سعید فلاح؛ رحیم رمضانی نژاد؛ فرزاد غفوری
چکیده
این پژوهش باهدف طراحی مدل افزایش امید به زندگی فعال شهروندان مبتنی برفعالیت بدنی با رویکرد معادلات ساختاری انجام شده است. روش پژوهش ازنوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری مدیران وکارشناسان سازمان ورزش شهرداری، هیاتهای ورزش همگانی وادارات ورزش وجوانان ومربیان ورزش همگانی کلانشهرتهران بودند. نمونه آماری به تعداد قابل کفایت جهت ...
بیشتر
این پژوهش باهدف طراحی مدل افزایش امید به زندگی فعال شهروندان مبتنی برفعالیت بدنی با رویکرد معادلات ساختاری انجام شده است. روش پژوهش ازنوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری مدیران وکارشناسان سازمان ورزش شهرداری، هیاتهای ورزش همگانی وادارات ورزش وجوانان ومربیان ورزش همگانی کلانشهرتهران بودند. نمونه آماری به تعداد قابل کفایت جهت آزمون مدل به روش هدفمند و دردسترس انتخاب ونظرخواهی گردید(122نفر). ابزارپژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ای بودکه براساس مطالعه همزمان کتابخانهای ومصاحبه اکتشافی با 16نفر تنظیم گردید وبرای ارزیابی روایی محتوایی ازمتخصص علمی واجرایی نظرخواهی شد. سپس پایایی ترکیبی و روایی سازه درمرحله نهایی با استفاده از نرم افزار پی.ال.اس بررسی وتایید شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که ظرفیتسازی اکوسیستم شهری، کارآمدسازی سیستم توسعه سلامت و ورزش شهری، گرایش شهروندان به زندگی فعال، توزیع مناسب فرصتهای زندگی فعال و ترویج فعالیت -بدنی شهروندی به صورت معنی داری نقش تبیین کنندهای در امید به زندگی فعال دارند. نتایج تحلیل مسیر هم نشان داد که روابط بین این مولفه ها از متغیرهای مستقل به سمت متغیرهای وابسته مثبت و معنی دار است و مدل مفهومی برازش مطلوبی دارد. براساس یافتههای پژوهش میتوان گفت که برای افزایش امیدبه زندگی درشهروندان تهرانی ازطریق فعالیت بدنی و ورزش باید برنامه ها وطرح های ورزشی متناسب با شرایط و اقتضای جامعه شهری تهران صورت بگیرد و درابتدا فضاهای شهری را برای فعالیت بدنی و ورزش عموم افرادجامعه مهیا نمود و سپس با رسانه ها و فضاهای اجتماعی ومجازی درخصوص فعالیت بدنی و اثرات آن برسلامت جسمانی و روانی، فرهنگ سازی مناسب را انجام داد.
فاطمه حسین زاده؛ میثم اله مرادی؛ مونا رضایی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل جامع توسعه ورزش همگانی در محیطهای شهری، در پاسخ به بحران فزاینده سلامت و نبود چارچوبی یکپارچه انجام شد. این تحقیق با رویکردی کیفی و با استفاده از راهبرد نظریه دادهبنیاد به روش نظاممند اشتراوس و کوربین صورت گرفت. مشارکتکنندگان شامل ۱۷ نفر از خبرگان حوزه مدیریت ورزشی، برنامهریزی شهری، و سلامت شهرداریها ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل جامع توسعه ورزش همگانی در محیطهای شهری، در پاسخ به بحران فزاینده سلامت و نبود چارچوبی یکپارچه انجام شد. این تحقیق با رویکردی کیفی و با استفاده از راهبرد نظریه دادهبنیاد به روش نظاممند اشتراوس و کوربین صورت گرفت. مشارکتکنندگان شامل ۱۷ نفر از خبرگان حوزه مدیریت ورزشی، برنامهریزی شهری، و سلامت شهرداریها و فدراسیون ورزشهای همگانی بودند که به روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و اعتبار و پایایی آنها با راهبردهایی نظیر بازبینی توسط اعضا و همتایان تأیید شد. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام پذیرفت. یافتهها به ارائه یک مدل پارادایمی با شش بعد اصلی منجر شد. شرایط علّی (فوریت سلامتمحور، پیامدهای کالبدی-رفتاری شهرنشینی، ظهور عاملیت و مطالبهگری اجتماعی)، شرایط زمینهای (تصلب ساختاری-نهادی، محیط بازدارنده، بستر جغرافیایی و زمینههای فرهنگی-اجتماعی)، و عوامل مداخلهگر (اهرمهای سیاستی، ظرفیت بسیج اجتماعی، الزامات اقتصادی، محرکها و موانع فناورانه) بهعنوان عوامل شکلدهنده پدیده محوری یعنی «گذار از اقدامات پراکنده به توسعه نظاممند ورزش همگانی» شناسایی شدند. این مدل راهبردهایی چون اصلاح حکمرانی، بازآفرینی فضاها، فرهنگسازی و نوآوری در تأمین منابع را برای تحقق پیامدهایی چون ارتقای سلامت، تقویت سرمایه اجتماعی و بهبود محیط شهری ارائه میدهد. توسعه ورزش همگانی، گذار سیستمی نیازمند رویکردی یکپارچه است و مدل ارائهشده، نقشه راهی برای سیاستگذاران فراهم میکند.
سحر قاسمی؛ امین دهقان قهفرخی؛ احمد محمودی
چکیده
هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل موثر در توسعه شهر فعال با رویکرد ترویج ورزش شهروندی بود. روش پژوهش از نوع مطالعه کیفی اکتشافی نظاممند برمبنای رویکرد تحلیل مضمون (تحلیل تماتیک) بود. جامعه آماری تحقیق شامل مدیران و کارشناسان خبره ورزش همگانی، مدیران و کارکنان خبره شهرداری کلانشهرها، مدیران مجموعههای ورزشی شهرداری، افراد متخصص و ...
بیشتر
هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل موثر در توسعه شهر فعال با رویکرد ترویج ورزش شهروندی بود. روش پژوهش از نوع مطالعه کیفی اکتشافی نظاممند برمبنای رویکرد تحلیل مضمون (تحلیل تماتیک) بود. جامعه آماری تحقیق شامل مدیران و کارشناسان خبره ورزش همگانی، مدیران و کارکنان خبره شهرداری کلانشهرها، مدیران مجموعههای ورزشی شهرداری، افراد متخصص و آگاه به ورزش شهروندی و اساتید مدیریت ورزشی دانشگاهی بود که مورد مصاحبه قرار گرفتند. نمونهگیری در بخش کیفی به روش قضاوتی انجام گرفت (21نفر). ابزار پژوهش شامل دو ابزار مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه بود. روایی محتوایی ابزار مصاحبه ابتدا با استفاده از نظر متخصصان و توافق مصححان مورد تأیید قرارگرفت.
نتایج نشان داد که شاخص های مؤثر در توسعه شهر فعال با رویکرد ترویج ورزش شهروندی شامل سه بخش شاخص های فرآیندی، عملکردی و پیامدی بود. یافته ها حاکی ازآن بود که مدیران شهرداریها و فدراسیون ورزشهای همگانی به برگزاری همایش های پیادهروری و دوچرخهسواری بیشتر از قبل توجه کنند و برنامههای (اهدای جوایز برای افراد و برگزاری رایگان برنامه) را در جهت ترغیب مردم به این فعالیتها برنامهریزی کنند. همچنین توجه ویژهای به ایجاد مسیرهای اختصاصی (دوچرخهسواری، پیادهروی و دویدن)، پارکهای بانوان، زیرساخت های لازم برای ورزش همگانی در پارکها و ایستگاه های تندرستی داشته باشند تا بتوانند مردم را در جهت ایجاد شهر فعال به ورزش شهروندی و فعالیت بدنی ترغیب کنند.
کیانوش دیلمی؛ فرزاد غفوری؛ جواد شهلایی باقری؛ غلامعلی کارگر
چکیده
هدف از این پژوهش، طراحی مدل توسعه اکوسیستمی ورزش در شمال کشور (استانهای گیلان، مازندران و گلستان) براساس همسوسازی ورزش همگانی و قهرمانی و همگرایی بین استانی بود. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی نظاممند (تماتیک) انتخاب شد. جامعه آماری شامل دو بخش صاحبنظران (اساتید، مدیران و..) و منابع اطلاعاتی (مقالات، اسناد و ..) بود. نمونه ...
بیشتر
هدف از این پژوهش، طراحی مدل توسعه اکوسیستمی ورزش در شمال کشور (استانهای گیلان، مازندران و گلستان) براساس همسوسازی ورزش همگانی و قهرمانی و همگرایی بین استانی بود. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی نظاممند (تماتیک) انتخاب شد. جامعه آماری شامل دو بخش صاحبنظران (اساتید، مدیران و..) و منابع اطلاعاتی (مقالات، اسناد و ..) بود. نمونه آماری به تعداد قابل کفایت (اشباع نظری) با روش قضاوتی نمونهگیری شد (19 نفر و 58 سند). ابزار پژوهش شامل مطالعه کتابخانهای نظاممند و مصاحبههای اکتشافی ساختارمند بود. روایی پژوهش براساس اعتبار حقوقی و علمی نمونه، روایی محتوایی ابزارها و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل یافتهها از روش کدگذاری مفهومی و تحلیل سیستمی استفاده شد. چارچوب مفهومی استخراج شده شامل 4 سطح، 9 منظر، 36 بُعد و 115 مؤلفه کلیدی بود. مدل پژوهش شامل چهار سطح مفهومی؛ ظرفیت محیطی توسعه ورزش شمال، راهبری سیستمی توسعه ورزش شمال، همگرایی توسعه ورزش همگانی و قهرمانی و کارکردهای توسعه همگرای ورزش شمال است. براساس نتایج به سازمانهای متولی توسعه ورزش در استانهای شمال کشور پیشنهاد میشود با توجه به اکوسیستم مشترک و مشابه سه استان، راهبرد همگرایی بین استان و منطقهای در توسعه ورزش همگانی و قهرمانی را در اولویت قرار دهند و از الگوهای علمی مانند نتایج این پژوهش استفاده نمایند.