تعیین ظرفیت گردشگرپذیری منطقه کوهستانی– ورزشی دربند تهران با رویکرد مدیریت پایدار ورزش

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکده علوم انسانی، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران

2 استادیار، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکده علوم انسانی، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران (نویسنده مسئول) E-mail: Tayebisani@gmail.com

3 استادیار، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکده علوم انسانی، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران

4 استادیار، گروه محیط زیست، دانشکده فنی و مهندسی، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران

چکیده

برقراری توازن مطلوب بین قابلیت گردشگری یک منبع و میزان استفاده مراجعان از آنها امری بسیار مهم است و اساس برنامه‌ریزی‌های سیستمی گردشگری را برای توسعه فعالیت‌های ورزشی تشکیل می‌دهد. هدف از این مطالعه، تعیین ظرفیت گردشگرپذیری برای محیط‌های کوهستانی ورزشی می باشد. در این راستا، با تعیین سه نوع ظرفیت تحمل فیزیکی، واقعی و موثر تلاش گردید تا مبنای کمی قابل اعتمادی برای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی در راستای توسعه پایدار در اختیار برنامه‌ریزان و طراحان این گونه فضاها قرار گیرد.
ابتدا با استفاده از ثبت نقاط زمینی و تهیه نقشه کاربری اراضی به وسیله ابزار سیستم اطلاعات جغرافیایی، 165 هکتار از منطقه به عنوان عرصه‌های مفید و قابل استفاده انتخاب گردید. در گام بعد، از طریق بررسی سوابق،‌ ثبت نظرات مراجعه‌کنندگان و مبانی نظری تحقیق، پارامترهای تاثیرگذار استخراج و محاسبه گردیدند. پنج عامل محدودکننده و یازده شاخص زیرمجموعه آن به عنوان ضریب در محاسبه ظرفیت تحمل واقعی سایت مطالعاتی استفاده شدند. به منظور امتیازدهی به پارامترهای توانمندی مدیریتی سایت، پرسشنامه محقق‌ساخته (طیفی لیکرت) در اختیار کاربران باسابقه و ورزشکاران (384 نفر) قرار داده شد. در این میان، بیشترین امتیاز متعلق به پارامتر آب آشامیدنی (4/4) و کمترین امتیاز متعلق به پارامتر پارکینگ (93/1) بوده است. در نهایت، ظرفیت تحمل فیزیکی، واقعی و موثر سایت مطالعاتی به ترتیب (660000، 70686 و 40291) نفر در روز برآورد گردید.  

کلیدواژه‌ها


تعیین ظرفیت گردشگرپذیری منطقه کوهستانی–  ورزشی دربند تهران با رویکرد مدیریت پایدار ورزش   

محمد طاهری حسین آبادی[1]

سید مصطفی طیبی ثانی[2]

علی فهیمی‌نژاد[3]

هومن بهمن‌پور[4]

 

تاریخ دریافت مقاله: 15/12/1397

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:27/3/1398

 

مقدمه

افزایش جمعیت و توسعه شهرنشینی در سال‌های اخیر موجب افزایش تقاضا برای استفاده گردشگری و ورزشی از فضاهای طبیعی شده است. کمبود فضاهای باز و طبیعی در شهرها، از یک سو و نیاز و علاقمندی افراد به فعالیت‌های گردشگری و ورزشی، از سوی دیگر سبب گردیده است تا اندک ظرفیت‌های طبیعی باقیمانده در اکوسیستم‌های شهری پذیرای حجم زیادی از مراجعه‌کنندگان (به ویژه در روزهای آخر هفته) گردد (چرنوشنکو، 2001). از لحاظ بوم‌شناختی، گسترش فعالیت‌های گردشگری می‌تواند تهدیدکننده اکوسیستم‌های طبیعی به بهای کسب فوائد اقتصادی و اجتماعی کوتاه‌مدت باشد. بنابراین، نظر به آسیب‌پذیر بودن و حساسیت نسبتاً بالای مناطق طبیعی که به عنوان مواهب خدادادی، محصول مستقیم طبیعت و کارکردهای آن هستند و به دلیل دارا بودن مناظر و ارزش‌های زیبایی‌شناختی از تقاضای بیشتری نیز جهت گذران اوقات فراغت برخوردارند، بررسی و تعیین ظرفیت تحمل گردشگری[5] اهمیت خاصی پیدا می‌کند. این گونه مناطق را نمی‌توان همانند کالایی فرض نمود که بتوان مدت زمانی خاص را برای استفاده مفید از آن در نظر گرفت. این منابع باارزش در صورت تخریب گسترده، قابل بازسازی نخواهند بود. با پیدایش مفاهیم توسعه پایدار، برنامه‌ریزان بر آن شدند تا با استفاده از روش‌های گوناگون نسبت به تعیین حدود و ثغور فعالیت‌ها اقدام کنند (صنایع گلدوز و مخدوم، 1388: 37). بنابراین، برقراری توازن مطلوب بین قابلیت گردشگری یک منبع و میزان استفاده مراجعان از آنها امری بسیار مهم است و اساس برنامه‌ریزی‌های سیستمی گردشگری را برای توسعه فعالیت‌های ورزشی تشکیل می‌دهد (مشکینی و همکاران، 1392: 78). این امر به معنای عدم استفاده از یک منطقه یا جاذبه طبیعی نمی‌باشد، بلکه به معنای استفاده صحیح (بهره‌برداری در ازای بهره‌کشی) می‌باشد (سازمان جهانی گردشگری، 2016).

هدف از این مطالعه، تعیین ظرفیت گردشگرپذیری در مناطق کوهستانی و ورزشی- به طوراختصاصی دربند تهران- می‌باشد تا تضمینی برای استفاده پایدار مراجعه‌کنندگان باشد؛ به نحوی که امکان تحقق همزمان دو رویکرد انجام فعالیت‌های ورزشی- تفرجی و همچنین حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست فراهم گردد.

مفهوم ظرفیت تحمل (ظرفیت گردشگرپذیری)

ظرفیت تحمل، سابقه‌ای به نسبت طولانی در مدیریت منابع طبیعی دارد؛ به طوری که برای اولین‌بار در اواسط دهه 1930 میلادی در زمینه مدیریت پارک‌ها و نواحی گردشگری، استفاده از این مفهوم پیشنهاد شد؛ اما حدود 60 سال طول کشید تا به شکل کاربردی در مدیریت محیط زیست مورد استفاده قرار گرفت. آنچه در برآورد ظرفیت تحمل حائز اهمیت بیشتری می‌باشد، یک نوع مصالحه میان حداکثرسازی و بهینه‌سازی جهت نیل به یک حد قابل قبول تغییر در آستانه‌ها و شاخص‌های اثر است (مارتیره[6] و همکاران، 2015). در یک مفهوم کلی، طرفیت برد در سطح اکوسیستمی به عنوان سطح یا حدی تعریف می‌شود که در آن یک فرآیند یا متغیر محیطی درون یک اکوسیستم معین می‌تواند تغییر یابد بدون آنکه ساختار و عملکرد آن اکوسیستم از حدود قابل مشخصی فراتر رود (دیوآرت[7] و همکاران، 2003: 124). مفهوم کاربردی ظرفیت تحمل که توسط سازمان جهانی گردشگری ارائه شده است، عبارت است از: «حداکثر تعداد جمعیت بازدیدکننده از یک منطقه طبیعی ورزشی و یا گردشگری در یک زمان معین بدون ایجاد تغییر و آشفتگی در محیط زیست فیزیکی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و بدون ایجاد کاهش غیرقابل قبول در کیفیت رضایتمندی کاربران» (سازمان جهانی گردشگری[8]، 2016). به عبارت دیگر، ظرفیت تحمل، حدودی را مشخص می‌کند که با عبور از آن، منابع تخریب شده و یا خسارت وارده بر اکوسیستم جبران‌ناپذیر می‌شود (حسین‌زاده و عرفانیان، 1394). عبور از این سطح و آستانه منجر به تخریب و آسیب‌هایی در مقیاس‌های مختلف و یا باعث کاهش سطح رضایت کاربران و بازدیدکنندگان خواهد شد (براون[9]، 2011). این مفهوم به عنوان ابزاری برای برنامه‌ریزی در جهت توسعه پایدار شناخته می‌شود (سانتوس لوبو[10]، 2013). در مجموع می‌توان گفت رابطه بین سطح استفاده و آثار ناشی از سطح حضور و فعالیت بازدیدکننده‌ها ممکن است به شکل‌های گوناگون خود را نشان دهد (مک‌کول و لیم[11]، 2001). چگونگی این روابط در شکل 1 نشان داده شده است:‌

 

1

2

3

اثر

سطح استفاده

       

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1: رابطه بین سطح استفاده و اثرات ناشی از میزان حضور و فعالیت کاربر (مک‌کول و لیم، 2010)

 

در این شکل، منحنی 1 معرف حالتی است که ابتدا آثار با میزان کم استفاده به شدت افزایش می‌یابند و پس از آن افزایش میزان استفاده، میزان آثار را با سرعت کمتری افزایش می‌دهد. منحنی 2، رابطه خطی بین سطح استفاده و میزان آثار ناشی از آن را نشان می‌دهد و در منحنی 3، ابتدا با افزایش تعداد کاربران، آثار به کندی و پس از آن به سرعت افزایش می‌یابد. پس همواره نمی‌توان رابطه مشخصی بین تعداد کاربر (بازدیدکننده) و اثرات ناشی از حضور آنها در منطقه گردشگری پیدا کرد. در نظام برنامه‌ریزی و مدیریت سرزمین، ‌برآورد ظرفیت تحمل به عنوان یک رهیافت کل‌نگر و ابزار پشتیبانی از تصمیم به کار گرفته می‌شود. تعیین ظرفیت تحمل یا پذیرش گردشگری و ورزشی، خط‌مشی ضروری در برنامه‌ریزی است که معمولاً براساس تحلیل ویژگی‌های محل، توسعه محل و اماکن مورد استفاده کاربران صورت می‌پذیرد (بهمن‌پور و همکاران، 1390).  عمده مطالعات صورت گرفته در زمینه ظرفیت تحمل، مربوط به گردشگری می‌باشند. از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره داشت: بررسی ظرفیت تحمل گردشگری براساس فعالیت‌های گردشگری گوناگون و همچنین نوع گردشگری و قابلیت‌های نسبی آن (نهرلی و رضایی، 1381)، برآورد ظرفیت تحمل گردشگری معبد آناهیتا در شهر کنگاور (فرهودی و شورچه، 1383)، برنامه مدیریت بهینه گردشگری، ابزاری جهت کاربرد مفهوم ظرفیت تحمل در مدیریت پایدار مناطق گردشگری (شایسته و همکاران، 1390)، ارزیابی ظرفیت تحمل در تعیین کاربری‌های مجموعه‌های گردشگری (رضایی و قهرمانی، 1394)، تعیین ظرفیت تحمل گردشگری ساحلی جزیره کیش (حسین‌زاده و عرفانیان، 1394)، تخمین ظرفیت تحمل گردشگری پارک ملی ترمسون[12] در جنوب ترکیه با توجه به منابع طبیعی و فرهنگی خاص آن (سایان و آتیک[13]، 2011)، بررسی ظرفیت تحمل پارک جنگلی تلار (مشایخان و همکاران، 2014). صادقی چهارده و همکاران (1396) نیز در تحقیقی به برآورد ظرفیت برد گردشگری در مناطق کوهستانی منتخب کشور پرداختند.   

جایگاه مدیریت پایدار در برنامه‌ریزی ورزشی

توسعه پایدار فرآیندی است که تمام ابعاد محیطی، اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، مدیریتی، زیست محیطی و توسعه انسانی را در بر می‌گیرد (بوروی[14]، 2014). نخستین تعریف ارائه شده از توسعه پایدار متعلق به کمیسیون برانت‌لند[15] (1987) است. برخی صاحب‌نظران اعتقاد دارند که توسعه پایدار به معنای بهبود کیفیت زندگی و زندگی کردن در ظرفیت تحمل اکوسیستم‌های پشتیبان است (کوک و اسونا[16]، 2014). رابرت آلن توسعه پایدار را توسعه‌ای تعریف کرده که هدف آن ارضای مستمر نیازهای انسانی و بهسازی کیفیت زندگی انسان‌ها در جامعه است (آلتینای[17]، 2005). یکی از رویکردهای جدید در مدیریت ورزشی، مدیریت پایدار ورزش می‌باشد که به نفع تمام گروه ها اعم از مردم، ورزشکاران و طرفداران محیط زیست است. ورزش می‌تواند در عین حال همگانی، ثمربخش و از نظر زیست محیطی و اجتماعی پاسخگو باشد (کمیته بین‌المللی المپیک، 2000). براساس تعاریف ارائه شده، «ورزش را زمانی می‌توان پایدار نامید که ضمن برآورده ساختن نیازهای جامعه امروز ورزش و ایجاد فرصت‌های ورزشی برای همه در آینده، تلفیق و انسجام بیشتر محیط زیست طبیعی و اجتماعی را که ورزش بدان متکی است،‌ میسر سازد» (چرنوشنکو، 2001). از سوی دیگر، توسعه پایدار ورزش و گردشگری، عبارت است از: گسترش فعالیت‌های ورزشی و گردشگری در یک ناحیه با استفاده از منابع موجود به گونه‌ای که ضمن پاسخ دادن به نیازهای اجتماعی، روانی، اقتصادی، فرهنگی و قانونی جامعه و کاربران بتوان وحدت، هویت فرهنگی،‌ سلامت محیط زیست، بهداشت محیط و تعادل اقتصادی آنان را به طور متوازن در حد بهینه فراهم کرد (سیانی‌پار[18] و همکاران، 2013). شکل 2، شماتیک ارتباط میان این عوامل را نشان می‌دهد. فصل مشترک این عوامل، بیانگر رویکرد پایداری در توسعه و برنامه‌ریزی است. 

 

گذران اوقات فراغت

تندرستی

نشاط / سلامتی / ایمنی زیستی

ارزش افزوده محیطی/ درآمد پایدار / حفظ منابع

رفاه / امید به زندگی

 

شکل 2:‌ ارتباط میان ورزش،‌ گردشگری، محیط زیست و اقتصاد و اجتماع در رویکرد پایداری

(ترسیم توسط نگارندگان براساس بهمن‌پور و همکاران، 1390؛ سازمان جهانی گردشگری، 2016؛ بووی، 2014)

 

همان طور که از شکل بر می‌آید، هیچ یک از عوامل چهارگانه یاد شده دارای اولویت و یا برتری مفهومی نسبت به سایرین نمی‌باشد. رویکرد پایداری در برنامه‌ریزی تنها از طریق به کارگیری تمامی عوامل و در نظر گرفتن تمامی جنبه‌ها امکان‌پذیر می‌باشد. در غیر این صورت، رشد و توسعه یک عامل (جنبه) به قیمت هدررفت و تخریب سایر عوامل و جنبه‌ها خواهد بود.

شاخص‌ها در ظرفیت‌پذیری گردشگری و ورزشی

شاخص‌ها، فرصت‌های مهمی را برای تعریف و کاربرد «ظرفیت تحمل گردشگری و ورزشی» [19] (STCC) فراهم می‌آورند. جهت دستیابی به ظرفیت تحمل (پذیرش) منطقی و کاربردی هر منطقه، ارزیابی و تلفیق تمامی ظرفیت‌ها و شاخص‌های مرتبط امری کاملاً ضروری است و اساساً مدیریت پایدار و پویای منابع گردشگری با در نظر گرفتن تمامی این عوامل می‌تواند به عنوان معیاری برای سنجش ظرفیت تحمل محسوب شود (جیمز[20] و همکاران، 2015). کاربرد برآورد شاخص‌ها نیازمند به کارگیری آنها در جهت اهداف تعیین شده و حساسیت مکان‌های مورد مطالعه می‌باشد. در این زمینه سه نوع شاخص در ترکیبات ظرفیت گردشگرپذیری و ورزشی پیشنهاد شده است که با توجه به نوع مکان و اهداف گردشگری و ورزشی، اولویت و اهمیت هر یک از شاخص‌ها متفاوت می‌باشد:‌

  1. شاخص‌های فیزیکی– اکولوژیکی
  2. شاخص‌های اجتماعی– جمعیتی
  3. شاخص‌های اقتصادی– سیاسی (کوکوسیس و ماکسا[21]، 2004).

در واقع، این شاخص‌ها شرایط را برای حفاظت و ارتقای وضعیت سیستم در جهت پایداری در مکان‌های گردشگری و ورزشی فراهم می‌آورند. شکل 3، شمای رابطه بین شاخص‌های توسعه پایدار، شاخص‌های ورزش پایدار و نیز شاخص‌های ظرفیت تحمل گردشگری و ورزشی را نشان می‌دهد. همان طور که از شکل قابل استنباط است، هر سه نوع شاخص رابطه متقابل و تنگاتنگی با هم دارند و در عین حال که باید به ارتباط بین آنها توجه شود، به طور مداوم در هر مرحله باید مورد ارزیابی و بازنگری در جهت نیل به برنامه‌ریزی و توسعه پایدار قرار گیرند (برنامه عمران و توسعه سازمان ملل متحد، 2017).

شاخص‌های

 STCC

شاخص‌های توسعه پایدار

شاخص‌های ورزش پایدار

ارزیابی برنامه به سمت توسعه گردشگری و ورزش پایدار

بازنگری محیطی و تمامی اصلاحات در زمینه پایداری

 

 

 

 

 

 

شکل 3:‌ ارتباط میان شاخص‌های سه‌گانه پایداری، ظرفیت تحمل، و گردشگری و ورزش

(اقتباس از کوکوسیس و ماکسا، 2004 و برنامه عمران و توسعه سازمان ملل متحد، 2017)

 

ظرفیت تحمل زیست محیطی (فیزیکی– اکولوژیکی) عبارت است از: حداکثر تعداد از افراد جمعیتی خاص که می‌توانند توسط یک زیستگاه پشتیبانی شوند- بدون آنکه به پایداری و عملکرد سیستم‌های پشتیبان حیات آن تخریبی پایدار وارد سازند (میداوز[22]، 1992). در ظرفیت تحمل اجتماعی، بردباری و ازدحام از دیدگاه بومیان ساکن در منطقه و رضایتمندی کاربران برآورده می‌شود (لاوسون[23] و همکاران، 2003). ظرفیت تحمل اقتصادی، سطحی از فعالیت‌های اقتصادی است که بدون آسیب رساندن به فعالیت‌های اقتصادی کلیدی محلی صورت می‌گیرد (انگی[24]، 2007).

روش‌شناسی پژوهش

این تحقیق از نوع کاربردی می‌باشد. روش گردآوری داده‌ها از نوع کتابخانه‌ای و برداشت میدانی بوده است. از آنجا که هیچ گونه اطلاعات دقیق و قابل اتکایی در مورد جزئیات مسیرهای کوهپیمایی و تردد کاربران (ابعاد، مساحت و محدوده) در منطقه دربند ثبت نگردیده است، در گام نخست، اقدام به تعیین محدوده قابل استفاده گردید. بدین منظور، از طریق ثبت نقاط زمینی[25] (GPS) مرز منطقه استخراج شد و سپس نقاط زمینی برداشت شده برای تولید نقشه و تعیین مساحت سایت، وارد نرم‌افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی[26]GIS گردید و نقشه سایت گردشگری و ورزشی تهیه شد. وسعت منطقه 330 هکتار می‌باشد (شکل 4)، اما از طریق تهیه نقشه کاربری اراضی صرفاً بخش‌هایی که امکان فعالیت‌های گردشگری و ورزشی داشته باشند، به عنوان سایت مطالعاتی (55 درصد محدوده) انتخاب گردیدند - بخش‌هایی از منطقه مطالعاتی بافت مسکونی،‌ تجاری و خدماتی و بخش‌هایی در برگیرنده فضاهای سبز و باغ‌های خصوصی بودند. در نهایت،‌ پس از غربالگری صورت گرفته، 165 هکتار از محدوده به عنوان سایت مطالعاتی انتخاب شد.

 

 

شکل 4: تصویر ماهواره‌ای منطقه مورد مطالعه و نقاط ابتدایی و انتهایی سایت

(منبع: نگارندگان ثبت شده با GPS)

در گام بعدی، عوامل موثر در بهره‌برداری عمومی از سایت که شامل عوامل فیزیکی، بیولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می‌باشد، از طریق بررسی سوابق و مبانی نظری بازشناسایی و مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این تحقیق، 5 عامل و 11 پارامتر وابسته به آنها به عنوان عوامل محدودیت منطقه برای گردشگری و ورزش در نظر گرفته شدند. جدول 1 این عوامل و شاخص‌ها را نشان می‌دهد:

جدول 1: عوامل و شاخص‌های محدودکننده جغرافیایی و اکولوژیکی در منطقه کوهستانی دربند

ردیف

عامل

شاخص

توضیحات

1

اقلیمی

روزهای برفی

تعداد روزهای برفی در سال در منطقه مطالعاتی 28 روز بوده است.

روزهای یخبندان

براساس داده‌های آماری 35 ساله اخیر تهران، 42 روز توام با یخبندان ثبت شده است.

گرمای هوا

باتوجه به آنکه حداکثر دمای ثبت شده منطقه برابر با 36 درجه سانتیگراد بوده است، پس تنش حرارتی می‌تواند مشاهده شود. از سوی دیگر، با توجه به داده‌های هواشناسی، تعداد 26 روز با درجه حرارات بالا (بیش از 35 درجه سانتیگراد) ثبت شده است.

سرما

منظور از سرما، برودت زیر 4 درجه سانتیگراد است که برای سیستم بدن انسان آزاردهنده و آسیب‌رسان خواهد بود. با توجه به داده‌های آماری، تعداد 48 روز در سال ثبت گردیده است.

وزش باد شدید توام با گرد و خاک

طبق آمار ایستگاه سینوپتیک تهران، تعداد این روزها 15 مورد بوده است.

بارندگی شدید

تعداد روزهای بارندگی شدید و سیل‌آسا 17روز ثبت شده است.

2

شیبw

25-0٪

14 درصد منطقه معادل با 231000 مترمربع (قابل قبول برای ورزش و گردشگری)

50-25٪

21 درصد منطقه معادل با 346500 مترمربع (قابل قبول برای ورزش و گردشگری)

50 ≤

65 درصد منطقه معادل با 1072500 مترمربع (غیرقابل قبول برای گردشگری و ورزش آماتور)

3

ایمنیw

عرض معابر

در 50 درصد مسیر (معادل با 825000 مترمربع) عرض معابر کمتر از 70 سانتیمتر است که برای حرکت کاربران بسیار خطرناک است.

4

خاک (بستر) w

فرسایش‌پذیری خاک

در بیش از 60 درصد منطقه (معادل با 990000 مترمربع) خاک مستعد فرسایش است.

سست بودن بستر

در حدود 27 درصد منطقه بستر ناپایدار و سست است. (معادل با 445500 مترمربع)

5

تنوع زیستیw

تراکم پوشش گیاهی

در حدود 8 درصد منطقه (معادل با 132000 مترمربع) دارای پوشش گیاهی ارزشمند و قابل حفاظت است.

w دارای بخش‌های مشترک می‌باشند.

منبع: مرکز خاک‌شناسی دانشگاه تهران، 1390؛ بهمن‌پور و همکاران، 1390؛ برق‌جلوه و مدقالچی،‌1392؛ نگارنده براساس بازدیدهای میدانی

 

در ادامه، روش برآورد هر یک از ظرفیت‌های برد، به طور جداگانه تشریح می‌شوند.  

  • برآورد ظرفیت تحمل فیزیکی یا بالقوه[27]

ظرفیت تحمل فیزیکی، عبارت است از: حداکثر تعداد کاربرانی که در یک مکان و زمان معین می‌توانند حضور فیزیکی داشته باشند. این ظرفیت به هیچ عنوان نمی‌تواند اساس برنامه‌ریزی قرار گیرد، بلکه ظرفیت محیط فیزیکی منطقه را بدون در نظر داشتن عوامل و عناصر محدود کننده نشان می‌دهد. این تعداد می‌توانند براساس فرمول زیر برای عرصه‌های مناسب گردشگری محاسبه شوند (کوکوسیس و ماکسا، 2004).

(1)                  

: مساحت پهنه‌های مستعد ورزش و گردشگری (با استفاده از برداشت میدانی GPS مشخص گردید)

:  نسبت تعداد کاربر (ورزشکار/بازدیدکننده) مجاز در واحد سطح است. v معادل یک نفر بازدیدکننده یا ورزشکار و a مقدار فضایی است که هر بازدیدکننده نیاز دارد تا به راحتی بتواند در آن جابه‌جا شده و تداخلی با سایر پدیده‌های فیزیکی و یا افراد نداشته باشد. این مقدار با توجه به خصوصیات منطقه و با نظر کارشناسی مبتنی بر اجماع در نظر گرفته می‌شود. در تحقیق نهرلی و رضایی (1381) برای افراد معمولی در یک فعالیت گردشگری مساحتی افقی به اندازه 10 مترمربع در نظر گرفته شد. در محدوده سد لتیان و به دلیل حساسیت‌های فراوان آن منطقه، 100 مترمربع و برای بوستان‌های شهری (پوریزدی و ملکیان، 1392) 10 مترمربع و همچنین برای یک منطقه حفاظت شده که تنوع زیستی اهمیت زیادی دارد، به ازای هر نفر 6 مترمربع در نظر گرفته شد. اما برای پهنه گردشگری متمرکز که ارزش حفاظتی آن نسبت به پهنه گردشگری گسترده کمتر است و قابلیت پذیرش بازدیدکنندگان بیشتری را دارد، 5 مترمربع در نظر گرفته شد (شیخ و همکاران، 1392). از آنجا که محدوده مورد مطالعه در برگیرنده هر دو نوع تفرج متمرکز و گسترده می‌باشد، به منظور رعایت حریم و ایمنی بیشتر، 10 مترمربع در نظر گرفته شد.

Rf: نسبت مدت زمان قابل استفاده بودن منطقه به میانگین طول زمان یک بازدید می‌باشد. این زمان در مطالعات مشابه از 6 تا 18 ساعت در نظر گرفته شده است. با توجه به سوابق و پیشینه موجود و نیز اخذ نظر کاربران و جامعه محلی، زمان قابل استفاده بودن سایت، 24 ساعت در نظر گرفته شد که این زمان برای پارک ملی بوجاق (قاسم‌زاده کوچصفهانی و همکاران، 1391) و منطقه حفاظت شده گنو (پرورش و همکاران، 1389) 12 ساعت در نظر گرفته شده بود. این زمان برای گردشگری اطراف سد لتیان 14 ساعت و برای بوستان‌های شهری (ملکیان و پوریزدی، 1393) 24 ساعت محسوب گردیده بود. میانگین طول زمان بازدید نیز برابر با 6 ساعت در نظر گرفته شد. در تحقیق حاضر، این میزان برابر با 10 مترمربع در نظر گرفته شد.

 

  • برآورد ظرفیت تحمل واقعی[28]

ظرفیت تحمل واقعی عبارت است از حداکثر تعداد بازدیدکنندگان از یک مکان گردشگری که با توجه به عوامل محدود کننده (Cf) که ناشی از شرایط ویژه آن مکان و تاثیر این عوامل بر ظرفیت تحمل فیزیکی می‌باشد، مجازند تا از آن مکان بازدید به عمل آورند یا در آن فعالیت کنند (بازبی[29] و همکاران، 1996). این تعداد براساس فرمول زیر به دست می‌آید:

 

(2)                  

 

Cf: عوامل تصحیح کننده یا محدود کننده ناشی از شرایط ویژه آن مکان می‌باشند. این عوامل محدود کننده با در نظر گرفتن شرایط و متغیرهای جغرافیایی و اکولوژیکی به دست می‌آیند و به درصد بیان می‌شوند. هر عامل محدود کننده از فرمول زیر محاسبه می‌شود (بازبی و همکاران، 1996و دیوآرت و همکاران، 2003):

(3)            100  

 

M1: میزان محدودی از بزرگی (اندازه) یک متغیر                        M2: کل بزرگی (اندازه) یک متغیر

 

در این تحقیق، 5 عامل و 11 شاخص وابسته به آنها به عنوان عوامل محدودیت منطقه برای گردشگری و ورزش در نظر گرفته شدند (برنامه عمران ملل متحد، 2017؛ سازمان جهانی گردشگری، 2016؛ سایان و آتیک، 2011؛ بهمن‌پور و همکاران، 1390؛ اردکانی و همکاران، 1389؛ صنایع گلدوز و مخدوم، 1388و نهرلی و رضایی، 1381).

 

  • برآورد ظرفیت تحمل موثر[30]

ظرفیت تحمل موثر یا مجاز، به حداکثر تعداد مراجعه‌کنندگان در یک مکان که مدیریت موجود، توانمندی اداره آن را به صورت پایدار دارد، اشاره دارد. در برآورد کمی این توانمندی‌ها، متغیرهای فراوانی دخالت دارند که می‌توان از خط‌مشی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها، قوانین و مقررات، تسهیلات زیربنایی و تجهیزات، نیروی انسانی مورد نیاز، منابع مالی و غیره نام برد. این تعداد براساس فرمول زیر به دست می‌آید:‌

 (4)                         

FM: یا ضریب تعدیل مدیریت، شامل مجموعه شرایطی است که مدیریت یک منطقه برای رسیدن به اهداف و عملکردهای مورد نظر، نیاز دارد (بازبی و همکاران، 1996). در هر حال باید توجه داشت که ظرفیت تحمل موثر هیچگاه از ظرفیت تحمل واقعی فراتر نمی‌رود و وجود توانمندی‌های مدیریتی می‌تواند موجب استفاده از یک پهنه تا حد ظرفیت تحمل واقعی و نه بالاتر از آن شود.

ضریب تعدیل مدیریت، از حاصل‌ضرب ظرفیت مدیریت ایده‌آل (Imc) و ظرفیت مدیریت واقعی یا موجود (Amc) به دست می‌آید (دیوآرت و همکاران، 2003).

(5)                            

 

Imc: تعداد امکانات ایده‌آل برای مدیریت پایدار گردشگری و ورزش      

Amc: تعداد امکانات موجود

 

برای محاسبه ظرفیت تحمل موثر در سایت مورد مطالعه، از شاخص‌های مدیریتی استفاده شده است. به منظور کسب اطلاعات موثق و دقیق در مورد توانمندی مدیریت سایت مورد مطالعه، پرسشنامه محقق ساخته (طیفی لیکرت) در اختیار کاربرانی که سابقه استفاده متعدد و ممتد از منطقه را داشته‌اند (کوهپیمایان و گردشگران) قرار داده شد، چرا که مطلوبیت موارد یاد شده از نظر کاربران نمود واقعی توانمندی‌های مدیریتی است. چنانچه حجم جامعه نامعلوم و واریانس نمونه اولیه نیز نامشخص باشد، برای تعیین حجم نمونه، از فرمول زیر استفاده می‌شود:

 

 

با اطمینان 95 درصد، انحراف استاندارد 5/0 و حاشیه‌ی خطای 5 درصد-/+ حجم نمونه 384 نفر تعیین گردید. روش نمونه‌گیری، انتخابی هدفمند بوده است.

 

یافته های پژوهش

با توجه به مساحت سایت مورد مطالعه، مقدار فضای هر بازدید و مدت زمان قابل استفاده بودن، می‌توان ظرفیت تحمل فیزیکی سایت را محاسبه کرد (جدول 2).

 

جدول 2: محاسبه ظرفیت تحمل فیزیکی (منبع: ‌نگارنده)

منطقه

مساحت (مترمربع)

مقدار فضای هر بازدید (V/a)

مدت زمان قابل استفاده بودن (ساعت)

میانگین طول زمان استفاده (ساعت)

میزان دوره استفاده روزانه (Rf)

ظرفیت تحمل فیزیکی (PCC)

(نفر در روز)

دربند

1650000

1/0

16

4

4

660000

 

برای محاسبه ظرفیت تحمل واقعی در سایت مورد مطالعه، از 5 عامل محدود کننده (اقلیمی، شیب،‌ خاک، ایمنی و تنوع زیستی) ‌و 11 شاخص مربوطه به آنها (جدول 1) استفاده شد. با توجه به داده‌های اخذ شده از سازمان هواشناسی کشور در مورد وضعیت اقلیمی منطقه، شاخص محدودیت روزهای برفی و یخبندان، گرما و سرمای شدید،‌ وزش باد توام با گرد و خاک و بارندگی شدید به صورت زیر به دست آمد:‌

 

 100×

تعداد روزهای بارندگی شدید + تعداد روزهای وزش با توام با گردوخاک شدید + تعداد روزهای برفی + تعداد روزهای یخبندان + تعداد روزهای سرمای شدید + تعداد روزهای گرمای شدید

 

کل روزهای سال

 

  48.21٪ =

100 ×

26 + 48 + 42 + 28 + 15 + 17

 

365

 

در ادامه، شاخص‌های محدودیت مربوط به شیب،‌ معابر، فرسایش، سستی بستر و پوشش گیاهی نیز محاسبه شد:

100 ×

مساحت معابر ناایمن + مساحت مناطق مستعد فرسایش + مساحت مناطق دارای بستر سست + شیب‌های بالا

 

کل مساحت منطقه

 

  78.4٪ =

100 ×

0.32 × (82500 + 1072500 + 346500 + 231000 + 990000 + 445500 + 132000)

 

1650000

 

از آنجا بخش زیادی از مناطق فاقد امتیاز مشترک می‌باشند (68 درصد)، لازم است تا پهنه‌های مشترک که دارای همپوشانی هستند، رویهم‌گذاری شده و تنها یکبار در محاسبات آورده شوند. پس از محاسبه ضرایب محدودیتی، ظرفیت تحمل واقعی سایت مطالعاتی به دست آمد:

 

 

 

70686 =

خلاصه محاسبات مربوط به ظرفیت تحمل واقعی در جدول 3 ارائه شده است:

جدول 3: محاسبه ظرفیت تحمل واقعی (منبع: ‌نگارندگان)

منطقه

 (%)

 (%)

 (نفر در روز)

دربند

21/48

4/78

70686

 

برای محاسبه ظرفیت تحمل موثر در سایت مورد مطالعه، از شاخص‌های مدیریتی استفاده شده است. برای به دست آوردن درصد توانمندی‌های مدیریتی، از نمره‌های میانگین که برای هر یک از عناصر منطقه دربند محاسبه گردید، میانگین گرفته شد و سپس برای تبدیل به درصد، از تناسب استفاده گردید. در نهایت از طریق ضرب برد واقعی در درصد توانمندی‌های مدیریتی محاسبه شده، ظرفیت تحمل موثر به دست آمد.

شکل 5، نمودار مقایسه‌ای شاخص‌های توانمندی مدیریتی را نشان می‌دهد. بیشترین امتیاز کسب شده متعلق به شاخص «آب آشامیدنی» با 4/4 و کمترین امتیاز کسب شده متعلق به شاخص «پارکینگ» با 93/1 می‌باشد.

 

 

شکل 5: نمودار مقایسه‌ای امتیاز شاخص‌های توانمندی مدیریت منطقه دربند از دیدگاه کاربران و جامعه محلی

 

همان طور که نشان داده شده است، سایت مطالعاتی براساس آرای کاربران و جامعه محلی 86/2 را از نمره 5 کسب کرده است. بنابراین، منطقه برخوردار از 2/57 درصد از حداقل توانمندی‌های مورد نیاز برای دستیابی به اهداف مورد نظر است. در نهایت، ظرفیت تحمل موثر سایت مطالعاتی (برحسب نفر در روز) به صورت زیر محاسبه گردید:

 

40291 = 57/0 × 70686 = ECC

 

جدول 4، مقایسه ظرفیت تحمل فیزیکی، واقعی و موثر که برای منطقه کوهستانی و گردشگری دربند برآورد شده است را نشان می‌دهد:

 

جدول 4: مقایسه ظرفیت تحمل فیزیکی، واقعی و موثر در منطقه کوهستانی دربند (منبع: ‌نگارنده)

سایت

مساحت (مترمربع)

ظرفیت تحمل فیزیکی

(نفر در روز)

ظرفیت تحمل واقعی

(نفر در روز)

ظرفیت تحمل موثر

(نفر در روز)

دربند

1650000

660000

70686

40291

 

بحث و نتیجه گیری

در این تحقیق، محدوده‌ای وسیع‌تر از مسیر پیاده‌روی و کوهپیمایی فعلی به عنوان سایت مطالعاتی انتخاب گردیده است، چرا که این منطقه پتانسیل بالایی برای کاربری‌های گردشگری و ورزشی دارد. اهداف مدیریتی و اولویت‌های حفاظتی در محاسبه ظرفیت تحمل این منطقه مورد تاکید بوده است. به همین دلیل، حساسیت‌های اکولوژیکی در ضرایب مربوطه انعکاس داشته است. ظرفیت تحمل فیزیکی سایت مطالعاتی 660000 نفر در روز برآورد گردید. پنج عامل محدودکننده و یازده شاخص زیرمجموعه به عنوان ضریب در محاسبه ظرفیت تحمل واقعی سایت مطالعاتی استفاده شد که نتیجه حاصل برابر با 70686 نفر در روز بوده است. به منظور محاسبه ظرفیت تحمل موثر نیز پارامترهای مدیریتی با هدف تعیین توانمندی‌های مدیریتی استفاده شدند. در این میان، بیشترین امتیاز متعلق به پارامتر «آب آشامیدنی» (4/4) و کمترین امتیاز متعلق به پارامتر «پارکینگ» (93/1) بوده است. بر این اساس، ظرفیت تحمل موثر برای سایت مطالعاتی 40291 نفر در روز تعیین گردید. ظرفیت تحمل فیزیکی به دست آمده در این تحقیق، بسیار بیشتر از ظرفیت تحمل واقعی بوده است که این با یافته‌های قاسم‌زاده کوچصفهانی و همکاران (1391)، پرورش و همکاران (1389)، شعبانی‌فرد (1388)، فرهودی و شورچه (1386)، طبیبیان و همکاران (1386)، ملکیان و پوریزدی (1393)، صادقی چهارده و همکاران (1395) و شیخ و همکاران (1392) مطابقت دارد. دلیل بزرگ بودن عدد مربوط به برد فیزیکی منطقه و تعریف ارائه شده از ظرفیت تحمل فیزیکی بر می‌گردد، چرا که بدون در نظر گرفتن عملکرد واقعی یک عرصه تنها تعداد افرادی را که منطقه به صورت فیزیکی قادر به پذیرش آنها می‌باشد، مورد توجه قرار می‌دهد (اردکانی و همکاران، 1389). بنابراین، زمانی که سایر ضرایب اکولوژیکی– محیط زیستی، اجتماعی– فرهنگی و اقتصادی اعمال می‌شوند، اعداد واقعی‌تر و به عبارتی به اصول توسعه پایدار نزدیک‌تر می‌گردند. موضوع مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، ظرفیت تحمل موثر است. به طور کلی، منطقه کوهستانی و گردشگری دربند تهران، قابلیت پذیرش تعداد کاربران قابل ملاحظه‌ای را برای فعالیت‌های گردشگری و ورزشی دارد. از سوی دیگر، این منطقه دارای فضاهای بکر و مناسبی برای طراحی و استقرار کاربری‌های ورزشی و گردشگری می‌باشد، اما باید اولویت‌های محیط زیستی و ایمنی نیز مدنظر قرار گیرند. خاطر نشان می‌سازد که عدم توجه به ظرفیت تحمل در تعیین تعداد ورود کاربر مجاز به منطقه و ورود افراد بیش از توان منطقه، آسیب‌های محیط زیستی، پایین آمدن کیفیت خدمات و امکانات رفاهی و سایر مسائل را برای منابع و جاذبه‌های طبیعی و انسان‌ساخت به دنبال خواهد داشت. بنابراین، مدیریت منطقه باید برنامه‌ریزی را به گونه ای انجام دهد که علاوه بر استفاده از کاربری‌های موجود، بهره‌برداری پایدار نیز تضمین شود. 

  • منابع

    • طاهر؛ دانه‌کار، افشین و عرفانی، محمد. (1389). «کنترل و مدیریت اثرات بازدیدکننده در مکان‌های اکوتوریسمی». آمایش سرزمین. 2، (2)، صص 67-92.
    • برق‌جلوه، شهیندخت و مدقالچی، نیکو. (1392). «فرآیند تحلیل شبکه در ارزیابی عملکرد بوم‌شناختی سیمای سرزمین رود دره دربند». مدیریت شهری. شماره 36، صص 183-202.
    • بهمن‌پور، هومن؛ سلاجقه، بهرنگ و مافی، امیر. (1390). «بررسی وضعیت زیست محیطی کوهستان دربند». گزارش محیط زیستی، مرکز تحقیقات محیط زیست و انرژی، ص 247.
    • پرورش، حسین؛ پرورش، احمد و محمدی‌زاده، محمد. (1389). «تعیین ظرفیت تحمل فیزیکی، برد واقعی و ظرفیت تحمل موثر جهت مجتمع اقامتی چاهو در منطقه حفاظت شده گنو». مرکز گردشگری علمی – فرهنگی دانشجویان ایران. ص 76.
    • حسین‌زاده، رضا و عرفانیان. آذر. (1394). «تعیین ظرفیت تحمل گردشگری ساحلی جزیره کیش». جغرافیا و آمایش شهری- منطقه‌ای، شماره 16، صص 181-200.
    • شیخ، آرزو؛ جعفری، علی و یارعلی. ناصر. (1391). «زون‌بندی منطقه حفاظت شده قیصری براساس مدل‌های اکولوژیکی حفاظت و گردشگری و نظرات کارشناسی». آمایش و توسعه پایدار. 2 (5)،صص 87-96.
    • صادقی چهارده، سمانه؛ اسکندری‌نژاد، ایمان و دهدار درگاهی، محمد. (1396). «تعیین ظرفیت برد گردشگری طبیعت در مناطق کوهستانی ایران». فصلنامه جغرافیایی فضایی گردشگری، دوره 4، شماره 14،صص 83-96.
    • صنایع گلدوز، ساناز و مخدوم، مجید. (1388). «برآورد ظرفیت تحمل اجتماعی روانی گردشگری در مکان‌های مقدس و پرانرژی (مطالعه موردی: تخت سلیمان ایران)». مجله محیط‌شناسی. سال 35، شماره 51، صص 37-44.
    • طبیبیان، منوچهر؛ ستوده، احد؛ شایسته، کمال و چلبیانلو، رضا. (1386). «جستاری بر مفاهیم و روش‌های برآورد کمی ظرفیت تحمل و ارائه یک نمونه کاربردی بر پایه تجربه برنامه‌ریزی راهبردی توسعه گردشگری عباس‌آباد گنجنامه همدان». نشریه هنرهای زیبا. 29، صص 17-28.
    • فرهودی، رحمت الله و شورچه، محمود. (1383). برآورد ظرفیت تحمل گردشگری معبد آناهیتای شهر کنگاور». فصلنامه مطالعات مدیریت گردشگری. شماره 7، صص 19-43.
    • قاسم‌زاده کوچصفهانی، سیده وید؛ دهدار درگاهی، محمد؛ حکیمی عابد، مهسا و کریم‌زادگان، حسن. (1391). «تعیین ظرفیت برد واقعی اکوتوریسم در پارک ملی بوجاق». اولین همایش بین‌المللی بحران‌های زیست محیطی ایران و راهکارهای بهبود آن. ص 8.
    • ابوالفضل، حیدری و تقی نعمتی، طاهره. (1392). «برآورد کمی ظرفیت تحمل گردشگری حاشیه زنجان رود». جغرافیا و برنامه‌ریزی محیطی. شماره 3، صص 75-92.
    • ملکیان، منصوره و پوریزدی، سمانه. (1393). «تحلیل عوامل موثر بر گردشگری در پارک‌های شهری». فصلنامه مطالعات مدیریت گردشگری. دوره 2، شماره 28، صص 73-94.
    • داود و رضایی، سارا. ( 1381). «بررسی و معرفی ظرفیت تحمل گردشگری». محیط‌شناسی. صص 102-112.
    • Altinay, M. (2005). “Sustainable tourism development: a case study of north Cyprus”. International journal of contemporary hospitality management, volume 17, Issue 3 pp: 272 – 280.
    • Borowy, I. (2014). Defining Sustainable Development for Our Common Future. A history of the World Commission on Environment and Development (Brundtland Commission). Milton Park: Routledge.
    • Brown, L. R. (2011). World on the Edge. Earth Policy Institute. Norton. ISBN978-0-393-08029-2
    • Busby, P., et al. (1996). Status review of west coast steelhead from Washington, Idaho, Oregon, and California. NOAA technical memorandum NMFS-NWFSC-27.
    • Chernushenko, David, van der Kamp, Anne, Stubbs, David. (2001). Sustainable Sport Management: Running an Environmentally, Socially and Economically Responsible Organization. URI: http://hdl.handle.net/20.500.11822/2146
    • Coccossis, H., Mexa, A. (2004). “Tourism carrying capacity: a theoretical overview”. In H. Coccossis, & A. Mexa (Eds.), the challenge of tourism carrying capacity assessment: Theory and practice. England: Ashgate.
    • Cook, S., and Esuna, D. (2014). Rethinking Social Development for a Post-2015 World”. Development, 57 (1): 30–35. Doi:1057/dev.2014.25
    • Duarte, P., Meneses, R., Hawkins, A.J.S., Zue, M., Fang, J., and Grant, J. (2003). “Mathematical modeling to assess the carrying capacity for multi species culture within coastal water”. Ecological Modeling, 168, pp. 109-143.
    • (2000). International Olympic Committee, Agenda21 for Sport. Lausanne: Author.
    • James, P., Magee, L., Scerri, A., Steger, M.B. (2015). Urban Sustainability in Theory and Practice: Circles of Sustainability. London: Routledge.
    • Lawson, S.R. (2003). “Proactive monitoring and adaptive management of social carrying capacity in Arches National Park: an application of computer simulation modeling”. Journal of Environmental Management, 68 (3): 305-13
    • Martire, S., Castellani, V., and Sala, S. (2015). Carrying capacity assessment of forest resources: Enhancing environmental sustainability in energy production at local scale Resources”. Conservation and Recycling.
    • Mashayekhan, A., Mohamadi Calichi, M., Rassam, G.H., Hoseini, V., Jalilvand, H., and Moslemi, M. (2014). “Recreation carrying capacity estimate to support forest park management (Case study: Telar forest park, Ghaemshahr, Iran)”. World Applied Sciences, 29(3), pp. 421-425.
    • McCool, S.F., Lime, D.W. (2001). “Tourism carrying capacity: tempting fantasy or useful reality?” Journal of sustainable tourism, Vol. 9, No. 5, 372-388 pp.
    • Meadows, D.H., Meadows, D.L. and Randers, J. (1992). Beyond the Limits. Confronting Global, Collapse, Envisioning a Sustainable Future , Chelsea: Green. Post Mills.
    • Nghi, T., Thanh I., Nguyen, D.T., Nguyen, M.D., Thanh, D.X. (2007). “Tourism carrying capacity assessment for Pong Nhake Bang and Dong Hoi, Quang Binh Province”. VNU Journal of Science, Earth Scienves, 23, pp80.
    • Santos Lobo, H.A. (2013). “Establishing the social tourism carrying capacity for the tourist resorts of the east coast of the republic of Cyprus”. Tourist Management, Volume 21, Issue 2, Pages 147–156. http://dx.doi.org/10.1016/S0261-5177(99)00044-8
    • Sayan, M.S., and Atik, M. (2011). “Recreation carrying capacity estimates for protected areas: A study of Termesson National Park”. Ecology, 20(78), pp. 66-74.
    • Sianipar, C. P. M., Dowaki, K., Yudoko, G., & Adhiutama, A. (2013). Seven Pillars of Survivability: Appropriate Technology with a Human Face”. European Journal of Sustainable Development, 2(4), 1-18. ISSN2239-5938.
    • (2017). World leaders adopt Sustainable Development Goals”. United Nations Development Program. Retrieved 25 September 2017.
    • (2016). United Nations World Tourism Organization: Tourism facts and figures. Available from www.unwto.org.  Retrieved February 15, 2009.