بررسی میزان مهارت مدیریت زمان در بین نوجوانان و جوانان تهرانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی

2 مرکز تحقیقات صداو سیما (نویسنده مسئول ) E-mail:mostafaiyahmad@yahoo.com

چکیده

این مقاله برگرفته از پژوهشی است که هدفش شناسایی میزان مهارت مدیریت زمان نوجوانان و جوانان است .روش تحقیق این پژوهش، پیمایشی و ابزار سنجش، پرسشنامه محقق ساخته مدیریت زمان می باشد. جامعه آماری را نوجوانان 12-18 ساله و جوانان 19- 30 ساله مناطق 22 گانه شهر تهران تشکیل می دهند. بدین منظور نمونه مورد مطالعه 856 نفر از نوجوانان و جوانان  (نوجوانان436 نفر و جوانان 420 نفر) و (427 نفر پسر و 429 نفر دختر)، به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای سه مرحله‌ای انتخاب شدند. یافته های پژوهش در دو بخش توصیفی و استنباطی تدوین شده است.دربخش توصیفی از شاخص های آمار توصیفی ودربخش استنباطی از آزمون‌های آماری T مستقل برای متغیر جنسیت ، سن و آزمون تحلیل واریانس یک راهه برای تعیین تفاوت بین متغیرهای سن، تحصیلات و طبقه‌ اقتصادی ـ اجتماعی با استفاده از نرم افزار   SPSS    مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت    .
 نتایج نشان داد بیشتر جوانان از مهارت مدیریت زمان و تعداد کمی از نوجوانان از این مهارت بهره می‌گیرند. بین مهارت مدیریت زمان در شاخص هدفگذاری از نظر جنسیت تفاوت معنی‌داری وجود ندارد، ولی در شاخص‌های اولویت‌بندی و برنامه‌ریزی بین جنسیت تفاوت معنی‌داری وجود دارد. همچنین، بین سن و تحصیلات با مهارت مدیریت زمان تفاوت معنی‌داری وجود دارد، اما بین مهارت مدیریت زمان با پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. در مجموع، دختران نسبت به پسران در مدیریت کردن زمان موفق تر می باشند.

کلیدواژه‌ها


بررسی میزان مهارت مدیریت زمان در بین نوجوانان و جوانان تهرانی

دکتر اسماعیل سعدی پور [1]

دکتر هادی بهرامی[2]

  احمد مصطفایی[3]

              تاریخ دریافت مقاله: 8/3/1392 

                              تاریخ پذیرش مقاله: 16/5/1392

 

مقدمه

          زمان منبع بی مانندی است که اگر از دست برود جایگزین نخواهد داشت.توجه به وقت و اهمیت دادن به آن و استفاده بهینه از زمان پیشینه ای دیرینه دارد. درجوامع غربی حرکت ماه وخورشید مبنای درک زمان بود و هرچه جوامع تکامل بیشتری پیدا کردند، مفهوم زمان پیچیده تر شد. دردنیای موجودات زنده، تنها انسان است که به زمان توجه دارد و سعی می کند آن را کنترل کند. ادراک مفهوم زمان تحت تاثیر فرهنگ ما قرار دارد. این تاثیرپذیری ازآنجا ناشی می شود که زمان مفهومی ذهنی است نه یک واقعیت مادی.(لوتار،2002: 36)

درجامعه ما الگوی صرف وقت به میزان قابل توجهی مخدوش است، با وجود آنکه همه به یک میزان زمان در اختیار داریم، ولی بر طبق بررسی های آماری، جوامع و افرادی موفق تر هستند که از وقت خود بهتر استفاده می کنند. این امرنیز وابسته به الگوهای رفتاری می باشد که باید با آموزش و پرورش صحیح در افراد ایجاد نمود تا نحوه استفاده موثر از زمان و گذر عمررا فراگیرند؛ چراکه تنها منبعی را که       نمی توان ذخیره کرد زمان است و تنها کاری که در این موردمی توان انجام داد آن است که باید نهایت استفاده از زمان را برد. بنابراین زمان کمیاب ترین منبعی است که افراد در اختیار دارند و هرگز نباید هدر رود. ازآنجا که مهمترین و گرانبهاترین دارایی یک جامعه ،منابع انسانی بخصوص نوجوانان و جوانان هستند و گرانبهاترین دارایی این افراد نیز زمان بسیار کوتاهی است که در طول زندگی در اختیار دارند، بنابراین زمان جزء نادرترین منابعی است که چنانچه بدرستی مورداستفاده قرار گیرند تغییرات و تحولات به موقع را در تمام ابعاد زندگی افراد و به تبع آن درجامعه بوجود می آورد.(خاکی، 1389 : 32)

نیاز به مدیریت و رهبری در همه زمینه های فعالیت اجتماعی،امری محسوس و حیاتی است. منابع انسانی و مادی بدون هدایت و رهبری لایق رو به کاهش و نابودی می رود، امادر این میان نوجوانان و جوانان بعنوان اداره کنندگان یا مسولان آینده سازمان ها و واحدهای مختلف جامعه هستند و چون این قشر از جامعه در هر جامعه ای از مهمترین افراد آن جامعه می باشند، جایگاه مهمی در بهسازی و شکوفایی اقتصادی و اجتماعی جامعه دارند. مدیریت زمان یا درواقع، استفاده اثر بخش از زمان ، درجهان امروز لازمه پیشرفت و ارتقاست. یکی از عواملی که باعث پیشرفت افراد می شود ، زمان است. استفاده صحیح و اثر بخش از زمان باعث می شود انسان به اجرای فعالیت هایی بپردازد که موجب دستیابی به اهداف فردی می شوند. چگونگی استفاده از زمان بعنوان یک منبع شاخص برای کارآمد یا افراد یک جامعه است.(کامرون،2002 :82)

بیان مسئله

درحال حاضر، بیشتر نوجوانان و جوانان بدون داشتن هدف مشخص به ادامه تحصیل و امورات زندگی می پردازند و اکثر آن ها نه برنامه ای برای آینده در نظر گرفته اند و نه تصوری از آینده خود دارند. بنابراین جهت دار نیستند. زمان یکی از منابع کمیاب و بی نظیری است که استفاده موثر و اثر بخش از آن ضرورتی اجتناب ناپذیر برای موفقیت در کار و زندگی محسوب می شود. استروتون (1993) اعتقاد دارد  کسانی که قدرت زمان و چگونگی سازماندهی و استفاده از آن را می دانند، بسیار موفق تر و جلوتر از افرادی هستند که همیشه از تنگی وقت می نالند. به همان نسبت که اختیار ما در انتخاب وظایف و تصمیم گیری افزایش می یابد، اختیار مان برای سازمان دهی وقت خودمان نیز زیادتر و بتدریج رویه معمول ما می شود. درهر صورت، مدیریت زمان از موضوعات فوق العاده مهمی است که در دنیای پر رقابت امروز باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. نوجوانان و جوانان موفق ،آن هایی هستند که قادرند به طور واضح و روشن تعریف دقیقی از اهداف خود را بیان کنند و همچنین راهکارهای لازم برای رسیدن به این اهداف را ارائه کنند. اهداف، آن چیز هایی هستند که قادرند افراد را به سوی عمل مناسب هدایت و جلب نمایند. مدیریت بر مبنای اهداف نه تنها برای سازمان ها و شرکت ها موثر است، بلکه برای افراد، بخصوص نوجوانان و جوانان فایده های بسیاری نیز دارد.اساس موفقیت در زندگی باید بر یک تصویر کلی و خوب از زندگی استوار باشد و اهداف روشن و دقیق برای هر دوره از مراحل مختلف زندگی بر اساس آن (هدف) مشخص گردد. این تنها راه برقراری حلقه ارتباطی بین وظایف مختلف و کارهای امروزی وموفقیت های فردا و رضایتمندی شما است.(موریسی،1368)

هروظیفه یا فعالیتی را که دربرنامه ریزی زمانی خود وارد می کنید، فهرست وظایف و فعالیت های خود را رتبه بندی کنید و آن ها را اولویت بندی کنید .یکی از روش های تجزیه و تحلیل اهداف برای اولویت بندی ، استفاده ازروش  ABCمی باشد: طبقه بندی فعالیت ها ی بسیار مهم (A) و فعالیت هایی که از درجه اهمیت کمتری برخوردارند(B) و فعالیت هایی که از نظر اهمیت دارای کمترین درجه هستند(C). نظم ایجاد شده توسط آدمی در زندگی همواره در معرض آشفتگی است. لذا باید پیوسته برای منظم بودن تلاش کرد. همیشه در توجیه آنچه باید انجام می دادیم و آنچه نباید انجام می دادیم ادعا کرده ایم "وقت کافی نداشتیم"، در حالی که کاملا زمان در اختیار ما بوده ، اما مهارت های لازم برای تنظیم آن را نداشتیم.

برنامه و هماهنگی از مهمترین طرح ها ،نقطه نظر ها و فعالیت ها در یک روش نظام مند و هدفمند هستند (برنامه ریزی). درابتدا استفاده از برنامه ریزی نیاز به مقداری خود انظباطی دارد، ولی درنهایت خواهید دید که تمام فعالیت ها به نتایج با ارزشی منجر می گردد.(خاکی ،1389 :81 )

مدیریت زمان و بهره وری از وقت به ما امکان می دهد که خلاقیت نوجوانان و جوانان را به خدمت بگیریم تا ضمن نجات از استرس های کسالت بار روزمره ، مدیریتی موفق اعمال کنیم. در گذشته،زمان به این درجه اهمیت نداشته است، اما امروزه هر لحظه از زمان آبستن حوادث و تحولات شگرف است. پس برای همگام و همراه بودن با تحولات باید روی لحظه لحظه زمان، مدیریت داشته باشیم تا به اهدافمان نائل شویم. کارهای مهمتری انجام دهیم، ارزش ها را بشناسیم، تعادل را حفظ  کنیم، استرس را کاهش دهیم و به جای کار بیشتر، دقیق تر کار کنیم تا زمان را تحت کنترل خود درآوریم و با کارایی بالاتری عمل نماییم .(فرنر ،1381 :41)

مدیریت موفق زمان روش های نوینی را به ما نشان می دهد تا 1-دیدگاه بهتری در مورد کارهای وابسته به یکدیگر و اولویت ها به دست آوریم. 2-فرصت های بیشتری برای پرورش خلاقیت خود و دیگران داشته باشیم.3-با فشارهای روانی و استرس دسته و پنجه نرم کنیم و آن را کاهش دهیم . 4- اوقات فراغت بیشتری به دست آوریم وبتوانیم کارهای اساسی و مهم را انجام دهیم تا سریع تر به اهدافمان برسیم .(حقیقی و علیمردانی،1380 :11)

هدف از انجام پژوهش حاضر ، یافتن پاسخ برای این پرسش است که میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان تهرانی تا چه حد است  و آیا بین میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان تهرانی تفاوت وجود دارد؟

 

چارچوب نظری

دربخش مبانی نظری تحقیق با توجه به متغیر اصلی (مدیریت زمان ) از نظریه های گوناگون استفاده شده است که به اختصار به آن ها اشاره می شود.

عرفا و فلاسفه هریک تعریفی از زمان مطرح کرده اند که امروزه روی یک تعربف از زمان کار می کنند. طبق این تعریف، زمان عبارت است از وسیله اندازه گیری فعالیت.(رحیمی، 1381 :63)

وقت موهبتی است که در این کره خاکی به هریک از ما به رایگان عطا شده است و میزان آن برای همه یکسان است. موفقیت هر شخصی در زمینه تحقق اهداف و آرمان هایش به مقدار قابل توجهی تابع استفاده موثر از وقت است.(نصراصفهانی،1381 :81 )

عرفا به واسطه ماهیت ابزار شناختی خود، یعنی دل ، از زبان نمادین استفاده می کنند و زمان را دارای جنبه درونی می دانند و از آن با اصطلاحاتی مانند وقت ، آن دم، یاد می کنند.عرفا وقت خوش عارفانه را همانا نوعی بی دقتی و رها شدن از سیطره زمان و مکان می دانند.(روبرتا،1383 :61 )

ولتر ،فیلسوف و متفکر بزرگ فرانسوی در یکی از کتاب های خود از زبان دو تن از شخصیت هایش به موضوع قابل تاملی اشاره می کند. یکی از شخصیت ها از دیگری می پرسد: از تمام چیزهایی که در دنیا وجود دارد، چه چیزی سریع ترین و کندترین است؟ چه چیز بلند ترین و کوتاه ترین است؟ چه چیز بخش پذیر ترین و گسترده ترین است؟ چه چیز حد اعلای ندامت را به همراه می آورد، ولی بیش از هر چیزدیگری مورد بی توجهی قرار می گیرد؟ چه چیز است که بدون آن، هیچ کاری صورت نمی پذیرد، کوچکترین چیزها را می بلعد و به بزرگترین ها حیات می بخشد؟ و پاسخ می شنود :"زمان" .(هیندل ،1383 :91)

دین اسلام نیز اهمیت زمان را مورد تایید قرار داده است؛ چنان که امام صادق (ع) می فرماید:"من استوی یوماه فهو مغبون " باید هر روز نسبت به روز قبل بهتر باشیم . (رضایی مقدم  و بخشی جهرمی ،1375، به نقل از کرمی مقدم،1377 )

درفرهنگ و ادب ایران نیز به اهمیت زمان و نحوه استفاده درست از آن اشاره شده است. خیام زمان را به پرنده ای که بر سر شاخه ای نشسته اند، تشبیه می کند .(شیخ نظامی ، به نقل از کرمی مقدم،1377،ص29 )

مکنزی می گوید:ارزش واقعی مدیریت زمان عبارت است از ارتقای تمامی ابعاد زندگی ما . به تعبیر دیگر ارمغان مدیریت زمان برای ما زمان بیشتر نیست ،بلکه زندگی بهتر است.(نجف بیگی ،1381 )

میلر (1985)و دیلون(1981) بیان می کنند که زمان تنها منبعی است که به محض دستیابی به آن می باید مصرف شود و آهنگ مصرف آن هم ثابت است . بعضی محققان در نوشته های خود برای افزایش اوقات از نظر کمی ، روش هایی ارائه کرده اند ، ولی آنچه که بیش از همه موردنیاز است،استفاده موثر از مقدار زمانی است که در دسترس می باشد. برای این امر، برنامه ریزیو سازماندهی کافی مورد نیاز است. درغیر این صورت زمان بیشتر به هدر می رود.(دیلون1981،میلر1985،به نقل از کرمی مقدم ،1377 )

روانشناختی مدیریت زمان

بشر از دیر باز به مفهوم مدیریت زمان توجه داشته است. تلاش انسان درراه تعیین زمان طلوع و غروب آفتاب و پدید آمدن فصول سال به هزاران سال پیش بر می گردد. پس از تنظیم وقت تقویم های اولیه از چندین قرن پیش، روند تکامل ساعت برای تعیین گذر زمان از شتاب بیشتری برخوردار شد؛ به طوری که ساعت های امروزی گذر فیزیکی زمان را با دقیق ترین شیوه ثبت می کنند و نشان می دهند. زمان مهمترین سرمایه بشر است و از این رو گذر زمان مورد توجه همگان است. ولی آیا برداشتی که ما از مفهوم زمان داریم در همه ما یکسان است؟ آیا افراد در هنگام دلتنگی گذر زمان را به همان صورتی ادراک می کند که شاد و با نشاط هستند؟

برداشت ما از سپری شدن زمان نسبی است. از این رو،  به لحاظ روانشناختی برداشت یک فرد از سپری شدن زمان ممکن است در شرایط و زمبنه های متفاوت دستخوش تغییر گردد. نقطه آغاز برتری درمدیریت زمان، میل و اراده است. کلید انگیزش، انگیزه و محرک است. برای اینکه میل کافی برای توسعه مدیریت زمان داشته باشید، باید منافع و مزایایی که احساس می کنید از آن بهره مند خواهید شد، به شما انگیزه لازم را بدهد. باید به اندازه ای خواستار دستیابی به نتایج باشید تا برای دلایل طبیعی که باعث می شود کارها را با روش های قدیمی انجام دهید، غلبه کنید.وقتی از اهرم مدیریت زمان استفاده کنید، کنترل بیشتری بر کار و زندگی شخصی تان خواهید یافت. احساس خواهید کرد بر سرنوشت خود تسلط کامل دارید و قدرتی را در زندگی خود حس خواهید کرد. در تمام بخش های زندگی خود ، احساس مثبت و قدرتمندی خواهید داشت. اگر همه مردم قبول دارند که مدیریت زمان ، مهارت مطلوبی است، پس چرا تنها عده کمی از آن ها می توانند"سازمان یافته ،کارآمد و موثر " عمل کنند؟

 روانشناسان سه مانع ذهنی را در مقابل مدیریت زمان مطرح کرده اند:

  1. نگرانی درباره کاهش حالت طبیعی و خود انگیختگی: اولین اسطوره یا باور منفی از مدیریت زمان این است که اگر خیلی در زمان، سازمان یافته باشید، فردی سرد ،حسابگر و بی احساس خواهید بود. برخی از مردم گمان می کنند که اگر خیلی موثر و خود کارآمد باشند، آزادی و سادگی خود را از دست خواهند داد و فکر می کنند که مدیریت درست زمان، انسان را انعطاف ناپذیر و سر سخت می کند.
  2. برنامه ریزی ذهنی منفی: مانع ذهنی دوم برای توسعه مهارت های  عالی مدیریتی زمان، برنامه ریزی منفی است که اغلب ما در دوران رشد و بلوغ خود از والدین و همچنین از افراد با نفوذ و موثر بر شخصیتمان ،کسب می کنیم. اگر والدین یا دیگر افراد به شما بگویند که خیلی نا منظم هستید یا همیشه دیر می کنید  یا هیچ وقت کاری را که شروع می کنید به اتمام نمی رسانید، باز به صورت ناخودآگاه طوری عمل می کنید که از فرامین قبلی آن ها پیروی نمایید.
  3. باورهای خود محدود کننده: مانع ذهنی سوم در مقابل مهارت های مدیریت زمان، خود انگاره منفی یا باورهای خود محدود کننده است. بسیاری از مردم گمان می کنند که توانایی مدیریت درست زمان خود را ندارند و این قبیل افراد اغلب فکر می کنند این باور بخش ذاتی و فطری زندگی یا میراث آن هاست.(تریسی،1994:22-24 ‌)

روش هایی که برای برنامه ریزی ضمیر ناخود آگاه برای رسیدن به اوج عملکرد وجود دارد عبارت اند از :

روش اول :صحبت های مثبت با خود یا تایید های مثبت: این ها فرامینی هستندکه از ذهن خودآگاه به ضمیر نا خودآگاه افراد می آیند.

روش دوم: تصور خود به عنوان فردی با کارایی بالا: در روانشناسی خوش بینی، درآینده به همان فردی تبدیل خواهید شد که اکنون در ذهن خود می بینیدو سعی کنید خود را فردی منظم،کارآمد و موثر تصور نمایید.

روش سوم: ایفای نقش یک فرد بسیار کارآمد: باید نقش فردی را بازی کنید که در همه امور بسیار منظم است.

روش چهارم :الگوپذیری: در این روش باید زندگی خود را بر اساس رفتار افرادی برنامه ریزی کنید که از وقت شان به خوبی استفاده می کنند و چنین افرادی را معیار و الگوی خود قرار دهید.

روش پنجم: تصور این که از امروز به مدت یکسال قرار است واحدی را در مدیریت زمان تدریس کنید. این روش نتیجه یافته های کسب شده از یادگیری سریع است. طبق یافته های روانشناسان، چنانچه ضمن یادگیری، به این فکر کنید که چطور این مطلب را آموزش خواهید داد، می توانیدآن را بسیارسریع تر از زمانی که مطلبی را صرفا آموخته و برای خود به کار می برید، در ذهن خود نهادینه کنید.

روش ششم: الگوی اصلی دیگران شوید. یعنی تصور کنید دیگران شما را فردی نمونه و برجسته در مدیریت زمان می دانند.

سه عامل اصلی روانشناسی مدیریت زمان

ابتدا ارزش های خود را تعیین کنید و سپس تصمیم بگیرید زندگی تان را با آن ارزش ها هماهنگ کنید .

دوم، سعی می کنید به تسلط دست یابید تا در کارهایتان ممتاز باشید .

سوم، اطمینان یابید که فعالیت ها و اهدافتان با ارزش ها و عقایدتان سازگار و موافق است.

مدیریت زمان، رسیدن به کارایی شخصی ، عزت نفس ، احترام به نفس، بازدهی شخصی و در نتیجه خوشبختی است. با استفاده از مدیریت زمان می توانید بر هر مانعی غلبه کنید و به هر هدفی دست یابید. با مهارت های مدیریت زمان می توانید بر کل زندگی و آینده تان کنترل کامل داشته باشید. مدیریت زمان ، راه رسیدن به موفقیت نهایی است.

فرضیه های پژوهش

1-    بین میزان مهارت مدیریت زمان نوجوانان با جوانان تفاوت معناداری وجود دارد.

2-    میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان با میزان تماشای برنامه های تلویزیون رابطه معنی داری دارد.

3-               میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان دختر بیشتر از پسران است.

4-               بین میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان با تحصیلات رابطه معنی داری وجود دارد.

5- میان میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان با پایگاه اقتصادی-اجنماعی رابطه معنی داری وجود دارد.

 روش پژوهش

روش مورد استفاده در این تحقیق، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده است و محقق به مطالعه متغیرهای مدیریت زمان در بین نوجوانان و جوانان می پردازد.

جامعه آماری ، نمونه و روش نمونه گیری پژوهش

یکی از گام‌های اساسی در انجام هر تحقیق تعیین و تعریف دقیق جامعه‌ای است که نمونه تحقیق از آن جامعه انتخاب می‌شود و قرار بر این است که یافته‌های تحقیق به آن جامعه خاص قابل تعمیم باشد.

جامعه آماری این تحقیق را نوجوانان و جوانان 12 تا 30 سال شهر تهران تشکیل داده‌اند. به منظور برآورد حداقل حجم نمونه از فرمول کوکران          استفاده شد.

نمونه آماری این تحقیق را 856 نفر از نوجوانان و جوانان دختر و پسر 12 تا 30 سال شهر تهران تشکیل می‌دادند که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند : در مرحله نخست تعدادی از بلوک های شهر تهران انتخاب شدند. سپس در مرحله دوم انتخاب خانوارها در بلوک نمونه ودر مرحله سوم انتخاب افراد نمونه در خانوارهای انتخاب شده.

ابزار پژوهش

ابزار اندازه گیری این پژوهش، "پرسشنامه مدیریت زمان" بود که محقق با همکاری تنی چند از اساتید دانشگاه علامه و کارشناسان حیطه روانشناسی نوجوانان و جوانان آن را نهایی کرد.  ابتدا به صورت پایلوتروی  نمونه 50 نفری انجام شد و بعد از جمع‌آوری اطلاعات، این پرسشنامه با آلفای کرونباخ 7/0 به دست آمد و بعد از اصلاحات اندکی، پرسشنامه نهایی شد و اجرا گردید. این پرسشنامه دارای 30 سؤال از نوع مقیاس لیکرت می‌باشد؛ چنان که سؤال‌های (36-29-25-24-21-18-17-12-8-7) شاخص برنامه‌ریزی، سؤال‌های (35-33-31-27-20-19-15-14-13-11-10) شاخص هدف‌گذاری و سؤال‌های (34-32-30-28-26-23-22-16-9) شاخص اولویت‌گذاری را اندازه‌گیری می‌کنند.

یافته های پژوهش

برای تعیین متغیرها در بخش توصیفی از شاخص های آمار توصیفی و در بخش استنباطی با توجه به حجم نمونه و متغیر های پژوهش، از آزمون تحلیل واریانس استفاده شد.

برای نمره دادن خرده مقیاس های مدیریت زمان، مطابق جدول زیر عمل شده است.

جدول 1: شاخص های مدیریت زمان به تفکیک سوالات ، دامنه نمرات و میانگین شاخص ها

شاخص‌های مدیریت زمان

تعداد سؤال

دامنه نمرات شاخص

میانگین شاخص

هدفگذاری

11

55-11

33

اولویت‌بندی

9

45-9

27

برنامه‌ریزی

10

50-10

5/32

 

 

 

 

     با توجه به موارد ذکر شده ، میانگین نمرات  پاسخگویان درشاخص‌های مدیریت زمان به قرار زیر می‌باشد: شاخص هدفگذاری با میانگین 50/37، شاخص اولویت بندی  17/30  و شاخص برنامه ریزی با میانگین 88/32  می باشد. (جدول 2 ‌)

جدول 2: میانگین نمرات پاسخگویان در شاخص های مدیریت زمان

شاخص‌

میانگین

هدفگذاری

50/37

اولویت‌بندی

17/30

برنامه‌ریزی

88/32

فرضیه اول: در بررسی تفاوت نمرۀ شاخص‌های مدیریت زمان با سن پاسخگویان، میزان میانگین، انحراف استاندارد و خطای استاندارد آن مشخص شد. (جدول 3)

جدول 3:  میانگین نمره شاخص‌های مدیریت زمان برحسب سن پاسخگویان

گروه‌های سنی

خرده مقیاس‌ها

میانگین

انحراف استاندارد

خطای استاندارد

N

 

18-12

نوجوانان

هدف‌گذاری

62/37

92/4

24/0

 

436

اولویت‌بندی

17/30

33/3

16/0

برنامه‌ریزی

32/32

68/4

22/0

 

30-19

جوانان

هدف‌گذاری

38/47

86/4

23/0

 

420

اولویت‌بندی

16/39

42/3

17/0

برنامه‌ریزی

47/46

14/4

20/0

برای مقایسه میانگین نمره خرده مقیاس‌های مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان مورد مطالعه، از آزمون t برای گروه‌های مستقل استفاده شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد:

1-  بین میانگین نمره خرده مقیاس هدف‌گذاری در نوجوانان (62/37) و جوانان (38/47) با میزان 95 درصد اطمینان تفاوت معنی‌داری وجود دارد.

2-  بین میانگین نمره خرده مقیاس اولویت‌بندی در نوجوانان (17/30) و جوانان (16/39) با میزان 95 درصد اطمینان تفاوت معنی‌داری وجود دارد.

3- بین میانگین نمره خرده مقیاس برنامه‌ریزی در نوجوانان (32/32) و جوانان (47/46) با میزان 95 درصد اطمینان تفاوت معنی‌داری وجود دارد.

میانگین نمره پاسخگویان نوجوانان و جوانان در مدیریت زمان و خرده مقیاس‌های آن در جدول شماره4 ارائه شده است.

بررسی مقایسه میانگین نمره پاسخگویان در خرده مقیاس‌های مدیریت زمان برحسب سن (تحلیل واریانس)

برای مقایسه میانگین نمره پاسخگویان در خرده مقیاس‌های مدیریت زمان (هدفگذاری، اولویت‌بندی و برنامه‌ریزی) در نوجوانان و جوانان از طریق تحلیل واریانس مشخص شد.(جدول 4)

 

جدول 4: آزمون تحلیل واریانس برای مقایسه میانگین نمره خرده مقیاس های مدیریت زمان بر حسب سن پاسخگویان

خرده مقیاس‌ها

گروه‌های سنی

مجموع مجذورات

درجه آزادی

(df)

 

میانگین مجذورات

F

سطح معنی‌داری (Sig)

 

هدفگذاری

بین گروهی

32/16

1

16/32

 

32/1

 

041/0

درون گروهی

84/20725

854

27/24

کل

2738

855

 

اولویت‌بندی

بین گروهی

36/26

1

36/26

 

31/2

 

025/0

درون گروهی

74/9739

854

40/11

کل

78/9739

855

 

 

برنامه‌ریزی

بین گروهی

21/284

1

21/284

 

52/14

 

00/0

درون گروهی

34/16717

854

58/19

کل

55/17001

855

 

 

          همانطور که در جدول 4 مشاهده می‌شود میانگین خرده مقیاس‌های هدفگذاری، اولویت‌بندی و برنامه‌ریزی در سطح متوسط و بالای متوسط قرار دارد و مقایسه میانگین نمره‌های خرده مقیاس‌های مدیریت زمان در گروه‌های سنی مختلف با استفاده از آزمون تحلیل واریانس در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد که در سنین بالاتر مدیریت زمان بیشتر انجام می‌شود. به عبارت دیگر، جوانان در برنامه‌ریزی و هدفگذاری برنامه‌ها بیشتر استفاده می‌کنند و با افزایش سن استفاده از مدیریت زمان بیشتر می‌شود.

 

فرضیه دوم: میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان با میزان تماشای برنامه های تلویزیون رابطه معنی داری وجود دارد.

همانطور که جدول شماره 5 نشان می‌دهد، با مقدار آزمون ضریب همبستگی و سطح معنی‌داری حاصل از آن با 95 درصد اطمینان، می‌توان گفت بین میزان تماشای تلویزیون و مدیریت زمان از سوی پاسخگویان رابطه همبستگی منفی (معکوس) وجود داشته است؛ به طوری که با افزایش میزان تماشای تلویزیون ، مدیریت کردن زمان در زندگی کاهش یافته است. در واقع، هر چقدر فرد بیشتر تلویزیون نگاه کند، از کارها و برنامه‌های دیگر خود عقب می‌ماند. در نتیجه در برنامه‌ریزی دچار اختلال می‌شود.

جدول 5: رابطه همبستگی بین میزان تماشای تلویزیون و مدیریت زمان

آماری

میزان

ضریب همبستگی اسپیرس

28-

سطح معنی‌داری (Sig)

001/0

حجم نمونه

856

 

فرضیه سوم: در بررسی تفاوت نمره خرده مقیاس‌های مدیریت زمان با جنس پاسخگویان، میزان میانگین، انحراف استاندارد و خطای معیار میانگین آن مشخص شد. (جدول 6)

برای مقایسه میانگین نمره خرده مقیاس‌های مدیریت زمان در مردان و زنان مورد مطالعه، از آزمون t برای گروه‌های مستقل استفاده شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد:

1-  بین میانگین نمره خرده مقیاس هدف‌گذاری در مردان (54/37) و زنان (50/37) با میزان 95 درصد اطمینان تفاوت معنی‌داری وجود ندارد.

2- بین میانگین نمره خرده مقیاس اولویت‌بندی در مردان (16/30) و زنان (17/34) با میزان 95 درصد اطمینان تفاوت معنی‌داری وجود دارد.

3- بین میانگین نمره خرده مقیاس برنامه‌ریزی در مردان (30/32) و زنان (46/38) با میزان 95 درصد اطمینان تفاوت معنی‌داری وجود دارد.

میانگین نمرات پاسخگویان مرد و زن در مدیریت زمان و خرده مقیاس‌های آن در جدول(شماره 6 ) ارائه شده است.

جدول 6: میانگین نمره پاسخگویان به خرده مقیاس‌های مدیریت زمان به تفکیک جنس

خرده مقیاس‌ها

جنسیت

میانگین  Mean

انحراف استاندارد

خطای معیار میانگین

N

 

هدفگذاری

مرد

54/37

92/4

24/0

 

427

زن

50/37

94/4

24/0

429

 

اولویت‌بندی

مرد

16/30

38/3

16/0

427

زن

17/34

38/3

16/0

429

 

برنامه‌ریزی

مرد

30/32

74/4

23/0

427

زن

46/38

09/4

20/0

429

 

فرضیه چهارم: در بررسی تفاوت نمره خرده مقیاس‌های مهارت مدیریت زمان با تحصیلات پاسخگویان، میزان میانگین، انحراف استاندارد و خطای استاندارد آن مشخص شد. (جدول 7)

 

جدول 7: میانگین نمره خرده مقیاس‌های مدیریت زمان برحسب تحصیلات پاسخگویان

گروه‌های تحصیلی

خرده مقیاس‌ها

میانگین

انحراف استاندارد

 

خطای استاندارد

N

 

ابتدایی

هدف‌گذاری

77/38

96/4

79/0

39

اولویت‌بندی

62/29

37/3

54/0

39

برنامه‌ریزی

85/33

87/3

62/0

39

 

راهنمایی

هدف‌گذاری

83/39

96/4

79/0

230

اولویت‌بندی

45/30

30/3

22/0

230

برنامه‌ریزی

51/35

74/4

31/0

230

 

دبیرستان

هدف‌گذاری

54/40

50/5

42/0

169

اولویت‌بندی

04/32

38/3

26/0

169

برنامه‌ریزی

51/37

64/4

36/0

169

 

دیپلم

هدف‌گذاری

22/47

63/4

36/0

169

اولویت‌بندی

15/34

24/3

25/0

168

برنامه‌ریزی

27/39

29/4

33/0

168

 

فوق‌دیپلم و لیسانس

هدف‌گذاری

52/49

71/4

32/0

214

اولویت‌بندی

29/38

41/3

23/0

214

برنامه‌ریزی

59/43

99/3

27/0

214

 

فوق‌لیسانس

هدف‌گذاری

84/52

73/4

84/0

32

اولویت‌بندی

50/42

71/3

65/0

32

برنامه‌ریزی

41/45

10/4

72/0

32

 

دکتری

هدف‌گذاری

33/54

37/11

56/6

3

اولویت‌بندی

16/43

7

04/4

3

برنامه‌ریزی

67/47

79/2

19/2

3

          همانطور که جدول 7 نشان می‌دهد، تحصیلات، تأثیر در مدیریت کردن زمان دارد؛ یعنی، هر چه تحصیلات بالاتر باشد فرد بهتر بر وقت خود مدیریت می‌کند و توانایی درک از مدیریت زمان را پیدا می‌کند. در واقع، در مقطع ابتدایی، میانگین هدفگذاری 77/38 و در دکترا 33/54 می‌باشد و در مقطع ابتدایی میانگین اولویت‌بندی 62/29 و در مقطع دکترا میانگین اولویت‌بندی 16/43 است. همچنین، در مقطع ابتدایی میانگین برنامه‌ریزی 85/33 و در مقطع دکترا 67/47 می‌باشد.

برای مقایسه میانگین نمره خرده مقیاس‌های مدیریت زمان برحسب تحصیلات از طریق آزمون تحلیل واریانس انجام می‌گیرد.

 

جدول 8:  مقایسه میانگین نمره خرده مقیاس‌های مدیریت زمان برحسب تحصیلات پاسخگویان از طریق آزمون تحلیل واریانس

خرده مقیاس‌ها

گروه‌های تحصیلی

مجموع مجذورات

درجه آزادی

(sf)

میانگین مجذورات

F

سطح معنی‌داری

(Sig)

 

هدف‌گذاری

بین گروهی

80/398

6

47/66

 

78/2

 

011/0

درون گروهی

89/20296

848

93/23

کل

70/20695

854

 

 

اولویت‌بندی

بین گروهی

17/135

6

53/22

 

99/1

 

034/0

درون گروهی

90/9589

848

31/11

کل

07/9725

854

 

 

برنامه‌ریزی

بین گروهی

12/617

6

85/102

 

34/5

 

000/0

درون گروهی

74/16333

848

26/19

کل

86/16950

854

 

 

همانطور که در جدول 8 مشاهده می‌شود، میانگین خرده مقیاس هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی در سطح متوسط و بالای متوسط است. مقایسه میانگین نمره خرده مقیاس‌های مدیریت زمان در گروه‌های مختلف تحصیلی با استفاده از آزمون تحلیل واریانس در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد که در سطوح مختلف تحصیلات هر چه تحصیلات بالاتر می‌رود از لحاظ مهارت مدیریت زمان تفاوت معنی‌داری مشاهده می‌شود، به عبارت دیگر، تحصیل‌کرده‌ها نسبت به تحصیلات کمتراز مدیریت زمان، بهتر استفاده می‌کنند و افزایش سطوح تحصیلات، تأثیری در مهارت مدیریت زمان ایجاد می‌کند. (جدول شماره 8  )

 

فرضیه پنجم: در بررسی تفاوت نمره خرده مقیاس‌های مدیریت زمان با طبقه اقتصادی ـ اجتماعی پاسخگویان میزان میانگین، انحراف استاندارد و خطای استاندارد آن مشخص شد. (جدول 9)

 

 

 

جدول 9: میانگین خرده مقیاس‌های مدیریت زمان با پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی پاسخگویان

خرده مقیاس‌ها

پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی

میانگین

انحراف استاندارد

خطای استاندارد

N

 

 

هدف‌گذاری

خیلی بالا

59/38

98/4

52/0

93

بالا

51/37

02/5

36/0

188

متوسط

40/37

24/5

31/0

294

پایین

28/37

61/4

35/0

178

خیلی پایین

6/37

18/4

41/0

103

 

 

 

اولویت‌بندی

خیلی بالا

29/30

58/3

37/0

93

بالا

28/30

58/3

26/0

188

متوسط

17/30

28/3

19/0

294

پایین

91/29

40/3

25/0

178

خیلی پایین

29/30

38/3

12/0

103

 

 

 

برنامه‌ریزی

خیلی بالا

08/33

98/4

52/0

93

بالا

44/32

94/4

36/0

188

متوسط

16/33

48/4

26/0

294

پایین

04/33

88/3

29/0

178

خیلی پایین

47/32

46/4

15/0

103

 

همانطور که در جدول 9  مشاهده می‌شود، بین میانگین خرده مقیاس‌های مدیریت زمان در طبقات اقتصادی ـ اجتماعی بالا و خیلی بالا با میانگین خرده مقیاس‌های مدیریت زمان در طبقات اقتصادی ـ اجتماعی متوسط به پایین تفاوت معنی‌داری وجود ندارد.

          مقایسه میانگین نمره خرده مقیاس‌های مدیریت زمان در طبقات مختلف اقتصادی ـ اجتماعی با استفاده از آزمون تحلیل واریانس در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد که در سطوح طبقات اقتصادی ـ اجتماعی از لحاظ مهارت مدیریت زمان تفاوت معنی‌داری وجود ندارد و افزایش طبقات اقتصادی ـ اجتماعی در مهارت مدیریت زمان تأثیر نمی‌گذارد. (جدول 9 )

 

 

 

جدول 10: میانگین نمره خرده مقیاس‌های مدیریت زمان برحسب پایگاه اقتصادی - اجتماعی از طریق آزمون تحلیل واریانس

 

خرده مقیاس‌ها

طبقه اقتصادی ـ اجتماعی

مجموع مجذورات

درجه آزادی

(sf)

میانگین مجذورات

F

سطح معنی‌داری

(Sig)

 

هدف‌گذاری

بین گروهی

23/134

4

56/33

 

39/1

 

24/0

درون گروهی

77/20603

851

21/24

کل

20738

855

 

 

اولویت‌بندی

بین گروهی

02/17

4

26/4

 

37/0

 

83/0

درون گروهی

76/9722

851

42/11

کل

78/9739

855

 

 

برنامه‌ریزی

بین گروهی

08/86

4

52/21

 

08/1

 

36/0

درون گروهی

46/16915

851

88/19

کل

55/17001

855

 

 

بحث و نتیجه گیری

          فرضیه اصلی این تحقیق به بررسی میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان می‌پردازد  و سؤال اصلی این تحقیق آن است که «میزان مهارت مدیریت زمان در نوجوانان و جوانان تهرانی چه مقدار است؟»

          نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که نوجوانان در شاخص هدفگذاری (میانگین نمره 62/37) و نیز در شاخص اولویت‌بندی (میانگین نمره 17/30) و در شاخص برنامه‌ریزی (میانگین نمره 32/32) و جوانان در شاخص هدفگذاری (میانگین نمره 38/47) و شاخص اولویت‌بندی (میانگین نمره 16/39) و در شاخص برنامه‌ریزی (میانگین نمره 47/46) بوده است. این نتیجه را می‌توان اینگونه تعبیر و تفسیر کرد که همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد، نوجوانان در این دوره حساس و مهم با مسائل و مشکلات خاص سن خود مواجه‌اند که این موضوع ممکن است منجر به بروز تعارض و اختلال در رفتار نوجوانان شود. همچنین،  شاید این امر سبب می‌شود تا نوجوانان نتوانند از زمان در اختیار به نحو احسن استفاده کنند و آن را مدیریت کنند؛ اما جوانان چون از این مرحله بحرانی و آشفته بیرون آمده اند، با آرامش بیشتری می‌توانند از وقت خود استفاده بهینه و آن را مدیریت کنند. در واقع، جوانان توانایی‌های خود را بیشتر درک می‌کنند و در کارها و برنامه‌های خود هدفگذاری، اولویت‌بندی و برنامه‌ریزی بهتری نسبت به نوجوانان انجام می دهند. به عنوان مثال، فروغی (1382) در تحقیقی دریافت که مدیریت زمان و برنامه‌ریزی، امری اجتناب‌ناپذیر است و موفقیت سلامت جسمی و روانی بطور قابل توجهی به مدیریت زمان بستگی دارد. با وجود اینکه نوجوانان با مشکلات متنوعی روبرو هستند، ولی نتایج نشان می‌دهد که آنان تا حدودی در مورد مدیریت زمان و استفاده بهینه از وقت آگاهی دارند و تمایل دارند در کارها از مدیریت زمان استفاده کنند.

          فرضیه دیگر که جزو فرضیه‌های فرعی می‌باشد این است که بین میزان مهارت مدیریت زمان نوجوانان و جوانان تفاوت وجود دارد. همانگونه که گفته شد آزمون t مستقل نشان داد بین جوانان در مدیریت کردن زمان و نوجوانان تفاوت معنی‌داری وجود دارند.

اسمی(1384) در تحقیق خود نشان داد که با افزایش سن در واقع از نوجوانی به جوانی، شاخص برنامه‌ریزی و نظم که یکی از شاخص‌های مدیریت زمان می‌باشد، افزایش می‌یابد.

          از دیگر نتایج حاصله این که بین میزان تماشای برنامه‌های تلویزیون با مدیریت زمان از طریق ضریب همبستگی اسپیرمن، رابطه همبستگی معکوس وجود دارد؛ به عبارتی، با افزایش میزان تماشای تلویزیون، میزان برنامه‌ریزی و زمان بندی در انجام دادن کارها و فعالیت‌های روزمره کاهش می‌یابد و هر چه فرد بیشتر تلویزیون تماشا کند از کارهای دیگر خود باز می‌ماند و زمان را از دست خواهد داد که این نتیجه‌ای است که رضا اسمی (1384) نیز در تحقیقات خود به دست آورد.

          نتایج حاصل از بررسی مهارت مدیریت زمان با جنس از طریق تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد، در مهارت مدیریت زمان تفاوت بین دختران و پسران وجود دارد و دختران در مدیریت کردن زمان خود بهتر از پسران می‌باشند- این نتیجه‌ای است که ترومن و هارتلی (1996) و رضا اسمی (1382) نیز در تحقیقات خود به دست آوردند.

          نتایج حاصل از بررسی رابطه مهارت مدیریت زمان با تحصیلات پاسخگویان از طریق تجریه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس نشان داد که رابطه معنی‌داری بین افزایش سطح تحصیلات با مهارت مدیریت زمان وجود دارد و با بالا رفتن تحصیلات سطح بهره‌گیری از مهارت مدیریت زمان افزایش می‌یابد. یافته‌های تحقیق رضا اسمی (1384) نشان می‌دهد که با افزایش میزان تحصیلات، میزان رضایت آنها از نحوه گذراندن اوقاتشان کاهش یافته است. به نظر می‌رسد زمان در بین افراد تحصیلکرده از اهمیت و ارزش بیشتری برخوردار است و از دست دادن آن بیشتر موجب نگرانی و نارضاتی آنها می‌شود.

          نتایج حاصل از بررسی رابطه مهارت مدیریت زمان با پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی پاسخگویان از طریق تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس (f) نشان داد که بین سطوح طبقات اقتصادی ـ اجتماعی از لحاظ مدیریت زمان تفاوت معنی‌داری وجود ندارد و افزایش طبقات اقتصادی ـ اجتماعی در مهارت مدیریت زمان تأثیر نخواهد داشت.

          با توجه به یافته‌های فوق و نتایج مطالعات منطبق با نتایج این مطالعه می‌توان اظهار داشت که جوانانی موفق‌ترند که با اصول مدیریت زمان آشنایی لازم را داشته باشند و وقت خود را به نحو احسن مدیریت کنند.

پیشنهادات:

          متناسب با نتایج به دست آمده، می توان پیشنهاد داد:

1-  همانگونه که در محدودیت‌های تحقیق نیز به آن اشاره شد، پیشنهاد می‌شود پژوهشگران علاقمند به این حوزه با هم‌افزایی هر چه بیشتر نسبت به طراحی پرسشنامه‌ای بومی و هنجار شده که مطابق فرهنگ ایرانی باشد اقدام کنند تا از این طریق نتایج عینی‌تر و ملموس‌تری به دست آید.

2- همانطور که گفته شد، عوامل متعددی در مهارت مدیریت زمان مؤثر و دخیلند. از جمله مزاحمت‌های تلفنی، کنترل زمان جلسات، نه گفتن به خواسته‌های دیگران و غیره. پیشنهاد می‌شود که پژوهشگران علاقمند در این زمینه هم به تحقیق بپردازند تا میزان سنجش این عوامل را بر روی مدیریت زمان نوجوانان و جوانان به دست آورند.         

  • منابع

    • اسمی، رضا (1384) شناخت میزان برنامه‌ریزی، نظم و مدیریت زمان در زندگی روزمره مردم تهران : مرکز تحقیقات صداوسیما.
    • خاکی، غلامرضا (1389) مدیریت زمان . تهران: انتشارات بازتاب
    • رحیمی، شهرام (1381) "مدیریت زمان". کارآفرین. شماره 14.
    • روبرتا، روش (1383) مدیریت زمان. مژده شیرازی‌منش و دیگران. تهران: خدمات فرهنگی رسا
    • فروغی، علیرضا (1382) مدیریت زمان. کیفیت در خودرو. شماره 5.
    • فرنر، جک دی (1381) مدیریت کاربردی وقت و عملکرد. ناصر جواهری‌زاده. چاپ اول، تهران:پژوهش
    • کرمی مقدم،فردین (1377) بررسی رابطه مهارت فردی مدیریت زمان و مهارت‌های سازمانی در بین مدیران دبیرستان‌های دولتی شیراز، پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز.
    • حقیقی، م و علیمردانی،م(1380)  الگویی برای تنظیم وقت مدیریت به همراه توصیه های کاربردی مدیریت،تهران،نشر عالم ،ص 11.
    • لوتارسی،ورت (1381) مدیریت زمان، ترجمه غلامرضا خاکی، تهران: سازمان بهره‌وری بصیر.
    • نجف بیگی، رضا (1381) سازمان و مدیریت، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران.
    • نصر اصفهانی، علی (1381) فنون مدیریت زمان، مدیریت توسعه، شماره 14، ص 81.
    • هیندل، تیم (1383) مدیریت زمان، ترجمه شفیع‌ الهی، تهران: سارگل.
    • هیندل، تیم (1994) مدیریت زمان، ترجمه جعفری مقدم، 1383، تهران، انتشارات سارگل.
    • موریسی،جورج (1368)"مدیریت برمبنای هدف و نتیجه در بخش دولتی ". مهدی الوانی و فریده معتمدی.تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی

    Camron,s.(2002) Five time management mistakes.