سبک‌های دلبستگی، تنظیم هیجان و ملاک‌های انتخاب همسر در دانشجویان مجرد دانشگاه خوارزمی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد، روانشناسی عمومی، دانشگاه خوارزمی(نویسنده مسئول) E-mail:Vida_therasmus2000@yahoo.com

2 دانشیار، دانشگاه خوارزمی

3 دانشجوی کارشناسی ارشد، روانشناسی عمومی، دانشگاه خوارزمی

چکیده

یکی از دغدغه های مهم زندگی هر فرد، انتخاب همسر است. انتخاب همسر و معیارهای مربوط به آن، به عنوان عوامل بنیادی در ایجاد یک فضای گرم و صمیمی که زمینه ساز رشد و پیشرفت جامعه است، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. با توجه به اهمیت موضوع، هدف این پژوهش بررسی رابطه بین   سبک­های دلبستگی و تنظیم ­هیجان با ملاک­های انتخاب همسر در دانشجویان مجرد دانشگاه خوارزمی بود.روش تحقیق در این پژوهش، از نوع همبستگی است. جامعۀ این پژوهش را تمامی دانشجویان دختر و پسر دورۀ کارشناسی دانشگاه خوارزمی تهران (در سال تحصیلی 93-92 که مجموعاً 5160 دانشجو بودند) تشکیل می دادند. از این جامعه، 250 دانشجوی دختر و پسر مجرد (125 پسر و 125 دختر) به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند­مرحله­ای انتخاب و سپس پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (کولینز و رید،1990)(95/0=آلفای کرونباخ)، خرده مقیاس تنظیم­هیجانی (شات و همکاران، 1998)(88/0=آلفای کرونباخ) و ملاک­های انتخاب همسر (فراهانی و عابدی، 1385)(80/0> آلفای کرونباخ) را تکمیل نمودند. در فرآیند گردآوری داده­ها، پژوهشگر پس از کسب رضایت و توضیح فرآیند پژوهش به شرکت کننده­ها، پرسشنامه­ها را بین آنها توزیع می­کرد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها در دو بخش توصیفی و استنباطی، از روش همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که تنظیم هیجان و سبک دلبستگی ایمن با مولفه­های انتخاب همسر  وظیفه­شناسی، برون­گرایی و عینی ارتباط مثبت معنادار داشتند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که تنظیم هیجان و سبک دلبستگی دوسوگرا- اضطرابی می­توانند 23 درصد از واریانس ملاک وظیفه شناسی را تبیین کنند. تنظیم هیجان، دلبستگی دوسوگرا- اضطرابی و دلبستگی اجتنابی می­توانند 25 درصد از واریانس ملاک برون­گرایی انتخاب همسر را تبیین کنند و سبک­های دلبستگی دوسوگرا- اضطرابی، اجتنابی و ایمن می­توانند 17 درصد از واریانس ملاک عینی انتخاب همسر را تبیین نمایند. همچنین، نتایج آزمون t مستقل نشان داد دو گروه دختر و پسر از لحاظ ملاک انتخاب همسر وظیفه شناسی تفاوت دارند.بدین ترتیب، براساس نتایج این پژوهش می­توان در مشاوره­های قبل از ازدواج با تعیین سبک دلبستگی و تنظیم هیجان افراد، ملاک­های انتخاب همسرشان را پیش­بینی کرد.

کلیدواژه‌ها


سبک­های دلبستگی، تنظیم هیجان و ملاک­های انتخاب همسر در دانشجویان مجرد دانشگاه خوارزمی

 

فرانک غفوری اصل[1]

محمدحسین عبداللهی[2]

محسن امیری[3]

تاریخ دریافت مقاله: 19/8/1393

                                                                                                                     تاریخ پذیرش مقاله:18/10/1393

 

مقدمه

   یکی از دغدغه های مهم زندگی هر فرد انتخاب همسر است. انتخاب همسر و معیارهای مربوط به آن، به عنوان عوامل بنیادی در ایجاد یک فضای گرم و صمیمی که زمینه ساز رشد و پیشرفت جامعه است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است(عابدی، 1386).

   انتخاب همسر از زمانی که داروین در سال 1871 در مورد انتخاب جنسی نوشته، یکی از موضوعات مورد توجه زیست­شناسان بوده است؛ با این حال تا سال 1998 که تحقیقات شکل منظم­تری یافته، انتخاب همسر در انسان خیلی به ندرت مورد تحقیق قرار گرفته است (مثل هیل[4]، 1945؛ مگنیز[5]، 1958؛ وکیل[6]، 1973). این احتمال که در واقع راهبردهایی برای انتخاب همسر در انسان وجود دارد، در طول سال­ها در بسیاری از فرهنگ­ها مطرح شده و در بیانات حکیمانه­ گوناگونی به کار رفته است(پدیادیتاکیس[7]، 1997).

   پاره ای از تحقیقات (باس[8]، 1998؛ اشمیت[9]، 2003) در انتخاب همسر به تفاوت­های جنسی اشاره کرده و برخی دیگر (میلر[10]، 2002) مردان و زنان را در انتخاب همسر مشابه دانسته و تفاوت­های جنسی را گزارش نکرده اند. در بین تحقیقاتی که تفاوت­های جنسی در انتخاب همسر را مطرح می­سازند، مسئله مهم چگونگی تعبیر و تفسیر این تفاوت­ها می­باشد. بعضی بر اساس دیدگاه تکاملی[11] (باس و بارنس[12]، 1986؛ کنریک[13] و تروست[14]، 1993) یا نظریه راهبردهای جنسی[15] (باس و اشمیت، 1993) این تفاوت­ها را به تفاوت­های زیستی نسبت داده اند و برخی دیگر طبق نظریه نقش اجتماعی[16] (ایگلی[17] و وود[18]، 1999؛ ایگلی و وود، 2002) تفاوت­ها را به نقش­های اجتماعی ربط می­دهند.

از سوی دیگر، ویژگی­های بهنجار و نابهنجار روابط بین­شخصی به گونه­ای عمیق از سبک دلبستگی[19] اشخاص تاثیر می­پذیرند (حیدری و اقبال، 1390؛ بشارت و همکاران، 1382). بنابراین، ازدواج نیز که در زمره­ پیچیده­ترین روابط انسانی است (میرمحمد صادقی، 1384) می­تواند از سبک­های دلبستگی تاثیر پذیرد. تلفیق چندین نظریه در مورد تاریخ زندگی (لاو[20]، 1998؛ نقل از اشمیت، 2005) و نظریه دلبستگی (بالبی[21]، 1969) اشاره دارند به اینکه تجربیات دوران کودکی، راهبردهای انتخاب همسر در بزرگسالی را تحت تاثیر قرار می­دهند (بلسکی[22]، 1999؛ چیشولم[23]، 1996؛ دراپر[24] و هارپندینگ[25]، 1988؛ نقل از اشمیت، 2005). در واقع، دلبستگی، نگهدارنده نزدیکی متقابل بین دو فرد در تمام مراحل زندگی است (خانجانی، 1384). اگرچه سبک دلبستگی فرد در سال­های اولیه زندگی شکل می­گیرد، ولی در تمام طول عمر تداوم می­یابد و ابعاد مختلف زندگی فرد از جمله روابط صمیمانه، عشق و ازدواج و چه بسا همسازی زناشویی وی را تحت تاثیر خود قرار می­دهد(هازان و شیور[26]، 1987؛ سیمپسون[27] و همکاران، 1992).

   شواهد بسیاری ثابت می­کنند که افراد دارای مهارت هیجانی، یعنی کسانی که احساسات خود را به خوبی می­شناسند و آنها را تنظیم می­کنند و احساسات دیگران را نیز درک و به طرز اثر­بخشی با آن برخورد     می­کنند، در حوزه­های مختلف زندگی، موفق و کارآمد می­باشند و صاحب­نظران و پژوهشگرانی که به بررسی و مطالعه علمی هوش هیجانی می­پردازند، معتقدند که هوش هیجانی می­تواند کاربردها و تاثیرات مهمی بر فعالیت­های گوناگون آدمی همچون: رهبری و هدایت دیگران، زندگی شغلی، زندگی خانوادگی و زناشویی، تعلیم و تربیت، سلامت روانی و... داشته باشد (یاریاری، مرادی و یحیی زاده، 1386). ولی یکی از جنبه­هایی که هوش هیجانی تاثیر فوق العاده­ای بر موفقیت در آن دارد، ازدواج و زندگی زناشویی است؛ به عبارتی، اگر زمینه­ای باشد که هوش هیجانی در آن اهمیت دارد، آن زمینه ازدواج است، زیرا بنیاد و اساس رضایت از روابط، به توانایی فهم و کنترل هیجانات بستگی دارد و جزء مهمی از رضایت زناشویی، آگاهی فرد از هیجانات همسرش و احترام به آن هیجانات است (یاریاری، مرادی و یحیی زاده، 1386). با توجه به مطالب مطرح شده، هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه سبک­های دلبستگی و تنظیم­هیجان با ملاک­های انتخاب همسر در دانشجویان مجرد دانشگاه خوارزمی بود و سوال­های تحقیق به قرار زیر بودند:

  1. آیا تنظیم هیجانی با ملاک­های انتخاب همسر همبستگی دارد؟
  2. آیا سبک­های دلبستگی با ملاک­های انتخاب همسر همبستگی دارد؟
  3. آیا سبک­های دلبستگی و تنظیم هیجان می­توانند با هم ملاک­های انتخاب همسر را پیش بینی کنند؟
  4. آیا مردان و زنان از لحاظ ملاک­های انتخاب همسر با هم تفاوت دارند؟

 

دیدگاه تکاملی و نظریه راهبردهای جنسی، تفاوت­ها را بر اساس تفاوت­های زیستی- تولیدمثلی بررسی کرده است. بر اساس این نظریه، هر جنس با مشکلات منحصر به فردی در تولید مثل موفق رو به رو     می­شود. زنان و مردان از نظر مسئولیت در قبال فرزند، ظرفیت تولید مثل[28]، رفتار پدرانه[29] در مقابل رفتار مادرانه[30] متفاوت­اند و برای مقابله با این موارد، راهبردهای متفاوتی را به کار می­برند. مردان نسبت به زنان سلول­های جنسی بیشتری تولید می­کنند و مسئولیت کمتری در مورد فرزندان دارند. بنابراین، آنان تمایل بیشتری به داشتن ارتباطات کوتاه مدت دارند و تعداد ارتباط آنان با غیر همجنس نسبت به زنان بیشتر است (باس، 1998 به ویرایش پروین[31] و کوپر[32]، 1998). نکته دیگر در دیدگاه تکاملی این است که مردان تاکید بیشتری نسبت به زنان بر زیبایی جسمی دارند، چرا که زیبایی با سن، سلامت و تناسب برای تولیدمثل ارتباط دارد. بر عکس، مسئولیت زنان در تولید فرزندانی که زنده بمانند خیلی زیاد است، زیرا دوران بارداری و پس از آن در برگیرنده تحمل زحمت و مراقبت بسیار است. مورد دیگر که این مسئولیت را افزایش می­دهد این است که زنان در تولید فرزندان نسبت به مردان محدودیت بیشتری دارند (باس، 1998، به ویرایش پروین و کوپر، 1998).

در این پژوهش ملاک­های انتخاب همسر در سه عامل مورد توجه قرار می­گیرد:

   عامل اول یا عامل وظیفه شناسی و تعهد: شامل خصوصیاتی درونی و فردی هستند که شناخت آنها نیاز به بررسی عمیق دارد و به سادگی صورت نمی­گیرد، مثل توانایی حل مسئله، با اعتماد به نفس، دارای انگیزه پیشرفت، وفادار و متعهد، دارای ثبات رای.

عامل دوم یا عامل برون­گرایی-درون­گرایی: صفاتی است که در ارتباط با دیگران بروز می­نمایند، مثل شاد و سرزنده، پرانرژی و فعال، هیجان طلب، بیانگر و باز، شوخ طبع، با گذشت، مهربان و صمیمی که در جوامع جمع­گرا که موفقیت فرد در ارتباط با دیگران و به خصوص خانواده همسر، نقش ارزنده­ای در موفقیت در روابط زناشویی دارد، عوامل مهمی در ملاک­های انتخاب همسر به نظر می­رسند.

عامل سوم یا عامل عینی: صفات عینی که اشاره به وضعیت و موقعیت فرد دارند و به راحتی قابل شناسایی می­باشند و در ایجاد جذابیت­های ابتدایی موثر هستند، مثل آینده اقتصادی خوب، جایگاه اجتماعی و تحصیلات. به نظر می­رسد این ویژگی­ها به خصوص در جوامع جمع­گرا که ادراک خود وابسته به دیگران بوده و خود در بافت اجتماع تعریف می­گردد، در ملاک­های انتخاب همسر مهم به شمار آیند (عابدی، 1386).

   میکولینسر و شیور (2003) پویایی[33] سیستم دلبستگی در بزرگسالی را نشان دادند و اظهار داشتند سیستم دلبستگی، یک وسیله ذاتی تنظیم­کننده است که برای شخصیت و رفتار بین­فردی، دارای کاربرد و پیامدهای مهمی است. افراد ایمن، اجتنابی و دوسوگرا، راهبردهای کاملاً متفاوتی را برای تنظیم عواطف و پردازش اطلاعات هیجانی[34] به کار می­برند (شیور، شاخنر[35] و میکولینسر[36]، 2005). سبک­های دلبستگی بر شیوه مدارا با استرس­ها و برخورد با وقایع تروماتیک و حوادث تهدیدکننده­ زندگی تأثیر دارند؛  به طوری که افراد دارای سبک دلبستگی ایمن، در مقایسه با سبک­های اجتنابی و دوسوگرا، در چنین شرایطی بهتر مقابله می­کنند و از سلامت روان بهتری برخوردارند (دیتوماسو[37]، برانن-مک نالتی[38]، راس[39] و برگس[40]، 2003؛ نقل از رحیمیان بوگر و همکاران، 1387؛ میکولینسر و شیور، 2003)  همچنین، از راهبردهای تعامل اجتماعی مثبت­تری نسبت به دو گروه دیگر استفاده می­کنند و تنظیم هیجانی بیشتری دارند (کراگنولا[41] و همکاران، 2011).

اشخاص دارای سبک دلبستگی ایمن، از آن دسته راهبردهای تنظیم هیجانی استفاده می­کنند که استرس را به حداقل می­رسانند و هیجان­های مثبت را فعال می­کنند (میکولینسر و شیور، 2004؛ لینلی[42] و ژوزف[43]، 2004). به علاوه، اشخاص دارای سبک­های دلبستگی نا­ایمن اجتنابی و دوسوگرا از آن دسته راهبردهای تنظیم هیجانی سود می­جویند که بر هیجان­های منفی تأکید دارند یا تجربه­های هیجانی را سرکوب می­کنند (اجتنابی) یا آنکه باعث می­شوند موقعیت­ها، استرس­زاتر تجربه شوند (میکولینسر و شیور، 2004). افراد اجتنابی در مورد صمیمیت و تعهد نگرانند. آنها تمایلی به مشارکت در روابط نزدیک ندارند و ترجیح       می­دهند به دیگران وابسته نشوند و نیاز به دلبستگی را تحت فشار استقلال و کنترل انکار می­کنند. افراد دوسوگرا اشتیاق زیادی برای صمیمیت دارند، در عین حال ترس از طرد را تجربه می­کنند. دوسوگراها نسبت به افراد ایمن و اجتنابی، از اعتماد به خود کمتری برخوردارند. این ویژگی­های آسیب­زای دلبستگی­های ناایمن زمینه را برای پیدایش و یا تداوم مشکلات و اختلال­های روان­شناختی فراهم می­سازند (بشارت و همکاران، 1391).

   تنظیم هیجان[44] به عنوان فرآیندِ آغاز، حفظ، تعدیل و یا تغییر در بروز، شدت یا استمرارِ احساس درونی و هیجانِ مرتبط با فرآیندهای اجتماعی- روانی و فیزیکی در به انجام رساندنِ اهداف فرد تعریف می­شود (ویمز و پینا[45]، 2010). در واقع، تنظیم­هیجانی تنها سرکوب هیجان­ها نیست، بلکه شخص نباید همیشه در یک حالت آرام و ساکن از برانگیختگی هیجانی قرار داشته باشد. در عوض تنظیم­هیجانی، شامل فرآیندهای نظارت و تغییر تجربیات هیجانی شخص است (تامپسون[46]، 1994؛ نقل از مهدوی حاجی، 1389). هیجانات دارای کیفیت بالایی هستند؛ به این صورت که می­توانند باعث واکنش مثبت یا منفی در افراد شوند. اگر متناسب با موقعیت و شرایط باشند باعث واکنش مثبت و در غیر این صورت باعث واکنش منفی می­شود. بنابراین، زمانی که هیجانات شدید می­شوند یا طولانی می­شوند و یا با شرایط سازگار نیستند، آن زمان نیاز به تنظیم کردن آنها لازم است (گروس[47]، 1998).

   اشخاصی که از سطوح بالاتر هوش­هیجانی (که تنظیم­هیجان از مولفه­های اصلی آن است) برخوردارند در مقایسه با افراد با هوش­هیجانی پایین، رضامندی زناشویی بیشتری را تجربه می‌کنند (شات و همکاران، 2001؛ نقل از فدوی، 1389). براساس برخی مطالعات، مؤلفه‌های هوش هیجانی (شامل تنظیم هیجان، ارزیابی و بیان هیجان و بهره برداری از هیجان) یک پیش‌بین عمده برای شاخص‌های بهزیستی روانی از جمله رضایت از زندگی و عملکرد بین­فردی محسوب می‌شوند (اکسترمرا و فرناندز[48]، 2005؛ واندیاس[49]، 2005). رهنما (1381) نشان داد که آموزش‌های حین ازدواج، تاثیری مثبت بر رضایت زناشویی دارد و بنابراین آموزش تنظیم­هیجان می­تواند به شکل­گیری ازدواجی موفق نایل شود.

   بنابر نتایج بعضی از پژوهش­ها (فنی و نولر، 1990؛ بشارت و همکاران، 1382)، دلبستگی ایمن با   ویژگی­های ارتباطی مثبت شامل صمیمیت و خرسندی، دلبستگی اجتنابی با سطوح پایین­تری از صمیمیت و تعهد و دلبستگی دوسوگرا با شور و هیجان و دل­مشغولی در مورد روابط- توأم با خرسندی کم- مرتبط است. اشخاص ایمن به راحتی روابط نزدیک برقرار می­کنند، تنش­های پیرامونی را به خوبی تحمل          می نمایند، قدرت بیان هیجان­های خود را دارند و در شرایط درماندگی به حمایت اطرافیان تکیه می­کنند. در این افراد، خصومت و اضطراب کمتر و انعطاف پذیری بیشتری دیده می­شود و از هماهنگی بیشتر با واقعیت برخوردارند.

   هاریسون گریر و لی آنی (1991، نقل از اکبرزاده عبدالجبار و همکاران، 1389) در تحقیقی با عنوان "سبک­های دلبستگی در روابط زناشویی"، سبک­های دلبستگی ترسناک یا بیمناک، منفصل، پریشان و ایمن را در افراد مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که سبک دلبستگی در بزرگسالی با متغیرهای رفتار دلبستگی و نگرش­ها، رضایت­مندی زناشویی، صمیمیت و مشکلات بین­فردی افراد مرتبط بود. همچنین، بنابر نتایج پژوهش­ها، دلبستگی ایمن با ویژگی­های ارتباطی مثبت شامل صمیمیت و خرسندی، دلبستگی اجتنابی با سطوح پایین­تری از صمیمیت و تعهد و دلبستگی دوسوگرا با شور و هیجان و         دل­مشغولی در مورد روابط، توأم با خرسندی کم، مرتبط است (فنی و نولر،1990). افراد اجتنابی بیش از دوسوگراها به پایان بخشیدن روابط تمایل نشان می­دهند (هازن و شیور، 1987؛ فنی و نولر،1990). در پی انحلال روابط پیشین، بازسازی روابط جدید نیز برحسب الگوی دلبستگی فرد متفاوت است. اجتناب گرها با ازمیان رفتن یک رابطه، کمتر از دوسوگراها مضطرب و پریشان می­شوند (سیمپسون[50]، 1990). گروه اخیر به سرعت به برقراری روابط جدید اقدام می­کنند (فنی و نولر، 1990).

   علاوه بر رشد مثبت طلاق، جامعه­ کنونی ما شاهد رشد آمارهای مربوط به جرایم و دعاوی خانوادگی نیز بوده است (موسوی چلک، 1383؛ نقل از میرمحمدصادقی، 1384). بنابراین، پژوهش در زمینه ملاک انتخاب همسر می­تواند امروزه که شاهد افزایش آمار طلاق (علیزاده، 1385) هستیم، از اهمیت ویژه برخوردار باشد و با توجه به اینکه ملاک­های انتخاب همسر می­توانند رضایت از زندگی را پیش­بینی کنند (وبر[51] و راچ[52]، 2012)، در نتیجه انتخاب همسری مناسب، یکی از مهم­ترین تکالیف دوران بزرگسالی است که می­تواند به ازدواجی پایدار توام با رضایت بیانجامد. نتایج پژوهش­های زیادی، استمرار و تداوم سبک دلبستگی را در چرخه زندگی تایید می­کنند (فریلی[53]، 2002؛ مین[54]، کاپلان[55] و کسیدی[56]، 1985؛ نافتل[57] و شیور، 2006؛ به نقل از رحیمیان بوگر و همکاران، 1387) و از آنجا که پژوهشگرانی مثل یو، ماتسوموتو و لیروکس[58] (2006) تنظیم هیجان­ها را مهم­ترین عامل پیش­بینی­کننده سازگاری مثبت دانسته­اند و با توجه به ارتباط مشاهده شده بین سبک­های دلبستگی و تنظیم و پردازش هیجانات (شیور، شاخنر و میکولینسر، 2005) و به دلیل خلاء وجود مطالعات، ضرورت و اهمیت مطالعه سبک دلبستگی و همچنین تنظیم هیجانات در انتخاب همسر احساس می­شود. در این پژوهش سوال اصلی این بود:

سبک­های دلبستگی و تنظیم هیجان با هم چه مقدار از واریانس ملاک­های انتخاب همسر را در دانشجویان دختر و پسر مجرد  دانشگاه خوارزمی پیش بینی می­کنند؟

روش شناسی پژوهش

   طرح پژوهش از نوع توصیفی (غیرآزمایشی) می­باشد و چون به کشف روابط بین متغیرها می­پردازد،    می­توان آن را از نوع پژوهش­های همبستگی دانست. جامعه­ پژوهش حاضر، تمامی دانشجویان دختر و پسری بودند که در سال تحصیلی 93-1392 در دانشگاه خوارزمی مشغول به تحصیل بودند و  تعدادشان 5160 نفر گزارش شد (دانشگاه خوارزمی، 1392). از بین این افراد، نمونه­ای به حجم 250 نفر (125 دختر و 125 پسر) دانشجوی مجرد دوره کارشناسی، به روش خوشه­ای چند مرحله ای انتخاب شدند. روش نمونه گیری به این صورت بود که ابتدا از میان دانشکده­های دانشگاه خوارزمی، 3 دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، روانشناسی و علوم تربیتی و علوم پایه به صورت تصادفی ساده انتخاب و  سپس از هر دانشکده  3 کلاس به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونۀ پژوهش انتخاب شدند. از بین افراد انتخاب شده 127 نفر مونث و 141 نفر مذکر بودند. جهت کاهش خطای واریانس، حجم دو گروه دختر و پسر برابر و 125 نفر در نظر گرفته شد. در فرایند گردآوری داده­ها، پژوهشگر پس از کسب رضایت و توضیح فرایند پژوهش به شرکت کننده­ها، پرسشنامه­ها را بین آنها توزیع می­کرد. در طول پاسخدهی شرکت کننده­ها، پژوهشگر حضور فعال داشت تا از بروز پاسخ های تصادفی جلوگیری نماید و در صورت لزوم به پرسش­های آنها پاسخ دهد. در نهایت، داده­های جمع­آوری شده با روش­های ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و آزمون t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

به منظور گردآوری اطلاعات در این پژوهش از سه پرسشنامه به شرح زیر استفاده شد:

  • ·         پرسشنامه ملاک های انتخاب همسر (فراهانی و عابدی، 1385)

   این پرسشنامه 38 ماده دارد که مشخص کننده سه عامل می­باشد. 15 ماده مربوط به عامل (اول)     وظیفه­شناسی، 13 ماده نشانگر عامل (دوم) برون­گرایی و 10 ماده نیز مربوط به عامل (سوم) عینی می­باشد. جهت بررسی اهمیت سن در انتخاب همسر، دو ماده با عنوان «جوانتر از من» و «بزرگتر از من» به صورت مستقل در پرسشنامه قرار دارد. پرسشنامه به صورت گروهی یا انفرادی اجرا گردید و زمان متوسط برای آن 15 دقیقه بود. سوال­های مربوط به سه عامل به صورت پراکنده در یک پرسشنامه به آزمودنی ارائه و آزمودنی­ها میزان اهمیت خود به هر یک از ملاک­ها را در مقیاس 5 درجه­ای (اصلاً مهم نیست = 1؛ مهم نیست = 2؛ فرقی نمی کند = 3؛ مهم است = 4؛ بسیار مهم است = 5) مشخص نمودند. نمره هر عامل به صورت میانگین نمرات داده شده به ملاک­های موجود در آن عامل مشخص می­گردد. پایایی پرسشنامه ملاک­های انتخاب همسر، در یک بازآزمایی در گروهی شامل 26 دانشجوی دختر و پسر، با فاصله زمانی دو هفته بررسی شد. ضرایب پایایی پرسشنامه در بازآزمایی به ترتیب برای عامل اول، دوم و سوم 845/0، 93/0، 784/0 می­باشد. همانگونه که ملاحظه می­گردد نتایج، ضرایب همبستگی بالایی را نشان می­دهد. ضرایب آلفای کرونباخ به دست آمده برای عامل اول، دوم و سوم به ترتیب 93/0، 80/0، 65/0 می­باشد (عابدی، 1386).

به منظور بررسی روایی سازه پرسشنامه مذکور از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده که نتایج نشان می­دهد این آزمون با سه عامل خود (وظیفه شناسی، برون­گرایی، عینی) همبستگی بالایی دارد. همچنین، مناسب­ترین عامل­ها در این آزمون از روش مولفه­های اصلی و چرخش وریماکس استخراج شدند که نتایج نشان داد عامل اول با ارزش ویژه حدود 874/9 به تنهایی 571/20 درصد واریانس را تبیین می­کند و در مجموع سه عامل روی هم 941/31 درصد واریانس را تبیین می­کنند (عابدی، 1386).

  • ·         پرسشنامه سبک­های دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید (1990)

   این مقیاس شامل خود­ارزیابی از مهارت­های ایجاد روابط و خود توصیفی شیوه شکل دهی روابط دلبستگی نسبت به چهره­های دلبستگی نزدیک است و مشتمل بر 18 ماده می­باشد که از طریق علامت گذاری روی یک مقیاس 5 درجه ای از نوع لیکرت- که از به هیچ وجه با خصوصیات من تطابق ندارد = 1، تا کاملاً با خصوصیات من تطابق دارد = 5، تشکیل می­گردد- سنجیده می­شود. با تحلیل عوامل، 3 زیر مقیاس که هر مقیاس شامل 6 ماده است مشخص می­شود:

- وابستگی [59](D): میزانی را که آزمودنی­ها به دیگران اعتماد می­کنند و به آنها متکی می­شوند، به این صورت که آیا در مواقع لزوم قابل دسترسی­اند، اندازه گیری می­کند.

- نزدیک بودن[60](C): میزان آسایش در رابطه با صمیمیت و نزدیکی هیجانی را اندازه گیری می­کند.

- اضطراب[61](A): ترس از داشتن رابطه را می­سنجد (مالینکرودت[62]و همکاران؛ نقل از جعفرزاده، 1389).

   کولینز و رید (1990؛ نقل از جعفرزاده، 1389) بر پایه توصیف­هایی که در پرسشنامه دلبستگی بزرگسال هازان و شیور در مورد سه سبک اصلی دلبستگی وجود داشت، مواد پرسشنامه خود را تدارک دیده­اند. زیر مقیاس اضطراب (A) با دلبستگی اضطرابی-دوسوگرا مطابقت دارد و زیر مقیاس نزدیک بودن (C) یک بعد دو­قطبی است که اساساً توصیف­های ایمن و اجتنابی را در مقابل هم قرار می­دهد. بنابراین، نزدیک بودن (C) در تطابق با دلبستگی ایمن می­باشد و زیر مقیاس وابستگی (D) را می­توان تقریباً عکس دلبستگی اجتنابی قرار داد. مدت اجرای پرسشنامه کولینز و رید (RAAS) بر اساس زمینه­یابی انجام شده 10 دقیقه در نظر گرفته شده است. اجرای این پرسشنامه می­تواند به صورت فردی یا گروهی صورت گیرد. براساس دستورالعمل پرسشنامه، 6 ماده مربوط به هر زیر مقیاس مشخص می­شود. با توجه به اینکه در مورد هر جمله در پاسخنامه، آزمودنی علامت خود را روی کدام دایره زده است، نمره وی برای هر زیر مقیاس مشخص می­شود. برای گزینه­های 1 تا 5 به ترتیب نمرات 0 تا 4 در نظر گرفته می­شود. سوالات 6، 1*، 8*، 13، 12، 17* دلبستگی ایمن را می­سنجند. سوالات 5*، 2، 16*، 14، 7، 18* دلبستگی اجتنابی را مورد ارزیابی قرار می­دهد و سرانجام سوالات 3، 4، 9، 10، 11، 15 دلبستگی دوسوگرا-اضطرابی را      می­سنجد. در مواردی که سوالات باید معکوس نمره گذاری شود (که در دستورالعمل نمره گذاری با علامت * مشخص شده­اند) باید بر روی گزینه­های 1 تا 5 به ترتیب نمرات 4، 3، 2، 1 و صفر در نظر گرفته شود. سوالاتی که با ستاره مشخص شده­اند بایستی قبل از جمع کردن به طور معکوس نمره گذاری شوند. نمرات 6 ماده هر مقیاس با هم جمع شده و نمره زیر مقیاس به دست می­آید. کولینز و رید (1990، نقل از جعفرزاده، 1389) نشان دادند که زیر مقیاس­های نزدیک بودن، وابستگی و اضطراب در فاصله زمانی 2 ماه و حتی در طول 8 ماه پایدار ماندند و در مورد قابلیت اعتماد مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید میزان آلفای کرونباخ را برای هر زیر مقیاس این پرسشنامه در 3 نمونه از دانشجویان گزارش دادند. با توجه به این که مقادیر آلفای کرونباخ در تمامی موارد مساوی یا بیش از 80/0 بود، آزمون از اعتبار بالایی برخوردار می­باشد. از سوی دیگر، در پژوهش پاکدامن (1380) میزان اعتبار آزمون با استفاده از آزمون مجدد به صورت همبستگی بین این دو اجرا مشخص شده است. این پرسشنامه (RAAS) در مورد 100 دختر و پسر کلاس دوم دبیرستان که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا گردید. نتایج حاصل از دو بار اجرای این پرسشنامه با فاصله زمانی یک ماه از یکدیگر بیانگر آن بود که این آزمون در سطح 95/0 دارای اعتبار است- این پرسشنامه دارای روایی محتوایی می­باشد (پاکدامن، 1380).

  • ·         خرده مقیاس تنظیم­هیجانی پرسشنامه هوش­هیجانی شات (1998)

   در این پژوهش از خرده­مقیاس تنظیم­هیجانی پرسشنامه هوش­هیجانی شات که توسط شات و همکاران در سال 1998 ساخته شده، استفاده گردید. این مقیاس شامل سه مؤلفه تنظیم­هیجان، ارزیابی و بیان­هیجان و بهره­برداری از هیجان می­باشد که در این پژوهش از مؤلفه تنظیم­هیجان این مقیاس استفاده شد. این مؤلفه شامل سوالات 13، 14، 16، 17، 20، 23، 26، 27، 30 و 31 می­باشد. کلیه­ سوالات این آزمون 5 درجه­ای بوده و آزمودنی درجه توافق یا مخالفت خود را با هر جمله در یک مقیاس 5 درجه­ای لیکرت که از کاملاً مخالف=1 تا کاملاً موافق=5 است، انتخاب می­کند. تمام سوالات خرده­مقیاس تنظیم­هیجان نیز به همین ترتیب نمره­گذاری و به هر سوال از یک تا پنج نمره­دهی می­شود و نمره کل این خرده­مقیاس از جمع نمرات این ده سوال به دست می­آید. نمره افراد در این خرده­مقیاس می­تواند از10 تا 50 متغیر باشد. مطالعه این مقیاس در میان نوجوانان پایایی آلفای 84/0 برای هوش­هیجانی کل و برای خرده­مقیاس­ها به ترتیب: ارزیابی و ابراز هیجان آلفا برابر با 76/0؛ تنظیم و مدیریت هیجان آلفا برابر با 66/0 و بهره برداری از هیجان آلفا برابر با 55/0 را نشان می­دهد (سیاروچی[63] و همکاران، 2000). در مطالعه­ای که بر روی نوجوانان کانادایی انجام شد، به منظور بررسی روایی و پایایی هوش هیجانی شات 354 نفر (235 نفر زن و 119 نفر مرد با میانگین سنی 4/21) انتخاب شدند و همبستگی مقیاس هوش هیجانی شات با مقیاس روان­نژندی 37/0، برون­گرایی 51/0، باز بودن 27/0، سازندگی 18/0، وظیفه­شناسی 38/0، و مستعدافسردگی 38/0 (001/0>p) و پایایی آزمون 89/0=a گزارش شد (اسکات و ماتیو، 2004؛ نقل از جواهری کامل، 1385). خسرو جاوید (1381؛ نقل از جواهری کامل، 1385) همبستگی نمرات هوش هیجانی شات را با افسردگی 33/0، اضطراب 25/0 - (01/0>p) و آلکسی تایمیا (05/0>p) گزارش نمود. همچنین، پایایی آزمون را با استفاده از آلفای کرونباخ در هوش هیجانی کل 81/0، تنظیم هیجان 78/0، ارزیابی و ابراز هیجان 67/0 و بهره برداری از هیجان 50/0 گزارش نمود. بشارت (1384؛ نقل از مهدوی حاجی، 1389) با به کارگیری مقیاس مذکور در نمونه 135 نفری از دانشجویان ایرانی، ضریب اعتبار آزمون را با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر 88/0 و ضریب بازآزمایی (با فاصله دو هفته) را برابر 83/0 گزارش کرده است.

یافته­های پژوهش

یافته­های توصیفی

در این پژوهش، دامنه سنی کل آزمودنی­ها بین 18–22  بود. میانگین و انحراف استاندارد سن  آن­ها به ترتیب70/19 و 28/1 بود. همچنین، 50 درصد آزمودنی­ها مذکر(125 نفر) و 50 درصد آن­ها مونث(125 نفر) بودند.

جدول1: میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش به تفکیک جنسیت

متغیرها

مذکر

مونث

 

M

SD

M

SD

تنظیم هیجان

41/25

64/4

01/42

77/4

دلبستگی ایمن

48/12

10/3

54/12

68/2

دلبستگی اجتنابی

36/13

66/2

52/13

83/2

دلبستگی دوسوگرا- اضطرابی

17/13

10/5

92/10

35/5

وظیفه­شناسی

51/64

447/4

93/66

399/4

برون­گرایی

07/58

181/4

70/57

778/4

عینی

06/38

716/4

38/38

068/5

جدول2: ماتریس همبستگی تنظیم­هیجان، دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی دوسوگرا- اضطرابی، و ملاک های انتخاب همسر شامل وظیفه­شناسی، برون­گرایی و عینی

متغیر

تنظیم­هیجان

دلبستگی ایمن

دلبستگی اجتنابی

دلبستگی دوسوگرا-اضطرابی

وظیفه­شناسی

برون­گرایی

عینی

تنظیم­هیجان

1

 

 

 

 

 

 

دلبستگی ایمن

** 382/0

1

 

 

 

 

 

دلبستگی اجتنابی

105/0

036/0-

1

 

 

 

 

دلبستگی دوسوگرا-اضطرابی

138/0

140/0-

** 282/0-

1

 

 

 

وظیفه­شناسی

** 388/0

** 201/0

016/0-

043/0-

1

 

 

برون­گرایی

** 298/0

** 292/0

050/0-

038/0-

** 659/0

1

 

عینی

** 208/0

** 261/0

001/0

135/0-

** 504/0

** 587/0

1

همانطور که در جدول 2 مشاهده می­شود(**0.01>P) تنظیم هیجان با هر سه ملاک انتخاب همسر همبستگی مثبت دارد(از بین سه ملاک، بیشترین همبستگی را ملاک وظیفه شناسی با تنظیم هیجان داراست). همچنین، از بین سبک­های دلبستگی، سبک دلبستگی ایمن با هر سه ملاک انتخاب همسر همبستگی مثبت دارد (از بین سه ملاک، بیشترین همبستگی را ملاک برون­گرایی با سبک دلبستگی ایمن دارا می­باشد).

یافته­های استنباطی

برای تعیین پیش بینی هر یک از متغیرهای سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی، دوسوگرا و تنظیم هیجان بر ملاک­های انتخاب همسر، این متغیرها به روش گام به گام وارد معادله رگرسیون شدند.

جدول3: نتایج شاخص­های آماری رگرسیون گام به گام ملاک انتخاب همسر وظیفه شناسی بر تنظیم هیجانی و سبک­های دلبستگی

مدل

متغیرها

SS

Df

MS

F

R

 

SE

گام 1

تنظیم هیجانی

48/316

1

48/316

87/19

38/0

14/0

99/3

گام 2

تنظیم هیجانی، دوسوگرا

70/513

2

85/256

86/17

48/0

23/0

79/3

با توجه به مندرجات موجود در جدول 3، میزان F مشاهده شده معنادار است. تنظیم هیجانی و دلبستگی دوسوگرا- اضطرابی با هم توانستند 23 درصد از واریانس ملاک انتخاب همسر وظیفه شناسی را تبیین کنند که از این مقدار 14 درصد آن به تنظیم هیجان اختصاص دارد.

جدول4: نتایج شاخص­های آماری رگرسیون گام به گام ملاک انتخاب همسر برون­گرایی بر تنظیم هیجانی و سبک­های دلبستگی

مدل

متغیرها

SS

DF

MS

F

R

 

SE

گام 1

تنظیم هیجانی

74/318

1

74/318

15/19

39/0

15/0

07/4

گام 2

تنظیم هیجانی، دوسوگرا- اضطرابی

00/409

2

50/204

83/12

44/0

20/0

99/3

گام 3

تنظیم هیجانی، دوسوگرا- اضطرابی، اجتنابی

09/527

3

69/175

76/11

50/0

25/0

86/3

با توجه به مندرجات موجود در جدول 4 میزان F مشاهده شده معنادار است. تنظیم هیجانی، دلبستگی دوسوگرا- اضطرابی و دلبستگی اجتنابی با هم توانستند 25 درصد از واریانس ملاک انتخاب همسر    برون­گرایی را تبیین کنند که از این مقدار، 15 درصد آن به تنظیم هیجان اختصاص دارد.

جدول5: نتایج شاخص­های آماری رگرسیون گام به گام ملاک انتخاب همسر عینی بر تنظیم هیجانی و سبک­های دلبستگی

مدل

متغیرها

SS

DF

MS

F

R

 

SE

گام 1

دوسوگرا- اضطرابی

01/225

1

01/225

53/8

26/0

07/0

13/5

گام 2

دوسوگرا- اضطرابی، اجتنابی

10/457

2

55/228

32/9

37/0

14/0

95/4

گام 3

دوسوگرا- اضطرابی، اجتنابی، ایمن

03/567

3

01/189

96/7

42/0

17/0

87/4

 

با توجه به مندرجات موجود در جدول 5 میزان F مشاهده شده معنادار است. سبک­های دلبستگی دوسوگرا- اضطرابی، اجتنابی و ایمن با هم توانستند 17 درصد از واریانس ملاک انتخاب همسر عینی را تبیین کنند.

 

جدول6: آزمون  t مستقل برای مقایسه­ میانگین مردان و زنان

ملاک­های انتخاب همسر

N

M

SD

DF

t

P

مرد

زن

مرد

زن

مرد

زن

 

 

 

وظیفه­شناسی

122

122

51/64

93/66

44/4

39/4

242

28/4-

001/0

برون­گرایی

107

112

07/58

70/57

18/4

77/4

217

62/0

53/0

عینی

112

117

06/38

38/38

71/4

06/5

227

48/0-

62/0

 

همانطور که در جدول 6 مشاهده می­شود، نتایج آزمون t مستقل جهت مقایسه­ی میانگین گروه مردان و زنان از لحاظ ملاک­های انتخاب همسر نشان داد که دو گروه فقط از لحاظ ملاک انتخاب همسر وظیفه شناسی با هم تفاوت معنادار داشتند؛ به این­صورت که زنان در این ملاک میانگین بیشتری نسبت به مردان داشتند.

بحث و نتیجه­گیری

   پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه­ سبک­های دلبستگی و تنظیم هیجان با ملاک­های انتخاب همسر در دانشجویان مجرد دانشگاه خوارزمی انجام شد. در اینجا به پاسخگویی به سوالات تحقیق می پردازیم:

آیا تنظیم هیجانی با ملاک­های انتخاب همسر همبستگی دارد؟

   بله. همانطور که نتایج نشان داد همبستگی مثبت بین تنظیم ­هیجان به ترتیب با هر سه مولفه­ وظیفه­شناسی، برون­گرایی و عینی ملاک انتخاب همسر در سطح 0.01 وجود داشت؛ بدین معنا که هر چه قدرت تنظیم    ­هیجان در فرد بیشتر باشد، اهمیت به ملاک­های وظیفه­شناسی، برون­گرایی و عینی انتخاب همسر نیز در وی افزایش می­یابد. نتایج پژوهش حاضر با نتایج پژوهش­های پیشین که نشان دادند هیجان و تنظیم آن بر انتخاب همسر، ازدواج و رضایت و سازگاری زناشویی تاثیر دارد (تیرگری و همکاران،1383؛ شات و همکاران، 2001؛ هامپل، 2002؛ اسمیت و همکاران، 2007؛ اورتس و همکاران، 2008؛ اسمیت و سیاروچی، 2008؛ نقل از فدوی، 1389؛ اکسترمرا و فرناندز، 2005؛ واندیاس، 2005؛ یاریاری، مرادی و یحیی زاده، 1386؛ رهنما، 1381؛ مایر، سالووی و کارسو، 1999) همسو می­باشد. همچنین، این نتیجه با نتایج تحقیقات پیشین (آیزن و همکاران، 1991؛ استرادا ، 1997؛ نقل از مهدوی حاجی، 1389) نیز همسو بود که نشان دادند هیجان نقش موثری در فرآیند تصمیم­گیری انتخاب همسر دارد. طبق گفته دانیل گلمن[64]، هوش هیجانی نقش مهمی در برقراری و ادامه ارتباطات بازی می­کند. بنابراین می­توان انتظار داشت فردی با هوش هیجانی بالا که در ارتباطات اجتماعی و همچنین در ارتباطات نزدیک موفق­تر است، در ارتباطات زناشویی نیز بهتر عمل کند. هاتفیلد[65] و هم­نظران وی (1978، 1988؛ نقل از نوری و جان­بزرگی، 1390) بر این اعتقادند که عشق، هیجانی بر پایه سیستم بیوفیزیولوژیکی انسان است که در این مورد با نخستیها مشابه است. از آنجایی که وظایف عشق عبارت اند از: 1- جذب یک همسر، 2- حفظ همسر، 3- تولید مثل، 4- سرمایه گذاری والدی (باس، 1988؛ سونسون، 1972؛ نقل از نوری و جان­بزرگی، 1390)، آنچه پس از بحث عشق مطرح می­گردد، مبحث ازدواج است. از آنجا که انتخاب معیار یا همان ارزش­ها و ملاک­های کلی فرد در مورد ازدواجT یکی از انتخاب­های مهم فرد در عرصه زندگی خویش است که رنگ و بویی احساسی نیز دارد (نوری و جان بزرگی، 1390) بنابراین تفوق و برتری در معیارهای ازدواج و انتخاب همسر افراد مجرد با تنظیم هیجان می­باشد. در مجموع، به نظر می­رسد تنظیم هیجانات که یکی از مولفه­های هوش هیجانی است، باعث می­شود که فرد در مواقع حساس به خوبی بتواند هیجانات خود را کنترل کند و سازگار با موقعیت، واکنش نشان دهد. دور از انتظار نیست که افرادی با چنین خصوصیاتی در انتخاب همسر دقت بیشتری داشته باشند و ملاک­های وظیفه شناسی، برون­گرایی و عینی را در انتخاب همسر مد نظر قرار دهند.

آیا سبک­های دلبستگی با ملاک­های انتخاب همسر همبستگی دارد؟

   بله. تنها دلبستگی ایمن همبستگی دارد. نتایج نشان داد از میان سبک­های دلبستگی، بین دلبستگی ایمن به ترتیب با هر سه مولفه وظیفه­شناسی، برون­گرایی و عینی ملاک انتخاب همسر در سطح 0.01 ارتباط مثبت وجود دارد. افزایش نمره دلبستگی ایمن در افراد، باعث افزایش ترجیح ملاک­های انتخاب همسر      وظیفه­شناسی، برون­گرایی و عینی در آن­ها می­شود. در تبیین این یافته می­توان گفت هر چه فرد ویژگی­های دلبستگی ایمن را بیشتر دارا باشد، در انتخاب همسر بهتر عمل می­کند و اهمیت او به ملاک­های انتخاب همسر(شامل وظیفه­شناسی، برون­گرایی و عینی) بیشتر می­شود. این نتیجه با پژوهش­های پیشین (بلسکی، 1994؛ چیشولم، 1996؛ دراپر و هارپندینگ، 1988؛ نقل از اشمیت، 2005؛ هازان و شیور، 1987؛ سیمپسون و همکاران، 1992؛ برک، 2002) که بیان می­داشتند تجربیات دوران کودکی و دلبستگی، راهبردهای انتخاب همسر در بزرگسالی را تحت تاثیر قرار می­دهند، همسو بود. از نظر اینسورث (1978، نقل از خانجانی و همکاران، 1391) دلبستگی برای رشد روانی و عادی، تحول شخصیت بهنجار و روابط هیجانی سالم ضروری است و دلبستگی، اساس سلامت هیجانی، روابط اجتماعی و نگرش بهنجار فرد به دنیا تلقی     می­شود. همانطور که پاراد، لیرکز و بلانکسون (2010) گزارش کرده اند، دلبستگی ایمن موجب کاهش اضطراب اجتماعی و سرانجام ایجاد روابط صمیمی با دیگران می­شود. براساس مبانی شکل­گیری سبک دلبستگی، کودکان ایمن به دسترس­پذیری مادر بیشتر اعتماد دارند و بیش از کودکان ناایمن (اجتنابگر، دوسوگرا) از وی به عنوان پایگاه امن استفاده می­کنند. هنگام بازگشت مادر پس از جدایی کوتاه­مدت، کودکان ایمن با وی به سهولت تماس و تعامل برقرار می­کنند. ازسوی دیگر، تداوم سبک­های دلبستگی در ادامه زندگی، بعد از کودکی و در بزرگسالی تایید شده است (اینسورث ودیگران، 1978؛ بالبی، 1988؛ بشارت، 1391؛ واترز و دیگران، 2000؛ نقل از بشارت و همکاران، 1392). افراد دارای سبک ایمن، ارتباط با دیگران برایشان آسان است و از اینکه به دیگران تکیه کنند و نیز اجازه دهند که دیگران به آنها تکیه کنند، احساس راحتی می کنند. این افراد از اینکه دیگران آنها را ترک کنند و یا خیلی به آنها نزدیک شوند، احساس نگرانی نمی کنند. اینسورت نیز رفتار دلبستگی در روابط بزرگسالی را به عنوان اساس پدیدة ایمنی در هستة زندگی انسان مورد تأکید قرار داد. او اظهار داشت که دلبستگی ایمن، عملکرد و شایستگی را در روابط     بین فردی تسهیل می کند. برای مثال Tکودکانی که دلبستگی شدید به مادرشان دارند، در آینده از لحاظ اجتماعی برون­گرا هستند ، به محیط اطراف توجه نشان می­دهند، تمایل به کاوش در محیط اطرافشان دارند و می توانند با مسائل مقابله کنند. طبق نظر بالبی، کیفیت دلبستگی در طول زمان ثابت است و پیش­بینی کننده مناسبی، برای کیفیت روابط بین شخصی (همسالان، دوستان و روابط با غیرهمجنس) می باشد (نقل از موسوی، 1388). افراد با سبک دلبستگی ایمن، احساس خوشحالی، دوستی و اطمینان در روابط نزدیک خود می کنند. آنان عزت نفس بالایی دارند و احساس می کنند دیگران آنان را دوست داشته و به آنان اهمیت    می دهند. سبک دلبستگی ایمن، مربوط به میل برای قدردانی کردن، توجه نشان دادن و قربانی کردن خود برای افراد با اهمیت می باشد. افراد با سبک ایمن، با اعتماد، نزدیکی و وابستگی، احساس راحتی می کنند، زیرا از دیگران توقع دارند با پذیرش، نزدیکی و حمایت پاسخ دهند (کلینک، ترجمه گودرزی، 1382، نقل از موسوی، 1388). به نظر می­رسد این خصوصیات افراد با دلبستگی ایمن باعث می­شود که آن­ها در انتخاب همسر دقت بیشتری داشته باشند و به ملاک­های ارزنده­ وظیفه­شناسی، برون­گرایی و عینی انتخاب همسر بیشتر اهمیت دهند.

آیا سبک­های دلبستگی و تنظیم هیجان می­توانند با هم ملاک­های انتخاب همسر را پیش بینی کنند؟

   بله. به طور کلی هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه سبک­های دلبستگی و تنظیم هیجان با ملاک­های انتخاب همسر بود. نتایج نشان دادند که سبک­های دلبستگی و تنظیم هیجان، پیش­بینی کننده ملاک­های انتخاب همسر هستند. همان­گونه که در جداول 3 و 4 و 5 مشاهده می­شود، تنظیم هیجان و دلبستگی دوسوگرا- اضطرابی با هم توانستند 23 درصد از واریانس ملاک انتخاب همسر وظیفه شناسی؛ تنظیم هیجانی، دلبستگی دوسوگرا-اضطرابی و دلبستگی اجتنابی با هم توانستند 25 درصد از واریانس ملاک انتخاب همسر برون­گرایی؛ دلبستگی دوسوگرا- اضطرابی، اجتنابی و ایمن با هم توانستند 17 درصد از واریانس ملاک انتخاب همسر عینی را پیش­بینی کنند. این نتایج همسو با پژوهش­های پیشین (بلسکی، 1994؛ چیشولم، 1996؛ دراپر و هارپندینگ، 1988؛ نقل از اشمیت، 2005؛ هازان و شیور، 1987؛ سیمپسون و همکاران، 1992؛ برک، 2002) هستند که بیان داشتند تجربیات دوران کودکی و دلبستگی، راهبردهای انتخاب همسر در بزرگسالی را تحت تاثیر قرار می­دهند. همچنین، این نتایج با نتایج پژوهش­های گذشته (تیرگری و همکاران، 1383؛ شات و همکاران، 2001؛ هامپل، 2002؛ اسمیت و همکاران، 2007؛ اورتس و همکاران، 2008؛ اسمیت و سیاروچی، 2008؛ نقل از فدوی، 1389؛ اکسترمرا و فرناندز، 2005؛ واندیاس، 2005؛ یاریاری، مرادی و یحیی زاده، 1386؛ رهنما، 1381؛ مایر، سالووی و کارسو، 1999) نیز همسو و سازگار هستند که نشان دادند هیجان و تنظیم آن بر انتخاب همسر، ازدواج و رضایت و سازگاری زناشویی تاثیر دارد.

   همسو با برخی دیگر از پژوهش­ها (فنی و نولر، 1990) به نظر می­رسد خصوصیات افراد با دلبستگی ایمن که در مقدمه به آن اشاره شد، باعث می­شود که آن­ها در انتخاب همسر دقت بیشتری داشته باشند و به ملاک­های ارزنده­ انتخاب همسر بیشتر اهمیت دهند.

   همچنین، همسو با پژوهش بشارت و همکاران (1391) به نظر می­رسد مشکلاتی که در افراد با دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا- اضطرابی وجود دارد مانع از این می­شود که این افراد در امر انتخاب همسر، ملاک­های وظیفه شناسی، برون­گرایی و عینی را مد نظر قرار بدهند و احتمالا این افراد ملاک­های فرعی و غیر ضروری انتخاب همسر را در نظر می­گیرند.

   در مورد پیش بینی ملاک­های انتخاب همسر توسط تنظیم هیجان، همانطور که در سوال اول مطرح شد باید گفت از آنجا که انتخاب معیار یا همان ارزش­ها و ملاک­های کلی فرد در مورد ازدواج یکی از         انتخاب­های مهم فرد در عرصه زندگی خویش است که رنگ و بویی احساسی نیز دارد (نوری و جان­بزرگی، 1390)، بنابراین تفوق و برتری در معیارهای ازدواج و انتخاب همسر افراد مجرد با تنظیم هیجان می­باشد. در مجموع، به نظر می­رسد تنظیم هیجانات که یکی از مولفه­های هوش هیجانی است باعث می­شود که فرد در مواقع حساس به خوبی بتواند هیجانات خود را کنترل کند و سازگار با موقعیت، واکنش نشان دهد. دور از انتظار نیست که افرادی با چنین خصوصیاتی در انتخاب همسر دقت بیشتری داشته باشند و ملاک­های وظیفه شناسی، برون­گرایی و عینی را در انتخاب همسر مد نظر قرار دهند.

 

آیا مردان و زنان از لحاظ ملاک­های انتخاب همسر با هم تفاوت دارند؟

   بله، از لحاظ مولفه وظیفه شناسی تفاوت وجود داشت. نتایج آزمون t مستقل جهت مقایسه­ میانگین گروه مردان و زنان از لحاظ ملاک­های انتخاب همسر پژوهش کنونی نشان داد که دو گروه فقط از لحاظ ملاک انتخاب همسر وظیفه­شناسی- که در مقدمه توضیح داده شد- با هم تفاوت معنادار داشتند. عامل        وظیفه­شناسی ملاک انتخاب همسر شامل صفات با اعتماد به نفس، وظیفه شناس، بالغ و پخته، قابل اعتماد، باهوش و زیرک، توانا در کسب درآمد، دارای ثبات رأی، دارای انگیزه پیشرفت، مرتب و منظم، منطقی، مستقل، دین دار، مسئله گشا، وفادار و متعهد، موفق و کارآمد می­باشد که به نظر می­رسد صفاتی فردی، درونی و ذهنی می­باشند. پژوهش کنونی نشان داد که زنان در این ملاک، میانگین بیشتری نسبت به مردان داشتند. این نتیجه با پژوهش­های پیشین که تفاوت­های جنسی در انتخاب همسر را نشان دادند (برای مثال سانتراک[66]، 1998؛ بم[67]، 1998؛ تاون سند[68]، 1989؛ گرینلز[69] و مکگرو[70]، 1994؛ نقل از عابدی، 1386؛ باس و بارنس، 1986؛ کنریک و تروست، 1993؛ باس و اشمیت، 1993؛ ایگلی و وود، 1999؛ ایگلی و وود، 2002؛ باس، 1998 به ویرایش پروین و کوپر، 1998؛ باس، 1989؛ 1993؛ اشمیت، 2003) سازگار بود. همچنین، این نتیجه با نتایج باداهداه[71] و تیمن[72] (2005) همسو بود که اثر تفاوت جنس در ملاک های انتخاب همسر را نشان دادند. می­توان این یافته را با الگوی سودمندی-افزایش­دهی دیدگاه نقش اجتماعی تبیین کرد. این تفاوت معنادار بین دو جنس در این عامل در جهت تایید نظریه نقش اجتماعی و دیدگاه تکاملی می­باشد که ملاک­های انتخاب همسر را تحت تاثیر جنس و نقش­های جنسی و مسئولیت والدینی آنها (کسب در آمد در مردان که از مولفه­های ملاک وظیفه­شناسی می­باشد) می­دانند.

   در این پژوهش، محدوده سنی آزمودنی­ها 18-22 بود. لذا تعمیم نتایج با محدودیت همراه است. با توجه به اینکه سن ازدواج بالا رفته است و شاید گروه 18 تا 22 سال به صورت جدی در مورد ازدواج فکر نکرده و امروزه در این سن، تازه هویت در حال شکل­گیری می­باشد، پیشنهاد می­گردد پژوهشی مشابه در گروه سنی بالاتر انجام گردد. همچنین با توجه به اینکه پژوهشگر در جستجویی که انجام داد به تحقیقی در مورد رابطه سبک­های دلبستگی و تنظیم­هیجان با ملاک­های انتخاب همسر دست نیافت، لذا در زمینه ادبیات تحقیق و امکان مقایسه با پژوهش­های دیگر محدودیت و خلاء بسیار وجود داشت.

   در این پژوهش، متغیرهای درون­فردی (سبک­های دلبستگی و تنظیم­هیجان) به کار برده شده است. بررسی متغیرهای درون­فردی باثبات­تری مثل صفات شخصیت و سبک­های مقابله ای در کنار تنظیم­هیجان می­تواند میزان بیشتری از واریانس ملاک­های انتخاب همسر را تبیین نماید. همچنین در این پژوهش، فقط افراد دانشجوی دوره کارشناسی مورد بررسی قرار گرفتند که پیشنهاد می­گردد پژوهش در حوزه­ای خارج از دانشگاه و با نمونه­ای وسیع­تر نیز مطالعه شود تا قابلیت تعمیم بیشتر به جامعه فراهم گردد. پیشنهاد می­شود در مطالعه­ای دیگر ملاک­های افراد متاهل، قبل از ازدواجشان و بعد از ازدواج (که به نظر می­رسد متفاوت شوند) بررسی گردد.

  در مشاوره­های قبل از ازدواج می­توان با تعیین سبک­های دلبستگی و قدرت تنظیم هیجان افراد، ملاک­های انتخاب همسرشان را پیش­بینی کرد و در صورت نیاز، آموزش­ها و آگاهی­هایی داد تا در زندگی رضایت و سازگاری قابل ملاحظه­ای داشته باشند. از آنجایی که روان­شناسان معتقدند که دلبستگی به عنوان مهمترین ویژگی­های شخصیتی انسان­ها محسوب می­شود، تلاش کنیم که آنها را به سبک دلبستگی ایمن سوق دهیم؛ چرا که دلبستگی توام با امنیت، بهداشت روانی را افزایش می دهد و در انتخاب همسر و نگرش نسبت به ازدواج، مهارت حل تعارض و رضایت زناشویی تأثیر چشمگیری دارد. شناساندن راه­های تنظیم هیجان به افراد نیز ضروری است، چرا که تنظیم هیجان، صرف نظر از چگونگی کسب آن، می­تواند احساس امنیت خلقی بیشتری را برای فرد فراهم کند.

   اکثر محققان ادعا کرده­اند که هوش هیجانی، قابل آموزش دادن است و حتی مهم­ترین مزیت هوش هیجانی در برابر هوش شناختی را این نکته می­دانند که قابلیت­های هیجانی اساسی، می­توانند یاد گرفته شوند. بنابراین، مراجعه به مراکز مشاوره و روان­درمانی جهت اقدام به یادگیری و بهبود هوش هیجانی پیشنهاد می­شود.

  • منابع

    • اکبرزاده عبدالجبار، حسن؛ حسین پورلنگرودی، فاطمه و مصباح، نسرین (1389)"بررسیرابطهسبکهایدلبستگیبانگرشنسبتبهازدواجومهارتحلتعارضدر دانشجویانمجردکارشناسیدانشگاهتهران". زن و مطالعات خانواده. سال دوم، شماره 8.
    • برک، لورا. ای (1387) روانشناسی رشد. یحیی سید محمدی. تهران: نشر ارسباران
    • بشارت، محمدعلی؛ گلی نژاد، محمد و احمدی، علی اصغر (1382) «بررسی رابطه سبک های دلبستگی و مشکلات بین شخصی». مجله اندیشه و رفتار. شماره 8. .
    • بشارت، محمدعلی؛ محمدی­حاصل، کورش؛ نیک­فرجام، محمدرضا؛ ذبیح زاده، عباس و فلاح، محمدحسین (1392) "مقایسه سبک های دلبستگی در بیماران مبتلا به افسردگی، اختلال­های اضطرابی و افراد عادی".روان­شناسی تحولی: روان­شناسان ایرانی.سال نهم، شماره 35.
    • بشارت، محمدعلی؛ نوربخش، سیده نجمه؛ رستمی، رضا و فراهانی، حجت اله (1391)"نقشتعدیلکنندهخودتنظیم­گریدررابطهبینسبک­هایدلبستگیوشدتاختلال­هایمصرفمواد". مجله روانشناسی بالینی. سال 4، شماره 3.
    • پاکدامن، شهلا (1380) "بررسی ارتباط بین دلبستگی و جامعه طلبی در نوجوانی". پایان­نامه دکترای روانشناسی، دانشگاه تهران.
    • جعفرزاده، مهناز (1389) "رابطه بین سبک­های دلبستگی و سبک­های مقابله ای با رفتارهای پرخطر در دانشجویان". پایان­نامه کارشناسی، دانشگاه تربیت معلم تهران.
    • جواهری کامل، عابدین (1385) "بررسی ارتباط هوش هیجانی و سبک­های دلبستگی در دانشجویان". پایان­نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تربیت معلم تهران.
    • حیدری، علیرضا و اقبال، فرشته (1390)"رابطهدشواریدرتنظیمهیجانی،سبک­هایدلبستگیو صمیمیتبارضایتزناشوییدرزوجینصنایعفولادشهراهواز". یافته­های نو در روانشناسی. سال پنجم، شماره 15.
    • خانجانی، زینب (1384) تکامل و آسیب شناسی دلبستگی از کودکی تا نوجوانی. تبریز: انتشارات فروزش
    • خانجانی، زینب؛ حسینی­نسب، سید داود؛ کاظمی، آمنه و پناه­علی، امیر (1391) "سبک­های دلبستگی و اختلالات شخصیت: تحلیلی بر نقش ناایمنی دلبستگی بر اختلالات شخصیت خوشه B و C". فصلنامه مطالعات روانشناسی بالینی. شماره 7، سال دوم.
    • رحیمیان بوگر، اسحق؛ اصغرنژادفرید، علی اصغر و رحیمی نژاد، عباس (1387) " رابطه سبک­های دلبستگی با سلامت روان در بزرگسالان زلزله­زده شهرستان بم".. پژوهش­های روان­شناختی. دوره 11، شماره 1 و 2.
    • رهنما، اکبر (1381) "بررسی تاثیر آموزش­های حین ازدواج بر رضایت زناشویی گروهی از زوجین تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر تهران". مجله دانشور. دوره دهم. شماره 42..
    • عابدی، فریبا (1386) "بررسی رابطه بین سبک های هویت، نقش های جنسی و جنس با ملاک های انتخاب همسر در بین دانشجویان مجرد دانشگاه تربیت معلم". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت معلم تهران.
    • علیزاده، مرجان (1385)"بررسی روند آمار ازدواج و طلاق های ثبت شده کشور از سال 1379 تا 1384". فصلنامه جمعیت. شماره 55 و 56.
    • فدوی، آزاده (1389) "اثر بخشی آموزش هوش هیجانی یا (EQ) بر رضایت زناشویی و تعارضات زناشویی مادران دارای فرزند ابتدایی شهر رشت". پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی تنکابن.
    • مهدوی حاجی، طاهره (1389) "بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر شادکامی، کیفیت زندگی و تنظیم هیجانی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم". پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت معلم تهران.
    • موسوی، اکرم سادات (1388) "مقایسه سبک های دلبستگی و مقابله ای در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد و غیر مبتلا". پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند.
    • میرمحمدصادقی، مهدی (1384) "ازدواج (آموزش پیش از ازدواج)". چاپ اول. تهران: سازمان بهزیستی کشور، معاونت امور فرهنگی و پیشگیری، دفتر پیشگیری از آسیب های اجتماعی.
    • نوری، نسیم و جان­بزرگی، مسعود (1390) "رابطه بین سبک های دلبستگی و نگرش افراد به عشق با ارزش های ازدواج". مجله علوم رفتاری. دوره 5، شماره 3.
    • یاریاری، فریدون؛ مرادی، علیرضا و یحیی زاده، سلیمان (1386)"رابطه هوش هیجانی و منبع کنترل با سلامت روانشناختی در بین دانشجویان دانشگاه مازندران". مطالعات روانشناختی. دوره 3، شماره 1.
      • Badahdah, A. M. & Tiemann, K. A. (2005) "Mate selection criteria among muslims living in America". Evolution and Human Behavior. Vol. 26.
      • Bowlby, J. (1969) Attachment and loss. Vol. 1. Attachment. New York: Basic Books.
      • Buss, D. M. & Barnes, M. (1986) "Preferences in human mate selection". Journal of Personality and Social Psychology. Vol. 50.
      • Buss, D. M. & Schmitt, D. P. (1993) "Sexual strategies theory: An evolutionary perspective on human mating". Psychological Review. Vol. 100.
      • Buss, D. M. (1989) "Sex differences in human mate preferences: Evolutionary hypotheses tested in 37 cultures". Behavior Brain Science. Vol. 12.
      • Buss, D. M. (1998) Sex differences in human mate preferences: Evolutionary hypotheses tested in 37 cultures. In: Cooper, Cary L. and pervin, Lawrence A. (1998). Personality.
      • Ciarrochi, J.; Chan, A. Y. C. & Caputi, P. (2000) "A critical evaluation of the emotional intelligence concept". Personality and Individual Differences. Vol. 28.
      • Crugnola, C. R.; Tambelli, R.; Spinelli, M.; Gazzotti, S.; Caprin, C. & Albizzati, A. (2011) "Attachment patterns and emotion regulation strategies in the second year". Infant Behavior and Development. Vol. 34.
      • Eagly, A. H. & Wood, W. (1999) "The origins of sex differences in human behavior: Evolved dispositions versus social roles". American Psychologist. Vol. 54.
      • Eagly, A. H. & Wood, W. (2002) " A cross-cultural analysis of the behavior of women and men: Implications for the origins of sex differences". Psychological Bulletin. Vol. 128.
      • Extremera, N. & Fernandez, P. (2005) "Perceived emotional Intelligence and life satisfaction: Predictive and incremental validity using the trait meta- mood scale". Personality and Individual Differences. 39.
      • Feeney, J. A. & Noller, P. (1990) "Attachment style as a predictor of adult romantic relationships".  Journal of Personality and Social Psychology. Vol. 58.
      • Gross, J. J. (1998) "The emerging field of emotion regulation: An integrative review". Review of General Psychology. 2 (3).
      • Hazan, C. & Shaver, P. (1987) "Attachment as an organizational framework for research on close relationship". Psychological Inquiry. (5).
      • Hill, R. (1945) "Campus values in mate selection". Journal of Home Economics. Vol. 37.
      • Kenrick, D. T. & Trost, M. R. (1993) The evolutionary perspective. In A. E. Beall, & R. J. Sternberg (Eds.), The psychology of gender. New York: Guilford Press.
      • Láng, A. (2010) "Attachment and emotion regulation – clinical implications of a non-clinical sample study".  Procedia Social and Behavioral Sciences. 5.
      • Linley, P. A. & Joseph, S. (2004) "Positive change following trauma and adversity: A review". Journal of Traumatic Stress. 17.
      • Mayer, J. D.; Salovey, P. & Caruso, D. R. (1999) "Emotional intelligence meets traditional standards for an intelligence". Journal of Intelligence. Vol. 27.
      • McGinnis, R. (1958) "Campus values in mate selection: A repeat study". Social Forces. Vol. 36.
      • Mikulincer, M. & Shaver, P. R. (2003) "The Attachment behavioral system in adulthood: Activation, psychodynamics, And interpersonal processes". Advances in Experimental Social Psychology. Vol. 35.
      • Mikulincer, M. & Shaver, P. R. (2004) Security-based self representations in adulthood: Contents and processes. In W. S. Rholes & J. A. Simpson (Eds.), Adult Attachment: Theory, Research, and Clinical Implications. New York: Guilford.
      • Miler, C. (2002) Men, women from same planet when looking for mate. New York: Reuters Health.
      • Parade, S. H., Leerkes, E. M., & Blankson, A. N. (2010) "Attachment to parents, social anxiety and close relationships of female students over the transition to college". Journal of Youth Adolescence, 39, 127-137.
      • Pediaditakis, N. (1997) " Factors and their origins in mate selection and choice among humans: implications for individual psychotherapy and counseling". Medical Hypotheses. Vol. 51.
      • Schmitt, D. P. (2003) "Universal sex differences in the desire for sexual variety: Tests from 52 nations, 6 continents, and 13 islands". Journal of Personality and Social Psychology. Vol. 85.
      • Schmitt, D. P. (2005) Fundamentals of Human Mating Strategies. The Handbook of Evolutionary Psychology. New Jersey: John Wiley & Sons, Inc.
      • Shaver, P. R., Schachner, D. A., & Mikulincer, M. (2005) "Attachment style, excessive reassurance seeking, relationship processes, and depression". Personality and Social Psychology Bulletin. Vol. 31. p.p: 343-359.
      • Simpson, J. A. (1990)  "Influence of attachment style on romantic relationship". Personality Social Psychology. Vol. 59.
      • Simpson, J. A.; Rholes, W. S. & Nelligan, J. S. (1992) "Support seeking and support giving within couples in anxiety provoking situation: The role of attachment styles". Journal Personality Social Psychology. (62)3.
      • Vadnais, A. M. (2005) The relationship of Emotional Intelligence and Marital Satisfaction. Doctoral Disseration, Alliant International University. Dissertation Abstract International, 3161334.
      • Vimz, B. & Pina, W. (2010) "The assessment of emotion regulation improving construct validity in research on psychopathology in youth". Journal Of Psychological Behaviour Assessment ,Published Online Do I,10.
      • Wakil, P. (1973) "Campus mate selection preferences: A cross-national comparison". Social Forces. Vol. 51.
      • Weber, M. & Ruch, W. (2012) "The role of character strengths in adolescent romantic relationships: An initial study on partner selection and mates' life satisfaction". Journal of Adolescence. Vol. 35.
      • Yoo, S. H.; Matsumoto, D. & Le Roux, J. A. (2006) "The influence of emotion recognition and emotion regulation on intercultural adjustment". International Journal of Intercultural Relation. 30.