عوامل ساختاری ورزش‌برای‌همه در ایران با رویکرد تحقیق آمیخته

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار، دانشگاه خوارزمی E-mail: Saffari.marjan@khu.ac.ir

چکیده

   هدف این مطالعه، شناسایی و رتبه­بندی مهم­ترین عوامل ساختاری موثر بر همگانی شدن ورزش­های تفریحی در ایران بود. مطالعه حاضر به روش آمیخته اکتشافی و در دو فاز کیفی و کمی و به صورت پی در پی انجام شد؛ در مرحله اول با روش نمونه­گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی به 28 متخصص حوزه ورزش­های تفریحی در ایران مراجعه و از طریق مصاحبه عمیق به جمع آوری اطلاعات از آنها پرداخته شد. سپس داده­های حاصل از بیست و هشت مصاحبه به روش تئوری­سازی داده­بنیاد در سه مرحله کدگذاری و تجزیه و تحلیل گردید. نتیجه­ گروه­بندی داده­ها، هفت عامل ساختاری اثر گذار را نشان داد. در مرحله دوم، پرسشنامه­ای براساس یافته­های مرحله اول و ادبیات موضوع طراحی و پس از  بررسی و تایید ویژگی­های روانسنجی آن بین 301 نفر از  کارشناسان، مدیران و دانش پژوهان ورزش­برای­همه ایران که به روش  نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای تعیین شده بودند، توزیع و جمع آوری گردید. سپس از طریق تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی با در نظرگرفتن ضرایب مسیر برای پیش بینی عوامل تاثیرگذار ساختاری به ترتیب اهمیت مشخص شدند که عبارت اند از: رسانه­های سازمانی، منابع مالی، قوانین و مقررات، منابع انسانی، تجهیزات و زیرساخت، فناوری و سازمان­های همکار. نتایج مطالعه حاضر بیانگر اهمیت رسانه­های سازمانی، منابع مالی و قوانین و مقررات به منظور فراهم آوردن ساختاری مناسب برای همگانی شدن ورزش در ایران است؛ درحالی که شاهد هستیم بیشترین توجه سازمان­ها و نهادهای مرتبط از نظر رسانه­ای، تزریق منابع مالی و حتی تدوین قوانین و مقررات به ورزش حرفه ای و قهرمانی است.

کلیدواژه‌ها


عوامل ساختاری ورزش­برای­همه در ایران با رویکرد تحقیق آمیخته

مرجان صفاری[1]

 

تاریخ دریافت مقاله: 2/7/1393

تاریخ پذیرش مقاله:14/7/1393

 

  

مقدمه

ورزش­برای­همه[2] یا ورزش همگانی، جنبش جهانی ورزش­های تفریحی[3] است که از سال 1969 در بسیاری از کشورهای پنج قاره با نیتی یکسان رسمیت یافته است. ورزش به هرفردی بدون توجه به جنسیت، نژاد، مذهب، توانایی جسمانی و اقتصادی تعلق دارد. حق دلبستگی به ورزش، یک حق عمومی برای همه کسانی است که بازی کردن، تمرین کردن و مسابقه دادن در زمان­های آزاد را به عنوان یک لذت و سرگرمی باور دارند(سازمان ورزش برای همه،2010) و سیاست ورزش­برای­همه اتخاذ گردیده است تا آستانه‌ مشارکت ورزشی را پایین‌تر آورد و دورنمای ورزشی متکثری فراهم سازد که از ورزش نخبگان، ورزش رقابتی، ورزش­تفریحی و تفریحات ورزشی متشکل باشد(رنسن[4]، 1983). ویژگی­های جنبش مدرن ورزش برای همه شامل تغییر تدریجی از تفکر ابزاری به تفکری است که اهداف فردی مانند سلامت و تناسب روانی و جسمی، لذت و خوشحالی را جزء واضحی از ورزش می داند. سلامتی، تناسب، ظاهر ورزشکاری، خودباوری و خودبیانگری به خودی خود ارزش یافته­اند و از جنبه­های اصلی فردی ساختن اهداف ورزش هستند. یک ویژگی دیگر تفکر مدرن و ایده هسته­ای ورزش­برای­همه به وجود آوردن دمکراسی در ورزش است تا فارغ از سن، جنسیت، طبقه­اجتماعی همه امکان برخورداری یکسان از امکانات ورزشی را داشته ­باشند(هارتمن[5]،1999). دولت‌ها در سال‌های اخیر، به دنبال استفاده از ورزش به عنوان یک مقیاس در مهندسی اجتماعی جهت کاهش جرائم و تخلف، کاهش چاقی در جوانان و دستیابی به ظرفیت اجتماعی بالاتر در گروه‌های فرعی بوده‌اند(هالیهان[6]،2005) و در روند برنامه­ریزی، نظارت و پیشرفت تجارب اوقات فراغت، بر تفریح و بازی­های فعال به عنوان بازدارنده­های بیماری و امراض مرتبط سرمایه گذاری کنند(رس و گری[7]،2012)؛ به طوری که ورزش‌های­تفریحی به شیوه‌ای استاندارد به منظور ارتقای سلامت فردی و کیفیت زندگی تبدیل‌شده‌اند (چن[8]،2011). ورزش تفریحی شامل ورزش­هایی به منظور ارتقای آمادگی جسمانی و  مفرح است(مول[9]،2005). تسای[10] (2008) ورزش­های تفریحی را به عنوان ورزش­هایی که با هدف تفریح انجام می شوند و شدت فعالیت در آنها مد نظر نیست، تعریف می­کند. این ورزش­ها شامل آن دسته از فعالیت­های جسمانی هستند که به طور آزادانه انتخاب، برنامه­ریزی و سازماندهی می­شوند و از طریق این فعالیت­های ورزشی، فرد می تواند شاخص­های جسمانی و روانی خود را ارتقا دهد، تفریح کند و فعالیت­های چالشی و ماجراجویانه را در قالب حس تعلق اجتماعی تجربه نماید(تسای،2008).

یکی از چالش­های پیش روی توسعه حوزه ورزش­های تفریحی یا همان اجرایی شدن سیاست  ورزش­برای­همه، ایجاد فرصت­های مطلوب ورزشی دردسترس، متنوع، ارزان و ایمن برای تمام آحاد جامعه است. تحقیقات زیادی به  شناسایی عوامل و راهکارهای توسعه این حوزه از ورزش پرداخته اند. ­لیو و همکاران[11](2009) با بررسی وضعیت تسهیلات ورزش عمومی در انگلستان بیان کردند که بخش عمومی، نقش مهمی در ترویج شرکت همه گروه­های جامعه در فعالیت­های ورزشی ایفا می­نماید؛ اما نابرابری­هایی وجود دارند که در طبقه­بندی اجتماعی، سن، قومیت و ناتوانی جسمی نمود پیدا می­کنند. نابرابری­های ورزشی در اثر کنش پیچیده­ای میان فاکتورهای فرهنگی، اجتماعی، جغرافیایی و اقتصادی به وجود می­آیند و فاکتورهای موفقیت­آمیز در شاخص دسترسی شامل مکان مناسب در زندگی گروه­های هدف مرتبط، قیمت­های مناسب و برنامه­های ویژه برای گروه­های هدف(جوانان، بالای 60 سال­ها، معلولین و ...) است. ویکر و همکاران[12] (2009) نیز نشان دادند که مدیرت ورزش باید برای در دسترس ساختن امکانات ورزشی برای تمام گروه­های سنی مشارکت داشته باشد. نتایج این  پژوهش نشان داد که دسترسی به اماکن ورزشی بدون توجه به شرایط اجتماعی- اقتصادی، بر الگوی  فعالیت ورزشی افراد تاثیر زیادی می­گذارد و اثر انواع خاصی از اماکن ورزشی بین گروهای سنی متفاوت است. بارسلونا و رس[13] (2004) نیز در مطالعه­ای به بررسی ویژگی­های مدیران ورزش­های تفریحی پرداختند و 4 مولفه تکنیک­های مدیریتی(نقش های پایه­ای مدیریت، مدیریت منابع انسانی، بودجه بندی، حل مساله و مهارت­های ارتباطی موثر)، برنامه­ریزی ورزشی، مدیریت بازرگانی(مهارت های مدیریتی رده بالاتر مانند اشراف به مسائل قانونی و قانونگذاری، تکنیک­های بازاریابی، اصول مالی و اقتصادی، برنامه­ریزی استراتژیک و فناوری اطلاعات) و جنبه تئوریکی را به عنوان شاخص­های اثر گذار مدیران حوزه ورزش­های تفریحی ذکر کردند. هالیهان(2005) در مطالعه­ای به توسعه چهارچوبی برای تحلیل تدوین سیاستگذاری بخش عمومی ورزش انگلستان می پردازد. الگوی مراحل، تحلیل سازمانی، الگوی چند مرحله­ای جریان و ساختار ترکیبی پشتیبان را ارائه می­کند و سپس ساختاری مناسب برای سیاستگذاری بخش عمومی ورزش که بر نقاط قوت ساختارهای موجود تاکید دارد، ارائه   می­نماید و تاکید ویژه­ای بر ساختارهای متقابل همکاری همه نهادها در این حوزه دارد. پرنتا و هاروی[14] (2009) یک مدل مشارکتی برای توسعه ورزش دارای سه حلقه بازخوردی ارائه کردند. مشارکت بین دو یا تعداد بیشتری سازمان پیشرو، مدیریت مشارکتی و ارزیابی مشارکت که به بخش­های پیشرو و مدیریتی بازخورد می­دهد. مشارکت پیشروها شامل هدف پروژه، محیط، طبیعت مشارکت کنندگان و برنامه ریزی مشارکت می­باشد.     جنبه­های مدیریت مشارکتی شامل ویژگی­های مشارکت، ارتباطات و تصمیم گیری است و مولفه­های ارزیابی مشارکت شامل نوع ارزیابی و تعیین موفقیت و اثربخشی است.

نتایج مطالعات حاضر نشان از تنوع و گستردگی مطالعات در این حوزه دارد. برای دسته بندی عوامل موثر بر اجرایی شدن سیاست ورزش­برای­همه از سطوح تجزیه و تحلیل تئوری­های مدیریت استفاده شد که هر تئوری دارای سطوح تجزیه و تحلیل است؛ به گونه­ای که در قلمرو یا سطوح خاصی مطرح می شود. تئوری­ها به طور کلی شامل سه قلمرو یا سطح رفتاری، ساختاری و محیطی هستند. به عبارت دیگر، هر پدیده مدیریتی، قابل مطالعه در سه سطح است: 1- در رابطه با رفتار انسان در سازمان که سطح خرد به شمار می آید. 2- در رابطه با ساختار سازمان که سطح میانی این علم به شمار می آید. 3- در رابطه با محیطی که سازمان را احاطه کرده و با آن تعامل دارد(میرزایی اهرنجانی؛امیری،1381). در مطالعه حاضر به سطح  میانی یا همان عوامل ساختاری ورزش­برای­همه پرداخته می­شود. این سطح در همگانی­شدن ورزش­های­تفریحی بیشترین تاثیر را دارد (صفاری،1391). منظور از سطح ساختاری مسیرها، کانال­ها و ظروفی هستند که فرایندها و عملیات   ورزش­های تفریحی ایران در آن جاری است و شامل عوامل نرم و سخت جهت تحقق بخشیدن به سیاست ورزش­برای­همه در جامعه ایرانی است.

بدون شک، همگانی کردن ورزش در ایران و فراهم آوردن فرصت­های دردسترس، متنوع، ارزان و ایمن در کشوری با وسعت، جمعیت و تنوع جغرافیایی ایران امری ساده نخواهد بود. متاسفانه، در ایران مطابق اعلام وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در حال حاضر 18 میلیون نفر کم تحرک، 9 میلیون نفر چاق و 15 میلیون نفر دارای کلسترول بالا هستند و در دو دهه گذشته میزان مبتلایان به دیابت به عنوان سومین عامل تهدید کننده سلامت جامعه 150 درصد رشد کرده است. کم تحرکی از عوامل اصلی چاقی و اضافه وزن است و چاقی، زمینه ساز مخاطرات بعدی برای سلامت جسمی و روانی ایرانیان است(وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی،1393). همچنین، مطابق آمار موجود، میزان مشارکت در ورزش نیز وضعیت مطلوبی ندارد و آخرین آمار قابل استناد حاکی از مشارکت کمتر از 20 درصد مردم است(غفوری، 1386). از این رو، مطالعه حاضر  به دنبال شناسایی و سپس اولویت­بندی مهم­ترین عوامل ساختاری و زیربخش­های هریک در ورزش­های تفریحی- براساس ادبیات پیشینه و نظر خبرگان داخلی با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران- است تا بتوان با معرفی آنها به مدیران وتصمیم سازان سازمان­های مرتبط و  دانش پژوهان این حوزه، بستر توسعه ورزش­های تفریحی و اجرایی شدن سیاست ورزش­برای­همه در ایران را فراهم ساخت.

روش‌شناسی پژوهش

  1. روش تحقیق

این مطالعه به روش آمیخته[15] اکتشافی در دو مرحله و به صورت پی در پی انجام شد. در طرح­های تحقیق آمیخته اکتشافی، پژوهشگر درصدد زمینه­یابی درباره موقعیتی نامعین است. برای این منظور، ابتدا به گردآوری داده­های کیفی می‌پردازد. انجام این مرحله، او را به توصیف جنبه­های بی شماری از پدیده هدایت می­کند. با استفاده از این شناسایی اولیه، امکان صورت‌بندی درباره پدیده مورد مطالعه فراهم می­شود و در مرحله بعد، پژوهشگر از طریق گردآوری داده­های کمی، یافته­های کیفی را مورد آزمون قرار می­دهد(بازرگان،1387). بنابراین، در مطالعه حاضر، ابتدا داده­های کیفی جمع آوری، سپس براساس آنها داده­های کمی جمع آوری شد. مزیت این طرح پژوهشی آن است که ابتدا پدیده مورد بررسی را به نحوی کامل موشکافی می­کند، ابعاد و مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده پدیده را به دست می­آورد و پژوهشگر با گوش دادن به آزمودنی­ها- نه از طریق ابزار از قبل تعیین‌شده- ابعاد را مشخص می‌کند(دانایی­فرد،1386). از آنجا که روش­های تحقیق کمی و کیفی به تنهایی نمی­توانند پیچیدگی­های مسایل و عناصر تشکیل دهنده نظام­های تولید کالا و خدمات را بدون اریب مورد مطالعه قرار دهند، ترکیب این روش­ها مورد استفاده قرار می­گیرد(بازرگان،1387).

  1. جامعهآماریوحجمنمونه     

بخش کیفی: در مرحله اول، با توجه به کیفی بودن مطالعه از نمونه گیری هدفمند و تکنینک گلوله برفی[16] استفاده شد. مشارکت­کنندگان در این مرحله، متخصصان حوزه­های مدیریت ورزش­­های تفریحی در دو بخشی علمی و اجرایی بودند. منظور از متخصص در پژوهش حاضر، افرادی بودند که در سازمان­های مرتبط با ورزش­های تفریحی حداقل سابقه 7 سال مدیریت داشتند و در بخش دانشگاهی از اعضای هیئت علمی که دارای پژوهش یا کتاب در حوزه یاده شده بودند، کمک گرفته شد و در مجموع با 28 نفر مصاحبه انجام گردید.

بخش کمی: در مرحله دوم، جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان سازمان­های ورزشی مرتبط با ورزش­های تفریحی ایران و اعضای هیئت‌علمی و دانشجویان دکتری مدیریت ورزشی ایران بودند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان برابر با 301 نفر تعیین شد و روش نمونه‌گیری به صورت تصادفی طبقه‌ای بود.

  1. ابزاراندازه‌گیری

ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این پژوهش در مرحله کیفی، مصاحبه عمیق بود؛ به طوری که ابتدا عوامل ساختاری مرتبط با ورزش­برای­همه  در ادبیات داخلی و بین الملل مورد بررسی قرار گرفت و براین اساس راهنمای مصاحبه شامل مولفه­های برآمده از ادبیات تدوین شد. سپس با متخصصان ورزش­برای­همه درخصوص عوامل ساختاری موثر در همگانی شدن ورزش های تفریح مصاحبه گردید. در مصاحبه بیست و پنجم، پژوهشگر به نقطه اشباع[17] رسید، ولی مصاحبه­ها تا مصاحبه با متخصص بیست و هشتم ادامه یافت. منظور از اشباع نظری، قضاوتی است که پژوهشگر بر اساس آن تصمیم می گیرد که نیاز به جمع آوری اطلاعات بیشتر وجود ندارد و اطلاعات جدیدی که به تعریف خصوصیات طبقات کمک کند، به پژوهش وارد نمی­شود.

در مرحله دوم، نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده­های کیفی برآمده از مصاحبه­ها و ادبیات موضوع، تبدیل به پرسشنامه­ای محقق ساخته و 28 گویه­ای به شرح جدول 1 شد. برای بررسی روایی محتوای پرسشنامه، از 12 نفر متخصص رشته مدیریت ورزش خواسته شد تا  گویه­های پرسشنامه­ را مورد بررسی قرار دهند .با توجه به نظر متخصصان، بعضی گویه­ها حذف و تعدادی نیز اضافه یا اصلاح گردید. سپس پرسشنامه بین 5۰ نفراز  اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان سازمان­های مرتبط با ورزش­های تفریحی توزیع و ضریب آلفای کرون باخ[18] 0.80 تعیین شد. پیش از توزیع، سایر ویژگی­های روان‌سنجی پرسشنامه از جمله ضریب توافق کندال و ضریب تشخیص آن نیز بررسی و مورد تأیید قرار گرفت.

جدول 1: مولفه و گویه­های پرسشنامه

ردیف

مولفه

تعدادگویه

1

منابع انسانی

4

2

منابع مالی

5

3

تجهزات و زیرساخت

5

4

فناوری

4

5

قوانین و مقررات

3

6

سازمان­های همکار

2

7

رسانه­های سازمانی

5

پرسشنامه

28

یافته­های پژوهش

یافته­های پژوهش حاضر در دو بخش کیفی و  کمی به شرح زیر بود:

یافته های بخش کیفی

عوامل ساختاری براساس تجزیه و تحلیل داده بنیاد داده­های حاصل از مصاحبه با متخصصان شامل منابع مالی، منابع انسانی، تجهزات و زیرساخت­ها، فناوری، قوانین و مقررات، سازمان های همکار و رسانه­های سازمانی بودند که در ادامه ارائه می شود(جدول 2).

  1. منابع انسانی

کسانی که کار، استعداد و خلاقیتی به سازمان ارزانی می­دارند و به آن پویایی می­بخشند و از مهم­ترین منابع به شمار می­آیند(استونر،1382). در مطالعه حاضر، منابع انسانی شامل کارکنان ستادی، صف و نیروهای داوطلب   می شوند که نقش تعیین کننده­ای درسطح سازمانی دارند، زیرا می­توانند از سایر منابع به طور بهینه استفاده نمایند.

  1. منابع مالی

 بدون شک، همگانی شدن ورزش درمیان مردم نیازمند منابع مالی است. در حوزه ورزش­های تفریحی، منابع مالی شامل بودجه دولتی، بودجه نهادهای عمومی، حامیان مالی، کمک های مردمی و در نهایت، حمایت مالی شرکت­های بیمه ای با رویکرد افزایش سطح سلامت عمومی می­شود.

  1. تجهیزات و زیرساخت­های ورزشی

این مولفه شامل کلیه ابزارها، دستگاه­ها و تسهیلات ورزشی مورد نیاز رشته­های ورزشی مختلف(توسعه ورزش همگانی و تفریحی،1382) و همچنین، فضاها و کلیه عوامل تاسیساتی، خدماتی- رفاهی و بهداشتی ورزش همگانی می شود که اجرای فعالیت­های ورزشی را در سطح آموزش، تمرین و رقابت تسهیل می کنند و به طور کلی به دو دسته فضاهای ورزشی و تاسیسات پشتیبان تقسیم می­شوند. فضاهای ورزشی خود به دو بخش سرپوشیده و روباز تقسیم شده و فضاها و تاسیسات پشتیبانی نیز به سه بخش تاسیساتی، بهداشتی و رفاهی- خدماتی تقسیم می گردند(توسعه امکانات و زیرساخت،1383). در این مولفه،  مطالعه و نیاز سنجی، دسترسی، کیفیت، توزیع عادلانه، ایمنی و طراحی زیبای تجهیزات و زیرساخت­های ورزشی مورد نظر است که می­تواند بر میزان مشارکت مردم بر ورزش­های تفرحی اثرگذار باشد.

  1.  فناوری

مجموعه­ای از سخت افزارها، نرم افزار­ها و شبکه­های اطلاعاتی و دانش فنی لازم که برای جمع آوری، پردازش، ذخیره­سازی و توزیع داده­ها که می تواند در حوزه ورزش­های تفریحی کشور استفاده ­شود، در این مولفه مد نظر می باشد(توسعه ورزش همگانی و تفریحی،1382). فناوری می تواند موجب بهبود و ارتقای سایر مولفه­های ساختاری شود و پیشتیبان سایر مولفه­ها در سطح ساختاری است.

  1. قوانین و مقررات

 قانون به معنی قواعد و مقرراتی است که روابط افراد (حقیقی یا حقوقی) جامعه را تنظیم می­کند و دارای ضمانت اجرا نیز می­باشد و شامل آیین نامه­ها و اسناد قانونی می شود(توسعه محیط حقوقی،1383). در حوزه ورزش­های تفریحی اسناد توسعه­ای ورزش همگانی، استانی، شهر و سازمانی مد نظر می­باشند. این قوانین و مقررات باید پشتیبان و تسهیل کننده و در عین حال، دارای ضمانت اجرایی در ورزش­های تفرحی ایران باشند.

  1. سازمان های همکار

منظور از سازمان­های همکار، سازمان­هایی هستند که در حوزه ورزش­های تفریحی در سطح ملی، استانی، شهری، روستایی و سازمانی فعالیت می کنند و می توانند شامل سازمان­های دولتی مانند وزارت ورزش و جوانان، آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری و...  و سازمان های غیر دولتی مانند فدراسیون ورزش­های همگانی و سایر فدراسیون­های ورزشی و نهادهای عمومی مانند شهرداری­ها باشند که در حوزه ورزش­های تفریحی کشور فعال هستند. در مطالعه حاضر، وحدت سیاستگذاری و ایجاد هماهنگی، تدوین شرح وظایف روشن و تقسیم کار و ایجاد تعاملات مستمر در بین سازمان­ها و نهادهای حوزه ورزش­های تفریحی مدنظر است.

  1. رسانه های سازمانی

رسانه به هر ابزار، سازمان یا نهاد مادی و غیر مادی که حامل پیام باشد، اطلاق می شود، به شرط آنکه پیام منتشره آن از مقبولیت اجتماعی برخوردار باشد و مورد پذیرش جامعه قرار گیرد(صادق فرید،1386). در این مطالعه برای رسانه­های سازمانی در ورزش­های تفریحی پنج کارکرد در نظر گرفته شده است:  1- کارکرد آموزش همگانی که رسانه­ها بیشتر از شیوه های اقناعی استفاده می نمایند؛ به طوری که رسانه ها با عقل و منطق مخاطبان درگیر و از طریق افزایش غنای محتوای آموزشی، تنوع و جذابیت، امکان آموزش اثربخش برای تمام اقشار جامعه، ایجاد انگیزه، ترغیب و متقاعد سازی به منظور مشارکت در فعالیت­های ورزشی اقدام می کنند. 2- در کارکرد      اطلاع رسانی، رسانه ها می­توانند  به صورت برنامه ریزی شده، دقیق و بهنگام دست به اطلاع رسانی در خصوص رویدادهای ورزشی بپردازند و برای این منظور باید برنامه­ریزی ساختاری و محتوایی مناسبی برای اطلاع رسانی تهیه شود. همچنین، آگاه سازی و اقدامات ترویجی و تبلیغی به منظور شرکت در فعالیت­های ورزشی نیز از طریق رسانه­ها امکان پذیر است. 3-  در کارکرد بازاریابی اجتماعی، از طریق زمینه سازی امکان تشکیل گروه­های ذینفع، شبکه سازی در اقشار مختلف جامعه و همچنین با توجه به پیشرفت روز افزون فناوری اطلاعات و علاقه قشر جوان به شیوه­های ارتباط مجازی ایجاد شبکه­های مجازی می تواند منجر به افزایش مشارکت مردم در ورزش­های تفریحی شود. 4- کارکرد نوگرایی نیز از طریق معرفی ورزش­های جدید، ایجاد تفکر خلاقانه، نو و مثبت در خلق فعالیت های جسمانی مفرح  می تواند به افزایش مشارکت مردم در ورزش  منجر گردد. 5- در کارکرد نظارتی، رسانه ها از طریق پایش و رصد تیزبینانه و هوشمندانه محیط و بررسی تحولات محیطی، اقدام به شناسایی مشکلات و تهدیدات می کنند. همچنین، از طریق برقراری ارتباط مستقیم با متن جامعه می توانند به رصد مستمر افکار و علایق عمومی، خواسته و نیازهای ورزشی مردم بپردازند.

جدول 2: گروه های کلی، فرعی و کدهای محوری مستخرج از مصاحبه­ها

گروه های کلی

گروه های فرعی

کدهای محوری

سطــح سازمانی(ساختاری)ورزش های تفریحی ایران

منابع انسانی

نیروهای ستادی

نیروهای صف

نیروهای داوطلب

منابع مالی

بودجه دولتی

نهادهای عمومی

حامیان مالی

بیمه ها

کمک های مردمی

تجهیزات و زیرساخت

مطالعه و نیازسنجی

دسترسی به تجهیزات و زیرساخت­ها

کیفیت تجهیزات و زیرساخت­ها

توزیع عادلانه تجهیزات و زیرساخت­ها

ایمنی تجهیزات و زیرساخت­ها

طراحی زیبا تجهیزات و زیرساخت­ها

فناوری

استفاده از سخت افزارها

استفاده از نرم افزارها

شبکه های اجتماعی

ارتقای دانش فنی

قوانین و مقررات

اسناد توسعه ای ورزش همگانی استانی

اسناد توسعه ای ورزش همگانی شهری

اسناد توسعه ای ورزش همگانی سازمان­ها

سازمان های همکار

وحدت سیاستگذاری

شرح وظایف روشن

تعاملات مستمر

رسانه های سازمانی

آموزش همگانی

اطلاع رسانی

بازاریابی اجتماعی

پایش و رصد تغییرات محیطی

رصد افکار و علایق عمومی

 

یافته های بخش کمی

در بخش دوم به این سوال پاسخ داده شد که عوامل تاثیر گذار ساختاری به ترتیب اهمیت در ورزش­های تفریحی ایران کدام اند ؟

شکل 1 ضرایب مسیر پیش بینی عوامل  تاثیرگذار و جدول 3، تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی با در نظر گرفتن ضرایب مسیر برای بررسی عوامل تاثیر گذار ساختاری را نشان می­دهند. نتایج حاکی از آن است که ضریب رگرسیون رسانه­های سازمانی بیشترین تاثیر بر را عوامل ساختاری دارد و در سطح (01/0P )، معنادار می باشد که 63 درصد از واریانس عوامل ساختاری را پیش­بینی می­کنند. در مرتبه دوم، منابع مالی تاثیر می گذارد و 21 درصد بر پیش­بینی عوامل ساختاری می­افزاید که این افزایش از نظر آماری (01/0P ) معنادار می باشد.

 

شکل 1: ضرایب مسیر پیش بینی عوامل تاثیر گذار

در مرتبه سوم، قوانین و مقررات بر عوامل ساختاری تاثیر می­گذارد که 8 درصد بر پیش بینی کنندگی می­افزاید. در مرتبه چهارم، منابع انسانی با 3 درصد افزایش مقدار R2. و در مرتبه پنجم، تجهیزات و زیرساخت با 2 درصد افزایش R2  . در مرتبه ششم، عامل فناوری نیز با 2 درصد افزایش R2  . و در مرتبه هفتم، سازمان­های همکار با تنها 1 درصد افزایش R2  . پیش­بینی کنندگان عوامل ساختاری هستند.

جدول 3: تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی با در نظرگرفتن ضرایب مسیر برای پیش بینی عوامل تاثیرگذار ساختاری به ترتیب اهمیت

مدل

متغیرهای مستقل (پیش بین)

β

t

P

R

R2

F

Sig

1

رسانه های سازمانی

79/.

67/20

0001/.

79/.

63/.

46/427

0001/.

2

رسانه

63/.

18/24

0001/.

92/.

 

84/.

 

32/683

 

0001/.

منابع مالی

49/.

73/18

0001/.

3

رسانه

60/.

35/31

0001/.

96/.

92/.

61/950

0001/.

عوامل مالی

39/.

73/19

0001/.

قوانین و مقررات

30/.

26/15

0001/.

4

رسانه

57/.

77/37

0001/.

97/.

95/.

008/1217

0001/.

منابع مالی

33/.

21/20

0001/.

قوانین

23/.

15/14

0001/.

منابع انسانی

22/.

83/12

0001/.

5

رسانه

51/.

34/43

0001/.

98/.

97/.

98/1791

0001/.

منابع مالی

30/.

62/24

0001/.

قوانین

20/.

20/16

0001/.

منابع انسانی

19/.

14/15

0001/.

تجهیزات و زیرساخت

17/.

20/14

0001/.

6

رسانه

35/.

06/40

0001/.

99/.

99/.

25/5967

0001/.

منابع مالی

30/.

02/48

0001/.

قوانین

18/.

60/29

0001/.

منابع انسانی

14/.

75/20

0001/.

تجهیزات

21/.

53/32

0001/.

 

 

 

0001/.

فناوری

23/.

02/27

0001/.

7

رسانه

30/.

-

0001/.

100%

100%

-

0001/.

منابع مالی

29/.

-

0001/.

قوانین

15/.

-

0001/.

منابع انسانی

14/.

-

0001/.

تجهیزات

18/.

-

0001/.

فناوری

29/.

-

0001/.

سازمان های همکار

11/.

-

0001/.

 

بحث و نتیجه گیری

افزایش مشارکت مردم در ورزش همیشه مد نظر سیاستگذاران بوده است. در ایران، علی رغم وجود سازمان­ها و نهادهای متعدد، مشارکت­کنندگان در ورزش نسبت به سایر کشورها وضعیت چندان مطلوبی ندارد. هدف این مطاله، شناساسایی عوامل ساختاری و تعیین اهمیت آنها در همگانی شدن ورزش در ایران بود. براساس نتایج پژوهش حاضر، در دو بخش کیفی و کمی در ورزش­های تفریحی ایران سطح ساختاری تاثیرپذیر از هفت عامل بود.

مهمترین عامل ساختاری در ورزش­های تفریحی ایران، رسانه­های سازمانی است؛ رسانه­های سازمانی در مطالعه حاضر دارای کارکردهای متنوعی از جمله آموزش همگانی، اطلاع رسانی، آگاه سازی، بازاریابی اجتماعی، نوگرایی و نظارتی هستند و به عنوان اثر گذارترین عامل ساختاری از جایگاه ویژه­ای برخوردارند. رو[19] (2009) تدوین استراتژی­های ملی به منظور ایجاد  کانال­های ارتباطی و بازاریابی اجتماعی را به عنوان خط­مشی موثر در افزایش مشارکت مردم در ورزش اوقات فراغت می­داند. روشندل اربطانی(1386) نیز با ارائه مدلی به کارکردهای رسانه به منظور توسعه ورزش تاکید می­کند که تایید کننده نتایج مطالعه حاضر می­باشند. منابع مالی، دومین مولفه از نظر اهمیت در عوامل ساختاری هستند. بنسون و هندرسون[20](2005) و گرین[21](2006) به نقش منابع مالی دولتی در توسعه ورزش تاکید داشته­اند و آفرینش خاکی(1384)  و هالیهان(2001) نیز به لزوم ورود سرمایه بخش خصوصی به ورزش همگانی اشاره کرده اند. به نظر می­رسد با توجه به گستردگی صحنه ورزش­های تفریحی منابع مالی باید از بخش­های متعدد مانند بودجه دولتی، بودجه نهادهای عموی، حامیان مالی، بیمه­ها و کمک­های مردمی تامین گردد. سومین عامل از نظر اهمیت در عوامل ساختاری قوانین و مقررات است. در  مطالعه حاضر  تدوین، تصویب و اجرای اسناد توسعه­ای ورزش­همگانی استانی، شهری و سازمانی مد نظر است. تدوین قوانین و مقررات به عنوان یکی از حوزه­های سیاستگذاری به منظور ایجاد تغییرات در ورزش انگلستان نیز مورد توجه بوده است(چارچوب ورزش انگلستان،2004) و بیانگر اهمیت این موضوع می باشد. چهارمین مولفه از نظر اهمیت، منابع انسانی است. بارسلونا و رس(2004) به مزیت رقابتی آموزش مدیران ورزش­های تفریحی اشاره می کند. همچنین، مدل توسعه ورزش همگانی هنگ کنگ(2009) به نیروهای داوطلب و نقش آموزش منابع انسانی تاکید دارد. عامل بعدی، تجهیزات وزیرساخت می باشد. تامین تجهیزات و زیرساخت­های ورزشی با توجه به امور مطالعاتی و نیازسنجی، دسترسی همگانی، ارتقای کیفیت، توزیع عادلانه و تامین ایمنی و طراحی زیبا از یافته­های این مطالعه است که با مطالعات ممتازبخش(1386)، اتقیاء (1386) که بر فضاها و اماکن ورزشی تاکید می کنند، تطبیق دارد. همچنین، زیانگ(2007) بر توسعه فضاهای ورزشی در اماکن مسکونی و تخصصی سازی مکان های ورزشی، افزایش تعداد میادین و پارک ها با امکان دسترسی آسان به سیستم حمل ونقل عمومی تاکید می کند. لیو(2009) به مکان و تجهیزات مناسب در نزدیکی محل زندگی گروه­های هدف اشاره دارد و ویکر(2009) نیز به در دسترس بودن اماکن و فضاهای ورزشی تاکید می کند. عامل ششم از نظر اهمیت، فناوری است. یافته­های مطالعه حاضر نشان می­دهد ورود فناوری­های نوین از طریق سخت افزارها، نرم افزارها و ارتقای دانش فنی   می­تواند به عنوان یکی از عوامل ساختاری  مشارکت مردم را در ورزش اوقات فراغت افزایش دهد. همچنین، این مولفه می تواند پشتیبان سایر مولفه های این سطح هم باشد. آخرین عامل ساختاری، سازمان­های همکار است که پرنتا و هاری(2009) هم ایجاد مشارکت بین سازمان مرتبط و مدیریت مشارکتی را یکی از   حلقه های مهم در توسعه ورزش­برای­همه می دانند.

به طورکلی، می­توان گفت عوامل ساختاری، ساختار مدیریتی و بکارگیری سیستم­های پشتیبانی نرم و سخت جهت تحقق بخشیدن به سیاست ورزش­برای همه درمیان مردم است. این سطح شامل مسیرها، کانال­ها و ظروفی هستند که فرآیندها و عملیات ورزش­برای­همه در آنها جاری می شوند و در برگیرنده همه عناصر، عوامل و منابع فیزیکی و غیر فیزیکی ورزش­برای­همه است که بانظم، قاعده و ترتیب خاصی بهم پیوسته و چارچوب و قالب ورزش­برای­همه را می سازند. به عبارت دیگر، عوامل ساختاری به مثابه ظرف فعالیت­های ورزش­برای­همه است؛ ظرفی که تمام فرایندهای ورزش­های تفریحی ایران در آن جریان دارد و بر رفتار مشارکت ورزشی مردم در اوقات فراغت اثر می گذارد. این چارچوب و قالب را در ورزش برای همه می توان در مدل هایی چون: مدل مدیریتی ورزش­های تفریحی(مول،2005)، چارچوب ملی ورزش انگلستان (چارچوب ورزش انگلستان،2004) و مدل توسعه ورزش همگانی هنگ کنگ(انجمن ورزش همگانی هنگ کنگ،2009) هم مشاهده کرد.

اهمیت رسانه­های سازمانی، منابع مالی و قوانین و مقررات به عنوان مهم­ترین عوامل ساختاری، نشان دهنده نقش ویژه این عوامل به منظور فراهم آوردن ساختاری مناسب برای همگانی شدن ورزش در ایران است؛ درحالی که شاهد هستیم بیشترین توجه وزارت ورزش و جوانان و سایر نهادهای ورزشی از نظر رسانه­ای، تزریق منابع مالی و حتی تدوین قوانین و مقررات به سمت ورزش حرفه­ای و قهرمانی است و معمولا پرداختن به ورزش­برای­همه در رده­های آخر اهمیت قرار دارد. بنابراین، با توجه به شرایط فعلی نمی توان انتظار داشت در میزان مشارکت مردم در ورزش های تفریحی تغییر ملموسی رخ دهد. میزان مشارکت جامعه در ورزش به عوامل متعددی بستگی دارد؛ به عبارت دیگر، پیاده سازی سیاست ورزش­برای­همه به عنوان یک پدیده اجتماعی پیچیده و چند بعدی متاثر از عوامل متعددی است. بدون شک، نگاه تک بعدی به این حوزه و جزیره ای عمل کردن نهادها و سازمان­های مرتبط راهگشا نخواهد بود و به تعاملی مستمر و شبکه ارتباطی قوی نیاز است. از این رو، باید در برنامه ریزی­های جامع، ایجاد فرصت­های مطلوب ورزشی دردسترس، متنوع، ارزان و ایمن با توجه به نیازهای محلی، منطقه­ای و ملی، مد نظر تصمیم سازان و برنامه­ریزان قرار گیرد.

  • منابع

    • آفرینش خاکی،اکبر؛تندنویس، فریدون و مظفری، سیدامیراحمد(1384) "مقایسه دیدگاه های اعضای هیات علمی، مربیان، ورزشکاران و مدیران در مورد چگونگی توسعه ورزش همگانی". نشریه علوم حرکتی و ورزش.3(5):1-22.
    • اتقیاء، ناهید(1386) "نیاز سنجی از اقشار مختلف زنان ایرانی در زمینه ورزش­های همگانی".پژوهش در علوم ورزشی. زمستان،(17):15-31.
    • استونر، جیمزای.اف؛ فری من،آر.ادوارد وگیلبرت،دانیل.آر(1382) مدیریت. چاپ دوم. دفتر پژوهش های فرهنگی
    • بازرگان، عباس (1387) مقدمه ای بر روش های تحقیق کیفی و آمیخته، رویکرد­های متداول در علوم رفتاری. تهران: دیدار
    • دانایی فرد، حسن(1386) "هم سازی شیوه­های کمی و کیفی در پژوهش­های سازمانی: تاملی بر استراتژی پژوهش ترکیبی".فصلنامه حوزه و دانشگاه: روش شناسی علوم انسانی. سال سیزدهم، شماره 53،ص63-35.
    • روشندل اربطانی، طاهر(1386) "تبیینجایگاهرسانههایهمگانیدرنهادینهکردنورزش همگانیدرکشور". حرکت. شماره 33 .ص 165-178.
    • سند راهبردی نظام جامع توسعة تربیت بدنی و ورزش کشور (1382) توسعه امکانات و زیرساخت. شرکت راد سامانه.
    • سند راهبردی نظام جامع توسعه تربیت بدنی و ورزش کشور(1383) توسعه محیط حقوقی. شرکت راد سامانه.
    • سند راهبردی نظام جامع توسعة تربیت بدنی و ورزش کشور (1382) توسعه ورزش همگانی و تفریحی.  شرکت راد سامانه.
    • صادق فرید، محمد(1386) فصلنامه فرهنگ رسانه، شماره یک، نقش آور.
    • غفوری، فرزاد(1386) مطالعه انواع ورزش های همگانی و تفریحات مطلوب جامعه و ارائه مدل برای برنامه ریزی های آینده. دفتر ملی مدیریت و توسعه ورزش کشور، سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران.
    • ممتازبخش،مریم وفکور،یوسف(1386) "بررسی راهکارهای ارتقا و توسعه ورزش همگانی بانوان دانشگاه علوم انتظامی".فصلنامه دانش انتظامی. سال نهم، شماره دوم، ص 53-62.
    • میرزایی اهرنجانی،حسن و امیری، مجتبی(1381) "ارائه مدل سه بعدی تحلیل مبانی فلسفی و زیرساخت های بنیادین تئوری های مدیریت". دانش مدیریت. شماره 56 ؛ص 21- 3.

     

    • Benson,A. Henderson,S.(2005) "UK leisure centers under best value: a strategic analysis".  International Journal of Public Sector Management. Vol. 18 No. 3, pp. 196-215.
    • Barcelona,B.,Ross,G,M.(2004) "An Analysis of the Perceived Competencies of Recreational Sport Administrators".Journal of Park and Recreation Administration. Volume 22, Number 4.pp. 25-42 .
    • Chen,T.,( 2011)"Using Hybrid MCDM Model for Enhancing the Participation of Teacher in Recreational Sports". Journal of Decision Systems. Volume 20, Issue 1, pages 33-49.
    • Community Sports Committee of the Sports Commission (2009("Consultancy Study on Sport for All Participation Patterns of Hong Kong People in Physical Activities". Submitted by The Chinese University of Hong Kong Department of Sports Science & Physical Education.
    • Green ,M.(2006) "From 'Sport for All' to Not About 'Sport' at All?: Interrogating Sport Policy Interventions in the United Kingdom". European Sport Management Quarterly. Vol. 6, No. 3, 217-238.
    • Hartmann, I ,T.,(1999) "The Idea of Sport for All and the Development of Organized Sport in Germany and Great Britain". Journal of European Area Studies. Vol.7, No.2, 145 — 156.
    • Houlihan, B.(2001) "Citizenship, Civil Society and the Sport and Recreation Professions". Managing Leisure, 1466-450X, Volume 6, Issue 1, PP 1 –14.
    • Houlihan, B., (2005) "Public Sector Sport Policy: Developing a Framework for Analysis". International Review for the Sociology of Sport. 40/2,pp 163–185.
    • Liu, Y,D., Taylor, P.,Shibli, S. (2009) "Sport equity : benchmarking the performance of English public sport facilities". European Sport Management Quarterly, 9 (1), 3-21.
    • Mull, R ,F., Bayless, K,G., Jamieson, L.M.(2005) Recreational Sport Management. Fourth Edition. Human Kinetics.PP.10.
    • Parenta ,M ., Harvey . J.,( 2009) "Towards a Management Model for Sport and Physical Activity Community-based Partnerships". European Sport Management Quarterly. Vol. 9, No. 1,pp 23_45.
    • Renson, R.,( 1983) ‘Sport for All’: New Perspectives in Text and Context. In: Van Lierde, A. & De Clercq, L. (Eds.).Evaluation of the Impact of ‘Sport for All’ Policies and Programmes (First meeting of the European project group, Dudzele) (pp. 121-135). Brussels: BLOSO.
    • Ross, C. M., Gray, H. J.(2012) Recreational Sport Management. 2nd , Introduction to Recreation and Leisure, Human Kinetics .pp: 289-304.
    • Rowe, N, F.(2009) "The Active People Survey: a Catalyst for Transforming Evidence-Based Sport Policy in England". International Journal of Sport Policy, Vol. 1, No. 1, pp 89–98.
    • The Framework for Sport in England (2004) Making England an Active and Successful Sporting Nation: A Vision for 2020.
    • Tsai,W,C.(2008) " A study of participations Motivation and Constraint Factors Concerning Marine Recreational sports Involvement at The South Bay Beach of Kenting Scenic National Park, Taiwan". Dissertation Project Submitted to The Faculty of United State Sports Academy. Doctor of Sport management.pp:6.
    • Wicker . P. Breuer , C. Pawlowski . T. ( 2009) "Promoting Sport for All to Age-specific Target Groups: the Impact of Sport Infrastructure". European Sport Management Quarterly. Vol. 9, No. 2, 103_118.
    • Xiong, H.(2007) "The Evolution of Urban Society and Social Changes in Sports Participation at the Grassroots in China". International Review for the Sociology of Sport . 42/4,pp: 441–471.