزگان (سوادی و همکاران، 1396) اشاره نمود. حال سوال این است اگر همه شرایط و زمینه­ها به خوبی فراهم شوند، مشارکت اجتماعی مردم در برنامه­های ورزش همگانی چگونه خواهد بود. بنابراین، سوال اصلی پژوهش حاضر این است:

  • نتایج مشارکت اجتماعی مردم در ورزش همگانی چیست؟
  • پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران کدام اند؟

روش­شناسی پژوهش

به منظور پاسخگویی به پرسش اصلی تحقیق، از روش گراندد تئوری به شیوه استراس و کوربین[16] استفاده شد.

در این پژوهش از دو روش نمونه­گیری نظری و هدفمند بهره گیری شد. از 36 نفر مصاحبه عمیق و نیمه­ساختاریافته به عمل آمد که بعد از مصاحبه با نفر بیست و هفتم اشباع نظری حاصل گردید. جامعۀ آماری تحقیق شامل صاحب نظران حیطۀ ورزش همگانی از سه حوزۀ علمی، اجرایی و ورزشی بودند. این متخصصان شامل اعضای هیئت علمی رشته مدیریت ورزشی که در مورد ورزش همگانی مقاله یا کتاب داشتند، مدیران و کارشناسان معاونت ورزش همگانی وزرات ورزش و جوانان و فدراسیون ورزش­های همگانی و پیشکسوتان ورزش همگانی کشور بودند.

در مرحلۀ اول پژوهش، از طریق مطالعۀ پیشینۀ تحقیق و جمع­آوری اطلاعات کتابخانه­ای، فهرست مقدماتی کدهای اولیه شناسایی شد. فهرست مقدماتی به عنوان سؤالات مصاحبه و ابزار اولیۀ جمع­آوری داده­ها مدنظر قرار گرفت. سپس راهنمای مصاحبه تدوین و محقق پیش از مصاحبه با هر یک از نخبگان آگاه، آن را برای مصاحبه شوندگان ارسال کرد. در مرحلۀ بعد، مصاحبه­های کیفی از جامعه آماری به عمل آمد. شایان ذکر است که به منظور ثبت اطلاعات حاصل از مصاحبه­ها، علاوه بر یادداشت­ برداری، از دستگاه ویژۀ ضبط صدا نیز استفاده شد. به دلیل رعایت مسائل اخلاقی، پژوهشگر قبل از ضبط هر مصاحبه، از مصاحبه­شونده اجازه گرفت. مدت زمان مصاحبه­ها، متفاوت و مکان مصاحبه در محل مورد توافق مصاحبه­گر و پژوهشگر بوده است.

ارائة یک نظریة برخاسته از داده­ها، مستلزم جمع­آوری و تحلیل همزمان و زنجیروار داده­هاست. پنج مرحلۀ اساسی ولی نه لزوماً پی­درپی در مسیر پردازش یافته­ها طی شد: انتخاب شرکت­کنندگان، جمع­آوری داده­ها، تنظیم یافته­ها، تجزیه وتحلیل یافته­ها و ارائۀ راهبردهای اجرایی. طی فرایند مستمر جمع­آوری، تجزیه و تحلیل و دسته­بندی داده­ها از طریق مصاحبه و بر اساس ارتباط پیامدهای مشارکت با هم، به تدوین مدل نهایی پرداخته شد. گفتنی است که پژوهشگران در این مصاحبه­ها به دنبال شناسایی پیامدهای اجرای راهبردهای کنش در زمینه مورد نظر و یافتن مقوله و مسئله محوری در زمینه توسعة ورزش همگانی از طریق مشارکت اجتماعی بودند. در نمونه­گیری نظری، گردآوری اطلاعات و تحلیل داده­ها، اقداماتی هستند که به شدت به یکدیگر وابسته می­باشند و باید به صورت متناوب انجام گیرند، زیرا تحلیل هم­زمان،    نمونه­گیری از داده­ها را هدایت می­کند.

کدگذاری در این تحقیق به صورت باز و محوری انجام گرفت. در کدگذاری باز، پژوهشگر با مرور مجموعه داده­های گردآوری شده، تلاش می کند که مفاهیم پنهانی آن را باز شناسد. در کدگذاری محوری نیز هدف تعیین رابطۀ بین مقوله­های ایجادشده در مرحلۀ کدگذاری باز است. بدین ترتیب، پدیدۀ مرکزی شناسایی و تفسیر شرایط علی و راهبردهای حاصله ارائه شد. از آنجا که نظریه­هایی که در عرصۀ علوم انسانی و رفتاری ارائه می­شوند در طول زمان قابل اصلاح و تعدیل­اند، محققان کیفی به جای واژۀ روایی و پایایی از واژه­های دیگر مانند مقبولیت[17]، قابلیت انتقال[18] و تأییدپذیری[19] استفاده می­کنند. مقبولیت به واقعی بودن اشاره دارد و پیتنی و پارکر[20] (2009) روش­هایی را برای  افزایش مقبولیت تحقیق پیشنهاد کردند که شامل منابع متعدد، تحلیل­گران متعدد و روش های متعدد است. انتقال پذیری نتایج پژوهش، بیانگر تعمیم پذیری نتایج حاصل به سایر گروه­ها و محیط­های مشابه است. هرچند این امر خارج از توانایی پژوهشگر کیفی است، اما می­توان با استخراج و ارائۀ حداکثری داده­ها (تا حد ممکن) تا حدودی این بخش از روایی تحقیق را نیز تأمین کرد-در این پژوهش با مرور متعدد مصاحبه­ها و استخراج حداکثری و غیرتکراری مطالب سعی بر اجرای این توصیه شد. تأییدپذیری نتایج پژوهش کیفی هنگامی تحقق می­یابد که سایر محققان بتوانند به روشنی مسیر تحقیق و اقدام­های انجام گرفته توسط محقق را دنبال کنند.

 

یافته­های پژوهش

یافته­های پژوهش با استفاده از تحلیل همزمان فرایند کدگذاری، هنگام و پس از مصاحبه­ها به دست آمد. در ادامه بخشی از یک مصاحبه و نتایج کدگذاری­ها به تفکیک ارائه می­شود.

«به عینه معلوم است که با توسعه ورزش همگانی در جامعه و شرکت همگی در این بحث، تحرک در افراد بیشتر شده و افزایش تحرک در مردم به سلامتی آنها کمک کرده و کمتر شاهد مراجعه مردم به بیمارستان­ها خواهیم بود. مردمی که به طور منظم فعالیت بدنی دارند، مردمی بانشاط هستند و کمتر به مسائل و مشکلات اجتماعی فکر می­کنند و سعی دارند از زندگی خود لذت ببرند.» (مصاحبه یازدهم)

در مرحله کدگذاری باز، داده­های مربوط به پدیده مورد مطالعه با بررسی دقیق، نام­گذاری و مقوله­بندی  می­شود. در این کدگذاری داده­ها به بخش­های مجزا خرد می­شوند. برای به دست آوردن مشابهت­ها و تفاوت­ها به دقت بررسی می­شوند و سوالاتی درباره پدیده­ها که داده­ها حاکی از آن اند، مطرح می­گردد. لذا محقق در ابتدا محتوای کلیه مصاحبه­ها را پیاده­سازی و سپس کدگذاری باز آنها را انجام داد. نتایج جدول 1 حاکی از آن است که 165 نشان اولیه می­تواند پیامد مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران را تبیین کنند که سپس این نشان­ها در 28 نشان نهایی طبقه­بندی شدند.

جدول 1: نتایجحاصلازکدگذاریباز پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانیایران

نشان­های نهایی

نشان­های اولیه

سلامتی و بهداشت جسمانی جامعه

  • سلامتی جسمانی جامعه
  • کاهش هزینه پزشکی جامعه
  • کاهش مصرف دارو در جامعه
  • بررسی مشکلات ساختار قامتی و اصلاح آن
    • کاهش ریسک فاکتورهای قلبی در مردم جامعه

بهداشت روانی و اجتماعی جامعه

  • سلامتی روانی جامعه
  • کاهش هزینه روان درمانی جامعه
  • ثبات و استحکام خانواده
  • شاد بودن اعضای خانواده در کنار یکدیگر
  • ایجاد شور و نشاط اجتماعی

افزایش ارتباطات اجتماعی

  • پیوند بیشتر مردم با هم
  • گسترش ارتباطات اجتماعی
  • توسعه مفید شبکه های اجتماعی
  • ارتباطات اجتماعی گسترده بین مردم ایران
  • پیوندهای بیشتر غیر رسمی بین افراد
  • وجود گروه های رسمی زیاد در داخل سازمان در زمینه ورزش همگانی
    • شرکت خانوادگی در ورزش
    • از تنهایی درآمدن مردم بخصوص بزرگسالان

پیگیری بهتر امورات اجتماعی

  • انجام سریع امورات اجتماعی
  • تقویت شوراهای محلی شهر و روستا
    • انجام بهتر امورات
      • افزایش مسئولیت پذیری افراد جامعه
      • مردمی توانمند برای انجام کارهای شخصی

نظارت عمومی بر عملکرد ورزش همگانی

  • بهبود عملکرد و نظارت مردم بر عملکرد شوراها
  • نظارت بهتر مردم بر بخش ورزش

 

ادامه جدول 1: نتایجحاصلازکدگذاریباز پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانیایران

نشان­های نهایی

نشان­های اولیه

توسعه قانون در جامعه

  • احترام به داوری­های اجتماعی
  • بهبود وضعیت حقوقی ورزش همگانی
  • افراد ورزشکار، افراد سالم و ایمن
  • مشارکت مردم در تدوین آیین نامه­ها و قوانین ورزش همگانی

گسترش خصوصی سازی در جامعه

  • خصوصی سازی ورزش
  • کاهش هزینه دولت در بخش ورزش
  • کاهش هزینه های ساخت و سازهای ورزشی

مدیریت اصولی ورزش در کشور

  • توسعه ورزش قهرمانی
  • توسعه ورزش تربیتی
  • مدیریت صحیح اوقات فراغت
  • استفاده بهینه از فضاهای ورزشی موجود
  • استعدادیابی ورزشی
    • عملکرد بهتر کانون های ورزش همگانی
    • پلسخگو بودن سازمان های ورزشی و شفاف سازی
    • انجام امورات با هزینه کمتر و سرعت بالاتر
    • هدفمند بودن کانون های ورزش همگانی
      • عملکرد خوب مسئولان ورزش همگانی

گسترش کانون ها و نهادهای ورزش همگانی در کشور

  • تشکیل نهاد ورزش همگانی
  • ساماندهی مردم در کانون های ورزش همگانی
  • ورود شرکت کنندگان جدید
  •  تقویت کانون های ورزشی محلات
    • حضور عینی مردم در ورزش همگانی
    • کاهش حضور ذهنی مردم در ورزش همگانی
    • جایگزینی حداکثری مردم در گروه ها و کانون های ورزش همگانی
    • شرکت پایدار و مداوم مردم در کانون های ورزش همگانی
      • ورود افراد زیادی به امر ورزش
      • توسعه ورزش در  پارک ها
      • توسعه ورزش همگانی در نهادهای اجتماعی
      • توسعه ورزش در بین کارکنان سازمان ها و ادارات

مدیریت صحیح شهری

  • مطالبه در توزیع امکانات ورزشی در سطح شهری
  • دسترسی آسان افراد به مکان های ورزشی
  • دسترسی آسان طبقات اجتماعی به اماکن ورزشی مناسب
    • سابقه زیاد ساکن شدن در محله
    • همدلی بالای افراد یک محله
    • افزایش احساس تعلق شهری
    • کاهش آلودگی هوا از طریق ورزش همگانی

 

ادامه جدول 1: نتایجحاصلازکدگذاریباز پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانیایران

نشان­های نهایی

نشان­های اولیه

سیاست اصولی دولت در ورزش همگانی

  • اجرای دموکراسی در کانون های ورزش همگانی
  • توسعه مشارکت اجتماعی، توسعه مشارکت سیاسی مردم

افزایش اعتماد و عدالت اجتماعی در کشور

  • همدلی بیشتر مردم با هم
  • جلب اعتماد مردم
    • ارتقا و برند شدن باشگاه های ورزش همگانی
      • کاهش درگیری های اجتماعی
      • بالارفتن اعتماد بین مردمی
      •  بالا رفتن اعتماد بین مردم و مسئولان کانون های ورزشی
      • بالا رفتن اعتماد بین مردم و سازمان های ورزشی
      • ایجاد همدلی و همبستگی بین اقشار مختلف مردم
      • تمرکز زدایی از امکانات ورزشی
      • توسعه مطلوب اماکن ورزشی و برقراری عدالت اجتماعی در جامعه
      • بالا رفتن اعتماد بین فردی در افراد اجتماع

توسعه مشارکت سیاسی مردم

  • جلب نظر سیاست مداران به کانون های ورزشی
    • استفاده از وجود افراد دارای قدرت سیاسی در کانون های ورزش همگانی
    • اعتماد مردم به سیاست مداران

افزایش سرمایه اجتماعی جامعه

  • افزایش سرمایه اجتماعی جامعه
  • بهبود سرمایه اجتماعی کشور
  • محبوبیت قهرمانان در بین مردم
  • افزایش نوآوری در زمینه مشارکت اجتماعی در بین مردم ایران
  • بهبود حضور مردم در امورات خیرخواهانه
    • بهبود عزت نفس مردم جامعه
    • جایگاه بالای اجتماعی دوستان ورزشکار
    • احترام به افراد دارای سابقه ورزشی

بالا رفتن کیفیت زندگی عموم

  • هزینه صحیح در ورزش
  • افزایش رضایت مردم از بخش ورزش
  • کاهش نرخ اعتیاد
    • افزایش رفاه ورزشکاران
      • بالا رفتن سطح نشاط و شادابی جامعه
      • گردش مالی زیاد در ورزش و بهبود درامد
      • بهبود وضعیت تفریح و لذت مردم

شناسایی و توسعه بازی های بومی و محلی

  • بهبود وضعیت ورزشی روستاها و عشایران
  • توسعه و حفظ و نگهداری بازی های بومی و  محلی

 

ادامه جدول 1: نتایجحاصلازکدگذاریباز پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانیایران

نشان­های نهایی

نشان­های اولیه

ساماندهی و توسعه جشنواره­ها و همایش­ها

  • توسعه جشنواره ها و همایش های ورزش همگانی
  •  توسعه جشنواره های روستایی و بومی– محلی
  • توسعه مسابقات ورزش همگانی
  • گسترش مدال آوری در سطح بین الملل

بهبود کیفیت رشته های ورزش همگانی

  • توسعه رشته های ورزش همگانی
  • افزایش نوآوری و خلاقیت در زمینه ورزش همگانی
  • بهبود وضعیت زنگ ورزش مدارس
    • افزایش کارایی و اثربخشی باشگاه های ورزش همگانی
    • افزایش رقابت باشگاه ها
      • کاهش آسیب دیدگی در ورزش همگانی

بالا رفتن آگاهی های اجتماعی

  • بهبود سواد حرکتی مردم
  • محیط ورزشی تمیز، پاکیزگی محیط شهری
  •  ایجاد کانون ورزشی پارک- محور، حفظ گسترده محیط زیست
  • بالا رفتن آگاهی های اجتماعی
  • اطلاع داشتن از حق اجتماعی به نام ورزش
    • افزایش آگاهی های اجتماعی مردم
  • عدم دخالت وضعیت تاهل افراد بر مشارکت ورزشی آنها
  •  عدم دخالت جنسیت افراد بر مشارکت ورزشی آنها
    • عالم شدن مردم مبنی بر چونگی عملکرد تقدیر در زندگی
    •  کیفیت آگاهی های اجتماعی افراد
    • کاهش تعلقات قومی و قبیله ای و نژادی
    • تعاملات اجتماعی، بهبود سواد علمی جامعه

کارآفرینی و بازاریابی ورزش همگانی

  • گسترش شغل مربیگری ورزش همگانی
  • کشف و راه اندازی موقعیت های جدید برای توسعه ورزش همگانی
  •  بهبود موقعیت اقتصادی مردم
  • بهبود کسب و کارهای ورزشی
  • توسعه حمایت مالی از ورزش همگانی
  • توسعه کسب و کارهای تولیدات ورزشی داخلی
  • گسترش بازاریابی ورزش همگانی
  • کاهش هزینه های توسعه ورزش همگانی
  • راه اندازی رشته های جدید در ورزش همگانی
  • بهبود سهم ورزش از درآمد ناخالص ملی
  • توسعه ورزش همگانی مناطق مختلف جغرافیایی
    • ارتقای صنعت ورزش
    • کاهش ریسک سرمایه گذاری در ورزش همگانی
      • بهبود اقتصاد ورزش و کاهش نرخ بیکاری در جامعه
      • ایجاد شغل های جدید

 

ادامه جدول 1: نتایجحاصلازکدگذاریباز پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانیایران

نشان­های نهایی

نشان­های اولیه

توسعه امکانات و تجهیزات ورزش همگانی

  • توسعه گسترده فضاهای ورزش همگانی
  • افزایش سرانه ورزشی کشور
    • افزایش سرانه ورزشی
    • افزایش تعداد و کیفیت پیست های دوچرخه سواری عمومی

توسعه گردشگری ورزشی

  • توسعه گردشگری ورزشی داخلی
  • ورود گردشگر ورزشی خارجی
  • گسترش شرکت در برنامه های ورزشی و توسعه حمل و نقل عمومی
    • فرآهم شدن زمینه ورزش در وضعیت آب و هوایی مختلف
    • فرآهم شدن زمینه ورزش در فصول مختلف سال

توسعه جامع رسانه های گروهی

  • توسعه کانون های ورزش همگانی و توسعه رسانه های اجتماعی
  • پرداختن بیشتر رسانه های گروهی به بحث ورزش همگانی

توسعه فرهنگ داوطلبی در جامعه

  • افزایش وفاداری نیروهای داوطلبی
  • ساماندهی نیروی داوطلبی ورزشی
  • توسعه امورات داوطلبی برای امورات خیرخواهانه دگیر
  • حفظ نیروهای داوطلبی
  • افزایش انگیزه نیروهای داوطلبی

توسعه سیستم آمار و اطلاعات ورزش همگانی

  • داشتن اطلاعات کامل از میزان مشارکت مردم در ورزش همگانی
  • داشتن اطلاعات محلی افراد برای استفاده در مواقع دیگر
  • آگاهی خوب باشگاه ها از شرکت کنندگان
  • شناسایی نیازهای مردم و نیازسنجی ورزشی محلات

جهت دهی ورزش همگانی توسط عموم مردم

  • ورود مردم در تصمیم گیری های کلان مملکتی
  • انتخاب مسئولان ورزش همگانی توسط خود مردم به صورت غیر مستقیم
    • اتخاذ تصمیم های مردم پسند
      • افزایش اعتماد به نفس در افراد جامعه
      • ارتباط صمیمی مردم با مسئولان ورزش همگانی
      • حق انتخاب نوع ورزش و مکان ورزش همگانی و خدمات کانون های ورزش همگانی

بهبود مسائل فرهنگی و اجتماعی ورزش همگانی

  • عوض شدن فرهنگ مردم در مورد ورزش بانوان
  • نگاه اجتماعی مثبت به برنامه ورزش همگانی
  • توسعه ورزش بانوان
  • جلوگیری از ناهنجاری و بداخلاقی در حوزه ورزش
  • کاهش استفاده از مواد نیروزا و دوپینگ
    • کاهش بزهکاری اجتماعی

بهبود وضعیت آموزش و تعلیم و تربیت

  • تحول در وضعیت تعلیم و تربیت مشارکت جویانه افراد
  • تحول در برنامه ورزش مدارس

 

در مرحلۀ پس از فرایند کدگذاری باز، فرایند کدگذاری محوری صورت گرفت. کدگذاری محوری، مرحله دوم تجزیه و تحلیل در نظریه­پردازی داده­بنیاد به روش استراس و کوربین است. هدف از این مرحله، برقراری رابطه بین طبقه­های تولید شده (در مرحله کدگذاری باز) است. در حالی که کدگذاری باز، داده­ها را به مقوله­های مختلف تفکیک می­کند، کدگذاری محوری، مقوله­ها و زیرمقوله­های آنها را با توجه به مشخصه­ها و ابعاد آن­ها به یکدیگر مرتبط می­سازد. (استراوس و کوربین، 1998). در طی فرایند کدگذاری محوری، محققان از ابزارهای تحلیلی پرسیدن سوال و مقایسه دائمی و نظری بین مقوله­ها، مقوله­های فرعی و مشخصه­های آنها که در کدگذاری باز ظاهر شده­اند، استفاده کردند تا روابط بین مقوله­ها و مقوله­های فرعی را توسعه دهند. در نتیجه نشان­های نهایی در  10 مفهوم طبقه­بندی شدند و از این میان، 5 مقوله نهایی پدید آمد که در جدول 2 نشان داده شده است:

جدول2: کدگذاریمحورییافته­هایتحقیق

مقوله­ها

مفاهیم

نشان ها

پیامد سبک زندگی فعال

ارتقای کیفیت زندگی مردم

  • سلامتی و بهداشت جسمانی جامعه
  • بهداشت روانی و اجتماعی جامعه
  • بالا رفتن کیفیت زندگی عموم

توسعه آگاهی های اجتماعی

  • بالا رفتن آگاهی های اجتماعی
  • توسعه جامع رسانه های گروهی
  • بهبود وضعیت آموزش و تعلیم و تربیت

پیامد مدیریت جامع ورزش همگانی کشور

توسعه سازمان های ورزش همگانی کشور

  • گسترش کانون ها و نهادهای ورزش همگانی در کشور
  • بهبود کیفیت رشته های ورزش همگانی
  • توسعه امکانات و تجهیزات ورزش همگانی

مدیریت اصولی ورزش در کشور

  • مدیریت اصولی ورزش در کشور
  • توسعه سیستم آمار و اطلاعات ورزش همگانی

ارتقای جایگاه بازی های بومی و محلی

  • ساماندهی و توسعه جشنواره ها و همایش ها
  • شناسایی و توسعه بازی های بومی و محلی

 

ارتقاء سرمایه اجتماعی

 

ارتقای سرمایه اجتماعی جامعه

  • بهبود مسائل فرهنگی و اجتماعی ورزش همگانی
  • توسعه مشارکت سیاسی مردم
  • افزایش سرمایه اجتماعی جامعه

بهبود مشارکت مردمی

  • افزایش اعتماد و عدالت اجتماعی در کشور
  • افزایش ارتباطات اجتماعی
  • پیگیری بهتر امورات اجتماعی

توسعه قانون در جامعه

توسعه قانون در جامعه

  • توسعه قانون در جامعه
  • مدیریت صحیح شهری
  • سیاست اصولی دولت در ورزش همگانی

پیامد ورزش همگانی مردمی

عدم تمرکز دولت در بخش ورزش

  • گسترش خصوصی سازی در جامعه
  • توسعه گردشگری ورزشی
  • کارآفرینی و بازاریابی ورزش همگانی

ورزش برای همه توسط مردم

  • نظارت عمومی بر عملکرد ورزش همگانی
  • جهت دهی ورزش همگانی توسط عموم مردم
  • توسعه فرهنگ داوطلبی در جامعه

 

کدگذاری گزینشی یا انتخابی، کدگذاری محوری را در سطحی بالاتر و انتزاعی­تر ادامه می­دهد. در این مرحله،  شکل­گیری و پیوند هر دسته­بندی با سایر گروه­ها تشریح می­شود و  محقق بیشتر در نقش نویسنده  ای ظاهر می­شود که بر اساس مقولات، نوشته­های کدگذاری، یادداشت­های نظری، شبکه­ها و دیاگرام­ها عمل می­کند. جهت­گیری کدگذاری گزینشی به سمت یکپارچه کردن مقولات مختلف در شکل یک طرح تئوریکی کلان است (جونز و نوبل[21]، 2007). در نهایت با یافتن رابطۀ نهایی بین مقوله­های به دست آمده از کدگذاری محوری، الگوی نظری زیر شامل مدیریت جامع ورزش همگانی، ورزش همگانی مردمی، سبک زندگی فعال، ارتقای سرمایه اجتماعی و توسعه قانون در جامعه، با در نظر گرفتن مقولات، بیشترین تا کمترین درصد فراوانی نوشته­های کدگذاری و نظرات خبرگان و تاکیدات مصاحبه شوندگان و نظر محققان تدوین شد (شکل 2). پس از تدوین مدل برای افزایش اعتبار آن، مدل نهایی در اختیار خبرگانی قرار گرفت که هم با ورزش همگانی آشنایی داشتند و هم روش کیفی را می­شناختند. از این خبرگان خواسته شد تا نظرهای خود را در مورد فرایند تدوین و مدل نهایی ارائه دهند. بیشتر آنها مدل را تأیید کردند و بعضی از آنها نظرهای اصلاحی داشتند که در فرایندی رفت و برگشت، اصلاحات اعمال و نظر نهایی آنها دریافت شد.

 

 

شکل1: الگوی نظری پیامد­های مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران

بحث و نتیجه­گیری

از دیدگاه «شورای ورزش همگانی اروپا»[22]، ورزش همگانی یعنی فعالیت­های بدنی آزاد، داوطلبانه و اختیاری که در اوقات فراغت به انجام می­رسد، امکان پرداختن به آن برای همگان وجود دارد و هدف از آن رقابت و پیروزی نیست، بلکه هدف پرداختن به چنین ورزش­هایی، تفریح، توسعه و به­سازی انسان­ها می­باشد (جوادی­پور و سمیع نیا، 1392). هدف اصلی این تحقیق، شناسایی پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران بود. از این رو با توجه به یافته­های تحقیق، این عوامل در مراحل کدگذاری شناسایی، خلاصه و تحلیل شد که در انتها به استخراج مدلی در تحقیق منجر گردید. بر اساس یافته­های کدگذاری باز در تحلیل مصاحبه­های کیفی، 165 نشان مرتبط با نتایج و پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران شناسایی شد که با توجه به تحلیل این عوامل، نشان­ها بر اساس نزدیکی مفهومی شناسایی شدند و 28 نشان نهایی طبقه­بندی شدند. در ادامۀ تلخیص و تحلیل یافته­ها، مفاهیم مرتبط و نزدیک به هم با کدگذاری محوری در یکدیگر تلفیق شد و در نهایت 10 مفهوم و 5 مقولۀ اصلی شامل مدیریت جامع ورزش همگانی، ورزش همگانی مردمی، سبک زندگی فعال، ارتقای سرمایه اجتماعی و توسعه قانون در جامعه تدوین شد.

با پیشرفت روزافزون علم و فناوری، مدیریت و برنامه­ریزی نقش مؤثری در سازمان­های اجتماعی و اجرایی یافته است (جوادی­پور و همکاران، 1392) و مقوله تربیت بدنی و ورزش به عنوان یک تشکیلات گسترده و در عین حال پیچیده نیاز به مدیریت کارآمد در سطوح مختلف را دارد. توسعه ورزش همگانی در کشور نیز نیازمند سازمان­های کارا و اثربخش است که در راستای مشارکت مردم و همسو با جامعه در گسترش اصولی ورزش همگانی بکوشند. بنابراین پیامد مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی، توسعه سازمان­های ورزشی پویا و دانش- محور است که اصولا غیردولتی هستند و تصمیم­گیری، هدایت، نظارت و امور اجرایی آن مستقیم یا غیر مستقیم در دست مردم است و تصمیم­گیرنده اصلی آنها در واقع خود مردم به شمار می آیند. عراقی و کاشف (1393) کمبود امکانات، عدم آگاهی ورزشی، نبود مربیان متخصص و مشکلات اقتصادی را عمده­ترین چالش توسعة ورزش همگانی در ایران دانسته­اند که با نتایج تحقیق حاضر همخوانی ندارد- هر چند چالش مورد نظر ریشه در مدیریت ناصحیح ورزش همگانی دارد و از منظری دیگر می توان گفت که پیامد مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی می­تواند این چالش­ها را مدیریت نماید. عیدی و همکاران (1390) به بررسی و تحلیل چالش­های ورزش همگانی پرداختند و نشان دادند که چالش­های اساسی در این حوزه شامل چگونگی مشارکت دولت­ها در ورزش، تاکید بر ورزش قهرمانی در مقابل ورزش همگانی و روند توسعة ورزش از سطح بالا به پایین (الگوبرداری نوجوانان و جوانان از قهرمانان ورزشی از طریق رسانه) جامعه را شامل می­شود. یافته­های این تحقیق با نتایج تحقیق حاضر از این لحاظ همخوانی دارد که اگر مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی اتفاق بیفتد، بزرگترین چالش مورد نظر یعنی چگونگی مشارکت دولت­ها در ورزش همگانی رفع می شود و مدیریتی مردمی و غیردولتی در ورزش همگانی حاکم خواهد گردید. همچنین مهدی­زاده و اندام (1393) مسائل سازمانی و مدیریتی را در اولویت اول راهکارهای توسعه ورزش همگانی دانسته­اند که با یافته­های این تحقیق سازگار است، چرا که این تحقیق نیز مسائل مدیریتی ورزش همگانی را در اولویت قرار داده ­است. آصفی و همکاران (1393) وکشگر و سلیمانی (1391) نیز بیان نموده­اند که افزایش امکانات ورزشی باعث افزایش مشارکت جامعه در ورزش همگانی خواهد شد. بنابراین توجه مسئولان امر در فراهم نمودن زیرساخت­ها و تجهیزات ورزش همگانی برای توسعه ورزش همگانی در نواحی مختلف کشور و بهره گیری از مشارکت مردم در این امر، از موارد لازم می­باشد و باعث مشارکت حداکثری مردم می­شود.

توسعة ورزش همگانی مخصوص یک جا و یک گروه خاص نیست و همان­طورکه از این اصطلاح بر     می­ آید، ورزش برای همة اقشار جامعه با هر رنگ و نژاد، هر وضعیت اقتصادی و ... است (آصفی و اسدی­دستجردی، 1395). یکی دیگر از پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی، سوق ورزش همگانی به سمت مردمی بودن و فاصله گرفتن از بخش دولتی است. هر چند تاکنون تلاش­های گوناگونی برای کاهش تصدی­گری دولت در بخش­های مختلف از جمله ورزش صورت گرفته است، اما این تلاش­ها تا کنون به طور کامل موفقیت­آمیز نبوده و شاهد این هستیم که ورزش در کشور ایران اصولا توسط بخش دولتی هدایت و کنترل می­شود. صفاری و قره (1395) در تحقیق خود نشان دادند که مهمترین عوامل محیطی شامل محیط اجتماعی است و تدوین برنامه­های آتی بر اساس بافت اجتماعی می­تواند زمینه­ای مناسب برای همگانی شدن ورزش در ایران فراهم کند که با نتایج تحقیق حاضر همخوانی دارد. همچنین، شمسی و همکاران (1394) در تحقیق خود نشان دادند تأثیر متغیرهای خانواده، دوستان و همسالان با مشارکت ورزشی جوانان دارای رابطۀ معناداری می­باشد که با توجه به اینکه مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی از طریق خانواده­ها صورت می­گیرد، با نتایج تحقیق حاضر همخوانی دارد. شهبازی و همکاران (1392) در تحقیق خود از میان راهکارهای مربوط به نیروی انسانی، دو راهکار بهره‌گیری از نیروهای داوطلب در توسعه ورزش همگانی و تربیت کارشناسان و مدیران حرفه‌ای در ورزش همگانی را در اولویت دانسته­اند که با یافته­های تحقیق حاضر سازگار می­باشد. بنابراین در برنامه­ریزی درازمدت برای توسعه مشارکت اجتماعی باید عوامل انسانی و مسائل مختلف اجتماعی در اولویت توجه قرار گیرد و کار فرهنگی در این زمینه انجام شود تا نیروی انسانی آمادگی مشارکت در این امر را داشته باشد و از پیامدهای مشارکت اجتماعی، مردمی شدن ورزش همگانی در کشور باشد. یکی از پیامدهای مشارکت اجتماعی واقعی در ورزش همگانی کشور ایران، سوق ورزش همگانی به سمت خصوصی شدن و رهایی از دولتی بودن خواهد بود که در نتیجه شاهد رشد و شکوفایی گردشگری ورزشی در کشور خواهیم بود. همچنین با سودآور بودن ورزش همگانی در کشور، بازاریابی و کارآفرینی در این بخش رونق می یابد و به صنعتی مهم در کشور تبدیل خواهد شد. بدیهی است که این امر از طریق نظارت مردمی بر تمام حوزه­های ورزش همگانی و در دست گرفتن امور اجرایی ورزش همگانی توسط نیروهای داوطلبی و جهت­دهی برنامه­های ورزش همگانی کشور توسط مردم خواهد بود. بهتر است خدمات عمومی ورزشی در جامعه در جهت خصوصی­سازی پیش برود و ورزش همگانی نیز به عنوان یک خدمت عمومی شناخته ­شود؛ چنان که حق هر شهروندی در جامعه دسترسی آسان، ارزان قیمت و با کیفیت به آن است. پس وضع قوانینی در ایجاد حمایت و پشتیبانی از متولیان خصوصی و مشارکت مردم یک محله در همه ابعاد توسعه­ای ورزش همگانی به صورت تعاونی، می­تواند در توسعه برنامه مشارکت مردم در غیردولتی نمودن ورزش همگانی اهمیت داشته باشد.

یکی دیگر از پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی، تغییر سبک زندگی مردم از شیوه غیر فعال به سمت فعال و پر تحرک است. شرکت­کنندگان در ورزش همگانی، مهمترین رکن توسعه­ای در گسترش ورزش همگانی هستند و اهمیت دادن به بهداشت و سلامتی آنها در همه موارد می­تواند با اهمیت­ترین راهبرد مدیران جامعه در توسعه ورزش همگانی به شمار آید. افزایش دانش و آگاهی مردم در موارد بهداشتی، سلامتی و ورزشی، زمینه توسعه مشارکت آنها را فراهم می­نماید. امروزه با توجه به گسترش رسانه­های گروهی و توسعه اطلاعات و دانش افراد جامعه در موارد گوناگون، زمینه برای توسعه ورزش همگانی مساعدتر شده است. یافته­های جدید علمی پیرامون نقش ورزش همگانی در سلامتی جسمانی و روانی و توصیه به ورزش و تحرک از طرف متولیان سلامت جسمانی و روانی جامعه، زمینه را برای توجه عمومی به ورزش همگانی مساعد نموده است. همچنین نوع تعلیم و تربیت افراد از زمان کودکی و پرداختن به ورزش و بازی­های دوران کودکی، می­تواند شرایط را برای سوق افراد به سمت داشتن زندگی فعال در بزرگسالی مهیا نماید. در راستای توجه به ابعاد بهداشتی ورزش، مگن[23] و همکاران (2016)، فلوید[24] و همکاران (2016)، شین[25] و باربور[26] (2015) نشان دادند که مشارکت اجتماعی بخصوص مشارکت در فعالیت­های بدنی با سلامتی و بهداشت افراد جامعه ارتباط تنگاتنگی دارد که با یافته­های این تحقیق همخوانی دارد. قره و همکاران (1395) در تحقیقی نشان دادند رسانه­ها با توجه به قدرتی که در جذب تودۀ مخاطبان و مشارکت در فرآیند شکل­دهی افکار عمومی دارند، می­توانند نقش درخور ملاحظه­ای در افزایش مشارکت مردم در ورزش­های تفریحی داشته باشند. بنابراین توسعه وسایل ارتباطی جمعی که به توسعه ارتباطات اجتماعی و در نتیجه بهبود مشارکت اجتماعی در افراد جامعه منجرگردیده است می­تواند به عنوان پتانسیل توسعه مشارکت اجتماعی در همه زمینه­های اجتماعی از جمله ورزش همگانی باشد. آیمیو[27] و همکاران (2013) در تحقیقی به توسعه یک مدل مفهومی اطلاع­رسانی سلامت از طریق ورزش پرداختند. در این مدل مفهومی که بهداشت از طریق ورزش ارائه شده، دسته­بندی اولیه از سه گروه اصلی جسمی، روانی و اجتماعی تشکیل گردیده و ریشه اصلی این مدل بر اساس مدل محیط زیستی اجتماعی خوب تعیین شده است و نشان می­دهد که مشارکت ورزشی منحصرا توسط عوامل فردی- اجتماعی (سطح خرد) تعیین   نمی­شود، بلکه عوامل زیربنایی مانند در دسترس بودن امکانات ورزشی و برنامه­های ورزشی (سطح کلان)  نیز می­توانند نقش مهمی در این زمینه ایفا کنند. بنابراین یکی از پیامدهای توسعه مشارکت در ورزش همگانی، توسعه زیر ساخت­ها و داشتن محیط زیست اجتماعی خوب می­باشد که با یافته­های تحقیق حاضر همخوانی دارد.

ورزش به نوعی موجب افزایش روابط اجتماعی افراد می­شود و سرمایه­گذاری در ورزش موجب افزایش هویت ملی، غرور ملی، توسعه و یکپارچگی اجتماعی و جلوگیری از جرم و جنایت و افزایش سطح تحصیلات و منافع اقتصادی می­گردد (کلی­بال[28] و همکاران، 2010). سرمایه اجتماعی به عنوان محصول نوع خاصی از کنش جمعی می­تواند مولد کارکردهای اجتماعی مورد انتظار باشد. کنش­ها و مشارکت­های داوطلبانه و جمعی منتهی به تولید سرمایه اجتماعی است (پاک­سرشت، 1393). از پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی، می­توان به ارتقای سرمایه اجتماعی در جامعه اشاره نمود. سرمایة اجتماعی، مفهومی مهم در کنش­ها و روابط اجتماعی به شمار می­آید که شخص از طریق برقراری ارتباط با دیگران به این نوع سرمایه دست پیدا می­کند (ترپتی و همکاران[29]، 2012). باشگاه­های ورزش محلی، یکی از مؤلفه­های مهم شبکه­های اجتماعی رسمی و غیررسمی هستند که ایجاد، گسترش و حفظ سرمایۀ اجتماعی را پشتیبانی می­کنند. باشگاه­های ورزشی مبتنی بر اجتماع محلی (ورزش همگانی)، فرصت­هایی را برای افراد جامعه فراهم می­آورند تا گرد هم جمع شوند و آنها را قادر می­سازد تا به واسطۀ سازوکارهای رسمی و غیررسمی ورزش با شبکه­های اجتماعی گسترده­تر مرتبط و درگیر شوند (کاسکلی[30]، 2008). یافته­های تحقیق عابدینی و طالبی (1396) نشان می­دهد که عوامل اجتماعی ـ فرهنگی مرتبط با میزان گرایش شهروندان به ورزش همگانی رابطۀ مثبتی دارد. همچنین صفاری و قره (1395) نشان دادند که محیط اجتماعی مهم­ترین مؤلفۀ محیطی است و تدوین برنامه­های آتی بر اساس بافت اجتماعی، شیوۀ زندگی، گروه­های همسن و تهیه و تدارک امنیت اجتماعی در پیرامون اماکن و فضاهای ورزشی تفریحی می­تواند زمینه­ای مناسب برای همگانی شدن ورزش در ایران را فراهم کند. بنابراین مشاهده می­شود با توسعه ورزش همگانی در جامعه، مشارکت اجتماعی نیز افزایش پیدا می کند که این نیز به نوبه خود باعث بهبود سرمایه اجتماعی در آن محیط می­شود.

فلسفۀ ورزش همگانی، تشویق شهروندان به ورزش و فعالیت­های فیزیکی است و نیز پیامی برای سیاست­گذاران دارد تا از موقعیت خود برای پیشبرد این هدف و فراهم­آوردن فرصت برای مشارکت عموم افراد استفاده کنند (امان، 2009). امروزه توسعه ورزش به عنوان یک سیاست عمومی بر دیگر مباحث سیاسی دولت­ها برتری گرفته است و اغلب کشورهای پیشرفته جهان در برنامه­ریزی­ها و سازماندهی ورزش همگانی خود با دیگر کشورها رقابت می­کنند و به طور مرتب در حال ارائه برنامه­های خلاق برای رشد این ورزش هستند (سیدعامری و قربان­بردی، 1391). از دیگر پیامدهای مشارکت اجتماعی در جامعه، توسعه قانون­پذیری در افراد جامعه و بهبود حقوق شهروندی و سیاست بهینه دولت در امر توسعه ورزش همگانی است، چرا که امروزه ورزش همگانی به عنوان یک حق شهروندی مطرح است و مردم می­توانند به عنوان یک حقوق اجتماعی از دولت مردان مطالبه کنند و این گویای این امر است که دولت­ها نیز باید در کشور ایران این حق را بپذیرند و خود را آماده ارائه سرویس­های خدماتی ورزش همگانی برای آحاد جامعه بکنند. شهبازی و همکاران (1392) در تحقیق خود از بین راهکارهای مربوط به ساختار تشکیلاتی و وضع قوانین و مقررات، مشخص کردن شرح وظایف تمام سازمان‌ها و نهادهای دست‌اندرکار ورزش همگانی و اتحاد و یکپارچگی بین سازمان‌های دست‌اندرکار ورزش همگانی در کشور را دارای اولویت دانسته­اند. ایبرت[31]و اسمیت[32] (2010) بیان می­کنند که ایجاد انگیزه در افراد برای مشارکت فعال در فعالیت­های بدنی با توجه به اثرات سودمند آن بر سلامتی، بخشی از دستور کار سیاست­های بهداشتی کشور اسکاتلند باید باشد. بنابراین توجه به سلامتی مردم باید  در زمره سیاست های اصولی دولت ها قرار گیرد و این امر جز از طریق ایجاد قوانین و دستورالعمل­های لازم محقق نخواهد شد.

به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد که پیامدهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران در زمینه­ها و بسترهای خاصی صورت خواهد گرفت و ابعاد مختلفی را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. بنابراین عوامل مختلفی باید مهیا گردند تا شاهد رشد و شکوفایی و همه­گیر شدن ورزش همگانی در کشور ایران باشیم. در این میان، توجه جدی به حضور و مشارکت مردم در همه امورات مربوط به توسعه ورزش همگانی یک حقیقت اجتناب ناپذیر است، چرا که بدون حضور مردم، مشارکتی در کارها صورت نمی گیرد و توسعه ورزش همگانی عقیم خواهد ماند.

ورزش همگانی باید به سایر حوزه­های سیاست­گذاری مانند آموزش، بهداشت، خدمات اجتماعی، برنامه­ریزی شهری و کشوری، محیط زیست و اوقات فراغت پیوند بخورد و به عنوان عامل مهم فرهنگی - اجتماعی در رشد انسانی مورد توجه قرار گیرد.

بنابراین پیشنهاد می­شود:

  • در مورد فوائد ورزش و تحرک­بدنی در بین جامعه اطلاع­رسانی گسترده­ای صورت بگیرد تا پرداختن به ورزش همگانی در سبد زندگی خانوار قرار گیرد.
  • مدیریت منسجم ورزش همگانی در کشور ایجاد شود تا با استفاده از ظرفیت­های موجود در بخش دولتی کشور و استفاده از ظرفیت بخش خصوصی به توسعه مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی بپردازد.
  • برای این که شاهد پیامدهای خوب مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی کشور باشیم، باید توجه دست­اندکاران امر ورزش همگانی به فراهم نمودن بسترهای ورود مردم در جهت مدیریت، سازماندهی، نظارت و کنترل ورزش همگانی در تمامی ابعاد مدیریت ورزش همگانی کشور فراهم شود.
  • منابع

    • آصفی، احمدعلی؛ خبیری، محمد؛ اسدی دستجردی، حسن و گودرزی، محمود. (1393). «بررسی عوامل سازمانی موثر در نهادینه کردن ورزش همگانی در ایران». پژوهش­نامۀ مدیریت ورزشی و رفتار حرکتی. سال 10، شماره 20. صص 63-76.
    • آصفی، احمدعلی و اسدی دستجردی، حسن. (1395). «بررسی موانع توسعة ورزش همگانی در دانشگاه­های دولتی شهر تهران و ارائة راهکارهای کاربردی توسعة آن». مدیریت ورزشی. دورة 8، شمارة 6، صص 823 – 844.
    • پاک­سرشت، سلیمان. (1393). «ملاحظات و راهبردهای ارتقای سرمایه اجتماعی». مجله راهبرد فرهنگ. شماره 25، صص 71-104.
    • فتحی، سروش و  میرزاپوری ولوکلا، جابر. (1395).«بررسیتأثیرپایگاهاقتصادیاجتماعیبرمشارکتاجتماعی». فصلنامه مطالعات جامعه­شناختی جوانان. سال هفتم، شماره 22، ­ص 87-100.
    • جوادی­پور، محمد و سمیع نیا، مونا. (1392). «تبیین موقعیت راهبردی و ارائه استراتژی توسعه ورزش همگانی در ایران». پژوهش­های مدیریت ورزشی و علوم حرکتی». دوره 3، شماره5، صص 15-28.
    • جوادی­پور، محمد؛ قویدل سرکندی، مژده و سمیع­نیا، مونا. (1392). «ارائۀچارچوبنظریوطراحیالگوبرایتوسعۀورزشهمگانیدرایران». مطالعات مدیریت ورزشی. شماره 21، صص 127-148.
    • رضوی، سیدمحمدحسین؛ نیازی، سید محمد و برومند، محمدرضا. (1393). «طراحی و تدوین راهبرد توسعة ورزش همگانی شهر مشهد با استفاده از دیدگاه علمی». پژوهش های کاربردی در مدیریت ورزشی. سال سوم، شمارة 1، صص49- 60.
    • داوری، کوروش؛ شجاعی مقدم، امیررضا و رضوی مطلق، زهرا سادات. ( 1389). «بررسی رابطه بین روش­های جلب مشارکت با انجام فعالیت­های داوطلبانه در بین داوطلبان جمعیت هلال احمر استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1389». نشریه امداد و نجات. دوره2، شماره 4، ­صص 46-51.
    • روزبهانی، محبوبه؛ کامکاری، کتایون و میرزاپور، علی­اکبر. (1393). «بررسی عوامل موثر بر موانع مشارکت زنان سالمند در فعالیت­های ورزشی تفریحی استان البرز». مطالعات مبانی مدیریت در ورزش. سال 1، شماره 2، صص 33-42.
    • سوادی، مهدی؛ همتی­نژاد، مهرعلی؛ قلی­زاده، محمدحسن و گوهررستمی، حمیدرضا.  (1396). «طراحی الگوی توسعه ورزش همگانی در استان هرمزگان». دوفصلنامه مدیریت و توسعه ورزش. دوره 6، شماره 2، صص 86- 101.
    • سیدعامری، حسن و آلق قربان بردی، محمد. (1391). «تبیین راهکارهای جذب و افزایش مشارکت شهروندان در برنامه­های ورزش همگانی و تفریحی (مطالعه موردی ارومیه)». پژوهش­های مدیریت ورزشی و علوم حرکتی. سال دوم، شماره 4، صص 23-34.
    • شکوری، علی. (1390). مشارکت­های اجتماعی و سازمان­های حمایتی، با تاکید بر ایران. چاپ اول، تهران: انتشارات سمت
    • شمسی، عبدالحمید؛ سلطان­حسینی، محمد و روحانی، میثم. (1394). «تبیین نقش عوامل جامعه­پذیری در توسعۀ مشارکت ورزشی جوانان(مطالعه موردی: شهر اصفهان)». مطالعات مدیریت ورزشی. شماره 28، صص 71-88.
    • شهبازی، مهدی؛ شعبانی مقدم، کیوان و صفاری، مریم. (1392). «ورزش همگانی (ضرورت، موانع و راهکارها)». فصلنامه مجلس و راهبرد. سال بیستم، شماره 76، صص 69-97.
    • صفاری، مرجان و قره، محمدعلی. (1395). «شناسایی و رتبه بندی عوامل محیطی مؤثر بر همگانی شدن ورزش­های تفریحی ایران». مدیریت ورزشی. دوره 8، شماره 1، صص 51-68.
    • صفاری، مرجان؛ احسانی، محمد و مجتبی امیری. (1394). «تحلیلیبرورزشهمگانیایرانباکاربردمدل­یابیمعادلاتساختاری». دوفصلنامه پژوهش در مدیریت ورزشی و رفتار حرکتی. شماره 9، صص 94-83.
    • قاسمی، حمید؛ تجاری، فرشاد؛ بروجردی علوی، مهدخت؛ امامی، حسین و امیری، مریم. (1391). «تحلیل محتوای دیدگاه­های رؤسای سازمان تربیت بدنی دربارة مؤلفه­های ورزش از سال 1357تا 1388». نشریة مدیریت ورزشی. شمارة 13، صص­ 137-152.
    • قره، محمدعلی؛ صفاری، مرجان و نیری، شهرزاد. (1395). «بازپردازیکارکردهایرسانۀملیجهتتوسعۀورزش­هایتفریحی: ارائه راهبردها و راهکارها». دوفصلنامه پژوهش در مدیریت ورزشی و رفتار حرکتی. سال ششم،  چهاردهم پیاپی، شماره 11، نوبت بهار و تابستان، ص­ص 63-76.
    • کشگر، سارا و سلیمانی، مجتبی. (1391). «نقش برنامه خصوصی­سازی بر توسعه ورزش­های همگانی از دیدگاه کارشناسان». پژوهش­های کاربردی مدیریت و علوم زیستی در ورزش. شماره 2، صص 99-104.
    • عابدینی، صمد و طالبی، شیدا. (1396). «عوامل اجتماعی ـ فرهنگی مرتبط با میزان گرایش شهروندان به ورزش همگانی در خلخال». جامعه­شناسی کاربردی. دوره 28، شماره 1، شماره پیاپی 65، صص 144-131.
    • عرب نرمی، بتول؛ گودرزی، محمود؛ سجادی، سید نصرالله و خیبری، محمد. (1395). «تلویزیون و توسعة ورزش همگانی: یک نظریه برخاسته از داده­ها». مطالعات مدیریت ورزشی. نوبت 8 ، شماره 40، صص 17-38 .
    • عراقی، محسن و کاشف، میرمحمد. (1393). «چالش­هایپیشرویتوسعةورزشهمگانیدرایرانوراهبردهایآن».  مدیریت ورزشی، دوره 6، شماره 4، ­ص 643-655.
    • عیدی، حسین؛ رمضانی­نژاد، رحیم و عباسی، همایون. (1390). «چالش­های ورزش همگانی و تفریحات سالم در مقابل ورزش نخبه در ایران و جهان». همایش ملی تفریحات ورزشی. آذر ماه، تهران.
    • مظلوم خراسانی، محمد؛ نوغانی، محسن و خلیفه، محمدرضا. (1391). «بررسیمیزانمشارکتاجتماعیمردمدرشهرمرودشتو عواملمؤثربرآندرسال1387». جامعه شناسی کاربردی. سال 23، شماره پیاپی 45، شماره اول، صص 50-80.
    • مهدی­زاده، رحیمه و اندام، رضا. (3931). «راهکارهای توسعه ورزش همگانی در دانشگاه­های ایران». مطالعات مدیریت ورزشی. شماره 22، ­ص 15-38.
    • نعمتی بیدگلی، جواد. (1395). «بررسی و ارزیابی عوامل موثر بر نگرش، گرایش و عدم مشارکت خانواده­ها به فعالیت­های حرکتی و ورزشی در هشت شهر جمهوی اسلامی ایران». توسعه آموزش جندی شاپور. دوره 7،  ویژه نامه، صص 42-52.

     

    • Aman, MS. (2009). “Sport for All and Elite Sport: Underlining Values and Aims for GovernmentInvolvement via Leisure Policy”. European Journal of Social Sciences, Vol. 9, No. 4.
    • Cuskelly, G. (2008). “Volunteering in community sport organization: Implications forsocial capital”. In Nicholson, M., & Hoye, R. (Eds). Sport and social capital. )1st Ed( Amsterdam: Butterworth-Heinem
    • Eberth, B. and Smith, MD. (2010). “Modelling the participation decision and duration of sporting activity in Scotland”. Economic Modelling, 27: 822–834.
    • Eime, RM. Charity, MJ. Harvey, JT. And Payne, WR. (2015). “Participation in sport and physical activity: associations with socio-economic status andgeographical remoteness”. Eime et al. BMC Public Health. 15:434.
    • Floud, S. Balkwill, A.  Canoy, D. Reeves, G K. Green, J. Beral, V & Cairns, B. J. (2016). “Social participation and coronary heart disease risk in a large prospective study of UK women”. European Journal of Preventive Cardiology, 23(9): 995–1002.
    • Frawley, S., Veal, A. J., Cashman, R., and Toohey, K. (2009). “Sport for All’ and MajorSporting Events: Introduction to the Project”. School of Leisure, Sport and Tourism Working Paper 5, Sydney: UTS, 15.
    • Jones ,Robert and Noble, Gary.  (2007). “Grounded theory and management research: a lack of integrity?”. Qualitative Research in Organizations and Management: An International Journal. Vol. 2 Issue: 2, pp.84-103, https:// doi. org/ 10.1108/  17465640710778502.
    • Kylie Ball et al. (2010). “Love the neighbor? Associations of socialcapital and crime with physical activity amongst women”. Social Science & Medicine, 71, pp: 807-814.
    • Lina, S., Ruixue, C. (2012).  “Research Status on Equalization of Public Sports Service for Nationwide Fitness in Hebei”. International Conference on Solid State Devices and Materials Science, 25, 2298 – 2303.
    • Qin, J., Theis, K.A., Barbour, K.E. (2015). “Impact of arthritis and multiple chronic conditions on selected life domains — United States”. MMWR Morb. Mortal. Wkly Rep. 64 .21., 578–582.
    • Prins, Richard G. Mohnen, Sigrid M. van Lenthe, Frank J.  Brug,  Johannes & Oenema, Anke. (2012). “Are neighbourhood social capital and availability of sports facilities related to sports participation amongDutch adolescents?”. International Journal of Behavioral Nutrition and Physical Activity, Vol.9.90., PP:2-11. http://www.ijbnpa.org/content/9/1/90.
    • Strauss A & Corbin. J. (1998). Basics of Qualitative Research: techniques and procedures for developing grounded theory. 2rd.edition, Thousand Oaks: Sage publications, Inc.
    • Weiler, R., Hamer, M., & Stamatakis, E. (2014). “Watching sport on television, physical activity, and risk of obesity in older adults”. BMC Public Health, 14(1), 1-4.
    • Wicker, P. Hallmann, K. Breuer, C. (2012). “Micro and macro level determinants of sport participation”. Sport, Business and Management: An International Journal, 2 (1). 51-68.
    • Wicker, P. Hallmann, K. Breuer, C. (2013). “Analyzing the impact of sport infrastructure on sport participation using geo-coded data: Evidence from multi-level models”. Sport Management Review, 16. 54–67. jo u rn al h om ep age: w ww.els evier.c o m/lo c ate/s mr.
    • Vandendriessche, J. B., Barbara, F.R. Vandorpe., & Roel, V. (2012). “Variation in Sport   articipation,Fitness and Motor Coordination with Socioeconomic Status among Flemish Children”. Pediatric Exercise Science, 24:113-12.
    • Vandermeerschen, H. Meganck, J. Seghers, J. Vos, S. Scheerder, J. (2017). “Sports, Poverty and the Role of the Voluntary Sector. Exploring and Explaining Nonprofit Sports Clubs’ Efforts to Facilitate Participation of Socially Disadvantaged People”.  LSTR. Voluntas, 28: 307–334.