محمدتقی ایمان؛ الهام شیردل؛ فاطمه انجم شعاع؛ حمید شیردل
دوره 14، شماره 28 ، شهریور 1394، ، صفحه 203-226
چکیده
این پژوهش در صدد است تا تمایل به رفتارهای بزهکارانه دختران نوجوان شهر کرمان را از طریق عوامل اجتماعی تبیین کند. بدین منظور در چهارچوب نظری این پژوهش، از نظریه کنترل اجتماعی هیرشی استفاده شده است. متغیرهای مستقل این پژوهش شبکه اجتماعی، تحصیلات والدین و الگوهای گذران اوقات فراغت هستند. متغیر وابسته این پژوهش نیز متشکل از 24 گویه در قالب ...
بیشتر
این پژوهش در صدد است تا تمایل به رفتارهای بزهکارانه دختران نوجوان شهر کرمان را از طریق عوامل اجتماعی تبیین کند. بدین منظور در چهارچوب نظری این پژوهش، از نظریه کنترل اجتماعی هیرشی استفاده شده است. متغیرهای مستقل این پژوهش شبکه اجتماعی، تحصیلات والدین و الگوهای گذران اوقات فراغت هستند. متغیر وابسته این پژوهش نیز متشکل از 24 گویه در قالب تعداد دفعات تمایل به انجام بزهکاری در خود و دوستان نزدیک ارزیابی شده است. این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و تکنیک پرسشنامه انجام گرفته است. جامعۀ آماری این پژوهش، دختران نوجوان شهر کرمان در سال 1392 و تعداد نمونه 381 نفر میباشند. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان میدهد: الف)تمایل به بزهکاری به میزانی قابل ملاحظه در رفتارهای دختران نوجوان وجود دارد. ب)بین متغیرهای مستقل فراغت اینترنتی، ماهوارهای، فراغت گردشی- تفریحی، استفاده از موسیقی مدرن و فراغت ورزشی با تمایل به بزهکاری دختران نوجوان رابطه مستقیم و معنیداری وجود دارد. ج)متغیرهای شبکه اجتماعی، تحصیلات والدین و فراغت دینی بر تمایل به بزهکاری اثری کاهنده دارند. د) اجرای تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که تنها سه متغیر الگوی فراغتی بر شدت تمایل به بزهکاری اثر دارند و میتوانند 23 درصد آن را تببین کنند. این سه متغیر عبارت بودند از: متغیر فراغت اینترنتی، گردشی- تفریحی و استفاده از ماهواره. ر) متغیر فراغت اینترنتی از بین سایر متغیرها بیشترین تأثیر کل را بر متغیر وابسته نشان داده است. بنابراین، عوامل اجتماعی نظیر سطح تحصیلات پایین والدین، فقدان پیوندهای اجتماعی در شبکه روابط افراد و عدم کنترل اجتماعی درست و صحیح در اوقات فراغت میتواند دختران نوجوان را به سوی بزهکاری سوق دهد.
محمدتقی ایمان؛ علی روحانی
دوره 12، شماره 19 ، اردیبهشت 1392، ، صفحه 29-48
چکیده
امروزه در درون جوامع جدید، فرایند تمایز گزاری و «تمیز» سبکهای زندگی متفاوت بین افراد و گروهها، دیگر نه به وسیله پایگاه موروثی اجتماعی/اقتصادی/سیاسی، بلکه بیشتر بر اساس قدرت انتخاب در مصرف انواع کالاهای مادی و معنوی، صورت میگیرد. در این میان یکی از عواملی که موجب این قدرت انتخاب در مصرف میشود، مالکیت سرمایههای متفاوت ...
بیشتر
امروزه در درون جوامع جدید، فرایند تمایز گزاری و «تمیز» سبکهای زندگی متفاوت بین افراد و گروهها، دیگر نه به وسیله پایگاه موروثی اجتماعی/اقتصادی/سیاسی، بلکه بیشتر بر اساس قدرت انتخاب در مصرف انواع کالاهای مادی و معنوی، صورت میگیرد. در این میان یکی از عواملی که موجب این قدرت انتخاب در مصرف میشود، مالکیت سرمایههای متفاوت در فضای نابرابر اجتماعی است. افراد با داشتن سرمایههای متفاوت، به شیوههای متفاوتی سبک زندگی و به تبع آن الگوهای گذران اوقات فراغت خود را شکل میدهند. مالکیت سرمایه اجتماعی نیز به همین شکل سبک زندگی و گذران اوقات فراغت افراد را شکل میدهد. پژوهش حاضر در این مسیر سعی نموده است به بررسی تجربی این مدعای نظری (طرح تحلیلی پییر بوردیو) بپردازد. به همین دلیل «میدان دانشگاه شیراز» به عنوان یک میدان علمی/اجتماعی انتخاب شد و 430 نفر از دانشجویان به شیوه نمونهگیری تصادفی سیستماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که هرچند میزان سرمایه اجتماعی در دسترس دانشجویان در هر دو بعد سرمایه اجتماعی غیررسمی و رسمی در وضعیت متوسط و پایین قرار دارد، اما سرمایه اجتماعی غیررسمی تنها با الگوهای فراغتی فردگرایانه رابطه معناداری داشته است، در حالی که سرمایه اجتماعی رسمی هم با الگوهای فراغتی فردگرایانه و هم با الگوهای فراغتی جمعگرایانه رابطه معنیدار داشته است. نتایج تحقیق در پایان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و راهکارهای عملی ارایه گردید.