ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج در بین جوانان شهر تهران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 . دانشیار، گروه جامعه شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران (نویسنده مسئول) E-mail: Ah.ghyasvand@gmail.com

2 استادیار، گروه مطالعات زنان،دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

3 کارشناس ارشد جامعه شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

چکیده

نهاد خانواده، سنگ بنای اصلی یک جامعه محسوب می شود و تصمیم به ازدواج، یکی از سرنوشت سازترین تصمیماتی است که انسان در جریان زندگی با آن رو به رو می گردد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج است و اینکه دختران و پسران عقد کردۀ شهر تهران چگونه تصمیم به ازدواج می گیرند، شرایط علی، زمینه ای و ساختاری موثر بر تصمیم گیری آنها چیست، چه راهبرد هایی را در تصمیم به ازدواج به کار می برند و این تصمیم چه پیامدهایی به همراه دارد. این تحقیق از نوع کیفی و با روش داده- مبنا با رویکرد اشتراوس و کوربین صورت گرفته و جامعۀ آماری آن زنان و مردان عقد کردۀ ساکن در شهر تهران در سال 1399 می باشد که به صورت هدفمند انتخاب شدند و نحوۀ گردآوری داده ها از طریق مصاحبۀ نیمه ساخت یافته بود. یافته ها حاکی از آن است که تجربۀ عاشقانه و تصمیم به ازدواج صرفاً امری فردی نیست، بلکه تابع امری اجتماعی است و با مجراهای اجتماعی گوناگونی رو به رو هستیم. «چالش سیاست تقابل در میدان بازی نمایش» به مثابه پدیدۀ مرکزی انتخاب شده است، زیرا در آن میدان، ساخت ها کنشگری افراد را با چالش مواجه می کند و بر تصمیمات اثر می گذارد- البته کنشگران به مثابه عروسک های خیمه شب بازی در نظر گرفته نمی شوند. دختران نسبت به پسران با محدودیت های بیشتری در میدان بازی نمایش مواجه شده اند؛ اگرچه به نسبت گذشته از قدرت انتخاب بیشتری برخوردار گردیده اند، اما این عاملیت بدون هزینه نبوده و برای دختران و پسران با پیامدهایی همراه شده است.

کلیدواژه‌ها


ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج در بین جوانان شهر تهران

احمد غیاثوند[1]

علی جنادله [2]

سید مهدی اصغری [3]

 

تاریخ دریافت مقاله: 22/10/1399

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:14/11/1399

 

مقدمه

نهاد خانواده به رغم تمامی تحولات و اشکال گوناگون آن، هنوز در بسیاری از جوامع از جمله ایران از اهمیت زیادی برخوردار می باشد و به عنوان واحد نخستین، دارای کارکردهای منحصر به فردی در طول تاریخ جوامع مختلف بوده است. بر اساس دیدگاه برگر[4] (1963) جامعه، صحنۀ نمایشی است که برای بازیگران، نمایش نامه هایی متناسب با نقش های گوناگون آماده ساخته و ما در بستر خانواده از طریق آداب و رسوم و قوانین با بایدها و نبایدهای اجرای بازی آشنا می شویم. اما از سویی ما به مثابه بازیگران منفعلی در نظر گرفته نمی شویم، زیرا از قدرت اختیار عمل و تصمیم برخوردار خواهیم بود.  از این رو، تصمیم به ازدواج یکی از مهمترین عرصه های کنشگری است که در شکل گیری آن به لحاظ ساختاری، آداب و مراسم گوناگونی متناسب با ارزش ها و هنجارهای جامعه برپا می شود. بنابراین ازدواج صرفاً یک رابطۀ صمیمانه و متعهدانۀ شخصی نیست، بلکه در چارچوب نهادی خانواده، نقش ها و مسئولیت های خانوادگی در بین زنان مردان وجود دارد که انتظارات اجتماعی را از زوجین شکل می دهد- گر چه در طول تاریخ از تحولات جامعه و نظام جهانی تاثیر می پذیرد و بر آن تاثیر می گذارد. به همین دلیل برگر و لوکمان[5] معتقدند که واقعیت ساخته و پرداختۀ جامعه است؛ به این معنا که انسان ها جهان اجتماعی را ایجاد می کنند و سپس به مثابه واقعیت برای آنان در نظر گرفته می شود (برگر و لوکمان، 1387). در نظریات ساخت گرایی[6] اجتماعی بیان می شود که «خود»[7] در بافت اجتماعی قرار می گیرد و قواعد اجتماعی بر اینکه افراد چگونه خودشان و دیگران را در نظر بگیرند، تاثیر می گذارد (بیجانیان،2015: 21).

در برخی از مطالعات یافته ها نشان می دهد که 7/66 درصد پاسخگویان ازدواج کردن را در زندگی ضروری     می دانند، درحالی که به باور 1/14 درصد افراد ازدواج کردن امری ضروری نیست. 4/53 درصد جوانان اظهار داشته اند که نظر پدر و مادرشان در انتخاب همسر اهمیت دارد و در مقابل 38 درصد نیز بیان کرده اند که صرفاً نظر خودشان در مورد انتخاب همسر اهمیت دارد (آقاسی و فلاح مین باشی، 1394) افراد در ازدواج  به معیارهایی چون: مهربانی و خونگرمی، شوخ طبعی، بلند همتی، سلامت جسمانی و روانی، گرایشات دینی و وضعیت اقتصادی توجه می کنند (بلنکینشیپ،2008: 37). نتایج پژوهشی پیرامون دختران و زنان شهر تهران نیز نشان داد که در بین دختران مجرد مورد مطالعه حدود 60 درصد اعلام کرده اند که خانواده و اطرافیان انتظار دارند که  به موقع ازدواج کنند؛ در مقابل 15 درصد هیچ الزام یا فشاری را از سوی خانواده احساس نمی کنند. همچنین دختران مجرد در پاسخ به گرایش شان به ازدواج و تشکیل خانواده، 33 درصد در معنای فمینیستی معتقدند که یک دختر می تواند ازدواج نکند و زندگی مستقلی داشته باشد. در این میان، 32 درصد به آرامش و تکیه گاه بودن ازدواج توجه نشان داده اند. 18 درصد افراد در برداشتی کارکردی به صاحب خانواده شدن و هویت پیدا کردن و 15 درصد نیز با نگاهی دینی آن را سنتی دینی و در راستای تکمیل شدن زن بیان نموده اند (غیاثوند، 1396). این یافته ها نشان دهندۀ کنشگری در تصمیم به ازدواج است که به بیان اریک آیزن، فیش باین[8] و جیمز مارچ[9] به زنجیره ای از عوامل (تصمیمات عقلانی و هنجارها) بستگی دارد ( مارچ، 1396؛ آیزن، 1988). برخی مطالعات نشان می دهند که روزانه در سراسر جهان 39000 هزار دختر جوان قبل از رسیدن به سن قانونی ازدواج می کنند و بیشتر از یک سوم آنها جوان تر از 15 سال هستند و خیلی از این ازدواج ها به صورت اجبارآمیز است و در اکثر کشورهای اروپایی نیز دیده  می شود (فرسکو رولفو،2018: 2).

در کشورمان نزدیک به یک میلیون کودک همسر داریم. به عنوان مثال، در سال 1394، 3000 هزار و 944 نفر دختر 10 تا 14 ساله، کودک همسری را در شهر تبریز تجربه کرده اند که بیشتر این ازدواج ها در بخش ها و روستاها و دلیل اصلی آن نیز اجبار والدین بوده است. (مردی و دیگران، 1398: 8-7) مطالعات دیگر نیز نشان می دهد که بیش از 7/7 درصد از دختران در تهران و 40 درصد از دختران در سیستان و بلوچستان قبل از 18 سالگی مجبور می شوند که ازدواج کنند (مطلبی و دیگران،2013: 228). برگر معتقد است که در تصمیم به ازدواج ظاهراً جامعه گزینه هایی را پیش روی ما می گذارد و دست ما را در انتخاب باز می گذارد، اما واقعیت آن است که دست نیرومند جامعه بر این تصمیم اثر می گذارد. برای مثال، صحنه ای را متصور شوید که در آن دو نفر عاشق و معشوق در کنار هم نشسته اند. اگرچه عاشقانه یکدیگر را دوست دارند، اما جامعه محدودیت هایی بر این گزینه ها اعمال می کند یا این که بر زوج هایی که از طبقۀ اجتماعی- اقتصادی یکسان هستند، بسیار آسان می گیرد و در راه کسانی که این هماهنگی را ندارند، سنگ اندازی می کند (برگر، 1396: 105). پس سوال مهم این است که چگونه در  بازی ساخت اجتماعی، واقعیت[10] تصمیم به ازدواج شکل می گیرد و به نمایش گذاشته می شود؟

افراد معمولا به گونه پدیده ای جهان شمول یکبار در زندگی تصمیم به ازدواج می گیرند و این تصمیم دارای مجموعه پیامدهایی است که در تمامی عرصه های جامعه می تواند اثر بگذارد. به این ترتیب باید توجه کرد که تصمیم به ازدواج چگونه صورت می گیرد و ساخت های اجتماعی چگونه در شکل گیری این واقعیت نقش ایفا می کنند. پژوهش حاضر در پی مطالعۀ این است که با توجه به واقعیت زندگی روزمره خانواده ها در شهر تهران، تصمیم به ازدواج در بین دختران و پسران عقد کرده چگونه اتخاذ شده است. به طور دقیق تر این تحقیق با رویکرد اشتراوس و کوربین به دنبال نظریه سازی در این باره است؛ اینکه شروع تعاملات و آشنایی های اولیه دختران و پسران برای ازدواج (در سطح کنش)، به تدریج در جهت شکل گیری زندگی چگونه تداوم می یابد، تصمیم به ازدواج آنها طبق چه فرایندی، چگونه و با چه زمینه ها و چالش هایی به سطح خانواده ها کشانده      می شود، چگونه در قالب مراسم اجتماعی، قواعد و قوانین ازدواج (مهریه، شرط ضمن عقد و ...) به لحاظ شرعی و قانونی عقد می کنند و تشکیل زندگی می دهند و تحت تاثیر هنجارها و ارزش های اجتماعی، چگون کنشگری دختران و پسران برای ازدواج، ساخت اجتماعی پیدا می کند.

پیشینۀ پژوهش

امروزه تعاریف متعددی از خانواده وجود دارد که متناسب با آن، صور گوناگونی از خانواده و به عبارت دیگر ساخت های متعددی از آن را در بر می گیرد. به بیان جسی برنارد[11] (1973) ما با انواع خانواده مواجه می شویم که برای افرادی که انتظارات گوناگونی از رابطۀ خود دارند، راه های گوناگونی فراهم می گردد (تافلر،1388: 298) و به همین دلیل شاهد تحولاتی در حوزۀ خانواده هستیم (بدون قضاوت ارزشی داشتن) مانند افزایش سن ازدواج دختران و پسران، تغییر در روابط همسران، تنوع در شیوه های همسرگزینی، دگرگونی روابط بین نسلی در خانواده، تغییر سطح انتظارات دختران و پسران از ازدواج، استقلال اقتصادی زنان، تغییر نگرش های جنسی، افزایش ناامنی شغلی در میان جوانان، ظهور سبک های زندگی جایگزین و فقدان بازار قرار آشنایی موثر[12](رایمو و پارک،2020: 1) که این تعاریف و صور گوناگون از خانواده و تحولات آن بر ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج اثر گذار می باشد. یافته های پژوهش های مرتبط به شرح زیر است:

دختران متاثر از شرایط اجتماعی، با محدودیت هایی برای ازدواج رو به رو شده اند که با عنوان «پانتومیم دختران در ایستار ازدواج» از آن یاد می شود و دارای مقولات ایستار بازگو نکردن ازدواج، بازی ندادن، بازی نکردن دختران برای ازدواج و بازماندن از ازدواج می باشد (غیاثوند و حاجیلو، 1399). تفاوت معناداری بین نظر پدران و پسران در مورد قومیت، گرایش دینی، سن، ملاک های انتخاب همسر، تعداد همسر و نحوۀ انتخاب همسر و ملاک های انتخاب همسر وجود دارد و سه اولویت پسران تحصیلات، تفاهم و اشتغال است، در حالی که پدران دیندار، محجب بودن و خانوادۀ اصیل داشتن را در اولویت دانسته اند (امینی و دیگران، 1397). در زمینه تمایل دختران جوان نسبت به نگرش خواستگاری سنتی و جدید، بیشترین ترجیح مربوط به ترجیح شیوۀ خواستگاری مدرن و کمترین ترجیح به شیوۀ خواستگاری سنتی می باشد (کوهستانی، 1396). افزایش میزان سازگاری زناشویی به دلیل توافق والدین با ازدواج (ملک عسگر و دیگران، 1396)، واکاوی معنایی همسرگزینی به منزلۀ پدیده ای اجتماعی در میان زنان جوان و شناسایی سه الگوی غالب برای گزینش همسر شامل سنتی، تعاملات دوستانه و بینابینی (اصغرپور ماسوله و دیگران، 1396)، توصیف چیستی و چگونگی تجربۀ زیستۀ عشق ازدواجی در دوران آشنایی تا لحظۀ عقد از منظر کنشگران تازه ازدواج کرده و چگونگی تقابل عقل و احساس (مختاری و دیگران، 1395) از دیگر یافته های پژوهشی است. در بین متغیرهای پژوهشی آشنایی قبل از ازدواج، معیار الگوگیری از رسانه، تقید مذهبی،  حس رقابت جویی و تاکید بر ارزش های مادی بیشترین تاثیر را در همسرگزینی داشته و در مقابل متغیرهایی مانند ساخت خانواده، توجه به زیبایی ظاهر، توجه به شخصیت روانی فرد و تصور افراد از پیامدهای طلاق نیز با افزایش ردۀ سنی، کمتر به عنوان معیار همسرگزینی مورد توجه قرار گرفته است (سلیمانی بشلی، 1394). فشار جامعه بر دختران برای وارد کردن آنان به پذیرش ازدواج و دست به خطری هدفمند زدن (صفایی، 1390)، رابطۀ معنی دار بین تجددگرایی و همسرگزینی که با افزایش تجددگرایی، نقش واسطه های انسانی در انتخاب همسر و برپایی مراسم ازدواج کمرنگ می شود و نگرش به مهریه و انتخاب فردی کمترین رابطه را با تجددگرایی داشته است (ساروخانی و مقربیان، 1390) از دیگر یافته های پژوهشی است. با مطالعه 45 کشور آشکار شد که مردان بیشتر از زنان، همسر جوان و جذاب و زنان بیشتر از مردان، همسر مسن تر و متمکن را ترجیح می دهند. البته این مطالعه نشان داد که هر دو جنس همسران شان به لحاظ سنی نزدیک به هم می باشند که با مباحث برابری ارتباط دارد ( والتر و دیگران، 2020).  در کاوش زمینۀ اجتماعی- فرهنگی کاربرد جهیزیه در بنگلادش، یافته ها حاکی از عدم درک قانونی و آزار و اذیت ذهنی، جسمانی و اجتماعی به دلیل درخواست جهیزیه می باشد (احمید و کاشیم، 2015). اهمیت تاثیر خانواده، دوستان، عوامل مذهبی و دریافت مشاوره در ایجاد نگرش به سوی ازدواج بزرگ (ویس، 2014) و این که در کنار یکدیگر بودن، تناسب در معنا، همکاری در ساختن معنای مشترک و گفتگو منجر به رضایت بخشیدن در زندگی زناشویی می گردد (گیتی پسند و دیگران، 2014) از دیگر نتایج پژوهشی است. یافته های پژوهشی با هدف کاهش نارضایتی جنسی نشان می دهد که برنامۀ جدید آموزش پیش از زناشویی، هیچ گونه برتری بر روش کلاسیک ندارد و دستور کار آموزش پیش از زناشویی باید اصلاح گردد (یزدان پناه و دیگران، 2014). همچنین بررسی ها گویا آن است که دوستان نقش قدرتمندی در عقاید و انتظارات ازدواج جوانان ایفا می کنند- اگرچه این تاثیر بر اساس میزان صمیمیت و جنسیت متفاوت است (یوفهولز، 2012).

نوآوری پژوهش حاضر پرداختن به پیوند بین ساخت اجتماعی واقعیت و تصمیم به ازدواج است و اینکه ساخت ها چگونه تصمیمات افراد را تحت تاثیر قرار می دهند و نحوۀ تصمیم گیری آنها در مقابل این ساخت ها چگونه است.

چارچوب مفهومی پژوهش

چارچوب نظری در واقع عینکی است که از طریق آن می توان واقعیت های جهان اجتماعی را نظاره، تفسیر و تبیین کرد. برای رسیدن به چنین چشم اندازی مباحث نظری مرتبط با ساخت اجتماعی واقعیت و تصمیم به ازدواج را مطرح می شود. تصمیم گیری در یک معنا، انتخاب یک راه از میان راه های گوناگون است. به همین دلیل فعالیت اصلی تصمیم گیرنده، انتخاب اصلح از میان گزینه هاست (الوانی،1391: 199). فهم هر تصمیم معین نیازمند شناخت عمیق از زمینه ای است که تصمیم در آن گرفته می شود و این یعنی شناخت جنبه های تاریخی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از محیط تصمیم گیری و نیز شناخت از افراد، سازمان ها و نهادهایی که در تصمیم گیری دخیل بوده اند (مارچ،1396: 7). ساخت اجتماعی واقعیت به عنوان یک فرآیند اجتماعی تعریف شده است که از طریق کنش و تعاملی که فرد یا گروهی از افراد با یکدیگر دارند، واقعیتی را برای خودشان ایجاد می کنند و با یکدیگر به طور ذهنی تجربه می نمایند (دریسمن،2016: 150). به این ترتیب، در این نگرش جامعه یک محصول انسانی و یک واقعیت عینی است و انسان نیز یک محصول اجتماعی و واقعیت اجتماعی به شمار           می آید که در یک فرایند دیالکتیکی بیرونی شدن، عینی شدن و درونی شدن ساخته شده است (دریسلر،2018: 6-5 و برگر و لوکمان،1387). از جمله ویژگی های ساخت اجتماعی این است که بر اساس عاملیت و نیازهای کنشگران به وجود می آیند (دانایی فرد و جوانعلی آذر،1398: 60)، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی هستند (دانایی فرد و جوانعلی آذر،1398: 61؛ بِر،1394: 19)، قابل تغییر، شیء گونه و از طریق زبان تولید می شوند و در راستای بازتولید برآیند قدرت موجود ایجاد می گردند (دانایی فرد و جوانعلی آذر،1398: 65-61). فکر ساخته شدن اجتماعی واقعیت در چارچوب زندگی خانوادگی حاصل بسط نظر برگر و کلنر در مورد «ازدواج و ساخت واقعیت» است (برناردز،1396: 67) که به بررسی موضوع ساخت اجتماعی واقعیت در جریان ازدواج می پردازند. این الگو ازدواج را به مثابه گفتگوی مداوم به نمایش می گذارد که زن و شوهر طی آن درک مشترکی از جهان اجتماعی پدید می آورند و همسران برای رسیدن به توافق و سازش، جهان نگری مشترکی بنا می کنند (برناردز،1396: 245-244).

مباحث نظری مرتبط با ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج به شرح زیر است:

بر اساس «نظریۀ فیلتر»[13]، در دوران گوناگون آشنایی و انتخاب همسر فیلترهایی اهمیت پیدا می کنند از جمله اینکه شریکان ابتدا یکدیگر را در قالب شباهت هایشان بر اساس خصیصه هایی چون دین، آموزش و طبقۀ اجتماعی ارزیابی می کنند. به همین ترتیب افرادی که در این فیلتر ناهمسان تلقی شوند، از دایرۀ انتخاب همسر کنار گذاشته می شوند و در این فیلتر، ابتدا ویژگی های جمعیت شناختی و سپس نظام باورها و ارزش ها اهمیت بیشتری پیدا می کند (ریگان،2008: 41-40)

«نظریۀ محرک - ارزش – نقش»[14] پیشنهاد می کند که زوج ها در انتخاب همسر سه گام را پشت سر می گذرانند. در مرحلۀ محرک، شریکان خصوصیات بیرونی خودشان و یکدیگر را مانند خصوصیات جسمانی و رفتاری ارزیابی می کنند. گام بعدی به مطابقت و سازگاری با ارزش ها و نگرش های گوناگون مربوط می شود و اگر در این مرحله نیز توافقی صورت گیرد، به گام نقش می رسیم. در طول این گام، شریکان خودشان و یکدیگر را برای شایستگی در نقش های گوناگون مانند والد و همسری ارزیابی می کنند (ریگان،2008: 42-41).

 استرنبرگ (1986) تلاش می کند که جنبه های روابط عاشقانه را ترسیم کند و به این ترتیب دیدگاه مثلث عشق را مطرح می کند که شامل سه بعد اصلی تعهد، اشتیاق و علاقۀ شدید و صمیمیت است. بودن یا نبودن هر یک از این سه بعد در رابطه ، انواع متنوعی از عشق را به وجود می آورد؛ از جمله عشق تهی، علاقه، شیدایی، عشق رفاقتی، عشق احمقانه، عشق آرمانی و عشق کامل (لیوو،2015: 7-6؛ همساث،2016: 35؛ نوکس و اسکاچ،1396: 108-107).

 اینکه افراد در تعاملات اجتماعی شان تلاش می کنند تا سود را به حداکثر و هزینه را به حداقل برسانند تا بیشترین منفعت نصیب آنان گردد، مبتنی بر «نظریۀ تبادل اجتماعی»[15] است (بلنکینشیپ،2008: 17).

«نظریۀ تکاملی»[16] در زمینه انتخاب همسر و تصمیم به ازدواج نشان می دهد که افراد همسرشان را به دلیل فشارها و نیازهای گوناگون از جمله سکس و فرزندآوری انتخاب می کنند و دو جنس مخالف به طور طبیعی به دلیل نیازها به هم مرتبط می شوند (کانلی،2007: 16-15).

«نظریۀ بازی» به روابط ازدواج و خانواده نه تنها به عنوان زمینه های سرگرمی، بلکه به عنوان روشی برای بیان الگوهای تعاملی در خانواده در نظر دارد و مانند همۀ بازی ها، در ازدواج نیز چندین مفهوم دیده می شود؛ از جمله اهداف بازی، انتظارات از بازی، نقش ها، قوانین، ارزش ها، زبان، تدابیر، تشریفات، مصنوعات و اسطوره ها. به عنوان مثال، همۀ بازی ها دلایلی دارند – چنان که هدف فوتبال گل زدن است- و برای برخی افراد هدف ازدواج افزایش خوشی، امنیت مالی بیشتر یا تولید مثل است (نوکس و اسکاچ،1396: 76-74).

در «نظریۀ گزینش عقلانی ناب»،  جیمز مارچ معتقد است که تصمیم گیران کنشگران عقلانی هستند که در جستجوی گزینه هایی می باشند که می دانند شناخت شان از آن محدود است. به این ترتیب ممکن است تصمیم های آنها کاملاً عقلانی نباشد؛ زیرا تصمیم گیران با محدودیت هایی از جمله ادراک و حافظه رو به رو هستند (مارچ،1396: 21- 16). از سویی برخی، تصمیم گیران را دنباله رو و پیروان قواعد تصویر می کنند که اصل برای آنها تناسب رفتار با موقعیت هاست و تلاش آنها برای تحقق هویت های شان است (مارچ،1396: 135).

«نظریۀ انتخاب»، مخالف سنت باستانی«من صلاح تو را می دانم» است. تلاش برای مجبور کردن افراد برای اینکه کاری را انجام دهند که ممکن است تمایل به انجام آن را نداشته باشند، نوعی «کنترل بیرونی» است و گلاسر[17]  این روانشناسی جهانی را به دلیل این که اختیار را می گیرد و روابط را تخریب می کند، «روانشناسی کنترل بیرونی» نام می نهد (گلاسر،1384: 20-19). نظریۀ انتخاب، روانشناسی کنترل درونی را به جای روانشناسی کنترل بیرونی مطرح می کند ( گلاسر،1384: 22-21).

 آیزن و فیش باین در نظریۀ کنش منطقی اشاره می کنند که رفتار بعد از در نظر گرفتن عوامل گوناگونی بروز  می یابد که یکی از مهمترین پیش نیازهای آن اراده و قصد و نیت است. اراده تابع دو متغیر گرایش به رفتار و هنجارهای ذهنی است که در بحث متغیر گرایش به رفتار، یک محاسبۀ عقلانی مبتنی بر سودمندی به جریان     می افتد و در متغیر هنجارهای ذهنی، رفتار و تصمیمات افراد برآمده از فشارهای گروه های مرجع می باشد (آیزن،1991،1988).

نظریات مطرح شده حاکی از پیوند تنگاتنگ بین تصمیم به ازدواج و ساخت واقعیت اجتماعی می باشد و این نظریات در مقابل دیدگاهی قرار می گیرد که می پندارند ازدواج به مثابه یک واقعیت اجتماعی، امری بدیهی و جزئی از چرخۀ متعارف زندگی است؛ چنان که دختر و پسر همدیگر را می بینند، عاشق یکدیگر می شوند و پسر ابتدا سعی می کند بحث را آغاز کند، سپس پیشنهاد ازدواج می دهد و در نهایت با هم ازدواج می کنند.

بدین ترتیب، سوالات پژوهش حاضر به قرار زیر است:

  • تصمیم به ازدواج در بین دختران و پسران عقد کرده در شهر تهران چگونه رخ می دهد؟
  • شرایط علی موثر بر تصمیم گیری به ازدواج برای جوانان چیست؟
  • شرایط زمینه ای موثر بر تصمیم گیری به ازدواج برای جوانان چیست؟
  • شرایط ساختاری موثر بر تصمیم گیری به ازدواج برای جوانان چیست؟
  • جوانان در تصمیم گیری برای ازدواج چه راهبردهایی را  به کار می گیرند؟
  •   این تصمیم گیری با چه پیامدهایی رو به رو است؟

روش شناسی پژوهش

این پژوهش از نوع کیفی، با روش نظریۀ زمینه ای و با رویکرد اشتراوس و کوربین صورت گرفته است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر، کلیۀ زنان و مردان عقد کردۀ ساکن در شهر تهران در سال 1399 می باشد که حداکثر یک سال از انعقاد عقدشان گذشته باشد. حجم نمونه در این پژوهش، 26 نفر شامل 15 زن و 11 مرد می باشد که مبتنی بر نمونه گیری هدفمند و با توجه به سطح اشباع داده ها، جمع آوری داده ها متوقف گردید. ملاک ها و معیارهای مصاحبه شوندگان عبارت است از: 1) عقد کرده باشند (لزوم تعهد، نه صرفاً دوستی) و حداکثر یکسال از زمان انعقاد عقدشان گذشته باشد تا بتوانند تجربیات شان را به یاد بیاورند؛  2) سن آنان بین 17تا40 سال باشد؛    3) درخواست طلاق نداده باشند؛   4) ساکن شهر تهران باشند. در این پژوهش از ابزار مصاحبۀ نیمه ساخت یافته برای گردآوری داده ها استفاده شد که عمدتاً به صورت حضوری انجام گردید. مدت زمان مصاحبه ها بیش از یک ساعت بوده و برای ایجاد اعتبار از شیوه های قابلیت تایید، قابلیت اعتبار و قابلیت انتقال استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس سه مرحلۀ کدگذاری باز ((OC، محوری (Ac) و گزینشی (Sc) انجام گرفته است.

جدول1: مشخصات مشارکت کنندگان

ردیف

نام

سن

تحصیلات

شغل

ردیف

نام

سن

تحصیلات

شغل

1

آرش

30

کارشناسی

فروشنده

14

نسرین

26

ارشد

کارمند

2

هانیه

25

کارشناسی

خانه دار

15

بهرام

32

دیپلم

مغازه دار

3

کوروش

22

کارشناسی

فروشنده

16

سمانه

31

دیپلم

کارمند

4

نگین

24

ارشد

کارمند

17

کیارش

26

کاردانی

نجاری

5

حامد

25

کارشناسی

کارمند

18

آیدا

29

ارشد

کارمند

6

مهناز

22

دیپلم

خانه دار

19

محیا

25

ارشد

خانه دار

7

پژمان

27

دیپلم

فروشنده

20

باران

25

کارشناسی

کارمند

8

سیما

29

دیپلم

خانه دار

21

المیرا

26

دیپلم

خانه دار

9

فرزاد

29

کارشناسی

راننده

22

سحر

18

سیکل

خانه دار

10

سپیده

26

ارشد

مدیر عامل

23

فرشته

31

کارشناسی

مزون دار

11

مسعود

27

کارشناسی

مغازه دار

24

بابک

30

کارشناسی

مزون دار

12

سارا

26

ارشد

دانشجو

25

آزیتا

32

کارشناسی

آرایشگر

13

آریا

27

کارشناسی

کارمند

26

سینا

27

کارشناسی

فروشنده

 

یافته های پژوهش

1)    پدیدۀ مرکزی: چالش سیاست تقابل در میدان بازی نمایش

در پاسخ به سوال اصلی پژوهش که واقعیت تصمیم به ازدواج در جامعۀ ما چگونه ساخت یافته، مضمون اصلی «چالش سیاست تقابل در میدان بازی نمایش» استخراج گردید. چالش سیاست تقابل در این مضمون اشاره به دو سویۀ بزرگ (ساختار ها و عاملیت) دارد که شاهد چالش و کشمکشی بین آنها در میدان بازی نمایش می باشیم. بر اساس اعتقاد برگر، جامعه را می توان مانند صحنۀ تئاتری در نظر گرفت که در آن نقش معینی را ایفا می کنیم و جامعه برای بازیگران نقش های گوناگون، نمایشنامه هایی را آماده ساخته است. برگر، شیوه های دورکهایمی و وبری را برای بررسی جامعه نقیض یکدیگر نمی بیند، زیرا معتقد است که امری پذیرفتنی است اگر بگوییم جامعه واقعیتی عینی است و چارچوب های کنش های ما را تعیین می کند، اینکه عاشق چه کسی شویم و عاشق چه کسی نشویم، آیین ها و آداب و رسوم ازدواج چه باشد و چه نباشد. اما از سویی کنش های معنادار ما به پیدایش جامعه و دگرگونی آن می تواند کمک کند، زیرا معانی و تفسیر کنشگران بی اهمیت نیست و از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد و به تعبیری جامعه، ما را تعیین می کند و ما نیز به نوبۀ خود جامعه را تعیین می کنیم (برگر و لوکمان، 1387). بر اساس بررسی ها و تحلیل های صورت گرفته از طریق مصاحبه ها، می توان این چالش سیاست تقابل در میدان بازی نمایش را در چهار سنخ دسته بندی و تحلیل کرد:

الف) نظاره گری فعال در میدان: در الگوی نظاره گری فعال، خانواده شرایط آشنایی و ازدواج را فراهم می کند و در این بستر دختر و پسر و خانواده ها، از یکدیگر رضایت دارند و دختر و پسر از اجازه رد پیشنهاد ازدواج بعد از برگزاری مراسم خواستگاری برخوردارند. در این رویه معمولاً دوران آشنایی قبل از خواستگاری نداریم، چون افراد همدیگر را برای اولین بار در جلسۀ خواستگاری دیدند، مگر اینکه از دوستان و آشنایان یکدیگر باشند. به دلیل بستر سنتی خانوادۀ مصاحبه شونده ها و داشتن این عقیده که اگر انتخاب از سوی خانواده صورت گیرد، شایسته تر است و می تواند موجبات خوشبختی فرد را ایجاد کند و چون برخی از دختران و پسران کمتر در فضاهایی قرار می گیرند که فرصت آشنایی با جنس مخالف را بیابند،  نقش خانواده پر رنگ تر است.

«من کلاً زیاد توی کوچه و خیابون نبودم. یه دانشگاه و یه مسجد محل برای نماز می رفتم و بقیۀ جاها رو با مامانم و کلا خانوادگی می رفتیم. به خاطر همین خواستگار زیاد داشتم و هر چند روز یکبار مامانم می گفت یکی می خاد امشب بیاد خواستگاری ات. عادت کرده بودم به اون شرایط دیگه. البته هر خواستگاری اجازۀ این رو نداشت که بیاد خونۀ ما. باید از فیلتر های بابام و من رد می شد» (سارا، 26 ساله)

ب) تسلیم و مبهوت در میدان: در این سنخ خانواده ها مقدمات ازدواج دختر و پسر را بدون اینکه آنان راضی باشند، فراهم می کنند که در حال حاضر دلیل عمدۀ آن مشکلات اقتصادی می باشد و به گونه ای خانواده مجبور شده که دختر یا پسر خود را به مجبور به ازدواج کنند- در این سنخ ازدواج بیشتر دختران قربانی می شوند. گاهی شرایط به گونه ای است که فرد به دلیل وضعیت نامناسب اقتصادی مجبور به ازدواج نمی شود، بلکه خانواده برای اینکه فرد متاهل شود و در اصطلاح سر و سامان پیدا کند، شرایط و مقدمات ازدواج را اجبارا فراهم می کند که البته متاسفانه این ازدواج ها نتوانسته موجبات آرامش و خوشبختی را ایجاد کند:

«یکی از دوستام توی دانشگاه، پدرش از کار افتاده میشه و شرایط اقتصادی بدی داشتن. یه مرده می یاد خواستگاریش که قبلا 2 دفعه ازدواج ناموفق داشته و یکی شون رو هم طلاق داده بود. چون وضعیت بدی داشتن، پدرش می گه قبول کن. وقتی اینا می رن سر خونه و زندگی خودشون، پسره می گه برای اینکه مطمئن باشم به من خیانت نمی کنی باید این سفته ها رو امضا کنی. دوستم کلید خونۀ خودشون رو هم نداشت و کلا توی خونه حبس شده بود. وقتی یه بار دیدمش 10 سال پیر تر شده بود، یه آدم افسرده و گوشه گیر» (سپیده، 26 ساله)

پ) بازی آزاد تایید شده در میدان: منظور از بازی آزاد این است که دختر و پسر خودشان یکدیگر را نخستین بار دیده و متوجه شدند که گزینه های مناسبی برای هم هستند و سپس خانواده ها را مطلع کرده و آنان نسبت به این موضوع واکنش مثبتی نشان داده و تایید کرده اند. به این ترتیب معمولاً شاهد این هستیم که دوران آشنایی وجود دارد و مصاحبه شونده ها بیان می کردند که این سنخ در مقایسه با دیگر سنخ ها از آنجا که موجب شناخت بیشتر می شود، بهتر است:

«خانومم رو مدت ها بود که زیر نظر داشتم توی محل. رفت و آمد هاشون رو می دیدم. شاید باورت نشه وقتی یه پسری می رفت توی خونشون چک می کردم ببینم کیه، چی بود. به خانواده ام چیزی نمی خواستم بگم تا قطعی نشده. ولی بگم که خانواده ام به من اعتماد کامل داشتن که کاری نمی کنم که اعتبار و حیثیت خانوادگی مون رو زیر سوال ببرم» (مسعود، 27 ساله)

ت) بازی آزاد محدود شده در میدان: گاهی شرایط به گونه ای پیش می رود که دختر و پسر یکدیگر را دوست دارند و تمایل دارند که با هم ازدواج کنند، اما خانواده ها مخالف هستند و میدان را برای آنان محدود و بسته می کنند و تمایلی برای شکل گیری این ارتباط ندارند. نکتۀ قابل توجه این است که انجام این بازی برای پسران آسان تر و برای دختران بسیار سخت و در عین حال با ریسک بالاست، زیرا خانواده ها در مقایسه با پسران، هراس ها و اضطراب های زیادی را برای آنان ایجاد کرده است:

«من دختر خالم به خاطر فشارهایی که خالم و شوهر خالم روش می آوردند، با شوهرش فرار کردن و دختر خالم پیغام داده بود که اگه می خواین برگردم و دوباره من رو ببینید باید بذارید که ما با هم ازدواج کنیم» (نگین، 24 ساله)

2)    شرایط علی

با توجه به سنخ های چهارگانه مذکور می توان شرایط علی موثر بر ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج در بین جوانان شهر تهران را بر اساس مصاحبه های صورت گرفته به تصویر کشید. عمده ترین مقوله های شرایط علی پدیدۀ پژوهش بدین شرح است:

الف) پلکان نیازهای بنیادین حیات: انسان ها در دوران جوانی یک سری خلاء هایی را در زندگی خودشان احساس می کنند که اگر بهترین خانواده را هم داشته باشند، نمی توانند آن نیازها را ارضا کنند. به همین دلیل روی به سمت ازدواج می آورند. باید توجه داشت که برای رفع نیازها، راه های گوناگونی وجود دارد؛ ولی آنچه مدنظر ما می باشد ساختی است که با یک تعهدی به نام عقد شکل می گیرد. «رفع نیاز جنسی»، «تامین نیازهای مالی» و «فرزندآوری» (پلکان اول)، «احساس امنیت یافتن»، «رهایی از اضطراب اجتماعی» و «فرار از تنهایی» (پلکان دوم)، «رفع نیاز روانی»، «حس دوست داشته شدن»، «متعهد شدن» و «مسئولیت پذیر شدن» (پلکان سوم)، «احترام به سنت»، «رسیدن به درک متقابل»، «هدفمند شدن زندگی»،  «دوری از رذایل اخلاقی»، «استقلال یافتن»، «بالا رفتن منزلت و اعتبار»، «بدست آوردن حمایت خانواده»، «افزایش اعتماد به نفس» و «مکمل یکدیگر شدن» (پلکان چهارم) و «تکامل فردی و اجتماعی» (پلکان پنجم) از جمله مقولاتی است که مصاحبه شوندگان به آنان اشاره داشتند و تا نیازهای پلکان اول ارضا نشود، نمی توان به پلکان بعدی رسید:

«زن و مرد مکمل هم هستن؛ مثلا من می دونستم چه نواقصی دارم. همسر آدم محرمه آدمه، ولی روابط دوستی موقتیه و منزلت آدم رو پایین می یاره. صد البته نیازهای جنسی آدم هم برطرف می شه و این اتفاقا فکر می کنم مهمترین بخش زندگی باشه،  چون اگه تامین نشه، احساس عصابنیت و خشم درونی می کنی و هر کاری حاضری انجام بدی تا تخلیه بشی» (محیا، 25 ساله)

ب) اشتباهات سیستماتیک: «پرش در مراحل ازدواج»، «بی توجهی خانواده در فرآیند تصمیم گیری» و «تنفس در فضای گلخانه» از جمله اشتباهاتی است که موجب می گردد که شناخت درستی صورت نگیرد و دختر و پسر نتوانند به خوبی یکدیگر را بشناسند. در ارتباط با پرش در مراحل ازدواج می توان از مفهوم جدیدی با عنوان «تایتانیکی شدن تصمیم به ازدواج» استفاده کرد. کشتی تایتانیک را آیسبرگ به اعماق دریا کشاند. چنین آیسبرگ هایی فقط در دریا وجود ندارد، بلکه در فرایند انتخاب همسر نیز دیده می شود. وقتی فرد مراحل آشنایی را طی نمی کند، باعث می گردد که با بخش اعظم شخصیت دیگری که فقط در طی زمان شناخته می شود، آشنا نشود و فقط با آن بخش پیدای آیسبرگِ شخصیت آشنا می شود و بخش اعظم و اصلی آیسبرگ پنهان بماند. پس از آشنایی اولیه، دختران در نسبت با پسران حساسیت زیادی از خودشان نشان می دادند.

«ما زمانی که رفتیم خواستگاری، خانوادۀ همسرم می گفتند که ما رسم نداریم که دختر و پسر مدت طولانی صیغۀ موقت هم بمونن و ما عقد دائم می کنیم. ما می گفتیم کمی بیشتر همدیگر رو بشناسیم، اما اونا می گفتند که برامون حرف در می یارن» (کوروش، 22 ساله)

بی توجهی خانواده در فرآیند تصمیم گیری، از جمله مقولاتی است که فشار زیادی را بر دختران و پسران وارد می کند. برخی از خانواده ها به دلیل اینکه با یکدیگر خویشاوند هستند، خیلی به مسائل و موضوعات ازدواج توجه نمی کنند و از پدیده ای  موسوم به «دوقلوهای متضاد»- یعنی حتی بین دو انسان دو قلو نیز تفاوت هایی دیده می شود، حال آن که تفاوت های بین دو انسان جای خود دارد- غافل هستند:

«پدر و مادرامون اصلا به خیلی چیزها توجه نداشتن و فقط می خواستن مراسم تموم بشه و فیصله بدن ازدواج رو. چون ما فامیل بودیم و پدرامون یه رابطۀ فروشندگی و خریداری داشتند، فکر می کردن که این کافیه. اما خُب اشتباه می کردن و چوب اشتباهاتشون رو الان دارم من می خورم، البته اشتباه از من هم قطعا هست که زود بله رو گفتم» (نگین، 24 ساله)

تنفس در فضای گلخانه به فضای داخلی خانه اشاره دارد که خواستگار سعی می کند خودش را به دختر و خانواده اش مودب نشان دهد و وانمد کند که همه چیز تحت کنترل است، اما زمانی که آنها در محیط بیرون از خانه قرار می گیرند و رفتار همدیگر را در محیط می بینند، آن وقت متوجه خصوصیات رفتاری متفاوت یکدیگر می شوند. برخی از خانواده ها به همان فضای گلخانه ای رضایت می دهند و باعث می شوند که دختر و پسر نتوانند به خوبی همدیگر را ارزیابی کنند، اما آنچه که از اهمیت برخوردار است، «واکنش در لحظه» می باشد:

«ما برای آشنایی مون رفت و آمدهایی توی محیط باز داشتیم که واقعی تر بود، یهویی اتفاقی می افته و توی اون واکنش های یهویی از طرفت می تونی خیلی چیزها رو بفهمی. وقتی توی خونه هستی، فضای خونه خیلی مصنوعی و کنترل شده و خیلی شیک و مجلسیه و هر دو سعی می کنن که همه چیز رو خوب نشون بدن و واقعی نیست» (سارا، 26 ساله)

پ) نگرش برزخ گونه به عقد: عالم برزخ در مباحث الهیات به معنای فاصلۀ بین دنیا و آخرت است؛ یعنی چیزی در میان دو چیز دیگر می باشد. همین نوع نگرش در ارتباط با عقد و خواندن خطبۀ عقد و گفتن بله نیز دیده   می شود و به مصاحبه شوندگان چنین حسی القا می شد که گویی قرار است از یک جهان به جهان دیگری بروند، از جهان مجردی به جهان متاهلی و در این گذار مدام با خود کلنجار می روند که چه می شود؟ آیا درست تصمیم گرفته ام؟ و برخی مدام یک حس تشویش و نگرانی را با خود به همراه دارند، زیرا با بالا رفتن آمار طلاق و از سویی خیانت های زناشویی پس از ازدواج، مصاحبه شوندگان با خود می گفتند نکند که این اتفاق نیز برای من رخ دهد؟ به این ترتیب شاهد ترس ها و اضطراب هایی هستیم که در جامعه ساخت یافته است:

«وقتی خواستم بله رو بگم با خودم می گفتم که دیگه تموم شد، شمال با یه کوله پشتی تموم شد، الو بریم تموم شد، الان باید صبح زود بری سر کار تا شب کار کنی، مثل این بود برام که یه خط کش گذاشتن گفتن اگه از این طرف بری، وارد یه دنیای دیگه می شی» (بهرام، 32 ساله)

ت) چهار ضلعی گزینش رابطه: مقولات «اخلاق مداری»، «عقلانیت نگری»، «معامله گری» و «جذابیت جنسی» چهار ضلع مثلث را در ذیل مقولۀ فرعی چهار ضلعی گزینش رابطه تشکیل می دهند که متناسب با آن شاهد چهار نوع «عشق اخلاق مدارانه»، «عشق مبتنی بر محاسبۀ عقلانی»، «عشق مبادله گرایانه» و «عشق هوس انگیز» هستیم. هیچ یک از این اشکال به صورت ناب و خالص در عالم واقعیت وجود ندارد و در هر دوره ای متناسب با شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه، گرایش به سمت یکی از اضلاع و اشکال عشق بیشتر می شود و خواه ناخواه توجه به دیگر اضلاع و اشکال عشق کاسته می شود. به عنوان مثال، در  دورۀ فعلی بر اساس نگرش مصاحبه شوندگان، نگرش جنسی غالب است. البته دور از واقعیت نیست که فردی به هر چهار ضلع در زندگی توجه داشته باشد و در بین مصاحبه شوندگان نیز دیده شد که در این صورت «عشق تمامیت خواه» نامگذاری  می شود:

«خوشم اومد دیگه، قبلا خجالت می کشیدم همسرم رو توی یه جایی، یه مهمونی معرفی کنم، اما الان با سربلندی می گم. ازدواج اولم رو به خاطر فشاری که مامانم روم می آورد که با پسرخالم ازدواج کنم، کردم ولی خودم اصلا راضی نبودم» (آزیتا، 32 ساله)

3)    شرایط زمینه ای

عمده ترین مقوله های شرایط زمینه ای موثر بر ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج در بین جوانان شهر تهران با توجه به سنخ های چهارگانه مذکور پدیده در پژوهش به شرح ذیل است:

الف) تجربیات صحنه گردانان اجتماعی: منظور از صحنه گردانان اجتماعی، کارگزاران مختلفی چون خانواده، دوستان و مراکز آموزشی است که در جامعه پذیری افراد نقش مهمی دارند و از این قدرت برخوردار هستند که نگرش های کنشگران را شکل دهند. به این ترتیب این صحنه گردانان نقش مهمی را در ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج ایفا می کنند که از طریق مقولات «نصایح و تجربۀ زیستۀ خانوادگی»، «پیوندهای قوی دوستی» و «عرصۀ مهارت های اجتماعی مراکز آموزشی» می توان آنان را شناسایی کرد:

«علت مرد ستیزی بعضی از دخترها، طرز رفتار مردهای خونه و زندگی خانوادگی شونه. خیلی تاثیر می ذاره. مثلا نوۀ خالۀ مادرم هست که یه دختر تحصیل کرده اس، خیلی ولی پدر بدی داره، روابط بسیار بد زناشویی پدر و مادرش، دایی ها و عموها هم همینطورن و وقتی دور و بر این دختر رو می بینم حق بهش می دم که الان هم نسبت به همسر خودش حس خوبی نداشته باشه و دائم توی یه اضطرابه یه هراسه» (سپیده، 26 ساله)

ب) تفکرات قالبی خانوادۀ نان آور دو جانبه: منظور از تفکر قالبی، نگرش ها و باورهای تعمیم یافته ای است که به صورت اغراق شده و اغلب نادرست در مورد برخی از افراد و گروه ها به کار می رود. یکی از نگرانی های زنان در جریان ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج، مقولۀ رابطه و شکاف بین خانه داری و کار در بیرون از خانه است. در همین فرایند برخی از زنان وقتی شرایط را مساعد نمی بینند، تصمیم می گیرند که ازدواج نکنند. برخی دیگر هم که تن به ازدواج می دهند، با نگرانی هایی رو به رو هستند. این تفکرات بخش مهمی از دغدغه های زنان و مردان در جامعۀ ما می باشند که در قالب مقولات «خاتمۀ پیشرفت فردی»، «اختلال در جریان زندگی»، «تقسیم کار منعطف» و «مسموم بودن فضای کاری» و در ذیل تفکرات قالبی خانوادۀ نان آور دو جانبه مطرح     می گردند. برخی از زنان واقعیت تصمیم به ازدواج را مانعی در راه پیشرفت فردی خودشان می بینند، چون معتقدند که اگر ازدواج کنند، همسرشان مانع پیشرفت تحصیلی و شغلی آنها می شود و در جامعه انتظار بر این است که خانم ها کدبانوی خوبی باشند. اختلال در جریان زندگی، مقوله ای است که بیشتر از سوی مردان شنیده می شود و معتقدند که اگر خانم ها بخواهند پا به پای مردان کار کنند، در جریان زندگی اختلال ایجاد می شود. در تقسیم کار منعطف، هم زن و هم مرد به یک تعادلی در زندگی رسیده اند و هر دو در کنار هم، کارهای خانه و بیرون از منزل را انجام می دهند. هم زنان و هم مردان بر مسموم بودن فضای کاری اذعان دارند:

«این تصور که یه خانم باید بشینه توی خونه، بشوره، بپزه و بسابه و از صبح تا شب کارش همین باشه، توی ذهن هم مردا هست و هم زنا . اما الان نقش خانوم ها رو تقلیل دادن به اینکه توی آشپزخونه باشن و این درسته که الان توی جامعۀ ما خیلی ها بترسن که بعد از ازدواج دیگه نمی تونن پیشرفت داشته باشن، ولی من با همسرم در ارتباط با این موضوع صحبت کرده بودم و الان مشکلی نداریم» (سارا، 26 ساله)

پ) پهنۀ همسریابی: پهنۀ همسریابی در شکل دادن به ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج تاثیر گذار است. یکی از دغدغه های اصلی مصاحبه شوندگان این بود که مکان، فضا یا ساحت مشخصی وجود ندارد که افراد بتوانند خودشان را معرفی کنند و از آن طریق شرایطی فراهم شود تا دو نفر با یکدیگر به گفتگو بپردازند و بعد از عبور کردن از فرایندهای مشخص شده، با هم ازدواج کنند. به همین دلیل برخی از مصاحبه شوندگان معتقد بودند که در جامعه افراد زیادی تمایل به ازدواج دارند، اما بستر مناسبی برای آشنایی نیست.

«من و همسرم توی فضای مجازی با هم آشنا شدیم. هر دو تا مون توی یه گروه توی تلگرام عضو بودیم. اونجا من عکس همسرم رو دیدم، خیلی خوشم اومد. رفتم توی pv ای ایشون. بهش پیام دادم و رابطمون شروع شد. بعدش اومدم عکس ایشون رو به پدر و مادرم نشون دادم و بعد از چند مدتی که من و ایشون با هم رفتیم بیرون، بعدش رفتم خواستگاری» (کیارش، 26 ساله)

ث) پیش قدمی های سنت شکنانه: در دهه های متمادی به ویژه در جامعۀ خودمان، همواره رسم بر این بوده که یا خود پسر یا خانواده اش از دختر خواستگاری کنند، اما امروزه خواستگاری دختران از پسران امری به نسبت شایع شده است. در واقع این پیش قدمی یک نوع پیش قدمی سنت شکنانه است، زیرا در چنین شرایطی دختران نیز می توانند به پسران پیشنهاد ازدواج دهند- واقعیتی که حتی شنیدن آن از سوی بسیاری از افراد جامعه تا چند سال گذشته بیشتر یک توهم بوده است. برخی زنان و مردان این سبک از خواستگاری را نمی پسندیدند و معتقد بودند که در چنین شرایطی، پسر مغرور می شود و عزت و احترام دختر و خانواده اش زیر سوال می رود. از سویی زنان معتقد بودند که اگر پیشنهاد مرد منفی باشد، بسیار آسیب جدی به شخصیت و روان دختر وارد         می شود. برخی از مصاحبه شوندگان بر خلقت انسان تاکید می کردند و معتقد بودند که هویت زن، هویت خواستنی بودن است و مرد همواره باید نیاز و تقاضای خودش را به او بیان کند. همچنین برخی از بستگان و خویشاوندان زن ممکن است ایشان را نسبت به انجام چنین اقدامی سرزنش کنند، زیرا از نظر آنها این اقدام بسیار ناپسند است:

«همسرم رو می دیدم که من رو دوست داره، ولی چیزی نمی گفت، خجالت می کشید، چون هم سنش کم تر از من بود و هم می دونست که من طلاق گرفته ام. فکر می کرد که شاید جواب رد بدم بهش. به خاطر همین خودم مطرح کردم اولین بار و ایشون هم از خداش بود. اما خانوادۀ مادری ام وقتی این موضوع رو فهمیدن، خیلی ناراحتم کردن که چرا من رفتم این پیشنهاد رو دادم» (آزیتا، 32 ساله)

4)    شرایط ساختاری

الف) بازی اعداد صحیح نظام اجتماعی: اگرچه قاعدتاً اعداد صحیح تابعی از قواعد علم ریاضی هستند، اما این اعداد عمیقا اجتماعی و تابع یک نسبیت فرهنگی نیز می باشند. سن افراد صرفا یک عدد نیست، بلکه این عدد در هر فرهنگی ارزش گذاری خاص خودش را دارد. مقولات «فشار اعداد ساخت یافته» و «سن و حاکمیت اقتدار زنانه و مردانه» مقولاتی هستند که در بحث ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج تاثیر گذار می باشند. فشار اعداد ساخت یافته در اینجا منظور فشاری است که از سوی عرف جامعه، خویشاوندان و خانواده بر روی کنشگران وارد می شود و آنان مجبور به واکنش می شوند. به دلیل چنین فشارهایی که در زمینه سن افراد به آنان وارد      می شود، آنان مدام در یک اضطراب و تنش به سر ببرند و متاسفانه در چنین شرایطی تصمیم های احساسی      می تواند غالب گردد. مصاحبه شوندگان بیان می کردند که این فشارها برای زنان بیشتر است که دو دلیل اصلی این فشارها در ارتباط با زیبایی و شرایط بارداری است. سن و حاکمیت اقتدار زنانه و مردانه از جمله مقولاتی است که مصاحبه شوندگان بر آن تاکید داشتند. برخی از زنان تمایل داشتند که با مردانی ازدواج کنند که سن شان کمتر از آنان باشد، زیرا معتقد بودند که در چنین شرایطی دیگر مردان نمی توانند ما را مجبور کنند و یا بد رفتاری در خانواده داشته باشند. از سوی دیگر، مردان نیز به گونه ای به دنبال حاکمیت یافتن اقتدار مردانه بودند و ترجیح می دهند با خانم هایی ازدواج کنند که به لحاظ سنی پایین تر از آنان باشند. البته برخی از مردان بیان می کردند که تمایل دارند که با خانم هایی ازدواج کنند که سن شان، بیشتر از آنان باشد، زیرا معتقد بودند که دخترهای جوان امروزی توانایی ادارۀ زندگی را ندارند و ترجیح می دهند که یا با هم سن خودشان یا بزرگ تر از سن خودشان ازدواج کنند:

«مادرم می گفت که دیگه بسه تا کی می خوای اینجوری بمونی، باید ازدواج کنی. مادرم چون دوستای من رو  می شناخت که زیاد اونها رو تایید نمی کرد، فکر می کرد که من به گناه بیفتم و اینها. در کل یه آقا توی سن 90 سالگی هم می تونه ازدواج کنه، ولی خانوم ها توی عرف و باور ما جا افتاده که می گن یکی از شرایط اصلی ازدواج خانوم ها زیبایی هست که با بالا رفتن سن تغییر می کنه. پس می گن هر چی توی سن پایین ازدواج کنن، به نفع خودشون هست» (بهرام، 32 ساله)

ب) ساخت اجتماعی گاو پیشانی سفید: گاو پیشانی سفید در ساخت اجتماعی اشاره به انگ و برچسبی دارد که در جامعه ساخت می یابد و بر پیشانی افراد حک و موجب می شود که عرصه بر آنها تنگ گردد و برای فرار از برچسب ها، اقداماتی انجام دهند که ممکن است با پشیمانی در آینده همراه گردد. این انگ ها و برچسب ها و به قول گافمن «داغ ننگ ها» در ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج تاثیر گذار است، زیرا داغ ننگ موجب بروز اختلالاتی می گردد و فرد را با اضطراب و هراس های گوناگونی رو به رو می کند که از سوی خانواده، خویشاوندان، دوستان و رسانه ساخت می یابد و در سطح جامعه آن برچسب ها حالتی تعمیم یافته به خود می گیرد:

«من و همسرم 6 سالی بود که زیر یه سقف داشتیم با هم زندگی می کردیم، چیزی که شماها احتمالا ازدواج سفید بگید. این سبک زندگی رو خیلی دوست دارم چون من و همسرم، زن و شوهر نیستیم، بلکه دو تا دوستیم. توی این چند سال کلی حرف زدن پشت خانوادم که دختره فلانی نمی دونی چیکار کرده، با چند نفره، فلان کرده، فلان می کنه. به خاطر این حرف ها الان چند سالی هست که توی فامیل هم حتی نمی رم. چون هر وقت من رو می بینن، می گن این همونه و لیبل روم زدن. الان به خاطر پدر و مادرم فقط تصمیم گرفتیم که عقد نمایشی داشته باشیم، اما هنوز با هم دوستیم و عاشقانه همو دوست داریم» (فرشته، 31 ساله)

پ) مجراهای راه عاشقی: برای طی کردن راه عاشقی، افراد با یک سری مجراهایی مواجه می شوند که به دلیل ساختاری بودن آن ها، نمی توانند آنها را نادیده بگیرند- چون این مجراها در جامعه ساخت یافته و واقعیت تصمیم به ازدواج نیز در چنین مجراهایی ساخت پیدا می کند. واقعیت های جامعه نشان داده که اگر دو نفر صرفا همدیگر را عاشقانه دوست داشته باشند، کافی نیست بلکه مقولاتی وجود دارد که در مسیر عاشقی مانع ایجاد    می کند و گاهی حتی دختر و پسر با وجود اینکه همدیگر را دوست دارند، ولی تصمیم به قطع ارتباط می گیرند. شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی در شکل دادن به این مجراها موثرند. مقولات «منش و ذائقۀ فرهنگی-  اجتماعی و طبقاتی» که اشاره به نحوۀ پوشش، تفکرات و عقاید دینی و مذهبی دارد؛ «گرایشات قومیتی» که اشاره به باورهای قومیتی می کند و«فرصت های اقتصادی» که به امکانات و توانمندی های اقتصادی اشاره دارد، از جمله مقولاتی است که در ذیل مقولۀ فرعی مجراهای راه عاشقی قرار می گیرند:

«من قبل از ازدواج الانم، مدتی با یه آقایی در ارتباط بودم. خیلی آدم خوب و محترمی بود، اما یه مشکل بزرگ وجود داشت، اینکه ما مراسم هامون رو مختلط برگزار نمی کردیم، اما اونا همه چیز شون قاطی بود. وقتی که به دختر دایی اش دست داد و ربوسی کردن، من دیگه تصمیم گرفتم که رابطه رو قطع کنم. چون یه سری اعتقادات دارم که خط قرمز های من هستش و برام اهمیت داره» (هانیه، 25 ساله)

ت) بسته های حمایتی داخلی ـ خارجی: بسته های حمایتی داخلی - خارجی اشاره به حمایت هایی دارد که از سوی خانواده (داخلی) و دولت (خارجی) صورت می گیرد که با عنوان مقولات «خانوادۀ حمایتگر» و «سیاست های حمایتی دولت» شناسایی می گردند. مصاحبه شوندگان بیان می کردند که به شدت نیازمند این حمایت ها هستند، اما برخی از خانواده ها به ویژه در ارتباط با کمک های اقتصادی ناتوان بوده و نمی توانسته اند به فرزندشان کمک کنند، در نتیجه شرایط سخت تری برای آنان ایجاد شده است. مصاحبه شوندگان کمک های دولتی را یک وظیفه تلقی می کردند نه یک لطف و بیان می کردند که دولت باید برای تسهیل و هموار کردن شرایط ازدواج اقدام کند. آنها اعتقاد داشتند که دولت نتوانسته این اقدامات حمایتی را داشته باشد و حتی برخی بیان می کردند که دولت سعی کرده که در فرایند ساخت یافتن ازدواج اختلال ایجاد کند و به همین دلیل افراد تصمیم گرفته اند که ساخت های دیگری از ازدواج و تشکیل خانواده را تجربه کنند:

«دولت باید به جوونا کمک کنه که بتونن ازدواج کنن. هیچ کاری نکرده و مانع ها رو هم عمیق کرده و چند تا میخ هم تهش کوبیده که راه در رو ها رو ببنده. بازی با دلار و سکه و پول و جدیدا بورس، قشنگ کلید رو پیدا کردن. اینقدر شرایط اقتصادی بد شده که جوونا به خاطر اینکه 50 میلیون تومن رو بگیرن ازدواج صوری می کنن» (مسعود، 27 ساله)

ث) فرمولاسیون آداب و رسوم ازدواج: برای فهم زندگی، برخی فرمول ها و معادلات شکل گرفته است. آداب و رسوم ازدواج یکی از فرمول های است که در هر فرهنگی ضوابط خاص خود را دارا است، اما فرم و محتوای آن می تواند گوناگون باشد. قاعده مند کردن و پیروی از ضوابط در امر ازدواج می تواند پسندیده باشد که با عنوان مقولۀ «پیروی از سنت حسنه» شناسایی می گردد،  اما آنچه که به ویژه در دهه های اخیر امری ناپسند قلمداد شده، قواعد و فرمولاسیون های دست و پاگیری است که آداب و رسوم ازدواج را به عرصه ای برای رقابت، خودنمایی و چشم و همچشمی بدل کرده است. رسانه ها نیز متاسفانه نقش منفی ای را ایفا نموده اند و شاهد خللی در ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج هستیم. جوانی که تصمیم به ازدواج می گیرد، باید مراحل گوناگونی را طی کند و در هر مرحله هزینه های زیادی را تقبل کند و از آنجا که از عهدۀ آن بر نمی آید، به همین دلیل با مشکلاتی مواجه می شود. مصاحبه شوندگان معتقد بودند که اگر این آداب و رسوم ها را حذف کنیم، بسیاری از مشکلات جوانان برطرف می شود، زیرا یکی از جدی ترین مانع بر سر راه زندگی آنان است:

«توی جامعۀ ما ازدواج کردن خیلی سخته. باید همش بخری و ببری و پیچیدش می کنن و به نظرم این کار اصلا جالب نیست و اگه ساده تر برگزار بشه خیلی بهتره. مثلا سر اینکه مهریه چند تا باشه ما کلی ناراحتی داشتیم و خانواده هامون به اختلاف خورده بودن. واقعا اگه همۀ این رسم های الکی که فقط داره فشار می یاره رو حذف کنیم، هیچ اتفاقی نمی افته، فقط باعث می شه که زندگی ها درست بشه» (پژمان، 27 ساله)

5)    راهبرد

الف) جشن ازدواجِ بدون جشن: آمارهای دفاتر ازدواج نشان می دهد نسبت ازدواج پسران جوان با زنان مطلقه نسبت به دهه های گذشته بیشتر شده است. البته خانواده ها با این واقعیت به مثابه یک مسئله نگاه می کنند و حاضر به پذیرش این نیستند که فرزندشان با یک فرد مطلقه ازدواج کند. بخشی از این نارضایتی به دلیل فشار خویشاوندان دور و نزدیک است و اینکه خانواده احساس شرمساری می کند از اینکه بگوید پسر مجرد من با یک خانم مطلقه قصد ازدواج دارد. در اکثر مواقع خانواده ها با این موضوع برخورد قاطعی دارند و حاضر نمی شوند که در ساخت یافتن واقعیت اجتماعی تصمیم به ازدواج فرزندشان قدمی پیش گذارند. به همین دلیل وقتی دختر و پسر با چنین موانعی رو به رو می شوند، سعی می کنند که از طریق ساخت دیگری زندگی شان را آغاز کنند:

«هدف ما زندگی کردن بود، نه اینکه خانواده ها باید این رو بخرن، این بیاد اون کار رو کنه، نمی دونم کارت چاپ کنیم و اینها، اصلا کلا یه شو و نمایشه بدردنخوره که فقط وقت و انرژی ات رو می گیره و به هیچ دردی هم نمی خوره. بابا من می خوام زندگی کنم نه بازی. 6 سال بدون هیچ جشنی و مراسمی و هیچی رفتیم زندگی مون رو از صفر شروع کردیم» (فرشته، 31 ساله)

ب) سیاست نور بالای عشق: نور بالا دو برابر نور پایین در خودرو فاصله‌ روبه‌روی شما را روشن می‌کند. از سویی یکی از کاربردهای نور بالا زدن، هشدار دادنی است که کوتاه ولی بسیار دقیق و هوشیار کننده است. در ارتباط با ازدواج نیز ما شاهد چنین نور بالا زدن هایی هستیم که هم از سوی دخترها و هم پسرها دیده می شود و سعی می کنند که به گونه ای غیر مستقیم ابراز عشق کنند، اما به صورت مستقیم این اقدام را انجام نمی دهند. در این سیاست که بیشتر از سوی خانم ها پیگیری می شود، لبخند زدن، کلمات کلیدی مانند اینکه «نظرتان در مورد من چیست؟ و غیره سعی می کنند که به طرف مقابل بفهمانند که نسبت به ایشان علاقه دارند. بسیاری از زنان بر این عقیده بودند که این سیاست موجب می شود که مردان علاقۀ شان بیشتر شود. این نگرش برآمده از ارزش ها و فرهنگ جامعه است. همانگونه که بیان شد، در امر خواستگاری در جامعۀ ما، اینگونه تلقی می شود که مرد باید به خواستگاری زن بیاید و زن نباید به صورت مستقیم عشق خودش را قبل از اینکه مرد ابراز کرده باشد، بیان کند:

«من همسرم رو از همون اول که دیدمش دوستش داشتم، ولی به صورت مستقیم نرفتم بگم وای چقدر تو خوبی، می میرم برات، فدات بشم، نه. خیلی غیر مستقیم و اصولی می رفتم جلو و به خاطر همین ایشون بیشتر جذب من شده بود. هر چقدر بیشتر بی محلی می کردم، بیشتر به سمتم می اومد» (آیدا، 29 ساله)

پ) مهریۀ تساوی حقوق عقدنامه: یکی از راهبرد هایی که زنان برای اخذ تساوی حقوق به کار می گیرند، بخشش مهریه و کسب مهریۀ تساوی حقوق در عقدنامه است. بسیاری از مردان حاضر نیستند که شروطی از قبیل حق طلاق، نصف شدن دارایی مشترک، حضانت، سفر، کار و غیره را بپذیرند، اما زمانی که زنان مهریۀ خودشان را  می بخشند، مردان نیز این شروط را می پذیرند. بر اساس اعتقاد برخی از زنان، جامعۀ ما از یک نظام مردسالاری برخوردار است که بیشتر سعی می کند از مردان حمایت و دفاع کند و به گونه ای قوانین مردانه تاییدی بر این نگرش است؛ اما معتقدند که می توان با اخذ حقوق برابر، در مقابل این نظام مردسالار ایستاد و از این طریق به یک آرامش و امنیت خاطر رسید. در این باره معمولا خانوادۀ پسر مخالفت می کند و نگرانی هایی در این بین ایجاد می شود:

«وقتی این همه طلاق رو می بینم، ما انسانیم، الان من یک جور فکر می کنم اما معلوم نیست که چند سال دیگه چجوری فکر می کنم. پس باید به فکر باشم که به هر دلیلی نتونستم با همسرم زندگی کنم، بتونم حداقل راحت طلاق بگیرم، نه اینکه 4 سال پشت در دادگاه باشم که تازه آیا بتونم طلاق بگیرم یا نه» (سپیده، 26 ساله)

ت) مواجهۀ دیپلماتیکی با خانوادۀ همسر: زمانی که دختر و پسر با هم تنها هستند یکی از بحث های رایج آنها این است که چرا مادر و پدر و یا خواهر و برادرت چنین رفتاری داشت؟ برخی از مصاحبه شوندگان معتقد بودند که از برخی از رفتارهای خانوادۀ همسرشان ناراحت می شوند، اما از آنجا که همسرشان را دوست دارند و تمایل دارند که با هم ازدواج کنند و با مشکلی مواجه نشوند، به همین دلیل مواجهۀ دیپلماتیکی با خانوادۀ همسر را پیش می گیرند:

«من با خانوادۀ همسرم زیاد رابطۀ خوبی نداشتم قبل از اینکه دیگه عقد کنیم، البته الان هم زیاد رابطمون خوب نیست چون مدام دخالت می کردن و نمی گذاشتن خودمون برای زندگی مون تصمیم بگیریم. اما هر وقت با هم هستیم، من سیاست به خرج می دم و ناراحتی خودم رو نشون نمی دم و سعی می کنم همسرم رو جلو بفرستم و به گونه ای اونا رو متوجه کنه که ما اون کارا رو مثلا دوست نداریم انجام بدیم» (نگین، 24 ساله)

6)    پیامدها

الف) زیر سقف پشیمانی «بله»: یکی از پیامدهای ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج، احساس حسرت و پشیمانی از آن تصمیم است که گاهی این حس قبل از جلسۀ عقد، در حین آن و برخی اوقات پس از آن ایجاد می شود و این حس فشار روانی شدیدی به همراه دارد. در چنین وضعیتی فرد تمایل زیادی به ادامۀ رابطه ندارد، اما علل و عوامل اجتماعی گوناگونی وجود دارد که نمی تواند کاری جز ادامۀ رابطه داشته باشد و ضرب المثل «سوختن و ساختن در زندگی مشترک» به نوعی در اینجا معنی پیدا می کند. اما گاهی اوقات این حس پشیمانی در مقوله ای با عنوان «حس عذاب وجدان فردی» قرار می گیرد. در این مقوله فرد احساس می کند که نتوانسته است رفاه لازم را برای همسرش فراهم کند و از این بابت ناراحت است و خودش را مدام نصیحت می کند:

«من قبل از ازدواج خیلی ارتباط داشتم هم با دوستای دختر و هم دوستای پسرم، ولی بعد از اینکه ازدواج کردم خیلی محدود شدم، گوشه گیر و تنها شدم و دیگه با اونا رابطه ای ندارم. شوهرم خیلی حساسه. روزهای اول اگه یه شمارۀ پسر توی گوشیم می دید، باید کلی جر و بحث می کردیم که این کیه. من هم می گم این همکارمه و ارتباط ما کاریه. سر این موضوعات، ما خیلی درگیری داریم» (نگین، 24 ساله)

ب) چالش ها و فرصت های فراروی عصر جدید: وقتی دو نفر با یکدیگر ازدواج می کنند، در زندگی فردی و اجتماعی آنان تغییراتی ایجاد می گردد و به مثابه عصر جدیدی برای آنان شناخته می شود. عصری که به نوبۀ خود با پیامدهایی همراه است و تغییرات آن تاثیری شگرف بر زندگی انسان ایجاد می کند. در ارتباط با فرصت ها می توان به مقولاتی چون کامل شدن ایمان، داشتن همفکر، صبور شدن، استقلال در تصمیم گیری و سبک زندگی، تعهد یافتن، مسئولیت پذیر شدن، خروج از قالب درون گرایی، شناخت نقاط ضعف و قوت، صمیمی شدن روابط با خوهران و برادران، رسیدن به خودباوری و رسیدن به احساس آرامش اشاره داشت. اما باید به چالش های فراروی این عصر جدید نیز توجه کرد؛ مقولاتی چون: دور شدن از پیشرفت شغلی ـ تحصیلی، شکستن غرور، تشدید اضطراب و تنش، محدود شدن روابط و فعالیت ها و اختلافات، کمرنگ شدن نقش خوهران و برادران در زندگی و درگیری های بین دو خانواده که مصاحبه شوندگان به بیان این چالش ها و فرصت ها پرداختند:

«تا قبل از اینکه ازدواج کنم خیلی رابطۀ خوبی من با داداشم و خواهرم نداشتم و بیشتر با هم مشکل داشتیم چون اصلا طرز فکرمون، رفتارمون و عقایدمون کاملا متفاوت بود. اونا هم الان متاهلن. ولی عجیبه از زمانی که من هم متاهل شدم رابطمون خیلی خوب شده و کمکی اگه توی زندگی بخواهیم، به هم کمک می کنیم و الان اون حس همراهی خانواده رو خیلی بیشتر احساس می کنم» (آریا، 27 ساله)

پ) تعمیم شکست و موفقیت در اذهان عمومی: مصاحبه شوندگان شکست ها و موفقیت های خود را در زندگی به گونه ای در ارتباط با ویژگی های ساخت اجتماعی واقعیت ازدواج می دیدند و تجربیات شان را تعمیم          می دادند. اگر از زندگی خودشان احساس رضایت داشته باشند، به دیگران نیز توصیه می کنند که حتما ازدواج کنند و برای ساخت ازدواج جایگاه ویژه ای قائل می شوند. در مقابل، افرادی قرار می گیرند که از زندگی خودشان احساس رضایت ندارند و به این ترتیب برای ساخت ازدواج ارزش و جایگاهی قائل نیستند و به دیگران توصیه می کنند که وارد چنین ساخت هایی نشوند. در چنین صورتی افراد مجرد دیگر تمایلی به ازدواج نخواهند داشت و یا اگر وارد چنین عرصه ای شوند، با شک و تردید جلو می روند. زوجی که از ساخت همباشی به سمت عقد رسمی قدم برداشته بودند و زوجی که زن مطلقه و مرد مجرد بودند، به دلیل اینکه از زندگی شان رضایت بیشتری داشتند، دیگران را تشویق می کردند که آنان نیز از این طریق با یکدیگر ازدواج کنند:

«ما واقعا خوشبختیم. من به هر کدوم از دوستام رابطمون رو گفتم و بهشون می گم که اینجوری زندگی تون رو شروع کنید بهتره و باعث می شه که زمانی که تصمیم گرفتید که برید محضر عقد کنید، دیگه مشکلی نداشته باشین و زندگی تون مثل همان دوران دوستی تون ادامه پیدا کنه» (فرشته، 31 ساله)

ت) محاکمۀ ناقضان نظام عرفی و قانونی: پیروی نکردن از قواعد عرفی و قانونی برابر است با محاکمه. این محاکمه گاهی از طریق نهادهای رسمی و قانونی صورت می گیرد و گاهی از طریق قواعد عرفی محاکمه صورت می پذیرد و اجرا کنندگان آن خانواده، خویشاوندان و غیره می باشند که با عنوان گروه های اولیه و ثانویه شناخته می شوند. همانگونه که در مقولات گوناگون اشاره کردیم، این گروه ها از قدرت زیادی برخوردار هستند و       می توانند با فشارهایی که می آورند، نگرش و تصمیم افراد را تحت تاثیر قرار دهند. این محاکمه ها به هیچ عنوان امری سطحی نیستند و کاملا بر روی آیندۀ افراد تاثیر می گذارند حتی موجب می شود که افراد نتوانند به رابطه شان ادامه دهند:

«چون هر دو خانواده ناراحت بودن، هیچ جهیزیه ای ندادن، یه مراسم سادۀ عقد توی اتاق خودم بدون هیچ کادویی و کلا هیچی. احساس می کنم که دارن انتقام می گیرن و الان ما چون هیچی نداریم، احساس عشقمون هم کمرنگ شده و گاهی اوقات حتی به فکر طلاق می افتم» (مهناز،22 ساله)

 

 

شکل1: مدل پارادایمی پژوهش

بحث و نتیجه گیری

در این پژوهش سعی شد تا نشان داده شود که ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج در میان جوانان شهر تهران چگونه صورت بندی می گردد.  از این رو، «چالش سیاست تقابل در میدان بازی نمایش» به عنوان پدیدۀ مرکزی انتخاب گردید که در قالب چهار سنخ نظاره گری فعال در میدان، تسلیم و مبهوت در میدان، بازی آزاد تایید شده در میدان و بازی آزاد محدود شده در میدان که در ارتباط با دیگر مقولات فرعی پژوهش می باشد، سنخ شناسی و تحلیل شد. مصاحبه شوندگان بازی آزاد تایید شده در میدان را به عنوان بهترین سنخ از تصمیم به ازدواج و انتخاب همسر در نظر گرفتند، زیرا در این سنخ افراد از آزادی عمل بیشتری برخوردار هستند و            می تواند موجبات رضایت دختر و پسر و خانواده ها را فراهم نماید. مظاهری و دیگران (1388) در بررسی هایشان پی بردند که بیش از 89 درصد از زوج هایی که از زندگی رضایت دارند از طریق یکی از دو سبک ازدواج با رضایت خود و خانواده و ازدواج با موافقت خانواده ها ازدواج کرده اند. همچنین بیش از 48 درصد زوج های متقاضی طلاق یکی از دو سبک ازدواج اجبارآمیز و ازدواج برخلاف رضایت خانواده ها را انتخاب کرده اند. از آنجا که تصمیم به ازدواج امری اجتماعی است، یافته های این پژوهش نیز حکایت از آن دارد که در پشت تصمیمات ما، ساخت های اجتماعی حضور دارند و کاملا بر روی تصمیمات ما اثر گذار می باشند. به عنوان مثال، تجربیات صحنه گردانان اجتماعی شامل خانواده، دوستان و مراکز آموزشی در ساخت یافتن واقعیت تصمیم به ازدواج از اهمیت بی شماری برخوردارند.

ویس (2014) و یوفهولز (2012) معتقدند که نقش پدر و مادر، خواهران و برادران و دوستان در شکل گیری نگرش به ازدواج از اهمیت زیادی برخوردار است و یوفهولز (2012) بیان می کند که بسیاری از افراد عقاید متفاوتی در مورد رابطۀ رمانتیک داشتن و ازدواج دارند که این عقاید از منابع متفاوتی چون تجربیات رمانتیک قبلی، ریشۀ خانوادگی،  جنسیت و کلیشه های فرهنگی بزرگتر برخاسته است. عاشق شدن یک امر انفرادی صرف نیست، بلکه کاملا تابع امر اجتماعی است و افراد با مجراها و کانال های راه عاشقی رو به رو می شوند که منش و ذائقۀ فرهنگی- اجتماعی و طبقاتی، گرایشات قومی و مذهب به شدت بر آن تجربه اثر می گذارد. یافته ها نشان می دهد که ما با چهار ضلعی گزینش رابطه رو به رو می شویم: عشق اخلاق مدارانه، عشق مبتنی بر محاسبۀ عقلانی، عشق مبادله گرایانه و عشق هوس انگیز. هیچ یک از این اشکال به صورت ناب و خالص در عالم واقعیت وجود ندارد و گاهی شاهد ترکیبی از این اضلاع هستیم که با عنوان «عشق تمامیت خواه» آن را می شناسیم. در زمان های گوناگون با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و جهان انواعی از عشق      می تواند پر رنگ تر شود و انواع دیگر کمرنگ تر و تصمیم به ازدواج دختران و پسران به شدت متاثر از چنین شرایطی می باشد. دختران متاسفانه با عشق مبادله گرایانه در جامعه مواجه می شوند و البته ساخت یافتن چنین خانواده هایی برابر با مواجه شدن با آسیب های گوناگون در آیندۀ نزدیک است. یکی از معیارهای بسیار مهم در انتخاب همسر، جذابیت جنسی است که پسران بیشتر بر آن تاکید دارند . می توان گفت که اینک شاهد گذار از ارزش هایی چون با حیا بودن و اخلاق به جذابیت جنسی هستیم و این یک نوع تقلیل گرایی جنسی است. شکل گیری چنین عشقی بر مبانی چنین معیاری خود می تواند زمینه ساز مشکلات آینده باشد. موراکو و کوران (2012) یکی از دلایل تاخیر ازدواج برای جوانان و داشتن روابط رمانتیک را ناتوانی در فراهم کردن امکانات اقتصادی  می دانند که در معنا یافتن ازدواج تاثیر می گذارد. با توجه به وضعیت نامناسب اقتصادی شامل تورم و بیکاری بسیاری از افراد که نمی توانند هزینه های زندگی را تامین کنند، تصمیم می گیرند که ازدواج شرعی و قانونی را کنار بگذارند و باز هم فرصتی برای عرض اندام ساخت های دیگر فراهم می شود. از سوی دیگر در جامعه ما برای آشنایی دختران و پسران فضایی طراحی نشده است. به همین دلیل باید منتظر عواقب دوستی های غیر اصولی در شبکه های اجتماعی مجازی تلگرام و اینستاگرام و غیره باشیم که دختران و پسران در آنجا سعی       می کنند نیازهای جنسی خودشان را بر طرف کنند. یکی دیگر از فشارهایی که بر دختران و پسران تاثیر می گذارد، مقولۀ بازی اعداد صحیح نظام اجتماعی است؛ یعنی مدام بر روی سن تاکید و گفته می شود که دختر نباید سن ازدواج اش بگذرد. به همین دلیل دختران دائما با این ترس مواجه اند و برخی از آنان سعی می کنند که با مردی کوچکتر از خود ازدواج کنند تا بتوانند به گونه ای قدرت برابری را در خانه و زندگی داشته باشند. آنها جامعه را مردسالار می دانند که یکی از راه های خروج از آن، برابری از طریق سن است. یکی دیگر از راهبرد های دختران در ازدواج، مقولۀ مهریۀ تساوی عقد نامه است. از این طریق دختران حقوق برابری در زمینه طلاق، دارایی، سفر، کار و حضانت فرزند و غیره به دست می آورند و در قبال آن مهریۀ خودشان را می بخشند. یکی دیگر از چالش های مهم در تصمیم به ازدواج، «تایتانیکی شدن تصمیم به ازدواج» است که موجب می گردد دختر و پسر به دلیل فشار ساختی تصمیم خود را عجولانه اتخاذ کنند و نتوانند با ویژگی های شخصیتی و رفتاری یکدیگر به خوبی آشنا گردند. در ساخت یافتن واقعیت تصمیم به ازدواج، دختران به نسبت پسران با محدودیت ها، تنش ها و اضطراب های متعددی در میدان بازی نمایش مواجه اند و در تصمیم به ازدواج شاهد چالش و کشاکشی بین دو سویه ای بزرگ هستیم که گرچه دختران در نسبت با گذشته از عاملیت بیشتری برخوردار شده اند، اما این عاملیت برای آنان بدون هزینه نبوده و با پیامدهای زیادی رو به رو شده اند. به بیان برگر و لوکمان و آلفرد شوتس، نیاکان ما ساخت هایی در جامعه ایجاد کرده اند که در واقع اشاره به فرمولاسیون آداب و رسوم ازدواج و به طور کلی مقولات فرعی این پژوهش دارد. فشارهای ساخت اجتماعی که در برخی از مواقع بدون منطق اند سبب می شود که افراد تصمیم بگیرند که به سمت دیگر اشکال ازدواج و خانواده از جمله همباشی حرکت کنند- برخی از مصاحبه شوندگان بیان می کردند که دوستان و آشنایان شان در حال تجربۀ چنین ساختی هستند. یافته ها نشان می دهد که هر چه دخالت ها و فشارهای اجتماعی نا به جا بر روی دختران و پسران کاهش یابد و دختران و پسران به دور از حرف ها و داغ ننگ های جامعه، خویشاوندان و برخی از آداب و رسوم بتوانند یکدیگر را بشناسند، می توان انتظار شکل گیری زندگی های موفق تری را داشت. فشارهایی که بر روی دختران و پسران در امر تصمیم به ازدواج است فقط موجبات ایجاد ناراحتی و کمرنگ کردن عشق در بین آنان می گردد و باید در این زمینه بازنگری شود. باید توجه داشت که منظور از آداب و رسوم های نا به جا، حذف و کنار گذاشتن تمامی آداب و رسوم رایج نیست، بلکه منظور احیای آداب و رسوم به جا و پسندیده و کنار گذاشتن آداب و رسوم نا به جایی است که فقط نشانۀ تجمل پرستی و چشم و همچشمی هستند. تعصبات و تفکرات کورکورانه و بی منطق در هر زمینه ای می تواند آسیب زا و غیر قابل جبران باشد که متاسفانه در ساخت اجتماعی واقعیت تصمیم به ازدواج نیز مشاهده می شوند. یادآوری می گردد که تاثیر ساخت ها بر عاملیت صرفا نمی تواند منفی باشد، بلکه گاهی در زمینه تاثیر عاملیت بر ساخت ها کاملا مثبت است.

در پایان می توان گفت که لزوم برنامه ریزی و سیاست گذاری برای حمایت از جوانان و ایجاد تغییرات و اصلاحاتی در آداب و رسوم ازدواج کاملا محسوس است.

 

  • منابع

    • آقاسی، محمد و فلاح مین باشی، فاطمه. (1394). «نگرش جوانان ایرانی به ازدواج، انتخاب همسر و تشکیل خانواده». ویژه نامه پژوهش نامه زنان(پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی). سال ششم، شماره اول، صص 1-21.
    • آقایی، عاطفه و کرمی قهی، محمدتقی. (1398). «روابط زناشویی از منظر زنان متاهل طبقۀ متوسط شهر تهران در سال 1397-1396». فصلنامه علوم اجتماعی (علمی) دانشگاه علامه طباطبائی. سال 26، شمارۀ 84، صص 89-118.
    • اصغرپور ماسوله، احمدرضا؛ کرمانی، مهدی و برادران کاشانی، زهرا. (1396). «پدیدارشناسی همسرگزینی دختران جوان در شهر مشهد». زن در فرهنگ و هنر. دورۀ 9، شمارۀ 1،صص 49-71.
    • الوانی، سید مهدی. (1391). مدیریت عمومی. تهران: نشر نی
    • امینی، یوسف؛ محمودی، مصطفی و امینی، محمد. (1397). «بررسی تطبیقی نگرش دو نسل نسبت به تشکیل خانواده (مطالعۀ موردی پسران 20 تا 30 سالۀ شهر شوشتر و پدراشان)». فصلنامۀ علمی-پژوهشی علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شوشتر، سال 12، شماره 1، پیاپی40، صص 295-322.
    • بِر، ویوین. (1394). برساخت گرایی اجتماعی. اشکان صالحی. تهران: نشر نی
    • برگر، پیتر. (1396). دعوت به جامعه شناسی: نگاهی انسان گرایانه. رضا فاضل. تهران: نشر ثالث
    • برگر، پیتر و لوکمان، توماس. (1387). ساخت اجتماعی واقعیت (رساله ای در جامعه شناسی شناخت). فریبرز مجیدی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
    • برناردز، جان. (1396). درآمدی بر مطالعات خانواده. حسین قاضیان  تهران: نشر نی
    • تافلر، الوین. (1388). موج سوم. شهیندخت خوارزمی. تهران: انتشارات فرهنگ نشر نو
    • دانایی فرد، حسن و جوانعلی آذر، مرتضی. (1398). خط مشی گذاری عمومی و ساخت اجتماعی واقعیت. تهران: دانشگاه امام صادق علیه السلام
    • کوهستانی، مریم. (1396). «نگرش دختران پیرامون فرهنگ خواستگاری به شیوۀ سنتی و جدید(مورد مطالعه: دانشجویان دانشکدۀ رفاه)». پایان نامۀ کارشناسی ارشد، دانشکدۀ غیر دولتی- غیر انتفاعی رفاه، رشتۀ علوم اجتماعی، گرایش مطالعات فرهنگی
    • گلاسر، ویلیام. (1384). نظریۀ انتخاب (روانشناسی نوین آزادی شخصی). مهرداد فیروزبخت. تهران: موسسۀ خدمات فرهنگی رسا
    • ساروخانی، باقر و مقربیان، مریم. (1390). «تجددگرایی و همسرگزینی (تحقیقی مقایسه ای در بین زنان مناطق 1 و 11 شهر تهران)». مطالعات فرهنگ-ارتباطات. سال 12، شمارۀ 15، صص 43-75.
    • سلیمانی بشلی، محمدرضا. (1394). «مقایسۀ معیارهای همسرگزینی در بین افراد متاهل و جدا شده و مهمترین عوامل موثر بر آن». رسالۀ دکتری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، گروه جامعه شناسی، گرایش بررسی مسائل اجتماعی ایران.
    • صفایی، مهشید. (1390). «جوانان و عشق؛ تاثیر زمینۀ اجتماعی در مفهوم پردازی رابطۀ عاشقانه». مطالعات اجتماعی-روانشناختی زنان. سال 9، شمارۀ 2، صص 81-104.
    • غیاثوند، احمد و حاجیلو، زینب. (1399). «تجرد زیستی جوانان: پانتومیم دختران مجرد در ایستار ازدواج». فصلنامه علوم اجتماعی(علمی) دانشگاه علامه طباطبایی. سال 26، شماره 88، صص179-220.
    • مارچ، جیمز. (1396). درآمدی بر علم تصمیم گیری (تصمیم گیری چگونه رخ می دهد). ابراهیم افشار. تهران: نشر نی
    • مختاری، زهرا؛ کیانپور، مسعود و آقابابایی، احسان. (1395). «مطالعۀ پدیدارشناسانۀ عشق ازدواجی در دوران آشنایی (تجربۀ زیستۀ کنش گران تازه ازدواج کردۀ شهر اصفهان از آشنایی تا لحظۀ عقد)». زن در فرهنگ و هنر. دورۀ 8، شمارۀ 4،صص 517-538.
    • مردی، احمد؛ مهینی، مینو؛ شایگان مهر، عارف و اصل رحیمی، وهاب. (1398). «بررسی میزان شیوع آسیب های اجتماعی با تاکید بر ازدواج زودرس و پیامدهای آن در استان آذربایجان شرقی». دومین همایش ملی آسیب های اجتماعی. صص 1-13.
    • مظاهری، علی؛ صادقی، منصوره السادات؛ نصرآبادی، ام لیلی؛ انصاری نژاد، فاطمه و عباسی، مریم. (1388). «رابطۀ سبک های همسرگزینی با کیفیت و پایداری ازدواج». راهبرد فرهنگ. شمارۀ 5، صص 55-71.
    • ملک عسگر، سعاده؛ مظاهری، محمد علی و صادقی، منصوره السادات. (1396). «رابطه میان سطوح متفاوت روابط پیش از ازدواج و نگرش والدین به آن با میزان سازگاری زناشویی زوجین». راهبرد فرهنگ. شماره 38، صص 101-125.
    • نوکس، دیوید و اسکاچ، کارولین. (1396). مقدمه ای بر ازدواج و خانواده (راهنمای جامع و کاربردی). کیومرث فرحبخش، زهرا جهان بخشی، یاسر آزاد فارسانی، سهیلا پزشک آزاد، مهتاب چنگانی، مهدی خان آبادی، معصومه زیبایی نژاد، علی طالعی، سیده مریم فرشادان، آمنه فهیمی فر، مهرنوش مکری والا. جلد اول، تهران: نشر آوای نور
    • Ahmed, N., Kashem, A. (2015). “Exploring the Socio -Cultural Context of Dowry Practice in Bangladesh”. Sociology and Anthropology, 3(3): 171-178.
    • Ajzen, I. (1991). “The Theory of Planned Behavior”. Organizational Behavior and Human Decision Processes, No.50: 179-211.
    • Ajzen, I. (1988). Attitudes, Personality, and Behavior. Chicago: Dorsey press
    • Akhtar, N., Khan, A., Pervez, A., Batool, I. (2017). “Interpersonal Problems in Arranged and Love marriages”. Pakistan Journal of Social and Clinical Psychology, Vol.15, No.2: 18-22.
    • Bejanyan, K. (2015). “The Influence of Familial Involvement and Cultural Values on Mate Preferences and Romantic Relationships: What Do Today’s Emerging Adults in India and America Want?” Thesis Submitted for the Degree of Doctor of Philosophy College of Health and Life Sciences, Major professor: Tara Marshall PhD.: Brunel University.
    • Blankinship, T. T. (2008). “Characteristic Preferences in Mate Selection among College students: A Comparison Study Spanning the Late Twentieth Century into the Early Twenty-First Century”. A Thesis Submitted to the Graduate Faculty in Partial fulfillment of the Requirements for the Degree of Master of Science in Family and Child Studies, Major professor: Glee Bertram PhD.: Edmond, Oklahoma.
    • Conley, J. D. (2007). “Preferences in Mate Selection for College Students: A 10 Year Follow-Up”. A Thesis Submitted to the Graduate Faculty of the University of Georgia in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree of Master of Science, Major professor: Leslie Gordon Simons PhD.: Athens, Georgia.
    • Darisman, A., Hilman, D., Homan, K. D. (2016). “Social Construction Theory of Reality: A case Study of Anti Anorexia Campaign Poster”. Humaniora, Vol.7, No.2: 149-153.
    • Dressler, M. (2018). “The Social Construction of Reality (1966) Revisited: Epistemology and Theorizing in the Study of Religion”. Method and Theory in the Study of Religion: 1-32.
    • Fresko - Rolfo, B. (2018). “Forced marriage in Europe”. Committee on Equality and Non-Discrimination: 1-16.
    • Gitipasand, Z., Farahbakhsh, K., Smaeili, M., Zokaei, M. S. (2014). “Layers of Meaning among Iranian Couples with High Marital Satisfaction”. Reef Resources Assessment and Management Technical Paper, vol.40: 179-185.
    • Hemesath, C. (2016). “Falling out of Romantic Love: A Phenomenological Study of the Meaning of Love in Marriage”. A Dissertation Submitted to the Graduate Faculty in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree of Doctor of Philosophy, Major: Human Development and Family Studies, Major Professor: Tera Rose Jordan, Lowa State University.
    • Leeuw, J. (2015). “Making Marriages Work: Common Factors of Marriage Theories”. Honors theses, 1-24
    • Matlabi, H., Rasouli, A., Behtash, H.H., Dastjerd, f., Khazemi, B. (2013). “Factors Responsible for Early and Forced Marriage in Iran”. Science Journal of Public Health, 1(5): 227-229
    • Weiss, M. J. (2014). “Marital Preparation, Experiences, and Personal Qualities in a Qualitative Study of Individuals in Great Marriages”. A thesis Submitted in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree of Master of Science in family, Consumer, and Human Development, Major Professor: Linda Skogrand PhD., Logan, Utah (Utah State University).
    • Muraco, J.A., Curran, M. (2012). “Associations Between Marital Meaning and Reasons to Delay Marriage for Young Adults in Romantic Relationships”. Marriage & Family Review, 48,3: 227-247
    • Regan, P. C. (2008). “The Mating Game: A Primer on Love, Sex and Marriage”. Sage Publications, Inc; 2nd edition.
    • Raymo, J. M., Park, H. (2020). “Marriage Trends in Korea: Changing Composition of the Domestic Marriage Market and Growth in International Marriage”. Demography, 57(1): 1-25.
    • Ufholz, K. E. (2012). “The Effect of Peers on Marital Beliefs and Expectations”. Thesis Submitted to the College of Arts and Sciences of the University of Dayton (In Partial Fulfillment of the Requirements for Degree Master of Arts in Clinical Psychology (, Faculty Advisor: Lee Dixon, PhD., Dayton, Ohio.
    • Walter, K.V., et al. (2020). “Sex differences in Mate Preferences across 45 Countries: A Large-Scale Replication”. Psychological Science, 1-16.
    • Weiss, J. M. (2014). “Marital Preparation, Experiences, and Personal Qualities in a Qualitative Study of Individuals in Great Marriages”. A Thesis Submitted in Partial Fulfillment of the Requirements for the degree of Master of Science in Family, Consumer, and Human Development, Major Professor: Linda Skogrand PhD., Logan, Utah (Utah State University).
    • Yazdanpanah, M., Eslami, M., Nakhaee, N. (2014). “Effectiveness of the Premarital Education Programme in Iran”. Hindawi Publishing Corporation, ISRN Public Health: 1-5.