نگار لرکی؛ صدیقه حیدری نژاد؛ ناهید شتاب بوشهری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش منتورینگ در ارتقا صلاحیتحرفهای و توانمندسازی مربیان ژیمناستیک استان خوزستان از نوع توصیفی همبستگی و با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری کلیه مربیان ژیمناستیک استان خوزستان به تعداد 240 نفر بودند؛ که به دلیل محدود بودن جامعه از روش کل شمار برای نمونهگیری استفاده شد. برای جمعآوری ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش منتورینگ در ارتقا صلاحیتحرفهای و توانمندسازی مربیان ژیمناستیک استان خوزستان از نوع توصیفی همبستگی و با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری کلیه مربیان ژیمناستیک استان خوزستان به تعداد 240 نفر بودند؛ که به دلیل محدود بودن جامعه از روش کل شمار برای نمونهگیری استفاده شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای محقق ساخته منتورینگ، صلاحیت حرفهای و پرسشنامه استاندارد توانمندسازی اسپریتزر ( 1995) استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامهها توسط متخصصین مدیریت ورزشی تأیید شد. پایایی پرسشنامهها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بهترتیب برای متغیرها (87/0، 88/0، 89/0) بدست آمد. و برای آزمون فرضیهها از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها نشان داد منتورینگ در ارتقا صلاحیتحرفهای و توانمندسازی مربیان ژیمناستیک تأثیر معنادار داشت و از میان چهار بعد توانمندسازی، احساس داشتن حق انتخاب بیش از سایر ابعاد قدرت تبیین پذیرفتن از متغیر منتورینگ را دارد. همچنین تأثیر صلاحیت حرفهای در توانمندسازی مربیان ژیمناستیک تأیید شد. در نهایت شاخصهای ارزیابی کیفیت مدل، نشان داد که مدل مفهومی نقش منتورینگ در صلاحیت حرفهای و توانمندسازی مربیان از برازش مناسبی برخوردار بود. با توجه به یافته های تحقیق به مسئولین هیات ژیمناستیک استان خوزستان توصیه می شود از مربیان با تجربه و کاردان به عنوان منتور در امر آموزش استفاده نمایند و به دورههای منتورینگ به عنوان رهیافتی نوین در جهت افزایش توانمندسازی و کمک به استمرار و توسعه مخزن استعداد و ارتقا صلاحیت مربیان توجه داشته باشند.
عباس جهان تاب نژاد؛ طاهره ازمشا؛ صدیقه حیدری نژاد؛ سید حسین مرعشیان؛ امین خطیبی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی توسعه ورزش توانیابان بر پایه تعامل میان مشارکت همگانی و موفقیت قهرمانی در ایران انجام شد.این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روششناسی کیفی با رویکرد نظریه زمینهای گلیزر است. دادهها ا طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۲۲ مشارکتکننده (شامل ورزشکاران، مربیان مدیران ورزشی) و نیز بررسی ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی توسعه ورزش توانیابان بر پایه تعامل میان مشارکت همگانی و موفقیت قهرمانی در ایران انجام شد.این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روششناسی کیفی با رویکرد نظریه زمینهای گلیزر است. دادهها ا طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۲۲ مشارکتکننده (شامل ورزشکاران، مربیان مدیران ورزشی) و نیز بررسی اسناد و مدارک مرتبط گردآوری شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند وگلولهبرفی انجام گرفت و فرایند جمعآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری (مصاحبه ۲۱ و ۲۲) ادامه یافت. تحلیل دادهها بر اساس کدگذاری باز، نظری و انتخابی به شناسایی هشت مقوله محوری زیرساختهای فراگیر و تطبیقی،منابع انسانی و آموزش تخصصی، تجهیزات و فناوری تطبیقی، سیاستگذاری و حکمرانی یکپارچه، بازنمایی و انگیزش دیجیتال، روانشناسی و انگیزههای فردی و اجتماعی، مشارکت اجتماعی و اکوسیستم فراگیر نوآوریهای فناورانه و اجتماعی انجامید. نتیجه تحلیلها نشان داد که کد هستهای پژوهش، تعامل دوسویه میان مشارکت همگانی و موفقیتهای قهرمانی است؛ بدین معنا که ورزش همگانی از طریق ارتقای خودباوری، شناسایی استعدادها و تقویت مشارکت اجتماعی، مسیر قهرمانی را هموار میسازد در مقابل، موفقیتهای قهرمانی از رهگذر الگوسازی و بازنمایی رسانهای، انگیزه و مشارکت عمومی را افزایش میدهد. مدل مفهومی نهایی، چارچوبی بومی برای سیاستگذاری یکپارچه توسعه ورزش توانیابان ارائه میدهد که بر نقش میانجی نوآوریهای فناورانه و اجتماعی میان متغیرهای ساختاری (زیرساخت، منابع انسانی و بازنمایی دیجیتال) و پیامدهای روانشناختی و اجتماعی تأکید دارد. بر اساس یافتهها، پیشنهاد میشود سیاستگذاران با ادغام این چرخه در برنامهریزی ملی، زمینه تحقق عدالت اجتماعی، ارتقای سلامت عمومی توسعه پایدار ورزش توانیابان را فراهم سازند
علی خالدی فرد؛ ناهید شتاب بوشهری؛ امین خطیبی؛ صدیقه حیدری نژاد
چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل زمینه ای و مداخله گر موثر بر ایجاد اشتغال پایدار دانش آموختگان علوم ورزشی ایران و در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان آگاه به موضوع تحقیق بود. جمعآوری دادهها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت که بعد از 16 مصاحبه به اشباع نظری ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل زمینه ای و مداخله گر موثر بر ایجاد اشتغال پایدار دانش آموختگان علوم ورزشی ایران و در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان آگاه به موضوع تحقیق بود. جمعآوری دادهها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت که بعد از 16 مصاحبه به اشباع نظری رسید. برای سنجش اعتبار، انتقال و تایید ذیری، یافته های پژوهش به مشارکت کنندگان ارائه و نقطه نظرهای آنها اعمال شد. از روش توافق درون موضوعی برای قابلیت اعتماد استفاده گردید که 82/0 گزارش شد. یافته های مربوط به عوامل زمینهای (بسترساز) بیانگر 29 مفهوم اصلی و 4 مقوله فرعی شامل سیاستگذاری و برنامه ریزی، عوامل اقتصادی و مالی، ارتباط دانشگاه با جامعه و صنعت، صلاحیت حرفه ای در ورزش و یافته های مربوط به عوامل مداخلهگر (تاثیرگذار) بیانگر27 مفهوم اصلی و 5 مقوله فرعی شامل عوامل فناوری، فرهنگی و اجتماعی، سیاسی، بازسازی جایگاه علوم ورزشی و ارتباطات و شبکهسازی بود.
در جمع بندی کلی پژوهش حاضر، باید گفت که امروزه توجه به مقوله اشتغال پایدار دانش آموختگان آموزش عالی دیگر تنها یک مقوله فرعی برای دانشگاه و آموزش عالی نیست، بلکه به یک مسئله اساسی برای سیاستگذاران و مسئولان عالی کشور تبدیل شده است. لذا بهمنظور اتخاذ تصمیم صحیح در زمینه ایجاد و توسعه اشتغالزایی پایدار برای دانش آموختگان علوم ورزشی توسط دست اندرکاران حوزه ورزش، نیاز به شناسایی عوامل زمینه ای و محیطی ضروری و مهیا نمودن این شرایط میباشد.
مهشید قلی پور؛ صدیقه حیدری نژاد؛ طاهره ازمشا
چکیده
هدف از این پژوهش، شناسایی چالشهای مشارکت بینسازمانی در ورزش به منظور اجرای برنامههای ورزش برای توسعه و صلح بود. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی– تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی بود که برای جمعآوری دادهها از تکنیک دلفی استفاده شد. به این منظور 25 نفر از خبرگان دارای سمت اجرایی در سازمانهای ورزشی به روش غیرتصادفی هدفمند ...
بیشتر
هدف از این پژوهش، شناسایی چالشهای مشارکت بینسازمانی در ورزش به منظور اجرای برنامههای ورزش برای توسعه و صلح بود. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی– تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی بود که برای جمعآوری دادهها از تکنیک دلفی استفاده شد. به این منظور 25 نفر از خبرگان دارای سمت اجرایی در سازمانهای ورزشی به روش غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند و تکنیک دلفی تا 3دور برای برقراری توافق نظری میان آنها ادامه یافت. برای تحلیل دادهها، از آمار توصیفی و جهت بررسی توافق نظری میان خبرگان از آزمون ناپارامتریکW کندال استفاده گردید. در نهایت یافتههای تحقیق 22 چالش در زمینه مشارکت بینسازمانی به منظور اجرای برنامههای ورزش برای توسعه و صلح را شناسایی کرد که مهمترین آنها عبارت بودند از: عدموجود یک سازمان منسجم در جهت برنامههای توسعه و صلح، پرهزینه و زمانبر بودن پروژههای ورزش برای توسعه و صلح، بی اعتمادی مسئولان نسبت به تاثیر ورزش بر توسعه و صلح، عدم رسمیت برنامههای توسعه و صلح و عدم آگاهی مسئولان و کارکنان سازمان های ورزشی از برنامههای ورزش برای توسعه وصلح. امید است متولیان ورزش کشور با استفاده از نتایج این تحقیق، زمینه مشارکت سازمانهای ورزشی در اجرای برنامههای ورزش برای توسعه و صلح را فراهم نمایند.