پیش بینی ازدواج موفق: نقش عوامل زناشویی موثر مبتنی بر بافت فرهنگی- اجتماعی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری مشاوره خانواده، گروه مشاوره، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول) E-mail:Javad.khodadadi7@gmail.com

2 دانشیار مشاوره، گروه مشاوره، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 دانشیار مشاوره، مرکز علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله(عج)، تهران، ایران

چکیده

با توجه به ضرورت شناسایی و ارزیابی عوامل موثر بر سلامت ازدواج، در این مطالعه به پیش­بینی نقش عوامل زناشویی موثر بر ازدواج موفق در زوج­های جوان پرداخته شده است. پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود که در آن 853 نفر از زوج­های شهر تهران که حداقل 1 فرزند داشتند، به شیوه نمونه‌گیری چندمرحله­ای انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه خانواده سالم ایرانی و پرسشنامه ویژگی­های جمعیت­شناختی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری به شیوه گام به گام تجزیه و تحلیل شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد ازدواج سالم دارای رابطه مثبت و معناداری با عوامل زناشویی است. همچنین، عوامل زناشویی قادر به پیش­بینی 59 درصد از موفقیت ازدواج است. بر این اساس، در شکل­گیری ازدواج موفق و سالم، عوامل زناشویی مانند حمایت متقابل، صمیمیت، قدردانی، تعهد، تلاش برای خشنودی یکدیگر، رضایت جنسی و توافق زوج نقش دارند. بنابراین، توجه بیشتر به  بافت فرهنگی و اجتماعی در پرداختن به ازدواج اهمیت بنیادی دارد.  

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Prediction of Youth Successful Marriage: The Role of Effective Marital Factors on the Socio-Cultural Context

نویسندگان [English]

  • Javad Khodadadi sangdeh 1
  • Ali mohammad Nazari 2
  • Khodabakhsh Ahmadi 3
1 Ph.D., Faculty of Psychology and Education, kharazmi University
2 Ph.D., Associate Professor, Faculty of Psychology and Education, kharazmi University
3 Ph.D., Associate Professor, Baqiyatallah University of Medical Sciences
چکیده [English]

Considering the importance of assessing and identifying effective couple Factors on healthy marriage, this study aimed to determine the predictive role of factors marital in the successful marriage among youth couples. This is a descriptive- correlational research in which 853 couples in Tehran with at least one child were selected through random cluster sampling method and then assessed by Iranian Family Health Questionnaire (IFHQ) and Demographic Characteristic Questionnaires. Data analyzed using Pearson correlation and stepwise multiple regression analysis. The results of Pearson’s correlation coefficient showed that there was a significant and positive relation between marriage health and couple factors. In addition, the results indicated that marital factors could predict 59 percent of successful marriage. Hence, a number of different factors can contribute to building a successful marriage including reciprocal caring, intimacy, acknowledgment, commitment, attempt to satisfying one another, sexual satisfaction, and agreement. These factors are of fundamental role in successful marriage. Therefore, with regard to marriage, it is necessary to pay more attention to social and cultural contexts.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Successful Marriage
  • Marital Factors
  • Couples and Socio-Cultural Context

پیش­بینی ازدواج موفق: نقش عوامل زناشویی موثر مبتنی بر بافت فرهنگی- اجتماعی

جواد

 

مقدمه

ازدواج یک سنت الهی است که از دیرباز وجود داشته و تمامی شرایع و قوانین آن را ترغیب کرده­اند. آنچه که از خود ازدواج مهمتر است، موفقیت در این رابطه مقدس و سلامت ازدواج است. رضایت از ازدواج به عنوان هسته مرکزی کیفیت زندگی با رضایت ار زندگی رابطة مثبت و قوی دارد.(یولکر[4]، 2008) چگونگی رابطة زناشویی، زیربنایی را شکل می­دهد که کارکرد آتی سلامت خانواده و سلامت اعضا بر روی آن بنا می­شود و بر این اساس، مهم‌ترین ملاک تعیین کنندة سلامت خانواده، خرسندی زوج از ازدواج­ است.(لانگ و یانگ[5]، 2007؛گریف و ملهرب[6]، 2001: 248) متخصصان حوزه ازدواج و خانواده تاکید دارند که سنگ بنای سلامت خانواده، موفقیت رابطه زن و شوهری است. (کار[7]، 2006: 48؛ آماتو و لومیس و بوس[8]، 2005: 899؛آماتو و چیدال[9]، 2008: 1142و شارم و همکاران[10]، 2012)به بیان دیگر، سلامت افراد در گرو سلامت خانواده است و در این میان، چگونگی رابطه زوجین نقش اساسی و تعیین­کننده­تری  ایفا         می­کند. (خدادادی سنگده و همکاران، 1393 وبنی­جمال، نفیسی و یزدی، 1383)

اهمیت رابطه زناشویی به گونه­ای است که حمایت‌های دریافت شده از سایر منابع نمی­توانند فقدان حمایت از این رابطه را جبران کنند. زمانی که حمایت همسر به حساب آورده می‌شود، حمایت سایر افراد و منابع حمایتی، نقش معناداری در پیش‌بینی بهزیستی فرد ایفا نمی‌کند. با توجه به این مهم و تاثیر همه جانبة کیفیت ازدواج، داشتن ازدواجی موفق برای همه افراد هدفی مهم و اساسی است. (میرز و ماداتهیل و تینگل [11]، 2005: 186)  بررسی  نظریه­های خانواده و ازدواج در ارتباط با سلامت و تداوم رابطه زناشویی نشان می­دهد که بر اساس رویکرد تبادل اجتماعی، زن و شوهر در صورتی به یک رابطه ادامه می­هند که جاذبه­های درونی آن قوی­تر از جاذبه­های بیرونی آن باشند.(کار، 2006) بر اساس رویکرد رفتاری، ادامه یا ختم یک رابطه به تبادلات خاص رابطه بستگی دارد؛ به گونه­ای که رفتارهای پاداش دهنده به تداوم و خرسندی رابطه منجر می­شود و رفتارهای تنبیهی به ناخرسندی و ختم رابطه منجر می­شود.(مارکمن[12]، 1991: 88) بر اساس نظریه دلبستگی، رضایت از ازدواج تا حد زیادی به ارضای نیازهای اساسی رفاه، مراقبت، مهرورزی و رضایت جنسی بستگی دارد.(هازن و شیور[13]، 1994: 71)

مطالعه الگار، کریج و تریتس[14] (2012: 2) نشان داد که در ازدواج­های موفق، زن و شوهر زمان بیشتری را  با یکدیگر می­گذرانند، رفتارهای مثبت و تشویقی بیشتری نشان می­دهند، ابرازگری عاطفی و شناختی دارند، رابطه ولی- فرزندی کارآمدی را دارا هستند و در حوزه­های اجتماعی از روابط گرمی با دیگران برخور دارند. دونگ و ژایو[15](2010) در پژوهش خود بر روی زوج­های خوشبخت چینی دریافت که در این زوج­ها روابط نزدیک و صمیمانه، قدرت خانوادگی مشترک، سازگاری، رضایت­جنسی،  حمایت اجتماعی، درک متقابل و مستقل بودن از خانواده اصلی وجود دارد. پژوهش اینگرام[16](2010) روی زوج­های موفق آمریکایی که حداقل 15 سال از ازواج آنها می­گذشت، نشان داد  این زوج­ها در فرایند زندگی انعطاف­پذیرند، به هویت فردی و زوجی خود اهمیت می­دهند، به تفاوت و شباهت­های یکدیگر توجه دارند، روابط جنسی رضایت بخشی دارند، به مدیریت مسائل مالی و حل تعارض اهمیت می­دهند و ارزش­های مشابهی دارند. کریمی ثانی و همکاران(1389: 121) در مطالعه خود بر روی زوج­های تبریزی نشان دادند که صداقت، وفاداری، مسئولیت­پذیری، تفاهم، پاک بودن، گذشت و توجه به مسائل معنوی، نقش معناداری در پیش­بینی ازدواج موفق دارند. فتحی آشتیانی و احمدی(1383: 9) نیز در مطالعه خود بر روی ازدواج­های موفق و ناموفق دریافتند که عوامل موثر بر ازدواج موفق عبارت اند از: داشتن اعتماد به یکدیگر، روابط کلامی و  غیر کلامی خوب، توافق بر سر مسائل اساسی زندگی، فعالیت­های ایام فراغت، بچه دار شدن و رضایت جنسی.

شناسایی عوامل موثر بر شکل­گیری رابطه زناشویی موفق می­تواند به ما درباره چگونگی پدیدایی سلامت و آسیب در روابط  زوج ها بینش و اطلاعات جامع و دقیقی دهد، اما فقدان و کمبود پژوهش­ در زمینه ازدواج­های موفق تبیین این واقعیت را  در حال حاضر دشوار ساخته است.(اولسون، اولسون و لارسون، 2008) درادبیات علمی مختص ازدواج، بین ثبات زناشویی[17] و کیفیت زناشویی[18] تمایز وجود دارد. ثبات رابطه به رخ ندادن طلاق و گسست رابطه اشاره دارد، در حالی که کیفیت زناشویی به معنای سلامت و خرسندی رابطه است و ثبات رابطه به معنای سلامت رابطه نیست. از آنجا که بیشتر مطالعات بر ثبات زوجی و نه ضرورتاً رابطه خوشایند زوجی متمرکز بوده است، شناسایی نقش عوامل موثر، مستلزم مطالعات جدی و خاص است.(کوترلا، دیر و استلزر، 2010)

 از سوی دیگر، مطالعات نقش عامل زوجی را در فروپاشی خانواده اصلی و بسیار پر رنگ نشان می­دهند؛ به گونه­ای که عدم رضایت و فقدان دریافت حمایت لازم از این رابطه پیش­بینی­کننده قوی، گسست ازدواج و خانواده محسوب می­شود.(اولسون، لارسون و اولسون[19]، 2009: 132 و گنزالس[20]، 2009: 136) پژوهش­های گاتمن و لونسون[21](2003) نشان می­دهند که دوره حساس برای فروپاشی ازدواج در چرخه زندگی خانوادگی هفت سال اول زندگی است. در همین چهارچوب،  یک سوم ازدواج­های جدید در آمریکا، در پنج سال اول منجر به طلاق و جدایی می­شود.(لانگ و یانگ، 2007)

با این حال، نکته قابل توجه این است که عوامل اثرگذار بر ازدواج موفق و رضایت از آن در فرهنگ­های مختلف متفاوت است و در عین حال بیشتر مطالعات انجام شده در حوزه ازدواج بر بسترهایی تمرکز داشته است که زمینه شکل­گیری ناخرسندی، بدکارکردی، آسیب و فروپاشی  آن را در بر می­گرفته است.(گاتمن و نوتاریس[22]، 2002 : 166؛ موت و کوالاسکی و منیگهان[23]، 2002: 106؛ اینگرام، 2010) این در حالی­ است که لازمه هر گونه اقدام اساسی و موثر جهت اتخاذ برنامه‌های پیشگیرانه از آسیب­های مرتبط با شکست در ازدواج، پرداختن به عوامل موثر در ازدواج­های موفق است و این قبیل مطالعات، سهم نه چندان زیادی از پژوهش­ها را به خود اختصاص داده است. بر همین اساس، مطالعه حاضر با استفاده از ابزار بومی و وابسته به بافت فرهنگی- اجتماعی  به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که عوامل زناشویی چقدر در پیش­بینی ازدواج موفق نقش دارند؟

روش شناسی پژوهش

 پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی است که جهت بررسی نقش عوامل زوجی در ازدواج موفق انجام شده است. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از تمامی زوج­های شهر تهران در بازه زمانی سال1393- 1394 که حداقل دارای 1 فرزند بودند. داشتن حداقل 1 فرزند، گذشتن حداقل 3 سال از عمر ازدواج زوج، سن کمتر از 38 سال و ساکن تهران بودن از جمله ملاک­های ورود به مطالعه بود. از بین این زوج­ها، تعداد 853 نفر(شامل 481 زن و 372 مرد) به روش خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. مبنای تعیین حجم نمونه در مطالعات همبستگی با هدف پیش­بینی و رگرسیون، انتخاب حداقل 15 آزمودنی در ازای هر متغیر پژوهش است(گال، بورگ و گال، 1392) که با در نظر گرفتن ریزش­و داده­های پِرت حجم بزرگتری انتخاب شد. جهت دسترسی به نمونه  معرف و دستیابی به اطلاعات کامل و  غنی، عرصه پژوهش در محدوده وسیعی انتخاب شد. برای انتخاب نمونه در مرحله اول شهر تهران به پنج بخش شمال، جنوب، شرق، غرب و بخش مرکزی تقسیم و سپس از هر بخش 1 منطقه انتخاب شد. در مرحله بعد از بین نواحی منطقه انتخاب شده دو ناحیه انتخاب شد و در نهایت با مراجعه به اماکن عمومی(فرهنگسراها، خانه­های سلامت شهرداری، کتابخانه­ها و پارک­ها) نواحی انتخاب شده، نمونه­های واجد شرایط برای پاسخ به ابزار پژوهش انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات، بعد از توضیح هدف و اهمیت پژوهش و عدم نیاز به ارائه نام و نشانی نمونه ها از سوی پژوهشگر، به آنها  فرصت کافی داده شد که با دقت به سوالات پرسشنامه­ها پاسخ دهند. مدت زمان پاسخگویی معمولاً حدود 15 تا 20 دقیقه به طول می­انجامید. اطلاعات بیشتر با هماهنگی و تعیین وقت قبلی با مراجعه به خانه­های سلامت و فرهنگ­سراها در نواحی انتخاب شده گردآوری شد. تلاش گردید که شرایط جمع­آوری اطلاعات برای تمامی آزمودنی­ها تا حد امکان یکسان باشد؛ بدین صورت که برای تمامی نمونه­ها پژوهشگر شخصاً به توزیع پرسشنامه و جمع­آوری اطلاعات پرداخته است، در زمان پاسخگویی به هر گونه ابهام از سوی افراد پاسخ داده می­شد و در زمان تحویل پرسشنامه بررسی می­شد که آزمودنی به همه سوالات پاسخ داده باشد. برای جمع­آوری اطلاعات لازم از پرسشنامه خانواده سالم ایرانی و پرسشنامه جمعیت­شناختی استفاده شد.

پرسشنامه  خانواده سالم ایرانی(IFHQ[24]): این پرسشنامه خودگزارشی 88 سوالی که ارتباط عوامل مختلف مرتبط با سلامت خانواده را می­سنجد، شامل 6 خرده مقیاس عوامل فردی، زوجی، خانوادگی، والدگری، اجتماعی و دینی است که متناسب با بافت فرهنگی- اجتماعی خانواده ایرانی ساخته و اعتبارسنجی شده است.(خدادادی سنگده، 1393) پاسخ سوالات بر اساس مقیاس پنج درجه­ای لیکرت تنظیم شده و از نمره 1(کاملا مخالف) تا نمره 5(کاملا موافق) متغیر است. در پژوهش حاضر، خُرده مقیاس سلامت ازدواج مورد نظر بوده است. این خرده مقیاس 28 سوالی در 7  بُعد فرعی تنظیم شده است و به ترتیب قدردانی، تعهد، صمیمیت زناشویی، رضایت جنسی، تلاش برای خشنودی یکدیگر، حمایت­گری متقابل و توافق زوج بر سر مسائل اساسی را در رابطه زناشویی می­سنجد. ملاحظات شاخص­های روانسنجی ابزار مورد استفاده در پژوهش، ضمن تایید روایی صوری و محتوایی از سوی متخصصان، روایی سازه و پایایی ترکیبی مطلوب و بالایی را با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی نشان داده است. تمامی گویه­ها، بار عاملی معناداری بر روی عامل مربوط به خود نشان می­دهند و نتایج حاصل از بررسی پایایی مرکب عوامل در دامنه 75/0 تا 85/0 قرار دارد که نشان دهنده پایایی مطلوب برای این ابزار  است. مقادیر شاخص  میانگین مقادیر اشتراکی برای بررسی روایی نشان می­دهد که این ضریب در دامنه مطلوبی قرار دارد.(خدادادی سنگده، 1393) میزان اعتبار مقیاس در این پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ  96/0 و دامنه ضریب 75/0 تا 87/0 برای زیر مقیاس­های آن به دست آمده که بیانگر اعتبار مطلوب ابزار است.

پرسشنامه جمعیت­شناختی: اطلاعات جمعیت­شناختی افراد مانند سن، تحصیلات، مدت ازدواج و تعداد فرزندان با استفاده از پرسشنامه جمعیت­شناختی بررسی شد. پس از جمع­آوری اطلاعات و نمره­گذاری بر اساس دستورالعمل مقیاس، داده­ها توسط برنامه SPSS- 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در بررسی آماری علاوه بر آمار توصیفی، از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به شیوه گام به گام استفاده شده است.

یافته­های پژوهش

شمار نمونه های مورد مطالعه،  853 نفر شامل 481 زن (4/56 درصد) و 372 مرد(6/44 درصد) از     زوج­های جوان شهر تهران بود. میانگین و انحراف استاندارد سنی آزمودنی­ها به ترتیب 11/33 و 38/8 بود. 9/8 از آزمودنی­ها دارای تحصیلات فوق لیسانس و بالاتر، 1/34 درصد لیسانس، 43 درصد دیپلم و تحصیلات 4/9 درصد راهنمایی و پایین­تر بود. از ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی همبستگی  بین متغیرها، از رگرسیون گام به گام برای بررسی ضریب همبستگی چندگانه بین قدردانی، تعهد و صمیمیت، رضایت جنسی، تلاش برای خشنودی یکدیگر، توافق بر سر موضوعات اساسی و حمایت متقابل و سلامت ازدواج و از ضرایب تأثیر بین متغیرها جهت تعیین بهترین پیش­بینی کننده­ها (مهمترین عوامل تاثیرگذار) استفاده شد. جدول 1، همبستگی بین متغیرهای پژوهش را نشان می­دهد.

جدول 1: همبستگی بین متغیرها و ازدواج موفق

همبستگی دومتغیره

 

1

2

3

4

5

6

7

8

1.قدردانی

1

 

 

 

 

 

 

 

2.تعهد

0/679**

1

 

 

 

 

 

 

3.صمیمیت

0/717**

0/714**

1

 

 

 

 

 

4.رضایت جنسی

0/590**

0/578**

0/683**

1

 

 

 

 

5.تلاش برای خشنودی

0/687**

0/671**

0/705**

0/614**

1

 

 

 

6.توافق سر موضوعات

0/675**

0/624**

0/664**

0/537**

0/595**

1

 

 

7.حمایت متقابل

0/758**

0/767**

0/756**

0/607**

0/668**

0/705**

1

 

8.سلامت ازدواج

0/834**

0/812**

0/857**

0/790**

0/830**

0/825**

0/876**

1

(05/0*P< و 01/0**P<)

نتایج جدول 1 نشان می دهد که ازدواج موفق با تمامی عوامل زوجی مورد مطالعه در این پژوهش دارای ارتباط معناداری است. در ادامه، مهمترین عوامل زناشویی موثر بر سلامت ازدواج در خلال 7 گام با استفاده از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام استخراج شدند و بیشینه ضریب همبستگی چندگانه محاسبه شد.(جدول 2)

جدول 2: خلاصه مدل برای پیش بینی ازدواج موفق

 

گام

 

پیش بین

ضریب همبستگی چندگانه (R)

ضریب تعیین (R2)

خطای براورد

F

 

 

 

معناداری

1

قدردانی

0/584

0/34

0/686848

2795/757

000/0

2

قدردانی و تعهد

0/625

0/39

0/621315

2006/392

000/0

3

قدردانی، تعهد و صمیمیت زناشویی

0/684

0/46

0/589135

1588/259

000/0

4

قدردانی، تعهد و صمیمیت و رضایت جنسی

0/703

0/49

0/579441

1254/227

000/0

5

قدردانی، تعهد و صمیمیت، رضایت جنسی و تلاش برای خشنودی یکدیگر

0/748

0/55

0/575482

1024/825

000/0

6

قدردانی، تعهد و صمیمیت، رضایت جنسی، تلاش برای خشنودی یکدیگر وتوافق

0/761

0/57

0/574131

860/314

000/0

7

قدردانی، تعهد و صمیمیت، رضایت جنسی، تلاش برای خشنودی یکدیگر، توافق و حمایت متقابل

0/768

0/59

0/573245

741/018

000/0

 

نتایج جدول 2 نشان می­دهد که با توجه به معناداری F ضریب همبستگی چندگانه معنادار است و نشان از ارتباط معنادار و قدرتمند 7 عامل زناشویی  با سلامت ازدواج دارد. علاوه ­براین، معناداری آماره F در این مدل، نشان می­دهد که مدل پیش­بینی سلامت ازدواج توسط 7 عامل زوجی، مدل مناسبی برای برازش دادن داده­ها در این زمینه است و در کل، این 7 عامل قادر به تبیین (پیش­بینی) 59 درصد از واریانس (تغییرات) میزان سلامت ازدواج در  زوج­ها می­باشد. در نهایت، جدول 3، ضرایب رگرسیون، ضرایب بتا و معناداری این ضرایب را به عنوان نقش پیش­بینی کننده هفت متغیر پیش­بین استخراج شده در تحلیل رگرسیون گام به گام نشان می­دهد.(گام آخر)

جدول 3: ضرایب رگرسیون عوامل زناشویی موثر بر ازدواج موفق

متغییر

ضریب رگرسیون (B)

خطای معیار

ضریب تأثیر (β)

t

سطح معناداری

ثابت

1/260

0/085

 

14/832

0/0001

حمایت متقابل

0/091

0/005

0/384

18/464

0/0001

صمیمیت زناشویی

0/135

0/018

0/126

7/318

0/0001

قدردانی

0/121

0/012

0/168

9/957

0/0001

تعهد

0/083

0/014

0/100

5/921

0/0001

تلاش برای خشنودی هم

0/020

0/005

0/081

4/393

0/0001

رضایت جنسی

0/096

0/021

0/078

4/667

0/0001

توافق سر موضوعات اساسی

0/040

0/013

0/051

3/102

0/0001

معناداری آماره t در جدول 3 نشان­دهنده این است که همه 7 متغیر پیش­بین، تأثیر آماری معناداری در تبیین  ازدواج موفق دارد. همچنین، میزان ضریب رگرسیون معیارشده یا ضریب تأثیر (ضریب بتا) نیز نشان می­دهد که از بین 7 متغیر پیش­بین استخراج شده از روش رگرسیون گام­به­گام به ترتیب: حمایت­گری متقابل، صمیمیت، قدردانی، تعهد، تلاش برای خشنودی یکدیگر، رضایت جنسی و توافق بر سر موضوعات اساسی،  مهمترین عوامل موثر بر  ازدواج موفق هستند.

بحث و نتیجه­گیری

پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش پیش­بین عوامل زناشویی موثر بر ازدواج موفق صورت گرفت. برای رسیدن به این هدف 7 عامل زناشویی شامل حمایت­گری متقابل، صمیمیت، قدردانی، تعهد، تلاش برای خشنودی یکدیگر، رضایت جنسی و توافق سر موضوعات اساسی به عنوان متغیر پیش­بین وارد معادله شدند. در گام نخست تحلیل داده­ها نشان داد که عوامل مذکور قادر به تبیین (پیش­بینی) 59 درصد از واریانس  ازدواج موفق است. در تحلیلی جزئی­تر مشخص شد که حمایت­گری متقابل، صمیمیت، قدردانی، تعهد، تلاش برای خشنودی یکدیگر، رضایت جنسی و توافق بر سر موضوعات اساسی  به ترتیب مهمترین عوامل زناشویی در ازدواج موفق هستند؛ به این صورت که با افزایش این عوامل، به همان میزان احتمال شکل دادن به یک ازدواج موفق فزونی می یابد و برعکس. این یافته­ها با نتایج مطالعات وروف، یانگ و کُن[25](2000)، گاتمن و لونسون[26](2002)، میرز، ماداتهیل و تینگل(2005)، آماتو وچیدال(2008)، یولکر(2008)، اینگرام(2010) ، دونگ و ژایو(2010)، کوترلا، دایر و استلزر[27](2010: 820)، آماتو و کیس[28](2011: 44)، کریمی­ثانی و همکاران(1392) و فتحی آشتیانی  و احمدی(1383) همسوست.

این یافته­ها بیانگر این واقعیت علمی است که تعاملات زناشویی، بستر بسیار مهمی برای شکل­دهی خانواده سالم است و در مقایسه با سایر عوامل اثرگذار، نقش منحصر به فرد و تعیین­کننده ای ایفا می­کند و سنگ­بنای سلامت خانواده است.(گریف[29]، 2000 و اولسون و لارسون[30]، 2007) بر اساس نتایج این مطالعه، قدردانی، تعهد متقابل، صمیمیت، توافق بر سر موضوعات اساسی، حمایت­گری متقابل، تلاش برای خشنودی یکدیگر و رضایت جنسی تعیین­کننده­های رابطه زوجی موفق شناخته می­شوند. بر این اساس هر چقدر زن و شوهر در روابط خود بیشتر قدردان یکدیگر باشند، نسبت به یکدیگر و رابطه­شان تعهد داشته باشند، برسر مسائل اساسی زندگی با یکدیگر توافق بیشتری نشان دهند، برای خشنودی یکدیگر تلاش کنند، رفتارهای حمایتی و صمیمانه بیشتری در پیش گیرند و به کم و کیف روابط جنسی خود اهمیت دهند، ازدواج آنها از موفقیت بیشتری برخوردار است.

از دیگر یافته­های قابل توجه این مطالعه آن بود که در بین متغیر­های رابطه زوجی، حمایت متقابل زوج از یکدیگر از بالاترین سهم در ازدواج سالم برخوردار است؛ به گونه­ای که این متغیر به تنهایی قادر به     پیش­بینی 34 درصد از سلامت ازدواج است. این یافته ضمن همخوانی با نتایج مطالعات وروف، یانگ و کُن(2000) و کریمی ثانی و همکاران(1389) با مطالعه اولسون، اولسون و لارسون(2008) که در آن عامل ارتباط بالاترین سهم را در ازدواج سالم ایفا می­کند، همخوانی ندارد. آنها به ترتیب اهمیت ارتباط و صمیمیت را به عنوان  ملاک­های اول ازدواج­های موفق در زوج­های آمریکایی مطرح می­کنند. این تفاوت می­تواند به خوبی نقش اثرگذار بافت فرهنگی و اجتماعی را منعکس کند. در بافت فرهنگی ایرانی آنچه برای استحکام رابطه زوجی مهمتر به نظر می­رسد، حمایت متقابل زن و شوهر از یکدیگر است، در حالی که در بافت فرهنگی زوج­های امریکایی، ارتباط نقش اصلی و  اولویت اول را دارد. در تبیین این یافته   می­توان گفت که حمایت از جانب همسر به هنگام مواجهه با اتفاقات استرس­زا، به کارآیی و سلامت رابطه زوجی کمک می کند. زوج­هایی که سطح بالایی از حمایت را از سوی همسر خود تجربه می کنند، رضایت زناشویی بالاتری را نشان می دهند و پیامدهای طولی بهتری را در مقایسه با سایر زوج­ها در ازدواج تجربه می­کنند. این مهم بیانگر این واقعیت است زمانی که حمایت همسر به حساب آورده می­شود، حمایت سایر افراد  نقشی در پیش بینی سلامتی و درماندگی فرد ایفا نمی­کند.(بروک و لاورنس[31]،  2008: 13)

قدردانی، ارج نهادن به تلاش­های یکدیگر است، چرا که هیچ کس همانند همسر و والدین  نمی­تواند نیازهای عاطفی و مادی افراد را برآورده سازد. نکته قابل توجه این است که قدردانی زن و شوهر از یکدیگر، علاوه بر تشویق رفتارهای مثبت، افزایش صمیمیت آنها را به دنبال دارد. این یافته با نظریه تبادل اجتماعی که پیشنهاد می­کند تبادلات اجتماعی مثبت با کیفیت کلی رابطه مرتبط است، همخوانی دارند. قدردانی در افزایش نزدیکی و میزان صمیمیت زن و شوهر موثر است.(احمدی، آشتیانی و عرب­نیا، 1385) هنگامی که زوج درگیر مسائل و مشکلات مرتبط با نقش­های مختلف خود هستند، توجه کمتری بر    جنبه­های مثبت ازدواج خود دارند. مهمترین روش برای بازگرداندن توجه زوج از جنبه­های منفی به    جنبه­های خوشایند و مثبت رابطه زوجی، تشکر و قدردانی از یکدیگر در قبال پرداختن به تکالیف روزمره زندگی است.(فاطیما و اجمل[32]، 2012)

توافق زوجین در مورد مسائل مهم زندگی مانند اهدف زندگی، شیوه زندگی، چگونگی تربیت فرزند، تصمیم­گیری­های مالی، شغلی و تحصیلی از دیگر دلایل زوجی تعیین­کننده ازدواج موفق بود. این توافق نقش بسیار مهمی در انسجام رابطه زوجی و خانوادگی دارد ، چرا که موجب می­شود زن و شوهر مانند یک تیم عمل کنند و  از مشارکت و تعامل مشترک بیشتری برخوردار باشند. این مهم موجب نزدیکی بیشتر آنها می­شود و آنها زمان­های بیشتری را برای با هم بودن، بیان دغدغه­ها و نگرانی­ها، صمیمیت فیزیکی و    روان­شناختی و فعال شدن مکانیسم­های حمایتی پیدا می­کنند.(خدادادی سنگده و همکاران، 1393؛ کریمی ثانی و همکاران، 1392)  ازدواج­هایی که در آنها توافق حاکم است، رابطه والدی- فرزندی گرم و مثبت است و احتمال بیشتری وجود دارد که پدر و مادر نقش­های مشابه، شراکت و همکاری متقابل داشته باشند، زیرا برای یک زوج بعید است که زن و شوهر خوبی نباشند و بخواهند والدین با کفایتی باشند.(احمدی، آزاد مرزابادی و ملازمانی، 1384: 142)

طبق نتایج این مطالعه تعهد متقابل و رضایت جنسی زوج، نقش معناداری در ازدواج سالم و سلامت رابطه زوجی ایفا می­کند. تعهد[33] میزان تمایل فرد برای ادامه  رابطه زوجی خود تعریف می­شود. به بیان دیگر، تعهد نشان دهنده این است که فرد چگونه و به چه میزان به رابطه زناشویی خود و اهدافی که برای زندگی در نظر گرفته ­است، اهمیت می­دهد.(هاروی[34]، 2005) با اینکه تعهد یکی از عوامل اساسی برای رسیدن به ثبات زناشویی و موفق شدن در این رابطه محسوب می­شود، اما از آنجایی که کیفیت رابطه جنسی از دیگر   جنبه­های رابطه زوجی تاثیر می­پذیرد و در عین حال اثر می­گذارد، بنابراین کیفیت این رابطه نیز می­تواند مقیاس مناسبی برای سنجش سلامت ازدواج محسوب می­شود. رضایت داشتن زوج از رابطه جنسی، شاخصی مناسب برای ثبات ازدواج و خرسندی از آن محسوب می­شود و زوج­هایی که ارتباط عاطفی خوبی با هم دارند، رابطه فیزیکی و عاشقانه بیشتری را نشان می­دهند(لانگ و یانگ، 2007).  بیشتر     زوج­هایی که رضایت جنسی بیشتری دارند، میزان بالاتری از رضایت کلی از رابطه زناشویی و سلامت خانوادگی را از خود نشان می­دهند.(کوترلا، دایر و استلزر، 2010) بنابراین منطقی به نظر می­رسد که این دو عامل در موفقیت رابطه زوجی، نقش معنادار ایفا کنند.

اما آنچه که این یافته­ها را از مطالعات قبلی متمایز می­کند، شناسایی عوامل موثری است که به خوبی اثرات فرهنگ و بافت اجتماعی را بر زندگی خانوادگی نشان می­دهد. تلاش برای خشنودی یکدیگر و توافق و قدردانی از همسر، در زمره  رفتارهایی است که در بافت فرهنگی کشورما بر رضایت طرفین از یکدیگر بسیار موثر است. این عوامل حاوی معناهای ارزشمندی است و بیانگر حاکم بودن فرهنگ جمع­گرایی و ارزش­هایی چون ایثار و از خود گذشتگی  و دور بودن از فرهنگ فردگرایی است. این قبیل رفتارها در این بافت خانواده محور بر خلاف سایر بافت­های اجتماعی که رضایت و لذت فردی در آن از  اهمیت بیشتری برخوردار است، بار ارزشی و معنایی متفاوتی به دنبال دارد. این قبیل تعاملات، زن و شوهر را به یکدیگر نزدیک می­کند، چرخه تعاملات مثبت و تقویت­کننده را ایجاد می­نماید، مکانیسم­های حمایتی آنها را فعال نگه می­دارد و اثرات انکارناپذیر و چشمگیری در سلامت روابط زوجی و در نهایت، کل نظام خانواده دارا می­باشد که در پژوهش­ها و دیدگاه­های کنونی خانواده و ازدواج کمتر مورد بررسی قرار گرفته­اند.

توافق زوج در مورد مسائل مهم زندگی مانند اهدف زندگی، شیوه زندگی، تصمیم­گیری­های مالی، شغلی و تحصیلی نقش بسیار مهمی در انسجام رابطه زوجی داشته است، چرا که موجب می­شود زن و شوهر مانند یک تیم عمل کنند و از مشارکت و تعامل مشترک بیشتری برخوردار باشند- این مهم، موجب نزدیکی بیشتر آنها می­شود. بنابراین، این رفتارها در چهارچوب ازدواج باعث می­شود که زن و شوهر  ادراک بیشتری از نزدیک بودن، اهمیت داشتن و احساس محبت و دوست داشته­شدن را تجربه کنند و این وضعیت در افزایش احساس ارزشمندی بسیار موثر است و قالب رابطه زوجی را صمیمانه­تر و جذاب­تر می­کند.(فاطیما و اجمل، 2012؛ احمدی، آشتیانی و عرب­نیا، 1385) نکته قابل توجه این است که قدردانی زوج از یکدیگر و تلاش برای خشنودی متقابل، علاوه بر تشویق رفتارهای مثبت، افزایش صمیمیت آنها را به دنبال دارد. این دو رفتار در افزایش میزان صمیمیت زوجی کارآمد است و صمیمت در خانواده، با افزایش رضایت از زندگی، سلامت عمومی و سازگاری در شرایط فشارزا در زن و شوهر و سایر اعضای خانواده ارتباط دارد.(اولسون و لارسون، 2007 و اولیو، جیمنز و پارا[35]، 2009: 139)

خلاصه آن که این مطالعه نشان داد که هر قدر زن و شوهر در روابط خود رفتارهای حمایتی و صمیمانه بیشتری نشان دهند، بیشتر قدردان همدیگر باشند، نسبت به یکدیگر و رابطه­شان تعهد داشته باشند، برای خشنودی یکدیگر تلاش کنند، به کم و کیف خرسندی از روابط جنسی خود اهمیت دهند و بر سر مسائل اساسی زندگی با یکدیگر تواق داشته باشند، به همان میزان ازدواج آنها و در نهایت، سیستم خانوادگی آنها از کارایی وموفقیت بیشتری برخوردار است.

بنا بر این نتایج، راهکارهایی از قبیل توجه بیشتر به انجام پژوهش­ در حوزه سلامت ازدواج به جای پرداختن به آسیب­ها و ناکارآمدی­ها، آموزش جوانان و زوج­ها در زمینه عوامل شناسایی شده، در نظر گرفتن و پرداختن به این عوامل در مشاوره زناشویی و خانواده جهت استحکام بخشی رابطه زناشویی و توجه به ابزارها و مدل­های بومی برای هرگونه مداخله و تصمیم­گیری در بحث ازدواج پیشنهاد می گردد. همچنین، لازم است که زوج­ها از همان ابتدای ازدواج و حتی پیش از ازدواج، به جای توجه به مسائل کم اثر به این عوامل که نقش پر رنگ و معناداری در موفقیت ازدواج ایفا می­کنند، بپردازند که این مهم، مستلزم شناساندن و مهارت آموزی به زوج­ها از سوی نهادهای رسمی و غیر رسمی است.

 این پژوهش به نوبه خود با محدودیت­هایی نیز رو به رو بود. نمونه مورد مطالعه از طبقات مختلف اجتماعی- اقتصادی شهر تهران بودند و تعمیم این نتایج به همه خانواده­های ایرانی مستلزم رعایت احتیاط است. خودگزارشی بودن ابزار جمع آوری اطلاعات از محدودیت­های قابل توجه است. از سوی دیگر، ازدواج موفق می­تواند از عوامل و متغیرهای بی شمار دیگری متاثر باشد که در این پژوهش به آنها پرداخته نشده است. با این حال، اطلاعات حاصل از این پژوهش می­تواند دستمایه پژوهش­های دیگر در این زمینه قرار گیرد تا افق­های روشن دیگری پیرامون ازدواج موفق گشوده شود.

  • احمدی، خدابخش؛ فتحی آشتیانی، علی و عرب­نیا، علی­رضا (1385) "بررسی رابطه بین تقیدات مذهبی و سازگاری زناشویی". فصلنامه خانواده پژوهی. 2(5): 55-67.
  • احمدی، خدابخش؛ آزاد مرزآبادی، اسفندیار  و ملازمانی، علی(1384) "بررسی وضعیت ازدواج و سازگاری زناشویی در بین کارکنان سپاه". مجله طب نظامی. 7(2): 141-152.
  • بنی­جمال، شکوه السادات؛ نفیسی، غلامرضا  و یزدی، سیده منور( 1383) "ریشه­یابی علل از هم پاشیدگی خانواده­ها در رابطه با ویژگی­های روانی اجتماعی دختران و پسران قبل از ازدواج". مجله علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز. 1(2): 143-170.
  • بورگ، والتر؛ گال، جویس و گال، مردیت(1393) روش­های تحقیق کمی و کیفی در علوم تربیتی و روان­شناسی. ترجمه جمعی از مترجمان. تهران: نشر سمت و دانشگاه شهید بهشتی
  • خدادادی سنگده، جواد(1393) "شناسایی و سنجش شاخص­های سلامت خانواده و ارائه مدل خانواده سالم مبتنی بر بافت فرهنگی و اجتماعی". رساله دکتری مشاوره، دانشکده روان­شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی.
  • خدادادی سنگده، جواد؛ نظری، علی محمد؛ احمدی، خدابخش و حسنی، جعفر(1393)"شناسایی شاخص­های ازدواج موفق: مطالعه­ای کیفی و اکتشافی". فصلنامه مطالعات راهبردی وزارت ورزش و جوانان. 25:9-24.
  • فتحی آشیانی، علی و احمدی، خدابخش(1383) "بررسی ازدواج­های موفق و ناموفق در بین دانشجویان". دانشور رفتار. 11(7): 16-9.
  • کریمی­ثانی، پرویز؛ اسمعیلی، معصومه؛ فلسفی­نژاد، محمد رضا؛ شفیع­آبادی، عبدالله؛ فرحبخش، کیومرث و احیائی، کبری(1392)" تدوین محتوای مشاوره قبل از ازدواج بر مبنای شناسایی عوامل و مهارت­های معنوی و اخلاقی پیش­بینی کننده ازدواج موفق در بین زوج­های تبریز". زن و مطالعات خانواده. 2(7): 132-121.
    • Amato, P.R, & Keith, B. (2011) "Parental divorce and Adult well-being: A Meta- Analysis". Journal of Marriage and Family. 53(1):43-58.
    • Amato, P.R, & Cheadle, J.E.(2008) "Parental Divorce, Marital Conflict and Children's Behavior Problems: A Comparison of Adopted and Biological Children". Social Forces. 86(3),1139-1161
    • Amato, P.R, Loomis, LS, Booth A. (2005) "Parental Divorce, Marital Conflict, and Offspring Well-Being during Early Adulthood". Social Forces.73: 895-915.
    • Brock, R.L., & Lawrence, E. (2008) "A longitudinal investigation of stress spillover in marriage: Does spousal support adequacy buffer the effects?". Journal of Family Psychology. 22(1), 11–20.
    • Carr, A. (2006) Family therapy: concept, process and practice. London: Wiley
    • Dong, Z.Y., & Xiao, C.D. (2010) "Impact factors of Chinese middle-aged group’s marital satisfaction: An analysis based on economic model". Techno economics & Management Research. 1, 97–101.
    • Elgar, F.J., Craig, W., & Trites, S.(2012) "Family Dinners, Communication, and Mental Health in Canadian Adolescents". Journal of Adolescent Health.4, 1-6.
    • Fatima, M., & Ajmal., A.(2012)  "Happy Marriage: A Qualitative study". Pakistan Journal of Social and Clinical Psychology. 9(2):37-42.
    • Gottman, J. M., & Levenson, R. W. (2002) "Generating hypotheses after 14 years of marital follow up: Or how should one speculate?". A reply to Dekay, Greeno, and Houck. Family Process. 40, 105-110.
    • Gottman, J. M., & Notaries, C. I. (2002) "Marital research in the 20th century and a research agenda". Family Process. 55, 159-197.
    • Greeff, A. P., & Malherbe, L.(2001) "Intimacy and marital satisfaction in spouses". Journal of Sex & Marital Therapy. 27(3), 247-257.
    • Harway, M.(2005)  Handbook of  Couples Therapy . John Wiley & Sons, Inc., Hoboken, New Jersey
    • Hazan, C., & Shaver, P. R. (1994) "Deeper into attachment theory". Psychological Inquiry. 5, 68–79.
    • Ingram, J.R.(2010) Money stories of successful long-term married couples. Pro Quest   Dissertations and Theses. Texas woman’s university.
    • Kotrla, K., Dyer, P., & Stelzer, K. (2010) "How clergy sexual misconduct happens: A qualitative study of first-hand accounts". Journal of the Scientific Study of Religion. (48)4, 817-824.
    • Long, L.L., & Young, M.E.(2007) Counseling and Therapy for Couples. Thomson: BROOKS/COLE.
    • Markman, H. J. (1991) "Constructive marital conflict is NOT an oxymoron". Behavioral Assessment. 13, 83-96.
    • Mott, F.L., Kowalaeski-Jones, L., & Menaghan, E.G.(2002) "Paternal Absence And Child Behavior: Does Children’s Gender Make A Difference?". Journal ofMarriage and the Family. 59, 103-118.
    • Myers, J.E., Madathil, J., & Tingle, L.R.(2005) "Marriage satisfaction and wellness in India and the U.S.: A preliminary comparison of arranged marriages and marriages of choice". Journal of Counseling and Development. 83: 183-190.
    • Oliva A, Jimenez J M, Parra A.(2009) "Protective effect of supportive family relationships and the influence of stressful life events on adolescent adjustment". Anxiety, Stress and Coping.22:137-2
    • Olson, D. H., & Larson, P. J.(2007) Correlation of husband and wife on ENRICH scales. Minneapolis, MN: Life Innovations.
    • Olson, D. H., Larson, P. J. & Olson-Sigg, A. (2009) "couple checkup: Tuning Up relationships". Journal of Couple & Relationship Therapy. 8: 129-142.
    • Schramm, D. G., Marshall, J. P., HarrIs, V. W., & Lee, T. R. (2012) "Religiosity, homogamy and marital adjustment: An examination of newlyweds in first marriages and remarriages". Journal of Family Issues. 33, 8567-1571
    • Ulker, A. (2008) "Mental health and life satisfaction of young Australians: The role of family background". Australian Economic Papers. 2, 199-218.