اهمیت و نقش اخلاق در ورزش و المپیک

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه مازندران

2 دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی دانشگاه شمال(نویسنده مسئول) E- mail:

چکیده

هدف از پژوهش حاضر، بررسی اهمیت و نقش اخلاق در بازی­های المپیک و اهداف عمده آن و تاثیر این رویداد بزرگ جهانی بر رویکردهای معنوی و اجتماعی در جوامع بشری است.
  بازی­های المپیک، میراثی از انسان­های قبل از میلاد است .تمایل ذاتی و همیشگی فطرت انسان به رویکردهای اخلاقی در همه دوران­ و زمینه­ها، او را بر آن داشته تا به منظور رجوع فطرت به اخلاق، نمادهایی پدید آورد که مظهر همبستگی و انسجام آنها باشد. با گذشت زمان، گاهی این رویدادها از اهداف اصلی که مد نظر پدید آورندگان آن است، دور شده و جوامع را با مشکلاتی روبرو می­سازد. بنابراین، در هر دوره­ای، محققان با مطالعه و تجزیه و تحلیل اهداف این رویدادها با مقتضیات اخلاقی همان دوره و با تکیه بر تمایل ذاتی فطرت انسان­ها به رویکردهای اخلاقی، می­توانند زمینه­ اثر بخشی متقابل اخلاق و بازی­های المپیک را فراهم آورند.  بازی­های المپیک و ورزش، یک مکتب کامل تعلیم و تربیت است؛ مکتبی که از طریق آن می­توان اهداف گوناگون تربیتی را به نسل جوان منتقل کرد.
تواضع و ادب در ورزش، بازی عادلانه و خصایل پهلوانی، بیانگر اخلاق نیکوی ورزشی در رویدادهای بزرگی چون المپیک است. این قلمرو، فضای مناسبی برای توسعه ارزش­های بشر دوستانه است و شرکت­کنندگان در بازی­های المپیک برای کسب تجارب اجتماعی، با رنگ­ها، نژاد­ها و عقاید مختلف دور هم جمع می­شوند و با علاقه­ ذاتی، این ارزش­ها را توسعه می­بخشند.

کلیدواژه‌ها


اهمیت و نقش اخلاق در ورزش و المپیک

سید محمد حسین رضوی[1]

 سید محمد نیازی[2]

 تاریخ دریافت مقاله: 6/9/1392

تاریخ پذیرش مقاله: 14/10/1392

 

 

مقدمه

بازی­های المپیک، میراثی از انسان­های قبل از میلاد است که زمان برگزاری آن به سال  776 قبل از میلاد مسیح برمی­گردد. المپیک باستان، قبل از عصر طلایی تمدن یونان شکل گرفت و جشن­های آن هر چهار سال یک بار و به مدت  1200 سال به شکل مداوم برگزار می­شد. مورخان در نحوه پیدایش و اصل این بازی­ها اختلاف نظر دارند، ولی همگی معتقدند  که این بازی­ها در دشت المپیا در منطقه آلیس – حدود 30  کیلومتری بندر کاتاکونو در ساحل شمال غربی پلوپونه­سوس در یونان- برگزار می شد. (بهمنش،1379: 32)

تاریخ شروع المپیک را 1253 تا 884 سال قبل از میلاد حضرت مسیح نقل کرده­اند. در آن زمان هم بازی­ها با اجرای مراسم و جشن خاص افتتاح می شد و قبل از شروع در معبد زئوس، قربانی می­کردند. پیر دو کوبرتن و تعدادی از دوستان فاضل و معلم او، کمیته بین مللی المپیک را در روز 23 ژوئن سال 1894 در جلسه ای در دانشگاه سوربن پاریس بنیانگذاری کردند. او که اطلاعات وسیع و بی­نظیری از تاریخ یونان باستان و تمدن آن کسب کرده بود با بیان این که المپیاد و المپیک­ها، مظهر یک تمدن جامع میان کشورها، شهرها و قهرمانان نظامی و حتی مذاهب باستان هستند، دنیا را پس از سال­ها جنگ، ستمگری و دیکتاتوری، متوجه اصول کلی آزادی، آرامش و برادری در سایه ورزش کردن، تندرست شدن و شرکت در مسابقه­های ورزشی نمود و با تکاپویی خستگی­ناپذیر، نهضت بزرگی برای اصلاح دانش و پاکی نیروهای فکری و جسمی برپا کرد و در این راه با جان و دل کوشش کرد(Finley, 1976: 36-39).

پیر دو کوبرتن مانند بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت زمان خود، عقیده داشت که از راه ورزش، بسیاری از بحران­های اجتماعی قابل حل است و همچنین معتقد بود ایجاد یک سازمان و نظام ورزشی کاملا رقابت آمیز، می­تواند جوانان را تشویق و از خواب غفلت بیدار کند. او توانست این اهداف را در تمام جهان گسترش دهد و نهضتی جهانی پدید آورد که در کاهش ستیزه­های سیاسی و درگیری ملت­ها موثر باشد. (سجادی،1379 : 25)

 کوبرتن، احیا کننده بازی­های المپیک، توسعه دهنده ورزش­ها نبود. او یک دانشجو و یک معلم بود و در دنیای مدرن نخستین کسی بود که تشخیص داد چگونه با سازماندهی ورزش­ها و بازی­ها، ورزشکاران به فواید جسمانی بیشتری دست می­یابند. همچنین تصور می­کرد فرهنگ مطلوب و کیفیت­های معنوی و اخلاقی وجود دارند که کسب شدنی­اند.  حرفه و تخصصی که بر مبنای هوس و هیجان باشد، کامل نیست و روشن است که تنها حرفه­ای به بار می­نشیند که بر اصول اخلاقی استوار باشد؛ به ویژه وقتی که دست اندرکاران ورزش باورهای فلسفی و اخلاقی خود را به صورت منطقی و منظم توسعه داده باشند تا بهترین علایق و خواسته­های بشر را منعکس سازند(Burundi, 1963: 56).

ورزشکاران در آموزه­های اخلاقی، واقعیت­ها و ارزش­ها را جستجو می­کنند و مربیان نیز از این راه می­توانند به مطالعه معنی، ماهیت، اهمیت و منبع ارزش ها در ورزش بپردازند. این مبانی، راهنمای مربی و ورزشکار در تعیین اهداف و اصول و تامین کننده ابزاری منطقی برای ارزیابی ارزش خدماتی ورزش در برنامه­های رسمی و غیر رسمی است. توسعه اصول اخلاقی برای داوطلبان ورزش حرفه­ای، لازم است؛ چنان که در این صورت، زمینه فکری مشترکی در مورد حرفه تخصصی خواهند داشت و بدرستی قادر به تبلیغ ارزش­ها و مفاهیم ورزش خواهند بود. همچنین، انگیزه کافی برای دستیابی به مدارج بالای حرفه­ای خواهند داشت و از توانایی موثر برای ارزیابی عملکردها برخوردار خواهند شد. (Chang, 1985: 56-59)

در جامعه متحول امروزی، مردم مشتاق اند تا از چگونگی تاثیر ورزش بر مواردی چون: عملکرد انسان، سطح کیفی زندگی، خلاقیت و ابتکار انسانی آگاه باشند. رعایت اصول اخلاقی کامل در تربیت بدنی و ورزش برای تفسیر ارزش­های جامعه موثر بوده و برنامه­ها را متناسب با نیاز شکل خواهد داد. بسیاری از متخصصان از آنچه در حوزه حرفه­ای­شان در جریان است ناخرسندند. آنها با یاری جستن از اصول اخلاقی ورزش از نقش مفید انسانی و اجتماعی خود آگاه می شوند  و در این راستا با همکاری یکدیگر تلاش خواهند کرد. اگر تاریخ یونان را که در1200  سال نقش مهم تمدن یونان در بازی­های المپیک را به نمایش گذارده است، مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه می­رسیم که خدایان یونان تنها از نظر بدنی کامل نبودند، بلکه فرزانه و باهوش نیز بوده­اند و این نشانگر آن است که نوع بشر در پی توسعه همه جانبه­ای از جهت جسمانی، ذهنی و معنوی است. (کدخدازاده،16:1372)

 کوبرتن عقیده داشت عضلات، برای تعالیم معنوی هستند و از ورزش به عنوان وسیله­ای برای پاک­نگاه­داشن اجتماع و مقابله در برابر شیاطین و اعتیاد به مشروبات الکلی یاد می­کرد. وی معتقد بود که ورزش عاملی برای کسب منافع اجتماعی و اخلاقی است و قوانین بازی، سمبل قوانین زندگی آزاد و دموکراتیک اند. (هو چنگ، 1372: 36)

فرد در بازی­ها، دموکراسی را در عمل تجربه می­کند و قدردانی از او بر پایه قابلیت­های حرکتی است. وضعیت و جایگاه اقتصادی، نژاد، زمینه رشد و سایر خصوصیات تبعیضی در بازی نقشی ندارند. اجرا و عملکرد ملاک و اساس موفقیت، پیروزی و برتری است. (کدخدازاده، 1373 : 76)

 تکامل اخلاقی، جستار گسترده­ای است که رشد احساسی، عاطفی و اجتماعی را در بر می­گیرد.  هدف تکامل اجتماعی با تسهیل سازگاری­های شخصی (شخصیتی) و گروهی و تطابق­پذیری به عنوان عضوی از جامعه در ارتباط است. فعالیت­ها و برنامه های ورزشی به شرط هدایت اصولی، بهترین موقعیت­ برای چنین سازگاری­هایی را فراهم خواهد کرد. در جامعه دموکراتیک، رشد عاطفی و وجدان گروهی و حس زندگی جمعی، ضروری است. مواردی چون: کمک بازیکنان به یکدیگر، احترام به حقوق دیگران، تمایلات شخصی را فدای خواست گروه کردن، واقعیت و عینیت بخشیدن به زندگی جمعی به عنوان عاملی برای موفقیت اجتماع، از مهمترین اهداف برنامه­های المپیک است و در تمام عرصه­های ورزشی مورد تاکید قرار خواهند گرفت(Lundy,1989: 76-78).

لازم است در ورزشکاران حس تعلق به گروه و احساس مسئولیت نسبت به هدایت اعمال در جهت مطلوب، به وجود آید باید مقررات و خصلت­های ورزشکاری گسترش یابد و در تمام فعالیت­ها و برنامه­ها رعایت شود.  خصلت­هایی چون: تواضع، هم فکری، راست گویی، عدالت، درست کاری، احترام به بالادست، پایبندی به مقررات به طور قابل ملاحظه­ای کارایی اجتماعی را بالا خواهد برد.(Miller, 1992: 23)

از نظر پیر دو کورتن- بنیانگذار کمیته بین مللی المپیک و دوره جدید المپیاد-  بازی­های المپیک تنها یک رویداد ورزشی قلمداد نمی­شود، بلکه نقطه عطفی در حرکت وسیع­تر اجتماعی و فرهنگی است. حرکتی که از راه بازی و ورزش، زمینه تکامل و رشد انسان را فراهم می­سازد و جهان را به مکانی برای سالم زیستن تبدیل می­کند. همان طور که نوشته شده است طرح پیشنهادی کوبرتن برای برگزاری بازی­های نوین المپیک در واقع یک راه حل اساسی است که به منظور پایان بخشیدن به بحران­های عمیق سیاسی  و اجتماعی آن زمان بود. او مانند بسیاری از همفکران خود، معتقد بود که راه حل مشکلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، دگرگونی وضع موجود جامعه است (Wallechinsky, 1996: 89-91).

وی با این فکر و اندیشه، تشکیل و گسترش باشگاه­های ورزشی را دنبال کرد و در ادامه به بر پایی نهضتی عظیم­تر بر آمد که همان برگزاری بازی­های المپیک، هر چهار سال یک بار، بین جوانان سراسر جهان بود. کوبرتن برای انسجام بخشیدن به اندیشه خود، از المپیک باستان کمک گرفت و این اصل را به سراسر جهان برد. او ادعا کرد مشارکت جوانان در رویدادهای ورزشی منجر به پیدایش یک نهضت خواهد شد. نهضتی که می­تواند به ستیزه­های بین مللی به نحو شایسته­ای پایان بخشد و در ضمن حاوی صلح و دوستی و تفاهم ملل باشد .به عبارت دیگر، او بازی­های المپیک را پایه­ای برای ایجاد تغییرات فرهنگی ، اجتماعی و معنوی مناسب دانست و نام المپیز را بر این اندیشه فرهنگی نهاد. (آوست، 1374 :46)

در اساس نامه کمیته بین مللی المپیک به پرورش و تقویت ویژگی­های بدنی و اخلاقی که مبنای ورزش را تشکیل می­دهند، تاکید و توجه بسیار شده است. ورزش ابزاری برای تعلیم و پرورش جوانان محسوب می­شود، زیرا در میادین ورزش و مسابقات، تفاهم و دوستی بسیار نزدیکی بین ملل مشاهده          می­شود (Burundi, 1963: 56).

باید توجه داشت که اخلاق ورزشی زیرمجموعه شخصی ارزش شناسی است و به تعریف خصوصیات و معیارهای اخلاقی کمک می­کند و به عنوان پایه­ای برای رفتار فردی محسوب می شود. تقویت رفتار اخلاقی از مهترین اعمال ورزش است. ورزشکاری که با رعایت مقررات و قوانین با خصایل پهلوانانه و ورزشکارانه به رقابت می پردازد، بدون شک مورد احترام هم تیمی­های خود خواهد بود. رشد موثر اخلاق با طرز برخورد­، ادراکات و ارزش­ها در ارتباط است؛ به دلیل این که ورزش مواردی از قبیل کمک به افراد برای توسعه پاسخ مناسب به فعالیت جسمانی و شناخت آثار سلامت بخش فعالیت­ها و کمک به استفاده بهتر از اوقات فراغت را مورد توجه قرار می دهد. ورزشکاران باید نگرش مثبت و اخلاقی خود نسبت به ورزش، احترام به پیشروان رشته و شرکت در بازی­ها و فعالیت­های گروهی را توسعه دهند. (کاشف،1379 :3-8)

دست اندرکاران ورزش حرفه­ای در سطح المپیک باید جوانان را در تشخیص نظام ارزشی و سنجش ادراکات دیدگاه­ها و تفکر درباره آنها یاری دهند. البته این به معنی تحمیل نظام ارزشی شخصی نیست، بلکه به معنی بر انگیختن بیشتر ورزشکاران حرفه­ای المپیک برای تحلیل و ارزشیابی ارزش­ها و نظرات است. اتحاد و همبستگی، زیر بنای اهداف فردی یا گروهی است و در المپیک همواره بر این اصل تاکید می شود. بازی­های المپیک باید بر ویژگی­های رهبری و اطاعت و پیروی، تاکید کند. این موارد در رسیدن به کمال و لذت، لازم و ملزوم یکدیگرند. (رمضانی نژاد،1378 :56) ورزش، در فرهنگ جامعه و ملل جهان جایگاه خاصی دارد. سیاست کشورها، سیستم­های حکومتی اقتصاد و فرایندهای تربیتی از آن تاثیر می­پذیرند. از آنجا که فعالیت بدنی و ورزش بخش مهمی از میراث فرهنگی ملل است، نه تنها از جنبه زیست شناسی، بلکه از دیدگاه اخلاق، جامعه شناسی و روان شناسی نیز باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. (سروستانی، 1372 :76)

 اهداف نهضت المپیک نیز از همین واقعیت سرچشمه و توسعه یافته است. در حال حاضر این اهداف با چهار عنوان در منشور المپیک مطرح شده است:

1)     ترویج و توسعه آن دسته از ویژگی­های اخلاقی و جسمانی که اساس کار ورزش است.

2)     تعلیم و تربیت جوانان از طریق ورزش به منظور ایجاد تفاهم بیشتر بین آنها و دوستانشان و همچنین کمک به ساختن دنیای بهتر و صلح آمیزتر.

3)     انتشار و ترویج اصول المپیک در سراسر جهان و ایجاد خیر خواهی جهانی.

4)     گرد آوردن ورزشکاران جهان در یک جشنواره عظیم هرچهار سال یکبار در بازی­های المپیک (سجادی، 1379 :25)

 با توجه به اهداف چهارگانه بالا، درمی­یابیم این بازی­ها چیزی فراتر از تعدادی مسابقات است که به خواهد هر چهار سال یک بار در نقطه­ای از گیتی برگزار شود. در این اهداف، مسائل اساسی اخلاقی، آموزشی و پرورش نهضت و فلسفه المپیک در سطح بین مللی نهفته است. بازی­های المپیک و ورزش، یک مکتب کامل تعلیم و تربیت استY مکتبی که با آن می­توان اهداف گوناگون تربیتی را به نسل جوان منتقل کرد. تواضع و ادب در ورزش از نشانه­های تربیت فردی است و بازی عادلانه، خصایل پهلوانی،  بیانگر اخلاق نیکوی ورزشی در رویداد­های بزرگی چون المپیک است. ورزش به طور منطقی تجربه­ بازی آزاد منشانه را به آن حدی از کمال می­رساند که ورزشکاران اهمیت و ارزش زندگی جمعی و مشارکت در آسایش عمومی را درک می­کنند. این قلمرو، فضای مناسبی است برای گسترش ارزش­های بشر دوستانه و شرکت کنندگان در بازی­های المپیک برای کسب تجارب اجتماعی با رنگ­ها، نژاد­ها و عقاید مختلف دور هم جمع می­شوند و علاقه ذاتی برای گسترش این ارزش­ها را به وجود می­آورند.

 

روش پژوهش

این تحقیق از نوع مروری و تحلیلی است که با بررسی مقاله­های پژوهشی و کتاب­های تاریخی- فرهنگی در زمینه تمدن و فرهنگ انجام شده است.

 

بحث و نتیجه­گیری

پیمان و تعهد تربیتی المپیک (المپیزم) به عنوان زیر بنای فکری و نظری بازی­های المپیک (بزرگترین رویداد ورزشی جهان) به خوبی در منشور المپیک بیان شده است.  بر این اساس "کمیته       بین مللی المپیک" و سایر تشکیلات علمی- آموزشی وابسته به آن، مانند آکادمی بین­مللی المپیک، کتابخانه لوزان سوئیس و همچنین کمیته­های ملی المپیک، موظف هستند بازی و ورزش را بخشی از فلسفه زندگی اجتماعی مردم قرار دهند و نقش تربیتی آن را در مراکز آموزشی، تفریحی و ورزشی برای آنان آشکار سازند و در جهت تحقق اهداف اجتماعی- فرهنگی و انسانی ورزش و المپیک در سطح ملی و بین مللی گام بردارند.(رمضانی نژاد،1378 :56) از طرف­ دیگر، همان­ طور که در اهداف بازی­های المپیک باستان مشهور است، تلاش برای حفظ آمادگی و برتری جسمانی، توجه به تناسب و زیبایی اندام، بخشی از فلسفه زندگی و آرمان تربیتی یونانیان را تشکیل می‌داد(Burundi, 1963:   56)  پس اگر بتوان عناصر اصلی یک فلسفه کاربردی را در زندگی امروزی، تندرسی، آرامش و نیکی (تئوری زندگی) نامید، می‌توان بازی، ورزش و تجلی آنها در المپیک را بخشی از فلسفه زندگی شرکت کنندگان در نظر گرفت؛ چون تندرستی در زندگی با ورزش به دست می آید و بخشی از آرامش در زندگی ناشی از سلامتی و تندرستی است و نهایت این­که جوهر اصلی ورزش، هدایت افراد به سمت خیر و نیکی و پرهیز از رفتارهای ضد آرامش و ضد سلامتی است. (آوست، 1374 :46) یک انسان کامل از فعالیت­های فکری مانند فلسفه، برای مغز و ذهن (اندیشه و عقل) و از زیبایی و هنر، برای احساس و از ورزش، برای بدن استفاده می­کند. اگر چه حرکت و مهارت نیز بخشی از هنر و برای پرورش احساس زیبا شناختی است، ولی نقش ورزش و المپیک فقط برای بدن نیست، بلکه مراقبت از کل فرد یا خود است.  (Lundy, 1989: 76-78) از نظر کوبرتن نیز این اجزا به عنوان فلسفه کاربردی، زندگی افراد بشر را شاد می­سازد. بنابراین، آموزش آرمان و اهداف المپیک تلاش برای تعادل، رشد و کمال فردی و انسجام شخصیت است که ریشه­های یک حیات لذت بخش را تشکیل می­دهد؛ به طوری که از این نظر می‌توان ورزش و المپیک را در کنار مذهب قرار داد، چون هدف هر دو کامل کردن فرد است و هر دو از آدمی می­خواهند که به بالاترین پتانسیل وجودی خود نزدیک شوند. (سجادی، 1379 :25) از نظر کوبرتن، خالق بدن و عضله همان خالق روح است و زیبایی اخلاقی و زیبایی جسمانی باید در کنار هم باشند و زندگی واقعی نیز خوب زیستن با این دو عنصر است. (کدخدازاده، 1373 :76) همچنین، شکل­گیری سازمان­ها و تشکیلات ورزشی در سطح منطقه­ای و قاره­ای با الهام از "کمیته   بین­مللی المپیک" می­تواند نقش خوبی در این زمینه ایفا کنند، چون آنها می­توانند از طریق ورزشکاران، صلح و دوستی را از مرزهای خود عبور دهند و آن را مانند سایر کالا، صادر نمایند و در یک داد و ستد بدنی و مهارتی که بهترین مبارزه صلح آمیز است، حقوق بین المللی را بشناسند و رعایت نمایند. (رمضانی نژاد، 1378 :56) این تفاهم بین المللی، دنیا را شاد و دلپذیر می­سازد به ویژه این­که در فرآیند جهانی شدن می­توان از برخی نمادهای المپیک مانند تعداد و نحوه ترکیب حلقه­ها، رنگ پرچم المپیک، رنگ حلقه­ها و غیره برای وحدت جهانی سود برد. در نهایت ایفای این نقش سازنده در هر جامعه­ای به شناسایی محورهای آموزشی حرکت المپیک و برنامه­ریزی عملیاتی نیاز دارد؛ به طوری که هر کدام از این محور­های آموزشی را می­توان دوباره مورد بازبینی دقیق­تری قرار داد و با استفاده از شرایط بومی – فرهنگی و روش­های خلاق و ابتکاری اهداف بهداشتی، صلح آمیز، تربیتی و فرهنگی المپیک را توسعه بخشید. تردیدی وجود ندارد که بدون وجود چنین پشتوانه فکری و تربیتی، بازی­های المپیک، این قدر مهم نمی­شوند.

بنابراین برای بقا و تقویت این پشتوانه باید از برنامه­های آموزشی سود جست. (آوست، 1374 :40-46) در این راستا، می­توان از مدرسه و دانشگاه به عنوان دو مکان فرهنگی برای آموزش محورهای المپیک نام برد و روش­های تجربه شده جهانی توسط کمیته بین­المللی المپیک و آکادمی بینالمللی المپیک را در سطح ملی و منطقه­ای به­کار گرفت. کمیته ملی المپیک می‌تواند با استقرار نمایندگی­های ویژه در هر استان، برگزاری دوره­های آموزشی، چاپ مقاله­ها، کتاب­ها و بروشورهای آموزشی، استفاده از رسانه­های گروهی و غیره گام­های بزرگی بردارد.

  • منابع

    • آوست، دیورا و بوچر، چالز(1374) مبانی تربیت بدنی و ورزش. احمد آزاد.تهران: انتشارات کمیته ملی المپیک
    • بهمنش، عطا (1379) بازی­های المپیک از آغاز تا امروز. انتشارات هاشمی
    • رمضانی نژاد، رحیم (1373)" بازی جوانمردانه و فرهنگ ایرانیان".ششمین گردهمایی آشنایی با حرکت المپیک، یونان- المپیا.
    • سجادی، سید نصر اله (1379) جنبش صد ساله المپیک. موسسه تحقیقاتی و انتشاراتی نور
    • صدیق سروستانی، رحمت ا… (1372) "درآمدی بر جامعه شناسی و ورزش". فصلنامه المپیک. کمیته ملی المپیک، شماره1 .
    • کاشف اخلاق، مجید ( ) "بازی­های المپیک و مقایسه آن با ورزش در ایران باستان". فصلنامه المپیک. کمیته ملی المپیک، سال نهم.
    • کدخدازاده، اسماعیل(1373) آتن باز گشت به مبدا. تهران: انتشارات مولف
    • کدخدازاده، اسماعیل(1372) بهای برگزاری بازی­های المپیک. تهران: چاپ ایران مصور
    • هو چنگ، جو(1372)"مفهوم آسیایی ورزش همگانی و تاثیر آن بر نهضت المپیک".محمد خبیری. نشریه المپیک. سال اول، شماره دوم.

     

    - Brunde, Avery(1963) Olympic philosophy. International Olympic Academy. Olympia, Greece, pp: 65.

    - Chang, Ju Ho(1985)" sport for all and the International Olympic Movement". paper presented at the international Olympic Symposium by the Ministry of sport and KOE. Hyatt Hotel, Seoul, Korea, pp: 56-59.

    - Finley, I.M. and pleket, H. W. (1976) The first thousand Years of Olympic Games. Geart Britain, pp: 36-39.

    - Lundy, Fernand (1989)" The Olympic Movement. Grandeurs and paradoxes of its Development Successes". paper presented at the Seoul Olympiad Anniversary conference, Seoul, Korea, pp: 76-78.

    - Miller, D.( 1992) Olympic revolution. The Olympic  Biography of Jan Antonio Samaranch. London, pp: 23.

    - Wallechinsky, D. (1996) Summer Olympics, Sport  Illustrated. Boston, New York, Toronto, London, pp: 89-91.