آزمون مدل نقش میانجی چابکی و نوآوری سازمانی در رابطه علی سرمایه فکری با کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه تربیت بدنی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران

2 دانشیار،گروه تربیت بدنی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران (نویسنده مسئول)E-mail: Zy.fallah@gmail.com

3 استادیار، گروه تربیت بدنی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران

4 استادیار،گروه تربیت بدنی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران

چکیده

هدف از انجام این پژوهش، آزمون مدل عملیاتی نقش میانجی چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی در رابطه علی سرمایه فکری با کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان بود. روش پژوهش بنا بر ماهیت داده‌ها از نوع کمی، بر اساس اهداف از نوع کاربردی و به لحاظ روش ­گردآوری داده­ها جزو پژوهش­های همبستگی- پیمایشی با رویکرد مدل­سازی معادلات ساختاری بود. جامعة آماری شامل 890 کارمند وزارت ورزش و جوانان بودند که بر اساس جدول تعیین حجم نمونه مورگان، 268 نفر از آنان به عنوان نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش برای گردآوری داده­ها از چهار پرسشنامه «سرمایه فکری» بونیتس (2000)، پرسشنامه «چابکی سازمانی» شریفی و ژانگ (1999)، پرسشنامه­ «نوآوری سازمانی» ناسوشن (2011) و پرسشنامه «کارآفرینی سازمانی» براون (1997) استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر در نرم افزار لیزرل با استفاده از آزمون سوبل برای تعیین اثرات ویژه غیرمستقیم نشان داد که چابکی سازمانی نقش میانجی معنی داری در رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان دارد و نوآوری سازمانی از نقش میانجی معنی داری در رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان برخوردار است. تبین مدل پژوهش نشان از اهمیت بسیار زیاد متغیرهای سرمایه فکری، چابکی سازمانی، نوآوری و همچنین کارآفرینی سازمانی دارد که در یک سازمان و محیط کاری می تواند در پیشبرد اهداف آن سازمان و واحد کاری نقش بسزایی داشته باشند و منجر به عملکرد بهتر شوند. 

کلیدواژه‌ها


آزمون مدل نقش میانجی چابکی و نوآوری سازمانی در رابطه علی سرمایه فکری با کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان

 

سعیده مقصودلو[1]

زین العابدین فلاح[2]

طاهر بهلکه [3]

اسرا عسکری[4]

 

تاریخ دریافت مقاله: 11/8/1398

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:17/10/1398

 

هدف از انجام این پژوهش، آزمون مدل عملیاتی نقش میانجی چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی در رابطه علی سرمایه فکری با کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان بود. روش پژوهش بنا بر ماهیت داده‌ها از نوع کمی، بر اساس اهداف از نوع کاربردی و به لحاظ روش ­گردآوری داده­ها جزو پژوهش­های همبستگی- پیمایشی با رویکرد مدل­سازی معادلات ساختاری بود. جامعة آماری شامل 890 کارمند وزارت ورزش و جوانان بودند که بر اساس جدول تعیین حجم نمونه مورگان، 268 نفر از آنان به عنوان نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش برای گردآوری داده­ها از چهار پرسشنامه «سرمایه فکری» بونیتس (2000)، پرسشنامه «چابکی سازمانی» شریفی و ژانگ (1999)، پرسشنامه­ «نوآوری سازمانی» ناسوشن (2011) و پرسشنامه «کارآفرینی سازمانی» براون (1997) استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر در نرم افزار لیزرل با استفاده از آزمون سوبل برای تعیین اثرات ویژه غیرمستقیم نشان داد که چابکی سازمانی نقش میانجی معنی داری در رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان دارد و نوآوری سازمانی از نقش میانجی معنی داری در رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان برخوردار است. تبین مدل پژوهش نشان از اهمیت بسیار زیاد متغیرهای سرمایه فکری، چابکی سازمانی، نوآوری و همچنین کارآفرینی سازمانی دارد که در یک سازمان و محیط کاری می تواند در پیشبرد اهداف آن سازمان و واحد کاری نقش بسزایی داشته باشند و منجر به عملکرد بهتر شوند. 

 

واژگان کلیدی: چابکی سازمانی، نوآوری سازمانی، سرمایه فکری، کارآفرینی سازمانی و وزارت ورزش و جوانان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

امور مربوط به ورزش در کشور ما بر عهده وزارت ورزش و جوانان است. از این رو، ضرورت توجه هر چه بیشتر به این نهاد به عنوان نهادی دولتی و غیرانتفاعی به منظور افزایش کارایی آن احساس می شود که این توجه، موجبات رشد و شکوفایی ورزش و در نهایت، توسعۀ کلان ورزش کشور را فراهم می آورد. برای سازگاری با تغییرات روزافزون، سریع و پیچیده و نامطمئن محیط و کشف فرصت های بالقوه در عرصۀ ورزش، وزارت ورزش و جوانان به کارکنان کارآفرینی نیاز دارد که خلاقیت و نوآوری و توان تبدیل تهدیدها به فرصت­های جدید از بارزترین ویژگی های آنان باشد. در این میان، سرمایه­های سازمان از جمله سرمایه فکری، نوآوری سازمانی و چابکی سازمانی می­توانند محیط و ساختاری مناسب برای کارکنان خلاق فراهم آورد. ورزش، فرآیندی کارآفرین است و رویکرد کارآفرینی در ورزش می­تواند سازوکاری برای حل بحران­های اقتصادی فراهم آورد (راتن[5]،2010). در حالی که آثار و بحث­های زیادی پیرامون کارآفرینی و چگونگی آن در سازمان های ورزشی انجام شده است، تلاش و کار اندکی در مورد ارزیابی کارآفرینی سازمان ها از جمله سازمان های ورزشی و عوامل تأثیرگذار بر آن صورت گرفته است. برای داشتن سازمانی کارآفرین، تعیین اینکه چه اندازه از سرمایه فکری، نوآوری و چابکی در سازمان برای کارآفرینی وجود دارد و به چه میزان سازمان نیازمند این عناصر است و سپس ارزشیابی شکاف و تدوین استراتژی برای پرکردن این شکاف­ها در سازمان، امری ضروری و لازم به نظر می­رسد.

اصطلاح «کارآفرینی» اغلب در بخش خصوصی و تجاری کاربرد دارد، اما امروز در مباحث مدیریت بخش دولتی نیز وارد شده که اغلب ناشی از اهمیت نقش دولت در جوامع و تلاش برای ایجاد تحول در سازمان های دولتی و بهبود عملکرد آنهاست (یانگ[6]، 2015). بخش دولتی و نظام اداری یک کشور از بسترهای اصلی رشد و توسعه و از ابزارهای اصلی اجرای فعالیت­ها و وظایف دولت­ها محسوب می­شود. بنابراین ناکارآمدی این بخش، مشکلات متعددی را برای جامعه به همراه خواهد داشت (راتن،2011). یکی از شاخه­های اصلی کارآفرینی، کارآفرینی سازمانی است که سهم چشمگیری در توفیق و تعالی سازمان ها دارد. کارآفرینی سازمانی به معنای توسعة شایستگی­ها و فرصت­ها در درون سازمان از طریق ترکیب منابع جدید است (زربیناتی[7]،2004).

در نظام اقتصادی کنونی اغلب منابع تولید ثروت در بخش­های دانشی و مهارتی سازمان ها قرار گرفته و بر خلاف دهه­های گذشته که ماشین­آلات، تجهیزات و منابع مالی منبع اصلی تولید سرمایه و ثروت بیشتر به شمار می­رفتند، امروزه منابع دانشی و مهارتی و سرمایه­های فکری در مقایسه با سایر منابع از نظر تولید ثروت اهمیت بیشتری یافته است (احمدیان و قربانی،1392).

سازمان هایی که بتوانند این دارایی­ها را به خوبی تشخیص دهند و آنها را مدیریت نمایند، نسبت به رقبایشان از عملکرد بهتری برخوردار خواهند بود. به عبارت دیگر، مدیریت صحیح این سرمایه­های فکری در دستیابی به عملکرد بهتر و موفقیت سازمان هایی که در دنیای پر رقابت امروز فعالیت می­کنند، نقش انکار ناپذیری دارد. در همین راستا عبدالکریم و همکاران[8] (2017) در پژوهشی با عنوان «سرمایه فکری، عملکرد نوآورانه و تأثیر مدرن در جهت گیری کارآفرینی در میان شرکت های کوچک و متوسط در اردن» نشان دادند که سرمایه فکری و مؤلفه­های آن بر کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین تأثیر عملکرد نوآورانه بر کارآفرینی تأیید گردید. «سرمایه فکری» به عنوان کلیه فرایندها و دارایی­هایی نام برده می­شود که در ترازنامه منعکس نمی­شوند، اما بر عملکرد و ارزش سازمان اثر گذار هستند. سرمایه فکری شامل سه جزء سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه­ای است (بونتیس[9]،2000).

در عین حال سازمان های کنونی که با تغییرات سریع فناورانه، ریسک فزاینده، جهانی شدن، انتظارات و خصوصی­سازی مواجه هستند دیگر نمی­توانند در چنین محیطی عملکرد را به صورت سنتی و با روش­های گذشته هدایت و کنترل نمایند و باید رویکردهای جدیدی اتخاذ کنند. از این رو، یکی از راه­های پاسخگویی به عوامل تغییر و تحول سازمانی و کسب مزیت رقابتی از فرصت­های حاصل از آنها دستیابی به قابلیت­های چابکی است. سازمان چابک همیشه برای یادگیری هر چیز جدیدی که باعث افزایش سودآوری ناشی از بهره­گیری از فرصت­های جدید می­شود، آماده است. مؤسسات و سازمان های چابک برای رسیدگی به تغییر، عدم اطمینان و عدم قابلیت پیش بینی در محیط کار خود به شماری از قابلیت­های متمایز نیازمند می­باشند (صارمی و اژدری، 1388). شریفی و ژانگ[10] (1999) در مدل مفهومی دستیابی به چابکی، چهار قابلیت عمده را در نظر می­گیرند، که مبنای حفظ و توسعه چابکی به شمار می­روند. این قابلیت­های کلیدی عبارت اند از: پاسخگویی، شایستگی، انعطاف­پذیری و سرعت (سپهوند و همکاران،1394).

در دنیای امروز، جهت‌گیری سازمان باید به سمتی باشد که بتواند مشتریان دائمی خود را همیشه راضی نگه دارد. ابعاد نوآوری به سه بعد نوآوری محصول (فراهم کننده ابزاری برای تولید است که به توسعه تولیدات جدید و بهبود یافته کمک می کند)؛ نوآوری فرآیند (میزانی که سازمان فناوری­های جدید و روش های جدید انجام کار را به کار می گیرد) و  نوآوری اداری (به میزان استفاده مدیران از سیستم های نوین مدیریتی در اداره کردن سازمان) اشاره دارد. بنابراین نوآوری سازمانی مستلزم تبدیل ایده­ها به اشکال قابل استفاده سازمانی است و این ایده برای پیشبرد کارآفرینی سازمانی مورد استفاده قرارمی­گیرد (رحیمی و درویشی،1394). در همین راستا چاهینو و همکاران[11] (2018) اثر خلاقیت و نوآوری بر رفتار کارآفرینی و تأثیر آن بر خدمات تجاری را مورد مطالعه قرار دادند. نتایج نشان داد که متغیرهای خلاقیت و نوآوری تأثیر قابل توجهی بر رفتار کارآفرینانه داشتند. بر اساس نتایج این تجزیه و تحلیل، می­توان گفت که متغیرهای خلاقیت، نوآوری و رفتار کارآفرینی تا حدی بر پایداری کسب و کار تأثیر می­گذارند.

فرزی و همکاران (1394) در پژوهشی با عنوان «رابطه چابکی سازمانی  با کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان» به این نتیجه دست یافتند که سطح متغیرهای پژوهش یعنی چابکی سازمانی و کارآفرینی در این سازمان در حد مطلوبی قرار ندارد . از این رو، پیشنهاد دادند که میزان چابکی و سطح کارآفرینی خود را از طریق دوره­های آموزشی و استخدام کارکنان خلاق و شایسته تقویت نمایند و موجبات عملکرد مطلوبتر سازمان را فراهم آورند. لذا دغدغه پژوهش حاضر با استناد به نتایج و آمار برخی از پژوهش­ها که در وزارت ورزش و جوانان انجام شده، پایین بودن میزان کارآفرینی این وزارت و همچنین متغیرهای تأثیرگذار بر آن است. محقق در این پژوهش بر آن است تا با مطالعه سرمایه فکری، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی موجود در وزارت ورزش و جوانان کشور که به عنوان متولی ورزش و عنصر اصلی در توسعه و پیشرفت ورزش در سطح کشور شناخته می­شود، ارتباط این متغیرها را با کارآفرینی سازمانی این نهاد مورد مطالعه قرار دهد. و ارتباط علی این متغیرها را در قالب مدلی جامع بررسی نماید.

 

 

شکل 1: مدل مفهومی پژوهش (برگرفته از مدل بونیتس 2000)

روش شناسی پژوهش

روش این تحقیق همبستگی و از نوع کاربردی می باشد. جامعة آماری این پژوهش کلیه کارکنان وزارت ورزش و جوانان هستند که بر اساس آمار ارائه شده توسط کارگزینی این وزارت، 890 نفر (569 مرد و 321 زن) می­باشند. بر اساس جدول تعیین حجم نمونه مورگان، 268 نفر از کارکنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی بود و برای گردآوری داده­ها علاوه بر بررسی کتابخانه­ای جهت تکمیل بخش پیشینه، به منظور جمع­آوری نظرات کارکنان از 4 پرسشنامه استفاده شده است:

«پرسشنامه سرمایه فکری» بونیتس (2000): این پرسشنامه شامل 42 سؤال است که 15 سؤال آن مربوط به سرمایه انسانی می­باشد. 13 سؤال مربوط به سرمایه ساختاری و 14 سؤال مربوط به سرمایه مشتری است.  «پرسشنامه چابکی سازمانی» شریفی و ژانگ (1999): این پرسشنامه دارای 16 سؤال در 4 مؤلفه می­باشد. 4 سؤال مربوط به بعد پاسخگویی، 4 سؤال مربوط به بعد شایستگی، 4 سؤال مربوط به بعد انعطاف­پذیری و 4 سؤال مربوط به بعد سرعت است.

«پرسشنامه­ نوآوری سازمانی» ناسوشن[12] (2011): این پرسشنامه براساس 3 مؤلفه نوآوری فرایندی، نوآوری محصولی و نوآوری اداری در قالب 15 سؤال تدوین شده است.

«پرسشنامه کارآفرینی سازمانی» براون[13](1997): مؤلفه­های کارآفرینی سازمانی در این پرسشنامه عبارت اند از: فلسفۀ پاداش، تعهد به منابع ، ساختار مدیریت، کنترل منابع، تعهد به فرصت و گرایش راهبردی که در قالب 40 سؤال تدوین شده اند.

برای تجزیه و تحلیل داده­های جمع­آوری شده، ابتدا در بخش توصیفی با استفاده از شاخص­های آماری به توصیف و تلخیص ویژگی­های جمعیت ­شناختی در تحقیق و داده­های توصیفی متغیرهای تحقیق پرداخته شد. سپس در سطح آمار استنباطی این تحقیق، از آزمون کشیدگی یا چولگی به منظور بررسی نرمال یا غیرنرمال بودن داده­های پژوهش استفاده گردید. با توجه به طبیعی بودن داده­ها، از آزمون­های ضریب همبستگی پیرسون و t تک نمونه­ای توسط نرم­افزار SPSS استفاده شد. به منظور بررسی روابط علی میان متغیرهای پژوهش، از آزمون تحلیل عامل تاییدی استفاده گردید. در ادامه به کمک معادلات ساختاری و روابط بین متغیرها و با استفاده از نرم افزار AMOS مدل تحقیق ارائه شد.

یافته های پژوهش

نتایج جمعیت شناسی تحقیق نشان داد که 47 درصد شرکت کنندگان مرد و53 درصد زن  بودند. حوزه کاری 69 درصد آنها در بخش ورزش و 31 درصد در بخش جوانان بود. بیش از 50 درصد آزمودنی ها تحصیلات تکمیلی داشتند. بیشتر شرکت کنندگان بین 11 تا 20 سال سابقه کاری داشتند و سن بیشتر آنها بین 41 تا 50 سال بود.

جدول 1: توزیع فراوانی و درصد فراوانی مشخصات فردی آزمودنی ها

مشخصات

فراوانی

درصد

جنسیت

زن

148

53

مرد

130

47

حوزه کاری

ورزش

191

69

جوانان

87

31

سطح تحصیلات

دکتری

8

3

کارشناسی ارشد

127

47

کارشناسی

106

40

کاردانی

28

10

سابقه کار آزمودنی ها

زیر 10 سال

28

10

11 تا 20 سال

186

67

بالای 21 سال

64

23

سن آزمودنی ها

زیر 30 سال

8

3

از 31 تا 40 سال

108

39

از 41 تا 50 سال

126

45

بالای 50 سال

38

13

         

 

جدول2: نتایج تحلیل مسیر (مستقیم)

مسیر

B

SE

T

P

سرمایه فکری- کار آفرینی

33/0

08/0

21/4

000/0

سرمایه فکری- چابکی سازمانی

77/0

059/0

9/12

000/0

سرمایه فکری- نوآوری سازمانی

70/0

059/0

7/11

000/0

چابکی سازمانی-کارآفرینی سازمانی

35/0

066/0

39/5

000/0

نوآوری سازمانی-کارآفرینی سازمانی

23/0

056/0

12/4

000/0

 

به منظور آزمون مدل پیشنهادی پژوهش، از آزمون تحلیل مسیر استفاده گردید. نتایج تحلیل مسیر در نرم افزار لیزرل در جدول1 نشان داد که بین  سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران رابطه علی مثبت و معنی داری وجود دارد (000/0=P، 21/4=T، 33/0=B). همچنین، بین سرمایه فکری و چابکی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران رابطه علی مثبت و معنی داری وجود دارد (000/0=P، 9/12=T، 77/0=B). بین  سرمایه فکری و  نوآوری سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران رابطه علی مثبت و معنی داری وجود دارد (000/0=P، 7/11=T، 70/0=B). همچنین، بین  چابکی سازمانی و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران رابطه علی مثبت و معنی داری وجود دارد (000/0=P، 39/5=T، 35/0=B). بین  نوآوری سازمانی و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران هم رابطه علی مثبت و معنی داری وجود دارد (000/0=P، 12/4=T، 23/0=B).

جدول 3: نتایج تحلیل مسیر (غیرمستقیم)

مسیر

B

T

SE

Sig.

سرمایه فکری- چابکی سازمانی-کارآفرینی سازمانی

26/0

8/12

025/0

000/0

سرمایه فکری- نوآوری-کارآفرینی سازمانی

16/0

63/9

024/0

000/0

نتایج تحلیل مسیر در نرم افزار لیزرل با استفاده از آزمون سوبل برای تعیین اثرات ویژه غیرمستقیم در جدول 3 نشان داد که چابکی سازمانی نقش میانجی معنی داری در رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران دارد (000/0=P، 8/12=T، 26/0=B). همچنین، نوآوری سازمانی نقش میانجی معنی داری در رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران دارد (000/0=P، 63/9=T، 16/0=B).

جدول 4: شاخص های برازش مدل

شاخص ها

مقدار

مقدار قابل قبول

تفسیر

χ2/df

9/2

بین 1 تا 3

قابل قبول

RMSEA

08/0

برابر با 08/0

قابل قبول

GFI

80/0

بالای 90/0

متوسط

NFI

90/0

بالای 90/0

عالی

NNFI

90/0

بالای 90/0

عالی

CFI

91/0

بالای 90/0

عالی

IFI

91/0

بالای 90/0

عالی

SRMR

037/0

زیر 08/0

عالی

در مدل پیشنهادی (شکل2و3) مقدار کای دو به درجه آزادی (χ2/df) برابر با 9/2 است که  بین 1 تا 3 می باشد. همچنین مقدار واریانس خطای تقریب (RMSEA) برابر با 08/0 می باشد که برابر با مقدار قابل قبول 08/0 می باشد. به علاوه، شاخص نیکویی برازش (GFI) برابر با 80/0 می باشد که کمتر از مقدار عالی 90/0 اما در حد متوسط مورد پذیرش است. در نهایت، شاخص برازندگی تطبیقی (CFI)، شاخص برازندگی افزایشی (IFI)، شاخص برازندگی هنجاریافته (NFI) و شاخص برازندگی هنجارنیافته (NNGI)  همگی بالاتر از مقدار عالی 9/0 هستند و شاخص SRMR کمتر از 08/0 می باشد. بنابراین، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است(جدول4).

 

شکل 2: ضرایب مدل ساختاریسرمایه فکری

 

شکل 3: مقادیر T مدل ساختاری

 بحث و نتیجه گیری

هدف از انجام این پژوهش، آزمون مدل عملیاتی نقش میانجی چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی در رابطه علی سرمایه فکری با کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان بود. نتایج نشان داد که بین  سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران رابطه علی مثبت و معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، افرایش سرمایه فکری منجر به بهبود معنی دار کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران می شود. نتایج حاصل با نتایج پژوهش حسینی و همکاران[14] (2018) با عنوان «تأثیر سرمایه فکری بر کارآفرینی؛ نقش میانجی عوامل سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی مازندران» که نشان داده بود سرمایه فکری بر کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین یادگیری سازمانی و نوآوری تأثیر معناداری بر کارآفرینی داشتند و نقش میانجی آنها تأیید گردید، همسو می­باشد. در تبیین نتایج حاصل می توان گفت که سرمایه فکری فراهم کننده یک پایگاه منابع جدید است که از طریق آن سازمان می تواند به رقابت بپردازد. به طورکلی می توان گفت که هرگونه بهبود در سرمایه فکری و مؤلفه­های آن به بهبود در کارآفرینی سازمانی منجر می شود و برعکس هرگونه کاهش در سرمایه فکری و مؤلفه­های آن منجر به کاهش کارآفرینی در سازمان می گردد. بنابراین باید اذعان داشت که سرمایه فکری در میان کارکنان وزارت ورزش و جوانان ایران نقش مهمی در بهبود و توسعه کارآفرینی سازمانی در میان آنها دارد. به‌علت‌ وجود ‌اشتراکات ‌زیادی ‌که‌ سرمایه ‌فکری‌ و‌ کارآفرینی ‌دارند،‌ سازمان هایی ‌که به ‌دانش‌ نیروی‌انسانی ‌توجه ‌می­کنند ‌و ‌خلاقیت ‌و ‌نوآوری ‌را‌ سرلوحه ‌کارخود ‌قرار‌ می دهند، ‌کارکنان به‌‌ فعالیت‌ کارآفرینی‌ مدام ‌تشویق ‌می شوند ‌و ‌از ‌کارآفرینی ‌به‌ عنوان‌ یک‌ مزیت‌ رقابتی ‌در‌ بازار ‌استفاده ‌می‌کنند‌ که ‌برای ‌سازمان ‌ارزش ‌به ‌همراه‌ دارد‌،. دانشی شدن وزارت ورزش و جوانان و مشخص شدن ارزش سرمایه­های فکری این وزارت می­تواند تأثیر زیادی بر افزایش کارایی آن داشته باشد و عملکرد سازمانی را ارتقا ببخشد و سبب کارآفرینی بیشتر در زمینه ورزش گردد. سرمایه­های فکری کمک می­کنند تا این وزارت درک بهتری از دارایی­های دانشی خود داشته باشد  و در نتیجه مدیریت دارایی­های دانشی با کارایی بیشتری صورت گیرد. از سوی دیگر، سرمایه­های فکری می­توانند به عنوان ابزاری ارتباطی جهت ارتباط با کارمندان، مشتریان، شرکا، سرمایه­گذاران و دستگاه سیاسی مورد استفاده واقع شوند. به عنوان مثال، کارکنان وزارت ورزش و جوانان به کمک گزارش این منابع می­توانند به سرمایه­گذاران و حامیان مالی فعلی و یا بالقوه سازمان اطلاعات ارزشمندتری را ارائه دهند. از دیگر مزایای سرمایه فکری این است که می­تواند به عنوان شاخصی برای نشان دادن عملکرد مورد استفاده قرار گیرد.

با توجه به نتایج تحقیق و تأثیر سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی پیشنهاد می شود مدیران فرصت های یادگیری را برای کارکنان از طریق برگزاری کلاس ها و دوره های کوتاه مدت فراهم آورند و اطلاعات موردنیاز را در اختیار کارکنان قرار دهند و به امر شفاف سازی در سازمان بهای بیشتری بدهند. همچنین به منظور ارتقای توانمندسازی کارکنان بر استقلال عمل و آزادی کارکنان و حق تصمیم گیری تأکید کنند و کارکنان را به انجام خلاقیت و نوآوری در انجام کارها سوق دهند.

نتایج نشان داد که بین سرمایه فکری و چابکی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران رابطه علی مثبت و معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، افزایش سرمایه فکری منجر به بهبود معنی دار چابکی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران می شود. در این راستا نتایج پژوهش غفوری و همکاران(1393) با عنوان «بررسی رابطه سرمایه فکری و چابکی سازمانی با تاثیر وساطت کننده توانمندسازی کارکنان در بخش خدمات»، بیانگر وجود رابطه معنی دار بین متغیرهای پژوهشی بود که با نتایج تحقیق حاضر همخوانی داشت؛ به این معنی که بین سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه ای از یک طرف و چابکی سازمان از سوی دیگر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. سازمان ها برای اینکه بتوانند در محیط رقابتی و متغیر امروزی قادر به عمل و اثربخش باشند، لازم است سطح سرمایه فکری خود را شناسایی، سنجش و ارزش­گذاری نمایند. بنابراین، سرمایه فکری زاده عرصه علم و دانش است و می تواند نقش بسیار مؤثری را در راستای موفقیت مستمر سازمان ایفا نماید.

نتایج  نشان داد که بین  سرمایه فکری و  نوآوری سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران رابطه علی مثبت و معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، افرایش سرمایه فکری منجر به بهبود نوآوری سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران می شود. در همین راستا عبدالکریم و همکاران[15] (2017) در پژوهشی نشان دادند که سرمایه فکری و مؤلفه­های آن بر کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین تأثیر عملکرد نوآورانه بر کارآفرینی تأیید گردید. نتایج پژوهش محمودی و کیارزم (1394) نشان دهنده ارتباط مثبت و مستقیم اجزای سرمایه فکری (سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه رابطه­ای) با ایجاد مزیت رقابتی و همچنین با محرک­های نوآوری در شرکت­های مورد مطالعه بود. اورنک و ایاز[16] (2015) نشان دادند که سرمایه فکری اثر قابل ملاحظه­ای بر کار نوآورانه دارد. همچنین از این طریق می­توان موجب رونق کسب و کار شد. لذا می توان گفت که نوآوری سازمانی، روشی نو برای ایجاد ارزش شناخته می­شود. نوآوری در سازمان، فرایندی دانش- محور است و به کارگیری دانش و سرمایة فکری، نوآوری را در پی دارد. سرمایة فکری می­تواند با کمک به دسترسی اعضای شرکت به منابع اطلاعاتی، تسهیل جریان انتقال اطلاعات و تسهیم ایده­های جدید در بین اعضای سازمان، فراهم کردن فضای بیشتر برای ایده پردازی اعضا، تقویت ارتباط و تعامل میان اعضا و مدیر سازمان و کمک به پیاده سازی مدیریت مشارکتی موجب تقویت سطح نوآوری در وزارت ورزش و جوانان شود. سازمان هایی که دارای سطوح بالایی از سرمایه فکری می باشند، با القای دانش و ایده­های جدید و افزایش توانایی فهم و به کارگیری آنها، نوآوری سازمانی را تسهیل    می­کنند. به بیان دیگر، این نوع از سرمایه های فکری با ایجاد فرصت های جدید رقابتی و همچنین استفاده از دانش و فناوری های نوین موجب نوآوری های اساسی در محصولات و خدمات و فرایندهای سازمانی جدید خواهد شد.

نتایج نشان داد که بین  چابکی سازمانی و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران رابطه علی مثبت و معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، افرایش چابکی سازمانی منجر به بهبود معنی دار کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران می شود. همسو با این نتایج، خورشید (1396) نشان داد که قابلیت چابکی راهبردی بر قابلیت عاطفی و کارآفرینی‌گرایی، تأثیر مستقیم، مثبت و معنادار دارد. فرزی و همکاران (1394) نیز دریافتند که با شناخت زمینه­های کارآفرینی در ورزش می­توان فرصت­های جدیدی به کارآفرینان و جامعه معرفی کرد تا از آن برای پیشرفت و توسعۀ اقتصادی و اجتماعی بهره گیرند. امامی و همکاران (1396) نشان دادند که بین کارآفرینی سازمانی با هر شش بعد چابکی سازمانی (توسعه دانش و مهارت، همکاری و تعاون، پاسخگویی، سازگاری و انطباق، کارکردهای رابطه‌مدار و کارکردهای کار- محور) ارتباط معنی‌دار وجود دارد. کان و همکاران[17] (2018) هم دریافتند که چابکی سازمانی به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق قابلیت­های سازمانی بر کارآفرینی و فرصت­های شغلی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین اثر قابلیت سازمانی بر کارآفرینی و فرصت شغلی نیز تأیید گردید. در تبیین این نتایج        می توان گفت که  چابکی پویا، در آغوش گیرنده تغییرات، تهاجمی و رشد گراست. چابکی به دنبال پیروزی وموفقیت در سود، سهم بازار و به دست آوردن مشتریان در بازارهای رقابتی است که بسیاری از سازمان ها به علت اینکه این بازارها مراکز متلاطمی هستند، از ورود به آنها هراسان اند.  بخش دولتی اغلب به صورت واحدهایی انحصاری، محافظه کار و بوروکراتیک به تصویر کشیده می شود  و این تصویر ممکن است به این نتیجه منجر گردد که بخش دولتی نمی تواند کارآفرین باشد. خود بخش دولتی با کارآفرینی دشمن نیست، بلکه ساختارها، بوروکراسی، ارزش­ها و فعالیت های سنتی بخش دولتی است که برای کارآفرین بودن مضر هستند. به نظر می­رسد در وزارت ورزش و جوانان میزان گرایش به منابع پایین است. به بیان دیگر، به جای اینکه افراد بکوشند از منابع محدود، حداکثر بهره را ببرند و بالاترین ارزش را ایجاد کنند، به منابع موجود بسنده می کنند. دلایل ایجاد چنین روحیه ای را می توان فقدان کنترل بر منابع از طریق نیروهای سیاسی و فناورانه، کاهش دادن ریسک و افزایش داده بازده کوتاه مدت بیان کرد.

نتایج نشان داد که بین  نوآوری سازمانی و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران رابطه علی مثبت و معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، افرایش نوآوری سازمانی منجر به بهبود معنی دار کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران شد. در همین راستا اجو و همکاران[18] (2017) نشان دادند که نوآوری رابطه مثبت و معناداری با کارآفرینی دارد. آنها پیشنهاد می­کنند که آینده باید شامل ارتقای نوآوری و کارآفرینی باشد. به عبارت دیگر، رقابت تجاری بستگی به خلاقیت و نوآوری و کارآفرینی دارد. همچنین ناهید و همکاران (1392) دریافتند که حمایت مدیریتی، انعطاف پذیری مرزهای سازمان، در دسترس بودن زمان و پاداش و تقویت کارکنان بر نوآوری تأثیر می گذارد، اما استقلال کاری بر نوآوری در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تأثیری ندارد. لذا  می توان گفت وجه تمایز به نوآوری و قابلیت های نوآوری در سازمان ها و مؤسسه هاست و سازمان ها برای تضمین بقای خود نیازمند قابلیت نوآوری هستند، زیرا قابلیت نوآوری باعث تطابق شرکت با محیط پیچیده جهان امروز می­شود. مـدیران باید به کارآفرینی و شیوه­های منابع انسـانی بـیش از هـر عامل تاثیرگـذار دیگـری بـر نـوآوری و ارزش مشـتری توجه داشته باشند. همچنین، بـا توجـه بـه نتـایج حاصـله می­توان گفت که هماهنگی بین بخشـی از طریـق مشارکت بخـش­هـا و واحـدها در تـدوین برنامـه­هـا و راهبردا، تقسیم متوازن منابع بین بخـش­هـا، توزیـع اطلاعات حاصل از تجارب مشتری در بین بخش­هـا و آگاهی هـر بخـش در جهـت ارائـه ارزش برتـر بـرای مشتری نیز می­تواند مفید واقع شود. از طرفی، لازم است سازمان ها یک طرح ارزش آفرینی از نگاه ذی نفعـان از جمله مشتریان، تدوین و اجرا کننـد تـا بـدین ترتیـب بتوانند خود را با انتظارات مشتریان همراستا کنند.

نتایج نشان داد که چابکی سازمانی نقش میانجی معنی داری در رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران دارد. به عبارت دیگر، چابکی سازمانی منجر به بهبود معنی دار رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران می شود. سازمان های چابک از طریق  ایجاد هم افزایی و مزیت رقابتی بیشتر، به عملکرد بهتر دست می­یابند. اگر سازمان ها بتوانند با چابکی و دانش سازمانی سازوکارهای ایجاد تحول و دگرگونی را در خود ایجاد کنند، دیگر نباید نگران آینده غیرقابل پیش بینی باشند. به عبارت دیگر، سازمان ها باید سریعتر از رقبا، فرآیندها، فرآورده­ها و خدمات خود را با استفاده از دانش تغییر دهند. در واقع، سازمان های ورزشی عصر حاضر مانند وزارت ورزش و جوانان در معرض تغییرات ناپیوسته ای قراردارند. ارتباط و تعامل این سازمان ها با عوامل مختلفی چون: دولت، بخش خصوصی، حامیان مالی، فدراسیون­ها و هیات­های ورزشی و سایر سازمان های ورزشی بین­المللی و مهمتر از همه، عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی همگی دست به دست هم داده اند تا محیطی پرتلاطم را برای وزارت ورزش و جوانان و ادارات زیرمجموعه آن ایجاد کنند.  در چنین شرایطی، اگر کارکنان دانش خود را با تغییرات محیطی افزایش ندهند و از چابکی و انعطاف­پذیری لازم برخوردار نباشند، احتمالا جوابگوی محیط پرتلاطم داخلی و رقبای بیرونی که با سرعت فزاینده ای به سمت یادگیری و سازمان یادگیرنده در حال حرکت هستند، نخواهند بود. سازمان هایی که در زمینۀ سرعت، انعطاپذیری و پاسخگویی بیشتر سرمایه­گذاری می­کنند، به احتمال قوی به اهدافشان خواهند رسید، زیرا عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فناوری با سرعت هر چه تمام­تر بر سازمان ها و تصمیمات آنها تأثیر می گذارند و شهروندان به خدمات سریع­تر و تخصصی­تری نیاز پیدا می­کنند.

نتایج نشان داد که نوآوری سازمانی نقش میانجی معنی داری در رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران دارد. به عبارت دیگر، نوآوری سازمانی منجر به بهبود معنی دار رابطه بین سرمایه فکری و کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران می شود. در این راستا روح الامینی[19] و همکاران (2015) در پژوهشی نشان دادند که رابطه معنادار و مثبتی بین سرمایه فکری و ابعاد آن با کارآفرینی وجود دارد. نتیجه این که وجود سرمایه فکری بالا به افزایش نوآوری کارکنان در سازمان منجر می شود. اگر زمینه بروز نوآوری فراهم شود، فرآیند عملکرد سازمانی بهبود می یابد و هرچه در این تعامل سرمایه فکری کم باشد، میزان نوآوری کمتر می شود.

تبین مدل پژوهش نشان از اهمیت بسیار زیاد متغیرهای متغیر سرمایه فکری، چابکی سازمانی، نوآوری و همچنین کارآفرینی سازمانی دارد که در یک سازمان و محیط کاری می تواند در پیشبرد اهداف آن سازمان و واحد کاری نقش بسزایی داشته باشند و منجر به عملکرد بهتر شوند. سرمایه فکری از جمله متغیرهای سازمانی بسیار مهمی است که هم مزایای فردی دارد و هم مزایای سازمانی و همچنین عواملی چون ویژگی های فردی و شخصیتی، ویژگی های محیطی و ساختار اجتماعی واحد کار بر آن مؤثر است. همچنین چابکی نیز از متغیرهایی است که شناخت فرد را نسبت به حرفه و کارش بیشتر و سریعتر می کند و طبیعی است که هر چه کارکنان شناخت سریعتری نسبت به خود و محیط کار داشته باشند، موفقیت بیشتری را کسب        می کنند. باید گفت که سازمان هایی که تاکید بیشتری بر سرمایه های فکری دارند، نسبت به دیگر سازمان ها نوآورترند. این بدان دلیل است که در چنین سازمان هایی به علت وجود سرمایه های فکری و استفاده از دانش، یادگیری نیز بیشتر می باشد که این به نوبه خود ارائه راهکارهای جدید برای انجام امور و به طور کلی نوآوری را در پی خواهد داشت.

با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد می شود که مدیران برای توانمندسازی سرمایه انسانی به کارکنان سازمان قدرت تصمیم گیری و اختیار بدهند و در سازمان جو اعتماد را ایجاد کنند. اعتماد و اطمینان کمک می کند تا تردید، عدم امنیت و ابهام در روابط بین کارکنان و مدیر از بین برود. لازم است که کارکنان را برای مطرح کردن ایده های نو تشویق کنند و از نوآوری در سازمان پشتیبانی به عمل آورند. باید کارکنان سازمان را به انجام کار تیمی و گروهی تشویق کنند، چراکه افراد در گروه با فکرهای دیگران آشنا می شوند و همین باعث خلق نوآوری در سازمان می گردد. مدیران ورزش کشور باید به اهمیت مدیریت سرمایه فکری پی ببرند تا از این طریق به عملکرد سازمانی مورد انتظارشان دست یابند، چراکه کارمندان کارآمد، مهمترین عامل موفقیت سازمان های ورزشی محسوب می شوند. استفاده از سرمایه های فکری در زمینه اجرای راهبردهای سازمانی می­تواند منجر به عملکرد سازمانی مناسب برای ادارات و سازمان های ورزشی گردد.

 به مدیران ورزش و جوانان پیشنهاد می­شود که برای مسئله چابک سازی سازمان های ورزشی تحت نظر خود اهمیت بیشتری قائل شوند و با ارائه راهکارهای لازم به سازمان های ورزشی، به آنها در جهت چابک شدن کمک نمایند. همچنین جهت بالا بردن چابکی سازمانی، امکانات سازمان را براساس فناوری های روز ارتقا دهند و دوره های آموزش ضمن خدمت برای کارکنان برگذار کنند. همچنین کارکنانی که عملکرد خوبی دارند را تشویق نمایند.

 پیشنهاد می شود مرکزی برای کارآفرینان عرصه کسب وکارهای ورزشی در نظر گرفته شود تا از طریق این مرکز ضمن ارائه آگاهی و آموزش های لازم در زمینه  چگونگی دستیابی به موفقیت در کارآفرینی، به معرفی کارآفرینان موفق و شناسایی طرح ها و ابتکارات خلاقانه و نوآورانه در این زمینه پرداخته شود.

در همین زمینه پیشنهاد می شود تا کارگاه های آموزشی مختلف با عنوان شناسایی ریشه های موفقیت کارآفرینان، آشنایی با روش های مقابله با شکست، پیامدهای شکست و چگونگی کنترل آن ها و آموزه های تجربی حاصل از موفقیت، برای کارآفرینان بالقوه و کارآفرینان نوپا برگزار شود و بدین ترتیب سطح آگاهی، دانش و آمادگی این افراد برای مواجهه با شکست افزایش یابد.

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

  • احمدیان، مجید و قربانی، رحیم. (1392). «بررسیرابطهبینسرمایهفکریوعملکردسازمانی(موردمطالعه:وزارتاموراقتصادیودارایی)». مجله امور اقتصادی. شماره 12، صص 111-130.
  • امامی روشناوند، علی؛ محمدی، محمد و امامی، حسن. (1396). «بررسی رابطه چابکی سازمانی با کارآفرینی سازمانی در ادارات کل گمرک بندر عباس». چهارمین همایش ملی مدیریت وحسابداری ایران، همدان، مرکز بنیاد همایش.
  • خورشید، صدیقه. (1396). «اثر قابلیت­های چابکی راهبردی و‌ عاطفی سازمان بر کارآفرینی‌گرایی دانشگاه». دو فصلنامه مدیریت در دانشگاه اسلامی. دوره 6، شماره 14، صص 237-262. 
  • رحیمی، رحیم و درویشی، مریم. (1394). «بررسی تأثیر بازارگرایی بر عملکرد تجاری با نقش میانجی نوآوری سازمانی (مورد مطالعه: شرکت­های ساخت و تأمین قطعات شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در استان خوزستان)». فصلنامه تحقیقات بازاریابی نوین. سال پنجم، شماره 4، صص 139-162.
  • سپهوند، رضا؛ عارف نژاد، محسن و شریعت نژاد، علی. (1394). «تأثیر فناوری اطلاعات بر سرمایه فکری و استراتژی­های مدیریت دانش با اثر تعدیلی چابکی سازمانی». پژوهش­های مدیریت منابع انسانی. دوره 5، شماره 3، صص 71-96.
  • صارمی، محمود و اژدری، بهنام. (1388). «اثرتوانمندی­هایچابکیبرعملکردتولیدیدرشرکت­های سازندةقطعاتومجموعه­هایخودرو». فصلنامه مدرس علوم انسانی. دوره 13، شماره 2، صص 181-207.
  • فرزی، حامد؛ عباسیان، همایون و زردتشتیان، شیرین. (1394). «رابطۀ چابکی با کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان».مطالعات مدیریت ورزشی. شماره 31 ، صص 165-180.
  • فرزی، حامد؛ عباسیان، همایون و زردتشتیان، شیرین. (1394). «تبیین رابطة هوش سازمانی و چابکی سازمانی با کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران». مدیریت ورزشی. دوره 7، شماره 5، صص 713-729.
  • غفوری، پریا؛ فرهادی، آذین؛ حقیقی کفاش، مهدی و منصوری، احمد. (۱۳۹۳). «بررسی رابطه سرمایه فکری و چابکی سازمانی با تاثیر وساطت کننده توانمندسازی کارکنان در بخش خدمات (مطالعه موردی: شرکت بیمه کارآفرین)». کنفرانس بین المللی اقتصاد، حسابداری، مدیریت و علوم اجتماعی، کشور لهستان.
  • محمودی، محمد و کیارزم، آمنه. (1394). «بررسی رابطه اجزای سرمایه فکری با محرک های نوآوری سازمانی». پژوهش نامه مدیریت تحول. سال 7، شماره 14،  صص 57-74.
  • ناهید، مجتبی؛ زالی، محمدرضا؛ حسین­زاده، مجید و ساجدنیا، فیروزه. (1392). «بررسی تأثیر جو کارآفرینی سازمانی بر نوآوری». توسعه کارآفرینی. دوره 6، شماره 3، صص 47 -66.
    • Abdal Karim Alzuod, M.  Mohd Isa, M.F. Othman. S.Z (2017). “Intellectual Capital, Innovative Performance and the Moderating Effect of Entrepreneurial Orientation among Small and Medium-sized Enterprises in Jordan”. International Review of Management and Marketing, Vol 7, Issue 2. P 308-315.
    • Bontis, N., Keow, W.C.C. Chardson, R.I.  (2000). “Intellectual Capital andBusiness performance in Malaysian Industries”. Journal of Intellectual Capital, Vol. 1, No. 1, PP. 85-100.
    • Chahyono, A. Haerani, S. Ramli, A. (2018). Effect of Creativity and Innovation on Entrepreneurial Behaviour and its impact on Business Continuity Services Food and Beverages in Makassar”. Journal of Business and Management, Vol 20, No 3, pp:1-4.
    • Hosseini, S.K. Safariyan, S. Enaayati, T (2018). “The effect of organizational on intellectual capital considering the meditating role of academic entrepreneurship in Mazandaran Islamic Azad University”. Revista Publicando, 5 No 16. (1).
    • Kwon, S.J. Ryu, D. Park, E (2018). “The Influence of Entrepreneurs’ Strategic Agility and Dynamic Capability on the Opportunity Pursuit Process of New Ventures: Evidence from South Korea”. Academy of Strategic Management Journal, Vol 17, No 1.pp:1-17.
    • Ojo, O.D. Petrescu, M. Petrescu, A.G (2017). “Impact of innovation on the entrepreneurial success: Evidence from Nigeria”. African Journal of Business Management, Vol. 11(12), pp. 261-265.
    • Ornek, A.S. Ayas, A. (2015). “The Relationship between Intellectual Capital, Innovative Work Behavior and Business Performance Reflection”. Procedia - Social and Behavioral Sciences, 195: 1387 – 1395.
    • Nasution, H. N., Mavondo, F. T., Matanda, M. J., Ndubisi, N. O. (2011). “Entrepreneurship: Its relationship with market orientation and learning orientation and as antecedents to innovation and customer value”. Industrial Marketing Management, 40, 336–345.
    • Ratten, V. (2011). “Sport-based entrepreneurship: Towards a new theory of entrepreneurship and sport management”. International Entrepreneurship and Management, 7 (1): 57-69.
    • RouholaminI, M. ArbabI, A and AzinfaR, K (2015). “Study the Relationship between Intellectual Capital Management and Entrepreneurship in the Employees of Municipality District 10 Tehran”. Journal of Novel Applied Sciences, 4 (3): 309-317.
    • Sharifi, H., Zhang, Z. (1999) “A methodology for achieving agility in manufacturing organizations: An introduction”. International Journal of Production Economics, 62 (1-2), pp.7-22.
    • Yiyang, F. (2015). “The Research of the Relationship between Intellectual Capital in Technical Entrepreneurial Enterprises and Its Growth. International Conference on Civil”. Materials and Environmental Sciences, 111-119.
    • Zerbinati, S., Souitaris, V. (2004). “Entrepreneurship in the public sector: A framework of analysis in European local governments”. Entrepreneurship and Regional Development, 17 (1): 43-64.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Examination of the Model of the Mediating Role of Organizational Agility and Innovation in the Causal Relationship between Intellectual Capital and Organizational Entrepreneurship in Ministry of Sport and Youth

 

Saeideh Maghsoud Lou

Ph.D. Student, Physical Education Department, Gorgan Branch, Islamic Azad University, Gorgan, Iran

 

Zeinolabedin Fallah

Ph.D., Associate Professor, Physical Education Department, Gorgan Branch, Islamic Azad University, Gorgan, Iran

 

Taher Bahlekeh

Ph.D., Assistant Professor, Physical Education Department, Gorgan Branch, Islamic Azad University, Gorgan, Iran

 

Asra Askari

Ph.D., Assistant Professor, Physical Education Department, Gorgan Branch, Islamic Azad University, Gorgan, Iran

 

 

Received: 2 Nov. 2019

Accepted: 7 Jan. 2020

 

The study is to examine the operating model of the mediating role of organizational agility and organizational innovation in the causal relationship between intellectual capital and organizational entrepreneurship in Iran’s Ministry of Sport and Youth. This was an applied, qualitative and correlational-survey research with the structural equation modeling approach. The statistical population included 890 employees of Iran’s Ministry of Sport and Youth, out of which 268 were randomly selected as the sample based on Krejcie and Morgan table. The following four questionnaires were used to collect the data: Bontis’ Intellectual Capital (2000), Sharifi and Zhang’s Organizational Agility (1999), Nasution’s Organizational Innovation (2011), and Brown’s Organizational Entrepreneurship (1997). Path analysis by LISREL using the Sobel test to determine the specific indirect effects showed that organizational agility is of a significant mediating role in the relationship between intellectual capital and organizational entrepreneurship; organizational innovation has also a significant mediating role in the relationship between intellectual capital and organizational entrepreneurship in Iran’s Ministry of Sport and Youth. The research model explanation indicates the high importance of intellectual capital, organizational agility, innovation, and entrepreneurship. These variables can, in an organizational work environment, contribute to organizational goals and improve performance.

 

Key Words: Organizational Agility, Organizational Innovation, Intellectual Capital, Organizational Entrepreneurshipand and Iran’s Ministry of Sport and Youth



[1] دانشجوی دکتری، گروه تربیت بدنی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران

[2] دانشیار، گروه تربیت بدنی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران (نویسنده مسئول)           E-mail: Zy.fallah@gmail.com

[3] استادیار، گروه تربیت بدنی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران

[4] استادیار، گروه تربیت بدنی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران

[5]- Ruthen

[6] - Yiyang

[7] - Zerbinati

[8] - Abdal Karim et al.

[9] - Bontis

[10]. Sharifi & Zhang

[11] - Chahyono et al.

[12]- Nasution

[13] - Brawen

[14] -Hosseini et al.

[15] -Alzuod et al.

[16]- Ornekand Ayas

[17] -Kwon et al.

[18]-Ojo et al.

[19] - RouholaminI

  • منابع

    • احمدیان، مجید و قربانی، رحیم. (1392). «بررسیرابطهبینسرمایهفکریوعملکردسازمانی(موردمطالعه:وزارتاموراقتصادیودارایی)». مجله امور اقتصادی. شماره 12، صص 111-130.
    • امامی روشناوند، علی؛ محمدی، محمد و امامی، حسن. (1396). «بررسی رابطه چابکی سازمانی با کارآفرینی سازمانی در ادارات کل گمرک بندر عباس». چهارمین همایش ملی مدیریت وحسابداری ایران، همدان، مرکز بنیاد همایش.
    • خورشید، صدیقه. (1396). «اثر قابلیت­های چابکی راهبردی و‌ عاطفی سازمان بر کارآفرینی‌گرایی دانشگاه». دو فصلنامه مدیریت در دانشگاه اسلامی. دوره 6، شماره 14، صص 237-262. 
    • رحیمی، رحیم و درویشی، مریم. (1394). «بررسی تأثیر بازارگرایی بر عملکرد تجاری با نقش میانجی نوآوری سازمانی (مورد مطالعه: شرکت­های ساخت و تأمین قطعات شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در استان خوزستان)». فصلنامه تحقیقات بازاریابی نوین. سال پنجم، شماره 4، صص 139-162.
    • سپهوند، رضا؛ عارف نژاد، محسن و شریعت نژاد، علی. (1394). «تأثیر فناوری اطلاعات بر سرمایه فکری و استراتژی­های مدیریت دانش با اثر تعدیلی چابکی سازمانی». پژوهش­های مدیریت منابع انسانی. دوره 5، شماره 3، صص 71-96.
    • صارمی، محمود و اژدری، بهنام. (1388). «اثرتوانمندی­هایچابکیبرعملکردتولیدیدرشرکت­های سازندةقطعاتومجموعه­هایخودرو». فصلنامه مدرس علوم انسانی. دوره 13، شماره 2، صص 181-207.
    • فرزی، حامد؛ عباسیان، همایون و زردتشتیان، شیرین. (1394). «رابطۀ چابکی با کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان».مطالعات مدیریت ورزشی. شماره 31 ، صص 165-180.
    • فرزی، حامد؛ عباسیان، همایون و زردتشتیان، شیرین. (1394). «تبیین رابطة هوش سازمانی و چابکی سازمانی با کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان ایران». مدیریت ورزشی. دوره 7، شماره 5، صص 713-729.
    • غفوری، پریا؛ فرهادی، آذین؛ حقیقی کفاش، مهدی و منصوری، احمد. (۱۳۹۳). «بررسی رابطه سرمایه فکری و چابکی سازمانی با تاثیر وساطت کننده توانمندسازی کارکنان در بخش خدمات (مطالعه موردی: شرکت بیمه کارآفرین)». کنفرانس بین المللی اقتصاد، حسابداری، مدیریت و علوم اجتماعی، کشور لهستان.
    • محمودی، محمد و کیارزم، آمنه. (1394). «بررسی رابطه اجزای سرمایه فکری با محرک های نوآوری سازمانی». پژوهش نامه مدیریت تحول. سال 7، شماره 14،  صص 57-74.
    • ناهید، مجتبی؛ زالی، محمدرضا؛ حسین­زاده، مجید و ساجدنیا، فیروزه. (1392). «بررسی تأثیر جو کارآفرینی سازمانی بر نوآوری». توسعه کارآفرینی. دوره 6، شماره 3، صص 47 -66.
      • Abdal Karim Alzuod, M.  Mohd Isa, M.F. Othman. S.Z (2017). “Intellectual Capital, Innovative Performance and the Moderating Effect of Entrepreneurial Orientation among Small and Medium-sized Enterprises in Jordan”. International Review of Management and Marketing, Vol 7, Issue 2. P 308-315.
      • Bontis, N., Keow, W.C.C. Chardson, R.I.  (2000). “Intellectual Capital and Business performance in Malaysian Industries”. Journal of Intellectual Capital, Vol. 1, No. 1, PP. 85-100.
      • Chahyono, A. Haerani, S. Ramli, A. (2018). Effect of Creativity and Innovation on Entrepreneurial Behaviour and its impact on Business Continuity Services Food and Beverages in Makassar”. Journal of Business and Management, Vol 20, No 3, pp:1-4.
      • Hosseini, S.K. Safariyan, S. Enaayati, T (2018). “The effect of organizational on intellectual capital considering the meditating role of academic entrepreneurship in Mazandaran Islamic Azad University”. Revista Publicando, 5 No 16. (1).
      • Kwon, S.J. Ryu, D. Park, E (2018). “The Influence of Entrepreneurs’ Strategic Agility and Dynamic Capability on the Opportunity Pursuit Process of New Ventures: Evidence from South Korea”. Academy of Strategic Management Journal, Vol 17, No 1.pp:1-17.
      • Ojo, O.D. Petrescu, M. Petrescu, A.G (2017). “Impact of innovation on the entrepreneurial success: Evidence from Nigeria”. African Journal of Business Management, Vol. 11(12), pp. 261-265.
      • Ornek, A.S. Ayas, A. (2015). “The Relationship between Intellectual Capital, Innovative Work Behavior and Business Performance Reflection”. Procedia - Social and Behavioral Sciences, 195: 1387 – 1395.
      • Nasution, H. N., Mavondo, F. T., Matanda, M. J., Ndubisi, N. O. (2011). “Entrepreneurship: Its relationship with market orientation and learning orientation and as antecedents to innovation and customer value”. Industrial Marketing Management, 40, 336–345.
      • Ratten, V. (2011). “Sport-based entrepreneurship: Towards a new theory of entrepreneurship and sport management”. International Entrepreneurship and Management, 7 (1): 57-69.
      • RouholaminI, M. ArbabI, A and AzinfaR, K (2015). “Study the Relationship between Intellectual Capital Management and Entrepreneurship in the Employees of Municipality District 10 Tehran”. Journal of Novel Applied Sciences, 4 (3): 309-317.
      • Sharifi, H., Zhang, Z. (1999) “A methodology for achieving agility in manufacturing organizations: An introduction”. International Journal of Production Economics, 62 (1-2), pp.7-22.
      • Yiyang, F. (2015). “The Research of the Relationship between Intellectual Capital in Technical Entrepreneurial Enterprises and Its Growth. International Conference on Civil”. Materials and Environmental Sciences, 111-119.
      • Zerbinati, S., Souitaris, V. (2004). “Entrepreneurship in the public sector: A framework of analysis in European local governments”. Entrepreneurship and Regional Development, 17 (1): 43-64.