عوامل موثر بر نگرش جوانان به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه جمعیت شناسی، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری جمعیت شناسی، دانشگاه تهران E-mail: ahmaddorahaki@gmail.com

چکیده

همزمان با ورود جامعه ایرانی به نظم مدرن، نهاد خانواده و ازدواج تحولات مهمی را از سر گذرانده یا در حال گذراندن است. از جمله این تحولات، افزایش روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج است. جامعه ایرانی همواره برای دوام و استحکام نهاد خانواده و ازدواج کوشیده است و افراد را از عواملی که می­توانند بر این نهاد آثار زیانباری داشته­باشد برحذر می­دارد. دانشجویان و افراد دارای تحصیلات عالی از جمله اقشار جامعه هستند که در معرض این تحولات قرار دارند. در این راستا با استفاده از داده­های پیمایشی که در سال 1391 بر روی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران انجام گرفته سعی شده است تا به این سوالات اساسی پاسخ داده شود که دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران نسبت به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج چه نگرشی دارند و عوامل موثر بر نگرش آنها نسبت به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج چیست؟ روش نمونه گیری در این پژوهش، خوشه­ای چند مرحله ای و حجم نمونه 393 نفر می­باشد. با توجه به تئوری­های موجود و پیشینه پژوهشی متغیرهای جنسیت، سن افراد، وضعیت تاهل، فرامادی گرایی، هزینه فرصت ازدواج و خانواده- محوری انتخاب و تاثیر آنها بر متغیر تابع نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان دهنده آن هستند که حدود 74 درصد از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران نگرش مثبت به رابطه دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج دارند. همچنین، متغیر فرامادی گرایی بیشترین تاثیر را بر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج دارد و متغیرهای خانواده- محوری، هزینه فرصت ازدواج، وضعیت تاهل و جنسیت به ترتیب در مرتبه­های بعدی قرار دارند. در مجموع، متغیرهای مستقل تحقیق توانسته­اند حدود 39 درصد از تغییرات نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج را تبیین نمایند. 

کلیدواژه‌ها


عوامل موثر بر نگرش جوانان به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج

 

حسین محمودیان[1]

 احمد دُراهکی[2]

تاریخ دریافت مقاله: 1393/1/20

تاریخ پذیرش مقاله: 1393/2/7

 

مقدمه

در ایران، نسبت به خانواده نگرشی مثبت وجود دارد و آن را بهترین مکان برای زندگی افراد می­دانند و تدابیری در جهت پایداری و تداوم آن می­اندیشند. این نگرش مثبت امری طبیعی است، اما اطلاعات ما در مورد واقعیات زندگی خانوادگی بسیار ناچیز است. این کمبود، زمانی که سعی در ارائه الگویی در جهت حفظ و پایداری پیوند زناشویی و سپس استحکام هر چه بیشتر خانواده می­کنیم، بیشتر به چشم می­خورد.(اعزازی، 1379)

 در این راستا، جامعه ایرانی همواره برای حفظ و دوام نهاد خانواده و ازدواج کوشیده و سعی کرده  که همواره افراد را به این امر تشویق کند و از عواملی که این نهاد را به خطر می اندازد، بر حذر دارد. در مکتب اسلام، تاکید فراوانی بر ازدواج شده است؛ به طوری که در دین اسلام هیچ بنیانی محبوب‌تر و ارزشمندتر از ازدواج و تشکیل خانواده وجود ندارد و این دین همواره پیروان خود را به این امر تشویق می­کند. پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید:"هر کس ازدواج را از ترس فقر ترک کند، به خدا گمان بد برده است، زیرا ایزد متعال می‌فرماید اگر آنها فقیر باشند، خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می‌سازد." ( تفسیر نمونه، ج 14، ص 466) از سوی دیگر، فرهنگ ایرانی و اسلامی با مشخص کردن حوزه محرم و نامحرم، هموار افراد را از وجود روابط خارج از ازدواج منع کرده است و حتی نگاه به نامحرم را مانند تیری زهرآلود از جانب شیطان می­داند. 

 با وجود این تاکیدات در سال های اخیر، همزمان با تحولات ساختی و اجتماعی در جامعه ایران همچون: گسترش شهرنشینی، افزایش میزان تحصیلات عالی به ویژه برای زنان، حضور زنان در عرصه­های اجتماعی، گسترش رسانه­های جمعی مانند اینترنت و ماهواره، نهاد خانواده تحولات مهمی را از سر گذرانده و در حال گذراندن است. از جمله این تحولات مهم، افزایش سن ازدواج و گسترش روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج می­باشد. این دو پدیده اجتماعی، پدیده­ها نوظهور در جامعه ایرانی است که با هم مرتبط و دارای رابطه دو سویه می­باشند. با نگاهی به آمار و ارقام می­توان به افزایش سن ازدواج در میان جوانان و افزایش افراد مجرد در گروه‌های سنی که در سن ازدواج قرار دارند پی­برد. بر طبق سرشماری 1375 درصد افراد هرگز ازدواج نکرده در گروه های سنی 24-20، 29-25 و 34- 30  برای مردان به ترتیب 72.2، 27.1 و 7.7 درصد بوده است که در سرشماری 1385 به 78.3، 36.5 و 12.2 درصد افزایش یافته­اند. برای زنان این ارقام در سرشماری 1375 به ترتیب 39.3، 14.8 و 6.4 درصد بوده است که در سال 1385 به 49.2، 23.8 و 11.5درصد افزایش یافته است. ( مرکز آمار ایران 1375 و 1385)

 همچنین، تحقیقات متعدد نشان دهنده آن هستند که جوانان ایرانی، دیگر به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج به عنوان یک امر منفی نگاه نمی­کنند ( آزاد ارمکی و دیگرا ن،1379 ؛ عبدالهیا ن، 1383 ؛ جوکار، 1383؛  احمد نیا و مهریار، 1383 و موحد و همکاران، 1385) که این خود می­تواند نشان دهنده تغییر نگرش جوانان به این گونه روابط در جامعه باشد. این پدیده ناشی از علل گوناگون است؛ عواملی مانند افزایش سن ازدواج، شهرنشینی، افزایش تحصیلات به خصوص تحصیلات عالی که زمینه روابط دختر و پسر را فراهم می­کنند و رسانه­ها و دسترسی آسان به دنیای مجازی. مهریار و خلج آبادی فراهانی (1389) در تحقیق خود درباره نقش خانواده در ارتباطات با جنس مخالف قبل از ازدواج در دختران دانشجوی تهرانی، به کنترل سختگیرانه والدین در دوران بلوغ و نگرش آزادانه والدین و احترام کم به دیدگاه والدین اشاره کرده­اند. در ایران به علت حساسیت موضوع، مطالعات اندک و اغلب غیر جامعی بر روی روابط با جنس مخالف در قبل از ازدواج انجام شده است. این مطالعات اندک، نشان داده­اند که بین 54 تا 58 درصد از دانشجویان دانشگاه­ها روابط دوستی قبل از ازدواج را تجربه می­کنند، در حالی که روابط جنسی قبل از ازدواج در بین دانشجویان از 8 درصد تا 12 درصد در تغییر است (خلج آبادی فراهانی و مهریار 1389). ظهور و بروز این پدیده و تحول در روابط بین شخصی دختران و پسران جامعه، قبل از ازدواج نگرانی خانواده­ها، علما و جامعه­ دینی، مسئولان و برنامه ریزان فرهنگی و   سازمان های مرتبط با جوانان را در پی داشته است.

بنابراین، می­توان گفت نوع معاشرت پیش از ازدواج در جامعه ایرانی با توجه به ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و دینی، یک مسئله اجتماعی است. ( موحد و همکاران 1385) رواج این چنین روابطی می­تواند آثار زیانباری را بر خانواده ایرانی با توجه به ارزش­های فرهنگی و اجتماعی آن داشته باشد. از جمله این آثار، افزایش سن ازدواج، کاهش نرخ ازدواج و افزایش نرخ تجرد، افزایش ناسازگاری­های زناشویی و خانوادگی و در نتیجه افزایش طلاق در جامعه می­باشد.

قشر دارای تحصیلات عالی معمولا زودتر در معرض تحولات نوظهور واقع شده و از آن تاثیر می­گیرند. براساس تئوری اشاعه، تحولات جامعه معمولا ابتدا در قشر تحصیل کرده- به دلیل ویژگی­های خاص آنها -  اتفاق می­افتد و سپس به سایر اقشار جامعه انتقال پیدا می­کند. دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران بخشی از این قشر تحصیل کرده هستند که این تحولات را تجربه می­کنند. حال این سوالات اساسی مطرح    می­شود:

  1. نگرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران نسبت به معاشرت و دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج چگونه است؟
  2. چه عواملی بر نگرش­ آنها بر معاشرت و دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج تاثیرگذار است؟
  3. آیا بین دانشجویان دختر و پسر در این زمینه تفاوت معناداری وجود دارد؟
  4.   آیا بین دانشجویان متاهل و مجرد در این زمینه تفاوت معناداری وجود دارد؟
  5. تحولاتی مانند افزایش فرامادی گرایی، هزینه فرصت ازدواج و کاهش خانواده- محوری در بین افراد مورد مطالعه چه تاثیری در این زمینه دارد؟

پاسخ به این سوالات در درک تحولات خانواده می­تواند موثر باشد و زمینه شناخت بهتر از این تحولات و در نتیجه برنامه ریزی صحیح­تر را فراهم می­سازد. بنابراین، در این مقاله ابتدا به بررسی مبانی نظری و کارهای پیشین می پردازیم و سپس چارچوب نظری، فرضیات تحقیق و تعریف مفاهیم و عملیاتی کردن آنها  ارائه

می­شود. در ادامه، به یافته­های تحقیق اشاره می­گردد و در پایان، نتیجه­گیری خواهد شد.

مبانی نظری پژوهش

تئوری­های متعددی در خصوص تحولات خانواده وجود دارند که هر کدام از منظر خود به تبیین این پدیده پرداخته‌اند. از این تئوری­ها می­توان برای تبیین گسترش روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نیز استفاده نمود، زیرا این تحول خارج از حوزه خانواده و ازدواج اتفاق نمی­افتد و رابطه ای دو سویه با تحولات خانواده  و ازدواج دارد. به بیان دیگر، از یک سو گسترش این روابط در نتیجه تغییرات در نهاد خانواده و ازدواج است و از سوی دیگر، در تحول نهاد خانواده و ازدواج تاثیرگذار است. از جمله این تئوری­ها، تئوری نوسازی می­باشد. تئوری نوسازی معتقد است که فرایند نوسازی با ترجیح ، فرد محوری در مقابل خانواده- محوری، بهبود موقعیت زنان، گسترش تحصیلات، شهرنشینی و ازدواج‌هایی با انتخاب آزاد، تشکیل خانواده را در سنین بالا تشویق می‌کند و زمینه تغییر نهاد خانواده و ازدواج را فراهم می­آورد. به عقیده طرفداران این نظریه فرایند نوسازی، یک نوع شیوه زندگی و فکری را به وجود می آورد که سرنوشت گرایی و خانواده­گرایی را تضعیف و آینده نگری و آمال و آرزوی برخورداری از زندگی مرفه تر را در انسان تقویت می کند. در مطالعات متعددی که در زمینه تحولات نهاد خانواده و ازدواج صورت گرفته است، بر این مفاهیم نوسازی تاکید شده است. ( منش،[3] 2005؛ پنگ،[4] 2006؛ اسمیت[5]، 1980؛ جنسن و تورنتون[6]، 2003؛ رشاد[7] و همکاران، 2003؛ کوبیسومینگ و هالمن[8] ،2003؛ محمودیان، 1380؛ کاظمی پور، 1383؛ حبیب پور و غفاری، 1390و سگالن،1370) نظریه دیگری که برای تبیین تغییرات خانواده به ویژه تغییرات ازدواج استفاده می­گردد، نظریه مبادله می­باشد. فرض اساسی این نظریه آن است که مردم در انتخاب­های خود منطقی­اند و درصدد به حداکثر رساندن سود خود از انتخاب و برقراری رابطه­اند. بارتز و نای[9] (1970) با کاربرد این نظریه درمورد ازدواج، دو دسته عوامل تعیین کننده ازدواج را تعیین کرده­اند: دسته اول آنهایی هستند که موجب می­شوند ازدواج برای فرد رضایت بیشتری را نسبت به مجرد بودن تامین کند. دسته دوم آنهایی هستند که موجب می­شوند ازدواج در میان بسیاری از جایگزین­های نامطلوب برای فرد کمتر نامطلوب باشد. اقتصادانانی مثل استرلین و بکر[10] نیز با مطرح کردن مفاهیم هزینه و سود از این نظریه پشتیبانی نموده­اند. تحولاتی که در نهاد خانواده اتفاق می­افتد در تغییر زمان ازدواج و افزایش سن ازدواج و در نتیجه گسترش روابط قبل از ازدواج موثر می­باشند. از جمله این تحولات فرامادی گرایی است؛ فرامادی گرایی تغییر اولویت­های ارزشی از سمت دلبستگی­های مادی پیرامون امنیت اقتصادی و جانی به سوی تاکید بیشتر به آزادی، ابراز عقیده و کیفیت زندگی می­باشد. فرامادی گرایی، ارزش­های مربوط به خانواده و ازدواج را تغییر می­دهد و منجر به این می شود که افراد به خانواده و ازدواج دیگر نه به عنوان نهادی سنتی، بلکه به عنوان یک نهاد مدرن و جایی که در آن برابری جنسیتی، ابراز عقیده اتفاق می­افتد نگاه کنند. مطالعات صادقی و همکاران (1389) نشان می دهد نیمی از پاسخگویان مناسب­ترین موقعیت ازدواج دختران را بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی و کسب استقلال اقتصادی دانسته­اند که مؤید تغییر ایده­ها به سمت فرامادی گرایی بر اساس نظریه اینگلهارت می باشد. یافته­های عسکری ندوشن و همکاران (1389) نشان می­دهد دختران مورد مطالعه از ایده­ها و نگرش­های مدرن­تری نسبت به مادران خود برخوردارند. چنین تفاوت­های بین نسلی در نگرش­های ازدواج می­تواند هم ناشی از تغییر ایده­ای و هم ناشی از تفاوت­های نسلی در مشخصه­های اقتصادی و اجتماعی از جمله آموزش، اشتغال و خاستگاه شهری باشد. نظریه اینگلهارت[11] در خصوص دگرگونی ارزشی پیش بینی می­کند که جایگزینی جمعیت نسل جدید به تدریج به جا به جایی بلند مدت ارزش های مادی به ارزش­های فرامادی منجر شود.( اینگلهارت 2003) دگرگونی­هایی که در نهاد خانواده و ازدواج به وقوع       می پیوندد را نمی­توان جدا از تغییرات بزرگتری که در عصر مدرن رخ می­دهد، درک کرد. ( گیدنز[12]، 1374: 259) در عصر مدرن مفاهیم و روابطی شکل می­گیرند که مسلما بر زندگی خانوادگی و ازدواج موثرند.  الیزابت بک و اولریش بک معتقدند در جامعه کنونی مردم به دنبال عشق ازدواج می­کنند  و به دلیل عشق جدا می­شوند. آنها به دنبال چرخه بی­پایانی از امید بستن و پشیمان شدن و تلاش دوباره­اند. استدلال آنها این است درست به همین صورت که جهان ما چنین مقهور کننده، غیر شخصی، انتزاعی و به سرعت در تغییر است، عشق اهمیت روز افزونی پیدا کرده است. عشق، جستجویی است در پی خویشتن؛ تقلایی برای تماس و ارتباط واقعی با خود و دیگری؛ شریک شدن در جسم و اندیشه؛ رو به رو شدن با یکدیگر بدون هیچ مانعی؛ اعتراف کردن و بخشیده شدن؛ درک کردن، تایید و حمایت از آنچه بود و هست؛ اشتیاقی به خانه و کاشانه و پشت و پناهی برای مقابله با تردیدها و اضطراب­هایی که زندگی مدرن، ایجاد می­کند. اگر هیچ چیز قطعی و ایمن به نظر نمی­رسد، اگر حتی نفس کشیدن هم در این دنیای آلوده خالی از خطر نیست، پس مردم همچنان به دنبال رویاهای فریبنده عشق خواهند دوید تا همه آنها به ناگاه به کابوس بدل شود.(گیدنز 1374: 259) پیدایش چنین روابط و مفاهیمی در زندگی انسان مدرن بر روابط شخصی و اجتماعی و در نتیجه، ازدواج و زندگی خانوادگی او موثر می­باشد. پیدایش مفاهیم و روابط جدید در جامعه مدرن و کاهش اقتدار سنتی خانواده و کاهش نظارت آنها بر روابط دختر و پسر در افزایش سن ازدواج و تغییر ایده­ها و نگرش­ها نسبت به آن اهمیت به سزایی دارد. ایجاد این مفاهیم جدید مانند عشق و  فرد- محوری، تشکیل خانواده و ازدواج را به تاخیر می­اندازد و در نتیجه در گسترش روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج تاثیرگذار است.( رشاد و همکاران، 2003؛ موحد و عنایت، خلج آبادی فرهانی و مهریار، 1389)  سیلوا[13] (1997) از جمله عوامل موثر بر گسترش روابط بین دو جنس را فراهم ساختن زمینه تحصیل بخصوص برای دختران می­داند. در کنار همه این موارد باید به شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه و بحران­هایی که بر آن واقع می­شود، توجه ویژه کرد. هامپلوا[14] (2003) شدت تاثیر شرایط بد اقتصادی بر زمانبندی ازدواج را زمانی می­داند که در چنین شرایطی هنجارهای فرهنگی در رابطه با هزینه ازدواج و استاندارهای زندگی تغییر نکند و با آن هماهنگ نشود. وقتی در شرایط بد اقتصادی مانند تورم، هزینه و مخارج زندگی بالا رفته  ولی انتظارات و نگرش های زوجین تغییر نکرده و  ازدواج مخارج سنگینی را بر آنها تحمیل کند، افراد مجبور می­شوند ازدواج خود را تا ایجاد شرایط مناسب به تاخیر بیندازند. از سوی دیگر، شرایط رکود و بیکاری بر ازدواج جوانان تاثیر گذار می­باشد و ازدواج آنها را به تاخیر خواهد انداخت. به تاخیر انداختن زمان ازدواج از جمله عوامل موثر بر روابط قبل از ازدواج است. وقتی افراد زمینه­های ازدواج خود را فراهم نمی­بینند، در صدد یافتن جایگزین­هایی برای آن بر می­آیند. مطالعه صادقی و همکاران (1389) نشان می­دهد 90 درصد پاسخگویان، زمان مناسب برای ازدواج پسران را بعد از داشتن شغل می­دانند. حال وقتی که زمینه اشتغال جوانان در جامعه فراهم نباشد، سن ازدواج آنها نیز افزایش می­یابد و زمینه گسترش روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج در جامعه فراهم می­شود.

چارچوب نظری پژوهش

به دلیل پیچیدگی پدیده­های اجتماعی از جمله روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج،  سعی بر آن شده است که از نظریه­های متفاوت برای تبیین عوامل موثر بر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج استفاده شود و با گزینش بهینه نظریه­های مرتبط و مناسب با موضوع، تبیین بهتری از این پدیده ارائه گردد. بنابراین، چارچوب نظری مطرح شده در اینجا ترکیبی از تئوری­های مطرح شده و مبانی تجربی تحقیق می­باشد. متغیرهای مطرح شده و نحوه ارتباط آنها و تاثیرگذاری شان بر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج در چارچوب نظری زیر نشان داده شده است.

 

 

 

 

شکل 1: چارچوب نظری تحقیق و نحوه ارتباط بین متغیرها

 

براساس مبانی نظری و پیشینه تحقیق می­توان گفت که هر چه نگرش فرامادی در بین افراد افزایش یابد، نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نیز افزایش می­یابد. همچنین، می­توان گفت با افزایش هزینه فرصت ازدواج، نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نیز افزایش می­یابد. با کاهش خانواده- محوری، نگرش به دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج افزایش می­یابد. در رابطه با متغیرهای جمعیت شناختی نیز می­توان گفت فرض بر آن است که دختران نسبت به پسران، نگرش منفی­تر به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج دارند. همچنین، با افزایش سن، نگرش مثبت افراد نسبت به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج کمتر می­شود. متاهلین نیز داراری نگرش منفی­تری به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج می­باشند.

روش شناسی پژوهش

روش بررسی در این تحقیق، روش پیمایشی می­باشد که در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی )کارشناسی ارشد و دکترای) ساکن در خوابگاه­های دانشگاه تهران انجام شده است. جامعه آماری، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران می­باشند که شامل 10500 نفر می­باشند. از این میان، 393 نفر به صورت نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله ای و به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شده­اند. نمونه­گیری خوشه­ای به این صورت بوده است که ابتدا از بین بلوک­های خوابگاهی چند بلوک به صورت تصادفی انتخاب  و سپس از درون آن بلوک­ها، اتاق­ها و در نهایت افراد به صورت تصادقی سیستماتیک  انتخاب شده­اند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین گرده است. انتخاب دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران بدان دلیل بوده که آنها در سن ازدواج واقع شده­اند و در میان آنها  هستند کسانی که ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده­اند یا کسانی که هنوز ازدواج نکرده­اند و آن را به تاخیر انداخته­اند. بنابراین، انتخاب از میان مجردین و متأهلین به درک بهتر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج  کمک نماید. در مجموع، می­توان سن 23 سال را آغاز دوره تحصیلات تکمیلی برای افراد دانست و همانگونه که در مقدمه اشاره شد، درصد افراد مجرد در سنین 24-20 که در مقاطع بالای تحصیلی قرار دارند در سرشماری 1385، برای پسران 91 درصد و برای دختران 77 درصد بوده است. بنابراین، در این بررسی از دانشجویان کارشناسی صرف نظرشده است. ابزار جمع آوری داده­ها، پرسشنامه و واحد تحلیل، فرد می­باشد که شامل افراد کارشناسی ارشد و بالاتر ساکن در خوابگاه های دانشگاه تهران می­گردد.

 تعریف مفاهیم و متغیرها

درمورد تعریف و عملیاتی کردن متغیرهای پژوهشی ذکر این نکته ضروری است که گویه­های موجود برای اندازه­گیری متغیرهای پژوهشی با توجه به مطالعات پیشین و تحلیل عامل تائیدی صورت پذیرفته است؛ به این صورت که ابتدا گویه­های لازم برای اندازه­گیری یک متغیر مانند خانواده- محوری مشخص و سپس با تحلیل عامل تائیدی مورد آزمون قرار گرفته است و فقط گویه­هایی باقی مانده­اند که دارای بار عاملی مناسبی بر هم می­باشند و قدرت اندازه­گیری مناسب برای متغیر مورد نظر را داشته باشند و گویه­های نامناسب حذف شده است.

نگرش به روابط دوستی بین دختر و پسرقبل از ازدواج

منظور از دوستی بین دختر و پسر، معاشرت و دوستی دختر و پسر پیش از ازدواج می­باشد که در قالب 5 گویه در طیف لیکرت با موارد زیر اندازه گیری شده است: 1- دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج در شناخت طرف مقابل موثر است. 2- با وجود روابط آزاد بین دختر و پسر نیازی به ازدواج نیست. 3- جوانانی که قبل از ازدواج با جنس مخالف دوست می­شوند از نظر من کار خوبی نمی­کنند. 4- دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج به نهاد خانواده و ازدواج آسیب می­رساند. 5- جوانان قبل از ازدواج می­توانند با جنس مخالف روابط دوستی داشته باشند.

نگرش فرامادی به ازدواج و خانواده

 این مفهوم برگرفته از مفاهیم مادی گرایی و فرامادی گرایی رونالد اینگلهارت می­باشد و به تغییر اولویت­های ارزشی از سمت دلبستگی­های مادی پیرامون امنیت اقتصادی و جانی به سوی تاکید بیشتر به آزادی، ابراز عقیده و کیفیت زندگی اطلاق می­شود. لازم به ذکر است که گویه­های مطرح شده برای اندازه­گیری این متغیر به طور مستقیم از پرسش­نامه اینگلهارت گرفته شده است و برای تحقیق حاضر مورد تحلیل عاملی تائیدی قرار گرفته­اند و فقط گویه­های دارای بار عاملی مناسب برای اندازه­گیری باقی مانده­اند. در اینجا این متغیر از طریق 5 گویه در طیف لیکرت شامل موارد زیر اندازه­گیری شده است: 1- مادر شاغل می­تواند به اندازه مادر خانه­دار با فرزندانش رابطه گرم و صمیمی برقرار کند. 2- خانه­دار بودن درست به اندازه شاغل بودن برای زنان اقناع کننده است. 3- زن و شوهر هر دو باید در درآمد خانواده سهیم باشند. 4- در کل، مردان نسبت به زنان رهبران سیاسی بهتری می­شوند. 5- تحصیلات دانشگاهی برای پسران مهمتر است تا برای دختران.

هزینه فرصت

هزینه فرصت، هزینه­ای است که در نتیجه صرف نظر کردن از انجام کاری متوجه فرد می‌شود؛ یعنی، فرد با انجام یک کار ترجیح می­دهد تا از کار یا مزیت کار دیگر صرف نظر نماید. این مفهوم ابتدا در اقتصاد مطرح گردید و سپس توسط جامعه­شناسان و جمعیت­شناسانی مانند استرلین، بارتز و نای در علوم اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت. در اینجا این متغیر با استفاده از 4 گویه در طیف لیکرت شامل موارد زیر اندازه­گیری شده است: 1- ازدواج انسان را از کارهای مهمتر مانند تحصیلات باز می‌دارد. 2- ازدواج انسان را از دست­یابی به شغل مناسب باز می­دارد. 3- مجردان بیشتر از متاهلان از زندگی خود لذت می‌برند. 4- مجرد ماندن بهتر از ازدواج کردن است. گویه­های مطرح شده با توجه به تحلیل عامل تائیدی برای اندازه­گیری متغیر مورد نظر بسیار مناسب شناخته ­شده­اند.

خانواده- محوری

خانواده- محوری، بیانگر اهمیت فرد به خانواده و ارزش­های خانوادگی خود می­باشد که در اینجا از طریق سه گویه در طیف لیکرت شامل موارد زیر اندازه­گیری شده است: 1- شما به چه میزان به نظر پدر و مادرتان در امر ازدواج اهمیت می­دهید؟ 2- شما به چه میزان به آشنایی خانوادگی و شناخت قبلی خانوادگی در انتخاب همسر اهمیت می­دهید؟ 3- شما به چه میزان به ایمان در انتخاب همسر اهمیت می­دهید. لازم به ذکر است که ابتدا با توجه به چارچوب نظری و تحقیقات پیشین 6 گویه برای اندازه­گیری این متغیر انتخاب شدند که بعد از تحلیل عامل تائیدی تنها سه متغیر مطرح شده مناسب شناخته شدند و بقیه گویه­ها حذف گردیدند.  

وضعیت تاهل

وضعیت تاهل در اینجا در قالب یک مقیاس اسمی دو وجهی به صورت ازدواج کرده و ازدواج نکرده اندازه­گیری شده است.

سن

منظور از سن، تعداد سال­های کامل خورشیدی فرد است که وی تا زمان بررسی پشت سر گذاشته که در اصطلاح جمعیت شناسی به آن سن درست می­گویند. مبنای اندازه­گیری سن در سرشماری­ها نیز همان سن درست است. در پژوهش حاضر از افراد خواسته شد سن را به سال بیان کنند.

جنسیت

جنسیت در این تحقیق در قالب یک مقیاس اسمی دو وجهی به صورت مرد و زن اندازه­گیری شده است.

روایی و پایایی ابزار اندازه­گیری

در این تحقیق برای بررسی روایی ابزار اندازه‌گیری ابتدا 50  پرسشنامه ( 25 پسر و 25 دختر) مورد پیش آزمون قرار گرفت که بررسی آنها نشان از روایی خیلی خوب گویه­ها ( آلفای بالاتر از 70/0) داشته است. در مرحله بعد پرسشنامه­های اصلی جمع آوری شده است که در این مرحله نیز با تحلیل عاملی تاییدی به بررسی روایی گویه ­ها و متغیرهای مورد مطالعه پرداخته شده که نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان از همسازی درونی بسیار خوب گویه­ها و متغیرهای تحقیق داشته است.

یافته­های پژوهش

همانگونه که در جدول شماره 1 مشاهده می­گردد، 54.2 درصد پاسخگویان مرد و 45.8 درصد آنها زن بوده اند. درصد پاسخگویان مجرد 52.2 درصد و متاهل 47.8 درصد بوده است.

جدول 1: توزیع نسبی پاسخگویان بر حسب متغیرهای وضع تاهل و جنس

وضعیت تاهل

پاسخگو

فراوانی

درصد

مجرد

205

52.2

متاهل

188

47.8

کل

393

100

جنسیت

پاسخگو

فراوانی

درصد

مرد

213

54.2

زن

180

45.8

کل

393

100

 

همانگونه که در جدول شماره 2 مشاهده می­گردد، میانگین سنی مردان 27.59 و میانگین سنی زنان 25.44 بوده­ است که بیشترین درصد فراوانی مردان در گروه سنی 30-25 و برای زنان در گروه سنی زیر 25 سال بوده است. لازم به ذکر است دامنه سنی در اینجا از 44- 23 سال بوده است.

جدول 2 : توزیع نسبی پاسخگویان بر حسب متغیر سن

پاسخگو

مرد

زن

کل

زیر 25

فراوانی

69

116

185

درصد

33.50%

67.10%

48.80%

25-30

فراوانی

101

50

151

درصد

49.00%

28.90%

39.80%

30 به بالا

فراوانی

36

7

43

درصد

17.50%

4.00%

11.30%

کل

فراوانی

206

173

379

درصد

100.00%

100.00%

100.00%

میانگین سنی

27.59

25.44

26.60

 

جدول شماره 3  نشان دهنده وضعیت پاسخگویان بر حسب متغیرهای تابع و مستقل اجتماعی و فرهنگی تحقیق می­باشد. همانگونه که در جدول شماره3  مشاهده می­گردد، در متغیر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج، بیشتر پاسخگویان مرد (52.10 درصد) و زن (51.10 درصد) نمره متوسط را کسب   نموده­اند. این نشان دهنده آن است که دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج به عنوان یک امر منفی نگاه نمی­کنند. همچنین قابل مشاهده است که درصد قابل توجهی چه در بین مردان (23.50 درصد) و چه در بین زنان (22.20 درصد) نگرش کاملا مثبتی به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج دارند. بنابراین می­توان گفت بیشتر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران در نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نمره متوسط و متوسط به بالا را کسب می­کنند. در متغیر فرامادی گرایی بیشتر مردان نمره متوسط (75.80 درصد) را دریافت کرده­اند و در گروه زنان نیز نمره متوسط با 54.50 درصد بیشترین فراوانی را دریافت نموده است. در متغیر هزینه فرصت ازدواج بیشتر مردان (55.5 درصد) و زنان (62.8 درصد) نمره زیاد را دریافت نموده­اند. این بدین معناست که مردان و زنان پاسخگو اعتقاد زیادی به هزینه فرصت ازدواج دارند. به عبارت دیگر، آنها معتقدند ازدواج آنها را از امور مهمی مانند درس خواندن باز می­دارد. بنابراین ترجیح می­دهند با مجرد ماندن به خواسته­هایی غیر ازدواج دست یابند. در متغیر خانواده- محوری، بیشتر مردان نمره متوسط (48.3 درصد) را دریافت نموده­اند، درحالی که بیشتر دختران در این متغیر نمره زیاد (64.4 درصد) را دریافت کرده­اند. این نشان دهنده این است که دختران پاسخگو نسبت به پسران به خانواده و ارزش­های آن در زمینه ازدواج بیشتر اهمیت می‌دهند.

جدول 3: توزیع نسبی پاسخگویان بر حسب متغیرهای تابع  و مستقل اجتماعی و فرهنگی تحقیق

دوستی دختر و پسر

جنسیت

پاسخ

کم

متوسط

زیاد

مرد

فراوانی

52

111

50

درصد

24.40%

52.10%

23.50%

زن

فراوانی

48

92

40

درصد

26.70%

51.10%

22.20%

کل

فراوانی

100

203

90

درصد

25.40%

51.70%

22.90%

فرامادی گرایی

مرد

فراوانی

29

160

22

درصد

13.70%

75.80%

10.40%

زن

فراوانی

6

97

75

درصد

3.40%

54.50%

42.10%

کل

فراوانی

35

257

97

درصد

9.00%

66.10%

24.90%

هزینه فرصت

مرد

فراوانی

17

77

117

درصد

8.10%

36.50%

55.50%

زن

فراوانی

10

57

113

درصد

5.60%

31.70%

62.80%

کل

فراوانی

27

134

230

درصد

6.90%

34.30%

58.80%

خانواده- محوری

مرد

فراوانی

13

102

96

درصد

6.20%

48.30%

45.50%

زن

فراوانی

3

61

116

درصد

1.70%

33.90%

64.40%

کل

فراوانی

16

163

212

درصد

4.10%

41.70%

54.20%

 

تحلیل دو متغیره یا آزمون فرضیات

در این قسمت به آزمون فرضیات پژوهش پرداخته می­شود. همانگونه که در جدول 4  مشاهده می­گردد، در ابتدا رابطه متغیر وضعیت تاهل با نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج سنجیده شده است. این دو متغیر رابطه معناداری با هم دیگر دارند؛ به عبارتی دیگر، بین دانشجویان متاهل و مجرد دانشگاه تهران در میانگین نمره نگرش به روابط دوستی دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارد.  همچنین، همانگونه که در جدول 4 مشاهده می­شود، جنسیت رابطه معناداری با متغیر تابع نگرش به دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج ندارد.

جدول4: آزمون T مستقل برای متغیرهای جنسیت و وضعیت تاهل

معناداری

نمره

متغیر

0.000

3.765

وضعیت تاهل

0.548

0.601

جنسیت

 

همانگونه که در جدول شماره 5 مشاهده می­گردد، بین متغیر سن و نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج رابطه معناداری وجود ندارد. بین متغیر فرامادی گرایی و نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج همبستگی متوسطی وجود دارد و جهت این همبستگی مثبت است؛ به این معنی که هر چه میزان فرامادی گرایی در فرد بیشتر شود، نگرش مثبت به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج بیشتر می­شود. همچنین، بین دو متغیر اعتقاد به هزینه فرصت و نگرش به دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج همبستگی معناداری وجود دارد. جهت رابطه بین این دو متغیر مثبت است که نشان دهنده آن است که هر چه میزان اعتقاد به هزینه فرصت ازدواج در بین دانشجویان افزایش می­یابد، نگرش مثبت به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نیز در بین آنها افزایش می­یابد. بین دو متغیر خانواده- محوری و نگرش به دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج همبستگی معناداری وجود دارد . جهت رابطه بین این دو متغیر منفی می­باشد که بیانگر آن است که هر چه میزان خانواده- محوری در بین افراد کاهش می­یابد، نگرش مثبت به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج در بین آنها افزایش داشته است.

جدول 5: آزمون پیرسون برای سایر متغیرهای مستقل تحقیق

معناداری

ضریب پیرسون

متغیر

0.835

0.011

سن

0.000

0.409

فرامادی گرایی

0.000

0.310

هزینه فرصت ازدواج

0.000

0.469-

خانواده- محوری

تحلیل چند متغیره

برای درک بهتر و تبیین عوامل موثر بر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج، از رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. همانگونه که در جدول 6 مشاهده می­گردد، در مدل اول متغیر جنسیت وارد معادله رگرسیونی شده که دارای تاثیر معناداری بر روی متغیر تابع تحقیق نبوده است؛ یعنی، بین دختران و پسران تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران از نظر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج رابطه معناداری وجود ندارد. در مدل دوم متغیر سن وارد معادله گردیده است. همانگونه که در جدول 6 مشاهده   می­گردد این متغیر نیز رابطه معناداری با نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نمی­باشد. در مدل سوم، متغیر وضعیت تاهل وارد معادله رگرسیونی شده است. این متغیر دارای رابطه معناداری با نگرش با روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج می­باشد. مقدار بتای به دست آمده برای این متغیر منفی است؛ این بدین معناست که متاهلین دارای نگرش منفی­تری به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نسبت به مجردین  می­باشند. مقدار R2 با ورود این متغیر به مدل با کمی افزایش به 0.034 رسیده است که نشان دهنده تاثیر ضعیف این متغیر در مدل می­باشد. در مدل چهارم، متغیر فرامادی گرایی وارد معادله رگرسیونی شده است. همانگونه که در جدول (6) مشاهده می­گردد، این متغیر داری رابطه معناداری با نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج می­باشد. مقدار بتای به دست آمده برای متغیر فرامادی گرایی 0.489 می­باشد؛ این بدین معناست که هر چه افراد فرامادی نگرتر می­شوند، اعتقاد به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نیز افزایش می­یابد. با ورود این متغیر به معادله مقدار R2  به 0.239 افزایش یافته است. این افزایش قابل توجه نشان دهنده اهمیت این متغیر در مدل است؛ به صورتی که مقدار قابل ملاحظه­ای از تفاوت­ها در نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج توسط این متغیر قابل تبیین است. به عبارت دیگر، حدود 23 درصد از نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج توسط متغیر فرامادی گرایی تبیین می­شود. نکته قابل توجه در این مدل آن است که با ورود متغیر فرامادی گرایی جنسیت نیز معنادار شده که این نشان دهنده آن است که بخشی از تاثیرگذاری متغیر فرامادی گرایی بر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج  از طریق متغیر جنیست می­باشد. همانگونه که در جدول 6 مشاهده می­گردد، مقدار بتای به دست آمده برای جنسیت در مدل چهارم منفی است؛ این بدین معناست که دختران دارای نگرش منفی­تری به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نسبت به پسران می­باشند. در مدل پنجم، متغیر هزینه فرصت ازدواج وارد معادله رگرسیونی شده است. همانگونه که در جدول 6 مشاهده می­گردد، این متغیر دارای رابطه معناداری با نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج می­باشد. مقدار بتای به دست آمده برای این متغیر 0.22 می­باشد که نشان دهنده آن است که هرچه هزینه فرصت ازدواج در افراد افزایش یابد، نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نیز افزایش می­یابد. مقدار R2  نیز با ورود متغیر هزینه فرصت ازدواج با افزایش حدود 5 درصدی به   0.286 رسیده است که نشان دهنده آن است که حدود 5 درصد از تغییرات نگرش به روابط  دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج توسط متغیر هزینه فرصت ازدواج قابل تبیین است. در مدل ششم، متغیر خانواده- محوری موارد معادله رگرسیونی شده است. همانگونه که در جدول 6 مشاهده می­گردد، این متغیر دارای رابطه معناداری با متغیر تابع نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج می­باشد. مقدار بتای به دست آمده برای این متغیر 0.373- می­باشد که نشان دهنده آن است که خانواده- محوری با نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج دارای رابطه منفی می­باشد؛ به این صورت که هرچه خانواده- محوری کاهش می­یابد، نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نیز افزایش می­یابد. مقدار R2  نیز با ورود این متغیر با افزایش 11 درصدی به 0.392 رسیده است که می­توان گفت حدود 11 درصد از تغییرات نگرش به روابط دوستی دختر و پسر در نتیجه کاهش خانواده- محوری می­باشد. در مدل ششم، تمام متغیر­های تحقیق وارد معادله شده­اند که از میان متغیرهای مستقل تحقیق، متغیرهای جنسیت، وضعیت تاهل، فرامادی گرایی، هزینه فرصت ازدواج  و متغیر خانواده- محوری معنادار باقی مانده­اند. در کل، متغیرهای وارد شده به معادله رگرسیونی توانسته­اند حدود 39 درصد از واریانس متغیر تابع را تبیین نمایند که مقدار قابل ملاحظه­ای می­باشد. به عبارت دیگر، متغیرهای مستقل توانسته­اند حدود 39 درصد از تغییرات نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج را تبیین نمایند.

جدول 6:  اثر متغیرهای مستقل تحقیق بر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج

6

5

4

3

2

1

مدل

Sig

Beta

Sig

Beta

Sig

Beta

Sig

Beta

Sig

Beta

Sig

Beta

 

0.035

0.101-

0.000

0.188-

0.000

0.218-

0.474

0.039-

0.580

0.031-

0.524

0.033-

جنسیت

0.959

0.002-

0.530

0.030

0.314

0.050

0.254

0.064

0.886

0.008

 

سن فرد

0.001

0.140-

0.015

0.116-

0.000

0.174-

0.000

0.210-

 

وضعیت تاهل

0.000

0.345

0.0000

0.462

0.000

0.489

 

فرامادی گرایی

0.011

0.114

0.000

0.229

 

هزینه فرصت ازدواج

0.000

0.373-

 

خانواده- محوری

0.634

0.544

0.498

0.205

0.034

0.033

R

0.402

0.296

0.248

0.042

0.001

0.001

R Square

0.392

0.286

0.239

0.034

0.004

0.002

Adjusted R Square

 

 

بحث و نتیجه­گیری

بی شک، خانواده از مهمترین نهادهای اجتماعی است که دوام و پایداری جامعه و نسل­های پی در پی در قوام و پایدار ماندن آن است. همزمان با تحولات ایجاد شده توسط نوسازی در جامعه ایران، نهاد خانواده و ازدواج تغییرات مهمی را از سر گذرانده یا در حال گذاراندن است. از جمله این تغییرات، افزایش سن ازدواج و گسترش روابط خارج از حوزه ازدواج است. جامعه ایرانی، جامعه­ای دینی و دارای ارزش­های خاص خود   می­باشد که روابط جنسی و دوستی­های دختر و پسر خارج از حوزه ازدواج را منع می­کند، ولی با این وجود، در سال های اخیر شاهد گسترش این گونه روابط در جامعه می­باشیم . اینگونه روابط در حوزه دانشگاه و قشر دارای تحصیلات عالی نیز به چشم می­خورد؛ به طوری که یافته­های تحقیقات نشان دهنده آن است که دیگر دانشجویان به این­گونه روابط به دید منفی نگاه نمی­کنند. حال این سوال اساسی مطرح می­شود که چه عواملی در نگرش آنها به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج موثر است؟

برای پاسخ به این سوال، از داده­های پیمایشی که در سال 1391 بر روی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران انجام گرفته شده بود، استفاده گردید. دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران بخشی از این قشر دارای تحصیلات عالی هستند که این تغییرات را تجربه می­کنند. با توجه به چارچوب نظری و پژوهشی، متغیرهای جنسیت، سن، وضعیت تاهل، فرامادی گرایی، هزینه فرصت ازدواج وخانواده- محوری انتخاب شدند و تاثیر آنها بر متغیر تابع نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج مورد آزمون قرار گرفت.

یافته­های این پژوهش نشان دهنده آن است که اکثریت دانشجویان مورد مطالعه ( بیش از 74 درصد ) نگرش مثبتی به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج دارند. از میان متغیرهای انتخاب شده متغیر فرامادی گرایی بیشترین تاثیر را بر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج دارد. به این صورت که هر چه نگرش فرامادی در بین افراد افزایش می­یابد، نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نیز افزایش می­یابد. فرامادی گرایی، نشان از ارزش­های جدید و مدرن در فرد دارد؛ ارزش­هایی که نشان از برابری دختر و پسر در اموری مانند خانه و شغل دارد و نشان می­دهد که زن شاغل به همان اندازه در زندگی موفق است که زن خانه­دار و شغل یکی از مولفه­های زن موفق است. متغیر تاثیرگذار بعدی خانواده- محوری می­باشد. خانواده- محوری با نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج رابطه منفی می­باشد که نشان دهنده آن است که با کاهش خانواده- محوری نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نیز افزایش می­یابد. سومین متغیر تاثیرگذار هزینه فرصت ازدواج می­باشد. این متغیر دارای رابطه مثبت با نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج می­باشد؛ به این صورت که هرچه افراد اعتقاد بیشتری پیدا می­کنند که ازدواج آنها را از اموری مانند تحصیلات یا اشتغال باز می­دارد یا نگرش مثبت­تری به مجرد بودن به جای متاهل بودن پیدا     می­کنند، نگرش مثبت­تری به دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج دارند. متغیرهای تاثیرگذار دیگر به ترتیب وضعیت تاهل و جنسیت می­باشند. می­توان گفت متاهلان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران دیدگاه منفی­تری به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج دارند و دختران نیز به این پدیده به دید منفی­تری نگاه می­کنند.

بنابراین، با توجه به چارچوب نظری تحقیق می­توان گفت هم متغیرهای جمعیت­شناختی مانند وضعیت تاهل و جنسیت و هم متغیرهای اجتماعی و فرهنگی مانند فرامادی گرایی، هزینه فرصت ازدواج و کاهش خانواده- محوری در نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج موثر هستند. متاهلان دید منفی­تری به اینگونه روابط دارند و دختران نیز نسبت به پسران به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج دیدگاه منفی تری دارند، اما بخش قابل توجهی از عوامل موثر بر نگرش به دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج توسط عوامل اجتماعی و فرهنگی تبیین می­شود. فرامادی گرایی در یک جامعه در نتیجه رواج اندیشه­های مدرن در جامعه ایجاد می­شود. بی تردید، افزایش تحصیلات و آسان شدن ارتباطات در دنیای جدید توسط رسانه­های و فضای مجازی در این زمینه تاثیرگذارند. تاثیرات ایجاد شده توسط فرامادی گرایی در رواج این گونه روابط در تحقیقات قبلی از جمله تحقیق موحد و همکاران (1385) مورد تائید قرار گرفته است. کاهش خانواده- محوری و نقش خانواده در روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج نیز در تحقیقات قبلی از جمله تحقیق مهریار و خلج آبادی فراهانی (1389) مورد تائید قرار گرفته ­است. خانواده به عنوان یک گروه تاثیرگذار در تمامی مراحل زندگی فرد به ویژه در شکل­گیری نگرش­ها و ارزش­های فرد تاثیرگذار می­باشد. رواج هزینه فرصت ازدواج در جوانان نیز در این زمینه اهمیت دارد. در این زمینه عوامل ساختاری نیز اهمیت دارد، زیرا جوان وقتی شرایط موجود در جامعه و عدم وجود شرایط لازم برای ازدواج را در پیش روی خود می­بیند، درصدد جایگزین کردن راه­حل­های برای تامین نیازهای مشروع خود بر­ می­آید. مشاهده عواملی که به جوان این پیام را منتقل می­کند که آینده ­کاری نامعین و در نتیجه بیکاری، تورم­های لجام گسیخته و رکودهای غیر معقول در انتظار آنهاست باعث افزایش هزینه فرصت ازدواج در فرد می گردد و او را به این نتیجه سوق می دهد که با توجه به شرایط کنونی، مجرد ماندن بهتر از متاهل ماندن است.

بدین ترتیب، برای تغییر نگرش به روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازوداج در جوانان، ایجاد تغییرات ساختی مانند ایجاد اشتغال و ثابت اقتصادی در جامعه، از یک سو و فرهنگ سازی، از سوی دیگر ضروری است. در کنار تحولات فرهنگی و اجتماعی، توجه به تغییرات ساختاری جامعه لازم است. نتایج پژوهشی دیگر توسط نگارنده نشان دهنده آن است که مهمترین تفاوت بین مجردین و متاهلین تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران را باید در نابسامانی­های اقتصادی و اجتماعی جستجو کرد. هامپلووا (2003) شدت تاثیر شرایط بد اقتصادی بر زمان­بندی ازدواج را زمانی بیشتر می­داند که در چنین شرایطی هنجارهای اجتماعی و فرهنگی در ارتباط با هزینه­های ازدواج و استانداردهای زندگی با آن هماهنگ نشوند. وقتی زمینه­های بهنجار فرهنگی و اجتماعی برای تامین نیازهای جنسی و عاطفی افراد فراهم نیست، افراد مجبور می­شوند به سمت زمینه­های ناهنجار اجتماعی و فرهنگی بروند. تغییرات ساختاری جامعه ایرانی در عرصه­های مختلف اقتصادی و اجتماعی در حال حاضر امکان ارضای این نیازها را  تنها از راهکارهای سنتی و عرفی جامعه یعنی ازدواج دائم با مشکل روبرو کرده است. استاد مطهری در کتاب نظام حقوقی زن در اسلام بیان می­دارد: " در خواست از جوانان برای ازدواج زودهنگام با توجه به شرایط کنونی درخواستی غیر واقع بینانه است." بنابراین، ایشان چند سوال را مطرح    می­نمایند: " در این وضعیت با طبیعت و غریزه انسانی چه باید کرد؟ آیا طبیعت و غریزه انسانی حاضر است به خاطر وضعیت اجتماعی این دوره دوران بلوغ را به تاخیر اندازد؟ آیا جوانان حاضرند یک دوره رهبانیت را طی کنند و خود را سخت تحت فشار و ریاضت قرار دهند تا زمان ازدواج آنها فراهم شود؟" (مطهری؛1359: 42)

بنابراین، می­توان گفت توجه به عوامل ساختاری و  فرهنگ سازی و تقویت بنیان­های فرهنگی جامعه برای کاهش چنین روابطی لازم و ضروری است؛ زیرا تقویت بنیان­های فرهنگی باعث می­شود تا از تاثیرات زیانبار نوسازی کاسته شود و زمینه استفاده بهینه از این تحولات فراهم گردد. در کنار این موارد، باید به مسئله ازدواج جوانان توجه ویژه ای کرد. وقتی زمینه ازدواج جوانان با توجه به نابسامانی­های اقتصادی و اجتماعی فراهم نباشد، جوانان برای تامین خواسته­های بهنجار خود به سوی راهکارهای نابهنجار کشیده می­شوند. فراهم کردن زمینه­های ازدواج آسان جوانان نه تنها در کاهش روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج تاثیرگذار است، بلکه زمینه­های استحکام جامعه و کاهش نابهنجاری­های اجتماعی و فرهنگی را نیز فراهم می­کند.

  • منابع

    • احمدنیا، شیرین و هوشنگ مهریار (1383) "نگرش و ایده­آل­های نوجوان تهران در زمینه همسر گزینی، فرزند آوری و تنظیم خانواده". مقاله ارائه شده در همایش انجمن جمعیت شناسی ایران با تاکید بر جوانان، شیراز.
    • اعزازی، شهلا (1376) جامعه­شناسی خانواده با تاکید بر نقش ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر.تهران: روشنگران و مطالعات زنان
    • مکارم شیرازی، ناصر و دیگران (1373) تفسیر نمونه. جلد چهاردهم، تهران: دارالکتب الاسلامیه
    • آزاد ارمکی، تقی؛ زند، مهناز و طاهره خزایی (1379)"بررسی تحولات اجتماعی و فرهنگی در طول سه نسل خانواده تهرانی". نامه علوم اجتماعی. شماره16.
    • جوکار، بهرام (1383) "مقایسه نگرش دانشجویان دانشکده­های علوم انسانی و مهندسی دانشگاه شیراز به    دوستی دختر و پسر". مجموعه مقالات سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان، دانشگاه تربیت مدرس.
    • حبیب­پور، کرم و غفاری، غلامرضا (1390) "علل افزایش سن ازدواج دختران: زن در توسعه و سیاست".  پژوهش زنان. دوره 9، شماره 1.
    • خلج آبادی فرهانی، فریده و مهریار،امیر هوشنگ ( 1389) "بررسی نقش خانواده در ارتباط با جنس مخالف قبل از ازدواج در دختران دانشجو در تهران". فصلنامه خانواده پژوهی. شماره 24.
    • سگالن، مارتین (1370) مقدمه­ای بر جامعه شناسی خانواده. حمید الیاسی. تهران: نشر مرکز
    • صادقی، رسول؛ قدسی، محمدعلی و افشارکهن، جواد (1386) "واکاوی مسئله ازدواج و اعتبار سنجی یک راه­ حل". پژوهش زنان. دوره 5، شماره 1.
    • عسکری­ندوشن، عباس؛ عباسی­شوازی، محمدجلال و صادقی، رسول (1388) "مادران، دختران و ازدواج (تفاوت­ های نسلی در ایده­ها و نگرش­های ازدواج در شهر یزد)." نشریه مطالعات راهبردی زنان. شماره 44.
    • عبدالهیان، حمید (1383) "ارزش سنت و باز تولید فرهنگی". همایش انجمن جمعیت شناسی ایران با تاکید بر جوانان، شیراز.
    • کاظمی پور، شهلا (1384) "سنجش نگرش جوانان نسبت به ازدواج و شناخت آثار و پیامدهای آن با تاکید بر ازدواج­های دانشجویی" . فصلنامه فرهنگ در دانشگاه اسلامی. دوره 13، شماره 2.
    • کاظمی­پور، شهلا (1383) "تحول سن ازدواج زنان در ایران و عوامل جمعیّتی مؤثر بر آن". پژوهش زنان. دوره 2 ، شماره 3.
    • گیدنز، آنتونی (1374)مبانی جامعه شناسی. منوچهر صبوری. تهران: نشر نی
    • محمودیان، حسین (1383) "سن ازدواج در حال افزایش: بررسی عوامل پشتیبان". نامه علوم اجتماعی. شماره 24.
    • مرکز آمار ایران (1375) نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1375.
    • مرکز آمار ایران (1385) نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385.
    • مطهری، مرتضی (1359) نظام حقوقی زن در اسلام. تهران: شرکت سهامی عام
    • موحد، مجید و عنایت،  حلیمه ( 1383) "زنان وتحولات ساختاری در عصر جهانی شدن". پژوهش زنان. دوره 2.
    • موحد، مجید؛ مقدس، علی اصغر و عباسی­شوازی، محمد تقی ( 1386) "جوانان، خانواده و جامعه پذیری، نقش خانواده در نگرش دانشجویان به معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج". فصلنامه مطالعات جوانان. شماره 9.
    • Bartz, K. W. and F. I. Nye (1970) “Ealy marriage: a prepositional formulation”. Journal of Marriage and Family. 32(2): 258-268.
    • De Silva, W. I. (1997) “The Ireland of Asia; trends in marriage timing in Sri Lanka”. Asia- Pacific Population Journal. 12(2):3-24.
    • Hamplova, D. (2003) “Marriage and educational attainment: a dynamic approach to first union formation”. Czech Sociological Review. 39(6):841-863.
    • Inglehart, R. (2003) Culture Shift in Advanced Industrial Society. Princeton University Press.
    • Jensen R. and R. Thornton (2003) “Early female marriage in the developing world”. Gender and Development. 11(2):9-19.
    • Mensch, B. S., S. Singh and J. B. Casterline (2005) Trends in the timing of first marriage among men and women in the developing world”. Working Paper. New York: Population Council.
    • Peng, Tey Nai (2006) “Trends and correlates of delayed marriage in Malaysia, and implications for development”. Paper presented at the International Conference on Population and Development in Asia: Critical Issues for a Sustainable Future, 20 –22 March, Phuket, Thailand.
    • Quisumbing A. R., and K. Hallman (2003) Marriage in transition: evidence on age, education and assets from six developing countries. Working Paper, New York: Population Council.
    • Rashad, Hoda, Magued Osman, and Farzaneh Roudi-Fahimi (2005) “Marriage in the Arab world”. Washington DC: Population Reference Bureau.
      • Smith, P. C., (1980) “Asian marriage patterns in transition”.  Journal of Family Histor.5(1):58-96.