علی سرداری؛ کیوان شعبانی مقدم؛ نجف آقایی
چکیده
هدف پژوهش حاضر، کاوش پدیدارشناسانه تجربه زیسته نوجوانان از نقش ورزشهای تیمی در بازآفرینی شبکههای ارتباطی همسالان و فرآیند جایگزینی پیوندهای بزهکارانه است. این پژوهش به دنبال فهم عمیق مکانیسمهایی است که از طریق آن، مشارکت ورزشی به یک مداخله اجتماعی مؤثر تبدیل میشود. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری (IPA) انجام شد. ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، کاوش پدیدارشناسانه تجربه زیسته نوجوانان از نقش ورزشهای تیمی در بازآفرینی شبکههای ارتباطی همسالان و فرآیند جایگزینی پیوندهای بزهکارانه است. این پژوهش به دنبال فهم عمیق مکانیسمهایی است که از طریق آن، مشارکت ورزشی به یک مداخله اجتماعی مؤثر تبدیل میشود. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری (IPA) انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته با ۲۳ نوجوان و جوان (۱۴ تا ۱۹ سال) که سابقه عضویت در تیم ورزشی و تجربه ارتباط با همسالان در معرض خطر را داشتند، گردآوری گردید. نمونهگیری به روش هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل دادهها شامل مراحل خوانش مکرر، کدگذاری و استخراج مضامین بود. تحلیل دادهها به شناسایی چهار مضمون اصلی منجر شد که یک فرآیند دگرگونکننده را به تصویر میکشند: (۱) سرگردانی در خلأ؛ که تجربه بیهدفی و اسارت در جاذبه گروه را پیش از ورود به ورزش توصیف میکند، (۲) ورود به ساختار؛ که تیم را به مثابه پناهگاهی منضبط با حضور مربی بهعنوان مرجعی حامی معرفی میکند، (۳) جوشش رفاقت در کوره تلاش؛ که به چگونگی شکلگیری پیوندهای عمیق و متعهدانه در بستر تلاش مشترک میپردازد و (۴) پوشیدن پیراهن هویت؛ که به تبلور یک هویت ورزشکاری جدید و تعمیم موفقیت به سایر ابعاد زندگی اشاره دارد. جوهره این تجربه، صرفاً جایگزینی یک گروه با گروهی دیگر نیست، بلکه فرآیند بازآفرینی خویشتن از طریق یافتن همزمان ساختار، پیوند معنادار و هویت ارزشمند در میدانی به نام ورزش تیمی است.
کوثر محمدی؛ سجاد سروش؛ منا فرزادفر؛ شهاب بهرامی
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان ایرانی از حضور در استادیومهای فوتبال با تأکید بر مراحل مختلف حضور، موانع تجربهشده و ادراک آنان از تعاملات اجتماعی در فضای استادیوم بود. این مطالعه با رویکرد کیفی، در چارچوب پارادایم تفسیری و با استفاده از راهبرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل 21 نفر از زنان ایرانی ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان ایرانی از حضور در استادیومهای فوتبال با تأکید بر مراحل مختلف حضور، موانع تجربهشده و ادراک آنان از تعاملات اجتماعی در فضای استادیوم بود. این مطالعه با رویکرد کیفی، در چارچوب پارادایم تفسیری و با استفاده از راهبرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل 21 نفر از زنان ایرانی دارای تجربه حضور در استادیومهای فوتبال بودند که با روش نمونهگیری هدفمند ملاکمحور انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش هفتمرحلهای کلایزی (1978) تحلیل شد. برای تأمین اعتبار و اعتمادپذیری دادهها نیز از معیارهای لینکلن و گوبا (1985) استفاده شد. یافتهها نشان داد که تجربه حضور زنان در استادیوم، تجربهای ساده و صرفاً تفریحی نیست، بلکه فرایندی چندمرحلهای است که از آستانهای عاطفی شامل شوق، کنجکاوی و اضطراب آغاز میشود، در مواجهه با اتمسفر چندحسی و بدنمند ورزشگاه شدت میگیرد و در لحظههای اوج مسابقه به تجربهای از هماحساسی و لذت جمعی میانجامد. همچنین زنان در فرایند حضور با موانع چندلایهای مانند دشواری دسترسی به بلیت، مشکلات اجرایی، کنترلهای نهادی، محدودیتهای امنیتی و اشکال مختلف طرد و تبعیض مواجهاند. در سطح تعاملات اجتماعی نیز تجربه آنان ماهیتی دوگانه دارد؛ بهگونهای که همزمان همبستگی و پذیرش و نیز نگاههای قضاوتگر، فشار اجتماعی و خودنظارتی را تجربه میکنند. این نتیجه نشان می دهد، حضور زنان در استادیومهای فوتبال در ایران تجربهای تنشمند، چندبعدی و اجتماعی است که درهمتنیدگی هیجان، تعلق، محدودیت و نظارت را آشکار میسازد.
الهام شیردل؛ مریم محمدی؛ فاطمه حامی کارگر
چکیده
شیوع بیماری کووید-19 در سراسر جهان، تغییرات عمدهای در زندگی روزمرهی تمامی افرد دنیا به وجود آورده است. لذا پژوهش حاضر تلاش می کند تا عواطف جوانان را در برهه اول وقوع پاندمی کرونا مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش مطابق با روش پدیدارشناسی و زمینه تحقیق از مصاحبه عمیق استفاده گردید. بدین ترتیب از بین جوانان سیستان و بلوچستان با روش ...
بیشتر
شیوع بیماری کووید-19 در سراسر جهان، تغییرات عمدهای در زندگی روزمرهی تمامی افرد دنیا به وجود آورده است. لذا پژوهش حاضر تلاش می کند تا عواطف جوانان را در برهه اول وقوع پاندمی کرونا مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش مطابق با روش پدیدارشناسی و زمینه تحقیق از مصاحبه عمیق استفاده گردید. بدین ترتیب از بین جوانان سیستان و بلوچستان با روش نمونهگیری هدفمند 41 نفر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته است؛ و یافتهها در دو مضمون اصلی، 9 مضمون فرعی و 64 مضمون اولیه طبقهبندی شدند. مضمون اصلی سرایت عاطفی در جوانان نشان میدهد سرایت سریع این بیماری و پیامدهای تلخ آن، باعث پیوستگی احساسی در بین گروههای مختلف اجتماعی، فراگیری زیست غمانگیز در جامعه و حتی بروز عاطفه جهانی شده است. مضمون اصلی دیگر عدم امنیت احساسی در جوانان از مضامین فرعی، ترس و اضطراب از سرایت و عدم درمان بیماری در جامعه ریسک پذیر، ناامیدی فزاینده، احساس بلاتکلیفی و خستگی عاطفی ناشی از قرنطینه و پیشروی کرونا تشکیل شده است. براساس نتایج پژوهش، جوانان این استان همراه با مشکلات ناشی از اپیدمی کرونا عواطف منفی متفاوت و متداومی نظیر غم، ترس، ناامیدی، بلاتکلیفی و خشم را تجربه نمودند که برای آنها زیست جهان عاطفی ایستا و سختی را فراهم ساخته است. از طرفی دیگر احساسات همدردانه و سرایت عاطفی منفی نیز موجب رکود و تخریب احساسی بیشتر جوانان شده است که توجه به نیازهای جوانان و انتقال هنجارهای عاطفی مثبت برای بهبود احساسی آنها مفید به نظر میرسد.
ملیحه عابدی؛ مهسا لاریجانی؛ مجید عابدی
چکیده
پژوهش حاضر به دنبال توصیف تجربه و درک از تفکر خودکشی وجهان پدیداری در نزد سربازان است. این پژوهش یک مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی است. جامعه مورد نظر سربازان درحال خدمت درسال 1399 بود که به دلیل حساسیت نظامی با روش نمونهگیری هدفمند وگوله برفی انجام شدواز بیان نام پادگان خاص پرهیزشده است. پس از مصاحبه با 8 سرباز پاسخ های افراد به ...
بیشتر
پژوهش حاضر به دنبال توصیف تجربه و درک از تفکر خودکشی وجهان پدیداری در نزد سربازان است. این پژوهش یک مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی است. جامعه مورد نظر سربازان درحال خدمت درسال 1399 بود که به دلیل حساسیت نظامی با روش نمونهگیری هدفمند وگوله برفی انجام شدواز بیان نام پادگان خاص پرهیزشده است. پس از مصاحبه با 8 سرباز پاسخ های افراد به اشباع رسید. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شدکه برای سنجش روایی و پایایی دادههای کیفی، از درگیری پیوسته، مشاهده مداوم، ذهنیت پیش رونده در مصاحبه استفاده شد. در مراحل تحلیل به 2 مقوله اصلی و 7 مقوله فرعی رسیدیم. مقولات هدف وانگیزه، ترس، حس تنهایی وجدایی از خانواده زیرمجموعه مقوله اصلی سطح فردی قرارگرفتند. مقولات حس اجبار داشتن، تحقیر شدن،عدم تطابق منزلت، نبود حامی مالی وعاطفی زیر مجموعه مقوله اصلی سطح کنش قرارگرفتند. نتایج نشان داد شرایط و مسائلی در دوران سربازی وجود دارد که در ابتدا تفکر خودکشی را پدید میآورد و تداوم این مسائل اقدام به خودکشی را منجر میشود. براساس بررسیها میتوان نتیجه گرفت برخی امور احتمال تغییرندارند، ولی اموری از قبیل آموزش مهارت حل مسئله، تغییر در شیوهی اجرای قوانین، بومی سازی پذیرش سربازها و در نهایت تغییر نگرش به سرباز میتواند تفکر خودکشی را که پیش نیاز اقدام به خودکشی است کاهش دهد.
جواد خدادادی سنگده؛ علی محمد نظری؛ خدابخش احمدی؛ خدابخش حسنی
دوره 13، شماره 25 ، آذر 1393، ، صفحه 9-24
چکیده
ازدواج سالم و موفق، نقش بنیادین در تشکیل خانواده سالم ایفا میکند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخصهای ازدواج موفق به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. بدین منظور 13 نفر از زوجهای واجد شرایط به روش نمونهگیری هدفمند و با استفاده از مصاحبه عمیق و اکتشافی در طول یک دوره 12 ماهه مورد مطالعه قرار گرفتند. ...
بیشتر
ازدواج سالم و موفق، نقش بنیادین در تشکیل خانواده سالم ایفا میکند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخصهای ازدواج موفق به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. بدین منظور 13 نفر از زوجهای واجد شرایط به روش نمونهگیری هدفمند و با استفاده از مصاحبه عمیق و اکتشافی در طول یک دوره 12 ماهه مورد مطالعه قرار گرفتند. دادهها پس از جمعآوری، ثبت و کدگذاری، در قالب مقولههای اصلی، دستهبندی شدند. تحلیل تجارب شرکتکنندگان به شناسایی 386 کد اولیه، 25 زیر مضمون و 4 مضمون اصلی شامل بسترهای فردی، بسترهای زوجی، بسترهای فرهنگی- اجتماعی و بسترهای دینی منجر گردید. در مجموع، در ایجاد ازدواج موفق، عوامل متاثر از بافت فرهنگی- اجتماعی، بیشترین نقش را در سلامت ازدواج و خانواده ایفا میکنند. بنابراین، توجه بیشتر به مبانی فرهنگی و اجتماعی در ازدواج اهمیت بنیادی دارد.