علی زیوری؛ مژگان خدامرادپور؛ مظفر یکتایار؛ طیبه سادات زرگر
چکیده
تحقیق حاضر با هدف نهایی طراحی مدل سیاستپذیری نظام ورزش نخبه در ایران با استفاده از طرح نظام مند نظریه دادهبنیاد انجام شد. روش تحقیق آمیخته بود که در دو بخش کیفی با رویکرد اکتشافی و روش دادهبنیاد و بخش کمی با استفاده از پرسشنامه طراحیشده برمبنای داده های بخش کیفی انجام شد. در فاز کیفی، مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته ...
بیشتر
تحقیق حاضر با هدف نهایی طراحی مدل سیاستپذیری نظام ورزش نخبه در ایران با استفاده از طرح نظام مند نظریه دادهبنیاد انجام شد. روش تحقیق آمیخته بود که در دو بخش کیفی با رویکرد اکتشافی و روش دادهبنیاد و بخش کمی با استفاده از پرسشنامه طراحیشده برمبنای داده های بخش کیفی انجام شد. در فاز کیفی، مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 12 نفر از خبرگان ورزش نخبه که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخابشده بودند، مصاحبه شد و در بخش کمی 401 نمونه آماری از 5 منطقه شمال، غرب، جنوب، شرق و مرکزی انتخاب شدند. طی فرایند کدگذاری باز 141 مفهوم اولیه به دست آمد و از درون آنها 17 کد محوری و 7 کد گزینشی استخراج گردید. شرایط علی (توسعهای، زیرساختهای ورزش نخبه و حمایت از رشد و پرورش ورزشکاران)؛ پدیده محوری (پذیرش سیاستهای ورزش نخبه)؛ شرایط زمینهای (نوآوری در کسب دانش، دانش عمومی و مدیریت استعداد)؛ شرایط مداخلهگر (فرهنگ سیاسی، شایستگی و ارتباطات؛ راهبردها (پژوهشی، کارآمدی نظام مالی، توانمندسازی و انگیزشی) حاصل شد و در نهایت مدل پارادیمی مورد برازش قرار گرفت.
بنا بر یافته های پژوهش، ضروری است که در زمینه پذیرش سیاستهای ورزش نخبه اقدامات راهبردی در جهت درک سیاستها و اجرای اصولی آنها انجام شود. پذیرش این سیاستها سبب سازماندهی نخبگان ورزشی و کاهش مهاجرت آنان، افزایش غرور ملی، کاهش خطای تصمیمگیری و افزایش کیفیت کار سازمانهای ورزشی خواهد شد.
امین رضا بخشی چناری؛ محمود گودرزی؛ سید نصرالله سجادی؛ مجید جلالی فراهانی
چکیده
هدف از این پژوهش شناسایی و اولویتبندی موانع توسعه دیپلماسی ورزشی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بود. فرآیند پژوهش شامل دو مرحله بود، مرحله اول پژوهش شامل: تحقیق کیفی از نوع پدیدار شناسی (با استفاده از ابزار مصاحبه با اساتید دانشگاه و نخبگان، مطالعه مقالات، کتب، اسناد و مدارک)، مرحله دوم پژوهش شامل: تحقیق کمی از نوع توصیفی- تحلیلی ...
بیشتر
هدف از این پژوهش شناسایی و اولویتبندی موانع توسعه دیپلماسی ورزشی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بود. فرآیند پژوهش شامل دو مرحله بود، مرحله اول پژوهش شامل: تحقیق کیفی از نوع پدیدار شناسی (با استفاده از ابزار مصاحبه با اساتید دانشگاه و نخبگان، مطالعه مقالات، کتب، اسناد و مدارک)، مرحله دوم پژوهش شامل: تحقیق کمی از نوع توصیفی- تحلیلی (با استفاده از روش دلفی و AHP). جامعه آماری در بخش کیفی کلیه مدیران و متخصصان صاحبنظر در ارتباط با موضوع دیپلماسی ورزشی بودند و از آنجایی که در روشهای کیفی، تعداد نمونهها از قبل تعیین نمیشود در نتیجه تا جایی که نسبت به موضوع تحقیق اشباع نظری حاصل شد مصاحبه ادامه یافت، بنابراین در این مرحله از دو روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد نتایج تحقیق نشان داد که بیتوجهی وزارت ورزش و جوانان و وزارت امور خارجه نسبت به مسائل بینالمللی ورزشی، ایرادهای اساسی در اساسنامه فدراسیونها، موانع ایدئولوژیکی و تعارضات برخی ارزشهای ج.ا.ا با قواعد و هنجارهای حاکم بر ورزش جهان، نبود نیروی انسانی متخصص و تعدد مراجع تصمیمگیرنده در امور بینالمللی ورزش از مهمترین موانع پیشروی توسعه دیپلماسی ورزشی جمهوری اسلامی ایران میباشد. پیشنهاد میشود میتوان با همکاری دوطرفه بین وزارت ورزش و وزارت امورخارجه از پتانسیل وزارتخانههای ذیربط و حتی سفارتخانههایی که در کشورهای محل سازمانهای بینالمللی ورزشی قرار دارند (مانند سوییس که مقر فیفا میباشد)، در حوزه دیپلماسی ورزشی برای رسیدن به اهداف بینالمللی استفاده کرد