سنجش نگرش مدیران ورزشی و غیر ورزشی در پیش بینی افزایش وفاق اجتماعی با محوریت ورزش قهرمانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس مسئول امور ورزشی، دانشگاه مازندران(نویسنده مسئول) E-mail:neek_m2008@yahoo.com

2 دانشیار، دانشگاه بوعلی سینا، همدان

3 کارشناس مسئول امور ورزشی، دانشگاه مازندران

چکیده

   وفاق اجتماعی، یکی از موضوعات اساسی است که از گذشته طولانی مورد توجه صاحب‌نظران در حوزه مطالعات اجتماعی و فرهنگی بوده است. با گذشت زمان این مسئله نه تنها اهمیت خود را از دست نداده، بلکه به جهت تحولات روزافزون در صحنه بین‌الملل و جهانی از اهمیت بیش از پیشی برخوردار شده است. وفاق اجتماعی به عنوان یکی از مولفه­های اساسی و بنیادین سرمایه اجتماعی و از عومل تاثیرگذار بر روابط اجتماعی می­باشد که روز به روز فرسایش می­یابد و ضعیف تر می­گردد- این مساله هم در سطح جهانی و هم در سطح ملی مشاهده شده است. برای تحلیل و تبیین این موضوع، چهارچوب نظری تحقیق بر اساس نظریات پاتنام و بوردیو و مکاتب کارکردگرایی و کنش متقابل نمادین طراحی گردیده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نگرش مدیران ورزشی و غیر ورزشی در میزان توانایی پیش بینی ورزش قهرمانی در افزایش ابعاد وفاق اجتماعی(کنش­های ارتباطی، برقرای نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی و همنوایی اجتماعی) می باشد.
   پژوهش حاضر به لحاظ اجرا از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران ورزشی و غیر ورزشی 31 استان کشور بوده است  که از بین این استان­ها، ده استان بالای دو میلیون نفر جمعیت به شکل تصادفی ساده انتخاب شدند. مدیران ورزشی، 5 نفر شامل مدیران و معاونان ادارات کل تربیت بدنی استان­ها- دارای تجربه و زمینه  مدیریت در توسعه ورزش همگانی و قهرمانی- و مدیران غیر‌ورزشی 5 نفر شامل3 نفر از  مدیران سیاسی، امنیتی و انتظامی 31 استانداری و 2 نفر از مدیران و معاونان ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی- دارای سابقه در زمینه فرهنگ سازی برقراری نظم و ثبات و فراهم نمودن همبستگی-  بودند که در مجموع، 100 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در واقع، نمونه­گیری به روش کل شمار و به صورت هدفمند انجام شد. ابزار جمع­آوری اطلاعات در تحقیق حاضر، پرسش‌نامه بود. برای سنجش میزان روایی از روش همبستگی درونی گویه­ها و همچنین «آلفای کرونباخ» استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از SPSS 16 صورت گرفت.
   تجزیه و تحلیل داده­ها نشان داد که هر چند متغیر مشارکت در ورزش قهرمانی با هر چهار بعد وفاق اجتماعی(کنش­های ارتباطی، برقرای نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی و همنوایی اجتماعی) رابطه معنی داری دارد( 05/0 (p اما تحلیل رگرسیون چندگانه نشان می­دهد تنها متغیر همنوایی اجتماعی به دلیل دارا بودن بالاترین ضریب همبستگی، 158/0 از واریانس ورزش قهرمانی را تبیین می­کند که با توجه به میزان F مشاهده شده این واریانس تبیین شده است. در نتیجه، مدل رگرسیون درگام اول در سطح 01/0 معنی دار و نشان از توانایی پیش بینی ورزش قهرمانی  تنها در بعد همنوایی اجتماعی را دارد و در سه بعد دیگر (کنش­های ارتباطی، برقرای نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی) این پیش بینی معنی­دار نمی­باشد.

کلیدواژه‌ها


سنجش نگرش مدیران ورزشی و غیر ورزشی در پیش بینی افزایش وفاق اجتماعی با محوریت ورزش قهرمانی  

محمدرضا نیک نژاد[1]

غلامرضا شعبانی بهار[2]

سید قاسم قربانزاده زعفرانی[3]

 

تاریخ دریافت مقاله: 30/4/1393

                                                                                                                          تاریخ پذیرش مقاله:10/7/1393

   

مقدمه

   وفاق اجتماعی، شکلی از ارتباط است که در آن گروهی از مردم (درون مرزهای جغرافیایی، مثلاً داخل مرزهای یک کشور) توانایی و مهارت برای تشریک مساعی را نشان می‌دهند و این خود فضا را برای بروز تغییر خوب (توسعه به تعبیر چمبرز[4]) به‌‌ وجود می‌آورد. وجود وفاق و توافق محکم میان اعضای یک جامعه، دغدغه مهم فکری همه کسانی است که به رشد و تعالی جامعه می‏اندیشند و پیوسته در این اندیشه‏اند که چگونه می‏توان از خواسته‏های متفاوت مردم، برآیندی مثبت ساخت تا حیثیت جامعه در مسیر تکامل پیش رود. منظور از وفاق، توافق بر سر مجموعه‌ای از ارزش‌ها و باورهاست که زمینة رفتارها و اعمال اجتماعی را شکل می‌دهد. اعمال و رفتارهایی که زندگی اجتماعی و جمعی را خلق کند و هویت بخشد. یک جامعه پایدار نمی‌ماند مگر اینکه رفتارها و امورات اجتماعی آن دارای ثبات و پیوستگی مشخصی باشد‌ و این ثبات و پیوستگی هم به‌وجود نمی‌آید مگر با داشتن وفاق و تفاهم میان افراد و اعضای جامعه در امور مشترک. با وجود آنکه میان صاحب‌نظران در مورد تعریف وفاق اجتماعی اتفاق نظر وجود ندارد، اما می‌توان این مفهوم را در دو بُعد نظری و عینی مورد بررسی قرار داد. از بعد نظری، وفاق اجتماعی به نزدیکی و سازگاری باورهای افرادی اشاره دارد که قرار است میان آنها وفاق اجتماعی به وجود آید. اما از بعد عینی، رفتار و نوع نظام اجتماعی است که در آن برآیند نیروها در جهت سازگاری، انطباق و تعادل بیشتر میان اعضااست. بر این اساس، یکی از اصلی‏ترین اهداف همه نظام‏های سیاسی، تلاش برای یکپارچه ساختن گروه‏های اجتماعی است. این امر به عصر حاضر اختصاص ندارد و همواره برای همه رهبران و اندیشمندان امور اجتماعی مسلم بوده است که هر مقدار، گروه‏های اجتماعی از همگونی در اهداف و جهت‏گیری‏ها و دغدغه‏های مهم اعتقادی و اجتماعی برخوردار باشند، زمینه ایجاد وفاق و همبستگی همگانی فراهم‏تر خواهد شد(امیر انتخابی،1390: 14).

   مطالعات نشان می­دهد ورزش، ‏سازوکاری مفید و مؤثر برای نزدیک کردن خرده فرهنگ ‏ها به‏ یکدیگر است. در مسابقات جهانی، اهتزاز پرچم و پخش سرود ملی یک کشور به دنبال پیروزی‏ ورزش­کاران وابسته به خرده فرهنگ‏ های مختلف و یا فرهنگ اصلی آن کشور، بازگوکننده و تأکید کننده و تجسم و مقوم وحدت ملی در آن کشور است. جذب اقوام در جامعه ملی یکی از کارکردهای هویت ساز ورزش است. از این‌ رو،  با توجه به وجود اقوام گوناگون (ترک، کرد، لر، عرب، ترکمن و بلوچ) تیم­های ورزشی با درخشش در سطح بین­المللی باعث نزدیک شدن حس هویت در بعد ملی در بین این اقوام و تقویت همبستگی و هویت ملی از طریق ورزش شده است (ابراهیمی،1393: 89).

   بر اساس تحقیقات انجام شده، ورزش امروزه در عرصه سیاسی و اجتماعی می­تواند عاملی مهم و اساسی در ایجاد وفاق اجتماعی، تقویت هویت ملی،‌ مشارکت عمومی، نشاط روحی و روانی در جوامع، تخلیه خشونت‌های مخرب، امید و سرزندگی، انسجام و همبستگی اجتماعی باشد. در جهان امروز، در کنار عناصر هویت‌بخش و وحدت‌بخش هر ملتی مانند زبان، دین و سرزمین مشترک‌، ورزش نیز جایگاه خود را پیدا کرده، هر چند وزن هر کدام از این عوامل نسبت به دیگری متفاوت است. اینک، ورزش به دلیل اثر پررنگ و زودهنگام خود جایگاه ویژه‌ای یافته است. ورزش در عصر جدید، یگانه عالمی است که می­تواند افراد یک جامعه را در عین داشتن تفاوت‌های  معنا‌دار به همدیگر پیوند دهد. شاید مثال بارز این مطلب، شکست رقیب شراک در انتخابات سال 2001 فرانسه باشد. لوپن ‌اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات، اقلیت­های مذهبی مقیم فرانسه را اخراج خواهد کرد. پس در صورت پیروزی می‌توانست «زیدان» اسطوره فوتبال آن کشور را اخراج کند. بنابراین، این مسئله منجر به شکست او در انتخابات شد. امروزه حضور بازیکنان اقلیت‌های مذهبی در تیم‌های ملی و جذب اقوام در جامعه ملی از طریق ورزش از کارکردهای مهم این پدیده اجتماعی است. نقش منسجم‌کننده ورزش برای یک ملت، مشابه نقش ساختاری کارکردی منتسب به ورزش در اجتماعات می­باشد که در مطالعات کلاسیک و مطالعات اخیر می‌توان یافت. انسجام برای مقابله با تنوع نژادی، قومی، منطقه­ای و طبقاتی موجود در داخل کشور دلیل عمده­ای است که سبب می­شود تا ملت­ها مشارکت در رویدادهای ورزشی کاملاً آشکار را تشویق کنند(تیموری، 1389: 1).

    مطالعه لور در مورد برزیل نشان می­دهد که چگونه ورزش به یک جمعیت متنوع، عامل مشترکی با عنوان "همبستگی ملی" می­بخشد. پس ورزش می­تواند نقش مهمی درایجاد هویت ملی یا ناسیونالیسم ایفا کند و بطور موقت بر تفاوت‌ها و اختلافات موجود فایق آید. مسابقات قهرمانی راگبی جهانی، مثال جالبی در این زمینه است. هر سال وقتی تیم­ها برگزیده می­شوند، جناح­های در حال جنگ در ایرلند و ایرلند شمالی دشمنی‌های شدید خود را کنار می نهند، بازیکنانی از هر دو گروه با یکدیگر ترکیب می­شوند تا تیم ملی ایرلند را تشکیل دهند، تیمی که مردم هر دو ملت برای آن فریاد شادی سر می­دهند(تیموری، 1389: 1). حکومت‌ها با آگاهی از نقش متحدکننده ورزش اغلب رقابت‌های بین­المللی را تشویق می­کنند. اگرچه منتقدان معقد به دیدگاه تضاد بر این باورند که استفاده از ورزش برای متجانس‌نمودن مردم جامعه بیانگر تلاشی است برای کنترل این مردم از طریق تلقین ارزش‌های حاکم بر آن‌ها که نتیجه این امر تقلیل احتمال چالش علیه صاحبان قدرت می­باشد. مشارکت در ورزش‌های بین­المللی مستلزم مشارکت در شبکه­ای از سازمان‌هاست که این سازمان‌ها دارای قلمرو جهانی هستند. لذا قبل از اینکه این مشارکت بتواند موثر واقع شود، باید پایگاهی سازمانی که کارکنان آن افرادی شایسته و ذی­صلاح باشند، توسعه یابد تا به وسیله ورزش که مکانیسمی فراهم می­آورد تا سازمان‌ها به یکدیگر پیوند بخورند، مهارت‌های مدیریتی و اداری در میان مردم توسعه یابد(تیموری، 1389: 1).

     ورزش به عنوان یک پدیده اجتماعی و فرهنگی نشانگر ورود افراد به شبکه روابط اجتماعی است. ورزش عرصه ظهور رفتارها، نگرش­ها، ارزش‌ها و بازنمایی‌های معنادار قرن بیست و یکم است. این پدیده چند‌­بعدی، آن‌چنان در متن جهان زندگی انسان‌ها نفوذ نموده که امروز می­توان با توجه به نگرش و فعالیت‌های ورزشی افراد طرز تفکر، سبک زندگی و میزان سرمایه اجتماعی افراد را بازشناسی کرد و از روی رفتارها و فعالیت‌های ورزشی، سایر فعالیت‌های زندگی را منسجم و پیش‌بینی نمود و انسجام و همبستگی را تحت تاثیر قرار داد. بنابراین، با رویکرد جامعه‌شناختی تحلیل بازی‌ها و  ورزش‌ها  می­توان بخش عمده‌ای از ویژگی‌های جامعه­ای که ورزش‌ها در آن پدیدار شده­اند را باز شناخت(جوانمرد، 1388: 30).

   با توجه به بررسی­های به عمل آمده، ورزش و پرداختن به ورزش نمونه­ای از پدیده­های اجتماعی است که به نظر می­رسد در عین حال که سرمایه اجتماعی موجود در جامعه می تواند به توسعه ورزش کمک کند، بلکه اقبال عمومی جامعه به ورزش و پرداختن به ورزش نیز می تواند از عوامل تقویت ابعاد سرمایه اجتماعی مثل همبستگی اجتماعی بالا، روحیه انعطاف پذیری و تنوع طلبی، مشارکت مدنی بالا، اعتماد اجتماعی و.... باشد که نشان از سلامت اجتماعی و روانی یک جامعه دارد(رحمانی فیروزجاه،1390: 38).

   بنابراین، به نظر می رسد ورزش به عنوان یکی از عوامل مهم اجتماعی می­تواند در تقویت این سرمایه اجتماعی یعنی وفاق اجتماعی  نقش زیادی داشته باشد؛ به طوری که اعضای جامعه با برقراری تماس با یکدیگر و پایدار ساختن آنها، قادر به کسب این سرمایه می­باشند.

   وفاق اجتماعی[5] به عنوان یکی از مولفه های اساسی سرمایه اجتماعی، یکی از موضوعات اساسی است که از دیر‌باز مورد توجه مطالعات جامعه‌شناختی بوده است. وفاق اجتماعی عبارت است از: «توافق جمعی بر سر مجموعه‌ای از اصول و قواعد اجتماعی که در یک میدان تعاملی اجتماعی که خود موجود «انرژی عاطفی» است به وجود می­آید. انرژی عاطفی هم‌زمان نتیجه و موجد (علت و معلول) توافق اجتماعی است(جمشیدی، 1379: 146). وفاق اجتماعی در این پژوهش،­ در چهار بعد کنش­های ارتباطی، برقراری نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی و هم‌نوایی اجتماعی مورد تعریف و بررسی قرار گرفته است. در کنش ارتباطی به کنش تحریف نشده و داوطلبانه که همواره به رفع موانع موجود بر سر راه ارتباط آزادانه منجر خواهد شد پرداخته و نظم اجتماعی به معنای اطاعت اعضای جامعه از هنجارها، ارزش‌ها و قوانینی است که اساس قوام جامعه را تشکیل می‌دهد. تعادل اجتماعی هم متضمن اندیشه چیزی است که قائم به خود بوده و در طول زمان به صورتی پویا پابرجا می­ماند. هم‌نوایی اجتماعی به عنوان مولفه دیگر این پژوهش به معنای فرآیندی روانی و اجتماعی است که از طریق آن شخص همان طرز تلقی و کردارها، عادات زندگی و اندیشه را می­پذیرد که افراد مسلط بر محیط پیرامونش پذیرفته­اند( جوانمرد، 1388: 30).

   جوانمرد(1388) درتحقیقی گزارش کرد بین متغیرهای سابقه ورزشی، عضویت در تیم ملی، دعوت به اردوی تیم ملی و کسب مقام ورزشی با نگرش قهرمانان در زمینه تاثیر ورزش بر انسجام اجتماعی ارتباط معنی‌داری وجود دارد. نتایج این تحقیق نشان می­دهد بین متغیرهای مستقل شادابی، آرامش، ثبات و پایداری، هویت ملی، افزایش سازگاری، کنش ارتباطی، تفاهم و توافق، وفاق اجتماعی، سرمایه اجتماعی و... با متغیر وابسته انسجام اجتماعی رابطه وجود دارد.

   پارسامهر در تحقیق خود همبستگی مثبت میان مولفه‌های سرمایه اجتماعی و مصرف ورزش را نشان می‌دهد. مولفه مصرف ورزش با  مولفه‌های مشارکت اجتماعی، تعامل اجتماعی و احساس تعلق همبستگی نسبتاً بالایی دارد (1390:73).

   فاضلی بیان می­کند برخی جامعه­شناسان ایرانی سه رخداد، اجماع­ بر سر حق هسته‌ای ایران، نام تاریخی خلیج فارس و پیروزی تیم ملی فوتبال ایران بر امریکا را سه حادثه مهم دانسته­اند که اجماع حداکثری ایرانیان را طی دو دهه گذشته به وجود آورده است. همچنین، ورزش به ویژه فوتبال می­تواند مجرایی برای گره‌زدن علایق اقلیت­ها به بدنه اکثریت باشد که در نهایت همبستگی ملی را رقم می­زند. (1391:174)

         نتایج تحقیق والست[6] (2008:17) نشان می­دهد که باشگاه­های ورزشی عرصه­های مناسب برای پل‌زدن سرمایه اجتماعی میان مهاجران از اقلیت­هایی با پیشینه مختلف قومی می­باشد. پژوهش شرری[7] (2010:203) اثبات کرد برنامه­های ورزشی می­توانند در دوباره دخیل‌کردن مردم حاشیه­ای در اجتماعات وسیع­تر نقش مهمی ایفا نماید.  همچنین، کلوپ­های ورزشی وسیع، نه تنها  ورزش‌های گوناگون را در بر می­گیرد، بلکه فرصت مناسبی برای  ارتباطات میان اعضای کلوپ را نیز فراهم نماید اوکاسیو[8] (2010:15).

   مکاتب مختلف جامعه شناسی ازجمله کارکردگرایان به سهم و نقش عناصر اجتماعی مانند ورزش در ثبات اجتماعی تأکید و توجه دارند. کارکردگرایان، ورزش را به مثابه نهاد شبه مذهبی[9] در نظر می‌گیرند که با استفاده از مراسم و تشریفات خاص خود به تقویت ارزش‌های مشترک بین افراد و جامعه می‌پردازد. علاوه بر این، کارکردگرایان به تأثیر ورزش در جامعه‌پذیری نوجوانان و جوانان و سازگار‌نمودن افراد جامعه با ارزش‌های مثبتی نظیر میهن‌پرستی و نقش آن در تقویت توانایی‌های فیزیکی تأکید دارند و آن را به عنوان عرصه‌ای برای تجلی تنش‌ها و تخلیه انرژی پرخاشگرانه با شیوه اجتماعی مطلوب در نظر می‌گیرند. به اعتقاد صاحب‌نظران این مکتب، ورزش افراد یک جامعه یا حتی یک ملت را دور هم جمع می‌کند و نوعی احساس وحدت و یکپارچگی اجتماعی را رواج می‌دهد(نیک نژاد،1389: 25).

   صاحبنظران مکتب کنش متقابل نمادین هم معتقدند درون جهان اجتماعی ورزش، معانی نمادین بسیاری خلق می‌شود. فرآیندی که در خلال آن این معانی ساخته می‌شود، برای یک جامعه‌شناس به سادگی قابل رؤیت است. بعلاوه، از آنجا که آنچه مورد مشاهده قرار می‌گیرد کارکردی آشکار از وجود یک تیم است، نه مجموعه‌ای از افراد، می‌توان فراگرد جمعی ساختار معانی آن را مورد بررسی قرار داد. در ورزش، ارزش‌های نهادین مانند شکست و پیروزی، روحیه و اخلاق ورزشکاری، فعالیت تیمی و تلاش فردی از اهمیت وافری برخوردارند. مفاهیم موجود در کنش متقابل نهادی از قبیل خود، دیگری تعمیم یافته، نقش، وضعیت و هویت برای انجام هرگونه تحلیل از ورزش مناسبت دارند. ارزش‌های تیمی، هنجارها، تشریفات، تشویق‌ها، نشانه‌ها و علائم، بازی‌ها، آمارها و واکنش‌های مربوط به شکست یا پیروزی در عرصه ورزش، جملگی دلایل قانع کننده‌ای برای جلب توجه تحلیل‌گران کنش متقابل نمادی به این موضوع به شمار می‌آیند. دیدگاه کنش متقابل نمادی به معانی خلق شده در عرصة ورزش‌های گروهی و این که چگونه این معانی بر ورزش اثر می‌گذارند، توجه دارد. تأکید این دیدگاه بر آن دسته از معانی اجتماعی است که در وضعیت‌های متفاوت حتی با بازیگرانی یکسان ممکن است به گونه‌ای حائز اهمیت با یکدیگر تفاوت داشته باشند. از آنجا که شکل‌های گوناگون فعالیت‌های ورزشی دنیاهای نمادین هستند، دنیای اجتماعی مناسبی جهت بررسی نظریه‌پردازان دیدگاه کنش متقابل نمادی به شمار می‌آیند. معانی موجود در قلمرو فعالیت‌های ورزشی ذاتی نیستند، بلکه از طریق قواعد و قراردادها و...... توسط کنش‌گران اجتماعی خلق می‌شوند. این معانی برخاسته از مبانی اجتماعی‌اند و کارکرد بیولوژیکی تحت پوشش معانی اجتماعی دارند(شارع پور،1381: 40).

   از نظر پانتام[10] سرمایه اجتماعی عبارت است از پیوندهای بین افراد، شبکه های اجتماعی و هنجارهای اعتماد و معامله به مثل که از آن پیوندها ناشی می شود. بیشتر تحلیل­های پانتام بر روی نقش مثبتی است که ورزش ممکن است در شکل‌دادن سرمایه اجتماعی بازی کند، تمرکز کرده است(پاتنام،2001: 401).

   بوردیو[11] (1984) کارکردهای ورزش را بسیج توده‌ها جهت اهداف و امیال سیاسی دانسته و معتقد است ورزش به موضوعی برای رقابت میان نهادهایی تبدیل شده که به شکل کامل یا جزیی سازمان یافته‌اند تا بتوانند به سمت بسیج و فتح سیاسی توده‌ها گام بردارند. او معتقد است نهادها و احزاب سیاسی و رقیب در استفاده از ورزش به جهت تامین اهداف سیاسی استفاده کرده اند که در این رهگذر به تدریج سندیکاها و کلیساها و سپس سرمایه‌داران به جمع این رقبا برای کارکردهای سیاسی ورزش اضافه شده‌اند. بنابراین بوردیو، ورزش را ابزاری مناسب جهت رقابت در بین نهادهای سیاسی به منظور سلطه و پیروزی خود دانسته، معتقد بود ورزش به عنوان یک پدیده اجتماعی، قابلیت تبدیل شدن به قدرت سیاسی زود‌هنگام را دارد(جوانمرد،1388: 30).

   به هر تقدیر از آنجایی که در پژوهش حاضر متغیرهای متعددی برای تحلیل کارکرد ورزش بر وفاق اجتماعی و اعتماد ملی مطرح شده است و همچنان که در این بخش توضیح داده شد، متغیر مستقل(ورزش) و متغیرهای وابسته (وفاق اجتماعی و اعتماد ملی) تحقیق حاضر، مفاهیمی هستند که صرفاً نمی‌توان با یک نظریه آن‌ها را سنجید یا تبیین نمود. پس چارچوب نظری پژوهش حاضر باید ترکیبی ‌باشد؛ یعنی، بر پایه چند تئوری بنا گردد.

   همانگونه که بیان گردید در تحقیات داخلی، بیشتر بر مفهوم سرمایه اجتماعی به عنوان متغیر مستقل بحث شده  و تاثیر آن را بر مفاهیم دیگر بر روی آن سنجیده­اند یا به بررسی میزان سرمایه اجتماعی و عوامل موثر بر آن در جوامع آماری مختلف پرداخته شده است. در مورد کارکرد ورزش بر وفاق اجتماعی و اعتماد ملی علی رغم جستجو در منابع و اسناد مختلف تحقیقاتی، متاسفانه منبعی که مستقیماً  به موضوع تحقیق مورد نظر بپردازد مشاهده نشده است. برخلاف بی­توجهی محققان ایرانی به انجام مطالعه در این زمینه، محققان خارجی در تحقیقات دهه اخیر خود کم و بیش به این موضوع پرداخته اند و در نتایج پژوهش خود به اهمیت توجه به این موضوع و لزوم مطالعه و تحقیق بیشتر پیرامون این موضوع را در جامعه آماری مورد مطالعه خود اعلام کرده اند. با توجه به خلاء نسبی پژوهش و مطالعه در این زمینه، این تحقیق به لحاظ علمی- گسترش و تقویت ادبیات موضوع و فراهم شدن داده­ها و نتایج تجربی برای استفاده سایر محققان-و عملی- ارائه راهکارهایی برای ارتقا و تقویت سرمایه اجتماعی، وفاق اجتماعی و اعتماد ملی از طریق ورزش – کارکرد های مناسبی را در پی خواهد داشت.

   به نظر می رسد ورزش- که در این تحقیق ورزش قهرمانی مد نظر می­باشد-  به عنوان یک پدیده اجتماعی می­تواند بدون  نیاز به ترجمه، خود ترجمان ملت­ها بوده و زمینه را برای انسجام و همبستگی اجتماعی فراهم نماید و قادر است تا مشترکات بین ملل را به ارمغان آورده و مراودات و تبادل فرهنگی را رقم بزند(جوانمرد، 1388: 30). بنابراین لازم است روشن شود که آیا پرداختن به ورزش و گسترش روزافزون آن می­تواند به عنوان فرصتی برای تقویت وفاق اجتماعی باشد؟ به همین منظور مطالعه حاضر در صدد بررسی این مساله اساسی است که آیا  از دیدگاه مدیران ورزشی و غیر ورزشی، ورزش قهرمانی این توانایی را دارد که بتواند میزان افزایش ابعاد وفاق اجتماعی را بیش بینی نماید؟ در کنار این امر مهم به بررسی به این موارد نیز پرداخته خواهد شد که آیا میانگین کارکرد ورزش قهرمانی از دیدگاه مدیران ورزشی و غیر ورزشی بیش از سطح متوسط است؟

آیا مشارکت در ورزش قهرمانی با ابعاد وفاق اجتماعی- کنش­های ارتباطی، برقراری نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی، همنوایی اجتماعی رابطه دارد؟

 

فرضیه اصلی تحقیق

بین ورزش قهرمانی و  وفاق اجتماعی رابطه وجود دارد.

فرضیات فرعی تحقیق

  1. بین ورزش  قهرمانی و بعد کنش­های ارتباطی وفاق اجتماعی رابطه وجود دارد.
  2. بین ورزش قهرمانی و بعد برقراری نظم اجتماعی وفاق اجتماعی رابطه وجود دارد.
  3. بین ورزش قهرمانی و بعد تعادل و توازن اجتماعی وفاق اجتماعی رابطه وجود دارد.
  4. بین ورزش قهرمانی و بعد همنوایی اجتماعی وفاق اجتماعی رابطه وجود دارد.

 

روش شناسی پژوهش

   روش پژوهش حاضر، پیمایشی بوده که در آن برای گردآوری داده ها از تکنیک پرسشنامه استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش، ده استان بالای دو میلیون نفر جمعیت می باشد که در این جامعه سه سازمان با عنوان  ادارات کل تربیت بدنی، ادرات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و استانداری­ها مد نظر بوده است. نمونه آماری  این پژوهش، مدیران ورزشی شامل مدیران کل و معاونان، رئیس ورزش همگانی، رئیس ورزش قهرمانی در  ادارت کل تربیت‌بدنی استان‌ها به تعداد 5 نفر و مدیران غیر‌ورزشی شامل مدیران کل سیاسی، امنیتی و انتظامی استانداری‌های کشور و مدیران و معاونان ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها به تعداد 5 نفر و در مجموع، 100 نفر از  مدیران دارای سابق مدیریتی در ورزش و فرهنگ سازی و  برقراری نظم در جامعه بودند- به عبارت دیگر، نمونه آماری  این پژوهش به شیوه تمام شماری انتخاب شده بود. با توجه به اینکه مدیران ورزشی مستقیما با افراد جامعه در ارتباط می باشند و از طرف دیگر، مدیران غیر ورزشی (جامعه آماری مورد استفاده در این تحقیق) مستقیما با امنیت و همبستگی افراد جامعه مرتبط می باشند،  جامعه آماری این پژوهش از این دو طیف مدیران انتخاب شده است.

   ابزار جمع­آوری اطلاعات در تحقیق حاضر، پرسش‌نامه است. برای تنظیم پرسش‌نامه، نتایج تحقیقات میدانی و مطالعات کتابخانه­ای که در خصوص فعالیت‌های ورزشی و وفاق اجتماعی منتشر شده بود، مورد بررسی قرار گرفت و ابعاد و شاخص­های مورد نظر تعیین گردید. سپس با استناد به ادبیات پژوهش و حوزه موضوع تحقیق تلاش گردید تا در طراحی سوالات پرسش‌نامه از سوالات مشابه در تحقیقات معتبر در سطح ملی استفاده شود.  در مرحله بعد با تنظیم پرسش‌نامه اولیه و پس از انجام یک پیش آزمون برروی 30 نفر از پاسخ‌گویان مشابه پاسخگویان جامعه آماری، سوالات نامناسب و مشابه، حذف و یا اصلاح شد. برای اطمینان از اعتبار پرسش­نامه،  از عتبار صوری و جهت روایی پرسش­نامه، از پیش آزمون و آلفای کرونباخ (86/0) استفاده گردید. در نهایت، تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس داده های آماری و با نرم افزار spss  صورت گرفت. به منظور توصیف و تحلیل داده ها، ابتدا با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، میانگین، انحراف معیار، جدول و نمودار متغییرهای تحقیق توصیف شدند. با استفاده از آزمون کلموگزوف- اسمیرنف تسن نرمالیتی انجام گرفت که داده ها نرمال بودند. سپس آزمون T و برازش رگرسیون انجام شد.

یافته های  پژوهش

یافته های توصیفی

اطلاعات جمعیت شناختی جامعه آماری نشان داده است 20 درصد مدیران در ارشاد ، 47 درصد مدیران در تربیت بدنی و 33 درصد در استانداری ها بوده­اند.  2/88  درصد نمونه آماری را مدیران  مرد و  8/11 درصد را مدیران زن تشکیل داده­اند. سطح تحصیلات مدیران نشان داده است 2/ 7 درصد آنان دارای مدرک فوق دپپلم، 4/ 45 لیسانس، 3/44 درصد فوق لیسانس و 1/3 درصد دکترا  بودند. 4/91 درصد مدیران متاهل و 6/8  درصد مجرد بودند .وضعیت سابقه خدمت آنها نشان داده بود 25 درصد مدیران دارای سابقه خدمت کمتر از  5 سال، 1/34 درصد  1-5 سال، 25 درصد 15-10 سال  و 9/15 درصد دارای سابقه خدمت 15 سال و بیشتر  بوده اند.

یافته های استنباطی

                                    جدول1: آزمون مقایسه میانگین کارکرد ورزش قهرمانی بر ابعاد وفاق اجتماعی

ابعاد وفاق اجتماعی

میانگین

انحراف معیار

t

P

کنش های ارتباطی

00/4

573/0

56/17

001/0

نظم اجتماعی

95/3

632/0

75/14

001/0

تعادل و توازن اجتماعی

80/3

620/0

76/12

001/0

همنوایی اجتماعی

97/3

641/0

06/15

001/0

بر اساس نتایج  جدول1 خروجی آزمونT جهت مقایسه میانگین نمره کارکرد ورزش قهرمانی بر ابعاد وفاق اجتماعی در سطح 05/≥p  معنی دار می­باشد. بنابراین، میانگین  کارکردهای ورزش در ابعاد  وفاق اجتماعی(همنوایی  اجتماعی، کنش های ارتباطی، نظم اجتماعی، تعادل و نظم اجتماعی)  در ورزش قهرمانی  بیش از سطح متوسط و معنی دار می باشد.

جدول 2: آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین ورزش قهرمانی و ابعاد اعتماد ملی

 

ابعاد وفاق اجتماعی

R     

P     

کنش های ارتباطی

    261/0

    009/0

نظم اجتماعی

    327/0

    001/0

تعادل و توازن اجتماعی

    249/0

   014/0

همنوایی اجتماعی

    407/0

    001/0

 

براساس نتایج جدول 2، ضریب همبستگی بین  ابعاد وفاق اجتماعی (کنش های ارتباطی، نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی و همنوایی اجتماعی) با ورزش قهرمانی در سطح 05/≥p  معنی دار بوده است. لذا بین مشارکت در ورزش قهرمانی با ابعاد وفاق اجتماعی رابطه وجود دارد.

جدول3: رگرسیون چندگانه پیش بینی ورزش قهرمانی براساس کارکرد های ورزش

مدل

ضریب همبستگی چندگانه

مجذور ضریب همبستگی چندگانه

ضریب همبستگی چندگانه تعدیل شده

F   

change

سطح معنی داری

R   

change

همنوایی اجتماعی

397/0

158/0

148/0

65/16

001/0

158/0

 

رگرسیون خطی چندگانه بین متغیر مستقل تحقیق(ورزش قهرمانی) با متغیرهای وابسته با توجه به نتایج جدول3  نشان داده است، از چهار متغیر وارد شده در معادله(کنش های ارتباطی، نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی و همنوایی اجتماعی) متغیر  همنوایی اجتماعی در گام اول به دلیل دارا بودن  بالاترین  ضریب همبستگی صفر مرتبه با متغیر وابسته (  ورزش  قهرمانی ) وارد معادله رگرسیون شده و 158/0 از واریانس  ورزش قهرمانی  را تبیین می کند که با توجه به میزان F مشاهده شده این واریانس تبیین شده و در نتیجه مدل رگرسیون درگام اول در سطح 01/0 معنی دار است. بنابراین، ورزش قهرمانی توان پیش بینی میزان ابعاد وفاق اجتماعی را فقط در بعد  همنوایی اجتماعی را داشته و معنی­ دار می­باشد و در سایر ابعاد وفاق اجتماعی (کنش های ارتباطی، نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی) معنی­دار نمی باشد.

 

بحث و نتیجه گیری

   ورزش به عنوان یک پدیده اجتماعی، به بررسی ارزش­ها و هنجارهای فرهنگی یک جامعه می پردازد و به صورت ارتباط متقابل و مؤثر زوایای مختلف و ابعاد نو رفتار انسانی را مورد توجه قرار می­دهد. این پدیده اثرگذار  در عصر حاضر از طریق مراسم، آیین ها، نمادها، ارزش­های مشترک، ابزار سلطه، خشونت­گرایی، تجاری شدن، سرمایه اجتماعی و فرهنگی، سیاسی شدن، رسانه­ای شدن و... به عنوان یکی از مهمترین نهادهای جامعه مدرن صنعتی و پساصنعتی درآمده که بخش اعظم جمعیت هر کشور را به اشکال گوناگون با خود همراه کرده است. ورزش به عنوان پدیده اجتماعی تام، بسیج منابع انسانی و مالی، تشکیلات سازمان یافته، گسترش روابط بین الملل، نوعی سرگرمی و تفریح رسانه­ای، ارتقای آگاهی محوری، سلامت روانی و جسمی، افزایش اعتماد و سرمایه اجتماعی،رشد توریسم، تخلیه هیجانات و انفعالات روحی، پرورش اخلاق انسانی و اجتماعی و... را به همراه دارد.

   در واقع، عضویت افراد در تیم های ورزشی سبب می­شود که بازیکنان در هنگام تمرین و انجام بازی، ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی را بپذیرند و رعایت کنند و انجام چنین فرایند جامعه پذیری منجر به تقویت همبستگی اجتماعی شده است. نیکسون و فرای[12] -از  اندیشمندان جامعه شناسی ورزشی-  معتقدند: «حاصل جامعه پذیری از طریق ورزش، یادگیری و شکل گیری باورها، نگرش ها، بهبود مهارت ها و جامعه پذیری نقش­ها و هویت جنسی است. این آموخته­ها به زمینه های دیگر زندگی ورزشکاران قابل انتقال است و موجب می­شود که در زمینه های دیگر حیات خود نیز در فعالیت های گروهی و جمعی به صورت موفقیت آمیزی عمل می کنند. به عبارت دیگر، آموزه­های تربیتی کسب شده در فعالیت های ورزشی به موقعیت های دیگر زندگی ورزشکار منتقل می شوند.» (صداقت زادگان،1384)

   همچنان­که از فواید اجتماعی ورزش بر می­آید، یکی از کارکردهای پنهان مشارکت ورزشی، ایجاد   شبکه­های دوستان و همبستگی بین افراد است؛ به این صورت که اعضای جامعه با برقراری تماس با یکدیگر و پایدار ساختن آنها، قادر به کسب آنها می باشند (پارسامهر، 1388).

   با توجه تحقیقات انجام شده و نتایج این پژوهش، کارکردهای متنوع ورزش در حوزه های مختلف اجتماعی از جمله وفاق اجتماعی و ابعاد آن که محور اصلی این پژوهش را به خود اختصاص داده،  علاوه بر آنکه دغدغه­ای در خاطر اندیشمندان علوم انسانی بوجود آورده است، جایگاه ویژه­ای در جوامع امروزی پیدا کرده است.

   وفاق اجتماعی یکی از موضوعات اساسی است که از دیر باز مورد توجه مطالعات جامعه شناختی بوده است. وفاق اجتماعی در این پژوهش­ در چهار بعد کنش­های ارتباطی، برقرای نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی و همنوایی اجتماعی مورد تعریف و بررسی قرار می­گیرد( جوانمرد،1388: 30-26).

   با توجه به اهمیت و جایگاه وفاق اجتماعی  به عنوان یکی از مولفه های اساسی و بنیادین سرمایه اجتماعی و  عاملی در حفظ ثبات سیاسی جامعه، به نظر می­رسد یکی از فاکتورهای اجتماعی موثر در تقویت وفاق اجتماعی،  واژه کاملا آشنای ورزش باشد که همه افراد صرفنظر از اینکه خود چقدر به ورزش می­پردازند، به شنیدن اخبار ورزشی و یا دست کم دنبال کردن مسابقه­های جهانی به ویژه در برخی رشته­ها علاقه نشان می­دهند. هر چند در سال­های اخیر اطلاعات و آگاهی­های مردم درباره ورزش افزایش قابل توجهی یافته و فعالیت­های بسیاری در زمینه شناساندن ابعاد گوناگون ورزش از سوی سازمان­های ذی ربط و رسانه­های گروهی صورت گرفته است که این امر نشان از ابعاد مهم و گوناگون این پدیده اجتماعی دارد. ایران به عنوان کشوری در حال توسعه  که با هم نشینی دو فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی  و فرهنگ­های پذیرفته شده از غرب مواجه ­می­باشد و این رویه از دوره صفویه آغاز گشته و با بالاترین سطح وفاق اجتماعی در انقلاب اسلامی نمود پیدا کرده است، اما در دوره کنونی در کنار شهرنشینی گسترده، ارتباطات اینترنتی و ماهواره­ای و جهانی شدن به عنوان یک اصل که خواهان شکستن مرزهای فرهنگی و ارزشی بین دولت- ملت ها بوده و تاثیرات خود را بر روند وفاق ارزشی و هنجارهای ملی به نمایش می­گذارد مواجه می­باشیم (احمدی، 1378). ورزش می تواند عاملی مهم و تاثیرگذار در انسجام و وفاق اجتماعی در عرصه ملی باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش مدیران ورزشی و غیر ورزشی در میزان توانایی ورزش قهرمانی در پیش بینی افزایش ابعاد وفاق اجتماعی(کنش­های ارتباطی، برقرای نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی و همنوایی اجتماعی) انجام شده است. یافته­ها نشان داده است مشارکت در ورزش قهرمانی با هر چهار بعد وفاق اجتماعی(کنش­های ارتباطی، برقرای نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی و همنوایی اجتماعی) رابطه دارد. همچنین، مقایسه میانگین نمره کارکرد ورزش قهرمانی برابعاد وفاق اجتماعی بیانگر آن است که میانگین  کارکرد ورزش قهرمانی در ابعاد  وفاق اجتماعی(همنوایی اجتماعی، کنش های ارتباطی، نظم اجتماعی و تعادل اجتماعی) در ورزش قهرمانی  بیش از سطح متوسط و معنی دار می باشد.

   همچنین، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان می­دهد ورزش قهرمانی تنها در بعد همنوایی اجتماعی، به دلیل دارا بودن بالاترین ضریب همبستگی، از توانایی پیش بینی برخوردار بوده است و در سه بعد دیگر وفاق اجتماعی (کنش­های ارتباطی، برقرای نظم اجتماعی، تعادل و توازن اجتماعی) این پیش بینی معنی­دار نبوده است.

   یافته­های این پژوهش با نتایج بدست آمده توسط محققان داخل، فاضلی( 13)، امیرتاش(1389)، جوانمرد(1388)، فتحی(1388) و شارع پور(1387) که نقش موثر و مفید ورزش را در شکل دهی افکار عمومی، پایبندی به ارزش­ها و اصول، افزایش کنش­های ارتباطی، سازگاری و ارتباطات دوستانه نشان داده بودند همخوانی دارد.، همچنین، با یافته­های پژوهش­های خارجی مانند براناز[13] (2010)، دانیل بوردسی[14] (2006)، سیپل[15] (2006) و بریدولد[16] (2003) که ورزش را عرصه­ای برای یکپارچگی اجتماعی، گره زدن گروه­ها، گسترش ارتباطات اجتماعی و همبستگی اجتماعی دانستند، همخوانی دارد.

در سال­های اخیر که فشارهای سیاسی به دلیل مسئلة هسته­ای ایران و تحریم ­های بین­المللی بیشتر شده است، هرگونه شکست و پیروزی تیم ­های ورزشی بر همبستگی و هویت ملی ایرانیان اثر گذاری بیشتری پیدا کرده اند. لذا با در نظر گرفتن جایگاه و تاثیر تعیین کننده ورزش در تقویت و ارتقای همبستگی و هویت ملی، مسئولان کشور باید توجه ویژه­ای به گسترش ورزش بخصوص ورزش قهرمانی به عمل آورند تا بتوان وحدت و انسجام داخلی و تحکیم هویت ملی را در برابر تهدیدات خارجی که ایجاد تشتت و تفرقه در جامعه متعدد الاقوام ایرانی را هدف گرفته اند، تضمین و تحکیم نمود.

ورزش و گسترش روز افزون آن می­تواند فرصت مناسبی برای تقویت وفاق اجتماعی به عنوان یکی از مولفه های اساسی و بنیادین سرمایه اجتماعی فراهم نماید. به عبارتی دیگر، نتایج این تحقیق و انجام تحقیقات بیشتر دراین حوزه می­تواند در ارائه راهکارهای کاربردی و مناسب برای متولیان امر، ممتاز تلقی گردد و زمینه­ای برای تقویت و ارتقای وفاق اجتماعی، همبستگی اجتماعی و ثبات و پیوندهای اجتماعی در جامعه فراهم نماید.

پیشنهادها

با توجه به نقش مثبت و ارزنده ورزش در پیکره جامعه و ارتباط متقابل آن با کلیه نهادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، به نظر می­رسد انجام اقدامات مقتضی برای نهادینه کردن ورزش در دوره قبل از دانشگاه از طریق افزایش ساعات درس ورزش و تربیت بدنی در مدارس و دبیرستان­ها ضروری باشد.

همچنین، با توجه به زیبایی و هیجان فعالیت­های ورزشی که بخش اعظمی از افراد از تماشای آن بیش از انجام آن لذت می برند، ضروری به نظر می­رسد زمینه­های لازم برای همگانی کردن فعالیت­های ورزشی از طریق رسانه های گروهی بویژه صدا و سیما- که به تدریج شروع شده است- به طور جدی دنبال گردد. علاوه بر آنکه مراکز علمی، آموزشی، ورزشی، اداری، کارگری، صنعتی و... از حالت انفعال خارج و خود را مقید به انجام فعالیت­های وزشی نمایند.

مطالعات کمی همواره علی رغم برخورداری از پایای بالا،  با مشکل روایی و اعتبار ابزارهای سنجش روبرو هستند که پیشنهاد می‌شود نتایج حاصل از پژوهش هایی همچون تحقیق حاضر با استفاده از روش های مطالعات  کیفی نظیر مصاحبه مشارکتی مورد ارزیابی قرار گیرد.                                                                                                                              

مطالعه حاضر به علت محدودیت های ناشی از بودجه، فقط در قلمرو ده استان انجام شده است. لذا پیشنهاد می‌گردد با انجام مطالعات مشابه در سایر استان­ها و مقایسه نتایج، شرایطی را فراهم نمود تا بهتر بتوان به اتخاذ سیاست­های اجرایی مبادرت نمود.                                                                   

 انجام تحقیق مشابه در دانشگاه­ها و سایراستان­های کشور و مقایسه آنها با یکدیگر نیز مفید فایده خواهد بود.

 

  • منابع

    • امیرتاش، علی محمد (1389) "مقایسه اجتماعی شدن دانش آموزان ورزشکار و غیر ورزشکار مقطع راهنمایی". پژوهش­نامه علوم اجتماعی. سال چهارم، شماره دوم.
    • احمدی، حمید (1378) قومیت و قوم گرایی در ایران از افسانه تا واقعیت. تهران: نشر نی
    • امیرانتخابی، شهرود (1390) "پژوهش­نامه وفاق اجتماعی". معاونت پژوهش­های فرهنکی مرکز تحقیقات استراتژیک. شماره 75.
    • ابراهیمی، طالب (1393) "تأثیر ورزش بر ایجاد هویت و تحکیم هویت ملی". خبرنامه جنوب نیوز.
    • پارسامهر، مهربان (1388) جامعه‌شناسی ورزش. یزد: انتشارات دانشگاه یزد
    •  تیموری، عباس (1389) "جامعه پذیری ورزش و رابطه آن با امور بین الملل".
    • جوانمرد، کمال (1388) "بررسی جامعه‌شناختی کارکرد ورزش بر انسجام اجتماعی در ایران دهه هشتاد، مورد مطالعه کرمان".  دکتری جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم وتحقیقات.
    • جمشیدی، محمدحسین (1379) "وفاق از منظر قرآن و حدیث". فصلنامه مطالعات ملی. شماره2و3.
    • فیروزجاه؛ رحمانی، علی (1390)"سنجش تمایز سرمایه اجتماعی جوانان با محوریت مشارکت ورزشی(مطالعه موردی دانشجویان ورزشکار و غیر‌ورزشکار دانشگاه مازندران)" فصلنامه جامعه‌شناسی مطالعات جوانان. سال دوم،شماره دوم.
    • شارع پور، محمود. حسینی راد، علی (1387) "بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و مشارکت ورزشی(مطالعه موردی: شهروندان 29-15 ساله شهر بابل)". فصلنامه حرکت. شماره 37.
    • شارع پور، محمود(1381) "بررسی عوامل موثر بر گرایش دانشجویان دختر و پسر نسبت به ورزش در گذراندن اوقات فراغت". طرح پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری. پژوهشکده تربیت‌بدنی و علوم ورزشی.
    • صداقت زادگان، شهناز(1384) "جامعه پذیری از طریق ورزش". فصلنامه المپیک. سال سیزدهم،شمارة4( پیاپی 33).
    • فاضلی ،حبیب­ا... (1391) "ورزش و سیاست هویت". پژوهش­نامه علوم سیاسی. سال هفتم، شماره دوم.
    • فتحی، سروش (1388) "تبیین جامعه شناختی مشارکت ورزشی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران". پژوهش­نامه علوم اجتماعی گرمسار. شماره4.
    • نیک­نژاد، محمدرضا(1389) "تحلیل اجتماعی تفاوت های جنسیتی در فعالیت های ورزشی(مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه مازندران)". کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور مرکز تهران.
      • Branas-Garas, Pablo & Others (2010) Altruism and Social Integration ,Games and Economic Behavior. G.P.249.
      • Breedveld, K (2003) Sport and Social Capital. Good  Hopes and High fears. paper presented at the World Congress of Sociologhy of Sport German.P.183.
      • Burdsey Danie (2006) If  I ever Play Football, can I play For England or India. British Asians Sport and Diasporic National Identities, Sociology,Vol.40.P.142.
      • Seippel,O (2006) Sport And Social Capital. Acta Sociological. Vol.49.No.2.PP:169-183.
      • Okayasa,I. andKawahara.Y. (2010)The relationship between community Sport clubs and Sicial in Japan.London:sage..P.15.
      • Putnam, R.(2001) Bowling along- The collapse and revival of American community. New York: Simon& Schuster.pp.378-401.
      • Sherry, E. (2010) (Re) Engaging marginalized groups through sport. London:Sage.
      • Walseth, K. (2008) Bridging and Bounding Social capital in Sport. Sport Education adnd Society. 13,pp:1-17.