مطالعۀ رابطۀ بین شادی و سرمایه اجتماعی در بین جوانان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی، دانشگاه الزهرا (س) (نویسنده مسئول) E-mail: sh.Mehdizadeh@yahoo.com

2 عضو هیئت علمی، دانشگاه کاشان

3 کارشناس ارشد جامعه شناسی، دانشگاه الزهرا (س)

چکیده

   شادی حالتی از ذهن است که نمی­توان تنها  آن را توسط نگرش ذهنی و بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی افراد، مورد ملاحظه قرار داد. درواقع، شادی ریشه در اجتماع دارد؛ به‌طوری‌که افزایش شادی مردم، شاخص­ یک جامعه­ خوب است. بر این مبنا، در پژوهش حاضر تلاش شده است تا ضمن استفاده از نظریات اندیشمندانی از قبیل گیدنز، چلبی، آرگایل گیدنز، چلبی، آرگایل، هادلر و کولمن با روش پیمایش به مطالعه­ جامعه­شناختی وضعیت شادمانی و رابطه­ آن با سرمایه اجتماعی در میان جوانان 18 تا 29 ساله شهر تهران پرداخته شود. با توجه به حجم جامعه‌ آماری مورد نظر به میزان 2371342 نفر، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 384 نفر مشخص گردید. لازم به ذکر است که پژوهش حاضر با استفاده از مقیاس شادکامی آکسفورد و نظر داینر و ساه، شادی را در قالب 3 بعد احساسی، شناختی و اجتماعی مورد سنجش و ارزیابی قرار می‌دهد؛ به طوری که در نهایت، مفهوم شادی از روایی قابل قبولی( 91/0) و اعتبار صوری برخوردار می­باشد. یافته­های توصیفی نشان می­دهد که میانگین احساسات خوشایند، گرایشات مثبت اجتماعی و ارزیابی از زندگی در بین جوانان مورد تحقیق بالاتر از حد متوسط است. درنتیجه، میزان شادی در بین پاسخگویان کمی بالاتر از حد متوسط است. همچنین، یافته­های پژوهش گویای این واقعیت است که اگر چه میانگین سرمایه اجتماعی در بین افراد مورد بررسی کمی بالاتر از حد متوسط است، ولی کمیت روابط اجتماعی دارای میانگینی پایین­تر از حد متوسط است؛ این در حالی است که میانگین کیفیت روابط اجتماعی معادل 41/59 می­باشد. تحلیل دو متغیره بیانگر این است که بین میزان شادی جوانان با کیفیت روابط اجتماعی و نیز با کمیت روابط اجتماعی رابطه مثبت وجود دارد. در نهایت، با توجه به تحلیل رگرسیونی می­توان نتیجه گرفت که متغیرکیفیت روابط اجتماعی در مقایسه با کمیت روابط اجتماعی به میزان بیشتری در افزایش شادی جوانان موثر است. 

کلیدواژه‌ها


مطالعۀ رابطۀ بین شادی و سرمایه اجتماعی در بین جوانان

 

شراره مهدی زاده[1]

محمد گنجی[2]

فاطمه زارع غیاث آبادی[3]

تاریخ دریافت مقاله: 14/10/1393

                                                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:19/11/1393

  

مقدمه

   از ابتدای تمدن بشر، انسان از اندوه و غم می­گریزد و به شادی و نور پناه می­برد. در واقع، شاد زیستن آرزوی دیرینه آدمی است. دنیای بدون غم و سرشار از مهربانی و شادی، آرزویی است که ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد؛ آرزویی­که مقدمه­ غلبه بر تمام ناکامی­هاست. شادی، این معجزه­ی درونی، گره­گشای بسیاری از رنجهاست(سرشار، 1388: 62).

   اهمیت­ شادی تا به­حدی است­که بعضی­ از متفکران و صاحب‌نظران ­فلسفه، شادمانی را بهترین ­خوبی دانسته‌اند(رنجبر، 1391: 1). از نظر جامعه­شناسی، شادی نه­تنها در بعد اقتصادی، بلکه در ابعاد سیاسی، فرهنگی، تربیتی تأثیر همه‌جانبه دارد؛ زیرا شادی، زیرساخت بسیاری از مسائل و نیروی محرکه جامعه است. به همین دلیل همه کشورها کوشش می­کنند که اگر نمی­توانند همه عناصر لازم را برای بروز شادی فراهم کنند، لااقل ابتکارهایی را برای سوق دادن جامعه به سمت شاد زیستن انجام دهند(انصاری و همکاران،1392: 172). بر این مبنا در دنیای معاصر، سیاستگذاران­ عرصه‌های­ مختلف فعالیت‌های انسانی از مراکز­ علمی­ و دانش‌پژوهی تا موسسات ­خدماتی و کارگری با شیوه‌های ­متفاوت می‌کوشند تا شادی را در نهاد آدمیان ایجاد نمایند و بدین طریق هم بر تولیدات علمی خود بیفزایند و هم بر فرآورده‌های صنعتی و خدماتی و مهم تر از همه، زندگی امن و آرام و به دور از عصبیت و پرخاش و مردمی شاد و امیدوار را مهیا نمایند. بنابراین، آرام و شاد زیستن، یک ضرورت اجتماعی است. البته شادی علاوه بر اینکه یک ضرورت اجتماعی است، یکی از نیازهای اساسی و روانی انسان است(باقری خلیلی،1386: 54)؛ این درحالی است که علی­رغم پیشرفت های چشمگیر در فناوری و تامین آسایش انسان، احساس ­شادمانی وی افزایش نیافته است(پناهی و دهقانی، 1391: 2). رونالد اینگلهارت[4](1373) در این خصوص اظهار می‌دارد که­ سطح­ پایین رضایت از ­زندگی و احساس خوشبختی، به گرایش­های منفی نسبت به کل جامعه منجر و دوره‌های طولانی برآورده نشدن آرزوها و انتظارات موجب ظهور نگرش­های بدبینانه‌ای می‌شود که این بدبینی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود(چلبی و موسوی، 1387: 35). پس می‌توان گفت که غم و شادی انسان فقط مربوط به خودش نیست، بلکه با شاد یا غمگین شدن یک نفر، تمامی جامعه تأثیر می‌پذیرد؛ یعنی، غم و شادی، فردی نیست و در یک جا نمی‌ماند و به همه افراد سرایت می‌کند (طریقه دار،1383: 24). باتوجه به تأثیرات همه‌جانبه و دامنه‌دار شادی در توسعه و تقویت زمینه‌های رشد و تعالی و ایجاد مشکلات عدیده‌ روانی- اجتماعی، در صورت کمبود آن باید نسبت به مقوله شادی و عوامل ایجادکننده آن، مطالعه دقیق و علمی انجام شود. در این میان، پژوهش‌هایی­که تاکنون در مورد شادی انجام شده ­است، نشان می‌دهد که متغیرهای­ جامعه‌شناختی به­طور موثر تغییرات سطح شادی را توضیح می‌دهند(کیم: 2011،1). به بیانی دیگر، از آنجایی­که نشاط در زندگی، ترکیبی از شرایط فردی و اجتماعی و در واقع، خود نشانه­ای از   نگرش های مثبت نسبت به جهان و محیطی است که فرد را فرا گرفته و در آن زندگی می­کند، پس جامعه زمینه­ساز تحقق فضایی است که فرد می­تواند به کنش متقابل و ارتباط با همنوعانی که باعث ایجاد آرامش، امنیت و اطمینان­خاطر وی برای یک زندگی­مناسب باشند، مبادرت ورزد (هزارجریبی و آستین­فشان، 1388: 121). در این خصوص شارما و مالهوترا[5] (2010) دریافتند که علاوه بر شخصیت، عوامل اجتماعی نیز به همان اندازه در تعیین­شادی افراد، مهم است. به عبارت دقیق­تر، تحقیقات­ بسیاری از جمله لونگ[6] و همکاران (2011)، میلر و بویز[7] (2008) و ... به نقش عواملی از قبیل میزان اعتماد، هنجارها، تعهدات و به طورکلی، میزان کیفیت­ تعاملات اجتماعی و کمیت­ تعاملات اجتماعی در ایجاد شادی تاکید نموده­اند. داینر و بیسواس داینر[8] نیز بر این باورند که روابط خانوادگی و دوستان­ صمیمی برای شاد بودن مهم هستند. بسیاری از مطالعات نشان می­دهد که افراد شاد در مقایسه با کسانی­که رضایت ­کمتری از زندگی­ دارند، بیشتر از موهبت­­ خانواده و دوستان­­ خوب و روابط­ حمایتی برخوردار هستند. در واقع، رابطه­ شادی و پیوند اجتماعی چنان نیرومند است که بسیاری از روانشناسان بر این باورند که نیاز انسان ها به یکدیگر ریشه در ژنتیک دارد. حتی در بزرگسالی هم حضور در شبکه­های اجتماعی­ که مشارکت، حمایت و لذت را فراهم می­کنند، کارکرد ما را تا حد بسیار زیادی بهبود می­بخشند(داینر و بیسواس داینر، 1391: 73).

   همانطور که ملاحظه می­شود در پژوهش های متعددی، اهمیت مقوله شادی و نقش عوامل جامعه­شناختی به ویژه سرمایه اجتماعی در ایجاد نشاط مورد توجه قرار گرفته است؛ این درحالی است که زندگی شهری با شدت فشارهای روانی وارده بر انسان در چنین محیط‌هایی، ‌اهمیت­شادی را در بهداشت روانی، ‌سلامت جسمانی، کارآمدی،‌ بهره­وری و مشارکت اجتماعی دوچندان کرده است. در این میان، اکبر زاده و همکاران(1392) بر این باورند که مطالعه شادی جوانان به عنوان گروه در معرض خطر و رابطه آن با انواع سرمایه از جمله سرمایه اجتماعی از آن جهت که باعث شناخت و درک گروه های سنی دیگر، خانواده و جامعه از آنان شده و بدین طریق تعاملات صحیح با آنها افزایش می­یابد، حائز اهمیت ویژه است. در نتیجه، هدف اصلی در پژوهش حاضر، شناخت تاثیر سرمایه اجتماعی بر میزان شادی­جوانان­ شهر تهران است. بر این اساس، سوالاتی که پژوهش­حاضر در پی پاسخگویی­ به آن است عبارت اند از:

  1. منظور از شادی چیست؟
  2. چه رابطه­ای بین میزان شادی جوانان  و میزان تعاملات اجتماعی وجود دارد؟
  3. اعتماد و هنجارهای همیاری و به طور کلی کیفیت تعاملات اجتماعی چه ارتباطی با میزان شادی جوانان دارد؟

   شادی به عنوان مهمترین عامل سلامت روانی، از بنیادی­ترین مفاهیم مطرح در روانشناسی مثبت­گرا است(خنیفر و همکاران،1391: 30)؛ به طوری که نخستین­ مطالعات ­علمی در مورد مقوله شادی در دهه‌های 1960 و 1970 انجام شد. در این دوره، چندین روان‌شناس و جامعه‌شناس برجسته‌ آمریکایی با الهام از عقایدی که در طول انقلاب فرهنگی به حد بلوغ رسیده بود، تلاش کردند شاخص های شادی را شناسایی کنند. ادبیات ­تحقیقات صورت­گرفته به بررسی موضوعات مختلفی می‌پردازد؛ از شاخص های­جمعیتی پیش‌بینی­کننده شادی گرفته تا مولفه­های فرهنگی، شخصیت، هیجانات، احساسات و سلامتی(زارعی­متین و همکاران، 1390: 4). یکی از جهت­گیری­های اساسی در میان تحقیقات صورت­گرفته، بررسی عوامل موثر بر شادمانی است؛ به طوری که نمونه­ای از پژوهش هایی­انجام شده در حیطه رابطه­ سرمایه اجتماعی و شادی، به شرح زیر است:

   آندروس رودیگز پوز و ویولاوان برلپش[9] در سال 2014 تحقیقی با عنوان "سرمایه اجتماعی و شادی فردی" در اروپا انجام دادند. در این مطالعه رابطه بین سرمایه اجتماعی و شادی هم در اروپا به عنوان یک کل و هم در چهار منطقه کلان­جغرافیایی آن(شمال، جنوب، شرق،غرب) به طور­جداگانه بررسی شد. با استفاده از داده­های تجزیه و تحلیل رگرسیون لجستیک برای 48583 نفر از 25 کشور اروپایی، محققان دریافتند که سرمایه اجتماعی در سه بعد مورد نظر(اعتماد، تعامل اجتماعی، هنجارها و تحریم ها) برای شادی اهمیت دارد. تعامل اجتماعی غیر رسمی، اعتماد اجتماعی و اعتماد نهادی، محرک اصلی اثرات        ­سرمایه اجتماعی در شادی می­باشند. علاوه بر این، تفاوت های ­معنی­داری در چگونگی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و شادی در سراسر مناطق مختلف اروپا وجود دارد؛ به طوری که این ارتباط در کشورهای شمال اروپا ضعیف­تر است. در سال 2013 پژوهشی با عنوان "آیا کاهش ارتباطات اجتماعی، شادی امریکایی­ها را از رونق می­اندازد؟" توسط بارتولینی[10] و همکاران انجام شده است. محققان در این پژوهش نشان می­دهند که بخش قابل­توجهی از کاهش شادی با کاهش ارتباطات اجتماعی و اعتماد به نهادها پیش­بینی شده است. بارتولینی و همکاران تحقیقات خود را در سه مرحله انجام دادند: اول، اجرای رگرسیون شادی که شامل شاخص های­ مختلف ارتباطات اجتماعی، اعتماد به موسسات، درآمد خود و سایر متغیرهای­         جمعیت­شناختی می­باشد. محققان در این مرحله دریافتند که شاخص های ارتباطات اجتماعی و اعتماد به نهادها، به طور قابل توجهی با شادی در ارتباط است. مرحله­ دوم شامل بررسی تحول روابط اجتماعی و اعتماد به موسسات در طول زمان می­باشد. در این مرحله، به طور کلی یافته­ها روند رو به کاهش را نشان می­دهند. در مرحله سوم، تغییرات در شادی در طول زمان توسط هریک از عوامل آماری معنی­دار پیش­بینی ­شده محاسبه گردید. یافته­ها حاکی از آن است که کاهش شادی را می­توان عمدتا از طریق کاهش ارتباطات اجتماعی و با رشد درآمد مرجع پیش­بینی کرد (بارتولینی و همکاران ،2013). مطالعه­ای با موضوع "تحقیق در مورد شادی: اهمیت سرمایه اجتماعی در سال 2011" با تلاش لونگ و همکاران صورت گرفته است. نتایج این تحقیق گویای آن است که رابطه قابل‌توجهی بین شادی و هر یک از ابعاد سرمایه اجتماعی که توسط کلمن مطرح‌شده(اعتماد و تعهدات، کانال­های اطلاعاتی، تحریم‌ها و هنجارها) وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحقیق مذکور نشان می‌دهد که بین شادی و احساس تعلق به جامعه رابطه وجود دارد(لونگ و همکاران،2011). رم[11] در سال 2010 پژوهشی با ­عنوان "سرمایه اجتماعی و شادی: شواهد فرعی بین­المللی" انجام داد. این مطالعه با استفاده از چند نمونه مختلف، مشخصات مدل و ...، نقش سرمایه اجتماعی را در ایجاد رضایت از زندگی یا شادی بررسی کرد. نتیجه اصلی این تحقیق آن است که بیشترین ارزیابی­ها نقش معنی­داری کمی را برای سرمایه اجتماعی در ایجاد شادی نشان می­دهند(رم،2010). "آیا سرمایه اجتماعی، شادی، سلامتی و رضایت از زندگی را در یک جامعه­ شهری استرالیایی پیش­بینی می­کند؟" عنوان مطالعه­ای است که توسط میلر و بویز در سال 2008 به انجام رسیده است. تجزیه و تحلیل رگرسیون ترتیبی نشان داد که تنها دو عنصر از سرمایه اجتماعی(ارزش های زندگی و احساس امنیت و اعتماد) شادی، رضایت از زندگی و سلامتی را پیش بینی می­کند(میلرو بویز، 2008). تحقیقی با عنوان "سرمایه اجتماعی و شادی در ایالات متحده" با تلاش بیجرن اسکو[12] در سال 2008 به رشته­ تحریر درآمده است. این مقاله ارتباط بین سرمایه اجتماعی و میانگین شادی را در ایالات متحده بررسی می­کند. در پژوهش فوق، سرمایه اجتماعی به عنوان یک مفهوم­ چند بعدی شامل اعتماد اجتماعی و شاخص معاشرت­پذیری مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج این تحقیق بیانگر این است که اعتماد اجتماعی با شادی در ارتباط است(بیجرن اسکو،2008). هودلر و کلمن در سال 2007 پژوهشی با موضوع "نقش روابط اجتماعی در شادی کودکان" انجام دادند. در این تحقیق، ارتباط بین شادی و روابط اجتماعی بین کودکان 9 تا 12 ساله مورد بررسی قرار گرفت. شرکت‌کنندگان شامل 432 کودک و والدین آنها بودند. یافته‌ها نشان می‌دهد که روابط اجتماعی، ارتباط قابل‌توجهی با شادی دارد(هودلر و کلمن، 2007).

   در میان تحقیقات داخلی، پژوهشی با موضوع "بررسی تاثیر سه نوع سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بر شادی جوانان" با تلاش فاطمه اکبرزاده و همکاران در سال 1392 صورت گرفته است. برای انجام این پژوهش، از یک نمونه­ی 380 نفری از ساکنان 29-15 سال بابلسر، استفاده شده است. نتایج تحقیق گویای آن است که متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی به ترتیب اهمیت، تبیین­کننده شادی در این تحقیق بوده­اند."رابطه مشارکت اجتماعی و شادی دانشجویان"، پژوهشی است که توسط حمید دهقانی در سال 1390 انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که متغیرهای خوش‌بینی، ارضای نیازها، اوقات فراغت و اعتماد به دیگران به ترتیب بیشترین تاثیر را بر روی شادی دانشجویان دارد.تحقیقی با عنوان "تحلیل عوامل جامعه‌شناختی موثر بر میزان احساس شادی سرپرستان خانوار در شهر اصفها" با تلاش محمد گنجی در سال 1387 به انجام رسیده است. تحقیق مورد نظر یک بررسی پیمایشی است. برخی از نتایج این پژوهش به شرح زیر است: متغیرهای سرمایه اجتماعی، میزان برخورداری از حقوق­شهروندی،‌ ورزش­هفتگی و گوش دادن به موسیقی با احساس شادی سرپرستان دارای همبستگی­مستقیم است. مطالعه­ای با موضوع "بررسی جامعه‌شناختی عوامل موثر بر شادمانی در سطوح خرد و کلان" توسط مسعود چلبی و سید محسن موسوی در سال 1387 صورت گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که روابط اجتماعی توام با اعتماد اثر تعیین‌کننده بر شادمانی دارند و در این میان، خانواده به‌عنوان عمده‌ترین تامین­کننده‌ شادمانی افراد محسوب می‌شود.

   در بررسی شادی، علی­رغم اینکه در دهه­های پیشین، تحقیقات صورت گرفته به میزان بیشتری به عوامل روانشناختی و شخصیتی تاکید داشته­اند، اما در طی دهه­های اخیر تعداد زیادی از پژوهشگران، شادی را از زاویه­ جامعه­شناختی مورد بررسی قرار داده­اند. پژوهش­حاضر نیز با رویکردی جامعه­شناختی، تاثیر سرمایه اجتماعی را بر میزان شادی جوانان 18تا 29 ساله شهر تهران مورد سنجش قرار می­دهد.

ادبیات و چارچوب نظری

در ابتدا مفاهیم به کار گرفته شده در ادبیات نظری مورد واکاوی قرار می گیرد.

1. شادی:

   در اواخر قرن بیستم، با رشد خشونت و تاثرات روانی نظیر افزایش اضطراب، افسردگی و سایر بیماری‌ها، موضوع شادی و شادمانی بشر به‌عنوان یکی از موضوعات مورد مطالعه جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و متخصصان تعلیم و تربیت مطرح شد. این موضوع به تازگی حتی در علوم پزشکی نیز مطرح گردیده است. محور اصلی این بررسی‌ها، عوامل تاثیرگذار بر شادی است، ولی پاسخگویی به این پرسش‌ها در گرو درک مفهوم شادمانی است(خوشاوی،1390).

   آلتسون و دودلی[13](1987) می‌گویند شادی عبارت است از: "توانایی لذت بردن از تجربه‌های فردی، همراه با درجه‌ای از هیجان"(حسنیان و همکاران، 2011: 432). به‌عبارت‌دیگر، شادی یک احساس و یا حالت ذهنی است که با احساس لذت و رضایت مشخص می‌شود(لین و همکاران، 2010: 1083). کار[14] شادی را حالت روانی ­مثبت که با سطح رضامندی از زندگی، سطح بالای عاطفه مثبت و سطح پایین عاطفه‌ ­منفی مشخص می‌شود، تعریف می‌کند(کار،1387: 104). داینر و بیسواس داینر می‌گویند پیوند اجتماعی سالم برای شادی ضروری است. از نظر آنها ویژگی افراد شاد، داشتن دوستان بیشتر و صمیمی­تر، گرایش بیشتر به جامعه، اعتماد بیشتر به دیگران و کمک به آنها می‌باشد(داینر و بیسواس داینر،1391: 301،73). به  ­بیانی دیگر، شادی به­معنای دلبستگی به خود و دیگران و نقطه‌ آغاز حرکت‌های تازه­ای است به‌سوی افق‌هایی دوست‌داشتنی و خوش‌فرجام و تعبیری مثبت است از موافق بودن جریان­حیات با نیازهای انسانی(رستگار فسایی، 1381: 56). منظور از شادی در پژوهش­حاضر، عبارت­است از: "ارزیابی ­افراد از کلیت ­زندگی و بخش های­ متعدد آن، بروز صفات و عواطف­ خوشایند (خوشحالی، امیدواری، دلگرمی، لذت، ارزشمندی، راحتی و آرامش­ذهنی، خوش‌بینی­و...) و ظهور علائق و علائم­ مثبت اجتماعی(ربانی و همکاران،1386: 48).

2. سرمایه اجتماعی:

   سرمایه اجتماعی، مجموعه­ای از شبکه­های اجتماع محلی، سطوح بالای تعهد یا مشارکت در شبکه­های اجتماع محلی، احساس­تجانس و برابری و هنجارهای تعمیم یافته مربوط به اعتماد و کمک متقابل بین اعضای اجتماع محلی است (کمپل و جوچ­لویچ، 2000 به­نقل از ایمان و همکاران،1387: 154). فوکویاما[15] معتقد است که سرمایه اجتماعی به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیررسمی است؛ به نوعی­که اعضای گروهی که همکاری و تعاون در بین آنها مجاز است، در آن سهیم هستند. هنجارهایی که تولید سرمایه­ اجتماعی می­کند، اساسا باید­ شامل سجایایی از جمله صداقت، عمل به تعهدها و ارتباط های دو جانبه باشد(سلطانی و جمالی، 1387: 111). پکستون[16](1999) می­گوید از سرمایه اجتماعی تعاریف گوناگونی شده­است که وجه مشترک آنها را می­توان تاکید بر پیوندهای ذهنی و عینی بین کنشگران اجتماعی دانست. وولکاک[17] (1998) بر این باور است که عضویت در شبکه روابط اجتماعی که جنبه­ ساخت اجتماعی است، جزء عینی سرمایه اجتماعی را می­سازد و متغیرهایی نظیر اعتماد و حمایت اجتماعی عمدتا به عنوان جزء ذهنی سرمایه اجتماعی شناخته شده است. دو عنصر ذهنی و عینی همزمان امکان عمل جمعی برای نفع متقابل را پدید می­آورند (رضوی زاده و همکاران،1391: 32). در پژوهش حاضر، طبق نظر رابرت پاتنام[18] سرمایه اجتماعی، به معنای مجموعه­ای از ارتباطات افقی بین افراد و نیز وجوه­ گوناگون               ­­سازمان های ­اجتماعی ­نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه­هاست که با ایجاد و تسهیل امکانات هماهنگ، منافع متقابل و کارایی جامعه را افزایش می­دهد(رسولی و پاک طینت،1390: 66).

با توجه به مفاهیم ارائه شده، این پژوهش در تلاش است تا با رویکردی جامعه‌شناختی تاثیر سرمایه اجتماعی بر میزان شادمانی را مورد توجه قرار دهد. بنابراین در راستای این هدف، دیدگاه نظریه­پردازانی مانند آنتونی گیدنز[19]، چلبی و سایر متفکران صاحب­نظر تشریح می­گردد.

الف) آنتونی گیدنز

   گیدنز معتقد است که اعتماد، موجد احساس امنیت وجودی است که موجود انسانی را در نقل و انتقال‌ها، در بحران‌ها و در حال و هوای آکنده از خطرهای احتمالی قوت می‌بخشد و به‌پیش می‌برد. از نظر گیدنز، شیرازه‌ زندگی به طور ذاتی در معرض خطرهای احتمالی قرار دارد. این واقعیت که رفتار آدمی به شدت تحت تاثیر تجربه‌ با واسطه قرار می‌گیرد، همراه با قابلیت­های حسابگرانه‌ای که عوامل انسانی از آن برخوردارند، القاکننده‌ این معناست که هر فرد انسانی ممکن است در برابر اضطراب­های ناشی از شغل خطیر زیستن، از پای درآید. آن مفهوم «آسیب­ناپذیری» که احتمالات منفی را به نفع حالت امیدواری کلی، مردود و مطرود می‌شمارد، در حقیقت از اعتماد بنیادین الهام می‌گیرد(گیدنز،1387: 65-63). از سوی دیگر، در اندیشه‌ گیدنز، خلاقیت به معنای توانایی اقدام و تفکر نوآورانه در قیاس با روش­های اجرایی مرسوم و جاافتاده با اعتماد بنیادین پیوندی نزدیک دارد. درگیری خلاق با دیگران و با دنیای عینی به طور تقریبا مسلم یکی از مولفه­های اساسی رضایت­روانی می‌باشد. تجربه­خلاقیت به‌عنوان پدیده‌ای­ روزمره، حائل ­و پشت­‌بند نیرومندی برای ارزش ­شخصی و بنابراین برای سلامت­روانی است و هرجا که افراد نتوانند خلاقانه ­زندگی کنند، افسردگی­های مالیخولیایی یا گرایش­های ­شیزوفرنیایی ظاهر خواهند شد(گیدنز،1384: 67). می‌توان چنین استنباط کرد که وجود اعتماد و خلاقیت منجر به کاهش افسردگی و افزایش سلامت روانی و رضایت می‌باشد و از آنجایی­که رضایت از زندگی به طور کلی یکی از مولفه­های اساسی­شادی است، پس اعتماد از طریق ایجاد احساس امنیت وجودی منجر به رضایت و در نهایت، شادی می‌شود.

ب) چلبی

   چلبی، شادی و خرسندی کنشگران فردی را در شبکه مبادلات بین نظام جامعه‌ای و نظام شخصیت جستجو می‌کند(چلبی و موسوی، 1387: 38). وی معتقد است که با مراجعه به شخصیت فرد (به‌عنوان نظام تماس) می‌توان داده‌ها یا عواملی که نظام شخصیت برای نظام جامعه‌ای فراهم می‌کند مثل هوش و ظرفیت اجرا، اراده، وفاداری و بینش را در حد اولین تقرب به واقع سنجید. همچنین، به لحاظ نظری لازم است ستانده‌های نظام شخصیت در ابعاد چهارگانه مثل احساس بهبودی، احساس عدالت و امنیت، احساس همبستگی اجتماعی و احساس عزت و احترام را سنجید. بنا به نظر چلبی، با این کار می‌توان میزان احساس رضایت و خشنودی هر فرد را در حوزه‌های چهارگانه جامعه سنجید و در همان حال ممکن است در حد اولین تقرب به واقع احساسات جمعی را در ابعاد چهارگانه جامعه به طور متوسط برآورد نمود. به یک معنا از هر جامعه سالمی انتظار می­رود که تمامی فعالیت­های آن حتی‌المقدور در راستای بهبود احساسات جمعی قرار گیرد، ضمن اینکه نباید فراموش نمود که متقابلا با بهبودی در احساسات جمعی (در ابعاد چهارگانه) زمینه برای پویایی، نشاط، سرزندگی و بالندگی جامعه و در نتیجه، مقبولیت و مشروعیت برای نظام حاکم بر آن فراهم می‌شود(همان: 59- 58)؛ البته لازم به ذکر است که پیامد مثبت عملکرد هر حوزه‌ جامعه تا حدودی موکول به عملکرد سایر حوزه‌هاست؛ یعنی توسعه‌ متوازن و همگون هر چهار حوزه می‌تواند در سطح فردی سبب‌ساز احساسات مثبت در هر چهار حوزه شود. همین طور چنانچه در اثر تحولات سریع و ناموزون اجتماعی، شرایط آنومی اجتمای در جامعه فراهم آید، در این حالت افراد احساس سرگشتگی و ابهام در تشخیص و تمییز درست و نادرست کرده و در نتیجه، محیط اجتماعی برای شکل­گیری و رشد فردگرایی خودخواهانه و خودسری­های فردی مهیا می­گردد. در این صورت، نفع جمعی تحت­الشعاع نفع فردی قرار گرفته، نوعی بی­اعتمادی و سوءظن نسبت به دیگران و همچنین نهادهای اجتماعی فراهم      می­شود. در چنین شرایطی، زمینه برای بروز ناخرسندی و ناشادمانی اجتماعی برای اکثریت ایجاد         می­شود(چلبی و موسوی، 1387: 38-40).

   علاوه بر گیدنز و چلبی، اندیشمندان متعددی به طور ویژه رابطه سرمایه اجتماعی و ابعاد آن را با میزان شادی مورد بحث قرار داده­اند؛ به عنوان مثال، ماکس­هالر و مارکز هادلر[20] در بحث تاثیر ساختارها بر هیجانات و به طور خاص شادی، چهار حوزه مرتبط با هم را از یکدیگر متمایز می­نمایند. آن چهار حوزه عبارت­اند از:

  • شبکه­ها و روابط اساسی شخصی (بافت اجتماعی خرد)
  • همبستگی­ها و وابستگی­های اجتماعی– فرهنگی و نوع دوستی(بافت اجتماعی خرد)
  • مشارکت­ها و موفقیت­های شغلی و وضعیت پایگاه اجتماعی(بافت اجتماعی خرد)
  • بافت نهادی و کلان اجتماعی– سیاسی(بافت اجتماعی کلان)

   در واقع، آنچه هالر و هادلر در بافت­ اجتماعی­خرد بر آنها تاکید می­کنند، شامل پیوندها و تعاملات اجتماعی، تعهد و مسئولیت­پذیری­اجتماعی، وابستگی­ها و تعلق­های­اجتماعی، نوع­دوستی و به­طورکلی سرمایه ­اجتماعی ­اشخاص است(ربانی و همکاران،1390: 49).

   به عبارتی ­دقیق­تر، طرفداران نظریه شبکه بر این باورند که وجود شبکه­های اجتماعی به صورت حایلی در مقابل فشارزای درونی عمل می­کند؛ به نحوی که فراهم آوردن حمایت­های عاطفی، دوستی­ها و   فرصت­هایی برای اعمال اجتماعی معنی­دار در قالب سرمایه اجتماعی، اثر بسیار مهم و موثری بر عزت نفس افراد و افزایش توان مقابله با مشکلات و افسردگی­ها دارد و در نهایت به احساس سلامت روانی منجر  می­شود(کامران و ارشادی، 1388: 40-39). در این خصوص پوتنام و همکاران در تحقیقی که با همکاری دانشگاه هاروارد و مرکز بشردوستی دانشگاه ایندیانا انجام دادند، دریافتند افرادی که از نظر روابط اجتماعی مهارت بیشتر دارند و بهتر می‌توانند با مردم رابطه برقرارکنند، نسبت­ به افرادی­ که از نظر مالی غنی­تر، ولی روابط اجتماعی مطلوبی ندارند، شادمان­تر هستند(جعفری و همکاران، 1381: 53). از نظر داینر و بیسواس داینر نیز  رابطه (اجتماعی) امکان دوست داشتن و دوست داشته شدن را برای ما فراهم می‌کند. روابط به ما امکان می‌دهد تا احساس ایمنی، اهمیت و ارزشمندی کنیم(داینر و بیسواس داینر،1391: 78). فرانسیس بیکن[21](1625) معتقد است که پیوند با دوستانی­که ما می­توانیم صمیمیت خود را با آنها تقسیم کنیم، دو اثر می­تواند داشته باشد: شادمانی را دو برابر می­کند و اندوه و غصه را به نصف تقلیل می­دهد(مظفری و هادیان فرد، 1383: 87).

   در تایید مطالب فوق تحقیقات نشان می‌دهد که روابط دوستانه و فعالیت های اجتماعی به شدت با شادی در ارتباط است و نه تنها روابط مثبت با همسالان باعث افزایش شادی می‌شود، بلکه تعاملات اجتماعی منفی ممکن است شادی را کاهش دهد و سپس تعاملات اجتماعی را کاهش می‌دهد. به‌عنوان مثال، تجارب منفی با دیگران از جمله داشتن درگیری در روابط، با کاهش شادی همراه است. نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که نه تنها دوستان و خانواده با شادی در ارتباط هستند، بلکه آنها ممکن است نقش علی مهمی را ایفا کنند(هودلر وکولمن: 2007، 5). همچنین، لونگ و همکارانش به این نتیجه رسیدند زمانی که روابط قوی درون جامعه توسعه می‌یابد و افراد می‌توانند بدون هیچ هزینه‌ای رفتار یکدیگر را نظارت کنند، شادی بیشتر می‌شود(وولکوک،1998: 155). علاوه بر این، اندیشمندانی­چون: پولنر[22]، مایزر[23]، آرگایل[24]، هیلز[25]، برواح[26] و وینهوون و کالمیجن[27] نیز هرکدام بر تاثیر روابط اجتماعی و مشارکت­های مذهبی– اجتماعی در افزایش شادی تاکید کرده­اند تا جایی­که وینهوون و کالمیجن، ورود انسان ها به انجمن ها را اصل دانسته و معتقدند هرچه ورود انسان ها به انجمن ها (تحمل دیگران، اعتماد به مردم وفعالیتهای داوطلبانه) بیشتر شود، مردم زندگی شادتری خواهند داشت (وینهوون و کالمیجن 2005 به­نقل از ربانی و همکاران، 1390: 50).

   حمایت اجتماعی و هنجارهای همیاری، یکی ­دیگر از ابعاد سرمایه اجتماعی است. در اندیشه وایتفورد[28] هرچه افراد به لحاظ اجتماعی منزوی­تر باشند، از سلامت روانی کمتری برخوردارند و برعکس، هرچه پیوستگی اجتماعی بیشتر باشد، آن جامعه سالم­تر خواهدبود(ایمان و همکاران،1387: 149). لو[29] معتقد است حمایت­اجتماعی اثرات رویدادهای استرس زا را تعدیل می­کند و به تجربه عواطف مثبت می­انجامد(بخشی­پور رودسری و همکاران، 1384: 147). در این راستا، دیماتئو می­نویسد :"اعتقاد بر این است که حمایت اجتماعی به سه طریق در برخورد با تنیدگی و استرس به فرد کمک می کند: اولا، اعضای خانواده، دوستان و سایر افراد می­توانند مستقیما حمایت ملموسی را به شکل منابع مادی در اختیار یک شخص قرار دهند. ثانیا، اعضای شبکه اجتماعی می­توانند با پیشنهاد اقدامات متنوعی، فرد را از حمایت اطلاعاتی خود برخوردار سازند و این اقدامات می­تواند به حل مشکلی که موجب تنیدگی و استرس شده، کمک کند. این پیشنهادها به شخص کمک می­کند تا به مشکل از دیدگاه جدیدی نگاه کند. بدین ترتیب، آن را حل کرده یا آسیب های ناشی از آن را به حداقل برساند. ثالثا، افراد شبکه اجتماعی می­توانند با اطمینان­بخشی دوباره به فرد، در خصوص اینکه او شخص موردعلاقه، با ارزش و محترم است، از وی حمایت عاطفی به­عمل آورند( ریاحی و همکاران، 1389: 95). به­بیانی­دیگر، یکی از سازوکارهایی که حمایت اجتماعی از طریق آن بر کیفیت زندگی و شاخص های آن اثر می­گذارد عبارت است از برداشت از خود و مفهوم خود که به لحاظ روان شناختی منبع مهمی برای انطباق با موقعیت­های استرس­زای زندگی است. از سوی­دیگر، حمایت ­اجتماعی از طریق افزایش احساس­خود ارزشمندی و کنترل بر روی امور به ارتقای سطح سلامت کمک می­کند. یافته­های تحقیقات­ تجربی نشان می­دهد که حمایت ­اجتماعی می­تواند کارکردهای ­مثبتی برای سلامت روانی و سلامت­ جسمانی داشته باشد (گروسی و شبستری، 1390: 6).

   کاکس[30] با تاکید بر عامل اعتماد به عنوان شاخص سرمایه اجتماعی در هر جامعه­ای، این نکته را خاطر نشان می­سازد که در صورت وجود اعتماد در میان افراد، ارتباط اعضای خانواده، دوستان و همسایگان، همکاران و... موثرتر می­شود. در صورتی که فقدان اعتماد، با عدم پیروی از قوانین، رفتار ضد اجتماعی، خودکشی، خشونت و سایر مشکلات اجتماعی همراه خواهد بود. به نظر او، بسیار مشکل است که جماعتی را بدون آنکه اعتمادشان را جلب کرده باشیم، بتوانیم متقاعد کنیم که سبک زندگی سالم­تری در پیش بگیرند. از این رو، گسترش شعاع اعتماد و همکاری اعضای یک جامعه، غنای سرمایه اجتماعی و به تبع آن کاهش اختلالات و نابه سامانی­های روانی واجتماعی را در پی خواهد داشت(بهزاد،1381: 50). به اعتقاد ترنر[31] با گسترش اعتماد میان افراد و در نتیجه گسترش دامنه روابط اجتماعی، فرد می­تواند در شرایط نامطلوب، به کمک این افراد با آن شرایط مقابله کند و همین امر باعث می­شود فشار روانی برآمده از چنین شرایطی را کاهش دهد. همچنین، مشارکت اجتماعی ناشی از اعتماد، احساس شادابی فرد را تقویت می­کند و از این راه به بهبود سلامت­جسمی و روانی او کمک می­کند(ترنر،2003 به نقل از نوریان ­نجف­آبادی و جهانگیر،1390: 44). از نظر کاواچی[32]، اگر اعتماد اجتماعی در حد مطلوبی باشد، موجب مشارکت بیشتر افراد در فعالیت­های اجتماعی می­شود و مشارکت بیشتر هم به دستیابی به امکانات رفاهی، بهداشتی و آموزشی بیشتر می­انجامد. به این ترتیب، سطح سلامت جسمی و روانی افراد بهبود می­یابد. برعکس، هنگامی که مشارکت افراد ضعیف است، سطح فراگیری بی­اعتمادی، پیامدهای مصیبت­باری برای سلامتی و بهداشت روانی افراد دارد(نوریان نجف آبادی و جهانگیر، 1390: 43). دولان و همکاران[33](2008) در مروری بر بیش از 100 پژوهش، اعتماد را توسط یک تنوع روشی از قبیل اعتماد بیشتر به دیگران و اعتماد به نهادهای­عمومی، اندازه­گیری­کردند و نشان دادند که اعتماد قویا با شادی رابطه دارد. به­علاوه، تاو[34] و داینر (2007) نشان داده­اند که کشورهای­شادتر، امتیاز بالاتری در اعتماد­تعمیم­یافته، حضور داوطلبانه درگروه ها و گرایش­های دموکراتیک­تر به­دست­آورده­اند(اکبر زاده و همکاران،1392: 74).

در نهایت،­ باتوجه به مباحث­نظری فوق، فرضیات زیر شکل گرفت:‌

  • بین میزان شادی  و میزان سرمایه اجتماعی رابطه وجود دارد.
  • بین میزان شادی و میزان کیفیت روابط اجتماعی(اعتماد و هنجارهای همیاری) رابطه وجود دارد.
  • بین میزان شادی و کمیت روابط اجتماعی رابطه وجود دارد.

علاوه بر فرضیه­­های فوق، فرضیات دیگری از قبیل رابطه سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با هریک از ابعاد شادی یعنی میزان بعد احساسی، اجتماعی و شناختی شادی مورد سنجش قرار گرفته است.

 

 

 

 

سرمایه اجتماعی

 

شادی

 

کیفیت                   روابط اجتماعی

 

کمیت                روابط اجتماعی

 

بعد شناختی

 

بعد اجتماعی

 

بعد احساسی

                                                             مدل نظری پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

روش شناسی پژوهش

   این پژوهش، با روش پیمایش مقطعی و با استفاده از تکنیک پرسش نامه انجام گرفته است. در مطالعه حاضر، جامعه آماری مورد نظر شامل جوانان 18 تا 29ساله شهر تهران می باشد که مطابق سرشماری عمومی نفوس مسکن 1390، 2371342 نفر گزارش شده است. لذا به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول نمونه گیری کوکران استفاده شده است؛ به طوری که در نهایت حجم نمونه با ضریب اطمینان 95 درصد، احتمال وجود صفت معین در نمونه P=0/5 و دقت برآورد 05/0=d برابر با 384 جوان تعیین شد. لازم به ذکر است که برای توزیع پرسش نامه­ها روش خوشه­ای انتخاب گردید.

   در پژوهش حاضر، اعتبار ابزارها بوسیله اعتبار صوری، توسط چند تن از اساتید جامعه شناسی بررسی و پایایی آنها بوسیله آلفای کرونباخ تعیین شده است. جدول زیر نشانگر روایی مناسب متغیرهای تحقیق است.

 

جدول1: میزان روایی مفاهیم اصلی پژوهش بر اساس آزمون کرونباخ

متغیرها

تعداد گویه

ضریب آلفا

بعد کمیت روابط اجتماعی

4

60/0

بعد کیفیت روابط اجتماعی

12

59/0

مفهوم سرمایه اجتماعی

16

60/0

بعد احساسات مثبت

11

83/0

بعد گرایشات مثبت اجتماعی

6

66/0

ارزیابی مثبت از زندگی

5

87/0

مفهوم شادی

22

91/0

 

 

تعاریف عملیاتی و نحوه سنجش متغیرها

الف) شادی

   پژوهش حاضر با استفاده از مقیاس شادکامی آکسفورد و نظر داینر وساه، شادی را در قالب 3 بعد احساسی، شناختی و اجتماعی مورد سنجش و ارزیابی قرار می‌دهد. شایان ذکر است که در این پژوهش، پرسش‌نامه آکسفورد با اندکی تغییرات در قالب طیف لیکرت با گزینه هایی از قبیل اصلا، خیلی کم، کم، تاحدودی، زیاد و خیلی زیاد، مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این مطالعه، مؤلفه‌های شادی در قالب سه بعد احساسی، شناختی و اجتماعی مورد سنجش قرار گرفته اند.:

  • بعد احساسی با مؤلفه‌ها و شاخص هایی مانند احساس خوشحالی، احساس امیدواری به آینده، احساس کنترل بر تمام جنبه‌های زندگی، احساس خوش‌بینی و مثبت نگری و...
  • بعد شناختی با مؤلفه‌هایی چون: رضایت از زندگی، رضایت از بخش های متعدد زندگی و ...
  • بعد اجتماعی با مؤلفه‌هایی از قبیل علاقه داشتن به انسان های دیگر و دوست داشتن آنها، تاثیر خوب و مثبت بر وقایع، شوخ‌طبعی و...

ب) سرمایه اجتماعی:

   در این بررسی بر اساس نظرات­پاتنام، فوکویاما، پاکستون و ... سرمایه اجتماعی در دو بعد کمیت و کیفیت روابط اجتماعی مورد سنجش قرارگرفته است. در زیر به توضیح­ مختصری از هریک از ابعاد و مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی پرداخته می‌شود.

  1. بعد کمیت روابط اجتماعی (ساختار روابط اجتماعی)

   یکی از اجزای سرمایه اجتماعی، پیوندهای عینی بین افراد است که دلالت بر ارتباطات و تماس­های افراد با یکدیگر دارد. افراد می‌توانند از طریق دوستی‌ها و دیگر انواع روابط شبکه‌ای با یکدیگر در ارتباط باشند(میرزابیگی،1389: 165-166). در پژوهش حاضر این بعد از طریق شاخص هایی از قبیل میزان ارتباط با اعضای­خانواده، دوستان، همکلاسی‌ها و... مورد سوال قرار گرفته است.

  1. بعد کیفیت روابط اجتماعی

   در این پژوهش، بعد کیفیت روابط اجتماعی با دو مولفه­ اعتماد و هنجارهای همیاری سنجش شده است.

2-1- تعریف نظری و عملیاتی اعتماد

   کریستوفر مور اعتماد را عبارت از قابلیت شخص برای اتکا یا اطمینان به صداقت یا صحت اقوال یا رفتار دیگری می‌داند(نیازی و همکاران،1390: 135). در پژوهش حاضر طبق نظر پاتنام(1380) مفهوم اعتماد در دو بعد اعتماد شخصی و اعتماد اجتماعی سنجش شده است.

2-2- تعریف نظری و عملیاتی هنجارهای همیاری

  مشخصه هر عمل در یک نظام همیاری معمولاً ترکیبی از نوع‌دوستی کوتاه‌مدت و نفع­شخصی بلندمدت است (پاتنام، 1993: 179 به­نقل از جلیلیان، 1386: 123). حسین پور پس از بررسی پژوهش­های مختلف در مورد سرمایه اجتماعی، برای سنجش هنجارهای همیاری به دو رویکرد رفتارهای عینی و عمل متقابل و رویکرد رفتارهای ذهنی یا فرهنگ متقابل رسیده است(حسین­پور،1389). در این پژوهش نیز هنجارهای همیاری با مولفه­ فعالیت های عینی نوع‌دوستانه و رفتارهای ذهنی یا فرهنگ عمل متقابل سنجیده شده است.

یافته­های پژوهش

الف) یافته های توصیفی

1. ویژگی‌های فردی و خانوادگی پاسخگویان

   نتایج پژوهش حاکی از این است که طیف­سنی جوانان پاسخگو از 18 تا 29 سال می­باشد. با توجه به توزیع­ پاسخگویان بر حسب جنسیت می­توان گفت که بیش از نیمی از پاسخگویان را زنان تشکیل می­دهند. قومیت جوانان مورد بررسی نشان می­دهد که قومیت فارس با 66.7 درصد و سپس قومیت­ترک با 20.6 درصد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص­داده­اند. سطح تحصیلات پاسخگویان گویای این واقعیت است که دارندگان مدرک دیپلم و سپس افراد دارای مدرک لیسانس بیشترین فراوانی را دارند. علاوه بر این، 30.2 درصد از پاسخگویان اظهار داشته­اند که پدرشان دارای مدرک­تحصیلی دیپلم هستند، درحالی که تنها 6.2 درصد از آنها گفته­اند که پدرانی دارند که دارای سطح­تحصیلات­ فوق­لیسانس و بالاتر هستند. همچنین، 33.1 درصد از پاسخگویان در بیان­سطح تحصیلات مادرشان، گزینه­ دیپلم و 20.1 درصد از افراد نمونه گزینه­ سیکل را انتخاب نموده­اند.

2. توصیف شادی:

جدول 2: توصیف ابعاد و مفهوم شادی(متغیر وابسته)

مفاهیم و ابعاد

میانگین

(0-100)

انحراف استاندارد

دامنه

حداقل

  حداکثر

بعد احساسی

58.3333

19.07935

100.00

.00

100.00

بعد اجتماعی

65.0208

17.48105

100.00

.00

100.00

بعد شناختی

60.5729

19.29853

100.00

.00

100.00

مفهوم شادی

59.7997

17.38501

100.00

.00

100.00

 

منطبق با اطلاعات جدول فوق می­توان گفت که در میان ابعاد شادی، بعد گرایشات مثبت اجتماعی و سپس بعد شناختی یا ارزیابی از زندگی به ترتیب با میانگین (65.0208) و (60.5729) بیشترین میانگین را به خود اختصاص داده­اند (در بازه صفر تا صد). با توجه به اینکه در بین پاسخگویان، میزان احساسات خوشایند، گرایشات مثبت اجتماعی و ارزیابی از زندگی دارای میانگینی بالاتر از حد متوسط است، میزان شادی در بین جوانان مورد تحقیق کمی بالاتر از حد متوسط است.

3. توصیف سرمایه اجتماعی:

جدول 3: توصیف ابعاد، مولفه­ها و مفهوم سرمایه اجتماعی(متغیر مستقل)

مفاهیم و ابعاد

میانگین

(0-100)

انحراف استاندارد

دامنه

حداقل

حداکثر

بعد کمیت روابط اجتماعی

38.6126

22.65887

100.00

.00

100.00

بعد کیفیت روابط اجتماعی

50.6511

16.00085

100.00

.00

100.00

مولفه اعتماد

45.3693

17.94292

100.00

.00

100.00

مولفه هنجارهای همیاری

59.4113

19.10340

100.00

.00

100.00

مفهوم سرمایه اجتماعی

51.5298

16.42081

100.00

.00

100.00

  

در پژوهش حاضر، کیفیت روابط اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سرمایه اجتماعی در نظر گرفته شده­است. در این مطالعه، متغیر کیفیت­ روابط اجتماعی از طریق دو مولفه اعتماد و هنجارهای­ همیاری سنجیده      می­شود. یافته­های پژوهش نشان می­دهد علی­رغم اینکه میانگین کیفیت روابط اجتماعی در بین افراد پاسخگو در حد متوسط می­باشد، ولی میانگین اعتماد به عنوان یکی از مولفه­های کیفیت روابط اجتماعی، پایین­تر از میانگین شاخص است و هنجارهای همیاری که شامل رفتارهای عینی نوع­دوستانه و فرهنگ همیاری است، از میانگینی معادل 59.4113 و بالاتر از حد متوسط برخوردار می­باشد.

   در این پژوهش، کمیت روابط اجتماعی، یکی دیگر از ابعاد سرمایه اجتماعی است که با توجه به داده­های جدول3 دارای میانگینی پایین­تر از سطح متوسط است. به طور کلی می­توان نتیجه گرفت که میانگین سرمایه اجتماعی برابر 51.52 می­باشد و این میزان کمی بالاتر از حد متوسط است.

ب) یافته های تحلیلی

1. تحلیل دو متغیره

 

جدول 4: همبستگی پیرسون بین ابعاد، مولفه­ها و مفهوم سرمایه اجتماعی و میزان شادی و ابعاد آن

متغیر

آماره

بعد احساسی

بعد اجتماعی

بعد شناختی

مفهوم شادی

مولفه اعتماد

ضریب همبستگی

.116*

.129*

.160**

.161**

سطح معناداری

.024

.012

.002

.002

مولفه هنجارهای همیاری

ضریب همبستگی

.238**

.250**

.124*

.259**

سطح معناداری

.000

.000

.015

.000

بعد کیفیت روابط اجتماعی

ضریب همبستگی

.223**

.239**

.177**

.264**

سطح معناداری

.000

.000

.001

.000

بعد میزان تعاملات اجتماعی

ضریب همبستگی

.078

.218**

.167**

.167**

سطح معناداری

.129

.000

.001

.001

مفهوم سرمایه اجتماعی

ضریب همبستگی

.207**

.287**

.209**

.279**

سطح معناداری

.000

.000

.000

.000

مهم‌ترین نکاتی که می‌توان از جدول فوق استنباط کرد، عبارت اند از:

  • فرض وجود رابطه معنادار میان شادی جوانان واعتماد با سطح معناداری 0.00 تأیید می‌گردد. شدت همبستگی در این رابطه معادل با 16/0 و جهت رابطه نیز مثبت است؛ این ­بدین ­معناست که با افزایش میزان اعتماد جوانان، بر میزان شادی آنها نیز افزوده می­شود. علاوه­بر این، یافته­های­ پژوهش حاکی از این­ واقعیت است که افزایش میزان اعتماد، افزایش احساسات خوشایند، گرایشات مثبت اجتماعی و ارزیابی مثبت از زندگی را به همراه خواهد داشت.
  • با توجه به وجود رابطه معنادار بین میزان شادی و هنجارهای همیاری و همچنین هریک از ابعاد آن می­توان گفت که هرچقدر رفتارهای نوع‌دوستانه(از قبیل کمک به مستمندان) و فرهنگ عمل متقابل (همچون تمایل به شرکت در طرح اهدای عضو و...) و به طور کلی هنجارهای همیاری در بین اشخاص به میزان بیشتری وجود داشته باشد، افراد به میزان بیشتری از عواطف خوشایند، علائق مثبت اجتماعی و رضایت از زندگی برخوردار خواهند بود و در نهایت شادی بیشتری را تجربه می­کنند.
  • همانطورکه در جدول فوق مشاهده می­شود، رابطه­ای مثبت بین میزان شادی و کیفیت روابط اجتماعی جوانان وجود دارد. این نکته در مورد هریک از ابعاد شادی یعنی بعد احساسی، اجتماعی و شناختی نیز صادق است. لازم به ذکر است که کیفیت روابط اجتماعی دارای بیشترین شدت همبستگی با بعد گرایشات مثبت اجتماعی می­باشد. این بدان معناست که هرچقدر کیفیت روابط اجتماعی و به طور دقیق­تر اعتماد و هنجارهای همیاری از قبیل اعتماد به نزدیکان، دوستان، دیگران، شرکت در جشن­های احسان و نیکوکاری، احساس مسئولیت در مقابل دیگران، تمایل به کمک به مردم در مواقع بحران و... افزایش یابد، علائق و علائم مثبت اجتماعی مانند علاقه داشتن به انسان های­ دیگر و دوست داشتن آنها، تأثیر خوب و مثبت بر وقایع اطراف و اطرافیان، شوخ‌طبعی،  خنده­رو یا متبسم بودن، عصبی­نبودن در ارتباطات اجتماعی، علاقه به شرکت در مهمانی‌ها و جشن‌ها به میزان بیشتری ظهور خواهد کرد.
  • اگرچه بین میزان روابط اجتماعی و احساسات مثبت رابطه معناداری وجود ندارد، ولی بر اساس داده­های جدول فوق می­توان نتیجه­گرفت که با افزایش میزان تعاملات اجتماعی، بر میزان علائم مثبت اجتماعی، رضایت از زندگی و در نهایت شادمانی جوانان افزوده می شود.
  • افزایش میزان سرمایه اجتماعی، افزایش میزان شادی جوانان را به دنبال دارد. این نکته در مورد رابطه سرمایه اجتماعی و هریک از ابعاد شادی نیز قابل­مشاهده است؛ به طوری که علائق و علائم مثبت اجتماعی در مقایسه با سایر ابعاد شادی بیشترین شدت همبستگی را در رابطه با سرمایه اجتماعی به خود اختصاص داده است.

2.تحلیل چند متغیره

2-1- مشارکت نسبی متغیرهای مستقل بر میزان شادی

                جدول 5: تحلیل واریانس برای آزمون معنی‌داری شکل رگرسیونی

شکل

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معنی داری

رگرسیون

13.380

2

6.690

16.498

.000b

باقیمانده

153.274

378

.405

 

 

کل

166.654

380

 

 

 

 

جدول6: متغیرهای مستقل واردشده در معادله‌ رگرسیونی به روش گام‌به‌گام

متغیرهای واردشده

ضرایب استاندارد[35]

سطح معناداری

کیفیت روابط اجتماعی

.237

.000

کمیت روابط اجتماعی

.106

.038

نتایج همبستگی

 

ضریب همبستگی

چندگانه

ضریب تعیین

 

ضریب تعیین

اصلاح‌شده

مقدار F

سطح

معنی‌داری F

مقدار ثابت

.283b

.080

.075

16.498

.000b

2.522

   در این مرحله، به منظور تبیین میزان تاثیر و تعیین­کنندگی هریک از ابعاد سرمایه اجتماعی بر میزان شادی از تحلیل رگرسیونی گام­ به گام استفاده شده است؛ به طوری که دو بعد کیفیت روابط اجتماعی و کمیت روابط اجتماعی به عنوان متغیرهای مستقل وارد رگرسیون شدند. همانطور که داده­های جدول فوق نشان می­دهد میزان همبستگی متغیرهای مستقل با متغیر شادی برابر با 0.28 است. ضریب تعیین این خروجی نیز برابر 0.080 می‌باشد؛ بدین معنا که کیفیت روابط اجتماعی و کمیت روابط اجتماعی0.080 درصد از تغییرات در میزان شادی را تبیین می‌نمایند. میزان F رابطه نیز برابر 16.49 می‌باشد و سطح معنی‌داری 0.00 می‌باشد- یعنی اینکه بین متغیرهای مستقل اصلی و وابسته رابطه معناداری وجود دارد و این حاکی از معنی‌دار بودن رگرسیون است. با توجه به بتا می‌توان گفت اثر کیفیت روابط اجتماعی بر میزان شادی برابر 0.23 درصد و اثر کمیت روابط اجتماعی برابر 0.10 درصد است. بنابراین، متغیر کیفیت روابط اجتماعی دارای بیشترین تاثیر مستقیم بر شادی جوانان است.

2- 2-تحلیل مسیر:

23/0

 

شادی

 

کیفیت روابط اجتماعی

 

کمیت روابط اجتماعی

                                                               

25/0

                                                                        

10/0

                                                                 

                                           

جدول7: تأثیرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته(شادی)

متغیر

تأثیر مستقیم

تأثیر غیرمستقیم

مجموع اثرات

کیفیت روابط اجتماعی

23/0

-

23/0

کمیت روابط اجتماعی

10/0

0.057 =(0.23) ×(0.25)

15/0

 

 بر اساس مدل شماره 2 می­توان گفت که متغیرکیفیت روابط اجتماعی به طور مستقیم 23/0 درصد بر شادی اثر گذار است؛ درحالی که کمیت ­روابط اجتماعی علاوه بر اینکه به صورت مستقیم به میزان 10/0 بر شادمانی­جوانان تاثیر می­گذارد، به طور غیرمستقیم نیز از طریق افزایش کیفیت روابط اجتماعی منجر به افزایش شادی می شود.

   طبق جدول فوق، مجموع اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیر کمیت روابط اجتماعی برابر 15/0 می­باشد؛ این درحالی است که کیفیت روابط اجتماعی 23/0 بر میزان شادی تاثیر دارد. بنابراین، متغیر کیفیت روابط اجتماعی در مقایسه با کمیت روابط اجتماعی به میزان بیشتری در افزایش شادی جوانان موثر است. طبق نظر پاتنام، روابط اجتماعی افراد و تعاملات آنان با یکدیگر بنیادی‌ترین جز سرمایه اجتماعی است و شبکه‌ها به‌عنوان خاستگاه دو مؤلفه‌ ­دیگر سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد و هنجارهای­همیاری مطرح می­باشد(توسلی و موسوی، 1384: 15). لذا افزایش متغیر میزان تعاملات اجتماعی، افزایش کیفیت روابط اجتماعی و در نهایت، افزایش شادی را به همراه دارد. در راستای پژوهش هلیول[36] و پوتنام (2005) سرمایه اجتماعی بر روی شادی تاثیر مثبت و افزایشی دارد( برونی و استنکا، 2008 به نقل از اکبر زاده و همکاران، 1392: 75).

بحث و نتیجه­گیری

   جوانی به عنوان مهم ترین فصل زندگی هر فرد است که می توانند روند آینده زندگی و سرنوشت او را تا انتهای عمر رقم بزنند. وجود احساس شادی در میان جوانان، نشان از جامعه سالم و پر طراوت دارد. محور اصلی پژوهش حاضر، مطالعه جامعه شناختی وضعیت شادی در بین جوانان 18 تا 29 ساله شهر تهران می­باشد. مطالعات­ نظری و تجربی صورت­گرفته در راستای این محور اصلی، نشان می­دهد که بسیاری از صاحب­نظران و پژوهشگران از قبیل داینر و بیسواس داینر، فرانسیس بیکن، چلبی، گیدنز، وینهوون و کالمیجن، ترنر و ... به نقش عواملی همچون: اعتماد، هنجارهای همیاری، روابط اجتماعی و به­طور کلی سرمایه اجتماعی در ایجاد شادی اشاره نموده­اند. پژوهش حاضر نیز در تلاش است تا علاوه بر تحلیل جامعه­شناختی مقوله شادی در بین جوانان، به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و میزان شادمانی بپردازد.

   در بین پاسخگویان، میانگین احساسات خوشایند، گرایشات مثبت اجتماعی و ارزیابی از زندگی در بین جوانان مورد تحقیق بالاتر از حد متوسط است. درنتیجه، میزان شادی در بین پاسخگویان کمی بالاتر از حد متوسط است. در این خصوص داینر و بیسواس داینر(1391) می­گویند تحقیقات نشان می­دهد که اکثر مردم در اغلب مواقع تا حدودی شاد هستند. این نتیجه بارها مشاهده شده است، حتی زمانی که محققان مختلف، با استفاده از نمونه­های متفاوت، روش های مختلف و حتی تعاریف متفاوت از شادی تحقیق نموده­اند، اکثر آزمودنی­ها گزارش کرده­اند که در اغلب مواقع تا حدودی شاد هستند.

   اگر چه میانگین سرمایه اجتماعی در بین افراد مورد بررسی برابر 52/51 وکمی بالاتر از حد متوسط است، ولی کمیت روابط اجتماعی دارای میانگینی پایین­تر از حد متوسط است؛ این در حالی است که کیفیت روابط اجتماعی از میانگینی بالاتر از حد متوسط معادل 41/59 برخوردار می­باشد. در این خصوص می­توان به این نکته اشاره کرد که علی رغم اینکه در دنیای کنونی، با وجود فعالیت‌های طاقت ­فرسای روزانه و حرکت در پیچ­وخم‌های دشوار زندگی، انسان ها فرصت کمتری برای ایجاد روابط و تعاملات اجتماعی دارند، ولی طبق نتایج این پژوهش، جوانان به دلیل عواملی از جمله میانگین بالای نشاط و شادمانی، به میزان زیادی در جشن­های احسان و نیکوکاری شرکت می­کنند و دارای احساس مسئولیت در مقابل دیگران، تمایل به کمک به مردم در مواقع بحران و... می باشند.

بر اساس نتایج پژوهش حاضر، عوامل جمعیتی و خانوادگی از قبیل سن، جنس، منطقه سکونت، سطح تحصیلات خود و... هیچ تاثیری بر میزان شادمانی جوانان ندارد. در این­خصوص آلزیک (1384) معتقد است هنگامی که محققان به بررسی عوامل جمعیتی موثر بر شادتر بودن برخی از مردم پرداختند، به نتیجه شگفت آوری رسیدند. هیچ یک از عوامل جمعیتی اصلی مانند سن، جنس، درآمد، موقعیت اقتصادی و نژاد رابطه زیادی با میزان شادی نداشت. بی­تاثیری عوامل جمعیتی بر شادی را آگنوس­کمپل و فلیپ­کانورس و ویلارد راجرز به وضوح نشان داده­اند(بابایی و خوئی­نژاد، 1389: 157). مایزر(1388) می­نویسد: "نکته­ای که بسیاری از پژوهشگران نظیر رونالد اینگلهارت در آثار خود به آن اشاره می­کنند، این است که پس از به دست آوردن حداقل نیازمندی های زندگی، پول بیشتر و بیشتر نمی­تواند بازده­ای قابل توجه به همراه بیاورد؛ به عنوان مثال، در بررسی­های به عمل آمده حتی افراد بسیار مرفهی که در فهرست 100 نفر مجله فوریس حضور دارند،  نسبت به افراد متوسط جامعه تنها اندکی شادمانی بیشتری داشته­اند.

   تجزیه و تحلیل دو متغیره در پژوهش­حاضر نشان می­دهد که بین میزان اعتماد و ابعاد سه­گانه شادی یعنی عواطف خوشایند، گرایشات مثبت اجتماعی، ارزیابی از زندگی و به طور کلی مفهوم ­شادی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. ترنر(2003) معتقد است که با گسترش اعتماد میان افراد و در نتیجه، گسترش­ دامنه­ روابط اجتماعی، فرد می­تواند در شرایط نامطلوب، به کمک این افراد با آن شرایط مقابله کند و همین امر باعث می­شود فشار روانی برآمده از چنین شرایطی را کاهش دهد. همچنین، نتایج تحقیق بیجرن اسکو(2008) بیانگر این است که اعتماد اجتماعی با شادی در ارتباط است.

   با افزایش میزان هنجارهای همیاری، بر میزان شادی و به طور ویژه هریک از ابعاد شادمانی (بعد احساسی، بعد اجتماعی و بعد شناختی) افزوده می شود. آبی و آندریوس(1985) بر این باورند که یافته­های تحقیق، همبستگی بین حمایت اجتماعی و بهزیستی را تایید می­کند؛ به عنوان مثال، کسانی که از روابط نزدیک بهره می برند، با استرس های مختلف مثل سوگ، از دست دادن شغل و ... بهتر کنار می­آیند(هادیان فرد و مظفری،1383: 87).

   در خصوص رابطه بین کیفیت روابط اجتماعی و میزان شادی، یافته­ها حاکی از تایید رابطه است؛ به عبارت دقیق­تر، افزایش کیفیت روابط اجتماعی(پیوندهای ذهنی بین افراد)، افزایش میزان احساسات مثبت، علائق و علائم مثبت اجتماعی و رضایت از زندگی را به همراه دارد . داینرو بیسواس داینر (1391) به این نکته اشاره می نمایند که توانایی ما در مواجهه با لحظات دشوار زندگی تنها با حمایت هیجانی و غمخواری عزیزانمان حاصل می شود(داینر و بیسواس داینر،1391: 78). علاوه بر این، باتسون(1987) معتقد است که کمک به دیگران در موقع پریشانی، تجربه نوع دوستی ایجاد می­کند که منبعی از هیجان مثبت است (آرگایل1386: 123).

   طبق نتایج این پژوهش، هرچقدر جوانان به میزان بیشتری با دوستان، خانواده و... رابطه یا تعامل داشته باشند، به میزان بیشتری از گرایشات مثبت اجتماعی، ارزیابی مثبت از زندگی و به طور کلی شادی بیشتری برخوردار خواهند بود و در عین حال هرچقدر افراد جوان دارای علائق مثبت اجتماعی و رضایت از زندگی بیشتری باشند، به میزان بیشتری با دیگران رابطه برقرار خواهند کرد. در اندیشه داینر و بیسواس داینر، بودن با مردم مفرح است. به عنوان ­مثال، شوخی و مزاح محصول تعامل اجتماعی هستند. آیا تا به حال توجه کرده­اید که می­توانید دیگران را سرحال بیاورید، اما نه خودتان را. به اشتراک گذاشتن تجارب با دیگران، لذت ما را از فعالیت ها افزایش می­دهد(داینر و بیسواس داینر،1391: 80). هودلر و کلمن در سال 2007 دریافتند که روابط اجتماعی ارتباط قابل‌توجهی با شادی دارد. مایرز(1388) می­نویسد: "بر اساس نظارت کارشناسان، ما انسان ها دارای ویژگی­هایی هستیم که روان شناسان اجتماعی از آن به عنوان نیاز گسترده به تعلق یاد می­کنند و با داشتن دوستی­های نزدیک و یا یک ازدواج متعهدانه، می­توانیم به آنچه که از آن به عنوان احساس خوشحالی زیاد یاد می­شود، دست پیدا کنیم".

 در مجموع، می­توان نتیجه­گرفت که فرضیه­ کلی پژوهش مبنی بر رابطه میزان شادی و سرمایه اجتماعی در سطح معناداری 00/0 تایید می گردد. لازم به ذکر است که این نکته در مورد رابطه میزان شادی و هر یک از ابعاد شادی نیز قابل مشاهده است. این رابطه مؤید مباحث و نظرات اندیشمندان و پژوهشگران متعددی از قبیل گیدنز، چلبی، آرگایل، طرفداران نظریه شبکه، پوتنام، داینر و بیسواس داینر، دیماتئو، کاکس، ترنر و... مبنی بر وجود رابطه میان شادی و سرمایه اجتماعی است. اکبرزاده و همکاران 1392 به این نکته اشاره    می­کنند که رشد سرمایه اجتماعی در شبکه روابطی که میان کنشگران برقرار می شود، فرصت­های ویژه­ای را برای همه کنشگران حاضر و فعال در آن شبکه پدید می­آورد. این کنشگران می­توانند با بهره­گرفتن از این فرصت ها و نیز پشتوانه همان روابط، هدف­های شخصی خود را در شبکه روابط و در جمع، پیگیر شوند. این فرصت ها، قابلیت ها و توانمندی های فردی آنان را در تحقق اهدافشان ارتقا می­بخشد و احتمال موفقیت آنان را افزایش می­دهد. بدین طریق می­توان گفت که سرمایه اجتماعی و افزایش آن به گونه­ای که در تحقیقات نیز آمده است باعث ایجاد و افزایش شادمانی در افراد می­گردد.

پیشنهادها

  • انجام پژوهش های جداگانه برای مطالعه تاثیر هر یک از متغیرهای مستقل در گروه های سنی مختلف به منظور غنای بیشتر نتایج پژوهش و تبیین تشابهات یا تفاوت ها در میان اقشار گوناگون در زمینۀ شادی و عوامل موثر بر آن ؛
  • ضرورت انجام پژوهش های دیگری در این زمینه بر پایۀ استفاده از آرای سایر نظریۀ پردازان و محققان با تکیه بر متغیرهای واسط به منظور رسیدن به شناخت بهتر  و بیشتری  در مورد پدیدۀ مورد مطالعه.
  • منابع

    • ·        اکبرزاده، فاطمه؛ دهقانی، حمید؛ خوشفر، غلامرضاو جانعلی­زاده­چوب­بستی، حیدر(1392) "بررسی تاثیر سه نوع سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بر شادی جوانان". جامعه­شناسی­کاربردی. سال بیست و چهارم، شماره پیاپی(49)، شماره اول.
    • -انصاری، ابراهیم؛ غضنفری، احمد؛ فرهمندیان،‌ مینا و مکوندی،‌ آزیتا(1392) "بررسی عوامل موثر بر شادی در محیط کار شرکت ملی حفاری ایران". فصلنامه تخصصی علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر. سال7، ‌شماره20.
    • ایمان، محمدتقی، مرادی، گلمراد، حسینی­رودبارکی، سکینه(1387) "بررسی­ تطبیقی سرمایه اجتماعی و سلامت روانی دانشجویان غیربومی دانشگاه های تهران و شیراز". رفاه اجتماعی. سال هشتم، شماره30 و 31.
    • آرگایل، مایکل(1386) روان‌شناسی شادی. فاطمه بهرامی و دیگران. انتشارات جهاد دانشگاهی واحد اصفهان
    • بابایی، غلامرضا و خوئی نژاد، غلامرضا(1389) "مشهد پژوهی"، دو فصلنامه شورای اسلامی شهر مشهد. سال سوم، شماره 5.
    • باقری خلیلی، علی‌اکبر(1386) "شادی در فرهنگ و ادب ایرانی". فصلنامه مطالعات ملی. سال هشتم، شماره2.
    • بخشی­پور رودسری، عباس، پیروی، حمید و عابدیان، احمد(1384)، "بررسی رابطه میان رضایت از زندگی و حمایت اجتماعی با سلامت روان در دانشجویان". فصلنامه اصول بهداشت روانی. سال هفتم، شماره 27و 28.
    • بهزاد، داود(1381) "سرمایه اجتماعی بستری برای ارتقای سلامت روان، رفاه اجتماعی". شماره 6.
    • پناهی، محمدحسین و دهقانی، حمید(1391) "بررسی عوامل موثر بر شادی­دانشجویان با تاکید بر مشارکت اجتماعی". جامعه­شناسی­کاربردی. سال بیست و سوم، شماره پیاپی (47)، شماره سوم.
    • توسلی، غلامعباس و موسوی، مرضیه(1384) "مفهوم سرمایه در نظریات کلاسیک و جدید با تاکید بر نظریه‌های سرمایه اجتماعی". نامه‌ی علوم اجتماعی. شماره 26.
    • جعفری، ابراهیم میرشاه، عابدی، محمدرضا و دریکوندی، هدایت اله(1381) "شادمانی و عوامل­موثر بر آن". تازه‌های­علوم­شناختی. سال 4، شماره 3.
    • جلیلیان، فرشته(1386) "بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و میزان درگیری در اعتیاد در بین جوانان ۳۵-‎۱۸ سال مراکز ترک اعتیاد شهر تهران‏". پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته­ی جامعه شناسی، دانشگاه الزهرا.
    • چلبی، مسعود و موسوی، محسن(1387) "بررسی­جامعه‌شناختی­عوامل­موثر بر شادمانی­در سطوح­خرد و کلان". مجله­جامعه‌شناسی ایران. دوره نهم، شماره 1و 2.
    • چلبی، مسعود(1383) چارچوب مفهومی: پیمایش ارزش‌ها و نگرش­های ایرانیان. تهران: طرح های ملی وزارت و ارشاد اسلامی
    • حسین­پور، جعفر(1389) "بررسی رابطه میزان مصرف رسانه و میزان سرمایه اجتماعی شهروندان تهرانی". پایان­نامه دکتری علوم ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبایی.
    • حسین­پور، جعفر و معتمد نژاد، کاظم(1390) "‌بررسی رابطه میزان مصرف رسانه‌ها و میزان سرمایه اجتماعی شهروندان تهرانی". فصلنامه برنامه‌ریزی رفاه و توسعه اجتماعی.‌ شماره 6.
    • خنیفر، حسین، بردبار، حامد و فروغی قمی، فریبا(1391) "بررسی رابطه بین سبک­هویتی دانشجویان با شادی و ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای شادی دانشجویان(مطالعه­موردی: دانشجویان پردیش قم دانشگاه تهران)". فرهنگ در دانشگاه اسلامی. سال دوم، شماره1.
    • خوشاوی، فاطمه(1390) "رابطه­هویت­دینی با شادمانی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان­نجف‌آباد". پایان‌نامه کارشناسی ارشد، رشته‌ی آموزش بزرگسالان، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه بهشتی.  
    • داینر، اد و بیسواس داینر، رابرت(1391) شادی ثروت بیکران روان‌شناختی. حسن عبداله زاده، طاهر محبوبی، معصومه باقر زاده. تهران: انتشارت آذرین مهر.
    • دهقانی نژاد، حمید(1390) "رابطه مشارکت اجتماعی و شادی دانشجویان". پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی.
    • ربانی، رسول، ربانی، علی، عابدی، محمدرضا و گنجی، محمد(1386) فرهنگ و شادی: رویکردی نظری و تجربی در زندگی روزمره سرپرستان خانوار در شهراصفهان. مطالعات فرهنگی و ارتباطات. 3(8)
    • ربانی، علی، ربانی، رسول و گنجی، محمد(1390) "رویکردی جامعه‌شناختی به احساس شادمانی سرپرستان خانوار در شهر اصفهان". فصلنامه مسائل اجتماعی ایران. ‌سال دوم ، شماره 1.
    • رستگار فسایی، منصور(1381)" فردوسی و هویت­شناسی ایرانی(مجموعه مقالات درباره‌ی شاهنامه ی فردوسی)". ‌تهران: انتشارات طرح نو
    • رسولی، محمدرضا و پاک‌طینت، داود(1390) بررسی نقش رسانه‌های جمعی در شکل‌گیری سرمایه اجتماعی در بین شهروندان شهر یزد. فصلنامه فرهنگ ارتباطات. سال اول، شماره اول.
    • رضوی­زاده، ندا، نوغانی، محسن و یوسفی، علی(1391) "رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت­روان در بین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد". مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد. 51- 25
    • رنجبر، مهناز(1391) "بررسی جامعه‌شناسی شادکامی با تاکید بر رویکرد نظریه بازکاوی". پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد، دانشگاه الزهرا.
    • ریاحی، محمد اسماعیل، وردی نیا، اکبرعلی و پور حسین، سیده زینب(1389) بررسی رابطه حمایت اجتماعی و سلامت­روان. رفاه اجتماعی. سال دهم، شماره 39.
    • زارعی متین، حسن، بحیرانی، صدیقه و افتخاری غریب­دوستی، ثریا(1390) بررسی تاثیر شخصیت در میان دانشجویان، فرهنگ در دانشگاه اسلامی. سال دوم، شماره1.
    • سرشار، مرضیه(1388) "شادی و نشاط در فرهنگ ایرانی". رشد علوم اجتماعی. دوره دوازدهم، شماره3.
    • سلطانی، طاهره و جمالی، مژده(1387) "بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت­روانی، مورد مطالعه: دانشگاه شیراز".فرایند مدیریت و توسعه. شماره 69-68.
    • طریقه­دار، ابوالفضل(1383) شرع و شادی(دیدگاه‌های فقهی درباره رقص، دست زدن و شادی). قم:‌ موسسه فرهنگی انتشاراتی حضور
    • کار، آلن (1387) روان‌شناسی مثبت(علم شادمانی و نیرومندی های انسان). ترجمه‌ی حسن پاشا شریفی، جعفر نجفی زند. تهران: انتشارات سخن
    • کامران، فریدون، ارشادی، خدیجه(1388) "بررسی رابطه سرمایه اجتماعی­شبکه و سلامت­روان". فصلنامه پژوهش اجتماعی. سال دوم، شماره سوم.
    • گروسی، سعیده و شبستری، شیما(1390) "بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت روان در بین زنان سرپرست خانوار در شهر کرمان". مطالعات اجتماعی ایران. سال پنجم، شماره 1 (پیاپی 13).
    • گنجی، محمد(1387) "تحلیل ­عوامل ­جامعه‌شناختی موثر بر میزان احساس شادی ­سرپرستان خانوار در شهر اصفهان". پایان‌نامه دکتری رشته‌ی جامعه‌شناسی گرایش مسائل اجتماعی،‌دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ‌دانشگاه اصفهان.
    • گیدنز، آنتونی(1387) تجدد و تشخص: جامعه و هویت شخصی در عصرجدید. ترجمه‌ی ناصر موفقیان. تهران: نشر­نی
    • گیدنز، آنتونی(1384) پیامدهای مدرنیته. ترجمه‌ی محسن ثلاثی. تهران: نشر مرکز
    • مایرز، دیوید(1387) فرهنگ و اجتماع: راز شادمانی. علوم سیاسی: سیاحت غرب. شماره 60.
    • مایرز، دیوید(1388) "راز شادمانی". میان رشته­ای: مکاتبه و اندیشه. شماره 33.
    • مظفری، شهباز و هادیان فرد، حبیب(1383) "مروری بر شامانی و همبسته های آن. حوزه و دانشگاه" شماره 41.
    • میرزا بیگی، نازنین(1389)، "بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و اخلاق شهروندی در جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال شهر تهران". پایان‌نامه کارشناسی ارشد، رشته‌ جامعه‌شناسی، دانشگاه الزهرا.
    • نوریان نجف آبادی، محمد و جهانگیر، نرجس(1390) "رابطه بین میزان اعتماد اجتماعی و سلامت روانی (مطالعه موردی : معلمان شهرستان تیران و کرون)، جامعه­شناسی­تاریخی" دوره 3، شماره 2.
    • نیازی، محسن، شفائی­مقدم، الهام و شادفر، یاسمن(1390) "بررسی رابطه بین میزان سرمایه اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی در بین زنان­مناطق­شمال(1و 2) و جنوب(19و20)". فصلنامه­جامعه‌شناسی­مطالعات جوانان. سال دوم، شماره سوم.
    • هزارجریبی، جعفر و آستین­فشان، پروانه(1388) "بررسی عوامل موثر بر نشاط اجتماعی(با تاکید بر استان اصفهان)" جامعه‌شناسی کاربردی. سال بیستم ، شماره پیاپی (23)، شماره 1.
      • Bartolini, Stefano, Bilancini, Ennio, Pugno, Maurizio (2013) "Did the Decline in Social Connections Depress Americans’ Happiness?".Social Indicators Research .Volume 110, Issue 3, pp 1033-1059

     

    • Bjørnskov, Christian (2008) "Social Capital and Happiness in the United States". Applied Research in Quality of Life .Volume 3, Issue 1, pp 43-62
      • Hasnain, N ؛ Ansari, Shadab Ahmad and Samantray, Snigdha (2011) "Spirituality and Happiness as Correlates of Well-being in Religious Women". European Journal of Social Sciences – Volume 20, Number 3:431-442
      • Holder, Mark D and Coleman, Ben (2007) " The Contribution of Social Relationships to Children’s Happiness."  J Happiness Stud، 10:329–349
      • Kim, Sanghag(2011) "Sociological studies on happiness in cross-national contexts: effects of economic inequality and marriage".  University of Iowa: Theses andDissertations: Iowa Research Online.
      • Leung, Ambrose ؛Kier, Cheryl ؛Fung, Tak ؛Fung. Linda and Sproule, Robert"(2011) "Searching for Happiness: The Importance of Social Capital". J Happiness Stud ،12:443–462
      • Lin, Jin-Ding ؛Lin. Pei-Ying and Wu, Chia-Ling (2011) "Wellbeing perception of institutional caregivers working for people with disabilities: Use of Subjective Happiness Scale and Satisfaction with Life Scale analyses. "Research in Developmental Disabilities 31، 1083–1090
      • Miller, Evonne & Buys, Laurie (2008) "Does social capital predict happiness, health and life satisfaction in an urban Australian community?". Kōtuitui: New Zealand Journal of Social Sciences Online, 3(1), 15-20..
      •  Ram, Rati (2010) "Social Capital and Happiness: Additional Cross-Country Evidence". Journal of Happiness Studies. Volume 11, Issue 4, pp 409-418
      • Rodríguez-Pose, Andrés, Berlepsch, Viola von (2014)Social "Capital and Individual Happiness in Europe".  Journal of Happiness Studies , Volume 15, Issue 2, pp 357-386
        • Sharma, Anita and Malhotra, Dalip (2010)"Social-Psychological Correlates of Happiness in Adolescents."European Journal of Social Sciences – Volume 12, Number 4
        • Turner, Bryan (2003) " Social Capital, Inequality and Health: the Durkheimian Revival".  Social theory and health, Volume 1, Number 1
        • Woolcock, Michael (1998) "Social capital and economic development: Toward a theoretical synthesis and policy framework" Theory and Society27: 151-208