ارائه مدل توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه تربیت بدنی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد،ایران

2 گروه تربیت بدنی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد،ایران: گروه تربیت بدنی، دانشگاه قم، قم، ایران

چکیده

تحقیق حاضر با هدف ارائه مدل توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران طراحی گردید. پژوهش حاضر از نوع آمیخته بود که به صورت کیفی و کمی اجرا گردید. جامعه‌ی آماری بخش کیفی را نخبگان حوزه مدیریت ورزشی کشور و حوزه مالکیت فکری تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی، 12 نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص گردیدند. در بخش کمی؛ جامعه آماری شامل پژوهشگران و مخترعین حوزه ورزش بودند که تعداد این افراد حدود 210 نفر بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس و با توجه به جدول مورگان تعداد 132 نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص گردیدند. ابزار تحقیق حاضر شامل پرسشنامه و مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند بود. جهت بررسی داده‌های بخش کیفی از کدگذاری مطابق با مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین استفاده گردید و در بخش کمی از روش معادلات ساختاری استفاده گردید. کلیه روند تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق حاضر در نرم‌افزارهای SPSS نسخه 20 و Smart PLS نسخه 2 انجام گردید. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که جهت توسعه حاکمیت فکری در ورزش برخی موجبات علی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌ای، پیامدها، راهبردها وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق حاضر نشان داد که مدل تحقیق از برازش مناسبی برخوردار می‌باشد. به صورت کلی جهت توسعه حاکمیت فکری نیاز است تا ضمن توجه به قوانین، شرایط ساختاری، فرهنگی و اجتماعی، برخی مسائل مربوط به دولت، رسانه و افراد سودجو مدیریت گردد. در این بین تحقیق حاضر مشخص نمود که بهبود مسئولیت اجتماعی، عدالت محوری و کنترل سرقت‌ها نقش مهمی در جهت توسعه حاکمیت فکری در ورزش دارا می‌باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Presenting Model of Intellectual Sovereignty Development in Iranian Sport

نویسندگان [English]

  • mohammad Mahdi soltani 1
  • Hossein Alimohammadi 2
  • Hamid Froghi Por 1
1 Department of physical Education. Borujerd Branch. islamik Azad university. Borujerd. iran
2 Department of physical Education. Borujerd Branch. islamik Azad university. Borujerd. iran: Department of physical Education. qom university. qom . iran
چکیده [English]

The present study was designed to present a model of intellectual development in Iranian sport. The present study was a mixed type study that was conducted qualitatively and quantitatively. The statistical population consisted of the elite of sport management and intellectual property elite in the country. Twelve individuals were identified as the research sample using snowball sampling. In the quantitative section, the statistical population included researchers and inventors in the field of sport, 210 of whom were selected using available sampling method and according to Morgan table, 132 individuals were selected as the sample. The research instrument consisted of questionnaires and semi-structured interviews. Coding according to the Strauss and Corbin paradigm model was used to evaluate the qualitative data and the structural equation method was used in the quantitative part. Data analysis was performed in SPSS 20 and Smart PLS 2 software. The results of the present study showed that there are some causal, contextual, interventional conditions, consequences, and strategies for developing intellectual governance in sport. The results of this study also showed that the research model has a good fit. In general, the development of intellectual sovereignty needs to address certain issues related to government, the media, and profitable individuals, while considering laws, structural, cultural and social conditions. In the meantime, the present study has shown that improving social responsibility, central justice and controlling theft plays an important role in the development of intellectual governance in sport.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Intellectual sovereignty
  • Sport
  • invention
  • property

ارائه مدل توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران

محمد مهدی سلطانی[1]

حسین علی محمدی[2]

حمید فروغی پور[3]

تاریخ دریافت مقاله: 9/4/1398

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:24/7/1398

10.22034/SSYS.2022.496

 

مقدمه

امروزه دارایی های افراد از برخی مسائل مادی به مسائل ذهنی نیز تغییر جهت یافته است (کالامادی[4]، 2012: 438). شکل گیری ایده ها و خلاقیت ها و همچنین ایجاد ظرفیت ها و سودهای فراوان به واسطه ایده ها و خلاقیت های افراد سبب گردیده است تا تلاش جهت محافظت از وضعیت ایده و خلاقیت افراد بهبود یابد. این مسئله سبب شکل گیری حاکمیت فکری در عرصه بین المللی شده است (پار[5]، 2018: 127). بدون شک، فکر و ذهن افراد یکی از بزرگترین ظرفیت های انسانی می باشد که توجه به آن به عنوان یک ضرورت مشخص می باشد. حاکمیت فکری به مفهوم ایجاد چارچوبی مشخص جهت مراقبت از ایده ها و تفکرات خلاقانه و نوآورانه افراد در حوزه های مختلف می باشد. به عبارت دیگر، حاکمیت فکری سبب ایجاد یکپارچگی مدون در روند تولید ایده ها، خلاقیت ها و نوآوری ها می گردد و به واسطه ایجاد بستر و چارچوبی مدون و منظم سبب مدیریت افکار و ایده های خلاقانه می شود. اهمیت حاکمیت فکری در سطح بین المللی چندان بوده است که امروزه سازمان جهانی مالکیت فکری در جهت پاسخگویی به نیازهای مختلف افراد و گروه ها در حوزه حاکمیت فکری ایجاد گردیده است (ایندرادوی[6]، 2020: 15).

اهمیت روزافزون حاکمیت فکری به عنوان عاملی در تولید سبب گردیده است تا مشکلات عمده ای در جهت بهبود حاکمیت فکری ایجاد گردد (گریفیس[7] و همکاران، 2014: 13). عدم رویه های مشخص در جهت هدایت و به نتیجه رساندن خلاقیت ها و نوآوری های ذهنی سبب گردیده است تا امروزه تلاش جهت ایجاد اختلال در زمینه حاکمیت فکری جدی تر از پیش از سوی افراد، گروه ها و حتی سازمان ها انجام گردد. افزایش ضرورت حاکمیت فکری و گسترش آن در سطح جوامع سبب گردیده است تا تحقیقاتی جهت بهبود شواهد علمی در مورد حاکمیت فکری به انجام رسد (لو[8]، 2016: 2299). تلاش جهت بهبود حاکمیت فکری از سوی محققان بسیاری دنبال شده است (هوانگ[9]، 2017: 41). این مسئله سبب گردیده است تا تمامی حوزه های مختلف علوم از جمله ورزش به نوعی با قضیه حاکمیت فکری درگیر و مرتبط شوند.

 حاکمیت فکری در ورزش نیز از اهمیت و ضرورت ویژه ای برخوردار می باشد. کوکونن[10] (1998) یکی از اولین محققانی بود که به حاکمیت فکری در ورزش اشاره کرد. وی اذعان داشت که در ورزش  به واسطه جابه جایی هزینه های مالی سنگین، مراقبت از جنبش های ورزشی و حرکات مرتبط با ورزش نیازمند مراقبت در قالب حاکمیت فکری است. حاکمیت فکری در تمامی عرصه های مختلف ورزشی از جمله رویدادهای ورزشی (امادی[11]، 2017: 155)، پخش مسابقات ورزشی (لیو و هو[12]، 2006؛ کوکونن، 1998: 22)، شهرت بازیکنان (حکمت نیا و خوشنویس، 2009: 130)، تبلیغات و نوآوری ها در ورزش  (هیلتون[13]، 2011: 50) نمود می نماید. اهمیت حاکمیت فکری در ورزش سبب گردیده است تا تلاش هایی در جوامع بین المللی جهت ارتقای چارچوب ها و قوانین و همچنین بهبود آگاهی در این حوزه صورت گیرد. این مسئله در کشور ایران نیز به صورت جسته و گریخته مورد توجه قرار گرفته، اما به صورت جامع و تخصصی به توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران اشاره ای نشده است. عدم آگاهی در مورد مفهوم حاکمیت فکری در ایران سبب گردیده است تا امروزه مشکلاتی در ورزش کشور ایجاد گردد.

ایده ها و خلاقیت ها در هر صنعتی نیازمند بهبود نظام حاکمیت معنوی است. شعوری و نجفی (1396) اعلام داشتند که یکی از خلاهای موجود در کشور ایران، بهبود کارایی نظام حاکمیت معنوی و دانش ثبت شده می باشد. عباس زاده و همکاران (1394) نیز بیان نمودند که ایران جهت توسعه اقتصاد مقاومتی در کشور نیازمند حاکمیت فکری است. همچنین سوءاستفاده از فقدان حاکمیت فکری در کشور ایران در حال گسترش می باشد که این مسئله سبب بروز مشکلاتی برای افراد شده است. فقدان آگاهی ها در زمینه حاکمیت فکری در کشور ایران به خصوص در ابعاد ورزش سبب بروز بی نظمی هایی نیز در مسیر توسعه ورزش در کشور شده است (حکمت نیا و خوش نویس، 2009: 132). امادی (2018) اعلام داشت که برخی حوزه ها در ورزش کشور نیجریه از جمله قوانین کپی رایت، بازاریابی و پخش رویدادهای ورزشی نیازمند برخورداری از حاکمیت فکری مناسب است و لزوم توسعه آن در ورزش کشور نیجریه را نشان می دهد. خلاهای مربوط به نظام حاکمیت فکری یکی از مشکلات موجود در حیطه ورزش می باشد (هیلتون، 2011: 51).

گریفیس و همکاران (2014) بیان نمودند که ایجاد حاکمیت فکری سبب می گردد تا ترجیح رفتار مالیاتی به درآمد ناشی از ثبت اختراعات نیز تحت تاثیر قرار گیرد. ویوچر[14] و همکاران (2020) اذعان داشتند که جهت حمایت از اختراعات و فرایند تجاری رسانی آن لازم است تا حاکمیت فکری ایجاد گردد.  کیف[15] و همکاران (2008) نیز معتقد بودند که در حوزه ورزش و ابعاد مختلف آن حاکمیت فکری باید اجرایی گردد و حمایت های قانونی جهت بهبود حاکمیت فکری  در ورزش لازم است. کلامادی (2012) اشاره داشت که محیط متنوع ورزشی و وجود برندهای تجاری، باشگاه ها، افراد، کالاهای تجاری و مجوزهای مختلف سبب گردیده است تا اهمیت پوشش حاکمیت فکری در ورزش بیش از پیش درک گردد. داس[16] (2000) نیز اشاره داشت که حاکمیت فکری در ورزش می تواند تضمینی جهت توسعه فعالیت های مربوط به ورزش باشد. وانگ و هوانگ[17] (2011) نیز مشخص نمودند که جهت توسعه حاکمیت فکری باید نظارت ها و غربالگری هایی در میان مدیران به صورت منظم اجرایی گردد. لیو[18] و همکاران (2009) نیز بر این باور بودند که کیفیت اختراعات ثبت شده نقش مهمی در بهبود وضعیت حاکمیت فکری دارد. حبیب[19] و همکاران (2019) نیز بیان نمودند که سرمایه انسانی می تواند به بهبود و گسترش حاکمیت فکری منجر گردد. بررسی پیشینه های تحقیق مشخص می نماید که اهمیت حاکمیت فکری در حوزه ورزش نیز مورد اشاره قرار گرفته - اگرچه تحقیقات جامعی در این زمینه انجام نشده و مدل های توسعه حاکمیت فکری در ورزش به ویژه در کشور ایران ارائه نگردیده است. از طرفی ابهامات اساسی در مورد حاکمیت فکری سبب شده تا نیاز به طراحی مدل توسعه حاکمیت فکری در ورزش کشور درک گردد.

باید توجه داشت که حاکمیت فکری یک پوشش حمایتی جهت حمایت از نوآوری، خلاقیت، کارآفرینی، ایده و فکر می باشد و منظور از ورزش در تحقیق حاضر شامل تمامی ابعاد مختلف ورزش در سازمان های ورزشی، صنایع ورزشی، باشگاه های ورزشی، تحقیقات ورزشی و فعالیت های ورزشی حرفه ای، قهرمانی، تربیتی و همگانی است. برخی مسائل جامع در زمینه حاکمیت فکری سبب گردیده است تا تحقیق حاضر با هدف ارائه الگوی توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران طراحی و اجرا گردد. لذا پرسش های تحقیق به قرار زیرند:

  1. شرایط علی موثر بر توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران چیست؟
  2. شرایط زمینه ای موثر بر توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران چیست؟
  3. شرایط مداخله گر موثر بر توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران چیست؟
  4. راهبردهای توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران چیست؟
  5. پیامدهای توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران چیست؟
  6. مدل توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران چگونه است؟

روش‌شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده­ها آمیخته بود که به صورت کیفی و کمی انجام گردید. در مرحله اول، برای ساخت مدل از روش کیفی تحلیل محتوا و برای آزمون مدل از روش کمی توصیفی- تحلیلی و از نوع همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. روش تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی متوالی بود؛ یعنی ابتدا به صورت کیفی و سپس به صورت کمی به اجرا درآمد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مصاحبه بود که بعد از رسیدن به اشباع نظری، 23 گویه در قالب پنج مؤلفه­ کلی شرایط علی، شرایط زمینه­ای، شرایط مداخله­گر، پدیده اصلی و اقدامات و پیامدها به صورت پنج گزینه­ای لیکرت (خیلی زیاد، 5 امتیاز تا خیلی کم، 1 امتیاز) تدوین شد. جامعه­ آماری بخش کیفی این پژوهش را نخبگان و صاحب‌نظران حوزه مدیریت ورزشی کشور و حوزه مالکیت فکری تشکیل می دادند. جهت تعیین نمونه پژوهش در این بخش، از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده گردید؛ بدین صورت که ضمن مشخص نمودن برخی خبرگان اولیه در این زمینه، از آنها در شناسایی سایر خبرگان استفاده گردید. در نهایت پس از اتمام روش نمونه گیری گلوله برفی و رسیدن به اشباع نظری، تعداد 12 نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص گردیدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل پژوهشگران و مخترعان حوزه ورزش بودند که پس از بررسی های انجام شده،  تعداد این افراد حدود 210 نفر مشخص گردید. با استفاده از جدول حجم نمونه مورگان، تعداد 132 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. پس از پخش و جمع­آوری پرسشنامه­ها در نهایت تعداد 121  پرسشنامه تکمیل شده، جمع آوری گردید. روش نمونه گیری در بخش کمی به صورت دردسترس بود.

داده‌های کیفی پژوهش از طریق فرایند کدگذاری، تحلیل شد. مراحل تحلیل داده‌ها از طریق کدگذاری باز، کدگذاری محوری (مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین) و کدگذاری گزینشی (انتخاب یک مقوله محوری به عنوان مقوله اصلی و مشخص کردن ارتباط بین هر یک از مقوله­های محوری) انجام و با عرضه پارادایم منطقی یا تصویر تجسمی از نظریه در حال تکوین پایان یافت. در بخش کمی از دو روش آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد. در بخش آمار توصیفی از میانگین و درصد فراوانی برای بیان ویژگی های دموگرافیک پژوهش  و از شاخص های کشیدگی و چولگی جهت بررسی توزیع داده­ها (طبیعی و یا غیر طبیعی بودن) و در بررسی و پاسخ به سؤالات پژوهش و رسم و تدوین مدل اندازه­گیری و مدل ساختاری از نرم­افزارهای SPSS نسخه 20 و  Smart PLS نسخه 2 استفاده شد.

 پایایی و روایی در PLS در دو بخش سنجیده می شود: الف) بخش مربوط به مدل های اندازه گیری؛ ب) بخش مربوط به مدل ساختاری. پایایی مدل اندازه گیری به وسیله ضرایب بارهای عاملی، آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد ارزیابی قرار می­گیرد. بارعاملی از طریق محاسبه مقدار همبستگی شاخص های یک سازه با آن سازه محاسبه می شود که اگر این مقدار برابر و یا بیشتر از مقدار 7/0 (سخت گیرانه ترین حالت به دلیل استفاده از نرم افزار واریانس محور) شود، موید این مطلب است که واریانس بین سازه و شاخص های آن از واریانس خطای اندازه­گیری آن سازه بیشتر و پایایی در مورد آن سازه قابل قبول است. همچنین در مورد روایی محتوایی نیز با استفاده از فرم­های روایی سنجی CVI و CVR روایی مورد تأیید قرار گرفت. مقدار CVR با توجه به تعداد اساتید (12 نفر)، 89/0 و مقدار CVI  بیشتر از 93/0 به دست آمد. بنابراین روایی محتوی ابزار هم مورد تأیید قرار گرفت. روایی واگرا و همگرا که مربوط به معادلات ساختاری است، نیز سنجیده شد. همچنین در بخش تحلیل مصاحبه­ها از نرم­افزار Max QDA نسخه 12 استفاده شد.

یافته های پژوهش

نتایج حاصل از 12 مصاحبه تا حد اشباع نظری ادامه یافت و از طریق تحلیل محتوا و کدگذاری باز، محوری و انتخابی در قالب پنج مؤلفه­ کلی شرایط علی، شرایط زمینه­ای، شرایط مداخله­گر، پدیده اصلی و اقدامات و پیامدها انجام شد. نتایج بخش کیفی پژوهش- بر اساس مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین- نشان داد که پدیده اصلی، توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران می­باشد. موجبات علی، شامل نیاز به عدالت در زمینه توانایی ها و مهارت های افراد، مسئولیت جامعه در زمینه محافظت از ایده ها و خلاقیت های ذهنی افراد و وجود برخی سرقت ها در زمینه اختراعات، ایده ها و نوآوری ها در ورزش دارد.  شرایط زمینه­ای نیز در دو سطح خرد و کلان به ترتیب شامل قوانین، شرایط ساختاری، شرایط فرهنگی و شرایط اجتماعی می­باشد. شرایط مداخله گر نیز شامل دولت، افراد سودجو و رسانه می­باشد. راهبردها(اقدامات)،  توسعه حاکمیت فکری در ورزش شامل ایجاد چارچوب قانونی در زمینه حاکمیت فکری در ورزش، ارزیابی و نظارت بر حوزه حاکمیت فکری، بهبود آموزش ها و تامین منابع انسانی در زمینه حاکمیت فکری در ورزش، مراقبت و حفاظت از آثار و نوآوری های تولید شده در ورزش، تاسیس بازارها و نمایشگاه های دائمی جهت ارائه و فروش حق امتیاز اختراعات به ثبت رسیده در ورزش، ارائه کمک های تخصصی از سوی دولت به مخترعان و نوآوران عرصه ورزش، تاسیس کمیته ها و دفاتر تخصصی جهت بهبود حاکمیت فکری در ورزش، بارز نمودن نقش و جایگاه نظام حاکمیت فکری در ورزش ایران و  بهبود همکاری های بین المللی مخترعان و نوآوران  می­باشد. پیامدها هم شامل افزایش حمایت از ایده ها و خلاقیت ها در ورزش توسط بخش دولتی و خصوصی، تسریع در فرایند تبدیل ایده ها به محصول و خدمات در ورزش، افزایش اعتبار ایده پردازی در ورزش و کاهش سرقت آثار در حوزه ورزش بود. مدل پارادایمی توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران در شکل 1 نشان داده شده است:

 

شکل 1: مدل پاردایمی توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران

 

با توجه به مدل پارادایمی تحقیق مشخص گردید که عدالت محوری، مسئولیت جامعه در برابر ایده های افراد و همچنین وجود برخی سرقت ها از جمله مسائل علی است که لزوم گسترش حاکمیت فکری در ورزش را کاملا مشخص می نماید. از طرفی مدل پارادایمی تحقیق مشخص نمود که در مسیر توسعه حاکمیت فکری در ورزش دولت، افراد سودجو و همچنین رسانه ها نقش مداخله گری را ایفا می نمایند. این در حالی است که نتایج تحقیق مشخص نمود که توسعه حاکمیت فکری در ورزش باید در بستر قوانین و شرایط ساختاری، فرهنگی و اجتماعی حرکت نماید. مدل پارادایمی تحقیق حاضر نشان داد که توسعه حاکمیت فکری در ورزش می تواند به بهبود حمایت از خلاقیت ها، تسریع در فرایند، افزایش اعتبار ایده پردازی و کاهش سرقت ایده ها و خلاقیت ها در ورزش منجر گردد.

در ادامه از طریق نرم­افزار SPSS به تحلیل ویژگی­های جمعیت­شناختی نمونه­های پژوهش پرداخته شد. سپس با تحلیل نتایج حاصل از جمع­آوری پرسشنامه­ها از طریق نرم­افزار Smart PLS به سؤال­های پژوهش پاسخ داده شد. یافته های توصیفی مربوط به نمونه های آماری تحقیق حاضر در جدول 2 آمده است:

جدول 2: یافته های توصیفی تحقیق

 

ویژگی های جمعیت شناختی

گروه ها

فراوانی

درصد

 

بخش کیفی تحقیق

جنسیت

مرد

8

6/66

زن

4

4/33

سطح تحصیلات

دکتری

9

75

کارشناسی ارشد

3

25

بخش کمی تحقیق

جنسیت

مرد

79

2/65

زن

42

7/34

سطح تحصیلات

دکتری

38

5/31

کارشناسی ارشد

54

6/44

کارشناسی و پایین تر

29

9/23

رده سنی

زیر 30 سال

8

6/6

30-40 سال

63

1/52

40-50 سال

38

4/31

بالای 50 سال

12

9/9

 

نتایج توصیفی تحقیق نشان داد که نمونه­های بخش کیفی تحقیق شامل 6/66 درصد مرد و 4/33 درصد  زن بودند. همچنین از این میان نمونه های تحقیق افراد دارای مدرک تحصیلی دکتری با 75 درصد بیشترین تعداد را داشتند.  نتایج توصیفی مربوط به وضعیت جنسیت نمونه تحقیق در بخش کمی نشان داد که 2/65  درصد از افراد شرکت کننده در تحقیق را مردان و 7/34 درصد را زنان تشکیل می دهند. نتایج یافته­های توصیفی تحقیق نیز نشان داد که از میان نمونه های تحقیق، افراد دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد با 6/44 درصد بیشترین تعداد را دارا می باشند. نتایج توصیفی تحقیق همچنین نشان داد که در میان گروه های سنی، گروه سنی 40-30 سال با 1/52  درصد بیشترین تعداد را دارا می باشند.

بنابرگفته هیر[20] و همکاران(2012)، برای تعیین نرمالیته داده­ها از چولگی و کشیدگی استفاده شد. نتایج نشان داد که چولگی بین 3 و 3- و کشیدگی بین 5 و 5- قرار دارد. برای بررسی برازش مدل­های اندازه گیری، سه معیار پایایی، روایی همگرا و روایی واگرا استفاده می­شود و پایایی خود از سه طریق بررسی ضرایب بارهای عاملی، ضرایب آلفای کرونباخ ، پایایی ترکیبی و پایایی اشتراکی صورت می­پذیرد. مقدار ملاک برای مناسب بودن ضرایب بارهای عاملی، 7/0 می­باشد. برای تمامی سوال­ها، اکثر ضرایب بارهای عاملی سوالات از 7/0 بیشتر بود. مقدار مربوط به آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی متغیرها در هر پنج متغیر نیز بالاتر از 7/0 بود که از پایایی مناسب مدل حکایت دارد. در این تحقیق پایایی متغیرها در حد مطلوب قرار دارد. از آنجا که پایایی تایید می­شود می­توان به بررسی فرضیات توسط معادلات ساختاری پرداخت و نتیجه قابل تعمیم به کل جامعه مورد نظر می­باشد. معیار دوم در بررسی مدل های اندازه گیری، روایی همگراست که به بررسی همبستگی هر متغیر با سوالات (شاخص ها) خود می پردازد. با توجه به روش فورنل و لارکر که مقدار مناسب برای AVE را 4/0 به بالا معرفی کرده­اند، برای تمامی 5 متغیر، مقدار AVE بیشتر یا مساوی 4/0 می­باشد. روایی واگرا، سومین معیار بررسی برازش مدل­های اندازه­گیری است که در این پژوهش در هر دو بخش روش اول (سوالات مربوط به هر متغیر نسبت به خود آن متغیر همبستگی بیشتری دارند تا نسبت به متغیرهای دیگر) و دوم (معیار مهم دیگری که با روایی واگرا مشخص می­گردد، میزان رابطه یک متغیر با سوالاتش در مقایسه رابطه آن متغیر با سایر متغیرهاست؛ به طوری که روایی واگرای قابل قبول یک مدل حاکی از آن است که یک متغیر در مدل تعامل بیشتری با سوالات خود دارد تا با متغیر های دیگر. روایی واگرا وقتی در سطح قابل قبول است که میزان AVE برای هر متغیر بیشتر از واریانس اشتراکی بین آن متغیر و متغیرهای دیگر در مدل باشد) مورد تأیید قرار گرفت. نتایج مربوط به آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و AVE در جدول 1 آمده است:

جدول 1: آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و AVE

 

آلفای کرونباخ

پایایی ترکیبی

AVE

موجبات علی

821051/0

741251/0

487412/0

شرایط زمینه­ای

856320/0

685254/0

502181/0

شرایط مداخله­گر

812369/0

623621/0

953621/0

راهبردها

845210/0

636251/0

521874/0

پیامدها

802114/0

705815/0

536251/0

 

مطابق با نتایج جدول 1، مشخص گردید که داده های تحقیق جهت انجام روش معادلات ساختاری مناسب می باشد. همچنین نتایج این جدول مناسب بودن برازش اولیه مدل تحقیق را نشان می دهد.  بعد از بررسی برازش مدل­های اندازه گیری نوبت به برازش مدل ساختاری پژوهش می­رسد. همان گونه که پیش از این اشاره شد، بخش مدل ساختاری بر خلاف مدل­های اندازه گیری، به سوالات (متغیرهای آشکار) کاری ندارد و تنها متغیرهای پنهان همراه با روابط میان آنها بررسی می­گردد. در ادامه، مدل­ ساختاری پژوهش در شکل 2 آورده شده است. همچنین شکل ضرایب تی همان مدل در شکل 3 گزارش شده است:

 

شکل 2: مدل ساختاری پژوهش

 

 

شکل 3: ضرایب تی مدل ساختاری پژوهش

برای بررسی برازش مدل ساختاری پژوهش از چندین معیار استفاده می شود که اولین و اساسی ترین معیار، ضرایب معنی داری t یا همان مقادیر t-values می­باشد. در صورتی که مقدار این اعداد از 95/0 بیشتر شود، نشان از صحت رابطه­ بین متغیرها و در نتیجه تایید روابط در سطح اطمینان 96/1 است.

 

جدول 1: ضرایب مسیر و ضرایب معنی داری t(مقادیرt-values ) روابط

متغیر مستقل

متغیر وابسته

ضرب مسیر

مقدار T-VALUE

موجبات علی

پدیده اصلی

441/0

721/6

پدیده اصلی

راهبردها

569/0

803/6

شرایط زمینه­ای

راهبردها

182/0

941/4

شرایط مداخله­گر

راهبردها

325/0

663/3

راهبردها

پیامدها

879/0

742/47

 

با توجه به جدول فوق، مقدار T-Value همگی بیشتر از 96/1 می­باشد. بنابراین همه­ روابط حاضر در مدل پژوهش در سطح 99/0 مورد تأیید قرار گرفت؛ بدین صورت که شرایط علی بر پدیده اصلی تاثیر معناداری به میزان 441/0 دارد. از طرفی نتایج مشخص نمود که در غالب مدل تحقیق، پدیده اصلی (596/0=تاثیر)،  شرایط زمینه ای (182/0=تاثیر) و شرایط مداخله گر (325/0=تاثیر) بر راهبردهای توسعه حاکمیت فکری در ورزش تاثیرگذار می باشد. لذا می توان گفت که در مسیر اجرایی نمود راهبردهای توسعه حاکمیت فکری در ورزش باید به پدیده اصلی، شرایط زمینه ای و شرایط مداخله گر توجه ویژه داشت، چرا که این مسائل بر روند شکل گیری و اجرای راهبردهای توسعه حاکمیت فکری در ورزش تاثیر بسزایی دارند.

معیار Q2 قدرت پیش بینی مدل را مشخص می سازد و در صورتی که مقدار Q2 در مورد یکی از متغیر های درون زا سه مقدار 02/0، 15/0 و 32/0 را کسب نماید، به ترتیب نشان از قدرت پیش بینی ضعیف، متوسط و قوی متغیر یا متغیر های برون زای مربوط به آن را دارد. این معیاربرای متغیرهای درون زا بیشتر از 32/0 می­باشد که این نشان می دهد که متغیرهای برونزا(مستقل) در پیش بینی متغیرهای وابسته قوی هستند و بار دیگر برازش مناسب مدل ساختاری پژوهش را تا حدودی تایید می نمایند.

برازش مدل کلی

 برازش مدل کلی شامل هر دو بخش مدل اندازه گیری و ساختاری می شود و با تایید برازش آن، بررسی برازش در یک مدل کامل می شود. با توجه به سه مقدار 01/0، 25/0 و 36/0 که به عنوان مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای GOFمعرفی شده است و حصول مقادیر بیشتر از  36/0  برای GOF، برازش کلی مدل قوی است. پس از بررسی برازش مدل تحقیق و مشخص نمودن اعتبار مدل، مدل نهایی تحقیق در شکل 4 به نمایش گذاشته شده است:

 

 

 

شکل 4: مدل نهایی تحقیق

بحث و نتیجه­گیری

تحقیق حاضر با هدف ارائه مدل توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران طراحی گردید. نتایج نشان داد که جهت توسعه حاکمیت فکری در ورزش برخی موجبات علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله ای، پیامدها و راهبردها وجود دارد. بدین صورت که پدیده اصلی، توسعه حاکمیت فکری در ورزش ایران می­باشد. موجبات علی شامل نیاز به عدالت در زمینه توانایی ها و مهارت های افراد، مسئولیت جامعه در مورد محافظت از ایده ها و خلاقیت های ذهنی افراد و وجود برخی سرقت ها در زمینه اختراعات، ایده ها و نوآوری ها در ورزش است. ویوچر و همکاران (2020) مشخص نمودند که لزوم عدالت محوری در جوامع سبب گردیده است تا امروزه لزوم حمایت از اختراعات در جوامع درک گردد. شعوری و نجفی (1396) نیز بیان نمودند که سرقت های ادبی موجود در جوامع بین المللی سبب گردیده است تا تلاش جهت ایجاد حاکمیت فکری گسترده در سطح جهان صورت پذیرد. بر این اساس می توان چنین اعلام داشت که نتایج تحقیق حاضر با نتایج تحقیقات ویوچر و همکاران (2020) و شعوری و نجفی (1396) همخوان می باشد. در تفسیر این مسئله باید گفت که برخی بی قانونی ها در ورزش کشور طی فرایند ایده پردازی و سرقت های انجام گرفته شده سبب گردیده است تا امروزه بیش از هر زمانی دیگر نیاز به ایجاد حاکمیت فکری درک گردد. از طرفی لزوم عدالت محوری سبب گردیده است تا تمامی گروه ها و افراد در ورزش این حق را داشته باشند که از ایده و خلاقیت خود به گونه مناسبی مراقبت کنند و لزوم حاکمیت فکری در ورزش بیش از پیش درک شود.

نتایج تحقیق حاضر نشان داد که شرایط مداخله گر موجود در جهت توسعه حاکمیت فکری در ورزش شامل دولت، افراد سودجو و رسانه می باشد. وانگ و هوانگ (2011) در تحقیق خود نشان دادند که فرایندهای مدیریتی و ضعف در این فرایندها نقش مهمی در جهت توسعه حاکمیت فکری دارد و به نوعی سبب ایجاد محدودیت برای توسعه حاکمیت فکری می گردد. این در حالی است که این مسئله در تحقیق حاضر به عنوان عوامل مداخله گر در جهت توسعه حاکمیت فکری در ورزش مشخص نگردیده است. از این رو می توان چنین اعلام داشت که نتایج تحقیق حاضر با نتایج تحقیق وانگ و هوانگ (2011) ناهمخوان می باشد. به نظر می رسد وجود مشکلات اساسی در جهت توسعه حاکمیت فکری در ورزش در ایران در ارتباط با دولت، افراد سودجو و رسانه ها سبب گردیده است تا برخی مسائل از جمله فرایندهای مدیریتی نقش پررنگی در جهت توسعه حاکمیت فکری در ورزش نداشته باشند. به عبارت دیگر، اهمیت و تاثیرگذاری دولت، افراد سودجو و رسانه در این زمینه چندان قوی و مهم بوده است که برخی ضعف های مدیریتی در این زمینه به چشم نمی آید. از طرفی به نظر می رسد عدم نظارت مناسب دولت در این حوزه و همچنین قدرت و نفوذ افراد سودجو در این حوزه سبب گردیده است تا مشکلات عمده ای در این مسیر ایجاد گردد. از سوی دیگر، رسانه با توجه به عدم انجام رسالت خود در این حوزه، به نوعی دیگر عامل مداخله گر در زمینه حاکمیت فکری در ورزش ایران می باشد. نیکیتنکو[21] و همکاران (2018) در تحقیق خود دریافتند که دولت به واسطه تاثیرگذاری خود نقش مهمی در مسیر حاکمیت فکری دارد. پان[22] (2018) نیز نشان داد که رسانه با توجه به گستردگی خود از تاثیرگذاری عمیقی در جهت حاکمیت فکری برخوردار می باشد. دولت و رسانه در کشور ایران به علت عدم انجام وظایف محوله خود و فقدان برنامه ریزی های جامع جهت بهبود حاکمیت فکری در ورزش نتوانسته اند تا بستر مناسبی را جهت حاکمیت فکری در ورزش ایران فراهم آورند. از طرفی، قدرت و نفوذ افراد سودجو در برخی حوزه ها از جمله ورزش سبب گردیده است تا بسیاری از تلاش های موجود در زمینه حاکمیت فکری در حوزه ورزش دچار مشکلات عمده ای گردد.

نتایج تحقیق حاضر نشان داد که از پیامدهای توسعه حاکمیت فکری در ورزش، افزایش حمایت از ایده ها و خلاقیت ها در ورزش، تسریع در فرایند تبدیل ایده ها به نوآوری در ورزش، افزایش اعتبار ایده پردازی در  ورزش و کاهش سرقت آثار در حوزه ورزش می باشد. منطقی و همکاران (1392) در تحقیق خود مشخص نمودند که مسیر بهبود حاکمیت فکری وابسته به برخی شرایط فرهنگی و مدیریتی می باشد. خانی و نصراللهی (1391) اشاره داشتند که جهت بهبود حاکمیت فکری نیازمند ایجاد مراکز تخصصی و همچنین گسترش نظارت و ارزیابی ها در این زمینه می باشد. پس می توان گفت که نتایج تحقیق حاضر با نتایج تحقیقات منطقی و همکاران (1392) و خانی و نصراللهی (1391) همخوان است. در تفسیر این مسئله لازم به ذکر است که حاکمیت فکری جهت توسعه نیازمند برخورداری از برنامه ریزی و سازماندهی دقیق است. لذا ایجاد بستر قانونی، فرهنگی، ساختاری و اجتماعی در فضای ورزش کشور می تواند زمینه جهت رشد و گسترش حاکمیت فکری را فراهم نماید. وانگ و هوانگ (2011) مشخص نمودند که حاکمیت فکری نتیجه برنامه ریزی دقیق و منظم در حوزه های قانونی، مدیریتی و فرهنگی می باشد. بدین صورت، جهت توسعه حاکمیت فکری باید اصول و بستر اولیه فراهم باشد. لذا مسائل قانونی، اجتماعی، ساختاری و فرهنگی نقش مهم و اساسی در جهت فراهم آوردن بستر اولیه جهت توسعه حاکمیت فکری در ورزش دارد.

تحقیق حاضر مشخص نمود که توسعه حاکمیت فکری در ورزش سبب بهبود حمایت از خلاقیت ها، تسریع در فرایند، افزایش اعتبار ایده پردازی و در نهایت کاهش سرقت ایده ها و خلاقیت ها در ورزش می گردد. تحقیقات مختلفی به این مسئله اشاره داشته اند. پان (2018) در تحقیق خود مشخص نمود که ارتقای جایگاه نظام حاکمیت فکری نقش مهمی در بهبود و گسترش این نظام دارد. لیو و همکاران (2009) اشاره داشتند که توسعه حاکمیت فکری سبب کاهش سرقت ایده و فکر افراد می گردد. به عبارت دیگر، توسعه حاکمیت فکری سبب بهبود حمایت از نوآوری می گردد. با این توجه می توان چنین اعلام داشت که نتایج تحقیق حاضر با نتایج تحقیقات پان (2018) و لیو و همکاران (2009) همخوان می باشد. در تفسیر این مسئله باید گفت که حاکمیت فکری سبب می گردد تا شرایطی بر ورزش حکمفرما شود که خروجی آن ایجاد قوانین شفاف، نظارت های جامع و همچنین استانداردهای دقیقی شود که ارتقای حمایت از خلاقیت در ورزش، تسریع فرایند ایده پردازی، ارتقای اعتبار ایده پردازی و کاهش سرقت ایده و خلاقیت در ورزش را در پی داشته باشد. حاکمیت فکری به مانند یک چتر حمایتی سبب می گردد تا فضای ورزش در حوزه خلاقیت و نوآوری کاملا تحت کنترل باشد و با سوء استفاده های موجود به صورت کامل برخورد قانونی شود. این مسئله بدون شک می تواند پیامدهای مثبتی بر ورزش کشور و روند ایده پردازی در ورزش کشور داشته باشد.

گسترش حاکمیت فکری در ورزش می تواند ضمن امنیت بخشی به فضای ورزش کشور، دانش فنی و علمی این حوزه را ارتقا دهد. به عبارت دیگر، مسیر بهبود و گسترش منابع انسانی و همچنین شایسته سالاری در ورزش که یکی از نیازهای روز ورزش می باشد، جدا از بهبود حاکمیت فکری نیست. ارتقای حاکمیت فکری سبب می گردد تا بستری ایمن و مطمن در ورزش جهت ارتقا و پیشرفت فراهم شود و به بهبود وضعیت ورزش بینجامد. تحقیق حاضر مشخص نمود که مسیر بهبود حاکمیت فکری در ورزش نیازمند برخی راهبردها از جمله  ایجاد چارچوب قانونی در زمینه حاکمیت فکری در ورزش، ارزیابی و نظارت بر حوزه حاکمیت فکری، بهبود آموزش ها و تامین منابع انسانی در زمینه حاکمیت فکری در ورزش، مراقبت و حفاظت از آثار و نوآوری های تولید شده در ورزش، تاسیس بازارها و نمایشگاه های دائمی جهت ارائه و فروش حق امتیاز اختراعات به ثبت رسیده در ورزش، ارائه کمک های تخصصی از سوی دولت به مخترعان و نوآوران عرصه ورزش، تاسیس کمیته ها و دفاتر تخصصی جهت بهبود حاکمیت فکری در ورزش، بارز نمودن نقش و جایگاه نظام حاکمیت فکری در ورزش ایران و  بهبود همکاری های بین المللی مخترعان و نوآوران  می­باشد.

پیشنهادها

با توجه به راهبردهای فوق، پیشنهادات عملیاتی جهت توسعه حاکمیت فکری در ورزش ارائه می گردد:

  • کمیته های نظارتی در بدنه ورزش جهت بررسی حاکمیت فکری و همچنین ارزیابی فعالیت های انجام شده در این حوزه، مسیر توسعه حاکمیت فکری را دنبال نمایند.
  • در دوره های آموزشی موجود در صنعت، سازمان ها، باشگاه ها و دانشگاه ها، به حاکمیت فکری توجه بیشتر و آموزش های لازم ارائه شود.
  • نمایشگاه های ملی و بین المللی تخصصی در حوزه ورزش جهت ارائه آخرین یافته های علمی، صنعتی و خدماتی افراد صاحب ایده در ورزش به صورت منظم اجرایی گردد.
  • با کاهش زمان و فرایند اداری ثبت و بررسی ایده ها، خلاقیت ها، نوآوری ها و طرح های افراد در جهت کاهش سوء استفاده از این ایده ها اقدام شود.
  • قوانین شفاف در جهت برخورد با متخلفان در حوزه های مربوط به حاکمیت فکری در ورزش ایجاد و اجرایی گردد.
  • مکان هایی مشخص در سطح کشور جهت ایجاد و دائمی نمودن نمایشگاه های تخصصی در زمینه آخرین یافته های حوزه ورزش در نظر گرفته شود.

 

  • منابع

    • Abbas Zadeh, A. Ataei Nejad, M. Ismael Zadeh, M. (2014). “Role of Intellectual Property in Resistance Economics and Operational Opportunity”. First National Conference on Management, Innovation and Entrepreneurship in Resistance Economics, Mashhad, Khorasan Branch of Iranian Management. p:118.(Persian)
    • Amadi, U. J. (2017). “Intellectual property rights in sports: A trick or two Nigeria can learn from the global game”.African Sports Law and Business Bulletin, (1), 14: 152-171
    • Das, P. K. (2000). “Offensive Protection: The Potential Application of Intellectual Property Law to Scripted Sports Plays”. LJ, 75, 1073.‏
    • Indradewi, A. A. S. N. (2020). “Protection of intellectual property rights in international trade”. International journal of social sciences, 3(1), 13-16.
    • ‏Hekmat Nia, M, Khoshnevis, A. (2009). “Examples of intellectual property rights in the sports industry”. Islamic law, 6 (23), 127-159. (Persian)
    • Griffith, R., Miller, H., & O'Connell, M. (2014). “Ownership of intellectual property and corporate taxation”. Journal of Public Economics, 112, 12-23.
    • Habib, M., Abbas, J., & Noman, R. (2019). “Are human capital, intellectual property rights, and research and development expenditures really important for total factor productivity? An empirical analysis”.International Journal of Social Economics.‏
    • Huang, C. (2017). “Recent development of the intellectual property rights system in China and challenges ahead”.Management and Organization Review, 13(1), 39-48.‏
    • Hylton, J. G. (2011). “The Over-Protection of Intellectual Property Rights in Sport in the United States and Elsewhere”.Journal of Legal Aspects of Sport, 21(1), 43-73.
    • Kalamadi, S. (2012). “Intellectual Property and the Business of Sports Management”. Sports Management, 17, 437-442.
    • Khani, R. Nasrallahi, Z. (2012). “Investigating Economic Factors Affecting Intellectual Property Rights: Comparing Selected Developing and Developed Countries”. Economics and Modeling, 3 (11), 172-145. (Persian)
    • Kieff, F. S., Kramer, R. G., & Kunstadt, R. M. (2008). “It's your turn, but it's my move: Intellectual property protection for sports moves”.Santa Clara Computer & High Tech. LJ, 25, 765.‏
    • Kukkonen III, C. A. (1998). Be a Good Sport and Refrain from using my Patented Putt: Intellectual Property Protection for Sports related Movements. Pat. & Trademark Off. Soc'y, 80, 808.
    • LIU, C., JING, J. P., & YU, J. (2009). “Analysis on the definition and composition factor of patent quality in intellectual property rights”.Information Science, 11.‏
    • LIU, Q., & HU, F. (2006). “Protection of the Intellectual Property of Sport Tournament and the Television Right”.Journal of Nanjing Institute of Physical Education (Social Science), 2(16): 21-36
    • Lo, C. P. (2016). “Intellectual property, research intensity, and scale effect”. Journal of Business Research, 69(6), 2297-2301.‏
    • Manteghi, M. Taghavi Bafghi, M. Shahshahi, M. (2013). “How to protect intellectual property in collaborative technology transfer projects”. National Conference on Accounting and Management, Tehran, Center for the Conferences of the Research Institute of Power. (Persian)
    • Nikitenko, S. M., Mesyats, M. A., & Protsenko, A. P. (2018). “Intellectual property as an active resource for sustainable development of the regional economy”. In IOP Conference Series: Earth and Environmental Science .Vol. 206(1): p. 109-120
    • Pan, L. (2018). Research on Macro Influencing Factors of Energy Intellectual Property in China: Analysis Based on Dynamic Panel Data Model.
    • Parr, R. L. (2018). Intellectual property: valuation, exploitation, and infringement damages. John Wiley & Sons.‏
    • Shakouri, S. Pishvaee, M. Ghaffari, A. (2015). “Comparison of Intellectual Property System of Iran with the Top Countries of Innovation America, Germany, England, France”. International Conference on Modern Research in Management, Economics and Consultation, Istanbul, Iliya Capital Ideas Managers Institute. p:81-85 (Persian)
    • Shouri, M. Najafi, A. (2017). “Investigating the Impact of Developing the Intellectual Property System and Registered Knowledge on Motivation for Innovating Industry”. Innovation and Creativity in the Humanities, 7 (3), 250-217. (Persian)
    • Wang, M. K., & Hwang, K. P. (2011). “Key factors for the successful evaluation and screening of managers of the intellectual property rights speciality”. Expert Systems with Applications, 38(9), 10794-10802.‏
    • Wiwchar, M., Walker, D., & Marsh, R. (2020). “Protecting Your Digital Health Intellectual Property: Fundamentals of Intellectual Property and How It Applies to Software”. Hardware and Business Processes. In Digital Health Entrepreneurship (pp. 103-118). Springer, Cham.‏