احمد مرادی هرندی؛ مهدی سلیمی؛ محمد سلطان حسینی
چکیده
هدف این پژوهش تحلیل لایه ای علتهای فساد شبکه ای در لیگ برتر فوتبال ایران و ارائه سناریوهای آینده آن بود. این پژوهش با ترکیب روش تحلیل لایه ای علتها و سناریو به روش دیتور انجام شد که در دل روش تحلیل لایهای علتها روش تحلیل مضمون و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل افراد متخصص، اساتید مدیریت ورزشی، سیاست گذاران ...
بیشتر
هدف این پژوهش تحلیل لایه ای علتهای فساد شبکه ای در لیگ برتر فوتبال ایران و ارائه سناریوهای آینده آن بود. این پژوهش با ترکیب روش تحلیل لایه ای علتها و سناریو به روش دیتور انجام شد که در دل روش تحلیل لایهای علتها روش تحلیل مضمون و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل افراد متخصص، اساتید مدیریت ورزشی، سیاست گذاران و مدیران سازمان های ورزشی و مسلط به این امر بود. به منظور رسیدن به نمونه پژوهش، در بخش کیفی از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد که با مصاحبه با 15 نفر از خبرگان اشباع نظری حاصل شد و در بخش کمی نیز باتوجه به نامحدود بودن حجم جامعه، از 384 نمونه استفاده شد که تنها 294 مورد آن تکمیل شد. یافتهها نشان داد که تمرکز بر ساختارهای مالی، وجود ناظران با قدرت اجرایی، ارگان قضایی به شیوه ای مناسب و با سازوکار شفاف و سلامت، سازوکار لازم جهت جلوگیری از رسیدگی دیرهنگام، شفاف سازی و اطلاع مردم از فرآیندها، انعکاس حقایق از طریق رسانه ها، وجود نظام یکپارچه استعداد یابی، قوانین و دستورالعمل های به روز، ارکان انضباطی و قضایی مجزا و مستقل، پرداخت مبالغ مناسب به بازیکنان، پیاده سازی شایسته سالاری، افزایش هم افزایی دستگاه ها، حمایت سیاست گذاران و آموزش های عمومی و تخصصی می تواند به کاهش فساد شبکه ای کمک کند. برهمین اساس چهار سناریو ماموریت غیرممکن، وضعیت مستاصل، پدرخوانده و ماموریت مخفی به دست آمدند که 007 سناریوی مطلوب و ماموریت مخفی سناریوی بدبینانه بود.
محبوبه خداپرست؛ مهدی سلیمی
چکیده
هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی جامعه پذیری شهروندان از طریق مشارکت در ورزش همگانی بود. این پژوهش با استفاده از روش کیفی و رویکرد سیستماتیک گراندد تئوری انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل اساتید برجسته جامعه شناسی و مدیریت ورزشی، مدیران و معاونین ادارات کل ورزش و جوانان و کارشناسان آگاه به حوزه پژوهش بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند و تعداد ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی جامعه پذیری شهروندان از طریق مشارکت در ورزش همگانی بود. این پژوهش با استفاده از روش کیفی و رویکرد سیستماتیک گراندد تئوری انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل اساتید برجسته جامعه شناسی و مدیریت ورزشی، مدیران و معاونین ادارات کل ورزش و جوانان و کارشناسان آگاه به حوزه پژوهش بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند و تعداد آنها به 15 نفر رسید. ابزار و روش گردآوری دادهها، مصاحبه از نوع نیمه ساختار یافته فردی بود و اجرای مصاحبهها به منظور اطمینان از اشباع نظری تا نفر پانزدهم ادامه یافت. جهت تحلیل دادهها از رویکرد نظاممند شامل سه گام اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی بهره گرفته شد. طی فرآیند کدگذاری باز، در مجموع 436 کد اولیه بدون در نظر گرفتن هم پوشانی احصاء گردید و در گام بعد، 78 مفهوم مشترک براساس همپوشانیها و تشابهات، 27 مقوله را شکل دادند. در نهایت در مرحله کدگذاری محوری و انتخابی، مدل نهایی پژوهش با محوریت مقوله مرکزی جامعهپذیری شهروندان از طریق مشارکت در ورزش همگانی ترسیم گردید. بررسی وضعیت، جایگاه و ارائه شاخصهای جامعه پذیری شهروندان از طریق مشارکت در ورزش همگانی می تواند به سیاست گذاران، مدیران و مسئولان جهت شناخت مشکلات موجود در این حوزه و ارائه راهحلهای مناسب برای کاهش شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب جامعهپذیری شهروندان یاری رساند، که در این مسیر شرایط علّی، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و همچین پیامدهای حاصل به تفکیک تبیین شدهاند.
رضا گرجی مرغملکی؛ مهدی سلیمی؛ رسول نظری
چکیده
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل نهادینه سازی جو اخلاقی در فوتبال حرفه ای ایران بود. پژوهش با رویکرد کیفی، به روش داده بنیاد، بر اساس نمونه گیری هدفمند و با استفاده از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند و تا اشباع نظری (23 مصاحبه) صورت پذیرفت. تحلیل داده ها بر اساس رویکرد اشتراوس و کوربین (کد گذاری های باز، محوری و انتخابی) انجام پذیرفت. مفاهیم شناسایی ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل نهادینه سازی جو اخلاقی در فوتبال حرفه ای ایران بود. پژوهش با رویکرد کیفی، به روش داده بنیاد، بر اساس نمونه گیری هدفمند و با استفاده از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند و تا اشباع نظری (23 مصاحبه) صورت پذیرفت. تحلیل داده ها بر اساس رویکرد اشتراوس و کوربین (کد گذاری های باز، محوری و انتخابی) انجام پذیرفت. مفاهیم شناسایی شده در قالب شش مقوله 1. شرایط علّی (عوامل شخصیتی، اخلاقی و فردی) ؛ 2. مقوله مرکزی (نهادینه سازی جو اخلاقی در فوتبال حرفه ای ایران)؛ 3. راهبردها (فرهنگ سازی، آموزش، شایسته سالاری، درآمدزا کردن باشگاه ها، توسعه زیر ساخت ها، شفاف سازی، وضع قوانین تشویقی و تنبیهی، ساماندهی کانون های هواداران، نهادینه کردن نظارت و کنترل و تلطیف محیط ورزشگاه ها)؛ 4. عوامل زمینه ای (عوامل مالی، فرهنگی – اجتماعی، ساختاری و زیرساختی)؛ 5. عوامل مداخله گر (شرایط اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و قضایی)؛ و 6. پیامدها (بروز مخالفت ها، بار ملی و تجهیزاتی، فوتبال پاک، توسعه فنی و اقتصادی و افزایش گرایش به ورزش) دسته بندی و مدل پژوهش ایجاد شد. بنا بر نتایج پژوهش به مدیران امر پیشنهاد می شود با استفاده از مدل ارائه شده و برنامه ریزی و تصمیم گیری مناسب، ضمن کاستن از معضلات اخلاقی، در مسیر نهادینه سازی جو اخلاقی در فوتبال حرفه ای ایران قدم بردارند و به محققان آتی، تحقیق در مورد تأثیر مستقل هر یک از عوامل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در جو اخلاقی فوتبال حرفه ای ایران پیشنهاد می گردد
مریم وفاخواه؛ مهدی سلیمی؛ مینا مستحفظیان؛ رضا شجیع
چکیده
شواهد و قرائن موجود در ایران نشان میدهد مدیریت تأسیسات و اماکن ورزشی با معیارها و استانداردهای جهانی فاصله دارد. در این بین سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE) یکی از کاملترین و مؤثرترین سیستمهای مدیریتی است که میتواند به مرتفع ساختن این چالش کمک کند. براین مبنا تحقیق حاضر به ارزیابی عملکرد پایدار اماکن مجموعه ورزشی آزادی ...
بیشتر
شواهد و قرائن موجود در ایران نشان میدهد مدیریت تأسیسات و اماکن ورزشی با معیارها و استانداردهای جهانی فاصله دارد. در این بین سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE) یکی از کاملترین و مؤثرترین سیستمهای مدیریتی است که میتواند به مرتفع ساختن این چالش کمک کند. براین مبنا تحقیق حاضر به ارزیابی عملکرد پایدار اماکن مجموعه ورزشی آزادی تهران با رویکرد HSE پرداخته است. این تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است و به صورت میدانی- کتابخانهای اجرا شده است. محدوده زمانی این تحقیق سال 1399 و محدوده مکانی آن اماکن ورزشی مجموعه ورزشی آزادی تهران میباشد که به دو دسته اماکن تحت مدیریت مجموعه و اماکن تحت مدیریت فدراسیونهای ورزشی طبقهبندی میشود. در این تحقیق برای ارزیابی عملکرد پایدار اماکن مذکور از رویکرد تحلیل پوششی دادهها استفاده شد. یافتهها نشان داد میزان کارایی نسبی DMU1(اماکن تحت مدیریت مجموعه) برابر با 44/0 و میزان کارایی نسبی DMU2 (اماکن تحت نظارت فدارسیونهای ورزشی) برابر با 0/1 میباشد، که نشان میدهد واحد تصمیمگیری DMU2 نسبت به واحد تصمیمگیری DMU1 کارایی نسبی بهتری دارد. شاید به این دلیل که دایره نظارت اماکن تحت اختیار فدارسیونهای ورزشی بیشتر است و بودجه خود را به طور مستقیم از شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی کشور دریافت میکنند.